
ایران پیرترین کشورجهان می شود؟
به گزارش آنا آلمان طی ۷۵ سال، فرانسه ۸۰ سال و بریتانیا طی ۹۰ سال روند سالمندی جمعیت را طی کردهاند، این در حالی است که کشور ایران تنها در عرض ۳۰ سال به مرحله “فوق سالمندی” خواهد رسید؛ این بهمعنای سرعت زیاد سالمندی جمعیت ایران است!
امروزه ۱۲۵ میلیون نفر در جهان ۸۰ سال به بالا دارند؛ تا سال ۲۰۵۰، تقریباً این تعداد (۱۲۰ میلیون نفر) فقط در چین زندگی میکنند و ۴۳۴ میلیون نفر در این گروه سنی در سراسر جهان زندگی میکنند؛ تا سال ۲۰۵۰، ۸۰ درصد از کل افراد مسن در کشورهایی با درآمد کم و متوسط زندگی خواهند کرد.
اما سرعت پیری جمعیت در کشور ما نیز بهطرزی چشمگیر در حال افزایش است!
منبع: روزنامه رسالت
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
پدیده «نوسان» در بورس چه زمانی خطرساز میشود؟
هر اتفاقی در بازار سرمایه خارج از اراده سه گروه نیست: بازیگران و فعالان حقیقی (سهامداران خرد) بازار گردانان(سهامداران بزرگ حقوقی) و سیاستگذار(دولت و سازمان بورس).
حال باید دید که این سه گروه چه اندازه ظرفیت تاثیرگذاری بر حرکت شاخص و تغییر در دامنه قیمت ها را دارند و پدیده موج گونه نوسان های لحظه ای که الان دست به گریبان بازار است از اراده و نقش کدام از یک از سه گروه ناشی می شود؟
۱- در روزهای گذشته، محافل اقتصادی و کارشناسان بازار به صورت مکرر در باره تاثیرات پاره ای رفتارهای منفی سهامداران خرد سخن گفتند و یکی از دغدغه های جدی سرمایه گذاران بازار ، جوّزدگی و هیجانی عمل کردن این گروه از سهامداران نوپا بود که به دلیل ناآشنایی نسبت به ویژگی ها و منطق معاملات بورس، به محض سبز شدن شاخص به صف های فروش هجوم می برند.
پیامد رفتار شتابزده این گروه، عمدتاً به صورت «التهاب موج گونه» در بازار بروز می کند و اکثر تحلیلگران به عنوان یک اتفاق زودگذر و «آفت مقطعی »به آن می نگرند
۲- گروه دوم یعنی حقوقی ها و سهامداران بزرگ، در گذشته بازیگر بلامنازع بازار بودند اما بعد از میلیونی شدن جمعیت سهامداران خرده پا، قدرت انحصاری این گروه شکسته شده است. در قصه نوسان اخیر بازار، آنها بیشتر نقش تماشاچی را داشتند. زیرا آنها «استراتژی معاملات» خود را «بلند مدت» می چینند و بر همین اساس، حقوقی ها از نوسانات روزمره چندان ضرر نمی کنند و ای بسا سود هم می برند
۳- حال می ماند نقش عامل سوم یعنی سیاستگذار. دولت در مقام سیاستگذار بازار، مسئولیت خطیر در حفظ تعادل و هدایت سکان بازار سرمایه دارد. در سال جدید و با «فصل نوین تحول» در بورس، دولت از جهات مختلف سرنوشت اقتصادی خود را به این بازار گره زده است.
اساساً تحولی که در بازار سرمایه از آن سخن می گوییم دو سر دارد؛ یک رشته آن به مردم و شهروندان ختم می شود که با انتقال سرمایه و دارایی خویش ، وزن بازار سرمایه را به اوج رسانده اند و رشته دیگر این تحول، در دستان دولت است که با یک استراتژی اعلام شده و مشخص ، بورس را تکیه گاه اقتصادی و «منبع تامین نیاز مالی» بنگاههای تولیدی قرار داده است.
در یک کلام دولت دوازدهم به صورت تمام قد وارد بازار شده است و راه چاره «رکود بزرگ دوران تحریم و کرونا»را در دستان معجزه گر بورس می جوید.
از شواهد مختلف نیز پیداست که طراحی این تحول در دست عضو کهنه کار سازمان برنامه، فرهاد دژپسند است. وزیر اقتصاد در اجرای استراتژی دولت روحانی برای تبدیل بورس از «بازار حرفه ایها» به «عرصه ای برای عامه مردم»، دست به تغییر مدیریت سازمان زد و «شاپور محمدی» را که مخالف طرح جدید دولتی ها بود، کنار گذاشت و رشته مدیریت را به «حسن قالیباف اصل» سپرد.
«استراتژی تحول دولت» برای بازار بورس طی دو ماه اخیر به صورت گام به گام پیاده شد. در راس این طرح، سهام عدالت قرار دارد که چند وزارتخانه و سیستم بانکی با بسیج همه جانبه توانستند میلیونها شهروند را به بازار سرمایه بکشانند.
مراحل دیگر این استراتژی نیز عرضه سهام شرکتهای بزرگ( که ارزش آن در بودجه ۹۹ ۶۱هزار میلیارد پیش بینی شده) و نیز فروش سهام صندوق های ETF بود که یکی پس از دیگری در حال عملیاتی شدن است.
دو اتفاق، «ورود سهام عدالت و عرضه سهام بزرگ دولتی» هر چند طی یکماه اخیر، شوک سنگین بر بازار وارد کرد و باعث صف های طولانی فروش در بازار شد، اما در نهایت اثرات منفی آن فروکش کرد و تا به اینجا سازمان بورس و مدیران اقتصادی و بانکی دولت کارنامه ای قابل قبول از خود برجای گذاشته اند.
اما چنان که اشاره شد، پدیده نوسان لحظه ای و ملال آور روزهای اخیر از یک سو از رفتار سهامداران نوپا ناشی می شود و بخش دیگر به صورت هوشمند به تصمیم های سیاستگذاران برمی گردد
آنچه مسلم است، دولتمردان همواره در پی چاره جویی برای مسئله مهم و غامضی بنام «نقدینگی» هستند. حجم نقدینگی در بازار سرمایه طبق گزارش رئیس سازمان بورس به مجلس، اکنون به رقم شگفت انگیز ۵ هزار هزار میلیارد رسیده است
نکته قابل تأمل این است که در منطق علم اقتصاد، عامل نقدینگی، در صورت هدایت به سمت بخش تولید و صنایع مولد می تواند، نقش «موتور محرک رشد اقتصادی» را ایفا کند اما در صورت فقدان استراتژی و راهبری درست خود به مانع بزرگ و عامل اختلال در بازار تبدیل می شود.
به نظر می آید سیاستگذاران بازار، در این برهه راه مهار نقدینگی را در تزریق نوعی «نوسان هوشمند و هدایت شده» به بازار دیده اند. نوسانی که در روزهای اخیر باعث گسست «ارتباط منطقی حرکت شاخص با دامنه قیمتها» شد.
دغدغه جدی آنجا است که سرخوردگی سهامداران نوپا به دلیل نداشتن تجربه و شناخت، اقدام به خرید و فروش نوسانی می کنند و این حرکت باعث از دست رفتن سرمایه آنها و در نهایت به تحلیل رفتن نقدینگی منجر خواهد شد. بی شک دود سرخوردگی سهامداران نوپا در بلند مدت به چشم دولت و اقتصاد کشور وارد می شود.
سیدحمیدرضا علوی تحلیلگر بازار سرمایه
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

انواع گل کاکتوس و روش نگهداری و تکثیر کاکتوس در خانه
گلهای کاکتوس بر خلاف ظاهرِ گاها وحشی گیاه، بسیار ظریف، متقارن، خوشبو و زیبا است. گلهای کاکتوس، بسته به نوع آن در رنگهای سفید، زرد، قرمز، صورتی و نارنجی متغیر است. ریشههای کاکتوس، نازک، فیبری و کم عمق هستند. ریشهها معمولا به طور افقی گستره میشوند تا رطوبت سطح را به خود جذب کنند.
کاکتوسها امروزه در گونههای مختلف قابل تهیه هستند. این گیاه علاوه بر زیبایی ظاهری و استفاده خوراکی، در تصفیه هوا نیز موثر است. جالب است بدانید که طرفداران کاکتوس، افراد خاصی هستند، این افراد بسیار احساسی، آرامش طلب، قانع و البته شکست ناپذیرند. ویژگی منحصر به فرد کاکتوس موجب شده است تا عاشقان کاکتوس به گیاه خود حس وابستگی پیدا کنند. کاکتوسها به شرایط کم آبی و گرمای هوا بسیار مقاوم هستند. اگر در منزلتان محیط آزاد و پر نوری دارید، میتوانید برای تهیه کاکتوس اقدام کنید، اما قبل از آن بهتر است در مورد این گیاه بیشتر بدانیم.
کاکتوس، به انگلیسی Cactus، از تیره Cactaceae، گیاهی چند ساله، از خانواده گیاهان گلدار (Caryophllales) است. کاکتوس با ۱۳۹ جنس و نزدیک به ۲۰۰۰ گونه، بومی مناطق وسیعی از آمریکای شمالی و جنوبی است. مکزیک بیشترین تعداد و گونه از کاکتوسها را دارا میباشد. بیشتر گونههای کاکتوس بومی مناطق خشک هستند، اما انواعی از آن در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری نیز وجود دارند.
کاکتوسها معمولا دارای ساقههای کلفت علفی یا چوبی، حاوی کلروفیل هستند. حالت شاخهها و تیغهای ریز و درشت روی ساقههای گوشتی، یکی از شاخصههای شناخت کاکتوسها است. در بیشتر گونههای کاکتوس برگ وجود ندارد و ساقههای خاردار، کار ذخیره آب و فتوسنتز را انجام میدهند. اما گونههای دیگری وجود دارد که دارای برگهای موقت (چون (opuntia یا طولانی مدت) مانند (Pereskiopsis هستند. اما تیغهای کاکتوس، که در شناسایی کاکتوس بسیار موثراند، در انواع گونهها با هم فرق میکنند. برخی از آنها دارای تیغهای قلابی شکل و بزرگ بوده و برخی دیگر بسیار ریز و خطرناک هستند که در صورت برخورد به پوست، موجب صدمه میشوند. رنگ تیغها در هر گونه متفاوت است.
گلهای کاکتوس بر خلاف ظاهرِ گاها وحشی گیاه، بسیار ظریف، متقارن، خوشبو و زیبا است. گلهای کاکتوس، بسته به نوع آن در رنگهای سفید، زرد، قرمز، صورتی و نارنجی متغیر است. ریشههای کاکتوس، نازک، فیبری و کم عمق هستند. ریشهها معمولا به طور افقی گستره میشوند تا رطوبت سطح را به خود جذب کنند.
تاریخچه استفاده از کاکتوسها
از مارس ۲۰۱۲ میلادی، حقایقی در مورد مشاهده و استفاده انسان از گیاه کاکتوس و میوه آن مطرح شد. بر اساس کاوشهای باستان شناسی در یک محوطه در کشور شیلی، شواهدی در مورد استفاده از میوه کاکتوس بدست آمده است. علاوه بر این، نقاشی غاری در Serra de capivara در برزیل بیانگر استفاده از گیاه کاکتوس است؛ همچنین بر اثر کاوشهای باستان شناسی در چند محوطه در پرو و شیلی بذرهای کاکتوس اپونتیا یافت شده است که تاریخ آن به ۱۲ تا ۹ هزار سال پیش برمیگردد.
شواهدی در مورد اینکه کاکتوس از چه زمان برای کاشت به صورت عمده رونق گرفته است در دست نیست؛ اما با توجه به پیشینه کشور مکزیک، احتمال میرود که شروع رونق کاشت کاکتوس از این کشور باشد. اگر کمی به پرچم مکزیک توجه کنید، عقابی را خواهید دید که ماری در میان پاهایش گرفته و بر روی گیاه کاکتوسی فرود آمده است و این نشانه اعتقادات کهن مردم بومی این منطقه و تقدس میوه کاکتوس است. باور این است که انواع کاکتوس در حوالی قرن ۱۸ میلادی در اروپا به رونق و شناخت دست یافتهاند.
انواع کاکتوس
معمولا ایرانیها کاکتوسها را به دو گروه گوشتی (برگ دار، در بیشتر گونهها بی تیغ یا ساکولنت) و تیغدار (کاکتوس) تقسیم بندی کردهاند.
کاکتوسها از نظر شکل کلی و اندازه بسیار متفاوت هستند. از کاکتوسهای دکمهای شکل، چون لوفوپورا و انواع کاکتوسهای میوه دار، چون اپونتیا و انواع پر تیغ مانند اکینوسرئوس تا انواع توپی شکل، چون فروکاکتوس و اچینوکاکتوسهای بزرگ و زیبا و انواع غول پیکر و ستون مانند، چون: Pachycereus pringlei. بیشتر کاکتوسها در زمین رشد میکنند؛ اما چندین گونه هستند (Rhipsalis و Epiphyllum) که روی گیاهان یا درختان دیگر یا صخرهها زندگی میکنند.

فواید نگهداری از کاکتوسها
تصفیه کننده هوا: کاکتوس با جذب ترکیبات آلی موجود در هوا که در اثر متساعد شدن گازهای گلخانهای مثل کربن مونواکسید و دی اکسید کربن به وجود میآید، یک پاک کننده قوی هوا است. کاکتوسها بر خلاف دیگر گیاهان که در شب دی اکسید کربن آزاد میکنند، با تولید اکسیژن در شب به بهبود شرایط تنفسی و خواب راحت کمک میکنند
مقابله با امواج خطرناک وای فای و مخابرات: کاکتوسها برای جذب امواج نویز خطرناک محیط، بسیار موثر هستند و تا حد زیادی اثرات مضر امواج را کاهش میدهند.
کاکتوس به عنوان یک آرامش دهنده و کاهنده استرس: مطالعات نشان داده است که گیاهان آپارتمانی، تمرکز انسانها را بهبود بخشیده و روحیه ما را تا ۱۵ درصد تقویت میکنند! نکته حائز اهمیت این است که داشتن کاکتوس و ساکولنت در خانه یا محل کار، روز شمارا پربارتر و آرامتر میکند؛ همچنین تماشای یک گیاه در حال رشد و شکوفایی توسط ما میتواند به کاهش افسردگی کمک کند.
استفاده از کاکتوس در سبد غذایی و تولید چرم
کاکتوس نوپال یا Opuntia ficus-indica مدتها است که به عنوان یک منبع غذایی مهم از آن استفاده میشود. به نظر میرسد که ابتدا این گونه در مرکز مکزیک کشت یا مصرف میشده است. کاکتوس اپونتیا علاوه بر میوه، برگهای گوشتی آن در مصارف غذایی نیز کاربرد دارند. امروزه انواع کاکتوسهای اپونتیا و ارقام خوراکی دیگر از کاکتوسها در بخشهای وسیعی از کشورهای حوزه دریای مدیترانه کشت میشوند.
میوه دراگون فروت یا میوه اژدها یکی از این میوههاست که اخیرا در بازار ایران ورود پیدا کرده است. امروزه از کاکتوس اپونتیا در تولید چرم استفاده میشود. این کار با چیدن، پودر کردن و خشک کردن کاکتوس و اضافه کردن مواد دیگر انجام میشود. چرم کاکتوس در تولید کیف، کفش و لباس کاربرد دارد. این نوع چرم کاملا طبیعی است و تاثیر منفی بر طبیعت نمیگذارد؛ همچنین میتواند جایگزین خوبی برای چرم حیوانات باشد. افراد وگان از طرفداران چرم کاکتوس هستند.

کاکتوس یک ضد ویروس: کاکتوس نوپال بهترین مورد برای تشکیل خط دفاع در انقباض ویروس است. برخی از تحقیقات اولیه نشان دادهاند که داری فعالیت ضد ویروس در برابر ویروس تبخال سیمپلکس (HSV)، ویروس همگام سازی تنفسی (RSV) و HIV است.
حفاظت از سلولهای عصبی: سلولهای عصبی ممکن است مانند دیگر سلولها آسیب ببینند. این عارضه ممکن است موجب از دست دادن انواع حسها، مانند حس درد شود. کاکتوسهای نپال میتوانند از تخریب این نوع سلولها جلوگیری کنند
وجود آنتی اکسیدان در کاکتوس: آنتی اکسیدانها میتوانند از سلولهای ما در برابر صدمات ناشی از رادیکالهای آزاد محافظت کنند. آنتی اکسیدانها بدون توجه به سن و شرایط موجود، میتوانند برای همه سودمند باشند.
تنظیم قندخون و مفید برای دیابت: برخی از مطالعات نشان دادند که کاکتوس نوپال در کاهش میزان قند خون بسیار موثر است. یک منبع معتبر توصیه کرده است که میوه کاکتوسهای نوپال را به همراه سایر داروهای دیابت برای تنظیم قندخون مصرف کنید.
مفید برای درمان پروستات: میوه کاکتوس نوپال میتواند برای درمان پروستات بزرگ شده و حتی سرطان پروستات مفید باشد.
علاوه بر این، میوه کاکتوس اپونتیا و میوه دراگون فروت برای درمان یبوست، جوان سازی پوست، تقویت موی سر، کاهش فشارخون، کاهش وزن و سلامت کبد مفید است.
اصول کاشت و پرورش کاکتوس
خاک: خاک مناسب برای کاشت کاکتوس باید زهکش کافی را داشته باشد. بهترین خاک پیشنهادی برای کاشت کاکتوس، ۷۰ درصد ماسه شسته شده که عاری از خاک باشد، ۱۵ درصد پیت ماس و ۱۵ درصد ورمی کمپوست. در ضمن برای تسهیل در خروج آب از کف گلدان میتوانید از یک لایه دو سانتیمتری سنگ ریزه یا شن درشت استفاده کنید.
آبیاری: یکی از اصول مهم و حیاتی در نگهداری کاکتوسها، آبیاری است. نیاز آبی در همه نوع کاکتوسها یکسان نیست و این نیاز به عوامل دیگری چون: شدت نور، دمای محیط و میزان رطوبت بستگی دارد. کاکتوسها در فصول رشد به آبیاری منظم نیاز دارند.
بهترین زمان آبیاری در فصول گرم سال، هنگامی است که حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از خاک گلدان خشک شده است. اما در زمستانها، آبیاری زیاد لازم نیست و بسته به شرایط محیطی، هر ماه یک مرتبه آبیاری کافیست. توجه داشته باشید که عدم جذب آب و خیس ماندن همیشگی خاک، نشان از خاک نامناسب، پوسیدگی ریشه و بیماری در گیاه است.
نور: یکی از مشکلات رایج در نگهداری از کاکتوسها در منزل و محیط آپارتمان کمبود نور است. کاکتوسها روزانه به دو تا ۵ ساعت نور مستقیم یا فیلتر شده آفتاب نیاز دارند. حتما کاکتوس را پشت پنجره نورگیر، فضای تراس یا حیاط قرار دهید.
دما: کاکتوسها نسبت به تغییر دمایی شدید مقاوم هستند؛ اما دمای زیر ۵ درجه یا بالای ۴۵ درجه سانتیگراد موجب مرگ گیاه خواهد شد. البته میزان تحمل دمایی به نوع کاکتوس، شرایط محیطی و اندازه گیاه بستگی دارد.
تعویض گلدان: گلدان کاکتوسها نباید زیاد بزرگ باشد. کاکتوسها در گلدانهای کوچک رشد بهتری خواهند داشت. لازم است از گلدانهای سفالی برای کاشت کاکتوس استفاده کنید. بهترین زمان تعویض گلدان، قبل از فصل رشد گیاه، یعنی اوایل فصل بهار است.
بعد از تعویض گلدان باید به مدت ۸ تا ۱۰ روز از آب دادن به گیاه بپرهیزید. برای اینکه طی این مدت کاکتوس آب خود را از دست ندهد، گیاه را در محیط نیم سایه و سایه نگهداری کنید. آبیاری بعد از کاشت موجب توقف رشد یا له شدن ریشه و ساقه میشود.
نکته مهم: برای گلدهی کاکتوس در فصل بهار، باید در طول فصل زمستان، آبیاری گیاه را به حداقل برسانید و اجازه دهید خاک گلدان کاملا خشک شود؛ به علاوه دمای زیر ده درجه نیز باید در طول فصل سرما، گیاه را به خواب ببرد. البته گلدهی کاکتوسها علاوه بر موارد ذکر شده، به سن و اندازه گیاه بستگی دارد.
تکثیر کاکتوس و ساکولنت
تکثیر کاکتوسها به سه روش: بذر، قلمه و جدا کردن پاجوش یا شاخه جانبی امکان پذیر است. ساکولنتها علاوه بر موارد ذکر شده، با برگ نیز قابل تکثیر هستند.
تکثیر با بذر: برای تکثیر با بذر به یک بستر کشت، مانند ظرف شفاف در بسته پلاستیکی، مقداری ماسه عاری از خاک و پیت ماس، پلاستیک شفاف و قارچ کش کاربندازیم یا مانکوزب نیاز دارید. ابتدا کف ظرف پلاستیکی را به منظور خروج آب اضافی سوراخ کنید. خاک ماسه و پیت ماس درون ظرف ریخته و با محلول قارچ کش ضد عفونی کنید.
اجازه دهید محلول قارچ کش ۲۴ تا ۴۸ ساعت در خاک باقی بماند تا تمامی قارچها از بین برود. سپس با اسپری آب، سطح خاک را آبپاشی کنید تا محلول قارچ کش و مواد مضر دیگر از ظرف خارج شوند. بذرها را به فواصل منظم روی بستر خاک قرار دهید. توجه کنید که نباید روی بذرها خاک ریخته شود. به منظور حفظ رطوبت بیشتر درب ظرف را بسته و ظرف را درون پلاستیک شفاف قرار دهید. بستر کشت را در محیطی با نور ملایم و دمایی در حدود ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد قرار دهید. بسته به نوع کاکتوس و ساکولنت، بذرها در حدود یک هفته تا دو ماه جوانه میزنند.

پس از مشاهد جوانهها، هوادهی را به مرور زمان شروع کنید. دقت داشته باشید که به یکباره پوشش حفظ رطوبت را کنار نزنید. این کار باید تدریجی و طی یک ماه انجام شود. بستر کاشت باید همیشه کمی مرطوب باشد. جوانههای کاکتوس تا ۳ ماهگی به کود نیاز ندارند. پس از سه ماهگی با کود NPK ازت پایین و پتاس بالا تغذیه را شروع کنید.
تکثیر با قلمه یا پاجوش و شاخههای مجاور: قلمه میتواند قسمتی از بدنه، پاجوش و یا شاخه کاکتوس باشد. برای تکثیر به روش قلمه زدن باید فصل بهار و تابستان اقدام کنید. قبل از گرفتن قلمه بهتر است گیاه را از چند روز قبل، آبیاری کنیم. قلمه میتواند به جوانه منتهی شود یا از دو سمت بدون جوانه باشد. ابعاد قلمه باید بیشتر از ده سانتیمتر انتخاب شود یا اینکه قلمه باید بیش از یک سال عمر داشته باشد.
قلمه را قبل از کاشت برای مدتی (یک تا سه روز) در محلی خنک قرار دهید تا محل برش کاملا خشک شود. بستر کشت را با خاک ماسه و پیت ماس محیا کنید. محلول قارچ کش را به خاک بزنید و سپس قلمه را در عمق ۳ سانتیمتر در محیط کشت بکارید. به هیچ وجه بعد از کاشت، بستر کشت را آبیاری نکنید. بعد از یک هفته آبیاری را انجام دهید. تکثیر با پاجوش و یا شاخههای مجاور نیز به همین روش صورت میگیرد.
تکثیر ساکولنت با برگ: بهترین روش تکثیر ساکولنت با برگ است. ابتدا برگهای جوان و شاداب را از گیاه اصلی جدا کنید. سپس برگها را به مدت یک تا سه روز در محیط خنک قرار دهید تا محل قطع برگ پینه ببندد. برای کشت، خاک کاکتوس مناسب است. برگها را به صورت افقی روی بستر کشت قرار دهید. بستر کشت را کمی مرطوب نگه دارید و در محیطی با نور غیر مستقیم آفتاب قرار دهید. پس از ظهور جوانههای ساکولنت میتوانید گیاه را به محیط کشت جدید انتقال دهید.
قیمت کاکتوسها بسته به نوع و اندازه آن متفاوت است. برای تهیه کاکتوس، از فروشگاههای اینترنتی گل و گیاه یا گلخانههای سطح شهر اقدام کنید. همچنین بذر انواع کاکتوس را میتوانید با بهترین قیمت از سایتهای فروش بذر کاکتوس و ساکولنت تهیه کنید. با توجه به شرایط اقلیمی مناسب برخی از شهرهای حاشیه کویر ایران، با کشت انبوه کاکتوس اپونتیا یا نوپال در تولید کاکتوس و میوه آن، همینطور تولید چرم پیشگام باشید. با نگهداری انواع کاکتوس در منزل به سلامتی محیط و خودمان کمک خواهیم کرد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
راهکارهایی برای خوشحال بودن
شاد بودن اما برخلاف تصور این افراد بستگی مستقیم به خود ما دارد. زندگی سخت است، فراز و نشیب دارد، پلشتی و سختی در آن کم نیست، اما آن کسی در زندگی هنرمند خوبی است که در حضور همه این موانع بهانه ای برای شادی پیدا کند.
وقتی صحبت از شادی و نشاط به میان می آید، خیلی ها می گویند: "برو بابا دلت خوشه"! این شاه بیت کلام کسانی است که فکر می کنند با وجود گرانی، ناهنجاری های اجتماعی و مشکلاتی مانند این دیگر شادی مفهومی ندارد!
شاد بودن اما برخلاف تصور این افراد بستگی مستقیم به خود ما دارد. زندگی سخت است، فراز و نشیب دارد، پلشتی و سختی در آن کم نیست، اما آن کسی در زندگی هنرمند خوبی است که در حضور همه این موانع بهانه ای برای شادی پیدا کند.
برای اینکه هر روز احساس بهتری داشته باشید راههای جالبی وجود دارد.
افکار و اندیشههای مثبت داشته باشید
بعضیها میگویند اتفاقات خوب، برای بهترینها میافتد. اما بعضی دیگر میگویند: بعضی از مردم قادرند بهترین چیزهایی که اتفاق میافتد را برای خود پیش بیاورند.
این کلید خوشبختی است. اولین راه این است که افکارتان را روی کاغذ بیاورید. چراکه این رفتار خیلی زود برطبق عادت وارد زندگیتان می شود. بدانید که هر انسانی برای ایجاد خوشبختی و شادی موردنظرش قدرتی قابل توجه دارد. او به آنچه دارد ارزش میدهد نه به آنچه که از دست داده است.
همراهی با حیوانات و طبیعت
افرادی که شاد هستند، و انرژی مثبت، کم تر دیده می شود که حیوان آزاری کنند! شادی آن ها منوط به شادی دیگران و راحتی حیوانات است. از نظر روان شناسی، مشاهده حیوانات و برخورد خوب با حیوانات، در کاهش استرس انسان و افزایش اعتماد به نفس و تقویت مهارت های ارتباطی انسان موثر خواهد بود. برای شاد بودن، با حیوانات بیش تر عجین شده و در حد مقدور از حقوق حیوانات دفاع کنید. تماشای برنامه های مستند درباره حیوانات نیز می تواند هر از گاهی شما را به دنیای عجیب و جالب و زیبای حیوانات در گیتی برده و استرش شما را کم و دنیا را از دریچه های متفاوتی بنگرید.
دیدن دنیا از زوایای مختلف ، هنر انرژی مثبت ها به شمار می رود. این حس را در خود تقویت کنید. قبلا گفتیم که پیاده روی در طبیعت، عاملی برای کاهش استرس و دوری از بیماری های عصر جدید و عاملی برای شاد بودن و زندگی راحت است. بنابراین برای انرژی مثبت بودن، به طبیعت پناه ببرید که همواره بهترین همراه هست و بی کلک هست.
با جمع باشید
انرژی مثبت ها، کلا با انفرادی غذا خوردن و کار کردن و . . . . به طور کل زندگی دور از جمع فراری هستند. با جمع بودن و با جمع زندگی کردن، شادی را برای انرژی مثبت ها به ارمغان می آورد و با مختصات شادی آن ها در یک راستا هست. برای شاد بودن و انرژی مثبت شدن، مهارت های ارتباطات اجتماعی خود را تقویت کنید و با رعایت بند بالایی، سعی کنید در جمع حرکت کنید و با جمع باشید.
توجه به زمان حال
افراد شاد همواره متوجه زمان حال هستند و سعی می کنند حداکثر لذت را از فعالیت های روزانه خود ببرند. فوردایس به افراد آموزش می دهد که ش ادی همواره در اینجا و زمان حال واقع است نه در جای دیگر و زمان دیگر. افراد شاد بیشتر از افراد ناشاد از زندگی لذت می برند. زیرا ذهن خود را مشغول رویدادهای تلخ گذشته و گاهی اوقات ندامت از انجام برخی امور نمی کنند و غم روزی را که نیامده نمی خورند.
ورزش کنید
مطالعات نشان داده که تمرینات ورزشی نه تنها برای تناسب اندام مفید هستند بلکه باعث آزاد شدن اندورفین در بدن می شوند که می تواند باعث تغییر خلق و خوی شما شده و شما را شادتر و سرحال تر می کند.
مطالعات انجام شده در دانشگاه تورنتو نشان داده که ورزش می تواند باعث درمان افسردگی شود. در یک آزمایش سه گروه از افراد که دچار افسردگی بودند انتخاب شدند؛
به گروه اول داروی ضد افسردگی داده شد، به گروه دوم مصرف داروی ضد افسردگی در کنار ورزش پیشنهاد شد و گروه سوم برای درمان افسردگی ورزش می کردند، پس از شش ماه فقط گروه اول دچار افسردگی شدند و گروه دوم و سوم بازگشت افسردگی در آن ها دیده نشد.
برنامه صبحگاهی داشته باشید
احساس گیجی و کسلی در صبحگاه، تا زمانی که ظهر برسد از بین میرود و بهبود پیدا میکند ولی اگر یک برنامه همیشگی را در صبح انجام دهید، میتوانید این احساس رخوت و بیحالی را در طول روز کنترل کنید. به غیر از برنامههای بهداشتی همیشگی مانند شستن صورت و دوش گرفتن در ابتدای صبح، هر روز صبح چند دقیقه را به برنامهریزی برای کارهای روزانه خود اختصاص دهید، اهداف خود را تعیین کنید و کمی حرکات مدیتیشن و تمرکز انجام دهید. این حرکات ذهنی باعث تمرکز ذهن میشود و اعتماد به نفسی به شما میدهد که بتوانید فعالیتهای خود را در طول روز انجام دهید.
خواب کافی داشته باشید
وقتی خواب کافی نداشته باشید، بیشتر سراغ افکار منفی می روید، محققان پس از چندین آزمایش به این نتیجه رسیدند که نداشتن خواب کافی باعث اختلال در بخشی از مغز که افکار مثبت را پردازش می کند، شده و در نتیجه فرد بیشتر دچار افکار منفی می شود.
خواب ناکافی فرآیند شناختی ما را کاهش داده و خطر افسردگی را افزایش می دهد، سعی کنید هر شب ۳۰ دقیقه زودتر بخوابید تا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.
خشم و کینه را در خود نگه ندارید
کاری کنید که امروز آخرین روزی باشد که اسیر ناراحتیهای قدیمی هستید. چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است، فقط یک بخش از کتاب زندگی شماست. فقط کافی است که کتاب را ورق بزنید.
همه ما بخاطر تصمیمات خودمان و دیگران صدمه دیدهایم و بااینکه درد و ناراحتی ناشی از این تحربیات کاملاً طبیعی هستند، گاهیاوقات برای مدتی طولانی در شما میمانند. احساس خشم و کینه ما را وا میدارد که همان درد را دوباره و دوباره برای خودمان تکرار کنیم و فراموش کردن آن برایمان سخت شود.
بخشش چاره کار است. باعث میشود بتوانید بدون مقابله کردن با گذشته، روی آیندهتان تمرکز کنید. برای دریافتن قدرت بینهایت چیزی که در آینده اتفاق میافتد، باید هر چیزی که پشت سرتان است را ببخشید. بدون بخشش، زخمها هیچوقت خوب نمیشوند و رشد فردی شما حاصل نخواهد شد. به این معنی نیست که گذشتهتان را پاک میکنید یا اتفاقاتی که افتاده را فراموش میکنید. به این معنی است که آن درد و خشم را کنار میگذارید و درعوض انتخاب میکنید که از آن اتفاق درس بگیرید و به سمت آیندهتان حرکت کنید.
همان طور که دلتان می خواهد زندگی کنید
دکتر دنیل گیلبرت می گوید: "عقل" ما را به جایی می برد که "دل" می گوید؛ اما هیچ یک از آن دو اهمیت نمی دهند "پاها" کجا می روند.
ما همیشه به این فکر هستیم کجا برویم، چه چیزی بخریم و چه کار کنیم. شاید به خیلی از کارها پاسخ منفی دهیم؛ اما به ندرت دغدغهی فکریمان این است که چطور شادتر زندگی کنیم. مسئلهی اصلی این است که روی اولویتها و خواستههای واقعی خود تمرکز کنید.
باغبانی کنید
همان طور که تنفس هوای تازه و انجام حرکات ورزشی باعث کاهش اضطراب می شود و فرد را سرحال و سرزنده می کند، انجام امور باغبانی مثل زدودن علف های هرز باغ یا باغچه، تماشای رشد دانه ای که به گیاه تبدیل شده و گل می دهد و نیز هرس شاخ و برگ درختان که ممکن است فقط چند ساعتی وقتتان را بگیرد، نیز حس شادی و آرامش را در وجودتان زنده می کند.
در کارهای خیر شرکت کنید
کمک به دیگران و مایه تسکین و آرامش دیگران بودن، تأثیر فوقالعادهای بر آرامش و نشاط ما خواهد داشت. تقسیم شادی با سایرین، طعم شادی را بیشتر و طولانیتر میکند. مهم نیست ما چگونه به دیگران کمک میکنیم؛ گاه یک همدردی صمیمانه، کلمات تسکینبخش و… باعث ایجاد نشاط در دیگران و بهتبع آن در وجود خود ما خواهد شد.
مادی گرا نباشید
اگر شما بخواهید از وضعیت مالی بد خود را نجات دهید پول خیلی به شما کمک می کند. اما تحقیقات نشان داده است، کسانی که در پی مادیات هستند نسبت به کسانی که مادیگرا نیستند، بیشتر احساس ناراحتی دارند و از خانواده، دوستان و حتی سلامتیشان ناراضی هستند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

تحقیقات علمی نشان میدهد؛
خنده بر هر درد بیدرمان دواست
ضرب المثل "خنده بر هر در بیدرمان دوا است" حتی برای یک بار هم شده به گوش همه ما ایرانیها خورده است. اما آیا "خنده درمانی" واقعا حقیقت دارد و این شیوه درمان برای چه بیماریهایی موثر است؟
به گزارش سرویس ترجمه ایمنا، بررسیها توسط محققان دانشگاه ساندیهگو نشان میدهد که میزان ترشح هورمون "بتااندورفین" و هورمون رشد با خندیدن و یا تماشا کردن برنامههای شاد، حدود ۲۷ و ۸۷ درصد در بدن افزایش پیدا میکند. همچنین سطح ترشح هورمون استرس نیز در بدن افراد شاد و خندان بسیار کمتر از سایر افراد است.
بنابراین همه افراد به طور طبیعی پس از تماشا کردن برنامههای شاد یا قرار گرفتن در جمع افراد شاد، احساس آرامش درونی و رضایت خاطر میکنند. به طور کلی میتوان گفت که خندیدن، نقش مهمی در تامین سلامت جسمی و روحی افراد دارد و روشی معجزهآسا برای درمان بسیاری بیماریها است.

جایگاه خنده درمانی در کشورهای جهان
جالب است بدانید که در برخی کشورها مانند فرانسه شیوه "خنده درمانی" برای مداوای امراض سخت به کار میرود. در این روش توسط ابزارهای شوخ طبعی، نوارهای ویدیویی سرگرم کننده و هنر بازیگران کمدی، امراض مزمن بیماران درمان میشود. موضوع مهم اینکه این روش با تقویت دستگاه دفاعی بدن در بهبود بیماران مبتلا به سرطان که دچار افسردگی نیز شدهاند، اهمیت ویژهای دارد و روند مداوای آن را سریعتر میکند. چنانچه در این کشورها روش بذله گویی یا خنده درمانی هدفمند نیز به کار برده نشود، استفاده از دلقکها در درمانگاههای ویژه اطفال و بخشهای بستری کودکان جایگاه خاصی دارد و به روند بهبود بیماران کمک میکند.

افراد خندان، کمتر بیمار میشوند!
به گفته محققان، خندیدن باعث کاهش درد و باز شدن گرههای عضلانی میشود. همچنین خنده بر عملکرد مغز و غدههای درونریز تاثیر مستقیم دارد و موجب آزاد شدن مواد شیمیایی تنشزدا و همچنین کاهش اثرات هورمونهای آدرنالین و نورآدرنالین میشود. از دیگر اثرات مهم خندیدن، بالا رفتن قدرت سیستم دفاعی از طریق افزایش ترشح آنتی بادیها در بدن است. بنابراین افرادی که دائم میخندند، قدرت دفاعی بالاتری دارند، در برابر عوامل بیماریزا کمتر تسلیم میشوند و در نتیجه وضعیت سلامت آنها بهتر از دیگران است.
خندیدن، سدی ایمن در برابر بیماریهای قلبی
یکی دیگر از تاثیرات مثبت خنده بر سلامت جسمی افراد، محافظت از قلب آنها است. جالب است بدانید که خندیدن عملکرد رگهای خونی قلب را بهبود میبخشد و جریان خون را افزایش میدهد. بنابراین افرادی که زیاد میخندند، در برابر حملات قلبی و امراض قلبی و عروقی ایمن هستند.

بهبود عملکرد سیستم تنفسی با خندیدن
خندیدن احساسات ناخوشایند افراد را کاهش میدهد. بنابراین آنها کمتر دچار نگرانی، عصبانیت و ناراحتی میشوند. این شیوه درمانی معجزه گر باعث انتشار هورمون آندورفین میشود که نقش مهمی در بهبود سوخت و ساز بدن دارد و انرژی افراد را افزایش میدهد. از دیگر اثرات خندیدن میتوان به بهبود عملکرد سیستم تنفسی از طریق تبادل هوای باقیمانده و افزایش اکسیژن خون اشاره کرد.
بخندید تا افسرده نشوید
خنده یکی از بهترین فاکتورهای موثر بر ضد فشارهای روحی است. همانگونه که میدانید افسردگی از بیماریهای روحی است که کاهش هورمون سروتونین و نورآدرنالین همراه است. با خندیدن و ترشح آندروفین تاثیر کاهش این هورمونها خنثی میشود و افراد از مبتلا شدن به بیماریهایی نظیر افسردگی خلاص میشوند. همچنین خندیدن، عملکرد هوشمندانه و خلاقیت افراد را افزایش میدهد و حافظه کوتاه مدت آنها را بهبود میبخشد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

سایه سنگین کرونا بر حوزه های اقتصادی ایران؛
چینیها برای مقابله با پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا
چه کردندو ما باید چه کنیم؟
شیوع ویروس کرونا در کشور با ایجاد نگرانی در مردم از ورود به امکان عمومی نظیر فروشگاهها و مراکز خرید، کاهش فروش کسب و کارهای خرد، اعم از تولیدی و خدماتی را در پی داشته است که ادامه این روند، حیات چهار میلیون واحد صنفی و صدها هزار واحد تولیدی کوچک و خرد وابسته را تهدید میکند.
حدود یک ماهی است که اقتصاد ایران علاوه بر مشکلات قبلی خود از جمله تحریم ها، درگیر پیامدهای شیوع ویروس کرونا نیز شده است. آثار شیوع ویروس کرونا بر اقتصاد را می توان در حوزه های مختلفی چون حوزه های ارزی، بازرگانی، بازار سرمایه، کسب و کارهای خرد و ... دید. قبل از ایران، کشوری مانند چین درگیر پیامدهای ناشی از شیوع ویروس کرونا بر اقتصاد خود بود. در چین چه راهکارهایی اجرایی شد و در ایران چه پیشنهاداتی برای مقابله با پیامدهای اقتصادی این ویروس ارائه شد؟
به گزارش تابناک ، در 30 بهمن ماه سال گذشته بود که مسئولین خبر از شیوع ویروس کرونا در ایران دادند. به دلیل اینکه تنها راه جلوگیری از شیوع ویروس کرونا پرهیز از تجمعات و کاهش رفت و آمدها عنوان شد، می شد حدس زد که این راهکار در نهایت به کسادی کسب و کارها منجر شود.
متاسفانه این خبر برای اقتصاد ایران و صاحبان کسب و کارها اصلا خبر خوبی نبود چرا که تا پیش از شیوع ویروس کرونا در ایران، حال و روز اقتصاد ایران به دلیل تحمیل تحریم ها چندان مناسب نبود.
تا قبل از شیوع ویروس کرونا، اقتصاد ایران درگیر نرخ تورم 37 درصدی، نرخ رشد اقتصادی منفی 7.6 درصدی با نفت و صفر درصدی بدون نفت و نرخ بیکاری 10.6 درصدی بود. همچنین دولت با کسری بودجه بیش از 100 هزار میلیارد تومانی رو به رو بود. تحریم های بانکی آمریکا، نقد شدن پول صادرات غیرنفتی را با مشکل مواجه کرده و نرخ دلار نیز بنا به دلایلی از جمله ورود ایران به فهرست سیاه FATF به بیش از 15 هزار تومان افزایش یافته بود و این نرخ برای اقتصاد واردات محور ایران هزینه های تولید را افزایش می داد.
آثار شیوع ویروس کرونا بر حوزه های اقتصادی
با این وضعیت اقتصاد، شیوع ویروس کرونا در ایران بیش از پیش کسب و کارها را نگران می کرد. شیوع این ویروس آثار و تبعاتی را برای اقتصاد به همراه داشت. مرکز پژوهش های مجلس طی گزارشی به بررسی این آثار بر حوزه های اقتصادی پرداخته است.
محیط اقتصاد کلان
همان گونه که در مقدمه ذکر شد حال و روز اقتصاد ایران تا قبل از شیوع ویروس کرونا چندان مناسب نبود و در چنین شرایطی، هزینه های تحمیل شده در اثر اپیدمي کرونا و همچنین کاهش تولید ناشي از آن، مي تواند اقتصاد را با تورم های بالاتر و رشدهای اقتصادی پایین تر مواجه سازد.
شوک ناشي از کرونا، اقتصاد را هم با شوک عرضه و هم با شوک تقاضا مواجه مي سازد. از یک طرف عرضه نیروی کار کاهش یافته و از طرف دیگر در تأمین مواد اولیه تولید نیز مشکلاتي ایجاد می شود. شوک عرضه، شوک تقاضا را به همراه خواهد داشت. تعطیلي کسب وکارها، منجر به تعدیل نیروی کار مي شود و کاهش درآمد خانوار، کاهش تقاضا را به همراه خواهد داشت.
لذا لازم است تا سیاست های حمایتي هم از خانوار و هم از کسب وکارها صورت گیرد. در شرایطي که دولت با تنگنای مالي مواجه بوده و علاوه بر کاهش درآمدهای ناشي از تحریم و کاهش قیمت نفت و فرآورده های نفتي، با افزایش هزینه های بهداشتي و درماني ناشي از کرونا نیز رو به رو است، منابع برای سیاست های حمایتي به شدت محدود است. از این رو بسیار مهم است که سیاست های حمایتي، بهینه اتخاذ شده و از اجرای سیاست های حمایتي کور (نظیر تخصیص ارز ترجیحي به برخي کالاها) اجتناب شود.
حوزه بازرگانی
هراس مصرف کنندگان کالاهای ایرانی در کشورهای منطقه و کاهش صادرات کشور و بستن مرزهای زمینی توسط کشورهای منطقه از جمله آثار شیوع کرونا در حوزه بازرگانی است.
حوزه ارزی
با کاهش قیمت نفت ممکن است محدودیت های ارزی کشور بیش از گذشته شود. همچنین کاهش شدید شاخص بورس های جهانی و قیمت نفت، قیمت محصولات خام و مواد اولیه که بخش عمده صادرات غیرنفتی ما را تشکیل می دهد نیز کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، با محدود شدن صادرات ایران، ایجاد منابع ارزی از کانال صادرات غیرنفتی برای کشور ممکن است با مشکلاتی مواجه شود.
حوزه بازار سرمایه
در حالت کلی اثرات ویروس کرونا بر بازار سرمایه را می توان در دو بعد مدنظر قرار داد:
- ابعادی که پارامترهای اقتصادی و مالی بنگاه های موجود در بازار سهام را تحت تاثیر قرار می دهد مانند فروش، تولید و سودآوری بنگاه ها،
- ابعاد مربوط به معاملات سهام بنگاه ها در بازار سرمایه.
به منظور بررسي دقیق آثار ویروس کرونا بر بازار سرمایه لازم است به این نکته دقت شود که ماندگاری این ویروس در کشور و کشورهای همسایه به چه میزان است.
چنانچه این ویروس ماندگاری کمی داشته باشد؛ مي توان اثرات مالي و اقتصادی این ویروس را به عنوان یک شوک اقتصادی یا ریسک در نظر گرفت که ماندگاری اندکي در بازار سرمایه خواهد داشت.
چنانچه این ویروس ماندگاری زیادی در کشور داشته باشد؛ اثرات آن علاوه بر بُعد دوم؛ بُعد اول را نیز شامل مي شود. به بیاني دیگر؛ با پایداری ویروس کرونا پارامترهای اصلي تعیین ارزش قیمت سهام که همان جریان نقدی آتي بنگاه ها و سودآوریشان است؛ تحت تأثیر قرار مي گیرد.
حوزه های کسب و کار خرد و گردشگری
- کاهش خرید مردم از کسب و کارهای خرد، اعم از تولیدی و خدماتی. ممکن است کسب و کارهای زیادی به ویژه کسب و کارهای خرد و کوچک تعطیل شده و بیکاری بیش از پیش افزایش یابد.
- تعطیلی کسب و کارهای حوزه گردشگری داخلی و خارجی (توریسم ورودی) که یکی از موتورهای اشتغال و رشد در دوران تحریم محسوب می شد.
- زنجیره ای از پاس نشدن چک ها ایجاد و کثیری از تجار و صاحبان حرف دچار مشکلات حاد می شوند.

تجربه کشور چین در مقابله با پیامدهای اقتصادی شیوع ویروس کرونا
دولت چین در راستای مقابله با پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا بر کسب و کارهای این کشور تلاش کرده است با تدوین سیاستهای حمایتی و تشویقی، از آثار سوء این ویروس بر اقتصاد کشورش بکاهد.
مهمترین اقدامات دولت چین در این زمینه به شرح زیر است:
افزایش حمایت های مالی از کسب و کارها
تشویق بانکها به تعدیل شیوه بازپرداخت وامها، افزایش دوره سررسید وامها و امکان تأمین مالی مجدد، تجدید وام ها بدون بازپرداخت و استمهال وام های بانکی صنایع و کسب وکارهایی که از وام دریافتی برای سرمایهگذاری در صنایعی استفاده کردهاند که به شدت از شیوع ویروس کرونا آسیب دیدهاند (از جمله صنایع گردشگری، تهیه و تأمین غذا و مسافرخانهها و هتلها، عمده فروشی و خرده فروشی، حمل و نقل، پیشتیبانی و لجستیک، انبارداری، فعالیتهای فرهنگی، تفریحی و نمایشگاهی).
معافیت یا کاهش حق بیمه تامین اجتماعی کارفرمایان
چین به عنوان نمونه بنگاههای کوچک و متوسط را از پرداخت حق بیمه کارفرما (شامل حق بیمه بازنشستگی، بیکاری و حوادث ناشی از کار) معاف کرد. همچنین برای بنگاه های بزرگ کاهش 50 درصدی حق بیمه سهم کارفرما (شامل حق بیمه بازنشستگی، بیکاری و حوادث ناشی از کار) را در نظر گرفت. به علاوه اعلام کرد که شرکتهایی که به دلیل شیوع کرونا با مشکل در تولید مواجه شدهاند، میتوانند پرداخت حق بیمه کارفرما را تا ۶ ماه به تعویق بیاندازند.
ارائه یارانه تامین اجتماعی به کسب و کارهای کوچک و متوسط
طی این راهکار که عمدتا در پکن اجرا شد، اعلام شد که چنانچه تعداد متوسط نیروی کار بنگاه در مقایسه با سال گذشته ۲۰ درصد و بیشتر افزایش یافته باشد، بنگاه مذبور، مشمول ۵۰ درصد کمک هزینه تأمین اجتماعی برای مدت سه ماه خواهد شد.
معافیت یا کاهش اجاره بهای کسب و کارها
اعلام شد که شرکتهای کوچک و متوسط که داراییهای سرمایهای خود را از دولت اجاره کرده اند، در صورت عدم تعدیل کارکنان یا تعدیل حداقلی نیروی کار، میتوانند از پرداخت اجارهبهای ماه فوریه معاف شوند.
حذف عوارض اداری سربار بر کسب و کارها
تعلیق دریافت انواع هزینه های اداری و دفتری از کسب وکارهای کوچک و متوسط، شامل انواع هزینه های مرتبط با عوارض جاده ای و معابر، عوارض فاضلاب و پسماند و هزینه تجهیزات مرتبط با بازرسی های ویژه. (به طور عمده اجرا شده در پکن).
شرکتهای کوچک و متوسط که به واسطه شیوع کرونا فعالیتشان آسیب دیده است، مجاز شدند پرداخت مالیات خود را تا سه ماه به تعویق بیاندازند (به طور عمده اجرا شده در پکن).
پرداخت کمک هزینه به کسب وکارها جهت پرداخت دستمزد کارکنانی که در دوره درمان بیماری کرونا بودند یا در قرنطینه به سر میبردند.
تحریک تجارت خارجی
این راهکار به عنوان نمونه از طریق معافیت از پرداخت تعرفه یا مالیات بر ارزش افزوده بهمنظور واردات تجهیزات مقابله با شیوع کرونا یا توجه ویژه به توسعه خدمات تجارت الکترونیک در بخش تجارت خارجی پیگیری شد.
تشویق کسب و کارها به خرید خدمات دورکاری
مانند ارائه کمک هزینه به کسبوکارهای کوچک و متوسط بهمنظور آموزش کارکنان به صورت آنلاین و تهیه امکانات مرتبط با دورکاری در شرایط شیوع کرونا.
حمایت از کسب و کارهای بهداشتی
مساعدت ویژه به شرکت های تولیدکننده دارو، تجهیزات پزشکی، ماسک، عینک و اقلام بهداشتی محافظتی.
حمایت و پشتیبانی از سرمایه گذاران خارجی
حمایت ویژه از پروژه های بزرگ سرمایه گذاری و همکاری نزدیک دولت های محلی با سرمایه گذاران خارجی؛ این پروژه ها در مرتفع ساختن چالش های پیش آمده به ویژه، در خصوص اختلال های بخش ساخت و ساز.

راهکارهای پیشنهادی در جهت کاهش پیامدهای اقتصادی شیوع ویروس کرونا
در راستای کاهش پیامدهای اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا در ایران، پیشنهاداتی توسط مرکز پژوهش های اتاق بازرگانی ایران به عنوان یک نهاد مرتبط با کسب و کارها ارائه شد.
این راهکارها در دو دسته بندی برای نظام تصمیم گیری و برای صاحبان کسب وکارها ارائه شده است.
راهکارهای پیشنهادی به نظام تصمیم گیری خود به دو بخش تقسیم می شود:
بخش اول: راهکارهای پیشنهادی جهت ایجاد منابع درآمدی برای دولت
- تغییر رفتار هزینه ای دولت و حذف هزینه های غیرضرور و تخصیص بخشی از منابع آزاد شده برای حل و فصل خسارات ناشی از ویروس کرونا
- بهره مندی از منابع نهادهای عمومی غیردولتی که از سطح درآمدی بالایی برخوردار می باشند، نظیر بنیاد مستضعفان و ...
- اخذ سهم مالیات بیشتر در یک دوره زمانی مشخص و موقت، از آن دسته از کسب و کارهایی که به واسطه شیوع ویروس کرونا کسب وکارشان رونق گسترده ای پیدا کرده است.
- استفاده از ظرفیت های سازمان های مردم نهاد نظیر خیریه ها و NGO ها
- تصویب هرچه سریعتر قوانین پشتیبان به منظور پیاده سازی مالیات بر مجموع درآمد
بخش دوم: راهکارهای پیشنهادی جهت کاهش پیامدهای شیوع کرونا بر کسب و کارها
- تامین مالی و سرمایه در گردش کسب و کارها
- اقداماتی در خصوص حق بیمه تامین اجتماعی کارفرمایان
- اقداماتی در خصوص اجاره بها و هزینه ها و عوارض سربار کسب و کارها
- در نظر گرفتن تسهیلاتی در زمینه پرداخت مالیات از جمله تعویق در ارائه اظهار نامه، ترازنامه، حساب سود و زیان متکی به دفاتر و اسناد اشخاص حقوقی حداکثر تا 5 ماه پس از سال مالیاتی
- حمایت های حقوقی از جمله تمدید قرارداد شرکت های طرف قرارداد با دولت یا شرکت های دولتی که به دلیل شیوع کرونا نمی توانند تعهدات خود را به موقع انجام دهند.
راهکارهای پیشنهادی به کسب و کارها
در راستای کاهش پیامدهای اقتصادی شیوع ویروس کرونا بر کسب و کارها، موسسه مک کینزی به شرکت ها و بنگاه ها پیگیری مجموعه اقداماتی به شرح زیر را پیشنهاد داده است:
- حفاظت از کارکنان
پیشنهاد می شود شرکت ها و کسب و کارها برنامه حمایتی را تنظیم و اجرا کنند، به نحوی که از کارکنان مجموعه حمایت شود. به عنوان مثال، پیروی از دستورالعملهای منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی، پیگیری برنامه های کاری شیفتی و تهیه امکانات مرتبط با دورکاری در شرایط شیوع کرونا.
- حفظ نقدینگی لازم برای عبور از طوفان
ضرورت دارد که کسب وکارها در راستای برنامه های آتی، سناریوهایی در خصوص متغیرهای اثرگذار بر درآمد و هزینه های کسب و کار خود پیش بینی کنند. شرکت ها می توانند شاخص های مالی فعالیت اصلی خود را برای هر سناریو در نظر بگیرند و محرک هایی را که تا حد زیادی بر نقدینگی موثر هستند مثل کاهش هزینه ها و بهینه سازی پرتفوی سرمایهگذاری ها شناسایی و اجرایی کنند.
- تثبیت زنجیره تامین
شرکتها باید مقیاس و بازه زمانی که ممکن است زنجیره تامین کالای آنها در معرض اخلال قرار بگیرد را تشخیص دهند. به علاوه در زمانی که اخلال در زنجیره تامین ایجاد می شود، شرکت ها باید از این منابع محدود در راستای تولیدات مهمتر خود استفاده کنند.
- حفظ ارتباط با مشتریان
شرکتهایی که عرضه را بهتر رصد می کنند اغلب موفق می شوند؛ چراکه آنها در بخش اصلی مشتریان خود سرمایه گذاری و رفتار آنها را پیشبینی می کنند. برای نمونه در چین درحالی که تقاضای مصرف کنندگان پایین است، از بین نرفته است و مردم به طور وسیعی به سوی خرید آنلاین برای تامین تمامی کالاها و خدمات حرکت کرده اند. این روند همچنین شامل اطمینان از کیفیت محصولاتی که به صورت آنلاین فروخته می شوند نیز می شود. در این شرایط پیشنهاد می شود از طریق حذف جریمه لغو سفارشات، ارائه مدلهای سفارش منعطف، ارائه تخفیف و ... از مشتریان خود حمایت کنید و وفاداری آنها را حفظ کنید.
در پایان بایستی به این نکته توجه داشت که آشفتگی های ایجاد شده در اقتصاد طی دو سال اخیر به واسطه نقض برجام و تحمیل دور جدیدی از تحریم ها، نوسانات نرخ ارز و سیر صعودی افزایش قیمت ها و در حال حاضر شیوع ویروس کرونا، شرایط وخیمی را پیشروی فعالین اقتصادی قرار داده است. بر این اساس پیگیری اقدامات حمایتی فوری برای ادامه حیات بخشهای تولیدی و کسب وکارها ضرورت دارد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
چگونه در زندگی همیشه شاداب باشیم ؟
شادابی و شاد بودن در زندگی وظیفه هر سرپرستی در منزل هست و اگر وی شاد باشد قطعا افراد خانواده هم با او شریک میشوند ، پس بیاید همۀ وقت شاد باشیم حتی زمانی که سختی در زندگی داریم .
به گزارش تالاب با دقت به آمار تکاندهنده و روبه رشدی که امروزه در مورد شمار مبتلایان به افسردگی وجود دارد، لزوم تغییرات درونی بهمنظور زندگی بهتر و سالمتر و بهره بردن از سلامت جسمی و روحی برای سازندگی خوبتر جامعه، امری حیاتی تلقی میشود.
لذا پول را فراموش کنید و نگران گذر عمر و از دست رفتن جوانی نباشید. بلکه رفتار و افکار خوشایندی داشته باشید تا بتوانید شاد باشید و از نعمت جوانی و زندگی لذت ببرید.
حتی در دنیای ماشینی امروز نیز بسیاری افراد شاد میباشند و خوب زندگی می کنند. دیدنی هست بدانید که محققان دریافتهاند که سلامتی و کارایی افراد تا حد زیادی تحت تاثیر ویژگیهاي شخصیتی و درونی آنهاست.
زندگی شاد و خوشحال
این تحقیق10ساله نشان میدهد که صرف نظر از تغییر در اوضاع تاهل شغل یا محل اقامت افرادی که در سال 1973 روحیه خوبی داشتهاند و شاد بودهاند در سال 1983 نیز روحیه خوبی داشتهاند. در صورتی که در مدت این دهه اتفاقات خوب یا بد بسیاری در زندگیشان رخ داده هست.
اما نکته اصلی اینجاست که چگونه می توان روحیه شاداب و خوی شاد داشت؟ چه کسانی از ناملایمات زندگی نیز ناراحت و افسرده نمیشوند؟
در پاسخ باید گفت چهار شیوه اصلی و مهم وجود دارد تا افراد شاد باشند:
داشتن زندگی شاد و فرار از افسردگی
1-عزت نفس:
افراد شاد، خود را دوست دارند.
در دهه 1980 هیچ موضوعی بهاندازه خود و خویشتن، روان شناسان را مشغول نکرد. تعداد زیادی از گزارش ها حاکی از آن هست که افراد باعزت نفس بالا، از سلامتی بیشتری برخوردارند و حتی در زندگی خانوادگی ، شغلی و جمعهاي دوستانه نیز رضایت بیشتری دارند.
به عبارت دیگر، وقتی افراد خود را میپذیرند، زندگی و پستی و بلندی هاي آن را نیز میپذیرند و احساس خوبی در مورد آن دارند.
در حال حاضر، داشتن عزت نفس بیشتر، امری محال نیست زیرا تعداد زیادی از کتابها، مقالات و برنامهها در مورد اینکه بهخود ما احترام بگذاریم، تواناییهاي خود را تقویت کرده و مثبت بیندیشیم و احساس قربانی بودن و بدبختی نکنیم،وجود دارد که می توانیم از آن ها بهرهمند شویم.
باید گفتار منفی را نیز قطع کنیم. برای اینکه در زندگی به محبت برسیم باید ابتدا به خود ما علاقه داشته باشیم.
در ارزیابی عزت نفس، افراد در شرایط گوناگونی قرار می گیرند ولی هیچکس نمره صفر نمیگیرد زیرا ممکن هست عزت نفس ما ضعیف باشد اما در اعماق وجودمان دارای آن هستیم پس باید آنرا تقویت کنیم.
بد نیست بدانید افرادی که عزت نفس ضعیفی دارند، در کلام خود به جای عبارت «من خوب فکر میکنم» می گویند «گاهی اوقات یا تا حدی خوب فکر میکنم.»
از طرف دیگر افرادی که عزت نفس خوبی دارند مایل به برقراری روابط بیشتر اجتماعی با دیگران میباشند. چنین افرادی در روابط اجتماعی مسئولیتپذیر میباشند و بیشتر سعی میکنند کارهای مثبت انجام دهند زیرا خود را مسئول و پاسخگوی کردارشان می دانند.
بیشتر به موفقیت فکر می کنند تا شکست. بههمین علت مرتب از خود نمیپرسند: «مگر من چه کردهام که مستحق چنین مشکلی باشم ؟» زیرا میدانند که گفتار و رفتارشان پیامد و عواقبی دارد پس تمایل دارند کارهایی انجام دهند که پیامدهای مثبت داشته باشد تا در انتها پشیمان نشوند.
گرچه بسیاری افراد نیز خود را بهتر از متوسط میبینند ودر قضاوتهایشان نسبت به رفتار قبلشان همواره خود را محق می دانند که این امر نباید با عزت نفس اشتباه گرفته شود. ما باید بتوانیم به عقاید و نظرات دیگران احترام بگذاریم و در مواردی نیز با افراد آگاهتر از خود ما مشورت نماییم.
زیرا در غیراین صورت فقط خود را کامل میپنداریم و هیچ حرکت و رفتار مغایر به تمایل خود را نخواهیم پذیرفت که خود این موضوع نیز میتواند منجر به افسردگی و یاس شود.
مرتب خود را با دیگرانی که از نظر خانوادگی، درآمد و تحصیل از شما بالاتر میباشند مقایسه نکنید بلکه سعی کنید با امید به خدا و تکیه بر تواناییهایتان خود را باور کرده و به سمت کمال حرکت نمایید.
نهایتاً اینکه
عزت نفس باید مثبت و واقعگرایانه باشد، زیرا بر مبنای دستاوردهای حقیقی افراد شکل میگیرد. باید واقعیت آن چه هستیم بپذیریم تا احساس خوبی داشته باشیم.
2- خوشبینی :
افراد شاد، امیدوار میباشند.
چنانچه موافق باشید که «همۀ افراد شانس کافی برای انجام تقریباً همۀ کارها دارند» امیدوار هستید. وقتی به کار اخیر دست میزنید، انتظار موفقیت داشته باشید نه شکست. بهعبارت دیگر، وقتی به یک لیوان نصفه نگاه می کنید، نیمه پر آن را مشاهده نمایید، تا شادتر باشید.
درضمن افراد خوشبین، سالمتر میباشند. انها در مواجهه با مشکلات نمیگویند:«در جایی اشتباه کردم اما سعی می کنم دوباره همۀ چیز را درست کنم.» چنین افرادی کمتر آسیبپذیرند و نسبت به مریضیها نیز قوی تر میباشند.
چنین افرادی حتی در مراحل مختلف مریضی نیز آثار خفیفتر از خود بروز میدهند در صورتی که افراد بدبین با یک مریضی نه عمده جدی نیز از پا میافتند.
وقتی می خواهید کاری را انجام دهید- اگر خوشبین باشید- حتی موانع موجود را نیز فرصتی برای یافتن راهی جدیدتر و بهتر تلقی میکنید.
اگر خوشبین باشید به جای «نه» بیشتر می گویید «بله».
در این بخش نیز لازم بهذکر هست که واقعبین باشید و اهداف محال و غیرقابل دسترس برای خود تعیین نکنید تا با نرسیدن به آن ها انگیزه لازم و کافی را برای ادامه از دست بدهید.
بسیاری افراد حتی در مورد ازدواج نیز چنان رویاپردازی می کنند که با عدم تحقیق هر مورد احساس شکست در ازدواج و بدبختی میکنند.
باید به اندازه کافی خوشبین بود تا بتوان حرکت کرد و به اندازهاي واقعگرا بود که افکار و رفتار را نظارت نمود و به هر کاری دست نزد.
3- برونگرایی :
مطالعات مختلف حاکی از آن میباشند که افراد برونگرا و اجتماعی افرادی میباشند که رضایت بیشتری از زندگی داشته و شادترند. گرچه بخشی از برونگرایی مربوط به ذات و خلق وخوی افراد هست. بدینمعنا که، بعضی ذاتاً شادابتر و گرمتر میباشند.
آن ها با وارد شدن به اتاقی که پر از افراد مختلف هست به راحتی وارد شده و خود را معرفی کرده و با افراد صمیمانه برخورد می کنند. بدین صورت بهتر هم پذیرفته می شوند.
اما این مسئله تا حدی هم اکتسابی هست و افراد درونگرا نیز می توانند با تمرین، آداب اجتماعی را بهتر و بیشتر بهجای آورند. دیگران را دوست بدارند و دوست داشته شوند.
چنین تفکری بهتحقق تجربههاي مطلوبتر کمک میکند. گویی طبیعت و روزگار نیز افراد برونگرا را بیشتر حمایت میکند. چنین افرادی راحتتر ازدواج میکنند. احتمال اینکه شغل بهتری پیدا کنند و دوستان صمیمی داشته باشند ،بیشتر هست.
برون گرایان بیشتر با مردم در تعامل بوده و دوستان بیشتری دارند. در فعالیتهاي اجتماعی نیز بیشتر شرکت کرده و شاید همین مورد برخورد با افراد مختلف ، فرصتهاي مختلفی را برایشان ایجاد میکند.
4-کنترل شخصی :
افراد شاد معتقدند که :خودشان قادر به گزینه سرنوشت خود میباشند.
تحقیقات حاکی از این هست که احساس قوی بازرسی بر امور شخصی در افراد ،بیش از هر عامل دیگری موجب بروز احساست مثبت و حس رضایت از زندگی و خوشحالی میباشد.
اگر دقت کرده باشید بعضی افراد به این عبارات فکر کرده و آن ها را بیان میکنند: «من نقشی در خوشبختی یا بدبختی خود ندارم» یا «زندگی مرا با خود برده و من نمیتوانم در جهتی که می روم دخالت کنم» یا «دنیا فقط به کام بعضی افراد قدرتمند هست.»
چنین عباراتی نمایانگر احساس عجز فرد میباشد و در نتیجه استرس بیشتر و ناکامی در زندگی نیز از پیامدهای آن خواهد بود.
در مقابل افرادی که احساس بازرسی بر امور شخصی و خویشتن دارند از سلامت جسمی و روحی بیشتری نیز برخوردارند. از حق گزینش خود در زندگی لذت برده و 93درصد انها افرادی فعال، آگاه و شاد میباشند.
چرا که این احساس بازرسی همواره با نوعی مدیریت در امور همراه هست و این مدیریت با مدیریت زمان همراه شده و زمانی که فرد حداکثر بهرهگیری را از زمان خود میکند، بدیهی هست که نتیجه بهتری هم میگیرد و به دستاوردهای بیشتری میرسد که موجب اعتماد به نفس بیشتر و خوشحالی او میباشد.
شادی با خانواده
نهایتاً چگونه خوشحال باشیم؟
– تاکنون به اندازه کافی گفته شد که خوشحالی بهدنبال احساس عزت نفس پدید می آید و خوشبینی نیز در این میان نقش قابل توجهی ایفا میکند. اما اینکه ما باید خود را تقویت کنیم، مورد دیگری هست.
نخسیتن گام این هست که خود را مسئول اتفاقات و مسائلی که برایمان رخ می دهد بدانیم. بدین ترتیب برای بهتر شدنشان تلاش میکنیم و موقعیت خود را در دنیا هستی ارتقا می دهیم.
شاید دیدنی باشد که بدانید، تحقیقات نشان میدهد بیشتر افراد پیروز در دوران کودکی با مشکلات بسیاری روبه رو بودهاند. همین مشکلات انگیزهاي به انها داده که بخواهند سرنوشت خود را بهدست گیرند و در این راه از تمام توان خود بهرهگیری کنند. بدین ترتیب قابلیتها و شایستگیهاي آنان شکوفا شده و بهتدریج پیروز شدهاند.
پس به یاد داشته باشید که انگیزه، ثبات، توسعه فکر و اندیشه، توافق ، مصالحه و آگاهی از جمله عوامل تأثیر گذارند.
باید بپذیریم که قدرت تأثیر بر سرنوشت خود را داریم. حداقل می توانیم حضور اجتماعی خود را موثرتر و مطلوبتر گردانیم.
ما شاید محصول قبل خود باشیم، اما انچه میتوایم ساخت کرده و به وجود آوریم، آینده هست
شخصیت انسان مثل رنگ چشم برنامهریزی نشده تا هرگز قابل تغییر نباشد. پس حرکت کنید و مطمئن باشید با وجود تمام محدودیتهایي که در زندگی هر یک از ما وجود دارد، می توانیم گزینش کنیم و بهتر و موثرتر بیندیشیم و زندگی کنی.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

اول خلقت
اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت،دموکراسی یک ملت،و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز میشود. همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع میشود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
رئیس جمهور به مدرسه میرود و زنگ اول مهر را میزند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسهها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید.
۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درماندهی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد.
وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگیما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته میشود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد میخشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم میگفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژیاش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش میبندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما میدانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است،باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمیزند بلکه متلاشی میکند، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمیشود؛ اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود
لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، به آنها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمیکشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،زبانشان را برای نقد آزاد بگذارید، بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید. ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد.
دکتر محسن رنانی
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

دکتر محسن رنانی:
مدارس کودکان ما را به موجوداتی "ناقص" تبدیل می کنند
ضروری ترین تغییر، «تغییر نگاه» است که اگر رخ دهد آنگاه درمییابند که با مشق شب و املا و حضور و غیاب و نمره و معدل نمیتوان از این انسان کامل رونمایی کرد.
اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران که همزمان با روز معلم کار خود را آغاز کرد، در اولین فراخوان همفکری خود، این پرسش را مطرح کرد:
«با توجه به وضع نامطلوب آموزش و پرورش ایران از نظر کیفیت و اثر بخشی (رتبه ۱۰۳ در دنیا)، برای دستیابی به آموزش و پرورشی توسعه یافته، کارآمد و اثربخش، مهمترین تغییرِ کلیدی و ضروری در این نهاد چیست؟»
در پی این پرسش، دکتر محسن رنانی،استاد دانشگاه، اقتصاددان و صاحب نظر در حوزه توسعه این گونه پاسخ داده اند:دکتر محسن رنانی: مدارس کودکان ما را به موجوداتی"ناقص" تبدیل می کنند
ضروری ترین تغییر، «تغییر نگاه» است. نگاه سنتی، به دانشآموز به مثابه یک موجود ناقص یا یک ماده خامی مینگرد که ما باید آن را بتراشیم تا از دل آن یک تندیس خیلی جذاب بیرون بیاوریم. نگاه سنتی، دانشآموز را به مثابه خمیری که باید آن را ورز بدهیم و به شکل دلخواه درآوریم مینگرد.
این نگاه، نگاه خطرناک و پرآسیبی است. به دانشآموز باید به مثابه یک موجود کامل و به مثابه یک تندیس طلایی ارزشمند و فوقالعاده جذاب که روی آن را مقداری گردوغبار گرفته است نگاه کنیم. ما فقط باید به آرامی، با لطافت و نرمی و با مراقبت ویژه این گرد وخاک و خس و خاشاک را از روی این تندیس بزدایم.
هر کودک یک موجود کامل است. آموزش و پرورش معمولا با اقدامات خود این موجود کامل را ناقص می کند، چون نگاهش به این موجود غلط است. اگر این نگاه تغییر کند، آنگاه ماموریت آموزش و پرورش نیز به طور طبیعی تغییر می کند. دیگر آموزش و پرورش گمان نمی کند که ماموریتش تولید نخبه و دانش آموز باسواد و بالا بردن معدل بچه ها و آوردن رتبه در کنکور و حفظ کردن تاریخ و فرمول های فیزیک و ریاضی است بلکه درمییابد که ماموریتش سالم نگاه داشتن و تقویت روح انسانی و غبارروبی از تواناییهایی است که در این «انسان کامل» وجود دارد. آنگاه درمییابد که با مشق شب و املا و حضور و غیاب و نمره و معدل نمیتوان از این انسان کامل رونمایی کرد.
به تبع تمام هدف و رویکرد نهادهای مدنی و این اندیشکده که در راستای اصلاح نظام آموزش و پرورش گام بر می دارند باید این باشد که به «تغییر نگاه» در آموزش و پرورش کمک کنند. باقی قضایا، بعد از تغییر نگاه امکان پذیر خواهد شد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

شغلهای خانگی پولساز را بشناسید
اقتصاد آنلاین نوشت:برای شاغل شدن لازم نیست حتما تخصص داشته باشید. میتوانید از قابلیتها و هنرهایتان در خانه استفاده کنید و با اندکی خلاقیت و نوآوری برای خودتان پول درآورید.
این روزها مشاغل خانگی که طرفداران زیادی هم دارد در حال گسترش است و روز به روز به فعالان این عرصه افزوده میشود. بسیاری از کارآفرینان موفق مرد و زنی که وارد بازار کار شده و به درآمدزایی رسیدهاند، از مشاغل خانگی شروع کرده و ایدههای خلاقانه خود را به کار گرفتهاند.
به اعتقاد صاحبنظران، کسبوکارهای خانگی یکی از بهترین و مطمئنترین راهها برای درآمدزایی به شمار میرود و گسترش آن به توسعه اقتصاد، کاهش فقر و بیکاری منجر میشود.در کسب و کارهای خانگی مشارکت تمام اعضای خانواده لازم نیست و فعالیت اقتصادی یک یا چند نفر از اعضای خانواده میتواند به این کسب و کارها رونق ببخشد.
از نگاه سازمان بین المللی کار (ILO) موقعیت مکانی و وجود کسب و کار در خانه ملاک تلقی کردن آن به عنوان مشاغل خانگی است و کنوانسیون ۱۸۹ سازمان بین المللی کار، کار شایسته و ضرورت پرداختن به وضعیت کارگران خانگی اعم از پرستار بیمار در منازل، راننده و آشپز را به رسمیت شناخته است.
اشتغال خانگی چه مزایایی دارد؟
امروز کار خانگی به یک منبع مهم اشتغال و درآمد به ویژه برای زنان تبدیل شده است.کار در خانه نه تنها کیفیت زندگی را بهبود میبخشد بلکه موجب میشود افراد بیشتری مشغول کار شده و سطح درآمد خود را افزایش دهند و از این جهت به اقتصاد خانوار نیز کمک میشود. افراد به جای صرف هزینههای کلان برای اجاره مغازه یا خروج از منزل و گرفتار شدن در ترافیک و شلوغیهای خیابان و یا داشتن استرس رسیدن به محل کار، به آسانی کسب و کار خود را در خانه توسعه میدهند و علاوه بر صرفهجویی در وقت، با خیالی آسوده به فعالیت اقتصادی در خانه میپردازند و در رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان نیز موثرتر عمل میکنند.
مشاغل خانگی پر سود با درآمد میلیونی!
پرورش بلدرچین، پرورش قارچ، تولید گیاهان زینتی و آپارتمانی، تهیه و پختوپز غذا، خشک کردن میوه، شیرینیپزی، بافت فرش وتابلوفرش، عروسکسازی، چهل تکهدوزی، ساخت زیورآلات و بدلیجات، تولید جعبههای کادویی، جواهرسازی، راهاندازی مزون لباس خانگی، خیاطی، نویسندگی رمان، مشاوره کسب و کار، طراحی گرافیک، بازاریابی شبکهای، ساخت و تولید گیم و انیمیشن و پرستاری در منزل از جمله کارهایی است که میتوان در خانه به آنها اشتغال ورزید و به درآمد سرشار و حتی میلیونی رسید.
در همین راستا معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار گامهای موثری در زمینه توسعه مشاغل خانگی برداشته و الگوی نوین توسعه مشاغل خانگی را از طریق دبیرخانه ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی به اجرا درآورده است.
این الگو به افراد کمک میکند در ابتدای کار به بنگاههای بالادستی و افراد پشتیبان حقیقی و حقوقی که توان انجام کار را دارند، متصل شده، کار را آغاز کرده، درآمدزایی داشته و به اشتغال و درآمد پایدار دست یابند.
وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی میگوید مشاغل خانگی نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا مورد توجه قرار دارد و رستههای مختلفی اعم از نویسندگی، مشاوره حقوقی، مربی سلامت، مدیریت بازار، تحلیلگری،بازاریابی و ویراستاری را شامل میشود.
به اعتقاد وی، اشتغال خانگی برای جوانانی که در حال گذراندن خدمت سربازی هستند فرصت مغتنمی است تا از این طریق مهارتآموزی داشته و پس از اتمام سربازی بتوانند کسب و کارهایی در این حوزه راه اندازی کنند.
مهناز امامدادی دبیر ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی با اشاره به انعطاف پذیری طرح میگوید: این طرح از طریق هدایت و مشاوره و استعدادیابی موجب توانمندسازی متقاضیان مشاغل خانگی میشود.توسعه مشاغل خانگی متقاضیان را به پشتیبانان و بنگاههای بالادستی متصل میکند و امکان درآمدزایی و اشتغال پایدار را برای افراد به وجود میآورد.
به گفته وی، شناسایی ظرفیتها، توانمندی متقاضیان و اتصال به بازار کار از مهم ترین اهداف طرح به شمار میرود و جهاد دانشگاهی به عنوان مجری طرح وظیفه تسهیلگری را بر عهده دارد.
دبیر ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی میافزاید: اگر در گذشته برای ایجاد یک شغل نیازمند وام بانکی بودیم امروز در حوزه مشاغل خانگی پرداخت تسهیلات در مرحله آخر است چون مشاغل خانگی وابستگی زیادی به گرفتن وام ندارند و افراد با تلاش خود کار را به سرانجام میرسانند.
آمارها در خصوص مشاغل خانگی چه میگویند؟
بر اساس آمارها ۹۲ هزار شغل در بخش مشاغل خانگی طی سال گذشته در کشور ایجاد شده و بیش از ۲۷۰ هزار متقاضی اشتغال خانگی نیز موفق به اخذ مجوز مشاغل خانگی در رشتههای گوناگون شدهاند.
متقاضیان مشاغل خانگی میتوانند برای ثبت طرحهای خود به سایت mashaghelkhanegi.ir مراجعه و متناسب با نوع فعالیت و شغل موردنظر خود یکی از فرمهای ثبتنام (مستقل - تحت پوشش - پشتیبان) را تکمیل کنند.فرمهای تکمیلی توسط دستگاه اجرایی مربوطه بررسیشده و در صورت تائید طرح در دستگاه اجرایی، مجوز مربوطه صادر خواهد شد.
دولت علیرغم محدودیتهای مالی برای توسعه مشاغل خانگی و ایجاد اشتغال پایدار و حمایت از کارجویان به ویژه زنان سرپرست خانوار، وام و تسهیلات بانکی پیشبینی کرده است.در حال حاضر برخی بانکها پرداخت وام و تسهیلات خود اشتغالی و مشاغل خانگی را در دستور کار قرار دادهاند که بانک مسکن از جمله این بانکها است.
افزایش سقف تسهیلات مشاغل خانگی
صندوق کارآفرینی امید نیز در راستای حمایت از مشاغل خانگی، ۱۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کرده و تاکنون ۲۵ هزار طرح مشاغل خانگی را مورد حمایت قرار داده است.پیش از این سقف تسهیلات فردی مشاغل خانگی ۲۰ میلیون تومان بود که برای حمایت بیشتر در سال ۱۳۹۸ به ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته است.
طرح ملی توسعه مشاغل خانگی از جمله طرحهای اشتغال حمایتی وزارت کار ذیل برنامه اشتغال فراگیر است که اجرای آن با نقش آفرینی اثرگذار سازمان جهاد دانشگاهی به عنوان نهاد واسط و تسهیلگر با هدف توانمندسازی و اتصال متقاضیان مشاغل خانگی به بازار فروش محصولات، در ۹ استان آذربایجان غربی، ایلام،کردستان، کرمانشاه، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، چهارمحال و بختیاری و لرستان به شکل آزمایشی به اجرا درآمده است.
مشاغل خانگی ضمن ایجاد فرصتهای اشتغال برای افراد به ویژه زنان زمینه تجمیع سرمایههای خرد و اندک و عرضه محصولات تولید شده را فراهم میکند. امروز بسیاری از کشورهای توسعه یافته بخش اعظمی از بازار اشتغال خود را به مشاغل خانگی اختصاص داده و از ظرفیت بنگاههای خرد و کوچک در این خصوص بهره بردهاند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

دولت انگلیس :
برای جذب معلمان جدید دستمزدها را افزایش میدهیم
متوسط درآمد یک معلم در کمترین حالت 7 هزار پوند بیشتر از حداقل متوسط دستمزد سالانه در این کشور است.
براساس طرح جدید دولت بریتانیا حقوق پایه معلمان این کشور بیش از 6000 هزار پوند در سال افزایش خواهد یافت.
وبسایت دولتی "به سمت تدریس" نیز، حداقل حقوق معلمان در انگلیس و ولز -به استثنای لندن-را حدود 23 هزار 720 پوند در سال اعلام کرد. حداقل این حقوق در لندن نیز به 29 هزار 664 پوند در سال میرسد.
به گزارش اکونومی، حداقل دستمزد در بریتانیا در سال 2019 مبلغی حدود 16 هزار و 612 پوند در یک سال برآورد شده است. در واقع متوسط درآمد یک معلم در کمترین حالت 7 هزار پوند بیشتر از حداقل متوسط دستمزد سالانه در این کشور است.
به گزارش عصر ایران به نقل از بیبیسی، براساس اعلام وزرات آموزش بریتانیا حقوق معلمان در این کشور به بیش از 30 هزار پوند بین سالهای 23-2022 میرسد. این موضوع میتواند باعث جذب فارغالتحصیلان بیشتر در این حرفه شود.
اتحادیه آموزشی بریتانیا اعلام کرد که این طرح برای جذب فارغالتحصیلان جدید در این بخش لازم است.
در روز جمعه، بیش از چند میلیون پوند برای ارتقای سیستم آموزشی و مدارس انگلستان -در طول سه سال آینده- اختصاص یافت. در این میان "ساجد جاوید" وزیر خزانهداری بریتانیا نیز اعلام کرد علاوه بر هزینههای مرسوم، مبلغی حدود 400 میلیون پوند را صرف آموزش نیروهای بین 16 تا 19 سال برای پرورش و جذب معلمان جدید خواهد کرد.
"مری بوستد" دبیر کل اتحادیه آموزش ملی، در این باره گفت: افزایش حقوق معلمان برای جذب افراد جدید در این حرفه اقدامی "کاملا اساسی و لازم" است.
او افزود: برنامه تعلیم معلم در 6 سال گذشته فراموش شده بود و اینک در اولویتهای اول قرار دارد. او افزود دولت باید از ترفندهای ویژه و جذابتری در آموزش معلمان بهره ببرد.
بوستد در این باره گفت: بیش از نیمی از معلمان با تجربه بریتانیا در 10 سال اول کار خود فعالیت حرفهای را ترک کرده و در طرح جدید راهکاری برای حفظ معلمان با تجربه کنونی در نظر گرفته نشده است.
وزارت آموزش بریتانیا اعلام کرد: نخستوزیر عملیاتی شدن این طرح را تضمین کرده و در این شرایط حقوق پایه همه معلمان بریتانیا افزایش خواهد یافت.
گوین ویلیامسون وزیر آموزش و پرورش بریتانیا نیز مقدمات برنامه بررسی افزایش حقوق معلمان را آغاز کرده و خواستار بررسی نظرات و پیشبینیهای اعضای این حرفه است.
وی در این باره گفت: قصد داریم استعدادها را در این حرفه جذب کنیم و با بزرگترین موسسات در جذب استعداد رقابت کنیم.

برگزاری یک عروسی متعارف چقدر خرج برمیدارد؟
حالا عروسیها دیگر از قالب یک میهمانی صرف خارج شده اند، عروسی نمادی است برای نشان دادن وقعیت اجتماعی و اقتصادی خانوار با هزاران پیش درامد و پس درامد.
مراسم عروسی دیگر دورهمی ساده فامیل ها نیست، برای نشان دادن خوشحالی از پیوند یک زوج؛ امروز خانواده ها چنان درگیر و دار برگزاری مراسم عروسی میشوند که گویا قرار است تصویری جهانی از مراسم عروسی خود به نمایش بگذارند.
هر چند ظهور شبکه های اجتماعی و انتشار تصاویر از مراسم های لاکچری عجیب و غریب در تغییر این سبک زندگی بیتاثیر نیست اما این شیوه از زندگی سبب شده است مراسم عروسی حالا "ته" نداشته باشد.
حالا فیلمبرداری عروسی به جزئی لاینفک از مراسم تبدیل شده است، تصویر برداری پیش از برگزاری مراسم عروسی، آتلیه قبل از عروسی و در این مسیر برخی عروس و دامادها هزینه تصویربرداری های انچنانی را در کویر و دریا و ... به جان می خرند تا تصویری ماندگار از جشن عروسی خود در اختیار داشته باشند.
تصویربرداری هایی با ملزوماتی در حد و اندازه یک فیلم سینمایی.خرید دسته گل، گل زدن ماشین عروس، تالار، میهمانی پایان شب در تالاری جداگانه، تصویربرداری مراسم عروسی، موزیک و البته لباس و حلقه... و البته آرایشگاه عروس و به تازگی آرایشگاه داماد؛ همگی هزینه ها را بی انتها کرده اند اما واقعیت داستان چیست؟
اولین گام، آرایشگاه
با اهمیت یافتن فیلمبرداری در مراسم های عروسی، آن هم به دفعات، آرایشگاه نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. اگر تا پیش از این تنها عروس بود که هزینه آرایشگاه را می پرداخت، امروزه دامادها نیز با هر بار، برنامه فیلمبرداری سری به آزایشگاه ها می زنند و کار و بار آرایشگران دامادها نیز به اندازه ارایشگران عروس سکه است. بررسی ها نشان میدهد حداقل هزینه ارایش عروس در ارایشگاه هایی که برند معروفی نیستند، یک میلیون تومان آب می خورد اما آرایشگاه های برند تا چندین برابر این مبلغ را دریافت میکنند. متعارف این مبلغ ۴ میلیون تومان عنوان شده است که در حال حاضر اغلب خانواده های تهرانی دو بار این هزینه را پرداخت می کنند، یک بار برای فیلمبرداری فیک و یک بار برای عروسی.
در مقابل هزینه آرایش داماد از حدود ۲۰۰ هزار تومان آغاز می شود و تا دو میلیون تومان نیز به طور متعارف افزایش می یابد. پاکسازی صورت، ترمیم مو، ترمیم ابرو و مواردی از این دست در پکیج آرایش دامادها جایگاه ویژه ای را داراست.
اجاره خودرو در مواقع خاص
اجاره خودرو در مواقع خاصی برای برخی خانوارها صورت می گیرد. خودروای بسیار لاکچری، حتی تا شبی ۱۰ میلیون تومان با راننده در این بازار مشتری دارند. برخی خودروهای انتیک و قدیمی نیز در این بازار موقعیت خاصی را از ان خود می کنند. گل زدن به خودرو بر عهده صاحب مجلس عروسی است. هزینه گل زدن در گفت و گو با گل فروشی ها بین ۵۰۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان اعلام شده است اما متعارف هزینه در این بخش ۸۰۰ تا یک میلیون تومان است. دسته گل عروس نیز بین دویست تا ۵۰۰ هزار تومان هزینه بر میدارد.
«خانه» داریم تا خانه
هیچ ازدواجی بدون محل سکونت کامل نمی شود. این در حالی است که ظرف یک سال گذشته قیمت واحدهای مسکونی در تهران به طور میانگین بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافتند. طبق آمارهای رسمی میانگین هر متر واحد مسکونی در خرداد ماه امسال در تهران به حدود ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می رسد یعنی خرید یک واحد مسکونی ۱۰۰ متری در یک محله مرکزی شهر، مثلا خیابان آزادی برای یک زوج جوان حدودا یک میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان آب می خورد.
در محله های جنوبی تر تهران مانند خیابان کمیل نیز قیمت هر متر واحد نوساز ۱۰ میلیون تومان و واحدهای قدیمی تر به هشت میلیون تومان بالغ می شوند. درنتیجه اگر خرید خانه در محله کمیل هم مدنظر زوج ها باشد برای آن هم حدود یک میلیارد تومان هزینه را باید کنار بگذارند. در حالی که اگر عروس و داماد قصد کرده باشند پس از ازدواج در واحدی از برجهای مشهور تهران یا یکی از پنت هاوس های نزدیک به سعادت آباد هم ساکن شوند، باید به هزینه ۲۵ میلیارد تومانی بیاندیشند. از سوی دیگر احتمالا برخی از نو عروسان و نودامادها ترجیح دهند برای اینکه خانه دار شوند به حاشیه تهران مانند هشتگرد، اسلامشهر، پردیس و پرند بروند که طبیعتا هزینه واحدها در این مناطق به نسبت تهران به مراتب کمتر است.
این میان برای رهن یک واحد ۸۰ متری در مرکز شهر نیز باید در حدود ۱۰۰ میلیون تومان کنار گذاشت و طبعا در این بخش نیز واحدهای لوکس قیمتهای کهکشانی دارند.
و اما لباس
لباس عروس خانم ها اگر کرایه نباشد غالبا از یک میلیون تومان به بالا هزینه دارد. کت و شلوار دامادی نیز از این وضعیت مستثنی نیست و حداقل قیمت برای یک کت و شلوار کمتر از پانصد هزار تومان نیست. هر چند در برخی موارد لباس عروس از سوی خانواده با هزینه ای حداقل سیصد زهار تومانی کرایه می شود اما لباس داماد باید حتما خریداری شود.
هزینه طلا چقدر است؟
با وجودی که افزایش شدید قیمت طلا سبب شده است بسیاری از خانوارها خرید سرویس و ... را فاکتور بگیرند اما حلقه عروسی قابل چشم پوشی نیست. طلا در حال حاضر گرمی ۴۱۲ هزار تومان قیمت دارد و یک گرم طلای ساخته شده از ۴۵۰ هزار تومان به بالا قیمت دارد. خرید حلقه ای با سه گرم طلا نیز هزینه ای حداقل یک یملیون و پانصد هزار تومانی را برای یک از زوجین و حداقل سه میلیونی را برای هر دو در بر دارد.
فاصله ۱۰۰ برابری
خسرو ابراهیمی نیا، رییس اتحادیه تالارداران تهران، در گفتگو با خبرانلاین می گوید سقف هزینه تالارها روشن نیست، اما کف هزینه ها مشخص است. بدون تردید می توانم بگویم با نفری ۳۰ هزار تومان، به صرف یک مدل غذا و نوشیدنی می توان در تهران یک عروسی برگزار کرد، این یعنی ۲۰۰ میهمان، ۶ میلیون تومان هزینه روی دست صاحب مجلس می گذارد و از این دست عروسی ها نیز کم نداریم اما خود وی نیز می گوید این پایان داستان نیست. اغلب خانواده ها تقاضای سرو چندین نوع غذا دارند، به همراه بستنی و نوشیدنی و میوه ها و شیرینی های متعدد و ... ملزوماتی که هزینه برگزاری برخی مراسم ها را تا صد برابر نیز افزایش میدهد.
حالا نه فقط رییس اتحادیه تالارداران که سایر فعالان این صنف نیز از تغییر سبک زندگی و کاهش تعداد عروسی ها و مراسم هایی از این دست در تالارها گله مندند. البته دلیل اصلی را موقعیت نامساعد اقتصادی نمی دانند بلکه معتقدند باغ - تالارهای اطراف تهران که برخی نیز بدون مجوز فعالیت می کنند، در این امر دخیلند، باغ - تالارهایی که بعضا تا پاسی از شب باز هستند و سرویس دهی به میهمانان در ان ها امکان پذیر است در حالی که تالارهای درون شهری با محدودیت ساعت کاری در ساعات پایانی شب مواجه هستند.
در عین حال شکل گل آرایی و شیوه برگزاری مراسم و ... در این تالارها به ذهنیت امروز جامعه شهری، خصوصا در شهرهای بزرگ نزدیکتر است، ارکسترهای پرسر و صدا، سرو انواع غذاهای ایرانی و فرنگی در محیط باغ و ... مراسم هایی که هزینه برگزاری انها سقف ندارد.
از عروسی ۶ میلیون تومانی تا ۶۰۰ میلیونی
مدیر یکی از باغ های حوالی غرب تهران در گفتگو با خبرانلاین درباره هزینه متعارف برگزاری یک مراسم عروسی در باغ- تالارها گفت: حداقل و حداکثر هزینه ورودی به باغ، ارقام بین ۵ میلیون تا ۶۰ میلیون تومان در نوسان بودند و هر چه باغ معروف تر باشد، ورودی نیز افزایش می یابد. جالب اینکه رقم فوق تنها یک دستگرمی برای هزینه های تمام نشدنی شب وصال است!
این مدیر داخلی تالار، در رابطه با هزینه های غذا و پذیرایی مهمانان، گفت: بسته به توان طرف مقابل و منویی که برای مراسم انتخاب کنند، قیمت ها متغیر است ولی در باغی متعارف، منوی حداقلی برای هر نفر ۲۵۰ هزار تومان و منوی حداکثری دو میلیون تومان است. با تفاوت که در منوی ارزان ۱۲ مدل غذا، پنج نوع میوه و پنج نوشیدنی برای هر نفر وجود دارد اما در منوی دو میلیونی ۶۰ نوع غذا اعم از ایرانی و فرنگی، دریایی و گیاهی در کنار ۱۲ نوع میوه و انواع نوشیدنی ها قرار دارد. در نتیجه بسته به انتخاب مشتری برای منوی افراد قیمتها تغییر می کنند.
هنگامی که با او از قیمت حداقلی رییس اتحادیه تالار داران صحبت کردیم، وی پاسخ داد: البته ایشان با شما بسیار ارزان حساب کردند ولی برای یک نوع غذا قیمت بسیار کم می شود. به هر حال هزینه غذا و نوشیدنی، یا بستنی و مخلفات دیگر هر کدام بر هزینه منو می افزاید. گرچه به نظر من آقای ابراهیمی نیا دوست داشتند شما مشتری او شوید و در این رابطه حسابی هم تخفیف دادند!
او در رابطه با هزینه موزیک زنده و خواننده هم تصریح کرد: در این بخش هم قیمتها متفاوت است، در مدت فعالیت من در این باغ، ارزان ترین مراسم حداقل پنج میلیون تومان برای یک شب هزینه در پی داشته ولی اگر تمایل به انتخاب خوانندگان و دی جی های مشهور تر باشد این هزینه تا ۳۰ میلیون تومان نیز افزایش خواهد یافت.
همچنین در رابطه با ماشین عروس گل زده نیز ارقامی بین یک میلیون تا پنج میلیون تومان اعلام شده که البته باید توجه داشت، خودرویی که برای یک شب عروسی پنج میلیون تومان هزینه در پی دارد، مازراتی است که البته باید به همراه راننده مخصوص خود در مراسم شرکت کند.
وی در ادامه افزود: به نظر من باید توجه داشته باشید که باغ ها شرایط کاری سختتری دارند و از هشت صبح کار در آن آغاز می شود و مهمانان نیز اغلب تا یک بامداد می مانند. در حالیکه تالارهای درون شهر این مشکلات را ندارند. گرچه شایعاتی هم وجود دارد که باغهای حاشیه تهران اجازه مصرف نوشیدنی های غیر مجاز را می دهند که به نظر من خبر درست نیست، زیرا اماکن به این مسائل به شدت سخت گیر است!
چنانچه تعداد مهمانان را ۲۰۰ نفر مفروض داشته باشیم، در مراسمی که این باغ برگزار می کند، عروس و داماد یا بهتر است گفته شود خانواده این زوج برای عروسی حداقل ۶۰ میلیون تومان باید هزینه کنند. چنانچه خانواده ها دست به نقدتر باشند و بخواهند با حداکثر هزینه ها زوج های خود را به خانه بخت رهسپار کند، این هزینه به حدود ۶۰۰ میلیون تومان خواهد بود؛ البته مدنظر داشته باشید که هزینه های جهیزیه، آرایشگاه و... محاسبه نشده اند.
به این ترتیب با احتساب متوسط ۶ تا ۶۰ میلیون نفر هزینه برگزاری مراسم در تالاری متعارف در تهران با دویست میهمان و هزینه یک تا ۴ میلیونی آرایشگاه عروس و دویست هزار تومانی تا یک میلیون تومانی آرایشگاه داماد؛ به همراه هزینه ۴ تا ۱۵ میلیونی تصویربرداری از مراسم به همراه ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومانی دسته گل و ۵۰۰ هزار تا چهار میلیونی گل آرایی ماشین عروس و هزینه حداقل سه میلیونی حلقه عروسی و کف قیمت یک میلیونی برای لباس عروس و داماد می توان نتیجه گرفت یک مراسم ساده عروسی بدون محاسبه قیمت مسکن و جهیزیه بین ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان به شکل متعارف هزینه روی دست خانوارها می گذارد. این بها برای متعارف ترین و ساده ترین شکل عروسی محاسبه شده است. لازم به تضویح است تنها مراسم عروسی در برخی موارد برای دویست میهمان حدود ۶۰۰ میلیون تومان آب می خورد. خبرآنلاین
🌈شادترین ملتهای جهان و جایگاه بسیار نگران کننده ایران
💥سازمان ملل از سال 2012، روز 21 مارس مصادف با نوروز، را به عنوان "روز بین المللی شادی" international day of happiness نامگذاری کرده است .
به همین مناسبت زیر نظر سازمان ملل متحد هر ساله تحقیقی در مورد میزان شادی و غم در ملتهای جهان صورت می گیرد.
💥 ماه مارس امسال نیز گزارش World Happiest Report 2019 از وضعیت شادی در 156 کشور طی دو دوره 2016-2018 منتشر گردید.
👈شاخصهای مورد استفاده در ارزیابی سطح شادی ملتها ،عبارتند از :
💠 تولید ناخالص داخلی، حمایتهای اجتماعی، امید به زندگی سلامت در بدو تولید، ازادی در حق انتخابها برای زندگی، سخاوتمندی و احساس فساد.
👈طبق گزارش مزبور 10 ملت شاد جهان طی دو سال گذشته به ترتیب عبارتند از :
👈فنلاند ،👈دانمارک ،👈نروژ، 👈ایسلند ،👈هلند ،👈سوئیس ،👈سوئد، 👈نیوزلند ،👈کانادا ،👈اتریش،
♻️😄جایگاه برخی دیگر از ملتها در زمینه نشاط و شادی ،عبارتند از :
انگلستان ( رتبه 15 ) ، ایالات متحده ( رتبه 19 ) ، امارات متحده عربی ( رتبه 21 ) ، فرانسه ( رتبه 24 ) ، عربستان ( رتبه 28 ) ، کویت (رتبه 51 ) ، ژاپن (رتبه 58 ) ، ترکیه (رتبه 79 ) ، چین ( رتبه 93 ) ،
😩👈طبق همین گزارش، غمگین ترین ملتهای جهان طی دوره ارزیابی شده به ترتیب عبارتند از :
👈سودان جنوبی ،👈جمهوری آفریقای مرکزی ،👈افغانستان ،👈 تانزانیا ،👈رواندا ، 👈یمن ، 👈مالاوی ، 👈سوریه ،👈 بوتسوانا ، 👈هائیتی ،👈 زیمبابوه ،👈 بروندی
😩👈ملت ایران با رتبه 117 بین 156 ملت مورد ارزیابی، رتبه بسیار پائین از لحاظ شاد بودن را به خود اختصاص داده است. یعنی حتی غم انگیزتر از مردم ارمنستان و بورکینافاسو !
👈طبق گزارش سالهای قبل، رتبه ایران در جایگاه 108، سال پیش از ان در جایگاه 105 قرار داشت.
💥 روند دوری ملت ایران از شادی و نشاط طی چند سال اخیر، بسیار نگران کننده بوده که آثار بسیار زیانبار محسوس و نامحسوسی بدنبال داشته است.
👈باید از شادتر بودن 116 ملت جهان، از جمله برخی ملتهای همسایه مانند ترکیه، امارات، کویت و عربستان، غبطه خورد!
💥 ایجاد زمینه های شادی و نشاط عمومی می بایست یکی از دغدغه های اساسی متولیان کشور و برنامه ریزان توسعه کشور باشد.
باید در نحوه حکمرانی که موجبات افزایش غم و اندوه مردم گردیده ،بازنگری ضروری صورت گیرد.
💥 اجتناب از تنش بین المللی و داخلی، یکی از اقدامات اساسی برای آرامش روحی جامعه است که به تبع آن افزایش بهره وری، رونق اقتصادی و توسعه بدنبال خواهد داشت .
به موازات لزوم ایجاد زمینه های " امید واقعی " مردم به آینده، لازم است، فضای روانی جامعه نیز از افسردگی و غم، پرهیز داشته باشد.
💥بغیر از مناسبتهای رسمی گسترده برای سوگواری و عزاداری ! ( که هر سال به تعداد آنها افزوده شده و حتی برای برخی مناسبتها به پیشواز می روند !) ، رسانه ملی نیز در تشدید روحیه غم و افسردگی آحاد مردم نقش بسزایی داشته است.
👈 درصورتی که متولیان جوامع توسعه یافته، ایجاد محیط نشاط آور در محیط اجتماعی و حتی زندگی خصوصی از طریق رسانه ها اهتمام ویژه ای می ورزند.
👈با امید اینکه "بهترین حال " نصیب ملت ما گردد.
مطالب و کلیپهای پر از خنده و نشاط را درکانال یوگای خنده مشاهده کنید .
یوگای خنده👇👇
funyoga@
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
روز پزشک بر پزشکان پاک نیت مبارک![]()
آهای مردم و دکترهای باوجدان
این مطلب تقدیم شما
بسیار جالب،آموزنده و تامل برانگیز لطفا با حوصله و دقت مطالعه شود
دکتر شیخ
مردی که ماموریت زندگیاش را یافته بود
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود میانداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد.
محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد!!!؟؟؟
او گفت:دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابههای تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابههای تمیز را آخر شب در اطراف مطب میریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
خاطراتی دیگر از دکتر شیخ
- نقل از یک سبزی فروش : ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب بازکرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد ، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟ وی گفت : خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم .
- از دکتر حسین خدیو جم نقل است :
روزی در مطب دکتر بودم و او برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. از ایشان پرسیدم چرا بجای سوپ جوجه ، آب پاچه تجویز می کنید ؟ ایشان گفتند : چون برای جبران ضعف بدن بیمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنکه پاچه گوسفند ارزان است
روزی در اواخر عمر که دکتر در بستر بیماری بود و همانجا هم بیمار می دید، یکی از فرزندان وی به ایشان پیشنهاد کرد حداقل ویزیت را 5 تومان کنید ، دکتر در جواب گفت : عزیزم من یا دیوانه ام یا پیغمبرم ، اگر دیوانه ام که با دیوانه کاری نمی توانید بکنید و اگر پیغمبرم بیخود می کنید به پیغمبر خدا دستور می دهید
- روزی مردی از دکتر سئوال می کند: شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار از موتور سیکلت استفاده می کنید؟ دکتر در جواب می گوید :منزل مریضهایی که من به عیادتشان می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی از آن نمی تواند عبور کند، بنابراین مجبورم با موتور به عیادتشان بروم
آری این اوج عزت انسانی است ، طوری زندگی کند که حتی نام خود را هم به فراموشی بسپارد و بحدی در خدمت مردم و البته برای رضای خالق غرق باشد و پس از مرگ احسان و عظمت کارش آشکار گردد.
دکتر شیخ بیش از اینکه دکتر باشد معلمی بود که اخلاق همراه با مهربانی و صفا را به شاگردان و مریدان مکتبش آموزش داد.
دکتر مرتضی شیخ 69 سال با عزت تمام در میان مردم زیست و با مردم خندید و با آنها بیشتر از آنها گریست. دررنجها التیامی به دردها بود و دست پر عطوفتش همیشه یاری بخش افتادگان بود.
وی روحی عظیم و متواضع داشت. در مقابل مریضهایش با فروتنی رفتار میکرد، گویی چون یکی از آنهاست. به حق عاشق مردم بود و به تمامی آنان که عاشق مردم بودند عشق می ورزید و در مقابل آنان که وابستگی شدیدی به مسایل مادی داشتند شدیدا جبهه میگرفت و اعتقاد راسخ داشت که مفهوم زندگی واقعی خدمت به مردم محروم است.
خدمت به افراد ثروتمند چندان برایش ارزشی نداشت، چرا که معتقد بود برای خدمت به این افراد پزشکان زیادی حاضرند.
برخورد ایشان با اختلاف سن و روحیه بیماران فرق میکرد. او با جوانان آنگونه برخورد میکرد که گویی همسن آنان است و اینگونه بود که به راحتی با اقشار مختلف رابطه برقرار میکرد و در یک کلام عاشق مردم بود
دکتر شیخ یک پزشک مردمی بود البته معصوم نبود و بی شک همانند همه ما خطاهایی هم داشته است اما آنچه را که من می ستایم خوبیها و صفات منحصر به فرد اوست.
پزشکی که طبابت را فراتر از تجارت می دید.
و نمی دانم که اگر در این روزگار بود و زیرمیزی گرفتن پزشکان را می دید چه می گفت؟ او شخصیت خود را انچنان بالا و والا می دید که ابایی نداشت به جای ماشین آخرین مدل با موتور! در کوچه پس کوچه های شهر به عیادت بیماران بی بضاعت برود!
در چند جای شهر مطب می زند اما نه برای کسب درآمد بیشتر و شهرت فزون تر! بلکه برای راحتی بیماران کمبضاعت و دسترسی راحت تر به او.
با داروخانه قرار داد می بندد اما نه برای گرفتن پورسانت و درصد! بلکه برای پرداخت هزینه داروی بیماران بیبضاعت و کم درآمد. از کسبه قیمت کالاها را می پرسد اما نه برای خرید بهترین آنها بلکه برای انتخاب مناسب ترین و ارزان ترین آنها برای بیماران فقیر.
در مقابل همکارانش که به او برای گران کردن ویزیت ها فشار میآورند می ایستد و نهیب میزند که پس سوگندتان چه می شود و انصافتان کجا رفته است!
در سال 1352 دکتر به علت بیماری سخت بستری میگردد و مردم به طور خودجوش برای وی مراسم دعا بر پا میکردند و پس از فوت ایشان آنچنان مراسم تشییع با شکوهی برای وی به عمل آوردند که تاکنون شهر مشهد چنین مراسمی در خود ندیده بود.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
زندگی نامه دکتر شیخ:
دکتر مرتضی شیخ در سال 1286 خورشیدی در تهران به دنیا آمد
وی کودکی و همچنین تحصیلات خود را تا سطح مدرسه عالی طب در تهران ادامه داد و با درجه دکترای پزشکی فارغ التحصیل شد.
پدر وی زرگر بود و پس از آنکه به دلایلی دچار مشکل مالی شد، مرتضی شیخ ضمن تحصیل به پدر نیز کمک میکرد. وی از همین زمان بود که با مشکلات محرومان آشنا شد و گویی با خود عهد بست تا تمامی توان خود را صرف این قشر نماید.
دکتر مرتضی شیخ چون برادری دلسوز، متعهدانه از سه خواهر و برادرش نیز نگهداری کرد تا هر یک با تحصیلات مناسب به مشاغل شریفی چون آموزگاری و خدمت در پرورشگاهها و خدمات انسانی دیگر اشتغال یافتند.
وی پس از اخذ مدرک دکترا به خدمت سربازی رفت. سپس به ماکو و مراغه رفت و آنگاه در عزیمت به سیستان و بلوچستان و خدمت در آن منطقه موفق به تأسیس بیمارستان دولتی گردید تا مردم مستضعف آن دیار بتوانند از خدمات رایگان بهره ببرند.
دکتر شیخ پس از ازدواج از طریق ادراه تابعه (بهداری) به مشهد منتقل و در قالب همان دایره در کارخانه قند مشغول به خدمت شد.
وی پزشکی انسان دوست بود، به طوری که کسی از مردم مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته یا نشنیده باشد.
روحش شاد

از چالش بی سوادی به چالش بی مهارتی رسیدهایم
به گزارش اقتصاد روز معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ضمن بیان دیدگاههای خود در رابطه با اهمیت مهارتآموزی، از دغدغهاش برای ایجاد نظام آموزش مهارتی و رفع چالشهای پیش روی آن در جامعه سخن گفت و ورود رسانهها و صاحبنظران برای ترویج و نهادینه شدن مهارتآموزی در کشور را خواستار شد.
سلیمان پاک سرشت، رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور و معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به اهمیت حوزه مهارت آموزی در بیانات رهبر معظم انقلاب و تأکید ریاست جمهوری بر مقوله مهارت افزایی در مراسم بزرگداشت روز معلم، اظهار کرد:وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی سه اولویت و سیاست کلیدی خود را شفافیت، جوانگرایی و نهضت مهارت افزایی قرار دادهاست، این فضای حمایتی به لحاظ سیاسی باید برای ایجاد تحرک نهادی جدی، اثربخش و ملموس در حوزه مهارت آموزی استفاده شود.
وی ادامه داد: در گذشته تصور این بود که مهارت آموزی در قیاس با آموزشهای نظری خیلی اولویت نداشته و از قضا خیلی وقتها هم در تقابل با فضای دانشگاهی تعریف شده است؛ البته هنوز هم خیلیها به جایگاه و اهمیت مهارتآموزی در توسعه منابع انسانی، اقتصاد کشور و حیات بنگاههای اقتصادی آگاه نیستند. اما چالشهایی که در حوزه منابع و نیروی انسانی کشور مانند پایین بودن راندمان و بهرهوری، عدم آمادگی برای ورود به بازار کار، آسیب پذیری در مقابل امواج تحولات تکنولوژیک در مشاغل و بازار کار بروز کرده است و علیرغم اقدامات و سیاستهای متنوع در این سالها تشدید شده است، موجب تأمل و درنگ در خصوص جایگاه و کارکرد توسعه آموزش عالی و مدارج دانشگاهی شده است. تجربه سایر کشورها نیز همین است که در چنین شرایطی توجه بیشتر به حوزه مهارت آموزی جلب میشود.
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی حوزه مهارت آموزی را یک حوزه سیاستی «بین بخشی» دانست و گفت: این ویژگی، سیاستگذاری در حوزه مهارت آموزی را به شدت پیچیده و دشوار میکند. چرا که فقط در صورت وجود و شکلگیری یک نظام مطمئن گردش اطلاعات و هماهنگی در سیاستگذاری بین نظام آموزش نیروی کار با برنامهها، سیاستها و فعالیتهای بخشهای مختلف اقتصادی است که این حوزه رشد میکند و ثمر میدهد. شاید بتوانیم دانشگاههایمان را در محیط و جغرافیایی جدا از اجتماع مستقر کنیم که رشد هم داشته باشند ولی آموزش فنی و حرفهای را نمیتوان در خلأ و بدون ارتباط با جامعه، صنعت و بازار کار توسعه داد.
به گفته پاک سرشت، مهمترین مسأله در حوزه بینبخشی مهارت آموزی، نظام حکمرانی است که باید بر الگوی مطلوبی از ارتباط و هماهنگی بین ذینفعان آموزش فنی و حرفهای کشور مستقر شود. فقدان این نظام حکمرانی مطلوب موجب شده است فعالیتها و اقدامات دستگاههای ذیربط دستاوردهای ملموس و مورد انتظار را برای جامعه در پی نداشته باشد و هر کدام مأموریتهای خود را بدون لحاظ نقش و یا مساعدتی که سایر دستگاهها یا ذینفعان در آن راستا میتوانند ایفا کنند، تعریف کرده و انجام دهند. منافع حاصل از یک نظام مهارت آموزی متکی به الگوی مناسب حکمرانی بسیار بیشتر از اقدامات و فعالیتهای پراکنده آموزش مهارتی است که در بهترین حالت به صورت حجم آموزش ارائه شده برحسب تعداد فارغالتحصیلان یا نفر دوره یا نفر ساعت اندازه گرفته میشود.
سیاستهای مهارت آموزی، نقش مکمل و تسهیل کننده در برنامههای توسعهای
وی افزود: سیاستهای مهارت آموزی، نقش مکمل و تسهیلکننده در برنامههای توسعهای دارد. در هر برنامه یا سیاست توسعهای نقش و جایگاهی برای منابع انسانی تعریف میشود. عدم آمادگی یا مجهز نبودن نیروی انسانی به مهارتهای مورد نیاز، شانس موفقیت این برنامهها را شدیداً تهدید میکند. چرا سیاستهای ما در حوزه کشاورزی برای افزایش راندمان تولید، کاهش مصرف آب و یا تغییر الگوی کشت نتایج مورد انتظار را در پی نداشته است؟ چرا سیاستهای حمایتی ما برای ایجاد و توسعه کسب و کارها آنچنان که انتظار داریم منتهی به اشتغال پایدار نمیشود؟ گمشده اغلب این برنامهها، مهارتها و شایستگیهایی در جامعه هدف آنهاست که برای اجرای موفق آن برنامه حیاتی هستند ولی گروه هدف از آن برخوردار نیست و یا برنامهای برای تدارک چنین مهارتهایی در نیروی انسانی وجود ندارد.
رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور در عین حال با اشاره به قانون نظام جامع آموزش و تربیت فنی، حرفهای و مهارتی، گفت: این قانون بالادستی خلأ سیاستگذاری هماهنگ مهارت در کشور را میتواند برطرف میکند و دستگاههایی که باید در قالب یک نظام با یکدیگر همکاری کنند را کنار هم قرار میدهد. در این قانون شورایی پیشبینی شده است که رئیس آن معاون اول ریاست جمهوری است و دبیرخانهای که در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مستقر است. البته باید یادآوری کنم که اصولاً رفع چالشهای حکمرانی آموزشهای مهارتی که مأموریت اصلی این شورا است لوازم زیادی دارد و به راحتی میسر نمیشود. ما در گذشته نیز شاهد شکلگیری و فعالیت این شوراها در حوزه مهارتی بودهایم اما نتیجهای نگرفتهایم و شوراها منحل شدهاند. عامل کلیدی عدم توفیق این شوراها، فقدان نهادی برای تصمیم سازی و طراحی دستور کار مناسب برای فعالیت این شوراها بوده است. روشن است که گردهمایی چند ماه یکبار مسئولان و ذینفعان این بخش در غیاب یک برنامه اصولی و مترقی برای رفع چالشهای مهارتی کشور، مقررات و قوانین مناسب و مؤثر و نیز امر پایش و ارزیابی عملکرد دستگاهها نمیتواند کمکی به حوزه مهارت آموزی کند. بررسیهایی که در مورد این شوراها انجام شده حاکی از آن است که حدود ۴۰ درصد از مصوبات آنها ناظر بر قواعد مدیریت امور داخلی این شوراها بوده است. برای پشتیبانی اصولی و مبتنی بر شواهد تصمیمگیریهای شورا باید نهاد، مؤسسه و یا تشکیلاتی در کنار شورا فعالیت کند. در حال حاضر انتظار میرود دبیرخانه چنین نقشی را ایفا کند و لذا مهم است که دبیرخانه از بدو امر با چنین مأموریتی و از آن مهمتر با همدلی سایر دستگاهها در وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی شکل بگیرد. در همین راستا نمایندگان دستگاههای عضو شورا بزودی و برای مطالعه تجربه کشورهای توسعه یافته در تأسیس، تشکیلات و شیوه فعالیت این دبیرخانه راهی یکی از این کشورها خواهند شد.
تبدیل مدرک گرایی به پرستیژ اجتماعی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به این پرسش که آیا با توجه به گرایش جامعه به مدرکگرایی، این قانون میتواند خلأ مهارت آموزی در کشور را برطرف کند؟ گفت: این مسأله فقط ویژه کشور ما نیست و در دیگر کشورها هم مدارک و مدارج دانشگاهی جذابیت بیشتری برای خانوادهها دارد. طبیعتاً مأموریت این شورا و این قانون رفع همین چالشهاست. مدرکگرایی به دلیل جذابیتی که مدارک و مدارج تحصیلی برای اشتغال و میزان دستمزد مطابق مقررات و قوانین موجود دارند، توسعه یافته است و رفته رفته پذیرش فرهنگی و پرستیژ اجتماعی پیدا کرده است.اگر ما بتوانیم مدارک و صلاحیتهای مهارتی و حرفهای را به مانند بسیاری از کشورها که نظام صلاحیت حرفهای ملی دارند، در مقایسه با مدارک تحصیلی ارزش گذاری کنیم آن موقع این مشکل برطرف میشود. چرا که مسیر توسعه شغلی برای دارندگان مدارک و گواهینامههای مهارتی فراهم میشود. این کار مستلزم استقرار چارچوب صلاحیت حرفهای است که در این شورا یک کارگروه ویژه دارد.
مدرک گرایی به دلیل جذابیتی که مدارک و مدارج تحصیلی برای اشتغال و میزان دستمزد مطابق مقررات و قوانین موجود دارند، توسعه یافته است و رفته رفته پذیرش فرهنگی و پرستیژ اجتماعی پیدا کرده است.
پاک سرشت با اشاره به نقش فرهنگ در بسیاری از حوزهها از جمله مهارت آموزی، تصریح کرد: البته باید دقت کنیم که همین فرهنگ مدرک گرایی نیز میتوانست منافع زیادی برای تربیت نیروی توانمند و ماهر برای ورود به بازار کار ایجاد کند. تصور بفرمائید اگر طوری برنامهریزی میکردیم که متقاضیان این مدارک تحصیلی در رشتههای مورد نیاز جامعه و بازار کار و نیز در یک فرایند آموزشی هدفمند و نتیجهگرا که تاکید جدی بر ایجاد و رشد شایستگیها و مهارتهای عملی در دانشجویان دارد، فارغالتحصیل میشدند، وضعیت امروز به گونهای دیگر بود. ما نتوانستیم از جذابیت همین مدرک گرایی که امروزه به عنوان یک عادت فرهنگی نامطلوب از آن یاد میکنیم، برای تربیت نیروی انسانی کارآمد و ماهر استفاده کنیم. ما در دورهای نظام آموزشی را که مأموریت تربیت نیروی انسانی دارد به نهاد علم، فناوری و نوآوری تقلیل دادیم که ماموریتش حرکت در مرزهای علم و تولید عالم و دانشمند است. یعنی جذابیت فرهنگی مدرک گرایی را در مسیر توسعه علم و تکنولوژی و تربیت عالم و دانشمند هدایت کردیم که البته موفقیتهایی نیز در شاخصهایی مانند تعداد مقالات علمی و یا سهم در تولید علم جهان به دست آوردهایم اما سوی دیگر آن انبوه فارغالتحصیلانی شد که از کنشگری علمی، فقط مقاله نویسی را بلد بودند و جز در آزمایشگاه یا دانشگاه نمیتوانند کار کنند. بخشی از توسعه بیضابطه مراکز دانشگاهی کشور در سالهای گذشته بدون تردید ریشه در چنین دیدگاه و کارکردی برای دانشگاهها و شیوه تأمین اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهها داشته است؛ بنابراین ما نهاد آموزش را به شکل تکسویه در ارتباط با یکی از کارکردهایش یعنی کنشگری علمی توسعه دادیم و از تربیت نیروی انسانی برای ایفای نقش مؤثر در حیطههای زندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی غافل شدیم.
مسیر تربیت افراد برای ایفای نقشهای شغلی الزاماً دانشگاه نیست
وی ادامه داد: راهکار بلندمدت، بازطراحی صحیح و اصولی نظام آموزش عمومی و عالی در مسیر تربیت منابع انسانی توانمند و ماهر است. باید بپذیریم که کشور به همه مشاغل و حرفهها نیاز دارد و کیفیت زندگی ما متأثر از کیفیت خدماتی است که ما از صاحبان مشاغل و حرفهها مختلف میگیریم. چه این فرد یک پزشک و مهندس باشد و چه یک تعمیرکار، کشاورز، درودگر و … باشد. از طرف دیگر باید بدانیم مسیر تربیت افراد برای ایفای نقشهای شغلی الزاماً دانشگاه نیست. از مجموع مشاغلی که در کشور وجود دارد، بخش محدودی نیازمند آن هستند که شاغلین این مشاغل فارغالتحصیلان دانشگاهها باشند. برای استقرار در بیشتر مشاغل و عمل تمام و کمال به وظایف شغلی گذراندن یک دوره کامل آموزش مهارتی کافی است؛ چرا که در این دوره آموزشی مهارتی فرد هم دانش، هم نگرش و هم عادات و مهارتهای مورد نیاز برای آن شغل را فرا میگیرد. آموزش مهارتی اگر اصولی و استاندارد اجرا شود به معنای واقعی فرد را برای انجام درست مجموعه وظایف مرتبط با یک شغل تربیت میکند. یعنی به دلیل نوع آموزش که تلفیقی هست و هر آنچه فرد در نظر و تئوری میآموزد، در عمل نیز آن را تجربه میکند، فراگیری ماندگار و ریشهای اتفاق میافتد. این نوع فراگیری، کامل نیز هست به این معنی که شامل همه آن چیزهایی است که یک شاغل برای انجام درست وظایف شغلی خود بدان نیاز دارد. از دانش و معلومات گرفته، تا عادات، نگرشها و ارزش گذاریهای مرتبط با موضوع و در نهایت مهارتهای رفتاری و عملی.
چالش امروز ما بیمهارتی است
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه تربیت افراد برای وظایف شغلی نیازمند محیط و روش آموزش خاصی است، افزود: نظام مطلوب آموزشی برای تربیت نیروی انسانی متقاضی ورود به دنیای کار، نظام آموزش فنی و حرفهای است که به مانند سایر نظامهای آموزش عمومی و عالی در آن سطوح و درجاتی برای رشد مهارت و توانمندیهای افراد وجود دارد و افراد میتوانند در آن رشد کنند. زمانی اگر چالش ما بی سوادی بود، امروز چالش ما بیمهارتی است. وقتی بیشتر جوانانی که وارد دانشگاه میشوند، قصدشان اشتغال و ورود به بازار کار است روشن است که باید متناسب با این جهتگیری آموزش ببینند. چنین آموزشی باید از ابتدا در نظام آموزش فنی و حرفهای اتفاق بیافتد که مختصات خاص خود را دارد. یعنی فردی که متقاضی ورود به بازار کار است بر اساس استعداد و علاقه شغلی خود از دوره دبیرستان در مسیری از آموزش وارد شود که از ابتدا برای تربیت این افراد طراحی شده است. او در این مسیر هم دانش مرتبط با شغل مورد انتظارش را فرامی گیرد و هم به صورت عملی در محیط واقعی کار حاضر میشود و تجربه میاندوزد و مهارتهایش نهادینه میشوند؛ علاوه بر آن یاد میگیرد که چگونه میتواند به سطح بالای مهارت و صلاحیت حرفهای رشد کند. وقتی چنین فردی وارد دانشگاه میشود روشن است که در مسیری غیر از آن چیزی که هدف نهایی اوست قرار گرفته است. او آموزشهایی میبیند که ارتباطی به هدف او که بازار کار و صلاحیتهای شغلی است، ندارند. مهارتهای لازم را نیز کسب نمیکند چرا که محیط کسب مهارت و شایستگیهای شغلی متفاوت از کلاس درس دانشگاه است. به جای اینکه زیر نظر مربی آموزش ببیند تحت آموزش معلم و استاد قرار میگیرد. با شرایطی که عرض کردم معلوم است که نمیتوانیم انتظار داشته باشیم فارغالتحصیلان دانشگاهها از مهارتهای مورد نیاز بازار کار برخوردار باشند. ذات آموزش دانشگاهی نظری است. البته ما دانشگاههای فنی و حرفهای و علوم کاربردی نیز داریم که اصل بر آموزش مهارتی و تربیت نیروی کار برای بازار کار است. حتی اگر آموزش مهارتهایی نیز در دانشگاه در ارتباط با رشتهها و با استفاده از توان و امکانات دانشگاه بخواهد اتفاق بیافتد، آن مهارت و شایستگی نیست که مستقیماً به یک فضای شغلی مرتبط باشد.
پاک سرشت با اشاره به مباحثی که تحت عنوان آموزش مهارتها در دانشگاهها مطرح میشود، افزود: این روزها دانشگاهها به دلیل اینکه به دانشجویان مهارت یاد نمیدهند، زیاد مورد نقد قرار میگیرند. همین موضوع به نحو دیگری در مورد آموزش و پرورش هم طرح میشود. دو نکته در این ارتباط قابل ذکر هست. در دانشگاههایی که مأموریت مهارتی اصولاً ندارند دو رشته مهارت را میشود به دانشجویان آموخت. مجموعه مهارتهای محدودی که متناسب با رشته تحصیلی و با استفاده از فضا و تجهیزات محدود آزمایشگاهها و کارگاهها میتوانند فراگیرند که اگر به درستی و با کیفیت اتفاق بیافتد، مفید است اما ابداً برای ایفای وظایف کامل یک شغل کفایت نمیکند. دوم مجموعه مهارتهای نرم و اجتماعی که اشتغال پذیری دانشجویان را افزایش میدهد و نوعی توانمندسازی فرا شغلی است. بیش از این دو نوع مهارت نمیتوانیم انتظار داشته باشیم. اگر منظورمان از بی مهارتی فارغالتحصیلان این دو نوع مهارت است، ایراد وارد است. در این راستا هم میشود اقداماتی انجام داد برای اینکه دانشجویان حین تحصیل فضاهای کاری و کارگاهی دیگری را تجربه کنند و در دروسی مانند کارآفرینی به مهارتهای کسب و کار و نرم مجهز شوند؛ اما واقعیت آن است که نمیتوانیم از دانشگاه انتظار داشته باشیم که دقیقاً به مانند یک مدرسه یا مرکز آموزش مهارتی عمل کند. دانشگاهها جهتگیری های بلند مدت در تربیت نیروی انسانی دارند و مأموریت آنها نیز معطوف به حوزه علم و توسعه دانش است و گذشته از آن مختصات، لوازم و شرایط خاص آموزش مهارتی، از فضا و امکانات ویژه، ترمینولوژی و روش آموزش گرفته تا شیوه ارزیابی آموزش و غیره را نیز ندارند.
خلأ مقررات مرتبط با نظام آموزش فنی و حرفهای
رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور با اشاره به اینکه اقدام اصولی برای رفع نگرانی فقدان مهارت نیروی کار، سرمایهگذاری و بها دادن به نظام آموزش فنی و حرفهای است، اضافه کرد: توسعه آموزشهای فنی و حرفهای و رفع چالش بی مهارتی لوازم زیادی دارد که یکی از آنها توسعه فضاهای آموزشی و دسترسی به این آموزشها است که در کشور ما البته نه به صورت اصولی و متناسب با ظرفیتهای اقتصادی و منطقهای، انجام شده است. امروزه در بیشتر شهرها مراکزی برای این نوع آموزشها از دبیرستان گرفته تا دانشگاه و مراکز آموزش فنی و حرفهای وجود دارد. سازمان آموزش فنی و حرفهای در سراسر کشور ۵۴۲ مرکز آموزشی دارد. از حیث تکنولوژی معیار در آموزشهای شغلی نیز در مواردی نیازمند ارتقا و بهبود تجهیزات و امکانات کارگاهها و آموزشگاهها هستیم، اما در حوزه مقررات مرتبط با این نظام آموزشی خلأ جدی داریم. ما در زمینه مقرراتی که بنگاههای اقتصادی را که بهره بردار اصلی از خروجی نظام آموزش مهارتی هستند، واجد نقش و سهم مؤثر کند، مقررات مربوط به ارزشگذاری مدارک و گواهینامههای مهارتی و تعامل بین نظامهای آموزشی، مقررات مرتبط با الزامآور کردن فراگیری مهراتها برای صاحبان مشاغل، مقررات ناظر بر ایجاد هماهنگی بین دستگاههای مختلف عرضه کننده آموزش مهارتی در کشور دچار اشکالات اساسی هستیم و میتوان گفت محیط نهادی و مقررات گذارانه فعلی مساعد توسعه نظام آموزش فنی و حرفهای نیست. انتظار میرود این خلأها با شروع فعالیت این شورا مورد بررسی قرار گرفته و مرتفع شود. تنظیم محیط نهادی مناسب از حیث سیاستگذاری و هماهنگی بین ذینفعان آموزش مهارتی مأموریت اصلی این شورا است.
زمانی افراد از زمان شروع اولین فعالیت شغلی تا زمان بازنشستگی را در یک شغل سپری میکردند اما امروزه میانگین بقا در یک شغل به حدود هشت سال رسیده و افراد مجبور میشوند یا تمایل پیدا میکنند که شغلشان را تغییر دهند و برخی از مشاغل از بین میروند و مشاغل جدیدی به وجود میآیند.جایگاه مهارتآموزی در فرهنگ و باورهای عمومی
وی در بیان یکی دیگر از لوازم توسعه نظام آموزش مهارتی کشور، به موضوع جایگاه مهارتها و مهارت آموزی در فرهنگ و باورهای عمومی مردم اشاره کرد و گفت: مانع دیگری که در برابر توسعه آموزش مهارتی وجود دارد، آن است که در باور و فرهنگ مردم این مهراتها دست کم گرفته میشوند و از آن جایگاه و پرستیژ لازم برخوردار نیستند. البته این مشکلی است که در بیشتر جوامع مطرح است و برای رفع آن هم برنامههای معینی اجرا میشود. واقعیت این است که بیشتر والدین و خانوادهها ترجیح میدهند فرزندشان به جای یک گواهینامه مهارتی، یک مدرک تحصیلی داشته باشد. چنین ترجیحاتی مساعد برای توسعه نظام آموزش مهارتی نیست، اما اشتباه است اگر فکر کنیم که تنها با بیان اهمیت مهارت آموزی یا فایده آن در رسانهها میتوانیم این ترجیحات را تغییر دهیم. جایگاه نامطلوب مهارتها و صلاحیت فنی در باورداشت های عمومی ما بیش از همه بازتاب مشکلاتی است که تحت عنوان محیط نهادی و مقررات گذارانه نامساعد به حال مهارت آموزی اشاره کردم. روشن است وقتی مبنای جذب و به کارگیری نیروی انسانی مدرک تحصیلی است، خانوادهها در یک برخورد کاملاً عقلانی فرزندشان را به سمت اخذ مدرک تحصیلی هدایت کنند. وقتی مسیری برای رشد و ارتقای حرفهای افراد دارای گواهینامه مهارتی در نظام آموزش عالی وجود ندارد، ورود به آموزش فنی و حرفهای به یک بن بست تبدیل میشود که در آن ارتقایی متصور نیست. در حالی که چنین رفت و برگشتی بین مدارک مهارتی و آموزش عالی در دنیا رایج است. چند ماه قبل در حاشیه برگزاری کارگاهی با رئیس مؤسسه فدرال آموزشهای فنی و حرفهای کشور آلمان که فول پروفسور دانشگاه هم هست صحبت میکردم و برایم جالب بود که ایشان کارش را از قنادی شروع کرده بود و از طریق طی مدارج مهارتی تا سطح بالا در این حرفه، به موقعیت فعلیاش در دانشگاه و مؤسسه فدرال آموزش فنی و حرفهای رسیده بود.
تبیین چالشهای بی مهارتی از سوی رسانهها
رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای گفت: رسانهها نیز برای بازتاب وضعیت موجود و خلأهایی که در این زمینه داریم باید فعال شوند و چالش بی مهارتی در کشور و عواقب آن را تبیین کنند. تمرکز بر موضوعاتی مانند آینده کار و مشاغل و مهارتهای بازار کار آینده میتواند برای توضیح اهمیت مهارت آموزی و جلب نظر خانوادهها مؤثر باشد. اینکه مشاغل آینده بیشتر مهارت محورند، میزان ماندگاری افراد در مشاغل به نسبت گذشته کمتر خواهد بود و فرزندان آنها نیاز دارند مهارتهای متنوعی داشته باشند تا بتوانند در بازار کار آینده و در برابر تغییرات سریع تکنولوژیها جایی برای خود پیدا کنند، موضوعاتی است که اگر خانوادهها بیشتر در مورد آنها بدانند در تصمیم گیریشان برای آینده فرزندانشان و آموزش آنان تأثیرگذار خواهد بود. زمانی بود افراد از زمان شروع اولین فعالیت شغلی تا زمان بازنشستگی را در یک شغل سپری میکردند اما امروزه میانگین بقا در یک شغل به حدود هشت سال رسیده است. یعنی افراد مجبور میشوند یا تمایل پیدا میکنند شغلشان را تغییر دهند. برخی از مشاغل از بین میروند و مشاغل جدیدی به وجود میآیند. این جنس آگاهیها در مورد دنیای کار سودمند است و رسانهها میتوانند نقش مؤثری در این ارتباط داشته باشند.
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در بخش پایانی اظهارات خود افزود: علاوه بر مواردی که عرض کردم لازم است الزاماتی برای نهادهای سیاستگذار و تصمیم گیر وجود داشته باشند که در ارتباط با هر برنامه یا اقدام توسعهای به ضرورت تصمیم گیری در خصوص تأمین نیروی کار ماهر و مدیریت منابع انسانی توجه کنند. در بیشتر کار گروههای شکل گرفته در سطح ملی یا استانی که وظیفه تصمیم گیری برای صرف اعتبارات یا اجرای پروژههای توسعهای را برعهده دارند، دستگاههای متولی تربیت نیروی انسانی غایباند؛ به عنوان مثال مدیران کل آموزش فنی و حرفهای استانها به جز یک کارگروه در هیچکدام از کارگروههای شورای برنامهریزی استانها عضویت ندارند. در این کارگروهها اساساً تأمین نیروی انسانی و نقش نیروی انسانی ماهر آنچنان که باید مهم قلمداد نمیشود یا چنان حاشیهای است که فرض میشود با توجه تقاضای زیاد برای کار در جامعه، به خودی خود مدیریت میشود، ولی ما میدانیم که یکی از ریسکهای جدی همه این پروژهها، عدم دسترسی به نیروی کار ماهر است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

5 میلیارد دلار؛ درآمد گردشگری ترکیه در 3 ماه
حدود 80 درصد درآمد فوق از گردشگران خارجی و 20 درصد آن نیز از شهروندان ترک مقیم کشورهای خارجی حاصل شده است.
درآمد گردشگری ترکیه در سه ماهه نخست سال 2019 با 4.6 درصد افزایش به 4 میلیارد و 629 میلیون و 679 هزار دلار رسید.
به گزارش عصرایران، بنا به اعلام سازمان آمار ترکیه، درآمد گردشگری کشور در سه ماهه نخست سال 2019 نسبت به دوره مشابه سال گذشته با 4.6 درصد افزایش به 4 میلیارد و 629 میلیون و 679 هزار دلار رسیده است.
بر این اساس 80.3 درصد درآمد فوق از گردشگران خارجی و 19.7 درصد آن نیز از شهروندان ترک مقیم کشورهای خارجی حاصل شده است.
خبرگزاری آناتولی گفته است مطابق این گزارش، 4 میلیارد و 86 میلیون و 903 هزار دلار درآمد گردشگری ترکیه از هزینه های شخصی و 542 میلیون و 776 هزار دلار نیز از بسته های گردشگری حاصل شده است.
گردشگران در این دوره به طور متوسط 697 دلار خرج کرده اند. این میزان به طور میانگین برای گردشگران خارجی 678 دلار و شهروندان ترک مقیم کشورهای خارجی نیز 765 دلار بوده است.
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
خانـواده، عشـق، حرکـت!
تعطیلات برای بیشتر خانواده ها مزه سفر می دهد و سفر به تعطیلات مزه روزهای تازه و شادتر را داشتن، حتی اگر به جایی تکراری برویم مثل شمال یا جنوب یا شهری تاریخی و... اما مسافرت "پــــول" می خواهد و نمی توان منکر مخارج سفر شد، خصوصا اگر در زمان تعطیلات قصد سفر داشته باشیم که متاسفانه همه چیز گران تر می شود ...
اما می توانیم با توجه به بودجه ای که داریم سفری را برنامه ریزی کنیم و حتی برای مدت کوتاه چند روزه حال و هوایمان را تغییر دهیم تا روزی که اوضاع اقتصادی بهتر شود و بتوان با فراغ بال بیشتری به سفر رفت. در آستانه روزهای بهاری نوروز که بسیاری دلشان می خواهد تنی به سفر بزنند و چمدان ببندند و از خانه و شهری که هر روزِ سال در آن چشم باز کرده اند به جایی بروند، پیشنهادهایی داریم برای داشتن یک سفر ارزان قیمت تر که شامل سفرهای داخلی و خارجی می شود.
- محلی را انتخاب کنید که توریست کمتری در تعطیلات نوروز به آنجا می رود: رفتن به شهرهای شمالی در فصل نوروز یا اصفهان و شیراز و... که محل تجمع مسافران هستند برای شما که بودجه محدودی دارید، مناسب نیست در حالی که شناسایی محل هایی که کمتر شناخته شده هستند، می توانند مخارج کمتری را برای شما رقم بزنند. حتی ممکن است این شهر در شمال باشد اما شهری یا روستایی باشد که با هزینه کمتر بتوانید به آنجا سفر و اقامت کنید. می توانید از دوستانی که اهل سفر هستند و سایت های اینترنتی اطلاعات بگیرید.
- هزینه حمل و نقل را کمتر کنید: درست است که به سفر رفتن با ماشین شخصی می تواند دلپذیرتر باشد و استقلال شما را حفظ کند، اما اگر ۲ نفر هستید و جایی که می خواهید بروید روستایی یا شهری کوچک است که می توانید به راحتی در آن جا به جا شوید، بهتر است فکر بردن ماشین را از سرتان بیرون کنید. مخصوصا اگر ماشین شما به خرج افتاده و امکان می دهید در راه شما را بگذارد به هیچ وجه توی جاده نیفتید. سفر رفتن با اتوبوس یا قطار انتخاب خوب و منطقی تری است.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...

30 ویژگی افراد با پِرنسیپ ( توانا)
دکتر محمود سریع القلم، در وبسایت شخصی خود، سی ویژگی افراد توانا را منتشر کرده است:
۱-به هر قیمتی، ثروتمند نمی شوند؛
۲-به هر قیمتی، پُست خود را حفظ نمی کنند؛
۳-در رابطه با موضوعات و افراد، همه جا یک نوع سخن می گویند؛
۴-کارهای خوبِ خود را تبلیع نمی کنند؛
۵-با افراد نادان، مُدارا می کنند؛
۶-حرص مطرح شدن روزانه در رسانه ها را ندارند؛
۷-معتقدند کارهای خوب و بد آنها را، طبیعت پاسخ می دهد؛
۸-وقتی تخریبِ شخصی مطرح می شود، آن محل را ترک می کنند؛
۹-به زندگی عمدتاً به عنوان فرصتی برای توسعۀ فردی می نگرند؛
۱۰-هشتاد درصد زندگی آنها، کار و سکوت فراوان است؛
۱۱-جدیترین بیمرامی را، رانتخواری می دانند؛
۱۲-برای رسیدن به آرامش درونی، سالها تمرین کرده اند؛
۱۳-سعی می کنند در ذهن خود، افراد نادان را درک کنند؛
۱۴-برای رُقبای خود، حقوق قائل هستند؛
۱۵-از واژه های احساسی- عاطفی برای عوام فریبی استفاده نمی کنند؛
۱۶-تا می توانند بدون چشمداشت، کار دیگران را انجام می دهند؛
۱۷-دوستان محدودی دارند ولی با دقت از مناسبات خود با آنها مراقبت می کنند؛
۱۸-ناجوانمردی در ذهن و عمل آنها تعطیل است؛
۱۹-تاریخ می خوانند تا گذشتۀ خود و جامعۀ خود را بهتر بشناسند؛
۲۰-رُمان میخوانند تا به پیچیدگیها و تنوع رفتار انسانها پی ببرند؛
۲۱-سکوت را بر دروغ گفتن ترجیح می دهند؛
۲۲-همه نسبت به آنها، احساس امنیت می کنند؛
۲۳-در صندلی که هنوز شایستگی آن را کسب نکرده اند، نمی نشینند؛
۲۴-با خودشناسی و مطالعۀ فراوان، به تدریج ریشه-های جهل را کشف می کنند؛
۲۵-منبع مفیدی برای یادگیری اطرافیان خود هستند؛
۲۶-به خود می گویند: من حتی یک درصد از جزئیات زندگی این فرد را نمی دانم. بنابراین، نباید درمورد او قضاوت کنم؛
۲۷-رفتارشان ثبات دارد ولی افکارشان دائماً در حال تکامل است؛
۲۸-برای دو دهه و هفته ای چندین ساعت بر روی توسعۀ فردی خود کار می کنند تا درصد حسادت در شخصیتِ خود را تَک رقمی کنند؛
۲۹-برای دو دهه و هفته ای چندین ساعت بر توسعۀ فردی خود کار میکنند تا درصد خشم و عصبانیت در شخصیتِ خود را تَک رقمی کنند؛
۳۰-شغل شرافتمندانه ای انتخاب میکنند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
فقدان نشاط اجتماعی، عامل افسردگی و پرخاشگری دانشآموزان
به گزارش همنوا به نقل از ایسنا، رحمانی فضلی در صدوچهارمین جلسه شورای اجتماعی کشور که صبح امروز با موضوع مراقبتهای اجتماعی دانش آموزان برگزار شد با بیان اینکه حرکت خوبی در این زمینه آغاز شده است و بایستی برخی مسایل در مسیر اصلاح شود، اظهارکرد: باید افرادی باشند که اشکالات، کمبودها، پیشنهادات و بازخوردها را بیان کنند تا اصلاحاتی در زمینه مراقبتهای اجتماعی دانش آموزان صورت گیرد.
وزیر کشور با اشاره به اینکه در اوایل انقلاب به حضور معاون پرورشی توجه شد اما بعدها مشکلاتی به وجود آمد،گفت: مشکل ایجاد شده این بود که معاونت پرورشی در مدارس یک طرف و معلمان درطرف دیگر بودند و به عبارت دیگر نتوانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند بنابراین اگر میخواستیم موضوع پرورش داشته باشیم باید همه پیگیر آن می شدند و اگر در این موضوع باقی معلمان را کنار بگذاریم در عمل دچار مشکل خواهیم شد.
وی ادامه داد:در حوزه آسیبهای اجتماعی باید در حوزه پیشگیری اقدامات لازم انجام شود و در حل آسیبهای اجتماعی بسنده کردن این موضوع به کادر آموزش و پرورش و در درون آموزش و پروش به فردی خاص یا بخشی منجر می شود که این اقدام بزرگ به نتیجه نمیرسد.
وی حضور خانواده ها در حوزه پیشگیری از آسیبهای دانش آموزی و اجتماعی کردن این موضوعات را امری مهم دانست گفت:سیستم باید به گونهای کار کند که آموزش و پرورش را به عنوان نهادی که انواع ورودی ها از آسیب پذیرترین و در معرض خطرترین تا سالم ترین و بهترین را در ر میگیرد ، زیرا ورودی آن از جامعهای است که طیف مختلف سلامت روانی را شامل می شود.
وزیر کشور گفت: تلقی ما این است که این سیستم حلقه، واسط یا مرحله گذاری است که برای همه افرادی که وارد آن میشوند بایستی حداقل توانمندی و سلامتی را ایجاد کند.
رحمانی فضلی در ادامه اظهارکرد: وقتی می گوییم افسردگی و پرخاشگری وجود دارد، همه این موارد به فقدان نشاط اجتماعی در مدرسه یا جامعه برمیگردد. وقتی در جامعه فقدان امیدو نشاط اجتماعی داریم اینگونه خواهد شد؛ بنابراین اگر موضوع نشاط اجتماعی را حل کنیم حجم عظیمی از مشکلات را پوشش خواهیم داد.
وی در بخش دیگری از صحبت هایش به محرمانه بودن اطلاعات آسیبهای اجتماعی دانشآموزان اشاره کرد و گفت: نباید ساده از کنار این موضوع گذشت باید سیستم را به گونهای طراحی کنیم که اطلاعات را در حد نیاز ارائه دهد و پس از آن از بین ببرد. همچنین باید بنا را بر این گذاشت که حداقل ضعفها وجود دارد و ما نیز بایستی حداقل سلامتی و توانمندی را در دانش آموزان ایجاد کنیم.
وزیر کشور در پایان صحبتهایش اضافه کرد: موارد پرخطری مانند اعتیاد، خودکشی، آزار جنسی در میان این قشر باید جدی گرفته شود و ضمن شناسایی خاطیان با آنها برخورد شود. همچنین بایستی در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دانشآموزی ضمن بهرهگیری از کمک خانوادهها، آموزش و استمرار آموزش داشته باشیم؛ به طور مثال وقتی دانش آموزی پدر و مادر معتاد یا زندانی دارد او نیز در معرض همین خطرات است و بایستی آنها را شناسایی کنیم و آموزش دهیم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

طبق نظریه انتخاب، منشأ اصلی ناخشنودی انسان ها ، روابط آسیب دیده یا از دست رفته است. علت این که روابط آدم ها آسیب می بیند هم این است که آنها در تمام عمر خود سعی در کنترل دیگران می کنند و این اصرار دائمی برای تحمیل خود بر دیگران، باعث می شود زندگی های مشترک و بسیاری از دوستی ها آسیب ببیند و گاه از بین برود.
تمایل برای کنترل دیگران نیز از دوران نوزادی با ما همراه است.
این که ما انسان ها چه نیازهایی داریم، بحثی دیرینه در میان انسان شناسان و روان شناسان و جامعه شناسان است و البته هنوز هم ادامه دارد.
دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب، بعد از دهه ها تحقیق و تجربه ، به این نتیجه رسیده است که انسان ها 5 نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار ناخرسندی کند. نکته اینجاست که ما، ارضای این نیازها را در تعامل و رابطه با دیگران جست و جو می کنیم.
نیازهای اساسی انسان در دیدگاه تئوری انتخاب عبارتند از:
1 - بقا
2 - قدرت
3 - عشق و تعلق خاطر
4 - آزادی
5 - تفریح و لذت
بقا
همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در امنیت زندگی کنند. بنابراین هر آنچه زندگی و امنیت و منافع شان را تهدید کند برایشان نامطلوب است. نیاز به بقا فقط در اصل حیات نیست. ثروتمندی که از ترس آینده، خساست به خرج می دهد در واقع نیاز به بقای بیشتری دارد از همتای خود که سخت نمی گیرد و در حد متعارف یک فرد دارا، خرج می کند.
قدرت
تمایل انسان ها به برتری جویی، سبقت از دیگران و پیشرفت را به طور خلاصه نیاز انسان به قدرت می نامیم.
عشق و تعلق خاطر
هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند.
آزادی
هر انسانی نیاز به آزادی دارد تا بتواند بدون مداخله گری دیگران آن طور که خود دوست دارد زندگی کند. خلوت انسان ها نیز بخشی از قلمرو آزادی است.
تفریح و لذت
تفریح را پاداش یادگیری هم گفته اند. بنابراین مجموعه ای از تمایلات انسان برای یادگیری و خنده و کامجویی از دنیا را تفریح و لذت می نامیم.
اگر نیازهای اساسی پنج گانه فوق در کسی ارضا شود، او خوشبخت ترین انسان است.
اگر در فردی هیچ کدام از این نیازها ولو به طور نسبی برآورده نشود، او را باید در زمره انسان های کاملاً ناخرسند جای داد.
بقیه انسان ها - که اکثریت جامعه انسانی را تشکیل می دهند - در حد فاصل این دو قرار می گیرند.
نکته ای که بهتر است فراموش نکنیم : این نیازها از انسانی به انسانی متفاوت است. مثلاً ممکن است کسی تمایلی به ریاست یک اداره کوچک هم نداشته باشد ولی دیگری تمام هم و غمش رسیدن به مقام وزارت باشد. نیاز به قدرت در این دو فرد، یکسان نیست.
یا ممکن است کسی به کارهای خطرناک دست بزند که ممکن است به بهای جانش تمام شود(مثل کسی که با موتورسیکلت کارهای نمایشی انجام می دهد) و دیگری برغم نیاز مالی و توانایی فنی، این کار را نکند. در شرایط مساوی، علت را باید در میزان نیاز هر یک از آنها به بقا جست و جو کرد.
یا کسی که هر شب قبل از خواب، همه درها را چک می کند که بسته باشند، نیاز بیشتری به امنیت دارد تا کسی که در شرایط برابر این کار را نمی کند.
ممکن است کسی عاشقانه به اطرافیانش مهر بورزد ولی دیگری خیلی خشک و بی روح برخورد کند. یکی ممکن است دوری از عزیزش را بیش از یک روز تاب نیاورد ولی آن عزیز بتواند بی هیچ مشکلی ماه ها دور از وی زندگی کند و دلتنگ نباشد.
بنابراین، نیاز به عشق و تعلق خاطر نیز در انسان ها یکسان نیست. با این حساب اگر یکی از زوجین، مدام به دیگری ابراز علاقه کند و دیگری این محبت را ابراز مداوم نکند، الزاماً معنی اش این نیست که دومی همسرش را دوست ندارد. علت این ماجرا در نیاز کمتر او به عشق و تعلق خاطر است.
در خصوص این نیاز باید گفت که ملاک سنجش آن، محبتی است که ابراز می کنیم و نه محبتی که دوست داریم دریافت کنیم.(کسی که بیشتر محبت می کند نیاز به عشق و تعلق خاطر در او بیشتر است)
همچنین ممکن است کسی دوست داشته باشد اوقات زیادی را آزادانه بگذراند و دیگری بخواهد در گروه (دوستان،خانواده و ...) و همرأی آنها اقدام کند.
ممکن است کسی بسیار علاقه مند به یاد گیری و تفریح باشد و دیگری کمتر.
حالا که نیازهای اساسی انسان ها را شناختیم و دانستیم که میزان نیاز به آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، می توانیم در بحث بعدی، یک گام بلند برداریم و به طور ریزتر بگوییم که چگونه ممکن است این نیازها در روابط انسانی آسیب ببینید و در نهایت به ناخشنودی ما منجر شوند.
تضاد در حوزه نیازهای 5 گانه
انسان ها در تعامل با یکدیگر، در صدد ارضای نیازهای اساسی خود هستند اما مشکل آنجا ایجاد می شود که بین ارضای نیازهایشان تضاد پیش می آید که این تضاد 5 حالت کلی دارد:
تضاد در حوزه "میزان نیاز به بقا"
قبل از شروع بحث ذکر این نکته مهم است نیاز به بقا صرفاً در مرگ و زندگی خلاصه نمی شود بلکه بعد از آن، احتیاط و محافظه کاری، مهم ترین جلوه نیاز به بقاست.
اگر دو نفر که با یکدیگر رابطه دارند (مانند دو دوست، دو شریک و از همه مهم تر دو همسر) در میزان نیاز به بقا همخوانی نداشته باشند ممکن است بین شان اختلاف ایجاد شود.
فرض کنید نیاز به بقا در مرد به شدت بالاست و از این رو بسیار محافظه کار است. مرد و همسرش که نیاز به بقا در او کمتر است در روستایی با هم زندگی می کنند.
زن به مرد می گوید که بهتر است 10 روز به مسافرت برویم ولی مرد مخالفت می کند و می گوید در این مدت ممکن است بلایی بر سر دام هایمان بیاید و هر چه زن استدلال می کند که می توانند از فرزندان یا همسایه ها کمک بگیرند، شوهر قبول نمی کند.
شاید زن این بی میلی شوهرش را نشانه ای از این بداند که شوهرش او را دوست ندارد ولی واقعیت این است که پای تفاوت در میزان نیاز به بقا در میان است و ربطی به عشق و دوست داشتن ندارد.
همان طور که می بینید ، منشأ خیلی از سوء تفاهم ها این است که ما نمی دانیم در کدام یک از نیازهای اساسی دچار مشکل هستیم. در حالی که اگر محل دقیق مشکل را بدانیم ، یکراست سراغ همان نیاز اساسی می رویم و بقیه را وارد ماجرا نمی کنیم و قضیه را پیچیده تر نمی سازیم.
ادامه بحث ، موضوع را بازتر می کند.
تضاد در حوزه "میزان نیاز به قدرت"
شک نکنید که این یکی، منشأ بیشتری ناخشنودی های بشر است، از روابط کلان بین المللی بگیرید تا روابط زناشویی.
انسان هایی که نیاز به قدرت در ایشان قوی است، به شدت تمایل دارند بقیه را کنترل کنند و حرف ،حرف آنها باشد. تحمیل اراده بر دیگران، از خصوصیات اصلی این افراد است.
با این اوصاف، فرض کنید زن و مردی که هر دو نیاز شدیدی به قدرت دارند با هم ازدواج می کنند. کاملاً قابل پیش بینی است که چه زندگی پر تنشی خواهند داشت زیرا هر کدام از آنها، طبق نیاز ژنتیکی اش به قدرت می خواهد بر دیگری اِعمال قدرت کند و حرف خود را بر کرسی بنشاند. (میزان نیاز انسان به هر کدام از "بقا،قدرت،عشق و تعلق خاطر،آزادی و تفریح و لذت" را ژن ها تعیین می کنند.)
در اینجا نیز شایع ترین سوء تفاهم این است که همسرم مرا دوست ندارد و الّا این همه زور نمی گفت. حال آن که ماجرا ، اینجا هم ربطی به عشق ندارد و داستان، داستان تکراری قدرت است.
در روابط بین دوستان و شرکا و ... هم این گونه است و بسیاری از ما ، اگر ببینیم دوست مان در صدد سلطه جویی است و مدام می خواهد حرف خودش را بر کرسی بنشاند و به نظر ما اهمیتی نمی دهد، از او آزرده خاطر می شویم و حتی ممکن است به دوستی مان ادامه ندهیم.
اما اگر نیاز به قدرت در یکی از دو طرف کم باشد، مشکل حدی به وجود نمی آید زیرا کسی که نیاز کمی به اعمال قدرت دارد، نه تنها در صدد تحمیل اراده خود بر نمی آید بلکه از این که حرف آخر، حرف او نباشد هم نمی رنجد.
اگر هم هر دو، نیاز اندکی به قدرت داشته باشند، بسیار راحت تر با هم کنار می آیند و با مشورت همدیگر کارها را پیش می برند.
تضاد در حوزه " عشق و احساس تعلق"
قبلاً گفتیم که ملاک در سنجش این نیاز، میزان محبتی است که فرد به دیگری ارائه می دهد نه میزان محبتی که دوست دارد تحویل بگیرد.
اگر زن و شوهر ، هر دو نیاز بالایی به عشق و احساس تعلق داشته باشند، مدام نسبت به یکدیگر محبت می کنند و از این نظر، زندگی گرمی خواهند داشت.
اما ممکن است این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد. در چنین وضعی، آن که نیاز بالاتری دارد، چون به همان میزان که محبت می دهد، محبت نمی گیرد، دچار این باور می شود که همسرش او را دوست ندارد. در حالی که اغلب همسرش هم او را دوست دارد ولی به صورت ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده است که نمی تواند ( نه این که نمی خواهد) به اندازه طرف مقابل، ابراز عشق کند.
اگر دو طرف، در این حوزه نیاز اندکی داشته باشند هم زندگی شان مختل نمی شود زیرا تعادل مهرورزی برقرار است.
تضاد در حوزه "میزان نیاز به آزادی"
کسی که نمی تواند اراده دیگران را تاب بیاورد و دوست دارد مطابق میل خود زندگی کند، هر جا خواست برود و هر کاری خواست انجام دهد و کسی که مقررات گریز است، نیازش به آزادی در حد بالایی است.
اگر دو نفر که نیاز به آزادی در آنها زیاد است با یکدیگر ازدواج کنند، امکان این که درگیر تنش ارتباطی شوند وجود دارد زیرا هر کدام از آنها طبق قاعده گریز از مرکز رفتار می کنند و دوست دارند جدا از هم و بدون قید و بندهای یکدیگر زندگی کنند. البته منظور الزاماً اقداماتی که جامعه آنها را غیراخلاقی می داند نیست بلکه در حالت احساس نیاز شدید به آزادی، افراد تعهد به طرف مقابل را نادیده می گیرند. مثلاً دوست دارند تنهایی به سینما بروند تا این که با شریک زندگی خود مشورت کنند که کدام فیلم را ببینند، کدام سینما بروند، چه ساعتی بروند، چه تنقلاتی بخرند و ... .
زندگی های مشترک افرادی که هر دو طرف شدیداً نیازمند آزادی و فردیت هستند، در خطر تنش و طلاق است زیرا این قبیل آدم ها، بعد از مدتی که از همدیگر فاصله می گیرند و نهایتاً از هم جدا می شوند. احتمالاً بسیاری از زوج هایی که طلاق نگرفته اند ولی در خانه های جدا از هم زندگی می کنند، افرادی هستند که به شدت نیازمند آزادی اند و فردگرایی شان بالاست.
تفاوت "نیاز به قدرت" و "نیاز به آزادی" در این است که در اولی، شخص می خواهد خود را بر دیگری تحمیل کند و در دومی، شخص در صدد تحمیل اراده خود بر دیگری نیست ولی در عین حال، حال و حوصله خرده فرمایشات دیگران را هم ندارد.
تضاد در حوزه "تفریح و لذت"
اگر این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد، مشکل ارتباطی ایجاد می شود. مثلاً فرض کنید کودک درون مرد هنوز زنده است و شادی می کند و علاقمند به یادگیری و خنده است و با بچه های فامیل بازی می کند و در یکی مهمانی خانوادگی برایشان تقلید صدا می کند اما زن، این چنین نیست و حتی به سختی می خندد.
در این فرض، زن، شوهر خود را موجودی لوده و مسخره تصور می کند و مرد هم زنش را فردی متکبر و بی روح.
اگر این نیاز در هر دو بالا باشد، زندگی شان از این منظر، می تواند پر شور و هیجان باشد. اگر هم هر دو نیاز اندکی به تفریح و لذت داشته باشند، لااقل در خصوص این نیاز اساسی، با هم دعوا نخواهند کرد و مثلاً هیچ گاه بین شان این بحث در نخواهد گرفت که با هم سوار چرخ و فلک بزرگ شهر بشوند یا نه؟!
با این اوصاف بهترین روابط در حالتی شکل می گیرد میزان نیازها طبق فرمول زیر باشد:
نیاز دو طرف به "قدرت و آزادی"--------» کم
نیاز دو طرف به "عشق و تعلق خاطر" و "لذت و تفریح" -------»زیاد
نیاز دو طرف به "بقا"--------» متوسط
مثال: علی و مینا با یکدیگر ازدواج کرده اند. هیچ کدام شان در زندگی مشترک قدرت طلبی نمی کنند و به کرسی نشاندن حرف شان برایشان خط قرمز نیست. (نیاز به قدرت شان کم است) ، همچنین خیلی نیازمند نیستند که زمان زیادی را در خلوت یا با دوستان شان بگذرانند (نیازشان به آزادی از یکدیگر هم کم است).
آنها در عین حال، بسیار به یکدیگر عشق می وزرند و محبت می کنند(معلوم است که نیاز هر دو به تعلق خاطر بالاست) و دوست دارند تفریح کنند و یاد بگیرند(نیاز به لذت و تفریح شان هم بالاست و چون در عین حال نیازشان به آزادی نیز کم است، این تفریح و لذت را در کنار هم هستند.)
آنها در عین حال، زندگی را خیلی سخت نمی گیرند و مثلاً خساست به خرج نمی دهند و نه خیلی به زندگی بی اعتنا هستند که زندگی و امنیت شان به خطر بیفتد( نیاز به بقا در آنها متوسط است.)
با سنجش میزان هر کدام از نیازهای 5 گانه می توان گفت که آنها زوج خوشبختی هستند. حالا کافی است فقط جای "کم" و "زیاد" را عوض کنید تا آینده نه چندان خوبی در انتظار این خانواده گوچک دو نفره باشد.
نوشته : جعفر محمدی -عصرایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

همه نمایندگان مجلس را بفرستید جام جهانی بروند
بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ آنگاه شاید دریابند که زندگی عادی یعنی چه؟
اما به نظرم بهتر است همه 290 نماینده به جام جهانی اعزام شوند؛ قبل از آغاز مسابقات اعزام شوند و بعد از پایان مسابقات تا هر وقت که دوست داشتند باقی بمانند.
همه 290 نماینده مجلس را بفرستید جام جهانی تا آدم های متفاوت و متنوع در رنگ و زبان و شکل های مختلف ببینند.
همه را بفرستید تا صدای جدید بشنوند تا جای جدید و فضای تازه ببینند.
همه را بفرستید تا بروند و ببینند دولت ها به صورت حداکثری در زندگی مردم دخالت نمی کنند؛ بروند تا ببینند زنان و مردان می توانند در کنار هم در ورزشگاه بنشینند و فوتبال تماشا کنند بی آن که کسی منقلب شود؛ بروند تا شاید صدای خوش و موسیقی به گوششان بخورد و با هنر مهربان تر شوند.
بروند شاید با چیزی به نام فیفا آشنا شدند و دانستند که فدراسیون های فوتبال نه زیرمجموعه دولت ها که زیرمجموعه این نهاد بین المللی اند بروند شاید با فیفا آشنا شدند و دانستند که نهادهای بین المللی سازوکار خود را دارند و با فحش به آنها نمی توان کاری کرد بلکه باید تیم خوبی داشت؛ بروند مربیان و بازیکنان خارجی در تیم های ملی دیگر کشورها را ببینند شاید از دگرستیزی و خارجی ترسی شان کم شود.
بروند شاید اندکی نظم و ترتیب دیدند و خوششان آمد و خود نیز به کار گرفتند.
بروند تا رنگ ببینند، رنگ قرمز و سبز و صورتی و زرد و بنفش و... .
بروند تا آدم های قدبلندتر از خود ببینند و بدانند همیشه خود قدبلندترین نیستند.
همه پول جمع کنیم و بدهیم تا همه نمایندگان مجلس، همه 290 نماینده بروند جام جهانی، برای چند ماه هم بروند.
بروند خوش بگذرانند شاید با خوش بودن ملت راحت تر کنار بیایند؛ شاید خوش شان آمد و دلشان به رحم آمد و با سفرهای خارجی مردم کمتر مخالفت و عوارض خروج را کم کردند.
بروند با صنعت سرگرمی و اوقات فراغت آشنا شوند، شاید آن را به رسمیت شناختند و از آسیب زدن به آن صرف نظر کردند.
بروند اینترنت بدون فیلتر ( و البته در روسیه کم فیلتر) ببینند، شاید اینترنت هراسی آنها کم شد.
بروند، کنجکاوی کنند، سوال کنند، بشنوند بعد عمری حرف زدن و... .
بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ شاید دریابند زندگی عادی یعنی چه؟ همانی که مردم ایران می خواهند: زندگی عادی!
منبع: عصر ایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
اگر ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
آیتالله جوادی آملی اظهار داشت: دانشگاههای ما میزنشین تربیت نکنند چراکه میزنشینی یعنی مفتخوری بلکه دانشکدههای ما باید کارگر تربیت کنند.
به گزارش نصر به نقل از ایلنا، آیتالله عبدالله جوادیآملی عصر روز گذشته در دیدار علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که به شهر قم سفر کرده ضمن تبریک هفته کارگر اظهار داشت: بدانیم که اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت به همین جهت حواستان باشد. البته بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم. این بیعدالتیها و بیعرضگیهای برخی مسوولان قابل تحمل نیست. کشوری که این همه منابع و آب و خاک دارد چرا باید این همه گرسنه داشته باشد.
این مرجع تقلید با بیان اینکه فقر بدنی یک مشکل خوشخیم اما فقر فرهنگی یک مشکل بدخیم است، گفت: جامعه اگر از نظر حیثیت اجتماعی باشد، درست باشد فقر مادی هم تحمل میکند کما اینکه اوایل انقلاب فشارهای مختلف از جمله جنگ تحمیلی، بمبارانها، ترور شخصیتها و ... تحمل کردهاند اما بدون شک همین مردم اختلاسها و بیعرضگیهای مسئولان را تحمل نمیکند.
وی با بیان اینکه باید غدههای بدخیم جامعه که مردم را ناراحت میکند شناسایی و برطرف کنیم، گفت: باید بفهمیم و درست عمل کنیم و بدانیم که مسایلی مانند دو تابعیت بودن مسوولان و پر کردن جیب برخی افراد تحمل نمیشود. باید بدانیم اگر ملت بهخاطر همین مسایل نامطلوب شورید دیگر همه را میشورد و کنار میگذارد. به همین جهت حواستان باشد.
آیتالله جوادی آملی تصریح کرد: چگونه است که کشور 800 میلیونی که نظامی کمونیستی و بیدین دارد میتواند کشور خود را اداره کند اما ما یک کشور 80 میلیونی هستیم و این همه امکانات و آب و خاک مناسب داریم در مشکلات خود میمانیم؟ آن کشور با کفر 800 میلیون را اداره میکند اما ما با داشتن امام حسین (ع) و امام علی (ع) نتوانستهایم؛ یعنی از این ظرفیتها استفاده نکردهایم.
این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه راهحل بسیاری از مشکلات کشور ارج نهادن به کارگر است، گفت: دانشگاههای ما میزنشین تربیت نکنند چراکه میزنشینی یعنی مفتخوری بلکه دانشکدههای ما باید کارگر تربیت کنند. کشور آلمان در جنگجهانی دوم با خاکستر یکسان شد اما با پشتوانه کار ملت خود مشکلات را برطرف کرد.
وی با بیان اینکه براساس آموزههای دین ملتی که آب و خاک مناسب دارد اما دستش را به سوی دیگران دراز کند از رحمت خداوند دور خواهد شد، گفت: حقیقت این است که اگر معنی فقر را میفهمیدیم بیشتر تلاش میکردیم .
آیتالله جوادی آملی با بیان اینکه فقیر طبق آموزههای قرآن کریم یعنی ملتی که ستون فقراتش شکسته، گفت: آیا از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ ملتی که ویلچری شد توان مقاومت ندارد.
این مرجع تقلید با بیان اینکه ملتی که جیبش خالی است بدونشک زیر بار دیگری میرود، گفت: این سخنان را قرآن کریم بیان کرده و ما از قرآن راستگوتر نداریم.
وی با اشاره به بیان نظرات مردم در فضای مجازی گفت: فضای مجازی به نظر من مجازی نیست بلکه یک فضای حقیقی است و هرجایی که اندیشه و فکر قابل بیان شد آن فضا فضای حقیقی است.
این مرجع تقلید با اشاره به برخی ناکارآمدیها در کشور گفت: کشور هلند با اینکه کوچکتر از مناطق شمالی ایران است اما بخش عمدهای از لبنیات کشور دنیا را تامین میکند اما ما که نمیتوانیم در این زمینه ظهور و بروز کنیم به خاطر بیعرضگی است .
جوادی آملی گفت: اگر ما توانستیم مشکل پشت میز نشستن افراد پر ادا، فاصله طبقاتی و بانکهای ربوی و ... را حل کنیم ملت در برابر دیگر مشکلات تحمل خواهد کرد اما این مشکلاتی که گفته شد واقعا قابل تحمل نیست.
وی افزود: بانکهای ربوی و رباخواری که اکنون در کشور ما وجود دارند خانمانسوز است و شعار امسال را با مشکل مواجه میکند چراکه تولید سرمایه میخواهد و وقتی برای تولید به بانک مراجعه کنید سودهایی حدود 20 درصد را مطالبه میکند.
آیت الله جوادی آملی گفت: ما این مشکلات را با دوستان میگوییم تا انشاءالله برطرف شود و همین مسوولان ما هستند که میتوانند عیبها و گرهها را برطرف کنند.
این مرجع تقلید در پایان سخنان خود ابراز امیدواری کرد که ملت ایران از کالای ایرانی و تولید داخلی حمایت کند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
شادی در نگاه دین
چکیده: شادی و شادمانی از بایستههای زندگی انسان است. از نظرگاه اسلامی، شادی بایسته آن است که با یاد خداوند و بندگی او همراه باشد و حدود الهی و انسانی در آن رعایت شود. شادیهای برآمده از خوشرویی، دید و بازدید و مهربانی با دیگران پسندیدهاند و شادیهای برخاسته از غرور و تمسخر ناپسند به شمار میروند. نیایش، ایمانداری، شکرگزاری، صبر و شرایط مناسب محیطی از جمله عوامل شادی آفرینند و دلبستگی به دنیا، گناه و فقر از مهمترین موانع رسیدن به شادی به شمار میروند.
واژگان کلیدی: شادی، اسلام، عوامل شادی، موانع شادی.
مقدمه
شادی از لازمههای زندگی انسان است. در زبان فارسی، علاوه بر شادی، واژههای خوش حالی، خشنودی، خوشی، بشاشت و نشاط نیز بیانگر این حالت هستند[۱] و معادل عربی آن فرح، بهجت، سرور و بشارت است. انسانها برای سالم زیستن نیازهایی دارند که شادی، غم، ترس و خشم از جمله آنهاست.
شاد زیستن که از نیازهای مهم بشر است، تلقیهای مختلفی را برمیتابد. شادی مورد تأیید اسلام میبایست کمالبخش، لذتآور و آخرتمحور باشد. بنابراین شادیهای زودگذر دنیوی که گاه گناه و پشیمانی را در پی دارند از دیدگاه اسلام ناپسند هستند.
تعریف شادی
در جهان امروز شادی و نشاط به عنوان عاملی نیروبخش برای انسان، دارای اهمیت ویژهای است که از سوی فیلسوفان، روانشناسان و دانشمندان به آن توجه شده است.
شادی حالتی است که بر اثر آن رنجهای روحی در انسان به کمترین حد خود میرسد و سرور باطنی انسان، آشکار شده و فرد از قید غمها آزاد میشود. شادی احساس مثبتی است که در پی کامیابی و پیروزی پدیدار میشود.
هایل آیزنگ، روانشناس شادی میگوید: شادی عبارت است از مجموع لذتهای بدون درد. شادی همان آرامش خاطر و رضایت باطن است[۲].
ارسطو شادی را به سه نوع تقسیم کرده است:
- حالتی که همراه با لذت حاصل میشود؛
- حالتی که در پی یک رفتار خوب برای فرد حاصل میشود؛
- حالتی که بر اثر زندگی متفکرانه حاصل میشود.
از نظر ارسطو قسم اول، معنای سطحی و زودگذر شادی است. قسمت دوم، از عمق بیشتری برخوردار است و قسم سوم درجه عالی و ماندگار آن است. فیلسوفانی چون جان لاک و جرمی بنتام نیز شادی را تابعی از تعداد لذات زندگی انسان میدانند. روانشناسان اجتماعی هم شادی را با حاصلجمع رضایت و سطح لذت برابر میدانند[۳]. استاد مطهری در این زمینه مینویسد: «سرور، حالت خوش و لذتبخشی است که پس از آگاهی بر اینکه یکی از اهداف و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که بعد از آگاهی یافتن از انجام نشدن یکی از اهداف و آرزوها به انسان دست میدهد»[۴].
چنانکه پیداست از دیدگاه روانشناسان و دانشمندان، شادی به عنوان حقیقتی درونی که عامل آرامش و لذت است پذیرفته شده است.
شادی از دیدگاه اسلام
دین اسلام به همه ابعاد زندگی انسان توجه دارد و درباره آن احکام و قوانین وضع کرده است. به همین دلیل افزون بر اینکه نسبت به سلامتی جسم توجه داشته، درباره سلامتی روح نیز برنامهها و دستورهایی ارائه کرده است. میتوان گفت که احکام اسلام برای رسیدن انسان به سلامت روحی و روانی وضع شدهاند. پیامبر گرامی اسلام۶و ائمه معصومین: خوشاخلاق، گشادهرو و خوشبیان بودهاند و به مسلمانان توصیه میکردند که بخشی از شبانهروز را به تفریحات و شادیهای حلال اختصاص دهند.
حضرت علی۷ میفرماید: «مؤمن زندگی خود را در شبانهروز به سه بخش تقسیم کند؛ بخشی برای عبادت خداوند، قسمتی برای کسب حلال و بخشی برای لذتهای حلال و روا»[۵].
شادی در قرآن
در قرآن کریم واژههای سرور، فرح و … در معنای شادی به کار رفتهاند. برخی از انواع شادیها از دیدگاه قرآن نکوهیده هستند، مانند شادی برای امور زودگذر دنیوی و شادیهای برخاسته از تمسخر نشانههای خداوند و غرور و سرمستی و در مقابل شادیهای برخاسته از فضل پروردگار و شادیهای ماندگار و حقیقی مورد ستایش قرار گرفتهاند.
در این آیه به نمونهای از شادیهای نکوهیده اشاره شده است:
إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسیَْ فَبَغیَْ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَـۂِ أُولِی الْقُوَّہِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ [۶]؛ « قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد. ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل صندوقهای آن برای یک گروه قدرتمند مشکل بود. به یاد آور هنگامی را که قومش به او گفتند: این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادیکنندگان مغرور را دوست نمیدارد».
از سوی دیگر قرآن کریم در مدح یکی از مصادیق شادی حقیقی میفرماید:
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَہ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هَْذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ [۷]؛ «و هنگامی که سورهای نازل میشود، برخی (به دیگران) میگویند این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟ (به آنان بگو) اما کسانی که ایمان آوردهاند، ایمانشان را افزود و آنها (به فضل و موهبت الهی) خوشحالاند».
از این آیات و بسیاری از آیات دیگر برمیآید که شادیهای زودگذر، پشیمانی و قهر الهی را در پی دارد و شادیهایی که سمت و سوی الهی داشته باشند، ترس و غمی را همراه ندارند. … أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ [۸].
ضرورت شادی
شادی نیازی ضروری برای انسانهاست که باعث پویایی، رضایتمندی و احساس آرامش در افراد میشود. خداوند نیز در قرآن کریم خود را به عنوان کسی که میخنداند و میگریاند، معرفی میکند: وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکیَْ [۹].
انسان در راه رسیدن به کمال با مشکلات و موانعی روبرو میشود که گاه باعث خستگی و کسالت او میگردند. برای برطرف کردن این خستگیها، راههایی وجود دارد که شادی یکی از آنهاست. شادی نعمتی است که انسان مؤمن از آن برای بر طرف کردن خستگیها و رسیدن به قرب الهی استفاده میکند. حضرت علی۷ میفرماید: «إنّ هذه القلوب تملّ کما تملّ الأبدان فابتغوا لها طرائف الحکم»[۱۰]؛ «این دلها همانند بدنها، خسته و افسرده میشوند و به استراحت نیاز دارند. پس برای آنها نکتههای زیبا و نشاط برانگیز انتخاب کنید».
آرامش و نشاط تأثیر مستقیمی بر سلامت جسم و انجام بهتر کارهای روزمره و حتی مسائل عبادی دارد. امروزه دانشمندان و روانشناسان نیز به ضرورت شادی در زندگی انسان پی برده و به آن سفارش میکنند.
جان بی گایزلِ روانشناس در این باره میگوید: «شادکامی و خوشبختی آموختنی است، آنانکه نمیدانند چگونه میتوان شادکام زیست و خوشبخت بود، هنوز نصیب خود را از خوشبختی نبردهاند»[۱۱].
کاترین پاندر در کتاب قانون شفا مینویسد: «اگر مردم از قدرت شفابخش خنده و شادی باخبر بودند، کار بسیاری از پزشکها کساد میشد. شادی یکی از مؤثرترین داروهای طبیعت است. شادی تندرستی را به ارمغان میآورد»[۱۲].
در خانوادهای که نشاط و سرزندگی وجود دارد، رابطه پدر و مادر عاشقانه است و برخورد پدر و مادر با فرزندان محترمانه و دوستانه است. نزاع و درگیری، تنفر و فرار از خانه و ناهنجاریهای دیگر در این خانوادهها کمتر به چشم میخورد و اختلافات و مشکلات در پرتو دانش و فهم صحیح و با روی گشاده حل میگردند. شادی و نشاط باعث بروز خلاقیت و افزایش کارآمدی در جامعه میشود. جامعه افسرده و غمزده توان حرکت، تولید و پیشروی را ندارد. در جامعه با نشاط، دلها به هم نزدیکتر و شک و بدبینی کمتر و زمینه های رشد و کمال فراهم تر است. اگر افراد با چهرههای گشاده و خندان با یکدیگر رو به رو شوند، درگیری و کشمکش به وجود نخواهد آمد، کار ارباب رجوع با رضایتمندی انجام خواهد گرفت و کارمندان و کارگران نیز با انرژی مثبت ناشی از شادکامی کار خود را به بهترین شکل انجام خواهند داد.
معیار شادی در اسلام
اسلام درباره گشادهرویی و شاد کردن قلب مؤمنان و برآوردن نیازهای آنها بسیار تأکید کرده است. همچنین درباره اختصاص دادن ساعاتی از شبانهروز به انجام تفریحات سالم و شاد و اجتناب از شادیهای مستانه و غفلتآور توصیه های فراوانی کرده است. حضرت علی۷ در این باره میفرماید: «شادی تو در آنجا باشد که به امری از امور آخرتت دست یابی و اندوهت آنجا باشد که امری از امور آن را از دست دادی[۱۳]؛ «… فَلْیَکُنْ سُرورُکَ بِما نلْتَ مِنْ آخِرَتِکَ، وَلیَکُنْ أَسَفُکَ مِنها …».
افراط و تفریط در ابراز شادی از عدم رعایت حدود شرعی و قانونی آن ناشی میشود. وقتی در همه رفتارهای فردی و اجتماعی حتی خوردن و آشامیدن احکامی وجود دارد، چگونه ممکن است برای شادی ـ که از نیازهای ضروری انسان است و بیتوجهی به آن عواقب جبران ناپذیری برای انسان به دنبال دارد ـ قانون و حد و مرزی نداشته باشیم؟
در گفتار معصومین: حتی برای خندیدن نیز حد و مرزی مشخص شده است. برای مثال درباره نشانههای مؤمن گفتهاند که مؤمن به هنگام خنده لبخند و تبسم میزند و از خندههای بلند و قهقهههای مستانه پرهیز میکند. در هر حال آنچه اهمیت دارد این است که انسان از خود غافل نشود و در همه حال به یاد آخرت و آبادسازی سرای ابدی خویش باشد. بنابراین از دیدگاه اسلام شادی زمانی مورد تأیید است که دارای این شرایط باشد:
همراه با یاد خدا باشد، همراه با حس عبودیت و بندگی باشد، حدود الهی در آن رعایت شود، «پرهیز از منهیات و محرمات»، باعث ناراحتی دیگران نشود و عواقب منفی در پی نداشته باشد.
برای دستیابی به الگویی صحیح در این باره باید در سیره پیامبر اکرم۶و ائمه معصومین: دقت بیشتری کرد. در زمان بعثت پیامبر اکرم۶ اعراب جاهلی با کارهای خشونتآمیز و خرافههای فراوان، خو گرفته بودند. با کوچکترین مسئلهای، جنگهای چندساله به راه میافتاد و خونهای بسیاری ریخته میشد. دخترکان معصوم بر اثر عصبیت کور پدران زنده به گور میشدند و … .
در چنین زمانی پیامبر اکرم۶ همانند نسیمی دلنواز، رحمتآفرین و امیدبخش بر مردم وزید و با رفتار و گفتار بشارتدهنده خود، زندگی سرشار از شادی و شادابی حقیقی را به انسانها نوید داد.
مصادیق شادی در سیره پیامبر۶ و امامان:
پیامبر۶ و امامان: همواره میکوشیدند تا با رفتار و گفتار سرشار از مهربانی و چهرهای گشاده اسلام را تبلیغ کنند. ایشان برخوردهای عبوسانه و خشمآلود را با نشاط و شادابی چنان پاسخ میدادند که مخاطب از رفتار خود پشیمان میشد.
در ظاهر نیز همیشه لباس مرتب و پاکیزه بر تن داشتند و از عطر استفاده میکردند. به طور کلی میتوان گفت که با رعایت بهداشت فردی سعی داشتند شادابی ظاهرشان را حفظ کنند و تأکید میکردند که غم مؤمن در دلش و شادی او در ظاهرش آشکار است.
از دیگر مصادیق شادی در سیره معصومین میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تبریک گفتن در اعیاد، تکبیر گفتن در روز عید، اطعام، انفاق و هدیه دادن؛
- خواندن نماز و دعا هنگام شادی، دید و بازدید، خرید کردن در روز جمعه و … .
شادی کودکان و خانههای بهشتی
اسلام برای سلامت روانی کودکان اهمیت زیادی قایل شده است و در این رابطه توصیههایی نموده است. از جمله اینکه پیامبر اکرم۶ میفرماید: «إن فی الجنّـۂ داراً یقال لها دار الفرح لایدخلها إلّا من فرح الصبیان[۱۴]؛ همانا در بهشت سرایی با نام «خانه شادمانی» است که تنها کسانی به آن وارد میشوند که کودکان را شاد کنند». پیامبر اکرم۶ و ائمه معصومین: همواره با کودکان مهربان بودند و سعی میکردند آنها را شاد سازند.
دیدار با دوستان و شاد کردن آنها
دیدار با دوستان و برادران دینی از جمله کارهای شادیآفرین در سیره معصومین معرفی شده است. پیامبر اکرم۶ با اطرافیان، خوشاخلاق بود و با گشادهرویی جویای احوال آنها میشد. در صورتی که یکی از آنها را نمیدید، سراغ او را میگرفت، اگر بیمار بود، به عیادتش میرفت و اگر گرفتار بود، گرفتاریش را برطرف میکرد.
اسلام درباره شاد کردن اطرافیان و دوستان نیز توصیههای بسیاری دارد؛ به گونه ای که از آن به عنوان عبادتی بزرگ که باعث شاد کردن خداوند میشود، یاد کرده است. حضرت علی۷ در این باره میفرماید: «سوگند، به آنکه همه آواها را میشنود، هیچکس دلی را شادمان نسازد، مگر آنکه خداوند از آن شادمانی لطفی بیافریند و وقتی گرفتاری و مصیبتی به او رسد، آن لطف همچون آبی که در شیبی روان گردد، به سوی آن مصیبت و گرفتاری سرازیر شود و آن را از وی دور گرداند، همچنان که شتر غریبه از میان شتران رانده میشود»[۱۵]. امام صادق۷ نیز میفرماید: «لا یری أحدکم إذا أدخل علی مؤمن سروراً إنّه علیه أدخله فقط بل و الله علینا، بل و الله علی رسول الله۶[۱۶]؛ هیچ یک از شما فکر نکند که اگر مؤمنی را شاد کند فقط او را شادمان ساخته، بلکه به خدا قسم ما را نیز شاد کرده است و به خدا قسم رسول خدا را هم شاد کرده است».
شادی در ایام شادی امامان
از جمله هنگامههای شادیِ مورد تأیید اسلام، شادی در روزهای ولادت یا به امامت رسیدن امامان و اعیادی که آنها گرامیداشتهاند، مانند عید فطر، قربان و غدیر است.
امام رضا۷ در این باره میفرماید: «ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا[۱۷]؛ اگر دوست داری در درجات عالی بهشت با ما باشی، در اندوه ما اندوهگین و در شادی ما شاد باش». برپایی مجالس شادی در ایام ولادت امامان، افزون بر ایجاد شادابی، ما را با سیره و اخلاق آنان نیز آشنا میسازد. شادی مؤمنان در عید قربان، عید غدیر و عید فطر به آن دلیل است که بر شیطان و نفس خود چیره شدهاند.
امامان در هنگام تولد فرزندانشان به شادی میپرداختند و با دادن ولیمه و هدیه، دیگران را در شادی خود شریک میکردند.
شادیهای ناپسند
انساها برای حفظ سلامتی، به نوع زندگی، پوشش و تغذیه خود توجه زیادی دارند. برای به دست آوردن روح و روانی سالم نیز توجه به نوع شادیها و پرهیز از انواع مضر آن امری ضروری است. در اینجا به برخی از انواع شادی ناپسند اشاره میشود:
- شادی تمسخرآمیز
شادیهای ناشی از تمسخر دیگران و شادی در ناراحتی و مصیبت دیگران ناپسند است و از آن نهی شده است؛
صحرانشینی که بر شتر چموش خود سوار شده بود، نزد پیامبر۶ آمد و سلام کرد. او میخواست نزدیک بیاید و از حضرت سؤالش را بپرسد، اما شترش فرار میکرد و به عقب بازمیگشت و او را از حضرت دور میکرد. این عمل سه بار تکرار شد. عدهای از اصحاب از این منظره به خنده افتادند. خنده بیجای آنها باعث ناراحتی آن بادیهنشین شد و او با ضربهای شدید آن شتر را کشت. اصحاب به رسول خدا۶ گفتند: آن عرب شتر خود را کشت. پیامبر۶ فرمود: آری، ولی دهانهای شما پر از خون شتر است[۱۸]. یعنی چون شما با خنده بیجای خود آن عرب نادان را عصبانی کردید و باعث شدید تا چنین جرمی مرتکب شود، در خون آن شتر شریک هستید.
- شادی غرورآمیز
شادی غرورآور، از جمله شادیهای نهی شده در اسلام است. در قرآن میخوانیم: لاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَ یُحِبُّونَ أَن یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَہ مِّنَ الْعَذَابِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ [۱۹]؛ «گمان مبر آنانکه از اعمال (زشت) خود خوش حال میشوند و دوست دارند در برابر آن کار (نیکی) که انجام ندادهاند، ستایش شوند، از عذاب (الهی) برکنارند، (بلکه) برای آنان عذاب دردناکی است».
از این آیه برداشت میشود که شادی برخاسته از انجام کار نیک اگر به صورت معتدل باشد و مایه غرور و خودپسندی نگردد، نکوهیده نیست[۲۰].
- شادی در برابر مصیبتزدگان
همانگونه که امام حسن عسکری۷ فرمود: «از ادب انسانی به دور است که انسان در برابر افراد محزون اظهار شادی کند»[۲۱].
برای مثال میتوان به شادی بنیامیه، آلزیاد و آلمروان بعد از شهادت امام حسین۷ و یاران باوفایش و یا شادی ستمگران امروزی بعد از جنایاتشان علیه انسانها، اشاره کرد. قرآن درباره این افراد میفرماید: ذَْلِکُم بِمَا کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ [۲۲]؛ «این برای آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی غرور و مستی به خوش حالی میپرداختید».
علاوه بر موارد یاد شده، گروهی از افراد تحت تأثیر عوامل مختلف مانند ناآگاهی، تبلیغات ناصحیح، بیماریهای روحی و … راههای نادرستی را برای شاد شدن انتخاب میکنند، مانند:
- استفاده از مواد مخدر و روانگردان؛
- شنیدن موسیقیهای حرام و تماشای فیلمهای مبتذل؛
- شوخیها و مزاحهای تمسخرآمیز و توهینآمیز نسبت به گروه یا فرقهای خاص و اشاعه مطالب ضد اخلاقی در قالب پیامک؛
- روابط نامشروع دختران و پسران قبل از ازدواج.
در سیره ائمه معصومین هر رفتاری که باعث ضرر به خود و یا دیگران باشد، حرام شمرده شده است؛ زیرا اسلام خواهان زندگی سالم و پویاست.
عوامل ظاهری شادی
- زمان
بعضی زمانها شادی آفرینند، مانند: زمان تولد فرزند برای پدر و مادر، سالروز آشناییها، سالگرد ازدواج، سال تحویل، هنگام اذان، سحر و افطار ماه رمضان، سحرگاهان برای عابدان و عاشقان، همچنین ایام ولادت ائمه معصومین: و اعیاد دینی مانند عید فطر، عید قربان و عید غدیر. امام صادق۷ درباره عید غدیر می فرمایند: «روز غدیر روز خوش حالی و شادمانی است»[۲۳].
آداب و اعمال این اعیاد از جمله اظهار شادی، تبریک گفتن، هدیه دادن، دید و بازدید و اعمال گروهی مثل نماز عید فطر، نماز جمعه ، نیز موجب شادی و نشاط در فرد و جامعه میشود.
- مکان
مکانهایی مانند پارکها، مناطق سرسبز، کوه و دریا باعث ایجاد انبساط روحی و رفع خستگی میشوند. همچنین در مکانهایی مانند خانه خدا، مساجد، حرم پیغمبر۶ و امامان معصوم: و … میتوان احساس آرامش، رضایت و سرور زائران را به وضوح مشاهده کرد.
قرآن و روایات درباره سفر و تفکر در پدیدههای طبیعی بسیار توصیه کردهاند. سفر، انسان را از روزمرگی خارج میکند و تفکر در پدیدههای طبیعی موجب نشاط روحی و شادی حقیقی میشود. از حضرت علی۷ نقل شده است که وقتی در مسیر حرکت به صفین به سرزمین بلخ ـ که محل خوش آب و هوایی بود و رودخانه بزرگ و پرآبی داشت ـ رسیدند، به سپاهیان دستور دادند تا در آنجا بمانند و به تفریح و استراحت بپردازند[۲۴].
- رنگ
رنگهای روشن، سفید، آبی، سبز و زرد، رنگهای نشاط آورند. پیامبر اکرم۶ فرمودند: «ألبِسوُا البیاضَ فَإنَّهُ أطیبَ و أطْهَر[۲۵]؛ لباس سفید بپوشید که بهترین و نیکوترین لباسهاست».
«روانشناسان اهمیت زیادی برای رنگها قائلند. برای مثال رنگ اتاقها و وسایل آسایشگاههای روانی را زرد انتخاب میکنند؛ زیرا این رنگ را شاد کننده یافتهاند…».[۲۶]
- عطرها
بوی خوش انبساط روح و نشاط درونی را در پی دارد و باعث صمیمیتر شدن روابط انسانی میگردد. امام صادق۷ در این باره میفرماید: «رسول خدا۶ بیشتر از هزینه خوراک، برای خرید عطر هزینه میفرمود»[۲۷].
- مزاح و شوخی
سخنان دلنشین و مزاح و شوخی نیز تا هنگامیکه به بیهودهگویی نینجامیده، باعث نشاط و سرور میشود. هرگاه رسول خدا۶ یکی از یاران خود را اندوهگین میدیدند، با شوخی او را شاد میکردند و میفرمودند: «خداوند دشمن کسی است که با روی گرفته و عبوس با برادرانش ملاقات کند»[۲۸].
«روزی پیامبر اکرم۶ و امام علی۷ مشغول خوردن خرما بودند. پیامبر۶ هسته خرماهای خود را مقابل علی۷ و روی هستههای او میگذاشتند. وقتی هستهها زیاد شد، به شوخی به علی۷ فرمودند: شما خرمای زیادی خوردهاید. علی۷ جواب داد: آنکه خرماها را با هسته خورده، زیاد خورده است. پیامبر خندیدند و هر دو بزرگوار از این شوخی خوش حال شدند»[۲۹]. حضرت علی۷ نیز میفرمایند: این دلها همانند بدنها، خسته و افسرده میشوند و به استراحت نیاز دارند. در این حال، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید»[۳۰].
در روایات متعدد به عوامل دیگر شادی از جمله منزل وسیع، همسر همراه در دین، فرزند صالح و مرکب راهوار اشاره شده است.
عوامل باطنی (معنوی) شادی
- عبادت و نیایش
انسان در برابر مشکلات زندگی، خود را نیازمند پناهگاه مطمئنی میبیند تا بتواند بر مشکلات غلبه کند. در فرهنگ اسلام بهترین تکیهگاه یاد خداست. خداوند نیز در قرآن فرموده است: ألا بِذِکْرِالله تَطْمَئِنُّ الْقُلوب [۳۱]؛ «اطمینان قلبی و آرامش با یاد خدا به دست میآید».
افرادی که امور معنوی مثل عبادت و نیایش را از زندگی خود حذف کردهاند، به میزان زیادی دچار افسردگی، اندوه و ترس و احساس پوچی میشوند. از طرفی لحظات مناجات و خلوت با پروردگار، جزء نابترین و شوقانگیزترین لحظات زندگی انسانهای مؤمن است.
نیایش، در عین حال که ایجاد آرامش میکند، در انسان نوعی انبساط باطنی و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را ایجاد میکند. نیایش خصال خوبش را با علامات منحصر به فرد از جمله صفای نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادی درونی، یقین، استعداد هدایت و نیز استقبال از حوادث نشان میدهد.
امام صادق۷ میفرمایند: أُوحی إلی داوُد۷: «بی فَافْرَح وَ بِذکری فَتَلَذَّذْ وَ بِمُناجاتی فَتَنَعَّم[۳۲]؛ خداوند به داود۷ وحی فرمود: به یاد من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار باش».
البته باید دانست نه تنها اعمالی مثل نماز، روزه، حج، زکات، خمس و … بلکه هر عملی که برای رضای خدا انجام گیرد، عبادت است.
- ایمان
ایمان به خداوند و قدرت نامحدود او، باعث ایجاد شادی واقعی در انسان میشود. شهید مطهری در این باره مینویسد: «ایمان دینی آثار نیک فراوان دارد، چه از نظر تولید شادی و چه از نظر نیکوساختن روابط اجتماعی و چه از نظر کاهش ناراحتیهایی که لازمه این جهان مادی است.»[۳۳]
امروزه روانشناسان نیز به نقش مهم ایمان در ایجاد شادی پی بردهاند. دیل کارنگی میگوید: «امروزه در روانپزشکی همان چیزهایی را تعلیم میدهند که پیامبران به مردم میآموختند؛ زیرا ایشان دریافتهاند که برخورداری از ایمانی راسخ، نگرانی، هیجان و ترس را برطرف میکند[۳۴].
- روحیه شکرگذاری
انسان شکرگزار چون بیش از نداشتهها به نعمتها و داشتههایش توجه میکند، همیشه خوشبین و واقعنگر است. این مثبتاندیشی شادی را ایجاد میکند. از سوی دیگر، انسان مثبت اندیش میکوشد تا از آنچه دارد به بهترین شکل استفاده کند. این عملکرد باعث فزونی نعمتها از سوی خداوند است. قرآن نیز می فرماید: لَئن شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُم [۳۵].
همچنین بر اساس روایات اسلامی، لازمه شکرگزاری حقیقی، تشکر از آفریدگان خداوندست. خداوند نیز به پیامبرش میفرماید: برای تشکر و تشویق زکاتدهندگان به آنها درود بفرست؛ زیرا درود تو آرام بخش آنان است[۳۶].
کاترین پاندر روانشناس میگوید: اگر اندیشهها و گفتار آدمی سرشار از شکرگزاری و به دور از سرزنش و ملامت باشد، سلامت و شادابی افزونتر را تجربه خواهند کرد[۳۷].
- صبر
صبر در برابر سختیها و مشکلات نیز میتواند غم و اندوه را بر طرف کند. زندگی انسان توأم با مشکلات است و کسی میتواند زندگی سرشاری از موفقیت و شادکامی داشته باشد که مشکلات را با صبر و تحمل پشت سر بگذارد. امیرمؤمنان علی۷ میفرمایند: «انسانِ شکیبا پیروزی را از دست نمیدهد، هرچند زمان آن طولانی باشد»[۳۸]. ما از حکمت بسیاری از امور بیخبریم، بنابراین بهتر است تا در مقابل نعمتها شکرگذار و در برابر تلخیها صبور باشیم. قرآن کریم میفرماید: عَسیَْ أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَ عَسیَْ أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَّکُمْ [۳۹]؛ «چه بسیار چیزهایی که شما دوست ندارید، ولی در حقیقت به نفع شماست و چه بسیار چیزهایی که شما دوست دارید، ولی به ضرر شماست».
در اسلام به عوامل دیگری نیز اشاره شده است، مانند توجه به پاداشهای بهشتی، ورزش (شنا، اسب سواری، تیراندازی)، کار و تلاش، تلاوت قرآن، ازدواج (همسر همراه در دین).
موانع شادی
نقص و یا فقدان هر کدام از عوامل شادی میتواند باعث ناراحتی شود. برخی زمانها (همچون زمان جدایی از نزدیکان)، قرار گرفتن در مکانهای کثیف و شلوغ، برخی رنگهای تیره یا سخنان تحقیرآمیز، روح و جسم انسان را متأثر و ناراحت می کنند.
همچنین کمتوجهی به معنویات مانند عدم ارتباط صحیح با پروردگار، یا نداشتن روحیه شکرگزاری و توکل و صبر نکردن در مشکلات باعث ایجاد غم میشوند. برخی دیگر از این موانع از این قرارند:
- دلبستگی به دنیا
انسانها زمانی که احساس کمبود کنند و یا چیز با ارزشی را از دست دهند، غمگین میشوند. آنکه تمام همتش زندگی دنیوی است، با کوچکترین مشکلی افسرده و غمناک می شوند. از این رو، دلبستگی به دنیا و فراموشی آخرت، از مهمترین موانع در رسیدن به شادی حقیقی است.
در آیات و روایات بسیاری از دلبستگی به دنیا و غفلت و غرور و سرمستی ناشی از آن که گاهی باعث شادیهای ناپسند نیز میشود، نهی شده است. از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- دنیا بازیچه است؛ وَ مَا الْحَیَاہ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ [۴۰].
- زندگی دنیا، مایه غرور و غفلت است؛ وَمَا الْحَیَاہ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ [۴۱].
- شاد شدن برای دنیای کوچک و زودگذر؛ فَرِحُواْ بِالْحَیَاہ الدُّنْیَا [۴۲].
پیامبر اکرم۶ میفرمایند: «گرایش افراطی به دنیا، غم و اندوه را زیاد میکند و زهد و بیرغبتی به آن، موجب راحتی قلب و بدن میگردد»[۴۳]. امام صادق۷ نیز میفرماید: «هر آنکه دل به دنیا بندد، گرفتار سه ویژگی میگردد: اندوهی که از میان نرود، آرزویی که به آن نرسد و امیدی که به دست نیاید»[۴۴]. امروزه روانشناسان نیز تأکید میکنند که آرامش واقعی زمانی حاصل میشود که انسان توجه و علاقه خود را از امور مادی به امور معنوی سوق دهد.
- ارتکاب گناه
گناه قلب انسان را تیره میکند و چون این ظلمت ناسازگار با فطرت خداجوی اوست، نفس لوامه انسان را به خاطر انجام آن سرزنش میکند و در نتیجه آرامش و نشاط از وی سلب میگردد. انسانی که غرق گناه است، شادیهایش ظاهری است و در غم و افسردگی روحی به سر میبرد. از سوی دیگر اگر انسان مؤمن مرتکب گناه شود، بلافاصله پشیمان و اندوهگین میشود. امام رضا۷ در این باره فرمود: «هیچ یک از شیعیان ما مرتکب گناه نمیشود، مگر اینکه گرفتار غم و اندوه میگردد و در نتیجه، گناهانش از بین میرود»[۴۵].
- صفات ناپسند
صفات ناپسندی مانند حسد، بخل، تنبلی و … باعث از دست دادن شادی میشود. امام صادق۷ درباره حسد میفرمایند: «حسود از زندگی خود لذت نمی برد»[۴۶].
در روایات، صفات زشت اخلاقی که باعث بیماری روحی و افسردگی میشوند مورد نکوهش قرار گرفتهاند. این صفات باعث خلل در روابط دوستانه و صمیمانه با دیگران و زوال محبتها و دوستیهای حقیقی میگردند.
بدگمانی از جمله این صفات ناپسند است که از ضعف ایمان سر چشمه میگیرد و باعث ناآرامی فرد میشود. انسان بدگمان به هیچکس اعتماد ندارد و زندگی را به کام خود و دیگران تلخ میسازد. این اخلاق آرامش و نشاط او را نیز بر هم میزند. حضرت علی۷ در این باره فرمود: «شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری، چرا که برای آن برداشت نیکویی میتوان داشت»[۴۷]. بدترین نوع بدگمانی، بدگمانی نسبت به خداوند است که باید از آن پرهیز کرد. در روایات آمده است: «حسن الظنِّ یُخَفّفُ الهمَّ و یُنجَّی مِن تقلّد الإثم؛ گمان خوش به خداوند، اندوه را سبک میگرداند و انسان را از پیروی گناه میرهاند».
- از دست دادن فرصتها
حضرت علی۷ فرمود: «إِضاعَـۂ الفُرصَـۂ غُصَّـۂ[۴۸]؛ از دست دادن فرصت، باعث اندوه میشود». از جمله این فرصتها، فرصت جوانی و سلامتی است که از دست دادن آن باعث حسرت و اندوه میشود. امام علی۷ فرمود: «دو نعمت است که تا از دست نرفتهاند، ارزش آنها دانسته نمیشود؛ جوانی و تندرستی»[۴۹]. با برنامهریزی و نظم میتوان از این غم جلوگیری کرد.
- فقر
اگر چه ثروت همیشه باعث شادی نیست، اما فقر ـ نداشتن امکانات اولیه زندگی و شرایط دشوار معیشت ـ باعث اندوه میشود. حضرت علی۷ میفرمایند: «من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل او را سرگردان میکند و عامل دشمنی است»[۵۰].
در اسلام برای مبارزه با فقر راهکارهای مختلفی ارائه شده است. قناعت و میانهروی در زندگی و یاری ثروتمندان به نیازمندان و رفع مشکل آنها از جمله این راهکارها است.
نتیجه
اسلام دین شادکامی و نشاط است و همه آموزهها و احکام شرعی آن نوید بخش زندگی سالم از نظر روحی و جسمی است.
در اسلام از شادیهای زودگذر و مضر به خود یا دیگران نهی شده است. شاد کردن کودکان، گرهگشایی از کار مؤمنان و دوری از گناهان، راضی بودن به قضا و قدر الهی و داشتن روحیه شکرگزاری و ایمان به اینکه خداوند بهترین یار و مددکار انسان در سختیهاست، همه باورهایی است که نشاط دائمی را در دل مؤمنان ایجاد میکند.
منابع
- قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
- آژنگ، نصرالله، گنجینه لغات (فرهنگ فارسی به فارسی)، گنجینه ۱۳۷۹، تهران، ۱۳۸۱٫
- ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علیاکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، قم، بیتا.
- اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی قرآن.
- پاندر، کاترین، قانون شفا، ترجمه گیتی خوشدل، روشنگران و مطالعات زنان، تهران، ۱۳۸۲٫
- حرّ عاملی، محمّد بن حسن، وسائل الشیعـۂ، دار الکتب الاسلامیـۂ، تهران، ۱۳۲۳٫
- سادات جوهری، شکیبا، مجله طوبی، شماره ۱۶، ۱۳۸۶، www.porsojoo.com.
- سایت «درگاه پاسخگویی به مسائل دینی»، مقاله روانشناسی عزاداری، محمّد کاویانی.
- سماک امانی، محمّدرضا، شادی در اسلام، آموزش کشاورزی، ۱۳۸۵٫
- طبرسی، ابوعلی فضلبنحسن، تفسیر جوامع الجامع، ۶ جلد، ترجمه احمد امیری شادمهری، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴٫
- طریقهدار، ابوالفضل، شرع و شادی، موسسه فرهنگی همسایه، چاپ دوم، ۱۳۷۸٫
- عامریفرد، زهرا، فصلنامه فرهنگی ـ اجتماعی تجلی کوثر، سال چهارم، شماره ۱۷، ۱۳۸۴٫
- کلینی، محمّدبنیعقوب، اصول کافی، دار الاسوہ، تهران، ۱۳۷۶٫
- گایزل، جان بی، ترجمه محمّد حجازی شادکامی، ابنسینا، ۱۳۵۲٫
- مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیـۂ، چاپ سی و نهم، تهران، ۱۳۶۱٫
- دشتی محمد، ترجمه نهجالبلاغه، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین۷، ۱۳۸۲٫
- الهندی، علاءالدین علی المتقی بن حسامالدین، کنز العمال، بیروت.
- رحمتی شهررضا، محمد، گنجینه معارف، ۱۱۰ موضوع، ج۴، صبح پیروزی، ۱۳۸۶ش.
- اکبری، محمود، غم و شادی در سیره معصومین، عترت قم، قم، ۱۳۸۰٫
- عامری، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، ترجمه محمدعلی انصاری، چاپ چهارم، تهران، بیتا.
- دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبـۂ، عیون الاخبار، دار الکتاب العربی، بیروت، بیتا.
- روستایی، علیرضا، رموز شادی و موفقیت، حدیث زندگی، بیجا، ۱۳۸۷٫
- طباطبایی، سید محمدحسین، سنن النبی، آداب، سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی۶، ترجمه عباس عزیزی، یاران، چاپ نهم، ۱۳۸۵٫
- فرجالله، محمد، الغدیر فی الإسلام، الهادی، نجف، ۱۳۶۲ق.
- کارنگی، دیل، آیین زندگی، ترجمه جواد پاکدل و مسعود میرزایی، تهران، ۱۳۶۰٫
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمـۂ، دار الحدیث، قم، ۱۳۸۴٫
- مطهری، مرتضی، انسان و ایمان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۲٫
پی نوشت ها:
[۱] . نصرالله آژنگ، گنجینه لغات (فرهنگ فارسی به فارسی) ج۱، ص۸۳۷٫
[۲] . شکیبا سادات جوهری، مجله طوبی، ش۱۶، ص۳۷٫
[۳] . محمّد کاویانی، روانشناسی عزاداری، سایت درگاه پاسخگویی به مسائل دینی،www.porsojoo.com .
[۴] . شکیبا سادات جوهری، مجله طوبی، ش۱۶، ص۳۷، www.howzah.net.
[۵] . سید رضی، نهجالبلاغه، ترجمه محمّد دشتی، حکمت۳۹۰٫
[۶] . قصص/۷۶٫
[۷] . توبه/۱۲۴٫
[۸] . آل عمران/۱۷۰٫
[۹] . نجم/۴۳٫
[۱۰] . سید رضی، نهجالبلاغه، حکمت۱۸۸٫
[۱۱] . جان بی گایزل، شادکامی.
[۱۲] . کاترین پاندر، قانون شفا، ص۸۱٫
[۱۳] . سید رضی، نهجالبلاغه، نامه۲۲٫
[۱۴] . حسامالدین هندی، کنز العمال، ح۶۰۰۹٫
[۱۵] . سید رضی، نهجالبلاغه، حکمت۲۵۷٫
[۱۶] . شیخ کلینی، اصول کافی، ج۱ و ۲، ص۱۸۹، ح۶٫
[۱۷] . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعـۂ، ج۱۴، ص۵۰۲٫
[۱۸] . محمد رحمتی شهررضا، گنجینه معارف، ج۱، ص۵۵۹؛ ملّامحسن فیض کاشانی، محجـۂ البیضاء، ج۵، ص۲۳۳٫
[۱۹] . آل عمران/۱۸۸٫
[۲۰] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۱۰٫
[۲۱] . محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۷۴٫
[۲۲] . غافر/۷۵٫
[۲۳] . علامه شیخ محمد فرجالله، الغدیر فی الاسلام، ص۲۶۳٫
[۲۴] . شکرالله دانشی، شادی و نشاط در منابع و متون اسلامی، ص۱۲۲٫
[۲۵] . شیخ طبرسی، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۸۵٫
[۲۶] . محمود اکبری، غم و شادی در سیره معصومین:، ص۱۱۳٫
[۲۷] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعـۂ، ج۳، ص۴۱۰٫
[۲۸] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعـۂ، ج۳، ص۱۰۱٫
[۲۹] . محمد دشتی، امام علی۷ و تفریحات اسلام، ص۷۳٫
[۳۰] . سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت۷۹۱، ص۴۷۹٫
[۳۱] . رعد/۲۸٫
[۳۲] . محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمـۂ، ح ۲۰۰۳۵٫
[۳۳] . مرتضی مطهری، انسان و ایمان، ص۳۴٫
[۳۴] . دیل کارنگی، آیین زندگی، ص۱۵۲٫
[۳۵] . ابراهیم/۷٫
[۳۶] . توبه/۱۰۳٫
[۳۷] . کاترین پاندر، قانون شفا، ص۷۶٫
[۳۸] . سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح۱۵۳، ص۴۷۳٫
[۳۹] . بقره/۲۱۶٫
[۴۰] . انعام/۳۲٫
[۴۱] . آل عمران/۱۸۵٫
[۴۲] . رعد/۲۶٫
[۴۳] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعـۂ، ج۱۱، ص۹۱٫
[۴۴] . عبدالواحد عامری، غررالحکم، ج۱، ص۳۱۲٫
[۴۵] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعـۂ، ح۱۱، ص۹۱٫
[۴۶] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۴٫
[۴۷] . سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح۳۶۰، ص۵۱۱٫
[۴۸] . همان، ح ۱۱۸، ص۴۶۵٫
[۴۹] . عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ح۵۷۶۴٫
[۵۰] . سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح۳۱۹، ص۵۰۵٫
نویسنده: زهرا سرابی
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
راز 20 سال پیشتازی فنلاند در آموزش و پرورش
فنلاندی ها آموزش رسمی (دوره ابتدایی) را هم به نرمی و به آهستگی شروع می کنند؛ فنلاند دارای کوتاه ترین روزهای مدرسه در میان همه کشورهای جهان است. هفته مدرسه در مدارس ابتدایی فنلاند، 18 تا 20 ساعت است.
دکتر علی حسيني خواه
آیا شادی نمی تواند هدف آموزش باشد؟
فنلاند به مدت دو دهه، حائز رتبه نخست جهان در تعلیم و تربیت است. چه رازی در پس این موفقیت نهفته است؟ پاسخ آن، معجزه فنلاندی است؛ یعنی به تأخیر انداختن آموزش های رسمی و توجه ویژه به بازی و شادی و تحرک بدنی در مهد و مدرسه. در فنلاند و در سطح پیش دبستان یعنیقبل از 7 سالگی، هیچگونه آموزش رسمی (خواندن و نوشتن و حساب کردن) وجود ندارد و تاکید بر بازی های خلاق، فعالیت های بدنی و ارتباطات اجتماعی است. به گونه ای که روزانه حداقل 90 دقیقه صرف بازی و فعالیت های بدنی در حیاط مهد و کودکستان می شود.
بر اساس تجربه زیسته نگارنده و به قول فنلاندی ها: ما برای آموزش دادن به کودکان و نوجوانان، عجله نداریم.
شایان توجه است، فنلاندی ها آموزش رسمی (دوره ابتدایی) را هم به نرمی و به آهستگی شروع می کنند؛ فنلاند دارای کوتاه ترین روزهای مدرسه در میان همه کشورهای جهان است. هفته مدرسه در مدارس ابتدایی فنلاند، 18 تا 20 ساعت است.
جان کلام این است که نظام آموزشی فنلاند در سطح پیش دبستان و دبستان بدنبال آزمون و آموزش های رسمی نیست؛ ایجاد بسترهای تربیتی و اطمینان از شاداب بودن کودکان و تربیت انسان های سالم، خلاق، کارآفرین، اجتماعی و مسئولیت پذیر، اهدف ملی تعلیم و تربیت فنلاند است.
آيا شادی مخل یادگیری است؟
خانم نل نادينگز فيلسوف تربيتي پرآوازه جهان، در کتاب جديد خود تحت عنوان "شادي و تعليم و تربيت" مقدمه را با اين پرسش آغاز مي کند: چرا تعداد بسيار زيادي از انسان هاي تيزهوش و خلاق که جماعت سرشناس شان، بر جهان و پیشرفت های آن تاثیر گذار بودند، از مدرسه متنفر و فراری بودند؟ در پاسخ مي گويد: چرا با وجود نظاره کردن اين مصيبت اثبات شده (تنفر کودکان نخبه از مدرسه)، باز اصرار مي کنيم که اين بدبختي را با اين عذر و بهانه قديمي توجيه کنيم که "اي شاگرد من، تو روزي به خاطر اين سخت گيري ها، از من قدرداني خواهي کرد". هنگامی که این جمله نادینگز را می خواندم، یک لحظه تصور کردم که خانم نادینگز راجع به فرهنگ حاکم بر مدارس ما (ایران) صحبت می کند.
نادينگنر در ادامه و در پاسخ به والدين و معلمان سخت گيرمي گويد که موفقيت هاي آتي کودکان در زندگي شخصي و شغلي، مديون سختی دیدن و بدبختي کشيدن بچه ها در خانه و مدرسه نيست. در اکثر فرهنگ ها (به غلط) این را ارزش می دانند که کودکان را عادت مي دهند شادي و خوشحالي را به وقت ديگر موکول کنند و آن را به تأخير بيندازند؛ نادينگز بيان مي کند که بر اساس تجربه بيش از پنجاه سال تدريس و مادري، متوجه شدم که همه کودکان (حتي بزرگسالان) زماني که شادند، بهترين عملکرد را در يادگيري دارند. البته اقرار مي کند که شيوه هاي برخورد و تدريس سخت گيرانه و ناملايم نيز مي تواند منجر به پيشرفت تحصيلي شود؛ اما اين گونه پيشرفت، مبتني بر تمرين و تکرار بي رحمانه و در نتيجه حفظ کردن و يادگيري طوطي وار است و می تواند ماندگار نباشد. برخي نیز معتقدند که ايجاد محيط شاد براي کودکان و آزاد گذاشتن آنها، منجر به ايجاد چالش و کشمکش و ستيز در مدرسه مي شود؛ به قول نادينگز، چالش و کشمکش نيز بخشي از زندگي و يادگيري است و لازمه پرسشگري و راه رسيدن به دانش و شايستگي است.
یک روایت تربیتی از جان لنون: خواننده و ترانه ساز انگليسي و بنيان گذار موفق ترين گروه موسيقي پاپ در جهان (گروه بيتلز). به نقل از لنون: هنگامي که يک کودک 5 ساله بودم، مادرم هميشه به من مي گفت که شادي، راز گشايش زندگي است. زماني که به مدرسه رفتم، آنها در برگه از من پرسيدند وقتي که بزرگ شدي مي خواهي چه کاره شوي؟ من نوشتم: مي خواهم شاد باشم. آنها مسخره ام کردند و به من گفتند که شما سئوال را نفهميدي. من در جواب شان گفتم: شما هم زندگي را نفهميديد.
آیا مدرسه شاد، واقعیت است یا رؤیا؟
از پژوهش جهانی یونسکو با موضوع مدرسه شاد 5 عامل اساسی استخراج شده که بیشترین تأثیر را بر شاداب سازی مدرسه و دانش آموزان دارد:
1) داشتن ارتباطات و دوستان نزدیک در اجتماع مدرسه؛
2) وجود فضای آموزشی صمیمانه و دوستانه؛
3) ایجاد شرایط برای آزادی و خلاقیت و مشارکت یادگیرنده؛
4) ایجاد بستر برای کار گروهی و روحیه همکاری؛
5) داشتن معلمان مهربان و متین، خوش برخورد و خوش بین.
از باب مثال، مدارس ژاپن اغلب چنین پاسخی به پرسشگر یونسکو دادند که مدرسه شاد، محیطی است لبریز از لبخند و خوش و بش روزانه و احترام متقابل؛
مدارس چین پاسخ دادند که مدرسه شاد، جایی است که دانش آموزان آزادی کافی دارند و تحت فشار و استرس امتحانات نیستند؛
پاسخ مدارس کره جنوبی این بوده: مدرسه شاد مکانی است که به یادگیرندگان اجازه رؤیاپروری و خیال پردازی می دهد و عاری از رفتارهای پرخاشگرانه است؛
مدارس روسیه هم اینگونه جوابی دادند که در مدرسه شاد، نظم و انظباط و رفتارهای سنجیده حاکم است.
در این پژوهش، همچنین 5 عامل بازدارنده هم شناسایی شده که مدرسه را ناشاد می سازد:
1) وجود خشونت و ناامنی در محیط مدرسه؛
2) تحمیل ساعات بلند درسی و تکالیف زیاد بر دانش آموزان و استرس ناشی از امتحان و نمره؛
3) وجود جو یادگیری رقابتی و مسموم در مدرسه؛
4) وجود معلمان با ویژگی های منفی ازجمله بداخلاقی، بدبینی، سختگیری، نامهربانی، بی عدالتی و محافظه کاری؛
5) وجود روابط و رفتارهای نامثبت در مدرسه ازجمله خودخواهی و بی توجهی.
وجود این عوامل در مدرسه موجب ایجاد حس ترس و تنهایی، بی اعتمادی، سلب اعتماد به نفس، تنش و استرس، و کاهش علاقه و میزان یادگیری در دانش آموزان می شود. از مجموع صحبت ها، می توان چنین نتیجه گرفت که مدرسه شاد، مدرسه واقع نگری است که به جای آرزوهای بزرگسالانه و نگاه به آینده دور و نامحتمل، تأکیدش بر زمان حال و رویاهای کودکانه است؛ و مدرسه کل نگری است که به جای رشد تونلی و طولی کودک (آموزش کودک در یک مسیر باریک و با تأکید بر یک هدف ویژه و یک بعد خاص از رشد)، رشد عرضی و همه جانبه را رسالت خود قرار دهد و به قول اشتاینر (بنیانگذار مدارس والدورف): خاک مدرسه را برای همه جنبه های رشد از جمله روانی- عاطفی (قلب)؛ ذهنی-عقلانی (مغز)؛ و بدنی-حرکتی (تن) غنی می سازد. در پایان بیایید این شعار را سر دهیم که: کودکان شاد، بهتر می آموزند.
* هیات علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی و عضو هیات مدیره انجمن مطالعات برنامه درسی ایران.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
دستیابی به زندگی شادتر از نگاه فرهنگ های مختلف
سلامت روحی و روانی یکی از بحث های مهم در زندگی هر فردی به شمار می رود. در این مطلب قصد داریم رویکرد فرهنگ های مختلف سراسر دنیا را نسبت به پدیده ی شاد زیستن به شما معرفی کنیم:
- ایکیگای Ikigai
کشور : ژاپن
ایکیگای در واقع دلیل افراد برای زندگی کردن است. در فرهنگ ژاپنی هر شخص دارای یک هدف و دلیل برای زندگی است، هرچند پیدا کردن این هدف ممکن است نیازمند جست و جویی عمیق در روحیات و شخصیت فرد باشد. این کلمه را می توان به دو المان تجزیه کرد؛ اولی ایکی Iki به معنای زندگی یا زنده بودن و دومی کای Kai به معنای میوه، ارزش یا هدف (صداهای ک و گ در زبان ژاپنی به جای یکدیگر به کار می روند) می باشد.
برای بعضی ها ایکیگای می تواند به معنای تشکیل خانواده یا لذت بردن از سرگرمی های مختلف و برای عده ای دیگر شغلشان باشد. این عشق به داشتن هدف در زندگی، کار کردن زیاد ژاپنی ها را توجیه می کند.
منافع چنین رویکردی چیست؟
در فرهنگ ژاپنی، ایدئولوژی ایکیگای همان چیزی است که باعث می شود این افراد عرق کاری زیادی داشته باشند. نرخ بیکاری در ژاپن بسیار پایین است و این موضوع از آنجا ناشی می شود که به عنوان یک ملت، ذهنیت جمعی می گوید که انجام هر نوع کاری بهتر از بیکاری است. ژاپنی ها از انجام کارهایی که معمولا پست و فرومایه تلقی می شوند عار ندارند. هر کاری دارای سطحی از احترام بوده و افراد در راستای منافع جمعی به فعالیت می پردازند.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
در زندگی روزمره، تئوری ایکیگای ساده و دست یافتنی است. اگر شما در کاری که انجام می دهید ( شغلتان یا هر کار دیگری) هدف داشته باشید یا هدفی برای خودتان پیدا کنید، احساس ارزش کرده و بهتر کار می کنید. بسیاری از ژاپنی ها نیز چنین هدف و احساسی را در انجام فعالیت های جمعی (مانند عضویت در کلوب ها و ارگان های اجتماعی) می یابند.

- هوگه Hygge
کشور: دانمارک
هوگه همانقدر که تلفط آن سخت به نظر می رسد، معنا کردن آن نیز دشوار است. هوگه در واقع کیفیتی ظریف اما بسیار محسوس است که زیربنای زندگی دانمارکی را فراهم می آورد. وضعیت روزهای آفتابی این کشور خیلی محدود و خاص است اما تطابق با هوگه و مفاهیم آن توانسته حتی در تاریک ترین اوقات سال (17 ساعت تاریکی در طول روز در زمستان ها)، احساس راحتی و آسایش را برای مردمان این کشور به ارمغان آورد.
منافع چنین رویکردی چیست؟
هوگه به شما کمک می کند که مهم ترین مسائل زندگیتان را ارج بنهید. یک ناهار خودمانی با دوستانتان (بدون اینکه هر ثانیه موبایل خود را چک کنید)، یا استراحت روی مبل در حالیکه کتاب مورد علاقه تان را می خوانید، از جمله کارهایی هستند که افراد در زندگی شلوغ امروزی از انجام آن غافل می شوند و این دقیقا همان علتی است که هوگه باید به یک عادت روزمره تبدیل شود.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
در دانمارک بیشتر اوقات سال تاریک و سرد است و به همین دلیل مردم باید به دنبال راهی برای غلبه بر افسردگی باشند. گذراندن اوقات خوب با دوستانتان در کنار لذت بردن از غذایی عالی می تواند راهی مناسب برای غلبه بر تاریکی باشد. شما می توانید با درست کردن فضاهای دنج و راحت که دانمارکی ها به داشتن آنها در خانه هایشان معروف هستند، هوگه را به منزل خود بیاورید.

- گویوب Guyub
کشور: اندونزی
گویوب در بین مردمان اهل جاوا راهی برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر در جامعه است. گویوب نشاندهنده ی احساس تعلق خاطری بسیار قوی، شفقتی متقابل و حمایت صمیمانه از یکدیگر است. در یک روستا نه تنها همه ی افراد یکدیگر را می شناسند بلکه بدون چشم داشت در زمان نیاز به همدیگر یاری می رسانند. افراد در شادی یکدیگر شریک شده و بدین ترتیب همواره دلیلی برای شادی و تقسیم آن با دیگران دارند. هیچ کس هیچگاه تنها نیست و این حقیقت که وجود شما برای دیگر افراد اهمیت دارد، خود منجر به احساس شادی و خوشحالی می شود که در واقع بده بستانی دو طرفه است.
منافع چنین رویکردی چیست؟
اگر بدانید که کمک کردن و انجام کاری خوب و مثبت برای زندگی دیگران و اجتماع چه احساس فوق العاده ای برای شما به همراه می آورد، شگفت زده خواهید شد. کسی چه می داند شاید روزی نیز شما محتاج دیگران شوید و آنها در آن زمان به یاری شما بشتابند.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
گویوب در جنبه های مختلفی از زندگی ظاهر می شود، از کمک به همسایه در زمان بحران اقتصادی گرفته تا وارد شدن در بحثی دوستانه برای حل مشکل اجتماع؛ حتی اگر موضوع مورد بحث نیز به طور مستقیم جز دغدغه های شما نباشد!

- هوپونوپونو Ho’oponopono
کشور: هاوایی
هوپونوپونو آدابی اخلاقی برای اقدامات اصلاحی است. در واقع، هوپونوپونو به معنای حل مشکلات و پیدا کردن راه حل برای آنها از طریق رفتارهای روحانی و درونی است که هدف اصلی آنها بازسازی روابط آسیب دیده می باشد. این کلمه بنا بر دیکشنری زبان هاوایی که توسط پوکوئی و البرت تهیه شده به معنای 1) درست کردن مسائل 2) مرتب کردن و 3) پاکسازی ذهنی می باشد.
از تمامی افرادی که در یک گروه اجتماعی مرتبط با هوپونوپونو هستند (دوستان، خانواده یا حتی اقوام دور) انتظار می رود که برای بازگشت به همدیگر و بازگشت به مسیر درست تلاش کنند.
یکی از فرم های ساده تر هوپونوپونو بحث های خانوادگی است که معمولا از آن با عنوان پوله اوهانا pule ‘ohana یاد می شود. در این شرایط، اعضای خانواده دور هم جمع می شوند تا فعالیت های روزمره ی خود را مرور کرده، طلب بخشایش کرده و از همدیگر تشکر کنند. بدین صورت مسائل به شیوه ای محترمانه و صادقانه حل می شوند.
منافع چنین رویکردی چیست؟
برای برگزاری پوله اوهانا حتما لازم نیست که مشکلی وجود داشته باشد بلکه پوله اوهانا می تواند به صورت مراسمی روزانه برگزار گردد که در آن اعضای خانواده می توانند از نرمی و سلامت ساز و کار بنیان خانواده اطمینان کسب کنند. در واقع پوله اوهانا روشی بینظیر برای بیان احساسات و عواطف در مکانی امن است. همچنین آدابی مانند پوله اوهانا به افراد یاد می دهد که در مورد خود و احساساتشان و همچنین دیگران بدون قضاوت و پیش داوری باشند.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
پدر و مادرها می توانند از سنین پایین اینگونه بحث ها را با کودکان خود داشته باشند و بدین ترتیب به آنها داشتن احساسات شفاف و روشن را آموزش دهند. آن دسته از خانواده هایی که مراسم پوله اوهانا را انجام می دهند بنیان محکم تری داشته و به انجام فعالیت ها به صورت گروهی تمایل زیادی دارند، چرا که اعتماد و درک متقابل بین آنها رشد یافته است. این مراسم همچنین راهی مناسب جهت قرار دادن حد و مرز برای کودکان و جوان ترهای خانواده و آموزش روش هایی عاری از خشونت برای حل مشکلات است.

- فاره لا بلا فیگورا Fare la bella figura
کشور: ایتالیا
این عبارت به صورت تحت الفظی به «وجهه ی خوبی از خود بر جای گذاشتن» معنی می شود. خارجی ها معمولا این مسئله را با وسواس ایتالیایی ها برای خوش لباس و مرتب بودن نسبت می دهند اما این مفهوم واقعا فراتر از این تفکرات سطحی است. این موضوع همچنین به آداب و رسوم مرتبط می شود که از آن جمله می توان به رفتار همراه با درایت و ظرافت اشاره نمود.
منافع چنین رویکردی چیست؟
خودتان را –در تمامی جنبه ها- به خوبی به دنیا معرفی کنید و می بینید که زندگی نیز به بهترین شکل پاداش شما را می دهد.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
مهربان و با ملاحظه باشید و به دیگران احترام بگذارید تا هیچ وقت در نظر دیگران وجهه ی بدی پیدا نکنید. همیشه بهترین خودتان باشید تا زندگی شادتری را تجربه کنید.

- گیزلی هاید Gezelligheid
کشور: هلند
هرچند این لغت را نمی توان ترجمه کرد، اما گیزلی هاید دارای حسی از حال خوش است و از تمامی محدودیت های زبانی عبور می کند. در حقیقت گیزلی هاید احساس گرمای دوستی ها و گذران وقت با افرادی است که به آنها علاقه دارید.
منافع چنین رویکردی چیست؟
زمانی که بیشتر با گیزلی هاید آشنا شوید، می فهمید که چیزهای خیلی کوچک در زندگی روزمره تاثیر دارند و می توانند کیفیت آن را بالا ببرند. چیزهایی که شاید در زندگی شلوغ کنونی از آنها غافل شوید.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
خلق یک موقعیت برای امتحان کردن گیزلی هاید احتیاج به هیچ تلاشی ندارد چرا که همیشه می توانید چیزهای ساده و دوست داشتنی در زندگیتان پیدا کنید. آن چیزهایی که منحصر به شما هستند را پیدا کرده و آنها را رها نکنید. ایده ی کلی پشت گیزلی هاید به افراد وابسته است و به آنها اجازه می دهد که فعالیت های بهم پیوسته مرتبط با دنج بودن، احساس آرامش و با هم بودن را تجربه کنند.

- بوئن ویویر Buen vivir
کشور: اکوادور
بوئن ویویر به «زندگی خوب» یا «خوب زندگی کردن» ترجمه می شود. در اکوادور بیش از آنکه تمرکز بر فرد باشد، روی جامعه و خانواده است. تمامی افراد در ذهن خود به اندیشه های جمعی اولویت می دهند و در عین حال خود را جزئی از دنیای طبیعی گسترده تر به حساب می آورند. مردمان اکوادور ارزش های زیادی برای چیزهای ساده در زندگی قائل هستند که از آن جمله می توان به سلامتی خانواده، محصول خوب و این حقیقت که خورشید هر روز بر پهنه ی آسمان می درخشد اشاره نمود.
منافع چنین رویکردی چیست؟
به عنوان یک کشور در حال توسعه، اکوادور باید بر چالش های زیادی غلبه می کرد که از آن جمله می توان به فقر شدید و بلایای طبیعی اشاره نمود؛ شرایطی که در آن بیشتر افراد صاحب اقلام محدودی بوده و به حمایت خانواده و اجتماع نیاز داشتند. به جای ساعت ها گذران وقت در ادارات برای پیشبرد کارها، اکوادوری ها می دانند که آنچه واقعا ارزش دارد گذر زمان با کسانی است که به آنها علاقه داریم، اهمیت دادن به آنها و حفظ محیط پیرامونشان نیز از جمله دیگر موارد مهم هستند. «خوب زندگی کردن» دست یافتنی است؛ خوب زندگی کردن یعنی بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی-اقتصادی و فکر چیزهایی که می توانستید داشته باشید، از آنچه در حال حاضر دارید خوشحال باشید!
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
«خوب زندگی کردن» به معنای تغییر رفتار نیست، بلکه باید دیدگاه خود را نسبت به روشی که زندگی را ادارک می کنید به سمت گردونه ی تفکر مثبت بچرخانید. کمی سرعت خود را کم کرده و راجع به دنیای اطراف خود فکر کنید، برای خانواده و دوستان خود وقت گذاشته و احتیاجات آن را در اولویت قرار دهید، برای غذای خوش طعمی که می خورید شکرگزار باشید و کمی سرتان را از روی گوشی بلند کنید تا بتوانید متوجه طلوع زیبای آفتاب شوید و به یاد آورید که یک زندگی خوب بیشتر از آنکه به معنای دارایی ها و متعلقات شما باشد، اغلب درباره ی تجربیات به یاد ماندنی تان است.

- وو وی Wu wei
کشور: چین
«وو وی» بصورت تحت الفظی به عبارت «بدون تلاش» ترجمه شده و مفهومی تائویی است؛ «وو وی» یعنی اجازه دهید نیروهای خارجی بدون آنکه آنها را پس بزنید از شما عبور کنند. بهترین راه برای تمرین این رویکرد آن است که هیچ تلاش خاصی نکرده و از خودخواهی ها رها شوید. در واقع چنین رویکردی یعنی بدون انجام دادن بیشترین تلاش، آرامش داشته باشید. به بیان عامیانه، «وو وی» یعنی با جریان همراه شدن.
منافع چنین رویکردی چیست؟
در رها کردن کنترل، قدرت وجود دارد و هیچ کاری انجام ندادن نیز با هارمونی و آرامش همراه است.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
قبل از انجام هر کاری قدری صبر کنید. هر فرصتی که برایتان پیش می آید را با چنگ و دندان نگه ندارید! بعضی از فرصت ها را به دیگران محول کنید. اجازه دهید که انسان های دیگر نیز روی تصمیمات شما تاثیر گذارند. فارغ از خود باشید و نفس بکشید!

- پاکیکیپاگاپوآ- تائو Pakikipagkapwa-tao
کشور: فیلیپین
پاکیکیپاگاپوآ-تائو به معنای مرتبط شدن با یک فرد دیگر به عنوان یک انسان است. فیلیپینی ها به وضوح این رویکرد را از طریق بایانیهان Bayanihan و Boodle fight نشان می دهند. اولی یعنی بایانیهان بیشتر در مناطق روستایی انجام می شود. به عنوان مثال فرض کنید که یک شخص باید وظیفه ای مشخص را به سرانجام رساند، در این حال تمامی افراد روستا بدون پرسیدن هیچ گونه سوالی به کمک او می آیند. دومی به معنای غذا خوردن دسته جمعی (با دستان، بدون استفاده از قاشق و چنگال) است. این شیوه ابتدا در ارتش مورد استفاده بوده بدین ترتیب که مقامات بلندمرتبه برای نشان دادن اتحاد با نیروهای خود با آنها به صورت دسته جمعی غذا می خوردند.
منافع چنین رویکردی چیست؟
چنین شیوه ای منجر به پرورش جوامع و خانواده هایی مستحکم و قابل اطمینان می شود که مراقب یکدیگر هستند. این رویکرد به فیلیپینی ها اطمینان خاطر می دهد که در اوقات سختی همواره کسانی هستند که می توانند به آنها تکیه کنند.
چگونه این رویکرد را به کار ببندیم؟
در جهان امروزی که بیشتر افراد دنبال منافع خودشان هستند، پاکیکیپاگاپوآ-تائو می تواند به سادگی با مراقبت از افراد دیگر تمرین شود. این رویکرد به معنای همدلی و هوشیاری بیشتر نسبت به نیازهای دیگران و کمک بدون قید و شرط می باشد (چه از آن چیزی عاید شما شود یا خیر). زندگی کردن به چنین شیوه ای می تواند باعث پرورش انسان هایی با خودخواهی کمتر، دوست داشتنی تر و متواضع تر شود.
منبع:theculturetrip
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
درمان افسردگی در 10 مرحله بدون نیاز به دارو
1. سعی کنید زندگیتان دارای یک روند مشخص باشد. (سردرگم نباشید)
اگر افسرده هستید حتما نیاز به یک روتین دارید. افسردگی منجر میشود تا ساختار عادی زندگی بهم بریزد. یک روز در روز بعدی ذوب میشود و گذران بیحساب کتاب زندگی جزءای از زندگی شما میشود. از این رو گذاشتن یک برنامه ساده روزانه میتواند به شما کمک کند تا زندگی شما به روال بازگردد و بیماری افسردگی به سراغتان نیاید.
2. برای خود هدف انتخاب کنید
وقتی افسرده هستید این احساس را دارید که قادر به انجام هیچکاری نیستید. افسردگی باعث میشود بدترین احساسها را نسبت به خود داشته باشید. برای بهتر کردن اوضاع برای خود اهداف روزانه قرار دهید. برای این کار از اهداف بسیار کوچک شروع کنید. هدف خود را در چیزهای کوچکی قرار دهید که برایتان آسان است مثلا شستن روزانه ظرف ها. هنگامی که احساس کردید در حال بهتر شدن هستید میتوانید اهداف روزانه خود را چالش برانگیزتر کنید.
3. برای درمان افسردگی تمرینات ورزشی منظم داشته باشید
ورزش سطح اندورفین در بدن را افزایش میدهد. اندورفین از مسکنهای طبیعی در بدن است که باعث ایجاد احساسی خوب در فرد میشوند. همچنین اندورفین درازمدت میتواند در بهبود و درمان افسردگی موثر باشد.
4. تغذیه سالم و پرهیز از پرخوری مانع افسردگی است
هیچ رژیم غذایی جادویی وجود ندارد که افسردگی را درمان کند اما کنترل غذا خوردنتان میتواند ایدهی خوبی باشد. اگر افسردگی سبب شده است تا به خوردن بیش از اندازه روی بیاورید، کنترل خورد و خوراکتان کمک میکند تا احساس بهتری پیدا کنید. اگرچه نمیتوان به طور قطع گفت اما شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه خوردن غذاهای حاوی اسید چرب امگا 3 همانند (ماهی سالمون و تن) و اسید فولیک (همانند اسفناج و آواکادو) در درمان افسردگی موثر است
5. خواب کافی و منظم داشته باشید
افسردگی سبب میشود که در خواب فرد اختلال ایجاد شود و فرد افسرده از خواب کافی برخوردار نباشد و همین کمبود خواب خود باعث بدترشدن افسردگی میشود. چاره مشکل چیست؟ بهتر است با تغییر در سبک زندگیتان آغاز کنید. هر شب در ساعت مشخصی برای خوابیدن به تختخواب بروید و همچنین در ساعت معینی از خواب بیدار شوید. سعی کنید در طول روز چرت نزنید. همه عوامل و ابزار حواسپرتکن را از اتاق خواب خود خارج کنید، نه تلویزیون و نه کامپیوتر هیچ چیزی در اتاق خوابتان نباشد. پس از مدتی خواهید دید خوابتان بهتر خواهد شد.
6. برای درمان افسردگی قبول مسئولیت کنید
وقتی افسرده هستید ممکن است از زندگی روزمره کنار بکشید و از تمام مسئولیتهای خود در خانه و محل کار کنارهگیری کنید. به شما توصیه میکنیم این کار را نکنید. زیرا درگیر کردن خود در جریانات زندگی و داشتن مسئولیتهای روزانه همانند یک راهکار طبیعی برای درمان افسردگی عمل میکند. به عهده داشتن مسئولیت به شما یک احساس کمال میدهد و به زندگی پایبندتان میکند. اگر حاضر نیستید به طور تمام وقت به مدرسه یا محل کار بروید ایرادی ندارد. میتوانید فعالیت پارهوقت داشته باشید. اگر مسئولیت پارهوقت هم به نظرتان زیاد میرسد، کار داوطلبانه را مدنظر قرار دهید.
7. افکار منفی را به چالش بکشید
در مبارزه با افسردگی بسیاری از کارها ذهنی است یعنی باید الگوی فکر کردن خود را تغییر دهید. وقتی شما افسردهاید در هر موضوعی به بدترین نتیجهی ممکن فکر میکنید. دفعه بعد که احساس خوبی نسبت به خودتان نداشتید از منطق به عنوان یک راهکار درمان افسردگی کمک بگیرید. شاید شما این احساس را داشته باشید که کسی شما را دوست ندارد اما آیا شواهد واقعی برای این احساس دارید؟ یا شاید احساس کنید که بیارزشترین فرد روی زمین هستید اما آیا این افکار واقعیت دارد؟ این شیوه استفاده از منطق نیازمند تمرین است. اما پس از مدتی میتوانید این افکار منفی را قبل از آن که از کنترل خارج شوند، کنار بزنید.
8. پیش از استفاده از مکملها با دکتر خود مشورت کنید
شواهد قانع کنندهای درباره اثرات مثبت مکملهای معینی مانند روغن ماهی، اسید فولیک و اس آدنوزیل متیونین (SAMe) بر کاهش علایم افسردگی وجود دارد. با این وجود اثبات این موضوع نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. در هر صورت قبل از مصرف هر گونه مکملی ابتدا با دکتر خود مشورت کنید بخصوص اگر داروی خاصی نیز مصرف می کنید.
9. یک کار تازه انجام دهید
وقتی افسردهاید شما اسیر یک روزمرگی عذاب آور میشوید. بنابراین خودتان را وادار کنید تا کاری متفاوت انجام دهید. به یک موزه بروید. یک کتاب قدیمی بردارید و بر روی نیمکتهای پارک بنشینید و بخوانید. در یک خیریه داوطلب شوید. به یک کلاس زبان بروید. وقتی ما خود را برای انجام کاری متفاوت به چالش میکشیم تغییرات شیمیایی در مغز اتفاق میافتد. در واقع تجربههای تازه سطح دوپامین مغز را تغییر میدهد که این آنزیم با احساساتی چون رضایت، لذت و یادگیری مرتبط است.
10. تلاش کنید تا از هرچیزی لذت ببرید
اگر افسردهاید برای انجام کارهایی که از آن لذت میبرید وقت بگذارید. اما آیا دیگر از هیچ کاری لذت نمی برید؟! این فقط نشانهای از افسردگی است. شما باید در هر حال تلاش خود را بکنید. اگرچه شاید به نظر سخت و عجیب برسد اما شما باید برای تفریح کردن و دچار لذت شدن، تلاش خود را بکنید. برای کارهایی که سابقا از آن لذت میبردید اما اکنون به نظرتان طاقتفرسا میرسند برنامهریزی کنید. به سینما بروید با دوستانتان برای شام خوردن در بیرون قرار بگذارید. وقتی که افسرده هستید مهارت لذت بردن از زندگی را از دست میدهید بنابراین باید تلاش کنید تا دوباره این مهارت را یاد بگیرید. پس از مدتی میبینید انجام کارهای جدید و تفریح کردن بار دیگر برایتان لذت بخش شده است.
منبع: آبی روز
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
عبوس شده ایم
روزنامه را بازمی کنی و حواست هست سمت صفحه حوادث نروی چون روزت را کدر می کند اما همه چهره هایی که می بینی عبوس هستند و از کنار تلوزیون روشن مغازه که می گذری کارشناس و مجری عبوس هستند، سوار اتوبوس شرکت واحد هم که می شوی به این فکر می کنی که کجا با راننده پدرکشتگی داشتی که اینطور نگاهت می کند.
ساعت 8صبح است اما قیافه ها ساعت 11 شب را به تو نشان می دهند و انگار همه دست جمعی از صفحه حوادث روزنامه بیرون آمده اند.
چرا عبوس شده ایم؟ اولین پاسخ همه ما به این سوال این است که: هی اگه مشکلات بذاره...
هنوز به این باور نرسیده ایم که ذات مشکلات برای همین است که نگذارد که از سر سیری و یله بودن بخندیم و شاد باشیم.
این عبوس بودن اولین کارکردش حذف رنگ از زندگی اجتماعی است.تصاویر خیابان های تهران را در سال 1360مقایسه کنید با حالا، ترکیب رنگ های نارنجی و زرد و سبز و... ماشین ها کجا و سفید و سیاه ماشین های وطنی، وقت خرید ماشین مدام گوشزد می کنیم رنگی نخر که موقع فروش خریدار پیدا نمی شود.
معماری سیمانی ما فرصت پنجره های شیشه رنگی را از شهر گرفته است و درخت ها پا بلندی هم بی فایده است که از دور بشود رنگی به جز سیمان و سنگ گرانیت مشکی چیزی دید.
وقتی از سر صبح تا شامگاه بهم پالس منفی می دهیم حتی برای ارتباط اجتماعی اولین جمله ی فراگیر ما:«خسته نباشی »است چه انتظاری از بازخورد روانی داریم؟ از کجا این گونه ارتباط را آموخته ایم؟ مایی که پدرانمان بهم که می رسیدند می گفتند: خدا قوت ...
این روزها لبخند اهرم و ابزاری تبلیغاتی است از نامزدهای انتخاباتی گرفته تا فلان تبلیغ چیبس ما به سمت واقعی تر بودن لبخند گرایش پیدا می کنیم.
می گویند طنز جایی رشد می کند که امکان مقابله مستقیم با مباحث اجتماعی وجود ندارد و درست از این جاست که به اندازه همه تاریخ ادبیات کشور ما طنز ساخته ایم طنزهایی که رفته رفته از توانایی دهخدا و ابوالقاسم حالت و عمران صلاحی رسیده به دابسمش های یک بار مصرف و جالب هنوز به تخلیه روانی بار منفی جامعه منجر نشده است.
برای گریه کردن 17عضله در صورت به کار می افتد و خنده 52عضو صورت درگیر است. راحت گزینی ناخودآگاه سمت افسردگی هایی است که علتش را نمی دانیم. چون بازخورد لبخند در مفاهیم ارتباطی ما یعنی شکستن حریم طرف مقابل، ترجیح می دهیم در مناسبات عبوس برخورد کنیم که به مودب بودن تعبیر بشود و نگویند : فلانی جلف و سبک سر است...
لبخند آموزش می خواهد همان طور که مهیمان دار هتل و هواپیما طرز لبخندشان در جذب ما مهم است و آن را نشانه صمیمیت اجتماعی می دانیم.
بیاموزیم که به جای خسته نباشی گفتن ها به راننده اتوبوس شرکت واحد و پیرمرد نان بربری به دست با لبخند بگوییم خدا قوت و لبخند بزنیم تا لبخند ابزاری تبلیغاتی و فریبنده نباشد چون ما چیزی را می خواهیم که نداریم...
منبع:عصرایران
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

همه کمک کنیم و همه، مطالبه گر باشیم آینده بچه هایمان در خطر است
چه پیشنهادی برای اصلاح نظام آموزشی فشل کشور دارید؟
وزیر جدید آموزش و پرورش، از هنگامی که پای در دفتر وزارت گذاشته، چندین بار بر لزوم تحول در نظام آموزشی تأکید کرده است.
البته هنوز برای قضاوت زود است که آیا او واقعاً بانی تحول در نظام آموزشی فشل، عقب مانده، ناکارآمد، استعدادکُش و پر هزینه کنونی خواهد بود یا یک مدیر دیگر در کشور به مصادیق "هزار وعده خوبان یکی وفا نکند" افزوده می شود؟!
واقعیت این است که تحول در نظام آموزشی، یک کار ملی است چرا که به طور جدی و راهبردی، با سرنوشت تک تک انسان های جامعه و نیز کلیت آن، سر و کار دارد.
بنابر این، نباید مردم در این ماجرا صرفاً تماشاگر باشند و همه چیز را به عهده چند مدیر بگذارند تا پشت درهای بسته تصمیم بگیرند؛ به ویژه آن که برخی تجربیات در کشور نشان می دهد گاه برای اصلاح یک روند، تصمیماتی گرفته و کار را خراب تر کرده اند!
بنابر این، اندیشکده آموزش و پرورش عصر ایران، از همه مردم ایران که منتقد نظام آموزشی و نگران آینده فرزندان شان هستند، دعوت می کند اندیشه ها، نظرات و پیشنهادهای خود درباره تحول نظام آموزشی را در زیر همین پست به طور مختصر و مفید و گویا، ارسال کنند.
نظرات شما زیر همین خبر منتشر می شود و مطالب برگزیده، با نام نویسنده شان مجلد شده و به دست شخص وزیر آموزش و پرورش رسانده خواهد شد.
برخی از محورها که می توانند مورد بررسی قرار بگیرند و درباره آنها پیشنهاداتی ارائه شود:
- آموزش پدر و مادرها
- آموزش کودکان در 4 سال نخست زندگی
- روش های آموزش پیش دبستانی
- سن آغاز تحصیلات ابتدایی
- ساعت آغاز به کار مدارس
- میزان ساعات آموزشی مدارس در مقاطع مختلف
- حذف حافظه محوری از مدارس
- کشف و پرورش استعدادها
- آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان
- آموزش مهارت های شغلی
- روش های توسعه خلاقیت
- حفظ شادمانی در دوران کودکی و نوجوانی
- مشق شب
- آموزش زبان های خارجی
- حذف آموزش های زاید و بیهوده از مقاطع تحصیلی
- اصلاح رابطه معلمان و دانش آموزان
- آموزش مداوم و بروز رسانی دانش و بینش معلمان
- انسان محوری در مدارس
- آموزش های خارج از مدرسه
- قطع رابطه کتاب های کمک درسی و کنکور زدگی با مدارس
- کاهش حجم کتاب های درسی
- سنگین بودن کیف دانش آموزان
- به رسمیت شناختن حضور بخش های صنفی و صنعتی و کشاورزی و ... در آموزش
- به رسمیت شناختن سبک های متعدد آموزشی و باز گذاشتن دست والدین برای انتخاب سبک آموزشی فرزندان شان
- نحوه همگامی و بروز شدن سریع و مستمر نظام و محتوای آموزشی با روند تحولات علمی و فناورانه جهان
- به رسمیت شناختن نظام های آموزشی خاص مناطق مختلف کشور
- استفاده مستمر و نظام مند از تجربیات کشورهای دیگر
- و ... .
لطفاً در این بحث ملی مشارکت کنید؛
همه کمک کنیم و همه، مطالبه گر باشیم.
منبع: عصر ایران
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

رقص سماع و مفهوم انواع قسمت های آن
به گزارش تبریز مدرن به نقل از تبریزمن؛رقص سماع که نوعی از رقص صوفیه است، شامل چرخش بدن از راست به چپ در اطراف قلب انسان برای اهداف معنوی می باشد که از ۷ قسمت تشکیل شده است:
قسمت اول: این قسمت با شعرهایی در مدح پیامبر اسلام (ص) آغاز می شود. در اینجا مدح پیامبر اسلام (ص) به معنی مدح تمام پیامبران الهی قبل از او و در نهایت مدح خالق یکتا و همه پیامبران و جهان هستی است.
قسمت دوم: بعد از این مدح صدای طبل مخصوص شنیده می شود. این ضربه در اینجا به منزله دستور خداوند برای خلق کائنات را نشان می دهد.
قسمت سوم: در این قسمت نیز صدای نی شنیده می شود. این صدا نشانگر نفخ خالق هستی که بر همه چیز جان بخشیده است می باشد.
قسمت چهارم: در این قسمت سماع کننده ها سه بار خم شده سپس با گردش به رقص ادامه می دهند.
قسمت پنجم: رقص سماع دارای ۴ نوع سلام کردن است. سماع کننده عبای خود را در می آورد و به صورت سمبلیک در حقیقت زاده می شود. دست های خود را در روی سینه بسته و عدد ۱ را نمایش می دهد. بدین صورت به وحدانیت الهی شهادت می دهد. با بوسیدن دست شیخ اجازه ورود به سماع را می گیرد و سماع را دوباره آغاز می کند.
انواع سلام ها به شرح زیر است:
- سلام اول ادراک انسان از تولد به حقیقت و درک الهی و بندگی انسان به خالق یکتاست.
- سلام دوم درک انسان از مشاهده نظم و عظمت در خلقت، حیران ماندن در برابر قدرت و عظمت الهی است.
- سلام سوم با تبدیل حس تحسین و قدردانی انسان به عشق و قربانی شدن عقل به عشق است. این تسلیم شدن کامل به الهی است.
- سلام چهارم هم تمام کردن سفر معنوی انسان و راضی شدن به سرنوشت و بازگشت به بندگی است.
قسمت ششم: در قسمت ششم رقص سماع این گونه بیان می شود که مشرق هم از آن خداست مغرب هم. انسان به هر طرفی برگردد خداوند در آنجاست، چون خداوند عظیم و عالم است و این قسمت با تلاوت آیاتی از سوره بقره ادامه می یابد.
قسمت هفتم: در این قسمت فاتحه ای به روح تمامی پیامبران الهی، تمام شهدا و تمامی کسانی که به خدا ایمان دارند خوانده می شود و مراسم سماع پایان می یابد.
سپس سماع کنندگان بدون سخن گفتن با دیگری و با تفکر کردن به حجره های خود بر می گردند و مراسم رقص پایان می یابد.
برای استفاده از مطالب یوگای خنده ، به کانال ما بپیوندید
۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوستداشتنی میکند
زبان بدن یک ارتباط غیرکلامی است که ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از آن استفاده میکنیم. این ارتباط غیرکلامی شامل ارسال و دریافت سیگنالهای بدون کلام میشود.
گفته میشود که ارتباطات خوب پایه و اساس رابطههای موفق است، بنابراین توانایی شناخت و استفاده درست از رابطهی غیرکلامی یا همان زبان بدن ابزار قدرتمندی است که به شما این امکان را میدهد که منظور واقعیتان را به فرد مقابل برسانید و تعامل با دیگران را به یک تجربهی آسان و لذتبخش تبدیل کنید. در این نوشته با ۲۳ ترفند زبان بدن آشنا میشوید که شما را دوستداشتنی میکند.
شما در طول روز سیگنالهایی را به مردم ارسال میکنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوهای که چشمانتان را حرکت میدهید و نحوهای که با کسی دست میدهید نمونههای این سیگنالها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنالهای ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را به واسطهی دریافت آن سیگنالها، اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که دربارهی این مهارتها صحبت میکنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیلهی زبان بدن (ترفندهای روانی) احساس راحتی نمیکنند.
فریبندگی، همیشه هم بد نیست
- «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است.
- «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است.
شاید وقتی واژهی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغتان بیاید، اما دست نگه دارید.
فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است، نیتهای بد انسانها است.

نمونهی ۱: فرد موذیِ فریبنده
انسان بد، بد است و انسان بدی که فریبکاری میکند واقعا مشکلساز است. برای نمونه:
- دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوستداشتنیاش را پایین بیاورد.
- او به همکلاسیهایش میگوید که این دختر دوستداشتنی کار بدی کرده است.
- در نتیجه کل کلاس دختر دوستداشتنی را کمتر دوست خواهند داشت.
- و حالا دختر دوستداشتنی غمگین میشود.
نمونهی ۲: فریبندگی دوستانه
فریبندگی میتواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند.
- آدم خوشگذران یک فریبندهی باتجربه است.
- او تصادفا به شخصی تنه میزند.
- او به نحو آرامشبخشی لبخند زده و عذرخواهی میکند، حتی اگر خودش مقصر نباشد.
- به این ترتیب آدم خوشگذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری میکند و شبِ خوشی را میگذراند.
همانطور که در این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونهی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت بد و دروغ او بود.
درخواست من: نیتهای خوب داشته باشید
فرض را بر این میگذارم که شما از این ترفندها با نیتهای خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید.
بخش ۱: نگرش و زبان بدن
ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت میکنیم:
- آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
- آیا این فرد جذّاب است؟
- آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایدهای دارد؟
به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوههایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.
این بخش منحصرا دربارهی زبان بدن نیست، بلکه این نگرشها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.
احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید
این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقالهی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمیتوانید ۱۰۰٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. بهعلاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوستداشتنی بودن را میدهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.
دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:
– سعی کنید مسائل ناراحتکننده را برطرف کنید:
- برای من پوست بد یک مسئله بود که آن را برطرف کردم.
- مسئلهی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.
– به خودتان احساس امنیت را یاد بدهید:
- من از کتابهای صوتی خودآموزی که دانلود کردم چیزهای زیادی آموختم.
- هیکل متناسب داشتن کمک زیادی به من کرد. کتاب «بدن چهار ساعته» (The 4 Hour Body) یا خلاصهاش را بخوانید.
همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود

چرا پیش از آنکه اصلا پلی ساخته باشید، دست به تخریب آن بزنید؟ اصلا منطقی به نظر نمیرسد:
- شما میتوانید همه چیز را به دست آورید
- شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید
به زودی خواهید فهمید که آیا فرد جدیدی که وارد زندگیتان شده، میخواهد یا میتواند یک دوست خوب باشد یا نه.
همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود
در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست میآورید یا اصلا چیزی را از دست نمیدهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کماهمیت بودن داشته باشند.
همه را دوست بدارید، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند
غریبهها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیتشان را بدهید. در دنیای ما هر کس میتواند چیزی باشد که در ظاهر نیست. من انسانهای نفرتانگیزی را دیدهام که در ظاهر، مهربان به نظر میرسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجانزده رفتار میکردند. به قول یک ضربالمثل قدیمی: «به جلد یک کتاب دقت کنید، اما پیش از قضاوت کردن حتما چند ورق از آن را بخوانید.»
فرد نفرتانگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق میدهد.
همیشه به این فکر کنید که چه کاری میتوانید برای دیگران انجام دهید
وقتی با کسی برخورد میکنید، فکر نکنید که «او چه کاری میتواند برای من انجام دهد؟»، بلکه به این بیندیشید که «من چه کاری میتوانم برای او انجام دهم؟» کمک کردن به دیگران بهترین راهی است که آنها را به کمک کردن به خود شما ترغیب میکند و این وضعیتی است که همه در آن برنده خواهند بود.
توجه کنید که نمیگویم نصیحت بیجا کنید تا خودتان را باهوش جلوه دهید. تنها زمانی به مردم کمک کنید که واقعا باور دارید زندگی آنها با آگاهی، کمک یا تماسی که شما به آنها پیشنهاد میکنید، بهتر خواهد شد.
پیشنهاد کمک بدهید، اما اصرار نکنید. مختصر و مفید سخن بگویید و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که پیشنهاد کمک شما را بپذیرند یا نه.
بخش ۲: حالت بدن
بدن شما دائما در حال فرستادن سیگنال به افرادی است که با آنها برخورد میکنید. حالت بدن بر قضاوتهای عجولانهی افراد دربارهی شما، همینطور بر تصور شما از خودتان اثر میگذارد. افزون بر این، حالت درست بدن برای کمر شما هم خوب است، پس چه چیز بهتر از این؟
صاف اما راحت بایستید
برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:
۱. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض لگنتان باز کنید.
۲. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.
۳. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانههایتان را شل کنید.
۴. گردنتان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.
چند توصیه:
- هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
- باد به سینهتان نیاندازید. قفسه سینه باید صاف باشد، درست مانند وقتی که روی زمین دراز کشیدهاید.
- شانههایتان را کمی به عقب بکشید.
صاف بنشینید، اما خشک نباشید
وقتی شروع به صاف نشستن کنید، خواهید دید که جثهی اغلب افراد، با صاف ننشستن کوچک میشود. وقتی با این حالت صاف پشت میز مینشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشتتان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید.
همیشه در بخش میانی بدنتان کمی کشش داشته باشید
ماهیچههای شکم، کمر و ناحیهی مرکزی بدنتان هرگز نباید هنگام ایستادن یا نشستن شل باشند. به طور کلی ماهیچههای شکم و مرکز بدنتان را تحت کمی فشار قرار دهید. این امر نه تنها بر حالت بدن شما اثر خوبی میگذارد، بلکه با وقار راه رفتن را برای شما آسان میکند.
پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید
طرز قرار گرفتن پاها چیزهای زیادی را دربارهی شما فاش میکند. این یک علم دقیق نیست، اما معمولا نزدیک هم بودن پاها حاکی از ناامنی است، در حالیکه فاصله داشتن آنها از هم نشاندهندهی اعتماد به نفس است.
نزدیک بودن و دور بودن بیش از اندازهی پاها از هم، میتواند بازتاب بدی روی شما داشته باشد. سعی کنید پاهایتان به اندازهی عرض لگن یا کمی بیشتر از هم فاصله داشته باشند، نه بیشتر.
بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق
لحظهای که وارد یک اتاق میشوید لحظهای است که خودتان را در معرض قضاوت افرادی که در اتاق هستند قرار میدهید. حتما از این فرصت استفاده کنید.
شاید بعضی از افراد، تکنیکهای افراطی مثل خرامیدن را توصیه کنند، اما این توصیه در همهی موقعیتها نتیجه نمیدهد.
طوری لبخند بزنید که خوشحالیتان را از بودن در آن جمع نشان دهد
صرف نظر از اینکه واقعا خوشحال هستید یا نه، هنگام ورود به یک اتاق لبخند بزنید. طوری لبخند بزنید که انگار واقعا از آنچه میبینید لذت میبرید. در این کار افراط نکنید. با صدای بلند نخندید. لبخندتان به گونهای باشد که انگار پس از چند روز بارانی به بیرون قدم گذاشتهاید و متوجه درخشش زیبای آفتاب شدهاید.
با حاضران سلام و احوالپرسی کنید
منحصرا با یک شخص خاص سلام و احوالپرسی نکنید. با صدای بلند یا به تکتک افراد سلام نکنید، مگر اینکه این نوع رفتار مورد پسند آنها باشد. در غیر این صورت، هنگام نگاه کردن به افراد حاضر در اتاق، لحظهای بیحرکت بمانید یا به آهستگی قدم بردارید.
- ارتباط چشمی برقرار کنید

به جماعت حاضر در اتاق چنان سریع نگاه نکنید که انگار به اشیاء نگاه کردهاید. در چشم افراد نگاه کنید و اگر کسی چشم در چشم شما دوخت، به او لبخند بزنید. کاری کنید که دیگران احساس کنند یک فرد مثبت وارد اتاق شده است.
- حوصله به خرج دهید
این کار نه تنها نشاندهندهی اعتماد به نفس شماست، بلکه حاکی از یک نگرش باز و پذیرا نیز میباشد.
برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید

انسانها به طور ذاتی افرادی را که دوستان زیاد دارند، دوست داشته یا به آنها احترام میگذارند. وقتی پا به اتاقی میگذارید و روال عادی «سلام و احوالپرسی» را انجام میدهید، به دنبال آن برای دوستانتان دست تکان دهید و مثلا بگویید: «الان میام پیشت!»
مسئله این است که نباید برای دست تکان دادن برای دوستان فرضی، استرس داشته باشید. من در مناسبتهای بزرگ همیشه این کار را میکنم. یادتان باشد که آدم پشت سرش را نمیبیند. اگر برای فردی که وجود خارجی ندارد و فرضا پشت سر فرد روبهروی شما است دست تکان دهید، فرد روبهرو نمیداند که شما در اصل برای هوا دست تکان دادهاید.
این کار نتایج جالبی دارد:
- مردم تصور میکنند شما افراد حاضر را میشناسید
- شما زمان بیشتری دارید تا با آرامش به اطراف نگاه کنید
- شما احساس اعتماد به نفس بیشتری میکنید
نکته اینجاست که با ترس دست تکان ندهید. این کار را با اطمینان کامل انجام دهید. جوری دست تکان دهید که انگار بهترین دوستتان آن طرف اتاق است و شما تلاش میکنید به او بگویید فورا خود را به او میرسانید.
بخش ۴: دست دادن

محکم و در عین حال آرام دست دهید
مردها به ویژه به نحوهی دست دادن حساس هستند. دست دادن ضعیف یا مثل «ماهی مرده» فورا درجهی دوستداشتنی بودن شما را پایین میآورد.
- فقط شما دستتان را جلو نیاورید. دست دادن یک کار گروهی است.
- فشار دستتان طوری باشد که انگار دستهی یک ماهیتابهی سنگین را گرفتهاید.
- اگر کسی مثل «ماهی مرده» دستش را به سمت شما آورد، دستش را سخت فشار ندهید.
هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه بار منفی به همراه میآورد:
- شما برای فردی که با او دست می دهید احترام قائل نیستید یا حواستان به او نیست.
- شما چیزی برای مخفی کردن دارید.
به اندازهای به چشمان فرد مقابل نگاه کنید که رنگ چشمان او را بخاطر بسپارید. زل نزنید و فقط لحظهای به چشمان او بنگرید.
طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است
هنگام نگاه کردن به چشمان فردی که با او دست میدهید طوری لبخند بزنید که گویی چیزی در چشمان او میبینید که شما را خوشحال میکند.
با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بزنید.
بخش ۵: موضعگیری بدنی
اینکه موقعیت و موضع بدن خود را چگونه و کجا تعیین کنید در چگونگی برداشت دیگران از شما اثر میگذارد. موضعگیری بدنی به همراه حالت بدن ابزارهای قدرتمندی هستند.
موضع گیری باز داشته باشید
وقتی با فردی صحبت میکنید، حالت بدنتان را طوری نشان دهید که به روی آن فرد باز و پذیرا باشد. به عبارت دیگر، موقعیت بدنتان ترجیحا «در معرض» باشد، برای نمونه قفسه سینهتان را با دستهایتان نپوشانید و قوز نکنید. با رعایت این نکات اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نشان میدهید.
زاویه بدن خود را به سمت فردی که با او صحبت میکنید تنظیم کنید
این یک تغییر نامحسوس است، اما اطمینان از اینکه بدن شما به همصحبت شما «اشاره میکند»، مهم است. اگر زاویه بدنتان دور از فرد مقابل باشد، حاکی از ترس، عدمامنیت و بدگمانی است.
به اشیاء تکیه ندهید
تکیه دادن به یک شئ (برای نمونه دیوار) حاکی از بیاعتنایی و احتمالا احساس ناامنی است. هر زمان که امکانش را دارید با یک حالت بدن خوب بایستید. با استفاده از نکات بخش حالت بدن سعی کنید یک «حالت بدن خنثی» و البته راحت را به خود بگیرید.
وقتی به چیزی تکیه میدهید، حالت بدن را فراموش نکنید
اگر بنا به هر دلیلی مجبور به تکیه دادن به چیزی میشوید، حالت بدن خوبتان را حفظ کنید. قوز نکنید.
بخش ۶: صورت

صورت شما ناحیهای با سیگنالهای بسیار است. در حقیقت، در زمینهی حرکات ریز صورت که افراد به طور ناخودآگاه از خود بروز میدهند، تحقیقات بسیاری انجام شده است. انسانها بدون اینکه بدانند اطلاعات زیادی را از این طریق منتقل میکنند. شما میتوانید با استفاده از صورتتان، اطلاعات زیادی دربارهی خودتان به مردم بدهید.
از صورت خُنثای خود چهرهای شاد را به نمایش بگذارید
تا به حال از «سندروم صورت خونسرد» چیزی شنیدهاید؟ برخی افراد ادعا میکنند که صورت خونسردشان ناراحت یا عصبانی به نظر میرسد و این حالت سبب میشود دیگران آنها را به عنوان یک خطر اجتماعی تلقی کنند. شما طبیعتا تمایل نخواهید داشت با فردی که این نوع حالت صورت را دارد، صحبت کنید. گرچه، این حالت اصلا تهدیدی برای دیگران نیست، مگر برای روابط اجتماعی خود فرد.
حتما سعی کنید صورت عادی شما (برای نمونه وقتی با لپتاپ کار میکنید) اگر هم شاد نیست، لااقل راحت به نظر برسد. یک ترفند آسان این است که حالتی به خودتان بگیرید که انگار چیز سرگرمکنندهای را یافتهاید.
تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید
مردم عادت دارند اگر با کسی چشم در چشم شدند، چشم از آن فرد برداشته و به جای دیگری نگاه کنند. سعی کنید این کار را نکنید. تماس چشمی را حفظ کنید و لبخند بزنید. مردم اغلب خودشان نگاهشان را بر میگردانند، گرچه برخی هم چشم از شما بر نخواهند داشت.
تماس چشمی فوائد متعددی دارد:
- مردم شما را فردی بیآلایش در نظر میگیرند.
- شما اعتماد به نفس بیشتری احساس خواهید کرد.
لطفا توجه کنید که وقتی به تماس چشمی فردی با تماس چشمی خودتان پاسخ میگویید، حتما لبخند بزنید. نگاه بیتفاوت میتواند بسیار ناخوشایند باشد.
چگونه لبخند بزنیم
یک ترفند آسان برای لبخند زدن وجود دارد: تصور کنید در حال تماشای چیزی هستید که واقعا دوست دارید.
لبخند زدن به معنی حرکت دادن اجزای صورت به یک شیوهی خاص نیست، بلکه به معنی حس کردن شادی و اجازهی ابراز آن توسط صورت است.
بخش ۷: تکنیکها و عادات
در اینجا به برخی نکات خواهیم پرداخت که انجام دادن آنها مستلزم به کارگیری اطلاعات محاورهای و ارتباطی شما است.
کارهای طرف مقابل را قرینه کنید
یک تکنیک قدرتمند که بسیار درباره آن تحقیق شده، قرینه کردن است، گویی شما آینه فرد مقابل هستید و کارهای او را تقلید میکنید. مردم هنگامی در کنار شما احساس راحتی بیشتری میکنند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت که شبیه آنها رفتار کنید. برای نمونه:
- آنها دست به سینه هستند؟ شما هم دست به سینه باشید.
- آنها به پای راستشان تکیه دادند؟ شما هم به پای راستتان تکیه دهید.
- آنها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست بگیرید.
نکته اینجا است که نباید لو بروید. لحظهای که فرد مورد نظر متوجه رفتار تقلیدآمیز شما شود، این تکنیک قدرت خود را از دست میدهد.
حرکات قرینهای
همانند مورد بالا، در اینجا هم نباید لو بروید. گاهی، نکات ظریف اثرات بزرگی به جا میگذارند:
- با او در حال نوشیدن قهوه هستید. او فنجان را برمیدارد که قهوه بنوشد؟ شما هم این کار را انجام دهید.
- او لبخند میزند؟ شما هم لبخند بزنید (این کار آسانی است).
- او اندکی به شما نزدیکتر میشود. شما هم این کار را انجام دهید.
بار دیگر تکرار میکنم که لو نروید و مصنوعی رفتار نکنید. از این تکنیک باید مرتبا و بدون جلب توجه استفاده کنید.
منبع:اتحاد خبر

آیا می خواهید بدانید کشور توسعه می یابد یا خیر ؟!
اگر می خواهید بدانید کشوری توسعه می یابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده می کند نروید .اینها را به راحتی می توان خرید ، دزدید یا کپی کرد !
برای دیدن توسعه بروید در دبستان ها و پیش دبستانی ها ، ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش می دهند .
اگر کودکان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور ، نظم پذیر ، خطر پذیر ، دارای روحیه گفتگو و تعامل ، دارای روحیه مشارکت جمعی و همکاری بار آورند اینها ، انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که می توانند توسعه ایجاد کنند…
“داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد”
کدام کشورهای جهان بهترین کیفیت زندگی را دارند؟
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اخیرا شاخص زندگی بهتر ۲۰۱۶ از کشورهایی که بهترین کیفیت زندگی را دارد منتشر کرده است.
به گزارش ایسنا، سازمان توسعه و همکاری اقتصادی ۳۴ کشور را در ۱۱ پارامتر رفاه شامل تعادل کار و زندگی، ثروت مالی، ایمنی، آموزش و کیفیت محیط زیستی مورد بررسی قرار داده است و از آمار سازمان ملل، دفاتر آمار ملی و سازمان گالوپ استفاده کرده است.
پایگاه خبری «بیزینس اینسایدر» به بررسی کشورهایی پرداخته که در این شاخص بالاترین امتیاز را به دست آورده است. این کشورها عبارتند از:
۱_ نروژ: این کشور سال گذشته هم دومین امتیاز بالا را به دست آورد. مردم در نروژ بهترین زندگی را دارند و در این کشور اکثر مردم از شغل با درآمد خوب و سطح بالای آموزش برخوردارند و متوسط عمرشان ۸۲ سال است.
۲_ استرالیا: اگرچه استرالیا در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ در رتبه اول و در سال ۲۰۱۵ در رتبه چهارم این شاخص قرار گرفت، امسال رتبه دوم را کسب کرد. بررسی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نشان داد مردم در استرالیا حس اجتماعی قوی دارند و ۹۵ درصد از استرالیاییها معتقدند کسی را میشناسند که میتوانند به آنها اتکا کنند.
۳_ دانمارک: این کشور در مقایسه با رتبهاش شاخص سال گذشته، هفت پله صعود کرد و از نظر بیشترین مرخصی با حقوق که به طور متوسط پنج هفته در سال است، امتیاز بالایی را به دست آورد. بهطور متوسط کارکنان تمام وقت ۶۶ درصد از روزهای خود را به امور شخصی میپردازند.
۴_ سوییس: نرخ بیکاری در سوییس حدود ۳.۱ درصد است که یکی از پایینترین نرخهای بیکاری در جهان است.
۵_ کانادا: این کشور در مسکن ارزان قیمت رتبه بالایی را کسب کرده است و در دهه ۲۰۰۰ دولت تورنتو و ونکوور محلههای تک خانواده را اصلاح کردند تا مالکان خانهها اتاقهای بیشتری برای اجاره داشته باشند و به این ترتیب شمار خانههای قابل اجاره ارزان قیمت افزایش پیدا کرد.
۶_ سوئد: مردم در سوئد سطح مشارکت اجتماعی بالایی دارند. در انتخابات اخیر برای پارلمان، ۸۳ درصد از شهروندان سوئد در پای صندوقهای رای حاضر شدند.
۷_ نیوزلند: نیوزلند که در شاخص زندگی بهتر امسال دو پله صعود کرد، محیط زیست را در اولویت خود قرار داده است. میزان آلایندگیهای گلخانهای نیوزیلند نسبتا پایین است که عمدتا به دلیل جمعیت اندک در این کشور است.
۸_ فنلاند: در فنلاند چهار درصد از کارمندان ساعتهای طولانی کار میکنند که بسیار کمتر از متوسط ۱۳ درصد سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است.
۹_ آمریکا: با وجود اینکه این کشور از رتبه خود در شاخص سال گذشته چهار پله نزول کرده است، در بخشهایی مانند مسکن، درآمد و ثروت بالاترین امتیاز را به دست آورده است. متوسط درآمد خانوار در این کشور ۴۱ هزار و ۷۱ دلار در سال است که بالاترین میزان در بررسی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی بوده است.
۱۰_ ایسلند: این کشور از شاخص سال گذشته هشت پله نزول کرده است. درصد نیروی کار ایسلند که به مدت یکسال یا بیشتر بیکاری بودند، حدود ۰.۷ درصد است که پایینتر از متوسط ۲.۶ درصد سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است.
۱۱_ هلند: این کشور یکی از بالاترین نرخهای سواد در جهان را دارد و دانش آموزان در هلند در ریاضی، علوم و تستها درک مطلب، امتیاز بالاتر از حد متوسطی را کسب کردهاند
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ،
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ،
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺟﺬﺏ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺣﺴﺎﺱ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ
ﺷﻨﯿﺪﻧﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ .
ﺩﺭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺣﺴﺎﺱ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺨﺺ ﺍﺣﺴﺎﺱ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﮐﺴﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ !
ﺩﺭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺣﺴﺎﺱ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺎ، ﻭﺟﻮﺩِ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﺎﻣﻞ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﺎﻣﯽ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ .
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ
ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ .
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﮑﻤﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ...
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﻣﺎ
ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻋﺎﺩﯼ ﺷﺪ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺟﺎﯼِ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﺳﺖ ...

سخنان مهم دکتر محسن رنانی درباره "کودکی در ایران"
پاسخ بنیادین یه یک سؤال دیرین:
چرا ما ایرانیان در مسیر توسعه درجا زده ایم؟
در واقع مسأله اصلی در فرآیند توسعه در ایران این بوده است که ما نیروی انسانی توسعهخواه به اندازه لازم و کافی در اختیار نداشتهایم. فراتر از این، بنده معتقدم بخش بزرگی از سیاستگذاران کشور ما هنوز مفهوم توسعه را هم درک نکردهاند و کسانی هم که درکی از توسعه دارند، نیروی اجتماعی و سیاسی لازم برای پیشبرد فرآیند توسعه را در اختیار ندارند.
به باور بنده، ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور به پیش ببریم، مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم.
اگر در یک عبارت بخواهم بگویم که ایرانیان چرا توسعه نیافتهاند، باید پاسخ را در این عبارت جست و جو کردکه «ما جامعه بی کودکی هستیم».
اگر به برنامههای توسعه بعد از انقلاب نگاهی بیندازیم متوجه میشویم که اگر چه زیر ساختهای مادی، فیزیکی و اقتصادی کشور بسیار رشد کرده است (به طور مثال بعد از انقلاب تعداد سدهایمان از 19 عدد به 630 عدد رسیده یعنی بیش از33 برابر شده که در قیاس با دو و نیم برابرشدن جمعیت، نشانه و رشد قابل تأملی است) متوجه میشویم که تقریبا هیچ حکم، ماده و تبصرهای در آنها درباره کودکی و پرورش روحی و ذهنی دوران کودکی (زیر هفت سال) موجود نیست.
ما روی مادران که اصلیترین سهامداران سرمایههای انسانی آینده هستند، سرمایهگذاری نکرده ایم. با وجود اینکه بعد از انقلاب پنج تا شش میلیون دانش آموخته زن داریم و به نوعی یکی از پر شتاب ترین نرخهای رشد دانش آموختگان زن را در جهان داریم و با وجودی که نزدیک به هفتاد درصد صندلیهای دانشگاهها هم در اختیار زنان است اما 37سال است که ازانقلاب سال 1357 میگذرد،اما نرخ مشارکت زنان همچنان 13.5 درصداست. در صورتی که نرخ مشارکت زنان پیش از انقلاب نیز همین حدود بوده است. یعنی ما زنانمان را به دانشگاه فرستادهایم و دانشمند کرده ایم اما آنها توانمندی لازم برای حضور جدی در عرصه های اقتصادی و اجتماعی و اشغال مشاغل را نیافتهاند. در واقع سرمایهگذاری ما بیشتر در حوزه آموزش عالی بوده است نه در حوزه توانمندسازی مادران و کودکان. یعنی ما دغدغه آموزش داشته ایم نه دغدغه توانمندسازی مادران برای پرورش کودکان توانمند.
دقت کنیم که تحصیلات، توسعه به همراه نمیآورد و با گسترش تحصیلات به تنهایی نمیتوان به توسعه رسید، با تحصیلات تنها می توان به «رشد» و در بهترین حالت به «پیشرفت»رسید.
غالباً فرزندان ما در دوره صفر تا 7 سالگی رها و یله هستند و بدون اجرای یک برنامه پرورشی از سوی خانواده و بدون وجود یک استراتژی ملی پرورشی از سوی نظام سیاسی بزرگ میشوند. این در حالی است که در باب اهمیت این دوره سنی (به گفته روانشناسان و برخی از علوم متأخر) شما میتوانید هر فعالیت و شخصیتی را که از کودک انتظار دارید، در این دوره سنی شکل دهید.
ما اگر بتوانیم دو نسل را با توانمندی توسعهای تربیت کنیم، میتوانیم توسعه یابیم و البته در این مسیر نیازی به داشتن نفت و منابع غنی انرژی نیست– گرچه اگر آنها باشند میتوانند مسیر را تسریع کنند. بنابراین اگر می خواهیم در حوزه توسعه کاری از پیش ببریم و متفاوت از گذشته حرکت کنیم، ابتدا باید از تغییر ریل نسل کودکان امروزمان آغاز کنیم.
اگر ما تنها یک دهم از بودجه و هزینه عمومی مربوط به زیرساختها همچون سدسازی، مخابرات و مواردی از این دست را در اختیار آموزش پرورش قرار دهیم، اوضاع به کلی متفاوت از آن چیزی خواهد بود که در شرایط کنونی متصور است. اگر تنها یک دهم هزینهای را که در انرژی هستهای صرف کردهایم در نظام آموزش و پرورش هزینه میکردیم چه بسا که برای تحول در نظام آموزش و پروش مکفی بود. اما اصولاً این موضوع برای ما «مسأله» و «دغدغه» نبوده است و متوجه نبودیم که توسعه از کجا آغاز میشود و با چنین بیتوجهی چه ضربه و آسیبی به فرآیند توسعه و به نسلهای بعد وارد کردهایم.
در ادبیات رایج سه واژه در برنامههای توسعهای و ادبیات سیاستمداران رایج است و این سه مفهوم در بسیاری اوقات به جای هم به کار برده میشوند. سه واژه رشد(Growth)، پیشرفت(Progress) و توسعه (Development) در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آنها را جابهجا به کار میبریم. به عنوان مثال برنامههای توسعه را در هر دورهای از نظام اقتصادی بهتر بود «برنامههای رشد و پیشرفت» بنامیم.
"رشد"تکثیر وضع موجود است. به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال دیگر 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند یا افزایش تعداد جادهها، فرودگاهها، سدها نشانه رشد است.
"پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم. به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید میکند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینهتری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزهها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشتهایم.
اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است. توسعه به معنای تغییر در خلقوخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیدههاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبهرو هستیم. اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفهای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بودهایم اما اگر از لحاظ رفتارها و خلقوخوها انسان متفاوت دیگری شدیم، توسعه یافتهایم.
در توسعه،جامعه جاندارترمیشود. در جامعه توسعه یافته، حساسیتها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند. زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول، مدنظر قرار میگیرد.
در واقع، از منظر دیگری، توسعه دارای دو بعد است: «بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری». در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» میکند و رفاه زمانی است که ما میتوانیم خود را از فشارها و تصادفهای طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم. سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.
بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل میگیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی میشود،رشدو پیشرفت است. اماتوسعه،بعدفرهنگی ورفتاری هم دارد؛زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعهتان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار میکنید.
با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بینظمی و بیقانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت میکنند و با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم. ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمیتوانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.
زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه میشود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است. بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزیهای اجتماعی است. جامعهای که توانایی این را داشته باشد که تیزیها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه مییابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزیها، رضایت شکل میگیرد.
اگر شرایط رکودی سالهای اخیر را که دورهای گذراست در نظر نگیریم، در ایران زندگی از حیث رفاهی، به طور نسبی و در مقایسه با خیلی از کشورها راحت و آسوده است، هر شغلی بخواهید، حتی اگر تخصص ندارید به سرعت راه میاندازید، هر کجا خواستیدبه آسانی،بدون دغدغه ونگرانی میتوانیدمسافرت کنید، استراحت کنید، در پارک بنشینید و نظایر اینها. اما در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته شما برای چنین اموری باید پول بپردازید و برای کسب درآمد کافی باید وارد کارزار رقابت شوید. به همین دلیل است که تأکید میکنم مساله اصلی ما بعد دوم توسعه است که بحث فقدان رضایت مطرح است.
پرسش این است که تیزیهای رفتار و الگوهای ما چه زمانی صیقل مییابد؟ پاسخ این است که زمینه این تیزیها در کودکی بهوجود می آید و در همان دوران کودکی هم میتواند این تیزیهای رفتاری گرفته میشود. در همان دوران کودکی است که ما باید صبر اجتماعی را بیاموزیم. در همان دوران است که باید کار جمعی را یاد بگیریم. در همان دوران است که می آموزیم روادار باشیم و حق دیگران در دگرباشی و دگر اندیشی را بپذیریم. در همان دوران است که گفتوگوی اخلاقی و عقلانی را تمرین میکنیم و سلسله مراتب اجتماعی را میپذیریم و میآموزیم که چگونه تقسیم کار انجام دهیم. در کودکی است که قانون برای ما ناموس میشود. بنابراین صیقل تیزیها و شکل گیری ویژگیهای فرهنگی مثبت در همین دوران کودکیاست که رخ میدهد.
بنابراین به همین دلیل است که تأکید میکنم بُعد فرهنگی رفتارهای توسعه در دوره کودکی شکل میگیرد. در واقع سرمایهگذاری برای«تولید رضایت» باید در کودکی و بر روی کودکان ما انجام شود و سرمایهگذاری برای تولید رفاه باید بر روینوجوانان و جوانان ما انجام شود. فرستادن جوانان به دانشگاه نوعی سرمایه گذاری برای پرورش نیروی انسانیای است که در تولید رفاه نیاز داریم. در واقع سرمایه گذاری در دانشگاه عیناً نظیر سرمایهگذاری در صنعت است که رفاه تولید می کند. دانشگاه نیز یک کارخانه است که محصول آن نیروی انسانی متخصص است که روانه کارخانه می شود تا رفاه تولید کند.
اما دبستان، پیش دبستان و خانواده محل سرمایهگذاری بر روی بعد فرهنگی و رفتاری توسعه است که به معنای سرمایهگذاری برای تولید رضایت در نسل بعدی است. در همان دوران کودکی است که سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. در همان دوران کودکی است احترام به قانون و رعایت قوانین رانندگی و مدارا و توانایی نقد عقلانی و توانایی گفتوگوی اخلاقی و عقلانی شکل میگیرد. و این ها همان مولفه هایی هستند که موجب رضایت میشوند.
چند سال پیش از یک مدرسه شناختی درکرمانشاه بازدید میکردم. بد نیست بدانیدبرای نخستین بار این مدارس در تهران و کرمانشاه تأسیس شد. البته نزدیک به 5 سال طول کشید تا نظام آموزش و پرورش راضی شود که این مدارس را به رسمیت بپذیرید و بپذیرد که هر کودکی در مدرسه به جای یک کیف پر از کتاب، یک بالش داشته باشد و کودکان هر وقت خوابشان گرفت بتوانند بخوابند. در این مدارس دانش آموزان مهارت زندگی را یاد میگیرند، مفاهیمی یاد میگیرند که در دانشگاه امکان یادگیری آن نیست. در این مدارس، دانش آموزان وظیفه تقسیم کار اجتماعی، حس کار جمعی و مشارکت را و گفتوگو را یاد میگیرند.
دقت کنیم که اگر در مدیریتها به بن بست می رسیم به خاطر این است که هر کس در موضع شغلی خود دیکتاتور مآبانه عمل میکند. از نانوا گرفته تا رئیس بانک و نظایر آن. در واقع چون ما در نسل قبل، انسان هایی پرسشگر و عقلانی و دارای توانایی نقدکننگی و نقد شوندگی بار نیاوردهایم، کمکم عادت کردهایم در موضع ضعف، سکوت و کرنش کنیم و در موضع قدرت، دیکتاتوری کنیم. ما هنوز یاد نگرفتهایم که اگر کسی در جمع، ما را نقد کند به معنای توهین و اهانت نیست. تمام ویژگیهای فرهنگی همچون «رواداری»(که امری ذهنی است) و«مدارا»(که امری اجتماعی است)، «قانونپذیری»، «صبر»، «ریسکپذیری»، «خلاقیت»، «تنوع طلبی»، «توانایی همکاری جمعی و مشارکت اجتماعی»، «گفتوگو»(شامل توانایی شنیدن، تعلیق ذهن، صبر و نقدمنصفانه) همه نیازمند این هستند که ما در کودکی این ها را بیاموزیم. ما ایرانیها متاسفانه این بُعد دوم توسعه را تجربه نکردهایم.
راه نجات آینده توسعه کشور از نهادهای مدنی می گذرد
البته قبل از پرداختن به دوره کودکی، لازم است روی «مادرانمان» نیز سرمایهگذاری جدی انجام دهیم. مادران ویژگیهای منحصربه فردی دارند از جمله این که پر از شفقتاند. براساس آموختههای علمی و روانشناسی متأخر،«شفقت درمانی» یکی از آخرین شیوههای درمانی روان شناسی امروز است. مادران در واقع کارخانههای شفقت درمانی هستند و شاید لازم باشد که قبل از کودکان، آموزش را از مادرانمان شروع کنیم. اگر مادران بدانند که با روشهای غلط خود چه بلایی بر سر ظرفیتهای وجودی کودکان خود می آورند، آنگاه چون مخزن شفقت هستند حتما خود را اصلاح میکنند و برای آموزش خود همکاری میکنند. اگر مادر بداند برای اینکه کودکش سالم و توسعه یافتهتر وارد اجتماع شود باید مراقب بیست ویژگی یا سرمایه در کودکش باشد آنگاه تمام سعی خود را خواهد کرد که همه این سرمایه را تأمین کند.
بنابراین شاید قبل از اینکه بخواهیم نظام آموزش و پرورش را حرکت دهیم، که در شرایط کنونی کاری دشوار است، شاید بهتر باشد درون نهاد خانواده روی مادران و دخترها سرمایهگذاری کنیم و زمینههای محلی و منطقهای این تحول را نخست در شهرها فراهم سازیم. باید توانایی ارتباطات و مهارتهای زیستی (و نه شغلی) مادران را بالا ببریم. ما قبل از هر چیز به توانمندی های مادران نیازمندیم و این درحالی است که در ایران امروز تعداد زیادی از مادرانمان با سوادند یا دیپلم دارند و بخشهای زیادی دارای تحصیلات عالی هستند.
باید برای آشنایی مادران با شیوههای توسعه کودکان، برنامه ریزی کنیم و آگاهیها، نگرشها و مهارتهای لازم به آنها منتقل شود. در این مسیر و در شرایط کنونی خیلی به دولت و حتی نظام سیاسی امیدی نیست چرا که آنها درگیر اولویت های دیگری مثل رکود یا مسائل خارجی هستند. به گمانم امروز نقش نهادهای مدنی و گروههای مرجع و نخبگان و سرمایه های نمادین محلی و منطقهای میتواند خیلی برجسته باشد.بنابراین برای نجات آینده توسعه کشور، همه نهادهای مدنی باید با هم مشارکت کنند. قیامی برای حرکت به سوی آگاهی بخشی و توانمندسازی مادران در جهت پرورش کودکانی توسعه آفرین.انشاء الله.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
اگر کسی بخواهد پی چیزی برود که بهخاطر آن ساخته شده،
باید چهار کار انجام دهد:
١) اول این که ارزش داوریهای دیگران برای او بیاعتبار شود؛ زیرا در اکثر مواقع آنچه باعث میشود بهدنبال آنچه واقعاً مایلیم نرویم، داوریهای دیگران است. اگر کسی نه از ستایش دیگران خشنود شود و نه از نکوهششان بدحال شود، بهجرأت میگویم که 80 تا 90 درصد راه درست زندگی کردن را طی کردهاست. ما باید وظیفه اخلاقیمان را نسبت به دیگران انجام بدهیم، اما اینکه دیگران در مورد انجام وظیفه اخلاقی ما چه برداشتی میکنند، نباید در تصمیم ما تأثیری بگذارد.
٢) دومین مرحله این است که باید ترس از فقر را در وجود خود بسوزاند. به اعتقاد من یکی از روانشناختیترین آیههای قرآن، این آیه است: «الشیطان یعدکم الفقر» بهمحض اینکه شیطان شما را از فقر ترساند، باقی کار بهراحتی توسط خود شما انجام میشود. وقتی شما از فقیرشدن بترسید، برای دورشدن از فقر، بهکاری که به آن علاقهای ندارید، روی میآورید.
٣) سومین کار این است که با سکوت فراوان به ندای درون خود گوش دهد که این هم در میان ما خیلی کم اتفاق میافتد. به سکوت اعتنایی نداریم و طبعاً از احوال خودمان بیخبر میمانیم. ما بیشتر اوقات بیداریمان را حرف میزنیم، هرکس زیاد حرف بزند، نمیتواند حرف دل خودش را بشنود. راه پیبردن به درون خود، تنها سکوت است. ما اکثراً از احوال دیگران بیشتر از احوال خودمان خبر داریم. سکوتی که در تصوف و سایر شاخههای عرفان توصیه شده، بهخاطر خبرگرفتن از حال درون است. گفتوگو یعنی روکردن به طرف مقابل و پشت کردن به خود.
٤) کار چهارم این است که با انواع واقسام درونبینیها آشنا بشویم؛ راههایی که فرد توسط آنها به درون خودش نقب بزند. البته این چهار مرحله شرط لازم است، ولی کافی نیست.
استادِ عزیز من نیز همیشه بر تأمل، تعمق و سکوت درونی تأکید می کنند. وقتی ازشون پرسیدم توصیۀ شما برای شبهای قدر -که البته می تونه هر شب باشه-، چیه؟ گفتند:
تأمل
سکوت
دعای در دل
مراقبه
مراقبه
مراقبه در سکوت، تاریکی و خلوت

علت ها
کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،
بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج مینهد.
کسانی که در محلّ کار، بیشتر از همه مسئولیت پذیرند ؛
نه بدان علّت است که احمقند
بلکه چون مفهوم مسئولیت را ، نیک میدانند!
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،
زبان به پوزش باز میکنند
نه بدان علّت است که خود را مدیون شما میدانند؛
بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود میدانند.
کسانی که برای شما متنی را به اشتراک میگذارند ،
نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!
یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!
دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
خاطرات خویش را به یاد خواهیم آورد.
روزها و ماهها و سالها از پی هم خواهد گذشت
تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
یک روز فرزندان ما نگاهی به عکسهای ما خواهند انداخت و خواهند پرسید:
"اینها چه کسانند؟"
و ما با اشکی پنهان در چشم
لبخندی خواهیم زد
زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر میسازد؛ پس خواهیم گفت:
"اینها همان کسانند که من بهترین روزهای زندگیام را با آنها گذراندهام."
شخصی می گفت:
«من سی سال دارم.»
بزرگی به او خرده گرفت و گفت:
«نباید بگویی سی سال دارم، باید بگویی آن سی سال را دیگر ندارم.»
راستی شما به جای سال هایی که دیگر ندارید، چه دارید؟
جز محبت و نیکی چیزی باقی نمی ماند !
"فلورانس نایتینگل"
ما مسلمانیم یا اهالی بلاد کفر!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نامه منتشر شده در کانال حاج آقا ناصر نقويان مشهدی
که در كپنهاك پايتخت دانمارك بستری است.
مهراب عزیز. هنوز در بیمارستانم.
هر روز در عجبم که این چه سری است که نامسلمانان بی نماز چقدر انسانند و بیشتر در عجبم که چقدر مسلمانان سینه زن و روزه دار در تعریف بی خدایان میگنجند! امروز روز چهارم است بستریم. از بدو ورود چهره های خندان دیدم که گویا خدمت به همنوع را وظیفه غایی خود میدانند. این بیمارستان دولتی است با حقوق و دستمزد دولتی. امروز هوا گرمتر از روزهای دیگر بود. سه پرستار حوری صفت در سه ساعت متفاوت و بدون هماهنگی با دو حوله و یک دست لباس چون برف به اتاقم آمدند و گفتند یک دوش شاید تر و تازه ات کند! و اما دکتر. دیروز باید سی تی اسکن مغزی میشدم. دکتر خودش آمد و همراه با یک نفر از پورترهای بیمارستان تا اتاق اسکن آمد. بعد موقعی که داروی کنتراست وارد رگها میشد دست من را فشرد و آنجا ماند تا اسکن تمام شد و گفت که بعدا همراه با جواب اسکن بدیدارم خواهد آمد. تا آخر وقت صبر کردم اما نیامد. حدود ساعت ۱۱ و نیم شب که فشار خون میگرفتند بیدار شدم و دیدم دکتر در حال معاینه است و کلی هم معذرت خواست که بعلت یک بیمار اورژانسی نتوانسته زودتر بقولش وفا کرده و برای صحبت در مورد جواب اسکن بدیدارم بیاید. این دکتر فوق تخصص بزرگوار، شش ماهه باردار است و علیرغم مرخصی با حقوق و مزایا که برای زائمان دارد، به مرخصی نرفته است. گفت جواب اسکن هیچ معضلی در مغز نشان نداده. من هم با خوشحالی پرسیدم که آیا میتوانم فردا مرخص شوم؟ اجازه نداد و گفت تا سلامت کامل باید بمانم.
اینجا تلوزیون بزرگ نصب است و من از دیدن مسابقات فوتبال جام اروپا محروم نیستم. از پنجره اتاق که در طبقه پنجم است بیرون را نگاه میکنم، تا چشم کار میکند سبزی و طراوت و آرامش میبینم. بیمارستان از تمیزی برق میزند و حتی میشود پا برهنه از سرویس دستشویی استفاده کرد. امید، شادی، زندگی، عشق به همنوع از در و دیوار بیمارستان میبارد.
دیشب نخ آلارم بالای سرم را کشیدم که بلافاصله پرستار جوانی که اصلیتا نروژیست، بالای سرم پدیدار شد. معذرت خواستم که نمیتوانم مسواکم را پیدا کنم و خواهش کردم کمکم کند (برای من کمی سخت بود که با وجود الکترودهایی که به سینه و شکمم وصل بود خم و راست شوم) لبخندی زد و رفت. فکر کردم که از خواهشم رنجیده، اما باز خوشحال شدم از اینکه حداقل به من خارجی چیزی نگفت و رفت. اما چند دقیقه بعد با یک مسواک نو و یک خمیردندان برگشت و با لبخند آنها را روی میز من گذاشت. باز هم از فکر ناصوابم شرمنده شدم. گفت که حالا من از تو یک خواهش دارم. گفتم که: از تو به یک اشاره، از ما بسر دویدن، در خدمتم. خواهشش این بود که لطفا برای کاری که وظیفه اوست، از او معذرت خواهی نکنم!!
من شرمنده از مسلمانی، شدم آنجا به گوشه ای پنهان!
عجب! نه ادعایی، نه منتی، نه پزی!
چهار روز است که دنبال پیدا کردن نقصی در بیمارستانم. به جان عزیزت قاصرم. بجای اینکه از اینهمه زیبایی و وظیفه شناسی لذت ببرم، چهار روز است که حرص میخورم. چرا ما که میراث داران خرد و تاریخی کهن به درازی تاریخ یونان و روم هستیم و همچنین مدعی مرحمت ائمه اطهار و مفتخر به زیبندگی به گوهر شریف اسلام، اما در مسلمانی به گرد این قوم غیر مسلمان نمیرسیم!!
بگویم که بی اختیار به یاد مرگ پدر عزیزم افتادم که روزهای آخر زندگیش را در بیمارستان رجایی کرج گذراند. پدر نازنینم در میان نکبت و کثافت بستری بود و بدلیل وضعیت وخیمش اجازه جابجاییش را نمیدادند. چهار ساعت در محوطه حیاط بیمارستان رجایی ایستادم. وقتی دکتر بیرون آمد، سلام دادم که اصلا جواب نداد. از حال پدرم پرسیدم، از کنارم بدون جواب گذشت و به سمت ساختمان اصلی بیمارستان تند قدم زد. مجبور شدم در حال سوال از او کنارش مثل یک پادو بدوم. گفت غروب بیا مطب در چهارراه طالقانی. گفتم چشم. غروب رفتم مطب دکتر و به منشی گفتم. گفت باید ویزیت بدهید که البته دادم و بعد هم زیر میزی به خود دکتر دادم، یعنی خودش خواست و آخر هم به علت سهل انگاری کادر پزشکی، پدر نازنینم فوت شد و پزشکی قانونی هم آن را علیرغم شکایت من و اسناد انکار ناپذیر، نادیده گرفت.
مهراب عزیزم، در دوگانگی عجیبی مانده ام. آیا خدا اینجا نیست؟ آیا به واقع این قوم، برگزیدگان خدا نیستند؟ آیا ما واقعا اهل بهشتیم یا فقط اینچنین تصور میکنیم؟ آیا بعد از مرگ، ما را بلافاصله راهی دورخ نخواهند کرد و این قوم را راهی بهشت؟ اینجا هیچ زنی حجاب ندارد اما هیچ مردی هم به خود اجازه نمی دهد که نگاه چپ به یک زن بکند. مگر اینکه خود زن نیز بخواهد که رابطه ای ایجاد شود و بگویم که آنچه که من دیده ام، اینجا روابط جز بر پایه عشق نیست. آنچه که ما همیشه جسته ایم و نیافته ایم!
این همه پاکی مگر می شود؟ نکند اینجا همان بهشت موعود است؟
نمیدانم، واقعا در شگفت مانده ام …
منبع: سایت ناظم سرا
۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند
پول خوشبختی نمیآورد ولی همه دوست دارند پولدار شوند. — زیگ زیگلار (Zig Ziglar)
براساس یک تحقیق جدید، ۷۱ درصد از امریکاییها، پول را یک عامل مهم برای تولید استرس در زندگیشان میدانند. البته، این فقط مشکل امریکاییها نیست.
وقتی به آمار و ارقام نگاه میکنیم، متوجه میشویم که این درصد چرا تا این اندازه بالا است: ۷۶ درصد از قبوض خانه و بدهیهای کارتهای اعتباری رو به افزایش است. بیتردید، این آمار با این مشکل در ارتباط است.
ولی استرسهای مربوط به پول فقط حول اعداد و ارقام نمیچرخد. وقتی ۷۱ درصد از شرکتکنندههای تحقیق پول را یک عامل برای استرس خود گزارش میکنند، این مشکل به طبقات اجتماعی-اقتصادی جامعه هم کشیده میشود. استرس مربط به پول فقط کمبود پول نیست. بسیارفراتر از آن است.
این استرس از دیدگاه ما نسبت به پول و رابطه ما با آن ریشه میگیرد و فقط با «اضافه کردن پول» این مشکل حل نمیشود. این فقط روی علائم و نشانههای آن به طور موقت سرپوش میگذارد ولی این اضطراب همیشه برخواهد گشت.
راهحل آن شاید به سادگی (یا به سختی) تغییر دیدگاه کلیمان نسبت به پول باشد.
اگر شما هم با استرس ناشی از مسائل مالی دست و پنجه نرم میکنید، با اعمال چند نمونه از روشهای فکری در زندگیتان، متفاوت فکر کردن درمورد پول را شروع کنید.
۱. به کمتر از آنچه که فکر میکنید نیاز دارید. بیشتر چیزهایی که تصور میکنیم بدون آنها نمیتوانیم زندگی کنیم، برای بیشتر مردم جهان – یا حتی پدر و مادربزرگتان – کالای لوکس به حساب میآیند. فکر کنید: گوشی موبایل، مایکروفر، ماشین، کمدهای بزرگتر، و … تجاریسازی جامعه تلاش زیادی برای ایجاد نارضایتی در دلهای ما کرده است. و البته برنده شدهاند. آنها باعث شدهاند محصولات تولیدی کارخانههایشان را بعنوان کالاهایی ضروری بپذیریم. و به همین دلیل استرس زیادی در زندگیهایمان ایجاد کردهاند. ولی آنهایی که تصمیم میگیرند کمتر خرج کنند، فواید فوقالعادهای میبرند.
۲. پول خوشبختتان نمیکند. این فقط یک توهم است که پول برای شما خوشبختی میآورد. تحقیقات بیشماری تا امروز این مسئله را ثابت کردهاند. تجربه هم همین را میگوید. بعضی از شادترین آدمهایی که احتمالاً میشناسید به هیچ عنوان پولدار نیستند و خیلی از آدمهای پولداری هم که میشناسید، خوشبخت نیستند. البته درجه ای از ثبات و امنیت وحود دارد که با برآورده شدن نیازهای اساسی مالی به وجود میاید ولی ما به خیلی کمتر از چیزی که تصور میکنیم نیاز داریم. و هرچه زودتر این تفکر که پول بیشتر خوشبختترمان میکند را کنار بگذاریم، زودتر میتوانیم خوشبختی واقعی را پیدا کنیم.
۳. پول هدف اصلی کار کردن نیست. پرداختهای مالی بعنوان یک انگیزهدهنده همیشگی موثر نیست و رابطه بین درآمد و رضایت از کار بسیار کم خواهد بود. به عبارت دیگر، هرچه درآمدتان بیشتر باشد رضایتتان از کاری که انجام میدهید بیشتر نخواهد بود. حجم بالایی استرس مربوط به کار را میتوانید خیلی راحت با تصمیم گرفتن درباره رضایت داشتن از حقوقتان از بین ببرید. نباید فقط بخاطر پول کار کنید. با هدف مشارکت کردن در یک کار مفید برای انسانها کار کنید. درست است که این رویکرد ایدآلیستی است ولی استرستان را به طور قابل توجهی پایین خواهد آورد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
قدرت کلماتش چیزی کم از مشت هایش نداشت
محمدعلی کلی تنها یک قهرمان بوکس نبود. او به معنای واقعی کلمه برای بسیاری از مردم جهان یکی از الهام بخش ترین انسان های روی زمین به شمار می رفت. او شخصیتی جنجالی و حداقل در رینگ بوکس خشن و ناسازگار بود. او یک انسان، یک اسطوره و منبع الهام بخشی بود. اما شاید تعداد کمی از شما از قدرت سخنوری محمدعلی کلی اطلاع داشته باشید. او در کنار روحیه ی جنگجو و مبارزه طلبی که داشت از زبان نافذ و قدرت تسلطش بر کلمات نیز استفاده می کرد و به این ترتیب دل بسیاری از مردمان جهان را با خود همراه کرد.
در ادامه می توانید تعدادی از سخنان با ارزش و الهام بخش محمدعلی کلی را در مورد موضوعات مختلف از نظر بگذرانید:
۱- زمانی که از همه چیز دست کشید و حاضر نشد به جنگ برود
محمدعلی در سال ۱۹۶۷ بیست و پنج سال سن داشت و قهرمان رقابت های مشت زنی سنگین وزن جهان بود. او در همان سال از سوی ارتش ایالات متحده برای اعزام به جبهه های جنگ فراخوانده شد. محمدعلی با جنگ مخالف بود و از شرکت در آن امتناع ورزید، با این حال به خوبی از این موضوع آگاه بود که اجتناب از شرکت در جنگ باعث می شد متهم شناخته شود، عنوان قهرمانی اش از او سلب، و با پنج سال زندان مواجه شود. با این همه او زیر بار جنگ نرفت.
او در این باره گفته بود: «وجدان من به من اجازه نمی دهد به خاطر داشتن آمریکایی بزرگ و قدرتمند به برادرانم یا دیگر سیاهپوستان یا انسان های فقیری که در میان گل و لای زندگی می کنند شلیک کنم. برای چه باید به آنها شلیک کنم؟ آنها هیچ گاه به خاطر رنگ پوستم به من بی احترامی نکرده اند، آنها هیچ گاه بدون محاکمه من را متهم نکرده اند، آنها هیچ گاه من را در کنار سگ ها از ورود به اماکن مختلف منع نکرده اند، آنها هیچ گاه ملیت من را از من نگرفته اند، و پدر و مادر من را مورد تجاوز و کشتار قرار نداده اند … برای چه باید به آنها شلیک کنم؟ چطور می توانم به این انسان های تهی دست شلیک کنم؟ همان بهتر که من را به زندان ببرید».
محکومیت محمدعلی کلی سرانجام توسط دادگاه عالی ایالات متحده لغو شد، اما این فرایند بیش از ۳ سال طول کشید؛ سه سالی که طی آن او هر لحظه با احتمال زندانی شدن مواجه بود و حق نداشت به رینگ بوکس قدم بگذارد.
۲- ارزش ذاتی انسان ها
«اگر می توان از نان کپک زده پنی سیلین درست کرد، حتماً می توان از هر انسانی شخصیت ارزشمندی ساخت».

۳- ارجحیت دادن به نیاز های دیگران
«خدمت کردن به دیگران اجاره ای است که بابت زندگی روی کره ی زمین باید پرداخت».
۴- جنگ روانی با رقیب
«من با تمساح در افتاده ام؛ من با نهنگ کشتی گرفته ام. صاعقه را دستگیر کرده ام، و طوفان را به زندان انداخته ام. همین هفته ی پیش، یک صخره را به قتل رساندم، به سنگی آسیب زدم، کار آجری را به بیمارستان کشاندم. من آنقدر چموشم که درمان را نیز بیمار می کنم».
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
سیستم آموزشی در حال تباه کردن نسل هاست:
پرورش کبوتر نامهرسان در عصر ارتباطات!
یکی از فاجعه بارترین ویژگی های نظام آموزشی در ایران، سخت و غیرمنعطف بودن آن است به گونه ای که نمی تواند تن سنگین و تنبل خود را در واکنش به آنچه در جامعه می گذرد تکان دهد و اقدام مناسب کند.
چرا پیش نمی رویم؟ یا آن گونه که مطلوب است جامعه ایران پیشرفت نمی کند؟
پاسخ این سؤال را باید در حوزه های مختلفی جست و جو کرد ولی اگر مرحله به مرحله کاوش کنیم نهایتاً به ام المصائب می رسیم که تا تحولی در آن صورت نگیرد، در بر همان پاشنه دیرین خواهد چرخید و آن، سیستم آموزشی کشور است.
سیستم آموزشی در ایران، به طرز آشکاری در حال تباه کردن نسل هاست و این روند سیاه، دهه هاست که به شکل معاصر ادامه دارد!
منظور البته کسانی که در سیستم آموزشی کار می کنند، مانند معلمان، استادان و مدیران نیست بلکه سخن بر سر این است که سیستم، ناکارآمد است و حتی بهترین معلمان و استادان نیز نمی توانند در درون این سیستم فشل، کارآمدی خود را به طور کامل و نهادینه شده بروز دهند.
یکی از فاجعه بارترین ویژگی های نظام آموزشی در ایران، سخت و غیرمنعطف بودن آن است به گونه ای که نمی تواند تن سنگین و تنبل خود را در واکنش به آنچه در جامعه می گذرد تکان دهد و اقدام مناسب کند: سن اعتیاد در جامعه به طرز ملموس و فاجعه باری کاهش می یابد و به سنین دانش آموزی می رسد ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگ ترین صحرای ترکمنستان است.
شبکه های اجتماعی موبایل محور، تمام جامعه را در بر می گیرند ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام کتاب های قیصر امین پور را حفظ کنند.
بیماری های مرتبط با تغذیه نامناسب در جامعه تشدید می شوند اما نظام آموزشی از معلمان می خواهد حفظ کردن نام فلان باکتری ها را به دانش آموزان تحمیل کنند.
طلاق گسترش می یابد و درصد قابل توجهی از دانش آموزان با پدر یا مادرهای جدا شده از هم زندگی می کنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزش های لازم به این دانش آموزان، می خواهد تانژانت و کتانژانت را مرور کنند.
البته نمی گوییم هیچ کدام از این ها را یاد ندهند ( هر چند که برخی آموزه ها اساساً بیهوده هستند) ولی نکته اینجاست که سیستم عریض و طویل آموزشی به حدی کُند و سنگین است که نمی تواند همراستا با نیازهای کنونی، عکس العمل نشان دهد، چه رسد به پیش بینی نیازهای آتی؟!
تا زمانی که سیستم آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی مبتنی بر کتاب های درسی و محفوظات و امتحانات باشد و کار چندانی با آنچه در جامعه می گذرد نداشته باشد، به مؤسسه ای می ماند که در عصر تلفن و رایانه و اینترنت، همچنان درگیر پرورش کبوتران نامهرسان است و اتفاقاً خیلی هم جدی و سختگیرانه این کار را می کند.
منبع:عصر ایران
...............................................................................
اما نگاهی می اندازیم به ویژگی های مدارس ژاپن:
1-اهمیت فراوان قائل شدن برای آموزش وپرورش، توسط مردم ودولت ژاپن(ژاپن بیش ترین سهم از تولید ناخالص ملی را صرف دورها ی آموزش پیش دبستانی وابتدایی می کند).
2-تاکید بر کار گروهی (کار تیمی).
3-انعطاف فکری و نوپذیری.
4-نظام آموزشی کارآمد وکیفیت بالای آموزش.
5-پیشکار،صبر و حوصله وانضباط درونی.
6-احترام به دیگران.
7-روحیه ی همکاری دسته جمعی.
8-انضباط وشوق به کار.
9-ثبات.
10-شوق یادگیری.
11-اخلاق کار تلاش.
12-گرایش ژاپنی ها به رهبری جمعی در زمینه ی مدیریت.
13-تاکید بر جنبه ی کاربردی آموزش.
14-شیوه ی آموزش عمل گرا وتاکید بر آزمایش وپژوهش.
15-مشارکت فعال دانش آموزان در کارهای مدرسه(تعاون وهمراهی گروهی)
16-مدرسه در ژاپن، محل زندگی دانش آموزان است.
17-سعی در بالا بردن اعتماد به نفس دانش آموزان در مدارس.
18-تلاش مدارس ژاپنی برای رشد خلاقیت و روحیه ی کار گروهی در دانش آموزان.
19-مورد توجه بودن بازی های آزاد در مدارس.
20-تربیت بچه ها برای زندگی در جامعه.
21-درگیر کردن بچه ها به صورت عملی در امور مدرسه.
22- پرورش حس مسئولیت پذیری.
23-تاکید بر رفاقت بین دانش آموزان،به جای رقابت.
24-تاکید بر دوستی و همکاری بین بچه ها.
25-همکاری دانش آموزان در نظافت مدرسه.
26-همکاری بسیار نزدیک خانواده(اولیا)با مدرسه.
27-توجه به خودفرمانی یا خود مدیریتی.
28-تاکید بر رشد اجتماعی(سهم زیادی از آموزش در ژاپن به زندگی اجتماعی و رشد اجتماعی اختصاص دارد).
29-ایجاد فرصت های مساوی برای همگان.
30-آموزش(پرورش) کودکان به یک روش.
31-معلمان در نقش هادی و راهنما(معلمان مربی اند،نه مستبد).
32-ضروری بودن تفریح و شادی در مدارس ژاپن.
33-وادار کردن دانش آموزان به مشارکت و همکاری با تفریح و شادی.
34-تقسیم شدن کلاس ها به گروه های کوچک.
35-آموختن شادی و لذت به فرا گیران.
36-نبودن تعارض و دشمنی بین معلم و شاگرد.
منبع:kakash.persianblog.ir
برای مطالعه بیشتر در این زمینه،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
معلم
هله ده ذهنمین یادداشلارین دا
شیرین خاطره لر آراسینداسان
هله ده دنیاما افق دان باخان
شافاق اولدوزونون سیراسینداسان
سودالی کونلومون درین لیگینده
ایزسالیب یاشاییر یاشادیر منی
هر زامان هر یئرده اوز صحبتیمده
یادیما سالمیشام ، اونوتمام سنی
درین محبتین بیر اجاق کیمی
قیشی می باهارا یایا دونده ریب
قارانلیق گئجه ده بیر کلمه سوزون
اوزومو گونشه آیا دونده ریب
حیات دگیشسه ده یئر کوره سینده
سن یاشیاجاقسان اولومسوزسن سن
گئچمیش لر سایاقی گله جکده ده
بیر سن قالاجاقسان بیرده کی وطن
اول ده آنامین لای لای سسینه
کورپه کن آچیلسا صحبته دیلیم
بیر داها آچدین دیلینی
اوخویوب یازماقا ای معلمیم
...........................................................................
یک جمله زیبا از حضرت علی(ع)
نه سفیدی بیانگرزیبایی است..
ونه سیاهی نشانه زشتی..
کفن سفید اما ترساننده است..
وکعبه سیاه اما محبوب و دوست داشنتی است..
انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش....
قبل ازاینکه سرت را بالا ببری و نداشته هات رابه پیش خدا گلایه کنی..
نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش،انسان بزرگ نمیشود،
جز به وسیله ی فكرش، شریف نمیشود، جز به واسطه ی رفتارش،
و قابل احترام نمیگردد ، جز به سبب اعمال نیكش......
تقدیم به كسانی که شایسته ی احترامند...
گفتارت بر ذهنت تأثیر میگذارد:
۱۰جملهای که خوشبختها هر روز به دیگران می گویند
آیا فکر میکنید آدم خوشبختی هستید؟ خوشبختها صبر نمیکنند کائنات دودستی شادی را به آنها تقدیم کنند، آنها پا پیش میگذارند و مثبت اندیشی و خوشبختی را وارد زندگی خود میکنند. افراد مثبت و خوشبخت به خوبی با تأثیری که کلمات و گفتارشان بر دیگران دارند آشنا هستند، آنها خوب میدانند جملاتی که در گفتوگوهای روزانه به کار میبرند بهترین ابزار برای شاد کردن دیگران و همچنین خودشان است. در ادامه با ۱۰ جملهای که خوشبختها هر روز به دیگران می گویند آشنا خواهید شد.
۱-واقعاً از دیدنت خوشحالم
بخش بزرگی از شاد بودن ما به این بستگی دارد که اطرافیانمان را شاد کنیم. اگر میخواهید به یک نفر بگویید از بودن در حضور او شاد هستید و بودن در کنار او به شما احساسی مثبت و سازنده میدهد از این جمله استفاده کنید: واقعاً از دیدنت خوشحالم. کاربرد این جمله به دیگران اثبات میکند که برای آنها ارزش و احترام زیادی قائلید.
۲-همیشه با دیدن تو شاد میشم
این جمله هم به نوعی شبیه جملهی قبلی است. وقتی با بیان این جمله به دیگران نشان میدهید که تأثیر مثبت و سازندهای روی لحظات و احساسات شما دارند مثل مورد قبل پیامی مثبت به اطرافیان خود منتقل میکنید که قطعاً با گذر زمان ثمرات ارزشمندی خواهد داشت. مطمئناً اطرافیان نیز با شنیدن این جمله شاد میشوند و از شما تشکر خواهند کرد، شما نیز از اینکه لبخند زیبایی روی صورت دیگران نشاندهاید شاد خواهید شد.
۳-حتماً در مورد پیشنهاد شما فکر میکنم
اگر فردی به شما پیشنهادی میدهد یا توصیهای میکند، قطعاً به شما اهمیت میدهد، برای شما ارزش قائل است و میخواهد برای مشکلات شما راهحل مناسب و معقولی بیابد تا به مدد این راهکارها از دست مشکلات و موانع خلاص شوید. مطمئناً این کار به شما حس خوبی میدهد – همهی ما دوست داریم دیگران برای ما ارزش قائل باشند و به ما اهمیت دهند. مهم نیست این پیشنهاد یا توصیه در مورد چه چیزی باشد – میتواند راهکاری در مورد نحوه پس انداز پول بيشتر باشد یا آدرس کافیشاپ جدیدی باشد که به تازگی در اطراف منزل شما شروع به کار کرده است – هر چه که باشد همیشه باید به او بگویید با دقت به حرفهایت گوش دادم و توصیه یا پیشنهادت تأثیر بسیار مثبتی روی زندگیام داشت، در واقع با بیان این جملات از فرد موردنظر تشکر خواهید کرد.
۴-تبریک میگم، خیلی پیشرفت کردی
بخش بزرگی از شادی ما به این بستگی دارد که دستاوردها و موفقیتها را جشن بگیریم چون موفقیت به صبر و تلاش زیادی نیاز دارد. برای دوستان خود هدیهای بگیرید و به آنها به خاطر موفقیتهایشان تبریک بگویید – مطمئن باشید آنها قدر این مهربانی را میدانند و در زمان و مکان مناسب کار خوب شما را جبران خواهند کرد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...

۹ دلیلی که نشان میدهد مهربانی برای سلامتی تان مفید است
دفعه بعد که میخواستید درمورد کسی غیبت کنید، با همکارتان دعوا کنید یا با کسی بیادبی و پررویی کنید، این را یادتان باشد: بدجنس بودن سلامتیتان را به خطر میاندازد.
ولی برعکس، مهربانی میتواند سالها به طول عمر شما اضافه کند. همچنین در لحظههای که از عصبانیت دوست دارید مشت بر دیوار بکوبید یا دچار استرس شوید، شادترتان میکند.
اینجا به نه دلیلی که نشان میدهد مهربان بودن میتواند فواید جسمی و فکری زیادی برایتان به دنبال داشته باشد اشاره میکنیم:
۱. وقتی مهربانی میکنید، استرس تاثیری بر رویتان نخواهد داشت.
نشان دادن محبت به دیگری – به ویژه کسی که دوستش دارید – از سیستم عصبی بدنتان دربرابر اضطراب های روزانه محافظت میکند. در سال ۲۰۰۷ محققی از دانشگاه آریزونا میزان هورمون کورتیزول در ۱۵ مرد و زنی که در برابر عوامل استرسزای متعدد قرار گرفته بودند را ارزیابی کرد. بعد از آن از بعضی از شرکتکنندهها خواسته شد نامهها یا یادداشتهایی به کسی که دوستش دارند بنویسند و در آن همه دلایلی که باعث میشود آنها را آنقدر دوست داشته باشند را بیان کنند. آن دسته از شرکتکنندههایی که نامه محبت آمیز را نوشته بودند، میزان کورتیزول به مراتب پایینتری نسبت به آنهایی داشتند که هیچ محبتی ابراز نکرده بودند.
نتیجهگیری محققان؟ عمل ساده گفتن دوستت دارم به دیگران به شما در برخورد با مشکلات، خستگیها و ناراحتیهای جسمی توانایی بیشتری میدهد.
۲. بعد از مهربانی کردن، شادتر به رختخواب میروید.
تیمی از محققان دانشگاه ییل به ۷۷ نفر فرد بزرگسال ۱۸ تا ۴۴ ساله به صورت روزانه پیام میفرستادند و شرکتکنندهها میبایست هرشب درمورد اتفاقات استرسزایی که آن روز تجربه کرده بودند (از مسائل مربوط به محل کار گرفته تا مشکلات خانوادگی، خستگیهای شخصی و مشکلات مربوط به سلامتی)، رفتارهای محبتآمیز و مهربانانهای که انجام داده بودند، اینکه روحیه کلیشان مثبت بوده یا منفی گزارش دهند.
هرچه افراد اعمال و رفتارهای محبتآمیز بیشتری نشان داده بودند و به دیگران کمک کرده بودند، حتی با کارهای سادهای مثل نگه داشتن در برای رد شدن کسی، سطح استرسشان پایینتر بوده و شادتر و آرامتر به خواب میرفتند.
۳. مهربان و دوستداشتنی باشید = کمتر مریض شوید
تحقیقات نشان میدهد که کسانیکه زمان بیشتری را وقف کمک به دیگران میکنند، علائم کمتری از التهابات در جریان خونشان داشته و توانایی بهتری برای مقابله با عفونتها و بیماریها از خود نشان میدهند. التهاب با بیماریهای متعددی در ارتباط است مثل سرطان و دیابت. پس با کمک کردن به دیگران میتوانید احتمال بروز بسیاری بیماریها را در خودتان پایین بیاورید.
۴. وقتی مهربان و ملاحظهکارید، وضعیت کلسترولتان بهتر است.
طبق بعضی تحقیقات که بر روی دانشجوها انجام گرفت، همان نوشتن یک یادداشت مهربانانه به همسر یا دوستان و افراد خانواده که در نکته ۱ به آن اشاره کردیم، کلسترول «بد» را در خون پایین میآورد.
۵ همینطور فشار خونتان.
با بخشیدن یک نفر که نسبت به او کینه به دل دارید، فشارخونتان را پایین بیاورید. چه عصبانیتی ناگهانی باشد چه کینهای قدیمی نسبت به یکی از دوستانی یا اقوام، سعی کنید آن را از دلتان بیرون کرده و از فوایدی که برای قلبتان دارد بهرهمند شوید.
۶. درد دیگر چندان اذیتتان نمیکند.
نشان دادن محبت و مهربانی از خودتان، دردهای جسمی را برایتان قابلتحملتر میکند. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفت، بیش از ۱۰۰ بیمار که با دردی مزمن دست و پنجه نرم میکردند، توسط روانشناسان مورد ارزیابی قرار گرفتند تا ببینند تا چه میزان دردشان جدی است و تا چه میزان آن را پذیرفته و درک میکنند. آنهایی که نسبت به بدنشان رفتاری ملایمتر داشتند – مثلاً بخاطر اینکه حالشان بهتر نمیشود از دست خودشان عصبانی نشده یا خجالت نمیکشیدند – نسبت به دردشان تحمل بالاتری داشته و آن را بهتر میپذیرفتند تا آنهایی که مدام به مشکلشان فکر کرده و هیچ استراحتی به خودشان نمیدادند.
۷. مهربان بودن جذابترتان میکند.
از گروهی زن و مرد خواسته شد درمورد جذابیت ۶۰ عکس از صورت بیحالت زنان نظر بدهند. شرکتکنندهها صورت زنانی که حالات و ویژگی های مهربانتر (صداقت، اصالت، و …) داشتند را زیباتر از صورت آنهایی دانستند که محققان آنها را «بدجنس» یا «بدطینت» توصیف کرده بودند.
۸. دیگران بیشتر دوستتان خواهند داشت.
وقتی با دیگران مهربانتر هستید، بیشتر دوست دارند که در جمعهایشان باشید، شما را وارد زندگیهای احساسیشان کنند و محبتهایتان را جبران کنند. فقط چندبار بیشتر تشکر کردن هم اینکار را انجام میدهد.
ارتباط اجتماعی عامل مهمی در سالم نگه داشتن جسم و فکر ماست. کسانیکه باور دارند متعلق به یک گروه هستند نسبت به افراد تنهاتر، بیشتر عمر کرده، بهتر فکر میکنند و کمتر دچار بیماریهای قلبی میشوند. آنها همچنین خوشبینتر بوده، کمتر افسرده بوده و چندان دچار اضطراب نمیشوند.
ازآنجاکه بسیاری از روابط امروز ما دیجیتال شده است، حتی فیسبوکو اینستاگرام هم میتوانند این احساس گرم متعلق بودن را ایجاد کند. دیگران را تحسین کنید و ببینید چقدر خودتان احساس بهتری پیدا خواهید کرد.
۹. وقتی باملاحظه رفتار میکنید، بازده کاری بالاتری خواهید داشت.
کارمندانی که در فضایی مهربانانهتر و با ملاحظهتر کار میکنند (در ترس مدیریت موشکافانه رئیس یا بدخواهیها و زیرآبزنیهای همکارانشان نیستند)، با بازده بالاتری کار کرده، از نظر جسمی سالمتر بوده و انگیزه بیشتری برای پیشرفت در کار خواهند داشت. دوست دارید بدانید چطور از این فایده بهره ببرید: اگر کارآموز جدیدتان به نظر توانایی لازم را ندارد. کمی فشار را از روی او بردارید. به کاری که خارج از شرکت انجام میدهد علاقه نشان دهید و ببینید که چطور پیشرفت خواهد کرد!
برچسبها: مرند, آذریایجان شرقی, تبریز, اقتصادی
امسالم گذشت...
آخرای ساله
امسالم گذشت
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧَﻔَﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧَﻔَﺲ ﺍُﻓﺘﺎﺩﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻻﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻨﺪَﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ (تولد)
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻦ (مرگ)
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧَﻤﻮﻧَﻦ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺘﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ
ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯿﺶ ﻣﯽ اﺭﺯﻩ
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩﻩ
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣَﺮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﺑﯿﺎین ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ
ﻧﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ
پروانه به خرس گفت: دوستت دارم...
خرس گفت: الان میخوام بخوابم،باشه بیدار شم حرف میزنیم...
خرس به خواب زمستانی رفت و هیچوقت نفهمید که عمر پروانه فقط 3 روز است...
"همديگر را دوست داشته باشيم؛ شاید فردایی نباشد"..
آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه !
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم !
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون, ولی راحت فاتحه زنده ها رو میخونیم !
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست!
بیائیم ساده ترین چیز رو از هم دريغ نكنيم:
"" محبت ""
قانون زندگی پدربزرگ
یکی از دوستان میگفت ﭘﺪﺭ بزرگ ﺧﺪﺍﺑﯿﺎﻣﺮﺯ ﻣﻦ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺐﻫﺎ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﺩ، ﻣﯽﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﯼ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ.
ﺍﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﻧﺒﻮﺩ.ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺝ ﻣﯽﮐﺮﺩ.ﺍﻣﺎ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺁﺧﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﻣﯽﺩﺍﺭﯼ.
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﻭ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ او، ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﻡ.ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ ﭘﺪﺭ بزرگم ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﺍﺳﺖ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﯾﺎ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﯿﺎﯾﺪ.ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ.ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻮﺩ.اﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺍﺑﺮ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﻣﻪ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﻓﻠﮏ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ،ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﯼ ﻭ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﺮﺧﯿﺰﯼ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ: ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ…
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ که کار میکنم ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣیشوم، ﻣﯽﮔﻔﺘﻢ:ﺑﺎﺷﻪ.ﻓﻘﻂ ﯾﮏ دقیقه بیشتر کار میکنم.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻢ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩﻡ ﻣﯽﺳﻮﺯﻧﺪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ: ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﺍﮔﺮﺍﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ: ﯾﮏ قدم ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ:ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ «ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ» #ﻗﺎﻧﻮﻥ #ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﻢ،ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﻣﯽﺩﺍﺭﻡ.
ﭘﺪر بزرگم ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﮔﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﻪ ﺟﺴﻤﺖ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ، ﻧﻪ ﺗﻮ…


تفاوت فرهنگی !
در مهد كودك های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.
در مهد كودك های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر.
با این بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش میدیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن ...
جملاتی که افراد باهوش در مکالمههایشان بکار نمیبرند
همهی ما تاکنون حرفهایی زدهایم که برداشت دیگران از آنها با آنچه فکر میکردیم تفاوت زیادی داشته است. این حرفهایی که به نظر ما مهربانانه میآیند منجر به ایجاد احساس ناخوشایندی میشود که تنها در زمان توهین به اشخاص بوجود میآید.
اشتباهات کلامی اغلب به دلیل عدم آگاهی ما از مفاهیم ظریف و نامحسوس آنها رخ میدهند. درک این مفاهیم نیازمند آگاهی اجتماعی است – یعنی توانایی درک احساسات و تجربیات دیگران.
سایت TalentSmart هوش هیجانی بیش از یک میلیون نفر را سنجیده و دریافته است که آگاهی اجتماعی مهارتی است که اکثر افراد ندارند. این مسالهای است که در اثر پیچیدگی مردم به وجود میآید. تا زمانیکه تمام توجهتان را به طرف مقابل معطوف نکردهاید نمیتوانید انتظار درک وی را داشته باشید. حسن آگاهی اجتماعی این است که با کمی اصلاح در نحوه گفتار، روابطتان با دیگران را به شدت بهبود میبخشد.
عباراتی وجود دارد که افرادی با هوش هیجانی بالا در مکالمات روزمرهی خود آنها را بکار نمیبرند. فهرست زیر جزو بدترین جملاتی است که باید به هر قیمتی از گفتن آنها پرهیز کنید.
۱- “خسته به نظر میرسی.”
افراد خسته بسیار نچسب هستند. پلکهای افتاده و موهای ژولیده دارند. به سختی تمرکز میکنند و بدخلقاند. گفتن این جمله به دیگران تمامی این پیامها را در خود دارد.
بجای آن بگویید: “همه چیز خوب است؟” بیشتر مردم از خسته بودن طرف مقابل سوال می کنند به این دلیل که میخواهند مفید بوده و کمکی کنند. بجای فرض وضعیت دیگران، از آنها سوال کنید. از این طریق آنها حرف میزنند و احساسشان را به اشتراک میگذارند. مهمتر اینکه در نظر آنها بامحبت جلوه میکنید.
۲- “وای، چقدر لاغر شدی!”
نظراتی با نیت خوب -که در اینجا تعریف و تمجید است- دیدی منتقدانه از شما را ارائه میدهد. اینکه به کسی بگویید خیلی لاغر شده است بدین معنی است که قبلا چاق یا غیرجذاب بوده است.
بجای آن بگویید: “فوق العاده به نظر میرسی.” بجای مقایسهی آنچه قبلا بوده با حالا، از طرف مقابل برای ظاهر جذابی که دارد تعریف کنید. اینکار گذشته را از صحنه دور میکند.
۳- “تو همیشه…” یا “تو هیچوقت…”
هیچکس نیست که کاری را همیشه تکرار کند یا هیچوقت انجام ندهد. مردم هیچگاه خودشان را تک بعدی نمیبینند، پس شما هم نباید آنان را اینگونه خطاب کنید. اکثر افراد با شنیدن این عبارات حالت دفاعی به خود گرفته و پیام شما را نادیده میگیرند، که این موضوع اصلا خوب نیست زیرا شما زمانی از این عبارات استفاده میکنید که حرف مهمی برای گفتن دارید.
بجای آن بگویید: خیلی راحت به کاری که با آن مشکل دارید اشاره کنید. واقع بین باشید. اگر تکرار کاری اشتباه است، میتوانید بگویید “به نظر میرسد که اغلب این کار را تکرار میکنی” یا ” به قدری تکرار کردهای که من متوجه آن شدهام.”
۴- “همانطور که قبلا گفتم…”
همهی ما هرازگاهی مسائلی را فراموش میکنیم. بیان این عبارت به گونهای به نظر میرسد که شما مجبور شدهاید حرفهایتان را تکرار کنید و این برای طرف مقابل ناخوشایند است (کسی که به شنیدن سخنان شما مشتاق بوده است).
بجای آن بگویید: وقتی میخواهید دوباره حرفی را بزنید، ببینید چطور میتوانید پیامتان را واضحتر و جالبتر بیان کنید، از این طریق دیگران آن را بخاطر میسپارند.
۵- “به خودت مربوط است” یا “هر جور خودت بخواهی”
شاید شما نسبت به سوالی که پرسیده میشود بیتفاوت باشید، اما نظرتان برای طرف مقابل مهم است (در غیر اینصورت اصلا از شما نمیپرسید).
بجای آن بگویید: ” نظر قاطعی ندارم، اما چیزهایی هست که باید در نظر بگیری مثل …” زمانی که نظری میدهید (حتی بدون اینکه طرف کسی را بگیرید) نشان میدهد که به طرف مقابل اهمیت میدهید.
۶- “لااقل من هیچوقت…”
بیان این عبارت روشی تهاجمی برای دفع توجه دیگران از اشتباهتان به سوی اشتباه قدیمی و حتی نامرتبطی است که طرف مقابل مرتکب شده است (که باید تا بحال بخشیده میشد).
بجای آن بگویید: “متاسفم” اعتراف به اشتباه بهترین راه برای ایجاد فضایی منطقی و آرام است تا بتوانید اوضاع را در دست بگیرید. اعتراف به گناه بهترین روش جلوگیری از تشدید شرایط است.
در مکالمات روزمره، موارد کوچکی وجود دارد که میتواند همه چیز را دگرگون کند. این پیشنهادات را امتحان کنید و از بازخورد بی نظیر آن لذت ببرید.
برگرفته از: www.entrepreneur.com







برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند

چگونه شوهر همسرش را دیوانه وار دوست داشته باشد؟

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
يك خاطره شگفت انگیز از استاد
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

فصل اول :
روزگاري خانه هامان سرد بود
بردن نفتِ زمستان درد بود
يک چراغ والور و يک گِرد سوز
زيرکرسي بالحافي دست دوز
خانواده دور هم بودن همه
در کنار هم مياسودن همه
روي سفره لقمه ناني تازه بود
روي خوش درخانه بي اندازه بود
گربراي مرد ، زن نامرد بود
صدتفاوت بين زن تامرد بود
آن قديماعاشقي يادش بخير
عطروبوي رازقي يادش بخير
عصرپست وتلگراف ونامه بود
روزگارخواندن شه نامه بود
تبلت و لپ تاپ و همراهی نبود
عصر دلتنگی و بی تابی نبود
...................
فصل دوم :
قلبهامان اندک اندک سرد شد
رنگ وروي زندگيمان زرد شد
بيني ِخيلي کِسا باطل شدند
باپروتز بعضيا خوشگل شدند
عصرساکشن آمدولاغرشديم
درخيال خودچقد بهترشديم
ميوه هم گلخانه اي شدعاقبت
آب هم پيمانه اي شد عاقبت
...................
فصل سوم :
عصر نت شد،عصر پي ام، عصرچت
عصر ايرانسل، فراواني خط
عصر آدم هاي بد ،
بي مايه شارژ
عصر تلخ خود فروشي با يه شارژ
عصر مرفين و ترامادول.. دوا
با کراک و شيشه رفتن به فضا
عصر آقايان آرايش شده
عصر خانمهاي پالايش شده
واي بر اين عصر تلخ بي کسي؛
عصر تلخ استرس...
دلواپسي....
به کجا میرویم اینچنین.......؟.؟؟؟!!!!!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

کوسه ای برای شاد کردن زندگی
ژاپنی ها همواره عاشق ماهی تازه هستند. ولی آب نزدیک ژاپن برای چند دهه ماهی زیادی نداشت. بنابراین برای فراهم کردن غذای ژاپنی ها ، قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافتی بیشتر از قبل را طی می کردند. هرچه ماهیگیران دورتر می رفتند، بیشتر طول می کشید تا ماهی بیاورند. اگر برگشتشان بیشتر طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبود.
برای حل این مشکل، شرکتهای ماهیگیری فریزرهایی را در قایقهایشان نصب کردند . آنها ماهی های به دست آمده را در فریزر قرار می دادند. فریزرها این امکان را فراهم می کرد که قایقها دورتر بروند و بیشتر بمانند. ولیکن ژاپنی ها توانستند به تفاوت بین ماهی تازه و منجمد پی ببرند و آنها مزه ماهی منجمد را دوست نداشتند. قیمت ماهی منجمد کاهش پیدا کرد.
بنابراین شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی نصب کردند. آنها ماهی میگرفتند و درون مخزن قرار می دادند. ماهی ها پس از کمی تحرک، خسته می شدند و مزه تازه بودن خود را از دست می دادند. صنعت ماهیگیری دچار بحران قریب الوقوعی شد. ولی امروزه آنها ماهی های تازه به ژاپن می فرستند. چطور توانستند مدیریت کنند؟ برای اینکه طعم ماهی تازه بماند، شرکتهای ماهیگیری ژاپنی هنوز ماهی ها را در مخزنها قرار میدهند ولی با یک کوسه کوچک.
ماهی ها تقلا می کنند و از اینرو دائما در حال حرکتند. تلاشی که می کنند باعث می شود آنها تازه و سرحال باشند.
تاحالا به این پی بردید که برخی از ما در استخر زندگی می کنیم ولی بیشتر مواقع خسته و کسل هستیم؟ اساسا در زندگی ما، کوسه ها چالش های تازه ای هستند که ما را فعال نگه می دارند. اگر شما مدام در تکاپو باشید، شاد خواهید بود. تلاشهایتان است که شما را پر انرژی نگه می دارد. در وضعیتی از سکون موفقیت را کسب نکنید و به آن شاد نباشید.
شما منابع، مهارتها، و توانایی هایی را برای ایجاد این تفاوت دارید. کوسه ای را درون مخزنتان قرار دهید و سپس خواهید دید که واقعا چقدر می توانید پیش بروید.
سایت ویسگون
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

بخشش:کینه ها و تلخی ها را دور بریزید
وقتی کسی که دوستش دارید اذیتتان میکند، میتوانید خشم، عصبانیت و حس انتقامجویی از او را در دلتان نگه دارید -- یا اینکه او را ببخشید و از آن ماجرا بگذرید.
تقریباً همه آدمها با رفتار یا حرف کسی ناراحت شدهاند. شاید مادرتان از سبک بچهداری شما ایراد گرفته باشد، همکارتان در یک پروژه از شما سوءاستفاده کرده و یا همسرتان به شما خیانت کرده باشد. این زخمها ممکن است احساسات عصبانیت، تلخی و یا حتی کینه و انتقام را همیشه در قلب شما نگه دارد اما اگر بخشش را تمرین نکنید، ممکن است کسی که بیشتر آسیب میبیند خودتان باشید.
با تمرین بخشش، میتوانید آرامش، امید، قدرشناسی و لذت را نیز تجربه کنید. بخشش به شما در مسیر سلامت جسمی، احساسی و معنوی کمک شایانی میکند.

بخشش چیست؟
به طور کلی، بخشش تصمیم برای رها کردن خشم و افکار انتقامجویی است. عملی که باعث آزار و اذیت شما شده است همیشه بخشی از زندگیتان خواهد ماند اما بخشش فشار آن بر شما را کمتر کرده و کمکتان میکند بر قسمتهای مثبت زندگی متمرکز شوید. بخشش حتی میتواند منجر به احساس درک، همدردی و محبت برای فردی باشد که به شما آسیب رسانده است.
بخشش به این معنا نیست که تقصیر و مسئولیت آن فرد برای آسیب زدن به خودتان را انکار میکنید و یا کار اشتباه او را توجیه کرده یا کم میشمارید. میتوانید بدون توجیه عمل آن فرد، او را ببخشید. بخشش آرامشی به همراه دارد که کمکتان میکند به زندگیتان ادامه دهید.
بخشیدن کسی چه فوایدی دارد؟
دور ریختن کینهها و تلخیها راه را برای محبت و آرامش باز میکند. بخشش فواید زیر را برایتان به دنبال خواهد داشت:
- روابط سالمتر
- سلامت روانی و معنوی بالاتر
- اضطراب، استرس و دشمنی کمتر
- فشارخون پایینتر
- علائم افسردگی کمتر
- خطر کمتر برای روی آوردن به مشروبات الکلی و موادمخدر
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

سواد رابطه
اغلب ما سواد رابطه نداریم...
اما این سواد رابطه یعنی چه؟
1) ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ!!! ﺍﻏﻠﺐ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﯾﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺣﺲ ﻫﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ، اختلالات ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ، ﺗﻌﺎﺑﯿﺮ ﻏﻠﻂ، ﺟﻮ ﺯﺩﮔﯽ ﻭ ... ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ... ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ، ﺁﻥ ﺣﺲ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺖ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺯﺩﻥ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ!!! " ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ " ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ بیشترین ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭﮎ را ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﻤﺎﻥ. ﻭ ﻣﺘﻘﺎﺑﻼ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺩﺭﮎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ. ﻭ ﺷﺒﺎﻫﺖ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
2) ﻓﻘﺪﺍﻥ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ!!! ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻣﺎ، از آنچه هستیم و دوست داریم باشیم، ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺩﻣﺪﻣﯽ ﻣﺰﺍﺝ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻼﺷﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ!!! ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻖ ﺧﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، شناختی نداریم. ﺍﯾﻦ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﻢ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.
3) ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ!!! ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺮﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﺴﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﯾﺪ. ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺧﺮﺝ می کنیم، ﺗﻮﻗﻊ طرف مقابل ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎﺗﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ... " ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ " ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﯾﺘﻤﯽ ﻣﻼﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﻢ ، ﻭ ﻧﯿﺰ، ﻧﯿﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯿﻢ. ﻧﻪ ﺧﻔﻪ ﺍﺵ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻪ ﻭﺍﺩﺍﺭﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﻔﻪ ﻣﺎﻥ ﮐﻨﺪ.
4) ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ!!! ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ، ﺟﺰﺋﯽ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻧﺪ. ﻣﺜﻼ" ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ در ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ بفهمیم ﻣﺮﺩﯼ ﯾﺎ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭیم، ﻋﺎﺩﺗﯽ ﯾﺎ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ما ﺗﺤﻤﻠﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ. آیا ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ کنیم؟ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ می پردازیم؟ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ، ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻭ ﺍﻃﻼﻉ ﺧﻮﺩﺵ، ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽ کنیم؟ البته که نه.... چرا که ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺁﻧﯽ ﻭ ﺳﻠﺒﯽ از خود ﻧﺸﺎﻥ می دهیم. ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ، ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﭘﺨﺘﮕﯿﺴﺖ ﻭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﺎﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﻏﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻏﻠﺒﻪ می کند ﻭ ﺍجازه نمی دهد ﮐﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺩﺭﺳﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺗﻨﺸﻬﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺷﻮﺩ.
5) ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ!!! ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ، ﺧﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ. حتی ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻋﻼﺋﻖ ﺍﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﻢ. ﻏﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻭ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻭ ﺩﺭﮐﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺍﻭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ؛ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ی ﻣﺎ، ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺴﺎﺯﺩ. *** ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ *** !!!
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن...
زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریهها بکشید و دیاکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریهها آورده و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسانترین کار به نظرتان برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان بسنده میکنیم، یعنی فقط نفس میکشیم.
رسیدن به جایگاهی که والدینتان آرزو دارند، نفس کشیدن. پیدا کردن کار، نفس کشیدن. قدم زدن از خانه تا محلکار، نفس کشیدن…
زنده بودن موفقیتی به حساب نمیآید. نفس کشیدن، راه رفتن، دویدن، غذا خوردن و انجام کارهای اولیهای که برای سالم نگه داشتن بدنتان کافی است کار سختی نیست. واقعاً زنده نگه داشتن خودتان کار خاصی نیست، همه ما این کار را می کنیم.
موفقیت واقعی، آدمهایی که همه درمورد آنها حرف میزنند، آنهایی هستند که واقعاً یاد گرفتهاند چطور زندگی کنند. آدمهایی که کاری جز فقط نفس کشیدن انجام میدهند.
زنده بودن و زندگی کردن با هم فرق دارد. زنده بودن یعنی راکد بودن. یعنی همانطور که نفستان را حبس کردهاید، اجازه بدهید جریان شما را از فرازونشیبهای خود عبور دهد.
یعنی ثابت ایستادن روی پلهبرقی که به سمت بالا در حرکت است. یعنی اجازه بدهید دیگران شما را به سمت خط پایان بکشانند.
زندگی کردن چیزی متفاوت با این است. زندگی کردن یعنی بند آوردن نفس کسی، گاهی قطع شدن نفس خودتان و اینکه گاهی اصلاً یادتان برود که نفس بکشید. این درست متضاد زنده بودن است، چون زندگی کردن همیشه نزدیکتر به مرگ است.
زندگی کردن یعنی اجازه ندهید ریتم زندگی، شما را تسلیم خود کند. زندگی کردن یعنی هیچ لحظهای را از دست ندهید. یعنی آنقدر جیغ بزنید که به نفسنفس بیفتید و آنقدر بخندید که نفستان بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنید که دیگر نفسی برایتان باقی نماند. یعنی حس کنید که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای آن آماده باشید.
زندگی کردن به معنی نگه داشتن، شمردن و نگاه کردن به نفسهایتان نیست. یعنی یادتان برود که نفس بکشید. یعنی در فرصتها و اشتیاق هایتان شیرجه بزنید، خلاف جریان شنا کنید و تا مرز غرق شدن پیش بروید.
زندگی کردن یعنی با نفسهایتان، با لحظاتتان چه میکنید. یعنی چطور مسیر خودتان را میسازید.
یعنی چطور با معشوقهایتان میجنگید، چون کلمات برایتان نارسا هستند فریاد میزنید و آرزوهایتان را تا جایی دنبال میکنید که پژمرده و خسته شوید.
زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تاجاییکه آسیب ببینید، یعنی خرج کردن خوشبختیتان برای دیگران و گم کردن خودتان در یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را فراموش کنید، رابطهجنسی با همسرتان برای فراموش کردن شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.
یعنی سوختن از درون و زمین خوردن. یعنی شکست خوردن و جنگیدن. یعنی دویدن تا جایی که از نفس بیفتید و غش کنید. یعنی جسور و سرکش بودن. یعنی هیچوقت نایستید و هیچوقت ازخودراضی نشوید.
آنهایی که فقط زندهاند هیچوقت متوجه شکل درختان وقتی باران میآید نمیشوند یا اصلاً به این فکر نمیکنند که بیرون پریدن از هواپیما چه حسی میتواند داشته باشد. آنها هیچوقت در تلههای زندگی اسیر نمیشوند و هیچوقت لذتهای ساده چیزهای عادی زندگی را حس نمیکنند. آنها هیچوقت خاطراتی نمیسازند که حتی قرنها بعد دیگران به خاطر بیاورند.
هیچوقت در لحظه حال گم نمیشوند، هیچوقت از ناشناختهها غافلگیر نمیشوند و از ناممکنها به هیجان نمیآیند. آنها هیچوقت به اینها نمیرسند چون مشغول این هستند که نفس کشیدن یادشان نرود.
زنده بودن یعنی نفس کشیدن، زندگی کردن یعنی یادتان برود نفس را از ریه بیرون بدهید.
زنده بودن یک تپش قلب است، زندگی کردن قلبی تپنده.
زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن از همه وضعیتها.
زنده بودن آسان است، زندگی کردن دشوار.
زنده بودن یک هدیه است، زندگی کردن یعنی وجود داشتن.
زنده بودن یعنی چشمانی مراقب و محتاط، زندگی کردن یعنی هیچوقت نبستن چشمها.
زنده بودن یعنی پوستتان، زندگی کردن یعنی بیرون پریدن از پوستتان.
زنده بودن یعنی روزها پشت سر هم، زندگی کردن یعنی طلوعها تا غروبهای آفتاب.
زنده بودن یعنی راحتی، زندگی کردن یعنی گذشتن از مرز منطقه امن خود.
زنده بودن رایگان است، زندگی کردن یعنی خرج کردن هر لحظه.
زنده بودن یعنی انجام سهم خودتان از زندگی، زندگی کردن یعنی داشتن میلیونها سهم.
زنده بودن قابل درک است، زندگی کردن یعنی همیشه به دنبال پاسخ بودن.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

ویژگی های جالب مردم ژاپن
۱- ادب
میتوان گفت ژاپنیها مودبترین ملت دنیا هستند. چیزی که باید به آن دقت کنیم این است که مفهوم «ادب» در کشورهای مختلف متفاوت است. منظور از «ادب» در این مطلب به فلسفه آسیای شرقی از کنفوسیوس، هارمونی اجتماعی، برمیگردد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

یلدا در آذربایجان
استان آذربایجانشرقی نیز به عنوان یكی از خطههای زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژهای دارند كه به پارهای از آنان اشاره میشود.
اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا "چیلله قارپیزی" (هندوانه چله) میخورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمیكنند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
ادامه مطلب...
شب یلدا
شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است
در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد
به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, تازه های علمی, تازه های اجنماعی, فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند
ادامه مطلب...

دانشجو یعنی تلاش ، امید ، آینده ، صبر ، یعنی تو ، یعنی من
یعنی تمام اونایی که رفتن تا ما بمونیم . . .پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد
و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید .
روزتان مبارک
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

بارالها! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامانْ بازار دنیا.
به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم
و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو!
اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست،
از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم.
یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی.
یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست.
کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم
و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد.
بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام،
به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم.
در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش
و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن.
به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
اول مهر روز بازگشایی مدارس و دانشگاهها
بر همه اساتید،معلمان،دانش آموزان و دانشجویان مبارک
اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری
از اضطراب هایت ریشه nام بگیری
و از ترسهایت بی نهایت حد بگیری
آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند
و lim امید در قلبت بی نهایت میشود
اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی ، میتوانی به تعداد دلخواه
از هوپیتال استفاده کنی …
اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد ، با استفاده از هم ارزی
می توان آنرا رفع ابهام کنی …
اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی،مزاحم احساس کردی
اندیشه ات را به جز صحیح ببر تا ناخالصی های ذهنت را ببرد
وذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد !
اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده تا بنا به قضیه ی فشار روح
تو نیز به شادی مطلق برسد !
اگر در جزئی از زندگی ات ناپیوستگی احساس کردی
می توان آنرا به ناپییوستگی رفع شدنی برطرف کنی !
برای مشاهده موفقیت هایت میتوان مجموع شادیهایت
را با استفاده از انتگرال محاسبه کنی !
میتوان از شادی و امید زندگی دنباله ای بسازی که
حد آن همگرا به زندگی روشنی باشد !
و اگر در این طریق به راستی ایمانت شک کردی
نادرستی آن شک ها را با برهان خلف نقص کن …
عوامل منفی شخصیت را به زیر قدر مطلق ببر و بگذار
تا به تو شخصیت مثبت دهد !
از روحت انتگرال بگیر و بگذار روح تو مانند مجموعه ای باشد
که بالاترین کران آن خدا باشد !
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی


یکم شهریور ، زاد روز حکیم بوعلی سینا و روز پزشک
بر تمامی پزشکان دلسوز و زحمتکش مبارک باد
برای مطالعه کامل زندگینامه ابن سینا و محتوای کتاب قانون
ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

شعر زیبا درباره پدر
ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی قرار
می برم نام تو را با افتخار
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ادامه مطلب...

یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛
فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است
اگر به کار خوب دیگری بپردازد .
چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .
.............................................................
معلمی شغل نیست .
عشق است .
ذوق است .
ایثار وفداکاریست .
اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز
و اگر عشق توست،بر تو مبارک باد .
استاد شهید ، مرتضی مطهری
فرا رسیدن روز معلم و گرامی داشت مقام استاد مبارک باد
از اول ابتدایی تا اساتید محترم فعلی دانشگاه
از آقای سلیمان مسافر
آنکه نقاش است و نقشی ساخته
با قلـــــــم طرح نویی انداخته
در مسیر واژه های دوستــــــــی
سطر سطــری زآشنایی داشته
آنکه چون اسطوره های پارســی
عین ولامی را به میم افراشته
هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان
پوششی بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
از یرای درس خـــــــــود آراسته
چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هایش پر شده از خـاطرات
خاطراتی که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببویم کم بود
او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوی همه
لاله ای بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
چون جلوداران به کفران تاخته
آن معلّم آن مرّبی آن که او
از فنونش عالمی پرداختــــــــه
او عزیز است و مقامش پاس دار
چونکه یزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته
یعنی از زهد و کلام و علم او
ذره ای از دانشش برداشته

درسی که سریع القلم از داووس آموخت
دکتر محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، امسال برای پانزدهمین بار در مجمع جهانی اقتصاد حاضر شد. وی در یادداشتی، مشاهده وزیر خارجه سوئد بدون خدم و حشم و محافظ در فرودگاه زوریخ را حامل مهمترین درس خود از این سفر دانسته است. دیدگاههای مخاطبان تابناک درباره این یادداشت تا ساعت ۱۸ روز شنبه به صورت برخط (آنلاین) منتشر شد
محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، امسال نیز در مجمع جهانی اقتصاد در داوس سوئیس حاضر بوده و در این باره یادداشتی به قرار زیر نوشته است:
امسال، برای پانزدهمین بار به سلسله کنفرانس های داوس یا مجمع جهانی اقتصاد، دعوت شده بودم. 265 میزگرد در داوس امسال برگزار شد که طی پنج روز موفق شدم در 24 مورد که به حوزه پژوهشی من مربوط می شد شرکت کنم تا از زاویای مختلف نظام بین الملل در حال ظهور را بهتر درک کنم. در 12 مورد از این میزگردها خود نیز مشارکت داشتم. میتوان گفت سطح یادگیری از تحولات سیاسی، ژنوپلیتیکی و اقتصادی جهان در داوس بی نظیر است. 2500 نفر کارآفرین، مدیر، سیاست مدار و دانشگاهی گرد هم میآیند تا با تبادل آرا از هم بیاموزند. داوس محل تصمیمگیری نیست بلکه کانون یادگیری و اثرگذاری است. طی یک هفته در داوس، فرصت کردم تا با دهها کارآفرین، محقق و مدیر صحبت کنم و به عنوان یک دانشگاهی، نمایی مثبت از ایران عزیز به جا گذارم.
اما آنچه که مهمترین درس من از داوس امسال بود در لابه لای جلسات و گفت و شنودها به دست نیامد، بلکه زمانی بود که داوس را ترک کردم. در فرودگاه زوریخ در صف تحویل چمدان ایستاده بودم که ناگهان، کسی مرا صدا کرد. هنگامی که برگشتم؛ پشت سر خود، وزیر خارجه سوئد را دیدم. این بار سوم بودکه او را طی یک هفته میدیدم. ضمن اینکه با هم صحبت میکردیم ده درصد از توجه من به این مسئله بود که ببینم کسی او را همراهی می کند یا خیر. او هم مانند دیگران در صف ایستاده بود تا چمدان خود را تحویل داده و کارت سوار شدن به هواپیما ر ا بگیرد.
باورم نمی شد. سال ها در رسانه ها خوانده بودم که مسئولین دولتی کشورهای اسکاندیناوی، مانند شهروندان دیگر رفتار می کنند و هیچ مزیتی نسبت به دیگران ندارند و حال، به چشم خودم این واقعیت را تجربه میکردم. من و او، چمدان خود را تحویل دادیم و مانند افراد عادی، کارت پرواز گرفتیم و چون به مقصدهای مختلفی می رفتیم از هم خداحافظی کردیم.
حتما ادامه این مطلب جالب را مطالعه فرمایید...
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

مهارت های دهـــگانه زندگــــــی
مهارت
های زندگی مهارت هایی هستند که توانایی اجتماعی و روحی فرد را افزایش می
دهند و موجب می شوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و
دشواری های زندگی مواجه شود. هر قدر مهارت های زندگی فردی بالاتر باشد، او
بهتر می تواند سلامت روان و رفتار خود را حفظ کند و به شیوه ای منطقی و
کارآمد مشکلات پیش آمده را برطرف کند.
مهارت های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می برد، شخص می توان مسئولیت های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی هایش را بروز دهدو از آسیب های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند.
سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

همه چیز درمورد ویژگیهای تلویزیون OLED و Ultra HD
پا نهادن به عصر جدید تلویزیونها، و فناوریهای نو،کیفیت خارقالعاده تصاویررا تضمین میکند.اما کدام یک ازاین فناوریها و محصولات رنگارنگ، مناسبترین گزینه برای شماست؟دراین مطلب سعی کردهایم به اصلیترین مشخصههای هر فناوری که میتوانند برای تصمیمگیری در این مورد به کمک شما بیایند، بپردازیم.
مزایای Ultra HD
وضوح بالای حیرت انگیز، اصلیترین مشخصه کیفی تلویزیونهای Ultra HD است که آنها را نسبت به خیل دیگر محصولات متمایز میکند. Ultra HDها از وضوحی چهار برابر تلویزیونهای فعلی Full HD و بلو-ریها برخوردارند و تصاویر را در ابعاد ۲۱۶۰*۳۸۴۰ پیکسل به نمایش میگذارند. کیفیت این تصاویر باورنکردنی است. سطح جزئیات آنها را نمی توان به هیچ وجه با هیچ یک از فناوریهای دیگر مقایسه کرد و به نظر میرسد به زودی، روزی میرسد که شگفت زده خواهیم شد چگونه تاکنون بدون وضوح ۴kزندگی میکردهایم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

۳۰ ویژگی یک انسان عقلانی
با پوزش لطفا ببینید چند مورد در شما وجود دارد؟؟؟!!!
۱. در روز حداقل یک بار بگوید من نمیدانم.
۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامهریزی و زحمات خود اتکا کند.
۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهارنظر نکند.
۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفهاش باشد.
۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
ارزش دوست به دانایی اوست
دوست داشتن را از حیوانات یاد بگیریم

برای مشاهده تصاویر بیشتر،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

شعاری برای زیستن
حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش با دیگران مشکن؛
که ما هر یک یگانه ایم،موجودی بی نظیر و بی تشابه.
آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن؛
تنها تو می دانی که"بهترین"در زندگانیت چگونه معنا می شود.
که در هر گامش،ترنم خوش لحظه ها جاری ست.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

انرژی مثبت در صحبت کردن
نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.
بگوییم ….
ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم
طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری
مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم
مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره
شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید
این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

زندگی انعکاسی از رفتار شماست
بیست و یک جمله انرژي زا از آنتوني رابينز !!
یک، به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید
و این کار را با شادمانی انجام دهید
دوم، وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشد .
سوم، وقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

اخلاق خوب کارسازتر از جیب پر پول!
در آیه ۲۶۳ سوره بقره می خوانیم: «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ» «گفتار پسنديده (با نيازمندان) و گذشت (از تندى آنان)، از بخششى كه بدنبال آن آزارى باشد بهتر است؛ و خداوند بى نياز بردبار است.»
* رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله می فرمایند: اگر سائلى نزد شما آمد، به يكى از اين دو روش عمل كنيد: «بذلٌ يَسير او ردٌّ جَميل» يا چيزى كه در توان داريد به او عطا كنيد، يا به طرز شايسته اى او را ردّ نماييد.
* آبرو و شخصيّت شخص نیازمند، با ارزشتر از حفظ شكم و شخص فقير است.
لذا از این آیه می فهمیم که انفاقی ارزش دارد و آن دنیا در روز جزا به
کارمان می آید و از ما دستگیری می کند که همراه با اخلاق باشد. چیزی که
امروزه کمتر شاهد آن هستیم و غالباً انفاق های ما با عدم تکریم و احترام
برای نیازمندان است. برای مثال یک کمک مالی را در رسانه ها در بوق و کرنا
می کنند در حالی که ممکن است این کار آنها موجب آزار و رفتن آبروی خانواده
مومنی شود. یا با نیشخند از دختربچه ای که پشت چراغ قرمز ایستاده گل می خرد
در صورتی که همان نیشخند یا رفتار ما ممکن است موجبات شکستن دل او شود.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

8رفتار اشتباه در محل کار که شما را در آستانه اخراج قرار می دهد !
در محل کار ، کارها و رفتارهایی وجود دارد که به هیچ وجه نباید از خود بروز دهید ، در این مقاله در مورد 8 رفتار نامناسب در محل کار با شما صحبت خواهیم کرد که در صورت عدم توجه به آن ، از اولین گزینه های تعویض خواهید بود !
هر حضور اجتماعی که ما داریم ، نیازمند رعایت آداب خاصی است ، مخصوصا در محل کار ، کارها و رفتارهایی وجود دارد که به هیچ وجه نباید از خود بروز دهید ، در این مقاله در مورد 8 رفتار نامناسب در محل کار با شما صحبت خواهیم کرد :
زمانی ممکن است بطور تصادفی با عده ای از اطرافیانتان یک طور رفتار کنید؛ اما ضرر اصلی زمانی است که با همه یک جور برخورد می کنید ! مثلا فکر کنید شوخی ای که با دوست خود می کنید ، با همکاران هم می توانید داشته باشید ، متاسفانه بعضی ها را می بینم که شوخی های نامناسبی با جنس مخالف خود ، در محل کار دارند که از نظر عرف جامعه ما هم چندان پذیرفته نیست ، یا مثلا مردی که با همه ی همکاران خانم خود یک جور برخورد می کند ، این رفتارها جایگاه شما را پایین می آورد ، یا مثلا دیده ام که یک کارمند با مدیر خود بیش از حد صمیمی می شود ، البته که مدیران باید با کارمندان خود صمیمی باشند ، اما شما سعی کنید حرمت مدیر خود را نگاه دارید و در برخوردهایتان روحیات فرد مقابل را در نظر بگیرید.
ادامه مطلب...

چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد!
نبايد اخبار ناگوار را به يكباره به شنونده گفت تعريف مي كند:
-جرج از خانه چه خبر؟
-خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد.-سگ بيچاره پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟
-پرخوري قربان!-پرخوري؟ مگه چه غذايي به او داديد كه تا اين اندازه دوست داشت؟
-گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد.-اين همه گوشت اسب از كجا آورديد؟
-همه اسب هاي پدرتان مردند قربان!-چه گفتي؟ همه آنها مردند؟
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

عشق و تنفر چه تاثیری در بدن دارند؟
پژوهش جدید محققان فنلاندی نشان داده که احساسات متفاوت بر بدن تاثیرات مختلف گذاشته اما این تاثیرات در تمام فرهنگها مشابه است.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محققان برای مدتهای طولانی بر این گمان بودند که احساسات با طیف گستردهای از تغییرات فیزیولوژیکی مرتبط بوده و اکنون محققان دانشگاه تورکو نشان دادهاند که حالات احساسی صرفنظر از فرهنگ فرد با حسهای خاص مرتبط هستند.

این پژوهش بطور بصری نشان داده که فرد دلشکسته واقعا درد را در سینه خود حس میکند، افراد غمیگن در اندام خود ضعف داشته یا افراد شاد، این حس را در تمام بدن خود گسترش میدهند.
احساس عشق باعث ایجاد تبوتابی در همه بخشهای بدن فرد بجز زانوهایش میشود. این یافتهها میتواند عکس ضربالمثل سست شدن پاها در زمان بروز احساسات عاشقانه در افراد باشد.
اندوه باعث احساس ضعف در ماهیچهها شده و فرد آگاهی بیشتری در مورد فعالیت قفسه سینه و قلب خود پیدا میکند.
افسردگی نیز باعث ایجاد ضعف در فرد شده، در حالیکه حس تنفر در گلو و سیستم گوارشی حس میشود.
احساسات اولیه مانند خشم و ترس باعث افزایش حس در بخش بالایی سینه شده که دلیل آن میتواند آماده شدن ناخودآگاه انسان برای جنگ باشد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
در طول ترم: 
.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

بیست گام برای مثبت شدن
در طول یک هفته، چند بار می شنوید اطرفیان، از آدم های دور و نزدیک به خوشحالی به شما می گویند: "از شما انرژی مثبت می گیرند". اگر کمتر از 4 بار در هفته این جمله را می شنوید باید نسخه رفتاری تان را عوض کنید چون شخصیت شما شبیه جغد کارتون چوبین است با آن جمله معروفش: "یه خبر بد!" این نگاه منفی اول در زندگی خودتان تاثیر می گذارد ... و بعد در زندگی اطرافیانتان. اگر می بینید چند صباحی است چرخ زندگی به نفع شما نمی چرخد، نسخه پیشنهادی ما را رعایت کنید و فاز زندگی تان را از منفی به مثبت تغییر بدهید.
1.
لبخندتان را از دیگران دریغ نکنید. در طول یک روز بارها با آدم های مختلف
چشم در چشم می شوید؛ آدم هایی که هیچ نقشی در زندگی شما ندارند. در این
لحظه هایی که عمرشان کمتر از یک ثانیه است، به جای نشان دادن چهره ای درهم و
اخمو، لبخند بزنید. مبادله پایاپای لبخند که هیچ هزینه مالی و جانی ای
ندارد، حس خوشایندی به وجود می آورد؛ چه در خودتان و چه در دیگران.
2. به قوانین ساده شهروندی احترام بگذارید. مثلا بیرون گذاشتن زباله ها در ساعت 9 شب یا زباله نریختن در کوچه و خیابان. هیچ کس تردیدی ندارد. شهر تمیز جای بهتری برای زندگی کردن است و شما می توانید آدم مثبتی باشید وقتی شهرتان را یک قدم به شهر تمیز نزدیک می کنید. اگر هر روز صبح به جای دیدن سطل زباله ای که زباله از سر و روی آن بالا می رود، یک سطل خالی ببینید که بوی زباله مانده آن تا فرسنگ ها نمی رود، قطعا روز بهتری خواهید داشت که خودتان آن را ساخته اید.
3. در برنامه های خیریه مشارکت کنید. برنامه های هایی مثل جشنواره های غذا که توسط خیریه های مختلف در طول سال برگزار می شود، فضایی پر از انرژی مثبت است. در خیریه ها مشارکت کنید تا شما هم یکی از آدم های مثبت این قصه باشید. هزینه یک شب رستوران و گردش خود را به مشارکت در چنین برنامه هایی اختصاص بدهید.
4. سعی کنید همیشه و همه جا آراسته باشید. یادتان باشد آراسته بودن به معنی پوشیدن لباس های گران قیمت نیست. فقط کافی است شلخته پوشیدن را کنار بگذارید. خوشبختانه این روزها در رسانه های مختلف از اینترنت تا مجلات، راهنماهای آسان برای خوش پوشی با حداقل هزینه منتشر می شود. این پیشنهادها را بخوانید و در زندگی استفاده کنید. آراستگی شما، سیمای شهر را زیبا می کند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

25 جمله برای شرکت در یک مصاحبه استخدامی
این جملات در واقع بدترین اشتباهاتی است که یک کارجو ممکن است
در مصاحبه استخدامی خود مرتکب آنها شود ...
حتما شما هم از این داستانهای وحشتناک شنیده اید! کارجویانی که در حین مصاحبه به تلفن پاسخ میدهند یا پیامک میزنند یا سرشان را شانه میزنند یا حتی بدتر از اینها.. شما که از این کارها نمیکنید ، میکنید؟؟!! مسلما نه!
خیلی از نباید های دیگر هم هست که ممکن است به آنها توجه نکرده باشید یا فراموش کرده باشید. شکار یک موقعیت شغلی راه درازی و دشواری دارد ، پس بهتر است با برخی لطیفه های کار قدری سرگرم شویم و مروری به دانسته هامان داشته باشیم. برای یادآوری و یادگیری شما ، 50 نکته آموزنده و لطیف را یکجا جمع کرده ایم که در بخش اول 25 جمله را مرور می کنیم:
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

راه هایی برای بهبـود روابـط با دیگـران
همه انسان ها
در زندگی خود با افرادی در ارتباط هستند. بعضی از این روابط چندان
در حد خوبی نیستند، بعضی دیگر خوب، متوسط، هیجان انگیز، پرتنش،
عاشقانه و ... هستند. با این حال، چیزی که بسیار قطعی است، این است
که داشتن روابط عالی نقش موثری را در شادی فرد ایفا می کند. برای
اینکه مطمئن باشید روابطتان با دیگران در بهترین حالت ممکن قرار
دارد، دانستن نکاتی برای بهتر شدن این روابط بسیار ضروری است.
بارها شنیده ایم افرادی که عاشق هستند مبتلا به سرماخوردگی نمی
شوند. علتش این است افرادی که در یک رابطه عاشقانه هستند، می
توانند تلخ ترین اتفاقات زندگیشان را به شادی تبدیل کنند. داشتن
روابط عالی، کیفیت زندگی فرد را ارتقا می دهد. بنابراین بسیار مهم
است یاد بگیریم چه عواملی فرد را تبدیل به دوستی خوب می کند و یاد
بگیریم که چطور خودمان می توانیم چنین دوست خوبی باشیم.
روابط سالم، واقعا می توانند وضعیت ذهنی، احساسی و حتی فیزیکی فرد را ارتقا دهند، درحالیکه روابط ناسالم و روابط مسموم و خطرناک، فرد را به سمت ناامیدی، غم و افسردگی سوق می دهند. باید تلاش کنید و با صرف زمانی بسیار در بررسی صفات اخلاقی افرادی که از آن ها به عنوان دوستان خوب یاد می کنید، ویژگی های مثبتشان را شناسایی و همان ویژگی ها را در خودتان نیز تقویت کنید. به عنوان مثال، اگر در میان دوستانتان وفاداری ویژگی مهمی محسوب می شود شما هم باید این ویژگی را در خودتان ایجاد یا تقویت کنید و وفاداریتان را به آن ها ثابت کنید. وافراد دیگری هم که با شما در ارتباط هستند وقتی چنین ویژگی ای را در شما می بینند مایل هستند همانطور که شما در ارتباط با آن ها وفادار هستید نسبت به شما وفادار باشند. این یک وضعیت برد برد است که در آن هر دو سوی رابطه برنده هستند.
ده نکته عالی ای که برای داشتن روابطی خوب در ادامه معرفی می شوند، کمک می کنند تا کیفیت رابطه تان را با دیگران ارتقا دهید. مهم نیست خواهان ارتقای کیفیت چه نوع رابطه ای هستید، این نکات کمک می کنند تا هر نوع رابطه ای اعم از روابط دوستی، روابط میان خواهر و برادر و یا روابط عاشقانه بهتر شوند. به خاطر داشته باشید برای اینکه این نکات به کیفیت روابطتان کمک کنند دو کار باید انجام دهید، اول اینکه خودتان را در نظر بگیرید و ببینید چطور می توانید این نکات را در خودتان پرورش دهید و دوم اینکه از آن ها برای رشد فردی خودتان استفاده کنید:
1. مشخص کنید چه کسانی دوست شما هستند.
افرادی را که می شناسید به دسته های مختلفی از جمله "خانواده"، "دوستان صمیمی"، "آشنایان" و "همکاران" تقسیم کنید. مشخص کردن اینکه چه کسانی دوست شما هستند واینکه افراد پیرامونتان به چه گروهی تعلق دارند کمکتان می کند تا مدت زمانی را که لازم است به آن ها اختصاص دهید، تعیین کنید. این امر کمک می کند راحت تر مشخص کنید برای وقت گذراندن با افراد، چه کسی در اولویت قرار دارد و به این طریق دیگر وقتتان را صرف افرادی که با آن ها خیلی مایل به برقراری ارتباط نیستید، نمی کنید.
2. رفتار خود ر اصلاح کنید.
اگر از آن دسته از افرادی هستید که در دقیقه نود، قرار خود را با دوستانتان به هم می زنید و یا بیشتر مواقع دیر سر قرارتان می رسید، همین حالا دست از این رفتار بردارید. وفا نکردن به تعهداتتان به دیگران ثابت می کند که برای آن ها یا زمانشان ارزشی قائل نیستید.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, علمی اجنماعی در اقتصاد مرند, احمدعاقلی مرند, آذربایجان
ادامه مطلب...

10 تکنیک 5 دقیقه ای و ساده برای کاهش استرس روزانه
برای همه ما اتفاق می افتد که گاهی خسته و یا دچار استرس می شویم ، استرس ، بخشی از توان ما برای حل مسائل را می گیرد و اجازه نمی دهد بهترین تصمیم ها را بگیریم ، هر چند باید طی یک دوره چندماهه ، نسبت به کاهش استرس اقدام کرد ، ولی در این مقاله ما چند راهکار ساده برای کاهش استرس های روزانه برای شما آماده کرده ایم ، برخی از این راهکارها ، 5 دقیقه یا کمتر زمان می برند ، با ما همراه باشید :
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

ارزش واقعی انسان به چیست؟
علامه محمد تقی جعفری می گفتند:
عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا
پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.
موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست؟»
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم.
مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین
به مقدار وکیفیت آن است.معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تأثیر خنده
چه زیبایند آنان که همیشه لبخند بر لب دارند. خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسان ها با استفاده از آن می توانند بسیاری از درد های خود را تخفیف دهند، خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و در نتیجه افزایش آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است.
روانشناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرنند که در مواقع انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آنها ایفا می کند همچنین میتونند به برقراری تعادل روانی در انسان کمک کند و زمینه سلامت روانی اورا فراهم کند
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

دنیا خیلی زیباتر خواهد شد اگر بیاموزیم:
دروغ نگوییم،
تهمت نزنیم،
مؤدب باشیم،
صادق باشیم،
انتقاد پذیر باشیم،
دیگران را آزار ندهیم،
وجدان داشته باشیم،
از کسی بت نسازیم،
نظافت را رعایت کنیم،
از قدرت سوء استفاده نکنیم،
پشت سر کسی غیبت نکنیم،
به عقاید همدیگر احترام بگذاریم،
مسؤلیت اشتباهاتمان را بپذیریم،
به قومیت و ملیت کسی توهین نکنیم،
به ناموس دیگران چشم نداشته باشیم و
در مورد دیگران قضاوت و پیش داوری نکنیم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
در چگونه جهانی زندگی می کنیم ؟
( به روایت تصویر و آمار)
اگر دنیا را یک دهکده 100 نفره در نظر بگیریم تقسیم منابع و واقعیت های آماری آن چگونه است؟
یه گزارش عصرایران مرور تصاویر زیر به خوبی می تواند دید بهتری نسبت به شرایط دنیایی که در آن زیست می کنیم به دست بدهد.
تصاویر
زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود
دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی می طلبد.
البته
بخش دیگری از واقعیات آمار جهان وضعیت طبیعی آن است و اطلاع از آنها صرفا
می تواند دید شهروندان جامعه جهانی را نسبت به جهانی که در آن زیست می کنند
بازتر کند.

1 درصد اقیانوسیه و 13 درصد آمریکایی است


برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

4 روش بسیار ساده برای مودبانه "نه" گفتن
به گزارش بانکی دات آی آر، وقتی میخواهیم به دیگران «نه» بگوییم، میترسیم که احساساتشان را جریحه دار کرده یا ناامیدشان کنیم یا حتی بدتر، دیگر دوستمان نداشته باشند.
اما نه گفتن هم مهارت هایی نیاز دارد مثل هر کار دیگری و قرار نیست با یک نه گفتن دنیا تمام شود. اگر مایلید به راز چند مهارت ساده از این نوع پی ببرید این مطلب را از دست ندهید:
1. بعد از نه گفتن تشکر کنید
اگر بعد از اینکه خواسته دیگران را رد می کنید، یک کلمه تشکرآمیز مثل "ممنون" یا "مرسی" هم بگویید تاثیر سریع و مثبتی روی درخواست کننده خواهید گذاشت.
2. محکم باشید
اگر مطمئن هستید که باید نه بگویید بدون معطلی یک نه محکم بگویید. محکم نه گفتن البته به مفهوم عصبانیت، پرخاش یا پریدن به طرف مقابل نیست. فقط شک و تردید در صدایتان راه ندهید.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

قدرت شگفت انگیز خوش بینی
بدبینی در هیچ جنگی پیروز نمی شود
به نظر می رسد که خوش بین ها از دو ویژگی مهم برخوردارند. اول، از آنجایی که انتظار موفقیت غیر واقع بینانه دارند، کارهای بیشتری را امتحان می کنند. اگر کاری مؤثر واقع نشود، کار دیگری را امتحان می کنند، و از آنجا هم به سراغ کار بعدی می روند. آنها در مقایسه با سایرین، حاضرند که به دفعات بیشتری شکست بخورند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
چگونه زندگی کنیم؟
· مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
· اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
· هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.
· یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
· هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
· در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.
· وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"
· هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تیمارستان کدام است !؟
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می دادند.
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکت ها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت وگو میکردند.
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید.
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود…
ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟!!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
باکلیک برروی لینک زیرآمار کلی جهان را درزمینه های مختلف مشاهده نمایید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی

خداوند را سپاس گوييد، آنگاه به شما بيشتر مي بخشد
... بدانيد که خداوند شکرگزارنده اي داناست . ( بقره : 158 )
آيا سپاسگزاري مي تواند باعث بركت، درمان و حتي شفاي بيماري ها شود؟ يا
اينكه باعث بهتر شدن رابطه ما با خداوند گردد؟ اگر اين امكان وجود داشته
باشد، رابطه ما با خدا چه ربطي با حل مسائل و درمان بيماري هاي مان دارد؟
اصلاً چرا بايد سپاسگزار باشيم؟
وقتي خداوند چيزي را به ما عطا مي كند و ما بابت آن شكرگزاري مي كنيم، خداوند هم مي گويد حال كه بابت اين هديه شاكر بودي و قدر آن را دانستي، به تو بيشتر ازاين مي دهم
سپاسگزاري و قدرداني از خدا به خاطر نعمات و بركاتي كه به ما ارزاني داشته است به ما كمك ميكند تا درك كنيم كه او بر تمام امور حاكم است و همه چيز، اعم از دردها، بيماري ها، رنج ها و مشكلات و مصائب زندگي ما را تحت كنترل خود دارد. اگر با قلبي شكرگزار به خدا تقرب جوئيم، قوت او را بيش از پيش تجربه خواهيم كرد و بيماري ها و مسائل مان از ميان خواهد رفت، زيرا بركت و نيرويي كه درشكرگزاري و سپاس وجود دارد واقعاً قدرتمند و عظيم است.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
ریشه برخی از مشکلات ما !!
در کارگاه آموزشی "منابع انسانی"، مدرس دوره، نکاتی در خصوص زبان فارسی و پیچیدگیهای آن مطرح کرد که بسیار جالب بود.
به محل نشست و برخاست هواپیما در زبان انگلیسی "Air Port" می گویند. ترجمه تحت اللفظی اش میشود "بندر هوایی". عربها به همین مکان "مطار" میگویند، یعنی "محل پرواز" و افغانها به آن می گویند: "میدان هوایی". ما هم که میدانید چه میگوییم: فرودگاه!
انگلیسی زبانان به محل مداوای بیماران میگویند "Hospital"، که به معنای مکان آسایش و راحتی است. اعراب به آن "مستشفی" یعنی مکان شفاگرفتن میگویند، افغانها به آن "شفاخانه" میگویند و ما چنان که میدانید، تا قبل از پهلوی اول، "مریض خانه" و بعد از آن کمی شیک تر: "بیمارستان"
واقعاً چرا؟ چرا ما از Airport فقط نشستن را دیدهایم؟ اصل قضیه که "پرواز" بوده است را چرا ندیدهایم؟ شما با شنیدن کلمه بیمارستان چه تصویری در ذهنتان ایجاد میشود؟ غیر از اینکه محیطی افسردهکننده و سرد و پر از بیمار؟ این کلمه در فارسی در واقع بیماردان است! محل نگهداری بیماران. بر خلاف زبانهای دیگر که محل خوب شدن و شفایافتن است.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگیاش رسیده بود، کاغذ و قلمی برداشت
تا وصیتنامه خود را بنویسد :
(تمام اموالم رابرای خواهرم میگذارم نه برای برادرزادهام هرگزبه خیاط هیچ برای فقیران.)
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند.
پس تکلیف آن همه ثروت چه میشد؟
بنابراین : برادر زاده او تصمیم گرفت. آن را اینگونه تغییر دهد:
"تمام اموالم رابرای خواهرم میگذارم؟نه!برای برادرزادهام.هرگزبه خیاط .هیچ برای فقیران."
خواهر او که موافق نبود آن را اینگونه نقطهگذاری کرد :
"تمام اموالم رابرای خواهرم میگذارم. نه برای برادرزادهام. هرگزبه خیاط. هیچ برای فقیران."
خیاط مخصوصش هم یک کپی از وصیت نامه را پیدا کرد و آن را به روش خودش نقطهگذاری کرد:
"تمام اموالم رابرای خواهرم میگذارم؟ نه. برای برادرزادهام؟هرگز. به خیاط . هیچ برای فقیران."
پس از شنیدن این ماجرا فقیران شهر جمع شدند تا نظر خود را اعلام کنند:
"تمام اموالم رابرای خواهرم میگذارم؟نه. برای برادرزادهام؟هرگز. به خیاط؟هیچ . برای فقیران."
نكته اخلاقی :
در واقع زندگی نیز این چنین است:
او که همان آفریدگار ماست، نسخهای از هستی و زندگی به ما میدهد که در آن هیچ نقطه و ویرگولی نیست و ما باید به صحیح ترین روش آن را نقطهگذاری کنیم. و بی گمان از زمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست ...
باید به این نکته توجه داشته باشیم که :
"فارغ از اعتقادات مذهبی و یا غیرمذهبی به جهان هستی و زندگی، از علامت تعجب تولد تا علامت سوال مرگ، همه چیز ندارند حفظ کنید؟!!!
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
چگونه شخصیتی اصیل داشته باشیم؟
اصالت،
از صفات مثبت و مطلوب فرهنگ ایرانی است. صفتی که بسیار مورد توجه افراد
در انتخاب دوست و همراه است. اما معنی و مفهوم اصلی این صفت چیست؟ چه
مجموعه صفاتی را باید در خود جستجو کنیم که بدانیم از شخصیتی اصیل
برخورداریم؟
بسیاری از افراد داشتن یک شخصیت اصیل را به خانواده و
غریزه افراد نسبت میدهند. شاید این تصور بخاطر معنی لغوی این واژه یا
همراهیاش با صفت نجابت باشد؛ اما در واقع، با رعایت برخی نکات ساده و
پایه، میتوانید این صفت را در خود بسازید و حس اعتماد و احترام را نسبت
به خود در دیگران برانگیزید. در ادامه این خصوصیات در قالب یک اینفوگرافی
به شما دوستان عرضه شده است.

برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی















