
واکنش ایران به تحولات اخیر ارمنستان و آذربایجان
قرهباغ بخشی از جمهوری آذربایجان است
سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: با مقامات ارمنستان و آذربایجان در تماس هستیم. مقامات ارمنستان نسبت به احتمال درگیری جدید از سوی آذربایجان اظهار نگرانی کرده بودند، اما مقامات آذربایجان به ما پیام دادند که قصدی برای حمله نظامی ندارند.
به گزارش عصرتبریز ناصر کنعانی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در آغاز نشست خبری هفتگی خود، در پاسخ به سوالی در مورد افزایش تنشها بین جمهوری آذربایحان و ارمنستان گفت:
ما با مقامات هر دو کشور آذربایجان و ارمنستان در تماس هستیم. مقامات ارمنستان نسبت به یک احتمال درگیری اظهار نگرانی کردند اما مقامات آذربایجانی پیام دادند که قصدی را برای درگیری ندارند و نقل و انتقالات اخیر یک اقدام متعارف نظامی قبل از فصل زمستان است. این ماحصل گفتگوهای ما است و ایران تحولات را با جدیت دنبال میکند و ما اطمینان میدهیم که مرزهای ایران مرزهای امنی است و ما از امنیت مرزها حمایت میکنیم.
وی ادامه داد:
موضع ایران ثابت و روشن است. موضع ایران در مورد سرزمین قره باغ که بارها به صراحت بیان شده پوشیده نیست. قره باغ بخشی از جمهوری آذربایجان است و حقوق و امنیت ساکنان باید در چارچوب مشخص تعریف شود. ایران همواره بر ضرورت احترام به تمامیت ارضی و پرهیز از هرگونه اقدام تنشزا تاکید کرده است. همچنین شناسایی متقابل تمامیت ارضی دو کشور گامی مهم در راستای حل اختلافات و رسیدن به صلح و امنیت است. معتقدیم هر اقدامی که بر این موضوع سایه بینداد مورد تایید ما نیست.
کنعانی در خصوص رزمایش آمریکا و ارمنستان گفت: ما حضور نیروهای بیگانه را مخل امنیت منطقه میدانیم. تجربه نشان داده که نیروهای بیگانه اهداف خودشان را دنبال میکنند و آمریکا هم هیچگاه دنبال صلح و ثبات منطقه نیست. انتظار ما این است که به سازوکارهای منطقهای اهتمام ورزیده شود.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
هفت هدف دولت جدید ترکیه اعلام شد
روزنامه نزدیک به دولت ترکیه از 7 هدف اصلی رجب طیب اردوغان در دوران جدید ریاست جمهوری اش بر ترکیه خبر داد.
به گزارش عصر ترکیه به نقل از “حریت“، بر اساس آنچه در نخستین جلسه کابینه جدید اردغان گذشته، اهداف زیر به عنوان مهم ترین راهبردهای دولت در 5 سال آتی تعریف شده اند:
– اصلاح قانون اساسی
– اصلاحات قضایی
– توسعه منابع انرژی
– تقویت مبارزه با تروریسم
– ساخت ۶۵۰ هزار خانه برای زلزله زدگان
– رشد اقتصادی بالاتر با رویکرد کاهش هزینه های زندگی
– بازگشت پناهندگان به کشورهای خودشان
هنوز جزئیات این اهداف اعلام نشده است. با این حال انتظار می رود حزب حاکم (عدالت و توسعه) برای دستیابی مجدد به قدرت در انتخابات 2028 مجموعه ای از اصلاحات گسترده را در دستور کار خود قرار دهد چرا که در آن انتخابات، اردوغان نمی تواند کاندیدا شود و کار برای حفظ کرسی ریاست جمهوری در این حزب، سخت تر خواهد بود.
به باور بسیاری از کارشناسان، بخش مهمی از موفقیت حزب عدالت و توسعه در پیروزی از انتخابات اخیر، مدیون کاریزمای شخص اردوغان است و در غیاب وی رقابتی سخت تر از آنچه در انتخابات اخیر گذشت در انتظار این حزب است. در انتخابات اخیر نیز اردوغان، نتوانست در دور نخست برنده شود و در رقابتی نفسگیر و در دور دوم توانست رقیب خود را شکست دهد.
ترکیب کابینه جدید نیز موید آن است که اردوغان و حزب متبوعش به این نتیجه رسیده اند که برای حفظ قدرت در دوره بعد، ناگزیر از “اصلاحات عمیق اقتصادی، تقویت روابط بین المللی و پاکسازی محیط داخلی ترکیه از تروریسم” هستند و اردوغان تیم جدید خود را با همین رویکرد چیده است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

سفیر پیشین ایران در ترکیه مطرح کرد:
اردوغان در انتخابات شکستبخور نیست
آذربایجان با ایران درگیر نمیشود
اردوغان یک کشور تقریبا عقب مانده و فقیر را تحویل گرفت و آن را به یکی از بیست قدرت اقتصادی جهان تبدیل کرد. اردوغان در انتخابات با رای خوبی پیروز خواهد شد چرا که او به خوبی نشان داده که شکست بخور نیست.
ترکیه پر تنش ترین روزهای خود را سپری می کند. شاید انتخابات پیش روی ترکیه به تنهایی بتواند روزهای حساس و نفس گیری را هم برای ترک ها و هم برای کل خاورمیانه به وجود بیاورد اما زلزله گسترده و وسیع ترکیه مزید بر علت شد تا انتخابات حساس ترکیه حساس تر شود. آیا اردوغان بعد از بیست سال باید با قدرت وداع کند؟ آیا ائتلاف شش گانه می توانند اردوغان را از سکوی قدرت پایین بکشند؟ بهمن حسین پور، سفیر پیشین ایران در ترکیه گفت: اردوغان در انتخابات با رای خوبی پیروز خواهد شد. در حال حاضر یک سری آرای خاکستری وجود دارند که رجب طیب اردوغان در تلاش برای جذب آن هاست. در یکی دو هفته پیش اردوغان دستاوردهای زیادی از خود را رو کرده است. احتمالاپیشرفت ها و دستاوردهایی که کسی از آن ها خبر نداشت. اصلا بگذارید اینطور نظرم را بگویم. رجب طیب اردوغان در انتخابات شکست بخور نیست.
ارزیابی شما از حال و هوای انتخاباتی ترکیه چیست و فضا را چگونه می بینید؟
سال ۸۳ که اقای اردوغان قدرت را به دست گرفت من دراستانبول ترکیه سر کنسول بودم. آن وقت اگر می خواستیم برای خرید مایحتاج روزانه به فروشگاه برویم باید یک کیف سامسونت پر از اسکناس با خود می بردیم. تورم آنقدر شدید بود که اسکناس در حال خارج شدن از چرخه اقتصادی بود. رجب طیب اردوغان چنین دولتی را تحویل گرفت. بعد از دو سه سال توانست اقتصاد ترکیه را در یک وضعیت ثبات نگه دارد و بعد صفر های پول ترکیه را برداشت و بعد هم کاری کرد که چندین سال ترکیه رشد اقتصادی هشت یا نه درصدی را تجربه کرد. اردوغان یک کشور تقریبا عقب مانده و فقیر را تحویل گرفت و آن را به یکی از بیست قدرت اقتصادی جهان تبدیل کرد. خیلی موارد دیگر را هم می توان از ترکیه نام برد مثلا ترکیه هیچ منبع زیر زمینی ندارد اما آنقدر گاز ذخیره کرده که دارد آن را صادر می کند. مردم ترکیه هم تمام کارنامه اردوغان و حزب عدالت و توسعه را در یاد خود دارند و به این کارنامه حزب عدالت و توسعه توجه می کنند. من نمی خواهم بگویم اردوغان هیچ اشتباهی نکرده و هیچ ایرادی به او وارد نیست؛ بلکه دستاوردهای او را به راحتی نمی توان از خاطر پاک کرد.
من پیش بینی میکنم، اردوغان در انتخابات با رای خوبی پیروز خواهد شد. در حال حاضر یک سری آرای خاکستری وجود دارند که رجب طیب اردوغان در تلاش برای جذب آن هاست. در یکی دو هفته پیش اردوغان دستاوردهای زیادی از خود را رو کرده است. احتمالاپیشرفت ها و دستاوردهایی که کسی از آن ها خبر نداشت. اصلا بگذارید اینطور نظرم را بگویم. رجب طیب اردوغان در انتخابات شکست بخور نیست.
برخی از کارشناسان می گویند کاهش ارزش پول ملی، تغییر نظام پارلمان به ریاستی و زلزلهی اخیر می توانند پاشنهی آشیل اردوغان در انتخابات باشد. نظر شما چیست؟
زلزلهایی که در ترکیه رخ داد در پنجاه سال اخیر سابقه نداشته است. زلزلهای بسیار وحشتناک با وسعت بسیار زیاد اتفاق افتاد. با اطلاعاتی که من از دوستان خود در ترکیه به دست آوردهام؛ با توجه به وسعت و شدت زلزله، کارنامه اردوغان در مدیریت بحران نمرهی ردی نمی گیرد. اگر زلزله ای با این وسعت در هر کدام از کشور های خاورمیانه اتفاق می افتاد معلوم نبود چه فاجعه مهیب انسانی رقم می خورد اما مدیریت بحران اردوغان اگر عالی نبود ولی بد هم نبود
در مورد تغییر قانون اساسی هم باید بگویم که این طرح را اردوغان از روز های اول مد نظر داشت و آخر سر هم با رای مردم و نمایندگان مردم سیستم حکومتی را از پارلمانی به ریاست جمهوری تغییر داد. این کار که ایرادی ندارد. خیلی از کشور ها با این سیستم پیش می روند و نظام پارلمانی ندارند کما اینکه رای مردم پشت تغییر قانون اساسی است و رای مردم قابل احترام است. مردم اگر فردا بگویند اردوغان برود و نظام پارلمانی جایگزین آن شود باز هم قابل احترام است.
به مطلب آخر یعنی ارزش پول ملی و وضعیت اقتصادی می رسیم. از زمانی که جو بایدن بر سر کار آمد مشکل های زیادی برای اردوغان تراشیده شد. بایدن در نزاع بین ترکیه و یونان در طرف یونان است و یکی از آرزوهای بایدن چنانچه این را صراحتا گفته این است که اردوغان رای نیاورد. فشار غرب به ویژه درگیری که ترکیه یک زمانی با اسراییل پیدا کرد باعث شد که صادراتش کاهش پیدا کند اساس اقتصاد ترکیه بر روی صادرات کالاهایی ست که تولید می کنند و از آنجایی که غرب اردوغان را نمی خواهد فشار آوردند تا در ترکیه تورم ایجاد شود و صادرات کاهش پیدا کند. یک عنصر مهم دیگر هم که چنین وضعیت بد اقتصادی را برای ترکیه به ارمغان آورد؛ کرونا بود. شما نگاه کنید آن زمان ترکیه از صنعت گردشگری خود ۴۰میلیارد دلار در آمد داشت . کرونا هم روی صنعت گردشگری ترکیه تاثیر به سزایی داشت و هم روی صدور خدمات ترکیه که این هم بعضا سالانه ۳۵ تا ۴۰ میلیون دلار در آمد داشت.
با تمام این حرف ها اردوغان توانسته از بالا رفتن بیشتر نرخ ارز جلوگیری بعمل آورد . من حدس میزنم تا انتخابات همین وضع ادامه پیدا کند اما بعد از انتخابات که به گمانم اردوغان رای خواهد آورد؛ پیش بینی میکنم شرایط برای ترکیه بهتر خواهد شد.
بهر حال ترکیه عضو ناتو است اما با اینحال توانسته رابطهی خوبی با روسیه برقرار کند. چنین کاری آسان به دست نیامده و ماحصل کار زیاد است. اردوغان آدم عملگرایی است وبعضا بخاطر منافع ملی و سیاست کشورش نرمش نشان میدهد؛ جایی هم که لازم باشد کرنش می کند و در بعضی موارد هم اگر لازم باشد سختگیری های خاص خودش را دارد. شما نگاه کنید در این بیست سالی که اردوغان سر کار بوده است؛ چقدر رابطه اش با اسراییل بالا و پایین داشته؟ .....
به هر حال اردوغان به مصالح و منافع کشورش توجه لازم را دارد.
نظر شما راجع به ائتلاف شش گانه چیست؟ آیا آن ها رقیب سر سختی برای اردوغان هستند؟
ببینید ائتلاف شش گانه اینقدر عدم انسجام و بی نظمی دارد که من نمی دانم این ها اگر قدرت را به دست بگیرند چطور می خواهند کشورشان را اداره کنند.اصولا دولت های ائتلافی در ترکیه در گذشته خیلی موفق نبودند. دو نفر از این ائتلاف یعنی آقای بابا جان و آقای داووداوغلو اسلامگرا هستند و از جمله کسانی هستند که از حزب عدالت و توسعه جدا شدند. از طرفی دیگر قلیچدار اوغلو فردی لاییک است. من هیچ وقت نفهمیدم این دو نفر چرا به آقای قلیچدار اوغلو پیوستندهمانطور که گفتم آن دو نفر اسلامگرا هستند. اصلا فرض را بر این بگیریم که ائتلاف در انتخابات ترکیه پیروز شود؛ این ها چطور می خواهند تقسیم قدرت کنند؟بنابراین همانطور که گفتم تاریخ سیاسی ترکیه ثابت کرده است که هیچ دولت ائتلافی در این کشور موفق عمل نکرده است.
کردها جمعیت نسبتأ قابل توجه ای در ترکیه دارند. خود دولت ترکیه می گوید پانزده تا بیست میلیون کرد در ترکیه وجود دارد. رای کرد ها در این کشور هشتاد و پنج میلیونی خیلی اثر گذار نیست نمی تواند صندوق را تغییر دهد. اردوغان در استان های کرد نشین هم رای خود را دارد.
آیا جدایی داوود اوغلو و بابا جان از حزب عدالت و توسعه به این معنا نیست که یک بخش مهمی از طرفداران کهنه و با سابقه این حزب عدالت و توسعه از حزب نا امید شده اند؟
تا حدی شاید ولی وزن داوود اوغلو و بابا جان به اندازهی اردوغان نیست. حزب آن ها(ائتلاف شش گانه) هم که با این شکل و شمایل اصلا رای دندان گیری نخواهند داشت. حزب لاییک ها به طور سنتی همیشه در ترکیه رای خاص خودشان را داشتند اما از زمانی که اردوغان بر سر کار آمده است همیشه در رتبه دوم بعد از عدالت و توسعه قرار گرفته اند. الان هم داوود اوغلو و بابا جان با این حزب ائتلاف کرده اند این ائتلاف بابا جان و داوود اوغلو با لاییک ها ممکن است که بخش کمی از رای عدالت و توسعه را به سبد لاییک ها ببرد اما تصور من این است که همچنان زورشان به اردوغان نمی رسد و او دست بالا را در انتخابات دارد.
خیلی از تحلیل گرها تعبیر نئوعثمانی گری را برای عملکرد اردوغان و حزب عدالت و توسعه به کار می برند. آیا شما فکر می کنید اردوغان به فکر بازسازی قدرت گستردهی عثمانی در منطقه هست؟
هر کشوری به تاریخ خود می نازد. و هر سیاستمدار لایقی سعی می کند که کشورش را به دورهی شکوه خود در تاریخ بازگرداند. ترک ها هم از این قاعده مسثنی نیستند و تاریخ خود را دوست دارند. امپراتوری عثمانی هم کم افتخاری برای آن ها نیست. بنابراین هر سیاستمدار دیگری نیز جای اردوغان بود به تاریخ عثمانی افتخار می کرد چون ترک ها به آن افتخار می کنند. چیز عجیبی نیست.
ترکیه یکی از قدرت های منطقه است و به طبع دوست دارد که قدرت برتر منطقه باشد به همین خاطر هر کاری برای قدرتمند تر شدن انجام می دهد. مگر شما باور می کردید که ترکیهایی که عضو ناتو است علی رغم حمله روسیه به اوکراین رابطه خوبی را با روسیه داشته باشد و بتواند رابطه متعادلی را بین غرب و شرق ایجاد کند؟ ترکیه مثل هر کشور دیگری سعی می کند قدرت خود را افزایش بدهد. ما هم جزو قدرت های منطقه هستیم حالا شما فرض کنید اگر ما و ترکیه بهترین رابطه را با هم داشته باشیم چه قدرتی می توانستیم در منطقه به وجود بیاوریم. نگاه کنید همین بهبود روابط ما با عربستان چه سر و صدایی راه انداخته است. حالا فرض کنید که با ترکیه هم روابط ما در دوستانه ترین حالت خود باشد.حتما تحولی بزرگ در منطقه ایجاد خواهد کرد
پرسش من دقیقا همین است. وقتی ترکیه به هیچ چیزی نمی اندیشد جز قدرتمندترین شدن ممکن نیست که منافع ملی او با منافع ملی ما متضاد باشند؟ آیا ممکن نیست که ترکیه برای قدرتمند تر شدن سعی در تحریک آذربایجان برای تخطی به مرزهای ما داشته باشد؟ آنوقت در چنین شرایطی که منافع در تضاد قرار می گیرند چطور می شود با کشور همسایه روابط دوستانهای داشت؟
با این تحلیل قطعا نمی شود اما تحلیل من اینگونه نیست. من اعتقاد ندارم که ترکیه در پایان راه بخواهد با ایران درگیری پیدا کند. ترکیه اینکار را نخواهد کرد. آن ها می دانند که ایران کشور کوچکی نیست و کشور قدرتمندی است ولی بله ترکیه هر جا که احساس کند قدرتش افزایش پیدا میکند آنجا حضور پیدا می کند اما من اعتقاد دارم که هیچ وقت با ایران درگیر نمی شود و این هزینه گزاف را پرداخت نخواهد کرد. این مسئله خارج از عقل سیاسی است. با توجه به مشترکات و منافع مشترک زیادی که ما با هم داریم من فکر می کنم درگیری مستقیم بین ما و ترکیه ایجاد نخواهد شد.
ترکیه منابع زیرزمینی ندارد که خیالش راحت باشد که هر وقت شرایط سخت شد منابع خود را بفروشد و بعضی هزینه های داخلی را پوشش بدهد . نه! اردوغان با شرایط اقتصادی سیاسی جغرافیایی و تاریخی..... که کشور ترکیه دارد به نظر من توانسته با هنرمندی و حرفه ای گری ترکیه را خوب حفظ کند.
تنش هایی که در قفقاز علیه ایران اتفاق می افتد تا چه اندازه متاثر از ترکیه است؟
پاسخ دادم. ترکیه هر جا احساس کند که به نفعش باشد حضور پیدا می کند. با اینکه همهی قفقاز ترک زبان نیستند اما ترکیه این باور را قبولانده که آن ها همه ترک هستند و اتحادیه کشور های ترک زبان را هم به وجود آورده است. این جزءسیاست های عملگرایانه و قدرت طلبانه ترکیه است. حرف من این نیست که ترکیه هیچ کاری در تضاد با منافع ما انجام نمی دهد این ها بخشی از سیاست بین الملل است. من می خواهم بگویم در مرحله آخر ترکیه ناچار است که با ما همکاری بکند و ما هم ناچاریم که با ترکیه همکاری بکنیم. نه ما می توانیم آن ها را نادیده بگیریم ونه آنها میتوانند ما را نادیده بگیرند .ما تجربه در افتادن با دنیا را داریم. سال هاست استخوان های کشور ما زیر پای تحریم کوفته می شوند. اما ترکیه مثل ما منابع زیر مینی خاص و ثروت هنگفت خدادادی ندارد بنابراین با حرفه ای گری با دنیا تعامل میکند و منافع خوش را از این طریق بدست میاورد و اقتصاد و سیاست کشورش را رونق میدهد.
اگر ما با آذربایجان وارد درگیری نظامی بشویم ترکیه کجا خواهد ایستاد؟
درگیری در کار نخواهد بود.چند روز پیش وزیر خارجه ما با وزیر خارجه آذربایجان صحبت کرد و وقتی وزرای خارجه با هم دیگر صحبت می کنند یعنی عقلانیت دارد حاکم می شود. وزرای خارجه در مورد جنگ صحبت نمی کنند؛ وزرای خارجه برای صلح صحبت می کنند. وقتی نیت به تخاصم باشد اصلا وزرای خارجه تلفن را بر نمی دارند. صحبت ها بخاطر صلح انجام می شود. من گمان می کنم ماجراهای قفقاز ختم به خیر خواهد شد. هر دو طرف می دانند که ادامه این وضع به نفع هیچ کس نیست. ما هفت سال با عربستان در تخاصم بودیم و هر دو طرف ضرر کردیم. حمله به سفارت عربستان کار غلطی بود. مکانهای دیپلماتیک جزء امن ترین مکان های جهان است و اصولا هیچ کشوری حق تعرض به این مکان ها را ندارد آنوقت ما در پایتخت کشورمان به سفارت کشور همسایه حمله می کنیم. مسوولان حفاظتی ما در این امر تعلل کردند باید کنترل می کردند. همین تعلل باعث هفت سال تخاصم بین ما و همسایه شد و چه ضرر هنگفتی به کشور وارد شد.
توصیهی شما به عنوان یک دیپلمات برجسته برای بهبود روابط با ترکیه چیست؟
همان کارهایی که من دوره سفارتم انجام دادم و روابط مالی ما به ۲۲.۵ میلیارد دلار رسید را انجام بدهند. اشکال کار ما این است که ما از تجربه گذشتگان خود استفاده نمی کنیم و می خواهیم هر بار چرخ را از اول اختراع کنیم. به نظر میرسد در سیستم اداری ایران اینطور باب شده که هر کس مسئولیت میگیرد میخواهد کار را از صفر شروع کند که به این وسیله ابراز توانایی کند خوب این باعث عقب افتادن خیلی از کارها شده است و باید روزی اصلاح شود در دنیا هم احزاب مختلف سر کار میآیند ولی به معنای رد کردن کارهای انجام شده قبلی نیست اینکار هزینه بر است باعث عقب ماندگی میشود من در جایی رییس نمایندگی بودم که آقای وزیر خارجه با کسی که قرار بود جایگزین من بشود آمدند و به آن شخص گفت که تمام کار های آقای حسین پور را پیگیری کنید. و به من هم گفتند که هر چند وقت یک بار مطمئن شوم که آن شخص کارها را پیگیری کرده است یا نه. اما آن شخص از روز اولی که شروع به کار کرد تمام پروژه هایی که ما شروع کرده بودیم و برایشان زحمت کشیده بودیم را لغو کرده بود و صرفا برای مطرح کردن خودشان یک سری پروژه های دیگری را به اسم خودش شروع کرده بود. آنوقت نه پروژه های خودش را انجام داد نه پروژه هایی که ما از قبل شروع کرده بودیم.
من یک روزی از سفیر یک کشور غربی پرسیدم که شما چرا از تایلند آمدید ترکیه سخت نیست این جابجایی؟ ایشان جواب داد کار های ما روی نظم است یعنی من وقتی پست جدید را می گیرم می بینیم سفیر قبلی من چه کار هایی را تا کجا کرده مسیر او را می گیرم و همان را ادامه می دهم مثل دوی امدادی. ولی ما در ایران اولین کاری که می کنیم این است کار های نفر قبلی خود را می خواهیم تخریب کنیم و همه چیز را از نو شروع کنیم.
از دوستان سفیر خود عذرخواهی می کنم ولی بروید به دورهایی که روابط مالی ایران و ترکیه را به ۲۲.۵ میلیارد رساندم را بررسی کنند. وقتی سفیر شدم روابط مالی ایران و ترکیه ۵ میلیارد بود ،وقتی تحویل دادم آن را به ۲۲.۵ میلیارد رسانده بودم. به ۳۶ استان ترکیه سفر رسمی داشتم. ۱۶ استان ایران را به ترکیه وصل کردم. ۵ بار لب مرز رفتم. مرز کاپوی-کوی رازی را من افتتاح کردیم. دوستان دیگر هم باید به سختی کار کنند تا روابط توسعه پیدا کند. ما مشترکات خیلی زیادی با ترکیه داریم میتوانیم روی این مشترکات کار کنیم.
به نظر شما ما اصلا منافع ملی داریم؟ یا همه اش منافع حزبی و فردی است؟ الان در همین حوزه شما یکی از اتهام هایی که به شما می زنند این است که عدهایی لابی ترکیه اند و این افراد به جای منافع ایران را دنبال کنند منافع ترکیه را برآورده می کنند. این وسط یک دعوایی هم هست بین لابی ارامنه و لابی آذربایجان.
اشکال ما این است که ما در تعریف منافع ملی کوتاهی کردیم. اگر دوستان تصمیم ساز تعریف واحدی از منافع ملی ارائه می دادند خیلی از مشکلات ما حل می شد. من زمانی که در ترکیه بودم رسانه های ترکیه را خوب بررسی می کردم و هیچ وقت نفهمیدم چطور آن ها به صورت همگانی و به یکباره منفعت ملی را تشخیص می دادند گاهی بعضی خبرها را همه با هم مخالف و موافق حکومت بایکوت می کردند؛ گاهی همه با هم از یک عملکرد دولت حمایت می کردند. من هیچ وقت نفهمیدم رسانه های ترکیه چطور اینقدر دقیق منفعت ملی خود را علی رغم اختلافات شدید جناحی تشخیص می دادند. بنابراین وقتی ما تعریف واحدی از منافع ملی نداریم اینگونه انتقادها و اینگونه برداشت ها از عملکرد دوستان پیش بیاید که فلانی لابی فلان جاست. ترک ها تعریف واحدی از منافع ملی خود دارند و بسیار سر این منافع چانه می زنند. الان شما نگاه کنید در همین رقابت های انتخاباتی هیچ موردی پیدا نمی کنید که احزاب مخالف اردوغان بر سر مسائلی که پای منافع ملی وسط است اردوغان را نقد کنند؛ اصلا چنین چیزی امکان ندارد. ما باید هر چه زود تر تعریف واحدی از منافع ملی خود به دست بیاوریم تا بخش زیادی از مشکلات کشور ما حل بشود.
ببینید ما و ترکیه دو کشور همسایه تاریخی هستیم فارغ از اراده مقامات دو کشور،الزامات و اجبارهایی که جغرافیای طبیعی بر ما تحمیل میکند ما را به سوی تعامل و همکاری سوق میدهد من بر همین اساس تلاش کردم روابط با ترکیه از اجبار به تمایل به همکاری سوق دهم و تا حدود زیادی نیز موفق شدم ما نه تنها با ترکیه بلکه باید با همه همسایگان روابط و تعاملات رو به توسعه داشته و این روابط خود تامین کننده صلح، امنیت و پیشرفت در منطقه و بالطبع ایران خواهد بود.
در پایان نکته ای را میخواستم را به شما دوست خبرنگار عرض کنم:
مقوله سیاست خارجی در تمام دنیا یک مقوله خاص و ویژه است. پیچیدگیها و ابهامات خاص خودش را دارد و از حساسیت خاصی برخوردار است .ممکن است همه درک واحدی از آن نداشته باشند که این امریست طبیعی .من خواستم همین جا خواهش کنم کسانیکه تریبون در دست دارند زمانی که در مورد سیاست خارجی صحبت میکنند احتیاطهای لازم را بعمل آورند .هر چند که در کشورهای دنیا رسم بر این است که تعداد محدودی از مقامات در مورد سیاست خارجی صحبت میکنند. من در چند کشوری که ربیس نمایندگی بودم مسئولین آن کشور بعضا بنده را احضار میکردند و میگفتند فلان سخنران در فلان شهر کوچک مطلبی را علیه آن کشور ابراز کرده و بایستی پاسخ میدادیم. در سیاست خارجی پنهان کاری امر بسیار مهمی است بعضا یک سخنران اطلاعی از یک موضوع در سیاست خارجی به صورت ناقص پیدا کرده این را پشت تریبون اعلام میکند در صورتیکه اصلا نبایستی اعلام شود و باعث بیداری و آگاهی دشمن از سیاست های پنهان ما در سیاست خارجی میشود.
بنابراین خواهش میکنم تریبون داران اگر در امر سیاست خارجی اطلاعی ندارند اصلا صحبت نکنند. ما در این ۴۱ سال ازاین طریق خیلی ضربه خوردیم .البته تحلیل مسائل از سوی دوستان کارشناس و رسانه حتما مشکلی ندارد./منببع خبرآنلاین
چشمانداز لغو تحریمها
مذاکره دیپلماتیک ایران و کشورهای اروپایی، روسیه، چین و آمریکا در آخرین روزهای دسامبر۲۰۲۱ ادامه پیدا کرد.
اگرچه براساس عرف دیپلماتیک هیچگاه زمینه برای مذاکرات در روزهای پایانی یا آغازین سالهای جدید وجود ندارد، اما ضرورتهای امنیتی و راهبردی ایجاب میکرد که ایران بتواند مذاکرات نیمهتمام خود را که در اوایل دسامبر آغاز کرده بود، به نتیجه نسبتا موثر و سازندهای ارتقا دهد.
همزمان، فضای همکاریهای ایران با آژانس ماهیتی کاملا سازنده داشته است. اگرچه رافائل گروسی تمایلی به سازوکارهای تکنیکال نشان نمیدهد و تلاش میکند تا علاوه بر مدیرکل تکنیکال از سازوکارهای کنش سیاسی برخوردار شود؛ اما واقعیت آن است که ایران تاکنون با آژانس همکاریهای سازندهای را به انجام رسانده است.
الگوی کنش همکاریجویانه ایران با آژانس در چارچوب پروتکل الحاقی است و کاهش تعهدات ایران تاثیر چندانی در ارتباط با راستیآزماییهای مربوط به فعال شدن دوربینهای مانیتورکننده آژانس در سایتهای هستهای ایران نداشته است. به این ترتیب واقعیت آن است که ایران و قدرتهای بزرگ فعالیتهای خود را در قالب ضرورتهای پراگماتیستی ادامه داده و هر یک تلاش میکنند تا زمینه لازم را برای دستیابی به توافق نسبتا پایدار و سازنده فراهم سازند. واقعیت آن است که ساخت قدرت در ایالاتمتحده کاملا سیال و مبتنی بر الگوی موازنه و کنترل بوده است. چنین الگویی مانع از نقشیابی رئیسجمهور بهعنوان محور اصلی هرگونه توافق و همکاری بینالمللی در دوران فراتر از مسوولیت اجرایی وی میشود. آنچه را که مقامات دیپلماتیک دولت قبل درباره الزامهای سیاسی و دیپلماتیک ایالاتمتحده مورد تاکید و پافشاری قرار میدادند، هیچیک به لحاظ عرف دیپلماتیک، قوانین داخلی ایالاتمتحده و سنتهای کنش راهبردی آمریکا ماهیت واقعی نداشته است. طبیعی است که دیپلماتهای موجود نباید خود را درگیر دغدغههای ذهنی و انگارههای فراساختاری در روند دیپلماسی هستهای کنند. آنان باید به این موضوع واقف باشند که دیپلماسی هستهای همانند هرگونه توافق دیگری بدون همکاریهای چندجانبه و موازنه قدرت تداوم نخواهد یافت.
در فضای آنارشی سیاست بینالملل هر کشوری برای حداکثرسازی منافع خود تلاش میکند. بنابراین طبیعی به نظر میرسد که هنر دیپلماتیک ایرانی چه در دوران گذشته و چه در شرایط زمانی موجود معطوف به اتخاذ سازوکارهایی باشد که بازدارندگی لازم را در برابر ایالاتمتحده یا هر کشور دیگر فراهم سازد. به همان گونهای که قدرتهای بزرگ بازدارندگی همهجانبهای را در ارتباط با ایران فراهم کردهاند. ضرورتهای کنش همکاریجویانه میتواند به موازات سازوکارهای بازدارنده انجام پذیرد. نکته دومی که دیپلماتهای ایرانی باید به آن وقوف داشته باشند، آن است که الگوی کنش در توافق جدید باید ماهیت متوازن، مرحلهای و براساس سازوکارهای اقدام مشترک و متقابل باشد. اگر چنین ضرورتی مورد توجه قرار نگیرد، طبیعی است که در آن شرایط ایران نخواهد توانست موقعیت خود را در ارتباط با فرآیند دیپلماتیک موجود ارتقا دهد.
کنش متوازن و همکاریهای متقابل در شرایطی میتواند نتایج مطلوبی را برای هر یک از کشورها به وجود آورد که زمینه برای ایجاد ساختار با حق وتوی چند جانبه بهوجود آید. اگر هر یک از کشورها از چنین حقی محروم شوند، طبیعی است که سایر بازیگران از الگوهای محدودکننده دیگری بهره میگیرند. بنابراین الگوی کنش ایران بیش از آنکه در قالب ادبیات غیرواقعی و شعاری شکل گیرد، باید واقعیتها و ضرورتهای کنش متقابل، برنامههای متوازن و اقدام مرحلهای را در دستور کار قرار دهد. در آن شرایط امکان نیل به توافق نسبتا پایداری وجود خواهد داشت.
نکته آخر ارتباط مستقیم با نقش روسیه و چین در فرآیند دیپلماسی هستهای دارد، همکاریهای ایران و روسیه از این جهت اهمیت دارد که روسیه نقش هماهنگکننده و متوازنکننده سیاستهای ایران با قدرتهای بزرگ را عهدهدار شده است.
واقعیت آن است که روسیه در این فرآیند نهتنها یکی از اعضای مذاکرهکننده محسوب میشود، بلکه تلاش دارد تا از طریق سازوکارهای مربوط به مساعی جمیله زمینه دیپلماسی مبتنی بر حسن نیت و همکاریهای سازنده را فراهم آورد. نقش هماهنگکننده روسیه تاکنون منجر به ایجاد زمینههای کنش همکاریجویانه در روابط متقابل ایران و قدرتهای بزرگ شده است. به همان گونهای که جان کری در روند پیشین دیپلماسی هستهای به موازات وندی شرمن و موگرینی نقش تعادلبخش و هماهنگکننده مذاکرات را عهدهدار بودند، در این دوره از دیپلماسی هستهای نقش اولیانوف برجستهتر از سایر دیپلماتها است و این امر میتواند اطمینان خاطر بیشتری را برای آمریکا، اروپا، چین و حتی ایران بهوجود آورد. واقعیت آن است که چندجانبهگرایی در مذاکرات دیپلماتیک و در فرآیند دیپلماسی هستهای ایران با قدرتهای بزرگ میتواند نقش سازنده و موثری برای نیل به نتایج عینی و ملموس داشته باشد.
در نهایت باید به این موضوع اشاره داشت که دیپلماسی هستهای ایران اگرچه با وقفههایی همراه خواهد شد، اما روند همکاریهای ایران با قدرتهای بزرگ با توجه به نقش هماهنگکننده اولیانوف تاکنون زمینه نیل به نتیجه عینی را به وجود آورده است. در فضای موجود دیپلماسی هستهای نشانههایی از پیشرفت، حرکت به جلو، همکاریهای سازنده و احتمال وقوع وقفههای نگرانکننده وجود دارد؛ اما در عین حال باید به این موضوع اشاره داشت که سطح همکاریهای متقابل برای نیل به توافق نسبتا متوازن و متناسب با وزن مخصوص قدرت ملی و منطقهای ایران در ارتباط با موضوعات هستهای وجود دارد. در چنین شرایطی میتوان امید داشت که زمینه برای کاهش تحریمها و برداشتن مرحلهای برخی از تحریمهای تاثیرگذار در اقتصاد ملی ایران اجتنابناپذیر خواهد بود. واقعیت اقتصادی ایران در ماه مارس۲۰۲۲ کاملا متفاوت از روزهای پایانی دسامبر۲۰۲۱ خواهد بود.منبع: ابراهیم متقی دنیای اقتصاد
جنگ جهانی سوم در راه است
اسماعیل بشری در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون تاثیر رقابت واشنگتن – پکن بر مناسبات جهانی و تحولات منطقهای بر این باور است که چینی ها به دلیل پیاده کردن نوعی سیاست استعماری و استثماری جدید و مدرن در قرن ۲۱ و هزاره سوم عملاً با دست خود شرایطی را در جهان به وجود آورده اند که کشورها به جرگه غرب و حامیان آمریکا ملحق شوند. چون چین در هر کشور و منطقه ای که پا گذاشته است ابتدا با کمک های مالی و انسان دوستانه سعی می کند اعتماد آن کشور و ساختار سیاسی را به دست آورد. بعد با دادن وام های کلان عملاً آن کشور به قبضه چین در خواهد آمد. در این رابطه حتی برخی از جزایر آفریقا به صورت ۹۹ ساله به تملک چینی ها درآمده است. این شرایط سبب میشود که خود این کشورها برای فرار از سیاست استثماری و استعماری جدید و مدرن چین به دامان آمریکا پناه ببرند. با تداوم این شرایط طبیعی است که در کوتاه مدت و میان مدت کفه کشورهای حامی ایالات متحده آمریکا سنگینتر خواهد شد.
سیاست مهار چین توسط آمریکا عملاً سبب شده است که تمام تحولات جهانی و روابط بین الملل ذیل این نگاه راهبردی ایالات متحده قرار گیرد. از کشورهای آسیای جنوب شرقی تا آمریکای لاتین، آسیای و ...؛ در این بین بسیاری از کشورها یا به جبهه ایالات متحده برای مهار چین پیوسته اند و یا به عکس سعی می کنند از طریق تعمیق روابط خود با پکن، اهداف و منافع شان را پیش ببرند. اما به واقع سیاست مهار چین تا چه اندازه مناسبات جهانی را تحتالشعاع قرار داده است؟
به نظر میرسد با اوجگیری رقابت ایالات متحده آمریکا با چین در ابعاد مختلف از جنگ تجاری و اقتصادی گرفته تا درگیری های لفظی، تنش دیپلماتیک، دامن زدن به مناقشات مرزی و خط و نشان کشیدن های امنیتی، نظامی و اطلاعاتی تحولات و مناسبات جهانی را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است، به گونهای که پکن ذیل تحریکات و تحرکات واشنگتن در تایوان و در پی آن اعزام دهها جنگنده چینی به حریم هوایی این کشور (تایوان)، هشدار داد که هر زمان ممکن است جرقه جنگ جهانی سوم در این منطقه زده شود. حال به باور شما اوج گیری تنش دو ابرقدرت تا کجا ادامه خواهد یافت؟ آیا آن گونه که پکنی ها عنوان می کنند دامن زدن ایالات متحده بر رقابت فی مابین به جنگ جهانی سوم می انجامد؟
به نظر می رسد که اگر چه شرایط برای اوج گیری تنش ایالات متحده آمریکا و چین در ابعاد سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری و حتی امنیتی وجود دارد، اما به باور من در حوزه نظامی و دفاعی در کوتاه مدت و میان مدت شاهد جنگ بین دو کشور نخواهیم بود. به هر حال اقتضائات تجاری و مسائل مربوط به جنگ نظامی، آن هم دو ابرقدرت یعنی چین و ایالات متحده آمریکا متفاوت از اقتضائات کشورهای میانی یا خُرد در مناسبات جهانی است. چون هرگونه اقدام و واکنش واشنگتن و پکن تبعات بسیار زیادی بر امنیت، اقتصاد، دیپلماسی و مسائل نظامی جهانی دارد. بنابراین دو کشور اگرچه سعی دارند در بسیاری از مقاطع همدیگر را به چالش بکشند، ولی به نظر میرسد این چالش، تحریکات، درگیری و تنش بین دو طرف به نوعی مدیریت شده خواهد بود.
حتی در صورت تحریک خط قرمز پکن یعنی تمامیت ارضی و نفوذ واشنگتن در تایوان، هنگ کنگ و ...؟
در یک نگاه کلان واقعیت آن است که کشورهای آسیای جنوب شرقی از کره جنوبی، ژاپن، تایوان و فیلیپین گرفته تا کره شمالی، ویتنام، سنگاپور، مالزی و ...، خلاصه همه بازیگران این منطقه اکنون در یک وضعیت دوگانه بین ایالات متحده آمریکا و چین قرار گرفتهاند که یا باید مانند کره شمالی خود را وابسته به پکن بدانند و یا مثل کره جنوبی، ژاپن، تایوان و ... به جبهه آمریکا ملحق شوند. در این بین ایالات متحده با حضور دیگر کشورهای غربی مانند انگلستان، فرانسه و استرالیا (که تلاش دارد طی چند سال آینده به قدرت بزرگ نظامی در جهان بدل شود) به دنبال پوست اندازی در اقتضائات نظامی، امنیتی و دفاعی منطقه آسیای جنوب شرقی است.
پس در سایه این پوست اندازی احتمال وقوع جنگی حتی در مقیاس جهانی بین دو ابر قدرت وجود دارد؟
خیر چون این پوست اندازی الزاماً به معنای وقوع جنگ جهانی نیست. بله امکان دارد که ذیل این پوست اندازی امنیتی، نظامی و دفاعی در آسیای جنوبی شرقی با تمرکز روی کشورهای پیرامونی چین به واسطه نفوذ و تحریکات ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای نادیده گرفتن تمامیت ارضی چین، شرایط این منطقه بسیار شکننده، ملتهب و حساس شود، اما همانگونه که اشاره کردم و دوباره بر آن تاکید می کنم واشنگتن و علی الخصوص پکن سعی می کنند وضعیت را مدیریت کنند، چون اگر نهایتاً این تنش ها به جنگ بین دو کشور ختم شود علاوه بر درگیر شدن اقتصاد دو طرف قطعاً مناسبات جهانی به طور کامل درگیر این جنگ خواهد شد و عملا روابط بین الملل تحت الشعاع این امر قرار خواهد گرفت. بنابراین پکن و واشنگتن حتی المقدور سعی میکنند تنش به صورت مدیریت شده پیش رود. در این بین چین بیشتر از ایالات متحده آمریکا سعی دارد که سیاست مدارا، مماشات و سکوت را پیش بگیرد.
مرز این مدارای پکن با تحریکات واشنگتن و دامن زدن بر آتش تنش ها کجاست؟ آیا این مماشات چینی ها تا مرز نادیده گرفتن تمامیت ارضی اش به واسطه نفوذ ایالات متحده آمریکا در مناطقی مانند تایوان و هنگ کنگ و ... هم ادامه پیدا خواهد کرد؟
ببینید اولویت چین آن است که سطح و تراز تجاری و اقتصادی خود در جهان را تقویت کند، لذا پکن حتی المقدور سعی می کند که این راهبرد مهمش به واسطه برخی تحریکات ایالات متحده آمریکا در کشورهای پیرامونی خدشه دار نشود. بله چین به خوبی بر این امر واقف است که واشنگتن سعی میکند که از طریق پوست اندازی امنیتی، نظامی و دفاعی در آسیای جنوب شرقی به خصوص در کشورهای پیرامونی چین، مناسبات تجاری و نفوذ اقتصادی پکن را در منطقه و جهان با چالشهای متعددی روبه رو کند، چون مهمترین و جدی ترین دشمن رشد اقتصادی و توسعه تجاری در هر منطقه و کشوری ایجاد یک فضای ملتهب، حساس و شکننده امنیتی و نظامی است. یعنی بزرگ ترین دشمن توسعه اقتصادی و تجاری ناامنی است. بنابراین چینی ها سعی می کنند با یک هوشمندی سیاسی و دیپلماتیک عملاً راهبرد آمریکا در خصوص برهم زدن موازنه امنیتی در منطقه را مدیریت کنند. بنابراین اگرچه نفوذ آمریکا در هنگ کنگ، تایوان و کشورهای دیگر جزو خط قرمز پکن در خصوص نادیده گرفتن تمامیت ارضی این کشور تلقی می شود، اما چین سعی میکند ضمن دادن پاسخ مقتضی و واکنش لازم با هدف حفظ تمامیت ارضی از دامن زدن به اختلافات و شکننده تر کردن وضعیت منطقه جلوگیری کند.
به فرانسه، انگلستان و استرالیا اشاره کردید. در این راستا به نظر می رسد بعد از پیمان اوکاس شرایط برای نقش آفرینی پاریس در مهار چین دیگر مهیا نیست، خصوصاً اینکه هنوز گسل دیپلماتیک پیش آمده بین پاریس با واشنگتن و کانبرا هنوز ترمیم نشده است و برخی معتقدند این گسل دیپلماتیک قطعاً بر مناسبات تجاری، اقتصادی و حتی همکاری های دفاعی فرانسه با ایالات متحده و حتی ناتو هم اثر خود را خواهد داشت؟
اگرچه بعد از انعقاد پیمان آوکاس شرایط برای تداوم روابط گرم و حسنه فرانسه با ایالات متحده آمریکا وجود ندارد، اما به نظر می رسد که در کوتاه مدت این گسل ترمیم خواهد شد و روابط دو طرف دوباره به سطح قبل باز خواهد گشت. به هر حال نباید فراموش کرد که دو کشور فرانسه و ایالات متحده آمریکا از نظر تاریخی به خصوص که دو کشور در دو مقطع جنگ های استقلال طلبانه آمریکا و جنگ جهانی دوم کمک های شایانی به هم کردند. این مهم موتور محرکه تداوم و تعمیق روابط دو کشور بوده است. لذا واشنگتن و پاریس این توان را دارند که سردی روابط را کنار بگذارند. ضمن اینکه اگرچه در وهله اول به نظر می رسد که در سایه لغو قرارداد خرید زیردریایی توسط استرالیا از فرانسه شاهد شکاف روابط و سردی مناسبات بین کاخ الیزه با کاخ سفید هستیم، اما در یک نگاه عمیق تر دلیل این وضعیت و ناراحتی فرانسوی ها آن است که چرا ایالات متحده نقش جدی به پاریس در مهار چین نداده است و عملاً پیمان آوکاس با حضور انگلستان، آمریکا و استرالیا بدون نقش آفرینی فرانسه بسته شده است. به هر حال فرانسه به عنوان جبهه و پیشانی تحرکات سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و دفاعی اتحادیه اروپا به شدت تمایل دارد در عمده تحولات جهانی نقش جدی ایفا کند، آن هم در رقابت بین دو ابر قدرت جهانی. با همه این اوصاف نکته مهمتر اینجاست که به نظر می رسد راهبرد مهارت چین برای کشورهای غربی و به خصوص ایالات متحده آمریکا از آن درجه از اهمیت برخوردار است که علاوه بر ناتو، کشورهای اروپایی و کشورهای آسیای جنوبی شرقی با محوریت کشورهای پیرامونی چین سعی شده است استرالیا هم با تقویت و تجهیز نیروی نظامی و دفاعی وارد جرگه کشورهای مهار کننده چین شود.
اگر بخواهیم از کشورهای آسیای جنوب شرقی عبور کنیم و دیگر مناطق جهان را به واسطه تقابل آمریکا با چین را مورد ارزیابی قرار دهیم به نظر می رسد که همه کشورها با شدت و ضعف تحت تاثیر درگیری دو ابرقدرت قرار گرفته اند، از آمریکای لاتین و آفریقا تا آسیای میانه و .... حال در یک نگاه کلی و کلان کفه کشورهای حامی آمریکا سنگین تر است یا چین؟
در پاسخ دقیق باید عنوان کرد که چینی ها به دلیل پیاده کردن نوعی سیاست استعماری و استثماری جدید و مدرن در قرن ۲۱ و هزاره سوم عملاً با دست خود شرایطی را در جهان به وجود آورده اند که کشورها به جرگه غرب و حامیان آمریکا ملحق شوند. چون چین در هر کشور و منطقه ای که پا گذاشته است ابتدا با کمک های مالی و انسان دوستانه سعی می کند اعتماد آن کشور و ساختار سیاسی را به دست آورد. بعد با دادن وام های کلان عملاً آن کشور به قبضه چین در خواهد آمد. در این رابطه حتی برخی از جزایر آفریقا به صورت ۹۹ ساله به تملک چینی ها درآمده است. این شرایط سبب میشود که خود این کشورها برای فرار از سیاست استثماری و استعماری جدید و مدرن چین به دامان آمریکا پناه ببرند. با تداوم این شرایط طبیعی است که در کوتاه مدت و میان مدت کفه کشورهای حامی ایالات متحده آمریکا سنگینتر خواهد شد.
اگر بخواهیم تمرکز جدی روی منطقه خودمان یعنی خاورمیانه و آسیای غربی داشته باشیم به نظر میرسد که تحریکات و تحولات سالهای اخیر در این منطقه هم میتواند تحت تاثیر تقابل آمریکا و چین قرار گیرد. در همین راستا بسیاری معتقدند که روی کار آمدن دونالد ترامپ و تداوم سیاست خروج نظامی آمریکا از منطقه غرب آسیا توسط رقیبش یعنی جو بایدن عملاً با این هدف صورت گرفته است که کاخ سفید تمرکز جدی روی تقابل چین داشته باشد. بنابراین سعی شده است با توافقاتی مانند پیمان ابراهیم روابط کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با اسرائیل بیش از پیش تعمیق پیدا کند. در کنار آن نیروهای نظامی آمریکا از غرب آسیا خارج شوند. نوعی مدیریت دیپلماتیک در خصوص ایران اجرا شود تا با حل و فصل پرونده فعالیت های هسته ای، احیای برجام، احیای روابط ایران با برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، رفع نگرانیها بابت توان دفاعی و نفوذ منطقه ای تهران، عملا تمام تمرکز، انرژی و نگاه آمریکا معطوف به آسیای جنوب شرقی و مهار چین شود. بنابراین خاورمیانه دیگر آن اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سابق را ندارد. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
واقعیت این است که با آغاز هزاره سوم ایالات متحده آمریکا اولویت راهبرد سیاست خارجی خود را مهار چین قرار داد. اگرچه بعد از یازدهم سپتامبر دولت بوش پسر با لشکر کشی به افغانستان و خصوصا عراق تا چند سال مرکز ثقل نگاه سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک جهانی را روی خاورمیانه قرار داد، اما به موازات آن طی تمام این سال ها کاخ سفید از هیچ تلاشی برای مهار چین هم دریغ نکرده است. ولی بعد از روی کار آمدن باراک اوباما و بعد از آن دونالد ترامپ و اکنون جو بایدن محوریت راهبردی کاخ سفید فقط و فقط مهار چین است. بنابراین بخشی از هرگونه تحرک، اتفاق، تصمیم، جنگ، صلح، توافق و ... در منطقه می تواند به دلیل تاثیرات سیاست مهار چین توسط آمریکا باشد. اما در خصوص اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک منطقه غرب آسیا به خصوص خلیج فارس باید عنوان کرد که کماکان این اهمیت راهبردی برای این منطقه وجود دارد، چون چین به عنوان یکی از مهمترین وارد کنندگان انرژی کماکان عمده نیازهای خود برای تامین سوخت و خرید نفت خام را از خاورمیانه، خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان تامین می کند. بنابراین حتی اگر آمریکا بخواهد تمرکز خود را روی منطقه آسیای جنوب شرقی و مهار چین قرار دهد، بخشی از این مهار باید در جغرافیای آسیای غربی با تمرکز روی خلیج فارس و تنگه هرمز صورت بگیرد. پس می بینید که خاورمیانه کماکان اهمیت خود را دارد. البته به دلیل سیاست مهار چین ما شاهد یک دوگانگی در میان کشورهای منطقه خوارمیانه هستیم که سعی میکنند یا به جرگه ایالات متحده آمریکا بپیوندند و یا چین، اما نکته مهم اینجاست که عملا نوع هوشمندی و انعطاف سیاسی در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس شکل گرفته است که سعی می کند علاوه بر پیگیری روابط خود با آمریکا، مناسبات تجاری هم با چین برقرار کنند. متاسفانه در این بین ایران به دلیل سیاست بسته عملاً همه تخم مرغ های خود را در سبد چین قرار داده است. لذا از هم اکنون باید خود را مهیای همان سیاست استثماری و استعماری نوین چینیها کند که قبلاً به آن اشاره کردم. از طرف دیگر شما به پیمان ابراهیم اشاره داشتید. پیرو این مهم ما شاهد اجرای نوعی سیاست دکترین نیکسون هستیم. یعنی زمانی که آمریکا سعی کرد از ویتنام خارج شود عملاً مدیریت منطقه را به چینیها یعنی رقیب اتحاد جماهیر شوروی سپرد، به موازات آن سعی شد مدیریت منطقه خاورمیانه هم به ایران و عربستان سعودی به عنوان ژاندارم منطقه سپرده شود تا عملا اطمینان ایالات متحده آمریکا بایت این مناطق راحت باشد. اکنون واشنگتن با قراردادهای تسلیحاتی با کشورهای حاشیه خلیج فارس و انعقاد توافقاتی مانند پیمان ابراهیم سعی دارد که دوباره امنیت منطقه را به خود کشورهایی حاشیه خلیج فارس بسپارد تا امنیت اسرائیل به امنیت این کشورها گره بخورد که در نهایت تمرکز جدی تری روی آسیای جنوب شرقی و مهار چین داشته باشد. مضافا شما به مسئله خروج آشفته آمریکا از افغانستان اشاره کردید. قطعاً این مسئله با هدف ایجاد ناامنی، هم برای چین، هم برای روسیه و هم برای ایران ذیل احیای حکومت طالبانی در دستور کار است. اگرچه طالبان صراحتا عنوان داشته است که قصدی برای ایجاد ناامنی برای همسایگان افغانستان ندارد، اما مطمئنا در میان مدت شاهد پوست اندازی و نشان دادن چهره واقعی حکومت طالبانی خواهیم بود که به ایجاد ناامنی های برای ایران منجر خواهد شد. هر چند که از همین الان هم با وقوع برخی اتفاقات مانند دو انفجار در قندوز و قندهار نشانههای این سیاست وجود دارد. در عین حال نباید فراموش کنیم که طالبان یک گروه یکدست، همگن و متحد نیست، بلکه جریان های رادیکال تری وجود دارد که دشمنی جدی با جمهوری اسلامی ایران دارد. اینجاست که احیای حکومت طالبانی توسط آمریکا یعنی یک تیر و چند نشان زدن است.
چون احیای طالبان یعنی ایجاد ناامنی برای ایران، روسیه، چین و شکست کلان پروژه یک کمربند - یک جاده.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
![]()
اولین تصمیم رئیسی برای یارانه نقدی در سال ۱۴۰۰
حجت الاسلام رئیسی ، رئیس جمهور منتخب کشورمان در مصاحبه های تبلیغاتی خود درباره برنامه خود برای یارانه نقدی توضیحاتی ارائه داد.
یارانه نقدی یکی از مهم ترین کارها در دولت ها است که توسط محمود احمدی نژاد این طرح آغاز شده که در دولت روحانی هم اجرا شد و همه به دنبال این هستند که در دولت رئیسی تکلیف یارانه نقدی چه می شود.
حجت الاسلام ابراهیم رئیسی افزود: به ازای هر یک از اعضای خانوار در سه دهک اول ۲۰۰ هزار تومان و دو دهک بعدی ۱۵۰ هزار تومان اعتبار ماهیانه تخصیص مییابد.
وی در ادامه گفت: اعتبار معیشت، قرض الحسنه با کارمزد ۲% است و بازپرداخت آن زمانی است که خانوار درآمد کافی برای پرداخت اقساط را داشته باشد. این اعتبار برای خانوارهایی که توانایی بازپرداخت اقساط را نداشته باشند، بلاعوض خواهد بود.
رئیسی خاطر نشان کرد: همه با کارت های نقدی بانکی کار کردهایم، با کارت نقدی شما میتوانید به اندازه موجودی حساب بانکی خود خرید کنید. با کارت اعتباری شما بدون داشتن پول به اندازهای که اعتبار دارید، خرید کرده و پولش را بعدا پرداخت میکنید.
وی یادآور شد: تا کنون کارت های اعتباری در ایران در سطح بسیار محدودی صادر شدهاند، با این طرح ۵۰ درصد از خانوارها صاحب کارت اعتباری میشوند.
رئیسی افزود: از آذر ماه امسال، مدیریت زنجیره تامین کالاهای اساسی نیز اجرایی شده و نیازهای مردم با اطمینان و قیمت مناسب تامین خواهد شد.
وی گفت: با یارانههایی که هم کنون خانوارها دریافت میکنند، کارت اعتباری که امکان خرید را فراهم میکند و مدیریت زنجیره تامین کالاهای اساسی که قیمت و موجودی کالا در بازار را کنترل میکند، «حداقل معیشت برای همه ایرانیان» فراهم خواهد شد.
حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رییسی در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما درباره برنامه اش برای یارانه ها گفت:
موضوع یارانه ها مهم است و باید پرداخت شود و پرداخت هم می شود و ما هم تصمیمان این است که پرداخت کنیم ولی باید عادلانه پرداخت شود.
رییسی افزود: از محورهای مهم دستور کارمان اجرای عدالت است و ظرفیت ها و امکانات کشور به همه باید اختصاص یابد.
وی افزود: مطابق قانون هدفمندکردن یارانه ها باید صورت گیرد.
رییسی تاکید کرد: باید دولت پشت ویترین باشد و تصمیم گیران و مردم و ... در جریان باشند و اعتماد مردم را افزون می کند.
رییسی گفت: موضوع ما این است که یارانهها باید به صورت عادلانه تخصیص یابد برخی یارانه ها آشکارا و برخی دیگر پنهان هستند و ما خانواده هایی داریم که در روستا زندگی می کنند خودرو ندارند و از همین روی از یارانه سوخت استفاده نمیکنند و به همین دلیل یارانه باید به صورت عادلانه تخصیص یابد.
وی تصریح کرد : مردم باید عدالت را حس کنند و یارانه ها اینگونه به مردم داده شود، ۳۵ درصد از خزانه دوم دولت باید به بهرهبرداری از تولید تخصیص یابد و موضوع مطابق با قانون هدفمند کردن یارانهها است و آنچه که ما اطلاع داریم بخشی که باید به تولید تخصیص یابد آنچنان که باید برای حمایت از تولید خرج نشده و بنای ما این است که این ۳۵ درصد برای افزایش بهرهوری از تولید خرج شود.
رئیسی با بیان اینکه دخل و خرج باید مشخص شود، اظهار کرد : دخل و خرج یارانهها باید کاملاً مشخص باشد و ما به شفاف سازی در دولت اعتقاد داریم یعنی مردم و نخبگان و تصمیمسازان باید از آنها آگاه باشند زیرا این موضوع جلوی تخلفات را میگیرد و اعتماد مردم را نسبت به دولتمردان افزایش میدهد.
کاندیدای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ادامه داد: به اعتقاد بنده خزانه دوم باید کاملاً مشخص باشد یعنی جایی که منابع مردم از آن تامین میشود زیرا حسابی جداگانه است که بخشی از آن برای حامل انرژی و بخشی دیگر برای تولید است.
رئیسی درباره این شفافیت گفت: در این صورت مردم متوجه میشوند که یارانه ها کجا استفاده شده است.
وی در پاسخ به این سوال که برای عادلانه کردن یارانهها مخصوصاً یارانههای سوخت چه برنامهای وجود دارد ؟ تصریح کرد: قیمتهای سوخت متفاوت است و عدهای مصرف بالایی دارند و عده ای دیگر مصرفی در سوخت ندارند و باید در این حوزه ساز و کاری اندیشید.
رئیسی ادامه داد : آنچه که مسلم است باید در این حوزه تصمیم گیری شود و بگوییم هر فردی در سوخت سهم دارد و کسی که خودرو ندارد بتواند پول این سوخت را دریافت کند زیرا آنها هم از این موهبت الهی سهم دارند و من معتقد هستم باید در این حوزه تصمیمگیری شود.
رئیسی تصریح کرد : ارز ۴۲۰۰ تومانی باید با نظارت کامل از باب اشراف دولت به مردم داده میشد اما این اتفاق رخ نداد اما راه حل این است که مبلغ به جای آنکه به واردکننده داده شود به مصرفکننده تخصیص یابد و راه خود را به سفره مردم پیدا کند. یا باید دولت به کالا و پول اشراف کامل داشته باشد یا باید به مردم داده شود تا آنها این موضوع را در سفرههای خود احساس کنند.
رئیس قوه قضائیه در باره مدیریت زنجیره تامین و تولید کالا به ویژه کالاهای اساسی گفت: در حال حاضر این زنجیره وجود ندارد و دلالان در آن دست می برند و گاهی اوقات کالا در گمرک ها میماند و باید به این سوال پاسخ داد لذا مسئله نظارت از جمله مهمترین اقداماتی است که باید حتماً در کشور انجام شود.
این کاندیدای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد : دولت وظیفه هدایتی، حمایتی و نظارتی دارد و هر زمان که دولت این وظایف را انجام ندهد ما با مشکل مواجه خواهیم شد؛ لذا ایجاد اشتغال و افزایش درآمد مردم کمک میکند و دولت باید اقداماتی انجام دهد تا هزینه مردم کاهش یابد و سفره و معیشت مردم دغدغه ما است.
اولین اقدام دولت رئیسی برای رفع بیکاری
وی در پاسخ به سوالی که بیکاری درباره فارغ التحصیلان موضوعی جدی است و حدود ۴۰ درصد آنها بیمار هستند آیا دولت شما برنامه ای برای اشتغال دارد؟ گفت:برای اشتغال زائی اول از هر چیزی باید تولید افزایش یابد و ساز و کارهای بازار کاری باید اصلاح شوند. بانک های اطلاعاتی به ما کمک می کنند تا متوجه شویم که کار کجا وجود دارد و در حوزه کار و کارگری باید اطلاعاتی را به دست آوریم.
این کاندیدای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری درباره ظرفت تولیدی کشور گفت: به جرات میگویم که ۴۰ درصد ظرفیت تولیدی کشور معطل است و اول نشست های بنده در تمامی استانها با کارآفرینان، کارگران و سرمایه داران است و کارخانه های بسیاری وجود دارد که بانکها آنها را به تملک خود در آوردند و در شان را بسته اند و این تبدیل به سرمایه برای بانکها شده است، اما خط تولیدی وجود ندارد و سوال جدی از دولت این است که چرا حساسیتی جدی از خود در این حوزه نشان نمیدهد.
رئیسی ادامه داد: جوانان عزیز ما اکنون بیکار هستند اما ۴۰ درصد تولید تعطیل است و ما اقتصاد های متعدد در تمامی حوزهها داریم و این ها می توانند اشتغال زایی داشته باشند.
وی در پاسخ به سوالی که چه تعداد شغل در مدت چهار سال برای جوانان ایجاد می کنید؟
تصریح کرد: نگاه بنده اجرایی است و به دنبال کاهش میزان بیکاری هستیم.
وی درباره ساماندهی در بورس گفت: در این حوزه به مردم آگاهی داده نشد و مردم به بورس هجوم آوردند و پس از این کار اقداماتی که باید صورت میگرفت اجرایی نشدند و بورس ساز و کار اجرایی دارد اما چرا آنها وظایف خود را انجام ندادند؟
رییسی تصریح کرد : سامانههای نظارتی در بورس وجود داشت؛ اما انجام نشد. مردم با اعتماد به دولت مبنی بر آنکه او در حال کنترل است وارد بورس شدند اما سوال مهم تر این است که آیا کسری بودجه دولت باید از بورس تامین شود؟ یکی از منابع مهم تامین پول در کشور بورسها هستند اما اگر این پولها وارد تولید میشد ما این مشکلات را نداشتیم و نباید اجازه داد بورس دچار چنین نوساناتی شود.
وی با بیان اینکه ما به دنبال صندوق بیمهای و جبران خسارت هستیم افزود: دولت باید برای جبران خسارت مردم عزیزی که به شرکت در بورس دل بسته بودند وارد عمل شود و ما این کار را انجام میدهیم و مردم باید در این زمینه اعتماد کنند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

یک کارشناس: توافق در وین بدون تعیین تکلیف افایتیاف ثمر چندانی ندارد
نگاه مثبت بازارها به مذاکرات وین
قیمت دلار از بیست هزار تومان کمتر میشود؟
برداشته شدن تحریم ها، این هدفی است که ایران از مذاکرات وین دنبال می کند و اعلام رسمی رییس جمهور نیز حاکی از ان است که گام هایی مثبت در این حوزه برداشته شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرانلاین، مذاکرات وین در حالی جریان دارد که منتقدان و مخالفان داخلی این روزها صدایشان را بسیار بلندتر از همیشه به گوش می رسانند . از سوی دیگر در عرصه بین المللی نیز این ذاکرات مخالفانی جدی دارد . شاید از این روست که محمد واعظی تاکید کرده است امر مذاکرات کاری بسیار پیچیده است .
هر چند این اولین باری نیست که ایران پای مذاکره با قدرت های جهانی می نشیند ، اما نقطه کنونی ، نقطه ای حساس از پس تشدید تحریم های امریکا علیه ایران تلقی می شود .
سه سال بسیار سخت بر اقتصاد ایران گذشته است و حالا عادی سازی فضای اقتصادی ایران جدا از نتیجه مذاکرات وین، به نتیجه مذاکرات مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص تصویب لوایح مرتبط با اف ای تی اف و پیوستن به این کنوانسیون گره خورده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند لغو تحریم ها اگر با عادی سازی وضعیت مراودات بانکی ایران همراه نباشد، دستاورد چندانی برای ایران ندارد چرا که وصول مطالبات ایران همچنان از طریق مجاری رسمی و شبکه بانکی ناممکن باقی خواد ماند.
کمیل طیبی،کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین با تاکید بر اینکه ماهیت مذاکرات وین اثرات اقتصادی ایجاد میکند، گفت: در واقع بحث بر سر لغو تحریمها است و این تحریمها بر شاخصهای اقتصادی مثل جریان مالی، سرمایهگذاری و صادرات اعمال شده است.
وی افزود: بنابراین این مذاکرات باید به عنوان یک عامل تشویقی برای جذب سرمایهگذاری و ایجاد بازارهای هدف صادراتی باشد. چنین هدفی امکان پذیر است و باید یک دیپلماسی سیاسی باشد و یک دیپلماسی اقتصادی در کنار هم اجرا شود. در این مورد تجربه کمتری را در برجام داشتیم. این امر زمانبر به نظر میرسد ولی ارائه نقطه نظرات و ارائه پتانسیلهای اقتصادی که میتوان در چهارچوب مذاکرات معرفی شود بسیار کمک کننده است.
طیبی با اشاره به اثرات کوتاه مدت این مذاکرات بر بازارهای مهم ایران گفت: در شرایطی که مذاکرات در جریان است، در حال حاضر شاهد آن هستیم که آرامش نسبی در بازارهای مختلف به ویژه بازارهای مالی مثل ارز و سکه و طلا ایجاد شده است. تجربه نشان داده است که در گذشته وقتی تحریمها شدت پیدا میکرد و تنشها زیاد میشد بالافاصله در بازاری مثل بازار ارز منعکس میگردید و در نتیجه میتوان چنین برداشت کرد که بازار تاثیر مثبتی از این مذاکرات گرفته و به آینده آن خوشبین است.
طیبی در پاسخ به این سئوال که در شرایط کنونی توافق در وین تا چه میزان می تواند قیمت ارز را تحت تاثیر قرار دهد؟گفت: قیمت ارز نمیتواند به زیر ۲۰ هزار تومان برسد، زیرا که اقتصاد خودش را با این شرایط تطبیق داده است. همین که ثباتی در بازار ارز به وجود بیاید کانال های اقتصادی نسبت به تطبیق خودشان اقدام می کنند و در نتیجه در یک نقطه تعادلی قرار میگیریم . در این حالت اقتصاد هم برای تامین منابع ارزی و هم ثبت عرضه و تقاضا به تعادل دست پیدا میکند.
وی افزود: باید توجه داشت که هزینههای تولید خیلی از صنایع و بنگاهها با ارز بالای بیست هزار تومان تطبیق یافته و بعید است کاهش آنچنانی ددر نرخها رخ دهد.
وی افزود: از سوی دیگر تعدیل نوسانات و ثباتی که به وجود آمده باعث کاهش ریسک سرمایه گذاری در اقتصاد کشور میشود و نقش بازار سازها و عوامل واسطهای در بازار ارز را کمرنگتر میکند.
این اقتصاددان بیان کرد: اگر این توافقات به سرانجام خوبی برسد میتوان انتظار داشت که اقتصاد ایران در بلندمدت در شرایط عادی قرار گیرد و با پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی، توسعه صادرات، تجارت در خدمات، جذب گردشگر، برقراری روابط بین بانکی اتفاق بیفتد و در نتیجه با حصول این شرایط در بلندمدت رشد اقتصادی کشور مثبت میشود.
شرط اثرگذاری لغو تحریمها چیست؟
طیبی با اشاره به این که دستیابی به توافق در مذاکرات وین و اف ای تی اف لازم و ملزوم یکدیگر هستند، گفت: باید به این موضوع توجه داشت که تا زمانی که ایران عضو اف ای تی اف نباشد یا به عبارت دیگر در لیست سیاه اف ای تی اف قرار گیرد، ارتباط با ایران برای تمامی طرف های تجاری و شرکای اقتصادی هزینهبر میشود.
وی در توضیح این مطلب افزود: مطمئنا قرارگیری در لیست سیاه افایتیاف دست شرکتها و سرمایهگذاران خارجی و به طور کلی مراکز مالی را میبندد. در این صورت حتی اگر تحریمها لغو شود به دلیل خودتحریمی ناشی از نپیوستن به اف ای تی اف ، نمی توانیم شرایطی نرمال داشته باشیم.
این اقتصاددان بیان کرد: بالاخره اقتصاد کشور در بیماری به سر میبرد و درگیر تورم، رکود، نابهسامانی در فضای کسب و کار و از دست دادن شرکای تجاری بوده است. نقش لغو تحریمها در رشد اقتصادی بی تاثیر نیست اما منوط بر این است که یکپارچگی در مدیریت اقتصاد کشور اتفاق بیفتد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

