
طبق نظریه انتخاب، منشأ اصلی ناخشنودی انسان ها ، روابط آسیب دیده یا از دست رفته است. علت این که روابط آدم ها آسیب می بیند هم این است که آنها در تمام عمر خود سعی در کنترل دیگران می کنند و این اصرار دائمی برای تحمیل خود بر دیگران، باعث می شود زندگی های مشترک و بسیاری از دوستی ها آسیب ببیند و گاه از بین برود.
تمایل برای کنترل دیگران نیز از دوران نوزادی با ما همراه است.
این که ما انسان ها چه نیازهایی داریم، بحثی دیرینه در میان انسان شناسان و روان شناسان و جامعه شناسان است و البته هنوز هم ادامه دارد.
دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب، بعد از دهه ها تحقیق و تجربه ، به این نتیجه رسیده است که انسان ها 5 نیاز اصلی دارند که عدم ارضای هر یک از آنها می تواند ما را دچار ناخرسندی کند. نکته اینجاست که ما، ارضای این نیازها را در تعامل و رابطه با دیگران جست و جو می کنیم.
نیازهای اساسی انسان در دیدگاه تئوری انتخاب عبارتند از:
1 - بقا
2 - قدرت
3 - عشق و تعلق خاطر
4 - آزادی
5 - تفریح و لذت
بقا
همه انسان ها دوست دارند زنده باشند و در امنیت زندگی کنند. بنابراین هر آنچه زندگی و امنیت و منافع شان را تهدید کند برایشان نامطلوب است. نیاز به بقا فقط در اصل حیات نیست. ثروتمندی که از ترس آینده، خساست به خرج می دهد در واقع نیاز به بقای بیشتری دارد از همتای خود که سخت نمی گیرد و در حد متعارف یک فرد دارا، خرج می کند.
قدرت
تمایل انسان ها به برتری جویی، سبقت از دیگران و پیشرفت را به طور خلاصه نیاز انسان به قدرت می نامیم.
عشق و تعلق خاطر
هر انسانی می خواهد عشق بورزد و عشق دریافت کند.
آزادی
هر انسانی نیاز به آزادی دارد تا بتواند بدون مداخله گری دیگران آن طور که خود دوست دارد زندگی کند. خلوت انسان ها نیز بخشی از قلمرو آزادی است.
تفریح و لذت
تفریح را پاداش یادگیری هم گفته اند. بنابراین مجموعه ای از تمایلات انسان برای یادگیری و خنده و کامجویی از دنیا را تفریح و لذت می نامیم.
اگر نیازهای اساسی پنج گانه فوق در کسی ارضا شود، او خوشبخت ترین انسان است.
اگر در فردی هیچ کدام از این نیازها ولو به طور نسبی برآورده نشود، او را باید در زمره انسان های کاملاً ناخرسند جای داد.
بقیه انسان ها - که اکثریت جامعه انسانی را تشکیل می دهند - در حد فاصل این دو قرار می گیرند.
نکته ای که بهتر است فراموش نکنیم : این نیازها از انسانی به انسانی متفاوت است. مثلاً ممکن است کسی تمایلی به ریاست یک اداره کوچک هم نداشته باشد ولی دیگری تمام هم و غمش رسیدن به مقام وزارت باشد. نیاز به قدرت در این دو فرد، یکسان نیست.
یا ممکن است کسی به کارهای خطرناک دست بزند که ممکن است به بهای جانش تمام شود(مثل کسی که با موتورسیکلت کارهای نمایشی انجام می دهد) و دیگری برغم نیاز مالی و توانایی فنی، این کار را نکند. در شرایط مساوی، علت را باید در میزان نیاز هر یک از آنها به بقا جست و جو کرد.
یا کسی که هر شب قبل از خواب، همه درها را چک می کند که بسته باشند، نیاز بیشتری به امنیت دارد تا کسی که در شرایط برابر این کار را نمی کند.
ممکن است کسی عاشقانه به اطرافیانش مهر بورزد ولی دیگری خیلی خشک و بی روح برخورد کند. یکی ممکن است دوری از عزیزش را بیش از یک روز تاب نیاورد ولی آن عزیز بتواند بی هیچ مشکلی ماه ها دور از وی زندگی کند و دلتنگ نباشد.
بنابراین، نیاز به عشق و تعلق خاطر نیز در انسان ها یکسان نیست. با این حساب اگر یکی از زوجین، مدام به دیگری ابراز علاقه کند و دیگری این محبت را ابراز مداوم نکند، الزاماً معنی اش این نیست که دومی همسرش را دوست ندارد. علت این ماجرا در نیاز کمتر او به عشق و تعلق خاطر است.
در خصوص این نیاز باید گفت که ملاک سنجش آن، محبتی است که ابراز می کنیم و نه محبتی که دوست داریم دریافت کنیم.(کسی که بیشتر محبت می کند نیاز به عشق و تعلق خاطر در او بیشتر است)
همچنین ممکن است کسی دوست داشته باشد اوقات زیادی را آزادانه بگذراند و دیگری بخواهد در گروه (دوستان،خانواده و ...) و همرأی آنها اقدام کند.
ممکن است کسی بسیار علاقه مند به یاد گیری و تفریح باشد و دیگری کمتر.
حالا که نیازهای اساسی انسان ها را شناختیم و دانستیم که میزان نیاز به آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، می توانیم در بحث بعدی، یک گام بلند برداریم و به طور ریزتر بگوییم که چگونه ممکن است این نیازها در روابط انسانی آسیب ببینید و در نهایت به ناخشنودی ما منجر شوند.
تضاد در حوزه نیازهای 5 گانه
انسان ها در تعامل با یکدیگر، در صدد ارضای نیازهای اساسی خود هستند اما مشکل آنجا ایجاد می شود که بین ارضای نیازهایشان تضاد پیش می آید که این تضاد 5 حالت کلی دارد:
تضاد در حوزه "میزان نیاز به بقا"
قبل از شروع بحث ذکر این نکته مهم است نیاز به بقا صرفاً در مرگ و زندگی خلاصه نمی شود بلکه بعد از آن، احتیاط و محافظه کاری، مهم ترین جلوه نیاز به بقاست.
اگر دو نفر که با یکدیگر رابطه دارند (مانند دو دوست، دو شریک و از همه مهم تر دو همسر) در میزان نیاز به بقا همخوانی نداشته باشند ممکن است بین شان اختلاف ایجاد شود.
فرض کنید نیاز به بقا در مرد به شدت بالاست و از این رو بسیار محافظه کار است. مرد و همسرش که نیاز به بقا در او کمتر است در روستایی با هم زندگی می کنند.
زن به مرد می گوید که بهتر است 10 روز به مسافرت برویم ولی مرد مخالفت می کند و می گوید در این مدت ممکن است بلایی بر سر دام هایمان بیاید و هر چه زن استدلال می کند که می توانند از فرزندان یا همسایه ها کمک بگیرند، شوهر قبول نمی کند.
شاید زن این بی میلی شوهرش را نشانه ای از این بداند که شوهرش او را دوست ندارد ولی واقعیت این است که پای تفاوت در میزان نیاز به بقا در میان است و ربطی به عشق و دوست داشتن ندارد.
همان طور که می بینید ، منشأ خیلی از سوء تفاهم ها این است که ما نمی دانیم در کدام یک از نیازهای اساسی دچار مشکل هستیم. در حالی که اگر محل دقیق مشکل را بدانیم ، یکراست سراغ همان نیاز اساسی می رویم و بقیه را وارد ماجرا نمی کنیم و قضیه را پیچیده تر نمی سازیم.
ادامه بحث ، موضوع را بازتر می کند.
تضاد در حوزه "میزان نیاز به قدرت"
شک نکنید که این یکی، منشأ بیشتری ناخشنودی های بشر است، از روابط کلان بین المللی بگیرید تا روابط زناشویی.
انسان هایی که نیاز به قدرت در ایشان قوی است، به شدت تمایل دارند بقیه را کنترل کنند و حرف ،حرف آنها باشد. تحمیل اراده بر دیگران، از خصوصیات اصلی این افراد است.
با این اوصاف، فرض کنید زن و مردی که هر دو نیاز شدیدی به قدرت دارند با هم ازدواج می کنند. کاملاً قابل پیش بینی است که چه زندگی پر تنشی خواهند داشت زیرا هر کدام از آنها، طبق نیاز ژنتیکی اش به قدرت می خواهد بر دیگری اِعمال قدرت کند و حرف خود را بر کرسی بنشاند. (میزان نیاز انسان به هر کدام از "بقا،قدرت،عشق و تعلق خاطر،آزادی و تفریح و لذت" را ژن ها تعیین می کنند.)
در اینجا نیز شایع ترین سوء تفاهم این است که همسرم مرا دوست ندارد و الّا این همه زور نمی گفت. حال آن که ماجرا ، اینجا هم ربطی به عشق ندارد و داستان، داستان تکراری قدرت است.
در روابط بین دوستان و شرکا و ... هم این گونه است و بسیاری از ما ، اگر ببینیم دوست مان در صدد سلطه جویی است و مدام می خواهد حرف خودش را بر کرسی بنشاند و به نظر ما اهمیتی نمی دهد، از او آزرده خاطر می شویم و حتی ممکن است به دوستی مان ادامه ندهیم.
