
تاثیر مثبت گل و گیاه در تسریع بهبودی بیماران
رئیس انجمن گل و گیاهان زینتی ایران گفت: اثر گل و گیاه در تامین سلامت روان و تسریع بهبودی بیماران با هیچ چیز قابل قیاس نیست.
صنعت گل و گیاهان زینتی از حوزه هایی است که بیشترین لطمه را از شیوع کووید ۱۹ متحمل شده است. خصوصا این که همه گیری این ویروس در کشور مصادف شد با نوروز که از پررونق ترین زمان های فروش گل در ایران است.
پژمان آزادی رئیس انجمن علمی گل و گیاهان زینتی همزمان با ۲۵ خرداد روز ملی گل و گیاهان زینتی، با تاکید بر اینکه نقش گل و گیاه در تامین سلامت روانی فرد و جامعه با هیچ چیز قابل قیاس نیست، اظهار داشت: رونق بخشیدن به این حوزه و توجه به سنت هدیه دادن و پرورش گل می تواند اثر چشمگیری در بهبود شرایط روانی و تقویت احساسات مثبت در بیماران و جامعه داشته باشد.
وی افزود: تحقیقات و مطالعات علمی مختلف، تاثیرات مثبت روانی هدیه دادن و ارتباط با گل ها و گیاهان را اثبات کرده است. مثلا مشخص شده افرادی که در خانه خود گل دارند، احساس شادی و آرامش بیشتری کرده و احتمال ابتلا به افسردگی ناشی از استرس در آنها کاهش می یابد.
پژوهشی دیگر حاکی از ارتباط مستقیم بین علاقه به گل ها و احساسات مثبت مانند قدردانی، امید، همدلی، شادی، عشق، غرور و آرامش است.
رئیس انجمن گل و گیاهان زینتی ایران با بیان این که ارتباط با گل ها و گیاهان، حس خوشبختی، آرامش و امنیت را در افراد تقویت می کند، خاطرنشان کرد:
گلها تأثیرات آنی و بلندمدت بر احساسات، خلق و خوی و حتی حافظه زنان و مردان دارند. براساس یافته های یک پژوهش زنانی که گل دریافت می کنند تا چندین روز از روحیه مثبت بیشتری برخوردارند.
همچنین مشخص شده افرادی که در ساعات اولیه صبح انرژی بالایی ندارند، پس از دیدن گلها در صبح، شادتر و پرانرژی تر می شوند.
آزادی تصریح کرد:
گلها با کاهش استرس و افسردگی، تقویت روحیه و حس امیدواری روند بهبودی بیماران می گردند را تسریع می کنند. براساس تحقیقات، وجود گل و گیاه در اتاق، توانایی بیمار برای تحمل درد ناشی از بیماری را افزایش داده و نیاز به مصرف مسکن ها را کاهش می دهد.
نکته قابل توجه این که تاثیرات مثبت گل ها در سالمندان به مراتب بیش از سایر گروه هاست. اهدای گل به افراد مسن باعث ایجاد روحیه مثبت و بهبود حافظه اپیزودیک (حافظه وقایع روزمره) می شود.
رئیس انجمن علمی گل و گیاهان زینتی ایران در ادامه به فواید ویژه سنت هدیه دادن گل اشاره کرد و گفت: گلها احساسات مثبتی را ایجاد می کنند که با فرم لبخند، قابل اندازه گیری است. براساس یک تحقیق هنگامی که گل هدیه داده می شود، زنان همیشه با یک لبخند واقعی پاسخ می دهند. لبخند واقعی وقتی است که فرد لب و چشم لبخند می زند و با ایجاد واکنش مثبت متقابل، هر دو فرد شاد می شوند.
وی ادامه داد: سایر هدایای رایج میزان کمتری از پاسخ اولیه مثبت در دریافت کننده هدیه ایجاد می کنند و اثر ماندگاری کمتری دارند. براساس یک تحقیق دیگر ۶۵ درصد از افراد هنگام دریافت گل، احساس می کنند که بسیار ویژه هستند و ۶۰ درصد افراد عنوان کرده اند که هدیه گرفتن گل برای آنها معنایی ویژه و متفاوت با هر هدیه دیگر دارد.
آزادی با ابراز تاسف از سرانه پایین مصرف گل در کشور اظهار داشت: در حوزه گل و گیاهان زینتی فرصت های سرمایه گذاری، اشتغال و ارزآوری بالایی وجود دارد که جا دارد مسوولان با توجه ویژه به این بخش و کاهش نقش واسطه ها در بازار گل و گیاه کشور از فعالان این حوزه که خصوصا در ماه های اخیر با مشکلات مضاعفی مواجه شده اند، حمایت کنند.
رئیس انجمن علمی گل و گیاهان زینتی در خصوص وضعیت اشتغال و صادرات صنعت گل و گیاهان زینتی ایران گفت: در حال حاضر بیش از ۱۰ هزار تولیدکننده گل و گیاهان زینتی در ایران فعالیت دارند که نزدیک به هفت هزار هکتار فضای باز و گلخانه ای را زیر کشت این محصولات برده اند.
وی افزود: البته در مجموع حدود ۴۰ هزار نفر به طور مستقیم در حوزه گل و گیاهان زینتی اشتغال دارند که با توجه به ظرفیت بالقوه بالای این بخش که بسیار بیشتر از صادرات ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلاری کنونی است در صورت حمایت مناسب دستگاه های مسئول، زمینه بسیار خوبی برای سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های جدید شغلی در این بخش وجود دارد.
آزادی گفت: نظرسنجی جامعی توسط انجمن علمی گل و گیاهان زینتی ایران به منظور برآورد خسارات ناشی از شیوع کرونا بر صنعت گل و گیاه کشور انجام شده و نتایج آن به زودی به اطلاع مسئولان و رسانه ها خواهد رسید.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

جلوی آینه برو و از خودت تعریف کن
مثبتاندیشی واقعا برای سلامت روان مفید است؟
یکی از دلایل روی آوردن افراد به این روانشناسیها ساده و عامه پسند بودن محتوای این کتابهاست. افراد به سمت این کتابهای عامیانه میروند مانند زمانی که به سراغ کتابهای فالگیری میروند. این کتابهای عامیانه مانند کتابهای فالگیری نیازهای مردم را پاسخ میدهند.
«به جلوی آینه بروید، به چشمان خود نگاه کنید و چند بار بلند همه خوبیها و ویژگیهای مثبتتان را فریاد بزنید، این کار حال شما را خوب میکند و به شما اعتمادبهنفس میدهد.» حتما شما هم بارها این جملات را در فضای مجازی و تبلیغات مختلف دیدهاید، جملاتی که در قالب حرفهای برگزیده روانشناسی به هم وصل میشوند.
گویندگان این جملات خود را از طرفداران روانشناسی مثبتگرا میدانند، حوزه جدیدی برای درمان که در چند سال اخیر به محبوبیت عجیبی رسیده است، محبوبیتی که روز به روز بیشتر میشود.
به طور کلی روانشناسی مثبت (Positive Psychology) به عنوان، نوع نگرش و عادات فکری روزمره مردم که بر زندگی آنها تاثیر مثبت دارد، تعریف میشود و چهرههای شاخصی هم در این موضوع کار میکنند. اما در بسیاری از مواقع این موضوع با مثبتاندیشی اشتباه گرفته میشود و بسیاری سعی میکنند با یکی کردن بحث مثبتاندیشی و روانشناسی مثبت این ادعا را مطرح کنند که در حال انجام اقداماتی علمی هستند.
برای مثال در یکی از سایتهای علمی ایرانی در رابطه با این حوزه نوشته شده است: «در حقیقت این جمله بدین معناست که اگر شما یک فرد مثبت اندیش باشید ناخودآگاه زمینه اتفاق های مثبت در زندگی برایتان فراهم می شود. به جای استفاده از جملات منفی از جملات مثبت و پرانرژی استفاده کنید، مثلا به جای خسته نباشید، شکست خورده و ... از کلامتی مثل خدا قوت و با تجربه استفاده کنید.»
این افراد که مدعی هستند حرفهایشان علمی است حتی براین باورند که این اقدامات باعث میشود روان افراد سالمتر بشود.
این نوع روانشناسی که به روانشناسی بازاری معروف شده در چند سال اخیر آنقدر محبوب شده است که دهها کتاب آن در لیست پرفروشترین کتابها قرار دارد حتی بازار داغ این حوزه معطوف به دنیای کتابها نمانده است. همایشهای مختلفی در این زمینه برگزار میشود که استقبالکنندگان بسیاری دارند.
با «آب» خوب برخورد کن، به تو میخندد
اتفاقاتی در چند سال گذشته رخ دادند که این نوع از روانشناسی بازاری را به شدت تقویت کرد، از قانون راز تا تحقیق دانشمند ژاپنی که نشان میداد رفتار شما با آب روی شکل مولکولهای آب تاثیر میگذارد، پس رفتار مثبت شما با خودتان، روان خودتات را تغییر میدهد.
ماجرا به ۸ سال پیش برمیگردد، زمانی که ماسارو اموتو یک پزشک داروساز ژاپنی گفت براساس یک تحقیقی که انجام داده است به این نتیجه رسیده که با رفتار خوب با آب، شکل مولکولهای آن زیبا میشود و با رفتار بد هم این مولکولهای آن زشت میشوند.

همین موضوع به جملات اولیه سخنرانی برخی روانشناسان بازاری تبدیل شد، آنها از این موضوع استدلال کردند که حرفهای مثبت حال انسان را هم تغییر میدهد.
اما چندین سال است که دانشمندان این ادعای اموتو را رد کردند، آزمایش او هیچوقت دیگری تکرار نشد و حتی جیمز رندی، شعبده باز آمریکایی از اموتو درخواست کرد تا دوباره آزمایشاش را انجام بدهد و ۱ میلیون دلار جایزه بگیرد، اتفاقی که هیچوقت رخ نداد.روانشناسان بازاری در برخی مواقع هم از قانون راز برای اثبات حرفهایشان استفاده میکنند، موضوعی که باز هم توسط فیلسوفان علم به عنوان شبهعلم شناخته میشود.
علم شبهعلم را با این ۲ ویژگی تعریف میکند: این گزارهها نتیجه یک فرایند علمی نیستند اما افرادی که آنها را ساختند به شدت تلاش میکنند تا بگویند حرفهای علمی میزنند.
چرا «تعریف از خود» به ما اعتماد به نفس نمیدهد؟
از سویی روانشناسان هم معتقدند که گفتن این جملات مثبت تاثیری روی سلامت روان افراد ندارد، سوفی هنشا، روانشناس، در این رابطه نوشته است: «دلیل اینکه تایید مثبت فرستادن کار نمیکند این است که این کار بخش آگاه شما را مورد هدف قرار میدهد و نه ناخودآگاهتان را، اگر شما دنبال تعییر باور منفی عمیقتری هستید، باید به شکل دیگری مشکلتان را تغییر بدهید.»
برای مثال فرض کنید شما فردی افسرده هستید و به همین دلیل باور دارید که «زشت و بیارزش» هستید، بعد بخواهید جلوی آینده فریاد بزنید که «ظاهر و باطن من زیباست، من عاشق خودم هستم.» این اقدام هیچ تاثیری روی باور شما ندارد.

اما باز هم به سمت شبهعلم میرویم
با وجود این که این نوع اقدامات هیچ مبنای علمی ندارد و دانشمندان به شدت آنها را رد میکنند اما باز هم طرفداران آنها به شدت زیاد است.
آناهیتا خدابخش کولایی، روانشناس در این رابطه به آرمان گفته بود: « یکی از دلایل روی آوردن افراد به این روانشناسیها ساده و عامه پسند بودن محتوای این کتابهاست. افراد به سمت این کتابهای عامیانه میروند مانند زمانی که به سراغ کتابهای فالگیری میروند. این کتابهای عامیانه مانند کتابهای فالگیری نیازهای مردم را پاسخ میدهند.»
در واقع این ویژگی عامهپسند، شبهعلم و سادگی آنها باعث شده است که جمعیت زیادی طرفدارش باشند و حتی برای درمان برخی بیماریهای خود از روانشانسی مثبتگرای بازاری استفاده کنند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
تغییرات ۱۰۰ سال آینده دنیا را ببینید
سال ۲۱۰۰ دنیا همانقدر دگرگون خواهد شد که این روزها نسبت به صد سال پیش دگرگون شده است.
۱۰۰ سال پیش را تصور کنید، چه کسی فکر میکرد دنیا امروز چنین شکلی داشته باشد؛ افراد با دستگاه کوچکی هر روز با هم تماس میگیرند، با اینترنت دنیایی غیرواقعی ساخته شده که میتوانید پاسخ همه سوالهایتان را در آن پیدا کنید، خودروها حرف اول را شهرها میزنند، روزانه هزاران هواپیما به پرواز در میآیند و ...
اما ۱۰۰ سال دیگر چطور؟ برای سال ۲۱۰۰ باید منتظر چه دنیایی باشیم؟ این سوالی است که در چند سال اخیر دانشمندان سعی کردند به آن پاسخ بدهند.
آنها در پیشبینیهایشان اکثرا آیندهای حیرتآور را توصیف کردهاند، آیندهای که نشان میدهد تغییرات به همان سرعت قبلی در حال انجام است؛ از زندگی در سیارهای دیگر تا جلوگیری از پیری!
برخی از پیشبینیهایی که کارشناسان و فیزیکدانان از سال ۲۱۰۰ انجام دادهاند را اینجا بخوانید:
اینترنت را در چشمهایتان پنهان کنید
تصور کنید که فقط با یک چشم بر هم زدن آنلاین میشوید، شاید تا پایان قرن همین موضوع به واقعیتی روزمره تبدیل شود. پیشبینیهای دانشمندان نشان میدهد که اینترنت در لنزهایی که روی چشم قرار دارند قرار میگیرد و شما هرجایی بخواهید به آن وصل شوید.حتی این لنزها قادر خواهند بود که صورت افراد دیگر را تشخیص بدهد و برای حرفهایشان زیرنویس قرار بدهد، به طوری که اگر کسی به زبان دیگری صحبت کند شما منظور آنها را بفهمید. همچنین با این لنزها میتوانید به زمان قدیم برگردید و به سادگی در ویرانههای امپراطوری رم پیادهروی کنید. ممکن است با استفاده از این تکنولوژی شما قند خون، فشار خون، ضربان قلب و فاکتورهای دیگر سلامتی خود را هم چک کنید.
انسان آب و هوا را کنترل میکند
انسان هم اکنون به برخی فناوریهای کنترل اقلیم دسترسی دارد، اما احتمالا این فناوریها تا پایان قرن با سرعت بیشتری پیشرفت میکنند، البته نه به شکلی که بشود از آن به سادگی استفاده کرد و احتمالا به علت قیمت زیاد آن دانشمندان فقط از آن در مواقع ضروری استفاده میکنند.
آدم فضاییها!
میچیو کاکو، فیزیکدان آمریکایی ژاپنی در رابطه با اینکه تا سال ۲۱۰۰ وضعیت پیدا کردن آدمفضاییها به کجا میرسد میگوید: «فکر کنم در همین قرن ما پیامی از یک تمدن هوشمند در فضا دریافت کنیم. اگرچه، نه به این معنی که این مکالمه ۲ طرفه خواهد بود. شاید آنها صدها سال نوری دورتر باشند به همین دلیل انجام این گفتگو صدها سال طول میکشد. اما وقتی این اتفاق رخ بدهد تمدن انسان به نقطه عطفی میرسد.»
جلوگیری از پیری
هزاران سال است که بشر به نوعی دنبال حیات ابدی است، ما هنوز هم به این رویا نرسیدهایم اما حالا با پیشرفت تکنولوژی شاید تا سال ۲۱۰۰ این اتفاق رخ بدهد. دانشمندان دیگر کشف کردهاند که فرایند پیر شدن دقیقا چیست و شاید بتوانند جلوی آن را بگیرند و یا حتی روند آن را معکوس کنند. در نهایت شاید مجموعهای از روشهای مختلف فرایند پیر شدن را از بین ببرند، شاید نوههای شما بخواهند بعد از ۳۰ سالگی دیگر سنشان زیاد نشود.
قرار دادن هوشیاری انسان در اشعه لیزر
میچیو کوکو پیشبینی عجیب دیگری هم وضعیت بشر در سال ۲۱۰۰ دارد، او در این رابطه گفت: «به نظر من تا پایان قرن پروژهای اجرا میشود که میتواند هوشیاری انسان را در اشعه لیزر قرار داده و آن را به سمت فضا بفرستد، در این صورت در ۱ ثانیه اشعه لیزر به ماه میرسد، در ۲۰دقیقه به مریخ و در ۴ ساعت به نزدیکترین ستاره.»
با خودروهایتان پرواز کنید
شاید شما هم وقوع این اتفاق را تصور کرده باشید، تا سال ۲۱۰۰ قطعا شما سوار ماشینهایی میشوید که نیازی به راننده ندارند و حتی قادرند با استفاده از قوانین مغناطیسی پرواز کنند. همچنین در آن زمان ترافیک به یک افسانهای باستانی تبدیل میشود چراکه جیپیاس خودروها با هم در ارتباط هستند و به شکلی تردد میکنند که در مسیری چه در زمین و چه در آسمان ترافیک به وجود نیاید.
سرطان همچنان درمان نمیشود!
بمبهای هوشمند مولکولی ایجاد میشوند که چند سال قبل از پخش سلولهای سرطانی در خون حرکت میکنند و آنها را از بین میبرند. شیمی درمانی به روشی سخت و آسیبزا قدیمی تبدیل میشود. اگرچه سرعت تکثیر برخی از انواع سرطان بسیار زیاد است و آنها هنوز غیرقابل درمان خواهند بود.
منبع: خبر آنلاین
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
مزایای خنده
*ما بهشت را برای کسانیکه دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم.(حدیث قدسی)
* نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است.(رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
* بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیهالسلام)
* خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیهالسلام)
* خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزشتر است. (امام صادق علیهالسلام)
* نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیهالسلام)
* هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد میکند. (امام جواد علیهالسلام)
*هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمیکند.(امام حسن عسگری علیهالسلام)
* خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
* خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
* خنده فشار خون را تعدیل میکند.
* خنده سن افراد را کمتر نشان میدهد.
* خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
* خنده هیچ هزینهای ندارد.
* خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
* خنده ، خنده میآورد و مسری است.
* خنده در هیچ حیوانی دیده نمیشود و مختص آدمی است.
* خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستانهای امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
* خنده انبساط عروقی ایجاد میکند که در سلامتی موثر است.
* خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
* خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
* خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
* خنده با بازدم انجام میشود و این کار باعث میگردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
* خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد میکند.
* خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد میکند.
* خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد مینماید.
* خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی موثر است.
* خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف میکند.
* خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد میکند.
* خنده شادی میآورد، همای طور که شادی خنده میآورد.
* خنده قدرت یادگیری را افزایش میدهد. نقش خنده در کلاسهای درسی و آموزشی فوق العاده است.
* خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
* خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها میسازد.
* خنده آنقدر مهم است که عکاسان میگویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...
* خنده بهدلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل مینماید.
* خنده از بیماریهای زخممعده و اثنی عشر جلوگیری میکند.
* خنده کلسترول خون را کاهش میدهد.
* خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
* خنده «دویدن بیحرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر میکند.
* خنده باعث میشود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
* خنده سبب میشود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
* خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمیکند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم میشود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش میدهد.
* خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین میبرد ولی اخم چین و چروک را زیاد میکند.
* خنده باعث افزایش اندرفین مغز میشود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی میشود.
* خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر میسازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد میشود.
* خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
* خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر میخندیم.
* خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکردهتر میشوند. کمتر و دیرتر میخندند.
* خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
* خنده در بروز ایدههای نو و خلاق موثر است.
* خنده گرفتگیها و کرامپهای عضلانی را برطرف میسازد.
* خنده باعث رفع خستگی میشود.
* خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
* خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمیتوان شناسایی کرد.
* بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
* بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
* خنده و تبسم صورت را زیبا میسازد.
* اخم کردن کار اهریمنان است.
* چهره خندان بیشتر در حافظه میماند.
* برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
* خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
* خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس میشود، بدون استفاده از لغات کمک میکند.
* خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف میکند پس میتواند سلاح هم باشد.
* خنده خیلی زیاد و بیمورد دل را میمیراند. (حضرت علی علیهالسلام)
* از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)
* خنده خون سالم تولید میکند. (ایتالیایی)
* تبسم عمیق از شمشیر برندهتر است.(اسپانیولی)
* دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو میخندند. (انگلیسی)
* خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
* انسان خندهرو موفقتر است. (ژاپنی)
* اگر از کسی چیزی میخواهید اول او را بخندانید.
* انسان خندهرو از دنیا راضیتر است مثل من.
* خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز میباشد.
* خنده بر هر درد بیدرمان دواست. (ایرانی)
* یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
* جدیترین آدمها کسانی هستند که میخندند و میتوانند بخندانند. (فرانسوی)
* تبسم دشمن را دوست میکند. (جرج نیکلا)
مؤمن میبایست عبوس و گرفته نباشد و گشادهرو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
* از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.
همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید
برای استفاده از مطالب نشاط بخش و پر انرژی و کاهش افسردگی ، به کانال یوگای خنده بپیوندید
یوگای خنده ...funyoga@

شادی کافی نیست …
(مختصری در مورد شکوفایی”Flourish”)
مارتین سلیگمن معتقد بود که همه تلاش های ما در زندگی برای شاد شدن است و سه عنصراحساسات مثبت، درگیری مثبت و معنای زندگی را لازمه آن نام برد و از اینجا بود که نظریه شادکامی اصیل شکل گرفت. وی پس از پژوهش های متعدد دریافت که شادی تنها به معنای خلق و خوی شاد و سرخوشی و لبخند زدن همیشگی نیست. در شادکامی افزایش رضایت از زندگی نهفته است، بنابراین دو عنصر دیگر یعنی روابط مثبت و موفقیت های زندگی را به نظریه قبلی اضافه کرد و نظریه جدید با نام نظریه به زیستی مطرح شد.
پس طبق نظریه به زیستی برای رسیدن به شکوفایی شادی به تنهایی کافی نیست؛ در واقع شکوفایی تنها به دنبال یک شادی مقطعی و یا سطحی نیست بلکه به معنای رشد مثبت در خود و جهان پیرامونمان است. شادی درونی حاصل از آن از طریق برآورده شدن اهداف، ارتباط احساسی صحیح با زندگی، لذت بردن از موفقیت در قله ها و دره های زندگی است؛ در حقیقت ابزاری برای درک شادی و دریافت بیشتر از زندگی و توانایی فرد برای رشد در زمان های مناسب است.
از نظر سلیگمن هدف روان شناسی مثبت گرا ایجاد و پرورش شکوفایی (Flourish) در افراد است. او معتقد است که افراد شادکامی و خوشبختی حقیقی را زمانی حس می کنند که به شکوفایی برسند. شکوفایی موجب به زیستی (well-being) همه جانبه فرد می شود. در واقع نتیجه حاصل از به زیستی، شکوفایی است.
شکوفایی یک سفر کاملاً فردی است که ارزش های فردی را به ارمغان می آورد و چیزی نیست که فردی داشته باشد یا نداشته باشد بلکه یک فرآیند مبتنی بر عمل است که شخص باید با آگاهی در مسیرِ رشد و شکوفایی گام بردارد.
لازمه شکوفایی چیست؟
طی تحقیقی که در ۲۳ کشور عضو اتحادیه اروپا انجام شد، دریافتند که یک فرد برای شکوفا شدن باید همه ۵ عنصر PERMA (ویژگی های محوری) و سه مورد از شش مورد ویژگی های ثانویه را دارا باشد.

علاوه بر فاکتورهای جدول فوق، طبق Flourish افراد باید نقاط قوت خود را یافته و رشد دهند. وقتی افراد نقاط قوتشان را رشد دهند قادر خواهند بود تا روابط بین فردی عمیق تری برقرار کنند و بطور معناداری در جامعه موثر بوده و میزان لذت هایی را که تجربه می کنند افزایش می یابد. اگر شکوفایی را رشد و پیشرفت به لحاظ فیزیکی، ذهنی و احساسی معنی کنیم و معتقد باشیم که همه افراد توانایی رشد و پیشرفت دارند، پس افراد شکوفا کسانی هستند که شادی، خوشبختی و هدفشان را در زندگی افزایش می دهند. ثابت شده که افراد شکوفا در مشاغلشان موفق ترند و غیبت کاری کمتری دارند و بیشتر از همکارانشان حمایت می کنند. همچنین ارتباط مستقیمی بین شکوفایی و تعداد دوستان واقعی وجود دارد چنانکه به گفته بزرگان روانشناسی مثبت گرا، اگر آخرین خاطره خوب، آخرین حس خوب، آخرین خنده از ته دلمان را مرور کنیم قطعاً مربوط به زمانیست که در جمع دوستانمان بوده ایم.
نهایتاً اینکه شکوفایی شادی و خوشحالی همراه با رشد و پیشرفت است.
اگرچه که شکوفایی موضوع جدید و در حال مطالعه و تحقیق است و نیاز به آزمایش های بیشتر برای تعریف دقیق تر، عملی کردن و استفاده از این مفهوم است اما چنانچه به دنبال شکوفایی هستیم باید همواره این سوال را در ذهن داشته باشیم که:
*چه چیزی واقعاً ما را شادتر می کند؟
*چگونه می توانیم بیشترین بهره و استفاده را از زندگی مان داشته باشیم؟
کتاب شکوفایی روانشناسی مثبت گرا (درک جدیدی از نظریه شادکامی و بهزیستی) مارتین سلیگمن ترجمه امیرکامکار در این زمینه آموزه های ارزنده ای دارد که به زودی در مورد آن خواهم نوشت.
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند

دوپامین چیست ؟
دوپامین یک پیامرسان عصبی است که تاثیر مثبتی روی کنترل مراکز پاداش و لذت در مغز دارد. دوپامین همچنین تحرک و واکنشهای عاطفی را نظم میدهد، و ما را قادر میسازد که پاداشها را هم ببینیم و هم به سوی آنها گام برداریم.
این مطلب را همیشه در ذهن داشته باشید: دوپامین یک پیامرسان عصبی قدرتمند در مغز است. در حقیقت این مادهی شیمیاییِ مغز مستقیما مسئول ایجاد تمرکز و خلق انگیزه است. چه کسی دوست ندارد باانگیزهتر و متمرکزتر باشد؟
یک موضوع واقعا هیجانانگیز دیگر این است که دوپامین را میتوان افزایش داد! بله، شما میتوانید با برداشتن چند گام طبیعی برای افزایش سطح دوپامین، به طور موثری انگیزه، تمرکز و خلقوخویتان را بهبود دهید.
در این نوشتار ۲۷ روش برای افزایش سطح دوپامین و بالا بردن بهرهوری میبینیم:
۱. نور خورشید و ویتامین D
قرار گرفتن در معرض نور آفتاب یکی از بهترین راههای طبیعی برای افزایش سطح دوپامین در مغز شما است.
تحقیقات نشان میدهند که نور خورشید آزاد شدن دوپامین را در بدن افزایش میدهد.
بهتر این است که در روزهای بهار و تابستان کمی در معرض نور آفتاب باشیم تا میزان آزاد شدن دوپامین را در بدنمان افزایش بدهیم.
بسیار مهم است که نور خورشید با چشمتان هم تماس داشته باشید تا باعث آزاد شدن دوپامین شود.
بنابراین اطمینان حاصل کنید که در هنگام خارج شدن از منزل لنز تماسی، عینک یا عینک آفتابی استفاده نکنید. به این ترتیب، دوپامین به میزان بیشتری افزایش خواهد یافت.
و البته خیلی مهم است که این کار را در هنگام صبح انجام بدهید تا ساعت زیستیتان نیز تنظیم شود.
در طول ماههای زمستانی، زمانی که آفتاب چندان زیاد نیست، میتوانید پس از مشورت باز پزشکتان از مکملهای ویتامین D استفاده کنید.
ویتامین D یک ویتامین محلول در چربی است که پوست شما هنگام قرار گرفتن در معرض آفتاب آن را سنتز میکند.
اما بیشتر مردم ویتامین D را به اندازهی کافی از خورشید دریافت نمیکنند. محققان معتقدند که ۵۰٪ افراد در معرض خطر کمبود ویتامین D هستند.
کمبود ویتامین D موجب کاهش سطح دوپامین میشود، اما درمان با ویتامین D۳ موجب افزایش آزادسازی دوپامین میشود.
بنابراین، اگر در زمینهی این ویتامین کمبود دارید، بهتر است پس از مشورت با پزشک مصرف آن را شروع کنید.
۲. دوری از هر نوع اعتیاد
بسیاری از آدمها به چیزی اعتیاد پیدا میکنند زیرا در لحظه آنها را ارضاء میکند- مواد مخدر، الکل، رابطهی جنسی، پورنوگرافی، خرید، و دیگر رفتارهای اعتیادآور در طولانی-مدت تاثیر عکس روی سطح دوپامین دارند. اساسا، زمانی که به شدت اعتیاد به چیزی داریم، فعالیت “چرخهی پاداش” تشدید میشود و به شدت خواستار آن “شور لحظهای” میشویم. این یک درمان دائمی برای تولید دوپامین نیست، و نمیتواند تولید آن را به طور طبیعی افزایش دهد.
۳. فهرست دهی و نظم در کارها
دوپامین زمانی افزایش پیدا میکند که منظم باشیم و کارمان را به اتمام رسانده باشیم- صرف نظر از اینکه کاری کوچک باشد یا بزرگ. بنابراین، اجازه ندهید مغزتان دربارهی کارهایی که باید انجام دهید، نگران باشد. در عوض، کارها و وظایفتان را بنویسید و سپس هر کدام را که انجام میدهید، خط بزنید. ثابت شدهاست که خط زدن یک به یک کارها در فهرستی که آماده کردهایم تاثیر مثبتتری روی سطح دوپامین مغز دارد. همچنین، حتی اگر به لحاظ ذهنی توانایی حفظ کردن همه چیز را دارید، باز هم بهتر است کارهایی را که باید انجام دهید یادداشت کنید و هر کدام را که انجام میدهید، از فهرست حذف کنید.
۴. خلق یک اثر هنری
ما نویسندگان، نقاشان، مجسمه سازان، شاعران، خوانندگان، رقاصان، و دیگر هنرمندان این حالت را خوب درک میکنیم. زمانی که حس و حال خلقکردن داریم، میتوانیم بیش از حد متمرکز باشیم. در نتیجه، وارد حالتی میشویم که “تَچان*” نام دارد. دوپامین مادهی شیمیایی مغز است که کمکمان میکند به این حالت دست بیابیم. درسی که باید یاد بگیریم این است: سرگرمی یا فعالیتی را انجام بدهید که در آن واقعا چیز ظریفی خلق کنید. کارهایی مثل هنر، صنایع دستی، تعمیر خودرو، نقاشی، عکاسی یا چیز دیگری که جذاب به نظر میرسد را امتحان کنید.
* چان در روانشناسی، حالت ذهنی ویژهای هنگام انجام یک کنش است که در آن یک کنشگر در زمان انجام یک کار در احساسی از تمرکز نیرو، پایبندی کامل به کار و خشنودی در فرآیند انجام کار غوطهور میشود.
۵. ورزش ، ورزش، ورزش
باز هم همان داستان همیشگی! ما بارها و بارها راجع به اهمیت ورزش بدنی صحبت کردهایم، و باز هم میخواهیم آن را به این فهرست اضافه کنیم. بنابراین باید بگوییم ورزش نه تنها به ما کمک میکند استرسمان کاهش بیابد، به سلامتی بدنی بیشتری نائل شویم و کارآمدتر باشیم، بلکه سطح دوپامین را در مغز افزایش میدهد. به طور خاصتر، ورزش چندین پیامرسان عصبی را در بهبود میدهد: سروتونین و اندورفین نیز علاوه بر دوپامین افزایش زیادی خواهند یافت. نکتهی جالب دیگری نیز در این میان وجود دارد: ضرورتی ندارد که سنگین ورزش کنیم. قدم زدن و بالا رفتن از پلهها نیز میتواند سطح دوپامین را به طور قابل توجهی افزایش میدهد.
۶.تهیه یک روزشمار
روزشمار نیز مانند تهیهی فهرست همسنجی، شیوهی فوقالعادهای برای افزایش دوپامین است. منظور از روزشمار در این مقاله، یک یادآور دیداری است برای اینکه مشخص شود چند نوبت کارهای مورد نظرتان را انجام مدادهاید.
یک تقویم برای این کار اختصاص دهید: اهدافتان و روزهایی از هفته یا ماه را که برای آن اهداف برنامهریزی کردهاید، وارد تقویم کنید. برای مثال، اگر در روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه ورزش میکنید، این روزها را در تقویم خود برای یک ماه علامت بزنید، و روزی را که تمرینتان را انجام دادهاید، در تقویم خط بزنید.
۷. افزایش مصرف تیروزین
از میان مادههای شیمیایی که دوپامین را تشکیل میدهند، هیچ یک مهمتر از تیروزین نیست. در حقیقت، تیروزین عنصر سازندهی دوپامین است. بنابراین، مهم است که به اندازهی کافی از این پروتئین به بدنتان برسد. فهرست بزرگی وجود دارد از غذاهایی که تیروزین را افزایش میدهند:
بادام
آووکادو
موز
گوشت گاو
مرغ
شکلات
قهوه
تخممرغ
چای سبز
شیر
هندوانه
ماست
۸. گوش دادن به موسیقی
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا موسیقی شما را شاد میکند؟ منظورم این است که گاهی اوقات ممکن است غرق در اندوه باشید اما به محض اینکه آهنگ مورد علاقهتان را گوش میدهید، شاداب و رقصان میشوید… احساس بسیاری خوبی نیز دربارهی خودتان پیدا میکنید. دلیل این فرآیند این است که موسیقی سطح دوپامین را در مغز افزایش میدهد. در حقیقت، دانشمندان میگویند، گوش دادن به موسیقی اثری مشابه با خوردن غذا یا تماشای برنامهی تلویزیونی مورد علاقهتان دارد. بنابراین، وقتی احساس غم و اندوه دارید، آهنگ مورد علاقه تان را بگذارید و آرام بگیرید.
۹. انجام مراقبه
مزایای مراقبه نیز درست مانند ورزش، هر روز بیشتر از روز قبل برایمان آشکار میشود. این مورد را هم باید به فهرست اضافه کنیم. چنانچه قبلا نیز دربارهاش بحث کردهایم، مغز انسان آمادگی اعتیاد پیدا کردن به چیزهای مختلف را دارد. یکی دیگر از عادتهای اعتیادآوری که داریم، فکرکردن بیش از حد است. در حقیقت، بوداییها عبارتی برای این نوع اعتیاد دارند: “میمون ذهن.”
بیش از حد فکر کردن فقط یک عادت پریشانکننده نیست، بلکه همچنین یک وسواس واقعی است که به ما یک حالت گیجی میدهد، و در عین حال یک تاثیر منفی روی توسعهی روحی و معنوی ما دارد. هرچند دانشمندان نهایتا به چیزی رسیدهاند که بوداییها هزاران سال است که میدانند: مراقبه و حضور در لحظه برای یک ذهن سالم ضروری است.
همچنین، ثابت شدهاست که نیایش و درون اندیشی سطح دوپامین را افزایش میدهند.
۱۰. مصرف مکملهای طبیعی
در حالی که شیوههای فوقالعادهای برای افزایش سطح دوپامین وجود دارد، گاهی اوقات با موقعیتی بحرانی مواجه میشویم. خوشبختانه، مکملهایی طبیعی در بازار وجود دارند که ثابت شدهاست بر افزایش سطح دوپامین تاثیر دارند. در ادامه چند مورد از آنها را میبینید:
استیل-ال-تیروزین: یکی دیگر از عناصر سازندهی دوپامین. یک میزان مناسبی از این ماده، کار مغز را برای ساختن دوپامین راحتتر میکند.
کورکومین: یک مادهی فعال که در ادویهی کاری و زردچوبه وجود دارد.
کهندار یا جینکو: یک مکمل بسیار عالی و محبوب که تصور میشود بر سطح دوپامین تاثیر میگذارد و جریان خون به مغز را افزایش میدهد.
ال-تیانین: چندین پیامرسان عصبی، از جمله دوپامین، را در مغز افزایش میدهد. چای سبز منبع فوقالعادهای برای این ماده است.
۱۱. پاکسازی بدن از سموم
از آنجایی که بدن ما بسیار اعجابآور است، خودمان سم و باکتریهایی تولید میکنیم که برای ما مضر هستند. درونزهرابهها (اندوتوکسین) سیستم ایمنیمان را از کار میاندازند، و تولید دوپامین را محدود میکنند. در اینجا نکاتی میبینید برای پاک کردن روده از درونزهرابهها: خوراکیهای تخمیری بخورید، به اندازهی کافی بخوابید و در برابر میل به خوردن غذاهای چرب و شیرین مقاومت کنید.
شاید بهترین راه برای خلاص شدن از شر این سموم ناخوشایند، انجام پاکسازی سموم باشد. فرآیند آن را بخوانید و ببینید آیا به درد شما میخورد یا نه.
تکمیلی دوپامین
سارا فیضی،مرداد ۹۷
۱۲. تحریک عصب واگ
عصب واگ طولانیترین عصب مغزی است که در بدن شما وجود دارد.
تحقیقات نشان میدهند که اختلال مزمن عملکرد عصب واگ منجر به مهار دوپامین در مغز میشود.
اما تحریک عصب واگ یک سیستم دوپامین دچار مشکل را اصلاح میکند.
۱۳. قهوه
نوشیدن قهوه یک راه عالی برای افزایش سطح دوپامین در بدن است.
تحقیقات نشان میدهند که کافئین باعث آزاد شدن دوپامین در مغز میشود.
مطالعات دیگر نشان دادهاند که کافئین همچنین سیگنالینگ دوپامین را و گيرندههای دوپامین را افزايش میدهد.
اکثر مردم مشکلی با مصرف قهوه ندارند. اما اگر قهوه باعث میشود شما احساس ناخوشایندی داشته باشید، ممکن است کیفیت قهوه در این میان مقصر باشد.
هرچند قهوه و کافئین میتوانند خواب را مختل کنند، بنابراین دقت کنید که نباید آن را در ساعات پایانی روز مصرف نکنید. بهتر است آخرین فنجان را بین ساعات ۱۰ صبح تا ظهر بنوشید. اگر پس از این زمان قهوه را بنوشید ممکن است خوابتان مختل شود و روز بعد احساس خوبی نداشته باشید.
در نهایت، یک ایدهی خوب دیگر هم این است که سعی کنید میوهی قهوه را مصرف کنید، به جای اینکه دانههای قهوه را دم کنید و بنوشید.
از قدیمالایام، دانههای قهوه از میوه قهوهی برای بو دادن استخراج میشوند. و میوهی اطراف آن دور ریخته میشود.
اما این کار اصلا درست نیست!
چرا که کل میوهی قهوه حاوی ترکیبات سالمی است که در دانههای قهوه یافت نمیشود.
و پس از سالها تحقیقات دقیق، دانشمندان کشف کردند که مصرف کنسانترهی کل میوهی قهوه باعث افزایش عملکرد مغز میشود.
۱۴. قرار گرفتن در معرض سرما
قرار گرفتن در معرض سرما نیز میتواند سطوح دوپامین را در بدن به طور طبیعی افزایش دهد.
محققان دریافتند که غوطهور شدن در آب سرد دوپامین را به میزان ۲۵۰٪ افزایش میدهد.
برای این منظور میتوانید هر روز دوش آب سرد بگیرید و در زمستان از لباسهای کمتری برای افزایش دوپامین استفاده کنید.
سعی کنید حمام بعدی خود را با دست کم چند ثانیه آب سرد به اتمام برسانید و ببینید که چه احساسی خواهید داشت.
شاید این روش کمی سخت باشد، اما اثرات ماندگار آن ارزشاش را دارد.
یک راه دیگر هم این است که به جای ریختن آب سرد روی کل بدن، به دستها، صورت یا پاهایتان آب سرد بپاشید.
۱۵. جینسنگ
دو نوع جینسنگ وجود دارد که دوپامین را افزایش میدهند – جینسنگ آسیایی و جینسنگ سیبری.
جینسنگ آسیایی به عنوان “جینسنگ واقعی” شناخته میشود.
ثابت شدهاست این نوع جینسنگ توجه و پردازش شناختی را با افزایش سطح دوپامین در مغز بهبود میدهد.
محققان دریافتند که جینسنگ با افزایش قابلتوجه سطح دوپامین در مغز اثر ضد افسردگی روی فرد دارد.
۱۶. پروبیوتیکها
تحقیقات نشان میدهند که برخی از پروبیوتیکها نیز میتوانند دوپامین را افزایش دهند.
یک مطالعه نشان داد گونهی پروبیوتیک لاکتوباسیلیوس پلانتاروم به میزان قابلتوجهی دوپامین را افزایش میدهد.
محققان نتیجه گرفتند که مصرف روزانهی لاکتوباسیلیوس پلانتاروم میتواند برای درمان اختلالات روانی کمککننده باشد.
مطالعهی دیگری نشان داد که لاتوباسیلوس رامنوسوس دوپامین را در کورتکس قدامی افزایش میدهد.
۱۷. طب سوزنی
طب سوزنی یک درمان جایگزین است که ثابت شدهاست سطح دوپامین را در مغز افزایش میدهد.
محققان دریافتند که طب سوزنی با افزایش تحریک عصب واگ باعث تولید دوپامین در مغز میشود.
سایر مطالعات نیز نشان میدهند که طب سوزنی در دسترس بودن دوپامین در مغز را افزایش میدهد و آزاد شدن دوپامین را در زمان ترک اعتیاد بهبود میبخشد.
۱۸. ایستادن
یکی از بهترین ترفندها برای مغز و سلامت روان شما به سادگی این است که کمی بیشتر بایستید.
محققان دریافته اند که نشستن به مدت طولانی و بدون وقفه موجب خستگی و کاهش سطح دوپامین میشود.
۱۹. آهن
آهن یک مادهی معدنی کممقدار است که در هر سلول زندهی بدن ما یافت میشود.
این مادهی معدنی اکسیژن را به تمام قسمتهای بدن حمل میکند و پایین بودن سطح آن در بدن میتواند احساس خستگی، رنگپریدگی و تحریکپذیری در شما ایجاد کند.
تحقیقات نشان میدهند که آهن نقش مهمی در تنظیم انتقالدهندهی عصبی دوپامینرژیک دارد و کمبود آهن میتواند منجر به کاهش سطح دوپامین شود.
البته ما مصرف مکمل آهن را به شما توصیه نمیکنیم زیرا برخی از تحقیقات نشان میدهند که آهن بیش از حد میتواند باعث بروز مشکلاتی در سلامتی فرد شود.
قطعا ایدهی بسیار بهتر این است که آهن را از مواد غذایی دریافت کنید.
جگر گاو یکی از بهترین منابع آهن است، اما اگر طعم آن را دوست ندارید، مواد خوراکی دیگری هم هستند که مقدار مناسبی از آهن دارند.
برخی منابع خوب آهن عبارتند از:
– اسفناج
– ساردین
– پسته
– کشمش
۲۰. نمک
نمک دیگر روش خوشمزه و طبیعی برای افزایش سطح دوپامین در مغز شما است.
محققان دریافتند که مصرف نمک باعث افزایش سطح دوپامین میشود.
به یاد داشته باشید که باید از مصرف نمک فرآوریشده باید اجتناب کنید یا آن را محدود کنید.
بهتر است از نمک دریا و نمک صورتی استفاده کنید.
۲۱. اسیدهای چرب امگا۳
اسیدهای چرب امگا۳ بهترین نوع چربی برای مغز هستند و افزایش مصرف آنها یکی از بهترین اقداماتی است که میتوانید برای ارتقای عملکرد طبیعی مغز و سیستم عصبی بدن انجام دهید.
در یک مطالعه محققان به حیوانات اسیدهای چرب امگا۳ دادند و دریافتند که این حیوانات دارای ۴۰ درصد سطح بالاتری از دوپامین در مغز بودند نسبت به حیواناتی که اسیدهای چرب امگا۳ را دریافت نکرده بودند.
تحقیقات همچنین نشان میدهند که اسیدهای چرب امگا۳ میتوانند پس از بروز آسیب مغزی، میزان آزاد شدن دوپامین را به حالت عادی برگردانند.
مهم است که اسیدهای چرب امگا۳ را به اندازهی کافی مصرف کنید، زیرا اینها چربیهای ضروری هستند که بدن شما نمیتواند خودش آنها را تولید کند.
اسیدهای چرب امگا۳ در درجهی اول در ماهیهای آبهای سرد یافت میشوند، از جمله:
– ماهی سالمون
– ساردینها
– شاه ماهی
متأسفانه اکثر مردم از طریق رژیم غذایی اسیدهای چرب امگا۳ را به مقدار کافی دریافت نمیکنند.
به همین دلیل توصیه میکنیم که پس از مشورت را پزشکتان مکملهای امگا۳ را دریافت کنید.
شما همچنین میتوانید غذاهای دریایی با کیفیت مصرف کنید و در کنار آنها مکمل نیز دریافت کنید.
۲۲. لمس و ماساژ
لمس بین فردی یکی دیگر از راههای طبیعی برای افزایش سطح دوپامین در بدن است.
محققان دریافتهاند که لمس میزان آزاد شدن دوپامین در مغز را افزایش میدهد.
لمس میتواند بوسیدن، نوازش یا در آغوش گرفتن و رابطهی جنسی را شامل شود. اما میتواند شامل ماساژ درمانی هم باشد.
مطالعات نشان دادهاند که ماساژدرمانی دوپامین را به طور متوسط ۳۱٪ افزایش میدهد.
ماساژ همچنین کورتیزول را کاهش میدهد، اکسیتوسین را افزایش میدهد و در عین حال عصب واگ را نیز تحریک میکند.
۲۳. تائورین
تائورین یک ترکیب ارگانیک در غذاها، به ویژه گوشت و غذاهای دریایی است. این ترکیب مزایای متنوعی برای سلامتی دارد.
تائورین میتواند از سد خونی مغزی عبور کند و سطوح دوپامین را در مغز افزایش دهد.
۲۴. منیزیم
منیزیم یک مادهی معدنی حیاتی است که در بیش از ۳۰۰ واکنش بیوشیمیایی در بدن شما شرکت میکند.
متاسفانه بسیاری از افراد امروزه دچار کمبود منیزیم هستند.
این موضوع بسیار بد است زیرا منیزیم برای عملکرد مناسب سیستم عصبی و فعالیت مطلوب انتقالدهندههای عصبی ضرورت دارد.
منیزیم اثرات ضد افسردگی دارد به این دلیل که فعالیت دوپامین را در مغز افزایش میدهد.
برای اطمینان از اینکه منیزیم را به میزان کافی دریافت میکنید باید چند موضوع را مد نظر داشته باشید:
ابتدا اطمینان حاصل کنید که غذاهای غنی از منیزیم را به صورت منظم میخورید از جمله:
– اسفناج
– تخمه کدو تنبل
– بادام
– آووکادو
– موز
حمام نمکی نیز یکی دیگر از راههای عالی برای افزایش دریافت منیزیم است.
مصرف مکمل نیز ایدهی خوبی است.
از آنیجا که اکثر افراد کمبود منیزیوم دارند، این مادهی معدنی یکی از سه مکملی است که تصور میشود بهتر است همه مصرف کنند.
۲۵. فولات
فولات (ویتامین B۹) نوعی ضروری از ویتامین B است که نقش کلیدی در متیلاسیون دارد، يکي از مهمترين فرآيندهای بدن و مغز برای بهينهسازی انرژی و عملکرد سيستم عصبی.
محققان دریافتند که اگر شما افسرده باشید، احتمالا میزان فولات در خون شما پایینتر است و افرادی که فولات خونشان پایین است در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند.
یکی از دلایل چنین پیامدی این است که فولات برای تولید و سنتز دوپامین در مغز بسیار ضرورت دارد.
هنگامیکه سطح فولات پایین است، سطح دوپامین نیز پایین خواهد آمد زیرا بدن شما نمیتواند دوپامین را به صورت کارآمد تولید کند و همین موجب افسردگی میشود.
منابع غذایی مناسب برای دریافت فولات عبارتند از:
– سبزیجات برگدار
– مارچوبه
– گل كلم
– آووکادو
– جگر گاو
– مرغ
فولات همچنین سطح هموسیستئین را کاهش میدهد.
۲۶. کاهش التهاب
کاهش التهاب در سراسر بدن، یک گام کلیدی برای افزایش سطح دوپامین به طور طبیعی است.
بسیاری از تحقیقات نشان میدهند که التهاب مزمن باعث کاهش سنتز دوپامین و آزاد شدن دوپامین در مغز میشود و همین در نهایت منجر به فقدان انگیزه، و بروز خستگی و افسردگی میشود.
علل زیادی برای بروز التهاب مزمن وجود دارد از جمله عفونت، آسیب مغزی و نشت مایع مغزی
اما یکی از رایجترین علل – و علتی که شما بیشترین کنترل را میتوانید روی آن داشته باشید – رژیم غذایی است.
به همین دلیل توصیه میکنم یک رژیم ضد التهابی را دنبال کنید و از مصرف مواد غذایی مانند گلوتن و لبنیات که باعث التهاب در روده و مغز میشوند پرهیز کنید.
شما همچنین باید مواد غذایی فرآوریشده را از رژیم غذاییتان حذف کنید، و مصرف سبزیجات، میوهها، ماهیهای وحشی، گوشت گاو و مرغ ارگانیک را افزایش دهید.
سایر اقداماتی که میتوانید برای کاهش التهاب انجام دهید عبارتند از: کاهش استرس، ورزش، بهبود سلامت روده، درمان عفونت و داشتن خواب کافی
۲۷. خواب کافی
اگر میخواهید دوپامین را افزایش دهید و به طور طبیعی میزان دوپامین را در خود بهینه کنید، داشتن خواب کافی ضرورت دارد.
من سابقا مشکل خواب داشتم و این یکی از عوامل اصلی بود که سبب شده بود سلامت روح و روانم تحت تاثیر قرار بگیرد.
تحقیقات نشان میدهند که کمبود خواب باعث کاهش گیرندههای دوپامین میشود و در دسترس بودن گیرندههای دوپامین و حساسیت در مغز را نیز کاهش میدهد.
هنگامی که مردم مجبور هستند شب را به بیداری سپری کنند، در دسترس بودن گیرندههای دوپامین در مغز آنها صبح روز بعد به طور قابلتوجهی کاهش مییابد.
بنابراین بهترین کار این است که دست کم به مدت ۷ ساعت خواب خوب هر شب داشته باشید!
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
برای شاد بودن این 14 راهکار را استفاده کنید
افراد خوشحال و مثبت اندیش کمتر از دیگران دچار سکته قلبی و مغزی و حتی سرماخوردگی می شوند. همچنین بیش از افرادی که تفکر منفی دارند عمر می کنند. شاد بودن علاوه بر سلامت روانی بر سلامت جسمی شما نیز تأثیر بسزایی دارد. اگر از گروه افراد غمگین و منفی نگر هستید، این راه ها را امتحان کنید.
هر فردی در ذهن خود یک تصور خاص از آرامش و شادی دارد. بگردید و عامل خوشحالی خود را بیابید.
برخی افراد با دیدن دوستان و فامیل خود را از غم نجات می دهند و برخی با عبادت. مناجات با خدا و نماز می تواند بهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به شادی و آرامش باشد.
2)در شرایط استرس زا لبخند بزنید
لبخند می تواند کلید شادی شما باشد و با کاهش ضربان قلب در شرایط استرس زا و افزایش تولید اندورفین در بدن شما را به ارامش خواهد رساند.
بنابراین در شرایط استرس زا مانند گیر کردن در ترافیک سنگین و غیره، لبخند زدن برایتان بسیار مفید خواهد بود.
3)در تقویم تان روزهایی را برای رفتن به مراسم های سخنرانی تعیین نمایید.
مخصوصا سخنرانی هایی که در آن به بحث های معنوی و شخصیتی مانند اعتماد به نفس، مثبت اندیشی و ... می پردازند. این کار شما را تشویق به شاد بودن و بالا بردن اعتماد به نفس خواهد کرد.شرکت در مراسم سخنرانی و گفتگو
حتی شرکت در مراسم سخنرانی مربوط به مباحث دیگر هم می تواند انگیزه ی شما را برای تلاش و رسیدن به هدف و در نهایت خوشحالی بالا ببرد.
4)دوستان منفی نگر خود را حذف کنید
همین حالا یک لیست از دوستان منفی نگر خود تهیه کرده و سعی کنید کم کم آن ها را از زندگی خود بیرون کنید. در عوض به دنبال افراد مثبت نگر برای برقراری یک رابطه دوستانه بگردید، افرادی که می توانند به شما انرژی و نشاط دهند و به دوستی شان نیز پایبند باشند.
5)فعالیت های داوطلبانه انجام دهید
گاهی نیاز است که ما خود را از مشکلاتمان دور کنیم و به حل مشکلات دیگران بپردازیم. انجام فعالیت های داوطلبانه و خیرخواهانه می تواند شما را به احساس رضایت و خوشنودی برساند و روح تان را نیز به آرامش معنوی نزدیک تر کند.
می توانید با کمک به کودکان بی سرپرست و یا بی خانمان، احساس مفید بودن و شادمانی را به خود القا کنید.
6)با یک دوست قدیمی ارتباط برقرار کنید
ارتباط تلفنی و یا نوشتن پیامک یا ایمیل به یک دوست قدیمی و دعوت او به یک دیدار می تواند به طرز عجیبی، روح و قلب شما را غرق در آرامش نماید. حتما این روش را امتحان کنید.
7)سطح ویتامین D بدنتان را کنترل کنید
مصرف ویتامین دی به ویژه در زمستان که نور خورشید به میزان کمتری به ما می رسد می تواند به رسیدن به شادی کمک کند. سطح کم این ویتامین موجب افسردگی خفیف می شود.
برنامه غذایی تان را طوری تنظیم کنید که بتوانید در هفته چند بار این ماده ی مهم را دریافت کنید.
8)گوش کنید و سوال بپرسید
سر کلاس درس به دقت به حرف های استاد و یا معلم تان توجه کنید و هر جا نیاز بود سوال هایتان را از او بپرسید. این کار سبب افزایش اعتماد به نفس و رضایت مندی شما خواهد شد. همچنین استادتان نیز از اینکه شما به حرف های او توجه می کنید بسیار خرسند می شود.
9)پیاده روی به همراه یک دوست
هفته ای دو بار به همراه دوستتان پیاده روی کنید. توأم شدن ورزش و گفتگو با یک دوست صمیمی شما را شاد خواهد کرد. سعی کنید برای ایجاد تنوع، مسیرهای متفاوت و دشوار را برای پیاده روی انتخاب کنید.
10)واژگان منفی را از دایره لغاتتان حذف نمایید
واژه هایی نظیر نمیتوانم، هرگز ، نمی خواهم و به خصوص "باید" ، شما را از تلاش برای رسیدن به هدف دور می نماید و به جای آن به کار بردن عباراتی مانند من می خواهم ، من انتخاب می کنم و ... به طور شگفت انگیزی شما را به سمت هدفتان هدایت خواهد کرد و نشاط را به ارمغان خواهد آورد.
11)کاری را که دوست دارید انجام دهید
کاری را که همیشه دوست داشتید انجام دهید را عملی کنید، مثلا به کلاس نقاشی بروید، اتاقتان را از نو بچینید و ... . همچنین می توانید برای تعطیلات خود برنامه ریزی کرده و شور و نشاط خود را افزایش دهید.
12)تلویزیون و رایانه را خاموش کنید
لازم نیست این کار را برای همیشه انجام دهید اما بهتر است زمان استفاده از تلویزیون و رایانه را به نصف کاهش دهید.
در این صورت زمان بیشتری را برای تعامل با دوستان و خانواده پیدا خواهید کرد و شادی بیشتری را به خودتان هدیه خواهید داد.
13)از کتاب های کمکی استفاده کنید
مطالعه ی کتاب ها برای یادگیری روش های شادتر زیستن و مثبت اندیشی، راه های زیادی را برای رسیدن به این هدف پیش رویتان خواهد گذاشت.
14)خونسرد باشید
هرگز نمی توان رفتار دیگران را پیش بینی کرد، اما تمرین خونسردی به شما کمک خواهد کرد تا با کوچکترین تغییر رفتار یا بدرفتاری کنار بیایید و به هم نریزید.
منبع:تبیان
برای مطالعه مطالب نشاط بخش ما را در کانال تلگرامی همراهی فرمایید
یوگای خنده : تبسم ،تفکر و تدبر 


برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
هورمون های شادی آور کدامند؟
انسان هنگام رو به رو شدن با موقعیت های مختلف، واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهد. احساسات مختلفی که تجربه می کنیم در نتیجه واکنش های شیمیایی است که درون بدن مان رخ می دهد.
با توجه به استرس های گوناگون روزمره، بدن انسان معمولا در حالت سپماتیک قرار دارد و ما باید به تحریک هورمون هایی بپردازیم که بدن را به حالات پاراسمپاتیک هدایت کنند تا به آرامش برسیم.
هورمون های شادی بخش
هورمون ها مواد بیوشیمیایی هستند که متابولیسم بدن را تنظیم می کنند. همه چیز به آنها بستگی دارد: سلامتی، خلق و خو و ظاهر. ما به آنها فکر نمی کنیم، مگر اینکه دچار بیماری جسمی یا روحی شویم. هورمون ها احساسات و عوامل مرتبط با شیوه زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار می دهند و توجه به آنها می تواند به برخورداری از یک شیوه زندگی سالم در انسان ها کمک شایان توجهی کند. آنها را فراموش نکنید.
سروتونین، شادی بخش
این هورمون از هیپوتالاموس ترشح می شود و به هورمون شادی معروف است. سروتونین مسئول انتقال اطلاعات در مغز است، کیفیت خواب ما دستش است و اثر آرام بخش دارد.
سروتونین خلق و خو را تنظیم می کند، از افسردگی پیشگیری می کند، فشار خون را تنظیم می کند، نقش مهمی در تنظیم چرخه قاعدگی در زنان دارد و باعث می شود احساس شادی کنید. کمبود این هورمون باعث بی خوابی، اختلالات خلق و خو، احساس غم، افسردگی، رفتار پرخاشگرانه و اختلالات خوردن می شود. برای افزایش سطح سروتونین روزی 30 تا 45 دقیقه ورزش کنید، غذاهای غنی از کربوهیدارت بخورید، به طور منظم در معرض نور خورشید قرار بگیرد، به اندازه کافی بخوابید، مواد غذایی حاوی ویتامین ب را فراموش نکنید. ویتامین ب در غلات و حبوبات، انواع مغزها و جوانه ها وجود دارد.
هورمونی است که انسان را از لحاظ ذهنی هوشیار نگه می دارد. دوپامین از سلول های مغز و نخاع ترشح می شود. وقتی صحنه ای در یک فیلم شما را خوشحال می کند یا از دیدن منظره ای لذت می برید، هورمون دوپامین در بدن شما آزاد می شود. کمبود این هورمون موجب عدم تمرکز، عدم توجه، بدخوابی، تنبلی و بدخلقی می شود. افرادی که در طول روز به میزان زیاد قهوه یا نوشیدنی های انرژی زا می خورند از سطح دوپامین کمتری برخوردار هستند. برای افزایش سطح دوپامین، قبل از رفتن به رختخواب، اتاق خواب را بررسی کنید تا چیزی موجب اختلال در خواب تان نشود. می توانید قبل از خواب از دمنونش بادرنجبویه برای آرامش استفاده کنید.
دوپامین را می توان با خوردن غذاهای سرشار از پروتیین افزایش داد. خوردن میوه هایی مثل موز را فراموش نکنید. به طور منظم در معرض نور خورشید قرار بگیرید. غذاهای سرشار از آنتی اکسیدان را نیز در وعده های غذایی خود جای دهید.
ملاتونین، ساعت بدن
هورمون ضدپیری است و به عنوان ساعت بدن شناخته می شود. ملاتونین از غده پینه آل ترشح می شود. این هورمون خواب شبانه را تنظیم می کند. اگر سیگاری هستید و شب ها نمی خوابید، احتمالا از کمبود این هورمون رنج می برید. به هم خوردن دوره روز و شب، ترشح ملاتونین را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. بهتر است شب ها زیاد سراغ لپ تاپ و تبلت نروید و در رختخواب از گوشی های هوشمند استفاده نکنید.
بمباران اطلاعات در ساعاتی که به خواب نیاز دارید، مغز را به طور مصنوعی تحریک و اذیت می کند. علاوه بر این بر بینایی نیز تاثیر می گذارد. برای افزایش سطح ملاتونین، دو ساعت قبل از خواب با ابزار تکنولوژی خداحافظی کنید. سعی کنید زندگی منظمی داشته باشید؛ برای مثال هر شب در ساعت مشخصی شام بخورد و به رختخواب بروید. در اتاقی که تهویه مناسبی بدارد بخوابید. سعی کنید زا سبزیجات و غذاهای سرشار از پروتیین استفاده کنید و این دو را همراه هم مصرف کنید. جسم و جان تان را در معرض هوای تازه قرار دهید.
اندروفین، ضددرد
هورمونی که مانع درد است، از اضطراب جلوگیری می کند و به عنوان آرامبخش عمل می کند. اندروفین از غدد مخاطی و هیپوتالاموس ترشح می شود. این هورمون کمک می کند احساس مثبتی به زندگی داشته باشید. اندروفین یکی از مسکن های طبیعی بدن است. برای افزایش سطح اندروفین، حتما ورزش کنید. نیاز نیست به ورزش های سنگین روی بیاورید. 30 دقیقه پیاده روی در روز به افزایش این هورمون در بدن شما کمک شایان توجهی می کند.
اکسی توسین، هورمون عشق
هورمونی که با عنوان هورمون عشق شناخته می شود. اکسی توسین در هیپوتالاموس ساخته شده و بعد به غده هیپوفیز منتقل می شود. این هورمون آدم ها را کنار هم نگه می دارد، اعضای خانواده را به هم نزدیک می کند، عشق را بین زوجین و والدین و فرزندان افزایش می دهد.
در دوران بارداری و شیردهی، هورمون اکسی توسین در بدن زنان ترشح شده و باعث ارتباط عمیق تر آنها با نوزادشان می شود. اکسی توسین استرس را کاهش می دهد و تعاملات اجتماعی را افزایش می دهد. این هورمون حامی قلب در مقابل انواع استرس هاست. برای افزایش سطح اکسی توسین، وقتی بیشتری را با دوستان، اعضای خانواده و افرادی که دوست دارید بگذرانید. به همنوعان خود کمک کنید. ماساژ را فراموش نکنید. سعی کنید به آدم ها عشق بورزید و عاشق بمانید.
استروژن، ضداسترس
این هورمون جنسی زنانه از غدد جنسی ترشح می شود. استروژن مانع استرس محسوب می شود و خلق و خوی فرد را ثابت نگه می دارد. سیگار کشیدن وورزش شدید میزان این هورمون را کاهش می دهد. برای افزایش سطح استروژن، می توانید از مواد غذایی مختلف استفاده کنید.
میوه، سبزیجات و غلاتی چون سیب، خرما، آلو و گیلاس، هویج، گوجه فرنگی، کلم برکلی، خیار و بادنجان، جو دوسر، گندم و برنج، بذر کتان، تخمه آفتابگردان و رازیانه به افزایش سطح این هورمون در بن کمک می کند
راز شادی کشورهای اسکاندیناوی:
سیستم آموزش و پرورش
این روزها که بحث «مشق شب» و تکلیف دانش آموزان و ادعای برخی از ناشران کمک آموزشی دربارۀ موفق نبودن سیستم آموزشی کشورهای اسکاندیناوی (مهارت آموزی به جای تکلیف محوری و فشار به محصلان) در رسانهها مطرح است این موضوع شاید جالب باشد که سه کشوری که سیستم آموزش و پرورش خود را کارآمد کردهاند، شادترین کشورهای جهان هستند و به عکس کشورهایی که آموزش و پرورش ناکارآمد دارند غمگین ترین اند.
ماهنامۀ «دنیای برند» نوشته است: نروژ، دانمارک و سوئد سه کشور واقع در شمال اروپا سال های متمادی است که در صدر شادترین مردم جهان قرار دارند. 5 دلیل این سرآمدی در شادی این گونه برشمرده شده است:« امکانات رفاهی- اجتماعی، برابری های مدنی، درآمد زیاد، اختلاف کم طبقاتی و سیستم آموزش و پرورش کارآمد.»
غمگین ترین کشور دنیا هم جمهوری آفریقای مرکزی معرفی شده است. مهم ترین دلیل این غمگینی آموزش و پرورش ناکارآمد ذکر شده است.
دلایل غمگینی کشورهای دیگر (یمن، سودان، نیجریه، موزامبیک،کنیا، زامبیا، اوگاندا، کامرون و روآندا) هم جالب است:
«محدودیت آزادی های مدنی، نرخ زیاد بیکاری، آموزش و پرورش ناکارآمد، دست رسی نداشتن به آب آشامیدنی سالم، بی اعتمادی شهروندان به سیستم سیاسی و فساد اقتصادی».
بدین ترتیب ملاحظه می شود: کارآمدی یا ناکارآمدی سیستم آموزش و پرورش ارتباط مستقیمی با شادی و غمگینی دارد و یکی از دلایل شاد بودن کشورهای شمال اروپا نوع اموزش و پرورش آنهاست. سیستمی که خلاقیت دانش آموز را شکوفا می کند و بر این پایه است که استعداد و هوش خاص او را بشناسد و همان را پرورش دهد به جای این که انبوهی از محفوظات را به او تحمیل کند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
هورمون های شادی آور کدامند؟
انسان هنگام رو به رو شدن با موقعیت های مختلف، واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهد. احساسات مختلفی که تجربه می کنیم در نتیجه واکنش های شیمیایی است که درون بدن مان رخ می دهد. هورمون هایی که در بدن ما آزاد می شوند، ممکن است به ما احساس خوب دهند یا احساس بد. تحریک هورمون هایی که تزریق کننده احساسات خوب به شما هستند، روش مناسبی برای مقابله با درد و داشتن حس خوب است. شاد زیستن حق طبیعی هر آدمی است. بدن انسان معمولا در دو حالت قرار دارد: جنگ یا پرواز (سمپاتیک) و استراحت و هضم (پاراسمپاتیک).
با توجه به استرس های گوناگون روزمره، بدن انسان معمولا در حالت سپماتیک قرار دارد و ما باید به تحریک هورمون هایی بپردازیم که بدن را به حالات پاراسمپاتیک هدایت کنند تا به آرامش برسیم.
هورمون های شادی آور کدامند؟
هورمون ها مواد بیوشیمیایی هستند که متابولیسم بدن را تنظیم می کنند. همه چیز به آنها بستگی دارد: سلامتی، خلق و خو و ظاهر. ما به آنها فکر نمی کنیم، مگر اینکه دچار بیماری جسمی یا روحی شویم. هورمون ها احساسات و عوامل مرتبط با شیوه زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار می دهند و توجه به آنها می تواند به برخورداری از یک شیوه زندگی سالم در انسان ها کمک شایان توجهی کند. آنها را فراموش نکنید.
در ادامه به معرفی چند هورمون شادی آور معروف و تاثیرگذار می پردازیم که به بدن و روح انسان کمک می کند تا با شرایط سخت کنار آمده و دوباره شاد شود. هورمون های شادی آور به آدم ها کمک می کند تا از زندگی لذت ببرند. برای داشتن یک زندگی خوب باید همیشه آنها را در وجودمان داشته باشیم.
سروتونین، شادی بخش
این هورمون از هیپوتالاموس ترشح می شود و به هورمون شادی معروف است. سروتونین مسئول انتقال اطلاعات در مغز است، کیفیت خواب ما دستش است و اثر آرام بخش دارد.
سروتونین خلق و خو را تنظیم می کند، از افسردگی پیشگیری می کند، فشار خون را تنظیم می کند، نقش مهمی در تنظیم چرخه قاعدگی در زنان دارد و باعث می شود احساس شادی کنید. کمبود این هورمون باعث بی خوابی، اختلالات خلق و خو، احساس غم، افسردگی، رفتار پرخاشگرانه و اختلالات خوردن می شود. برای افزایش سطح سروتونین روزی 30 تا 45 دقیقه ورزش کنید، غذاهای غنی از کربوهیدارت بخورید، به طور منظم در معرض نور خورشید قرار بگیرد، به اندازه کافی بخوابید، مواد غذایی حاوی ویتامین ب را فراموش نکنید. ویتامین ب در غلات و حبوبات، انواع مغزها و جوانه ها وجود دارد.
دوپامین، هورمون هوشیاری
هورمونی است که انسان را از لحاظ ذهنی هوشیار نگه می دارد. دوپامین از سلول های مغز و نخاع ترشح می شود. وقتی صحنه ای در یک فیلم شما را خوشحال می کند یا از دیدن منظره ای لذت می برید، هورمون دوپامین در بدن شما آزاد می شود. کمبود این هورمون موجب عدم تمرکز، عدم توجه، بدخوابی، تنبلی و بدخلقی می شود. افرادی که در طول روز به میزان زیاد قهوه یا نوشیدنی های انرژی زا می خورند از سطح دوپامین کمتری برخوردار هستند. برای افزایش سطح دوپامین، قبل از رفتن به رختخواب، اتاق خواب را بررسی کنید تا چیزی موجب اختلال در خواب تان نشود. می توانید قبل از خواب از دمنونش بادرنجبویه برای آرامش استفاده کنید.
دوپامین را می توان با خوردن غذاهای سرشار از پروتیین افزایش داد. خوردن میوه هایی مثل موز را فراموش نکنید. به طور منظم در معرض نور خورشید قرار بگیرید. غذاهای سرشار از آنتی اکسیدان را نیز در وعده های غذایی خود جای دهید.
ملاتونین، ساعت بدن
هورمون ضدپیری است و به عنوان ساعت بدن شناخته می شود. ملاتونین از غده پینه آل ترشح می شود. این هورمون خواب شبانه را تنظیم می کند. اگر سیگاری هستید و شب ها نمی خوابید، احتمالا از کمبود این هورمون رنج می برید. به هم خوردن دوره روز و شب، ترشح ملاتونین را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. بهتر است شب ها زیاد سراغ لپ تاپ و تبلت نروید و در رختخواب از گوشی های هوشمند استفاده نکنید.
بمباران اطلاعات در ساعاتی که به خواب نیاز دارید، مغز را به طور مصنوعی تحریک و اذیت می کند. علاوه بر این بر بینایی نیز تاثیر می گذارد. برای افزایش سطح ملاتونین، دو ساعت قبل از خواب با ابزار تکنولوژی خداحافظی کنید. سعی کنید زندگی منظمی داشته باشید؛ برای مثال هر شب در ساعت مشخصی شام بخورد و به رختخواب بروید. در اتاقی که تهویه مناسبی دارد بخوابید. سعی کنید از سبزیجات و غذاهای سرشار از پروتیین استفاده کنید و این دو را همراه هم مصرف کنید. جسم و جان تان را در معرض هوای تازه قرار دهید.
اندروفین، ضددرد
هورمونی که مانع درد است، از اضطراب جلوگیری می کند و به عنوان آرامبخش عمل می کند. اندروفین از غدد مخاطی و هیپوتالاموس ترشح می شود. این هورمون کمک می کند احساس مثبتی به زندگی داشته باشید. اندروفین یکی از مسکن های طبیعی بدن است. برای افزایش سطح اندروفین، حتما ورزش کنید. نیاز نیست به ورزش های سنگین روی بیاورید. 30 دقیقه پیاده روی در روز به افزایش این هورمون در بدن شما کمک شایان توجهی می کند.
عرق کردن نیز به آزادشدن این هورمون کمک می کند. حمام بخار و سونا موجب عرق کردن و شل شدن عضلات می شود و استرس را از شما دور می کند. مصرف غذاهای تند را نیز فراموش نکنید. فلفل یکی از مواد غذایی عالی محسوب می شود. غذاهای تند در تماس با گیرنده های روی زبان، سیگنال هایی مشابه با سیگنال های درد به مغز می فرستند که باعث آزاد شدن اندروفین در بدن می شود. اگر به طب سوزنی دسترسی دارید، می توانید آن را امتحان کنید.
اکسی توسین، هورمون عشق
هورمونی که با عنوان هورمون عشق شناخته می شود. اکسی توسین در هیپوتالاموس ساخته شده و بعد به غده هیپوفیز منتقل می شود. این هورمون آدم ها را کنار هم نگه می دارد، اعضای خانواده را به هم نزدیک می کند، عشق را بین زوجین و والدین و فرزندان افزایش می دهد.
در دوران بارداری و شیردهی، هورمون اکسی توسین در بدن زنان ترشح شده و باعث ارتباط عمیق تر آنها با نوزادشان می شود. اکسی توسین استرس را کاهش می دهد و تعاملات اجتماعی را افزایش می دهد. این هورمون حامی قلب در مقابل انواع استرس هاست. برای افزایش سطح اکسی توسین، وقتی بیشتری را با دوستان، اعضای خانواده و افرادی که دوست دارید بگذرانید. به همنوعان خود کمک کنید. ماساژ را فراموش نکنید. سعی کنید به آدم ها عشق بورزید و عاشق بمانید.
استروژن، ضداسترس
این هورمون جنسی زنانه از غدد جنسی ترشح می شود. استروژن مانع استرس محسوب می شود و خلق و خوی فرد را ثابت نگه می دارد. سیگار کشیدن و ورزش شدید میزان این هورمون را کاهش می دهد. برای افزایش سطح استروژن، می توانید از مواد غذایی مختلف استفاده کنید.
میوه، سبزیجات و غلاتی چون سیب، خرما، آلو و گیلاس، هویج، گوجه فرنگی، کلم برکلی، خیار و بادنجان، جو دوسر، گندم و برنج، بذر کتان، تخمه آفتابگردان و رازیانه به افزایش سطح این هورمون در بن کمک می کند.
منبع: ماهنامه مطب
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
۱۰ تعریف خوشبختی
خوشبختی چیزی است که همه دوست دارند داشته باشند. ممکن است فردی موفق باشید یا پول بسیاری داشته باشید، اما بدون خوشبختی بیمعنا و مفهوم خواهد بود.
به همین دلیل تصمیم گرفتهایم کمی به معنای خوشبختی بپردازیم.
ابتدا با تعریف لغوی آن شروع میکنیم.
در لغتنامه دهخدا، خوشبختی، سعادت، نیکاختری و مقابل شقاوت یا بدبختی تعریف شده است. در لغتنامه مریام وبستر انگلیسی، خوشبختی به این دو معنی آمده است:
وضعیت سلامت و شادی
یک تجربه لذتبخش و راضیکننده
این تعریف نقطه شروع بسیار خوبی است که میتوانیم استفادههای بیشتری از آن بکنیم. بهترین راه برای این کار این است که نظر اندیشمندان بزرگ تاریخ را بدانیم. به همین دلیل گفتههای ۱۰ نفر از بزرگترین فلاسفه و اندیشمندان تاریخ درمورد خوشبختی را برایتان گرد آوردهایم. هرکدام از این تعاریف معانی عمیقی دارند که برای جذب بهتر آنها وقت بگذارید.
خوشبختی زمانی است که چیزی که فکر میکنید، چیزی که میگویید و چیزی که انجام میدهید با هم هماهنگ باشد.
– مهاتما گاندی (Mahatma Gandhi)
خوشبختی آن وضعیت هوشیاری است که از دستیابی به ارزشهای شخصی ناشی میشود.
– این رند (Ayn Rand)
خوشبختی چیزی است که هستید و از طریقه فکر کردنتان ناشی میشود.
–وین دایر (Wayne Dyer)
خوشبختی لزوماً رفتن به جایی، از ته قلب، مستقیم و بدون پشیمانی و محافظهکاری است.
– ویلیام اچ. شلدون (William H. Sheldon)
خوشبختی پاداش نیست، یک نتیجه است.
– رابرت اینگرسول (Robert Ingersoll)
خوشبختی با لذت فرق دارد. خوشبختی با جنگیدن، تحمل کردن و به دست آوردن در ارتباط است.
– جرج شیهان (George Sheehan)
خوشبختی معنا و هدف زندگی است، هدف غایی و نهایی وجود انسانی.
– ارسطو (Aristotle)
خوشبختی چیزی نیست که تحربه میکنید، چیزی است که به خاطر میآورید.
– اسکار لوانت (Oscar Levant)
خوشبختی موقعیتی نیست که به آن میرسید، شیوه سفر کردن است.
– مارگارت لی رانبک (Margaret Lee Runbeck)
خوشبختی تجربه معنوی هر لحظه با عشق، قدرشناسی و بخشندگی زندگی کردن است.
دنیس وایتلی (Denis Waitley)
به طور کلی، میتوانیم بگوییم که خوشبختی یک تصمیم است. خوشبختی شما تصمیم شما برای به دست آوردن آن است. همه گفتههای بالا نیاز به عمل خودمان و تصمیم ما دارد.
نظر شما چیست؟
تعریف شما از خوشبختی چیست؟

33 پیشنهاد برای یک زندگی شاد و پر از آرامش
عصر ایران - آیا شما نیز جز آن دسته افرادی هستید که حس می کنند تنها در حال سپری کردن روز هایشان اند؟ اگر این چنین است، احتمالاً رویای آزادی بیشتر، زمان بیشتر، هیجان بیشتر و حتی عشق بیشتری را در سر می پرورانید.
برای بهره بردن از عمر و داشتن آرامش - برغم وجود همه مشکلات - این چند پیشنهاد را جدی بگیرید. یادتان باشد که هر لحظه از زندگی تان که می گذرد قابلیت بازگشت ندارد و باز یادتان باشد که هنر ما به عنوان انسان این است که می توانیم در عین داشتن مشکلات فراوان، جزیره زندگی مان را بنا کنیم و آسوده اش داریم. قبل از خواندن این پیشنهادها، این باور را در خود ایجاد کنید که شاد بودن حق شماست و شما هم می توانید و باید شاد باشید:
1 - یک لیست از علاقه مندی های خود تهیه کنید و هر کدام را که به انجام می رسانید تیک بزنید. برخی از این تیک ها شاید سال ها طول بکشد ولی ارزشش را دارد. یادتان باشد که نوشتن علاقه مندی ها، باعث تمرکز انرژی و انگیزه بیشتر برای تحقق آنها می شود.
2 - زندگی خیلی ها مانند رانندگی بی مقصد است. شما این طور نباشید. اهداف تان را مشخص کرده و آن ها را یادداشت کنید. این هدف بندی می تواند ماهانه، 5 ساله، 10 ساله و ... باشد. نقشه راه تان همیشه جلوی چشم تان باشد. نمی شود صبر کرد تا زندگی خودش برای ما مسیرمان را تعیین کند! باید دست به کار شد و هر چه در توان هست را در جهت عملی ساختن ایده ها و هدف ها به کار بست.
3 - برای دیگران زندگی نکنید. مسیر زندگی خود را بنا بر انتظاراتی که دیگران از شما دارند، برنامه ریزی نکنید، فرقی ندارند که منظور از دیگران چه کسانی باشد. در یک پژوهش از سالمندانی که در پایان عمرشان قرار داشتند از حسرت هایشان پرسیدند و اکثرشان در این جمله متفق القول بودند: ای کاش برای دیگران زندگی نمی کردم.
البته که نباید مسیری را نیز انتخاب کنید که سبب صدمه زدن به دیگران شود و این نکته، مرز بین خودخواهی و زندگی برای خود است.
4 - یاد بگیرید که "مسؤولیت صد در صدی" زندگی تان را خودتان بپذیرید. اگر با کسی مشکل دارید، به فکر انداختن تقصیر بر گردن او نباشید. او صد در صد از جانب خودش مقصر است و شما صد در صد از جانب خودتان مسؤول هستید. این را تمرین کنید، آنگاه از غر زدن، فرافکنی و ایفای نقش قربانی رها می شوید و انرژی تان برای مدیریت خودتان متمرکز می شود.
5 - خرچنگ های درون سطل مانع رهایی تان نشوند! خرچنگ ها اگر در یک سطل باشند و یکی از آن ها در حال بیرون رفتن از آن باشد، او را دوباره به داخل می کشند. زمانی که شما نیز نُرم موجود در اطراف تان را می شکنید، از جانب کسانی که دوست تان دارند، عقب کشیده می شوید و این از نظر آنها آن ها یک عکس العمل طبیعی است. وقتی راهی متفاوت را معقولانه انتخاب کردید، اجازه ندهید کلیشه های جامعه و ذهنیت های قبلی خودتان و ترس های اطرافیان مانع از حرکت شما شود. شما که نمی خواهید تا ابد داخل سطل زندگی کنید.
6 - از شکست نترسید. کسانی که از شکست می ترسند، اساساً کار جدیدی را آغاز نمی کنند چون ممکن است شکست بخورند. شکست بخشی از روند تکاملی ماست. از آن استقبال کنید.
تحقیقات متعددی ثابت کرده است که افراد درباره چیزهایی می ترسند که در اغلب مواقع، یا اصلاً اتفاق نمی افتد یا خطر و آسیب به حدی که تصور می شده، نیست.
7 - خود را در معرض افکار منفی، سخنان منفی و آهنگ های غم انگیز قرار ندهید. دانشمندان ثابت کرده اند حرف می تواند حتی روی روندهای بدنی هم اثرگذار باشد.
8 - چیز هایی که نمی توانید تغییر دهید را رها کنید ( حتی فکرتان را هم مشغول شان نکنید؛ خب نمی شود دیگر!). انرژی و زمان خود را بر اصلاح و تغییر آن چه می توانید تغییر دهید متمرکز کنید، نه چیز هایی که کاری از دستتان بر نمی آید! گاهی وقت ها بی خیالی ، عین خردمندی است.
9 - از بدن خود محافظت کنید. آب به اندازه کافی بنوشید، غذای سالم بخورید، خواب شبانه کافی و با کیفیت داشته باشید و ورزش را نیز فراموش نکنید. هر کدام از ما فقط یک بدن داریم.
10 - از ذهن خود محافظت کنید. بیشتر کتاب بخواهید. همان طور که اجازه نمی دهید هر اطلاعاتی وارد رایانه تان شود و آن را ویروسی کنید، اجازه ندهید اطلاعات ویروسی هم وارد مغزتان شود. مثلاً چه نیازی هست حتماً صحنه خشونت باری را در یک رسانه ببینید و فکر و روح تان به هم بریزد؟ از 40 سالگی به بعد هم حل کردن جدول یادتان نرود تا مغز آمادگی اش را حفظ کند.
11 - زندگی های بسیاری در "حسرت گذشته" و "نگرانی آینده" تباه شده است. برای آینده برنامه ریزی کنید ولی تمرنی کنید که در "حال" و "لحظه اکنون" زندگی کنید. "زندگی واقعی" شما درست در "همین ثانیه" ای که در آن هستید جریان دارد.
12 - به کودک درون تان اجازه دهید به زندگی اش ادامه دهد. پدر، مادر، دانشجو، مدیرعامل، کارمند و کاسب شدن، دلیل های موجهی برای یک زندگی عصا قورت داده و خشک نیستند.
13 - با ترس های خود رو به رو شوید. یا آنها را به رسمیت بشناسید یا از بین ببرید. تکلیف تان را با آنها مشخص کنید. هیچ اشکالی ندارد آدم ها از بعضی چیزها بترسند. فقط حواس تان باشد اکثر ترس ها غیر واقعی اند و خطری برای تان ندارند. مثلاً حرف زدن در جمع، خیلی ها را می ترساند اما واقعیت این است که حرف زدن در جمع، تا حالا کسی را نکشته و حتی مجروح هم نکرده و آسیب روحی هم نرسانده است! هر چه بیشتر ترس هایتان را بشناسید و بکوشید یکی یکی از بین شان ببرید، زندگی زیباتر و رهاتری خواهید داشت.
14 - بکوشید چیزهای تازه یاد بگیرید. در دوره های آموزشی شرکت کنید. به ویژه وقتی سن تان بالا می رود، در دوره های آموزشی که به زندگی و کارتان مرتبط نمی شوند شرکت کنید تا مغزتان به چالش کشیده شود و شادابی اش حفظ شود. مثلاً حتی اگر نمی خواهید کافی شاپ بزنید، به یک دوره چند روزه آموزش کافی شاپ بروید. مغز با ورودی های غیرمنتظره، رفرش می شود.
15 - کاری را انجام دهید که از صمیم قلب دوستش دارید. اگر کارتان را دوست ندارید، ریسک کنید و تغییرش دهید اما اگر به دلیل مسائل اقتصادی و نظایر آن، امکان تغییر شغل برای تان میسر نیست، بکوشید با همین کار فعلی تان ارتباط بگیرید، برایش معنا تعریف کنید و با علاقه انجامش دهید. منظور از معنا بخشیدن به کار این است که ارزش و نتیجه کار را در نظر بگیرید. اگر مسؤول بایگانی یک اداره دولتی هستید، فقط به این فکر نکنید که بین یک سری پرونده نشسته اید و عمرتان را تباه می کنید بلکه به این فکر کنید که حافظ اسناد مردم هستید و هر جا که نیازشان باشد، این شما هستید که می توانید با در اختیار دادن مدارک، به آنها و به جریان زندگی شان کمک کنید. واقعیت هم این است که هر شغلی معنایی دارد که بدون توجه به آن معنا، کسالت بار خواهد شد.
یادتان باشد که شما و شغل تان همنشین هم هستید و اگر رابطه تان را با هم خوب نکنید، فرسوده می شوید.
16 - به پیروزی و موفقیت فکر کنید. خود را برای پیروزی آماده کنید. ذهن تان پیروزی محور باشد. همه ما به صورت ذاتی علاقه به برد داریم اما تنها عده محدودی خود را برای آن آماده می کنند. همیشه به خودتان بگویید پیروز شدن حق من است.
17 - مهربان باشید و عشق بورزید. محققان دریافته اند مهربانی باعث سلامت بیشتر انسان می شود چون مهربانی ترشح هورمون های مفید در بدن را افزایش می دهد. ویژگی هایی مانند حسادت، دشمنی، کینه و ... باعث ترشح هورمون های استرس در بدن هستند.
18 - به والدین خود عشق بورزید و آنها را گرامی بدارید. آنها پشتوانه روحی شما هستند، حتی اگر خودتان پدر و مادر شده اید.
19 - لبخند بخشی از وجودتان باشد. راحت تر از قبل بخندید و برای خندیدن منتظر بهانه های بزرگ نباشید. خنده، حتی اگر الکی هم باشد، مغز را شاد می کند.
20 - زمانی را منحصرا به کارهایی که دوست دارید، اختصاص دهید. اگر از نداشتن فرصت کافی شکایت دارید، در وهله اول باید بدانید که خودتان این شرایط را به وجود آورده اید (مسؤولیت صد در صدی). به روح خود نیز اهمیت دهید. مشغله های روزمره توجیه مناسبی برای نداشتن زمان در جهت انجام کارهایی که آرزویش را دارید نیست. عمرتان دارد می گذرد.
21 - با تنبلی مبارزه کنید که عامل اصلی بسیاری از عقب ماندگی هاست. روش ابتکاری خودتان را برای مبارزه با تنبلی ابداع کنید. یکی از سخنرانان "تد" می گفت هر گاه برای کاری تنبلی می کند، از 5 به یک، شمارش معکوس می کند و خود را ملزم به انجام آن کار می نماید. همین یک راه ساده، زندگی او را متحول کرده است. شما هم راه خودتان را بیابید.
22 - نقاط ضعف خود را بی هیچ تعارفی شناسایی کنید. یکی از سخت ترین کارهای ممکن برای مردم، واقع گرا بودن است آن هم درست هنگامی است که نوبت به ضعف های خودشان می رسد. زمانی که قادر به تشخیص این نقاط ضعف و درک آن ها باشید، می توانید برای بهبود وضعیت تان روی خود کار کنید. مثلاً اگر بدانید نقطه ضعف تان زود از کوره در رفتن است، در موقعیت خشم، مراقبت بیشتری نسبت به خودتان خواهید داشت.
23 - خودتان را برای کارهای خوبی که می کنید، تشویق کنید و منتظر تحسین دیگرتان نباشید.
24 - از پیچیده و مرموز بودن بپرهیزید؛ ساده باشید. هر چه تقلای کمتری برای شاد بودن کنید، شاد تر خواهید بود.
25 - با افرادی معاشرت داشته باشید که دوست دارید آن گونه باشید. گفته می شود هر کس میانگینی از 5 نفر اطرافیان اش است.
26 - نا امیدی را کنار بگذارید. خطر های ناامیدی را به جان نخرید! خیلی از مواقع به هدف خود بسیار نزدیک هستیم اما به دلیل نا امیدی، آن را رها می کنیم بدون آن که بدانیم چقدر نزدیک بوده ایم.
27 - انتقادپذیر باشید.کسانی که ما را نقد می کنند به ما نقاط ضعف مان را نشان می دهند و این بهترین چیز است. به جای مقابله با آن ها و نظراتشان، کمی فکر کنید. شاید واقعا در مسیر اشتباه هستید.
28 - به جای آن که دنبال پول باشید، دنبال خوب کار کردن باشید. تجربه کارآفرینان و ثروت آفرینان بزرگ می گوید که آنها صرفاً روی درست انجام دادن کار تمرکز کرده اند و پول هم البته به دنبالش آمده است. با این روش، شادتر و آسوده تر زندگی خواهید کرد.
29 - ریسک کنید اما نه تمام زندگی تان را. انسان هایی که ریسک نمی کنند، ممکن است سقوط نکنند ولی پرواز هم نخواهند کرد.
30 - سفر بروید. دنیا فقط همین محله و شهر و کشوری نیست که در آن هستید. سفر سرزنده تان می کند.
31 - مهارت های اجتماعی و ارتباطی خود را تقویت کنید. گروه دوستان تان را تقویت کنید و با آنها معاشرت کنید.
32 - کمی از سرعت کار کردن تان بکاهید و بیشتر به خود، خانواده و دوستان تان برسید. کار کنید ولی غرق در کار نشوید که از زندگی لذت نخواهید برد.
33 - احساسات تان را سرکوب نکنید. یک محقق استرالیایی که درباره حسرت های انسان ها تحقیق کرده می گوید که افراد سالمند زیادی به او گفته اند: ای کاش شجاعت آن را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگویم... ای کاش به او می گفتم: دوستت دارم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
خلاصه کتاب:
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
مثبت اندیشی و نتیجه آن در زندگی
چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند،تفسیر ونوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.
سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.
مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .
کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند. کلمات می تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید.
به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می رسم.»
هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می شود.
نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.
در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین افرادی همنشین نشوید.
بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می دهند. حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می کنند و همین امر تأثیر منفی بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می شود.
مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند. سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران صحبت کنید. زیرا شنیدن آنها می تواند برای دیگران هم جالب باشد.
به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکزکنیم، به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش می روند فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت کنیم؟
ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف کرده اید؟
وقتی از شما می پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می دهید؟ آیا جواب می دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود.»
اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم، می بینیم که در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است. پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فکر کنیم؟
فراموش نکنید که افکار منفی می تواند یک روز سفید را خاکستری نشان دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید می کند.
به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت می کند. شما می بایست سعی کنید به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش کنند. با این کار شما می توانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید.
هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعا” راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می بایست آن راه را بیابید.
سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می کند:
«خدا گر به حکمت ببندد دری
به رحمت گشاید در دیگری»
به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می کنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده، جایی برای خوشحالی و موفقیت وجود دارد.
نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.
خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد کورکورانه به هر کسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلا” در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در کنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما کمک می کند که جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در کاری سرمایه گذاری کنید بهتر است، ۷۰% با دید خوشبینانه و ۳۰% با دید نقادانه جلو بروید و در مورد آن کار تفکر و بررسی کرده و سپس تصمیم گرفته و اقدام کنید.
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
۱۴قـدم تـا زنـدگی شـاد
زندگی، موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست، زندگی هست. ما قدرت آن را داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل کنیم. به شرطی که به زندگی و شگفتیهای آن، به لذتها، ناامیدیها، تلاشها، رنجها و دردها (بله) بگوییم.
ما قدرت آن را داریم که همة پدیدههای شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آنها را برای خود خلق کنیم. فقط کافی است تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق زندگی کنیم، معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.
زندگی ریاضیات است، پس بیائیم اعتماد را در زاویة چشمانمان جای دهیم، شادی را به توان برسانیم، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم، همدلی و دوستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت را در دایره قلب دیگران به دست آوریم.
● شاد زیستن چیست؟
انسان، موجودی شادیخواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال نشانة خوشبختی و بینوایی و فقر نشانة بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبختترین افراد باشند، در حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوقها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود را به این بهشت میرسانند.
بهشت در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی میشود که دلشان ناب و بیغش باشد. این افراد دلیر و امیدوار زندگی میکنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند و از زندگی بهرهمند شوند، درست است که گفتهاند:
«زندگی به یک شب تا میماند، باید چراغ خود را به دست خود بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.» بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانوادة خود را بپذیریم.
دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی، تمرکز ذهن بر لحظة حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شادی است. شاد بودن میتواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم.
● شیوههای کسب احساس شادمانی در زندگی
۱) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم:
هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه میتوانیم کارهایمان را بهتر، سریعتر، سادهتر، آسانتر و سرگرمکنندهتر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم.
۲) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم:
اگر در مسیر زندگی امید خود را از دست دادیم، مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفتهایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راههای دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده است.»
۳) ضعفهای خودمان را بپذیریم:
واقعیت این است که هر کس ضعفهایی دارد، به جای فرو ماندن در ضعفهای خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشیم انتقادپذیر بوده و بر ضعفهایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.
۴) نقاط قوت خود را تقویت کنیم:
انسان مجموعهای از استعدادهای گوناگون است که میتواند با شناسایی و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف تواناییهای خودمان و پرداختن به کارهای مثبتی که علاقه داریم، بیشترین لذت را از زندگیمان ببریم.
۵) از مطلقگرایی دوری کنیم:
ما در گسترهای از نسبیتها زندگی میکنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که میتوانیم بهره گیریم.
هیچکس برای همیشه نمیتواند قهرمان شود. پس ما بیشترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه به دست آمده خرسند باشیم. خواه پیروز شویم یا نشویم.
۶) با خودمان صادق و روراست باشیم:
صادق نبودن با خود، آسیبرسانتر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودمان روراست نبودهایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. تابلویی از صداقت باشیم و صادق بودن را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.
۷) بیشتر به زندگی برسیم:
گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگیمان تشبیه کنیم، همانطور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانوادهمان هم به مراقبت، تقویت و پرورش و… نیاز دارد.
۸) درگذشته زندگی نکنیم:
اجازه بدهیم غبار گذشته از شانههایمان فرو ریزد، هر اندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دورتر خواهیم شد. فرو ماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکیهایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.
۹) در حال شنا کنیم:
در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمیکند، بلکه باید از گذشته و ناکامیهای آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پیریزی کرد، تا آیندهای روشن پیش روی داشته باشیم. زندگی در زمان حال باعث میشود که علاوه بر واقعبینی از موفقیتهایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.
۱۰) روی مواردی که کنترل نداریم، متمرکز نشویم:
وقتمان را روی مسائلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم، بر آنچه میتوانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگزاری کردن، کارکردن، خواندن، خندیدن و مانند اینها متمرکز بشویم.
۱۱) همچون کوه استوار باشیم:
به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دستیابی به آنها کوشا باشیم. تلاش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص میکند. در ناملایمات زندگی، خود را نبازیم، از آنها درس بگیریم، بدانیم که شکست مقدمه پیروزیست، مشروط بر آن که علتیابی کنیم.
۱۲) یادگیری را فراموش نکنیم:
مغز ماهیچهای مانند سایر ماهیچههاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمیشود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر کنیم.
۱۳) در کمک کردن به دیگران پیشقدم باشیم:
کمک به همنوع از وظیفههای مهم هر انسانی است. کمک کردن به دیگران این احساس را در فرد به وجود میآورد که او فرد با ارزشی است و میتواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی میبینیم که توانستهایم گرهای از کار دیگران بگشائیم، در درون خود احساس شادمانی و شعف میکنیم.
۱۴) گذشت داشته باشیم:
همنگونه که لطف و مهربانی خداوند شامل حال بندگانش میشود، چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباهات دیگران چشمپوشی و راه آشتی را هموار کنیم تا ضمن خوشحال کردن آنها، خودمان نیز با دور ریختن کینهها به آرامش درونی دست یابیم.
▪ هنگام روبروشدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش کنیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت کنیم که توصیههای زیر پیشنهاد میشود:
▪ فکر کردن غیر از غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمیکند و فایدهای ندارد. در حالی که بر اثر فکر کردن، راههایی برای رفع نگرانیها پیدا میشود.
▪ زمانی که ناراحت هستیم بد نیست محیط را ترک و کمی پیادهروی کنیم.
▪ حرکت و ورزش، اثر نشاطآوری دارد. اگر زمان ناراحتی چندمتر را با سرعت برویم، خواهیم دید که حالت ناراحتی کاهش مییابد.
▪ به نکات مثبت واقعه (پیشامد ناخوشایند) نیز فکر کنیم.
▪ غم و افسردگی مسری است. وقتی قیافه ما اندوهناک است، دیگران هم افسرده و ناراحت میشوند، همینطور وقتی شاد باشیم، چهرة دیگران شاد میشود. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک کرده و قدم بزنیم.
▪ گذشته، هرگز مساوی آینده نیست، هر چند که با ناملایمات روبرو شدهایم، میتوانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع میشود.
«راز شاد زیستن، انجام دادن آنچه دوست داریم نیست. دوست داشتن آن چیزی است که انجام میدهیم.»
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
یوگای خنده ...احمد عاقلی
https://t.me/aghelimarand
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
خنده! خنده! خنده!
خنده انبساط عروقی ایجاد میکند که در سلامتی موثر است.
خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر
شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
خنده بابازدم انجام میشود و این کارباعث میگردد CO2 از خون خارج شده
و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد میکند.
خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد میکند.
خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد مینماید .
خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی موثر است.
خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف میکند.
پس همیشه شاد باشید و بخندید
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
یوگای خنده ...احمد عاقلی
https://t.me/aghelimarand
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
ادامه مطلب...
مثبت فکر کنید تا دچار مرگ زودرس نشوید
محققان دانشگاه استنفورد آمریکا، پس از 21 سال بررسی به این نتیجه رسیدند که تفکرات مثبت مرگ زودرس را تا 71 درصد کاهش میدهد.
به گزارش «بهداشت نیوز» تحقیقات جدید نشان میدهد، تفکرات مثبت مرگ زودرس را تا 71 درصد کاهش میدهد.
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
یوگای خنده ...احمد عاقلی
https://t.me/aghelimarand
7 اصل زندگی از زبان بیل گیتس
بیل گیتس،رئیس شرکت مایکروسافت، یکی از شخصیت های الهام بخش عصر حاضر است که سخنان و حرف هایش به سادگی بر دل می نشیند و می تواند مثل خودش الهام بخش باشد.
به گزارش بانکی دات آی آر، آقای گیتس در یکی از سخنرانی های خود در دبیرستانی در آمریکا حرف های جالبی زده، حرف هایی که به اعتقاد او در دبیرستان به دانش آموزان یاد نمی دهد، در حالیکه باید یکی از پایه های آموزشی باشد.
از نظر بیل گیتس زندگی بر پایه این 7 اصل استوار است:
1. در زندگی همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید
2. دنیا برای عزت نفس شما ارزشی قائل نیست. در این دنیا انتظارها از شما این است که قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
3. پس از فارغ التحصیلی و استخدام کسی به شما پول زیاد یا رقم نجومی نمی دهد. به این ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقامی همچون معاون ارشد با خودروی مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایای آن زحمت بکشید.
4. اگر تصور می کنید معلم سختگیری دارید، سخت در اشتباهید. پس از استخدام در می یابید که رئیستان خیلی سختگیرتر از معلمتان است، چون امنیت شغلی او را ندارد.
5. آشپزی در رستوران ها با غرور و شان شما در تضاد نیست. نیاکان ما برای این کار از اصطلاح دیگری استفاده می کردند. از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
6. اگر در کار خودتان موفق نیستید، پدر و مادرتان را ملامت نکنید. از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
و نکته آخر که شامل حال خیلی ها می شود:
7. قبل از آن که شما متولد بشوید، پدر و مادر شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد، ملال آور نبودند!

۳ فرزند بیل گیتس تا ۱۴سالگی حق داشتن موبایل نداشتند
ساعت ۴۰هزار تومانی در دست ثروتمندترین مرد جهان
به گزارش خبرآنلاین، بیل گیتس 61 ساله در مصاحبه اخیر خود با میرور در لندن اعتراف کرد تا قبل از 14 سالگی اجازه داشتن موبایل به فرزندانش را نداده بود. ثروتمندترین انسان روی کره زمین همچنین اذعان کرد که هنگام غذا خوردن کسی حق استفاده از موبایل را سر میز ندارد.
بنیانگذار مایکروسافت با 67 میلیارد دلار ثروت، درحالیکه یک ساعت کاسیوی 8 پوندی (40 هزار تومان) به دست داشت گفت حتی فرزندان من محدودیت تماشای تلویزیون در پایان شب داشتند تا زودتر به رختخواب بروند و این کاملاً به نفع شان بود.
جنیفر کاترین متولد 1996(20 ساله)، روری جان متولد 1999 (17 ساله) و فیبی ادل متولد 2002 (14 ساله) هستند و بالطبع باید آیفون یا گلکسی داشته باشند!
توصیه های بیل گیتس برای موفق شدن و پولدار شدن
بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت به چند دلیل ثروتمند ترین مرد جهان است. او با قرار دادن یک کامپیوتر بر روی هر میز انقلابی در جهان ایجاد کرد. طبق گزارش فوربس، گیتس در حال حاضر 81.5 میلیارد دلار سرمایه دارد. در ادامه به گفته های او درباره پول اشاره می کنیم.
1.برای آموزش خود سرمایه گذاری کنید
صبر کنید، مگر گیتس از دانشگاه هاروارد اخراج نشده بود؟ بله، او اخراج شد. اما در جلسه "از من هر چیزی می خواهید بپرسید" پایگاه Reddit در سال 2014 فردی از او پرسید، " بهترین توصیه مالی شخصی شما به کسانی که کمتر از 100 هزار دلار در سال درآمد دارند چیست؟ " او پاسخ داد: " بر روی آموزش خود سرمایه گذاری کنید."
بر اساس دفتر آمار کل (BLS) وزارت کار آمریکا، افراد 25 ساله و بالاتر که دارای مدرک کارشناسی هستند تقریباً 59.6 درصد بیشتر از کسانی که مدرک دیپلم دبیرستان دارند درآمد کسب می کنند. اما شما می تواند با یک آموزش دانشگاهی دستمزدهای بالاتری دریافت کنید.
بیل گیتس در یک سخنرانی در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه هاروارد در سال 2007 به دوران تحصیل خود در این دانشگاه اشاره کرد:
"چیزی که من بیش از همه درباره هاروارد به خاطر می آورم این است که من در آن زمان انرژی و هوش زیادی داشتم. این می توانست هیجان انگیز، هراس انگیز و حتی برخی اوقات دلسرد کننده باشد، اما همیشه چالش برانگیز بود. آن یک مزیت شگفت انگیز بود – و اگرچه من زود آن را ترک کردم، اما سال های حضورم در هاروارد من و دوست های من و ایده هایی که بر روی آنها کار می کردم را تغییر داده بود."
2.پیشرفت خود را بسنجید
گیتس در بیانیه سالیانه خود برای بنیاد بیل و ملیندا گیتس در سال 2013 درباره کتاب در حال مطالعه خود با عنوان " قدرتمندترین ایده در جهان " می نویسد، با وجود این که این کتاب درباره اختراع موتور بخار است، اما گیتس درس مهمی از آن گرفته است.
او می نویسد، " ... در سال های گذشته من بار ها و بارها پی برده ام که سنجش و ارزیابی تا چه اندازه در بهبود شرایط انسان مهم است. شما می توانید به پیشرفت شگفت انگیزی دست یابید اگر یک هدف مشخص تعیین کنید و شاخصی پیدا کنید که پیشرفت را به سمت آن هدف هدایت کند ..."
این ممکن است یک نصیحت ابتدایی به نظر برسد، اما او می گوید از این که به ندرت از آن پیروی می شود شگفت زده است و تصحیح کردن آن چقدر سخت است. اگر شما صاحب تجارتی هستید و یا اگر فقط می خواهید خودتان را رشد دهید، به برنامه هایی توجه کنید که در تعیین اهداف و پیگیری آنها به شما کمک می کنند. حتی یک فهرست ساده از اهداف نوشته شده بر روی یک کاغذ می تواند در آغاز حرکت به سمت دستیابی به اهداف به شما کمک کند.
3." نه " گفتن را یاد بگیرید
مهم نیست چقدر جاه طلب هستید، یک روز فقط 24 ساعت است. و اغلب، تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در چگونگی سرمایه گذاری آنها بر روی این ساعت ها است.
ثروتمند ترین مرد جهان در نشست خود با دانشجویان هاروارد جمله دوست خود وارن بافت به خود را تکرار کرد: " شما باید در نه گفتن ماهر باشید."
گیتس گفت که این توصیه یکی از بهترین نصیحت هایی بوده که او تا آن زمان شنیده است. او توضیح داد که نه گفتن به شما اجازه می دهد تا بر روی چیزهایی تمرکز کنید که تفاوت واقعی ایجاد می کنند. این نوع تفکر با مفهوم کلی " big rocks" دکتر استفان کاوِی هماهنگی دارد، آن یک استراتژی مدیریت زمان است که به شما در شناسایی و اولویت گذاری مهم ترین بخش های یک روز شما کمک می کند.
4.خوشبین باشید
گیتس در یک جشن فارغ التحصیلی در دانشگاه استنفورد در سال 2014 می گوید، " خوشبینی اغلب به عنوان امید غلط رد می شود، اما ناامیدی غلط هم وجود دارد." اگرچه او و همسرش ملیندا، که او را بر روی صحنه همراهی می کرد، در حال صحبت درباره فقر و بیماری بودند، اما این جمله می تواند در زندگی شما نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در این سخنرانی، بیل به طور مفصل درباره اعتقاد خود به خوشبینی و نقش مهم آن در حل مشکلات صحبت کرد. خوشبینی – و در معنای گسترده تر شادی – می تواند تاثیر مثبتی در محیط کار شما داشته باشد.
تحقیق سال 2014 دانشگاه Warwick پی برد که شادی می تواند باعث افزایش 12 درصدی سازنده بودن و نوآوری در مردم شود. شان آچور، کارشناس ارشد شادی و موفقیت، در یک ویدئو در سایت Ted Talk می گوید که شادی می تواند سازنده بودن را به مردم القاء کند. بنابراین به جای این که اجازه دهیم فشارها و استرس های کاری بر روی شما سنگینی کنند، بر روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که شما را شاد می کنند – این می تواند زندگی شما را ساده تر کند.
5.نسبت به موفقیت خود تفکر انتقادی داشته باشید
گیتس در کتاب " راه پیش رو" در سال 1995 می نویسد که شکست اغلب بیش از حرکت در موفقیت به شما آموزش می دهد. علاوه بر این، موفقیت می تواند خطرناک باشد، اگر اجازه دهید تا آن در مغز شما نفوذ کند.
او می نویسد، " موفقیت معلم خیلی بدی است. به طوری که افراد باهوش را اغوا می کند که شما نباید شکست بخورید. "
او در ادامه اضافه می کند " چیزی که امروز یک طرح تجاری بی نقص یا جدیدترین فناوری به نظر می رسد، می تواند به زودی به چیزی قدیمی تبدیل شود همانند دستگاه های پخش نوار 8 تِرَک، تلویزیون های دارای لامپ تصویر یا کامپیوترهای بزرگ. من شاهد تکامل همه این موارد بوده ام." بنابراین، در نوآوری ریسک کنید، سرمایه گذاری های دارای تضمین ناکافی را انجام دهید و کارهای دیگر.
6.از منتقدان خود استقبال کنید
گیتس در کتاب خود با عنوان " تجارت با سرعت تفکر" در سال 1999 درباره اهمیت بازخورد منفی سخن گفته است. او می گوید که پذیرفتن منتقدان نه فقط برای یادگیری بلکه برای یافتن راه حل هایی برای مشکلات ایجاد شده اهمیت دارد.
" به حرف مشتریان خود گوش کنید و انتقادات آنها را به عنوان فرصتی برای تبدیل شکست های خود به رشد واقعی مورد انتظار آنها در نظر بگیرید،" او اضافه می کند که، " شما باید شکایت های مشتریان را بیشتر از مسائل مالی شرکت بررسی و ارزیابی کنید."
تمایل به برآورده کردن نیازهای مشتریان به مایکروسافت کمک کرد تا در بخش رو به رشد فناوری پیشرفت داشته باشد. در طول این چند سال این شرکت تلاش کرده تا برتر باشد – یا لااقل در بین برترین ها قرار گیرد. این موضوع مایکروسافت را قادر کرده تا در فناوری هایی مانند HoloLens ی خود سرمایه گذاری کند، به یک قدرت برتر در صنعت بازی تبدیل شود و به صنعت گوشی های موبایل وارد شود.
منبع: وب برترین ها



مراحل استاندارد يوگاي خنده
درهريك ازباشگاههاي خنده، سبك و شيوه خاصي براي اجراي مراحل گوناگون يوگاي خنده و خندهدرماني گروهي عرضه ميگردد كه چگونگي آن به موقعيت منطقهاي كه باشگاه در آن واقع است، و نيز به سليقههاي گردانندگان باشگاهها بستگي دارد. اما شكل استانداردي هم براي اجراي تمرينات يوگاي خنده وجود دارد كه مراحل آن به ترتيب زير است (حداكثر زمان لازم براي اجراي مراحل زير بيست دقيقه است):
گام اول – تمرين تنفس: اعضاي باشگاه، صبح زود در محل از قبل تعيين شده گردهم ميآيند و تحت فرمانهاي رهبر گروه، به تمرين ميپردازند. جلسه با تمرين تنفس عميق، شروع ميشود؛ به اين ترتيب كه افراد گروه در حاليكه دستهايشان را بهصورت كاملاً صاف و عمودي به آسمان بلند ميكنند با فرمان رهبر گروه، پنج بار نفس عميق ميكشند. در هر تنفس، اعضاي گروه پس از حبس نفس در سينه و منبسط كردن بدنشان به آرامي، نفسشان را از سينه خارج كرده، در همان حال كمي به سمت پايين خم ميشوند. اين تمرين، شبيه پراناياما يا تالاسانا در يوگاست.
گام دوم – تمرين هوهو هاها: همه اعضا، در حاليكه همچنان دستهايشان رو به بالاست كمي دستهايشان را از آرنج خم كرده، همزمان با كف زدن با ريتم ٣ و ٢ و ١... ٢ و ١ شروع به هوهو... هاها كردن ميكنند. براي اجراي اين گام، منشأ صداهاي خنده بايد از قسمت ناف، و دهان در حالت نيمهباز باشد و فرد حركت بالا و پايين رفتن شكم را احساس كند. اين تمرين حداكثر ده تا پانزده مرتبه صورت ميگيرد.
گام سوم – نرمش: در اين مرحله با فرمان رهبر گروه، نرمش عضلات گردن و شانهها همراه با برخي حركات كششي انجام ميگيرد (هر نرمش حداكثر پنج بار).
گام چهارم– خنده بزرگ يا خنده از ته دل: با صدور فرمان يك، دو، سه از طرف رهبر گروه، اعضا با بلند كردن هر دو دستشان به آسمان و نگاه كردن به چهره ديگر اعضا، در طرف راست و سپس برگشتن و نگاه كردن به چهره افرادي كه در سمت چپشان قرار دارند، با به كار بردن كمترين زور و بيشترين هيجان از ته دل، شروع به خنده ميكنند. (از اين مرحله به بعد، در پايان هر گام تمرينات با سهبار كف زدن و دوبار نفس عميق كشيدن دنبال خواهد شد).
گام پنجم– خنده سلام هندي: اعضا كف دستهايشان را در جلوي صورتشان روي هم قرار داده، حداقل به چهار نفر از هم گروههاي خود با صداي متوسطي از خنده سلام ميكنند.
گام ششم– خنده بيصدا: در اين مرحله، اعضا تا آنجا كه ممكن است دهان خود را باز ميكنند و با نگاه كردن به چهره همديگر بدون ايجاد صدايي ميخندند و از همديگر ميپرسند و جواب ميدهند: چطوري؟... عاليام... خيلي عالي.
توجه: به هنگام اجراي خنده بيصدا لازم است كه از فشار آوردن بيش از اندازه بر خود پرهيز كنيد.
گام هفتم – خنده با دهان بسته: در اين نوع خنده، اعضا در حاليكه دهانشان كاملاً بسته است، سعي ميكنند، بخندند و در حين خنديدن، اداهاي گوناگوني از خود درميآورند. اجراي اين تمرين براي ريهها، عضلات شكم، و نيز براي اعضا و احشا داخلي بدن فوقالعاده مفيد و مؤثر است.
گام هشتم – خنده متوسط يا خنده نجيبانه: اين نوع خنده، بسيار آرامبخش و تمدد كننده اعصاب است و صداي آن، نه خيلي بلند است و نه خيلي آهسته. براي اجراي اين نوع خنده، اعضا در حاليكه دستهايشان را در بالاي سر و زير سينهشان به هم ميكوبند و صداهايي از اين طريق توليد ميكنند، با زل زدن به چشمان، چهار يا پنج عضو ديگر خندههاي متوسطي سر ميدهند.
گام نهم – خنده تاب: براي اجراي اين مرحله، اعضا با خنديدن به شكل آ اي (AE)... اُ اُ (OO)... اي اي (EE)... اوه اوه (Ooh, Ooh) به آرامي به زمين خم شده و برميخيزند – چنانكه گويي گلهاي خنده را از روي زمين برميدارند، آن را به سوي آسمان پرتاب ميكنند، و همراه با تكان دادن دست و گفتن بايباي آنها را بدرقه مينمايند.
گام دهم– خنده يك متري:در اين مرحله اعضا، دستهاي خود را به طرفين خود باز كرده، با رعايت فاصلهاي برابر با يك متر از هم، ضمن كش دادن دستهاي خود را به طرفين در سه كشش هه... هه... هه... هاهاها ميكنند.
گام يازدهم – خنده شير: اعضا، زبانشان را به صورت كامل از دهانشان بيرون ميآورند، چشمهايشان را تا آنجا كه ممكن است باز ميكنند، دستهايشان را مانند پنجههاي شير در جلويشان امتداد ميدهد، و با صدايي كه منشأ آن عضلات شكمي است، شروع به خنده ميكنند (به دليل اهميت خنده شير و تأثيرات فوقالعاده آن، در سطور آينده اين نوع خنده، بيشتر سخن خواهيم گفت).
گام دوازدهم – خنده اُشو يا ايسكون: در اين مرحله كه، اجراي آن اختياري است، اعضا دستان خود را رو به بالا ميكنند و با پيچ و تاب دادن بدنشان ميخندند و صداهايي شاد و بامزه از خود درميآورند.
آخرين گام:
در پايان مراحل، اجراي تمرين خنده اعضا همصدا، با رهبر گروه فرياد برميآورند:
من شادترين فرد روي زمين هستم ب... ع... ل... ه
من سالمترين فرد روي زمين هستم ب... ع... ل... ه
من عضو باشگاه خنده هستم ب... ع... ل... ه
البته، در باشگاههاي گوناگون انواع ديگري از خنده، نظير خنده رقصان (خنديدن همراه با جست و خيز كردن و به هوا پريدن نظير خندههايي كه كودكان سر ميدهند)، خنده كوكتل يا مركب (خندهاي كه در آن اعضاي باشگاههاي خنده، به پنجگونه متفاوت از هم، نظير هوهو، هاها، هيهي، اوه اوه، هه هه ميخندند)، خنده گاربا، و چند نوع ديگر خنده را به عنوان يكي از مراحل يوگاي خنده، تمرين ميكنند.
خنده شير
خنده شير از آساناي سيمها مودراي يوگا (حركت شير) برگرفته شده است و از نقاط مشترك عمده بين تمرينهاي خندهدرماني گروهي در باشگاههاي خنده و تمرين يوگا به شمار ميرود. براي اجراي خنده شير، شركتكنندگان در جلسات خندهدرماني گروهي با بيرون آوردن كامل زبانشان و با باز كردن چشمهايشان تا حد ممكن، دستهايشان را همچون پنجههاي شير ژست ميدهند و با حفظ اين وضعيت، شروع به خنده ميكنند. اما در آسناي سيمها مودراي، كه بيشتر در حالت نشسته انجام ميگيرد، تمرينكنندگان پس از گرفتن وضعيت شير صدايي همچون غرش شير از گلويشان خارج ميسازند.
خنده شير، همچون آسناي سيمها مودراي يوگا داراي منافع بيشماري است و براي پاكسازي و تجديد حيات اعضاي موجود در سر و صورت همچون بيني و چشم و بهخصوص براي ماساژ دادن و تحريك گلو و لوزهها كاملاً مفيد است.
همچنين از آنجا كه اجراي خنده شير، باعث جريان يافتن بيشتر خون به لوزهها و دفع مواد سمي از آنها ميگردد، مناسبترين شيوه، براي پيشگيري از ابتلا به بيماري تورم لوزهها، گلودرد و ساير بيماريهاي گلو به شمار ميرود و با تمرين منظم، آن ديگر احتياجي به عمل جراحي و برداشتن لوزهها وجود نخواهد داشت.
یوگای خنده چه مزایایی دارد؟
دشمن افسردگی: هنگام خندیدن ترشح هورمونهای اندروفین و آنكفالین افزایش مییابد. با افزایش این دو هورمون که در واقع هورمونهای سرخوش كننده هستند، حالتی به ما دست میدهد كه به آن حالت سرمستی و سرخوشی گفته میشود؛ این حالت دقیقا در تقابل با شرایط خلق پایین و افسردگی قرار میگیرد.
- ماساژ دستگاه گوارش: موضوع جالب دیگر در ارتباط با یوگای خنده این است كه چنین تمریناتی درواقع نوعی ماساژ گرفتن است كه خون مورد نیاز اعضای داخلی بدن را تامین میكند و اندامهای داخلی را ماساژ میدهد. این موضوع از این لحاظ جالب است كه ما هرگز نمیتوانیم اعضای داخلی دستگاه گوارش را از بیرون ماساژ دهیم. در حقیقت فقط با خندیدن است كه این امكان برای دستگاه گوارش فراهم میشود.
- تقویت كننده عضلات صورت: هنگام خنده با تمریناتی كه روی عضلات صورت، حنجره و فك انجام میدهیم، خوب و راحت خندیدن را یاد میگیریم. از طرفی خندیدن منجر به سفت شدن پوست صورت و جوان ماندن آن میشود.
- رفع كمرویی: یكی از مزایای دیگر یوگای خنده برطرف كردن برخی از مشكلات رفتاری مانند خجالتی بودن، یاس و ناامیدی است. برای افراد خجالتی انجام تمرینات یوگای خنده در جمع، كار دشواری است ولی به مرور زمان وقتی میبینند كه همه این كار را در كنار هم انجام میدهند، خندیدن برایشان راحتتر میشود. به خصوص وقتی در محیطی قرار بگیریم كه چند نفر در حال خندیدن هستند، این موضوع روی رفتار ما تاثیر گذاشته و منجر به خندیدن ما هم میشود.
- كاهش اضطراب: تمرینات یوگای خنده برای افراد مضطرب و نگران هم مفید است. خنده با كاهش غلظت هورمونهای استرس مانند كورتیزول آثار استرس را برطرف میكند. فقط كافی است افراد مضطرب تاثیرات مثبت خنده را باور داشته باشند و تمرین كنند.
خندیدن برای شاد زیستن
لبخند شما یک ژست اجتماعی نیست، زبان احساس است؛ نشانی است که مکنونات قلبی را به اشخاص هدیه میکند.
اولین پاداشی که یک نوزاد چند هفته پس از تولد به پاس به دست آوردن اطمینان از محبت و عشق نثار شما میکند، لبخند است.
لبخند یک مکانیسم امنیتی است که افراد به کمک آن میتوانند سلامتی خود را حفظ و شادی را تجربه کنند. وقتی که ما میخندیم همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش میرود.
آندروفینی که در مغز تخلیه میشود، به ما احساس پرواز طبیعی میدهد و بازدهی سیستم تنفسی درست مانند زمانی است که به ورزش دو پرداختهایم.
به عقیده دکتر هنری رابین اشتاین، خنده موجب کاهش میزان ضربان قلب میشود و اشتها را تحریک میکند. علاوه براین، به نظر میرسد خنده تعادل ظریف هورمونی بدن را بهبود میبخشد.
خنده سیستم بدن ما را از کلسترول زیاد و دیگر چربیهای ناخواسته پالایش میدهد.باعث انبساط عروق شده و از بروز سکتههای قلبی و مغزی و همچنین بیماریهای زخم معده و اثنیعشر پیشگیری میکند.
هر زمان که بتوانیم بر مشکلی بخندیم، در واقع خود را از نگرانی حاصل از آن مشکل پالایش دادهایم و درنتیجه، بر اثر این پالایش و روشنی قادر خواهیم بود راهحل درست را بیابیم.
در یک جمله، خنده و شادی بهترین اکسیر جوانی است؛ دارویی است بدون هزینه و عوارض و بهترین دارو برای معالجه افسردگی خنده است.به عقیده انجمن شوخی درمانی، خوشحالی- چه در محل کار و چه در خانه- اسباب خنده است.
«نرمن کازنیز» به عنوان یک خبرنگار میگوید: خندیدن، نوعی نرم دویدن درونی است و انسان با خندیدن، همه اعضای داخلی بدن خود را ورزش میدهد. خنده نه تنها احساس خوبی در فرد ایجاد میکند بلکه برای سلامت و احساس تندرستی و نشاط هم ضروری است.
کازنیز برای این باور خود دلیل خوبی دارد. سالها پس از تشخیص بیماری ناراحتکنندهای به نام جمود مفاصل و التهاب مهرهها، پزشکان به وی گفتند تا 2ماه بیشتر زنده بخواهد ماند.
او به جای گذراندن وقت با ارزش خود در بیمارستان اتاقی در هتل گرفت و تا میتوانست به خواندن و نوشتنهای فکاهی و خندهدار و تماشای فیلمهای کمدی و گوش دادن به نوارهای صوتی با مزهای که به دست میآورد میپرداخت.
او عملاً حسابی خود را به خنده واداشت. سالها بعد کازنیز با سلامت جسمی و روحی فوقالعادهای که به دست آورده بود درمان شد و پزشکان معالجش نیز متقاعد شدند که تنها خنده میتوانست باعث بهبودش شده باشد. خنده انبساط دهنده ماهیچههاست.
در زمان استرس – که قاتل شماره یک ما انسانها شناخته شده است- اشکال مختلف انبساط که بهترین نوع آن خنده است به همگان توصیه میشود.
خنده در مقایسه با سایر عوامل انبساط مانند مراقبه تمرکز ، ورزش یا قرص، شیوهای سریعتر و مطمئنتر و مؤثرتر برای تأمین انبساط جسمانی است.
هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاهترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست. ما میتوانیم کودکان را سرمشق خود قرار دهیم.
کودک به طور طبیعی و بدون احساس خجالت تقریباً به همه چیز میخندد؛ گویی به وضوح میداند که یک خنده سیر، او را سالم و متوازن نگه میدارد.
جهان کودک، جهان حیرت شوق و رؤیاست. نگاه کودک نگاهی لطیف و معنیدار است. متاسفانه بعضی از بزرگسالان وقت فراوانی را صرف محدود کردن خندههای کودک میکنندو مدام به او تذکر میدهند.
به کودکان اجازه دهیم که از زندگی لذت ببرند و شاد باشند و با شاد بودن احساس بهتر و کارایی بیشتری خواهند داشت.صاحبنظران و روانشناسان مانند فروید، کانت و هربرت اسپنسر خنده را وسیلهای برای تخلیه تنش اضافی هیجان ذهنی میدانند.
آنها معتقدند که خنده تعادل طبیعی را حفظ میکند و در طولانیشدن عمر بسیار مؤثر است.یادمان باشد که در یک لحظه اضطرابآور و در موقعیتی حاد که نیاز داریم بخندیم، بخندیم. به جای اینکه گریه کنیم تا بتوانیم در کوتاهترین زمان، مشکل را حل کنیم.
منبع: همشهری- شیریندخت نور امین
![]()
ایران چند نفر افسرده دارد؟
به گزارش ایرنا، احمد حاجبی روز یکشنبه در مراسم روز جهانی بهداشت که با موضوع سلامت روان در وزارت بهداشت برگزار شد، افزود: به طور کلی 23.6 درصد افراد در گروه سنی 14 تا 64 سال به یکی از انواع اختلالات روانی مبتلا هستند که از این تعداد حدود 12.7 درصد افسرده هستند.
وی گفت: با افزایش تعداد کارشناسان سلامت در شبکه بهداشتی کشور، دسترسی مردم به خدمات سلامت افزایش یافته است و حدود 20 درصد افراد نیازمند به خدمات سلامت در یکسال گذشته با مراجعه به این مراکز از خدمات سلامت روان برخوردار شده اند.
حاجبی افزود: از نظر آگاهی و سواد سلامت روان در جامعه مشکل داریم و باید اطلاعات مردم در این زمینه با همکاری دستگاه های مختلف از جمله صدا و سیما افزایش یابد.
مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت افزود: مردم باید توانایی شناخت اختلالات روانپزشکی را داشته باشند و باید بدانند که در صورت شناسایی چنین اختلالی باید چگونه و به کجا مراجعه کنند.
حاجبی افزود: طرح تحول سلامت دستاوردهای بزرگی را برای حوزه سلامت روان داشته است، تا قبل از اجرای این طرح در بسیاری از شهرهای زیر مجموعه دانشگاه های علوم پزشکی حتی یک نفر کارشناس سلامت روان نداشتیم اما امروز بیش از هزار و 100 کارشناس سلامت روان در سیستم بهداشتی و درمانی کشور مستقر هستند، کافی و ایده آل نیست اما قدم بزرگی در این دولت برداشته شده است.
سازمان بهداشت جهانی شعار امسال روز جهانی سلامت (7 آوریل) را «بیایید درباره افسردگی صحبت کنیم» تعیین کرده است.
هزار و یک دلیل برای خنده های بی دلیل
هنگامیکه دکتر «مادان کاتاریا» در سال ۱۹۹۵ موفق به ابداع یوگای خنده شد، نخستین انگیزه ای که برای برانگیختن خنده به نظرش رسید، تعریف لطیفه بود اما از آنجا که تعریف لطیفه بر قریحه ی شوخ طبعی افراد تکیه داشت، انگیزه ی خوبی برای خنداندن مردم به شمار نمی رفت. هیچکس شوخ طبع به دنیا نمی آید. کودکان توانایی تعریف لطیفه را ندارند و پیش از آن که لطیفه بهپایان برسد، می خندند. آنان به دلیل شوخ طبع بودن نمی خندند، بلکه چون طبیعتی شاد و خوش دارند، می خندند. شوخ طبعی همگام با رشد و رسیدن به دوران نوجوانی یعنی زمانی که خنده های بی قید و شرط به خنده های مشروط تبدیل می شود پدیدار می گردد.
دکتر «کاتاریا» پی برد برای این که بتوان تک تک ۳۶۵روز سال را خندید، باید به دنبال انگیزه ی مناسب تری گشت. او با آگاهی از این که راه های دیگری جز تعریف لطیفه و شوخی کردن هم وجود دارد، سرانجام موفق به کشف این انگیزه شد: ساختگی خندیدن. از آن جا که مغز قادر به تشخیص خنده ی واقعی و طبیعی از خنده ی ساختگی نیست، خنده های ساختگی همان آثار مثبت خنده های واقعی را برجای می گذارند.
در باشگاه های خنده، خندیدن با خنده های ساختگی شروع می شود و دیری نمی پاید که به کمک برخی تکنیک ها و ترفندها، به خنده های از ته دل واقعی تبدیل می گردد. یوگای خنده، تنها روشی ست که به افراد امکان می دهد تا بدون درگیر ساختن تفکر منطقی و عقل و خرد، از ته دل بخندند. درواقع، اعضای باشگاه های خنده بدون این که به دنبال دلیلی برای خندیدن باشند برخلاف آن چه همه در زندگی روزمره دنبال دلیلی محکم و قاطع برای خندیدن می گردند با آگاهی از سودمندی های بی شمار خنده، خودسرانه دست به انجام تمرین های گوناگون خنده می زنند تا از این سودمند ی ها بهر ه مند گردند. اگرچه خنده هایی که در باشگاه های خنده سر داده می شوند، به «خنده های بی دلیل» معروف اند اما خوب که بگردیم، می توانیم هزاران دلیل برای «خندیدن بی دلیل» پیدا کنیم. در زیر به برخی از این دلایل و انگیزه ها اشاره می کنیم:
خنده، بر هر درد بی درمان دواست.
خنده، بهترین و بی زیان ترین پزشک است.
خنده، دستگاه ایمنی بدن را تقویت می کند.
خنده، همه ی عضلات و اندام های بدن را تحریک می کند.
یک ساعت خندیدن، موجب سوختن ۲۰۰ کالری می شود.
یک دقیقه خندیدن برابر است با ۴۰بار تنفس عمیق.
خنده، نقش چشمگیری در مبارزه با انواع سرطان ها دارد.
خنده، اکسیر جوانی ست.
خنده، بهترین، ساده ترین، طبیعی ترین و ارزان ترین راه برای جذابیت و زیبایی چهره است.
خنده، در بهبود روابط انسانی بسیار مؤثر است.
خنده، فشار خون را تعدیل می کند.
خنده همیشه و در هر شرایطی در دسترس است.
خنده، دشمن استرس است.
خنده، محبوبیت و جذابیت ایجاد می کند.
خنده، چین و چروک چهره را از بین می برد.
خنده، از بیماری های گوارشی پیشگیری می کند.
خنده، بهترین درمان افسردگی ست.
خنده، هیچ هزینه ای ندارد.
خنده، موهبتی الهی ست.
خنده، راهی به سوی موفقیت است.
خنده، موجب تسکین انواع بیماری های دردناک می شود.
خنده، بهترین و ساده ترین روش برای پیش گیری از بیماری های قلبی ست.
خنده، موجب ماساژ دادن اندام های داخلی می شود.
خنده، ساده ترین ورزش است.
خنده، ذهن را از افکار منفی پاکسازی می کند.
خنده، آلودگی ها و ناپاکی ها را از قلب می زداید.
خنده، دل ها را به هم نزدیک می کند.
خنده، کلسترول و قند خون را کاهش می دهد.
خنده، روشی مؤثر برای کاهش وزن و مبارزه با چاقی ست.
خنده، با تحریک غدد اشکی، چشم ها را شست وشو می دهد.
خنده، هم چون گرفتن حمام اکسیژن است.
خنده، قدرت یادگیری را افزایش می دهد.
خنده، مشکلات زندگی را آسان تر می کند.
منبع:وب زنان توانمند
................................................................................

اولین باشگاه خنده جهان
در سال 1995 دکتر مادان کاتریا، پزشک هندی، مشغول نوشتن مقاله ای تحت عنوان »خنده بهترین پزشک است «بود. وی در حین نوشتن این مقاله با پژوهش های متعددی درباره خنده مواجه شد و تحت تأثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت این یافته ها را در خود و اطرافیان آزمایش کند. لذا صبح سیزدهم مارس همان سال به نزدیکترین پارک منزلشان رفت و از افرادی که برای ورزش صبحگاهی به پارک آمده بودند، دعوت به اجرای خنده گروهی کرد و فقط چهار نفر دعوت او را پذیرفتند و اولین باشگاه خنده جهانی با پنج نفر شکل گرفت. ابتدا افراد به صورت دایره وار کنار هم می ایستادند و یک نفر در وسط قرار می گرفت و به تعریف جوک، ماجراهای خنده دار و طنز می پرداخت و حاضرین بیست دقیقه با هم می خندیدند و یک روز پرنشاط و شاداب را شروع می کردند. به زودی جوک ها و ماجراهای خنده دار به پایان رسید و باشگاه خنده در معرض تعطیلی قرار گرفت اما چون کاتریا به کار خود ایمان داشت به فکر ابداع روشی افتاد تا افراد بتوانند بدون استفاده از گفتار بخندند، لذا وی تکنیک های یوگای خنده را ابداع کرد. یوگای خنده مشتمل بر سه گروه تکنیک یا حرکت تمرینی به شرح ذیل می باشد :
الف- تکنیکهای یوگای خنده:
این تکنیکها از حرکتهای متنوع یوگا گرفته شده اند که برای سلامتی بسیار مفیدند. از جمله می توان به خنده از ته دل، خنده با دهان بسته، خنده تدریجی و ...اشاره کرد.
ب- تکنیکهای خنده های نشاط بخش:
هدف این تکنیکها افزایش نشاط و شادابی اعضاست تا بتوانند احساس خودداری و کمرویی را کاهش دهند، برخی از تکنیکهای خنده های نشاط بخش عبارتند از: خنده یک متری، خنده بگو مگو، خنده گفتگوی تلفنی، خنده کمرویی و ... .
ج- تکنیک های خنده ارزشی:
این تکنیکها به گونه ای طراحی شد ه اند تا به وضعیتهایی که در حین خندیدن ایجاد
می شود معنایی ویژه ببخشند و ارزش هایشان را در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت کنند تا بتوانیم زندگی روزمره خود را به گونه ای مثبت تر سپری کنیم. برخی از خنده های ارزشی عبارتند از: خنده سلام و احوالپرسی، خنده احترام و قدردانی، خنده پوزش خواهی و بخشش، خنده دست دادن، خنده در آغوش گرفتن و ... .
باشگاه خنده به سرعت مورد پذیرش و استقبال جهانی قرار گرفت و اکنون بیش از شش هزار باشگاه خنده در شصت کشور جهان فعال بوده و هر روز تعداد آنها در حال افزایش است.
مردم در سر تا سر جهان در باشگاه های خنده به طور منظم گرد هم می آیند و با هم
می خندند و از آثار مثبت آن بهره مند می شوند. خندیدن در جمع اولاً راحتتر و لذت بخش تر است، ثانیاً با هم خندیدن ارتباط و پیوندی عمیق بین اعضا بوجود می آورد و موجب اجتماعی شدن فرد می شود. کسانی که دارای روابط ضعیف اجتماعی هستند، کمرو و خجالتی بوده و دارای اعتماد به نفس پایینی هستند. شرکت در باشگاه خنده سبب افزایش اعتماد به نفس و اجتماعی شدن تدریجی آنها می شود.
در باشگاه خنده، خنده ها ابتدا ساختگی و مصنوعی است اما به سرعت تبدیل به خنده واقعی می شود. براساس یافته های دانش N.L.P )برنامه ریزی عصبی کلامی(، مغز توانایی تشخیص خنده ساختگی و خنده طبیعی را نداشته و در هر دو صورت اقدام به ترشح هورمو نهای ضداسترس و شادی بخش میکند. وقتی می خندیم پرده دیافراگم و ماهیچه های شکم به حرکت درمی آیند و موجب تحریک اعصاب پاراسمپاتیک می شود. اعصاب پاراسمپاتیک ضد اعصاب سمپاتیک می باشد- که هورمون های استرس زا در بدن ترشح کرده و بر روحیه یاس و ناامیدی می افزاید و استرس را تشدید می کند.
در حالت عادی وقتی ما نفس می کشیم، حدود 25 درصد فضای شش ها درگیر می شود و هفتاد و پنج درصد هوای مرده همچنان در شش ها باقی می ماند، اما به هنگام خنده شدید وتنفس عمیق بیشتر هوای مرده از شش ها خارج شده و هوای تازه و پر از اکسیژن وارد شش ودرنتیجه جریان گردش خون می شود که برای سوخت و ساز بدن ضروری است. خنده به دلایل فوق موجب تقویت دستگاه ایمنی بدن شده و از ابتلا به انواع بیماری ها پیشگیری کرده و بر سرعت بهبودی بیماری ها می افزاید.
خنده همچنین روحیه بازیگوشی کودکانه ایجاد می کند و قدرت یادگیری و حافظه فرد را افزایش می دهد. اگر خندیدن را نوعی ورزش به حساب آوریم، کمترین تاثیر آن تقویت عضله های چهره ماست. برای تقویت عضله های بدن انواع ورزش ها وجود دارد، اما کمترین ورزشی می توان یافت که عضله های صورت را درگیر سازد.
خنده های ارادی در باشگاه خنده موجب تقویت عضله های چهره شده و از چین و چروک زودهنگام جلوگیری کرده و چهره را شاداب و با طراوت می کند.
هرچه زمان میگذرد نهضت جهانی خنده قدرتمندتر می شود و هر روز دلایل علمی جدید در تایید خنده درمانی و یوگای خنده کشف می شود.
به امید روزی که بتوانیم همه با هم راحت و بی دلیل بخندیم.

پدرپولدار،پدربی پول
اثر رابرت کیوساکی
برای مطالعه خلاصه دوم کتاب ،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
تئوری سوسک در توسعه شخصی: پاسخ بجای واکنش
متن زیر داستان بسیار جالبی را در حوزه توسعه شخصی روایت میکند. اگرچه این داستان به یکی از سخنرانیهای سوندار پیچای (Sundar Pichai) مدیرعامل فعلی شرکت گوگل (Google) نسبت داده میشود، در واقع او هیچگاه این سخنرانی را نکرده است. منشاء این داستان نامعلوم است، اما مفهوم بسیار آشنایی را روایت میکند و از آنجا که داستان قدرتمندی است، خواندن آن میتواند مفید باشد. این داستان با عنوان “تئوری سوسک در توسعه شخصی” رواج یافته است!
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند. بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
نحوه واکنشهای ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که میتواند در زندگی بحران ایجاد کند.
این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
این متن برگرفته ازمقاله زیراست: ttp://www.legends.report/cockroach-theory-a-speech-by-google-ceo-sundar-picha

نکات برای زندگی بهتر
نگذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه. با لبخند معنی دار. با کنایه. با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید. خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهرهتان را، اندامتان را. صلح کردن با خود آغاز زندگیست.
از گذشته فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلتها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی میشود همه ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود مینشینند و هیچ چیز هم تغییر نمیکند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذابتر از زمان حال نیست.
ازخودتان به اندازهی تواناییتان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد تواناییتان را بشناسید. بیشتر ما حد توانایی خود را نمیشناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر میرویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشتهایم، زود دچار خستگی و دلزدگی میشویم.
سعی نکنید دختر و پسر خوب برای پدر و مادر، خواهر خوب، برادر خوب، عروس خوب، داماد خوب، پدر خوب، مادر خوب باشید. این خیلی خوب بودنها عاقبت کار دست آدم میدهد. آدم گاهی میرود توی نقشهایی که نقش واقعیاش نیستند و از من واقعیاش خیلی فاصله گرفته اند. بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهرهی کسی را ببینید که از شما سوال میکند: راستی تو کی هستی؟
عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید.
هرچه هست و میماند عشق است و دیگر هیچ.



راهکارهایی ساده برای فن بیان
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و سردی بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!
اولین قانون برای شروع گفتگو :
۱- بخواهید که درباره ی موضوع اصلی صحبت کنید نه حاشیه :
در محیط کاری :
اگر شما با یک بازاریاب حرفه ای طرف هستید ، او هر طور شده رشته کلام را به دست می گیرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به یاد داشته باشید او هیچ وقت شما را در موقعیتی قرار نمی دهد که کلمه بله یا خیر را در مورد تایید یا عدم تایید جنس مورد نظر بگویید .
به طور مثال شما هرگز از دهان آنها این حرف را نمی شنوید که : آیا می خواهید این بیمه را بخرید ؟!حتی اگر با خرید مخالفت کنید باز هم پافشاری او بیش ترشده و با با عباراتی مثل : شما اصلا” در مورد این بیمه چیزی می دانید ؟!! و در این وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش می دهد ” نه هیچی نمی دانید ” و یک سری چیزهایی بیان می کنند که شاید در نهایت هیچ ربطی به موضوع اصلی نداشته باشد ، در این حالت فروشنده راحت می تواند به هدف اصلی خود برسد و بحث را ببندد. این بازاریاب ها سوالاتی می کنند تا شما را به اهداف و پیش بینی های ذهن خود نزدیک کرده و چون شما در موقعیت یک فروشنده نیستید ، بالاخره راضی به خرید می شوید ! بنابراین موضوع اصلی بحث را فراموش نکنید.
این حالت در موقعیت های روزمزه اجتماعی چگونه می شود ؟
فرض کنید سر میز شام هستید با دوستانتان ، شما نباید فقط بگویید ” این مرغ چقدر خوشمزه است !” بلکه با اضافه کردن کلماتی به سوال خود منتظر پاسخی می مانید !
بطور مثال ” این مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در یک شب دیگر بسیار لذید می شود ! بگویید کی و کجا آن را درست کنیم و بخوریم ؟!
خوب ! سکوتی بین شما و آنها ایجاد می شود که در حین اینکه آنها از درون از دست شما عصبی هستند ولی تنها شما آنها را مجبور کردید که با خوشحال نشان دادن خود سعی کنند تنها نظر شما را بپذیرند و موضوع گفتگو شروع می شود!
مثال دیگر :
شما می خواهید در مورد لباس یک خانم نظر دهید و آن را کامل تر کنید :
شما نباید بگویید :” چه لباس قشنگی ” خوب ، مطمئنا” او تنها پاسخ می دهد ” متشکرم! ”
بنابراین این طور می پرسید :” چه لباس قشنگی ! از کجا خریده ای ؟ ” ، در این حالت پاسخ او کامل تر است و حداقل می دانید از کدام فروشگاه خرید کرده است ، پس این طور ادامه می دهید و می پرسید : ” آن فروشگاه کجاست ؟” و در ادامه می گویید” همسر من ( یا کس دیگر را مثال بزنید ) از جای دیگر خرید می کند، من واقعا” لباسهای سبک اصیل و رسمی را دوست دارم تقریبا” شبیه مدلهایی که درتلویزیون است ، شما دیده اید ؟! ” و به این ترتیب گفتگو ادامه می یابد …
۲- آرام و خونسرد باشید:
یک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم می شود ، همیشه باادب باشید و با روی خوش دیگران همیشه با چنین کسی دوستانه برخورد می کنند.
۳- می توانید دقیقا” از جایی که هستید شروع کنید :
به طور مثال اگر مورد اصلی بحث محیطی است که در آن هستید این طور می گویید :
” چه دکور جالبی !” ” نظر شما درباره ی رنگ آمیزی آن چیست ؟!”
نباید دائم به آن چیزی که خودتان علاقه دارید اشاره کنید ، نظر دیگران را بخواهید تا پاسخی هم از آنهاداشته باشید واین چنین است که ناخودآگاه گفتگو شروع می شود.
اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به عنوان نقد کننده خبری هستید بازهم نظر دیگران را بپرسید و آنها را در بحث سهیم کنید.
در باره ی موضوعی که ممکن است کسی ناراحت شود بحث نکنید چرا که خیلی موضوعات عادی و عمومی هستند که افراد می توانند بدون ایجاد دلخوری در مورد آنها گفتگو کنند.
در واقع مهم این است که به طریقی آنها را درگیر بحث کنید و محاوره به خودی خود ادامه می یابد.
به یاد داشته باشید اگر بین افراد ، سکوتی حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خیلی خوشحال می شوند که کسی مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند.

چهل گام طلایی برای موفقیت
2.هفت كلمه را در صدر ذهن خود جای دهید وبه منطق و هوشیاری كه در ژرفای آنها نهفته است توجه كنید وآن هفت كلمه را كه فرشته صلح به شما ندا میدهد بشنوید(( شما همان چیزی خواهید بود كه فكر می كنید.))
3. این حقیقت كهن را بنویسیدو هر روز آن را بخوانید كه ((وقتی در جستجوی خوشبختی خویش هستید خوشبختی همیشه از نزدیك شدن به شما سر باز میزند ،ولی اگر بدنبال خوشبختی دیگران برآیید خودتان هم خوشبختی را خواهید یافت.))
4.در میان كسانی باشید كه اهل عمل هستند وبی باكی نشان می دهندو بر عكس ،از افرادی كه شما را به غرق شدن در بهانه ها و توجیهات رهنمون می سازند،دوری كنید .منبع انرژی های خود را از هر نوع آلودگی حفظ كنید.
5.تنها چیزی كه برای رسیدن به مقصد مفید است اراده و خواست شماست ،كافی است چیزی را بخواهید.
6.در كسب و كار،اصل همكاری و خدمت را مقدم بر هر چیز بدانید.
7.اول هر ماه یك جمله را شعار خود قرار دهید و سعی كنید تا پایان ماه پاییبند آن باشید.
8.ایمان دید شما را باز می كند.
9.وجود شك در زندگیمان مانند داشتن یك خیانتكار در زندگی است. شك خائن است زیرا از محدودیت ها و كمبودها جهت تاثیر گذاشتن بر زندگی شما استفاده می كند.
10. به چیزهای پیش پا افتاده و كم ارزش زندگی زیاد توجه نكنید، بلكه یاد بگیرید به درون بنگریدوسطوح بالاتر آگاهیرا بشناسید.
11.زندگی خویش رادرمسیردلخواه هدایت كنیدوبه آنچه می خواهیدبرسید.
12.سعی كنید هر كسی را به نحوی درزندگی شماظاهرمی شودبه چشم یك آموزگاربنگریدواز او چیز بیاموزید.
13. برای امروز زندگی كنید.از تمام وابستگی های گذشته خود به عنوان بهانه ای برای شرایط امروز خود دست بردارید.
14.هنگامی كه ماخودشایستگی برگزیدن شیوه ابتكاری خویشتن برای برخورد با جهان خویش و مردمان آن را داریم،هیچ لزومی ندارد اجازه دهیم اعمال دیگران افكار ما را كنترل كند.
15.نفرت دیگران را با عشق پاسخ گویید.عشقی راكه بروز می دهید به خودتان باز می گردد و هدیه آن آزادی ورهایی است.
16.آنچه كه آینده بود حال است و آنچه كه حال است گذشته می شود، پس نگرانی چرا؟
17.اگر ذهنم طوفانی باشد،افكار صلح جویانه راچه حاصل؟
18.اگر برای تجربه كردن نتیجه تلاشم،كم طاقت باشم مانند این است كه سعی در خوردن میوه های نارس داشته باشم.
19.بگذارآنچنان تلاش كنم كه همچون سرمشقی الهام بخش دیگران شوم.
20.كسی كه بتواند با تواضع خوبگیرد،عظمت را تسخیرخواهد كرد.
21.افراد متقلب هیچگاه نمی توانند از آرامش ذهن لذت ببرند زیرا آنها با حقه هایشان به هم گره خورده اند.
22.افراد صادق به همان اندازه كه دیگران از آنها راضی هستند ،از خود رضایت دارند.
23.گاه در زندگی آنقدر ماسكهای مختلفی به چهره می زنم كه دیدن خود واقعی ام مشكل میشود.
24.اگر در همه كارها صادق باشم،افكار،گفته هاواعمالم سر شار از اعتماد به نفس خواهد شد.
25.بزرگترین شفا بخشان خدا و گذر زمان است.
26.زندگی با هدف زندگی با ارزشی است.
27.خودت باش!طبیعی باش!این بسیار آسان تر ازاین است كه تظاهر كنی شخص دیگری هستی.
28.وقتی عصبانی هستم،مقدار زیادی از انرژی ام تلف می شود.از انرژیت عاقلانه استفاده كن.
29.سكوت به ذهن استراحت میدهد،واین به معنای استراحت دادن به بدن است. گاهی استراحت تنها داروی مورد نیاز است.
30.آرامش وبردباری مانند دستگاه تهویه اتاق عمل می كنند، آنها كارایی شخص را افزایش می دهند
31.راه حل از یك ذهن آرام به راحتی می آیید.
32.اگر قادربه از بین بردن میلم به عصبانیت نباشم چطور میتوانم از دیگران برای عدم كنترل خودشان انتقاد كنم.
33.موفقیت از آرامش ذهن بر می خیزد.
34.بهترین راه برای ازبین بردن ترس،مجهزشدن به دانش وفهم است.
35.بگذار من آهنربای آرامش باشم.بدین ترتیب،می توانم روح نا آرام راجذب كنم و به آن آرامش ببخشم.
36.اگر كسی با عصبانیت با من صحبت میكند،بگذارمن كسی باشم كه آب آرام بخش عشق را روی آتش می ریزم.
37.اگرچهره ام مملوازنگرانی باشد،دیگران راهم نگران خواهم كرد
38.انسانهای شكاك نمیتوانند به آرامش برسند،پس برای افرادی كه آرامش ذهن ندارند شادی وجود نخواهد داشت.
39.خدا قدرت زیادی دارد.اگر غصه زیادی داری باخدا در میان بگذار.
40.سكوت،نبودن صداست.سكوت وآرامش،تعادل ذهن است





با این 3 ثانیه طلایی زندگی خود را سرشار از شادی کنید!
چاد منگ تن مهندسی برجسته است که در اوایل کار فعالیت گوگل به این شرکت پیوست اما داخل این غول فناوری، به واسطه کلاس های تمرکز حواس خود و آموزش آن به کارمندان دیگر گوگل بیشتر مشهور است.چاد
منگ تن مهندسی برجسته است که در اوایل کار فعالیت گوگل به این شرکت پیوست.
در محافل فناوری، وی به واسطه نقش خود در توسعه عملکرد جستجوی موبایل گوگل شناخته شده است، اما داخل این غول فناوری، وی احتمالا به واسطه کلاس های تمرکز حواس خود و آموزش آن به کارمندان دیگر گوگل بیشتر مشهور است. این کلاس ها از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار شده بودند.
به گزارش"اماسان"، چاد منگ تن به تازگی از گوگل جدا شده است تا رهبری یک موسسه تمرکز حواس را بر عهده بگیرد که کمک به کاهش استرس و یافتن شادی در زندگی را هدف قرار داده است. تن قصد دارد به دیگران نشان دهد که چگونه از یک زندگی تیره و تار و فاقد شادی به سمت یک زندگی سرشار از شادی و خوشحالی حرکت کرده است.
به گفته چاد منگ تن، وی لحظه ای که متوجه شده طرز فکر خود را به طور کامل تحت کنترل دارد، چگونگی شاد بودن را فرا گرفته است. تن طرز فکر خود را تغییر داده است و همه آن چیزی که نیاز داشته تنها یک ترفند سه ثانیه ای ساده بوده است:
توجه به چیزهای کوچکی که شادی به ارمغان می آورند.
این ممکن است اندکی ساده به نظر برسد، اما به گفته تن، هنگامی که توجه بیشتری به چیزهای کوچکی که در طول روز موجب شادی ما می شوند، داشته باشید - چه نوشیدن یک لیوان آب خنک هنگامی که تشنه هستید یا احساس گرمای خورشید در یک روز سرد زمستانی - این موارد کوچک کم کم روی هم جمع شده و پیش از آن که متوجه شوید، دیدگاه و چشم اندازی جدید نسبت به موارد شادی آفرینی که در زندگی ما وجود دارند به دست خواهید آورد.
چاد منگ تن به این لحظه های شادی «برش های نازک شادی» می گوید زیرا ممکن است هر کدام تنها چند ثانیه طول بکشند. به عنوان مثال، نخستین جرعه قهوه صبحگاهی که می نوشید، شنیدن صدای خنده بلند فرزندتان، و یا ورود به خانه ای گرم پس از یک روز سرد. هنگامی که توجه به این لحظه ها را آغاز می کنید و آنها را پشت سر هم قرار می دهید در می یابید روز شما شادتر از آن زمانی است که این لحظات را نادیده می گرفتید.
شاید در نگاه نخست بی پایه و اساس به نظر برسد، اما راز تن برای شادی در واقع بر پایه پژوهش های عصبی درباره چگونگی توسعه عادات در انسان شکل گرفته است. ترفند سه ثانیه ای وی بر پایه یک برانگیزنده (برش نازک شادی)، یک روال (لحظه ای که ما متوجه آن شادی می شویم) و یک پاداش (زمانی که صرف لذت بردن از شادی می کنیم) شکل گرفته است.
منبع سلامت نیوز
هلندی: دومیمون
دانماركی: خرطوم فیل
فنلاندی: دم گربه
آلمانی: میمون معلق
یونانی: اردك كوچك
مجاری: كرم
كره ای : حلزون
نروژی : دم خوك
روسی: سگ كوچك
مسلماً شما هم با خواندن این اسم ها كلی خندیده اید . اما این اسامی به خاطر شباهت فیزیكی شان با شكل @ انتخاب شده اند ، با كمی دقت متوجه خواهید شد كه خیلی هم اسم های بی ربطی نیستند.
تا پیش ازابداع پست الكترونیكی علامت @ را تاجرین برای مشخص كردن قیمت واحد كالاها به كارمیبردند. اما این علامت با پیدایش پست الكترونیكی معروفیت جهانی پیدا كرد. به دلیل استفاده مهم آن، حتی كشورهایی كه تا قبل ازآن این علامت را ندیده بودند ، هم مجبور شدند آن را به صفحه كلید رایانه هایشان اضافه كنند.
اگرچه منشأ واقعی پیدایش این علامت ناشناخته است، اما حدس هایی در این مورد وجود دارد مبنی بر این كه راهبان قرون وسطی آن را ابداع كرده اند. چون درآن زمان كار طاقت فرسا و خسته كننده حروفچینی كتابهای چاپی توسط این راهبان انجام میشد و آنها همیشه به دنبال راههایی برای كوتاه كردن نوشته ها بودند. ممكن است به نظر برسد كه at خود به خود كوتاه است. اما در زبان لاتین و انگلیسی به وفور دیده می شود . بنابراین راهبان تصمیم گرفتند t را به صورت دایره ای دورa بچرخانند و درنهایت علامت @ را به جای لغت at درست كردند.
هشت بهشت و دوازده نشانه برای زندگی
هشت بهشت زندگی
بهشت اول:
آغوش مادریست که با تمام وجود بغلت کرد و شیرت داد.
بهشت دوم:
دستان پدریست که برای راه رفتنت با تو کودکی کرد.
بهشت سوم:
خواهر یا برادریست که برای ندیدن اشکهایت تمام اسباب بازیهایش را به تو داد.
بهشت چهارم:
معلمی بود که برای دانستنت با تمام بزرگیَش هم سنت شد تا یاد بگیری.
بهشت پنجم:
آغوشی بود که هرگز در آغوشش نگرفتی.
بهشت ششم:
دوستی هست که روز ازدواجت در آغوشت کشید و چنان در آغوشش فشرد که انگار آخرین روز زندگیش را تجربه میکند.
بهشت هفتم:
همسر توست که با تمام وجود در کنار تو معمار زندگی مشترکتان است؛ گویی دو شاخه از یک ریشه اید.
بهشت هشتم:
فرزند توست که خالق زیبایی های آینده است.
آری بهشت همین حوالیست
مادرت را بنگر…
پدرت را ببین…
خواهر یا برادرت را حس کن…
به معلمت سر بزن…
دوستت را به یاد بیاور…
عشقت را از خاطرت بگذران…
همسرت را در آغوش بگیر…
فرزندت را ببوس…
یک وقت دیر نشود برای بهشت رفتنت
آری شاید هر کدام از ما تمام هشت بهشت را نداشته باشیم
ولی تو سعی کن و بهشت را با همه قلبت حس کن، قطعا بهشت در همین نزدیکیست!!!
دوازده نشانه بیداری روح
لذت بردن از هر لحظه زندگی.
شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی.
داشتن لبخندهای غیر ارادی.
احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت.
عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران.
عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودشان.
عدم توانایی برای هرگونه نگرانی و دلواپسی.
عدم علاقه به هرگونه درگیری.
عدم علاقه به اینکه به کارهای دیگران فکر کنند و یا دلایل آن را بررسی کنند.
تمایل زیاد به اینکه اجازه دهند زندگی خودش مسیرش را طی کند
به جای اینکه مسیر آن را مشخص و تعیین کنند.
تمایل به اینکه به طور همزمان تصمیم بگیرند و عمل کنند،
به جای اینکه به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنند.
دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران،
بدون انتظار برای بازگشت و یا جبران…
قدرت کلماتش چیزی کم از مشت هایش نداشت
محمدعلی کلی تنها یک قهرمان بوکس نبود. او به معنای واقعی کلمه برای بسیاری از مردم جهان یکی از الهام بخش ترین انسان های روی زمین به شمار می رفت. او شخصیتی جنجالی و حداقل در رینگ بوکس خشن و ناسازگار بود. او یک انسان، یک اسطوره و منبع الهام بخشی بود. اما شاید تعداد کمی از شما از قدرت سخنوری محمدعلی کلی اطلاع داشته باشید. او در کنار روحیه ی جنگجو و مبارزه طلبی که داشت از زبان نافذ و قدرت تسلطش بر کلمات نیز استفاده می کرد و به این ترتیب دل بسیاری از مردمان جهان را با خود همراه کرد.
در ادامه می توانید تعدادی از سخنان با ارزش و الهام بخش محمدعلی کلی را در مورد موضوعات مختلف از نظر بگذرانید:
۱- زمانی که از همه چیز دست کشید و حاضر نشد به جنگ برود
محمدعلی در سال ۱۹۶۷ بیست و پنج سال سن داشت و قهرمان رقابت های مشت زنی سنگین وزن جهان بود. او در همان سال از سوی ارتش ایالات متحده برای اعزام به جبهه های جنگ فراخوانده شد. محمدعلی با جنگ مخالف بود و از شرکت در آن امتناع ورزید، با این حال به خوبی از این موضوع آگاه بود که اجتناب از شرکت در جنگ باعث می شد متهم شناخته شود، عنوان قهرمانی اش از او سلب، و با پنج سال زندان مواجه شود. با این همه او زیر بار جنگ نرفت.
او در این باره گفته بود: «وجدان من به من اجازه نمی دهد به خاطر داشتن آمریکایی بزرگ و قدرتمند به برادرانم یا دیگر سیاهپوستان یا انسان های فقیری که در میان گل و لای زندگی می کنند شلیک کنم. برای چه باید به آنها شلیک کنم؟ آنها هیچ گاه به خاطر رنگ پوستم به من بی احترامی نکرده اند، آنها هیچ گاه بدون محاکمه من را متهم نکرده اند، آنها هیچ گاه من را در کنار سگ ها از ورود به اماکن مختلف منع نکرده اند، آنها هیچ گاه ملیت من را از من نگرفته اند، و پدر و مادر من را مورد تجاوز و کشتار قرار نداده اند … برای چه باید به آنها شلیک کنم؟ چطور می توانم به این انسان های تهی دست شلیک کنم؟ همان بهتر که من را به زندان ببرید».
محکومیت محمدعلی کلی سرانجام توسط دادگاه عالی ایالات متحده لغو شد، اما این فرایند بیش از ۳ سال طول کشید؛ سه سالی که طی آن او هر لحظه با احتمال زندانی شدن مواجه بود و حق نداشت به رینگ بوکس قدم بگذارد.
۲- ارزش ذاتی انسان ها
«اگر می توان از نان کپک زده پنی سیلین درست کرد، حتماً می توان از هر انسانی شخصیت ارزشمندی ساخت».

۳- ارجحیت دادن به نیاز های دیگران
«خدمت کردن به دیگران اجاره ای است که بابت زندگی روی کره ی زمین باید پرداخت».
۴- جنگ روانی با رقیب
«من با تمساح در افتاده ام؛ من با نهنگ کشتی گرفته ام. صاعقه را دستگیر کرده ام، و طوفان را به زندان انداخته ام. همین هفته ی پیش، یک صخره را به قتل رساندم، به سنگی آسیب زدم، کار آجری را به بیمارستان کشاندم. من آنقدر چموشم که درمان را نیز بیمار می کنم».
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
روشهایی برای پاکسازی آگاهی
1- ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ، ﻧﻔﺴﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﮊﺭﻑﺗﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﯾﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﯿﺴﺖ.
2- ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﭼﻪ ﺳﻄﺤﯽ ﺍﺯ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﻭﯾﺪ.
ﺳﭙﺲ ﺳﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺿﺎﻣﻦ ﺩﺳﺖﯾﺎﺑﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ،ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﻫﺴﺘﯿﺪ❗️
3- ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺮﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥﺑﯿﺎﯾﯿﺪ.
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻗﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺘﯿﺪ.
4- ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﯾﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻣﻘﻮﯼ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻧﺸﺎﻁ ﺁﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﯿﺪ.
5- ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ.
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽﻫﺎ ﻭ ﺩﻟﻤﺸﻐﻮﻟﯽﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺴﭙﺎﺭﯾﺪ.
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﺗﺸﻮﯾﺶﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﯿﺴﻪﯼ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﺩﻭﺭ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ.
6- ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ، ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ.
ﻫﻤﻪﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﺪ، ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ.
✋ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ امروز روز تازه ای ست
ﻧﻔﺴﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ.
7- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺳﯽ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ، ﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺳﺮﺥ ﺷﻮﯾﺪ.
8- ﻭﺍﻗﻌﺎً ﮐﻔﺶﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﮐﻬﻨﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻟﻪﺩﺍﻧﯽ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﺪ.
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﺪ، ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﯾﺎ ﺩﻭﺭ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﺪ.
9- ﺷﻤﺎ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻎ ﻭ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺱ، ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ، ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﺪ.
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺧﻮﺩِ ﻧﺎﺑﺎﻟﻎ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺗﺎﻥ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ.
ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﯿﻮﻩﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯿﺪ ﺧﻮﺩِ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮد.
10- ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﻨﯿﺪ.
🔑ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ، ﮐﻠﯿﺪ ﻭﺍﻗﻌﯽﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽﺳﺖ.
ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﮑﺒﺮ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﯼ ﻭ ﻟﺠﺎﺟﺖ ﺑﺮﺍﯼ « ﺑﺮﺣﻖ» ﯾﺎ «ﻣﻮﺟﻪ » ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ، ﮐﺸﻒ ﮐﻨﯿﺪ.
11. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺻﻠﻪﯼ ﺷﻤﺎ ﺳﺮﺭﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺧﻄﺮ ﮐﻨﯿﺪ.
ﮐﺎﺭﯼ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ.
12.ﻫﺮﭼﻪ ﺳﺮﯾﻊﺗﺮ ﺧﺸﻢﻫﺎ، ﺭﻧﺠﺶﻫﺎ ﻭ ﮐﯿﻨﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺭﺩﮔﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺭﻭﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭﯾﺪ.

13.ﺑﺎ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﻭ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﺘﺎﻥ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪﯼ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ.
✋ ﻫﻔﺘﻪﺍﯼ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ،ﻣﺮﺧﺼﯽ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﻣﻘﺪﺳﺘﺎﻥ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﺮﺳﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻨﯿﺪ.
14.ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ❗️
ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽﺗﺎﻥ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﺠﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﻢﺗﺮ ﻗﺎﻧﻊ ﺷﺪﻩﺍﯾﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺷﻤﺎﺳﺖ.
15. ﺍﺯ ﺯﺧﻢﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﭘﻨﺪ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ❗️
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﻧﺠﺶ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﭼﻪ ﺩﺭﺱﻫﺎﯾﯽ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪﺍﯾﺪ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ.
👆ﭘﻨﺞ ﺩﺭﺱ ﻣﻬﻤﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪﯼ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺭﺩﮔﯽﻫﺎ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻪﺍﯾﺪ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
16 .ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ.
👆ﺑﺎ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺻﺪﺍﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﺷﺪ ﺩﻫﯿﺪ .
17.ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻋﺸﻖ ﺍﻟﻬﯽ، ﻇﺮﻑ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﮐﻨﺪ.
18. ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺘﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺑﺸﻤﺎﺭﯾﺪ.
ﺑﻪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﺗﺎﻥ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ، ﻃﺮﺩ ﯾﺎ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﻋﺸﻖ ﺑﺪﻫﯿﺪ.
19.ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺳﺤﺮﺁﻣﯿﺰ ﺁﻣﺪﻩﺍﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺟﻨﺒﻪﯼ ﺑﺸﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻮﺩﻧﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﺑﺮﺳﯿﺪ.
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪﯼ ﻣﻮﻫﺒﺖﻫﺎﯼ ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﺗﺎﻥ ﺳﭙﺎﺱﮔﺰﺍﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ.
20 . ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﯿﺪ❗️
ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺗﺎﻥ، ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﻟﺬﺕﺑﺒﺮﯾﺪ،ﺷﺎﺩﺗﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ.
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ.
21.ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻋﺸﻖ، ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ،ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻋﺸﻖ ﺑﺪﻫﯿﺪ.
ﺩﻭﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺗﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺷﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ.
منبع:وب کلام شیرین
انشاالله همواره شاد سلامت باشید

تفکر دلفینی
چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی، برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطافپذیری میدانند.
به طور کلی، انسانها را همانند موجودات دریایی به ۳طبقه تقسیم ميشوند:
ماهیهای کپور، کوسهها و دلفینها.
دسته اول:
ماهیهای کپور: که همیشه ماهیهای قربانیاند؛ زیرا توسط دیگر ماهیها خورده میشوند.
برخی از انسانها نیز چنین هستند؛ آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم:
کوسه ماهیها: هستند با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی. برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل با انسانهای کوسه مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند.
دسته سوم:
دلفین ها: نوع دیگری از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را برگزیده اند . دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در سان دیه گو پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند. دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی وقفه به آنها حمله می کردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیص های پربار است...
ارتباط هدایت شده در جهت راه حلها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفهای و شخصی ارائه میدهد. کوسه تمایزی انجام نمیدهد. در دنیای او برای برنده شدندیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفینها بسیار انعطافپذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیصهای پربار زندگی میکنند.
بیایید یک بار دیگر ماجرای استخر ساندیهگو را مرور کنیم. وقتی یک کوسه با یک دلفین روبهرو میشود چه اتفاقی میافتد؟ کوسه حمله میکند چون روش ارتباطی او برنده ـ بازنده است ولی دلفین با انعطافپذیری خاص خود فرار میکند و میگوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی میکنم. در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه دوباره حمله میکند و دلفین فرار میکند. کوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگنظری ندارد، بنابراین مجددا حمله میکند.
دلفین که میبیند دیگر چارهای ندارد میگوید:
من آن قدر انعطافپذیری دارم که در موقع مناسب به یک کوسه تبدیل شوم پس حالا آماده رویارویی باش. اگر به طور تصادفی، کوسه آن قدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمیشود و بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را میبخشد و طوری با او رفتار میکند که انگار یک دلفین است.
تاکید کتاب راهبرد دلفینی این است که روحیه انعطافپذیری و همکاری دلفینی میبایستی در همه ادارات، سازمانها، موسسات، مدارس، خانوادهها وحتی زوجها تعمیم یابد زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفینهایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطافپذیری لازم برای تبدیل شدن به یک کوسه برخورداریم ولی این کار باعث نمیشود که دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.

یادت باشه تا خودت
نخوای هیـچ کس نمیتونه
زندگیتو خراب کنه
یادت باشه که آرامش رو
باید تو وجود خودت
پیدا کنی
یادت باشه خدا همیشه مواظبته! یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری ..
گوش كن برات خوبه::
زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند،
مراقب حرفهايمان باشيم
به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند بی اعتنا باشید،
آنها به همانجا تعلق دارند،یعنی دقیقا"پشت سر شما
گاهی در حذف شدن كسي از زندگيتان حكمتي نهفته است.
اينقدر اصرار به برگشتنش نکنید
آدما مثل عکس هستن،زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین!
زندگی کوتاه نیست،مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم!
دردهایت را دورت نچین که دیوارشوند،زیرپایت بچین که پله شوند....
هیچوقت نگران فردایت نباش،
خدای دیروز و امروزت،فرداهم هست…
ما اولين دفعه است که تجربه بندگي داريم ولى اوقرنهاست که خداست…
فرداهاتون قشنگ

چگونه شاداب شویم ؟
فرار از خستگی
دشوارترین ساعات در روزهای کاری، بعدازظهر است که خستگی کار به همراه بیحالی و تنبلی به سراغتان میآید و دوست دارید هر چه زودتر کار را رها کنید و به استراحت بپردازید!
به ساعات ۳ تا ۴ بعد از ظهر که نزدیک میشویم، خستگی غلبه میکند و کار به جایی میرسد که تصمیم میگیرید چرت بزنید. اگر کارمند باشید نمیتوانید این کار را انجام دهید و اگر شغل آزاد هم داشته باشید و چرتزدن دست خودتان باشد، حتما متوجه شدهاید که خواب بعدازظهر کسلی میآورد. پس بهتر است به دنبال راهکارهای دیگری باشید برای اینکه بعدازظهرها سرحال و قبراق باشید.
در این گزارش با ویرلن همراه باشید ؛ به بررسی روش های ساده و عملی میپردازیم که میتواند بعدازظهرتان را شاداب کند:
۱٫ موسیقی گوش کنید
گاهی اوقات تنها چیزی که نیاز دارید، انگیزهای است تا به شما انرژی بدهد و شاداب شوید. موسیقی میتواند این انگیزه را برای شما به وجود بیاورد. به موسیقی مورد علاقهتان گوش فرا دهید. البته اگر ریتم موسیقی تندتر باشد باعث میشود انرژی بیشتری پیدا کنید.
اگر امکانش وجود دارد صدای موسیقی را بیشتر کنید یا اینکه از هدفون استفاده کنید تا اطرافیانتان نرنجند. اگر همراه با موسیقی، خود نیز آن را زمزمه کنید باعث میشود توانایی مغزتان در تمرکز افزایش یابد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
آينده را دگرگون کنيد
پيشنهادهايى براى كسب اعتماد به نفس
درباره ي اعتماد به نفس و اهمّيت آن در زندگى فردى و اجتماعى ، بسيار خوانده و بسيار شنيده ايم . اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است از همه زندگى گذشته او .
اعتماد به نفس ، چيزى نيست جز مجموعه شكست ها و موفّقيت هاى فرد و ارزيابى آنها . در نتيجه ، اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است كه او از خود دارد ، تصويرى كه در يک شب حاصل نشده است و لذا در يک شب نيز نمى توان آن را دگرگون كرد.
در اين جا نمى خواهيم درباره ي اهمّيت اعتماد به نفس و نحوه ي شكل گيرى آن سخن بگوييم ، بلكه مى خواهيم راهى براى بهبود و افزايش آن ارائه كنيم و پيشنهادهايى براى پديد آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماييم . امّا قبل از بيان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكيد كنيم
- با خودتان روبه رو شويد !
اوّلين شرط افزايش اعتماد به نفس ، آن است كه دقيقاً با خودتان روبه روى شويد و ببنيد كه خودتان را چگونه ارزيابى مى كنيد ، چه نمره اى به خودتان مى دهيد و كدام جنبه ويژگى خود را بيشتر يا كمتر مى پسنديد . بدون چنين ارزيابى اى از خود و مواجهه با خويشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.
- نيازمند زمان و كوشش هستيد
دومين نكته آن است كه اعتماد به نفس يا تصويرى كه از خودتان داريد ، محصول ساليان گذشته زندگى شماست و به تدريج ، به چنين صورتى درآمده است . تغيير و اصلاح آن نيز نيازمند زمان و كوشش است . اين سخن ، به معناى نااميد ساختن افراد نيست ، بلكه بدين معناست كه شناخت واقعيت ، در اين جا بسيار ضرورى است . مهم آن است كه واقعيّت را آن گونه كه هست ، بشناسيم و سپس در پىِ اصلاح آن برآييم . سفرهاى طولانى نيز با گام هاى نخستين آغاز مى شوند.
- هر حركت موثر است
سومين نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنيد كه هنوز شخصيّت آرمانى و فردايى شما آفريده نشده است ، چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانيم الگوهاى شخصيّتى خود را دگرگون كنيم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب كنيم.
حال با توجّه به اين چند نكته ، به توصيه هايى اشاره مي كنيم كه مى تواند به شما كمك كند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد و تصوير مطلوب خود را بيافرينيد . در اين مقاله به دو مورد از آنها اشاره مي كنيم و در مقاله ي بعد 4 توصيه ي مهم و كاربردي ديگر را مورد بررسي قرار خواهيم داد :
آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .
1 . گذشته را بپذيريد ، آينده را دگرگون كنيد
گذشته را به هيچ وجه نمى توان تغيير داد ، امّا آينده هنوز آفريده نشده است . در حقيقتْ آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .
نخستين گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذيرش همين واقعيّت ساده است .
از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هيچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نبايد چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نيست (چرا كه اين كار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خويشتن)، بلكه مقصودْ آن است كه در بندِ گذشته نباشيم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنيم كه ما را از ديدن آينده باز دارد .
به جاى اين نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزيابى آن ، بر آينده متمركز بود و وقت خويش را صرف چيزى كرد كه توان آفريدن و دگرگون ساختن آن را داريم .
ما غالباً وقت و انديشه خود را صرف گذشته مى كنيم و در همان فضا زندگى مى كنيم و در نتيجه ، آينده خويش را نيز براساس همان گذشته اى كه از آن گريزان هستيم ، مى آفرينيم ، در صورتى كه بايد اين نگرش را تغيير داد و با نگاهى تازه به خود و تجربيات گذشته ي خويش و قابليت هاى خود نگريست .
اين كار در آغاز، دشوار مى نمايد امّا با كمى تمرين مى آموزيم كه صادقانه با خطاهاى خود رو به رو شويم و حتى اگر لازم شد ، فيلسوفانه بر خويشتن بخنديم ، بى آن كه خود را تحقير كرده باشيم.
2 . محدوديت هاى خود را بشناسيد
لازم نيست كه هر يك از ما در همه ي زمينه ها سرآمد ديگران و به اصطلاح ، در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد . اين كمال طلبى افراطى و اين گونه انتظار داشتن از خويشتن ، ريشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكّه بى اعتمادى است.
كسى كه خود را در آينه واقعيّت ديده است ، توانايى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذيرفته است و به همين دليل ، اعتماد به نفس پيشرفته اى دارد .
براى مثال ، چنين كسى ممكن است خود را در رياضيات فوق العاده ، در ادبيات متوسط و در ورزش ضعيف بداند . او با دانستن اين سه واقعيّت ، ديگر نه خود را مى فريبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند كه در كجا سرمايه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد.
پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.
امّا اگر شخصى بى آن كه ارزيابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شك در همه ي عرصه ها عقب خواهد افتاد .
يكى از كسانى كه نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر اين خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پيروز شود ، مى گويد :
من دلْ مشغول كيفيت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم ، امّا نمى خواهم كه در هر زمينه اى چنان سخت كار كنم كه هيچ كارى خوب از آب در نيايد و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.
بنابراين ، پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.
با ضعف هاى خويش نيز چون قاضىِ عادلْ رفتار كنيد ، يا به تعبير بهتر ، همچون پزشكى باشيد كه مى خواهد بيمارى را درمان كند .
لازم نيست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشيد و به سبب آن ضعف ، خود را تحقير كنيد . كافى است بخواهيد كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمّيت دارند ، ببينيد و به تدريج آنها را برطرف سازيد.
اعتماد به نفس در هر كس ، تصویرى است كه از خود دارد . تصویرى كه در یک شب حاصل نشده است و لذا در یک شب نیز نمى توان آن را دگرگون كرد.در این جا نمى خواهیم درباره ی اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه ی شكل گیرى آن سخن بگوییم ، بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم . در مقاله ی قبل به دو مورد از آنها شد : " گذشته را بپذیرید، آینده را دگرگون كنید" و " محدودیت هاى خود را بشناسید"
1- نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنید.
آرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیّتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسّم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید .
مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست بلكه هدفْ آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدفْ متمركز كنید .
فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصور بوده اند . این برخورد تصویرى با همه آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یارى تان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید .
نویسنده كتاب تجسّم خلّاق مى گوید:
تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسّم خلّاق ، تخیّل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .
بسیارى از انسان ها ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید كه چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید.
این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شرّ خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصوّر كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیال پردازى بى خاصیت نیست ، بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى كسان ، یارى رسانده است.
2- درباره ی اهدافتان با خود گفتگو كنید.
اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .
اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخّص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این « به خود گویى» باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود و گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخّص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتّب براى خودش تكرار كند.
این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معیّنى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدّت و كوتاه مدّت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسّم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول كنید .
این اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .
كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند . این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدّت و حتى ساعتى باشد .
اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید ، امّا اهداف بلند مدّت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفّقیت در اهداف كوتاه مدّت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدّت تر تشویق مى كند و انگیزه ی تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیّت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقّق این اهداف ، شرطى مى سازید .
هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجّه داشته باشید:
الف) جملات را در قالب اوّل شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...
ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم ، من احساس مى كنم و ...
ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .
3- تصمیم گرفتن را تمرین كنید
اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.
روانشناسان ، نشان داده اند كه كودكانى كه در سال هاى اوّلیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیّت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.
زندگى سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.
مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم. مهم ، تمرین تصمیم گیرى است . یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادُرست .
بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم شما خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.
4- در برخى زمینه ها متخصّص شوید.
آگاهى عمومى ، لازمه ی زندگى فردى و اجتماعى است ، امّا كافى نیست .
براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصّص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجّه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصّص پیش بروید .
همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد .
هر تخصّصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملّى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصّصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند . موقعیّت سنّى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصّص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصّص خویش است .
باید «آموزش مداوم» را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار « آموزش در همه مراحل زندگى » را دستورالعمل خود سازیم.
منبع : بخشی از كتاب " روابط انسانی: اصول و تمرینات " – نویسنده : بارى ریس و روندا برانت
ترجمه : سید حسن اسلامى
قانون افزایش (سپاس بیشتر = جذب بیشتر)
قانون افزایش یا Law of Increase همانند قانون جذب یکی از قوانین جاری بر هستی ماست که شاید بعضی اوقات از قلم افتاده و یا به آن کم توجهی شود در صورتیکه نقشی اساسی در زندگی هر شخصی دارد.
قانون افزایش می گوید : در صورتیکه نسبت به هر آنچه مثبت که داریم سپاسگذار بوده و شکرگذار هستی باشیم، و همچنین همواره هر آنچه مثبت را که داریم بزرگ شمرده و بر زبانمان و دلمان جاری نماییم، آن داشته زیاد شده و روز بروز به نوعی بهتر در زندگیمان تجلی پیدا می کند. در واقع با به زبان و به دل جاری کردن داشته ها، باعث تشدید وجود آنها می شویم.
این زیاد شدن به دلیل این است که طبق قانون جذب، پدیده بر ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده و باعث می شود که ذهن داشتن این داشته را بصورت عملی در زندگی نیاز بداند. پس ما به زودی باعث جذب هر چه بیشتر آن داشته می شویم.
در قرآن داریم : لَئن شَکَرتُم لازیدَنَکُم به این معنا که شکر نعمت نعمتت افزون کند… . در تفسیر این آیه : اگر نعمتهایی را که به شما دادم به یاد بیاورید به آنها می افزایم. پس می بینیم که خداوند متعال خود بر روی این مساله تاکید داشته که همانا سپاسگذاری و به یادآوری داشته باعث ازدیاد و افزایش آنها میگردد.
وقتی شخصی مال بسیار دارد و همواره از مال خود تعریف می کند و سپاسگذار هستی می باشد، هستی خودبخود هر آنچه که دارد را به سمت این شخص می بارد. حتما دیده اید.
همچنین است در مورد کسی که مثلا به بیماری ای مبتلاست. یکسره از بیماری خود می گوید و هرکجا که می رسد از دردها و تحمل هایش می گوید و روز بروز حال او وخیم تر می شود. چه بسا اگر این فرد بیماری خود را کتمان می نمود و گویی که چنین بیماری وجود نداشت شاید خیلی زودتر از آن خلاص می شد. دقیقا بیماری ترس مرضی به همین صورت است.
در کل قانون افزایش می گوید :
از هر آنچه که داریم صحبت کنیم و فکر کنیم، افزایش می یابد.
منبع : برداشت آزاد از استاد حورایی

او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرد ، که سال های زیادی است در دنیا افراد مختلف با بکار گرفتن این اصول و قوانین به موفقیت و خوشبختی ، در زندگی خود رسیده اند . برایان تریسی با همسرش باربارا و چهار فرزندشان در سانتیاگو واقع در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند . وی همچنان مشغول نوشتن و آموزش این اصول پایدار به جهانیان است .
تمام 120 قانون
1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .
2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .
3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .
4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .
5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .
6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .
7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .
8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .
9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .
10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .
13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .
14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .
16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .
17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .
18- قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .
19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .
20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
برای مطالعه کامل این متن بسیار زیبا،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...

خودمان را دوست داشته باشیم
همه ما خواهان آن هستیم که بتوانیم در ارتباطات اجتماعی خود موفق باشیم و بتوانیم دوستان خوبی داشته باشیم. ولی آیا تا به حال دقت کردهاید که مهمترین عامل برای رسیدن به چنین خواستهای چیست و ما چگونه میتوانیم دیگران را دوست داشته باشیم و ارتباطات خوبی با دیگران برقرار کنیم؟
شاید برای خیلیها عجیب باشد که مهمترین عامل این است که ابتدا بتوانید خودتان را دوست بدارید و برای خود احترام قائل شوید. ولی باید بدانید که ما اگر نتوانیم به خودمان عشق بورزیم، نمیتوانیم دیگران را هم دوست بداریم و به آنان احترام بگذاریم. برای اینکه خودمان را دوست داشته باشیم، لازم نیست که 100درصد کامل و بیعیب باشیم. ما باید بدون توجه به شرایط بیرونی خود را دوست بداریم. این عشق بیقید و شرط است. بهخاطر داشته باشید که عشق، تمایل به کمک به خویشتن است تا به احساس بهتری برسیم. خود را دوست داشتن به مفهوم کبر و خودبینی نیست.
در خودبینی، فخرفروشی و غرور نهفته است؛ اما برای اینکه خود را دوست بداریم، غرور یکی از چیزهایی است که باید از آن رها شویم.
دوست داشتن خود مستلزم اهمیتدادن و توجه به خویشتن بوده و معنایش این است که هرگز کاری را که برای جسم، ذهن یا روان مان مضر است انجام ندهیم. به علاوه دلیل دیگر اینکه به دوست داشتن خود نیاز داریم این است که تا خود را دوست نداشته باشیم نمیتوانیم دیگران را دوست بداریم.
اگر از کسی کینه به دل گرفتهاید، سعی کنید احساستان را درباره او بهخوبی شناسایی کنید، بعد ببینید که این احساس از کجا نشأت گرفته. آیا آن شخص باعثشده که شما نسبت به خود احساس بدی داشته باشید؟ اگر شما واقعا خود را دوست بدارید، آیا کسی میتواند باعث شود که احساس بدی نسبت به خود پیدا کنید؟ شاید کسی که شما را ناراحت کرده گستاخ بوده و مخصوصا این کار را کرده.
وقتی میآموزید که درباره خود قضاوت بدی نکنید و خطاهای خود را درک کنید، بهتر میتوانید متوجه علت بعضی رفتارهای دیگران بشوید. هنگامی که یاد میگیرید خطاهای خود را ببخشید، بخشودن خطاهای دیگران را هم میآموزید.بنابراین کلید حل معما این است که خود را دوست بدارید.
بدینترتیب، اشخاص نمیتوانند باعث شوند که نسبت به خود احساس بدی داشته باشید و در نتیجه از کسی متنفر نمیشوید. به وسیله دوست داشتن خود میفهمید که دیگران چرا اینگونه رفتار میکنند و همین سبب میشود که نسبت به آنها مهر بورزید و آنها را دوست بدارید.
یافتن عشق مورد نیاز
اگر تا به حال کسی به شما نگفته که شخص خاص و منحصر به فردی هستید. شما چطور میتوانید به خودتان عشق بورزید؟! تنها یک راه وجود دارد و آن این است که شما نباید از دیگران انتظار داشته باشید شما را مجاب کنند که انسانی دوست داشتنی هستید. برای عشقی که به آن نیاز دارید، به درون وجود خودتان مراجعه کنید زیرا شما میتوانید بهترین دوست خود باشید و به خودتان عشق بورزید.
دوست داشتن خود به معنای پذیرفتن بیچون و چرای خویشتن است. شما میتوانید سعی کنید بهترین باشید اما هیچ فایدهای ندارد برای چیزهایی که توان تغییر دادنشان را ندارید، خودتان را ناراحت کنید. مثلا شما نمیتوانید شکل ظاهری خود یا خانوادهتان را تغییر دهید؛ بنابراین سعی کنید آنها را همانگونه که هستند بپذیرید. هنگامی که خود را میپذیرید و نواقص خود را هم قبول میکنید، میتوانید به آگاهی بالاتری در زمینه شناخت اطرافیانتان دست یابید.
پذیرای احساسات خود باشید
هنگامی که خود را دوست بدارید و به خود عشق بورزید، بخش مهمی از این پذیرفتن بیچون و چرای خود، پذیرفتن احساسات نیز هست.
هیچگاه سعی نکنید در برابر هیچ احساسی مقاومت کنید. مهم نیست که احساس اندوه باشد یا خشم یا هر چیز دیگر. بکوشید آن را احساس کنید و قبولش داشته باشید. فقط با پذیرفتن احساس و درک اینکه این احساس از کجا نشأت گرفته است میتوانیم از واکنشهای منفی مانند ترس و خشم دست بکشیم و بار دیگر به آزادی و رهایی برسیم.
هنگامی که در صدد انکار و حذف این احساسات برنیایید و خود را به خاطر داشتن این احساسات سرزنش نکنید بلکه آنها را درک کنید، در این صورت امکان دوست داشتن خودتان را فراهم میآورید.
فرونشاندن و انکار احساسات ممکن است ما را بیمار کند. در شرایط فشار عصبی، نظام ایمنی ما به خوبی وظایف خود را انجام نمیدهد و در این شرایط سرکوب کردن ممکن است بسیار تنشزا باشد.
آیا تاکنون اتفاق ناخوشایندی برایتان روی داده که خواسته باشید آن را فراموش کنید؟ هرچه بیشتر برای فراموشکردن چنین اتفاقاتی تلاش کنید، بیشتر ذهنتان را اشغال میکند. مثلا وقتی دوستتان با شما قطع رابطه کند و شما بخواهید به عمد به او فکر نکنید، ذهن شما به این سادگی نمیتواند خاطره او را فراموش کند و شما میبینید که جز او به کسی فکر نمیکنید. هرچقدر تلاش کنید، کمتر میتوانید او را از ذهن خود دور کنید.
این چرخه تلاش برای فراموشکردن و به یادآوردن، کاری بسیار دشوار است. وقتی تمام نیرویتان را صرف این فعالیت میکنید، نمیتوانید در زمینههای دیگر- مانند کار، تحصیل و سلامتی- موفق باشید.
شما نمیتوانید از احساسات خود فرار کنیدبلکه باید با آن روبهرو شوید و درکاش کنید.
اگر خشمگین هستید از خود بپرسید: «این خشم من از کجا آمده است و چرا چنین احساسی دارم؟» از کنار عمل یا سخنی که شما را خشمگین کرده بگذرید و به علت زیربنایی آن پی ببرید. علت ظاهری ناراحتی، به ندرت علت ریشهای آن است.
ریشه ناراحتی در خود شما پنهان است و درک آن مستلزم تلاش و بررسی است. نیاز اشخاص به رنجانیدن دیگران نیز اغلب ناشی از این حقیقت است که خود آنها به قدری رنجیدهاند که تنها با رنجدادن دیگران میتوانند احساس خوبی داشته باشند. وقتی کسی نسبت به ما خشم میورزد، ممکن است خشم او ناشی از احساسات سرکوب شده و در بسیاری از موارد ناشی از هراس او باشد.
اما ما باید سعی کنیم با خشم دیگران به شیوه متفاوتی برخورد کنیم. اگر بفهمیم و مسائل را آنگونه که هست درک کنیم، میتوانیم با میل به جنگیدن متقابل، برخورد کنیم. این میل به فهمیدن به جای میل به جنگیدن، نشانه رشد بیشتر ماست.
پذیرش واقعیات
باید آنچه را داریم بپذیریم. مقاومتکردن نیروی ما را هدر میدهد. وقتی آنچه را وجود دارد میپذیریم، کمکم به درک بیشتری میرسیم و بهتر میتوانیم با شرایط موجود کنار بیاییم. تمایل به تجربهکردن آنچه در واقعیت اتفاق میافتد- خواه مطابق میل ما باشد یا نه- شما را از توهم بیرون میآورد.
تجربهکردن حقیقت، مستلزم شجاعت و عزم راسخ است. در واقع تمایل به دیدن هرچیز همانگونه که هست، احتیاج به شجاعت دارد. بنابراین سعی کنید آنچه را در زندگیتان وجود دارد تصدیق کنید و آن را بپذیرید و احساس و درک کنید. اگر بتوانید در انجام این کار موفق شوید روحیه بهتری خواهید داشت و احتمال موفقیتتان بیشتر خواهد بود.
عمق بخشیدن به روابط
معمولا آغاز هر دوستی با مهربانیکردن شروع میشود. دوستی جزو مهم هر رابطه- البته بدون توجه به مدت آشنایی- است. ابراز محبت و مهربانی به دیگران نشان میدهد که برای آنها ارج و قربی قائل هستیم. میتوانیم در صورت بروز مشکل از آنها سؤال کنیم که چه کمکی از ما برمیآید.
ممکن است گاهی هم دوستانمان کارهایی انجام دهند که مطابق میل و سلیقه ما نباشند. اما ما نباید زود ناراحت شویم و رفتار خشمگینانهای داشته باشیم.
یکی از دلایل سخت گرفتن ما این است که اجازه دهیم رفتار یا سخنان دوستمان، ما را بیازارد. تا زمانی که شما از خود مطمئن نباشید و دائم از گفتههای دیگران برنجید، خشمگین میشوید. در واقع هرچه از خود نامطمئنتر باشیم، خشم بیشتری احساس میکنیم. باید خودمان را به اندازهای بشناسیم که با حرف دوستانمان زود ناراحت نشویم. به جای اینکه احساس اهانت کنیم و خشمگین شویم، میتوانیم به رفتار خود نگاه کنیم. به جای اینکه دوست خود را بیفکر و نادان قلمداد کنیم، میتوانیم رفتار خودمان را بیشتر بررسی کنیم و تصمیم صحیحی بگیریم.
هنگام بروز هرگونه مشکلی در ارتباط با دیگران میتوانیم از خود بپرسیم: «آیا من رفتار اشتباهی مرتکب شدهام؟»، «آیا واقعا صداقت داشتهام و به اندازه کافی مهربان بودهام؟» و «آیا واقعا مستحق چنین برخوردی هستم؟»
اگر به جای محکومکردن دوستانمان، نگاهی هم به خودمان بیندازیم، میتوانیم از این تجربه درسی بیاموزیم.
اعتراف به خطاها و اشتباهات خود، نخستین گام در جهت شناخت خویشتن است. اگر به این نتیجه برسیم که مستحق چنین برخوردی از طرف دیگران نبودهایم، میتوانیم تلاش کنیم تا بفهمیم چرا دوست ما با ما چنین رفتاری میکند.
هنگامی که ببینیم طرز برخورد اشتباه دوستمان ناشی از مشکلات، هراسها و تعصبات در وجود خود اوست، دیگر از او نمیرنجیم و انتظار زیادی از او نخواهیم داشت. ما باید بتوانیم با دوستمانمان روبهرو شویم و به طرزی دوستانه از آنها انتقاد کنیم تا به ارتباط باارزشی برسیم.
معمولا ترس رویارویی با اشخاص، به نتایج بدی که پیشبینی میکنیم نمیانجامد.اغلب اوقات به این نتیجه میرسیم که ارتباط صادقانه، خشم و رنجش را دور میکند و بر تداوم دوستیها و ارتباطات میافزاید.
به خودتان سخت نگیرید
بسیاری از ما دوست داریم در هر کاری که میکنیم کامل باشیم و هیچ عیب و نقصی نداشته باشیم؛ در واقع از جمله اشتباهات ما یکی همین است که از خود انتظار کامل بودن داشته باشیم.
این طرز تلقی بسیار خودخواهانه است. باید به خود اجازه بدهیم که اشتباه کنیم. وقتی خیلی به خودمان سخت میگیریم، لذت بردن از لحظات را از خودمان دریغ میکنیم. البته این بدان معنا نیست که نباید حداکثر تلاش خودمان را بکنیم. اما اگر بدانیم که با وجود به کار بردن تمام تلاش خود، شکست خوردهایم، باید نتیجه کار خود را بپذیریم و باز هم خودمان را دوست بداریم.
اما چرا وقتی با ناکامی روبهرو میشویم تا این اندازه به خود سخت میگیریم؟ چرا بعضی از ما نمیتوانیم شکست در هیچ زمینهای را بپذیریم؟
در واقع نیاز به موفقیت و پیروزشدن، رابطه مستقیمی با این دارد که درباره پسرفت و رکودهای خود چه احساسی داشته باشیم.اگر احساس ما درباره خودمان به کاملبودن، همیشه برنده بودن یا هرگز اشتباه نکردن وابسته باشد، هیچ گاه نمیتوانیم به شادی واقعی دست یابیم زیرا هیچکس نمیتواند همیشه در تمام زمینهها برنده باشد. پس سعی کنیم کمی با خودمان مهربانتر باشیم و بیشتر خودمان را دوست بداریم
از دیدگاه دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی یک استاد دانشگاه :
1. حداقل 80 درصد وقت کاری او، صرف تدریس، تحقیق، مراکز تحقیقاتی و کنفرانسهای علمی شود؛
2. خود را در معرض دیدگاههای گوناگون قرار دهد؛
3. تفاوت میان توجیه کردن و استدلال کردن را بداند؛
4. تفاوت میان تبلیغ کردن و استدلال کردن را بداند؛
5. در جریان مباحث و گفتمانهای رشتۀ خود در سطح بینالمللی قرار داشته باشد؛
6. حداقل روزی چهار ساعت مطالعه کند؛
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

افکار منفی، چگونه افکار منفی را از خود دور کنیم؟
یکی از ویژگی های افکار منفی ، طولانی بودن و کامل شدن آنهاست؛ فکرهای منفی این قدر در ذهن باقی می ماند و دنبال هم می چرخد تا یک ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شکل بگیرد. با ما همراه شوید تا مطالبی در مورد تاثیرات افکار منفی مطالعه کنید.
افکار منفی
بسیاری از ما دائم در حال سر و کله زدن با خودمان هستیم، با افکاری که گاه و بی گاه به سراغمان می آید. البته متأسفانه در اغلب موارد این فکرها و گفت و گوهای درونی چندان مثبت نیست و همین مساله موجب می شود همه فکرها و گفت و گوهای درونی را بد و استرس زا بدانیم؛ چرا که معمولا عادت داریم خودمان را به دلیل اتفاقات گذشته محکوم کنیم یا نگران و مضطرب اتفاقات آینده باشیم؛ اتفاقاتی که هنوز پیش نیامده و مشخص نیست روزی به واقعیت می پیوندد یا نه.
موضوع مهم این است که چنینافکار منفی ای می تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها کند، اما چون اعمال ما نتیجه افکارمان است، اگر بتوانیم تفکراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل کنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی کنید و با تمرین، افکار منفی را به فکرهایی مثبت و انرژی بخش تغییر دهید.
بحث های درونی منفی را حذف کنید
گردآوری: بخش خانواده آکاایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
تفاوت مهم استراتژي آدمهای ثروتمند وآدمهای فقیر
بخشی از مطالب برگرفته از کتاب " اسرار ذهن ثروتمند " می باشد.
در این مبحث کلمه "ثروتمند" و "فقیر" تنها مربوط به زمینه مالی نیست بلکه در تمام ابعاد مربوط به زندگی بشری هست. چه بسیارآدمهایی هستند که ازنظرمالی غنی ولی در سایرابعاد زندگی ضعیف و فقیر هستند. هدف از ثروتمند بودن، داشتن تمام خصوصیات ونکات مثبت در کلیه ابعاد مختلف بشری هست.
تفاوت اول:
آدمهای ثروتمند معتقدند: من خودم زندگی خودم را می سازم.
آدمهای فقیرمعتقدند: زندگی برای من تصادفی پیش می آید.
تفاوت دوم:
آدمهای ثروتمند با هدف برنده شدن بازی می کنند.
آدمهای فقیر با هدف بازنده نشدن بازی می کنند.
تفاوت سوم:
افراد ثروتمند تعهد به ثروتمند شدن را دارند.
افراد فقیر آرزوی ثروتمند شدن را دارند.
تفاوت چهارم:
ثروتمندان گسترده و بزرگ می اندیشند.
فقیران محدود و کوچک می اندیشند.
تفاوت پنجم:
ثروتمندان بر روی فرصتها تمرکز می کنند.
فقیران بر روی موانع تمرکز دارند.
تفاوت ششم:
آدمهای ثروتمند افراد ثروتمند و موفق را دوست دارند.
آدمهای فقیر از ثروتمندان بیزارومتنفر هستند.
تفاوت هفتم:
ثروتمندان با آدمهای مثبت و موفق معاشرت می کنند.
فقرا با آدمهای منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.
تفاوت هشتم:
ثروتمندان مشتاق تبلیغ خود و ارزشهایشان هستند.
فقیران اشتیاق به تبلیغ خود و ارزشهایشان ندارند.
تفاوت نهم:
آدمهای ثروتمند مشکلات خود را کوچک و حل شدنی می دانند.
آدمهای فقیر مشکلات خود را بزرگ و حل نشدنی می پندارند.
تفاوت دهم:
ثروتمندان گیرنده و درخواست کننده های عالی هستند.
فقرا گیرنده و درخواست کننده های ضعیفی هستند.
تفاوت یازدهم:
ثروتمندان ترجیح می دهند تا براساس نتایج و عملکرد پول دریافت کنند.
فقیران ترجیح می دهند تا براساس زمان و مدت پول دریافت کنند.
تفاوت دوازدهم:
ثروتمندان به " همه با هم" می اندیشند.
فقیران به" این یا آن " می اندیشند.
تفاوت سیزدهم:
ثروتمندان روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می کنند.
فقیران روی درآمد شغلی خودشان تمرکز دارند.
تفاوت چهاردهم:
آدمهای ثروتمند پولهایشان را بدرستی اداره و مدیریت می کنند.
آدمهای فقیر پولهایشان را نادرست اداره و مدیریت می کنند.
تفاوت پانزدهم:
ثروتمندان کاری می کنند که پول برای آنها کارکند.
فقیران طوری هستند که برای پول کار می کنند.
تفاوت شانزدهم:
ثروتمندان برخلاف ترسی که دارند اقدام می کنند.
فقیران به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.
تفاوت هفدهم:
آدمهای ثروتمند همیشه درحال یادگیری و رشد هستند.
آدمهای فقیرفکرمی کنند که همه چیزرا می دانند.
منبع:سایت فوت98
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
۱۰ راه برای شاد شدن فوری
۲٫ سنت های خودتان را داشته باشید. چرا باید سبزی پلو با ماهی شب عید کنار همه اعضای خانواده را فقط یکبار در سال بخورید؟ همه همیشه می گویند، “بیشتر از اینها باید دور هم جمع شویم و از این مراسم ها داشته باشیم.” ما خودمان سه بار در سال همچنین مراسمی می گیریم و سبزی پلو با ماهی را با همه متعلقاتش که شب عید درست می کنیم، آماده می کنیم و کنار هم جمع می شویم و شبی خوب و خاطره انگیز برای خودمان درست می کنیم.
۳٫ شیرینی ای شکلاتی درست کنید و بی دلیل آنها را به یک غریبه هدیه کنید. وقتی از منطقه امن خودتان بیرون بروید می توانید ارزشمندترین لحظات زندگی را برای خودتان بسازید. خاطره انگیزترین هدیه همیشه غیر منتظره ترین آنهاست. وقتی یک ظرف شیرینی شکلاتی به کسی هدیه کنید، لبخندی که روی لبهای فرد مقابل می نشیند واقعاً شگفت انگیز است. آنجاست که می توانید کلی با آن غریبه حرف بزنید و بخندید و لحظاتی را بسازید که هیچکدامتان فراموشتان نشود.
۴٫ خودتان را مسخره کنید و بخندید. دفعه بعد که کاری خجالت آور انجام دادید آن را پنهان نکنید. آن را برای دوستان و اعضای خانواده تعریف کنید و با هم دقایقی را بخندید و شاد باشید.
۵٫ بزرگترین و پرسر و صداترین مشوق خود باشید. من نامه ای برای خودم نوشتم و در آن همه خصوصیات و ویژگی های خوبم را یادداشت کردم و توضیح دادم چرا می توانم دوست خیلی خوبی برای هر کسی که دنبال دوست است، باشم. اول خجالت می کشیدم که از خودم تعریف کنم اما اگر خودم خودم را تحسین نکنم چطور می توانم از دیگران انتظار داشته باشم ویژگی های خوب من را ببینند؟
۶٫ اجازه ندهید آتش نشان زیرتختتان خانه کند. چه می شد “اگرها” را دور بریزید. اگر قرار است ساعت ۳ نصفه شب آتش سوزی برایتان اتفاق بیفتد، باید تمرین کنید (مثل تمرین های استفاده از کپسول آتش نشانی که در مدرس انجام می دادیم درحالیکه جایی آتش نگرفته بود). وقتی دچار ترس یا اضطراب می شوید، من همیشه این جمله را به یاد می آورم، “یک نفر باید وقتی بچه بودم این را به من می گفت.” این شعار هیچ ارتباطی به ترس من ندارد اما باعث می شود چرخه های نگرانی من متوقف شوند چون قبل ازاینکه بحران پیش بیاید من آن را تمرین کرده ام.
۷٫ کهنه ها را دور بریزید تا جا برای چیزهای جدید داشته باشید. من در یک خانه قدیمی زندگی می کنم. شاید رمانتیک به نظر برسد و البته هم اینطور است اما تازمانیکه بخواهید جایی برای نگه داشتن چیزی پیدا کنید. فقط با داشتن چهار کمد کوچک و نبود انباری هر چیزی جای خودش را دارد. قاعده ای که دنبال می کنم این است که اگر چیز جدیدی بخرم، یک چیز قدیمی را باید دور بیندازم. این فرمولی است که باعث می شود بتوانم زندگیم را متعادل و متوازن نگه دارم چون باعث می شود این سوال را از خودم بپرسم، “واقعاً چه چیزی برایم مهم است؟”
۸٫ شکافهای شخصیتتان را قبول کنید. من فهمیده ام که من کمی عجیب هستم. شخصیت من جنبه های گیج کننده ای دارد و گاهی اوقات می بینم که دلم می خواهد دور بریزمشان. اما بعد یاد این قسمت از یکی از ترانه های لئونارد کوهن می افتم که میگوید، “هر چیزی شکاف هایی دارد که از همانجا نور وارد آن می شود.” پس بااینکه ممکن است خیلی ها این جنبه های خاص شخصیت من را شکاف هایی در شخصیم بدانند، آن نوری که از آن شکاف ها واردم می شود باعث می شود فردی خلاق و به نظر خودم جالب باشم.
۹٫ برای یکی یادداشت بگذارید. وقتی کاری کنید که یکی از دوستانتان بفهمد که به او فکر می کرده اید باعث می شود لبخندی روی لبهای او و البته خودتان بیاورد. خیلی وقت ها ایمیل های کوتاهی مثل این به دوستانم می زنم، “دیروز که برای خرید رفته بودم یک بلوز آبی خیلی خوشگل دیدم، من را یاد بلوزی که پارسال برای ناهار بیرون رفته بودیم پوشیده بودی انداخت. آبی خیلی به تو می آید سعی کن بیشتر آبی بپوشی!” شاید وقتی ایمیل را بفرستم احساس عجیبی به من دست بدهد اما نوشتن آنها لبخندی روی لبهایم می آورد و می دانم برای دوستم هم همینطور است.
۱۰٫ اشکالی ندارد اگر گاهی اوقات قوانین را بشکنید. قانونی که موقع بچگی در خانه ما بود این بود، “اگر کاری را شروع کردی باید تمامش کنی.” به خاطر همین بود که همیشه در کتابخانه کتاب های نازک را برای خواندن انتخاب می کردم. اما الان که بزرگ شده ام اگر کتابی را دوست نداشته باشم خیلی راحت دست از خواندن آن بر می دارم. خیلی وقت ها هم کمی از اول کتاب می خوانم، کمی از آخر آن و کمی از وسط.این کتاب متعلق به خودم است چرا نباید اینکار را بکنم؟ هیچ قانونی وجود ندارد. برای این آن کتاب را می خوانم که از آن لذت ببرم پس هر طور که بیشترین لذت را ببرم آنرا می خوانم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

چهار كلید موفقیت شغلی
چهار كلید موفقیت شغلی وجود دارد كه می تواند شما را به شخص با ارزشتری تبدیل كند، توانایی های شما را مؤثرتر عرضه می كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند. این چهار كلید عبارتند از: تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز.
1ــ تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آنهام در قسمتی حیاتی كه برای كمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین كننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
2ــ تمایز عبارت است از اینكه چگونه خود را در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست. همانطور كه یك سازمان باید حداقل در یك زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا كند. شما هم به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید. اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتری او در چه زمبنه ای است؟» آنهاچه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستید؟چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟ چه كاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود.
اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری استاندارد شما را برای كارایی نشان می دهد. بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می كند.
3ــ تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می كنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می كنید.
اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.
4ــ تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی برای روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.
این چهار استراتژی (تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز) نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
از خود بپرسید:« كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید.برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

دیدگاه گورخری در روانشناسی
از گورخره پرسیدم:
«تو سفیدی و راهراه سیاه داری،
یا اینکه سیاهی و راهراه سفید داری؟»
گورخره به جای جواب دادن پرسید:
«تو خوبی فقط عادت های بد داری،
یا بدی و چند تا عادت خوب داری؟
ساکتی بعضی وقت ها شیطونی،
یا شیطونی بعضی وقت ها ساکت میشی؟
ذاتاً خوشحالی بعضی روزها ناراحتی،
یا ذاتاً افسرده ای بعضی روزها خوشحالی؟
لباس هات تمیزن فقط پیرهنت کثیفه،
یا کثیفن و شلوارت تمیزه؟»
گورخر پرسید و پرسید،
و باز هم پرسید و پرسید و پرسید.
دیگه هیچ وقت از گورخرها دربارهی راهراهاشون
چیزی نمیپرسم.
شل سیلور استاین
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

دسته بندی دارایی های انسان
قبل از شروع بحث، با یه مثال شروع می کنم.
عدد ۴+ رو فرض کنید. هر چی عدد این عبارت بیشتر باشه، ارزش عدد هم بیشتر می شه.
مثلا ارزش عدد ۸۵۶۱۱+ از ۴+ خیلی بیشتره.
حالا عدد ۴- رو در نظر بگیرید. در این عدد (بر عکس ۴+) هر چی عددد عبارت بیشتر بشه،
نه تنها ارزش عبارت بیشتر نمی شه، بلکه کمتر هم می شه.
مثلا ارزش عدد ۸۵۶۱۱- از ۴- خیلی کمتره. با اینکه عدد ۸۵۶۱۱ خیلی بزرگ تر از ۴ هست
اما به خاطر علامت پشتش باعث می شه ارزشش کمتر بشه
حالا بریم سر موضوع اصلی. دارایی های انسان دو دسته هستن. یه دسته مثل عدد می دونن
و کم و زیاد دارن.
مثلا پول یه دارایی عددیه. شما به اندازه ی پولی که دارید، عدد پول تون هم بیشتره.
علم هم یه دارایی عددیه. هر چی علم بیشتری داشته باشید، عدد علم تون هم بیشتره.
اما بریم سراغ دسته دوم. این دسته مثل یه علامت پشت عدد دارایی های انسان هستن.
مثلا عقل و بصیرت یه علامته. این عقله که به طریقه استفاده از علم و پول جهت می بخشه.
با علم هم می شه جون یه انسان رو نجات داد، هم می شه بمب درست کرد و هزار تا آدم رو کشت.
می شه نتیجه گرفت که علم و پول و دارایی هایی مانند اینا، به خودی خود هیچ وقت بد نیستن.
بلکه می تونن خیلی هم مفید واقع بشن. این جهت استفاده از ایناست که اونا رو خوب یا بد می کنه.
عشق و دوست داشتن هم همینطوره. خود عشق یک احساس طبیعی در هر انسانه
و خیلی هم خوبه. اما این جهت عشقه که مهمه و عشق رو خوب یا بد می کنه.
یک نکته:
افزایش دارایی هایی مانند علم و پول خوبه. اما همیشه نگاهی به علامت
پشت دارایی هاتون داشته باشین!
برای اینکه بفهمین دارین درست حرکت می کنین یا نه، باید به ملاک ها
و شاخص ها توجه کنید.
امیدوارم همیشه علامتتون مثبت باشه!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

هفت گام تا آرامش روح
1. یقین در باور
کسی که دچار تردید و شک است در باورهای دینی خود به مرحله «یقین» نرسیده است، دچار اضطراب می شود و نگران پیامدهای زندگی و عواقب کارهاست.
ایمان، امنیّت و آرامش می آورد و اگر قرآن کریم هم فرموده است که: «دل، آرام گیرد ز یاد خدای»،اشاره به نقش ایمان و اعتقاد به خدا و یاد آن محبوب و معبود، در ایجاد آرامش روحی است.

2 . نیایش در زندگی
موجودی «بی نهایت کوچک»، وقتی در برابر آفریدگارش که «بی نهایت بزرگ» است قرار می گیرد و خود را حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرّه ای در مقایسه با کهکشان ها می یابد، احساس کوچکی در برابر آن عظمت، او را به کرنش و نیایش وا می دارد و همه عظمت در همین احساس نیازمندی است.
آنچه این «هیچ» را به آن «همه» پیوند می دهد، «دعا»ست.
کتاب «نیایش» از آلکسیس کارْل، سراسر توجّه دادن به این وادیِ متروک و فراموش شده و بیان آثار دعا و نیایش است. حرف های زیبایی دارد؛ یکی هم این که: «نیایش، انسان ها را آن چنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است، برای شان کوتاه گردد. ملاقات پروردگار، آنها را از صلح و آرامش درون، لبریز می سازد، به طوری که شعشعه پرتو این صلح، از چهره شان نمودار است و آن را هرجا که روند، با خود می برند».
کم نیستند کسانی که دلهره، نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش خاطرِ خود را در مواقع خوف و خطر و سختی ها و بحران ها، با «داروی دعا» درمان می کنند.
3 . پرهیز از خطا و گناه
اضطراب ها گاهی ریشه در عدول از راه فطرت و دین و قانون و خرد دارند ؛ یعنی ارتکابِ: جُرم، گناه و خطا. اینها فشار روحی می آورند؛ تازیانه عذاب وجدان و «نفس لوّامه»، آرامش و آسایش را می گیرد؛ بیم از دستگیری و کیفر و عذاب، اضطراب می آورد؛ ترس از رسوایی و بی آبرویی، همواره استرس آور (تنش زا) و نگران کننده است.
امّا... «آن را که حساب، پاک است، از محاسبه چه باک است؟».
راه درمان آن اضطراب، حرکت در بستر طاعت و اطاعت و دوری از حریم شکنی و گستاخی بر خدا و شرع و قانون است. وگرنه، یک مجرم و گنهکار، اگر هم از کیفر بگریزد، عذاب وجدان، آرامش را از او می گیرد.
4 . حفظ گوهر امید
یأس، شکننده ترین سنگ برای «جام زندگی» است و تباه کننده ترین عامل برای حیات روحی است.
به تعبیر امام علی(ع): «یأس، انسان ناامید را از پا در می آورد».
ایشان، در سخنی دیگر، نومیدی را بزرگ ترین بلا می شمارد.
کسی که دچار نومیدی می شود، از هستی ساقط می شود، انگیزه زندگی را از دست می دهد، نشاط و شادابیِ او رو به افول می رود و اضطراب و ناآرامی، بر روحش سایه می افکند؛ امّا امید، انگیزه آفرین است.
امیر مؤمنان(ع) فرموده است: «آرزو، رفیقی همدم است».
پس نباید این گوهر را از کف داد، که گم کردن آن، اضطراب آور و نگران کننده است. ناامیدی، روزنه های گشایش را به روی انسان و افق آینده او می بندد. باید با «امید»، این پنجره بسته را گشود.

5 . باور به درستیِ راه
برخی عمری در راهی پیش می روند و کارهایی می کنند، امّا همچنان در ژرفای جانشان تردید وجود دارد که آیا افکارشان صحیح و راه و روششان درست است؟ آیا مبنا و مرامی که دارند، حق است و آنان را به «مقصد» می رساند؟
این حالت، آشفتگی روحی می آورد. بصیرت در دین و باورداشتن به درستی راه، روح را آرامش می دهد و از دغدغه و نگرانی ها می رهاند.
وقتی به درستی افکار و راهتان باور دارید، بگذارید دیگران هرچه می خواهند بگویند، هو کنند، مسخره کنند، شما را ساده یا گمراه بشمارند. شما که خودتان می دانید چه گوهری در اختیار دارید ؛ پس از حرف و حدیث دیگران چه باک؟ نگران قضاوت دیگران نباشید.
مردی به امام حسین(ع) گفت: بیا بنشین تا با هم درباره دین، بحث و مناظره کنیم. حضرت فرمود: «فلانی! من بر دین خویش بصیرت دارم و بر حق بودنم برای من، کاملاً روشن است. تو اگر به دین خود، جاهل و ناآگاهی، برو و آن را بجوی...».
6 . کوشش برای ادای تکلیف
برای یک فرزانه متعّهد، مهم ترین دغدغه باید این باشد که به «وظیفه»، عمل کرده است، یا نه؟ اگر کوتاهی و ترک وظیفه داشته، باید نگران باشد و اگر به تکلیف خود در حدّ توان عمل کرده است، جای نگرانی و آشفتگی خاطر و اضطراب درونی نیست.
دست یافتن به آرامش روح، در سایه «وجدان کاری» و انجام دادن دقیق تعهّدات و پای بندی به قول و قرارها و شانه خالی نکردن از بار تکلیف و مسئولیت است. اگر در انجام دادن وظیفه خود، قصوری نداشته اید، چه جای نگرانی؟
7 . توکّل
در رخدادها، بخشی از امور و وظایف بر دوش ماست، و برخی دیگر را باید به مشیّت خدا و تدبیر او واگذار کرد. مهمّ آن است که ما در حدّ توان، کوتاهی نکنیم. بقیّه کار را به خدا بسپاریم. البته «اعتماد به نفس» نیز در رسیدن به ثبات شخصیت و آرامش روح و نجات از آشفتگی و اضطراب، مؤثّر است.
همه آنان که در زندگی به «توفیق»هایی رسیده اند، با روحیّه توکل و اعتماد به نفس و امید به یاری و امداد خدا گام برداشته اند و سایه نشین زحمات خویش شده، از بوستان همّت و اراده خود، گل چیده و ثمر برگرفته اند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

در حالی که در مدتی کوتاه، اگرچه تکنیک های موقتی می تواند ما را در سرعت بخشیدن به کارها و نیز انجام کارها در زمان کوتاه تر کمک کند اما در درازمدت احتمالا موجب خستگی خواهد شد. ما دائما کارهای مختلف را با سرعت انجام خواهیم داداما مبدن ما نمی تواند دیگر این روند راادامه دهد زیرا ممکن است پس از مدتی، ذهن دچار خستگی شدید شود و در دوره ای به مدت شش ماه تا یک سال یا حتی بیشتر، روند رشد و حرکت را معکوس کند.
پس اگر بخواهیم به جای استفاده از تکنیک های سرعت بخش، مسیری دیگر انتخاب کنیم که به همان اندازه، بهره وری مان را افزایش می دهد، چه نکاتی اهمیت دارند؟ جواب این سوال در انگیزه اصلی، آرزو و محرک درونی و پیاده سازی مهمترین ابزارها در دنیای واقعی است.
یکی از مهمترین راه ها برای رسیدن به این حالت درونی، تاثیرگذاری بر حالتع روانی خودمان است که به افزایش بهره وری، بدون معایب روش افزایش سرعت، می انجامد. توجه داشته باشید که به جای توصیه به تمرکز بر بهره وری، چقدر روی محیط ایده آل تاکید خواهیم کرد.
وقتی شما به جای تاکید بر بهره وری، برای رسیدن به آن، محیط ایده آل و مورد نیاز آن را برای ذهن خود آماده کنید، بهره وری خود به خود پدیدار می شود، پس با استفاده از این نکات می توانید شرایط ذهنی را ایجاد کنید که به افزایش بهره وری خواهد رسید.
اگر نگاهی به 40 ساعت گذشته خود بیندازید، احتمالا 30 ساعت آن را مشغول کارهای برنامه ریزی نشده، غیرضروری یا حتی کاملا غیرسازنده بوده اید. البته این مسئله مختص به 40 ساعت گذشته نیست، بلکه مشکل هفته های متمادی زندگی شماست. اگر فکر می کنید زندگی شما اینگونه نیست، کارهای هر 15 دقیقه از 40 ساعت آینده خود را بنویسید.
بعد از هر 15 دقیقه کارهای انجام شده خود را هم بنویسید. در پایان 40 ساعت، همه این نوشته ها را در کنار هم قرار دهید. حتی اگر حالا اعتقاد داشته باشید که 80 درصد کارهای شما سازنده است، آن وقت از حجم کارهای غیرسازنده خود شگفت زده خواهید شد. احتمالا به این نتیجه خواهید رسید برای بهره وری بیشتر چندان مهم نیست کار جدیدی انجام دهید، بلکه ابتدا باید کارهای اضافی را از فعالیت های خود حذف کنید. اگر موارد غیرضروری را حذف کنید و این 40 ساعت را به 10 ساعت مفید تبدیل کنید، آن گاه می توانید اندکی از کارهای دیگر را به فهرست خود اضافه کنید.
برای مثال اگر پس از کاهش 40 ساعت کارهای غیرضروری به 10 ساعت فعالیت سازنده، 10 ساعت فعالیت سازنده دیگر به آن اضافه کنید، در نیمی از زمان، با نیمی از استرس و با کاهش ریسک خستگی و مضرات دیگر، دو برابر گذشته فعالیت مفید انجام می دهید.
2- پاداش گرفتن را عقب نیندازید
اگر کار خوبی انجام دادید، بلافاصله پس از آن به خودتان پاداش دهید. این کار به مغز شما می آموزد که پاداش داده شده به خاطر انجام به موقع، صحیح و با رعایت اولویت بوده است.
اگر دائما این کار را انجام دهید، انگیزه بیشتری برای انجام کارهای ضروری و نیز کارهای مورد نیاز هر روز خواهید داشت. حتی ممکن است پس از آن، ترک کارهای کم اهمیت تر برای شما راحت تر باشدو خودشان به کناری بروند.
3- به خودتان بابت تکمیل کارها تبریک بگویید
ذهن شما هنگامی که مورد تقدیر قرار می گیرد، ناخودآگاه بهتر کار می کند. البته تنها راهی که می توان با آن به ذهن تلقین کرد که مورد تقدیر قرار گرفته است، فقط تقدیر کردن از آن است.
یک بار در روز، به مدت یک ماه این کار را تکرار کنید. احتمالا از تاثیر آن در زلال شدن افکارتان شگفتزده خواهید شد. زلالی افکار هم باعث افزایش بهره وری خواهد شد.
4- بر آنچه می توانید انجام دهید، تمرکز کنید
این مسئله، نقطه ای کلیدی در بهره وری است. تنها بر چیزی تمرکز کنید که به خوبی از پس آن برمی آیید و کاری را انجام دهید که در آن تبحر دارید. کارها را اولویت بندی کنید. ممکن است بفهمید کارهایی که در آن تبحر ندارید، خودشان به آسانی حل می شوند یا اینکه وقتی کارهای دیگر را انجام دادید و تنها چند قدم به پایان کار مانده بود، برداشتن چند گام باقی مانده و رسیدن به هدف، این انگیزه را به شما بدهد که سریع تر کارها را انجام دهید.
وقتی روی بخش هایی تمرکز کنید که در آن تبحر ندارید، با وجود اینکه ممکن است بخش کوچکی از کار شما باشند، احساس بزرگنمایی مشکل به شما منتقل می شود و انگیزه تان برای انجام کار را از بین می برد. اگر پیش از تمرکز بر ضعف های خود، بخش زیادی از کار را انجام دهید، به پایان رساندن بخش های باقی مانده آن راحت تر و سریع تر خواهد بود.
5- به این فکر کنید که کارتان چه فایده ای دارد
اگر بر این نکته تمرکز کنید که کارتان چگونه به دیگران کمک می کند، ذهن شما دلایل بیشتری برای اتمام آن در اختیار خواهد داشت. مغز ما کارهای بی هدف را دوست ندارد، بنابراین اگر کار شما کمک به دیگری باشد، به شکل گیری آن هدف می دهد و ذهن شما را به سمت کامل کردن کار می کشاند.
تا به حال شده که 90 درصد یک پروژه را 10 ساعته انجام دهید و برای تکمیل 10 درصد باقیمانده آن 20 ساعت دیگر وقت نیاز داشته باشید؟ آیا انجام تنها 10 درصد کار به این همه وقتی که باید برای آن بگذارید، می ارزد؟ یا اینکه می توانید دستی به سر و روی آن بکشید،در دقایق پایانی رنگ و لعابی به آن بدهید و به جای 20 ساعت، تنها در یک ساعت پروژه را کامل کنید؟
باید تصمیم درست بگیرید. اگر یک جراح قلب یا یک تعمیرکار هستید، احتمالا باید تا پایان کار پیش بروید اما اگر در حال نوشتن مقاله، کتاب، درس دادن یا بسیاری از کارهای دیگر هستید، وقتی 90 درصد کار تکمیل شد، ممکن است ارزشش برابر با همان 99 درصد باشد؛ بنابراین یک درصد باقیمانده را هم انجام دهید و فقط 91 درصد بهترین کار خود را درست کنید و کمال گرایی را کنار بگذارید.
* همه این نکات را به هم پیوند دهید
- کدام یک از این نکات برای شما جذاب تر است؟
- کدام یک از آنها می تواند بیشترین افزایش را در نتایج حاصل از کار شما در پی داشته باشد؟
- سریع ترین نکته کدام است؟ آن نکته را پیش از بقیه انجام دهید. هفته بعد، نکته بعدی را اضافه کنید. تا شش هفته این کار را انجام دهید، خواهید دید که بهره وری روزانه شما، بدون هیچ تلاش بیشتری و حتی شاید با تلاش کمتری دو برابر خواهد شد.
چند نکته همیشگی برای موفق بودن
* گاهی اوقات موفقیت، تنها در غلبه شما بر ترس و ریسک پذیری خلاصه می شود. اگر از ریسک کردن بپرهیزید، هرگز قابلیت های خود را کشف نخواهید کرد. هرگز از شکست نهراسید زیرا نترسیدن از شکست، یکی از مهمترین مهارت ها برای موفقیت است.
* یک روال و سبک سالم برای زندگی تان در پیش بگیرید؛ به طور مرتب ورزش کنید، خوب غذا بخورید، زیاد بخندید، با آرامش به خواب بروید و نگرانی ها را از خود دور کنید.
* گاهی اوقات نیاز است واقعا نگرانی هایی را که در مورد اتفاقاتی که خارج از کنترل ماست، کنار بگذاریم.
* به دنبال فرصت ها و راه های چاره برای موقعیت هایی باشید که دیگران در مواجهه با آن تسلیم می شوند.
* مسئولیت کامل اعمال و رفتار خود را برعهده بگیرید.
* سعی کنید به جای رفتار منفعلانه، رفتاری فعالانه داشته باشید.
* در مورد خودتان و اعمال تان اطمینان داشته باشید.
* ظاهر و لباس شما، تعیین کننده ارزش شما نیست.
* یاد بگیرید برابر سختی ها مقاومت کنید.
* جسارت این را داشته باشید که به دنبال ندای قلب خود بروید، نه دیگران.
* زندگی را جدی نگیرید و یاد بگیرید که از آن درست لذت ببرید.
* شکست های خود را توجیه نکنید.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

7 توصیه برای شاد بودن در سر کار
۱ ـ صبح زودتر از خواب بیدار شوید
شاید فکر کنید زودتر بیدار شدن از خواب هیچ اهمیتی ندارد و بیشتر یک شوخی است اما این موضوع واقعیت دارد. بنابراین اگر بتوانید صبح کمی زودتر بیدار شوید، زمان بیشتری هم برای خودتان خواهید داشت و در نتیجه قبل از اینکه به محل کار بروید و درگیر وظایف اداری شوید، میتوانید به کارهای خودتان رسیدگی کنید. علاوه بر این، با چنین کاری ترافیک صبحگاهی هم کمتر شما را اذیت خواهد کرد. شاید لازم باشد چند روز این کار را تمرین کنید تا بتوانید کمی زودتر بلند شوید اما مطمئن باشید بیدار بودن در ساعاتی که خانه خلوت و آرام است، لذتی فوقالعاده خواهد داشت. در این دقیقهها میتوانید از طلوع آفتاب لذت ببرید، کتابی زیبا بخوانید، یک فنجان چای یا قهوه بنوشید، برای پیادهروی صبحگاهی بروید یا با همسرتان پیش از شروع روز کاری کمی صحبت کنید.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

شعاری برای زیستن
حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش با دیگران مشکن؛
که ما هر یک یگانه ایم،موجودی بی نظیر و بی تشابه.
آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن؛
تنها تو می دانی که"بهترین"در زندگانیت چگونه معنا می شود.
که در هر گامش،ترنم خوش لحظه ها جاری ست.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

زندگی هدفمند
چرا به اهدافم نمی رسم ؟
هدف چیست ؟ زندگی هدفمند یعنی چه ؟ چرا به اهداف مان نمی رسیم و ناامیدیم ؟ کسی که بدون اصول تعیین هدف می کند نه تنها به آن نمی رسد ، بلکه اراده ی او نیز ضعیف شده و همین نرسیدن به هدف روحیه او را تضعیف می کند ، شما چطور ؟ آیا می خواهید اهدافی در زندگی داشته باشید که هم علمی هستند و هم درست آنها را انتخاب کرده اید ؟ با رعایت این 20 نکته بسیار ساده ، توانایی خود برای رسیدن به اهداف تان را چند برابر می کنید ...
1- اهداف رو حتما بنویسید.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

چه چیزهایی را با هدف اشتباه می گیریم ؟
اهداف غلط اکثر ایرانی ها!
شاید برای شما هم این آمار جهانی جالب باشد که 97 درصد مردم جهان در زندگی شان هدفی ندارند و فقط 3 درصد مردم هدفمند زندگی می کنند.
البته این مختص مردم دنیا نیست ، بلکه در ایران هم دقیقا همین و شاید هم بیشتر باشد ، اجازه بدهید مثالی از دوستان خودم بگویم تا ماجرا روشن تر شود :
یکبار با جمعی از دوستانم بودم و قرار شد هر کس اهداف خود را بگوید ، جالب است بدانید 100 درصد خواسته هایی که دوستانم گفتند ، اصلا هدف نبود ! بنابراین وقتی می گوییم 97 درصد هدف ندارند به این معنا نیست که بی برنامه زندگی می کنند ، بلکه به این معناست که تعریف هدف چیز دیگری است.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

انرژی مثبت در صحبت کردن
نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.
بگوییم ….
ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم
طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری
مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم
مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره
شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید
این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تقویت اراده و پشتکار طی 5 مرحله
دستورالعمل اجرایی برای کسانی که می خواهند ولی نمی توانند !
1- کار را از کم شروع کنید :
من تا بحال ورزش نکردم ، دلیلی ندارد وقتی تصمیم به ورزش می گیرم ، از روز اول شروع کنم به 8 کیلومتر در روز دویدن ! از کم شروع کنید ، روز اول فقط دور خانه راه بروید ، روز دوم دو ساختمان آن طرف تر هم بروید و به همین ترتیب تا کم کم بیشتر کنید.
اگر میخواهید منظم شوید لازم نیست از روز اول ساعت 6 صبح بیدار شوید و تا 10 شب با برنامه عمل کنید ، اصلا اینطور برنامه خود را شروع نکنید ، هفته اول با برنامه شدن به خود بگویید : من این هفته میخواهم 3 ساعت در روز - 9 تا 12 - با برنامه باشم ، در این سه ساعت دقیقا مطابق برنامه عمل کنید ، وقتی یک هفته به همین صورت پیش رفتید ، برای هفته دوم 2 ساعت دیگر به این برنامه اضافه کنید ، البته ترجیحا نزدیک ساعات قبلی نباشد ، مثلا اگر هفته اول از 9 صبح تا 12 ظهر طبق برنامه پیش رفتید ، برای هفته دوم علاوه بر این ساعت ، ساعات 16 تا 18 بعد ازظهر را هم اضافه کنید ، به همین ترتیب در هفته های بعد عمل کنید تا هفته به هفته منظم تر و با برنامه تر شوید.
در هر حال سعی کنید از کم شروع کنید ، چرا که وقتی به یکباره می خواهید تغییری ایجاد کنید به احتمال بسیار زیاد ناموفق خواهید بود - چون طبق اصول و به تدریج جلو نرفته اید - بنابراین علاوه بر اینکه به برنامه خود نرسیده اید ، موج منفی " تو نمی توانی" و " آدم نمی شوی!" شروع می شود و شما را ناامید و روحیه تان را تضعیف می کند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

درسهای بـزرگی که می تـوان از مورچـه ها آموخـت
درس اول: مورچه
ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده اید که چطور مورچه ها همیشه به
دنبال راهی برای رد شدن
از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او
بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد
بود.
هیچوقت یکجا نمی ایستد و گیج نمی ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی دارد و عقب نمی کشد. همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

عشق و تنفر چه تاثیری در بدن دارند؟
پژوهش جدید محققان فنلاندی نشان داده که احساسات متفاوت بر بدن تاثیرات مختلف گذاشته اما این تاثیرات در تمام فرهنگها مشابه است.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محققان برای مدتهای طولانی بر این گمان بودند که احساسات با طیف گستردهای از تغییرات فیزیولوژیکی مرتبط بوده و اکنون محققان دانشگاه تورکو نشان دادهاند که حالات احساسی صرفنظر از فرهنگ فرد با حسهای خاص مرتبط هستند.

این پژوهش بطور بصری نشان داده که فرد دلشکسته واقعا درد را در سینه خود حس میکند، افراد غمیگن در اندام خود ضعف داشته یا افراد شاد، این حس را در تمام بدن خود گسترش میدهند.
احساس عشق باعث ایجاد تبوتابی در همه بخشهای بدن فرد بجز زانوهایش میشود. این یافتهها میتواند عکس ضربالمثل سست شدن پاها در زمان بروز احساسات عاشقانه در افراد باشد.
اندوه باعث احساس ضعف در ماهیچهها شده و فرد آگاهی بیشتری در مورد فعالیت قفسه سینه و قلب خود پیدا میکند.
افسردگی نیز باعث ایجاد ضعف در فرد شده، در حالیکه حس تنفر در گلو و سیستم گوارشی حس میشود.
احساسات اولیه مانند خشم و ترس باعث افزایش حس در بخش بالایی سینه شده که دلیل آن میتواند آماده شدن ناخودآگاه انسان برای جنگ باشد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

۲۶ راهکار اساسی برای داشتن کلید های موفقیت
1- تفکر مثبت داشته باشید، دکترنورمن پیل می گوید: افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .
2- باور و ایمان داشته باشید، همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید. این یک حقیقت است. پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید .3- هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید، اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .
4- افکارتان را کنترل کنید، موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار و اعمال به وجود می آید .
5- تلاش و پشتکار داشته باشید، همۀ موفقیتها و رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تحقیقات پروفسور سمیعی در مورد مثبت بودن!
احساسهای زیبا را به زبان بیاورید!
لذتهایتان را به زبان بیاورید، چرا که مغز شما هوشیارانه آنها را دریافت کرده و به کار میبرد.
این نتیجه تحقیقات پرفسور سمیعی است.
تحقیقات او نشان داده است که ساختار کوچک هیپوتالاموس در مغز ماده آزاد
کننده هورمونی ترشح می کند به نام کورتیکوتروفین، این ماده وظیفه ی تامین
انرژی لازم بدن برای مقابله با استرس، شرایط بحرانی و اضطراب را دارد.
در
واقع همان چیزی است که به بدن کمک می کند تا بتواند مدیریت هیجان اداره
کند. اما عمر این ماده فقط یک سال است و گاهی به صورت خودکار درمغز ترشح می
شود.
برای دانستن این مطلب که چه چیزهایی باعث ترشح بیشتر این ماده
در برخی افراد و یا قطع و تاخیر ترشح درافراد دیگر میشود، پروفسور سمیعی
تحقیقاتی انجام داده است.
نتیجه تحقیقات چندی پیش در سایت پروفسور
سمیعی منتشر شد. نتیجه تحقیقات برای علم روانشناسی بسیار جالب و بی
نظیربود.
نتیجه این تحقیقات می گویید:
وقتی شما از منظره ای یا دیدن چیزی لذت می برید و از آن به صورت کلامی تعریف می کنید و یا اینکه اهل به به و چه چه کردن هستید، میزان ترشح این ماده در مغز افزایش می یابد.
علاوه بر این وقتی شما یک پارچه زیبا، گلبرگ گل یا هر چیز لطیفی را لمس میکنید و ازآن احساس خوشایندی دارید، میزان ترشح این ماده در مغز افزایش مییابد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

بیست گام برای مثبت شدن
در طول یک هفته، چند بار می شنوید اطرفیان، از آدم های دور و نزدیک به خوشحالی به شما می گویند: "از شما انرژی مثبت می گیرند". اگر کمتر از 4 بار در هفته این جمله را می شنوید باید نسخه رفتاری تان را عوض کنید چون شخصیت شما شبیه جغد کارتون چوبین است با آن جمله معروفش: "یه خبر بد!" این نگاه منفی اول در زندگی خودتان تاثیر می گذارد ... و بعد در زندگی اطرافیانتان. اگر می بینید چند صباحی است چرخ زندگی به نفع شما نمی چرخد، نسخه پیشنهادی ما را رعایت کنید و فاز زندگی تان را از منفی به مثبت تغییر بدهید.
1.
لبخندتان را از دیگران دریغ نکنید. در طول یک روز بارها با آدم های مختلف
چشم در چشم می شوید؛ آدم هایی که هیچ نقشی در زندگی شما ندارند. در این
لحظه هایی که عمرشان کمتر از یک ثانیه است، به جای نشان دادن چهره ای درهم و
اخمو، لبخند بزنید. مبادله پایاپای لبخند که هیچ هزینه مالی و جانی ای
ندارد، حس خوشایندی به وجود می آورد؛ چه در خودتان و چه در دیگران.
2. به قوانین ساده شهروندی احترام بگذارید. مثلا بیرون گذاشتن زباله ها در ساعت 9 شب یا زباله نریختن در کوچه و خیابان. هیچ کس تردیدی ندارد. شهر تمیز جای بهتری برای زندگی کردن است و شما می توانید آدم مثبتی باشید وقتی شهرتان را یک قدم به شهر تمیز نزدیک می کنید. اگر هر روز صبح به جای دیدن سطل زباله ای که زباله از سر و روی آن بالا می رود، یک سطل خالی ببینید که بوی زباله مانده آن تا فرسنگ ها نمی رود، قطعا روز بهتری خواهید داشت که خودتان آن را ساخته اید.
3. در برنامه های خیریه مشارکت کنید. برنامه های هایی مثل جشنواره های غذا که توسط خیریه های مختلف در طول سال برگزار می شود، فضایی پر از انرژی مثبت است. در خیریه ها مشارکت کنید تا شما هم یکی از آدم های مثبت این قصه باشید. هزینه یک شب رستوران و گردش خود را به مشارکت در چنین برنامه هایی اختصاص بدهید.
4. سعی کنید همیشه و همه جا آراسته باشید. یادتان باشد آراسته بودن به معنی پوشیدن لباس های گران قیمت نیست. فقط کافی است شلخته پوشیدن را کنار بگذارید. خوشبختانه این روزها در رسانه های مختلف از اینترنت تا مجلات، راهنماهای آسان برای خوش پوشی با حداقل هزینه منتشر می شود. این پیشنهادها را بخوانید و در زندگی استفاده کنید. آراستگی شما، سیمای شهر را زیبا می کند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...


سحرخیز باش تا کامروا شوی
همهی ما این ضربالمثل را بارها از برگترانمان شنیدهایم که: سحرخیز باش تا کامروا شوی! صبح زود از خواب بیدار شدن، اندام یک فرد را متناسب، و او را ثروتمند و باهوش میکند! اما خیلیها به این توصیه عمل نمیکنند چرا که کار دشواری است.
در این مطلب مزایای سحرخیزی را برای تان فهرست کردهایم تا شاید به هوس بیفتید از این پس صبحها زود از خواب بیدار شوید.
شما را مثبت نگاه میدارد
اگر صبحها زود از خواب بیدار شوید، میتوانید تمام آن روز مثبت باشید، نگرش کلی شما تغییر خواهد کرد و احساس نشاط میکنید. همچنین با سحرخیزی با انگیزه میمانید. بنابراین آن روز را با آرامش و خاطری آسوده طی خواهید کرد.
افزایش اعتماد به نفس
شخصی که صبحها دیر از خواب بیدار میشود، اغلب با مشکل اعتماد بنفس ضعیف روبروست. در صورتی که اگر سحرخیز باشید حتی اعتماد به نفس شما افزایش مییابد! صبحها میتوانید احساس خوشنودی و رضایت از زندگیتان را کسب کنید.
افزایش کارایی
یک ذهن شاداب پربار تر است. شخصی که سحرخیز است میتواند باروری مرتبط با شغل خود را افزایش دهد. یک ذهن شاداب و سرحال، ایدههای بهتر و بیشتری خلق میکند، بنابراین در کار شما تأثیر مستقیم خواهد داشت.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

مـتهمان گـم شـدن لـبخنـد و عـوامل افـسردگی جـامـعه
کودکی را به خاطر بیاورید؛ روزهایی که با پر کردن یک گلدان گل از آب،
قهقهه می زدید یا با خرید یک عروسک تازه، هفته ها شاد می ماندید.
شاید از آن روزها تا امروز زمان زیادی نگذشته باشد اما در همین زمان
کوتاه، چیزی را از دست داده اید که به دست آوردنش آسان نیست.
محققان می گویند نه تنها شما دیگر به سادگی روزهای کودکی تان نمی خندید؛ بلکه مردم دیگر کشورها هم مهارت خندیدن و آسان خوشحال شدن را از دست داده اند. از نظر آنها، دنیای مدرن در کنار تمام هدیه هایی که به زندگی ما داده، افسردگی را هم با خودش آورده است.
به همین بهانه، از دکتر جمشیدی بیگدلی، روانشناس و مشاور و دکتر افسر افشار نادری، جامعه شناس پرسیدیم چرا ما و دیگر مردم جهان، مانند چند دهه قبل آرام و خوشحال نیستیم. آنها می گویند اغلب ما مهمترین متهمان بالا رفتن آمار افسردگی را نمی شناسیم و به آسانی اجازه می دهیم در زندگی مان جا خوش کنند.
متهم شماره 1: بیکاری
بیگدلی: نبود رضایت شغلی در گروهی از افراد باعث افسردگی می شود، گذشته از بالا بودن آمار بیکاری، تصور افراد از شغل ایده آل اغلب محقق نمی شود. فرد با زحمت زیاد در دانشگاه وارد می شود که از نظرش پول ساز است اما تا زمانی که فارغ التحصیل می شود، بازار کار اشباع شده و باز ناکام و سرخورده می شود.
افشار نادری: نبود امنیت اجتماعی و فرهنگی یکی از اصلی ترین دلایل افسردگی به شمار می آید. بسیاری از افراد به آینده خود اطمینان ندارند و تصور می کنند جامعه ای که در آن زندگی می کنند، انتظاراتشان را برآورده نمی کند. نبود شغلی که با انتظارات فرد همخوانی داشته باشد یا نبود امکاناتی که انتظارات او از آینده را برآورده کند به ناکامی می انجامد و افسردگی گروه بزرگی از افراد را به دنبال می آورد.

متهم شماره 2: بی پولی
افشار نادری: این روزها در جامعه ما و برخی کشورهای دیگر، شرایط بی ثبات اقتصادی و تورم بر مشکلات افراد می افزاید. فردی با تمام نیرو کار می کند اما می بیند با وجود همه تلاش هایش، نمی تواند بعد از گذشت سال ها برای خود خانه بخرد یا امکانات یک زندگی باثبات و آرام را فراهم کند.
اینجاست که او می بیند جامعه نمی تواند انتظاراتش را برآورده کند و دچار یأس و دلزدگی می شود که افسردگی اش را به همراه می آورد. این مشکلی است که در سال های اخیر بسیاری از کشورهای در حال توسعه با آن روبرو بوده اند. در کشورهای توسعه یافته، سیستم پیشرفته رفاهی تعریف شده که تغییرات سیاسی و اجتماعی چندان خللی در آن ایجاد نمی کنند اما متاسفانه کشورهای در حال توسعه، تا رسیدن به آن شرایط فاصله زیادی دارند.
بیگدلی: تفاوت طبقاتی بالا از دیگر عوامل افسردگی است. در دنیای امروز، بی پولی لحظه به لحظه احساس حقارت را به فرد منتقل می کند. وقتی فرد می بیند که شخص دیگری در طبقه بالاتر از او به راحتی به آرزوهایی که از نظرش دست نیافتنی است می رسد، دچار احساس سرخوردگی می شود.

متهم شماره 3: تک فرزندی
افشار نادری: کوچکتر شدن خانواده ها نمی تواند تاثیر منفی روی سلامت روان والدین بگذارد، چون برای آنها صرفا داشتن فرزند مهم است و نه تعداد آن. چه بسا که فرزندان کمتر، با کمتر کردن مسوولیت والدین از افسرده شدن آنها جلوگیری کنند اما این اتفاق، ممکن است مشکلاتی را برای فرزندان به دنبال داشته باشد. به ویژه اگر نتوانند با همسن و سالان خود ارتباط برقرار کنند، ممکن است تنهایی تاثیرات نامطلوبی را بر روانشان بگذارد. اما این ماجرا روی دیگری هم دارد. افسردگی در جوامع، به شکل های متفاوتی گروه های مختلف را درگیر می کند. افسردگی سالمندان مشکلی است که این روزها در موردش بسیار می شنویم. نبود امکانات و حمایت های مالی، منابع اطلاعاتی، ابزاری و... سالمندان را به انزوا می کشاند و افسردگی را به دنبال می آورد و تنهایی دوران پیری هم تحمل مشکلات اجتماعی بسیاری را که سالمندان با آن روبرو هستند دشوارتر می کند.
بیگدلی: تعداد فرزندان بیشتر در نسل های قبل، می توانست مانعی برای افسردگی باشد. بچه ها پشت سر هم به دنیا می آمدند و دیگر مجالی برای ننر پروری وجود نداشت. اگر بچه غذایش را نمی خورد، بچه دیگری فورا غذایش را می خورد. هیچ کس تنها کانون توجه خانواده نبود اما تک فرزندهای امروزی، آنقدر توجه بی دریغ والدین را می بینند که با وارد شدن به جامعه و دیدن کوچکترین بی توجهی، سرخورده می شوند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

10 روش 5 دقیقه ای برای داشتن یک روز آرام و کم استرس
اینکه بیخیال مشکلات زندگی ، ترافیک و گرانی و ... بشوید سخت است ! اما شکایت کردن با خود انرژی منفی بهمراه می آورد. بهتر است برای استفاده بهتر از یک روز ، راهکارهایی کوچک و سریع داشته باشیم تا زندگی مان راحت تر شود ...
پنج دقیقه زمان کوتاهی است ؛ اما فرصت مناسبی است تا همه طول روز خود را بهبود ببخشید. به ازای اتلاف وقت روزانه ، صرف پنج دقیقه زمان بسیار خوبی است! پس پنج دقیقه زمان بگذارید و استرس روزانه را کاهش دهید ، حال خود را بهتر کنید و انرژی بیشتری دریافت کنید. همین چند راه ساده ، بشما کمک میکند تا با مشکلات روز بهتر روبرو شوید.
یک مکالمه کوتاه با خدا داشته باشید ، از نعمت هایی که به شما داده تشکر کنید ، برای یکی از دور و بری هایتان دعا کنید ، از خداوند به خاطر خطاهایی که داشتید عذرخواهی کنید و قول بدهید بیشتر مراقب باشید ، یکبار این را امتحان کنید تا نتایج شگفت آن را ببینید.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

10 تکنیک 5 دقیقه ای و ساده برای کاهش استرس روزانه
برای همه ما اتفاق می افتد که گاهی خسته و یا دچار استرس می شویم ، استرس ، بخشی از توان ما برای حل مسائل را می گیرد و اجازه نمی دهد بهترین تصمیم ها را بگیریم ، هر چند باید طی یک دوره چندماهه ، نسبت به کاهش استرس اقدام کرد ، ولی در این مقاله ما چند راهکار ساده برای کاهش استرس های روزانه برای شما آماده کرده ایم ، برخی از این راهکارها ، 5 دقیقه یا کمتر زمان می برند ، با ما همراه باشید :
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تأثیر خنده
چه زیبایند آنان که همیشه لبخند بر لب دارند. خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسان ها با استفاده از آن می توانند بسیاری از درد های خود را تخفیف دهند، خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و در نتیجه افزایش آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است.
روانشناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرنند که در مواقع انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آنها ایفا می کند همچنین میتونند به برقراری تعادل روانی در انسان کمک کند و زمینه سلامت روانی اورا فراهم کند
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

دكتر مرتضي احمدي منش
ای داوود! به قومت از جانب من بگو که هریک از بندگانم از من اطاعت کند، من نیز از او اطاعت کنم و او را در طاعت خود یاری دهم. اگر چیزی از من بخواهد، به او بدهم و اگر دعایی کند، اجابت نمایم. اگر به من توکل کند، او را حفظ نموده و همه امورش را کفایت کنم و اگر همه مخلوقات قصد او را کنند، در برابر آنها حائل شوم.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

4 روش بسیار ساده برای مودبانه "نه" گفتن
به گزارش بانکی دات آی آر، وقتی میخواهیم به دیگران «نه» بگوییم، میترسیم که احساساتشان را جریحه دار کرده یا ناامیدشان کنیم یا حتی بدتر، دیگر دوستمان نداشته باشند.
اما نه گفتن هم مهارت هایی نیاز دارد مثل هر کار دیگری و قرار نیست با یک نه گفتن دنیا تمام شود. اگر مایلید به راز چند مهارت ساده از این نوع پی ببرید این مطلب را از دست ندهید:
1. بعد از نه گفتن تشکر کنید
اگر بعد از اینکه خواسته دیگران را رد می کنید، یک کلمه تشکرآمیز مثل "ممنون" یا "مرسی" هم بگویید تاثیر سریع و مثبتی روی درخواست کننده خواهید گذاشت.
2. محکم باشید
اگر مطمئن هستید که باید نه بگویید بدون معطلی یک نه محکم بگویید. محکم نه گفتن البته به مفهوم عصبانیت، پرخاش یا پریدن به طرف مقابل نیست. فقط شک و تردید در صدایتان راه ندهید.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

قدرت شگفت انگیز خوش بینی
بدبینی در هیچ جنگی پیروز نمی شود
به نظر می رسد که خوش بین ها از دو ویژگی مهم برخوردارند. اول، از آنجایی که انتظار موفقیت غیر واقع بینانه دارند، کارهای بیشتری را امتحان می کنند. اگر کاری مؤثر واقع نشود، کار دیگری را امتحان می کنند، و از آنجا هم به سراغ کار بعدی می روند. آنها در مقایسه با سایرین، حاضرند که به دفعات بیشتری شکست بخورند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
چگونه زندگی کنیم؟
· مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
· اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
· هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.
· یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
· هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
· در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.
· وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"
· هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تیمارستان کدام است !؟
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می دادند.
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکت ها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت وگو میکردند.
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید.
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود…
ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟!!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
باکلیک برروی لینک زیرآمار کلی جهان را درزمینه های مختلف مشاهده نمایید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
چگونه شخصیتی اصیل داشته باشیم؟
اصالت،
از صفات مثبت و مطلوب فرهنگ ایرانی است. صفتی که بسیار مورد توجه افراد
در انتخاب دوست و همراه است. اما معنی و مفهوم اصلی این صفت چیست؟ چه
مجموعه صفاتی را باید در خود جستجو کنیم که بدانیم از شخصیتی اصیل
برخورداریم؟
بسیاری از افراد داشتن یک شخصیت اصیل را به خانواده و
غریزه افراد نسبت میدهند. شاید این تصور بخاطر معنی لغوی این واژه یا
همراهیاش با صفت نجابت باشد؛ اما در واقع، با رعایت برخی نکات ساده و
پایه، میتوانید این صفت را در خود بسازید و حس اعتماد و احترام را نسبت
به خود در دیگران برانگیزید. در ادامه این خصوصیات در قالب یک اینفوگرافی
به شما دوستان عرضه شده است.

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

راز موفقیت :
از اشتباه کردن نترسید
«بیشتر انسان ها ترجیح می دهند مرتکب گناه شوند تا مرتکب اشتباه.»
بعد، از هر دو گروه خواسته شد که در یک آزمون شرکت کنند. در این آزمون همه انها در معرض سوالات و مسائلی قرار گرفتند که باید درباره شان تصمیم گیری می شد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, علمی اجنماعی در اقتصاد مرند, احمدعاقلی مرند, آذربایجان
ادامه مطلب...
چگونه بهتر زندگی کنیم؟

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

آیا می دانید که ... ؟
• استرس تا 5 برابر سیستم ایمنی بدن را پایین میآورد
• یگانه چیزی که بیشتر باعث مرگ و میردر جهان میشود پشه است
• هر هکتار جنگل قادر است بیش از پنج تن گرد و غبار هوا را جذب کند
• تعداد مرغها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسانها مساوی است
• پشه (در نگاره) اشخاص جوان را نسبت به اشخاص پیر ترجیح میدهد
• یک گاو میتواند از پلهها بالا برود ولی پایین نمیتواند بیاید
• تنها یک نفر در جهان در مقابله با ایدز جان سالم به در بردهاست
• وزن کل انسانهای جهان با وزن کل مورچههای جهان برابر است
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
چگونه زندگی شادتری داشته باشیم؟
به
نظر شما شادی در چه چیزهایی خلاصه میشود؟ احساس خوب یک گردش دوستانه با
همکاران یا آشنایان؟ حس بعد از قبولی در یک آزمون مهم؟ خرید چیزی که دوستش
داریم و مدتیست میخواهیمش؟ رسیدن به موفقیتی که انتظارش را کشیدهایم؟
همه این موارد میتوانند رگههایی از شادی را در ما و حتی اطرافیانمان
بوجود آورند. اما موارد اشاره شده مواردی جزئی هستند که بسته به شرایط
ممکن است چندان هم شادیآفرین هم به حساب نیایند. در اینفوگرافی زیر اما،
به پنج نکته کلی که میتوانند اوقات شاد بیشتری در زندگی شما بسازند اشاره
شده است. این نکات را رعایت کنید و تاثیرشان را در ساعات، روزها، ماهها و
سالهای پیش روی زندگیتان مشاهده نمایید.

نگاهی به خوشرویی از چشم انداز دیگر
در سرزمینهای رنجدیده، ستمکشیده، و دورمانده از پیشرفتهای تمدنی، پدیدههای همچون خوشرویی و نرمخویی بشکل خودکار از رنگ و رونق میافتند و برای ترشرویی و درشتخویی فضای بیشتری باز میشود. سرزمین ما با آنکه تقریباً از یک دهه بدینسو بشکل نسبی به سمت بهبودی در حرکت است، لیکن هنوز هم از حالت تراژیدی و غمناکی رهایی نیافته است. بنابرین، پرداختن به همچو مقولهها و روشن ساختن جایگاه آنها به نوبهی خود سودمند بهحساب میآید.
خوشرویی را میتوان جزیی از کالای عمومی دانست که بهرهمندی از آن بر حجم این کالا میافزاید.
خوشرویی (affability) به معنای گشادهرویی و داشتن چهرهی شاد و گفتار نرم و رفتار مِهرآمیز با دیگران و برعکس درشتخویی و ترشرویی (sullenness) است. در این نوشتار، مقولهی خوشرویی از یک چشمانداز ویژهی اقتصادی که خلاف معمول است، به بحث گرفته میشود.
اگر از چشمانداز باریکبینانۀ اقتصادی به پدیدۀ خوشرویی بنگریم، میتوان آنرا به عنوان یک نوع تولید یا یک نوع کالا معرفی کرد. تولید در حوزۀ علم اقتصاد مفهوم دیگری جز بوجود آوردن، ترکیب کردن و تغییر شکل دادن ندارد. البته تولید مورد بحث ما در این نوشته، یک نوع تولید معنوی بوده که لباس مادی به تن ندارد. خوشرویی و ترشرویی دو حالتی است که در چهره و رفتار ظاهری انسانها خود را نشان میدهند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

نکات کلیدی در تربیت کودک
١- به کودک خود برچسب نزنید: تو بچه بی ادبی هستی، تو فهم و درک نداری، تو تواناییاش را نداری.
٢- او را با کودکان دیگر مقایسه نکنید، زیرا شرایط کودکان و نیز علائق آنان با هم متفاوت است.
٣- بیش از حد توان او از او انتظار نداشته باشید، او که مثل شما آدم بزرگ نیست کودک است.
4- از حمایت بیش از حد کودک خود بپرهیزید. مثلا جای او تصمیم نگیرید و جای او مشکلاتش را حل نکنید. در جایی که حق با کودک نیست از او حمایت نکنید در غیراین صورت به کودک خود خیانت کرده و او را از مسیر حق منصرف کردهاید.
5- از محکوم کردن او در نزد دیگران، در بین مردم، در میان فامیل و به ویژه همسالان او اجتناب کنید.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

چگونه می توانیم دیگران را ببخشیم ؟!
همه ما بارها با این دغدغه ها همراه بوده ایم؛ “آیا می توانم خودم را ببخشم”، “چطور میتونم او را ببخشم، نه هرگز نمی توانم” و …
برای بسیاری از ما گذشتن و بخشیدن کاری بسیار سخت و گاه غیرممکن است، در صورتی که برای بعضی دیگر چندان هم سخت نیست و می توانند به راحتی دیگران را ببخشند و اشتباهاتشان را فراموش کنند. در واقع وقتی از بخشیدن دیگران خودداری می کنیم ترجیح می دهیم به جای آنکه گامی در جهت بهبود اوضاع برداریم، در گذشته و مشکلات آن باقی بمانیم و همواره دیگران را سرزنش کنیم. هنگامی هم که نمی توانیم خودمان را ببخشیم ماندن در احساس گناه را ترجیح می دهیم و بدین ترتیب در شرایط روحی بدی قرار خواهیم گرفت.
بخشش چیست؟
بخشیدن، فراموش کردن و ازخودگذشتگی نیست و با تحمل کردن افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد. شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید. فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست. بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم. در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را به خود نوید دهیم.
در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل کرده ایم رها کند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

دروغ و دروغگو را بشناسيد
درست است که در کودکی همه ما، ترس از دراز شدن دماغ وادارمان می کرد دروغ هایمان را لو بدهیم و دماغمان را حفظ کنیم، اما حالا دیگر می دانیم دماغ هیچ دروغگویی شبیه پینوکیو دراز نمی شود و راه های دیگری برای کشف دروغ وجود دارد، راه هایی که بعضی کاملا به شناخت ما از افراد مقابلمان ربط دارد و بعضی های دیگر، مثل همین راهنمایی که می خوانید، علمی و کارشناسی شده، توسط متخصصان علم روان شناسی و زبان بدن، کشف شده است...
دروغگو لبخند می زند
شاید فکر کنید لبخند، تنها راه انتقال حس های درست
است، اما اصلا این طور نیست و گاهی دروغگوها لبخند می
زنند تا حواس شما را از اصل قصه پرت کنند و حرف خودشان
را به کرسی بنشانند، اما متخصصان دروغ سنجی معتقدند
حتی دروغگوهای لبخندزن هم نمی توانند برای مدت طولانی
به صورت تان نگاه کنند و معمولا سر را بیش از اندازه
تکان می دهند و حواستان را به اطراف پرت می کنند.
قرمزی گونه ها، گشادی پره های بینی، تنفس سریع و پلک
زدن مداوم، علایمی است که می تواند یک دروغگوی حرفه ای
را لو بدهد و نشان دهد طرف مقابل بیش از اندازه مغزش
را درگیر کرده است.
چطور حرف می زند؟
این یک راه حل ساده برای تشخیص دروغگویی افراد
نزدیک است. تن صدای افراد دروغگو، معمولا عوض می شود و
حتی ممکن است بعضی از واژه ها را بکشد یا روی آنها
تاکید کند. به لب ها هم نگاه کنید. معمولا دروغگوها
بعد از پایان هرجمله، لب ها را به هم فشرده می کنند یا
به سمت پایین می کشند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

چگونه روزی خوب و شاد داشته باشیم؟
بسیاری از افراد برای سلامت جسم و
روان خود برنامه ریزی و اهداف بلندمدت
تعیین می کنند، ولی خوب است بدانیم که
کارهایی هم وجود دارد که می توانند به
صورت روزانه انجام شوند و به ما کمک
کنند تا روزی شاد و پر از احساسات
مثبت داشته باشیم.
دقیق
برنامه ریزی کنید.
هیچ چیز خوب و ارزشمندی یک شبه و بدون
تلاش و کوشش به دست نمی آید. برای
اینکه زندگی سالم به صورت یک عادت یا
بخشی از فعالیت های روزمره شما
دربیاید، لازم است برنامه ریزی کنید.
به جای اینکه برای خود وظایفی کلی و
مبهم تعیین کنید (مثلا بگویید از این
به بعد سالم غذا می خورم یا کمی ورزش
می کنم)، بهتر است یک برنامه ریزی
دقیق و مشخص برای روز خود داشته
باشید. مثلا غذایی را که خواهید خورد
به طور دقیق تعیین یا زمان و مکان
ورزش را مشخص کنید.
در
ورزش صبحگاهی افراط نکنید.
درست است که ورزش روزانه در سلامت
افراد نقش مهمی دارد، ولی تحقیقات
نشان می دهند که بهتر است ورزش را به
زمان دیگری در طول روز موکول کنیم. در
پژوهشی که در دانشگاه برونل انجام
گرفت مشخص شد که ورزش سنگین در صبح
باعث تضعیف دستگاه ایمنی بدن شده و
خطر ابتلا به عفونت های ویروسی یا
باکتریایی را افزایش می دهد. پس بهتر
است ورزش های سنگین را هنگام صبح
انجام ندهیم.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

قدرت و هاله هاي انرژي انسان
تمام
اتفاق هايي که دور و بر ما ميوفته، نتيجه ي انرژي هاست.
دوست
مون انرژي!
شغل
مون انرژي!
همسر
مون انرژي!
اتفاقات،
دونه دونه، انرژي!
دوستان
عزيز قانوني داريم در فيزيک به اسم قانون
"دوبروي"!
قانون دوبروي به زبان ساده ميگه که:
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژي از خود است.
خودکار
، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چيز در حال ساطع کردن مداوم انرژي از
خودشون هستند.
اين
انرژي ها چه هستند؟ چه کار مي کنند؟
برای مطالعه کامل این متن زیبا ،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

هوای جیب تان را داشته باشید
عادتهایی که میتواند ما را ولخرج کند زیاد است، بنابراین بد نیست این عادتها را شناسایی کنیم. یکی از بهترین شیوههای کاهش هزینههای زندگی، شناخت عادتهای گرانقیمت و حذف یا کاهش آنهاست. برای این کار ابتدا باید نگاهی به دور و برمان بیندازیم.
اگر کمی دقت کنیم متوجه میشویم که
این عادتها رفتارمان را در هزینههای زندگی تحت تاثیر خود قرار داده است؛
عادتهایی که میتوان آنها را تعدیل کرد تا هزینههای ما منطقی شود.
یکی از این عادتها خرید رفتن است به ویژه خرید رفتن با دوستان در مواقعی که اصلا نیازی به خرید نداریم البته در بسیاری مواقع خرید کردن بویژه برای خانمها نوعی تفریح و وقتگذرانی به شمار میرود، اما آقایان وقتی تنها خرید میروند کمتر خرج میکنند، اما برعکس، وقتی به همراه دوستانشان به خرید میروند براساس آمار، بیشتر پول خرج میکنند، اما خانمها چه تنها و چه با دوستانشان باشند فرقی در هزینههای خرید آنها ندارد. دلیل این مساله هم تفاوت دو جنس مرد و زن است.
مردها برای خودنمایی و حفظ کلاس و بهتر
نشان دادن خود، سعی میکنند خریدهای بهتر و گرانتری در جمع دوستان داشته
باشند، اما خانمها بیشتر به همفکری و همصحبتی دوستان خود اهمیت میدهند و
تمایل چندانی به خودنمایی ندارند.
چشم و همچشمی
چشم
و همچشمی یکی دیگر از عادتهایی است که باعث ولخرجی ما میشود. بسیاری از
مردم برای این که در محیط کار یا در جمعهای خانوادگی و دوستانه به دیگران
نشان دهند که چگونه زندگی میکنند و از خرج کردن برای خود و خانوادهشان
هیچ ابایی ندارند و دائم در حال رستوران رفتن و مسافرت هستند خود را به دام
هزینههایی میاندازند که وقتی بعد از چند سال به خود مینگرند، میبینند
سرمایهای از خود باقی نگذاشتهاند و این چشم و همچشمی آنها را
خانهبرانداز کرده است.
خیلی آسان و در عین حال جذاب است که یک روز
بعدازظهر همراه با دوستان یا اعضای خانواده، از خانه خارج شوید و به
رستوران مورد علاقهتان سری بزنید یا این که گوشی تلفن را برداشته و سفارش
غذای دلخواهتان را بدهید.
در حالی که در این مواقع باید یادتان باشد غذا
خوردن بیرون از خانه، با این که حس خوبی به شما میدهد، ولی هزینههایتان
را هم افزایش داده و میتواند آخر ماه شما را با مشکل مواجه کند.
بنابراین
این کار را محدود کنید و اجازه ندهید به عادتی همیشگی تبدیل شود. باز هم
تاکید میکنیم این عادتها را ترک نکنید بلکه فقط تعدیلشان کنید.
برای
هر نوع خرید از لباس و تفریح گرفته تا مسافرت قاعده و قانون تعریف کنید.
اگر جزو ولخرجها نیستید و میتوانید تعادل را رعایت کنید لازم نیست خیلی
سخت بگیرید، اما برای ولخرجها تا باز گشتن به مسیر درست این راهکاری ضروری
است.
برای خود مشخص کنید که در ماه چند بار میتوانید رستوران بروید یا
در سال چند بار میتوانید مسافرت بروید، البته با توجه به این که از
پسانداز خود نیز صرفنظر نکرده باشید.
همیشه باید بدانید که موجودی
حسابتان چقدر است و جیبتان چقدر پول دارد. خیلی از افراد از موجودی حسابشان
بیاطلاعند. این مساله باعث میشود که مهار مخارج و درآمدها دشوار شود.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

۱۰ تعریف خوشبختی
خوشبختی چیزی است که همه دوست دارند داشته باشند. ممکن است فردی موفق باشید یا پول بسیاری داشته باشید، اما بدون خوشبختی بیمعنا و مفهوم خواهد بود.
به همین دلیل تصمیم گرفتهایم کمی به معنای خوشبختی بپردازیم.
ابتدا با تعریف لغوی آن شروع میکنیم.
در لغتنامه دهخدا، خوشبختی، سعادت، نیکاختری و مقابل شقاوت یا بدبختی تعریف شده است. در لغتنامه مریام وبستر انگلیسی، خوشبختی به این دو معنی آمده است:
وضعیت سلامت و شادی
یک تجربه لذتبخش و راضیکنندهاین تعریف نقطه شروع بسیار خوبی است که میتوانیم استفادههای
بیشتری از آن بکنیم. بهترین راه برای این کار این است که نظر اندیشمندان
بزرگ تاریخ را بدانیم. به همین دلیل گفتههای ۱۰ نفر از بزرگترین فلاسفه و
اندیشمندان تاریخ درمورد خوشبختی را برایتان گرد آوردهایم. هرکدام از این
تعاریف معانی عمیقی دارند که برای جذب بهتر آنها وقت بگذارید.
خوشبختی زمانی است که چیزی که فکر میکنید، چیزی که میگویید و چیزی که انجام میدهید با هم هماهنگ باشد.
– مهاتما گاندی (Mahatma Gandhi)
خوشبختی چیزی است که هستید و از طریقه فکر کردنتان ناشی میشود.
–وین دایر (Wayne Dyer)
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

۵ واقعیت که باعث کوتاهی عمر میشود!
همکاران حمایت کننده و صمیمی باعث کاهش میزان استرس، کلسترول و فشار خون می شوند. در حالی که عملکرد همکاران جنجالی و بدخلق، تاثیر عکس دارد. استرس ناشی از این امر احتمال خطر مرگ را افزایش می دهد. این تاثیر منفی در سنین 38 تا 43 سال آشکارتر است.
شوخ طبع نبودن
به نقل از سایت «Prevention» این گفته که «خندیدن بهترین دارو است»، واقعیت دارد. نتیجه بررسی ها روی 54هزار داوطلب که گروهی از محققان نروژی انجام داده اند نشان می دهد، افراد شوخ طبع نسبت به دیگران عمر طولانی تری دارند. اگر در زندگی شاد و شوخ طبع نباشید، از فواید آن مانند کاهش استرس، بهبود سیستم ایمنی و افزایش جریان خون که می تواند طول عمر را افزایش دهد، محروم می مانید.
پرواز دائمی با هواپیما
اگر چه ثابت شده است مسافرت تفریحی استرس را از بین می برد اما روش مسافرت هم در افزایش یا کاهش طول عمر موثر است. محققان ثابت کرده اند که کارمندان صنعت پرواز نسبت به دیگران بیشتر در معرض خطر مرگ قرار دارند. آنان می گویند با رسیدن ارتفاع هواپیما به 39 هزار فوت به دلیل تابش اشعه های کیهانی، افراد 62 بار بیشتر در معرض اشعه قرار می گیرند. به مرور زمان این اشعه کیهانی می تواند به طور جدی روی سلامت تاثیر بگذارد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
چهل عادت آدم های موفق
1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند..
2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.
3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.
4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
قدرت خارق العاده تلقين
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود ياداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود.
اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.
برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد
چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.
یک نمونه، آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد.
آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است. در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد.
اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد.
برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟
بيرون مي پرد! در واقع قورباغه فوراْ به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!
حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد و داخل يک ظرف آب سرد بيندازيد
و بعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد:
ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم
و به گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهيم
و ناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .
همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

رنگ ها چگونه حال شما را تغییر می دهند؟
خلق و خوی ما وابسته به چیزهای زیادی است، از یک خواب خوب یا بد در شب گرفته تا بحث و مشاجره با یک دوست. وقتی تیمی که ما طرفدارش هستیم مسابقه را برنده میشود، غرق در غرور و شادی میشویم، در حالی که وقتی در یک کارت بازی بازنده شویم، عصبانی خواهیم شد.
اما چه کسی میتواند تصور کند که رنگها هم به همان سان بر خلق و خوی ما تأثیرگذارند؟ بله، این حقیقت دارد! یافت شده است که رنگهای با فرکانس کوتاه، مانند قرمز، زرد و نارنجی ما را تهییج میکنند (احتمالا به دلیل انتشار آدرنالین در خونمان) در حالی که رنگ هایی با فرکانس بلند مانند آبی، بنفش و سبز در ذهنمان اثر آرام بخشی دارد.
رابطه ی بین رنگ و خلق و خو، چیزی نیست که اخیرا کشف شده باشد. از زمان های بسیار دور، عروس های هندی لباسهای قرمز می پوشیدند که بر عشق و علاقه دلالت میکند.
یا راهبان بودایی نیز در اتاقهایی با دیوار های آبی و راه راههای عمودی قرمز رنگ به تامل می پرداختند، چرا که عقیده داشتند آبی برایشان آرامبخش و قرمز ذهنشان را آگاه نگاه میدارد.
در زیر جزییات بیشتر از تاثیر رنگ ها بر خلق و خو را برایتان فهرست کرده ایم.
1. آبی
این رنگ، تسکین دهنده و آرامبخش است. رنگ آبی بهره وری را افزایش میدهد، اما استفاده ی بیش از حد از آن میتواند در ذهن شما تاثیر افسردگی بر جای گذارد!
2. مشکی
رنگ مشکی نشانگر قدرت و اقتدار است. بعلاوه باعث میشود احساس برتری داشته باشید. از آنجایی که مشکی، یک رنگ محافظ است، معمولا اشخاصی که درونگرا هستند استفاده از این رنگ را ترجیح میدهند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ضمیر ناخودآگاه شما با نیروی عظیم و باور نکردنی
افرادی که اغلب اوقات می توانند تصمیمات درستی اتخاذ کنند یا ایده های منحصربه فردی دارند، بیشتر مواقع – آگاهانه یا ناخودآگاه – طرز فکر متفاوت و بدون محدودیت دارند. آنها اصولا به احساسات درونی ضمیر ناخودآگاه خود پاسخ مثبت می دهند.بینش درونی می تواند شما را در رسیدن به اهداف، تصمیم گیری درست، خلق ایده های جدید و یافتن پاسخ های ذهنی کمک شایانی کند.
در وجود همه افرادی که ذهن هوشیار و درک کننده دارند یک شریک مخفی وجود دارد که تقریبا برای همه مسایل زندگی، پاسخی در آستین دارد. این شریک مخفی را با نام ضمیر ناخودآگاه و بینش درونی می شناسیم
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...
بیائید عمل كنيم
سخن بس است:
تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت
قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند.
مثال بعدي سويس است.
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس).
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
ذهن...
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند اما باز هم ساعت پیدا نشد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

نکات مدیریتی
هفت راز برای شاد نگهداشتن کارمندانتان
خیلی از
مالکان کسبوکارهای کوچک، طی جستوجویشان برای شادی، به کارفرمایانی
کارگشا تبدیل میشوند. برای بسیاری از این کارفرمایان، رییس خود بودن و
اثبات اینکه ایدههایشان در عمل جواب میدهد، یک منبع بزرگ رضایت خاطر و
کامیابی است.
در مصاحبهام با گرچن، خیلی از مضمونهایی که او دربارهشان صحبت کرد، یک شادی دستیافتنی را وعده میدهند که برای موفقیت هر شرکت حیاتی است. مواردی از این دست:
ــ کارمندان شاد بهرهوری بیشتری دارند که این باعث غیبت کمتر، خستگی کمتر و تنش کاری کمتر میشود. وقتی کارمندان شاد هستند، حواسشان کمتر پرت میشود، بیشتر بر کارشان متمرکز هستند و میخواهند به چالشهای نو بپردازند.
ـ کارمندان شاد پیشگامان بهتری هستند. آنها انعطافپذیرتر هستند، بیشتر اهل خطرکردن هستند و راحتتر از بقیه میتوانند بعد از اشتباهات و شکستهای احتمالی، خود را بازیابی کنند.
ـ کارمندان شاد خلاقتر هستند. آنها بابت وظایف روزانهشان کمتر دچار نگرانی و تشویش میشوند و میتوانند رویای دستاوردهای نو را در سر بپرورانند.
ـ کارمندان شاد در کارهای گروهی بهتر عمل میکنند. آنها بیشتر از بقیه مایل به کمک به دیگران هستند و قادرند حین کار با مشکلات بزرگتری روبهرو شوند.
خب، پس صاحبان کسبوکارهای کوچک، چگونه شادی را در کارمندانشان تقویت کنند؟
اکنون، هفت راز گرچن را ذکر میکنیم:
1)
تشخیص دهید که کارمندان چه هنگام پیشرفت میکنند.
بر نقاط برجستهای تمرکز کنید که افراد در زندگی و کار با آن مواجه شدهاند یا چالشهایی را در نظر بگیرید که هر یک از این افراد توانستهاند بر آن غلبه کنند. تضمین کنید که کارمندان احساس میکنند همکاریشان با به زبان آوردن عبارت «از شما متشکریم» تلافی میشود.
2) کاری کنید کارمندان احساس تعلق کنند.
برای شاد بودن در حین کار، مهم است که کارمند احساس کند «یک دوست در کنارش دارد.» این مساله بسیار مهم و چالشزا است، خصوصا وقتی که شرکت شلوغ و پر کار میشود، اطمینان خاطر از وجود یک دوست همراه، گذار از شرایط دشوار را تسهیل میکند. کارمندان نیاز دارند احساس کنند همدیگر را میشناسند و بسیاری از اوقات، از همین تعلق خاطر، نتایج مثبتی نصیبشان میشود.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند, آذربایجان
ادامه مطلب...

حس ششم مهم است یا عقل و منطق؟

حستان در مورد اخلاق درست میگوید
بهترین استراتژی: زمانی كه خواستید در مورد مسائل اخلاقی تصمیم بگیرید تمام مسائل عقلانی و منطقی را در نظر بگیرید اما بعد درنهایت به ندای درونیتان گوش كرده و بر اساس آن تصمیمگیری كنید.

2- وقتی احساس میكنید بیمارید

حس ششم شما بهترین خریدها را میكند
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند, آذربایجان
ادامه مطلب...

26 راز برای آرامش درون!
۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، ...گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
۴- راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.
۵- راز آرامش درون در دل نبستن است، این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
۶- راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.
۷- راز آرامش درون در آروز نداشتن است، این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .
منبع: گروه رویال و با تشکر از آقای هاشم وند
ادامه مطلب...