فوری / توافق ایران و آمریکا با مذاکرات غیرمستقیم برای برجام
ایران و آمریکا بر سر مذاکره غیرمستقیم برای بازگشت دو جانبه به برجام به توافق رسیدند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد برای شرکت در مذاکرات با شرکای اروپایی، چین و روسیه برای مشخص کردن موضوعات مربوط به بازگشت متقابل به برجام است، موافقت کردهایم.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، تیم آمریکایی گفت درباره مذاکرات غیرمستقیم برای احیای توافق هسته ای ایران موافقت کردهایم. ما معتقدیم که نشست وین یک گام رو به جلو است.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا علاوه بر تایید برنامه این کشور برای مذاکره غیرمستقیم با ایران،گفت ما فعلا انتظار گفتوگوی مستقیم با ایران را نداریم اما آمریکا آمادگی خود را برای برقراری ارتباط مستقیم با ایران ابراز میکند. موضوعات اصلی برای بحث شامل مراحل مورد نیاز ایران برای بازگشت به توافق است.
اصلی ترین موضوعات مورد بحث شامل مراحل کاهش تحریم ها علیه ایران است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
چراغ سبز بایدن به برجام
روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: خوشبینیای که از زمان کاندیداتوری جو بایدن برای ریاست جمهوری امریکا و براساس اظهارات او و اطرافیانش درباره بازگشت امریکا به برجام شکل گرفته بود با استقرار رئیس جمهوری جدید ایالات متحده در کاخ سفید نه تنها کم نشده بلکه رو به افزایش است.
عبدالرضا فرجیراد کارشناس ژئوپلیتیک، یکشنبه پنجم بهمن با درج یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: رئیس جمهوری جدید امریکا چه در انتصاب همکارانش و چه با فرمانی که در نخستین روزهای کاریاش برای بازبینی تأثیر تحریمهای خارجی بر مبارزه کشورها با کرونا صادر کرد، سعی کرده است تا چراغ سبزهای مکرری را به طرفهای برجام و بویژه دولتمردان ایران نشان دهد. در مورد چرایی انتخاب افرادی مانند «تونی بلینکن» وزیر خارجه و «وندی شرمن» معاون او یا «رابرت مالی» به عنوان نماینده ویژه در امور ایران و برخی منتخبان سمتهای دیگر که هر یک به نوعی با مذاکرات هستهای و برجام مرتبط بودهاند...
باید گفت که به نظر میرسد نیت اصلی این بوده است که از هدر دادن وقت و انرژی دولت در راه بازگشت به برجام جلوگیری شود. زیرا انتصاب هر فرد غیر آشنا به موضوعی که دارای پروندهای با هزاران صفحه مستندات است میتوانست موضوع را تا حدود زیادی به تعویق بیندازد. تا این لحظه هم شاهد بودهایم که چهرههایی مانند وندی شرمن و رابرت مالی یا «جنت یلن» وزیر خزانهداری موضعگیریهای مثبتی داشتهاند که در آن بازگشت به برجام را پایه و مقدمه کار با ایران عنوان کرده و از مطرح کردن هرگونه پیش شرطی در اینباره اجتناب کردهاند.
در مورد فرمان بازبینی تأثیر تحریمهای خارجی بر مبارزه کشورها با کرونا نیز به جد معتقدم این فرمان اگرچه برای جلوگیری از واکنشهای منفی احتمالی کنگره و سنای امریکا بهطور عام در مورد همه کشورهای تحت تحریم صادر شده اما چراغ سبز ویژهای است به ایران. بعید میدانم دولت بایدن دلش برای کره شمالی بسوزد یا نگران مسائل کشور چین باشد که در مقابل کرونا نه تنها آسیب کمتری دید بلکه به رشد اقتصادی بیشتر در همین فرصت دست یافت. از این حیث معتقدم این فرمان و اجرای آن و تصمیم دولت امریکا برای جلوگیری از تأثیر تحریمها بر مواجهه دولت ایران بر همهگیری کرونا میتواند گام نخست و مثبتی باشد که در مسیر حل دیگر مسائل برداشته میشود.
بنابراین در مجموع معتقدم که برخلاف برخی پیشبینیها پروسه بازگشت امریکا به برجام پروسه طولانی نخواهد بود. آنها میدانند که ایران با تمام قدرت مشغول غنیسازی ۲۰ درصدی است و دولت ایران موظف به اجرای باقی بندهای مصوبهای است که مجلس تصویب کرده و برای پایبندی ایران به باقیمانده تعهدات برجامی ضربالاجل تعیین کرده است. بیشک دولت بایدن میداند که بیتوجهی به وجود چنین فشارهایی کار را برای همه طرفین سختتر خواهد کرد. از سوی دیگر شاهد آن هستیم که کشورهای مخالف برجام در منطقه و گروههای مخالف در داخل امریکا لابیگریهای خود را با نمایندگان کنگره و سنا برای اعمال کارشکنی در این روند آغاز کردهاند.
با این حال به نظر میرسد امریکا نمیتواند بازگشت به برجام را پیش از انجام رایزنیهایی با طرفهای اروپایی خود و حتی چین و روسیه عملیاتی کند. رایزنی نکردن واشنگتن با همپیمانان اروپاییاش میتواند حتی به کارشکنیهایی از طرف خود اروپاییها هم منتهی شود هرچند شاهد آن بودهایم که «ژوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اینباره موضع سازندهای گرفت و در توصیهای به دولت جدید امریکا خواستار صرفهجویی در زمان برای بازگشت این کشور به برجام شد.
اما به هر حال امریکا لاجرم از رایزنی با اروپاییها است و در مقابل به نظر میرسد دیپلماسی ایران نیز باید علیرغم رخوت بهوجود آمده بر اثر بدعهدی اروپاییها در تعهدات برجامیشان یک بار دیگر دیپلماسی فعالی را با اروپاییها پیش بگیرد و در رایزنیها به نزدیک کردن نظرات و پیشبینی راهحلهای ضروری بپردازد. زیرا اروپا با وجود دولت بایدن که خود چهار سال منتقد سیاستهای ترامپ و خروج او از برجام بوده دیگر بهانهای از جنس مجازات شرکتها و بانکهای اروپایی از سوی امریکا ندارد. بنابراین انجام گفتوگوهای رودررو با طرفهای حاضر در برجام بهجای موضعگیریهای رسانهای میتواند سازندهتر باشد.
در مجموع پیشبینی که میتوان از تحولات پیشرو داشت این است که در روزهای آتی بعید است شاهد اعمال تحریمهای جدید علیه ایران یا اعمال سختگیریهای تحریمی علیه شرکتهایی باشیم که میخواهند با ایران کار کنند. برعکس احتمال دارد که دولت بایدن روند بازگشت به برجام را با برداشتن تحریمهای نفتی و مالی و بانکی که میتوان با یک فرمان رئیس جمهور انجام داد، آغاز کند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

جزئیات نامه مهم دولت به رهبر انقلاب
اتفاق تازهای در راه است؟
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره لوایح FATF صحبتهای جدیدی مطرح کرده است. صحبتهایی هرچند کوتاه، اما شاید نشانه برخی اتفاقات تازه در این خصوص باشد.
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایران، محسن رضایی دیروز در نشست خبری خود در پاسخ به سؤالی درباره درخواست دولت برای بررسی مجدد لوایح FATF در مجمع تشخیص گفت: «این مسأله بستگی به مجلس شورای اسلامی دارد چون مجلس این لوایح را فرستاده است. منتها دولت آقای روحانی نیز از رهبر انقلاب تقاضا کردند که مجمع به بررسی خود روی این لوایح ادامه بدهد. بنابراین بحثها در این رابطه در دولت ادامه دارد و مجمع منتظر پاسخ سؤالات و ابهامات خود از سوی دولت است.» تا پیش از این طیف مخالفان و منتقدان FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام از منتفی بودن هرگونه بررسی مجدد سخن میگفتند. آخرینبار در اواسط مردادماه بود که غلامرضا مصباحی مقدم تأکید کرد که بررسی مجدد دو لایحه پالرمو و CFT در مجمع تشخیص مصلحت نظام «کاملاً منتفی» است و این دو لایحه «برای همیشه بایگانی» شدهاند.
در سخنان محسن رضایی اما اکنون سه نکته نسبتاً تازه مشاهده میشود؛ تقاضای دولت از رهبری برای بررسی مجدد این لوایح در مجمع، ادامه بررسی موضوع در دولت و مهمتر از همه انتظار مجمع برای دریافت پاسخ سؤالات خود از طرف دولت. البته روز ۷ آذرماه معاون حقوقی رئیس جمهور خبر داده بود که «رسیدگی به لوایح چهارگانه رها نشده است؛ یک کارگروه مشترک با نهادهای ذیربط تشکیل خواهیم داد تا برای ادامه کار به توافق برسیم.»
لعیا جنیدی در همان مقطع یکی دو بار دیگر هم درباره ادامه بررسیها صحبت کرده بود، خصوصاً صحبتهای او در دیدار با سفیر نروژ میتوانست دارای اهمیت باشد. جایی که وی تأکید کرده بود بررسی این موضوع همچنان ادامه دارد. اهمیت این سخنان از آنجاست که یک مسئول بلندپایه دولتی در گفتوگو با یک مقام خارجی نمیتواند درباره موضوعی با این درجه از اهمیت، سخنی بدون پایه و دقیق را مطرح کند. با وجود این هیچگاه درباره جزئیات این موضوع و خصوصاً اینکه منظور از «کارگروه مشترک با نهادهای ذیربط» چه بود توضیح داده نشده است.
حالا اما شاید بتوان از سخنان محسن رضایی اینگونه برداشت کرد که احتمالاً تحرکات جدیدی در این زمینه آغاز شده و احتمالاً بحث آن کارگروه و فعال شدن دوباره دولت در این موضوع جدیتر از آن است که در هفتههای قبل به نظر میرسید. این را میشود از جمله پایانی سخنان رضایی برداشت کرد، جایی که او تأکید کرده «مجمع منتظر پاسخ سؤالات و ابهامات خود از سوی دولت است.» چه اینکه یک سال از پایان مهلت بررسی این لوایح در مجمع گذشته و حتی موافقان آن در ترکیب اعضای مجمع هم در این رابطه چندان امیدوارانه صحبت نمیکردند و موضوع بررسی مجدد را بیشتر در حد توصیه پیش میکشیدند نه اتفاقی که عملیاتی خواهد شد.
اکنون در حالی محسن رضایی از کسب اجازه دولت از رهبر معظم انقلاب برای بررسی مجدد این لوایح خبر داده که مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام روز ۵ آبان به «اعتماد» گفته بود: «با توجه به آنکه لوایح در ارتباط با گروه ویژه اقدام مالی در مجمع تشخیص مصلحت نظام مسکوت باقی ماند و مجمع اظهارنظر رسمی انجام نداد، نظر شورای نگهبان که همان رد لوایح CFT و پالرمو بود، حاکم است بنابراین اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام بخواهد مجدداً به موضوع این لوایح ورود کند تنها راه موجود، اجازه رهبری است.»
با کنار هم گذاشتن این دو اظهارنظر میتوان حدس زد که بحث گرفتن اجازه دولت از رهبری اتفاقی است که در همین بازه زمانی چند هفته اخیر رخ داده باشد.
حالا با این تفاسیر سؤالی که مطرح میشود این است که آیا دولت در این مدت توانسته نظر برخی از نهادها و شخصیتهای مخالف این لوایح را هم برای بررسی مجدد آنها جلب کند؟
پاسخ این سؤال به روشنی مشخص نیست اما در چنین فضایی برخی اظهارنظرها نیز چیزی نیستند که بتوان آنها را اتفاقی و بدون زمینه دانست. مثلاً ماه قبل فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفته بود که «اگر شاهد بودیم که FATF و پالرمو باعث ایجاد موانعی برای همکاریهای اقتصادی و تجاری ایران در عرصه جهانی شده است، این احتمال وجود دارد که این موضوعات را با همان شروط ثابت تحت بررسی مجدد قرار بدهیم تا بتوانیم این موانع را برطرف کنیم.»
در همان مقطع زمانی، محمدرضا میرتاجالدینی نماینده دیگر مجلس هم از احتمال تأیید لوایح FATF، البته با لحاظ کردن شرایطی سخن گفته بود. حالا اینکه مجموع این موضعگیریها نشانه چیست و چه تغییری در مسأله FATF رخ داده، موضعی است که احتمالاً زوایای دیگر آن در آینده نه چندان دور روشن خواهد شد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

چرا ابعاد واقعی تحریم را به مردم نمی گوییم؟
انگیزه اصلی این سکوت بیفایده حتی زیانبار است
عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
یکی از نقدهای جدی که به دولت وارد است، باز نکردن ابعاد و آثار تحریمها است. بزرگترین تحریمهایی که علیه یک کشور اجرایی شده است. البته انگیزه اصلی این سکوت تا حدی قابل درک است، ولی بیفایده یا حتی زیانبار بودن آن نیز بر کسی پوشیده نیست.
شاید به علت همین سکوت است که مخالفان دولت نیز دچار اشتباه محاسبه شدهاند و گمان میکنند که تحریم اهمیتی ندارد و به قول مرادشان اگر از آنان درباره تحریم بپرسی، خواهند گفت تحریم چی هست؟ تحریم نمندی؟!! نتیجه این بیاطلاعی همین مصوبات خواهد شد.
علت مسکوت گذاشتن ابعاد تحریم این است که نمیخواهند مردم دچار یأس شوند. شاید هم میخواهند جلوی عامل تحریم بگویند که ما تحمل میکنیم. شاید هم اگر ابعاد آن گفته شود تندروها خواهند گفت که این حرفها برای کوتاه آمدن در برابر دشمن است.
طبیعی است هر کسی متوجه این گونه ملاحظات میشود. مثل زمان جنگ. هر کشوری در برخی از مقاطع جنگ میکوشد که خسارات خود را پنهان کند و تلفات دشمن را زیاد نشان دهد. این رفتار بیش از آنکه برای فریب دشمن باشد برای امیدآفرینی نزد نیروهای خودی است تا روحیه خود را از دست ندهند. دشمن که میداند چقدر تلفات داده!
شاید در کوتاهمدت و در موردی خاص کار بدی نباشد، ولی در میان یا بلندمدت عوارض وحشتناکی دارد، زیرا از یک سو جامعه گمان میکند با ادامه همین وضعیت جنگ در حال پیروزی هستند در حالی که احتمالا در حال شکست است و لذا کوششی برای تقویت بیشتر خود یا تغییر سیاست نمیکند.
از سوی دیگر هنگامی که تلفات و خسارات و واقعیات جنگ به جایی رسید که دیگر قابل کتمان نبود، بیاعتمادی به فرماندهی جنگ جانشین اعتماد خواهد شد و این بدترین خسارت است. مسوولان کشور در مواردی به موضوع تحریمها اشاره کردهاند، ولی چندان جامع نیست.
بد نیست مقایسهای کلی از اقتصاد کشور در سه سال اخیر با پیش از آغاز تحریمها داشته باشیم. اقتصاد کشور تا پایان سال ١٣٩٩ نسبت به سال ١٣٩٦ حدود ۱۷ درصد کوچکتر شده است، و اگر رشد جمعیت کشور را در نظر بگیریم درآمد سرانه کشور با قیمت ثابت حدود ۲۱ درصد نسبت به سال ١٣٩٦ کاهش یافته است. نرخ بیکاری که به بیشترین درصد در سالهای اخیر خواهد رسید به معنیاین است که جمعیت بیکار کشور تا پایان سال آینده حداقل ۱ تا ۱.۵ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و به ۴.۵ تا ۵ میلیون خواهد رسید. برای ایجاد اشتغال این افراد دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری ارزی لازم است.
حجم بازرگانی خارجی کشور در شش ماهه اول سال نسبت به سه سال پیش کاهش بسیار زیادی یافته است. آثار منفی آن در اشتغال و معیشت مردم به وضوح دیده میشود.
ابعاد تحریم بسیار بزرگتر از این آمار و ارقام است. برای نمونه اگر چه کانال مالی اروپا به ظاهر فعال است تا تجارت مواد غذایی و دارویی دچار مشکل نشود، ولی واردات واکسن آنفلوآنزا در عمل، زمانی به نتیجه رسید که فایده چندانی ندارد. هم پول دادیم و هم واکسن موثر نداریم. برای واکسن کرونا نیز محدودیتهای بانکی امکان خرید امن و قطعی را فراهم نکرده است. واردات خوراک دام و طیور، ضربه سنگینی را به این صنعت وارد کرده است. اینها همه به کنار کاهش فروش نفت و عدم دسترسی به منابع مالی کشور و افزایش شدید هزینه واردات را باید مورد به مورد شرح داد.
گمان نکنید که بیان این موارد موجب اطلاع بیگانه میشود. اولا بیگانگان این کارها را انجام دادهاند و همه اطلاعاتش را دارند، چند برابر بهتر از ما. دوم اینکه نیازی به اطلاع از جزییات نیست. رنگ رخسار خبر میدهد از سرّ ضمیر. شاخصهای اقتصادی به ویژه مبادلات بازرگانی نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی و وضعیت عمومی اقتصاد کشور به تنهایی نشاندهنده سرّ ضمیر هست. بنا بر این بهتر است ابعاد تحریم را در همه زمینهها مورد به مورد شرح داد تا همه با چشمان باز تصمیم بگیرند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
ایران و آمریکا در یک قدمی رسیدن به توافق جدید
سه دیپلمات و کارشناس باسابقه که آمریکا و ایران را بهخوبی میشناسند در مورد ایران و آمریکا در دوره بایدن صحبت کردند.
آنها به بازگشت به برجام امیدوارند. این وبینار دیپلماسی ایرانی با موضوع «ایران و آمریکای پساترامپ» با حضور غلامعلی خوشرو، نماینده پیشین جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، ناصر هادیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد مسائل آمریکا به همراه سیدمحمدصادق خرازی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و نماینده اسبق ایران در سازمان ملل متحد برگزار شد. نکات مهم هرکدام از مدعوین این وبینار را میتوانید در ادامه بخوانید:
هادیان: بایدن تحت تأثیر لابیها علیه ایران قرار نخواهد گرفت
در ابتدای این وبینار ناصر هادیان در پاسخ به این سؤال که آیا با آمدن بایدن شاهد تغییراتی در معادلات جهانی خواهیم بود، عنوان کرد اگر بخواهم با یک کلمه و کلیدواژه دولت بایدن را شرح دهم باید به (Restoration)، بازگردانی، بازسازی یا بازتعریف اعتبار ایالات متحده در سطح نظام بینالملل اشاره کنم. چراکه دونالد ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود از نظام لیبرالدموکراسی آمریکایی عقبنشینی کرد و حامی آن نبود. لذا به جای چندجانبهگرایی، ائتلافسازی با عربستان سعودی، اسرائیل و کشورهای از این دست را در دستور کار قرار داد.
این استاد دانشگاه تأکید کرد که به دلیل سابقه طولانیمدت سیاسی و دیپلماتیک جو بایدن، وی تحت تأثیر فشارهای لابی صهیونیستی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کشورهایی از این دست برای فشار به جمهوری اسلامی ایران قرار نخواهد گرفت و هدف و راهبرد خود را در قبال تهران پی خواهد گرفت، ولی کامالا هریس، معاون او، از این توان و دانش برای تقابل در برابر فشارهای این لابیها برخوردار نیست.
خوشرو: ترامپیسم در آمریکا ادامه مییابد
در مقابل غلامعلی خوشرو، سفیر سابق ایران در سازمان ملل هم در پاسخ به سؤالی مشابه در مورد مشارکت در این انتخابات صحبت کرد و درباره شخصیت دونالد ترامپ گفت «او مجموعهای از درست و غلطها بود که در یک آینه از خودشیفتگی گم شده بود. با این وجود و علیرغم پایان دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ شاهد تداوم جریان ترامپیسم در آمریکا خواهیم بود. لذا در آینده جامعه آمریکا دچار افراطگرایی خواهد شد. از این رو ادامه کار برای جو بایدن و برای ما ایرانیان سخت خواهد بود. به هر حال جو بایدن نیز در شرایط ایدئالی نیست که بتواند به راحتی موقعیت خود را تثبیت کند.این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه پیرامون تغییرات احتمالی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوره جو بایدن به این نکته اشاره دارد که احتمالا شاهد بازسازی روابط آمریکا با اروپا خواهیم بود و در ادامه حذف اقدامات یکجانبهگرایانه در دستور کار کاخ سفید قرار خواهد گرفت، اما در حوزه نگاه به ابرقدرتهای جهانی (روسیه و چین) یک جابهجایی در توازن قوا شکل خواهد گرفت. به این معنا که تهدید راهبردی و امنیتی روسیه به اولویت سیاست خارجی دوره بایدن بدل خواهد شد و به تبع آن تهدید اقتصادی، تجاری و تکنولوژیک چین در مرحله دوم قرار خواهد گرفت.
این دیپلمات پیشین کشور درخصوص نگاه و رویکرد دولت جو بایدن نسبت به خاورمیانه اذعان کرد که متأسفانه سیاست ایالات متحده آمریکا نسبت به اسرائیل همچنان بدون تغییر پی گرفته خواهد شد و امنیت اسرائیل کماکان اولویت سیاست خارجی واشنگتن خواهد بود و به دنبال آن متحدان خاورمیانهای ایالات متحده، عربستان، امارات و بحرین هستند و در مقابل جمهوری اسلامی ایران، حزبالله و دیگر گروههای مقاومت دشمنان امنیت آمریکا تلقی خواهند شد. با این وجود تغییراتی در روند یکجانبهگرایانه آمریکا در صلح با اسرائیل شکل خواهد گرفت. به این معنی که آمریکا بیشتر با متحدان اروپایی خود و روسیه و چین در روند صلح اسرائیل همراه خواهد شد و با همان بازسازی اعتبار جهانی آمریکا، کماکان مسئله دو دولت را در فلسطین در دستور کار قرار خواهد داد. البته این مسئله در تعارض با اقدامات مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل قرار خواهد داشت. لذا احتمالا شاهد فشار بر تلآویو برای بازگشت به میز مذاکره با فلسطینیها خواهیم بود.
وضعیت بهتری برای ایران شکل خواهد گرفت
در ادامه ناصر هادیان درباره رویکرد سیاست خارجی جو بایدن نسبت به خاورمیانه تصریح کرد که در مجموع وضعیت بهتری برای ما شکل خواهد گرفت. چراکه اگرچه در دوران جو بایدن شاهد حمایت جدی ایالات متحده آمریکا از اسرائیل خواهیم بود، اما حمایت از اسرائیل به معنای حمایت از بنیامین نتانیاهو و سیاستهای وی نیست. با وجود آنکه روابط صمیمانهای هم بین جو بایدن و نخستوزیر اسرائیل وجود دارد.
این استاد دانشگاه درباره مسئله ایران و برجام خاطرنشان کرد که اکنون دو دیدگاه در میان دموکراتها درباره ایران وجود دارد؛ یک دیدگاه با محوریت خانم کلینتون در جریان است و یک دیدگاه نیز با محوریت باراک اوباما و جو بایدن؛ دیدگاه منسوب به خانم کلینتون معتقد است که باید کماکان از اهرم سیاست فشار حداکثری و تحریمهای بیسابقه دوره دونالد ترامپ برای فشار به ایران استفاده کرد تا بتوان امتیازات بیشتری از تهران گرفت. اما کسانی مانند جو بایدن و باراک اوباما که مسئول شکلگیری توافق هستهای بودند، دیدگاهی کاملا مخالف دارند. چراکه این افراد معتقدند گذر زمان باعث تقویت جایگاه و توان برهمزنندگان توافق هستهای، هم در تهران و هم در واشنگتن خواهد شد. لذا دیدگاه بایدن و تیم او بر این است که اگر بخواهیم درخصوص برجام تعلل کنیم شرایط به گونهای پیش خواهد رفت که برهمزنندگان توافق هستهای در ایران و آمریکا با تقویت نفوذشان وضعیت را به گونهای خواهند چید که امکان بازگشت به برجام و توافقات بعدی وجود نخواهد داشت. بنابراین باید در صد روز اول کاری دولت جو بایدن این مسئله حلوفصل شود. هرچند خود مسئله نیز چندان ساده نیست.
خرازی: انتظار میرود برجام فرجام خوبی داشته باشد
دیگر کارشناس این وبینار سیدمحمدصادق خرازی بود. از نظر او مهمترین بحثهای این انتخابات به شرح زیر است: «موضوعیت و ماهیت ایالات متحده آمریکا دستخوش تحولات جدی شده است. لذا این دوره از انتخابات ریاستجمهوری تحولات شگرفی را برای این کشور رقم زد. همه از خود آمریکا تا دیگر کشورها و بهخصوص اروپاییها در یک خوف و رجا از نتایج این انتخابات به سر میبردند. اکنون با مشخصشدن نتیجه انتخابات همه انتظار دنیای پساترامپ را دارند. به عبارت دقیقتر دنیای پس از ترامپ به یک خواست جهانی بدل شده است. چراکه نمیتوانیم از تحولات جهانی صحبت کنیم و سخنی از ایالات متحده آمریکا به میان نیاوریم که بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا به شمار میرود. امنیت بیشتر کشورها بهشدت به شرایط آمریکا ارتباط دارد؛ نهتنها امنیت، بلکه مشروعیت بسیاری از سیستمها، قراردادها و سازمانهای بینالمللی به نگاه و همکاری ایالات متحده آمریکا وابسته است. سفیر اسبق کشورمان در فرانسه با اذعان بر این نکته که جهان و بهخصوص اروپاییها در دوران پساترامپ به دنبال ترمیم روابط خود با ایالات متحده هستند، یادآور شد که چون ایالات متحده در دوران ترامپ به یک آمریکای یاغی، قانونشکن و تروریست بدل شده بود، همه کشورها اکنون انتظار بازتعریف ایالات متحده و به تبع آن تغییر مناسبات با آمریکای پس از ترامپ در دوران جو بایدن را دارند.
نماینده پیشین ایران در سازمان ملل متحد تصریح کرد که با ارزیابی اجمالی از میزان اهمیت نتایج این انتخابات و تأثیرگذاری آن بر تحولات جهانی باید سه نکته مهم را مدنظر قرار داد؛ اولین نکته به تغییرناپذیرکردن تحولات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک پساترامپ تحت عنوان «بازسازی غیر قابل بازگشت مناسبات آسیبدیده بینالمللی در دوران ترامپ» بازمیگردد. بههرحال در همین چهار سال اخیری که ترامپ در رأس کار بود، آمریکا نزدیک به ۲۰ کنوانسیون، معاهده و توافقات دوجانبه، چندجانبه و بینالمللی را زیر پا گذاشت. لذا ضرورت دارد که جهان موضع قدرتمندی در برابر آمریکای جو بایدن داشته باشد به گونهای که اگر بعد از جو بایدن، رئیسجمهوری به مراتب بدتر از دونالد ترامپ روی کار آمد، نتواند تأثیرات منفی و تلخی بر مناسبات، معاهدات و توافقات داشته باشد. چراکه همین سیاست دونالد ترامپ برای زیرپاگذاشتن توافقات، معاهدات و کنوانسیونهای جهانی سبب شد تا برخی بازیگران مخرّب جهانی فضا و مسیر مناسبی برای پیگیری اهداف خود پیدا کنند. پس باید یک بار برای همیشه جلوی این رفتار مخرب ایالات متحده آمریکا گرفته شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ارزیابی دومین نکته خود به نقش چین، روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران اشاره و عنوان کرد این بازیگران نقش و نفوذی به مراتب قدرتمندتر از دوران باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده آمریکا و دونالد ترامپ پیدا کردهاند. اگرچه دونالد ترامپ در چهار سال گذشته سعی در مهار مسکو، پکن و تهران داشت. اما اکنون این کشورها نفوذ پررنگتری پیدا کردهاند. ضمن اینکه قطعا این بازیگران بنا به نگاه و ارزیابی خود از مناسبات جهانی که قطعا با اولویتهای ایالات متحده آمریکا در تضاد است به دنبال تعریف یا بهتر بگوییم بازتعریف نظم جهانی هستند.
اهمیت کابینه بایدن
خرازی در تشریح سومین نکته خود به اهمیت کابینه جو بایدن و چینش مهرههای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک این دولت و تأثیر آن بر بازسازی مناسبات جهانی آمریکا اشاره کرد. خصوصا اینکه دونالد ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود با اقداماتی نظیر ایجاد گسل سیاسی و دیپلماتیک با سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان به عنوان تروئیکای اروپایی، شکلدادن شکاف امنیتی با ناتو و اختلافات جدی با اتحادیه اروپا به دلیل تلاش برای ازبینبردن و فروپاشاندن این اتحادیه از سوی دونالد ترامپ سبب شده که نظم بینالمللی به گونهای دستخوش تغییرات شود که جو بایدن هم به فوریت نمیتواند روی آن اثرگذار باشد و این فرصت مغتنمی برای روسیه و چین فراهم کرده است. البته قطعا جو بایدن به دنبال بازسازی و ترمیم تبعات منفی اقدامات دونالد ترامپ خواهد بود، اما باید دید که گزینههای مهم کابینه وی مانند وزیر امور خارجه، مشاور امنیت ملی کاخ سفید یا نماینده این کشور در سازمان ملل و شورای امنیت چه عملکردی خواهند داشت. در این راستا من در یک مقاله عنوان «دولت سناتورها» را برای ریاستجمهوری باراک اوباما به کار بردم. چراکه سناتور باراک اوباما به عنوان رئیسجمهور، سناتور جو بایدن به عنوان معاون اول، سناتور هیلاری کلینتون در جایگاه وزیر امور خارجه حضور پیدا کردند. کمااینکه دیگر مناصب و پستهای کلیدی امنیتی، اقتصادی و سیاسی به سناتورهای قدرتمند بانفوذی تعلق پیدا کرد. حال باید دید که آیا دولت جو بایدن هم میتواند مانند دولت باراک اوباما باشد یا خیر؟! البته در این میان رئیسجمهوری مسن، اما باتجربه مانند جو بایدن سعی خواهد کرد با تشکیل یک تیم قدرتمند سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک به دنبال ترمیم سریع و جدی مناسبات آسیبدیده ناشی از عملکرد دونالد ترامپ باشد. اگر این کابینه تشکیل شود میتواند تأثیرات مثبت فوری روی توافقاتی مانند برجام داشته باشد و فرجام خوبی برای آن رقم بزند./ مثلث آنلاین
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
روسیه شاید به ایران امتیاز بدهد
بسیاری از صاحبنظران در عرصه روابط بینالملل بر این باور هستند که در دیپلماسی فارغ از اینکه حاکمیت در اختیار چه تفکری است، باید دست دیپلماسی برای مانور بیشتر باز باشد.
کشورها از ابزار مختلف خود استفاده میکنند و گاهی محدودیتهایی ایجاد میکنند یا گاهی اعتراضهای خود را از طریق مجلس مطرح میکنند یا سازمانهای مردمنهاد نقدهایی انجام میدهند یا حتی از بازرگانان برای ترمیم روابط خود با کشور دیگر استفاده میکنند تا نقش مردم نیز در این میان مشخص شود و نظر بخش خصوصی نیز اعلام میشود تا نظر جامعه نیز مورد استفاده قرار گیرد اما اگر روابط را به تابو بدل کنیم، محدودیتهای زیادی برای دستگاه دیپلماسی ایجاد خواهیم کرد و عملا دست دستگاه دیپلماسی اینگونه بسته خواهد شد و حتی اقدامی برخلاف منافع کشور نیز میتواند باشد. طرحی که مجلس یازدهم نیز در روزهای گذشته تنظیم کرده عملا محدود کردن وزارت امورخارجه است. این طرح مجلس امکان مانور و تحرک را از دستگاه دیپلماسی میگیرد و این امر سبب میشود تا نتایج مطلوب برای کشور حاصل نشود. با توجه به شرایطی که جامعه و مردم در آن قرار گرفتهاند و مشکلاتی که وجود دارد، قانون نباید کار را سختتر کند؛ بهخصوص در برههای از زمان که در عرصه جهانی تحولاتی در حال رخ دادن است که ایران میتواند از آن تحولات به بهترین شکل به نفع خود استفاده کند. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با قاسم محبعلی، مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه و کارشناس ارشد مسائل بینالملل داشته است که در ادامه میخوانید.
با توجه بــه تغییر و تحولات در عرصه بینالملل و بهخــصوص در ایــالات متحده، ایران باید به چه نکاتی در عرصه بینالملل و سیاست خارجی توجه داشته باشد؟
ایران باید یک سیاست هوشمندانه تر در دستورکار خود قرار دهد. اگر به صورت قطعی بایدن پیروز انتخابات شود ایران باید زیرکانه عمل کند؛ بهخصوص دستگاههایی که در سیاست خارجی و منطقهای ایران تصمیمگیر هستند به این علت که رژیمصهیونیستی و کشورهای عربی از روی کار آمدن بایدن هراس دارند. این قبیل کشورها به هیچوجه علاقهمند نیستند که تنشها بین ایران و ایالاتمتحده کاهش یابد. آنها قطعا منتظر سیاستهای ایران خواهند ماند تا در ادامه واکنش نشان دهند. اگر بر اساس شرایط تصمیمات بههنگام اتخاذ نشود، خیال این قبیل کشورها راحت خواهد شد. اما ممکن است در تصمیمات، روش جدیدی اتخاذ شود و این به منزله تاکتیک جدید است و نه تغییر استراتژی. هر چند به نظر می رسد در این میان عربستان نمیخواهد شاهد کاهش تنشها باشد. از طرفی دیگر روسها نمیخواهند روابط خود را با ایران محدود به این تحولات بدانند و خواهان استحکام روابط با تهران هستند. در این میان، فرصتهای چندجانبه برای ایران بهوجود میآید که در این راستا ایران هم میتواند موضع خود را در مقابل آمریکا تحکیم کند و هم روابطش را با کشورهای منطقه بهبود بخشد و هم امتیازاتی از سایر کشورها اخذ کند.
مصوبه مجلس در این مـیان آیا منجر به خللی در عرصه سیاست خارجی خواهد شد؟
مسلما پیشرفت برنامه هستهای ایران در جهان واکنشهایی را به دنبال دارد. مسالهای که در سطح قدرتهای جهانی حساس است؛ عدم ورود کشور دیگری به جمع قدرتهای تسلیحاتی هستهای است. زمانی که مجلس چنین مصوبهای را تصویب میکند، احتمال دارد برخی از همپیمانان ایران تحریک شوند و در شرایط فعلی تصویب چنین طرحهایی چندان به مصلحت نیست و در بحث هزینه فایده نباید اقدامی کنیم که نه تنها فایدهای ندارد بلکه هزینه ساز هم میشود.
آیا با روی کار آمدن دموکراتها در خاورمیانه تحولی جدی رخ خواهد داد؟
پروتکل حزب دموکرات به عربستان روی خوش نشان نمیدهد و همانطور که اوباما با سعودیها تعامل خوبی نداشت، دولت احتمالی بایدن هم به عربستان چکسفید امضا نخواهد داد. همین اتفاق میتواند موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه را دچار تغییراتی قابل توجه کند. نگاه دموکراتها به رژیمصهیونیستی با رویکرد حمایتی رئیسجمهوری فعلی ایالاتمتحده تفاوتی آشکار دارد. ترامپ با شهرکسازی رژیم صهیونیستی و تصمیمسازیهای دیگر بنیامین نتانیاهو همراهیهایی همهجانبه انجام داده و این اواخر هم تلاشهایی برای عادیسازی رابطه رژیمصهیونیستی با کشورهای عربی منطقه داشته است اما آنچه از موضع حزب دموکرات معلوم است، در صورت کاخ سفید نشینی بایدن رژیمصهیونیستی دیگر نمیتواند به همیاری آمریکاییها در مسائلی مانند شهرکسازی امید چندانی داشته باشد. تفاوتهای بایدن و ترامپ در شرایطی میتواند برای جمهوریاسلامی مهم و کارساز باشد که آمریکا حق ایران را به رسمیت شناخته و به توافقات بین المللی پایبند باشد و این میتواند فرصتی برای ایالات متحده جهت احیای حقوق ایران به ویژه با رفع تحریمها ایجاد کند./آرمان ملی
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
سرمایهگذاری در بورس، قبل یا بعد انتخابات امریکا؟
محمد گرجیآرا، تحلیگر بازارهای مالی در تحلیلی به این سوال جواب داده که وضعیت بازار سرمایه ایران چقدر از انتخابات امریکا تاثیر میگیرد و انتخاب هر کدام از دو نامزد این دوره، چه اثر مثبت و منفیای بر وضعیت بورس ایران دارد؟
یکی از رویدادهایی که بسیاری از فعالان سیاسی و اقتصادی طی هفتههای آتی دنبال میکنند، انتخابات ریاست جمهوری امریکاست. در بسیاری از نظرسنجیها درحالحاضر جو بایدن پیشتاز است و برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند با توجه به رویدادهای مختلف، برتری ترامپ با نزدیکتر شدن به انتخابات بیشتر خواهد شد.
این دو راهی علاوه بر فضای سیاسی، فضای اقتصاد داخلی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده است. این انتخابات از آن رو مهم است که تا حدودی امکان مذاکرات احتمالی با طرف امریکایی را تحت تأثیر قرار میدهد و به گمان برخی از فعالان اقتصادی، شانس مذاکرات با هر دو کاندیدا، در صورت انتخاب شدن به ریاست جمهوری امریکا مساوی نیست.
سناریوی اول، انتخاب ترامپ
برای بررسی سناریوهای ممکن ابتدا فرض کنیم ترامپ از صندوق آرای امریکاییها بیرون بیاید. به علت آن که احتمال مذاکره با ترامپ کمتر از کاندیدای رقیب است به نظر میرسد مهمترین متغیر اسمیای که در کوتاه مدت رشد میکند، نرخ ارز در بازار آزاد و به تبع آن نرخ ارز در بازار نیماست.
درحالحاضر امریکا از تمام ظرفیت تحریمی خود استفاده میکند تا تجارت ایران با سایر کشورها به کندی صورت پذیرد. در نتیجه با انتخاب مجدد او، فروش مقداری شرکتها از میزان فعلی کمتر نمیشود و با رشد متغیر اسمی نرخ ارز بهصورت ریالی سود شرکتهای صادرکننده جذاب خواهد شد و با حاشیه ریالی بیشتری فعالیت میکنند.
اما در این سناریو چند عامل تهدیدکننده رشد بورس هم وجود دارد. نخستین عامل احتمال افزایش درگیری نظامی مستقیم و غیرمستقیم میان دو کشور است. عامل سیاسی دوم امکان اعتراضات سراسری است. مانند آنچه که در دو سال اخیر رخ داد و بازار بورس را تهدید میکند و سرمایهگذاران باید به آن حساس باشند.
همچنین در حوزه اقتصادی با توجه به کسری بودجه شدید دولت، عامل دیگر سیاستهای پولی و مالی انبساطی دولت است که امکان دارد نرخ رشد نقدینگی را به عددهای دلهره آور ماهیانه ۵ درصد برساند (کما این که درحالحاضر نزدیک هستیم) و در این صورت به علت تورم افسارگسیخته و همچنین عدم سرمایهگذاری در زیر ساخت صنایع به مدت ۱۰ سال اقتصاد دچار شکست زنجیرههای تولید شود که اثرات خود را در فروش مقداری شرکتها نشان خواهد داد.
سناریوی دوم، انتخاب بایدن
در سناریو دیگر اگر رئیسجمهوری منتخب امریکا بایدن باشد، حتی اگر طرفین تمایل به مذاکره مجدد و امکان برقراری ارتباط داشته باشند (به نظر نگارنده ارتباط مستقیم بعید است) دستیابی به یک تفاهم دو یا چندجانبه که در آن امکان تجارت و جابهجایی ارزی کشور را بهبود بخشد، حداقل نزدیک به دو سال زمان میبرد.
در چنین شرایطی به نظر ابتدا با افزایش خوشبینیها در بازار ارز، شاهد افت موقتی قیمتها هستیم اما به علت رشد بیش از پیش نقدینگی و افت تولید ناخالص داخلی پس از مدتی نرخ ارز دوباره صعودی خواهد شد و از محل افزایش متغیرهای اسمی سود شرکتهای بورسی نیز افزایش خواهد یافت.
پس از آن باید دید که جدیت و خواست دو طرف برای دستیابی به یک توافق با توجه به تجربیات ۴۰ سال اخیر دو طرف از یکدیگر چگونه خواهد بود.
آنچه که در این سناریو نیز محتمل است رشد نقدینگی و همچنین افت ادامهدار شاخص تشکیل سرمایه در اقتصاد است. در این سناریو در صورت مذاکره احتمالی افت شاخصهای سرمایهگذاری است که پس از توافق نیز نیاز ما را به واردات برای صنایع افزایش خواهد داد و افت چندانی نه به لحاظ اقتصادی و نه به لحاظ تقاضای ارز رخ نخواهد داد و همچنان تقاضا برای ارز بالا خواهد بود.
سناریوی سوم، همان همیشگی
مهمترین موضوعی که در هر دو سناریو صنایع ما را دچار چالش میکند، سیاستگذاری لحظهای و کوتاهمدت و همچنین سرکوب قیمتی توسط نهادهای قانونگذار، مجری و نظارتی است که به جای قبول تورم و حل دلایل بنیادی آن (که رشد نقدینگی و ریالیسازی کسری بودجه دولت است ) در طی ۵۰ سال اخیر تنها اقدام به قیمتگذاری دستوری کرده و نتایج آن در اقتصاد مشخص است.
درحالحاضر نیز همان سیاست همیشگی قیمتگذاری در وزارت صنعت و وزارت اقتصاد دنبال میشود و گروههای مدافع این سیاست با جمله “قیمتگذاری درست تا الان انجام نشده است” به دنبال آن هستند که راه آزموده قیمتگذاری را برای بار هزارم امتحان کنند و به نتایجی برسند که پیشینیان آنها به آن رسیدهاند.
مهمترین مشکلی که این کار ایجاد میکند، پولی است که از جیب سهامداران به واسطههای خاص کالاها میرود و عملا به جای آنجه شرکتها از افزایش قیمتها منتفع شوند، این رانتخواران هستند که با حمایت لایههای مختلف نهادهای حاکمیتی اعمال فشار برای دستیابی به این منافع را دنبال میکنند.
در جمعبندی نهایی میتوان گفت راهکار ما برای برونرفت از بحران، ابتدا اصلاح سیاست اقتصادی داخلی است که میتواند راهگشا باشد و پس از آن توجه به سیاست خارجی و مذاکرات احتمالی بینالمللی برای گسترش تجارت با جامعه جهانی است. آنچه که این امر را خطیر میسازد افت شاخص تشکیل سرمایه در ۱۰ سال اخیر است که زمان را برای تصمیمگیری محدود ساخته و جای آزمون و خطا را از سیاستگذار میگیرد.
منبع: تجارت نیوز
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

مقاله خواندنی فارن پالیسی
جهان «پساکرونا» چگونه جهانی خواهد بود؟
نظرات ۱۲ اندیشمند جهانی
مانند سقوط دیوار برلین یا ورشکستگی بانک لیمن برادرز، همه گیری کروناویروس رویدادی در حال رشد در جهان است که پیامدهای گسترده آن را میتوان فراتر از امروز تصور کرد. درست همان طور که این بیماری زندگی افراد را متلاشی و بازارها را مختل کرده و صلاحیت دولت را در معرض نمایش قرار داده است، به روشهایی که بعداً آشکار میشود منجر به تغییر دائمی قدرت سیاسی و اقتصادی در جهان خواهد شد.
بدون تردید جهان پسا کرونایی، جهانی متفاوت خواهد بود؛ جهانی که بر اثر این بیماری باید با پیامدها و تبعات متعددی روبه رو شود و به نظر می رسد، تاثیرات قابل توجهی بر اقتصاد و سیاست جهانی خواهد داشت.
در همین زمینه، نشریه آمریکایی فارن پالیسی در مقالهای با استناد به نظریات دوازده اندیشمند جهانی پیشبینی کرد که بحران کرونا اثرات عمیقی بر آینده سیاسی و اقتصادی جهان بر جای خواهد گذاشت.
در این مطلب آمده است: مانند سقوط دیوار برلین یا ورشکستگی بانک لیمن برادرز، همه گیری کروناویروس رویدادی در حال رشد در جهان است که پیامدهای گسترده آن را میتوان فراتر از امروز تصور کرد. درست همانطور که این بیماری زندگی افراد را متلاشی و بازارها را مختل کرده و صلاحیت دولت را در معرض نمایش قرار داده است، به روشهایی که بعداً آشکار میشود منجر به تغییر دائمی قدرت سیاسی و اقتصادی در جهان خواهد شد.
در زیر به نظریات دوازده اندیشمند جهانی اشاره خواهیم کرد.
استفن والت: دنیایی کمتر باز، کمتر شکوفا و کمتر آزاد
همهگیری کرونا «دولت» (state) را قدرتمند و «ناسیونالیسم» (ملیگرایی) را بار دیگر نیرومند خواهد کرد. تمام انواع حاکمیتها (governments) اقدامات فوری برای مدیریت بحران برخواهند گزید و بسیاری از آنها پس از پایان بحران، تمایلی برای کنار گذاشتن این قدرتهای تازه نخواهند داشت.
ویروس کووید-۱۹ چرخش قدرت و نفوذ از غرب به شرق را افزایش خواهد داد. کره جنوبی و سنگاپور بهترین پاسخ را به شیوع ویروس دادهاند و واکنش چین نیز پس از اشتباهات اولیه، خوب بوده است. پاسخ در آمریکا و اروپا کٌند و گزینشی بوده و درخشش «برند» غرب را تیره کرده است.
آنچه تغییر نخواهد کرد ماهیت اساساً متناقض سیاست جهانی است. بلایای پیشین مانند اپیدمی آنفلوانزا در سالهای ۱۹۱۸-۱۹۱۹- نتوانست به رقابت قدرتهای بزرگ پایان دهد یا شروعی برای دوران تازهی همکاریهای جهانی باشد. کووید-۱۹ هم نخواهد توانست.
ما شاهد عقبنشینی بیشتر از جهانیسازی بیشاز حد خواهیم بود، چرا که شهروندان از دولتهای ملی انتظار خواهند داشت که از آنها حفاظت کنند و همچنین کشورها و شرکتها در پی کاهش آسیبپذیریهای بیشتر خواهند بود.
کوتاه سخن اینکه، ویروس کووید-۱۹ دنیایی کمتر باز، کمتر شکوفا و کمتر آزاد خواهد آفرید. نباید این چنین میشد، اما ترکیب یک ویروس کشنده، برنامهریزیهای ناکافی و رهبری بیکفایت، بشریت را در مسیری تازه و آزاردهنده قرار داده است.
رابین نیبلت: پایان جهانی شدنی همانطور که ما آن را میشناسیم!
همهگیری کروناویروس میتواند باری باشد که پشت شتر جهانیسازی اقتصادی را میشکند.
رشد قدرت اقتصادی و نظامی چین، از پیش این اراده و قاطعیت دوحزبی را در ایالات متحده ایجاد کرده تا آن کشور را از فناوری برتر و مالکیت فکری حاصلشده توسط آمریکا جدا و متحدان را نیز به پیروی از این سیاست مجبور کنند.
افزایش فشار افکار عمومی و سیاسی برای تحقق اهداف کاهش انتشار گازهای آلاینده (کربن)، اعتماد بسیاری از شرکتها به زنجیرههای عرضهی از راه دور را زیر سوال برده است.
اکنون کووید-۱۹، دولتها، شرکتها و جوامع را مجبور کرده که ظرفیتشان را برای تحمل دورههای بلندمدت خودانزوایی اقتصادی بالا ببرند.
بسیار محتمل است که در این شرایط، جهان به ایدهی جهانیسازی متقابلا سودمند بازگردد؛ ایدهای که تعریفکنندهی شرایط در اوایل قرن ۲۱ بود. همچنین با نبود انگیزه برای حفاظت از دستاوردهای مشترک حاصل از یکپارچگی اقتصادی جهانی، معماری حاکمیت اقتصادی جهانی که در قرن ۲۰ ایجاد شد، به سرعت از بین خواهد رفت.
در این صورت رهبران سیاسی برای به تعویق انداختن همکاریهای بینالمللی و عدم بازگشت به رقابت ژئوپولیتیکی آشکار باید توانایی چشمگیری در خویشتنداری داشته باشند.
رهبران با اثبات قدرت مدیریتشان در بحران کووید-۱۹ به شهروندان، میتوانند برخی سرمایههای سیاسی را برای خودشان دست و پا کنند. اما برای رهبرانی که شکست میخورند، بسیار دشوار خواهد بود که در برابر وسوسه سرزنش و مقصر دانستن دیگران ایستادگی کنند.
کیشور محبوبانی (دیپلمات برجسته سنگاپوری)؛ جهانی سازی بیشتر چین محور
همه گیر COVID-۱۹ اساساً جهتهای اقتصادی جهانی را تغییر نمیدهد. این تنها تغییری را که مدتها پیش آغاز شده است را سرعت میبخشد: حرکت به سمت جهانی سازی آمریکا محور به سمت جهانی سازی بیشتر چین محور.
چرا این روند ادامه خواهد یافت؟
جمعیت آمریکا ایمان به جهانی سازی و تجارت بین المللی را از دست داده است. موافقت نامههای تجارت آزاد با یا بدون دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، سمی است. در مقابل، چین ایمان را از دست نداده است. چرا از دست نداده؟ دلایل تاریخی عمیق تری وجود دارد. رهبران چینی اکنون به خوبی میدانند که قرن تحقیر چین از ۱۸۴۲ تا ۱۹۴۹ نتیجه از خود راضی بودن و تلاش بیهوده رهبران این کشور برای قطع ارتباط با جهان بود. در عوض، چند دهه گذشته تجدید حیات و بازخیزی اقتصادی چین نتیجه متعهد شدن چین به فرایندهای جهانی بود. مردم چین بر این باورند که میتوانند در هر مکانی رقابت کنند.
از این روی، همانطور که در کتاب جدیدم، «آیا چین برنده شده است» عنوان کردم، ایالات متحده دو گزینه دارد: اگر هدف اصلی آن حفظ برتری جهانی باشد، مجبور است در یک رقابت ژئوپلیتیکی با حاصل جمع جبری صفر از نظر سیاسی و اقتصادی با چین درگیر شود. با این حال، اگر هدف ایالات متحده بهبود رفاه مردم آمریکا باشد، باید با چین همکاری کند. مشاور خردمند پیشنهاد میکند که همکاری گزینهای بهتر است. با این حال، با توجه به فضای سیاسی سمی ایالات متحده در مورد چین رویکرد مشاور خردمند ممکن نیست غالب شود.
جان ایکنبری: دموکراسیها از پوسته شان بیرون خواهند آمد
در کوتاه مدت، این بحران به مناظرات در مورد استراتژی بزرگ غرب در همه اردوگاههای مختلف دامن میزند. ناسیونالیستها و ضد جهانی گراها، مخالفان چین و حتی انترناسیونالیستهای لیبرال همگی شواهد جدیدی را برای فوریت نظریات خود خواهند دید. با توجه به آسیبهای اقتصادی و فروپاشی اجتماعی که در حال آشکار شدن است، دیدن چیزی جز تقویت حرکت به سمت ناسیونالیسم، رقابت در سطح قدرتهای بزرگ، جدا شدن و عدم همکاری استراتژیک و موارد دیگر دشوار است.
ولی همانند دهه سی و چهل میلادی در قرن گذشته، ممکن است یک جریان متضاد به آهستگی شکل گیرد، جریان اینترناسیونالیسمی مشابه آنچه فرانکلین دی. روزولت و برخی دیگر از سیاستمداران در دوره قبل از جنگ و همزمان با آن بیان میکردند. سقوط اقتصاد جهانی در دهه سی نشان دهنده میزان ارتباط جوامع مدرن به همدیگر و نیز چگونگی آسیب پذیری آنها در برابر آن چیزی بود که روزولت از آن با عنوان شیوع یاد میکرد. آمریکا بیشتر از آنکه به وسیله قدرتهای بزرگ دیگر تهدید شود توسط نیروهای عمیق روند مدرنیته تهدید میشد. چیزی که روزولت و سایر اینترناسیونالیستها به دنبال آن بودند یک نظم جهانی پساجنگی بود که یک نظام باز را مبتنی بر اشکال جدید حفاظت و ظرفیتهای مدیریت وابستگیهای متقابل ایجاد میکرد. آمریکا دیگر نمیتوانست در داخل مرزهای خود مخفی شود؛ با این حال فعالیت کردن در یک نظم جدید پساجنگی نیز نیازمند ایجاد یک زیرساخت جهانی برای همکاریهای چندجانبه بود.
در نتیجه آمریکا و سایر دموکراسیهای غربی این بار نیز احتمالا از مسیر مشابهی از مجموعه واکنشها عبور کنند، واکنشهایی که تحت تاثیر حس آسیب پذیری است. این واکنشها در ابتدا ممکن است ناسیونالیستیتر باشد، ولی در دراز مدت این دموکراسیها با بیرون آمدن از پوسته خود شکل جدیدی را از اینترناسیونالیسم عملگرایانه و حفاظتی خواهند یافت.
شانون کی. اونیل: سود کمتر، ولی ثبات بیشتر
کووید ۱۹ در حال ضربه زدن به اصول اساسی تولید جهانی است. شرکتها اکنون به بازنگری و کاستن از زنجیرههای تامین چندملیتی و چند مرحلهای خواهند شد که امروزه بر روند تولید مسلط است.
زنجیرههای جهانی تامین پیشتر از این نیز تحت فشار و انتقاد قرار گرفته بود که دلیل آن به لحاظ اقتصادی، افزایش هزینههای کارگری در چین، جنگ تجاری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و نیز پیشرفتهای صورت گرفته در بخش روبات ها، اتوماسیون و چاپ سه بعدی است.
از منظر سیاسی نیز از دست رفتن مشاغل به ویژه در اقتصادهای پیشرفته به این روند دامن زده بود. کووید-۱۹ اکنون بسیاری از این ارتباطات را از بین برده است: تعطیلی کارخانهها در مناطق گرفتار ویروس باعث شده است تولید کنندگان دیگر و حتی بیمارستان ها، تولیدکننندگان دارو، سوپرمارکتها و خرده فروشیها از دسترسی به محصولات مورد نظر محروم شوند.
دولتها وارد عرصه شده و صنایع راهبردی خود را مجبور خواهند کرد ذخایر و طرحهای حمایتی داخلی را برای کاستن از وابستگی به این زنجیرههای تامین برای خود تدوین کنند. سود و نفع کاهش خواهد یافت، ولی ثبات تامین بالا خواهد رفت.
شیوشانکار منون: این واگیر جهانی میتواند به یک هدف مفید خدمت کند
با اینکه روزهای اول است، سه چیز آشکار به نظر میرسد؛ اولا اینکه شیوع ویروس کرونا باعث تغییر سیاستهای ما چه در داخل کشورها و چه در رابطه میان کشورها خواهد شد. جوامع و حتی افراد لیبرال و آزادگرا به سمت قدرت دولتها بازگشته اند. موفقیت نسبی دولت در غلبه بر این همه گیری و تاثیرات اقتصادی آن باعث تشدید یا تضعیف موضوعات امنیتی و قطبیتهای اخیر در درون جوامع خواهد شد. در هر حال، دولتها بار دیگر به موضوع اصلی تبدیل شده اند. تجربه تا کنون نشان میدهد که مستبدها یا پوپولیستها در مدیریت این بحران بهتر از بقیه نیستند. در واقع، کشورهایی نظیر کره جنوبی و تایوان که واکنش اولیه از خود نشان دادند و موفق هم بودند کشورهایی دموکراتیک هستند، نه کشورهایی که تحت اداره رهبران پوپولیست یا مستبد قرار دارند.
دوم آن که شرایط کنونی به معنی پایان جهان مرتبط به هم نیست. خود این واگیری جهانی دلیلی بر وابستگی ما به همدیگر است، ولی در همه جوامع نوعی چرخش به درون و تلاش برای پیدا کردن استقلال و کنترل سرنوشت وجود دارد. ما به سمت جهانی حرکت میکنیم که فقیرتر، خسیستر و کوچکتر است.
سوم اینکه نشانههایی از امید و منطق دیده میشود. هند در طرحی ابتکاری، ویدئو کنفرانسی را با شرکت رهبران جنوب آسیا برگزار کرد تا یک واکنش مشترک منطقهای نسبت به این تهدید تدوین شود. اگر این واگیری باعث شود ما یکباره متوجه منافع حاصل از همکاریهای چندجانبه در قبال مسائل بزرگ جهانی شویم، این ویروس توانسته است به یک هدف مفید خدمت کند.
جوزف نای: قدرت آمریکا به یک راهبرد جدید نیاز خواهد داشت
ترامپ در سال ۲۰۱۷ یک راهبرد جدید امنیت ملی را اعلام کرد که تمرکز آن روی رقابت قدرتهای بزرگ است. کووید-۱۹ ناکافی بودن این راهبرد را نشان میدهد. حتی اگر آمریکا به برتری خود به عنوان یک قدرت بزرگ ادامه دهد، نمیتواند به تنهایی از امنیت خود حفاظت کند. همان گونه که ریچارد دانزیگ در سال ۲۰۱۸ این مساله را خلاصه بیان کرد «فناوریهای قرن ۲۱ نه تنها از منظر توزیع بلکه از منظر تبعات و پیامدهایشان نیز جهانی هستند. عوامل بیماری زا، سیستمهای هوش مصنوعی، ویروسهای رایانهای و تشعشعات رادیواکتیوی که دیگران ناخواسته ایجاد کنند، میتوانند به همان اندازه که مشکل آنها هستند مشکل ما نیز باشند. برای نظارت بر ریسکهای مشترک متعدد باید هنجارها، پیمانها و نظامهای مشترکی شکل گیرد.»
در بحث تهدیدات فراملی نظیر کووید-۱۹ و تغییرات آب و هوایی فکر کردن به برتری قدرت آمریکا بر سایر کشورها کافی نیست. کلید موفقیت این است که اهمیت تشریک قدرت با دیگران را نیز بیاموزیم. همه کشورها منافع ملی خود را در اولویت قرار میدهند در این میان سؤال مهم این است که این منفعت چه اندازه گسترده یا محدود تعریف شده است. کووید-۱۹ نشان داد ما نتوانسته ایم راهبرد خود را با این جهان جهان تطبیق دهیم.
جان آلن: تاریخ کووید-۱۹ توسط افراد پیروز نوشته خواهد شد
همانگونه که همواره روند این گونه بوده است، تاریخ کووید-۱۹ نیز توسط آنهایی نوشته خواهد شد که بر این بحران غلبه کرده اند. همه کشورها و همه افراد فشار اجتماعی این بیماری را به شکلهایی جدید و قوی احساس میکنند. بی تردید آن کشورهایی که به برتری دست یابند، حال چه به سبب سیستمهای اقتصادی و سیاسی بی نظیر خود یا از منظر بهداشت عمومی، در برابر کشورهایی که به نتیجهای متفاوت و ویرانگر دست یافته اند، اعلام پیروزی خواهند کرد. برای برخی این امر به منزله یک پیروزی بزرگ و قاطع برای دموکراسی، چندجانبه گرایی و مراقبتهای بهداشتی همه گیری خواهد بود و برای برخی نیز نشان دهنده منافع مشخص حاصل از حاکمیتهای استبدادی و قاطع خواهد بود.
در هر حال این بیماری باعث تغییرات در ساختار بین المللی قدرت خواهد شد، تغییراتی که ما شاید در ابتدای درک و تصور کردن آنها باشیم. کووید ۱۹ باعث کاهش فعالیت اقتصادی و افزایش تنشها میان کشورها خواهد شد. در دراز مدت، این واگیری جهانی باعث کاهش قابل توجه ظرفیت تولید اقتصادی جهانی خواهد شد. نظام بین المللی تحت فشار زیادی قرار خواهد گرفت که نتیجه آن بی ثباتی بیشتر و افزایش مناقشات در داخل کشورها و نیز میان کشورهای مختلف خواهد شد.
لاری گرت: مرحلهای جدید و ویژه در سرمایه داری جهانی
شوک اصلی وارد شده به نظام مالی و اقتصادی جهانی درک این موقعیت است که زنجیرههای تامین و شبکههای توزیع جهانی شدیدا در برابر اختلالهای ایجاد شده آسیب پذیر است. به این جهت واگیری ویروس کرونا نه تنها تاثیرات اقتصادی درازمدت خواهد داشت بلکه به یک تغییر رادیکالتر نیز منتهی خواهد شد. جهانی شدن به شرکتها اجازه داد تولید را در اقصی نقاط جهان راه بیندازند و محصولات آن را لحظهای در اختیار بازارها قرار دهند و از این طریق هزینههای انبار کردن و ذخیره سازی را دور بزنند. محصولاتی که برای بیش از چند روز در قفسهها میماند از منظر بازار، به عنوان یک شکست در نظر گرفته میشدند. زنجیره تامین باید دقیق و منظم منبع یابی شده و سپس در سطحی جهانی هماهنگ میشد. کووید ۱۹ نشان داد که عوامل بیماری زا نه تنها قادر به مبتلا کردن افراد هستند بلکه میتوانند نظام تامین لحظهای کالاها و محصولات را نیز مختل کنند.
با توجه به گستردگی زیانهای مالی جهانی از ماه فوریه تا کنون، این احتمال وجود دارد که بعد از بحران کنونی، شرکتها درباره الگوی تامین لحظهای کالاها و گستره توزیع جهانی مراحل تولید بازنگری کنند. نتیجه آن میتواند یک مرحله جدید در سرمایه داری جهانی باشد که در آن زنجیرههای تولید به داخل کشور نزدیکتر میشود. این امر شاید در کوتاه مدت منافع شرکتها را کاهش دهد، ولی باعث خواهد شد میزان تاب آوری کل سیستم بیشتر شود.
ریچارد هاس: موارد بیشتری از کشورهای ناکام
واژه دائمی چیزی نیست که من به آن علاقه داشته باشم، زیرا هیچ چیز دائمی نیست یا حداکثر اینکه کمتر چیزی دائمی است. با این حال به نظر من بحران ویروس کرونا دست کم برای چندین سال بیشتر دولتهای جهان را وادار خواهد کرد به درون گرایی روی آورند و به جای تمرکز بر اتفاقاتی که در اطراف روی میدهد، بر آن چیزهایی متمرکز شوند که در داخل مرزها روی میدهد. با توجه به ضرورت اختصاص منابع برای بازسازی داخلی و مقابله با تبعات اقتصادی بحران، از نظر من، با توجه به ضعف و آسیب پذیری زنجیره تامین، ما شاهد حرکت بیشتر به سمت خودکفایی گزینشی، مخالفت بیشتر با مهاجرت گسترده و حتی تعهد و تمایل کم برای مقابله با مشکلات منطقهای یا جهانی خواهیم بود.
من انتظار دارم کشورهای زیادی در بهبود یافتن از این بحران دچار مشکل شوند و در نتیجه ضعف کشورها یا پدیده کشورهای شکست خورده و ناکام به یکی از ویژگیهای بارز جهان تبدیل خواهد شد. این بحران احتمالا به وخامت کنونی روابط چین و آمریکا دامن زده و یکپارچه سازی اروپا را نیز تضعیف کند. در سمت مثبت نیز ما شاهد تقویت روند مدیریت جهانی بهداشت عمومی خواهیم بود، ولی در کل بحرانی که ریشه در جهانی شدن دارد، به جای اینکه تمایل جهانی برای مقابله با آن را تقویت کند باعث تضعیف آن خواهد شد.
کوری شیک: آمریکا در آزمون رهبری شکست خورد
آمریکا به سبب منفعت طلبی محدود دولت آن و نیز ناتوانی مخربش، دیگر به عنوان رهبر بین المللی در نظر گرفته نخواهد شد. اگر سازمانهای بین المللی اطلاعات بیشتر و فوری تری فراهم میکردند تا دولتها زمان بیشتری را برای کسب آمادگی و هدایت منابع به سمت نیازها داشته باشند، تاثیرات جهانی این شیوع جهانی میتوانست به شکل قابل توجهی کاهش یابد. واشنگتن در آزمون رهبری شکست خورد.
نیکلاس برنز: ما در همه کشورها شاهد قدرت روح بشری هستیم
کووید-۱۹ بزرگترین بحران جهانی قرن حاضر است که عمق و گستره عظیمی دارد. این بحران بهداشتی، همه هفت میلیارد و هشتصد میلیون انسان حاضر در زمین را تهدید میکند. بحران اقتصادی و مالی حاصل از آن میتواند از نظر تاثیر از رکود بزرگ سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نیز بیشتر باشد. هر بحرانی میتواند شوکی بزرگ باشد که نظام بین المللی و توازن قدرت را به شیوهای که ما میشناسیم، دچار تغییرات بنیادین کند.
تا کنون همکاری بین المللی به شکل تاسف آوری ناکافی بوده است. اگر آمریکا و چین به عنوان دو کشور قدرتمند دنیا نتوانند اختلافات خود را درباره مسئول اصلی بحران کنونی کنار بگذارند و به شیوهای موثرتر هدایت تلاشها برای مقابله با آن را بر عهده بگیرند، اعتبار هر دو کشور به شکل قابل توجهی آسیب خواهد دید. اگر اتحادیه اروپا نتواند کمکهای هدفمند بیشتری در اختیار ۵۰۰ میلیون شهروند خود قرار دهد، ممکن است در آینده حکومتهای ملی، سهم بیشتری از اختیارات خود را از بروکسل بازپس بگیرند. در آمریکا نیز مهمترین مساله توانایی دولت فدرال در ارائه اقداماتی موثر برای مقابله با بحران است.
ولی در همه کشورها شاهد نمونههای فراوانی از قدرت روح بشری هستیم؛ پزشکان، پرستاران، رهبران سیاسی و مردم عادی که از خود قدرت هدایت و تاب آوری نشان میدهند. این امر این امیدواری را ایجاد میکند که مردان و زنان سراسر جهان بتوانند در واکنش نشان دادن به این چالش فوق العاده به پیروزی دست یابند./تابناک
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

احتمالا همه مبتلا میشویم
سرانجام "کرونا" چه خواهد شد؟
لیپسیچ پیش بینی میکند که در سال آینده، بین ۴۰ تا ۷۰ درصد مردم سراسر جهان به ویروس کووید-۱۹ مبتلا خواهند شد. اما او در عین حال به طور موکد میگوید که این بدین معنا نیست که همه مردم بیماری شدید خواهند داشت. وی گفت: «احتمالا بسیاری از مردم بیماری خفیفی خواهند داشت یا اینکه هیچ علایمی نخواهند داشت.» مانند آنفولانزا، که زمانی برای کسانی که شرایط جسمی مزمنی دارند و مسن هستند، مرگبار بود، اغلب مبتلایان به کرونا هم بدون مراقب پزشکی بهبود خواهند یافت. (به طور کلی، تقریبا ۱۴ درصد مردم مبتلا به آنفولانزا هیچ علایمی ندارند.)
ویروس جدید کرونا که در بسیاری از کشورهای جهان شیوع پیدا کرده است، درصد پایینی از مبتلایان را میکشد و همین امر، مهار آن را به یک چالش تاریخی تبدیل میکند.
به گزارش فرارو به نقل از مجله آتلانتیک، در ماه مه ۱۹۹۷، یک پسر سه ساله، مرضی گرفت که در وهله اول یک سرماخوردگی معمولی به نظر میرسید. وقتی که علایم بیماری وی – سرفه، تب و گلو درد – برای شش روز ادامه پیدا کرد، به بیمارستان ملکه الیزابت در هنگ کنگ منتقل شد. آنجا، سرفه او شدیدتر و نفس او تنگ شد و در نهایت به رغم مراقبت ویژه درگذشت.
پزشکان که از وخیم شدن سریع حال پسر شگفت زده شده بودند، نمونهای از خلط سینه وی را به وزارت بهداشت چین ارسال کردند. اما آزمایشات رسمی و استاندارد نتوانست ویروسی که موجب مرگ شد را تشخیص دهد. ویروس شناس اصلی، تصمیم گرفت بخشی از نمونه را به همکارانش در سایر کشورها ارسال کند.
خلط سینه پسر، برای یک ماه در مرکز پیشگیری و کنترل بیماری آمریکا در آتلانتا باقی ماند تا نوبت بررسی آن برسد. سرانجام، نتایج بررسی تایید کرد که پسر به نوعی آنفولانزا مبتلا شده است. همان ویروسی که بیش از هر ویروس دیگری در تاریخ، قربانی گرفته است. اما این نوع ویروس، قبلا هرگز در انسانها مشاهده نشده بود. این ویروس، «اچ ۵ ان ۱» (H۵N۱) یا آنفولانزای پرندگان نام داشت که دو دهه قبل کشف شده بود، اما تا آن زمان اعتقاد بر این بود که این آنفولانزا فقط پرندگان را بیمار میکند.
این بحثها تا ماه آگوست طول کشید. دانشمندان به سراسر جهان هشدار دادند. دولت چین سریعا ۱.۵ میلیون جوجه را (به رغم اعتراض مرغداران) کشت. بیماران به سرعت رصد و قرنطینه شدند. تا پایان سال، ۱۸ مورد بیمار شناسایی شدند. شش فرد مردند. این به عنوان واکنش موفقیت آمیز جهانی قلمداد شد. ویروس تا سالها دیگر دیده نشد. مهار بیماری تاحدودی به این دلیل ممکن بود، چون بیماری بسیار شدید بود. آنهایی که به آن مبتلا میشدند به طرز آشکار و شدیدی مریض میشدند. میزان تلفات ویروس H۵N۱ تقریبا ۶۰ درصد بود. اگر به آن مبتلا میشدید احتمالا میمردید. اما از سال ۲۰۰۳ تا کنون، این ویروس فقط ۴۵۵ نفر را کشت. در مقابل، ویروسهای آنفولانزای بسیار ملایم تر، کمتر از ۰.۱ درصد مبتلایان را میکشند. اما هر سال، جان صدها هزار نفر را میگیرند.
بیماری شدید ناشی از ویروسهایی نظیر H۵N۱ به این معناست که میتوان افراد مبتلا را شناسایی و قرنطینه کرد، در غیر این صورت به سرعت میمیرند. اینگونه نیست که آنها کمی احساس بیماری کرده و در اماکن عمومی ویروس را منتشر میکنند. ویروس جدید کرونا که در جهان در حال انتشار است، ممکن است موجب بیماری تنفسی شود و این بیماری میتواند حاد باشد. ظاهرا میزان تلفات این بیماری (معروف به کووید-۱۹) کمتر از دو درصد است که این میزان بسیار پایینتر از اغلب بیماریهای مسری و خبرساز است. با این حال، کرونا زنگ هشدار را به صدا درآورده است، نه به خاطر نرخ پایین مرگ و میر آن، بلکه به خاطر خودش.
چهار نوع ویروس کرونا، معمولا انسان را تحت تاثیر قرار میدهند و باعث سرماخوردگی میشوند. اعتقاد بر این است که این ویروسها در انسان تکامل یافته تا انتشارشان را حداکثری کنند. امری که به معنای بیمار شدن مردم است، اما نه کشتن آنها. در مقابل، دو نوع ویروس کرونای قبلی (سارس و مرس) از حیوانات به انسان منتقل شده اند، دقیقا مانند H۵N۱. اینها برای انسان به شدت کشنده بودند. اگر مواردی ملایم یا فاقد علایم داشتند، به شدت کم بودند. اگر موارد ملایم فاقد علایم داشتند، بیماری به شدت شیوع پیدا میکرد. در نهایت، سارس و مرس هر کدام کمتر از ۱۰۰۰ نفر کشتند.
کرونا (کووید -۱۹) هم اکنون دو برابر این رقم، آدم کشته است. این ویروس با مشخصات متناقض و قوی خود، برخلاف بسیاری از ویروس هاست که توجه عمومی را جلب میکنند. این ویروس کشنده است، اما کشندگی آن خیلی زیاد نیست. مردم را بیمار میکند، اما نه به شکل قابل پیش بینی و قابل شناسایی. هفته گذشته تست کرونای ۱۴ آمریکایی در یک کشتی تفریحی در ژاپن به رغم اینکه حال خوبی داشتند، مثبت از آب درآمد. این ویروس جدید میتواند خطرناکترین باشد، چون ظاهرا گاهی وقتها هیچ علایمی ندارد.
جهان با سرعت بی سابقهای به کرونا واکنش نشان داده و منابع خود را بسیج کرده است. به سرعت، ویروس جدید شناسایی شد و مشخصات آن با سرعت بی سابقهای با دیگر کشورها به اشتراک گذاشته شد. کار برای ساخت واکسن آن در جریان است. دولت چین اقدامات سریعی برای مهار ویروس کرونا انجام داده و سازمان بهداشت جهانی وضعیت اورژانس نگرانی بین المللی اعلام کرده است. با این حال، شیوع کرونا هنوز ادامه دارد.
مارک لیپسیچ، استاد اپیدمولوژی دانشگاه هاروارد، گفت: «فکر میکنم نتیجه احتمالی این است که این (ویروس کرونا) در نهایت مهارشدنی نیست.»
مهار، اولین گام واکنش به هر بیماری مسری است. در مورد کووید-۱۹، امکان پیشگیری از یک پاندمی (هر چقدر هم که نامحتمل باشد) ظرف چند روز مشخص شد. چین از ماه ژانویه مناطق وسیعی در حوالی شهر ووهان را قرنطینه کرد و حدود ۱۰۰ میلیون نفر را محدود کرد. مردم از ترک منزل منع شدند و اگر خارج از خانه دیده شوند، پهپادها به آنها دستوراتی میدادند. با این همه، ویروس کرونا اکنون در ۲۴ کشور کشف شده است. به رغم ناکارامدی اینگونه اقدامات، اقدامات محدودکننده همچنان در حال شدت گرفتن است. دولت چین که برای متوقف کردن ویروس تحت فشار سیاسی قرار گرفته، پنج شنبه گذشته اعلام کرد که مقامات استان هوبئی به تک تک منازل مراجعه خواهند کرد تا تب مردم و سایر علایم بیماری را معاینه کنند. سپس همه مبتلایان احتمالی را به کمپهای قرنطینه اعزام خواهد کرد. اما با وجود این مهار ایده آل، شیوع ویروس چه بسا اجتناب ناپذیر بوده است. معاینه کردن و آزمایش گرفتن از افرادی که شدیدا بیمار هستند استراتژی ناقصی است وقتی که مردم میتوانند بدون اینکه احساس بیماری کنند، ویروس را منتشر کنند. اگر مردم به اندازه کافی احساس بیماری کنند، به محل کار نمیروند و در خانه میمانند.
لیپسیچ پیش بینی میکند که در سال آینده، بین ۴۰ تا ۷۰ درصد مردم سراسر جهان به ویروس کووید-۱۹ مبتلا خواهند شد. اما او در عین حال به طور موکد میگوید که این بدین معنا نیست که همه مردم بیماری شدید خواهند داشت. وی گفت: «احتمالا بسیاری از مردم بیماری خفیفی خواهند داشت یا اینکه هیچ علایمی نخواهند داشت.» مانند آنفولانزا، که زمانی برای کسانی که شرایط جسمی مزمنی دارند و مسن هستند، مرگبار بود، اغلب مبتلایان به کرونا هم بدون مراقب پزشکی بهبود خواهند یافت. (به طور کلی، تقریبا ۱۴ درصد مردم مبتلا به آنفولانزا هیچ علایمی ندارند.)
لیپسیچ در این دیدگاهش مبنی بر اینکه کرونا همچنان به طور گسترده شیوع پیدا خواهد کرد، تنها نیست. میان اپیدمولوژیستها اجماعی در حال شکل گیری است مبنی بر اینکه محتملترین نتیجه شیوع کرونا این است که یک بیماری فصلی جدیدی شکل خواهد گرفت. به عبارت دیگر، کرونا ویروس جدید، پنجمین کرونا ویروس شایع خواهد بود. مردم در برابر چهار ویروس کرونای دیگر، مصونیت بلندمدت ندارند. اگر این ویروس هم همینطور باشد و اگر این بیماری مانند حال حاضر شدید باقی بماند، «فصل سرماخوردگی و آنفولانزا» ممکن است به «فصل سرماخوردگی، آنفولانزا و کووید-۱۹» تبدیل شود.
اگر چه شرکتهایی مانند «اینوویو»، «مادرنا»، «کیور واک» و «نوا واکس» تلاشهایی برای ساخت واکسن کرونا انجام میدهند، اما به گفته مجله آتلانتیک، ساخت واکسن ویروس جدید کرونا، ممکن است بیش از یک سال طول بکشد. چرا که ساخت واکسن بسیار دشوار و پرهزینه و پرخطر است.
در دهه ۱۹۸۰ وقتی که برخی افراد از شرکتها به دلیل عوارض واکسن شکایت کردند، برخی شرکتهای داروسازی در آمریکا، ساخت واکسن را رها کردند. اگر چه دولت آمریکا، قانونی برای پرداخت غرامت به کسانی که از واکسنها آسیب دیده اند، وضع کرده، اما باز هم بیشتر شرکتها ترجیح میدهند در داروهایی سرمایه گذاری کنند که استفاده روزانه دارند و بیماریهای مزمن را درمان میکنند.
البته برخی نهادها، مانند «ائتلاف برای آمادگی جهت اپیدمی» (CEPI) برای توسعه واکسن کرونا تلاش میکنند. این ائتلاف که در سال ۲۰۱۷ در نروژ ایجاد شد، توسعه واکسنهای جدید را تامین مالی میکند. موسسان این ائتلاف، دولتهای نروژ و هند، موسسه خیریه «ولکام تراست» و بنیاد «بیل و ملیندا گیتس» هستند. پولهای این ائتلاف به شرکتهایی مانند اینوویو و سایر استارتاپهای بیوتکنولوژیک میرود تا آنها را به ورود به تجارت پرخطر توسعه واکسنها تشویق کند. ریچارد هاچت، مدیر عامل این ائتلاف، گفته است که اگر همه چیز خوب پیش برود، بعد از ۱۲ تا ۱۸ ماه واکسن اولیه میتواند امن و موثر فرض شود.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی که عموماً از تحولات ۴۵ سال اخیر آموخته ایم
خاورمیانه ای ها خیلی با ما تفاهم و تجانس ندارند/ گنجینۀ گرانقدری به نام تجربۀ بشری وجود دارد/ هیچ فضیلتی بالاتر از داشتن "یک شخصیت" نیست.
دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، در یادداشتی به برشماری "سی ویژگی که عموماً از تحولات ۴۵ سال اخیر آموخته ایم" پرداخت و نوشت:
- 1. تخصص در حکمرانی، پیچیده ترین تخصص هاست؛
- 2. مهم ترین وجه حکمرانی، شناختِ ظرف و دینامیک جهانی است؛
- 3. شناخت این ظرف به نظر می رسد سه پیش نیاز دارد: مطالعۀ وسیعِ متون اجتماعی،سیاسی واقتصادی، تسلط به زبان انگلیسی و فهم ریاضی گونه و واقعی ظرفیتهایِ داخلی؛
- 4. خیلی نفت و گاز صادر نکنیم بلکه از آنها برای صنعتی شدن و تولید/صادرات کالا استفاده کنیم؛
- 5. هر فردی فقط باید یک شغل داشته باشد؛
- 6. سیاست یعنی به فکر آینده باشیم: از گذشته فقط باید درس گرفت؛
- 7. خاورمیانه ای ها خیلی با ما تفاهم و تجانس ندارند؛
- 8. کشور در حال توسعه ای که نرخ رشد زیر سه درصد داشته باشد، از زندگی معقول محروم است؛
- 9. خارج از مدارهای دولتی، ثروتمند شویم؛
- 10. مؤثرترین روش نفوذ در کشورهای دیگر، ورود در بازارهای آنهاست؛
- 11. جامعه ای به شدت متکثر هستیم، تا می توانیم برای یکدیگر جا باز کنیم؛
- 12. تحقیر دیگران مجانی نیست؛
- 13. نیاز عجیب خود را برای "خودنمایی" کم کنیم؛
- 14. خود را مرکز ثقل قلمداد کردن، ناشی از مطالعه نکردن است؛
- 15. مفهوم "ثبات اقتصادی" و ملزومات آن را کانون حکمرانی بدانیم؛
- 16. بدون همکاری شهروندان، کشوری ساخته نمی شود؛
- 17. مدارهای بردباری خود را وسیع ترکنیم تا میلیون ها نفر مهاجرت نکنند؛
- 17. هیچ فضیلتی بالاتر از داشتن "یک شخصیت" نیست؛
- 19. مهم ترین دو موضوع برای مبارزه درحدِّ فردی: غرور و عصبانیت؛
- 20. بگذاریم رسانه ها و خبرنگاران با قلمِ مسؤولانه، مانع از تکرار اشتباهات مجریان شوند؛
- 21. اگر یک مدیر بیش از هشت سال در یک پروژه بماند، کارآمدی خود را از دست می دهد؛
- 22. درگیری با قدرت های بزرگ خیلی هزینه دارد: ۱۳۲۰، ۱۳۳۰، ۱۳۵۵، ۱۳۵۹، ۱۳۹۰ …؛
- 23. زندگی فقط قدرت نیست بلکه مملو از زیبایی های هنری، طبیعت و همزیستی است؛
- 24. طبیعت، به شدت دروغگو را مجازات می کند؛
- 25. قابل اتکاءترین روش برای مبارزه با فساد مالی: قدرتمند کردن قوۀ مقننه؛
- 26. خیلی حرفهایمان را عوض نکنیم: اخلاق یعنی وفای به عهد؛
- 27. با مطالعه و خودشناسی به مبارزه با غرور و خودبزرگ پنداری برویم؛
- 28. از باغبانی به همان اندازه لذت ببریم که از وزارت؛
- 29. مراقبت از محیط زیست را یک اصل در زندگی بدانیم؛
- 30. گنجینۀ گرانقدری به نام تجربۀ بشری وجود دارد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

آیا استیضاح ترامپ فرصتی برای ایران است؟
این رفتار ترامپ در حالی بود که دمکراتها به تازگی خود را برای ماجرای استیضاح آماده میکردند. اکنون که ترامپ به شدت تحت فشار تحقیقات استیضاح قرار گرفته، احتمالا اشتیاق او برای دیدار با مقامات ایران یا آغاز مذاکره با آنها هم دوچندان شده است. اتفاقا همین اشتیاق، موجب شد تردید مقامات ایران درباره دیدار با ترامپ بیشتر شود. روحانی نگران بود که دیدار با ترامپ صرفا به فرصتی برای عکس گرفتن تبدیل شود. با این حال، در آینده هر چه فشار دمکراتها بر ترامپ بیشتر شود، ممکن است جدیت او درباره تعامل با ایران نیز بیشتر شود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با فشارهای کمسابقهای روبرو شده است. دمکراتهای کنگره و برخی رسانههای آمریکا علیه او بسیج شدهاند تا او را استیضاح یا حداقل بیاعتبار کنند و جلوی انتخاب مجدد او را بگیرند. ترامپ، تحقیقات استیضاح را «بزرگترین شکار موهومات» و «کودتا» توصیف کرد.
به گزارش فرارو، در ۱۰ ماه گذشته، همواره برخی منتقدان ترامپ خواستار استیضاح او بودند. رهبران دمکرات، از جمله نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان، با استیضاح رئیسجمهور مخالفت میکرد. اما در پی افشاگری یک افسر سیا درباره مکالمه تلفنی جنجالی ترامپ با همتای اوکراینی، ولودیمیر زلنسکی، نانسی پلوسی رسما آغاز تحقیقات استیضاح ترامپ را آغاز اعلام کرد.
صبح ۲۵ ژوئیه، ترامپ با زلنسکی تماس گرفت. تحقیقات استیضاح ترامپ زمانی کلید خورد که یک افسر ناشناس سیا، درباره این تماس، افشاگری کرد. این افسر ادعا میکند که ترامپ در این تماس، با هدف تضعیف جو بایدن در انتخابات، از زلنسکی درخواست کرده که درباره فعالیتهای اقتصادی هانتر پسر بایدن تحقیق کند؛ به امید اینکه زلنسکی تخلفاتی کشف کند که ترامپ بتواند از آنها علیه بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آینده استفاده کند.
سایه سنگین تحقیقات استیضاح بر سیاست خارجی
اگر چه تحقیقات استیضاح به یک جدال سیاسی داخلی میان دمکراتها و جمهوریخواهان تبدیل شده، اما به گفته برخی ناظران، چنین جدالی بر سیاست خارجی آمریکا هم تاثیر میگذارد. صرفنظر از تغییرات محتمل در سیاست خارجی، خود وزارت خارجه آمریکا هم درگیر مناقشات مربوط به تحقیقات استیضاح شده است.
روز چهارشنبه، پمپئو در یک کنفرانس خبری در پایتخت ایتالیا، برای نخستین بار به طور علنی به موضوع گفتگوی تلفنی ترامپ و زلنسکی پرداخت و گفت او به این تماس گوش کرده است. او نگفت دقیقا در این تماس چه مسائلی مورد بررسی قرار گرفته، اما مدعی شد که سیاست آمریکا این است که به اوکراین در ریشه کن کردن فساد کمک کند.
هفته گذشته، روسای سه کمیته مجلس نمایندگان به طور مکتوب به پمپئو اطلاع دادند که آنها قصد دارند با برخی مقامات وزارت خارجه که از ماجرای اوکراین اطلاع دارند، مصاحبه کنند. علاوه بر این، روسای یادشده در بیانیه مشترکی، با اشاره به حضور پمپئو در مکامله تلفنی ترامپ و زلنسکی، او را متهم کردند که قصد دارد از طریق ممانعت از شهادت دادن کارمندان وزارت خارجه، رسوایی رئیسجمهور را لاپوشانی کند. پمپئو در پاسخ به این انتقاد، نامه شدیداللحنی خطاب به روسای کمیتههای مزبور نوشت و آنها را به «ارعاب، زورگویی و بدرفتاری» با کارمندان وزارت خارجه متهم کرد. جمعه گذشته، کورت ولکر، نماینده ویژه آمریکا در امور اوکراین، از منصب خود استعفا کرد با این حال، قرار است روز پنج شنبه در برابر سه کمیته مجلس نمایندگان شهادت دهد. کشمکش دولت ترامپ با دمکراتها هنوز ادامه دارد و پیشبینی میشود که این جدال تا مدت زیادی ادامه پیدا کند. پاسخ تند پمپئو به دمکراتهای مجلس نمایندگان نیز نشان میدهد که تحقیقات استیضاح احتمالا به کشمکشی ادامهدار میان دولت و کنگره تبدیل خواهد شد.
تحقیقات استیضاح ممکن است به درازا بکشد؛ برخی ناظران میگویند ترامپ مستأصل است و میخواست از طریق تعامل با ایران، تحقیقات استیضاح را تحت الشعاع قرار دهد.
تحقیقات استیضاح و ایران
حتی اگر در نهایت، ترامپ از برکناری جان سالم به در ببرد، استمرار تحقیقات استیضاح، ممکن است ضربات جبرانناپذیری به موقعیت او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ وارد کند. این تحقیقات در حالی انجام میشود که ترامپ تاکنون فاقد دستاورد بزرگ در سیاست خارجی است. او نه تنها، هنوز هیچ دستاورد قابل دفاعی در سیاست خارجی ندارد بلکه به خاطر روابط خارجی (مشخصا تماس تلفنی با رئیس جمهور اوکراین) در آستانه استیضاح قرار گرفته است. حتی محافل نزدیک به ترامپ هم اذعان میکنند که با آغاز تحقیقات استیضاح، تمرکز ترامپ بر مسائل داخلی و خارجی کمتر و کاخ سفید مشغول دفاع از رئیسجمهور خواهد شد. در همین رابطه، ولید فارس، مشاور سابق ستاد انتخاباتی ترامپ در امور خارجی، طی یادداشتی در روزنامه ایندیپندنت عربی، نوشت: «نتایج (تحقیقات استیضاح) هر چه باشد، فشارهای فعلی، بدون شک بر عملکرد رئیسجمهور، در زمینه دستاوردهای داخلی و سیاست خارجی تاثیر خواهد گذاشت.»
به گفته فارس، ترامپ در داخل وقت خود را بر مقابله با تلاشها برای عزلش تلف خواهد کرد. در سیاست خارجی نیز، توانایی ترامپ برای اتخاذ تصمیمات بزرگ، از جمله در خاورمیانه، تضعیف خواهد شد. مشاور سابق ترامپ بر این باور است که به رغم مشغول شدن ترامپ به تحقیقات استیضاح، سیاست خارجی او در مقابل ایران تغییر چندانی نخواهد کرد. بلکه احتمالا تا زمان انتخابات ۲۰۲۰ به همین شکل ادامه خواهد داشت و بعد از انتخابات، ترامپ وارد مرحله نهایی مقابله با ایران خواهد شد.
اما گزارش اخیر نشریه آمریکایی پالتیکو نشان داد که ترامپ به شدت مشتاق یک دستاورد خارجی در رابطه با ایران است. این رسانه آمریکایی در گفتگو با مقامات فرانسوی، مدعی شد که در جریان حضور حسن روحانی در نیویورک، ایمانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، طرحی چهار مادهی به روحانی و ترامپ پیشنهاد داده است و روسای جمهور ایران و آمریکا هم بر سر آن به توافق رسیدند. بر اساس این طرح، ایران تعهد میکند که هرگز دنبال تسلیحات هستهای نرود، کاملا به تعهدات هستهای پایبند شود و مذاکرات درباره یک چارچوب بلندمدت درباره فعالیتهای هستهای را بپذیرد و از طریق مذاکرات، صلح و احترام در منطقه را دنبال کند. آمریکا نیز موافقت خواهد کرد که همه تحریمهای اعمالشده پس از سال ۲۰۱۷ را بردارد. طرح فرانسه هنوز به جایی نرسیده، اما ممکن است در آینده نه چندان دور به نتیجه برسد.

تحلیل «سی ان ان» از پیامدهای تصمیم اخیر ترامپ علیه تهران؛
برنده بزرگ تحریم نفتی ایران:
ولادیمیر پوتین
دستکم روسیه و چین که یکی از قربانیان تصمیم ترامپ است، از سالها قبل خود را برای چنین روزی آماده کردهاند. در ژانویه ۲۰۱۸ دومین خط لوله نفت روسیه به چین به بهرهبرداری رسید که روسیه را قادر میکند به سرعت افزایش تقاضای چین را تأمین کند. این منبع بسیار ارزانتر از صدور نفت از طریق نفتکشهای ایرانی به نزدیکترین بنادر چین خواهد بود.
دیوید اندلمن در سی ان ان نوشت: برنده بزرگ فشار ترامپ بر ایران و قطع فروش نفت آن، پوتین و روسیه است. این مسأله حتی پیش از اعلام تصمیم لغو معافیت ها توسط پومپئو معلوم بود. بهای نفت خام که افزایش ۴۴ درصدی را در سال جاری تجربه میکرد، سه درصد دیگر هم رشد کرد. روز دوشنبه پومپئو اعلام کرد که معافیت خریداران نفت ایران دیگر تمدید نخواهد شد. او گفت هدف ما همچنان به صفر رساندن صادرات نفت ایران است: ما در نوامبر گذشته معافیت های موقتی به هشت کشور اعطا کردیم تا به متحدانمان فرصتی برای یافتن جایگزین نفت ایران بدهیم و ثبات عرضه در بازار را نیز حفظ کنیم. اما امروز اعلام میکنم که دیگر تحریمی در کار نیست. ما به سمت به صفر رساندن صادرات ایران حرکت نمیکنیم.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: این بخشی از سیاست اعمال فشار بر ایران توسط دولت ترامپ بود تا منابع مالی ایران در حمایت از گروههای وابسته به خود پایان بیابد و ضربهای دیگر به توافقی که اوباما با ایران منعقد کرد، وارد شود. به این ترتیب آمریکا اعلام کرد که به طور یکجانبه دیگر به چین، کرهجنوبی، ژاپن و کشورهای دیگر اجازه نمیدهد از ایران نفتی بخرند.
دقایقی پس از اعلام این خبر، قیمت نفت باز هم بالا رفت که خبر خوشی برای روسیه، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان بود. اما این خبر موجب خوشحالی بسیاری از کشورهای دیگر از جمله رانندگان آمریکایی نشد که باید در فصل تابستان، بهای بیشتری برای پر کردن باک خودروی خود بپردازند. چین نیز که با دولت ترامپ درگیر اختلافات تجاری است، واکنش خوبی به این تصمیم نشان نداد.
در حالی که نفت ۶۰ درصد صادرات روسیه و ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهد، هر دلار افزایش در بهای این کالا به معنای ارتقای قابل توجه اوضاع مالی این کشور خواهد بود. این امر موجب تضعیف تحریمهای آمریکا و اروپا علیه روسیه به علت مداخلات در شبه جزیره کریمه و اوکراین میشود.
روسیه روزانه ۱۱ میلیون بشکه نفت تولید میکند که معنی آن افزایش ۴ میلیارد دلاری درآمد سالانه روسیه با افزوده شدن هر دلار به بهای نفت است. به علاوه روسها سال گذشته با مازاد بودجه معادل سه درصد از تولید ناخالص داخلی مواجه بودند. این اتفاق از سال ۲۰۱۱ تاکنون بیسابقه بوده است.
با این حال بهای نفت یکی از شاخصهای مهم اقتصادی با حاصل جمع صفر است. در حالی که اقدام اخیر آمریکا موجب افزایش چشمگیر درآمد نفتی روسیه شده است، فشار زیادی بر متحدان اروپایی آمریکا وارد میکند که روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت خام مصرف میکنند.
عرصه نفت به اروپا از سوی عوامل دیگری نیز تهدید میشود مانند ناآرامی در لیبی که پیش از آن روزانه ۱.۲ میلیون بشکه نفت به بازار تزریق میکرد و اغلب آن به اروپا صادر میشد. این نگرانی وجود دارد که ادامه ناآرامی میزان تولید لیبی را به نصف برساند که به نوبه خود موجب افزایش بهای نفت و پر شدن جیب روسیه منتهی خواهد شد.
دستکم روسیه و چین که یکی از قربانیان تصمیم ترامپ است، از سالها قبل خود را برای چنین روزی آماده کردهاند. در ژانویه ۲۰۱۸ دومین خط لوله نفت روسیه به چین به بهرهبرداری رسید که روسیه را قادر میکند به سرعت افزایش تقاضای چین را تأمین کند. این منبع بسیار ارزانتر از صدور نفت از طریق نفتکشهای ایرانی به نزدیکترین بنادر چین خواهد بود.
اما علاوه بر آثار کوتاهمدت تصمیم ترامپ برای اعمال فشار بر اقتصاد ایران، این تصمیم پیامدهای دیگری نیز دارد از جمله اینکه محاسبات شرکتهای نفتی برای برقراری تعادل در بازار نفت را بسیار دشوار میکند و تعیین میزان سرمایه لازم برای سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ اقتصادی و نفتی را با پیچیدگیهایی همراه میکند. پیامد دیگر احتمال جهش قیمت سوخت در پمپ بنزین های آمریکا در آستانه فصل تعطیلات است
محمود سریع القلم:
از خودمحوری و خودخواهیها خارج شویم
در ایران گردش قدرت نداریم؛ 4 هزار نفر داریم که ثابت اند
یک عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کشوری که تولید نکند و نتواند در بازار بین الملل سهمی برای اقتصاد خود بگیرد، نمی تواند دنبال آزادی سیاسی برود.
به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا محمود سریع القلم در همایش هم اندیشی و بررسی نقش تشکل ها در توسعه اقتصادی استان کرمان اظهار کرد: اتفاق مهمی که دو دهه است در دنیا افتاده، این است که کاریزما از بین رفته اما این امر هنوز وارد ایران نشده و ایران هنوز کشور افراد است نه سیستم ها.
وی با بیان اینکه «در دنیای امروز تواناییها و مهارتهای فرد مهم است و کاریزما در این دنیا هیچ جایگاهی ندارد» تصریح کرد: ما و ژاپن دو کشوری هستیم که از ۱۶۰ سال قبل ازخارج از جهان غرب وارد دوره مدرنیته شدیم اما انتخاب و گزینش ما از متون توسعه و مدرنیته بسیار متفاوت است. ما اول سراغ آزادی سیاسی رفتیم و ژاپنی ها سراغ سیستم و تشکل رفتند.
وی با تاکید بر اینکه «معتقدم بنیان توسعه در نظام تولید یک کشور است و فونداسیون ساختمان توسعه، نظام اقتصادی است»، گفت: در ۱۱۰ سال گذشته ایران یک هزار و ۵۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته و ژاپن یکصد و ۷۰ هزار میلیارد دلار درآمد داشته است.
این نظریه پرداز توسعه افزود: در فهم توسعه و اولویتبندیهای توسعه در ۱۶۰ سال قبل دقیق نبودیم و اولویت خود را موضوعی تلقی کردیم که در مباحث توسعه، نتیجه توسعه تلقی میشود.
وی با بیان اینکه «کشوری که تولید نکند و نتواند در بازار بینالملل سهمی برای اقتصاد خود بگیرد، نمیتواند دنبال آزادی سیاسی برود» ادامه داد: ما ایرانی ها در هنر، فلسفه، پزشکی و ... در بین ملتها جایگاه بسیار بالایی داریم اما در اینکه حکمرانی یک امر تخصصی است، جایگاه خوبی نداریم.
وی درباره چرایی عدم موفقیت تشکلها در ایران بیان کرد: حاکمیت هایی در یک قرن داشتیم که به تشکل جامعه اعتقادی نداشتند و فرهنگ تشکل در جامعه ما ضعیف بوده است. اگر بخواهیم در کشوری به سمت سالمسازی نظام اجتماعی حرکت کنیم، باید قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی جدا شود.پیشرفت اقتصادی اصول دارد و در کشوری که حاکمیت مالک اقتصاد است، نباید منتظر توسعه باشیم.
سریع القلم اظهار کرد: مسئله دیگر این است که حوزه تفکر باید حوزه آمار و ارقامِ درست باشد و با حدس و گمان نمیشود کار کرد؛ لذا یکی از دلایل عدم موفقیت در سیاست خارجی این است که تحلیل ما از وقایع جهان براساس آمار و ارقام نیست. شناخت نادقیق ما در سیاستگذاریها بسیار اثر دارد و هرچه به سمت حدس و تصورات برویم، به همان درجه در تصمیمسازی و تصمیمگیری مشکل خواهیم داشت و هرچه به سمت آمار، پژوهش و ارقام دقیق برویم، موفق خواهیم شد.
وی گفت: برای سالمسازی نظام اجتماعی، حاکمیت نه تنها نباید صاحب قدرت اقتصادی باشد، بلکه باید میانجی باشد، باید سیاستهایی طراحی کند که با همه مردم جامعه کار کند و نگاهی به تمام اقشار و جریان های اجتماعی داشته باشد. تمرکززدایی از مسوولیتها، ایجاد توازن میان جریان ها و وجود رسانه های نقاد و مستقل در زمینه سالم سازی نظام اجتماعی نیاز است و بهترین روش مبارزه با فساد مالی در دنیا، آزادی رسانههاست.
وی در ادامه عنوان کرد: در ایران طی یک قرن اخیر جامعه بزرگتر از دولت نشده و دولت و حاکمیت خیلی بزرگتر از جامعه است و جامعه نقش کلیدی در تصمیمسازی و تصمیمگیری ندارد. توسعه، تک شخصیتی است و افکار روشن و مشخص میخواهد و ما نیازمندیم فرهنگی ایجاد کنیم که افراد شخصیت خود را نشان بدهند و یک شخصیتی شدن شهروندان از ملزومات سالمسازی یک نظام اجتماعی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: مهمترین مشکل سیاسی در توسعه ایران عدم گردش قدرت در ایران است و حدود ۴ هزار نفر داریم که ثابت هستند. مهمترین مشکل فکری عدم توسعه ایران فقدان قرارداد اجتماعی است و هر هشت سال یک بار تعریفمان از عدالت، آزادی، بخش خصوصی و ... را عوض میکنیم.
وی با اشاره به اینکه «کار بینالمللی ضرورت پیدا نکرده است» عنوان کرد: توسعه یافتگی نیاز به ارتباطات جهانی دارد و کار با شبکه جهانی موجب رشد میشود و نداشتن ارتباطات جهانی ضد توسعه است.
وی اظهار کرد: کشوری که تولید ثروت نکند، نمیتواند هویت خود را حفظ کند و ریشه تولید ثروت در بخش خصوصی هر کشور است و این تجربه جهانی است. یکسانازی ضد توسعه است و در این صورت افراد نمیتوانند خلاقیت خود را بروز بدهند.
سریع القلم در بخش دیگری از سخنانش گفت: از مهمترین موانع آزادی در کشور، کنترل اقتصادی حاکمیت است و اینکه مردم از ترس معاش حرف نزنند.
وی با بیان اینکه «بخش خصوصی مبنای آزادی بشر است»، گفت: بخش خصوصی در سالم سازی نظام اجتماعی اهمیت زیادی دارد زیرا فهم زمان، سود و زیان، ثبات، بهره وری و کارآمدی و ارتباطات بین المللی ریشه در بخش خصوصی دارد.
وی با تاکید بر اینکه «دانش و آگاهی، اجماع، فرهنگ جدید شهروندی و تعامل بینالمللی از جمله راهکارها برای تقویت تشکلها هستند» افزود: بخشی از علتهای اینکه تشکلها ضعیف هستند، بخشی به حاکمیت بر میگردد و بخش دیگر مربوط به این است که ما در ناخودآگاهمان منتظر هستیم، حاکمیت کاری بکند. وقتی جامعه رشد کند، حاکمیت مجبور میشود به سمت جامعه آمده و تصمیمات خود را عوض کند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه «ریشه کار جمعی در کارآمدی است»، افزود: اگر از افراد بیرون آمده و سیستم درست کنیم، موفق می شویم. اگر میخواهیم توسعه پیدا کنیم، باید یک اتفاق در جامعه ما بیفتد و این است که از فرد به طرف جمع و سازمان حرکت کنیم. باید از اُبهت فرد به توانایی فرد حرکت کنیم و ظرفیت های فکری فرد اهمیت داشته باشد.
وی با تاکید بر لزوم تبعیت از قانون، آییننامه و قواعد، گفت: باید به سازمان وفادار بود و قائل شدن به فکر و تخصص، جلگیری از یکسان سازی، ایجاد و فرآیند اجماع سازی، پذیرفتن تغییر، مسوولیت پذیری، تعاملات بین المللی از جمله رهکارهاست و باید به سمت تشکل و شبکهسازی حرکت کرده و از خودمحوری و خودخواهیها خارج شویم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
روحانی:
معصوم نداریم و همه مسوولان قابل نقد هستند
همه باید بدون استثنا مالیات بدهند
دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دائمی قطع باشد
صدا و سیما باید انعکاس ملت باشد نه یک جناح
روحانی در واکنش به فیلتر تلگرام گفت: دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دائمی قطع باشد.
به گزارش عصرایران، حسن روحانی رئیس جمهور امروز از وزارت اقتصاد بازدید کرد و در جمع وزیر و مدیران ارشد وزارت اقتصاد سخنرانی کرد.
مهمترین بخش های سخنان روحانی:
- انتقاد روحانی از موافقان فیلتر تلگرام: تو راحت خوابیدی 40میلیون نفر گرفتار بودند،100هزار نفر شغلشان را از دست دادند
- همه بدون استثنا باید مالیات بدهند
- ریشه مشکلات، فاصله ما مسوولان با نسل جوان است
- ملت بزرگی داریم؛ معصوم نداریم و همه مسوولان قابل نقد هستند
- برای حل مشکلات به جای نفی، افراد و وضع موجود باید نقد شود
- مردم مطالبات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارند
- اگر با جان بپذیریم مردم همه کاره کشورند، مسائل حل می شود
- اگر با مردم گفتگو کنیم و شفاف باشیم، مشکلات نیز حل می شود
- مردم باید بدانند که کشورهای جهان برای سرمایه گذاری به ایران اعتماد دارند
- در بودجه 97 تبصره هایی برای رفع فقر مطلق پیش بینی کردیم؛ مجلس و نمایندگان نباید به هر دلیلی عقب بنشینند
- دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دائمی قطع باشد
- دشمنانی که مردم با انقلاب از ایران بیرون کردند، امروز می خواهند کشور با آشوب و بی آرامش باشد.
- حیثیت سیاسی آمریکا در شورای امنیت برای سوء استفاده از حوادث اخیر از بین رفت.
- اینکه خواسته مردم فقط به اقتصاد محدود شود، آدرس غلط و توهین به آنان است.
- 300 هزار میلیارد تومان برای اشتغال جوانان طراحی کرده ایم.
- دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دایمی قطع باشد، نمی توان به زندگی و کسب و کار مردم بیتفاوت بود.
- نمی توان سبک زندگی خود را به نسل های آینده تحمیل کرد
همه جا برخی از خواسته ها و تجمع مردم سوء استفاده می کنند
نقد مفید است؛ اگر با امید، اراده و راه حل درست همراه باشد
فرهنگ انتظار به معنی اعتراض به بی عدالتی ها و امید به گشایش امور است
برای حل مشکلات به جای نفی، افراد و وضع موجود باید نقد شود
اگر با جان بپذیریم مردم همه کاره کشورند، مسائل حل می شود
اگر با مردم گفتگو کنیم و شفاف باشیم، مشکلات نیز حل می شود
افتخار دولت دفاع از حق مردم در دسترسی به اطلاعات است
از هر فناوری عده ای سوء استفاده می کنند؛ نمی توان فناوری و بهره مندی مردم از آن را مسدود کرد
نباید چون کتابی علیه من است، جلوی آن گرفته شود
طی سالها اشتغال حدود صفر بود که به 700 هزار نفر رسید
درآمد ارزی سال 94 کمتر از نصف آخرین سال دولت قبلی بود
باید به مردم توضیح داد که دولت مسیر اقتصاد را درست انتخاب کرده است
حتی اگر همه مشکلات حل شود، زندگی بهتر حق مردم است
هدف اصلی بودجه 97، بهتر شدن زندگی مردم است
نا آرامی، سرمایه را فراری می دهد و به روند اشتغال لطمه می زند
بانکها باید به طور کامل به بازار سرمایه متصل شوند
توسعه ساختمانها و بخش اداری، سرمایه بانکها را منجمد می کند
بانکها سرمایه ها را برای کمک به اقتصاد آزاد کنند
مالیات باید فرهنگ عمومی شود، حتی اگر حداقلی باشد
انتخاب خدمات حق مردم است و هیچ فرد و نهادی نباید در آن دخالت کند
دین، انقلاب، تاریخ، کشور، فرهنگ و مردم خوبی داریم؛ وظیفه ماست نیازهای مردم را پاسخ دهیم
باید مردم مطلع شوند که از منابع عمومی چه کسانی بودجه می گیرند
با شفافیت نقدها بهتر شنیده می شود و فسادها و مشکلات زودتر رفع می شود
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
اعتراضات اخیر و ضرورت جراحی اقتصاد ایران
از این پس نباید ملاحظات امنیتی اولویت های دولت را مشخص کند و برنامه های اصلاحات ساختاری و جراحی اقتصاد ایران را به تاخیر اندازد.
همین چند روز پیش بود که حسن روحانی در نشستی با روسای کمیسیون های تخصصی مجلس بر ضرورت جراحی اقتصاد ایران تاکید کرد. او گفت:" همیشه نمیشود مریض را با قرص خوب کرد و گاهی جراحی میخواهد."
این سخن رییس دولت درست در میانه اعتراضات روزهای اخیر نوید خوبی است و به ظاهر نشان از آن دارد که عزم دولت حتی با وجود اعتراضات هفته گذشته در کشور، انجام جراحی بزرگ اقتصاد ایران با هدف ارتقای کارآمدی و بهبود شاخص رفاه مردم و برداشتن موانع داخلی توسعه از پیش پای اقتصاد ایران است.
از سال ها و دهه های گذشته بدینسو غالب صاحب نظران با دیدگاه های مختلف همواره تاکید داشته اند که اقتصاد ایران نیازمند یک جراحی عمیق و دردناک است تا از مشکلات ساختاری خلاصی یابد و در مسیر توسعه گام بردارد.
در دوره نخست دولت روحانی تمرکز او بیشتر روی به سرانجام رساندن توافق هسته ای با قدرت های جهانی – برجام- و لغو تحریم ها و برداشتن موانع مختلف بینالمللی از پیشپای اقتصاد ایران بود؛ در دوره دوم اما هر چند همچنان مشکلاتی در زمینه تحریمها و مخالفخوانی دولت جدید ایالات متحده آمریکا در زمینه برجام وجود دارد اما انتظار همگانی از دولت حسن روحانی انجام اصلاحات ساختاری در عرصه داخلی اقتصاد و دیگر عرصه هاست.
اعتراضات اخیر در کشور نیز نشان داد عمق نارضایتی مردم خلاصه در یک یا چند استان و شهر نیست بلکه مردم کشور در هر 30 استان مطالبات و نارضایتیهای جدی دارند و از این رو انجام هر چه سریعتر اصلاحات بنیادین برای رفع مشکلات مردم به ویژه در حوزه اقتصاد - که موتور محرکه آغاز اعتراضات اخیر در کشور بود – تا چه میزان اهمیت دارد.
اما هر چند که اعتراضات اخیر می تواند بر ایجاد اجماع در نهادهای حاکمیتی درباره ضرورت انجام اصلاحات ساختاری موثر باشد اما اگر پس از این ملاحظات امنیتی ناشی از اعتراضات بر دیگر جنبه ها و ملاحظات و سیاست گزاریهای حاکمیتی غلبه یابد، بیم آن می رود که جراحی دردناک اقتصادی از بیم ایجاد نارضایتیهای احتمالی به محاق تاخیر و حتی لغو برود و سیاست دولتمردان بر ارایه مُسَکِن هایی برای بهتر کردن موقتی وضعیت اقتصادی اقشار متوسط و پایین جامعه متمرکز شود.
همانطور که اشاره شد جراحی اقتصاد میتواند بسیار دردناک باشد چون مشکلات اقتصادی موجود در کشور ما بنا به اعتراف بسیاری از کارشناسان "ساختاری" است و رفع این مشکلات ساختاری همین حالا نیز بسیار دیرشده است و می بایستی از دهه ها پیش صورت می گرفت و از همین رو انجام این اصلاحات قطعا با سختی ها و مشکلات جانبی بسیاری برای دولت و مردم همراه خواهد بود.
شاید پس از اعتراضات اخیر در کشور عده ای از مسئولان به صرافت خرج کردن بخشی از دلارهای صندوق توسعه ملی کشور بیافتند تا دستکم به صورت موقت وضعیت بخشی از اقشار مردم را بهتر کنند و شاید دولت – قوه مجربه - به گمان اینکه با توجه به نارضایتی ها الان زمان مناسبی برای جراحی دردناک اقتصادی نیست و ممکن است بار دیگر سبب ایجاد ناآرامیها و اعتراضات شود، این مهم را به تاخیر اندازد.
به بیان دیگر اعتراضات اخیر می تواند تاثیری دوگانه در آینده اصلاحات اقتصادی ضروری در ایران برجای گذارد:
1- مسئولان کشور با وقوف به ریشه و علل نارضایتیها تلاش کنند با انجام اصلاحات ساختاری بر کارآمدی نظام حاکمیتی بیفزایند و این گونه شاخص رضایتمندی مردم از حاکمیت را بهبود بخشند.
2- در صورت غلبه ملاحظات امنیتی بر دیگر جنبه های مدیریتی پس از ناآرامیهای اخیر و با ایجاد هراس از دست زدن به جراحی و اصلاح ساختارهای اقتصادی، دولت دوازدهم و مجموعه حاکمیت این مهم را به تاخیر انداخته و حتی از اولویت اجرا خارج سازد.
به نظر می رسد یگانه راه منطقی پیش پای دولت حسن روحانی پس از اعتراضات اخیر نه رفتن به سمت سیاست های موقت پوپولیستی و نه باز کردن صندوق توسعه ملی برای برداشت های دلاری و خرج کردنهای ریالی باشد، بلکه یگانه راه منطقی پیش پای دولت:
1- صحبت کردن شفاف با مردم در زمینه ریشهها و علل مشکلات موجود در کشور و همراه نگهداشتن آنها در زمینه اجرای جراحی دردناک اقتصادی کشور
2- جراحی اساسی و "درست و درمان" لایحه بودجه سال 97 و برداشتن دهها هزار میلیارد تومان از بودجه نهادهای سربار و بی خاصیت و هزینه کردن آنها در جهت حل مشکلات مختلف مردم؛ در این زمینه نمایندگان مجلس شورای اسلامی می توانند پیشگام شوند و اختیارات قانونی لازم نیز به آنها داده شده است.
3- عدم تغییر در اولویت های سابق و تعیین شده درباره ضرورت اصلاح ساختارهای اقتصادی و جراحی اقتصادی با هدف ریشه کنی فساد سازمان یافته از پیکر اقتصاد کشور
خلاصه کلام آنکه نمی بایست اعتراضات اخیر باعث شود دولت از مسیر درست و کارشناسی و اولویت های تعریف شده خود برای جراحی دردناک ساختار اقتصاد کشور بازبماند و به سمت سیاست های موقت پوپولیستی و تزریق پول به جامعه برای ایجاد رضایتمندی موقت گام بردارد؛ بلکه دولت حسن روحانی باید در تعاملی شفاف با افکار عمومی همه مشکلات موجود در کشور را با آنها در میان گذاشته و اگر قرار است دهها هزار میلیارد تومان به صورت موقت برای حل مشکلات اقتصادی مردم هزینه شود، این پول بهتر است از داخل لایحه بودجه سال آینده و از نهادهایی کسر شود که به گفته رییس جمهور نه به مردم پاسخگو هستند و نه مالیات می دهند و نه مشخص است بودجه دریافتی خود را در چه راهی هزینه می کنند.
منبع :عصرایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ایرانیها چگونه مقابل ورشکستگی صنعت گردشگری ترکیه ایستادهاند؟
ایرانی ها با به جان خریدن عبور از مناطق محل درگیری میان شورشیان کرد و نیروهای دولتی ترکیه به وان می آیند تا بتوانند چمدان های خود را با تی شرت ها و شلوار پر کنند.
تسنیم به نقل از اکونومیست، صنعت گردشگری ترکیه در سایه حملات تروریستی اخیر، کودتای نافرجام سال گذشته و سیاست های سرکوبگرانه دولت اردوغان آسیب سختی دیده است. ورود گردشگران خارجی به این کشور از ۳۶ میلیون نفر در سال ۲۰۱۵ به تنها ۲۵ میلیون نفر در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است. به خصوص گردشگران غربی کمتر تمایلی به سفر به این کشور دارند. بسیاری از هتل ها در استانبول و دیگر شهرهای ساحلی مدیترانه برای جذب مشتری دست به کاهش قیمت ها زده اند.
اما وضعیت در شهر وان در چند ده کیلومتری مرز با ایران اندکی متفاوت است. در نه ماهه نخست سال ۲۰۱۷، این شهر میزبان ۳۸۸ هزار گردشگر ایرانی بود که نسبت به ۲۶۴ هزار گردشگر کل سال قبل رشد قابل توجهی نشان می دهد. این تقریبا به اندازه کل جمعیت شهر وان است. هتلداران محلی نمی توانند جوابگوی تعداد بالای تقاضای ایرانیان باشند. در یک روز غیرتعطیل در ماه سپتامبر، خبرنگار اکونومیست بعد از مراجعه به ۱۴ هتل و تنها مهمانسرای شهر جایی برای خواب پیدا نمی کند و تنها به لطف یک مورد لغو سفر یک مسافر دیگر موفق می شود یک اتاق خالی پیدا کند. تعداد ایرانیانی که در اوایل تابستان به این شهر سفر کردند به حدی بالا بود که فرمانداری ناگزیر شد برخی از آنها را در خوابگاه های دانشجویی و دیگر خانه های خصوصی اسکان دهد. یک مقام محلی شهر وان به شوخی می گوید: «گاهی اوقات احساس می کنید در شهر خودتان مثل یک خارجی هستید.» این سفرها موجب ارز آوری ده ها میلیون دلاری برای فعالان اقتصادی شهر وان شده است. مسئولان شهر وان اخیرا شروع به برگزاری دوره های زبان فارسی برای مغازه داران کرده اند.
در شرایطی که ترکیه با مشکل کاهش ورود گردشگر از اروپا و آمریکا مواجه است، گردشگران خاورمیانه ای با ماشین به این کشور سفر می کنند. انتظار می رود امسال ۲ میلیون ایرانی به ترکیه سفر کنند که یک رکورد محسوب می شود.
در این گزارش تاکید شده است:
ایرانی ها با به جان خریدن عبور از مناطق محل درگیری میان شورشیان کرد و نیروهای دولتی ترکیه به وان می آیند تا بتوانند چمدان های خود را با تی شرت ها و شلوارهایی پر کنند که قیمتشان پایین تر از اجناس مشابهی است که در ایران خریداری می کنند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

هوچیگریهای ترامپ در برابر برجام نیز باعث شده است آتش دلواپسان دولت روحانی شعله ور تر شود و در حمله به دولت کوتاهی نکنند.
این افراد فقط به دولت روحانی حمله میکنند و برجام را مشکل اساسی کشور میدانند اما نمیگویند جایگزین برجام چیست؟ آنها باید پاسخ این سوال را بدهند که چه برنامهای در صورت نبود برجام برای کشور دارند.
روحانی برای اداره کشور یک برنامه مشخص دارد. گفتوگو و مذاکره. برجام نیز حاصل این استراتژی است.
روحانی وقتی خود را آماده انتخابات ریاست جمهوری سال 92 میکرد برای اداره کشور برنامه مشخصی داشت. او مخالف سیاستهای دولت احمدی نژاد و تیم هستهای او در سیاست خارجی بود. «شیخ دیپلمات» اعتقاد داشت استراتژیهای دولت قبل مشکلات عدیدهای برای کشور ایجاد کرده بود.
مردم هم در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و همچنین سال 96 به روحانی اعتماد کردند و گفتند برجام و گفتوگو را بهترین راه برای اداره کشور است.
پس در برابر این استراتژی مشخص رقیب نیز باید راهکار مشخص خود را بیان کنند. آنها باید به مردم بگویند اول چرا برجام بد است و دوم راهکار خود را در صورت نبود برجام اعلام کنند.
آنها هنوز برنامه مشخصی به مردم ارائه ندادند. در انتخابات سال 96 هم وقتی نامزدهای این گفتمان وارد صحنه شدند، نگفتند که راهکار مشخصشان برای برنامه هستهای چیست. آنها گفتند که برجام را ادامه میدهند. این یعنی این نامزدها هم برجام را بهترین روی برای اداره کشور میدانند.
برجام حاصل مدیریت هستهای در دولت نهم و دهم بود. دورانی که ابر تحریمها بر سر کشور سایه افکند. در این زمان قیمت اکثر کالاها از اساسی، مصرفی و تزئینی دو یه سه برابر شد. خودروهایی که میشد آنها را با حداکثر 7 یا 8 میلیون خرید تبدیل به ماشینهایی شدند که بالای 20 میلیون قیمت داشتند.
ایران قبل از برجام با مشکلات بیشمار اقتصادی حاصل از تحریمها روبرو بود. بخشهای صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریمها در حال نابودی بود. پولهای ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر را و به جای پول آن، کالا دریافت میکرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد.
بسیاری که امروز مخالف برجام هستند در آن زمان مسئولیت داشتند و یا طرفدار آن گفتمان بودند.
سیاسیون، روزنامهها و رسانههای مجازی این گفتمان بیایند برای اولین بار و آخرین بار از استراتژیهای خود برای زندگی بهتر مردم در صورت نبود برجام سخن بگویند. آنها به مردم بگویند اگر برجام نداشتیم امروز چه داشتیم؟
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

دکتر سریع القلم:
آنچه از رییس جمهور آلمان آموختم
دکتر سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهیدبهشتی و پژوهشگر توسعه در جدیدترین یادداشت خود نوشت:
یک مؤسسه تحقیقاتی خصوصی آلمانی، ترتیب گفت و گوی تعدادی اساتید دانشگاه از ۱۴ کشور با رییس جمهور آلمان را طی هفته گذشته فراهم آورد. این ملاقات چند ساعته، هم ابعاد فکری قابل تأملی داشت و هم ابعاد خلقی و رفتاری قابل ثبت. در زیر به برخی از مشاهدات خود میپردازم.
رییس جمهور آلمان طی گفت و گو مطرح کرد: طی دو سال و نیم گذشته، آلمان یک میلیون و چهارصدهزار نفر سوری، عراقی و افغانی مهاجر را پذیرفته است. هزینه هر مهاجر در ماه برای اسکان، مواد غذایی، بیمه و آموزش زبان آلمانی، ۵۰۰۰ یورو میباشد. (شما خودتان میتوانید ضرب و تقسیم کنید). مهاجرین در کل آلمان پخش شده اند و تمام دولت های محلی وظیفه دارند تا هم مهاجرین را نسبت به فرهنگ و سیستم آلمانی آگاه کنند و هم مردم آلمان را برای پذیرش اجتماعی و اقتصادی مهاجرین مسلمان، آموزش دهند. این یک پروژه دراز مدت است که براساس اصل همگرایی مهاجرین به جامعه و اقتصاد آلمانی طراحی شده، ضمن اینکه این گروه عظیم مسلمان باید حقوق مذهبی و مدنی خود را نیز داشته باشند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...
روحانی در سازمان ملل:
ایران نه میخواهد امپراتوری تاریخیاش را احیا کند، نه مذهب رسمیاش را حاکم کند، و نه انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

آیا سیاست خارجی ما موفق است؟
یادداشت زیر به قلم دکتر محمود سریعالقلم، پژوهشگر حوزه توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران است که دوشنبه ۹ مرداد ۹۶ (امروز) در پایگاه اطلاعرسانی وی منتشر شده است.
برای آنکه یک کشور روابط خارجی داشته باشد، ابتدا باید استراتژی سیاست خارجی طراحی کند. روابط خارجی ما نیز مانند اقتصاد، در حالت رکود است زیراکه سیاست خارجی فعلی با فرمولهای ۲۵ سال پیش عمل می کند. ابتدا باید به روز شد تا بتوان روابط خارجی داشت. روابط ما با اروپا و ژاپن در وضعیت Standby است. به جز شامات و عمان، تقریباً روابط ما با کل جهان عرب، قطع است. آسیای مرکزی و قفقاز باب احتیاط را با ما پیش گرفته اند. پاکستان خیلی با ما کاری ندارد. معلوم نیست با ترکیه در سیاست گذاری بتوان به ثبات رسید. آسیایی ها هم در این شرایط اضطراری، در پی روابط پایاپای اقتصادی و افزایش کارمزد هستند.
پر واضح است ما دارای استراتژی امنیت ملی هستیم. در عمارت حکمرانی، امنیت ملی حکم فونداسیون را دارد ولی آیا نباید به فکر ساخت چند طبقه در این عمارت برای سکونت، آرامش و رشد باشیم؟ اینجاست که به استراتژی توأمان سیاست خارجی و توسعه اقتصادی نیاز داریم. در شرایط فعلی، سیاست خارجی ما همان امنیت ملی ما شده است. آخرین باری که یک گزارش یا سخنرانی که یکجا کلیّت روابط خارجی ما در منطقه و جهان را توضیح دهد چه موقع بود؟
سیاست خارجی فعلی ما در دو موضوع خلاصه میشود:
۱-تکذیب روزانه آنچه دیگران ما را بدان محکوم میکنند؛
۲-اتخاذ یک حالت تدافعی نسبت به نیات و اهداف کشور.
این راهبرد ما را به تعامل سازنده و سرمایهگذاری مستقیم خارجی هدایت نمیکند. نظام بینالملل فعلی اولاً ماهیت تجاری، اقتصادی و تولیدی دارد و ثانیاً پر از فرصت است. دولتها و بنگاهها برای سرمایهگذاری در کشورهایی که ثبات در سیاست خارجی، سیاست گذاریها و نظام اداری نداشته باشند، ریسک نمیکنند. در سال گذشته میلادی، ۱٫۶۲۵ تریلیون دلار درجهان سرمایه گذاری شده است که ۷۳ درصد آن در کشورهای G20 بود.
نکته حائز اهمیت اینست که تنها ۴ درصد از این سرمایهگذاری در سطح جهان در صنایع استخراجی مانند نفت، گاز و فلزات بوده است. عمدۀ سرمایه گذاری در IT، ارتباطات، خدمات و ساختار عمرانی بوده است. کشوری مانند سنگاپور که از شهر تهران کوچک تر است به تنهایی ۶۵ میلیارد دلار، سرمایه خارجی جذب کرده است. ظاهراً آمار دقیقی از میزان سرمایهگذاری خارجی در ایران در سال ۲۰۱۶ موجود نیست اما آمار ۲۰۱۵ عددی در حدود ۸۷۴ میلیون دلار را نشان می دهد.
با توجه به حساسیتهای تاریخی و سیاسی، بهترین شرکای تجاری، اقتصادی و سرمایهای برای ما، کشورهای غرب اروپا و ژاپن هستند زیرا که توان سیاسی و نظامی آنها بسیار محدود است. اما برای اینکه این امر تحقق پیدا کند، بنظر میرسد کشور نیاز به فاصله گرفتن از کانون مدارهای حساسیت آمریکا را دارد. در داخل کانون مدارهای حساسیت آمریکا بودن، کشور را در سطح حفظ امنیت ملی نگه میدارد؛ وضعیتی که بسیاری از کشورهای منطقه را خوشحال میکند زیرا فرصت پرداختن به اقتصاد ملی، تعامل سازنده و افزایش ثروت ملی را از ما میگیرد. بدون سرمایه و امکانات، فرهنگ و تمدن نیز رو به افول می روند. آحاد جامعه هم مجبور میشوند در حد بقا زندگی کنند.
یکی از نارساییهای جدی در راهروهای قدرت، کم بودن فوق العادۀ "متخصصین اقتصاد بینالملل" است؛ کسانی که پیچیدگیهای مالی، تولیدی، بانکی، سرمایهگذاری و حتی تا اندازهای سیاسی و حقوقی مسائل اقتصاد بینالمللی را دقیق بدانند. فقدان اینگونه افراد در سیاست گذاری باعث میشود دیالوگها در حد سیاست و امنیت متوقف شود و ما نتوانیم امنیت، اقتصاد و سیاست را همزمان و به صورت یک مجموعه حکمرانی (Synoptic) ببینیم.
آنقدر این نظام بینالملل متنوع و متکثر شده است که نیازی نداریم خود را به لحاظ سیاسی و امنیتی به قدرتهای بزرگ قفل کنیم. اتفاقاً با توجه به حساسیتها، نظام بینالملل فعلی بهترین ساختار را برای رشد و توسعه اقتصادی کشور عرضه میکند. چهارپنجم دستگاه دیپلماسی کشور را باید متخصصین مالی، بانکی، سرمایهگذاری و اقتصادِ بینالملل دربر گیرد. سیاست خارجی مانند غلطک آسفالت کاری است تا بعد از اینکه سطح زمین هموار شد، آسفالت (اقتصاد) ریخته شود. سیاست خارجی مبتنی بر لحن تدافعی و گفتار درمانی ره به جایی نمیبرد.
عمارت حکمرانی
طبقه دوم: اقتصاد بینالملل
طبقه اول: اقتصاد ملی (و سیاست خارجی که صرفا تسهیل میکند)
فونداسیون: امنیت ملی
حکمرانی نوین مقرر میکند که رشد اقتصادی یک کشور به اقتصاد بینالملل که در آن صدها کشور و هزاران شرکت حضور دارند قفل شود تا منافع دیگران به سرمایه گذاری گره بخورد. این قفل شدن باعث میشود تا دولتها در نوع تعامل سیاسی و امنیتی با یکدیگر، ملاحظات چشم گیری داشته باشند. سیاسیونِ جامعه ما، اقتصاد بینالملل را در قالب کشورها میبینند در حالی که یک بنگاه آلمانی مستقر در هامبورگ ممکن است از ۵۰ کشور و ملیت صاحب سهام داشته باشد.
نگاه ما به پیچیدگیهای جهانی بسیار قدیمی است. جایی باید بزرگ بنویسیم: مهمترین هدف مخالفین ایران، نگه داشتن کشور در فقر و انزواست. روش این کار نیز جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری است. در جایی دیگر نیز بزرگ بنویسیم: حکمرانی باید امنیت و اقتصاد را با هم ببیند و نه در دو ریل مستقل از هم. برای اینکه این راهبرد تحقق پیدا کند باید ذهنهای خود را Format کنیم.

دکتر محمود سریع القلم:
آیا کشور ما مدرن می شود؟
دکتر محمود سریع القلم - استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
ویکتور پِلِوین (Victor Pelevin) رمان نویس روس در رمان ۲۰۰۸ (۱) خود، مدرن بودن را چنین تعریف می کند:
– قطارهای روسی سر موقع برسند و حرکت کنند؛
– کارکنان رشوه نگیرند؛
– قضات به تلفنهای توصیهای پاسخ ندهند؛
– تجار درآمد خود را به لندن نبرند؛
– پلیس راهنمایی و رانندگی با حقوق خود راحت زندگی کنند؛ و
– ساکنان Rublyovka (منطقه اعیان نشین بیرون مسکو) همه به Christopal Skeya(زندانی در مسکو) منتقل شوند.
تاریخ سیاسی روسیه همانند تاریخ ما به شدت تحت تأثیر مسائل فقیر و غنی بوده است. ناتوانی در پرکردن این شکاف طبقاتی به پوپولیسم و اقتدارگرایی منجر شده است. پرکردن شکاف طبقاتی یا ایجاد عدالت، رفاه و حقوق مدنی برای شهروندان بدون قاعدهمندی و حکومت قانون امکانپذیر نیست. حکومت قانون ضرورتاً حکومت دموکراتیک نیست. سنگاپور یک حکومت قانون، قاعده و شفافیت است اما حکومت دموکراتیک نیست. انگلستان سه قرن حکومت قانون بود در حالی که هنوز یک قرن نشده که دموکراتیک شده است. دموکراسی بدون نظام حزبی و تسلط بخش خصوصی بر اقتصاد تحقق پیدا نمی کند. با شرایط فعلی رسیدن به دموکراسی در خاورمیانه اگر عزمی باشد نزدیک به نیم قرن کار دارد. مدرن شدن یک طیف است. بعضی به اشتباه فکر می کنند که مدرن بودن یعنی مصرف کالاهای لوکس، پوشیدن لباسهای گران قیمت، سوار شدن اتوموبیل آلمانی و زندگی در خانههای بزرگ. کاملاً بد فهمیده اند. مبنای مدرن بودن در افکار و رفتار است و نه در نوع مصرف.
ریشه فلسفی مدرن بودن در مدنیّت است. شخصِ مدرن به تکثّر برداشت و اندیشه معتقد است و نظر خود را صرفاً یک نظر در میان نظرات دیگر تلقی میکند. شخصِ مدرن، متفاوت بودن فکری انسانها را حق آنها میداند. شخصِ مدرن با دلیل و factبا دیگران تعامل می کند نه تخیلات، توهمات و شنیدهها. شخصِ مدرن به کسی که به او میگوید: من شما را دوست ندارم، میگوید حقِ شماست که مرا دوست نداشته باشید؛ مگر قرار است همه مرا دوست داشته باشند. شخصِ مدرن در هیچ شرایطی دشنام نمیدهد، پرخاش نمیکند بلکه تلاش میکند ریشههای جهل طرف مقابل را کشف کند. شخصِ مدرن نه اجازه میدهد دیگری وارد حریم خصوصی او شود و نه در حریم خصوصی دیگران دخالت میکند. اما یک ویژگی شخصِ مدرن بسیار تعیین کننده در جامعه مدنی و حکومت قانون است: به محض اینکه پای خود را از منزل بیرون گذاشت در سطح جامعه برای تمامی شهروندان، حقوق انسانی قائل است.
تابحال دیده اید: سرنشینان یک اتوموبیل گران قیمت یک میلیارد تومانی، چگونه پوست میوه، دستمال کاغذی و خاکستر سیگار به بیرون پرتاب میکنند؟ تابحال دیده اید چهار نفر آهسته با هم در عرض یک پیاده رو قدم می زنند و گپ میزنند و مانع عبور دیگر شهروندان میشوند؟ تابحال دیده اید پیاده روهای نزدیک به رستورانهای فستفود ساعت دوازده شب چگونه مملو از آشغال است؟ آیا تابحال دیده اید رانندهای نه دوبله بلکه در ردیف سوم پارک کرده و رفته است و ترافیک خیابان را مختل نموده است؟
صدها رفتار مانند اینها ضدّ مدرن بودن است.فکر کردن، استدلال آوردن، مؤدب بودن، احترام گذاشتن، نظیف بودن، رعایت حقوق دیگران را کردن، قانون را رعایت کردن، منظم بودن، صد متر دورتر رفتن ولی درست پارک کردن، وظیفه شناس بودن، مالیات دادن، درآمد بدون زحمت را قبول نکردن، دقیق بودن، حرف بیهوده نزدن، تخریب نکردن، غیبت نکردن، قانع بودن، دورغ نگفتن، انتهای صف ایستادن، تهمت نزدن، وجدان کاری داشتن و صدها اندیشه و رفتار دیگر از مشتقات مدرن بودن است.
درست میفرمایید اگر همه این گونه رفتار کنند کشور بهشت میشود؛ حتی اگر هفتاد درصد این گونه عمل کنند ایده آل است. ملتها و سرنوشت آنها با خصلتهای اکثریت تعیین میشود. اگر اقلیتی درست رفتار کند فایدهای ندارد. ژاپن، ژاپن شده است چون ۹۵ درصد مدرن رفتار میکنند.
رمان نویس روس نمیگوید دموکراتیک شویم بلکه مدرن شویم: قانون را رعایت کنیم، رشوه نگیریم، به حقوقی که میگیریم قانع باشیم و با رانت صاحب خانه نشویم. بی دلیل نیست وقتی گفته میشود بعضی کشورها در خاورمیانه هنوز وارد عصر مدرنیته نشدهاند چه برسد به دموکراسی که تحمل اندیشههای متفاوت، رقابت حزبی و دولت حداقلی در آن متصور ....
ژاپنی ها چگونه به زبان بی زبانی مرگ بر آمریکا می گویند؟
آیا تا به حال در ساعت فروشی ها به پوستر های تبلیغاتی ساعت های ژاپنی توجه کردید تمامی ساعتهای ژاپنی بر روی ساعت 10 و 10 دقیقه و 35 ثانیه ایستاده اند. علت این امر میدانید چیست؟
این ساعت همان ساعت بمباران اتمی در ژاپن است و ژاپنی ها با این کار در هر لحظه و همه جای دنیا این اشتباه آمریکا را به یاد آنها آورده و به این وسیله آنها را محکوم می کنند. مقداری فکر کنید. ولی ما ...
چگونه به زبان بی زبانی مرگ بر آمریکا می گویند و آمریکایی ها را بابت اشتباهشان سرزنش می کنند.
پاسخی به دعوت رئیس جمهور به ارایه
راهکارهای عملی توسعه اقتصادی کشور
در همایش اقتصاد ایران
سلام آقای رئیس جمهور
کشورعزیزمان ایران از معدود کشورهای آسیایی است که بیش از نیم قرن تجربه برنامه توسعه دارد اما آنطورکه باید و شاید به اهداف توسعه پایداردست نیافته است. سخنرانی ریاست محترم جمهور و درخواست ایشان مبنی ارایه راهکارهایی جهت نیل به رشد و توسعه اقتصادی مقدمه شد بر ارایه چند پیشنهاد که ذیلا ارایه میشود:
1- اهمیت و اولویت دادن به تولید و عزت بخشیدن به تولیدکنندگان داخلی و نیز جذب سرمایه گذاری خارجی
اکنون که به حمد و قوه الهی مشکل تحریمها در مسیر صحیح خود حرکت میکند ، ارایه لایحه قوی و جامع در رابطه با جذب سرمایه گذاری خارجی و داخلی با همکاری و هماهنگی نمایندگان محترم مجلس میتواند سرآغاز راهی برای توسعه اقتصادی قرار گیرد.
آقای رئیس جمهور وضعیت تکنولوژی درحوزه صنایع مادر ومتوسط کشورقدیمی و غیرکارا وغیراقتصادی و غیررقابتی است بطوریکه بدلیل بروز بیماری هلندی در کشورتوان و انگیزه تولید کنندگان داخلی و نیز موضوع انحصارات در بخش صنعت موجب شده است دربازه زمانی کوتاه مدت امکان تغییرساختارازطریق فعالان بخش خصوصی داخلی وجود نداشته باشد. همانطوریکه ریاست محترم مجلس نیزمکررا در سخنرانی های خود تاکید براصلاح قانون جذب سرمایه گذاری خارجی دارد لذا دولت محترم نیزبا ارایه لایحه منسجم و تصویب آن و نیزعملیاتی کردن آن تلاش نماید منابع مالی خارجی را درقالب تکنولوژی های جدید و رقابت پذیر به کشور باز نماید که مطمئنا این امر انگیرش لازم درتولید کنندگان داخلی به منظورافزایش کیفیت را فراهم خواهد نمود.
آقای رئیس جمهور سوالی از جنابعالی دارم در این مدت فعالیت دولت چند بار به شکل خصوصی وخانوادگی با فعالان بخش خصوصی داخلی و خارجی شام یا نهار صرف کردید؟ آیا صاحبان صنایع تولیدی مانند شیرین عسل یا کاشی تبریز و ... به حضور پذیرفته اید ؟ در مسافرتهای خارجی و رسمی تولیدکنندگان ، تجاروکارآفرینان چه سهمی از کل همراهان شما را به خود اختصاص داده است؟ اگر کمتر از 60 الی 70 درصد باشد راه به خطا رفته ایم؟!
دراین زمینه پیشنهاد می کنم حداقل هفته ای یا ماهی یک بار نهار یا شام خصوصی خود را با فعالان بزرگ اقتصادی دنیا (ترجیحا ابتدا با فعالان اقتصادی ایرانی خارج از کشور) میل فرمایید. پیشنهاد میکنم به جای صاحب منصبان سیاسی حداقل نیمی از همراهان خود در مسافرتهایی خارجی و رسمی را از تولیدکنندگان و تجارصاحب نفوذ و کارآفرینان عملگرا را با خود همراه داشته باشید
با سرمایه گذاران خارجی دررابطه با نحوه حضور آنها در داخل کشور صحبت فرمایید. به درد و دل و دغدغه آنها برای حضور درکشور و کمک به تولید و اشتغال کشور گوش دهید و اگر موارد منطقی مطرح شد حتما آنها را در لایحه جذب سرمایه گذاری خارجی تقدیمی به مجلس لحاظ فرمایید ومتقابلا در این نشستهای صمیمی و خصوصی حضرتعالی نیزبا فرمایشات امیدوارکننده و حمایت گرانه خود موجبات حضور آنها را در کشور فراهم نمایید.
آقای رئیس جمهور سرمایه گذاران نیاز به دلگرمی دارند وسرمایه گذاری صرفا با سخنرانی متداول و دیپلماتیک پیش نمی رود مطمئنا با رفتاروگفتار بسیارمودبانه و مثبت نگر حضرتعالی و از همه مهمترپتانسیل و مزیت بالای کشور برای سرمایه گذاران خارجی ، شاهد گسیل حجم انبوه منابع مالی و تکنیکی به کشور خواهد شد.
البته نشستهای رودرو و صمیمی با سرمایه گذاران داخلی به همین منوال مورد اشاره بسیار حایز اهمیت است . آقای رئیس جمهور سرمایه گذاران داخلی علاوه بر مشکلات اعتباری با بوروکراسی شدید اداری در حوزه های گمرک ،بانک ،مالیات و غیره مواجه هستند پیشنهاد میکنم خود حضرتعالی یا یکی از معاونین و یا وزرا روزی را با این عزیزان درفرایند بوروکراسی اداری همراه شوید تا مشکلات و درد و رنج این عزیزان را لمس نمایید.
آقای رئیس جمهور، تولید کننده عزیز و دردانه این مملکت هست.
اگر نفت تمام شود و یا ارزان شود حقوق من و شما و وزرای محترم و مسئولین عزیز را ازطریق مالیات و عوارض گمرکی این عزیزان تامین می شود پس قبل از اینکه دیر شود بخش مهمی از وقت خود را با این عزیزان سپری نمایید.
آقای رئیس جمهور حامیان واقعی دولت شما تولید کنندگان هستند .
کارمندان اصلی شما تولید کنندگان هستند پس نه در شعار بلکه درعمل با تولید کنندگان بودن را به مردم نشان دهید تا با کمک این گروه ارزشمند ، قوی و شریف بتوان دست دلالان و مافیا را از سر این کشور و مردم کوتاه نمود.
آقای رئیس جمهور پیشرفت برنامه اقتصادی شما بعد ازعنایات الهی فقط و فقط در گرو حمایت از تولیدکنندگان داخلی و کارآفرینان واقعی و نیز جذب سرمایه گذاری خارجی امکانپذیر است . امیدواریم با توجه به موارد فوق و نیز با اصلاح زیر ساختها مانند راه ، آب ،برق ، مخابرات و... شاهد تحول روزافزون در این بخش باشیم
2- کاهش تمرکز زایی تولید از پایتخت و مراکز استانها به سمت شهرها و روستاها
آقای رئیس جمهور یکی از مشکلات مهم و اساسی اقتصاد ما تمرکز زایی تولید در اطراف پایتخت و مراکز استانها است و این درحالیستکه نزدیک 50 درصد جمعیت و بیش از 80 درصد کشاورزی ما در شهرها و روستاها متمرکز است . عدم توجه به این موضوع از یک طرف مهاجرت از روستاها به شهرها ونیز خالی ازسکنه شدن روستاها و از بین رفتن ماهیت روستا و روستا نشینی را موجب شده است و از طرف دیگر افزایش آسیب های اجتماعی ،اعتیاد و فساد درشهرها را شاهد هستیم. براین مشکلات اضافه نمایید مواردی همچون حمل و نقل بی مورد کالا و خدمات و مواد اولیه تولیدی در روستاها به کارخانه های اطرف شهرهای بزرگ وکاهش عمر جاده و استهلاک آنها ،استفاده بی مورد سوخت در این زمینه و موارد دیگر که امیدواریم با بررسی کارشناسی طرح تمرکززدایی تولید در بخشهای کشاورزی از شهرهای بزرگ به سمت روستاها با جدیت پیگیری شود
3- توجه جدی به اجرای طرح کسب و کار خانگی بر اساس اصل 44 قانون اساسی
آقای رئیس جمهور مشارکت دادن آحاد مردم در دوره زمانی کوتاه مدت از طریق کسب و کار خانگی و مشرکت دادن همه مردم در تولید میتواند راهی سریع در رسیدن به اشتغال پایدار و کم هزینه برای دولت شما باشد.
مزیتهای بسیارزیادی این طرح میتواند برای دولت و خانواده ها داشته باشد.خانواده هایی زیادی هستند که به خاطر آبرو و حیثیت خود حاضرند با وضعیت بد اقتصادی مواجه شوند ولی شخصیت اجتماعی خود را به طبق اخلاص نگذارند .کسب و کار خانگی میتواند خیلی از افراد تحصیلکرده بیکار را به روشی شرافتمندانه صاحب درآمد و شغل نماید. و ازهمین طریق دولت میتواند با روشی کارمد و کم هزینه در کوتاهترین زمان نرخ بیکاری را کاهش داده و میزان آسیبهای اجتماعی و بزهکاری و... را به حداقل رسانده وبه تبع آن استحکام نظام خانواده که یکی از معضلات جامعه کنونی است را فراهم نماید و ازهمه مهمترتولید ناخالص داخلی و به تبع آن افزایش رشد اقتصادی را برای دولت شما به همراه آورد. ازطرف دیگر برای خانواده ها نیز این طرح بدلیل پایین بودن هزینه تولید و نیز کار جمعی و گروهی خانواده و بهره گیری ازامکانات موجود خانواده بسیار با صرفه و اقتصادی است.
آقای رئیس جمهور میلیاردها دلار تولید اسباب بازی ،انواع عینک و سایر ابزار وسایل ساخت چین از طریق همین کسب و کار خانگی است که اگرسرجمع حساب نماییم چند برابرصادرات نفت و گاز سالیانه ما برای خود درآمد ارزی کسب مینمایند.در کشورهایی مانند ویتنام،اندونزی،هندوستان و ...نیز از این طرح استفاده نموده و میلیاردها دلار درآمد دارند.
4- پیگیری تدوین لایحه احزاب و تصویب آن
آقای رئیس جمهور تجربه کشورهای در حال توسعه موید آن است که رسیدن به بلوغ اقتصادی نیازمند تضارب آرا است .
وجود احزاب قوی و کارآمد نه جناحهای سیاسی غیر متشکل و غیر سیستماتیک ، لازمه رشد و توسعه اقتصادی است. احزابی که عالمانه و با برنامه دولت و فعالیتهایش را به چالش بکشاند و راهکارهای اصولی و درازمدت به مردم ارایه نمایند.
الحمدالله کشور عزیزمان به سطحی رسیده است که قدرت و صلابت خود را به دنیا نشان داده است. حال به نظر میرسد که این توان در دولت شما هست که این طرح خطیر و مهم را عملیاتی نماید تا راه برای همفکری و تعامل تمامی اندیشمندان اقتصادی ، سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی جامعه فراهم شود.بررسی تجربه کشورهایی نظیر کره جنوبی و ترکیه موید این موضوع است
5- تغییررویکرد صدا وسیما و افزایش نقش آن در پیشبرد اقتصاد مقاومتی
با توجه به موارد فوق صدا و سیما نقش بسزایی را میتواند ایفا نماید ضمن احترام به اصحاب رسانه ، متاسفانه رسانه ملی در فرایند رشد اقتصادی و کمک به دولت عملکرد ایده الی نداشته است. تبلیغات وآگهی هایی با بارتاثیرگذاری منفی وقت زیادی ازرسانه ملی را بخود اختصاص داده است این درحالیستکه رسانه ملی میتواند با برنامه هایی با بازه زمانی کوتاه ولی اثر گذار درخدمت تولید واقعی کشور و معرفی کارآفرینان ایفا نماید.
هزینه گزافی صرف تولید فیلم وسریال هایی میشود که متاسفانه اکثریت آنها آسیبهای اجتماعی جامعه را نمایان میکند درحالیکه میتوان زوایای مثبت خانواده ها را نیز نشان داد. بنظرم بایستی بخشی از رویکرد صدا و سیما درزمینه تولید فیلم وسریال تغییریابد و به سمت افزایش امید به زندگی سالم و توجه به اقشار موفق جامعه در حوزه های اقتصادی و اجتماعی بیشتر شود
وقتی که به کشورهایی دیگردرحال توسعه نگاه میکنیم توسعه اقتصادی ابتدا با تاثیر گذاری بر روی فرهنگ و تولید سریال های متنوع براساس دیدگاه کلی کشورشان توانستند به افزایش تولید ملی نیز برسند .
کشورهایی نظیر ژاپن کره و ترکیه همین فرایند را طی کرده اند. کره جنوبی درست است کشور پیشرفته از نظر صنعتی است اما در چند دهه گذشته ابتدا با ساخت سریالهای متعدد و تاثیر گذار مردم دنیا را به خودشان به فرهنگشان جلب کردند.
حتی مردم کشورمان (بزرگ و کوچک) نیز چند دهه با این سریالها زندگی کردند کودکان ما سرود وآهنگ سریالهای کره ای را بهتر ازسرود ملی شان در شروع سریالها زمزمه میکردند،کودکان و نوجوانان ما ، خانواده و روابط مربوط به بازیگران سریالهای کره ای را بهتر و بیشتراز روابط خانوادگی خود توصیف میکردند . حضور بازیگرنقش جومونگ در ایران به منظور تبلیغ کالای کره ای چقدر بر سر زبانها افتاد؟!
لذا امیدواریم با پیگیری حضرتعالی و تعامل هر چه بیشتررسانه ملی وسایرجراید ، روزنامه ها ونیز سایتهای خبری با بهره مندی از آمیزه های دینی و ملی خود شاهد حمایت همه جانبه آنها ازهنرپیشگان حوزه تولید و کارآفرینی کشور باشیم.
به امید توفیق روزافزون برای تمامی کارگزاران نظام بخصوص دولت خدمتگذارکه حقیقتا در شرایط حساس سیاسی از جمله تحریمها و حضور نیروهای بیگانه در اطراف مرزهای کشورمان ونیز شرایط دشوار اقتصادی ازجمله کاهش شدید قیمت نفت وفساد اقتصادی قرار گرفته که فقط و فقط باهمدلی و وحدت تمام آحاد مردم و دولت میتوان روزهای امیدبخشی را برای جامعه ترسیم نمود
مطمئنم با کلید تدبیر و امید و با کلام شیوا و همراه با عمل حضرتعالی و نگاه همراه با ادب و احترام به جامعه جهانی و توجه به سه اصل عزت ، حکمت و مصلحت ، سال آینده سال شکوفایی و بهبود فضای کسب و کار و نیز اغاز حرکت رو به رشد تولید در کشور خواهیم بود. انشاالله
با احترام احمد عاقلی-عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مرند

دوستی آرشیتکت، این جملات را نقل میکرد: شخصی با ریشۀ خاورمیانهای در آمریکا بدون اینکه مجوز شهرداری اخذ کند، اتاقی به منزل خود اضافه کرد. بعد از مدتی کوتاه شهرداری مطلع شد و جرایم سنگینی را وضع نمود. اما شهرداری چگونه متوجه زرنگی این فرد شد؟ شهرداری توسط عکسهای ماهوارهای که هر چند ماه یکبار گرفته میشود متوجه تغییرات در املاک میشود. نرمافزاری این عکسها را مقایسه میکند.
هر قدر مربعهای عکس (Pixel) کوچک تر باشد، شفافیت آن بالاتر میرود. این فرد قانون شکن غافل بود که عکس هوایی منزل او به وضوح نشان میدهد که مربعهای عکس تغییر کردهاند. وقتی مسئولین شهرداری، به فایل این ملک مراجعه کردند، متوجه شدند مجوز جدیدی در کار نیست. سپس سراغ او آمدند.
موضوع دیگری: FedEx یک شرکت تحویل نامه، پاکت و بسته در عرض ۲۴ ساعت است. ۴۶ سال است که کار میکند و سال گذشته ۶/۱ میلیارد دلار درآمد داشته است. این شرکت ۶۵۰ هواپیما دارد که از نظر تعداد هواپیما رتبه چهارم جهانی است. نکته حائز اهمیت در مورد این شرکت اینست که از تمام نقاط دنیا، بستهها و نامهها به ۱۶ فرودگاه تا ساعت ۸ شب وارد شده و پس از دستهبندی تا ۳ صبح با پروازهای جدید به مقاصد خود ارسال میشوند. در روز بعد، نامهها و بستهها تا ظهر یا بعد از ظهر تحویل داده میشوند. فقط در فرودگاه Memphis (ایالت تنسی) حدوداً ۱/۵ میلیون بسته تا ساعت ۸ شب وارد میشود و با حدود ۱۰۰ هواپیما به مقاصد خود در داخل و بیرون آمریکا حرکت میکنند.
در ایام کریسمس و سال نو، تا ۳/۵ میلیون بسته نیز این شرکت در ۲۴ ساعت در تمام دنیا تحویل میدهد. در داخل آمریکا، این شرکت در Memphis و Oakland (کالیفرنیا) دو مرکز (یا Hub) دارد. در مرکز فرماندهی جهانی این شرکت (Global Command Center) در Memphis، یک نقشه عظیم دیواری حرکت ۶۵۰ هواپیما را هدایت و مدیریت میکند. یک نکته مشترک در این دو مثال وجود دارد: مدیریت در دنیای امروز با دانش، سیستم دیجیتالی و قاعدهمندی است. نظارت از طریق دانش و سیستم دیجیتالی است.
تصور کنید اگر مدیریت ۱۶ Hub داخلی و بینالمللی شرکت FedEx را به "مدیریت افراد" و به سطح حوصله، دقت و نظم بشری میسپردند که در آنها هزاران خطا متصور است چه هرج و مرجی میشد و بستهها نه در ۲۴ ساعت بلکه در ۲۴ روز هم به مقصد نمیرسیدند. وزارت خزانهداری آمریکا در همه بانکها، نرمافزاری تعبیه کرده که از انتقال پولی بالای ده هزار دلار اتوماتیک به آن وزارت خانه گزارش داده میشود. این در کنار صدها نرمافزاری است که در سیستم مالیاتی به کارگرفته میشود. اگر نظام دیجیتالی در جهان امروز را مبنا قرار دهیم، مدیریت در کشور عموماً حالت توصیهای، تلفنی، فردی، نصیحتی، حجرهای و رفاقتی است.
در دنیای امروز، خطا را نرمافزار تشخیص میدهد و نه افراد. بی دلیل نیست که حقوق سالیانۀ یک مهندس نرمافزار در آمریکا که حدود ۲۳-۲۲ سال سن دارد از ۱۵۰ هزار دلار شروع میشود. در چین ۷۰۰ میلیون نفر به هیچ وجه از اسکناس استفاده نمیکنند و تمام پرداختها از طریق موبایل انجام میگیرد. حتی متکدیان در چین در ته کاسهای، بارکُد حساب بانکی خود را چسباندهاند و شهروندان از طریق موبایل به حساب شخص متکدی، پول پرداخت میکنند. دولت و حاکمیت آلمان، اقتصادی بالغ بر چهار تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و رتبه چهارم جهانی (بعد از آمریکا، چین و ژاپن) را مدیریت میکنند. آلمان حدود ۳/۱ تریلیون دلار در سال صادرات دارد.
مسئولین آلمانی همه ساعت پنج بعد از ظهر از محل کار رفته و زندگی میکنند. تعداد جلسات مدیران در این کشور بسیار محدود است. سیستمی منسجم، دیجیتالی و منظم کار میکند. مدیران به این سیستم وفادار هستند و نه به افراد. اگر قرار باشد کشور پیشرفت کند، راهحلها بسیار شفاف و ساده هستند:
مدیریت نرمافزاری بر سیستم بانکی، مالیاتی، گمرکی و دهها مورد دیگر. اگر کشور دیجیتالی نشود، همچنان باید در رابطه با بانکداری، گمرک و غیره همایش برگزار شود، چند وزیر و استاد دانشگاه و کارشناس سخنرانی کنند و در نهایت، اظهار امیدواری بر اصلاح امور کنند. فرمولهای پیشرفت و توسعه آنقدر روشن هستند که میشود راحت آنها را گوگل کرد و نیازی به جلسه، همایش و توجیه ندارد.
در چهار سال آینده ، هدف دولت میتواند دیجیتالی کردن مدیریت کشور یعنی غیرفردی کردن مدیریت باشد. امروز نسلی که بین ۲۵ تا ۴۰ ساله است بیش از هر امر دیگری در پی ثبات و قابلیت پیش بینی در مدیریت کشور است. ثبات در مدیریت، امنیت روانی و اجتماعی به دنبال خواهد آورد. برای رشد، پیشرفت، توسعه، امنیت کشور و حتی برقراری عدالت، هیچ امری بالاتر از دیجیتالی کردن کشور وجود ندارد.
منبع:عصر ایران

دکتر حسن روحانی:
اکنون ۸۸ نیست، ۷۸ نیست، ۹۶ است
در مورد حقوق بشر میشود با دنیا مذاکره کرد
انقلابی بودن معنایش این است که امریکا را منزوی کنیم
به گزارش عصر ایران، حسن روحانی در همایش سراسری قوه قضاییه گفت: مردم اگر تردید پیدا کنند ما نمیتوانیم از مشکلات عبور کنیم ، مردم باید به دولت به معنای عام کلمه اعتماد داشته باشند.
در ادامه مهمترین سخنان روحانی در این همایش را بخوانید:
-قوا در ایران مستقل است. بله، اما این نیست که دیوار بکشیم. سیاست خارجی، اقتصاد، سایت داخلی، همه چیز با همکاری قوا انجام می شود. مخصوصا اقتصاد
-در تبلیغات انتخاباتی دیدیم که هواداران کاندیداها بدون هیچ تنشی فعالیت می کردند. این نشان می دهد انقلاب ما ۴۰ ساله شده است. اکنون ۸۸ نیست، ۷۸ نیست، اکنون ۹۶ است.
-اما باید اکنون تبلیغات انتخاباتی را در فضای خوب پس از انتخابات ادامه بدهیم؟ مشکلات کشور، مشکل دولت دوازدهم است؟ محیط زیست، آب، اقتصاد و ... مشکل دولت دوازدهم است؟ اینها مشکلات ملت ماست که باید با اتحاد برطرف شود. دشمن هیچ وقت نخواسته ما اتحاد داشته باشیم.
-هیچ وقت قوه مجریه، دنبال تخریب قوه قضاییه نبوده، قوه قضاییه به دنبال تخریب قوه مجریه نبوده، قوه مقننه به دنبال تخریب قوه مجریه نبوده، قوه مجریه به دنبال تخریب قوه مقننه نبوده است.
-می خواهیم اگر در شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای پیشنهاد داد، ۱۴ عضو دیگر هم رای مثبت بدهد یا می خواهیم ۱۴ رای دیگر به سود ایران باشد؟
- یک زمانی بود امریکا قطعنامه پیشنهاد می داد، ۱۴ رای دیگر را هم داشت. اما چند روز پیش که درباره ایران در شورای امنیت درباره برنامه موشکی ایران حرف زد، اروپا رد کرد، روسیه رد کرد. اعضای دیگر رد کردند.
- کسانی که امروز از رکود صحبت میکنند آن روز و در سال ۹۱ کجا بودند، الان که شرایط به اینجا رسیده، به تازگی عدهای توانستهاند کلمه رکود را ادا بفرمایند.
- انقلابی بودن معنایش این است که امریکا را منزوی کنیم. معنایش این است که با زبانی با دنیا حرف بزنیم که دنیا بفهمد، درک کند. حتی در موضوعاتی مثل حقوق بشر، می شود مذاکره کرد. البته نمی شود موضوعی که سالها علیه ما حرف زده شده، یک شبه حل شود. اما می شود مذاکره کرد. می توانیم قوانین خودمان را اجرا کنیم.
- من چند بار دعوت شدم به قوه قضائیه بروم چه در قبل از انقلاب چه در بعد از انقلاب، اما جرات نکردم وارد قوه قضائیه بشوم.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
رییس جمهور در اولین گفتوگو با مردم پس از انتخاب:
رای شما کشور را از توقف و تردید به در آورد
رئیسجمهور کشورمان تاکید کرد که در انتخابات روز گذشته مردم به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته یا توقف در شرایط فعلی میخواندند، نه گفتند.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام حسن روحانی در اولین گفتوگوی زنده تلویزیونی با مردم که از شبکه خبر پخش شد، گفت: سلام و درود خالصانه من بر ملت بزرگ ایران که با حضور و مشارکت گسترده معنادار و موثر خود در انتخابات اردیبهشت 96 گامی بلند در راه اعتلا و منافع ملی و سرافرازی ایران عزیز برداشتند.
وی ادامه داد: بیش از 41 میلیون رای شما تاریخ کشور را از توقف و تردید به در آورد و ایران را در تداوم راه توسعه و ترقی خویش قرار داد. شما دیروز به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته یا توقف در شرایط فعلی میخواندند، نه گفتید و زمانه را به جلو بردید.
روحانی خاطرنشان کرد: مشارکت تاریخی شما پای صندوق رای فارغ از اینکه در این رقابتیترین انتخابات تاریخ ایران به چه کسی رای دادید شگفتیساز شد و اعتماد دوباره شما به اینجانب سبب شد تا بار سنگینی را بر دوش خویش احساس کنم.
رئیسجمهور کشورمان تاکید کرد: من امیدوارم وکیل شایستهای برای نمایندگی مطالبات شما مردم عزیز ایران باشم. شما با این رای نشان دادید که ملتی یکپارچه هستید که با وجود قطببندیهای سیاسی هیچکس نمیتواند شما را به ورطه نزاعهای بیهوده طبقاتی، قومیتی، فرقهای، قبیلهای، شهری یا روستایی بکشاند. رای منسجم شما در همه مناطق کشور نشان داد که یک ملت هستید، یک دولت دارید و یک رئیسجمهور میخواهید که رئیسجمهور و صدالبته خادم همه مردم باشد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
جا دارد این انتخاب ارزشمند را به همه ملت بزرگوار ایران تبریک بگویم...احمد عاقلی
ادامه مطلب...

علی مطهری:
به روحانی رای می دهم به 6 دلیل
با رای به روحانی ایران سوئیس نمی شود
روحانی رای نیاورد ایران احتمالا ونزوئلا می شود
انتخاب کسی بدون یک روز تجربه وزارت یا نمایندگی مجلس، ریسک است
علی مطهری نائب رئیس مجلس در بیانیه ای ضمن اعلام رای دادن به روحانی، او را در بین کاندیداها اصلح دانست و دلایل خود برای این موضوع را اعلام کرد.
به گزارش عصرایران به نقل از کانال تلگرامی مطهری، او در بیانیه اش گفت: سپردن امور اجرایی کشور به کسانی که حتی یک روز تجربه وزارت یا نمایندگی مجلس را ندارند یک ریسک است
وی تاکید کرد:
با انتخاب آقای روحانی کشور ما از نظر رفاه مادی سوئیس نخواهد شد اما با عدم انتخاب او احتمال ونزوئلا شدن کشور منتفی نیست.
متن کامل بیانیه:
انتخاب اصلح در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری به دلیل عوامفریبیهایی که در رقابتهای انتخاباتی صورت گرفته است ممکن است برای بخش کوچکی از مردم ما به رغم رشد اجتماعی و سیاسی که در 38 سال گذشته پیدا کرده اند کمی با دشواری همراه شده باشد. نظر به درخواستهای مکرری که از اینجانب برای اعلامنظر شده است، به عرض ملت بزرگ ایران میرساند که این بنده ضمن احترام به همه کاندیداهای ریاست جمهوری و با آگاهی از نقاط قوت هر یک، به دلایل ذیل جناب آقای روحانی را اصلح میدانم و به ایشان رأی میدهم:
1️⃣ - دولت یازدهم پس از یک نابسامانی بزرگ اقتصادی، انضباط مالی در کشور ایجاد کرده و با ثبات نسبی قیمتها آرامشی را در حوزه اقتصاد کشور پدید آورده است. فراموش نکنیم که آقای روحانی دولتی را تحویل گرفت که سکه را از 90 هزار تومان به بالای یک میلیون تومان رساند.
2️⃣ - با توجه به توافقنامه برجام و تحولات منطقه خاورمیانه و ظهور هیئت حاکمه جدید در آمریکا با افکار و اهداف متفاوت، ادامه ریاست جمهوری آقای روحانی به صلاح کشور است. عده ای ابا ندارند که برجام ابتر بماند و برای حفظ ژست انقلابیگری کشور را به جنگی ناخواسته بکشانند.
3️⃣ - معمولا دولتها در دوره دوم خود بهتر کار میکنند چون اولا دیگر نیاز به رأی مردم ندارند و مستقلتر و آزادتر عمل میکنند. ثانیا مخالفان آنها انگیزه کمتری برای تخریب دولت دارند زیرا در دوره اول، هدفشان نرسیدن آن دولت به دوره دوم است و در دوره دوم این هدف موضوعیت ندارد. علاوه بر این، تجربهای که جناب آقای روحانی در این چهار سال کسب کردهاند سرمایه عظیمی برای چهار سال آینده است.
4️⃣ - اگر کاندیدای دیگری غیر از آقای روحانی پیروز شود، بیتوجهی به حقوق ملت و آنچه که در فصل سوم قانون اساسی آمده است، از طرف برخی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و قوه قضائیه بیشتر خواهد شد. وجود این دولت مانع بسیاری از این نقض قانون ها است اگرچه انتظار ما از رئیس جمهور به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی بیش از اینهاست.
5️⃣ - دولت، بسیاری از مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را به نقطه خوبی رسانده است. این حرکتها نباید در نیمه راه متوقف شود.
6️⃣ - سپردن امور اجرایی کشور به کسانی که حتی یک روز تجربه وزارت یا نمایندگی مجلس را ندارند یک ریسک است و چه بسا مسئولیت و ضمان شرعی به دنبال داشته باشد. با انتخاب آقای روحانی کشور ما از نظر رفاه مادی سوئیس نخواهد شد اما با عدم انتخاب او احتمال ونزوئلا شدن کشور منتفی نیست.
اما همان مقدار که انتخاب اصلح اهمیت دارد، میزان مشارکت مردم در آینده اقتصادی و سیاسی و امنیتی کشور مؤثر است. افرادی که فکر می کنند راه اصلاح بسته است و شرکت در انتخابات مفید فایده نیست، در خطا هستند. جمعه 29 اردیبهشت همه با هم پای صندوقهای رأی حاضر می شویم.
24/2/96
علی مطهری
در مغز مخالفین ایران چه می گذرد؟
دکتر محمود سریع القلم - استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
چگونه میتوان قدری به حقیقت محاسباتی درون مغزهای مخالفین ایران نزدیک شد؟
تاریخ روابط بین الملل نشان میدهد که عنصر اعتماد در روابط میان کشورها به سختی بدست میآید. اگر اعتماد به منافع قفل نشود شاید اصلاً بدست نیاید. کشورهای اروپایی چون اقتصادشان را به هم وصل کردند توانستند تا حد مناسبی، قواعد اعتماد را میان خود برقرار کنند.
چین و آمریکا چون تبادل میکنند مجبورند قدری به هم اعتماد کنند تا منافع آنها حفظ شود. آمریکا در سال ۲۰۱۵، ۴۸۲ میلیارد دلار از چین وارد و ۱۱۶ میلیارد دلار صادر کرد. اما روسیه و آمریکا چون به لحاظ اجتماعی و اقتصادی کاری با هم ندارند، روابط ملتهب سیاسی و تقابل دائمی امنیتی دارند.
حالا این قواعد را به ایران و خاورمیانه دلالت دهیم. از یک طرف، توان بالفعل فرهنگی، اجتماعی، علمی و فکری ایران و توان بالقوه نظامی و اقتصادی او در شاقولهای ارزیابی، قابل مقایسه با هیچ کشور منطقهای دیگری نیست. از طرف دیگر ایران با توانمندیهای بالقوهای که میتواند پیدا کند میخواهد راه رشد را تنها طی کند و در پی شریک نیست. از طرف سوم، نه ایران به لحاظ اقتصادی به همسایگان خودش قفل است و نه آنها را قبول دارد و با ادبیات مختلف، عموم آنها را نفی میکند.
در علم روابط بینالملل گفته میشود سخت ترین کار تحلیلی، ورود در مغز طرف مقابل است. حال باید ببینیم طرفهای ایران در منطقه، با ذهنیتی که از اهداف و رفتار ایران دارند، در مقابل چه ذهنیتی را درست کردهاند و چگونه نوعی قبضه شناختی (Cognitive Capture) در ذهن جهانیان نسبت به ایران ایجاد نمودهاند.
حدسی پیرامون ذهن طرف مقابل: نه میشود ایران را حذف کرد و نه میتوان به آن حمله کرد مگر اینکه خود ایران، محرکۀ تقابل باشد. اگر ایرانیها رشد کنند و یک قدرت منطقهای اقتصادی نظامی شوند ضمن اینکه ما اعراب را قبول ندارند، بقیه به حاشیه خواهند رفت. افزایش قدرت ایران یعنی اینکه تهران برای منطقه، دستور کار مشخص خواهد کرد.
کشورهای منطقه در مواضع رسمی و رسانههای خود، دهها مدرک و شاهد برای این ذهنیتی که از ایران پیدا کردهاند ارائه میدهند. آیا این ذهنیت دقیق است؟ صحت دارد؟ اگر علمی و منصفانه قضاوت کنیم، مجموعه خروجیهای ایران ضد و نقیض است. هم مثبت فراوان است و هم منفی. ولی چون اعتماد نیست، گیرندههای منطقهای فقط منفیها را میگیرند و برای مخالفت با ایران، آنها را چند برابر نشان میدهند. شبکه مخلوط مثبت و منفی در مجموع، اعتماد را از میان بر میدارد زیرا طبع بشر یک منفی را از صد مثبت بزرگتر میبیند. اعتماد مراقبت ثانیهای میطلبد تا برقرار باشد.
چون طرف مقابل، ذهنیت منفی دارد، تمام سیگنالهای مثبت را رد میکند و به ذهنیت نهادینه شده خود نمیتواند تردید کند (Cognitive Dissonance). در شرایط سخت فعلی نه تنها ذهنیت بسته شده بلکه برای تعمیم و جهانی کردن این ذهنیت، مداری بزرگتر از این ذهنیت برای عموم ترسیم شده است. در خاورمیانه فعلی، نوعی جنگ اطلاعات نادرست وجود دارد که البته شرکتهای تولید کننده تسلیحات در شرق و غرب از این فضای ناامنی و بیثباتی، بسیار بهرهبردای میکنند.
کانون تحریمها از داماتو در سال ۱۹۹۶ تا کنون، جلوگیری از قدرتمند شدن ایران بوده است. تحولات پس از برجام نیز بخوبی نشان میدهد این تئوری همچنان پابرجاست. تداوم یک ذهنیت نظامی-امنیتی- توسعه طلبانه از ایران در کنار تحریمهای اقتصادی حرکت میکند. بی دلیل نیست که عمدۀ کار سخنگوی وزارت خارجه، "تکذیب" است.
چینیها به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصاد و نظامی در تبلیغات گستردۀ جهانی مرتب به همه میگویند: افزایش قدرت چین به نفع صلح جهانی است. قدرت نرم چین (Ruan Shili): شامل ۵۰۰ مؤسسه کنفوسیوس شناسی در ۱۴۰ کشور و تدریس مکتب کنفوسیوس در هزار مؤسسه یا دانشگاه در دنیا، برگزاری سال نو چینی در ۲۰۰۰ شهر در ۱۴۰ کشور، تأسیس خبرگزاری در ۱۶۲ شهر جهان، خرید ۳۲ رادیو در ۱۴ کشور و بهرهبرداری گسترده از تبلیغات بیلبورد در اقصی نقاط جهان میشود. چین حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال برای چهرهسازی خود در جهان هزینه میکند. این در شرایطی است که دیپلماسی عمومی آمریکا حدود ۶۷۰ میلیون دلار هزینه دربر دارد.
اگر از علم معنا و واژهها (Semantics) بهره گیریم، خواهیم دید واژۀ ایران عموماً با واژگان منفی مانند توسعه طلب، جنگطلب، جنگجو، معترض و امثالهم مترادف قرار داده میشود. با توجه به محدودیتهای رسانهای ایران، طرفهای مقابل در مقیاس بینالمللی فعالیت میکنند و ذهنیت میسازند. این ذهنیت نه تنها، سیاست خارجی را دچار اختلال و بحرانهای روزمره میکند بلکه در حوزۀ اقتصادی نیز مانع از ورود جدی و پایدار سرمایهگذارن و شرکتها میشود. این دقیقاً هدفی است که مخالفین دنبال میکنند که ایران را کشوری ناامن، غیر قابل اتکا و نظامی جلوه دهند.
بی دلیل نیست که قدرتهای منطقهای در خاورمیانه برای مخالفت با ایران خیلی سراغ وزارت خارجه یا دفاع آمریکا نمیروند بلکه کانون فعالیتهای آنها در وزارت خزانهداری است تا مانع از معاملات دلاری ایران شوند. شاید نزدیک به ۹۰ درصد از مخالفت با ایران در خود منطقه باشد. آمریکا محل عملیاتی کردن این مخالفت است. کانون تئوریک ذهن مخالفین ایران، جلوگیری از توان مالی و سرمایهگذاری است. این باعث میشود تا ساختار عمرانی، بهداشت، آموزش، حمل و نقل، اشتغال و کارآفرینی در حدّ ۱۰ درصدی و بلکه بقا ادامه پیدا کند.
هدف اصلی ذهنیت علیه ایران، اقتصاد ایران است تا رشد نکند، ضعیف بماند و فقیر شود. وقایع منفی به مراتب بیشتر از کلمات منفی در حافظه انسانها دوام دارد. تغییر این ذهنیت منفی منطقهای تابع ارزیابیهایی خواهد بود که ما از آینده اقتصاد ایران خواهیم داشت.
یادداشت سریعالقلم برای سال 1396
دکتر محمود سریعالقلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در یادداشت خود که در پایگاه اطلاعرسانیاش منتشر شده است، نوشت:
از لحظه تحویل سال ۱۳۹۶ با خود عهد میکنم:
که بسیار تمرین کنم تا بر خود مسلط باشم. مسلط بر کلام و رفتار. چه دوستیها که با یک واژه، یا یک عبارت کوتاه و نسنجیده از بین رفتهاند. چه منافعی از کشور به خاطر جملات یا رفتارهای فکر نکرده تباه شدهاند. با خود عهد میبندم، در هر جملهای که میگویم و در هر رفتاری که میکنم، پیآمد سنج باشم.
مسلط بودن بر خود، یعنی فکر کردن و همه جانبه سنجیدن قبل از گفتار و رفتار. یعنی جلوتر بودن فکر از احساس و عصبانیت.
با خود عهد میکنم که در انتقاد، فکر و روش را نقد کنم و نه فرد را.
با خود عهد میکنم که در موضوعاتی که اطلاع ندارم، جملهای و رفتاری ناشایست از خود بجا نگذارم.
وقتی بر خود مسلط باشم، کمتر حرف میزنم و کمتر واکنش نشان میدهم. بخش اعظم زندگی هر فردی تحت تأثیر کلماتی است که استفاده میکند.

چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهيم؟
۳۰ ویژگی افرادی که انرژی مثبت دارند


30 ویژگی نروژ
دکتر محمود سریعالقلم، در یادداشتی به 30 ویژگی کشور نروژ اشاره کرده است.
به گزارش عصر ایران، این استاد دانشگاه در وبسایت خود این ویژگیها را بدین ترتیب عنوان کرد:
۱- ۹۷ درصد مردم با اینترنت کار می کنند؛
۲- بالاترین صندوق ذخیره دولت در جهان را دارد: ۸۸۴ میلیارد دلار؛
۳- مردم نروژ چهارمین مردم خوشحال جهان بعد از دانمارک، سوئیس و ایسلند؛
۴- هر ۹ دانشآموز یک معلم دارند؛
۵- طی ۲۳ سال گذشته، نرخ تورم حدود ۲ درصد بوده است؛
۶- طی ۳۵ سال گذشته، نرخ بیکاری حدود ۴ درصد بوده است؛
۷- با پنج میلیون جمعیت، ۳۴۵ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد؛
۸- طولانیترین تونل جادهای جهان را دارد: ۲۴٫۵ کیلومتر؛
۹- کشور بر اساس قانون اساسی ۱۸۱۴ مدیریت میشود: ۲۰۳ سال پیش؛
۱۰- ۳۳ درصد کشور جنگل است؛
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
آمریکا به حذف مواردی از قانون تحریمهای ایران پایبند شد
قانون تحریمهای ظالمانه ده ساله علیه ایران درحالی برای سومین دهه متوالی به تصویب سنای این کشور رسیده که در پی فشارهای دیپلماتیک و سرسختانه دستگاه دیپلماسی خارجی کشورمان، نه تنها اوباما ناچار به انصراف از امضای این قانون شد، بلکه وزارت خزانه داری آمریکا نیز ناگزیر شد رسماً بر پایبندی این کشور بر حذف مواردی از فهرست تحریم های ظالمانه تأکید و اذعان کند.
به گزارش نامه نیوز، وزارت خزانه داری آمریکا روز پنجشنبه با انتشار سندی، بار دیگر پایبندی کشورش را بر حذف یک سری تحریم های ثانویه شامل تحریم های مالی و مرتبط با امور بانکی از فهرست تحریم های ده ساله اعلام کرد.
سایر تحریم های حذف شده مواردی از قبیل خدمات بیمه ای و بیمه مجدد در ارتباط با فعالیت های سازگار با برجام را در بر می گیرد.
همچنین تحریم های بخش انرژی و پتروشیمی از فهرست تحریم های ده ساله علیه ایران خط خورده اند.
تحریم های مربوط به معاملات در حوزه کشتیرانی و کشتی سازی و اپراتورهای بندر نیز از فهرست تحریم ها حذف شدند.
تحریم های مربوط به تجارت ایران در زمینه طلا و سایر فلزات گرانبها نیز از فهرست تحریم ها خط خوردند.
سایر تحریم های حذف شده شامل تجارت در زمینه گرافیت، مواد خام، فلزات نیمه تمام مانند آلومینیوم و فولاد، ذغال سنگ، یا نرم افزار مورد نیاز برای فرآیندهای یکپارچه سازی صنعتی در ارتباط با فعالیت هایی که سازگار با برجام هستند، می شود.
تحریم های فروش، تهیه یا انتقال کالاها و خدمات مربوط به بخش خودرو سازی ایران نیز از فهرست تحریم ها خارج شدند.
در همین راستا «جان کری» وزیر خارجه آمریکا نیز روز پنجشنبه به وقت محلی با تأکید بر پایبندی دولت آمریکا به تعهداتش در برجام، بیانیه ای در ارتباط با بلااثرها (waivers) مربوط به تمدید قانون تحریم ها علیه ایران صادر کرد.
وی تأکید کرد که تمدید قانون تحریم ها علیه ایران (ISA) به طور کامل سازگار با تعهدات آمریکا در برجام است.
کری اضافه کرد که تمدید قانون تحریم ها به هیچ نحوی بر لغو تحریمهای ایران مطابق با توافق هسته ای یا توانایی شرکت ها برای معامله با ایران در چارچوب با برجام تأثیری ندارد.
وزیر خارجه آمریکا گفت که حتی اگر قانون تحریم ها علیه ایران تمدید شود، دولت آمریکا بندهای مغایر با برجام را قبلاً بلااثر و به حالت تعلیق درآورده است و نیازی به تجدید بلااثرها (waiver) نیست.
منبع: ایرنا

چرا با هم همکاری نمی کنیم؟
در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمیکنند.
تابحال تجربه کردهاید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی میکنید، ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی میکند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده میکند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل میگیرد که چرا من باید ساعتها در ترافیک، قانون را رعایت کنم و دیگری این کار را نمیکنند؟ بحرانها در یک جامعه انباشته میشود زمانی که عدهای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.
چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد.
پیروزی ترامپ چه اثری بر ایران دارد؟
نگاه ترامپ بر عکس اوباما و هیلاری کلینتون بیشتر معوطف به مسائل داخلی آمریکاست و چندان دوست ندارد خود را درگیر سیاست خارجی و بحرانهای منطقهای کند.
ترامپ را دیگر باید رییس جمهور ترامپ خطاب کرد. مرد موحنایی که قرار است راهی کاخ سفید شود تا بعد از اوبامای سیاه پوست قدرت را در آمریکا به دست بگیرد.
بسیاری بر این باور هستند که حضور ترامپ در راس آمریکا به ضرر ایران است و جمهوری اسلامی با مشکلات فراوانی در دوران پسا اوباما روبرو خواهد شد. در این نوشتار اما میخواهییم بگوییم انتخاب ترامپ نه تنها به ضرر ایران نیست بلکه به نفع ایران هم خواهد بود.
نگاه ترامپ بر عکس اوباما و هیلاری کلینتون بیشتر معوطف به مسائل داخلی آمریکاست و چندان دوست ندارد خود را درگیر سیاست خارجی و بحرانهای منطقهای کند.
او در سخنرانیهای خود به صورت صریح گفته است که مخالف حمله به عراق و افغانستان است و ترجیح میدهد آمریکا را درگیر مشکلات دیگر کشورها نکند. اوباما و کلینتون به شدت به دنبال ایجاد هژمونیهای منطقهای و فرامنطقهای بودند اما ترامپ بر اساس این اصل که آمریکا از داخل ضعیف شده است به دنبال بهبود شرایط داخلی آمریکاست. بر همین اساس میتوان گفت او دوست ندارد خود را درگیر ایران و منطقه خاورمیانه کند.
مهمترین مخالفان ترامپ دولتهای اروپایی هستند. اروپاییها اصلا دوست نداشتند ترامپ به قدرت برسد. حالا که این اتفاق افتاده است میشود گفت که با آمدن ترامپ دره عمیقی میان اروپا و آمریکا ایجاد خواهد شد.
روسای جمهور قبل از ترامپ قدرت رهبری جهان را داشتهاند چون جهان به ویژه اروپا آنها را به عنوان رهبر جهان قبول کرده بودند اما امروز نخبگان آمریکا هم ترامپ را به عنوان نماینده قدرت جهانی این کشور قبول ندارند چه برسد به کشورهای اروپایی. همین معنا باعث میشود ترامپ نتواند اتحاد بینالمللی را علیه ایران و یا کشورهای مخالف آمریکا ایجاد کند.
قطعا اروپای زمان ترامپ تلاش خواهد کرد ساز خود را کوک کند و دیگر به ساز آمریکا نرقصد. این بهترین فرصت برای ایران است که از ایجاد شکاف احتمالی میان آمریکا و اروپا استفاده کند. اروپاییها نشان دادهاند که علاقه مند به همکاری اقتصادی و سیاسی با ایران هستند و در این سالها آمریکا تنها مانع این رابطه بود. ایران میتواند در عصر ترامپ میخ خود را در اروپا محکم بکوبد.
ترامپ یک معامله گر اقتصادی است. سیاست برای او در منافع اقتصادی تعریف میشود. کسی که به دنبال منافع اقتصادی است هیچگاه به جنگ، بحرانهای سیاسی که میتواند بازار را ملتهب کند علاقه ندارد مگر آن که جنگ در راستای منافع اقتصادی تعریف شود.
آمریکای زمان ترامپ آمریکای پرحاشیه و پرسروصدایی خواهد بود و این بهترین فرصت برای ایران است که سیاستهای خود را در صحنههای منطقهای و جهانی یش ببرد. برجام زمان ترامپ میتواند برجام ایران و کشورهای اروپایی باشد و آمریکا به واسطه رییس جمهور موحناییاش کم کم از برجام و توافق هستهای با ایران فاصله بگیرد.
البته باید تصریح داشت که در سیاست، همه چیز قطعیت ندارد. به علاوه قابل پیش بینی نبودن ترامپ به لحاظ شخصیتی نیز می تواند مزید بر علت باشد تا جهان و از جمله ایران، نگاه محتاطانه ای به چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا داشته باشد
منبع: عصر ایران؛ مصطفی داننده
30 ویژگی کره جنوبی از نظر سریع القلم
محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران 30 ویژگی کشور کره جنوبی را به رشته تحریر درآورده است.
به گزارش عصر ایران این سی ویژگی که در صفحه فیسبوک سریع القلم منتشر شده به این شرح است:
۱-با ۵۱ میلیون جمعیت، اقتصاد دوازدهم جهان و ۱/۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی؛
۲-شهروندان ۲۲۰۰ ساعت در سال کار میکنند؛
۳-بالای ۳۰٫۰۰۰ دلار درآمد سرانه (۶۰ دلار در سال ۱۹۶۰)؛
۴-حمایت پایدار و همه جانبه هیأت حاکمه از تولیدکنندگان و شرکتهای خصوصی؛
۵-بی کاری ۳/۲ درصد و تورم ۱/۳ درصد؛
۶-در هزینه کردن برای تحقیق و توسعه (R&D) از آمریکای شمالی و اروپای غربی بالاتر؛
۷-حداقل ۵ درصد رشد اقتصادی در ۴۵ سال گذشته؛
۸-شروع یک فعالیت اقتصادی: در سه مرحله و ۴ روز طول میکشد؛
۹-مبارزه با فقر و تحقیر تاریخی از طریق تولید ثروت؛
۱۰-پسانداز بالا و مصرف کم به عنوان فرهنگ فردی و سازمانی؛
۱۱-اول در جهان در دولت الکترونیک؛
۱۲-هشتم در جهان در استانداردهای بهداشت؛
۱۳-کره جنوبی یک کشور توسعه یافته محسوب میشود؛
۱۴-نیروی کار بسیار با انگیزه، پرکار و با انضباط؛
۱۵-در صدر تولیدکنندگان: کشتی قارهپیما، موبایل؛ صفحه LCD و تراشۀ حافظه؛
۱۶-اجماع فکری و استراتژی مشترک همه جریانهای سیاسی و امنیتی درون حاکمیت نسبت به کره و آیندۀ آن؛
۱۷-رقیب سیلیکانولی در نوآوری و فنآوری؛
۱۸-رقابت جدی با محصولات ژاپنی و چینی؛
۱۹-فرهنگ عمومی: اعتماد، راستگویی، تحمل بالا، تعامل، یادگیری و پرهیز از بدگویی؛
۲۰-نظام آموزشی فوقالعاده کارآمد، حرفهای و رقابتی؛
۲۱-نوآوری در فنآوری: مهمترین بنیان رشد و توسعه اقتصادی؛
۲۲-شایسته سالاری نهادینه شده در بنگاهها و دولت؛
۲۳-ده شرکت بزرگ خصوصی یک چهارم نیروی کار را استخدام کردهاند؛
۲۴-هیأت حاکمه به ندرت در رسانهها حاضر میشود؛
۶۲-۲۵ درصد از زنان، شاغل هستند؛
۲۶-ارتباطات گسترده بینالمللی و به ویژه آسیایی؛
۲۷-یادگیری، بهتر شدن و تغییر: کانون فرهنگ فردی و اجتماعی؛
۲۸-حداقل دخالت دولت در فعالیتهای بخش خصوصی؛
۲۹-تشکلهای مؤثر بخش خصوصی، کارگران و نویسندگان برای اثر گذاری بر سیاستهای دولت؛
۳۰-اولویت جایگاه و آینده کره جنوبی بر هر موضوع دیگری چه در حاکمیت، چه در میان بنگاهها و چه در میان شهروندان.
رییس جمهوری در ضیافت افطار با وزرا، استانداران و روسای سازمان ها:
در برابر حقوقهای نامتعارف خواهیم ایستاد
دولت اگر اشتباه کرد برای عذرخواهی از مردم لکنت زبان نخواهد داشت
گزیده سخنان رئیس جمهور:
ثبات بازار اقتصادی، برجام و طرح تحول سلامت، سه دستاورد و پیروزی بزرگ این دولت بود که هیچکس نمی تواند آنها را انکار کند.
برجام پیروزی بزرگ سیاست خارجی ما است و هیچکس نمی تواند این نوری را که در سایه وحدت ایستادگی، و تلاش مردم و راهنمایی های مقام معظم رهبری و کارشناسان با تجربه ما محقق شد، نادیده بگیرد.
مخالفان و حتی موافقین این دولت نیز باور نمیکردند که دولت یازدهم بتواند با وجود شرایط سخت در ابتدای کار یک اقتصاد باثبات و در مسیر صحیح ایجاد کند و الان 33 ماه است که شاهد بازاری آرام و باثبات در داخل کشور هستیم.
همه اقدامات دولت از آن مردم است و اگر مردم به این دولت اعتماد نمی کردند ثبات بازار امکانپذیر نبود.
الان ثبات و آینده بازار پولی، مالی، کالایی و ارزی برای همگان قابل پیشبینی است.
هیچ دولتی در ایران و جهان وجود ندارد که بتواند چنین کار بزرگی را انجام دهد و 11 میلیون ایرانی به پوشش بیمه درمانی اضافه شده اند.
هر روز یک برنامه ریزی می شود که هم ذهن مردم تخریب و هم مارا از مسیر منحرف کند اما اینها در پیشبرد هیچیک از طرحهایشان موفق نبوده و نخواهند بود.آنها هر جا به میدان آمدند شکست خوردند؛ چون نه حق گفتند و نه نیتشان برای خداوند و مردم بود. وقتی نیت برای کارهای حزبی و جناحی شد، موفقیت نخواهند داشت و مهمتر آنکه ما نباید در این دام بیفتیم البته باید جایی که لازم بود پاسخ داد و چنانچه اشکالی هست رفع کرد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...

7 نکتهای که سریعالقلم از یک اجلاس جهانی آموخت
اجلاس سران هفت کشور صنعتی در تاریخهای 6 و 7 خرداد در ژاپن برگزار خواهد شد. مرکز مطالعات بینالمللی در توکیو از عدهای استاد دانشگاه در رشتههای اقتصاد و روابط بینالملل دعوت بعمل آورد تا با بحث و طوفان مغزی (Brainstorming)، روندهای جهانی را بررسی و ترسیم کنند.
به گزارش عصر ایران، محمود سریعالقلم با این مقدمه در مطلبی با عنوان «آنچه از کنفرانس علمی اجلاس سران G7 (هفت کشور صنعتی) آموختم»، در وبسایت خود نوشته است: بعضی نکات را که طی گفتوگوها آموختم، در زیر میآورم.
1- ایجاد یک نظم نوین سیاسی جهانی به موجب سیاستهای اعتراضی چین و روسیه با چالشهای جدی روبروست. قواعد این نظم سیاسی مورد اجماع نیست. قدرت در سطح جهانی توزیع شده است و کشورها فرصت تنوعسازی روابط خارجی خود را پیدا کردهاند. برخلاف دوره جنگ سرد، هماکنون تبعیت محض وجود ندارد. کشور کوچکی مانند ویتنام یا کشوری مانند عربستان که قبلاً مطیع بودند، هماکنون دستور کار خود را دارند و تلفیقی از مدارا و تعارض را پیش گرفتهاند.
با توجه به توان مالی و تولیدی بسیاری از کشورهای خارج از مدار غرب، اعمال یک نظم سیاسی با ارزشهای مردمسالاری، حقوق بشر، گردش قدرت، شفافیت سیاسی و همکاریهای گستردۀ چندجانبه بسیار مشکل خواهد بود. تفکیک نظم سیاسی جهانی از نظم اقتصادی جهانی اجتنابناپذیر است. در عین حال، کشورهایی که از هر دو منظر جهانی شوند، طبعاً از امتیازات بیشتری برخوردار میشوند. دو نمونه بارز، هند و مکزیک هستند. هند ضمن همکاری با روسیه و چین، امتیازات گستردهای از اروپا و آمریکا کسب کرده است.
2- تقریباً یکسوم از مباحث جهانی بر رفتارهای چین متمرکز بود. طی سه دهه گذشته، چین از طریق پیوستن به WTO و تجارت آزاد جهانی، ثروت قابل توجهی را بدست آورده است. نزاع نظامی و سیاسی غرب با چین با کدام محدودیتها روبروست و چه تأثیری بر روابط تجاری با آن کشور میگذارد؟ تداوم بعضی بیثباتیها باعث شد تا در سال ۲۰۱۵، پانصد میلیارد دلار ثروت از چین خارج شود. در حال حاضر سیصد هزار دانشجوی چینی در آمریکا مشغول به تحصیل هستند. ۹۶ هزار چینی با ثروتی قابل توجه در سال گذشته به آمریکا مهاجرت کردند. قدرت اقتصادی چین به تدریج در کشورهای غیر غربی در حال تبدیل شدن به قدرت سیاسی است بهطوریکه چینیها توان این را پیدا کردهاند تا در نتایج انتخابات در آفریقا، نقشآفرینی کنند. با ۵/۳ تریلیون دلار ذخایر ارزی، چین توان تأثیرگذاری بر سیاست جهانی را پیدا کرده است. همکاریهای گستردۀ IT بین چین و اسرائیل بسیار تعیینکننده بوده است. حکومت چین از چینیهای شاغل و صاحب دانش و بنگاه در خارج از چین بسیار استفاده میکند. قدرت چین به صورت تدریجی در حال افزایش است و قطب تعیینکنندهای در معادلات جهانی خواهد بود.
3- ناسیونالیسم اقتصادی و سیاستهای حمایتی دولتها در سطح جهانی در حال افزایش است. این مسأله خطری جدی برای تجارت آزاد، رقابت و نظم اقتصادی و جهانی شدن است. رشد فنآوری، اشباع بازارهای داخلی و رابطه تنگاتنگ میان دانش و اشتغال، بازار کار، سرمایهگذاری و تولید را در کشورهای صنعتی با مشکلات جدی روبرو کرده است. طی چهار دهه گذشته، دو برابر شدن جمعیت جهان به تولید، مصرف و سرمایهگذاری کمک شایانی کرده است. در اواخر قرن بیست و یکم، ۸۰ درصد جمعیت جهان در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین متمرکز خواهد بود که خودبخود جهتگیری ثروت، تولید و مصرف را مشخص میکند. اتصال تدریجی همۀ این بازارها به یکدیگر در سطح جهانی به نفع اقتصاد بینالملل خواهد بود. کشورهایی که در داخل، سامان سیاسی، شفافیت مالی، ثبات سیاستگذاری اقتصادی و آزادی مدنی دارند، دورنمای بهتری خواهند داشت و از محیط بینالمللی، بهتر میتوانند بهرهبرداری کنند.
4- در سطح جهانی، مدیریت اختلافات بر حل اختلافات اولویت پیدا کرده است. حداقل طی یک دهۀ آینده، بسیاری از اختلافات مرزی، سرزمینی، سیاسی و قومی حل نخواهند شد. کشورها حل و فصل اختلافات غیر اقتصادی را یا به تأخیر میاندازند یا با آنها مدارا میکنند. آینده نظام بینالملل تابع ائتلافها و مناسبات مشترکی است که کشورها برای تأمین منافع ملی و اقتصادی تشکیل میدهند. تنوع و کارآمدی ائتلافها بسیار تعیینکننده خواهند بود. هیچ کشوری به تنهایی قادر به تحقق اهداف ملی خود نخواهد بود. بسیاری با دشمنان سابق، همکاریهای جدیدی را آغاز کردهاند مانند عربستان و اسرائیل، چین و تایوان، آمریکا و کوبا. حکومتها فضای داخلی خود را برای پذیرش بیشتر شهروندان در مدارهای مدیریتی جهت افزایش همگرایی بومی آماده میکنند: مانند شهردار مسلمان لندن، وزیر دفاع سیک هندی، وزیر افغانی در دولت کانادا و وزیر مراکشی در دولت فرانسه. این تحولات، جوامع را به سوی مدارا، تحمل تفاوتها، احترام به غیر، همکاری و جلوگیری از خشونت و کثرتگرایی سوق میدهد. این روندها، مسیر همگرایی و جهانی شدن اتصالات فرهنگی و سیاسی را تسهیل میکنند.
5- اهتمام برای حفظ و بازسازی اکوسیستم کرۀ زمین باید دوچندان شود و نهضت سبز و حفظ محیط زیستی جهانی توانمندتر شود.
6- نصف ثروت بدستآمدۀ جهانی در سال ۲۰۱۵ نزد ۶۲ نفر است. جهان با تفاوتهای درآمدی جدی روبروست. اگر حوزۀ سیاست در کشورهای صنعتی و در حال توسعه، به سیاستهای توزیع ثروت روی نیاورد، مشکلات اجتماعی، مدنی و سیاسی در حال افزایش خواهند بود.
7- نزدیک به ۸۰ درصد کشتار و خشونت در سطح جهانی در خاورمیانه است. درگیریهای سیاسی داخلی عراق، وضعیت آن کشور را با بنبست جدی روبرو کرده است. فساد مالی، ناکارآمدی و فقدان اجماع میان گروهها باعث شده نه کشور با کارآمدی مدیریت گردد و نه از گسترش سرزمینی داعش جلوگیری شود. آتشبس در سوریه و حل بحران در این کشور، عمدتاً در گروی همکاریهای روسیه و آمریکا خواهد بود. مهمترین اختلاف سیاسی در خاورمیانه امروز میان ایران و عربستان است که چشمانداز مثبتی برای حل و فصل آن دیده نمیشود. کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار اسلحه در سال ۲۰۱۵ خریداری کردهاند. ثبات داخلی و ثبات بخشندگی بالقوۀ منطقهای ایران از جمله عوامل مثبتی هستند که باید در جهت بهبود اقتصاد ملی و تداوم توافق برنامه هستهای ایران بکار گرفته شود. برای آنکه سوریه به وضعیت ۲۰۱۱ و آغاز بهار عربی بازگردد، حدود ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری لازم است که نزد هیچ کشور یا ائتلافی نیست. عراق، سوریه، اردن، لبنان و مصر برای سالها درگیر مسائل داخلی خود خواهند بود. برخورد با داعش تقریبا در اولویت هیچ کشوری نیست. عربستان با یک تیم جدید و جوان مدیریتی در حال بازسازی خود است تا در سیاست و اقتصاد منطقهای و جهانی، نقش جدید و متفاوتی ایفا کند. سیاست خارجی آمریکا نسبت به خاورمیانه در دولت بعدی چه دموکرات و چه جمهوریخواه عمدتاً ادامه سیاستهای فعلی مدیریت محدود و از راه دور خواهد بود.
سیاست دنیای عرب همچنان حفظ انزوای سیاسی ایران است. اختلافات و تنشهای خاورمیانه همچنان ادامه خواهند داشت. وضع اقتصادی ایران به تدریج بهبود خواهد یافت و تهران به لحاظ سیاسی به اروپا نزدیکتر میشود. ثروت ترکیه و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس افزایش مییابد و بافت و ساختار قدرت فعلی حفظ میشود. هفت کشور صنعتی با همکاری ایران و ترکیه میتوانند از طریق یک چارچوب پایدار چندجانبه به کاهش خشونت و درگیری و ثبات بخشی منطقهای کمک کنند. در صورتی که عربستان به این چارچوب بپیوندد، قالبی بالقوه برای کاهش تشنجات منطقهای شکل خواهد گرفت.

چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟
شرکت بوئینگ تابحال 8700 بوئینگ 737 فروخته است و هم اکنون 4200 فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این 4200 فروند تا 8 سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟
آنچه در زیر می خوانید، یادداشت جدید دکتر محمود سریع القلم است که برای انتشار در اختیار عصر ایران قرار گرفته است. در این یادداشت، حلقه مفقوده توسعه یعنی سیستم سازی به طور مختصر و مفید، مورد بحث قرار گرفته است.
چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟
چون سیستم سازی اصولی دارد که باید آنها را در فرهنگ عمومی خودمان بوجود آوریم. اما سؤال مهم تر از اینکه چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم، این است که چرا باید سیستم داشت؟
سیستم رانندگی، سیستم تصمیم گیری، سیستم ساختمان سازی، سیستم خط کشی خیابانها، سیستم مالیاتی، سیستم قیمت گذاری، سیستم شستشوی اتومبیل، سیستم راه رفتن در پیاده رو، سیستم تغذیه، سیستم گرفتن مدرک دکتری، سیستم مدیریت تلویزیون، سیستم دستیابی به یک تخصص، سیستم مدیریت یک رستوران، سیستم ارزیابی دوست و دشمن، سیستم داشتن روان سالم، سیستم حکمرانی.
اگر هدف یک بنگاه، نهاد، شخص، مؤسسه، جامعه و حکومت، حفظ وضع موجود باشد، نیازی به سیستم نیست. سیستم صرفاً برای حرکت، رشد، پیشرفت و توسعه است. سیستم یعنی رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و منطق.
قضاوت های فردی، غرایز، دخالت های فردی، عمل خارج از رویه و آیین نامه ها یعنی ضد سیستم. هر چیزی که بخواهد ساخته شود محتاج ورودی ها و خروجی های شفاف، روشن، تعریف شده و باثبات است.
هر وقت لازم نبود رییس یک سازمان را برای حل و فصل موضوعی ببینیم می توانیم بگوییم در آن سازمان، سیستم وجود دارد.
شرکت بوئینگ تابحال 8700 بوئینگ 737 فروخته است و هم اکنون 4200 فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این 4200 فروند تا 8 سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟
قوه مقننه و دولت آلمان برای یک میلیون مهاجر عمدتاً مسلمان در سال 2015، دو میلیارد یورو بودجه تصویب کرده، برای هر کدام پروندۀ پزشکی تشکیل داده، جهت تغذیه، مسکن و حتی پول تو جیبی آنها (600 یورو از اول ژانویه 2016) برنامه ریزی کرده و امیدوار است این مهاجرین که 60 درصد آنها مردان زیر 30 سال هستند را با آموزش زبان آلمانی طی دو سال آینده به تدریج وارد بازار کار کند.
آیا این اقدامات تابع افراد است یا مجموعه ای از قواعد و قوانین قابل اجرا؟ در جدول زیر، تاریخ توسعه نشان می دهد که نمونۀ ب، زمینۀ پیشرفت دارد.

جهان سومی ها عموماً دولت قوی و جامعۀ ضعیف دارند. وقتی دولت و حکومت همه کاره هستند، جامعه ضعیف می ماند. درحالیکه جامعۀ قوی آلمان به دولت این کشور می گوید من اجازه نمی دهم دولتم در بحران های خاورمیانه، فعالیت گسترده نظامی کند. جامعه تشکل و حق تشکل دارد. رسانه های مستقل می توانند در طیف مسایل آلمان، بنویسند و نظر دهند و افکار عمومی را شکل دهند. اشخاص صرفاً فکر دارند و فکر می کنند و سیستم ها را می سازند.یک سیستم اجتماعی متشکل از احزاب، رسانه ها، گروههای مدنی و صنفی دیده می شوند.
گفته می شود خانم مرکل به شدت با افکار عمومی، مدیریت می کند و آراء مردم که توسط یک تشکیلات حرفه ای در دفتر او سنجیده می شود اثر گذاری مستقیم بر مملکت داری آلمانی دارد.
وقتی سیستم ساخته می شود، فکر اهمیت پیدا می کند و به صورت خودکار تخصص گرایی و شایسته سالاری رشد می کند. وفاداری به فکر، وفاداری به سیستم را به دنبال می آورد. قدرت اصلی کشورهای صنعتی در جامعه آنهاست: در صنعت، مؤسسات، دانشگاهها، بانکها، شرکتهای بیمه، بیمارستانها، نهادهای مدنی و بنگاهها که عموماً خصوصی هستند. قدرت دولتها ناشی از قدرت جوامع آنهاست. در این چارچوب، افراد فقط برای این مؤسسات و نهادها فکر و ابداع می کنند و سیستم ها را رشد می دهند.
سؤال: فرض می کنیم این بحث، صحیح و دقیق است. چگونه این سیستم درست می شود؟
جواب: در کشورهای در حال توسعه، مسئولیت سیستم سازی با دولت و حاکمیت است.
سؤال: چگونه می شود که یک حاکمیت و دولت سیستم می سازند؟
جواب: وقتی که 4 مورد زیر برای مجموعۀ حاکمیت و دولت از اهمیت جدی برخوردار باشد:
1. آینده کشور به عنوان یک سیستم؛
2. کیفیت زندگی مردم از طریق ایجاد رقابت و شفافیت؛
3. سیستم سازی برای تولید ثروت از طریق بخش خصوصی، مزیت نسبی، رقابت منطقه ای و بین المللی؛
4. منطبق کردن ریل سیاست خارجی بر ریل الزامات توسعه اقتصادی.
سؤال: این چهار اصل را از کجا آورده اید؟
جواب: تجربه بشری در 60 سال گذشته.
سؤل: پس فرهنگ، تدین و سنت چه می شود؟
جواب: بدون امکانات، بدون درآمد و ثروت ملی، فرهنگ و تدین و سنت حفظ و متبلور نمی شوند.
ساختن یک تمدن جدید، امکانات می خواهد. چطور می شود کشوری 90 درصد بودجه اش صرف هزینه های جاری شود و در عین حال بخواهد مزیت نسبی داشته و رقابت کند. بدون تولید ثروت، نه کار پایدار سیاسی می شود کرد و نه کار پایدار فرهنگی و نه می شود تمدن ساخت.
آیا می توانید پنج مسئول یا سیاستمدار کره جنوبی را نام ببرید؟
احتمالاً خیر. چون کره جنوبی یک سیستم است. چرا دولت جدید کانادا، دو مهاجر که تبعۀ کانادا شده اند را در کابینه عضو می کند. شهروند کانادایی که از فرقۀ سیک هندی است به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد.
به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر از آزادی سیاسی است. تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم.
شرکت هواپیمایی امارات، 60 هواپیمای ایرباس 380 سفارش داده که قیمت آن حدود 21 میلیارد دلار می شود و می خواهد دبی را به مهم ترین هاب جهان تبدیل کند. اگر امارات، سیستم درست نکند و از بهترین ها (شامل ایرانی ها) استفاده نکند، نمی تواند این هاب را ایجاد کند.
رقابت و شفافیت و تخصص، مهم ترین اصول سیستم سازی هستند. در کشور، 300 میلیون حساب در نظام بانکی وجود دارد که 38 میلیون آن حساب هایی است که دارای شماره شناسه و کد ملی تطبیق داده نشده، است. از این تعداد، 30 میلیون حساب راکد و هشت میلیون حساب فعال است (مجله تجارت فردا، 16 شهریور 1394، صفحۀ 60). آیا در یک نظام بانکی که سیستمی و شفاف باشد، ممکن است هشت میلیون حساب فعال بدون شناسه وجود داشته باشد؟
عموم اقتصاددانان کشور اعتقاد دارند که با ثبات بودن سیاست گذاری ها، و شفاف بودن فعالیت های اقتصادی مهم ترین عامل در عملکرد مثبت کل نظام اقتصادی خواهد بود.
فکر آزاد و فرصت خلاقیت در یک نظام قاعده مند و رقابتی، سیستم سازی را تقویت می کند. اما مهم تر از همۀ آنها، پی آمدهای سیستم سازی است.
در جامعه ای که با تئوری سیستم ها مدیریت می شود و همه جا مانند خلقت، سیستم وجود دارد، 1) راستگویی به صورت خودکار رواج پیدا می کند و 2) عموماً افراد مجبور می شوند با هم همکاری کنند و ویژگی های شخصی آنها به حاشیه می رود.

به قلم دکتر محمود سریعالقلم
30 ویژگی یک "ایرانی مطلوب"
دکتر محمود سریع القلم این بار "سی ویژگی یک ایرانی مطلوب" را برای عصر ایران به رشته تحریر در آورده است که حاوی نکات جالب و تأمل برانگیزی است.
1. بسیار کم حرف میزند چون کار و فعالیت به او فرصت حرف زدن نمیدهد؛
2. وقتی با مشکلی روبرو میشود، دیگران را سرزنش نمیکند؛
3. به ندرت در رانندگی بوق میزند؛
4. در پی قهرمان شدن نیست؛
5. از ادب و تعارف برای پوشاندن ضعفهای خود استفاده نمیکند؛
6. مسئولیت کوتاهیها و اشتباهات خود را با صراحت میپذیرد؛
7. آنقدر قابل پیشبینی است که دیگران به او اعتماد میکنند؛
8. آنقدر نیازهای خود را معقول کرده که از دروغ گفتن بینیاز شده است؛
9. اگر در قراری یک دقیقه دیر کرد از میزبان عذرخواهی میکند؛
10. تا میتواند در مورد دیگران قضاوت نمیکند و به کرات میگوید من نمیدانم؛
11. در میان غیرایرانیان، همه جذب نظم، کرامت و دانش او میشوند؛
12. از عملکرد خود ناراضی است و بسیار کم در مورد خودش صحبت میکند؛
13. محال است آَشغالی به زمین یا بیرون پرت کند؛
14. دفترچهای دارد که در آن ضعفهای خود را نوشته و برای اصلاح آنها برنامه دارد؛
15. با رقیب و مخالف خود مانند رفتار پیامبر برخورد میکند؛
16. در گوشهای از منزل او، پرچم ایران دیده میشود؛
17. فعالیت در محیط بینالمللی را فرصتی برای یادگیری و اثرگذاری میداند؛
18. حسادت نمیکند چون به قواعد خلقت و اهتمام انسانها معتقد است؛
19. بدگویی کسی را نمیکند چون میداند در مورد ضعفهای خود میتواند ده صفحه بنویسد؛
20. در هفته با ده نفر تماس میگیرد و احوالپرسی میکند بدون اینکه با آنها کاری داشته باشد؛
21. جهانبینی خود را به تناسب مخاطب تغییر نمیدهد؛
22. زندگی خود را با رنگهای شاد، گل، هنر، موسیقی تزئین کرده است؛
23. از تأیید دیگران بینیاز است؛
24. در ماه حداقل یک کتاب را با دقت و نشانهگذاری تمام میکند؛
25. هر وقت با او ملاقات میکنیم متوجه میشویم از دفعه قبل انسان بهتری شدهاست؛
26. برای حفظ سلامتی خود، برنامه منظم دارد؛
27. هر آجری در زندگی خود بر روی آجری دیگر گذاشته با زحمت بوده و نه با رانت؛
28. به قدرت و سمت به عنوان فرصتی برای بهبود وضع زندگی خود نگاه نمیکند؛
29. با ایرانیان دیگر بسیار همکاری کرده و از تعارض، درگیری و اختلاف با آنها پرهیز میکند؛
30. دایره معاشرتی او با افراد توانمند و غیر مطیع است.

روحانی ،ظریف و تیم هسته ای مچکریم
همانطویکه از ماهها قبل قول آنرا به دانشجویان عزیز و دوستان بزرگوار وعده داده بودیم و اعتقاد بر این بود که دولت ندبیر و امید بتواند از این مرحله حساس بگذزد اکنون شاهد این پیروزی بزرگ هستیم و دنیا را وادار به احترام نسبت به کشور و ملت بزرگ ایران ساختیم و این چیزی جز لیاقت ملت و مسئولین عزیز دولت خدمتگذار نیست.
امید است با تحقق کامل حماسه سیاسی در سالجاری و استمرار این روند موجب تحقق حماسه اقتصادی و بهبود وضعبت اقتصادی و تولید و رشد اقتصادی سریعتر کشور در سالجاری و سال 95 باشیم
موفقیت دولت تدبیر و امید را در توافق جامع هسته ای به مردم ایران
تبریک عرض میگوییم.
با آرزوی روزهای همراه با موفقیت و عزتمندی برای مسئولین عزیز
و ملت بزرگ ایران

نلسون ماندلا درگذشت
ˈنلسون ماندلاˈ قهرمان مبارزه با آپارتاید و رییس جمهوری پیشین آفریقای جنوبی در سن 95 سالگی
و ده ها سال مبارزه مستمر علیه تبعیض نژادی درگذشت.


هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. نلسون ماندلا
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر نلسون ماندلا
ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم . نلسون ماندلا
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا
شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن .نلسون ماندلا
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .نلسون ماندلا
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

دکتر روحانی:
با توافق ژنو، روابط بانکی متحول میشود
دولت عقبنشینی نمیکند
به آینده امیدواریم
دولت افتخار خود میداند که به مردم پاسخگو باشد
امروز در انبارهای ما به اندازه کافی کالاهای اساسی وجود دارد
رشد تورم، مهار شده است
روحانی در پاسخ به این پرسش، با بیان اینکه "دولت نهم و دهم یعنی در هشت سال گذشته پولدارترین دولت بوده است"، گفت:
حداقل در بخش درآمدهای نفتی، درآمد نفتی ما حدود 600 میلیارد دلار بوده که این رقم بیسابقه است.
دولتی که پولدارترین دولت بوده، بدهکارترین دولت نیز بوده است
وی افزود: دولتی که پولدارترین دولت بوده، متأسفانه بدهکارترین دولت نیز بوده است و من در همین راستا چند رقم از بدهیهای دولت گذشته را بیان میکنم. مثلاً بدهی دولت به سیستم بانکی در روزی که ما دولت را تحویل گرفتیم، بیش از 74 هزار میلیارد تومان بوده است.
رییسجمهور با بیان اینکه "بدهی دولت به صندوق تأمین اجتماعی و بازنشستگی، 60 هزار میلیارد تومان بوده است"، اظهار کرد: در ادامه باید بگویم بدهی دولت به پیمانکاران و بخشهای مختلف و خصوصی نیز حدود 55 هزار میلیارد تومان بوده و کل این رقم بسیار بالاتر از 200 هزار میلیارد تومان است.
فقط 32 درصد تعهدات سفرهای استانی دولت قبل انجام شده است
اولین عامل بزرگ ایجاد تورم رشد بیحساب نقدینگی در جامعه بود
رییس جمهور در ادامه گفتوگوی زنده تلوزیونی خود با اشاره به اینکه رشد تورم حالت تنزل پیدا کرده است البته طبیعی است که تورم تا مدتها باقی بماند و به تدریج به نقطه مطلوب برسد با طرح این پرسش که چرا تورم ایجاد شده است توضیح داد: اولین عامل بزرگ ایجاد تورم رشد بیحساب نقدینگی در جامعه بود.
روحانی با اشاره به اینکه در سال 84 نقدینگی 68 هزار میلیارد تومان بود و پایان دولت به چهارصد و هفتاد و خوردهای هزار میلیارد تومان رسید، گفت: نقدینگی در طول این مدت 7 برابر شد.
بخش بزرگی از تورم ما، از مسکن مهر نشأت میگیرد
رییس جمهور با اشاره به اینکه برای مسکن مهر تاکنون 43 هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی استقراض شده است، افزود: کل پایه پولی کشور از اول خلقت پول تا به حال 100 هزار میلیارد تومان بوده است که 43 هزار میلیارد تومان آن صرف مسکن مهر شده است. یعنی بخش بزرگی از تورم ما، از اینجا نشأت میگیرد و بخش بزرگی از تورمی که مردم تحت فشار آن هستند، مربوط به مسکن مهر است.
در دو ماه اخیر رشد نقدینگی متوقف شده و حالت نزولی پیدا کرده است
اگر در زندگی خصوصی مردم دخالت کنیم، اعتماد آنها سلب میشود
تقریباً کمبود دارو رفع شده است
یکی از برنامههای ما در سال آینده، یکسانسازی قیمت ارز است
عمده مشکلات اقتصادی بخاطر بیتدبیری بود
دولت میگفت تحریم کاغذ پاره است و در نتیجه وابستگی اقتصادی به خارج را بیشتر میکرد
همهجا کلید دست مردم بوده است
یک عده میخواهند شعله آتش اختلافات را روشن نگه دارند
انشاءالله فضای کسب و کار را بهبود ببخشیم
فضای امنیتی خیلی کمتر شده است
از اهداف منشور حقوق شهروندی، رعایت این حقوق برای ایرانیان داخل و خارج کشور است
سپیدهمنجر به صبح روشنایی را میبینم
مردم: روحانی مچکریم
روحانی:مردم من از شما متشکرم
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

نگاهي متفاوت به توافق ژنو
ظريف را تكثير كنيم!
هر چند توافق هسته اي ايران و 6 قدرت جهاني در ژنو بر سر برنامه اتمي و با وعده كاهش تحريم ها ماهيت ديپلماتيك دارد و البته تبعات مثبت اقتصادي و اجتماعي بسياري نيز بر آن مترتب است اما مي تواند از منظري ديگر نيز تحليل شود و به حوزه هاي سياست داخلي و فرهنگي نيز تعميم يابد.
تكثير ظريف به معني تكثير لبخند در جامعه اي است كه تا پيش از 24 خرداد 92 سخت عبوس مي نمود.
ظريف بايد تكثير شود: ابتدا در خود دولت روحاني، آن گاه در ميان سياستمداران.

مي توان سياستمدار بود و در عين خوش رويي با مردم عادي نيز ارتباط داشت بي آن كه هر سخني را بر سر بازار برد. و سر انجام در جامعه. ظريف تنها نماد لبخند نيست. او به نماد خردورزي نيز بدل شده است.
هنگامي كه مجري سيما با همان ادبيات هميشگي و كليشه شده از خواست هاي دشمنان و نيات پليد آنان سخن مي گفت با آرامش پاسخ داد: "به هر حال هر كشوري به دنبال منفعت خود است و براي منافع شان تلاش مي كنند. اگر اختلاف نداشتيم اختلاط مي كرديم نه مذاكره. اختلاف در دنياي سياست طبيعي است. واقع بين باشيم."
تكثير ظريف تكثير ساده انديشي نيست، تكثير واقع بيني است. سم زدايي از انديشه سياسي است.
تكثير ظريف اين است كه پنجره ها را باز كنيم و دنيا را با نيك و بد آن چنان كه خود مي بينيم ببينيم نه اين كه به روايت اين و آن دل ببنديم.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...
.jpg)
برای مشاهده کامل تصاویر ،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

آفرین بر دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای کشور
مفاد مختصر و مفید توافق ژنو
مهم ترین خبر امروز دنیا ، توافق هسته ای ایران و 1+5 در ژنو است. بررسی
مفاد توافقنامه که توسط منابع غربی منتشر شده نشان می دهد که اگر بخواهیم
توافق ژنو را در چند سطر خلاصه کنیم ، می توانیم چنین بگوییم:
الف: تعهدات ایران
1 - توقف غنی سازی 20 درصد و خنثی کردن خطر ذخایر اورانیوم 20درصد غنی شده پیشین ، ضمن داشتن اجازه غنی سازی 5درصدی
2 - ادامه کار تأسیسات هسته ای در ایران بدون آن که ایران توسعه جدیدی در آنها ایجاد کند
3 - پذیرش بازرسی های بیشتر آژانس بین المللی انرژی اتمی بر تأسیسات هسته ای ایران
ب: تعهدات 1+5
1 - عدم اعمال تحریم جدید
2 - تعلیق برخی تحریمها در زمینه:
طلا و فلزات گرانبها
خودروسازی ایران
صادرات پتروشمی ایران
3 - صدور مجوز بازرسیها و تعمیرات خطوط هوایی ایرانی به منظور ارتقای سطح ایمنی پروازها
4 - محدود نکردن سطح فروش نفت ایران از وضعیت کنونی
5
- چهار میلیارد و 200 میلیون دلار از پول های مسدود شده ایران در خارج
کشور به ایران مسترد می شود و 15 میلیارد دلار از درآمدهایش در طول این
مدت به حسابهای مسدود شدهاش در خارج از کشور ریخته خواهد شد.
6 -
چهارصد میلیون دلار به صورت کمکهای تحصیلی دولتی از صندوقهای ایرانی
محدودی مستقیما به موسسات آموزشی شناخته شده در کشورهای ثالث انتقال می
یابد تا هزینههای تحصیلی دانشجویان ایرانی تسویه شود.
7 - تعاملات
انسان دوستانه با ایران تسهیل می شود.تعاملات انساندوستانه، تعاملات
مربوط به غذا، کالاهای کشاورزی، دارو، درمان و ابزارآلات پزشکی است.
ج: آینده
بنا شده است این توافقنامه به مدت 6 ماه اجرا شود و بعد از آن ، مذاکرات جامع برای ادامه مسیر و لغو بقیه تحریم ها ادامه یابد.
کمیته مشترکی از ایران و 1+5 بر حسن اجرای توافق نظارت می کند.
برای مطالعه کاملمتن کامل و دقیق"توافق ژنو" ،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

آشنایی با گروه 5+1
- گروه پنج به علاوه یک (G5 +1) میانجیان بینالمللی حل مسئله هستهای ایران هستند.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

تاریخچه گروه هشت(G8)
زمینه های شکل گیری چنین نهادی به سالهای رکود اقتصادی و بحران نفت در اوایل دهه هفتاد میلادی باز می گردد. در سال 1973 در واکنش به این شرایط، دولت آمریکا جلساتی غیر رسمی با شرکت اقتصاد دانان ارشد از اروپا، ژاپن و آمریکا برگزار کرد که به گروه کتابخانه موسوم شد.
در سال 1975 به ابتکار دولت فرانسه رهبران این کشورها در این جلسه شرکت کردند و از آن زمان توافق شد که
که اجلاس سران همه ساله برگزار شود. شش کشور تشکیل دهنده به گروه شش معروف شدند. با پیوستن کانادا به این نهاد در سال 1976 نام آن به گروه هفت و در سال 1999 با پیوستن روسیه به گروه هشت معروف شد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی
ادامه مطلب...