اما اگر نیاز به قدرت در یکی از دو طرف کم باشد، مشکل حدی به وجود نمی آید زیرا کسی که نیاز کمی به اعمال قدرت دارد، نه تنها در صدد تحمیل اراده خود بر نمی آید بلکه از این که حرف آخر، حرف او نباشد هم نمی رنجد.
اگر هم هر دو، نیاز اندکی به قدرت داشته باشند، بسیار راحت تر با هم کنار می آیند و با مشورت همدیگر کارها را پیش می برند.
تضاد در حوزه " عشق و احساس تعلق"
قبلاً گفتیم که ملاک در سنجش این نیاز، میزان محبتی است که فرد به دیگری ارائه می دهد نه میزان محبتی که دوست دارد تحویل بگیرد.
اگر زن و شوهر ، هر دو نیاز بالایی به عشق و احساس تعلق داشته باشند، مدام نسبت به یکدیگر محبت می کنند و از این نظر، زندگی گرمی خواهند داشت.
اما ممکن است این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد. در چنین وضعی، آن که نیاز بالاتری دارد، چون به همان میزان که محبت می دهد، محبت نمی گیرد، دچار این باور می شود که همسرش او را دوست ندارد. در حالی که اغلب همسرش هم او را دوست دارد ولی به صورت ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده است که نمی تواند ( نه این که نمی خواهد) به اندازه طرف مقابل، ابراز عشق کند.
اگر دو طرف، در این حوزه نیاز اندکی داشته باشند هم زندگی شان مختل نمی شود زیرا تعادل مهرورزی برقرار است.
تضاد در حوزه "میزان نیاز به آزادی"
کسی که نمی تواند اراده دیگران را تاب بیاورد و دوست دارد مطابق میل خود زندگی کند، هر جا خواست برود و هر کاری خواست انجام دهد و کسی که مقررات گریز است، نیازش به آزادی در حد بالایی است.
اگر دو نفر که نیاز به آزادی در آنها زیاد است با یکدیگر ازدواج کنند، امکان این که درگیر تنش ارتباطی شوند وجود دارد زیرا هر کدام از آنها طبق قاعده گریز از مرکز رفتار می کنند و دوست دارند جدا از هم و بدون قید و بندهای یکدیگر زندگی کنند. البته منظور الزاماً اقداماتی که جامعه آنها را غیراخلاقی می داند نیست بلکه در حالت احساس نیاز شدید به آزادی، افراد تعهد به طرف مقابل را نادیده می گیرند. مثلاً دوست دارند تنهایی به سینما بروند تا این که با شریک زندگی خود مشورت کنند که کدام فیلم را ببینند، کدام سینما بروند، چه ساعتی بروند، چه تنقلاتی بخرند و ... .
زندگی های مشترک افرادی که هر دو طرف شدیداً نیازمند آزادی و فردیت هستند، در خطر تنش و طلاق است زیرا این قبیل آدم ها، بعد از مدتی که از همدیگر فاصله می گیرند و نهایتاً از هم جدا می شوند. احتمالاً بسیاری از زوج هایی که طلاق نگرفته اند ولی در خانه های جدا از هم زندگی می کنند، افرادی هستند که به شدت نیازمند آزادی اند و فردگرایی شان بالاست.
تفاوت "نیاز به قدرت" و "نیاز به آزادی" در این است که در اولی، شخص می خواهد خود را بر دیگری تحمیل کند و در دومی، شخص در صدد تحمیل اراده خود بر دیگری نیست ولی در عین حال، حال و حوصله خرده فرمایشات دیگران را هم ندارد.
تضاد در حوزه "تفریح و لذت"
اگر این نیاز در یکی بالا و در دیگری پایین باشد، مشکل ارتباطی ایجاد می شود. مثلاً فرض کنید کودک درون مرد هنوز زنده است و شادی می کند و علاقمند به یادگیری و خنده است و با بچه های فامیل بازی می کند و در یکی مهمانی خانوادگی برایشان تقلید صدا می کند اما زن، این چنین نیست و حتی به سختی می خندد.
در این فرض، زن، شوهر خود را موجودی لوده و مسخره تصور می کند و مرد هم زنش را فردی متکبر و بی روح.
اگر این نیاز در هر دو بالا باشد، زندگی شان از این منظر، می تواند پر شور و هیجان باشد. اگر هم هر دو نیاز اندکی به تفریح و لذت داشته باشند، لااقل در خصوص این نیاز اساسی، با هم دعوا نخواهند کرد و مثلاً هیچ گاه بین شان این بحث در نخواهد گرفت که با هم سوار چرخ و فلک بزرگ شهر بشوند یا نه؟!
با این اوصاف بهترین روابط در حالتی شکل می گیرد میزان نیازها طبق فرمول زیر باشد:
نیاز دو طرف به "قدرت و آزادی"--------» کم
نیاز دو طرف به "عشق و تعلق خاطر" و "لذت و تفریح" -------»زیاد
نیاز دو طرف به "بقا"--------» متوسط
مثال: علی و مینا با یکدیگر ازدواج کرده اند. هیچ کدام شان در زندگی مشترک قدرت طلبی نمی کنند و به کرسی نشاندن حرف شان برایشان خط قرمز نیست. (نیاز به قدرت شان کم است) ، همچنین خیلی نیازمند نیستند که زمان زیادی را در خلوت یا با دوستان شان بگذرانند (نیازشان به آزادی از یکدیگر هم کم است).
آنها در عین حال، بسیار به یکدیگر عشق می وزرند و محبت می کنند(معلوم است که نیاز هر دو به تعلق خاطر بالاست) و دوست دارند تفریح کنند و یاد بگیرند(نیاز به لذت و تفریح شان هم بالاست و چون در عین حال نیازشان به آزادی نیز کم است، این تفریح و لذت را در کنار هم هستند.)
آنها در عین حال، زندگی را خیلی سخت نمی گیرند و مثلاً خساست به خرج نمی دهند و نه خیلی به زندگی بی اعتنا هستند که زندگی و امنیت شان به خطر بیفتد( نیاز به بقا در آنها متوسط است.)
با سنجش میزان هر کدام از نیازهای 5 گانه می توان گفت که آنها زوج خوشبختی هستند. حالا کافی است فقط جای "کم" و "زیاد" را عوض کنید تا آینده نه چندان خوبی در انتظار این خانواده گوچک دو نفره باشد.
نوشته : جعفر محمدی -عصرایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
چند مطلب پزشکی و غذایی مفید :
![]()
چه زمانی مسواک بزنیم؟
بررسیها نشان میدهند که مسواک زدن پس از خوردن غذاهای اسیدی عامل بسیار مهم تخریب دندانها بوده که متأسفانه اغلب افراد جامعه از این موضوع بیاطلاع هستند.
دندانپزشکان توصیه میکنند پس از خوردن غذاها و نوشیدنیهای ترش و اسیدی نباید مسواک بزنیم آیا پرسیدهاید دلیل آن چیست؟
بسیاری از افراد در خصوص زمان دقیق مسواک زدن اطلاع کافی ندارند و به همین دلیل با وجود اینکه به طور حتم مسواک میزنند حتی از نخ دندان نیز استفاده میکنند دچار مشکلات مربوط به دندان میشوند.
غذاهای اسیدی تأثیرات منفی قابل ملاحظهای روی سلامتی دندانها دارند.
بررسیها نشان میدهند که مسواک زدن پس از خوردن غذاهای اسیدی عامل بسیار مهم تخریب دندانها بوده که متأسفانه اغلب افراد جامعه از این موضوع بیاطلاع هستند.
در واقع غذاها و نوشیدنیهای اسیدی مانند برخی از مرکبات و آب میوههایی که در وعدههای غذایی اصلی مصرف میشوند، میتوانند موجب نرم شدن مینای دندان شود که مسواک زدن بلافاصله پس از مصرف این نوع غذاها و نوشیدنیها باعث سایش مینای دندان و در نتیجه پوسیدگی دندانها میشود.
بهتر است مسواک زدن حدود یک ساعت پس از مصرف غذاهای اسیدی صورت گیرد تا احتمال بروز درد و حساسیت شدید دندانی و همچنین مشکلات زیبایی دندانها و حتی پوسیدگی دندانها برطرف شده و سلامتی دهان و دندان حفظ شود.
منبع: سلامتیسم
.........................................................................
![]()
چرا در حین خوردن غذا نباید آب بنوشیم؟
بهتر است از حدود 15 تا 20 دقیقه مانده به غذا و 1 تا 2 ساعت پس از غذا، آب استفاده نشود و تنها غذا سر سفره گذاشته شود و آب سر سفره نباشد.
به گزارش بهداشت نیوز : یک پژوهشگر طب سنتی با تاکید بر اینکه نوشیدن آب همراه با غذا موجب اختلال در عمل هضم میشود، گفت: نوشیدن آب حدود 2 ساعت بعد از غذا میتواند مفید باشد.
دکتر محمد تحویلزاده با بیان اینکه در طب سنتی، آب خوردن پس از غذا یا همراه یا قبل از غذا منع شده است، گفت: بهتر است از حدود 15 تا 20 دقیقه مانده به غذا و 1 تا 2 ساعت پس از غذا، آب استفاده نشود و تنها غذا سر سفره گذاشته شود و آب سر سفره نباشد.
وی افزود: در مجموع در طب سنتی به شدت توصیه شده که انسان فقط از یک نوع خوردنی سر سفره استفاده کند، زیرا معده باید در یک زمان فقط مشغول یک نوع خوردنی یا آشامیدنی باشد تا قوای هضم بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند و از آن غذا انرژی آزاد شود.
تحویلزاده گفت: اگر همراه یا قبل و بعد از غذا آب بنوشیم و حجم آن هم زیاد باشد (1 تا 2 لیوان) این آب با غذای خورده شده مخلوط میشود و باعث رقیق شدن غذا و سرد شدن داخل معده میشود و از آنجا که هضم انسان نیاز به حرارت دارد، عمل هضم مختل میشود.
این پژوهشگر طب سنتی یادآور شد: در علم امروز هم گفته میشود که با این کار، شیرههای گوارشی رقیق میشوند و شیرههای گوارشی باید غلیظ باشند. اما با نوشیدن آب، این شیرههای گوارشی رقیق میشوند و نمیتوانند عملیات هضم را خوب انجام دهند و در نتیجه شخص دچار سوءهاضمه میشود. به همین دلیل فرد با وجود خوردن غذای خوب، اما انرژی ندارد و بیشتر دچار پف بدن، چاقی، افزایش اندازه و سنگینی میشود.
وی گفت: با نوشیدن آب همراه با غذا ممکن است شخص دچار نفخ، ریفلاکس، سنگینی پس از غذا خوردن و سنگینی سر، دلپیچه، اسهال و دفع غذا از سیستم گوارش به صورت هضم نشده؛ شود. گاهی نیز به دلیل اینکه روند هضم غذا به درستی انجام نمیشود و غذای معده به موقع تخلیه نمیشود، در فرد تهوع ایجاد میشود.
تحویلزاده تاکید کرد: حتی اگر شخص تشنه شود، تا حد امکان باید جلوی تشنگی خود را بگیرد؛ یا ابتدا تشنگی خود را رفع کند و نیم ساعت بعد غذا بخورد یا تحمل کند. بعد از حداقل 1 تا 1.5 ساعت از غذا خوردن فرد میتواند آب بنوشد.
وی گفت: برای افرادی که معدههای گرم دارند، گاهی اجازه داده میشود که بعد از غذا مقدار کمی آب خنک بنوشند تا معده آنها را متعادل کند که این هم در جهت تقویت هضم است.
تحویل زاده افزود: در افرادی که معدههای سرد یا رطوبتی دارند، عارضه آب خوردن همراه یا بلافاصله قبل و بعد از غذا به مراتب بیشتر است. اگر تشنگی به این افراد خیلی غلبه کند و بخواهند همراه یا بلافاصله بعد از غذا آب بنوشند، باید حجم آب خیلی کم و خنک باشد، چون آب خنک تشنگی را زودتر از بین میبرد و باید جرعه جرعه و آهسته هم نوشیده شود.
این پژوهشگر طب سنتی گفت: هر چه حجم آب بیشتر باشد، ضرر آن هم بیشتر است. نوشیدن آب حدود 2 ساعت بعد از غذا میتواند مفید باشد، زیرا به دفع فضولات ایجاد شده به دنبال عمل هضم از معده و روده کمک میکند.
سلامت
.....................................................................................
چه ساعتی چای بنوشیم؟
چای از نوشیدنی هایی است که طرفداران بسیاری را در دنیا بخصوص در کشورمان دارد و همیشه بحث های زیادی درباره نوشیدن یا ننوشیدن چای و یا ساعت مصرف چای می شود. اگر هنوز نمی دانید که چه زمانی چای بنوشید و سوال می کنید که چه ساعتی چای بنوشیم؟
چه ساعتی چای بنوشیم؟
فرهاد صبری متخصص طب سنتی گفت: مصرف چای بلافاصله پس از غذا به کاهش جذب اسید فولیک، آهن و کلسیم در بدن منجر شده و به مرور مشکلاتی همچون پوکی استخوان در افراد را به دنبال خواهد داشت.
به گزارش ایران، این متخصص طب سنتی بیان کرد: چای سیاه نیز از این قاعده مستثنی نیست و مصرف بیش از حد آن آسیب های فراوانی به بدن وارد می کند.
این متخصص طب سنتی تصریح کرد: نخستین نقطه در بدن که مورد آسیب مصرف بیش از حد چای قرار می گیرد، مینای دندان است که به عنوان یکی از عوامل مهم در تیره شدن و پوسیدگی دندان به شمار می رود.
صبری تصریح کرد: در چای سیاه ماده ای به نام تئین وجود دارد که موجب افزایش ضربان قلب می شود و مصرف بیش از حد ان برای افرادی که ضربان قلب آنها بیشتر از 80 است، توصیه نمی شود. وی بیان کرد: به دلیل وجود همین ماده در چای و درصورت مصرف بیش از حد موجب تهییج اعصاب و بروز عصبانیت شده و در برخی خانم ها موجب بروز اضطراب می شود.
این متخصص طب سنتی گفت: از آنجا که چای سیاه حاوی مقادیر زیادی کافئین و تئین است به افراد مبتلا به زخم معده توصیه می شود که مصرف آن را کاهش دهند یا حداقل 3 ساعت بعد از غذا چای بنوشند. صبری در همین رابطه مطرح کرد: این مسئله مهم است که چای در چه ساعتی از روز مصرف شود و توصیه من این است که به علت خالی بودن معده افراد یک ساعت قبل از غذا از نوشیدن چای پرهیز کنند.
وی با اشاره به این موضوع که بلافاصله بعد از غذا نباید چای مصرف شود، افزود: مصرف چای بلافاصله پس از غذا به کاهش جذب اسید فولیک، آهن و کلسیم در بدن منجر شده و به مرور مشکلاتی همچون پوکی استخوان در افراد را به دنبال خواهد داشت.
این متخصص طب سنتی اظهار داشت: البته مصرف کم چای سیاه در طول روز به عملکرد بهتر کلیه و آرامش اعصاب کمک می کند و ما ایرانی ها باید یاد بگیریم که هر ماده ای را به مقدار کم و به میزان تعیین شده مصرف کنیم.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

قدرت خرید مردم ۸۰ درصد کاهش یافت
اقتصاد نیوز: قدرت خرید مردم طی ۸ ماه گذشته ۸۰ درصد کاهش یافته است.
به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از ایسنا؛ دکتر وحید شقاقی اظهار کرد: ارز یکی از مهمترین متغیرهای هر اقتصادی است؛ این متغیر در حدی اهمیت دارد که میتوان با ایجاد بحران ارزی یک کشور را به طور نامحسوس و حتی مخربتر از جنگ نظامی نابود کرد.
جنگ ارزی از جنگ نظامی خطرناکتر است
شقاقی با بیان اینکه جنگ ارزی به مراتب از جنگ نظامی خطرناکتر است افزود: در جنگ نظامی مردم حضور دشمن را میبینند اما در جنگ ارزی دشمن به صورت چراغ خاموش و بدون اینکه مردم متوجه شوند میتواند یک کشور را ساقط و نظام اقتصادی را تغییر دهد؛ این موضوع اهمیت ارز در اقتصاد را نشان میدهد.
وی در خصوص وضعیتی که این روزها در متغیر ارزی کشور وجود دارد توضیح داد: کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی چون دلار و یورو، هم نتیجه سیاستهای بینالمللی و فراملی است و هم از عوامل درونی ناشی میشود.
این استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی با بیان اینکه اقتصاد ما از گذشته در برابر این مساله ضربهپذیر و شکننده بوده است خاطرنشان کرد: اقتصاد ایران در سال 91 با یک جنگ ارزی شدید مواجه شد و پس از فشار بر منابع ارزی، قیمت دلار از 1100 تومان به 3700 تومان افزایش پیدا کرد.
شقاقی افزود: در نتیجه این وضعیت تورم به بالای 35 درصد رسید؛ قدرت خرید مردم به شدت کاهش پیدا کرد و رشد اقتصادی کشور منفی 6.8 درصد شد؛ تبعات آن وضعیت هنوز هم ادامه دارد طوری که قدرت خرید مردم به قدرت خرید سال 90 نرسیده و در روزهای اخیر حتی دوباره رو به کاهش گذاشته است.
اوفک نقشه ارزی ایران را تحت نظر دارد/60 درصد تجارت ایران با 4 کشور است
وی خاطرنشان کرد: تجربه جنگ ارزی آن سال به ما نشان داد که کشور آمریکا از طریق دفتر کنترل داراییهای خارجی(اوفک) نقشه ارزی ایران را شناخته و بر همان اساس به متغیر ارزی ما ضربه میزند.
این استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی با بیان اینکه متاسفانه نقشه ارزی ایران بسیار ضعیف است؛ تصریح کرد: آمریکا از طریق اوفک میدانست که صادرات پتروشیمی ما به چند کشور محدود میشود و ما در چند نقطه از دنیا بستانکار ارز میشویم؛ آنها حتی میدانستند که بین 50 تا 70 درصد از مصرف ارز ما در امارات به خصوص دبی خلاصه میشود.
وی فقدان تنوع در شرکای تجاری و اقتصادی خارجی را یکی دیگر از عوامل ضعف نقشه ارزی کشور عنوان کرد و گفت: بین 50 تا 60 درصد واردات و صادرات ما فقط به چهار کشور محدود میشود؛ این عدم تنوع شکنندگی اقتصاد ما را بالا برده است.
شقاقی یکی دیگر از عوامل ایجاد مشکل در متغیر ارز کشور را از ناحیه صادرکنندگان پتروشیمی دانست و گفت: صادرات پتروشمی در تامین ارز کشور نقش زیادی دارد اما متاسفانه در سالهای اخیر صادرکنندگان پتروشیمی ارز حاصل از فروش را به کشور وارد نکرده و در حسابهای خارجی نگه داشتند.
سال 1407 قدرت خرید مردم مشابه قدرت خرید سال 1390 میشود
این استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی ادامه داد: با وجود همه این تجربهها و علم به ضعف نقشه ارزی کشور و تهدیدات ناشی از عدم تنوع در شرکای تجاری، کشور ما باز در سال 96 و 97 به وسیله همان عوامل محرک قبلی دچار چالش ارزی شد و امروز کار به جایی رسیده که دلار از 3500 تومان به 6800 تومان رسیده است.
وی افزود: این افزایش قیمت دلار، باعث شده طی هشت ماه اخیر ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم 80 درصد کاهش پیدا کند، این در حالی است که سال 96 در حال نزدیک شدن به قدرت خرید سال 90 بودیم اما با این وضعیت اگر هیچ عامل مخرب دیگری بر اقتصاد کشور تاثیر نگذارد شاید 10 سال دیگر قدرت خرید مردم به اندازه قدرت خرید سال 90 برسد.
شقاقی این وضعیت را به سکته اقتصادی تعبیر کرد و گفت: در سکته اول که سال 91 رخ داد ارزش پول ملی 200 درصد کاهش یافت و در سکته دوم که اخیراً رخ داده ارزش پول ملی 80 درصد افت کرد. این دو سکته دلایل مشابهی داشت اما متاسفانه ما از تاریخ درس عبرت نمیگیریم.
شقاقی در بخش دیگری از صحبتهای خود به اهمیت نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در اقتصاد کشورهای مختلف اشاره کرد و با بیان اینکه یکی دیگر از دلایل وضعیت امروز اقتصاد به همین شاخص مربوط میشود افزود: معمولا بعد از انقلاب این نسبت در ایران بین 50 تا 60 درصد بود اما اکنون به 110 درصد رسیده است؛ این وضعیت مانند ابری بارانزاست و باید در جایی ببارد و امروز در بازار سکه، خودرو و مسکن باریده است.
وی با بیان اینکه معمولا در اقتصاد جهانی نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی بین 60 تا 70 درصد است گفت: رسیدن این نسبت به 110 درصد برای اقتصاد ما بد است چون به دلیل ضعف نظام مالی و بانکی نمیتوانیم نقدینگی را به سمت تولید ببریم و همین باعث سرگردانی مخرب نقدینگی میشود.
نسبت نقدینگی به تولید در ایران به مرز هشدار رسیده است
این استاد اقتصاد ادامه داد: امروز نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در ایران به مرز هشدار رسیده است و طرف تقاضای ارز را تحریک میکند در حدی که میتواند هر بازاری را منفجر کند، بنابراین هر طور شده باید این نقدینگی به سمت تولید برود و یا اینکه در حسابهای سپرده بلند مدت با جریمه بالا برای برداشت، منجمد شود تا دارنده نقدینگی در هر زمان ممکن برای برداشت نقدینگی اراده نداشته باشد.
انتقاد از مدیریت نامناسب ارز در کشور از طرف متولی عرضه ارز
وی از عدم مدیریت ارز در کشور از طرف متولی عرضه ارز نیز انتقاد کرد و گفت: تراز گردشگری و تراز تجاری کالاهای غیرنفتی ایران منفی است؛ قاچاق کالا نیز حجم بسیاری از ارز کشور را خارج میکند؛ مثلاً سال گذشته تراز گردشگری ما منفی 10 میلیارد دلار برآورد شد یا اینکه میزان قاچاق کالا 15 میلیارد دلار اعلام شد؛ تراز تجاری کالاهای غیر نفتی نیز هفت میلیارد دلار بود.
30 میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده است
شقاقی خاطرنشان کرد: این یعنی سال گذشته بیش از 30 میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده است؛ بخشی از وضعیت امروز کشور به همین دلیل است.
شقاقی با بیان اینکه امروز حفظ منابع ارزی برای ایران حیاتی است تصریح کرد: سال گذشته 2.5 میلیون ایرانی به ترکیه سفر کردند؛ اگر هر نفر به طور متوسط هزار دلار با خود از کشور خارج کرده باشد یعنی 2.5 میلیارد دلار ارز از دست رفته است؛ ما نباید به این راحتی اجازه دهیم منابع ارزی از کشور خارج شود.
جلو نشت ارز را بگیریم
وی با بیان اینکه در این زمان سخت باید به تصمیمات سخت تن بدهیم و جلو نشت ارز را بگیریم تصریح کرد: امروز 50 درصد از واردات ما باید حذف شود؛ سبک زندگی مصرفی مردم باید تغییر کند چون مجبوریم این تغییر را به وجود آوریم و فقط به واردات کالاهای بسیار ضروری مبادرت کنیم.
این استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی با تاکید بر مدیریت سختگیرانه ارزی در شرایط کنونی خاطرنشان کرد: صادر کنندگان پتروشیمی نیز باید ارز حاصل از فروش محصولات را به کشور وارد کنند و از طرف دیگر با قاچاق هم برخورد جدی صورت گیرد.
وی با اشاره به بعد خارجی اقدمات لازم برای بهبود شرایط اخیر نیز گفت: نقشه ارزی ایران باید تغییر کند و شرکای تجاری ما باید متنوع شوند؛ اینکه 70 درصد مصرف ارزی ما در امارات باشد ما را گرفتار خواهد کرد.
تورم ناشی از افزایش قیمت دلار در راه است
شقاقی مجدداً به کاهش 80 درصدی ارزش پول ملی پس از افزایش اخیر قیمت ارز اشاره و اعلام کرد: هر کاهشی در پول ملی تورم به دنبال دارد و تورم ناشی از این کاهش 80 درصدی هنوز به اقتصاد کشور وارد نشده است، بنابراین پیشبینی میشود تا پایان امسال تورم به بالای 30 درصد برسد از همین رو باید تدابیر لازم برای این موضوع نیز اتخاذ شود.
وی در ادامه و در پاسخ به اینکه آیا خروج آمریکا از برجام و بازگشت سه ماهه و شش ماهه تحریمها میتواند به بحرانیتر شدن شرایط اخیر دامن بزند یا خیر تصریح کرد: برای این موضوع میتوان چند سناریو عنوان کرد؛ یکی اینکه اروپا در مقابل فشارهای آمریکا مقاومت کرده و در برابر ایران انعطاف نشان دهد و بانکهای دولتی سرمایهگذار و شرکتهای با ماهیت دولتی اروپایی با ایران همکاری کنند و همچنین نفت ایران را بخرد.
شقاقی افزود: روند موجود موید سناریو اول نیست چون اتحادیه اروپا امروز در موضع ضعف قرار دارد؛ از طرف دیگر تجارت بالایی بین اروپا و آمریکا برقرار است؛ اروپا سالانه 440 میلیارد دلار صادرات به آمریکا و 270 میلیارد دلار واردات از این کشور دارد این یعنی تراز تجاری اروپا با آمریکا مثبت 170 میلیارد دلار است و قطعاً تمایلی به از دست دادن این امتیاز را ندارد.
وی ادامه داد: از طرف دیگر شرکتهای اروپایی هم تحت سیطره دولتهای اروپایی نیستند و زیر بار تحریم آمریکا نمیروند، بنابراین سناریو فوق خیلی محتمل نیست.
شقاقی، دومین سناریو را به همکاری روسیه و چین عنوان کرد و گفت: همکاری این دو کشور به خصوص چین برای رفع چالشهای ارزی و صادراتی و وارداتی ناشی از بازگشت تحریمها اهمیت زیادی دارد، بحثی که در این سناریو نیز مطرح است کم لطفی ایران به چین پس از برجام و تمایل شدید به سمت اروپاست و سوال اینجاست که آیا چین این همکاری را با ایران انجام میدهد یا خیر.
ایران ونزوئلا نمیشود
وی با اشاره به افزایش فشارهای نفتی و غیرنفتی، بیمهای و بانکی آمریکا بر ایران به کمک سه ضلع اسرائیل، امارات و عربستان در آینده نزدیک خاطرنشان کرد: سناریو سوم برای مقابله با این شرایط به همان مباحث مطرح شده در خصوص اصلاح نقشه ارزی، تنوع بخشیدن به شرکای تجاری، مبارزه جدی با قاچاق کالا، جلوگیری از خروج ارز به وسیله واردات غیرضروری، گردشگری و ... و همچین بازگشت ارز حاصل از فروش محصولات پتروشیمی به کشور توجه دارد.
شقاقی در پاسخ به اینکه در صورت شکست در همه این سناریوها و عدم تحقق هیچکدام از آنها، آیا ممکن است اقتصاد ایران به سمت ونزوئلایی شدن پیش برود یا خیر گفت: ایران به دلیل برخورداری از زیرساختهای بهتر در حوزه کشاورزی، بهداشت و درمان و ... و همچنین ظرفیتهای بالاتر، ونزوئلایی نمیشود اما قطعا فشارهایی را متحمل خواهد شد و ممکن است حتی تورم 50 درصدی نیز به اقتصاد کشور تحمیل شود.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

اندر احوالات باغشهر سابق ایران
تیشه بر ریشه فضای سبز در تبریز
متاسفانه کلانشهر تبریز فقیرترین سرانه فضای سبز در کشور را به خود اختصاص داده و روز به روز این فقر دامنه های بیشتری به خود می گیرد و در حال تشدید تخریب فضای سبز هستیم.


برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

همه نمایندگان مجلس را بفرستید جام جهانی بروند
بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ آنگاه شاید دریابند که زندگی عادی یعنی چه؟
اما به نظرم بهتر است همه 290 نماینده به جام جهانی اعزام شوند؛ قبل از آغاز مسابقات اعزام شوند و بعد از پایان مسابقات تا هر وقت که دوست داشتند باقی بمانند.
همه 290 نماینده مجلس را بفرستید جام جهانی تا آدم های متفاوت و متنوع در رنگ و زبان و شکل های مختلف ببینند.
همه را بفرستید تا صدای جدید بشنوند تا جای جدید و فضای تازه ببینند.
همه را بفرستید تا بروند و ببینند دولت ها به صورت حداکثری در زندگی مردم دخالت نمی کنند؛ بروند تا ببینند زنان و مردان می توانند در کنار هم در ورزشگاه بنشینند و فوتبال تماشا کنند بی آن که کسی منقلب شود؛ بروند تا شاید صدای خوش و موسیقی به گوششان بخورد و با هنر مهربان تر شوند.
بروند شاید با چیزی به نام فیفا آشنا شدند و دانستند که فدراسیون های فوتبال نه زیرمجموعه دولت ها که زیرمجموعه این نهاد بین المللی اند بروند شاید با فیفا آشنا شدند و دانستند که نهادهای بین المللی سازوکار خود را دارند و با فحش به آنها نمی توان کاری کرد بلکه باید تیم خوبی داشت؛ بروند مربیان و بازیکنان خارجی در تیم های ملی دیگر کشورها را ببینند شاید از دگرستیزی و خارجی ترسی شان کم شود.
بروند شاید اندکی نظم و ترتیب دیدند و خوششان آمد و خود نیز به کار گرفتند.
بروند تا رنگ ببینند، رنگ قرمز و سبز و صورتی و زرد و بنفش و... .
بروند تا آدم های قدبلندتر از خود ببینند و بدانند همیشه خود قدبلندترین نیستند.
همه پول جمع کنیم و بدهیم تا همه نمایندگان مجلس، همه 290 نماینده بروند جام جهانی، برای چند ماه هم بروند.
بروند خوش بگذرانند شاید با خوش بودن ملت راحت تر کنار بیایند؛ شاید خوش شان آمد و دلشان به رحم آمد و با سفرهای خارجی مردم کمتر مخالفت و عوارض خروج را کم کردند.
بروند با صنعت سرگرمی و اوقات فراغت آشنا شوند، شاید آن را به رسمیت شناختند و از آسیب زدن به آن صرف نظر کردند.
بروند اینترنت بدون فیلتر ( و البته در روسیه کم فیلتر) ببینند، شاید اینترنت هراسی آنها کم شد.
بروند، کنجکاوی کنند، سوال کنند، بشنوند بعد عمری حرف زدن و... .
بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ شاید دریابند زندگی عادی یعنی چه؟ همانی که مردم ایران می خواهند: زندگی عادی!
منبع: عصر ایران
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

تحریمها چه تاثیری بر سفره مردم میگذارد؟
مهدی تقوی: تحریمهای جدید، اقشار کمدرآمد را بیش از سایرین آزار خواهد داد
مهدی تقوی گفت: بی تردید اجرایی شدن تحریم های آمریکا علیه ایران می تواند زمینه را برای پررنگ تر شدن مشکلات کنونی اقتصاد ایران فراهم کند.
اقتصاددان و استاد دانشگاه علاکه طباطبایی در گفتگو با خبرآنلاین گفت:
مساله اقتصاد ایران ، تحریم نیست، حقیقت اینجاست که اگر اقتصاد ایران اقتصادی پویا و درونزا بود تحریم نمی توانست تمامی ابعاد اقتصاد و زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار دهد.
وی در توضیح این مطلب افزود: متاسفانه اقتصاد ایران از مشکلاتی رنج می برد که دهه هاست مقامات و مسئولان درباره آن صحبت می کنند اما هیچ گاه اقدامی عملی و علنی برای حل آنها صورت نگرفته است .
وی با اشاره به اینکه عمر برخی مشکلات به چندین دهه می رسد، اضافه کرد: از اواسط دهه چهل با افزایش وابستگی اقتصاد به نفت، بسیاری از کارشناسان نسبت به مضرات این وضعیت هشدار دادند اما در عمل این وابستگی هر سال بیش از سال گذشته شد و درآمدهای نفتی به عنوان یک فرصت در دست دولت ها، شرایط را برای شکل گیری یک بروکراسی بیمار فراهم کرد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد:
از سوی دیگر تورم، نرخ بالای بیکاری، وابستگی تولید به واردات ، کم آبی و بی توجهی به بحران محیط زیست و مساله آب ، بحران صندوق های بازنشستگی ، رشد بالای نقدینگی و ... همگی سالیان طولانی است اقتصاد را تحت فشار قرار می دهد اما هیچ دولتی نتوانسته است این بحران ها را برطرف نماید.
او گفت:
به صراحت می گویم تنها کاری که دولت ها انجام داده اند، تلاش برای تعویق بحران بوده و در نتیجه دائما نگرانی از تبعات آن افزایش می یابد . در چنین شرایطی اعمال تحریم های غرب علیه ایران فضا را به چه سمتی هدایت می کند؟
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در حقیقت وقتی تحریمی علیه ایران اجرا می شود ، دستگاه بروکراسی تمام تلاش خود را به جای حل بحران های ساختاری پیش گفته معطوف به حل تبعات تحریم می کند و در بزنگاه های کوتاهی که در میانه این روند ایجاد می شود نیز ناتوان از درونزایی اقتصاد، باز به شرایط پیشین باز می گردد .
او در توضیح این مطلب ادامه داد: منظور من این است که وقتی در سال 91 ایران مشمول تحریم نفتی می شود، کشور در مضیقه ای جدی قرار می گرد و کاهش درآمد نفت شرایطی بحرانی را رقم می زند اما با رفع این بحران، باز درآمدهای نفتی به اقتصاد تزریق می شود .
تقوی گفت:
شاید اگر به جای تزریق درآمد نفتی ، برنامه ای 5 ساله برای تداوم روند پیشین تدارک می دیدیم امروز آسیب پذیری اقتصاد ما به شدت کاهش می یافت چرا که در شرایط کنونی باز هم آمریکا دست روی بخش نفت و انرژی ایران گذاشته است.
وی وضعیت اقتصاد ایران را به بیمار چاقی تشبیه کرد که به دلیل چربی و قند بالا بستری است و باید رژیم غذایی بگیرد و گفت: در این شرایط ممکن است بیمار به محض دریافت علائم اولیه کاهش قند و چربی، پرخوری را از سر بگیرد و طبیعی است که دوباره به وضعیت سابق باز می گردد و می تواند با کاهش قند و چربی، خود را از دریافت غذای چرب و شیرین باز دارد و با رژیم غذایی سخت اما سازنده درمانی واقعی برای خود ایجاد نماید.
او گفت:
با اعمال تحریم های جدید، بی تردید وضعیت ارتباطات بانکی ما کمی سخت تر می شود چرا که حتی پس از برجام نیز گشایش چندانی در این حوزه ایجاد نشده بود اما بخش نفت و انرژی و البته پتروشیمی با مضیقه روبرو می شوند .
او افزود:
با توجه به اینکه آمریکا صادرات مواد خوراکی و فرش را نیز هدف تحریم قرار داده، صادرات فرش و پسته ایران با کاهش مواجه می شود و از سوی دیگر صنعت هوایی ایران نیز قادر به ادامه روند نوسازی نخواهد بود.
او صنعت کشتیرانی و صنعت بیمه ایران را نیز اهداف دیگر تحریم خواند و اضافه کرد: طبیعی است در این دو بخش نیز مشکلاتی ایجاد می شود اما تاثیر عینی افزایش نرخ تورم، رشد بیکاری و افزایش هزینه های زندگی برای طبقه متوسط و فقیر است.
او گفت:
در این شرایط بهترین اقدام رفتار عقلانی مانند همان بیماری است که مثال زدم.من از تحریم به عنوان فرصت یاد نمی کنم بلکه به عنوان معلم اقتصاد می گویم باید راه را بر ایجاد فرصت های دوباره برای تحریم بست چرا که در این صوت مردم مدام با شرایط سخت و سخت تر روبرو می شوند و فرصت توسعه برای یک نسل از میان می رود.
وی با تاکید بر اینکه به جای من مسئولان باید درباره تبعات تحریم صحبت کنند، گفت: از اعلام واقعیت ها نترسید، همان طور که کاغذپاره خواندن تحریم نتوانست از تبعات آن بکاهد، سکوت درباره تبعات آن نیز نمی تواند مشکلات را حل کند، بهتر است مقامات دولتی با صراحت درباره تاثیر تحریم و نکات قابل اداره آن با مردم صحبت کنند تا معلوم شود چه تدابیری را برای آینده در نظر گرفته اند.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

قرارداد ۳ ساله جان توشاک با تراکتورسازی؛
آشنایی با سرمربی جدید تراکتور
از کشف گرت بیل تا سرمربیگری و قهرمانی با رئال مادرید
توشاک که سابقه سرمربیگری رئال مادرید را در اوایل دهه ۹۰ میلادی دارد و روی نیمکت لیورپول نیز نشسته از شب گذشته با محمدرضا زنوزی مالک باشگاه تراکتورسازی و هوشنگ نصیرزاده نماینده وی مذاکراتی را انجام داد و در نهایت امشب توافق نهایی حاصل شد تا او با عقد قراردادی ۳ ساله هدایت سرخپوشان را برعهده بگیرد.

این مربی ۶۹ ساله در تیم ملی ولز نیز کار کرده که اولین بار گرت بیل را از تیم های پایه این کشور پیدا کرد و به نوعی کاشف او نیز محسوب می شود.
در سوابق مربیگری جان توشاک نشستن روی نیمکت تیم هایی مثل اسپورتینگ لیسبون، لاکرونیا، بشیکتاش، تیم ملی مقدونیه، رئال سوسیداد و … نیز دیده می شود. توشاک در دوران مربیگری در تیم رئال سوسیداد اسپانیا موفق به کسب مقام قهرمانی در کوپا دل ری در سال ۱۹۸۶–۸۷ شد و سپس در رئال مادرید موفق به کسب مقام قهرمانی در لالیگا اسپانیا در فصل ۱۹۸۹– ۱۹۹۰ شد و همچنین در دیگر تیم اسپانیایی یعنی دیپورتیوو لاکرونیا در سوپر جام فوتبال اسپانیا در سال ۱۹۹۵ به مقام قهرمانی رسید.
قهرمانی در بشیکتاش ترکیه در جام حذفی فوتبال ترکیه در سال ۱۹۹۷–۹۸ یکی دیگر از افتخارات این مربی صاحبنام میباشد.
قهرمانی در خزر لنکران جمهوری آذربایجان در سوپر جام فوتبال جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۱۳ نشان داد که این مربی در هر کشوری میتواند موفق باشد. در نهایت در تیم الوداد کازابلانکا مراکش در لیگ دسته اول فوتبال مراکش در فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۵ ویترین قهرمانیهای این مربی را در قاره آفریقا تکمیل کرد.
او همچنین سال گذشته یکی از گزینه های هدایت سپاهان بود اما در نهایت حضورش در ایران میسر نشد. حالا توشاک با سابقه ای بسیار خوب در ترکیه با مسئولان تراکتور به توافق رسید و هدایت این تیم را برعهده گرفت.
گفتنی است؛ از زمان در اختیار گرفتن مالکیت باشگاه تراکتورسازی توسط محمدرضا زنوزی او به هواداران قول حضور یک مربی بزرگ خارجی را داده بود که حالا با جذب جان توشاک به وعده خود عمل کرد.
توشاک طی دو سه روز آینده به ایران سفر می کند تا رسما کارش را شروع کند و هدایت سرخپوشان تبریزی را برعهده بگیرد.




با آرزوی موفقیت تیم محبوب آذربایجان در رقابتهای لیگ برتر
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

سود اقتصادی آمریکا از تحریم ایران
ادامه همکاری چین و روسیه در سایه تردید
یک کارشناس حوزه انرژی گفت: اگر اروپا بتواند مشکل بیمه و ترانسفر مالی را با یورو حل کند، میتوانیم همین میزان فروش نفت را حفظ کنیم یا حداکثر ممکن است 25 درصد ظرفیت کنونی را از دست بدهیم.
بهروز نامداری درباره خروج امریکا از برجام و وضعیت فروش نفت ایران اظهار داشت: بیشتر مشتریان نفت ما آسیای جنوب شرقی، هند، چین و اروپای غربی بودهاند، اکنون کشورهای اروپایی پای برجام ایستادهاند و مقامات اروپایی هم در تلاشند که پول نفت ایران را از طریق یورو پرداخت کنند، اگر موفق شوند این کار را انجام دهند قدم بزرگی است و ایران میتواند به خریداران اروپایی متکی باشد.
وی افزود: بخش مهمتر بیمههای کشتیها است. اگر همچنان بیمههای اروپایی کشتیهای نفتکش ما را بیمه کنند، ایران برای فروش نفت به اروپا فعلا دچار مشکل نمیشود.
این کارشناس حوزه انرژی تصریح کرد:
چشم اندازی که اکنون متصور است اینکه اگر اروپا بتواند مشکل بیمه و ترانسفر مالی را با یورو حل کند، خریداران نفت ما متضرر نمیشوند و در مجموع میتوانیم همین میزان فروش نفت را حفظ کنیم یا حداکثر ممکن است 25 درصد ظرفیت کنونی را از دست بدهیم، ولی در صورت همراهی اروپا در کل آسیب جدی به صادرت نفت ما وارد نمیشود.
وی بیان کرد: شرایط اکنون ایران شاید برای تصمصم گیران خودمان هم شفاف نباشد، دستگاه دیپلماسی خارجی مذاکره میکند، وضعیت را ارزیابی میکند و ممکن است تغییر هم داشته باشد یعنی شرایط مانند قبل از 2014 و برجام نیست که همه چیز مشخص باشد، ممکن است دستگاه دیپلماسی راهکارهایی را با شرکای اروپایی پیدا کند تا به یک نتیجه، چارچوب و فرمولی برسند که هم منافع شرکتهای بخش خصوصی و هم منویات دولتهای اروپایی تامین شود.
نامداری خاطرنشان کرد:
در حال حاضر ما با دو اروپا مواجهیم، دولتهای اروپایی متعهد به برجامند و علاقه دارند توافقنامه برجام کماکان حفظ شود ولی بخش خصوصی بدنبال این است که منافعش حفظ شود و از آسیبهایی که ممکن است از جانب تحریمهای امریکا دامنشان را بگیرد مصون باشند، اگر اروپا این گپ را پر کند، ایران میتواند امیدوار باشد که در نهایت از این مرحله به سلامت عبور کند.
وی یادآور شد:
هر زمان امریکا بتواند مسائل اقتصادی خودش را با سایر شرکا مانند چین و روسیه حل کند، احتمال اینکه بخشی از تفاهمنامههایش مربوط به موضوع ایران باشد، بعید نیست.
این کارشناس حوزه انرژی در ادامه درباره فشارهایی که امریکا بر تولید و فروش نفت ایران و ونزوئلا وارد میکند و تاثیر آن بر قیمت و بازار آتی گفت:
موضوع دیگر این است که اگر ما و ونزوئلا برای فروش نفتمان حالت اضطرار داشته باشیم، بازار آسیبی نمیبیند، چون تولیدکنندگان سنتی و اوپک و همچنین تولیدکنندگان نفت شیل این کشش را دارند که کمبود بازار را پر کنند، ضمن اینکه امریکا از شرایطی که برای ایران ایجاد میکند سود بزرگی را به لحاظ اشتغالزایی در کشورش حاصل میکند؛ چرا که فعلا بابت تحویل گاز به کارخانجات ال.ان.جی درآمدی ندارد و از این منظر میتواند سهم بیشتری در بازار داشته باشد.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

نرخ دلار متعادلتر میشود
معاون اسبق ارزی بانک مرکزی معتقد است: اگر آرامش به جامعه بازگردد، انتظارات تورمی کنترل میشود و کسانی که با قیمتهای بالا ارز را خریدند، خودبهخود فروشنده میشوند.
سید کمال سیدعلی در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین در پاسخ به این پرسش که این روزها صحبت میشود که در صورتی که تحریمها اجرایی شود، نرخ دلار افزایش شدید خواهد داشت، آیا این موضوع درست است؟ اظهار داشت:
به هیچوجه من با این قضیه موافق نیستم. همین الان تمام تصمیماتی که گرفتند، آثار خود را روی نرخ ارز گذاشته است.
وی افزود: همین الان که من با شما صحبت میکنم، به نظر میرسد حتی نرخهای توافقی که قاچاق هم هست، به 6 هزار تومان تقلیل پیدا کرده و 100 درصد هم در آینده متعادلتر خواهد شد.
معاون اسبق ارزی بانک مرکزی تصریح کرد: اصلا اینکه نرخ دلار بخواهد این ارقامی که میگویند بشود، همه حرفهای غلطی است و سیستم اقتصادی کشور اصلا کشش یکچنین مبالغی را ندارد؛ نه برای سرمایهگذاری و نه برای واردات.
سیدعلی متذکر شد: واقعا اگر یکچنین اتفاقی بیفتد، واقعا واردات مقرون به صرفه نخواهد بود و هیچکس نمیتواند واردات یا سرمایهگذاری جدیدی انجام دهد. وی یادآور شد: چطور سالهای 1392 زمانی که دولت روحانی روی کار آمد، نرخ 3800 تومان به 3200 تومان نیز تقلیل پیدا کرد، اما در حال حاضر تنها موضوعی که به وجود آمده، این است که انتظارات تورمی باید کنترل شود.
معاون اسبق ارزی بانک مرکزی تاکید کرد: اگر آرامش به جامعه بازگردد، این انتظارات تورمی کنترل میشود و کسانی که با قیمتهای بالا ارز را خریدند، خودبهخود فروشنده میشوند.
سیدعلی یادآور شد: دولت چند سیاست را نیز باید بهکار ببرد؛ به طوری که واردات به صورت قاچاق مدیریت شود تا ارزبری کاهش یابد. انتظارات سفتهبازی را کاهش دهد که سفتهبازان از بازار خارج شوند و همچنین فروش ارز در ثبتسفارش را زیاد کند که کالاها با قیمت مناسب وارد کشور شوند.
وی خاطرنشان کرد: مدیریت مصارف نیز باید صورت گیرد؛ یعنی مصارف کاهش یابد. البته در حال حاضر منابعمان از مصارفمان در سال حدود 15 تا 20 میلیارد دلار اضافهتر است که به ذخایرمان اضافه میشود.
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوشت عهد بندد زمیان پاکبازان
چو علی که می تواند که به سر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که زکوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
محمدحسین بهجت تبریزی- شهریار
روحش شاد
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند

ﻧﯿﺎﯾﺶ ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ؛ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻝ 1351
ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ....ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ....
ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ
ﻭﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺘﻌﺼﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻓﻬﻢ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺼﺐ
ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﺮﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺻﺎﻟﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻋﻘﯿﺪﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ
ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﮐﺎﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﯾﻦ
ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﻬﺪ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﺭﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺪﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﯿﺎﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﮐﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺗﮑﺎﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﯿﺎﺕ
ﻭ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻩ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ
ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻭﺣﺪﺕ
ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻔﺎ
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺤﺎﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺩﺏ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﻠﺖ ﻣﺎ ،
ﻫﻤﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﻋﺰﺕ ﺑﺒﺨﺶ
آمین
روحش شاد
پندی از استاد الهی قمشه ای
اگر می گویند ذکر کنید ، منظور این نیست که یک تسبیح دستمون بگیریم و بگوییم:
یا الله ، یا رحمان ، یا رحیم و ... ،اسم ببریم! اینها ذکر نیست.
ذکر اینست که او در کل زندگی ما حضور داشته باشه.
اگر یک اسم خدا جمیل است،پس باید در معماریمان باشد،توی رفتارهایمان باشد،تو لباسمون باشد تو ظاهر و باطنمون باید باشد، تو صحبت کردنمون باید باشد.
کو جمیل!؟ که تو می گویی من ذاکرم! هر کس ذاکر نباشد به اسماء الله زندگیش سخت می شود، معیشتش تنگ می شود .
خداوندا یاریمان کن تا همواره یاد تو در قلب ما باشد.
🌴۱. مردم را با لقب صدا نکنید.
🌴۲. خدا را همیشه ناظر خود ببینید.
🌴۳. لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.
🌴۴. بدون تحقیق قضاوت نکنید.
🌴۵. اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.
🌴۶. صدقه دهید، چشم به جیب مردم ندوزید.
🌴۷. شجاع باشید، مرگ یکبار به سراغتان می آید.
🌴۸. سعی کنید بعد از خود، نام نیک بجای بگذارید.
🌴۹.با علما ودانشمندان باعمل ارتباط برقرار کنید.
🌴۱۰. انتقاد پذیر باشید.
🌴۱۱. مکار و حیله گر نباشید
🌴۱۲ حامی مستضعفان باشید.
🌴۱۳ اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد، از او تقاضا نکنید.
🌴۱۴. نیکوکار بمیرید
🌴۱۵.فحّاش نباشید.
🌴۱۶ بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.
🌴۱۷. رحم دل باشید.
🌴۱۸- سختی دل از گناه زیاد است
🌴التماس دعا و با آرزوی قبولی طاعات وعبادات
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست
نلسون ماندلا
هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی،خود را فروتن نشان میداد.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها میلنگید.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه میکنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدو صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانست.
ششمین بار زمانی که چهرهای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمیدانست آن چهره یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.»
«شاید کسی را که با او خندیدهای، فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او
گریستهای از یاد نخواهی برد.»
.
جبران خلیلی جبران
...............................................................................
انسان برای بر خورداری از شادی باید خودش را باور کند.
توماس پاین

هر شب، شب قــــدر است اگر قــــدر بدانی
«هر شب شب قــــدر است اگر قــــدر بدانی»
تفسیر جهــــــــانی تو اگر نیـــــک بخوانی
گر لیــــــــلة قدر خیر ز الف شهــــر به قرآن
یعنی که به یک عــــزم بسازی تو جهــــانی
تصمیــــــم تو بر ساختــــــــن عمر دوبـــــاره
یعنی کــــــه تو بر تر ز زمــــانی و مکـــانی
رانندگی گر رفت و شدِ در دل شهـــــــر است
تو راننــــدة عمـــــــری اگر خوب بــــرانی
دنیا همه رنگ است به هر شکل و شمــــــایل
باید که کنی میـــــــل که تا خوب بمـــــانی
انــــدر شب قدر بین که اندازه به کـــار است
تو کـــار نه اندازه کنی، پس به چـــــه مانی؟
آری شب قدر است و همه شب شب قدر است
تا اندازه به کـــار آری و در لحظه نمــــانی!
همت ز تو باید که خــــدا قدر شنــــاس است
با برنـــامه تو همواره سر سفـــــره و خوانی
ره نیست که غافــل بشوی در گـــــذر عمـــــر
هی بنگری بر خویش و ببینی که همــــــانی
روزه نه فقط منع ز آب است و خوراک است
بگریز ز اســــراف اگر با رمضــــــــــــانی
باید که چو موســــــای کلیم در ره ارشـــاد
بر خلق به اخـــلاق کنی رسمِ شبـــــــــانی
گر خوانی تو قـــــرآن و کنی حفظ تو آیات
از حمد و حوامیــــــم و قُل و سبع مثــــانی
باید که شوی حـــــــافظ اِنذار و بشـــــارات
پرهیز کنی خواسته و میـــــــل و امــــــانی
بر نســـــــــل کنونی و سپس ســــایر ادوار
باید که پیــــــــــام رهِ حق را برســــــانی
بنگر به علی شــــــاهد محراب و شهــــادت
یا مزرعه و جبهـه، بگو تو به چه ســـــانی؟
اینک «رضــــا» قدر بدان این شب پر فیض
همت ز خـــدا خواه و مکن بوالهوســـــانی
فدایی، غلامرضا
ویژه شبهای قدر
الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم
شب قدر است بیا قدرش بدانیم
ز سوز دل دعا سویش بخوانیم
به اشک و ذکر یارب یارب خویش
گناه و کینه دل را برانیم
امشب تمام آینه ها را صدا کنید
گاه اجابت است رو به سوی خداکنید
ای دوستان آبرودار در نزد حق
درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید
تقدیری سراسر خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد
علم اقتصاد و تاريخ عقايد اقتصادي
نويسنده : دکتر فريدون تفضّلي
مسئله ي اقتصادي و اهميت آن
مسائل اقتصادي مربوط به توليد، مبادله و توزيع کالاها در تمامي اعصار وجود داشته است، چرا که هيچ اجتماعي نمي تواند بدون وجود آنها به حيات خود ادامه دهد و بدون شک انديشه هاي بشري نيز غالباً متوجه بررسي اين اعمال حياتي بوده است. از اين رو دانشمندان علوم اجتماعي در هر دوره به نحوي اين سه مسئله را مورد توجه قرار داده و هر يک را به صورت يک فعاليت ضروري اقتصادي بررسي نموده اند. ليکن تا زماني که جوامع بشري با مسئله ي « سازماندهي » توليد، مبادله و توزيع کالاها رو به رو نشده بودند، هيچ گونه نيازي به علم خاصي به نام اقتصاد وجود نداشت زيرا انسانها يک روش مشترک براي حل اين مسائل نداشته و اين اعمال را به طرق بسيار متفاوتي انجام مي دادند. همزمان با تبديل سرمايه داري تجاري به سرمايه داري صنعتي در قرن هيجدهم، مسئله ي « سازماندهيم به وجود آمد و از اين رو نياز به بررسي علمي اين مسائل در چارچوب تفکر اقتصادي بيشتر شده و بالطبع با گسترش مسئله ي « سازماندهي » نظريه هاي اقتصادي نيز در کنار آن رو به گسترش نهاد. در اين راستا بود که آدام اسميت اصول و قوانين اقتصادي را به صورت علمي بيان کرد.
کميابي منابع توليد يک اصل اساسي زندگي اقتصادي بشر مي باشد. اين اصل ناشي از محدود بودن منابع طبيعي و نيروي کار انساني است. مفهوم دقيق اين اصل آن است که طبيعت و نيروي کار بشري به ميزان نامحدود توانايي جوابگويي و ارضاي تمامي خواستهاي انسان را نداشته و ندارند. به عبارت ديگر، از آنجا که خواستها بشر در مورد کالاها و خدمات در هر زمان نامحدود است و به لحاظ اينکه منابع توليد کالاها و خدمات برآورنده ي اين خواستها محدود يا کمياب مي باشد، براي هر اجتماع اين مسئله مهم اقتصادي پيش مي آيد که چگونه مي توان منابع کمياب را براي ارضاي خواستهايي که با هم در رقابت هستند تشخيص داد به طوري که حتي الامکان حداکثر آن خواستها برآورده شود.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
ادامه مطلب...

ارزها کجا رفتهاند؟
اغلب کارشناسان اقتصادی، بهرغم اختلافاتی که در مورد جزئیات سیاست جدید ارزی دولت دارند، میپذیرند در شرایطی که دلار هر روز جهش تازهای را تجربه میکرد و اقتصاد کشور را به التهابی خطرناک کشانده بود، دولت چارهای نداشت جز آنکه «کاری بکند». کاری که دولت انجام داد یکسانسازی نرخ ارز در رقم هر دلار ۴۲۰۰ تومان بود. خرید و فروش ارز به قیمتهای دیگر ممنوع شد.
رئیس بانک مرکزی اعلام کرد که صادرکنندگان باید دلارهای حاصل از صادرات خود را به کشور بازگردانند و به همین قیمت (و به شیوههای چندگانه) به فروش برسانند. در مقابل اعلام شد که نیازهای واقعی ارزی فعالان اقتصادی بدون هیچ مشکل و عذر و بهانهای در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. در این نوشته کوتاه، قصد ارزیابی سیاست جدید ارزی دولت، یا قیمت تعیینشده برای دلار یا غفلت سیاستگذار از برخی جزئیات مشکلآفرین را که بهتدریج رخ نمودند، نداریم. هدف این نوشته، بررسی دلایل تفاوت و تناقض عجیبی است که در مورد تخصیص ارز برای واردات، میان اظهارات مسوولان دولت و بانک مرکزی، با آنچه در بازار میگذرد، مشاهده میشود. دو هفته پیش رئیس بانک مرکزی اعلام کرد که «هیچ نگرانی از تامین ارز متقاضیان وجود ندارد. از ابتدای فعالیت سامانه نیما در ۲۲ فروردینماه امسال تا ۱۸ اردیبهشتماه، بیش از ۲/ ۶ میلیارد دلار ارزهای مختلف تخصیص داده شده است.» این رقم ظاهرا اکنون به بیش از ۷ میلیارد دلار رسیده است.
این سخنان در شرایطی گفته میشود که بنگاههای تولیدی از کمبود مواد اولیه وارداتی و مختل شدن کسبوکارشان به شدت نالانند. در برخی موارد، اساسا مواد اولیه آنها در بازار یافت نمیشود. به گفته رئیس هیاتمدیره اتحادیه مرغ تخمگذار استان تهران «بهدنبال افزایش قیمت نهادههای مورد نیاز صنعت طیور و نایاب شدن ذرت و سویا در بازار، بسیاری از واحدهای تولیدی جرات جوجهریزی ندارند. به گفته آنها ایجاد وقفه در عرضه دلار دولتی و بازگشایی سامانه ارزی دولت پس از تصمیمات گرفتهشده برای تکنرخیشدن ارز، دلیلی است که سبب شده است در روند واردات نهادههای مورد نیاز صنعت طیور اختلال ایجاد شود.» در استان گلستان، که یکی از قطبهای صنعت طیور کشور است، سویا و کنجاله نایاب شده و حتی به قیمت ۲۶۵۰ تومان برای هر کیلو سویا نیز دست کسی به آن نمیرسد. (سال گذشته در همین روزها قیمت سویا ۱۳۵۰ تومان بود). کاهش شدید جوجهریزی مرغداران (که یکی از نشانههای آن کاهش قیمت «جوجه یک روزه» و افزایش معدومسازی آنها است) عرضه مرغ و تخم مرغ را کاهش خواهد داد و در کمتر از یک ماه آینده شاهد جهش قیمت این محصولات اساسی خواهیم بود.
قطعهسازان نیز از بیکلاه ماندن سرشان از دلار ۴۲۰۰ تومانی برای واردات مواد اولیه مورد نیاز خود گلایه دارند. به گفته آنها «صف طولانی دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی، روند تامین مواد اولیه قطعهسازان را با مشکلاتی روبهرو کرده است... فرآیند طولانی تخصیص ارز منجر به بروز مشکلاتی برای قطعهسازان شده است. این در شرایطی است که نوبت تخصیص ارز و روند طولانی که هماکنون در این پروسه شکل گرفته، تولید را تحتتاثیر خود قرار داده است.» در همین حال، یک نظرسنجی (سرانگشتی و غیرعلمی) از ۲۰ بنگاه تولیدی در گوشه و کنار کشور، نشان داد که هیچ یک از آنها تاکنون موفق به رسیدن به اول صف و دریافت یورو یا دلار به نرخ اعلامشده نشدهاند.
به اعتقاد فعالان اقتصادی، یک دلیل پیدایش صفهای طولانی میتواند این باشد که «دولت در شرایط کنونی تفاوتی برای تخصیص ارز به تولیدکنندگان یا واردکنندگان محصولات لاکچری قائل نشده است.» و به گفته رئیس انجمن قطعهسازان «هماکنون صف طولانی برای ارز ۴۲۰۰ تومانی در بانک مرکزی شکل گرفته که اولویتی برای تخصیص آن در نظر گرفته نشده که همین امر بسیاری از واحدهای تولیدی را با مشکلاتی همراه کرده است.»
اما اگر به راستی در تخصیص ارز برای واردات، اولویتبندی صورت نگرفته باشد، آنگاه این سوال مطرح میشود که ارزهای مورد اشاره رئیس بانک مرکزی به کدام دسته از فعالان اقتصادی تعلق گرفته است؟ این سوال مهمی است، بهویژه در کشور ما که به گفته معاون مرکز پژوهشهای مجلس، «در این قبیل موارد، منابع محدود به کسانی تعلق میگیرد که به مرکز قدرت نزدیکتر هستند.» و البته میدانیم که اکثریت بزرگ بنگاههای تولیدی بخش خصوصی واقعی به مرکز قدرت نزدیک نیستند.
این مساله بهویژه برای واحدهای تولیدی کوچک و متوسط به معضل فلجکنندهای بدل شده است. چگونه بنگاهی که برای یک یا چند قطعه کلیدی برای ماشینآلاتش نیاز به وارد کردن آنها دارد، میتواند امیدوار به رسیدن به اول صف باشد؟ آن هم صفی که در آن کارگزاران بنگاههای بزرگ دولتی و خصولتی و نزدیکان به «مرکز قدرت» از مدتها پیش جای خود را رزرو کردهاند؟ در هر حال میدانیم که واحدهای کوچک و متوسط از این بابت به شدت تحت فشارند و راهی برای دستیابی به ارز دولتی ندارند. واردات با ارز «آزاد» نیز برای آنها مقدور نیست؛ زیرا این کار قاچاق محسوب میشود.
بهترین راه برای برطرف شدن تناقض میان سخنان مسوولان بانک مرکزی و واقعیتهای بازار، شفافسازی مسوولان تصمیمگیرنده در مورد بنگاههای دریافتکننده ارز با نرخهای جدید برای واردات است. چه مقدار از ارزهای تخصیص داده شده به بنگاههای تولیدی رسیده است؟ چه درصدی از این بنگاههای خوشاقبال، دولتی یا خصولتی بودهاند و چه مقدار نصیب بخش خصوصی واقعی شده است؟ چه کسانی و برای واردات چه کالاهایی، توانستهاند خود را به اول صف برسانند و از ارز رسمی برخوردار شوند؟
کشور ما در شرایط خطیری بهسر میبرد. تهدید تحریمهای سنگینتر، در شرایطی که حتی بدون تشدید تحریمها نیز اقتصاد کشور حال و روز خوبی ندارد، جو بازار را ملتهب ساخته و به نگرانی فعالان اقتصادی دامن زده است. در این شرایط، ذخایر ارزی موجود، پشتوانه ارزشمندی است که باید قدر آن را دانست و به شیوهای معقول و مدبرانه از آن استفاده کرد. مبادا ارزها بدون اولویتبندی و میان متقاضیانی که تنها نقطه قوتشان «نزدیکی به مراکز قدرت» است، توزیع شده باشد و بنگاههای تولیدی بخش خصوصی واقعی، بهویژه کوچک و متوسطها، بهدلیل کمبود مواد اولیه ناگزیر از کاهش تولید یا حتی توقف فعالیت خود شوند. اگر به راستی چنین باشد، اقتصاد کشور تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت.
دکتر فرخ قبادی
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند


