فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com
 

 ۱۵درس زندگي كه در هيچ مدرسه اي ياد نمي دهند!

 








همگي ما همزمان با تحصيل در مدارس ، درسهايي از زندگي نيز مي آموزيم كه هردوي آنها مهم است .

مشكل اصلي اين است كه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.

در اينجا به درسهايي از زندگي اشاره كرده ايم كه براحتي مي توانيد از آنها بهره بگيريد :

1- طبق گفته ي Richard Carlson " چيزهاي بي ارزش را نچشيد "

اين بدان معني است كه خيلي از مردم خود را درگير استرس و به انجام رساندن كارهاي بي ارزش مي كنند كه در نهايت در مقابل اهداف اصلي زندگي ، هيچ ارزشي ندارند وقتي آنقدر خود را درگير اين مسائل كوچك مي كنيم ديگر جايي براي نيل به آرزوهايمان باقي نگذاشته ايم و از لحظات خود هيچ لذتي نمي بريم.


2-"زندگي غير قابل پيش بيني است " و ممكن است هر لحظه شما را در شيب وفراز قرار دهد " .
 

فقط بگوييد "هرگز" و بعد ببينيد چه اتفاقي مي افتد . براي مقابله با گره هايي كه زندگي در مسير شما قرار داده است ، تنها با ذهني باز و
خوش بين ، به آنها خوش آمد بگوييد !!

3- خسته كننده ترين واژه در هر زبان " من " است .

 

بله تصور اين است كه تكرار اين كلمه اعتماد به نفس را بالا مي برد. ولي خوب! بيشتر وقتها همه ي آن چيزيي كه در مورد خود با تكرار " من " توضيح و تعريف مي كنيد، واقعيت ندارد! اينكه يك نفر دائما" از خود و فضايل خود تمجيد و تفسير كند ، بسيار خسته كننده و يكنواخت است . اين حالت "خود محوري " است نه "اعتماد به نفس "


4-انسانيت مهم تر از ماديات است .

 

اهميت روابط اجتماعي بسيار مهم تر از درجات مادي است كه هر كدام از ما در
مسير آرزوها به آنها مي رسيم. بدون محبت و عشق و حمايت خانواده و دوستان در زندگي ، موفقيت هاي مادي ، خيلي لذت بخش نخواهد بود. با ايجاد تعادل در ملاك هاي برتري و ارزش هاي خود ، از ثبات زندگي بيشتري بهره خواهيد برد.

5- به غير از خودتان ، هيچ كس ديگر نمي تواند شما را راضي كند !

 

رضايت و راحتي ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعي ، زندگيمان را پر بار تر مي كند ، اما خوب ، شايد اين روابط به تنهايي باعث
شادكامي و رضايت شما نشود.

6- درجه ي كمال و شخصيت

 

كمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .

7- بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.

 

انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران !!

8- "خنده" داروي هر "درد" است .

 

با خوشرويي و تبسم ، دردهاي خود را درمان كنيد.

9- تغذيه خوب ، استراحت ، ورزش و هواي تازه ، را فراموش نكنيد.

 

سلامتي خود را دست كم نگيريد . با رعايت اين نكات ، از وضعيت جسمي ايده آل خود ، لذت ببريد .

10- اراده اي مصمم ، شما را به هر چيزي كه مي خواهيد ، مي رساند .

 

هرگز تسليم نشويد و به دنبال رسيدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنيد.

11- تلويزيون ، ذهن ما را بيشتر از هر چيزي نابود مي كند !

از تلويزيون كناره گيري كنيد و با ورزش ، مطالعه و يادگيري ، ذهن خود را فعال كنيد.

12- شكست را بپذيريد .
 

هر كسي در زندگي ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است به ما ياد مي دهد كه چطور متواضع باشيم و راه درست تري را براي جبران آن انتخاب كنيم . توماس اديسون با شكستهاي متمادي توانست به هدف خود برسد ، او مي گفت :" من شكست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برايم مفيد نبود ! و به نتيجه نرسيد !"

13- از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيريد .

 

يكي از بودائيات پير چنين مي گويد :" يك مرد دانا كسي است كه از اشتباهات خود درسي نيك بياموزد و اما داناتر كسي است كه از اشتباهات ديگران درس عبرت بگيرد".

14- از محبت به ديگران دريغ نكنيد .

 

زندگي كوتاه است و پايان آن نامعلوم . پس سعي كنيد محبت كنيد تا محبت ببينيد .

15- آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است !!!

 

همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم.

  
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۳۰ توسط احمد عاقلي

داستان کوتاه ... حکمتهای خداوندی

 

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.

او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد............ فریاد زد: '' خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟''
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم..........
چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش ، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۹ توسط احمد عاقلي
 اثري اززنده ياددكترعظيمي
    
    فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگي

    
 بحث امروز ما درباره فرهنگ و ساختار فرهنگي و اثر آن در شكوفايي اقتصادي در جوامع مختلف و به ويژه در جامعه ايران است.
    
    در بحث هاي تخصصي، توسعه را فرآيندي مي دانيم كه طي آن جامعه از يك دوران تاريخي ديگري منتقل مي شود. يعني بحث توسعه را يك بحث محدود يك بعدي تلقي نمي كنيم.
    
    خلاصه بحث اين كه توسعه الزاماً بايد در تمامي ساختارها صورت گيرد. اين توسعه به صورت هماهنگ صورت نمي گيرد و هميشه يك شكاف توسعه اي ميان ساختارها وجود دارد كه مي توانند موانع توسعه را ايجاد كنند. اين موانع انواع مختلفي در جامعه دارند. از طرف ديگر شناخت هاي ما در بحث هاي توسعه به نسبت كل مجموعه قانونمندي هاي توسعه هنوز محدود است.
    
    و اما بحث دوم ما بحث فرهنگ است و مي خواهيم در اين بحث منظور از فرهنگ و ساختار فرهنگي را تعريف كنيم و ببينيم كه چگونگي و مكانيزم هاي ارتباطي اين ساختار با توسعه كدام است و در رابطه با ايران چه نكاتي بايد در اين زمينه مورد توجه بيشتر قرار گيرد. از ديدگاه مباحث توسعه، فرهنگ را مجموعه اي از باورها و پندارها مي شناسيم كه داراي دو صفت عمومي باشد.
    
    اين ديدگاه ما فرهنگ را مجموعه اي از باورها و پندارها در سطح جامعه مي شناسيم كه داراي دو ويژگي مي باشد. اولاً در حوزه ذيربط نسبتاً عمومي باشد و ثانياً پذيرش يا رد آن ها مستلزم استدلال علمي نباشد.
    
    يكي از نقش هايي كه فرهنگ به عهده دارد، اين است كه انسان ها را با هم آشنا مي كند. انسان ها علي الاصول از ناشناخته ها مي ترسند. فرهنگ نقش آشناسازي را به عهده دارد. در يك كلام فرهنگ پس از اين كه به وجود آمد، نقش سيستم دفاعي جامعه را به عهده مي گيرد.
    
    بحث اساسي كه در رابطه با فرهنگ توسعه وجود دارد، در اين مقوله است كه فرهنگ در حقيقت نقش اساسي دفاع از سيستم اجتماعي را به عهده دارد و در جريان تحول توسعه كه يك تحول تاريخي است، الزاماً توسعه با تهاجم فرهنگي دروني مواجه مي شود. اين نكته اي است كه ما كمتر به آن توجه مي كنيم.
    
    اما در همين جا اشاره مي كنيم كه ما در جامعه خود بحث تهاجم فرهنگ بيروني را زياد ديده ايم و آن را مي شناسيم، ولي خطر بزرگي كه در زمينه تهاجم فرهنگي دروني براي فعاليت هاي توسعه و نوسازي كشور وجود دارد را كمتر مي شناسيم و درست همين جاست كه با مشكلات اساسي مواجه مي شويم براي اين كه بحث را با نكات ملموس تر درباره جامعه خودمان ادامه دهيم، اجازه دهيد اشاره اي به اقتصاد خودمان بكنم، به ظرفيت هايمان و به اين كه ما با چه ظرفيتي كار مي كنيم و نقش فرهنگ در عدم استفاده از ظرفيت هايي كه داريم تا چه حد بالاست.
    
    براي سال 74 توليد ملي در مجموع حدود صد و هشتاد و شش هزار ميليارد ريال است. اين صد و هشتاد و شش هزار ميليارد ريال بدين معني است كه چيزي حدود دويست و پنجاه هزار تومان (به قيمت سال 74) درآمد سرانه كشور مي شود.
    
     معني اين درآمد سرانه در سطح بين المللي چيست. براي پاسخ بايد ابتدا آن را به يك پول بين المللي مثلاً دلار تبديل كنيم اين كار در ايران داراي مشكل اساسي است، چرا كه واقعاً نمي دانيم كه بايد با چه فرض اين تبديل را انجام دهيم. چون بازارهاي ايران، بازارهاي كاملاً نامتعادل و به اصطلاح دچار انحرافات فراوان است و نرخ هايي كه وجود دارد، هيچ كدام نرخ هاي تعادلي نيست.
    
    لذا روشن نيست كه درآمد سرانه ما چند دلار است برآوردهايي كه روي درآمد سرانه ايران به دلار وجود دارد، از حدود 250 تا 5000 دلار درآمد سرانه است.
    
     يعني يك دامنه واقعاً عجيب و غريبي در اين برآوردها وجود دارد. 250 تا 260 دلار را كساني برآورد مي كنند كه نظرشان اين است كه قيمت دلار حدود 1000تومان است. براي اين كه اگر بازار را آزاد بكنيم، قيمت دلار به همين حدود خواهد رسيد. بنابراين اگر ما 250هزار تومان درآمد سرانه را با دلار 1000توماني در نظر بگيريم درآمد سرانه ايران 250دلار خواهد بود.
    
    اما نظر بنده اين است كه درآمد سرانه ما واقعاً در حدي بسيار بالاتر از اين ها و به احتمال زياد 5 تا 6هزار دلار مي باشد. روش محاسبه و تخميني در اين زمينه اين است كه توليدات نهايي ايران را با قيمت هاي بين المللي محاسبه كنيم و ببينيم كه مثلا پالايشگاه هاي ما چقدر از انواع سوخت را تحويل مي دهند و اين سوخت قيمت بين المللي چقدر است و با بخش مسكن ما چقدر مسكن مي سازد و بنادر و غيره چكار مي كند در قسمت بين المللي اش، اين مسكن يا اين خدمات بنادر و غيره چقدر است؟ و... تصور من اين است كه با اين محاسبات، درآمد سرانه تا كمتر از 5000دلار نخواهد بود. به عبارت ديگر به نظر مي آيد كه اقتصاد ايران قوي تر از آن است كه براساس ارقام رسمي به نظر مي آيد و احتمالا توليد ملي ما به قيمت هاي بين المللي، حدود سيصد ميليارد دلار در سال است.
    
     اما علي رغم اين كه تخمين ما از توليد ملي ايران تا اين حد زياد است، باز هم بايد بررسي كرد كه اين توليد چه مقدار مي توانست باشد و چرا آن مقدار نيست.
    
     چه مانعي باعث مي شود كه توليد بالقوه ما عملا حاصل نشود. ما اگر واقعاً بخواهيم ظرفيت هايمان را بشناسيم قاعدتاً يكي از روش هاي ما اين است كه بيايم و ظرفيت توليد سرانه جامعه صنعتي را به عنوان ظرفيت خودمان تلقي كنيم و بعد نگاه كنيم و ببينيم كه عوامل محدود كننده در محاسبات تجديد نظر
    
     بكنيم. مطالعاتي كه در اين رابطه داريم نشان مي دهد كه اگر ما بتوانيم با آن ظرفيت كار كنيم، توليد ملي ما بايد حداقل در حدود 1500ميليارد دلار باشد. خوب اگر حتي براساس محاسبه ما توليد واقعي ايران حدود سيصد ميليارد دلار باشد، تاكيد مي كنم كه اين بالاترين برآوردي است كه از توليد ملي ايران داريم، حتي اگر توليد در اين حد باشد، اقتصاد ايران حدود 20درصد از ظرفيت خودش استفاده مي كند.
    
    دقت كنيم كه از ديد عواملي فيزيكي در حقيق نه تنها با محدود كننده هايي مواجه نيستيم، بلكه در اكثر عوامل فيزيكي نسبت به متوسط جهان داراي مزيت نسبي نيز هستيم. عوامل فيزيكي كه صحبت مي كنيم شامل منابع طبيعي، زيربناها، تخصص ها، يا سرمايه گذاري هاي سخت افزاري است.
    
    در زمينه ژئوپوليتيك، كشور بسيار حساس است و اين حساسيت مثل يك سرمايه بزرگ است كه از آن بسيار مي توان استفاده كرد. پس در اين زمينه هم مزيت نسبي داريم دسترسي به درياهاي آزاد داريم. حجم جمعيت ما نيز معني داراست، بازارهاي داخلي به شدت گسترده است، نيروي كارمان هوشمند، تلاش گر و تحصيل كرده است، اقتصادمان كاملا پولي شده است. جمعيت خواهان رفاه داريم به عبارت ديگر در ايران جمعيت تقديرگراي پذيراي فقر نداريم. هويت مشخص تاريخي و غناي فرهنگي داريم. زيربناهاي ارتباطي انرژي ما نسبتاً پيشرفته است. صنايع ما قابل توجه است.
    
 مانند صنايع فولاد، سيمان، پتروشيمي و سرمايه هاي سخت افزاري و الي آخر.
    
  پس مي بينيم كه ما در شرايطي زندگي مي كنيم كه وقتي به عوامل فيزيكي سازنده مزيت نسبي توليدي نگاه مي كنيم به نظر مي آيد كه ما در اكثريت اين عوامل نه تنها داراي كمبود نيستيم بلكه داراي مزيت نسبي نيز هستيم.
    
    يعني اگر واقعا براساس اين عوامل نگاه كنيم ما نه تنها نبايد از حدود 20درصد از ظرفيت توليديمان استفاده كنيم، بلكه بايد بيش از متوسط از ظرفيت ها استفاده كنيم
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۶ توسط احمد عاقلي
با این تصاویر زیبا رایانه خود را زمستانی کنید

 






برای مشاهده تصاویر بیشتر،ذیلاادامه مطلبرا کلیک کنید

برچسب‌ها: تازه های اقتصادی, علمی اجنماعی در اقتصاد مرند, احمدعاقلی مرند, آذربایجان

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۴ توسط احمد عاقلي

چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟

 

شرکت بوئینگ تابحال 8700 بوئینگ 737 فروخته است و هم اکنون 4200 فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این 4200 فروند تا 8 سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟

 

آنچه در زیر می خوانید، یادداشت جدید دکتر محمود سریع القلم است که برای انتشار در اختیار عصر ایران قرار گرفته است. در این یادداشت، حلقه مفقوده توسعه یعنی سیستم سازی به طور مختصر و مفید، مورد بحث قرار گرفته است.

 چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟ 


چون سیستم سازی اصولی دارد که باید آنها را در فرهنگ عمومی خودمان بوجود آوریم. اما سؤال مهم تر از اینکه چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم، این است که چرا باید سیستم داشت؟ 
سیستم رانندگی، سیستم تصمیم گیری، سیستم ساختمان سازی، سیستم خط کشی خیابانها، سیستم مالیاتی، سیستم قیمت گذاری، سیستم شستشوی اتومبیل، سیستم راه رفتن در پیاده رو، سیستم تغذیه، سیستم گرفتن مدرک دکتری، سیستم مدیریت تلویزیون، سیستم دستیابی به یک تخصص، سیستم مدیریت یک رستوران، سیستم ارزیابی دوست و دشمن، سیستم داشتن روان سالم، سیستم حکمرانی. 

اگر هدف یک بنگاه، نهاد، شخص، مؤسسه، جامعه و حکومت، حفظ وضع موجود باشد، نیازی به سیستم نیست. سیستم صرفاً برای حرکت، رشد، پیشرفت و توسعه است. سیستم یعنی رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و منطق. 
قضاوت های فردی، غرایز، دخالت های فردی، عمل خارج از رویه و آیین نامه ها یعنی ضد سیستم. هر چیزی که بخواهد ساخته شود محتاج ورودی ها و خروجی های شفاف، روشن، تعریف شده و باثبات است.
 هر وقت لازم نبود رییس یک سازمان را برای حل و فصل موضوعی ببینیم می توانیم بگوییم در آن سازمان، سیستم وجود دارد. 

شرکت بوئینگ تابحال 8700 بوئینگ 737 فروخته است و هم اکنون 4200 فروند سفارش همین نوع هواپیمای مسافری را داراست. این 4200 فروند تا 8 سال آینده تحویل داده خواهند شد. آیا می توان تصور کرد که بدون سیستم طراحی و اجرا و دریافت هزاران قطعه در زمان موعد، این تعداد هواپیما ساخته شود؟ 


قوه مقننه و دولت آلمان برای یک میلیون مهاجر عمدتاً مسلمان در سال 2015، دو میلیارد یورو بودجه تصویب کرده، برای هر کدام پروندۀ پزشکی تشکیل داده، جهت تغذیه، مسکن و حتی پول تو جیبی آنها (600 یورو از اول ژانویه 2016) برنامه ریزی کرده و امیدوار است این مهاجرین که 60 درصد آنها مردان زیر 30 سال هستند را با آموزش زبان آلمانی طی دو سال آینده به تدریج وارد بازار کار کند. 
آیا این اقدامات تابع افراد است یا مجموعه ای از قواعد و قوانین قابل اجرا؟ در جدول زیر، تاریخ توسعه نشان می دهد که نمونۀ ب، زمینۀ پیشرفت دارد. 

چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟

 
جهان سومی ها عموماً دولت قوی و جامعۀ ضعیف دارند. وقتی دولت و حکومت همه کاره هستند، جامعه ضعیف می ماند. درحالیکه جامعۀ قوی آلمان به دولت این کشور می گوید من اجازه نمی دهم دولتم در بحران های خاورمیانه، فعالیت گسترده نظامی کند. جامعه تشکل و حق تشکل دارد. رسانه های مستقل می توانند در طیف مسایل آلمان، بنویسند و نظر دهند و افکار عمومی را شکل دهند. اشخاص صرفاً فکر دارند و فکر می کنند و سیستم ها را می سازند.یک سیستم اجتماعی متشکل از احزاب، رسانه ها، گروههای مدنی و صنفی دیده می شوند.

 گفته می شود خانم مرکل به شدت با افکار عمومی، مدیریت می کند و آراء مردم که توسط یک تشکیلات حرفه ای در دفتر او سنجیده می شود اثر گذاری مستقیم بر مملکت داری آلمانی دارد. 

وقتی سیستم ساخته می شود، فکر اهمیت پیدا می کند و به صورت خودکار تخصص گرایی و شایسته سالاری رشد می کند. وفاداری به فکر، وفاداری به سیستم را به دنبال می آورد. قدرت اصلی کشورهای صنعتی در جامعه آنهاست: در صنعت، مؤسسات، دانشگاهها، بانکها، شرکتهای بیمه، بیمارستانها، نهادهای مدنی و بنگاهها که عموماً خصوصی هستند. قدرت دولتها ناشی از قدرت جوامع آنهاست. در این چارچوب، افراد فقط برای این مؤسسات و نهادها فکر و ابداع می کنند و سیستم ها را رشد می دهند. 

سؤال: فرض می کنیم این بحث، صحیح و دقیق است. چگونه این سیستم درست می شود؟ 
جواب: در کشورهای در حال توسعه، مسئولیت سیستم سازی با دولت و حاکمیت است. 

سؤال: چگونه می شود که یک حاکمیت و دولت سیستم می سازند؟ 
جواب: وقتی که 4 مورد زیر برای مجموعۀ حاکمیت و دولت از اهمیت جدی برخوردار باشد: 

1.  آینده کشور به عنوان یک سیستم؛ 
2.  کیفیت زندگی مردم از طریق ایجاد رقابت و شفافیت؛ 
3.  سیستم سازی برای تولید ثروت از طریق بخش خصوصی، مزیت نسبی، رقابت منطقه ای و بین المللی؛ 
4.  منطبق کردن ریل سیاست خارجی بر ریل الزامات توسعه اقتصادی. 

سؤال: این چهار اصل را از کجا آورده اید؟ 
جواب: تجربه بشری در 60 سال گذشته. 

سؤل: پس فرهنگ، تدین و سنت چه می شود؟ 
جواب: بدون امکانات، بدون درآمد و ثروت ملی، فرهنگ و تدین و سنت حفظ و متبلور نمی شوند. 
ساختن یک تمدن جدید، امکانات می خواهد. چطور می شود کشوری 90 درصد بودجه اش صرف هزینه های جاری شود و در عین حال بخواهد مزیت نسبی داشته و رقابت کند. بدون تولید ثروت، نه کار پایدار سیاسی می شود کرد و نه کار پایدار فرهنگی و نه می شود تمدن ساخت. 

آیا می توانید پنج مسئول یا سیاستمدار کره جنوبی را نام ببرید؟ 
احتمالاً خیر. چون کره جنوبی یک سیستم است. چرا دولت جدید کانادا، دو مهاجر که تبعۀ کانادا شده اند را در کابینه عضو می کند. شهروند کانادایی که از فرقۀ سیک هندی است به وزارت اقتصاد منصوب نشده بلکه به وزارت دفاع که در حیطۀ امنیتی ترین نهادهای یک کشور است منصوب شده است. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی و سوابق او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد.


به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست. 

همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر از آزادی سیاسی است. تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم.

 شرکت هواپیمایی امارات، 60 هواپیمای ایرباس 380 سفارش داده که قیمت آن حدود 21 میلیارد دلار می شود و می خواهد دبی را به مهم ترین هاب جهان تبدیل کند. اگر امارات، سیستم درست نکند و از بهترین ها (شامل ایرانی ها) استفاده نکند، نمی تواند این هاب را ایجاد کند.  

رقابت و شفافیت و تخصص، مهم ترین اصول سیستم سازی هستند. در کشور، 300 میلیون حساب در نظام بانکی وجود دارد که 38 میلیون آن حساب هایی است که دارای شماره شناسه و کد ملی تطبیق داده نشده، است. از این تعداد، 30 میلیون حساب راکد و هشت میلیون حساب فعال است (مجله تجارت فردا، 16 شهریور 1394، صفحۀ 60). آیا در یک نظام بانکی که سیستمی و شفاف باشد، ممکن است هشت میلیون حساب فعال بدون شناسه وجود داشته باشد؟

 عموم اقتصاددانان کشور اعتقاد دارند که با ثبات بودن سیاست گذاری ها، و شفاف بودن فعالیت های اقتصادی مهم ترین عامل در عملکرد مثبت کل نظام اقتصادی خواهد بود.
فکر آزاد و فرصت خلاقیت در یک نظام قاعده مند و رقابتی، سیستم سازی را تقویت می کند. اما مهم تر از همۀ آنها، پی آمدهای سیستم سازی است. 
در جامعه ای که با تئوری سیستم ها مدیریت می شود و همه جا مانند خلقت، سیستم وجود دارد، 1) راستگویی به صورت خودکار رواج پیدا می کند و 2) عموماً افراد مجبور می شوند با هم همکاری کنند و ویژگی های شخصی آنها به حاشیه می رود.   

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۲ توسط احمد عاقلي

سیر تحولات ارزی ایران

 

 6.1 سیر تحول ارزی ایران طی سالهای 19-1311

 

الف-تحولات ارزی و تغییرات ارزش خارجی پول و علل آن قبل از سال 1314

 

در زمانی که پایه ی پولی ایران را نقره تشکیل می داد(قانونا تا سال 1380) ارزش پول ایران به دو علت کاهش می یافت.

1.نوسانات قیمت نقره در بازارهای جهانی-اتکاء پول ایران به نقره باعث می شد تا ارزش ریال تابع نوسانات قیمت نقره در بازارهای اروپایی باشد.دربره ی اتکاء پول ایران به نقره و برقراری سیستم یک فلزی نقره در ایران باید گفت که این سیستم به تدریج و از حدود سالهای 1250 شمسی در ایران برقرار گردید.

در این سال همانند کشورهای اروپایی نرخ تبدیل طلا به نقره را اعلام کرد ولی چون در بازارطلا ارزانتر از ارزش قانونی خود بود(حدود )در نتیجه طلا از ایران صادر و نقره به ایران وارد می شد.از اینرو بتدریج نقره تنها پول رایج ایران شد.

 

2.افزایش مداوم تقاضای ارزهای خارجی-

از سال 1306 به بعد به علت آغاز مداخله دولت در اقتصاد و اقدام به بعضی سرمایه گذاریهای صنعتی و ارتباطی تقاضای ارز خارجی افزایش می یافت و چون عرضه ارز ناشی از صادرات نمی توانست همپای آن افزایش یابد نرخ ارز بالا می رفت.

 

برای جلوگیری از این کاهش در سال 1308 ایران دو سیاست در پیش گرفت.

اولا برای جدا نگه داشتن قیمت پول ایران از قیمت نقره درصدد ترک پایه ی نقره و قبول پایه ی طلا بر آمد و به موجب قانون تعیین واحد و مقیاس پول قانونی ایران مصوب 27 اسفند ماه 1308 واحد پول قانونی ایران ریال طلا به وزن خالص 0.3661191 گرم تعیین گردید ومقرر شد تا مسکوک طلای بیست ریالی به نام پهلوی به وزن خالص 7.322382 گرم و ده ریالی بنام نیم پهلوی ضرب و به جریان گذاشته شود.ضمنا برای خرید طلا نفت از اعداد درآمدهای عمومی خارج شده و به حساب مخصوصی بنام ذخیره کشور منظور گرید.

ثانیا ایران سیاست نظارت بر ارزهای خارجی(برای محدود کردن تقاضا)را در پیش گرفت.بخصوص که عرضه ی ارز در نتیجه ی منظور کردن درآمد نفت بحساب ذخیره ی بیشتر محدود می شد و امکان افزایش بیشتر نرخ ارزهای خارجی وجود داشت.در نتیجه اتخاذ سیاست نظارت که طی آن معاملات ارزی به دولت اختصاص می یافت و صادر کنندگان مکلف بودند که ارز ناشی از صادرات خود را به دولت و یا به بهنکهای مجاز بفروشند معاملات قاچاق ارزی شروع شد و قیمت لیره در این بازار شروع به افزایش کرد.به عبارت دیگر ایران عملا از سیاست نظارت برای تثبیت نرخ ارز نتیجه ای نگرفت زیرا بازرگانان اولا قیمت کالاها را به قیمتی کمتر از قیمت واقعی آنها به گمرکات اعلام می داشتند و با برانگیختن عوامل گوناگون در قبولاندن نظرات خود توفیق می یافتند و از طرف دیگر همواره قادر بودند اعلام زمان تحصیل ارز حاصل ارز حاصل از فروش کالای صادره را به تعویق اندازند.

 

برای جلوگیری از معاملات قاچاق ارزی دولت در ششم اسفند ماه 1309 قانون انحصار تجارت خارجی را طی ماده ی واحده ای به مجلس رساند و بدین ترتیب تجارت خارجی را در انحصار خود در آورد.ابتدا تصور می شد که دولت قصد دارد به هر نحو که شده در بازرگانی خارجی خود تعادل ایجاد کند و از نوسان قیمت ریال در مقابل سایر ارزها جلوگیری کند.اما باید در نظر داشت که نمی توان تصور کرد که هدف دولت ایران از این اقدامات فقط ایجاد تعادل بوده است.چه انحصاری کردن تجارت خارجی مسلما نمی تواند در کشوری که تقاضای بخش دولتی برای ورود انواع کالاهای خارجی دائما افزایش می یابد و در مقابل صادرات به علت ضعف عمومی اقتصادی از رشد زیادی برخوردار نیست تعادل بوجود بیاورد.بخصوص که در این حالت بخش خصوصی عملا دچار انجماد می شود و در برخی موارد نتیجه عملا معکوس می شود.از این نظر بجز تعادل هدفهای دیگری نیز می توان در نظر گرفت هدفهایی از قبیل استفاده زیادتر بخش دولتی از منابع ارزی کشور و بطور کلی انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش دولتی.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

داستان کوتاه:

 

کیسه

 

يکي از روزها، پادشاه سه وزيرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجيبي انجام دهند :

از هر وزير خواست تا کيسه اي برداشته و به باغ قصر برود و اينکه اين کيسه ها را  براي پادشاه

با ميوه ها و محصولات تازه پر کنند.

همچنين از آنها خواست که در اين کار از هيچ کس کمکي نگيرند و آن را به شخص

ديگري واگذار نکنند...

وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کيسه اي برداشته و به سوي باغ به راه افتادند !

 

برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۹ توسط احمد عاقلي
http://s5.picofile.com/file/8156262242/%DA%AF%D9%84_%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

 

http://www.saffron-store.com/wp-content/uploads/saffraan-crocus-bloem.jpg

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ توسط احمد عاقلي
http://s5.picofile.com/file/8156262242/%DA%AF%D9%84_%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

 

http://shop.shahsavand.com/image/data/blog/zaferan4.jpg

 

http://biccim.org/User_Files/Anjoman/image006.jpg

http://asgharzadefarm.ir/wp-content/uploads/2015/12/photo_2015-12-18_19-52-29.jpg

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ توسط احمد عاقلي

 

مصیبت منابع اقتصادی !!!

 
 
مقاله ای که پیش روی دارید، ترجمه، تلخیصی و تالیفی است از قسمت اول مقاله اقتصاددان شهیر تولوادور گیلفیاسون با نام(  NATURAL RESOURCES AND ECONOMIC GROWTH: WHAT IS THE CONNECTION?) که در سال 2001 نوشته شده است. این مقاله برای درک ابتدایی و نسبتا جامع از مفهوم مصیبت منابع(resource curse) بسیار مفید و مثمرثمر است. در این بخش به بسترهایی که مصیبت منابع را ایجاد می کنند از نظر گیلفاسون و نیز از نظر سایر اندیشمندان این حوزه  می پردازیم. سعی بر آن است تا حد امکان تمامی بسترهای ذکر شده در این قسمت جمع آوری گردد و به بیان آید. اما در قسمت بعد؛ تجربه اپک را در برابر تجربه نروژ به نظاره نشسته و علل موفقیت دومی و شکست اولی را بررسی می کنیم.

 

ساختار مدلهاي رايجي كه رابطه ميان فزوني منابع و رشد اقتصادي را بررسي مي كنند، تقريبا هميشه يكسان و مشابه بوده است. يك افزايش يا يك وابستگي به منابع طبيعي، بر روي برخي از متغيرها و مكانيسم هاي نامعلومي اثر مي گذارد كه آنها سبب ساز كندي و يا صدمه ديدن رشد اقتصادي مي شوند. يك چالش بسيار مهم براي تئوريسن هاي رشد و نيز اقتصادداناني كه به مطالعه و بررسي تجربي در اين گرايش مي پردازند، مشخص نمودن و تعريف كردن تقريبي اين متغيرها و مكانيسم هاست.

تا به امروز، چهار بستر و طريقه اصلي براي اثرگذاري منابع طبيعي بر كندي رشد اقتصادي در ادبيات علم اقتصاد شناسايي و پيشنهاد شده است.(هرچند طبق مطالعات ما این بسترها به 7 بستر هم قابل گسترش است که در این مقاله آمده است) همانطور كه مشاهده خواهيم كرد؛ اين بسترها مي توانند بعنوان انواعي از برون راني(Crowding Out) توصيف شوند. بعبارت ديگر آنطور كه عموما استدلال شده است؛ سرمايه طبيعي، گرايشي به برون راندن ديگر انواع سرمايه ها دارد. و بنابراين باعث كندي رشد مي شود.

 

بستر اول) بيماري هلندي و سرمايه خارجي

يك ارز بيش از حد ارزش گذاري شده (Overvalued currency) اولين نشانه از بيماري هلندي است، كه در جريان كشف ذخاير گاز طبيعي هلند در درياي شمال در اواخر دهه1950 و اوايل دهه 1960شناخته شد. اما متعاقبا برخي ديگر از نشانه هاي بيماري نيز به چشم آمد.

بي شك؛ فراواني منابع طبيعي، با دوره هاي رونق و ركود همراه است. چرا كه در بازارهاي جهاني، قيمت هاي مواد اوليه و نيز عرضه اين مواد، به شدت نوسان مي كنند. و در نتيجه این  نوسانات در درآمد صادرات، بالطبع موجب ناپايداري نرخ ارز مي شوند. (که البته این مهم، بيشتر در نرخ ارز شناور به چشم می آید و نه  در نرخ ارز ثابت)

نرخ ارز بي ثبات، موجب ایجاد نااطمینانی می شود که می تواند صادرات و دیگر مبادلات تجاری (از جمله سرمایه گذاری خارجی) را دچار اختلال کند. البته بیماری هلندی می تواند حتی برای کشورهایی که ارز ملی ندارند نیز مخل و مشکل زا باشد.در این مورد، یک صنعت مبتنی بر منابع طبیعی، می تواند دستمزد و نرخ بهره بالاتری نسبت به صنایع صادر و واردکننده (که مشخصا بصورت رقابتی فعالیت می کند) بپردازد. بنابراین، شرایط برای صنایع رقابتی، اگر بخواهند بصورت رقابتی و با قیمت های بازار جهانی به حیات خود ادامه دهند، بسیار مشکل می شود.. این مشکل مخصوصا در کشورهایی با سیستم تعیین مزد متمرکز {تعیین حداقل دستمزد مرکزی} و یا با وجود سیستم بانکداری انحصاری می تواند بسیار حساس تر باشد. چرا که بطور مثال؛ صنایع مبتنی بر منابع طبیعی، عملا تعیین کننده سطوح دستمزدی در مذاکرات کارگری می شوند و سطوح دستمزدی را به دیگر صنایع تحمیل می کنند. صنایعی که در آن سطوح دستمزدی، قادر به ادامه حیات بصورت پیشین نیستند.
در هر صورت، بیماری هلندی تمایل دارد تا سطح کل صادرات را کاهش دهد و یا ترکیب صادرات را با از دور خارج کردن انواعی از تولیدات کارخانه ای و خدماتی که می توانند بطور اخص برای رشد اقتصادی مفید باشند(همانند سرمایه گذاری خارجی)، دچار انحراف نماید. بعبارت دیگر، همانطور که بسیار گفته شده است؛ سرمایه طبیعی گرایش به برون رانی سرمایه خارجی دارد.( در چند نمودار آماری این رابطه ها بصورت شهودی در کشورهای هلند، نروژ و اکراین بررسی شده که می توانید به اصل مقاله مراجعه نمایید)

در این قسمت ، نویسنده با تعریف چند شاخص به بررسی طریقه اثرگذاری این کانال می پردازد. وی در نهایت با بررسی داده های خود در مورد حدود90 کشور، و با تکنیک های اقتصاد سنجی، نتیجه می گیرد که فراوانی منابع طبیعی با آسیب زدن به تجارت خارجی کشور و درجه باز بودن کشورِ دارای وفور منبع، می تواند سبب کاهش رشد اقتثصادی شود.

 

بستر دوم: رانت خواري و سرمايه اجتماعي

در دومين بستر، حجم عظيم رانت ناشي از منابع طبيعي، مخصوصا در ارتباط با حقوق مالكيت غير كارآمد، بازارهاي ناقص و ساختارهاي قانوني سست و لاقيد در بسياري از كشورهاي درحال توسعه و اقتصادهاي غير بازاري مي تواند به يك رانت خواري لجام گسيخته در ميان توليدكنندگان منجر شوند. که این امر سبب می شود تا منابع طبیعی، با این انحراف، از ایفای نقش مثمر ثمر اجتماعیِ فعالیت اقتصادی بکاهند.  (Auty, 2001; Gelb, 1988)

بنابراين تركيب منابع طبيعي فراوان با بازارهاي ناقص و ناكارآمد و همراه با ساختار قانوني سست به نتايج ويرانگر و مخربي منجر خواهد شد. در حالتهاي حدي؛ ناگهان جنگ هاي داخلي درمي گيرد(همانند برخي از كشورهاي آفريقايي كه منابع الماس دارند) كه نه تنها عوامل توليد را از توليد سودمند اجتماعي منحرف مي سازد؛ بلكه حتي نهادهاي اجتماعي لازم (براي همزيستي مسالمت آميز) و حاكميت قانون را تخريب مي كند.

در حالات غير حدي، ستيزيدن براي كسب رانت هرچه بيشتر از منابع طبيعي، مي تواند به تمركز قدرت اقتصادي و سياسي در ميان برخي از نخبگان منجر شود، كه اين نخبگان، از اين رانت ها براي آرام كردن پشتيبانان سياسي خود و در نتيجه براي حفظ قدرت خود استفاده خواهند كرد. كه اين امر به بازداشتن و ضعيف كردن دموكراسي و كاهش رشد اقتصادي منجر خواهد شد. (Karl, 1997)

علاوه براين، به اين دليل كه كشورهاي داراي منبع، هميشه خود را در معرض خطر ناشي از تهاجم ديگر كشورها مي بينند، غالبا حجم بسيار عظيمي از منابع خود را در دفاع ملي مصرف مي كنند. اين حجم عظيم مخارج نظامي موجب جلوگيري از رشد بدليل اثرات معكوس اين مخارج بر تكوين و تخصيص سرمايه مي شود. (Knight, Loayza, and Villaneuva, 1996)

البته رانت خواری می تواند اثرات بسیار دیگری نیز داشته باشد. برای مثال؛ دولت می تواند با مساعدت و حمایت از بنگاه ها و یا افراد امتیازدار برای دسترسی هرچه بیشتر به منابع طبیعی، بازار آزاد را مخدوش و بی اثر سازد. همان چیزی که برای مثال در روسیه اتفاق می افتد. یا آنها می توانند حمایت های تعرفه ای یا دیگر انواع طرفداری ها  را ازرانتخواران داشته باشند.

رانت خواری گسترده (بعنوان مثال، سعی در کسب درآمد از موارد شکست بازار)، می تواند موجب ایجاد فساد در دولت و البته در کسب و کار مردم و نیز موجب انحراف در تخصیص منابع شود. که این امر سبب کاهش کارایی اقتصادی و همچنین افزایش نابرابری های اجتماعی می شود. مشاهدات تجربی و تئوری اقتصادی، نشان می دهند که حمایت های وارداتی {مانند تعرفه و دیگر حمایت های مرسوم}، امتیازهای تبعیض آور و فساد، همه گرایش به تخریب رشد  و کاهش کارایی اقتصادی دارند. (Bardhan, 1997; Mauro, 1995).

 

همچنین منایع طبیعی فراوان، می تواند به مردم یک کشور، احساس کاذب امنیت را القا کند و منجر شود که دولت، بینش و احساس نیاز برای اجرای سیاستهای اقتصادی لازم برای رشد (نظیر معامله آزاد، کارایی بروکراتیک و کیفیت نهادی) را از دست بدهد. (Sachs and Warner, 1999)   بعبارت دیگر؛ سرمایه طبیعی، می تواند موجب برون رانی سرمایه اجتماعی شود. این برون رانی یا جانشینی بوسیله عواملی اتفاق می افتد که به آنها زیرساختار و نهادهای اجتماعی (که در یک برهه طولانی مدت بوجود آمده اند) همانند فرهنگ، پیوستگی اجتماعی، قانون، سیستم قضایی، آداب و رسوم و چیزهایی شبیه به این ها، که اعتماد اجتماعی را شامل می شوند، می گوییم. (Woolcock, 1998; Paldam and Svendsen, 2000)

گرایش به سوی ایجاد ثروت از طریق سیاستها و نهادهای خوب، می تواند به سبب فعالیتهای نسبتا آسان یاب (effortless ) استخراج ثروت از خاک  یا دریا، دچار افول و نقصان شود. مائده آسمانی می تواند یک موهبت پیچیده( mixed blessing)  را به همراه آورد. این استدلالات می تواند در خصوص وضعیتی که کمک های خارجی به بار می آورند نیز، مطرح شوند. {جالب است که} نشانه هایی از وابستگی بیشتر کشورهای دارای منابع غنی طبیعی به کمک های خارجی وجود دارد که حقیقتا می تواند وضعیت خطرناک این کشورها را تشدید نماید.

از سوی دیگر، کشورهای دارای منبع، برای ایجاد و افزایش فساد، مستعدتر از بقیه کشورها هستند. تا حدی که فراوانی منابع طبیعی سبب تخصیص عممومی برای دستیابی خصوصی افراد (بدون پرداخت و هزینه کرد از سوی فرد) به منابع کمیاب با خاصیت مشاع می شود. بنابراین، بصورت اساسی حق برخورداری از رانت منابع، کنار گذاشته می شود. و در نتیجه این کشورها بیشتر از سایر کشورها در معرض انواع فساد قرار می گیرند.

در ادامه، نویسنده با بهره گیری از آمار و ارقام و تکنیک های اقتصادسنجی، یکبار با بررسی داده ها در میان 60 کشور و بار دوم با بررسی داده هایی دیگر در میان 88 کشور؛ نتیجه می گیرد که فساد رابطه معنی داری با مقدار منابع طبیعی آن کشورها دارد. ( در چند نمودار آماری این رابطه ها بصورت شهودی در کشورهای هلند، نروژ و اکراین بررسی شده که در صورت نیاز می توانید به اصل مقاله مراجعه نمایید)

 

بستر سوم: آموزش و سرمایه انسانی

فراوانی منابع طبیعی، می تواند انگیزه های خصوصی و عمومی را برای انباشتن سرمایه های انسانی، بدلیل وجود  سطح بالایی از درآمد غیر دستمزدی( ناشی از مثلا مالیات های پایین، پرداخت های اجتماعی و تقسیم سودهای مختلف) کاهش دهد. با وجود مقدار عظیمی از پول نقد در کشورهای غنی از لحاظ منابع، ارزش بلندمدت آموزش بسیار کمتر درنظر گرفته می شود. البته رانت ناشی از منابع غنی، همانند مورد بوتسوانا که یکی از بیشترین مخارج دولتی در آموزش نسبت به درآمد ملی در جهان را داراست، می تواند مردم این کشورها را در ایجاد برتری آموزشی توانا سازد. اما مشاهدات تجربی، در میان کشوها، نشان می دهند که  ثبت نام در مدارس در تمام سطوح با فراوانی منابع( که توسط سهم نیروی کار که در تولید کالاهای اولیه اندازه گیری شده است) ارتباط معکوس دارد. Gylfason, Herbertsson, and Zoega, 1999) )

همچنین شواهدی بین کشوری وجود دارد دال بر اینکه مخارج عمومی روی آموزش نسبت به درآمد ملی ، همچنین سالهای درس خواندن و نیز میزان ثبت نام در مدرسه، همه و همه  با  فراوانی منابع طبیعی، رابطه ای معکوس دارند. (Gylfason, 2001; see also Temple, 1999)این مسئله بدان جهت اهمیت دارد که آموزشِ بیشتر و بهتر، رابطه ای مثبت با رشد اقتصادی دارد.

هنگامی که رشد اقتصادی، مورد نظر ماست،تقاضای آموزش بیشتر از عرضه آموزش اهمیت پیدا می کند. (Birdsall, 1996)   از آنجایی که مخارج عمومی روی آموزش،گرایشاتی با محوریت عرضه supply-led) ) وبا کیفیتی متوسط دارند، می توانند باعث کاهش کارایی، برابري و رشد شوند. در مقابل، اما مخارج خصوصي روي آموزش، كه اصولا تقاضا محور است ، به نظر مي رسد؛ كيفييت بيشتري دارد و بيشتر در جهت توسعه است. (به همين دليل من ترجیح می دهم كه نرخ ثبت نام در مدرسه بجاي مخارج عمومي روي آموزش، معيار تحليل هاي تجربي قرار گيرد.)

در ادامه نویسنده با استفاده از داده های تجربی و تکنیک های سنجی، نتیجه می گیرد که افزایش 10 درصدی سرمایه های طبیعی از یک کشور به کشور دیگر، با یک کاهش 18 درصدی در ثبت نام در مدارس متوسطه همراه است. که این رابطه به لحاظ آماری معنی دار است. از سوی دیگر نشان داده می شود که ثبت نام در دوره متوسطه رابطه ای مستقیم با رشد دارد. بنابراین نویسنده به این نتیجه می رسد که منابع طبیعی، می توانند رشد اقتصادی را از طریق این کانال هم کاهش دهند.

اما چرا چنين است؟ {به نظر می رسد که} اصولا صنايعي كه بر پايه منبع طبيعي شكل مي گيرند، گرايش به كارگراني با مهارت هاي پايين تر و همچنين، شايد اين صنايع، گرايش به سرمايه هاي با كيفيت پايين تري نسبت به ديگر صنايع دارند. به همين دليل اثرات خارجي مثبت كمتري را نسبت به ديگر صنايع موجب مي شوند.  همچنين، كارگراني كه از اشتغال در صنايع اوليه (صنايعي همانند ماهيگيري،‌ كشاورزي، جنگلداري يا كار در معدن و غیره) معاف مي شوند، غالبا، محدوديت هاي عامي دارند و نمي توانند در مابقي صنايع مشغول به كار شوند.

اين امر، شايد بتواند توضيح دهد كه چرا فراواني منابع طبيعي و توليد و يا صادرات كالاهايي كه سهم عمده اي از آنها به اين منابع وابسته است، گرايش به ضعيف كردن و كند نمودنِ يادگيري از طريق انجام دادن(Learning by Doing)، پيشرفت هاي تكنولو‍ژيكي و رشد اقتصادي، دارند. چرا كه آموزش بيشتر و بهتر، باعث انتقال مثبت مزيت نسبي از طريق كنار زدن توليدِ كالاي اوليه به نفع صنایع و خدمات می شود و بنابراين يادگيري از طريق انجام دادن و همچنين رشد را سرعت مي بخشد.

 

بستر چهارم: پس انداز، سرمايه گذاري، و سرمايه فيزيكي

فراواني منابع طبيعي، مي تواند گرايش و تمايل به پس انداز و سرمايه گذاري را كند كرده {مصرف را بیش از حد معمول آن کشورها افزایش داده} و در نتيجه موجب كاهش و كندي رشد اقتصادي گردد.خصوصاً، وقتي كه سهم مالكان منابع طبيعي از كل توليد، افزايش يابد، تقاضاي سرمايه، نزول مي كند، كه اين امر، به كاهش يافتن نرخ بهره واقعي و نرخ رشد كمتر كشور منجر مي گردد. (Gylfason and Zoega, 2001) .

علاوه بر اين، اگر نهادهاي تكامل يافته، به يك استفاده كارآمد از منابع، از جمله منابع طبيعي، منجر مي شوند، و اگر نهادهاي ضعيف چنين خاصيتي را ندارند، بنابراين، فراواني منابع طبيعي همچنين مي تواند، بالاخص از گسترش و توسعه نهادهاي مالي جلوگيري كرده و در نتيجه موجب كاهش پس انداز، سرمايه گذاري و رشد اقتصادي، از طريق كانالهايي كه بيان شد، گردد.همانند مورد آموزش، فقط مقدار و يا كميت آموزش نيست كه اهميت دارد، بلكه بيش از آن، كيفيت‌ (يا كارايي) مهم است. سرمايه گذاري غير موجه و نابهره ور(فیل های سفید!)، مي تواند از نظر دولت و يا افرادي كه از موهبت هاي طبيعي سرمست هستند، مساله ساز و مهم نباشد.

نویسنده در ادامه با بررسی داده های تجربی 87 کشور، نتیجه می گیرد که افزایش 10درصدی سهم سرمایه های طبیعی از کشوری به کشور دیگر، با یک کاهش دو درصدی در سهم سرمایه گذاری از تولید ناخالص داخلی همراه است. از سوی دیگر، نشان داده می شود که یک افزایش پنج درصدی در نرخ سرمایه گذاری با یک رشد اقتصادی سالانه 1درصدی همراه است. بنابراین تاثیر این کانال از مصیبت منابع بر رشد اقتصادی مشاهده شد.

نمودار 6a نشان مي دهد كه در میان 85 کشور مورد بررسی، يك افزايش 10 درصدي در شاخص سرمايه طبيعي(که در این نمودار با سهم سرمایه طبیعی به کل سرمایه های طبیعی، انسانی و فیزیکی ، نشان داده شده و در تحقیق بانک جهانی در 1997 آمده است) دريك كشور نسبت به كشور ديگر، بطور متوسط، با يك كاهش يك درصدي در رشد سرانه اقتصادي سالانه مرتبط است. (با همبستگي اسپيرمن 0.64-). رابطه ای بدین گونه در مطالعات زیر هم به دست آمده و بر آن تصریح شده است:

(Sachs and Warner, 1995, 1999; Gylfason and Herbertsson, forthcoming; Gylfason, Herbertsson, and Zoega, 1999).

 

همچنين نمودار 6b نشان مي دهد كه يك رابطه مشابه معكوس بين شاخص منابع طبيعي و رشد اقتصادي وجود دارد (كه در اين نمودار، فراواني منابع طبيعي با سهم شاغلان بخش مواد اوليه از كل اشتغال سنجيده شده است.). در این مورد از داده های 105 کشور استفاده شده است. که نشان می دهد یک افزایش 11 الی 12 درصدی شاخص فراوانی منابع طبیعی از یک کشور به کشور دیگر، با یک کاهش یک درصدی در رشد سرانه اقتصادی سالانه همراه است.

توجه کافی مبذول نمایید که یک درصد کاهش یافتن رشد اقتصادی سالانه کم مسئله ای نیست! کاهش یک درصدی سالانه رشد، مسئله ای بسیار جدی است. چرا که نرخ رشد سرانه متوسط جهانی از 1965 تا 2001 حدود1.5 درصد بوده است!

 

  بستر پنجم: شکست سیاستگذاری های دولتی و دولت مداخله گر

برخی از اقتصاددانان نظیر  Lal و Myint در 1996اعلام کرده اند که مهترین دلیل کاهش رشد و مصیبت منابع در کشورهای نفت خیز، شکست سیاستگذاری های دولت است. برخی نیز تخلیه اقتصاد از عناصر بازاری، برهم زدن قیمت های بازار آزاد وسایر مداخله های دولت ها را بعنوان دلالیل اصلی ذکر کرده اند. این بدان معناست که این کانال ها موجب میشود که رشد اقتصادی این کشورها کاهش یابد.

 

بستر ششم: روابط پسین و پیشین اندک بخش نفت

برخی با بهره گیری از هریشمن عنوان می کنند که روابط پسين و پيشين ناشي از صادرات كالاهاي اوليه با سایر بخش های اقتصادی در مقايسه با صنايع كارخانه اي ضعيف تر است  این امر به صورتی است که صنايع كارخانه اي برخلاف توليد منابع طبيعي به تقسيم كامل تر كار و بهبود استاندارد زندگي مردم می انجامد. بنابراين رشد اقتصادي در كشورهاي با و فور منابع طبيعي كندتر است.

 

بستر هفتم: نقش نهادها

برخی از اقتصاددانان همچون ملهم، معین و تورویک در مقالاتی متعدد متذکر می شوند که نقش نهادها در کندی رشد اقتصادی کشورهای نفت خیز بسیار حایز اهمیت است. بصورتی که نهادهای بد و نامطلوب به نفرینی شدن منابع مننجر می شوند و نهادهای خوب و مطلوب به موهبت بودن منابع منجر می شوند. البته بحث نهادها به نحوی در تمام دیگر بسترها هم مطرح است و می تواند هر کدام از این بسترها به نفرینی شدن و یا موهبت شدن تبدیل گردند.

 

*(تمامی بسترها، بالاخص بسترهای پنجم، ششم و هفتم در پست های بعدی وبلاگ بصورتی جداگانه و مفصل بررسی خواهند شد.)

**(منابع ذکر شده در متن یا در اصل مقاله گیلفاسون وجود دارند و یا در صورت نیاز در اختیار قرار داده می شوند.)

 منبع : سایت سهمیران

(ترجمه، تلخیص و گردآوری از محمدصادق الحسینی)

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ توسط احمد عاقلي
 

مهربان باش
 
 
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.
 
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.
 
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.
 
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.
 
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.
 
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.
 
نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.
 
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
 
و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.
 
دکتر علی شریعتی
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۵ توسط احمد عاقلي
 

 

دریاچه ارومیه جان گرفت

 

بارندگی های مطلوب در مهرماه امسال موجب افزایش 15 سانتی متری ارتفاع آب دریاچه ارومیه شده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ بارندگی های مطلوب در سال آبی جاری که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل افزایش بسیار چشمگیری داشته، باعث شده تا میزان آب سطح آب دریاچه ارومیه به 1270.29 متر برسد.

با وجود اینکه تراز فعلی آب دریاچه ارومیه در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته پنج سانتیمتر کاهش را نشان می دهد، ولی بارندگی های اخیر شادابی و طراوت خاصی به جزایر اطراف این دریاچه بخشیده است. با افزایش بارش در جزایر دریاچه ارومیه ظرفیت آب انبارهای ذخیره آب برای گونه های جانوری دریاچه تکمیل شده و رشد علوفه در جزایر دریاچه افزایش یافته است.

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۵ توسط احمد عاقلي

  میزان تولید زعفران در جهان :

 

 سالیانه نزدیک به 250 تن زعفران در کل جهان تولید می شود که از این مقدار حدود 230 تن آن متعلق به ایران می باشد. این در حالی است که ایران با تولید سالانه بیش از 90
 درصد زعفران جهان ، مقام اول را از نظر کمیت و کیفیت به خود اختصاص داده است.

 نمودار 1ـ نشان دهنده ی مقدار تولید زعفران در مناطق مختلف جهان می باشد.

 همانطور که در نمودار بالا مشاهده می شود کشور یونان با تولید سالیانه حدود 6 تن ، مراکش 4 تن ، کشمیر 3 تن ، اسپانیا حدود 2 تن و ایتالیا یک تن پس از ایران به ترتیب
 مقام های دوم تا ششم تولید زعفران جهان را دارند .

 گل زعفران در بسیاری از استانهای ایران کشت می شود ، لیکن بیشترین مقدار زعفران کشور در استان خراسان تولید می گردد .

 نمودار 2ـ نشان دهنده ی مقدار تولید زعفران در استانهای مختلف کشور می باشد.

 همچنین میزان تولید در شهرستانهای مختلف استان خراسان بسته به نوع شرایط محیطی متفاوت می باشد.

 نمودار 3ـ نشان دهنده این مطلب است.

 از حدود 230 تن تولید سالانه زعفران نزدیک به 200 تن آن به بیش از یکصد کشوراز جمله اسپانیا ، ایتالیا ، آلمان ، فرانسه ، امارات ، چین و عربستان صادر می شود و حدود30
 تن آن به مصرف داخل می رسد .

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۴/۰۹/۱۳ توسط احمد عاقلي

 

موزه دکترحسن نصیری 

 

تقی کرمی در اولین جلسه بررسی روند پیشرفت احداث موزه هنر های معاصر شهرستان که با حضور هیت امناء آن که در محل فرمانداری برگزار شد گفت: وظیفه هیت امناء ارتباط بیشتر با مردم و خیرین و جذب کمکهای آنها در جهت تکمیل پروژه موزه هنر های معاصر است .

وی ادامه داد: وجود موزه هنر های معاصر در شهرستان علاوه بر جذب گردشگر می تواند ظرفیت خوبی برای شهرستان باشد .

فرماندار ویژه شهرستان مرند با بیان اینکه شهرداری در ساخت این موزه تلاش مضاعفی انجام دهد گفت:شهرداری وظیفه دارد نسبت به تکمیل و بهره برداری از این موزه اقدام نماید و تمکیل آن یکی از پروژه های مهم شهرستان بوده و شهرداری سرعت عمل به خرج دهد .

وی گفت: تلاش خواهیم کرد با رایزنی و مکاتباتی با برخی مسئولین نسبت به جذب کمکهای مالی اقدام کنیم و لازم است هیئت امناء در جذب خیرین برای کمک به تسریع در ساخت این مجموعه اقدام نماید .

وی بیان داشت: قیمت اشیاء تاریخی اهدایی به موزه بالای ۳/۸ میلیارد تومان است که امید است شهرداری در اسرع وقت نسبت به ساخت و اتمام ، اقدام نماید .

آقای دکتر نصیری از مرندیان مقیم تهران اهدا کننده اشیا تاریخی به شهرستان است و علاقمند هستند این اشیاء تاریخی و نفیس در شهرستان مرند نگهداری شود.

منبع وب تاریخ مرند( مرندیم) برگرفته از سایت فرمانداری مرند

..................................................

نظر و نقد:

حقیقتا پیشرفت و آبادانی هر شهری در گرو وجود هتلهای مدرن  ،موزه های تخصصی، آثار باستانی و نیز وجود بازارهای سنتی و صنعتی زیبا  و مبلمان شهری زیبا است.

موزه ها یادآور و نشانگر تاریخ و تمدن هر شهر است امیدوارم این حرکت آغازگر تاسیس موزه های دیگر از جمله موزه سفال،تاریخ طبیعی،ادب و هنر،سکه،کتاب،اشیا عتیقه،فرش و گلیم و غیره باشیم.

با آرزوی توفیق عاقلی

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۰ توسط احمد عاقلي

فاصله طبقاتی چقدر از بخشندگی افراد کم می کند؟

 

تحقیقات نشان داده است افراد ثروتمند بخشنده نیستند،اما وقتی توزیع درآمد عادلانه تر است،افراد مهربان تر می شوند.

 

یک ضرب المثل انگلیسی می گوید:«اگر در دوره ویکتوریای لندن چارلز دیکنز درآمدها برابر بودند اسکورج آنقدر خسیس نمی شد!»

به گزارش خبرآنلاین؛ مفهوم تحقیقات جدید نشان می دهد که نابرابری درآمد باعث می شود افراد کمتر بخشنده شوند و بیشتر ثروت اندوزی کنند. اخیرا اقدامات آکادمی بین المللی علوم و تحقیقات نشان می دهد که چگونه نابرابری درآمد بر روی حساس بشر دوستی تاثیر می گذارد.

تحقیقاتی دیگری در آمریکا  نیز حاکی است که افراد ثروتمند خسیس تر از افراد با درآمد های معتدل اند. اما تحقیقات ژاپن و اروپا این موضوع را تاثیرگذار نمی داند.

استفن کوت استاد دانشگاه مدیریت روتمن تورنتو می گوید: «این موضوع کمی مسئله را برای ما پیچیده کرده است، برای همین ما این فرض را در نظر گرفتیم که عامل دیگری که بر ثروتمندان تاثیر می گذارد، مکان زندگی آن ها است.»

تحقیقات نشان داده است که افراد ثروتمند که در محیط نابرابر اقتصاد زندگی می کنند کمتر بخشنده می شوند، تا ایالت هایی که درآمد آن ها به طور مساوی توزیع شده است. در این تحقیقات از ۱۵ درصد اول افرادی که  درآمد ۱۲۵۰۰۰ دلار در ماه دارند،تحقیق به عمل آمده است.

در شهرهایی که نابرابری درآمد شدید دارند، افراد ثروتمند کمتر مهربان و بخشنده دیده می شوند. ولی وقتی شرایط به سمت برابری درآمد ها می رود، افراد مهربان تر می شوند.  

منبع:بلومبرگ

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۰ توسط احمد عاقلي
29234782007996621098.jpg

شعر زیبای راز دل اثر بهادر یگانه

راز دل

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو
روی دل بود به سوی آستانه ی تو

چو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر...

..............................

اگر علاقمند به دانلود آهنگ این متن زیبا با صدای استاد قربانی هستید به ادرس زیر بروید

و از آن لذت ببرید

حقیقتا این آهنگ یکی از زیباترین آهنگهای مورد علاقه اینجانب است 

 

آهنگ زیبای رازدل با صدای استاد قربانی

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۳ توسط احمد عاقلي

 

 سوئيفت چيست؟

سوئيفت ، جامعه تعاوني ارتباطات مالي بين بانکي بين المللي است.

نقش وهدف سوئيفت ، سرعت بخشيدن به نقل و انتقالات مالي واطلاعاتي بين بانکها با يکديگر وموسسات مرتبط غيربانکي پذيرفته شده ، مانند دلالان ، صرافان ، موسسات سرمايه گذاري ، ترخيص کنندگان و واسطه هاي پول با بانکها است. براي اين منظور سوئيفت زباني يگانه درمناسبات بانکها فراهم آورده است ، که تنها تعدادي پيام استاندارد را دربرمي گيرد.

شبکه سوئيفت ، دسترسي مستقيم به سيستمهاي بانکي وکارگزاران مربوط را درسراسر جهان با سرعت بسياربالا ممکن مي سازد وامکان انجام عمليات حسابداري مربوط را به ياري پيامهاي استاندارد با همان سرعت فراهم مي آورد.

برخي از زمينه هاي فعاليت خدمات شبکه سوئيفت ، شامل حواله هاي بانکي ، پرداختها ، صورتحسابهاي بانکي، معاملات و تبديلات ارز، بروات وصولي ، اعتبارات اسنادي ، معاملات سهام بين بانکها ، گزارش مالي حسابها وصورتحسابها  مي باشد.

علاوه بر پيامهاي عمليات بانکي ، شبکه سوئيفت ، اخبار واطلاعات ديگري را نيز دراختيار اعضاء مي گذارد . مثلا" با استفاده ازاين شبکه مي توان ازخبر ادغام بانکها يا تغيير در عملکردهاي سيستم آنها مطلع شد . همچنين درصورت سرقت اسناد يک بانک ، مشخصات اسناد مسروقه فورا" ازطريق شبکه سوئيفت به سراسر جهان اطلاع داده مي شود. چنين تحولاتي به صورت بخشنامه ازطريق سيستم سوئيفت به تمام بانکها مخابره مي شود. هربانک عضو سوئيفت به ساير شعبه هاي خود درسراسر دنيا وهمچنين با تک تک بانکهاي ديگري که عضو شبکه سوئيفت هستند ، دسترسي راحت ومستقيم شبانه روزي دارد.

 

درمراسلات بانکي که ازطريق سوئيفت انجام مي گيرند ، امنيت بالائي تضمين مي شود . سيستم ايمني سوئيفت داراي چند مرحله فيزيکي ، تکنيکي وپردازشي است . ازاين رو راه استفاده غيرمجاز درآن بسته شده وازورود هرگونه پيام بانکي غير مجاز به داخل سيستم جلوگيري مي شود.

تمام پيامها به صورت کد ارسال ودريافت مي شوند ونمي توان هيچگونه تاثيري روي پيامها گذارد ، يعني کسي نمي تواند آنهارا دستکاري کند. سيستم مخابره پيام چنين است ، وقتي پيام بانکي ازمبدآ مخابره مي شود، بين راه وقبل ازآنکه به مقصد برسد ، شکل آن ازحالت اوليه خارج مي شود وبه ترکيب نامآنوسي درمي آيد که براي شخص ثالث قابل خواندن وتشخيص نيست . پيام همين که به مقصد مي رسد ، دوباره به حالت اول برمي گردد.

عمليات بانکي بين المللي ازطريق سوئيفت به سرعت اجراء مي شود وارسال هرپيام بيش از چند ثانيه طول نمي کشد . ازآنجا که امورمربوط به تآييد ، تشخيص واعتبارپيام با روشهاي کنترل انجام ني شود ، عمليات بانکي سريع وبدون نياز به تآييد اضافي صورت مي گيرد . به علاوه شبکه ، رمزرا به طور (( خودکنترل)) شناسائي مي کند که اين نيز به سرعت عمليات مي افزايد.

شبکه سوئيفت ، احتمال اشتباه درپيامهاي بانکي را کاهش مي دهد . درنتيجه احتمال پرداختهاي مضاعف به حد اقل رسيده وامکان مخدوش يا گم شدن پيام ازيبن مي رود. پيامهاي بانکي سوئيفت ، که داراي استاندارد هاي خاص خود است ، به طور اتوماتيک مخابره مي شوند .تمامي اعضاء درون شبکه از زباني يگانه واستاندارد بهره مي گيرند که سبب افزايش دقت وسرعت مي شود. لازم به توضيح است که اين شبکه بطور شبانه روزي کار مي کند وازنظر زماني محدوديتي ندارد.

بايستي اضافه شود، زمينه تشکيل سوئيفت درجهان ازاوايل دهه 1960 فراهم شد که رشد سريع بانکداري سبب شده بود ، بانکها به دنبال سرويسها وخدمات با کارائي بالا باشند. در1971 تعدادي از بانکها ي بزرگ جهان تصميم گرفتند ازطريق يک سيستم ارتباطي به يکديگر متصل شوند وسرانجام درسال 1973 ((جامعه تعاوني ارتباطات مالي بين بانکي بين المللي )) (سوئيفت) درکشور بلژيک توسط 250 بانک اروپائي وآمريکائي تشکيل شد و از 1977 مورد بهره برداري قرار گرفت. شبکه يک جامعه تعاوني بلژيکي است که به وسيله آعضاء آن اداره مي شود ومالکيت آن نيز به تناسب سهام اعضاء است. درضمن ياد آوري مي شود که، اکثر بانکهای دولتی و خصوصی ایران عضو شبکه سوئيفت مي باشند.

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۲ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت