فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com


عید قربان; روز قربانی کردن وجود نفسانی

 

عید قربان عید رهایی از تعلقات دنیوی و هر آنچه غیرخدایی است محسوب می شود. در این روز حج گزار، اسماعیل وجود را قربانی می کند تا سبکبال شود و با ره توشه ای عظیم به سفر آخرت عزیمت کند. عید قربان مصادف با روز دهم ذیحجه از اعیاد بزرگ مسلمانان به شمار می رود و از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است که از یک تا چهار روز جشن گرفته می شود. حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود، مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو، حلال می شود.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق ،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید


برچسب‌ها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۲۵ توسط احمد عاقلي

 

 خواهی که تو را کعبه کند استقبال

مایی و منی را به منا قربان کن . . .

 

صدای پای عید می آید .
عید قربان عید پاک ترین عیدها است .
عید سر سپردگی و بندگی است .
عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است .
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند.
عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است .

 

بر پیکر عالم وجود جان آمد

صد شکر که امتحان به پایان آمد

از لطف خداوند خلیل الرحمن

یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .

 

عیدقربان، جشن رهایی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین

 عید سرسپردگی و بندگی،عید نزدیک شدن دلها به قرب الهی

بر همه مسلمانان مبارک باد . . .


برچسب‌ها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

فلسفه وقوف در عرفات در ایام حج

 

عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام « جبل الرحمه » که در جنوب شرقی مکه مابین « ثویه » و « عرنه »، « نمره » تا « ذی المجاز » قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می باشد. در وجه تسمیه آن اقوال مختلفی وجود دارد: برخی آن را جمع « عرفه » و به معنی کوه و بلندی ذکر کرده اند، بعضی آن را از عرفان، شناخت و معرفت دانسته و برای چنین نامگذاری نیز ریشه های تاریخی قائل شده اند. از جمله آن که حضرت آدم و حوا پس از هبوط به زمین و بعد از جدایی طولانی در این صحرا به یکدیگر رسیده و با هم آشنا شده اند. عده ای نیز گفته اند عرفات ( به معنای آشنایی ) به آن علت است که حضرت ابراهیم علیه السلام در این جا توسط جبرئیل با مناسک خود آشنا شد و به آنها عارف شد.

 

برای مطالعه کامل مطلب،ذیلاادامه مطلبرا کلیک کنید


برچسب‌ها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۰۱ توسط احمد عاقلي

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.

 مقدمه:

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است.

روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است .


حال به شرح بخشي ازدعاي عرفه بابيان زيباي دكترشريعتي مي‌پردازيم:

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

......................................................................

ذیلا تصاویری از مراسم بیتوته درعرفات و مشعرالحرام حج تمتع سال گذشته

(سال ۹۰)که خداوند متعال توفیق حضوردراین مراسم معنوی وبسیار ارزشمند

 را نصیبم کرد خدمت خوانندگان عزیز وب اقتصاد مرند تقدیم مینمایم

التماس دعا

به اتفاق حاجیان در عرفات سال 1390

به اتفاق حاجیان در عرفات سال 1390


برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید


برچسب‌ها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي

 

تصویر اختصاصی از مدیر وبلاگ

تصویری زیبا از بیت الله الحرام در زمان مناسک حج

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۹ توسط احمد عاقلي
 

نمایی زیبا از مسجدالنبی

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي

 

نمایی از مسجد قبا

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي
 

صحن زیبای مسجد النبی

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي
 

 قبرستان بقیع مدفن امامان معصوم

 (امام حسن مجتبی(ع) امام زین العابدین(ع) امام محمدباقر(ع) و امام جعفرصادق(ع)

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي

 

مسجدالنبی

 

مسجدالنبی یکی از مهمترین آثار اسلامی به جای مانده از زمان پیامبر(ص) است که پس از هجرت پیامبر به شهر مدینه به دست مبارک ایشان و با همکاری مهاجرین و انصار پس از مسجد قبا در آن شهر ساخته شد.


در اهمیت این مسجد همین بس که پیامبر(ص) ثواب خواندن یک رکعت نماز در آن را معادل ثواب هزار رکعت نماز در جایی به جز آن دانسته مگر در مسجدالحرام. از این رو تمام مسلمانانی که از سراسر جهان برای زیارت مرقد مطهر پیامبر اکرم (ص) و ائمه بقیع(ع) به مدینه می‌آیند، تلاش می‌کنند تا هر پنج وعده نمازهای واجب خود را در مسجدالنبی به جای آورند.


همه روزه انبوه مردم از ملیت‌های مختلف برای اقامه نماز عازم مسجد النبی می‌شوند.


مسجدالنبی(ص) در طول تاریخ مانند دیگر آثار اسلامی شاهد توسعه و تغییرات بوده که در ‪ ۲۲‬سال پیش در سال ‪ ۱۴۰۵‬هجری قمری بزرگترین توسعه و تغییرات را شاهد بوده است.


مساحت اولیه مسجد در زمانی که به دست پیامبر و یارانش بنا شد، طبق اسناد و مدارک تاریخی یک هزار و ‪ ۲۱‬متر بود اما اکنون پس از بارها توسعه به ‪ ۴۰۰‬هزار و ‪ ۵۰۰‬متر مربع یعنی معادل مساحت تمام شهر مدینه در زمان پیامبر رسیده است.

توسعه سال ‪ ۱۴۰۵‬هجری قمری شامل نور تهویه ، راههای ورودی و پارکینگ های مجهز و سرویسهای بهداشتی در سطح زیرین اطراف مسجد بود و اطراف مسجد تسطیح و با سنگهای زیبا فرش شده است.

مشهورترین آثار و اماکن مدینه که تا امروز باقی مانده و مورد بازدید زایران قرار می‌گیرد شامل مرقد مطهر رسول اکرم (ص) ، منبر پیامبر ، محراب پیامبر، محل اصحاب صفه ( سلمان، ابوذر، بلال، عمار، مقداد و حذیفه بن یمان) ، قبرستان بقیع، مسجد قبا، مسجد فتح، مسجد سلمان فارسی، مسجد علی‌ابن ابیطالب (ع) ، مسجد حضرت فاطمه (س)، مسجد ابوبکر، مسجد عمر، مسجد ذوالقبلتین ، مسجد غمامه و مشربه ام ابراهیم است.

 

 

 

قبر مبارک پیامبر اکرم (ص) در اوج غریبی

 

متاسفانه بدلیل عدم موفقیت در تهیه تصاویر از قبرستان بقیع انشاالله روزهای آتی از غربت بقیع بیشتر صحبت خواهیم کرد

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي

 

نمایی از مراسم روح بخش دعای کمیل دیشب ۲۶ آبان ۹۰

مدینه - مسجدالنبی

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۸/۲۰ توسط احمد عاقلي

 

 

مسجد خیف؛

محل عبادت ۷۰ پیامبر و شاهد خطبه مهم رسول خدا در حجة الوداع

 

 


مسجد خیف از نخستین مساجد دوران اسلامی است که در مکه و در منطقه منا واقع شده است، این مسجد محل عبادت ۷۰ پیامبر، مدفن حضرت آدم (ع) و شاهد خطبه مهم رسول خدا در حجة الوداع است.

به گزار ش خبرگزاری حیات ، مسجد خیف، مهمترین مساجد منا به شمار مى‏رود. درباره محل و فلسفه پیدایش آن، روایت جالب توجهى وجود دارد. مى‏دانیم که در سال پنجم هجرت، مشرکان مکه به تحریک یهودیان، پیمان اتحادى را با برخى از قبایل عرب امضا کردند تا به مدینه حمله کنند و ریشه اسلام را از اساس بر کنند. محلى که آنان براى امضاى این پیمان انتخاب کردند، جایى بود که بعدها مسجد خیف در آنجا بنا شد. این بدان معنا است که در محلى که مشرکان پیمان ضد اسلام بستند، مسجدى بنا شد که تا ابد شکست اتحاد قریش با قبایل عرب را فریاد کند.

خیف به محلى گویند که در آنجا از شدت کوهستانى بودن منطقه کاسته شده اما هنوز به صورت دشت در نیامده است. چنین منطقه‏اى در دامنه کوه صفا قرار گرفته و مسجد نیز در همین ناحیه ساخته شده است.

مسجد خیف شاهد خطبه مهم رسول خدا (ص) در حجة الوداع بوده که در روایات متن آن خطبه نقل شده است.

به علاوه در روایات پیشوایان معصوم(ع) آمده است کسى که در منا است، تا مى‏تواند نمازهایش را در مسجد خیف بخواند؛ چرا که در آن هفتاد پیامبر(ص) نماز خوانده‏اند. در نقلى هم آمده است که مسجد خیف مدفن آدم(ع) است.

   مسجد خیف از نخستین مساجد است و نخستین مشاهدات تاریخى از آن را از قرن سوم در دست داریم. در سال 240 ه.ق. سیل آن را تخریب کرد. سپس بر جاى آن مسجدى بنا گردید و سیل بندى نیز ساخته شد تا حفاظى براى مسجد باشد. مساحت مسجد در آن زمان 1500 متر مربع بوده است. در اطراف مسجد خیف، رواق هاى کوچکى نیز بوده است. این مسجد در سال 556 ه.ق بازسازى شد. مسجد خیف در قرن نهم هجرى بناى باشکوهى داشته است. مسجد خیف تا پیش از این بازسازى، یک چهار دیوارى داشت. وسط آن بقعه‏اى بوده که منار هم داشته و مشهور به مقام ابراهیم بوده است. آخرین بازسازى مسجد در سال 1392 ه.ق. به دست دولت ‏سعودى با بناى نسبتا بزرگ و رواق هاى متعدد و مساحتى در حدود 23660 متر مربع انجام گرفته است. طول این مسجد 182 و عرض آن 130 متر است.

 درب این مسجد تنها در ایام منا باز است و در طول سال مسدود است، متاسفانه در آن ایام هم، محل استراحت افراد بى سرپناه بوده و هیچ جاى عبادت در آن نیست. تنها در وقت نماز امکان خواندن نماز در آن است.

 

خدا مهربانی کرد تا در همان زمان محدود بازگشایی مسجد خیف بتوانم نایب الزیاره همه عزیزان باشم و حدود یک ساعت اندی مشغول عبادت اعمال مستحبی و واجب گردم و برای همه عزیزان بخصوص شفای مریضان و براورده شدن سایر حاجات دعا نمایم

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي

 

وقوف در مَشعر الحَرام

 

(سوّمين عمل از اعمال حج)

بعد از مغرب روز نهم ذى حجه (شب عيد قربان) حاجيان از عرفات خارج مى شوند و براى انجام عملى ديگر از اعمال حج به طرف مشعر الحرام (مُزدلفه) حركت مى كنند.

1 ـ وقتى كه حاجيان به مشعر الحرام رسيدند، وقت وقوف، از طلوع فجر عيد قربان است تا طلوع خورشيد و احتياط آن است كه از وقت رسيدن به مشعر در شب قصد وقوف كند.

2 ـ در مشعر بجز ماندنِ در آنجا كار ديگرى واجب نيست گر چه مستحبات بسيارى دارد و از جمله آنها ذكر الهى گفتن و جمع آورى سنگريزه براى رمى جمرات است.

 لازم به ذکر اینکه مشعر الحرام: وادى طويلى است ميان «عرفات» و «مِنا» و به آن «مُزْدلفَه» هم گفته مى شود، حاجيان بايد شب عيد قربان را در آنجا بمانند.

 جمع آوري سنگ ريزه در مشعر

 

وقوف در مشعر الحرام ( شب عيد قربان )

 

بیتوته در مشعر الحرام به اتفاق همسفران

از چپ به راست حاج ولی عظیمی .حاج علی داوری و حقیر

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

رمی جمره توسط حجاج

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

  قربــانی یا قصــابی

گزیده ای از کتاب حج دکتر علی شریعتی (با تلخیص)


نیت :
حج معانی کن ، نه حج مناسک، اینجا همه چیز به نیت وابسته است که حج همه نیت است ، در حج اگر نیت نباشد هیچ است ، هیچی ، مجموعه حرکاتی که هیچ سودی ندارند ، چه ، این مناسک همه اشاره است ، نشانه است ، رمز است . کسی که نفهمد در این مناسک چه می کند از مکه فقط سوغات آورده . چمدانش پر است و وجودش خالی .
در حج توحید را عمل می کنی با طواف ، آوارگی و تلاش هاجر را بیان می کنی با سعی . از کعبه تا عرفات هبوط آدم را و از عرفات تا منا تاریخ را ، فلسفه خلقت انسان را و سیر اندیشه از علم تا عشق را و معراج روح از خاک تا خدا را و در منا آخرین مرحله کمال را ، و ایده آل را ، آزادی مطلق را ، بندگی مطلق را ، ابراهیم را ، و اکنون در منی ای ، ابراهیمی و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای اسماعیل تو کیست ؟ چیست ؟ مقامت ؟ آبرویت ؟ موقعیتت ، شغلت ؟ پولت ؟ خانه ات ؟ باغت ؟ اتومبیلت ؟

معشوقت ؟ خانواده ات ؟ عملت ؟ درجه ات ؟ هنرت ؟ روحانیتت ؟ لباست ؟ نامت ؟ نشانت ؟ جانت ؟ جوانیت ؟ زیباییت ؟ ... من چه میدانم . این را تو خود میدانی ، تو خود میدانی ، تو خود آنرا ، او را – هر چه هست و هر که هست – باید به منی آوری و برای قربانی ، انتخاب کنی . من فقط میتوانم نشانه هایش را به تو بدهم : آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند ، آنچه تو را در رفتن ، به ماندن میخواند ؛ آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند ، آنچه که تو را به خود بسته و نگه داشته است . آنچه دل بستگی اش نمیگذارد پیام را بشنوی تا حقیقت را اعتراف کنی ، آنچه تو را به فرار می خواند ، آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه میکشاند و عشق به او ، کورت میکند ، ابراهیمی هستی و ضعف اسماعیلیت ، تو را بازیچه ی ابلیس میسازد .
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت ، در زندگیت تنها یک چیز است که برای به دست آوردنش از بلندی فرود میای ، برای از دست ندادنش همه دست آوردهای ابراهیم وارت را از دست میدهی . او اسماعیل توست ، ممکن است یک شخص باشد یا یک شیء یا یک حالت ، یا یک وضیعت ، و حتی ، یک نقطه ضعف اما اسماعیل ابراهیم پسرش بود !
سالخورده مردی در پایان عمر پس از یک قرن زندگی پر کشاش و پر از حرکت ، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متولیان بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی .
و اکنون در زیر بار سنگین رسالت و تحمل یک قرن شکنجه مسئولیت و روشنگری و آزادی در عصر ظلمت با قوم خو کرده با ظلم پیر شده و تنها ، و در اوج قله بلند نبوت ، باز یک بشر مانده است و در پایان رسالت عظیم خداییش ، یک بنده خدا دوست دارد پسری داشته باشد .
اما زنش نازاست و خودش ، پیری از صد گذشته ، آرزومندی که دیگر امیدوار نیست حسرت و یاس جانش را میخورد ، خدا ، بر پیری و نا امیدی و رنج این رسول و بنده وفادارش که عمر را همه در راه او به پایان آورده است رحمت می آورد و از کنیز سارا – زنی سیاه پوست که حتی از بی فخری ، حسد هوو را نیز بر نمی انگیزد – به او یک فرزند میبخشد آن هم یک پسر ! اسماعیل . اسماعسل برای ابراهیم ، تنها یک پسر برای پدر نبود پایان یک عمر انتظار بود ؛ پاداش یک قرن رنج ؛ ثمره یک زندگی پر ماجرا ؛ تنها پسر جوان یک پدر پیر ؛ و نویدی عزیز ، پس از نومیدی ای تلخ ؛ برای ابراهیم ، اسناعیل بود ، اسماعیل تو شاید خودت باشی ، شاید خانواده ات باشد ، یا شغلت ، ثروتت ، حیثیتت ... چه میدانم ؟ برای ابراهیم پسرش بود ، آن هم چنان پسری چنان پدری ! ...
در عمر دراز ابراهیم که در همه سختی و خطر گذشته ، این روز ها ، روزهای پایان زندگی ، با لذت داشتن اسماعیل میگذرد پسری که پدر ، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است ؛ و هنگامی آمده است که پدر ، انتظارش را نداشته ! اسماعیل اکنون نهالی برومند شده است ، جوانی جان ابراهیم ، تنها ثمره زندگی ابراهیم ، تمامی عشق و امید و لذت پیوند ابراهیم ! ...
(( ابراهیم ! به دو دست خویش کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکش !)) ... ابلیس در دلش مهر فرزند را بر می افروزد و در عقلش دلیل منطقی میدمد . این بار اول ، جمره ی اولی ، رمی کن . از انجام فرمان خودداری میکند و اسماعیلش را نگه میدارد ، روز دوم است سنگینی مسئولیت بر جاذبه میل بیشتر از روز پیش میچربد ... (( ابراهیم ! اسماعیلت را ذبح کن! ))
اینبار ، پیام صریحتر ، قاطع تر ! این بار دوم ؛ جمره وسطی رمی کن ! از انجام فرمان خودداری میکند و اسماعیل را نگه میدارد  (( ابراهیم ! اسماعیل ات را ذبح کن ! )) صریحتر و قاطعتر ... اما نه ، بس است ، دیگر بس است ابراهیم ! ابراهیم تصمیم گرقت ؛ انتخاب کرد ؛ پیداست که انتخاب ابراهیم کدام است ! کدام ؟ آزادی مطلق بندگی خداوند ! ذبح اسماعیل ! ابراهیم تصمیم گرفت  داستان را با پسرش در میان بگذارد .
اکنون در منی در خلوتگاه سنگی آن گوشه ، گفتگوی پدری و پسری!... آسمان جهان ، تاب دیدن این منظره را ندارد . تاریخ ، قادر نیست بشنود . هرگز بر روی زمین چنین گفتگویی میان دو تن ، پدری و پسری ، در خیال نیز نگذشته است . گفتگویی اینچنین صمیمانه و هولناک !!! پدر دل بر خدا می سپارد و دندان غفلت بر جگر می نهد و می گوید : اسماعیل ! من در خواب دیدم تو را ذبح میکنم ... ! ...
اسماعیل دریافت ، بر چهره ی رقت بار پدر دلش بسوخت ، تسلیتش داد : پدر جان ! در انجام فرمان حق تردید مکن ! تسلیم باش ، مرا نیز در این کار تسلیم خواهی یافت و خواهی دید که – ان شاالله – از صابران خواهم بود . ابراهیم اکنون ، قدرتی شگفت انگیز یافته بود ، با اراده ای که دیگر جز به نیروی حق پرستی نمی جنبید و جز آزادی مطلق نبود ، با تصمیمی قاطع ، به قامت برخاست ، آنچنان تافته و چالاک که ابلیس را یکسره نومید کرد و اسماعیل – جوانمرد توحید – که جز آزادی مطلق نبوده و با اراده ای که دیگر جز به نیروی حق پرستی نمیجنبید در تسلیم حق ، چنان نرم و رام شده بود که گویی ، یک قربانی آرام و صبور است .
پدر کارد را برگرفت ، به قدرت و خشمی وصف ناپذیر بر سنگ میکشید تا تیزش کند !
آنگاه ، به نیروی خدا برخاست قربانی جوان خویش را – که آرام و خاموش ایستاده بود – به قربانگاه برد ، بر روی خاک خواباند ، در زیر دست و پای چالاکش گرفت ، گونه اش بر سنگ نهاد
بر سرش چنگ زد.دسته ای از مویش را به مشت گرفت،اندکی به قفا خم کرد ،شاهرگش بیرون زد،خود را به خدا سپرد،کارد را بر حلقوم قربانی اش نهاد،فشرد؛اما.......
آخ!!!!!
این کارد نمی برد!آزار می دهد؛این چه شکنجه ی بیر حمی است!!کارد را با خشم بر سنگ می کوبد،هم چون شیر مجروحی می غرد . به درد و خشم ،بر خود می پیچد.
می ترسد،از پدر بودن خویش بیمناک می شود،برق آسا بر می جهدو کارد را چنگ می زند و بر سر قربانی اش،که همچنان آرام و خاموش نمی جنبد ،دوباره هجوم می آورد ؛که ناگهان گوسفندی؛و پیامی:ای ابراهیم!!خداوند از ذبح اسماعیل در گذشته است،این گوسفند را فرستاده تا به جای او ذبح کنی  تو فرمان را انجام دادی!الله أکبر یعنی که قربانی انسان برای خدا!که در گذشته یک سنت دینی و رایج بود و یک عبادت،ممنوع!در ملت ابراهیم،قربانی گوسفند،به جای قربانی انسان ،و از این معنی دار تر :یعنی که خدای ابراهیم همچون خدایان دیگر تشنه نیست ،تشنه ی خون. این بندگان خدایند که گرسنه اند،گرسنه ی گوشت !و از این معنی دار تر :خدا از آغاز نمی خواست  که اسماعیل ذبح شود می خواست که ابراهیم ذبح کننده اسماعیل شود؛چه دلیر!
و می خواست که اسماعیل ذبیح خدا شود؛و شد،چه صبور!
دیگر قتل اسماعیل بیهوده است!در اینجا سخن از نیاز خدا نیست همه جا سخن از نیاز انسان است و این چنین است حکمت خداوند حکیم و مهربان،دوستدار انسان؛که ابراهیم  را ،تا قله بلند قربانی کردن اسماعیلش بالا می برد؛بی آنکه اسماعیل را قربانی کند؛و اسماعیل را به مقام بلند ذبیح عظیم خداوند ارتقا می دهد بی آن که به وی گزندی برسد!
که داستان این دین،داستان شکنجه و خود آزاری و عطش خدایان نیست،داستان کمال انسان است آزادی از بند غریزه است،رهایی از حصار تنگ خود خواهی است و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجزه آسای اراده بشری است و نجات از هر بندی و هر پیوندی که تو را به نام یک انسان مسئول در برابر حقیقت ،اسیر می کند و عاحز؛و بالاخره،نیل به قله رفیع شهادت؛اسماعیل وار و با بالاتر از شهادت_آنچه در قاموس بشر هنوز نامی ندارد_ابراهیم وار ؛و پایان این داستان!ذبح گوسفندی؛و آنچه در این عظیم ترین تراژدی انسانی ،خدا برای خود می طلبید؟کشتن گوسفندی برای چند گرسنه ای!!
و اکنون تویی که به منا رسیده ای ،ابراهیم وار،باید قربانیت را آورده باشی،باید از همان آغاز اسماعیلت را برای ذبح آماده کرده باشی!اسماعیل تو کیست؟چیست؟!نیازی نیست که کسی بداند،باید خود بدانی و خدا؛اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد .تنها پسرت نباشد،زنت،شوهرت،شغلت،شهرتت،شهوتت،قدرتت،موقعیتت،مقامت......
من نمی دانم؛هر چه در چشم تو جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد،هر چه تو را در انجام مسئولیت،در کار برای حقیقت سد شده است ،بند آزادیت شده ،پیوند لذتی شده است که تو را به ماندن با خویش می خواندهمچون غل جامعه به زمین استوارت بسته است نمی گذارد بروی،
همان که با ابلیس ،هم داستان می شود تا نگهش داری ،همان که گوشت را در برابر پیام حق کر می کند و فهمت را تار و دلت را چرکین؛همان که برایت عصیان در برابر فرمان ایمان و فرار از زیر بار مسئولیت سنگین و دشوار را توجیه می کند؛هر چه و هر که تو را نگه می دارد،تا نگهش داری .....!
اینها،نشانه های اسماعیل است،تو خود ،او را در زندگیت بجوی و بردار و اکنون،که آهنگ خدا کرده ای در منی ذبح کن !

گوسفند را از هم آغاز ،تو خود انتخاب مکن،بگذار خدا انتخاب نماید و آن را ،به جای ذبح اسماعیلت به تو ارزانی کند: اینچنین است که ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است،ذبح گوسفند به عنوان گوسفند،قصابی!!!!!!!!!
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

مقام ابراهیم، اثر قدم‏هاى حضرت ابراهیم(ع) در سنگى است كه هنگام بالا بردن و ساختن دیوار كعبه روى آن ایستاده است كه معجزه و آیه و نشانه است.
گودى حدود ده سانتى مترى امروزى این سنگ ممکن است نتیجه دست مالیدن به جهت تبرك به آن سنگ پیدا شده است چون این سنگ از ابتدا در محفظه شیشه ای نبوده و قابل لمس و مورد تبرک حجاج خانه خدا بوده است .
البته احتمال دارد که این گودی از ابتدا به همین صورت بوده است و این سنگ به گونه ای بوده که زیاد سخت نبوده به طوری که اثر پای حضرت ابراهیم –ع- در آن مانده است .
احتمال دیگر این است که جنبه عظمت باطنی و مقام معنوی آن حضرت به صورت مادی نمود و تجسم یافته باشد و سنگینی روحی و معنوی و مقام وزین رسالت ایشان این اثر مادی و ظاهری را در این سنگ ایجاد کرده باشد .

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي

 

عکسهای اختصاصی از مکه مکرم در ۱۰ آبان ماه سال ۹۰

با نزدیکی زمان شزوع اعمال حج تمتع خانه خدا با خیل عظیمی از حجاج همراه است

 

واعتصمو بحبل الله جمیعا ولا تفرقو

  

در کنار خانه خدا با حجاجی از کشورهای لبنان ، ترکیه و ... 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۱ توسط احمد عاقلي

 

ایستادن در مکان حجر اسماعیل و درخواست استجابت دعا از خداوند متعال برای عزیزانی که بنده حقیر و ناچیز را واسط قرار دادند بسیار لذت بخش بود

امیدوارم درخواست همه بندگان خدا از جمله حقیر مورد استجابت قرار گیرد

 

 

سمع الله لمن حمده الله اکبر:  

شنيد خدا آنکس را که او را ستايش کرد خدا

بزرگترين ( و برترين ) است

 

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۰ توسط احمد عاقلي

 

اعمال حج

 

۱- اعمال عمره تمتع

 

۲-اعمال حج تمتع

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ توسط احمد عاقلي

دست‌نخورده ‌ترین یادگار از صدر اسلام
 

 

آن‌هایی که به سفر حج مشرف شده و توانسته‌اند به جبل النور (کوه نور) و غار حرا صعود کنند، از این‌که حرم امن الهی به این وضوح از غار حرا قابل مشاهده است، شگفت‌زده می‌شوند.

از آن جالب‌تر، وقتی است که به یاد می‌آورند چهارده قرن پیش، پیامبر بزرگ اسلام (صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و لم) تقریبا در همین‌جا می‌ایستاد و منظره مشابهی را می‌دید و با خدای خود رازونیاز می‌کرد

 

غار حِرا مکانی است که محل بعثت حضرت محمد(ص)، پیامبر اسلام است. درب غار به سمت ‏شمال است و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد. ارتفاع غار نیز به اندازه قامت ‏یک انسان است. غار حرا محل عبادت محمد پیامبر اسلام بوده و او روزهایی از ایام سال، به ویژه در ماه رمضان را در آنجا به‌سر می‌برده‌است. به اعتقاد مسلمانان در همین غار بود که نخستین بار بر محمد وحی نازل گردید و آیات آغازین سوره علق برای وی خوانده شد.

از این رو مسلمانان بر این باورند که این غار از جمله بهترین و متبرک‌ترین نقاط مکه محسوب می‌شود و مسلمانان برای زیارت به آن‌جا می‌روند. کوه ثبیر نیز که در برابر کوه حرا در سوی دیگر جاده قرار دارد، از مکان‌های مقدس مسلمانان به شمار می‌رود. گفته‌اند که خداوند از این کوه گوسفندی را برای ذبح نزد اسماعیل فرستاده‌است

 

در آن مکان مقدس نایب الزیاره همه عزیزان بودیم بخصوص شفای مریضان،خوشبختی جوانان و سعادتمندی هم وطنان

 

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ توسط احمد عاقلي
 

همه چیز درباره خانه خدا
 
 
 
 
حجرالاسود یا سنگ سیاه، از اجزای بسیار مقدس مسجد الحرام است و در رکن اسود کعبه در بلندی ۵٫۱ متری قرار دارد. این سنگ مقدس، پیش از اسلام و پس از آن همواره مورد توجه بوده‌است و در شمار عناصر اصلی کعبه است.

کعبه بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی است و مقدس‌ترین مکان در دین اسلام به شمار می‌رود؛ خانه‌ای که استحکام کامل دارد و تاکنون پابرجا و استوار مانده ‌است.

به گزارش مهر، کعبه بنایی در میان مسجد الحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی است و مقدس‌ترین مکان در دین اسلام به شمار می‌رود. نام کعبه اشاره‌ به چهارگوش ‌بودن این سازه دارد.

* البیت العتیق و البیت الله الحرام از نام‌های دیگر کعبه‌اند.

* کعبه ارتباط مستقیم به ارکان اسلام دارد؛ مخصوصاً فریضه حج که زیارت و طواف کعبه از ارکان حج است. همچنین در برپایی نماز نیز کعبه قبله‌گاه مسلمانان است.

* بنابر روایت‌ها، هنگامی که چشمه زمزم زیر پای اسماعیل از دل زمین جوشید، مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شدند و شهر مکه را تشکیل دادند و ابراهیم به فرمان خدا ساختمان کعبه را که در اثر طوفان نوح تخریب شده‌بود و در آن هنگام اثری از آن نبود، بازسازی کند.

* در قرآن در مورد کعبه گفته شده است: «اِنَ أَوَل بَیتٍ وُضِعَ لِلنَاسِ لَلَذی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُداً لٍلعَالَمَینَ» (آل عمران). براساس برخی روایتها، ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده ‌است. به این ترتیب: بنیان الملائکه، بنیان آدم، بنیان شیث ، بنیان ابراهیم وپسرش اسماعیل، بنیان العمالقه ، بنیان جرهم ، بنیان مضر، بنیان قریش، بنیان عبدالله ابن زبیر و بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی.

ساختمان کنونی کعبه از زمان حجاج بن یوسف ثقفی و بازسازی همان ساختمان در دوران خلافت سلطان مراد چهارم از پادشاهان عثمانی است که در سال ۱۰۴۰ (قمری) در اثر سیل در مسجد الحرام و تخریب آن، از نو بازسازی شد. این ساختمان استحکام کامل دارد، به طوری که تاکنون به‌همین شکل پابرجا و استوار مانده ‌است.

* ارکان کعبه: به هریک از چهار گوشه کعبه، رکن گویند و کعبه بر چهار رکن حجرالاسود، عراقی، شامی و یمانی بنا شده است.‌

* رکن حجر الاسود: سنگ سیاه آسمانی است. هنگام بنای کعبه توسط آدم، این سنگ را فرشتگان از بهشت آوردند و آدم آن را در گوشه‌ای از خانه نصب کرد. پس از بازسازی کعبه توسط قریش، این سنگ به دست محمد قبل از درب کعبه در رکن حجر اسود نصب شد و محل شروع طواف حجاج است.

* رکن یمانی: قبل از رکن حجر اسود قرار دارد. در اعتقاد مسلمانان (به ویژه شیعیان) محلی است که به اذن خدا شکافته شد تا فاطمه از آن داخل کعبه شود و علی داخل کعبه متولد شود.

هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف، از رکن حجرالاسود آغاز شده، سپس به رکن عراقی می‌رسد و پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود می‌رسد و همین جا یک شوط پایان می‌یابد. برای مطاف حدی وجود ندارد و تا هر جای مسجد الحرام که طواف در آن طواف کعبه صدق کند، طواف مجزی است، ولی مستحب است که اگر اضطرار و ازدحام نباشد در میان کعبه و مقام ابراهیم انجام شود.

* بلندی خانه کعبه حدود ۱۵ متر و محیط آن ۴۴ مترمربع است.

 

منبع سایت الف


برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۵ توسط احمد عاقلي

 

مسیر صفا و مروه اول آبان سال ۹۰

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

کوه صفا

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي

 

 هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

 

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز

به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم

که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز

جسور کس چو من و مهربان کسی چو تو نیست

که با همه بدی‌ام باز با تو گفتم راز

چه حکمتی است که در لحظه شروع گناه

تو می‌کنی کرم و عفو خویش را آغاز

هنوز باز نگشته، تو می‌گشایی در

هنوز توبه نکرده، مرا دهی آواز

اگر سؤال کنی من کی‌ام، تو کی؟ گویم

منم ذلیل گنه، تو عزیز بنده‌نواز

تو دست لطف گشودی و آشتی کردی

من از چه دست نکردم به جانب تو دراز

نخوانده‌ام به همه عمر، یک نماز درست

هم از خدا خجلم، هم ز خویش، هم ز نماز

با تشکر از خانم سقایی 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

 

خدایا


من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . . .

 

عکس اختصاصی از مکه مکرم در ۲۹ مهر ماه سال ۹۰

 

نمایی نزدیک ازبیت الله الحرام

 بیت الله الحرام در مورخ ۲۹ مهر ماه ۹۰

با یکی از مسلمانان هندوستان

 

طبقه آخر بیت الله الحرام

صحن بیرونی بیت الله الحرام

 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

تصاویر جدیدی از مکه مکرمه

 

 

 

 

 

 

 برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

تصاویر جدیدی از مکه مکرمه

میقات جحفه محل احرام حجاج

خانه خدا

به اتفاق همسفران در خانه خدا

 

 برای مشاهده تصاویر دیگر در اندازه واقعی،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي

 

نعمت کنار خانواده بودن در مناسک حج هدیه ای بود که خدای متعال نصیب حقیر نمود

آب زمزم در جای جای بیت الله الحرام برای مصرف زایرین در نظد گرقته شده است

در سفر معنوی حج خدا لطف نمود تا در کنار پدر. مادر. همسر و مادر همسر گرامیم همسفر باشم

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

با سلام و عرض احترام

 

بدلیل ضعف اینترنت در هتل محل اقامت انشاالله از روز های آتی بیشتر در ارتباط خواهم بود

فقط دعایم کنید پیش خدا رو سفید باشم.

والسلام

 مسجد جحفه محل بستن احرام حجاج

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي

 


« لبیک اللهم لبیک

 لبیک لا شریک لک لبیک

ان الحمد و النعمة لک و الملک

لا شریک لک لبیک »


 

خدایا جز تو معبودی نیست... خدایا ببخش... خدایا کمک کن فقط برای رضای تو گام برداریم...

 

در این ایام مبارک که عازم سفر حج تمتع هستم از همه عزیزان طلب حلالیت نموده و  التماس دعا دارم....عاقلی

به محض شروع اعمال و در صورت مساعد بودن امکان ارتباط با اینترنت تلاش خواهم نمود ارتباطی معنوی با عزیزان برقرار نمایم

از دوستان و برادران بزرگواری که موفق به خداحافظی نشدم عذرخواهی نموده انشاالله اگر لایق باشیم نایب الزیاره همه عزیزان خواهم بود

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي
 

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی      تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.
 

روز عرفه

 

مقدمه:

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. چقدر ظلم كرديم! چقدر ناديده گرفتيم آن همه رحمت را! ولي باز هم مي‌خوانندمان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم. آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.

شيطان را در اين روز در غل و زنجير مي‌كشد و باز هم زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم مي‌كند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده كند و بهره گيرد، مي‌تواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود.1

وجه تسميه روز عرفه:

1. آورده‌اند كه: زماني‌كه جبرييل مناسك حج ابراهيمي را به ابراهيم خليل‌الله مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: (عرفت) و او پاسخ بلي را داد - لذا به اين نام خوانده شد.

2.  همچنين آورده‌اند كه: مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را از جهت تحمل و صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شوند، چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي است.2

3.  همچنين در روايتي آمده كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكي در اين سرزمين يكديگر را يافتند و به همين دليل عرفات و اين روز عرفه نام گرفته است.3

پيشينه‌ وقوف در عرفات:

عرفات جمع عرفه به معناي شناخت است و از آنجا كه آن‌جا وادي شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته.

الف) حضرت آدم و عرفات:

«فتلقي آدم من و به كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»

-  آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خدا توبه‌ او را پذيرفت؛ چرا كه او توبه پذير است. طبق روايت اما صادق (ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنيا چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرييل برآدم فرود آمد پرسيد: چرا گريه مي‌كني؟ گفت: چرا گريه نكنم در حالي كه خداوند مرا از جوار و بارگاهش بيرون راند و در دنيا فرود آورد.

جبرييل گفت: اي آدم، به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد آدم گفت چگونه توبه كنم؟ جبرييل او را در روز 8 ذي‌حجه به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرييل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد. بگو اي آدم:

سبحانك اللهم و بحمدك لااله‌الاانت عملت سوء و ظلمت نفسي و اعترفت بذنوبي اغفرلي انك انت الغغور الرحيم.

آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي‌ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد، همراه جبرييل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف كرد و صبح‌گاهان با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت چرا كه او توبه‌پذير است.

همين مطلب را شيخ صدوق در كتاب «امالي» در روايتي از امام حسن (ع) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرموده است: شخصي يهودي خدمت رسول خدا آمد، او از افراد داناي يهود بود از پيامبر سؤالاتي نمود، يكي از سؤالاتش به اين قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحراي عرفات وقوف نماينده پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت مرتكب معصيت (گناه اولي) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترين مكان‌ها وقوف نمايند و نزد او تضرع و دعا نمايند تا بهشت را مجدداً در اختيار آنها نهد و آن ساعتي كه مردم از عرفه مي‌روند يعني مغرب،‌ ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت از خداوند خويش سخناني را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذيرفت (چرا كه توبه‌پذير و مهربان) است.

و ايشان فرمودند: به خدا قسم كه براي آسمان‌ها دري است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و كرم و بخشش و تمام كساني كه در عرفات اجتماع مي‌كنند شايسته‌ اين صفات هستند.

زماني‌ كه آنها مي‌خواهند از صحراي عرفه خارج شوند خداوند ملائكه‌اش را گواه مي‌گيرد كه همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم.

ب) حضرت ابراهيم در عرفات:

در صحراي عرفات جبرييل پيك وحي الهي، مناسك حج را به ابراهيم(ع) آموخت و ابراهيم(ع) هر يك از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و نداي عرفت را در آن سرزمين سر داد.

ج) صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي سرور شهيدان عالم حسين‌بن علي (ع):

امام حسين (ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و ياران خود در صحراي عرفات وقوف كرد. وي در آنجا بزرگترين همايش خودسازي و شناخت را در قالب ژرف‌ترين كلمات به ظهور رسانيد.

سخناني كه از اعماق وجودش نشأت مي‌گرفت آن‌چنان والاست كه آدمي را به تفكر وا مي‌دارد، برخي از موضوعات آن به شرح زير است:

1- ايشان دعاي خود را با ستايش خداوند آغاز مي‌كند، ستايشي زيبا و يكتا.

«ستايش خداوندي را سزاست كه چيزي قضايش را دور نمي‌سازد و از اعطا و بخشش او جلوگيري نمي‌كند و هيچ آفريننده‌اي آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندي بي‌انتهاست»

2- بيان گوشه‌اي از نعمت‌هاي بي‌پايان خداوند كه انسان را درتمام مراحل رشد تكامل دربر گرفته و ياد از مهر مادر و مواظبت و پرستاري آنان را از الطاف خداوند مي‌‌شمرد.

3- به شكر نعمت‌هاي الهي اشاره مي‌كند و خود را از اداي يك شكر نيز عاجز مي‌داند.

4- استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالي.

هر فرازي از اين دعا دريچه‌اي از عشق و نور و محبت و توحيد را در دل انسان مي‌گشايد. ايشان با اين دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزديكي آن دو را به هم نمايان كند. اين نيايش منطقي‌ترين رابطه خدا با انسان را توضيح مي‌دهد. ايشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستي و نفوذ علم و قدرت و حيات او را به تك‌تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مي‌نمايد و آن چه را مي‌بيند بر زبان مي‌راند.

5- فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا

6- شناخت و درخواست بهترين مسألت‌ها.

7- تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.

و...

حال به شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي مي‌پردازيم:

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

اي خدا مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!

تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.

تو اين قدر دلسوز مني!

خدايا!

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب!يارب

پي‌نوشت‌ها:

1. كافي، ج 2، صفحه 66

2. فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818

3. رسول جعفريان، آثار اسلامي مكه و مدينه، نشر مشعر

4. مفاتيح الجنان

 


عيد قربان

راضيه فرهي

عيد قربان يكي از اعياد بزرگ مسلمين است در روز دهم ذي‌الحجه كه آن را اضحي نيز مي‌گويند.

در اين روز حاجيان بيت‌الله الحرام گوسفند يا شتري را ذبح مي‌كنند و آن در غير حج مستحب مؤكد است، چنانكه از حضرت رسول (ص) رسيده:

اينكه خداوند روز اضحي را عيد قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد.

اميرالمومنين (ع)  فرموده‌اند: اگر مردم مي‌دانستند كه قرباني در روز عيد اضحي چه اجري دارد وام مي‌گرفتند و قرباني مي‌كردند، چرا كه با اولين قطره خون آن صاحب قرباني آمرزيده گردد.1

قرباني و عيد قربان در اسلام

اين روز سالروز دستور قرباني اسماعيل است به ابراهيم خليل‌الله. خداوند كه اسماعيل را پس از سال‌هاي طولاني به ابراهيم هديه كرده بود اكنون او را در معرض آزمايشي بسيار سخت قرار داده و خواهان قرباني اسماعيل است.

از او خواسته شده كه اسماعيل را كه اكنون نهالي برومند شده، جواني جان ابراهيم و تنها ثمره زندگي‌اش است را قرباني كند.

در اين لحظه بت‌شكن تاريخ خود در هم مي‌شكند، از تصور پيام مي‌شكند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهيم بايد انتخاب كند.

در پايان يك قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يك عمر نبوت و امامت مردم و جهاد عليه شرك و پايه‌گذاري توحيد و شكستن بت و نابودي جهل و از همه جبهه‌ها پيروز بيرون آمدن و از همه مسئوليت‌ها موفق بيرون آمدن، هيچ جا به خاطر خود درنگ نكردن و از راه گامي در پي خويش منحرف نشدن هميشه و همه‌جا خوب امتحان دادن... حال مي‌بايست انتخاب سختي مي‌كرد، وسوسه‌هاي شيطان كار را دو چندان سخت مي‌كرد.

به هر حال ابراهيم آن بنده مخلص خدا به پيام حق تسليم شد، او اين پيام را با هزاران رقت به اسماعيل منتقل كرد؛ شرمگين و خسته، اما اسماعيل با آرامشي قلبي به او اعلام كرد تسليم امر خدا باش و خواهي ديد من از صابران خواهم بود.

ابراهيم شگفت‌زده بود. شروع به قرباني كرد، در كمال انسانيت به اوج رسيده بود، او غريزه فرزند دوستي را زير پا گذاشته و به صعود به عشق حقيقي عينيت مي‌بخشيد، حال كه از آزمايش الهي سربلند شده، معبود او گوسفندي را براي ذبح مي‌فرستد. چقدر زيباست حس آزادگي از تعلقات و چقدر زيباتر حس عاشقانه‌ عابد و معبود. و حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم مي‌آيند. ابراهيم‌گونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنيايي و غيرخدايي دارد  را مي‌بايست قرباني كنند.

اسماعيل در وادي كيست؟ ثروت و مال، موقعيت و مقام، كسب‌ و كار، زن و فرزند و... هر آنچه تو را از انسان بودنت دور خواهد كرد.

آري در اين روز بزرگ بايد آنچنان به يقين قلبي دست يافته باشي كه تمام نفسانيات را قرباني كرده، در خود زمينه رشد تقوا را ايجاد كني تا پله پله به قرب معبود ازلي نزديك و نزديك‌تر شوي.

و خوشا آنان كه از اين فرصت به خوبي استفاده مي‌كنند و ابراهيم‌وار از اين آزمايش سربلند بيرون مي‌آيند.

ريشه قرباني در اديان و ملل گوناگون

قرباني چيست؟2

پيشكش آوردن است، چيزي كه در قرباني مهم است بيش‌تر آن چيز بايد مظهر ارزش يا خلوص باشد نه استفاده اتفاقي از يك جنس مازاد.

آن قدر فرد قرباني كننده به آن چيز تعلق داشته باشد كه براي نتيجه‌ بخش بودن اين عمل در حين اجراي عمل قرباني حالت از دست دادن چيزي با ارزش در او ديده شود.

پيشكش يك شيء در بسياري از زمينه‌هاي ديني متداول است. پيشكش ممكن است جاندار يا بي‌جان باشد.

جاندار، حيواني يا در حالت افراطي انساني نيز بوده است و چيز بي‌جان مثل غلات، برنج و شير را پيشكش مي‌كردند

كه هدف اين نوع قرباني‌ها، خشنود كردن خدايان مربوطه، طلب نعمت يا كسب نتايج مطلوبي چون موفقيت در جنگ يا دوركردن مريضي يا شكرگ‍زاري باشد.

در هر حال امر قرباني از آغاز تاريخ بشر وجود داشته و در پاره‌اي از موارد به علت افراط در آن در برخي اديان و ملل منسوخ گشته، مثلاً در ايران آريايي‌هاي مقيم اين فلات آنچنان در امر قرباني افراط ورزيدند، حتي در مسأله‌ قرباني انساني نيز حد اعتدال را به طور وحشتناكي ردكردند كه زرتشت با آن مبارزه سختي كرد و قرباني را از آيين خود كمرنگ و حذف نمود.3

منشأ تشريع قرباني4

اين مطلب را با طرح يك سؤال آغاز مي‌كنيم، آيا خداوند بندگان را مأمور كرده حيواني را ذبح كنند بدون هيچ فايده و نتيجه‌اي؟

آنچه مسلم و عقلاني است اين است كه مقصود خالق حكيم از ذبح حيوان به مصرف رساندن و احسان مستمندان و قانع آبرومند است كه اين معني منصوص و صريح كتاب مجيد است. بنابراين ذبح حيوان به هدف تأمين ارزاق و كثيري از حوايج ديگر انسان‌هاي نيازمند است.

( يذكروا اسم الله في‌ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير) سوره حج-28،29

نام خدا را در روزهاي معلوم ياد نماييد بر آنچه ايشان را از چهارپايان روزي كرده. پس از گوشت‌ آنها بخوريد و سختي كشيده فقير را از آن اطعام نماييد.

بعد از 7 آيه مجدداً مي‌فرمايد:

والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فيها خيراً ، فاذكروا  اسم‌الله عليها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)

و شتران تنومند را براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در اين شتران براي شما خير است،‌ پس هنگامي كه آنها براي نحر رديف شدند نام  خدا را بر آنها ذكر كنيد، پس چون پهلوي آنها فرود افتاد از آنها بخوريد و به درماندگان آبرومند و فقيراني كه در معرضند بخورانيد، ما اين شتران را براي شما رام و سخر گردانيديم تا تشكر ايزد تعالي را بجا آوريد.

پس منشأ قرباني بر طبق آيات قرآني چيزي نيست جز ياري رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوي ديگر ريختن خون حيوان اگر بدون دليل و استفاده خاصي باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پيامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند يا شتري را مگر براي خوردن.

يا در جاي ديگر فرمودند:

كسي كه گنجشكي را بيهوده به قتل رساند، روز قيامت در پيشگاه خداوند فرياد مي‌زند و مي‌گويد:

پروردگارا، فلان كس مرا بيهوده كشت نه براي بهره گرفتن.

منظور از بيان اين دو روايت طرح هدفمند بودن آيين قرباني در اسلام است.

موضوع وجود حق فقرا در قرباني به حدي اهميت دارد كه غير از هدي تمتع و قران، خوردن گوشت ساير قرباني‌هاي كفارات حج بنابر مشهور بر صاحبش حرام است.

حتي در برخي روايات به مسلمين توصيه شده كه براي قرباني بهترين و فربه‌ترين حيوان‌ها را انتخاب كنند تا گوشت كافي به اهل استحقاق برسد.

اگر اين مسائل به خوبي رعايت مي‌شد عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه مسلمين برقرار مي‌شد و فقرا به حق تعبيه شده خودشان در اموال ثروتمندان مي‌رسيدند و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه اسلامي مشاهده نمي‌شد.

هدف باطني قرباني

قرباني يكي از شعائر الهي است كه اجراي آن ايجاد تقوا مي‌كند:

«و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب»

كسي كه شعائر خدا  را بزرگ شمارد، و بر وفق آنها رفتار نمايد تقوي در قلبش راسخ مي‌گردد و تا اجل مسمي يعني تا آخر عمر از عمل به آن شعائر منتفع مي‌شود، چرا كه احكام الهي كه شعائر الهي مي‌باشند به منظور احراز منافع و مصالح دنيا و آخرت مردم وضع شده‌اند و اين آيه افاده مي‌كند كه اعمال حج و از آن جمله قرباني  از آغاز تا انجام رو به سوي او داشتن و سير به سوي خداوند است.

پس در نتيجه يكي ديگر از اهداف دنبال شده در قرباني قرب به خداوند و نزديك شدن به حريم امن الهي است. اين شعائر كه قرباني از جمله آنها مي‌باشد هدفش ايجاد تقوا در قلب‌هاست.

چنانكه خداوند مي‌فرمايد: لن ينال الله لحومها ولادماؤها و لكن يناله التقوي منكم.

گوشت‌هاي قرباني و خون‌هايي كه در آن هنگام ريخته مي‌شود هرگز به خدا نمي‌رسد، ولي آنچه به او مي‌رسد تقواي شماست.

يعني قرباني‌كنندگان تنها با انجام عمل ظاهري قرباني به رضاي حق و مقام قرب نايل نمي‌شوند،  مگر اين عمل با خلوص نيت و موافق شرايط تقوي و دوري از منكرات و مناهي، پس در صورتي كه اين حقايق را كه مقصد اعلي حج و ساير عبادات است را به دست نياوري، قرباني كردن هر چند زياد باشد و قرباني فربه براي آنان سودي نخواهد داشت.

و از اسرار حج همين است كه حجاج در كنار اين اعمال ظاهري بايد صاحب تقوي شوند، يعني با خلوص نيت و ايمان شديد قلبي آنها را بجا آورند تا حج مقبولي داشته باشند.

يك نكته جالب در امر قرباني جايگزيني روزه است كه البته مشروط به 2 شرط است:

1- حيوان براي قرباني نباشد     2- فرد استطاعت قرباني را نداشته باشد.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:

كسي كه عمره را به حج رسانيد پس آنچه از قرباني كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نيابد سه روز در ايام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

نتيجه‌گيري و خلاصه‌‌اي از اسرار و فلسفه قرباني

1- فداكردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله حكمت‌هاي قرباني است.

2- امر قرباني ظاهر و باطني دارد، ظاهر آن ذبح حيوان است به هدف دستگيري از گرسنگان، باطن آن كشتن نفس اماره است.

انسان كه در عرفه به شناخت و در مشعر به شعور و آگاهي رسيد، امروز با كسب اطلاعات كافي درمورد خويش و خداي خويش بايد حيوان نفس را قرباني كند تا از اين طريق به اوج كمال خود نايل شود.

3- در برخي روايات قرباني را سبب آمرزش گناهان نيز دانسته‌اند و گفته شده، با ريختن اولين قطره‌ خون قرباني گناهان صاحبش بخشيده مي‌شود (البته شرط اخلاص را نبايد فراموش كرد).

4- سير كردن گرسنگان، همانطور كه گفتيم قرآن فرموده: فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر، از گوشت‌هاي قرباني هم خودتان ميل كنيد هم به قانع و فقير دهيد.

5- هدف عالي قرباني «تقوا» است.

قرباني بايد از روي خلوص نيت انجام پذيرد تا سبب شكوفايي روح ايثار، نشان دادن ميزان عشق و قرب به خدا باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ايجاد شود


 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت