30 ویژگی کره جنوبی از نظر سریع القلم
محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران 30 ویژگی کشور کره جنوبی را به رشته تحریر درآورده است.
به گزارش عصر ایران این سی ویژگی که در صفحه فیسبوک سریع القلم منتشر شده به این شرح است:
۱-با ۵۱ میلیون جمعیت، اقتصاد دوازدهم جهان و ۱/۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی؛
۲-شهروندان ۲۲۰۰ ساعت در سال کار میکنند؛
۳-بالای ۳۰٫۰۰۰ دلار درآمد سرانه (۶۰ دلار در سال ۱۹۶۰)؛
۴-حمایت پایدار و همه جانبه هیأت حاکمه از تولیدکنندگان و شرکتهای خصوصی؛
۵-بی کاری ۳/۲ درصد و تورم ۱/۳ درصد؛
۶-در هزینه کردن برای تحقیق و توسعه (R&D) از آمریکای شمالی و اروپای غربی بالاتر؛
۷-حداقل ۵ درصد رشد اقتصادی در ۴۵ سال گذشته؛
۸-شروع یک فعالیت اقتصادی: در سه مرحله و ۴ روز طول میکشد؛
۹-مبارزه با فقر و تحقیر تاریخی از طریق تولید ثروت؛
۱۰-پسانداز بالا و مصرف کم به عنوان فرهنگ فردی و سازمانی؛
۱۱-اول در جهان در دولت الکترونیک؛
۱۲-هشتم در جهان در استانداردهای بهداشت؛
۱۳-کره جنوبی یک کشور توسعه یافته محسوب میشود؛
۱۴-نیروی کار بسیار با انگیزه، پرکار و با انضباط؛
۱۵-در صدر تولیدکنندگان: کشتی قارهپیما، موبایل؛ صفحه LCD و تراشۀ حافظه؛
۱۶-اجماع فکری و استراتژی مشترک همه جریانهای سیاسی و امنیتی درون حاکمیت نسبت به کره و آیندۀ آن؛
۱۷-رقیب سیلیکانولی در نوآوری و فنآوری؛
۱۸-رقابت جدی با محصولات ژاپنی و چینی؛
۱۹-فرهنگ عمومی: اعتماد، راستگویی، تحمل بالا، تعامل، یادگیری و پرهیز از بدگویی؛
۲۰-نظام آموزشی فوقالعاده کارآمد، حرفهای و رقابتی؛
۲۱-نوآوری در فنآوری: مهمترین بنیان رشد و توسعه اقتصادی؛
۲۲-شایسته سالاری نهادینه شده در بنگاهها و دولت؛
۲۳-ده شرکت بزرگ خصوصی یک چهارم نیروی کار را استخدام کردهاند؛
۲۴-هیأت حاکمه به ندرت در رسانهها حاضر میشود؛
۶۲-۲۵ درصد از زنان، شاغل هستند؛
۲۶-ارتباطات گسترده بینالمللی و به ویژه آسیایی؛
۲۷-یادگیری، بهتر شدن و تغییر: کانون فرهنگ فردی و اجتماعی؛
۲۸-حداقل دخالت دولت در فعالیتهای بخش خصوصی؛
۲۹-تشکلهای مؤثر بخش خصوصی، کارگران و نویسندگان برای اثر گذاری بر سیاستهای دولت؛
۳۰-اولویت جایگاه و آینده کره جنوبی بر هر موضوع دیگری چه در حاکمیت، چه در میان بنگاهها و چه در میان شهروندان.

کائنات
کائنات شما را
رنج نباید تو را غمگین کند،
اگر کسی بخواهد پی چیزی برود که بهخاطر آن ساخته شده،
باید چهار کار انجام دهد:
١) اول این که ارزش داوریهای دیگران برای او بیاعتبار شود؛ زیرا در اکثر مواقع آنچه باعث میشود بهدنبال آنچه واقعاً مایلیم نرویم، داوریهای دیگران است. اگر کسی نه از ستایش دیگران خشنود شود و نه از نکوهششان بدحال شود، بهجرأت میگویم که 80 تا 90 درصد راه درست زندگی کردن را طی کردهاست. ما باید وظیفه اخلاقیمان را نسبت به دیگران انجام بدهیم، اما اینکه دیگران در مورد انجام وظیفه اخلاقی ما چه برداشتی میکنند، نباید در تصمیم ما تأثیری بگذارد.
٢) دومین مرحله این است که باید ترس از فقر را در وجود خود بسوزاند. به اعتقاد من یکی از روانشناختیترین آیههای قرآن، این آیه است: «الشیطان یعدکم الفقر» بهمحض اینکه شیطان شما را از فقر ترساند، باقی کار بهراحتی توسط خود شما انجام میشود. وقتی شما از فقیرشدن بترسید، برای دورشدن از فقر، بهکاری که به آن علاقهای ندارید، روی میآورید.
٣) سومین کار این است که با سکوت فراوان به ندای درون خود گوش دهد که این هم در میان ما خیلی کم اتفاق میافتد. به سکوت اعتنایی نداریم و طبعاً از احوال خودمان بیخبر میمانیم. ما بیشتر اوقات بیداریمان را حرف میزنیم، هرکس زیاد حرف بزند، نمیتواند حرف دل خودش را بشنود. راه پیبردن به درون خود، تنها سکوت است. ما اکثراً از احوال دیگران بیشتر از احوال خودمان خبر داریم. سکوتی که در تصوف و سایر شاخههای عرفان توصیه شده، بهخاطر خبرگرفتن از حال درون است. گفتوگو یعنی روکردن به طرف مقابل و پشت کردن به خود.
٤) کار چهارم این است که با انواع واقسام درونبینیها آشنا بشویم؛ راههایی که فرد توسط آنها به درون خودش نقب بزند. البته این چهار مرحله شرط لازم است، ولی کافی نیست.
استادِ عزیز من نیز همیشه بر تأمل، تعمق و سکوت درونی تأکید می کنند. وقتی ازشون پرسیدم توصیۀ شما برای شبهای قدر -که البته می تونه هر شب باشه-، چیه؟ گفتند:
تأمل
سکوت
دعای در دل
مراقبه
مراقبه
مراقبه در سکوت، تاریکی و خلوت
بیخودی خندیدیم
بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم
و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم
ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست
ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!
بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود
ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم
بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم
ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم
روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟
اهمیت تغییرتعطیلات پایان هفته درموفقیت درتجارت بینالملل
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری میزان، ولی اله افخمی راد با اشاره به اهمیت تغییر تعطیلات پایان هفته گفت: اگر تعطیلی آخر هفته ادامه یابد، شاید نتوانیم متناسب با ظرفیت کشور در تجارت بین الملل موفق باشیم.
وی ادامه داد: اگر به جای پنجشنبه ها، شنبه را تعطیل کنیم، می توانیم به مدار تناسب تعطیلات با کشورهای دیگر باز گردیم که باعث کسب موفقیت های بیشتری در تجارت جهانی می شود و حتی با همسایگان شرایط بهتری خواهیم داشت.
افخمی راد با اذعان به این نکته که کار کردن در روز تعطیل نیز مقدس است، افزود: مسئولان باید به این مسئله توجه کنند؛ لذا استنباط نمی کنم که این کار باید در کوتاه مدت انجام شود و باید عزمی ملی در این حوزه پدید آید.
افخمی راد همچنین تاکید کرد که این پیشنهاد را دنبال می کنیم تا بدست وزیر و به سرانجام برسد.
همچنین لاهوتی رئیس کنفدراسیون صادرات اظهار کرد: سال هاست که درباره این موضوع اخباری در کشور مطرح می شود ولی به نتیجه نمی رسد؛ یکسال گذشته نیز در اتاق بازرگانی بررسی و پشنهاداتی به دولت ارائه شد و خوشبختانه وزارت صنعت نیز این طرح را به هیئت وزیران ارائه داده است.
وی ادامه داد: در حال حاضر 4 روز کاری را بطور مشخص و بطور خاص یک روز را بدلیل عدم تطبیق ساعات با کشورها، از دست می دهیم و بنظر می رسد حساسیت ها بیشتر روی روز جمعه باشد.
لاهوتی گفت: اگر ما نیز تعطیلی جمعه و شنبه را اعلام کنیم، حداقل یک روز تا یک روز و نیم در هفته در مراودات افزایش خواهیم داشت و می توانیم زمان را ذخیره و تاثیر آن را در اقتصاد شاهد باشیم.
وی خاطرنشان کرد: اقتصاد قرار است به سمت شکوفایی حرکت کند؛ از منظر فرهنگی نیز رسانه ها و صداوسیما به راحتی می توانند این موضوع را تبیین نمایند.

ارتباط با خداوند


علت ها
کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،
بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج مینهد.
کسانی که در محلّ کار، بیشتر از همه مسئولیت پذیرند ؛
نه بدان علّت است که احمقند
بلکه چون مفهوم مسئولیت را ، نیک میدانند!
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،
زبان به پوزش باز میکنند
نه بدان علّت است که خود را مدیون شما میدانند؛
بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود میدانند.
کسانی که برای شما متنی را به اشتراک میگذارند ،
نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!
یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!
دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
خاطرات خویش را به یاد خواهیم آورد.
روزها و ماهها و سالها از پی هم خواهد گذشت
تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
یک روز فرزندان ما نگاهی به عکسهای ما خواهند انداخت و خواهند پرسید:
"اینها چه کسانند؟"
و ما با اشکی پنهان در چشم
لبخندی خواهیم زد
زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر میسازد؛ پس خواهیم گفت:
"اینها همان کسانند که من بهترین روزهای زندگیام را با آنها گذراندهام."
شخصی می گفت:
«من سی سال دارم.»
بزرگی به او خرده گرفت و گفت:
«نباید بگویی سی سال دارم، باید بگویی آن سی سال را دیگر ندارم.»
راستی شما به جای سال هایی که دیگر ندارید، چه دارید؟
جز محبت و نیکی چیزی باقی نمی ماند !
"فلورانس نایتینگل"

گور بابای چرچیل!
چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر بی بی سی برای مصاحبه میرفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت:
آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
راننده گفت:
نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم.
چرچیل از علاقه این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده با دیدن اسکناس گفت:
گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم!
(به تاییدات دیگران مغرور نشوید بسیاری از ارادت ها به همین سادگی قابل تغییرند.)

توکل
توکل ,,روش همراهى و هنر قدم زدن با خداوند است.
تو در توکل با خداوند قدم مى زنى و نگاه مى کنى که خداوند کجا تو را مى برد ...
وقتى انسان توکل مى کند:
- با ایمانى زنده در راه خواسته اش حرکت مى کند.
ایمان زنده یعنى ایمانى که تو را جلو مى برد، نه ایمانى که تو را در جاى خود نگه دارد و تو را به آن وادارد که حرکت نکنى و فکر کنى توکل کرده اى.
نه، تو حرکت خود را انجام مى دهى اما با قلبى باز به سوى خدا و نگاهى هشیار که تو را به کجا مى برد.
- در راه توکل با هر قدمى که بر مى دارى، چون خواست خود را به خواست خدا پیوند زده اى، صبر مى کنى تا خدا برایت راه درست و مناسب تو را پیش پایت گذارد. صبر یعنى خواست خودت را تحمیل نمى کنى و فرصت مى دهى تا خواستى که نزد خدا فرستادى به چه شکل پائین مى آید و این الزاماً آنچه تو مى پندارى نیست.
وقتى تو صبر مى کنى,, اصرار و منیت خودت را با حضور الهى جایگزین مى کنى ... و این قربانى است.
- و در توکل پذیراى آن باش که آنچه خواست و مشیت خداست پیش آید و نه آنچه اصرار توست. بر اساس خواست او ممکن است هر چیزى پیش آید اما بدان براى تو و روح تو بهترین است.
توکل هنر کهکشان پیمایى است ,,...

موجود نازنینی به نام بابا
در داستانهای هزار و یک شب آمده است که "مردی بود عبدالله نام که از راه صید
ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.
روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است
اما وقتی دام رابه ساحل آوردو باز کرد مردی را دیدبه شکل و شمایل خویش که
از دام بیرون آمد.
پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای گفت من جفت
و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است.
من عبدالله دریایی و تو عبدالله زمینی، به دیدن تو آمده ام و سبدی از جواهرات
جانانه و شاهانه برایت هدیه آورده ام.
عبدالله گفت قدمت مبارک، خوش آمدی و چه خوشتر که چندی میهمان ما باشی.
او را به خانه برد و آنچه رسم مهمان دوستی بود بجا آورد
تا زمانی که عبدالله دریایی یاد وطن کرد و نزد یاران دریایی بازگشت.
یاران دور او را گرفتند که از عجایب و غرایب روی زمین بر ما حکایت کن
گفت عجایب بسیار دیدم اما از همه عجیبتر موجودی بود که او را "بابا" میگفتند
این مرد مظلوم و محجوب هر روز صبح از خانه بیرون می رفت
تا شام کار می کرد و به هر زحمتی تن می داد وآنچه خانوده اش نیاز داشت برای
آنها می آورد و تازه خرده می گرفتند که این چیست و آن چیست،بهتر از این میباید
و باز فردا مرد عازم کار می شد و وعده می داد که همه خواستها را چنانکه پسند
آنها است برآورد.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
آیا میدانستید: کلمه “مات” در شطرنج ، واژه ای فارسی است ، به معنی “شاه مرده ”
آیا میدانستید: کوچکترین استخوان در بدن انسان در گوش او قرار دارد .
آیا میدانستید: کتاب رکودهای گینس ، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد.
آیا میدانستید: هر فرد در سوئیس ، در طی یک سال ۱۰ کیلو شکلات استفاده میکنید .
آیا میدانستید: رعد و برق میتواند حرارتی معادل ۳۰,۰۰۰ درجه سانتی گراد تولید کند .
آیا میدانستید: گربه ها میتوانند بیش از ۱۰۰ صدا تولید کنند ، در حالی که سگ ها تنها در حدود ۱۰ صدا.
آیا میدانستید: کانادا یک کلمه هندی به معنی “روستای بزرگ” است.
آیا میدانستید: حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم.
برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
پیشگویی های جالب ادیسون
«دلفیناریوم باغلارباغی»
مرکز تفریحی و سیاحتی دلفیناریوم باغلارباغی با سالن نمایش ۵۰۰ نفری در باغلار باغی تبریز احداث شده است.
به گزارش تبریزمدرن به نقل از تبریزمن ، «دلفیناریوم باغلارباغی» ابتکاری ارزشمند و زیرساخت گردشگری مناسب برای تبریز ۲۰۱۸ به شمار می رود.

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
باوَر کُن ......!
باوَر کُن میشَود گریه کَرد بدون اینکه کَسی بفَهمَد .......!
میشوَد دل شکَست بدون اینکه صدایی بیایَد ....!
مَیشود خَندید ، وَقتی دَر غَمگین تَرین لحَظاتی .....!
میشَود عاشق شُد ، حَتی وَقتی بچه ای بیش نیستی .....!
وَ میشَود فَریاد زَد .....!
حَتی وَقتی سُکوت کرده ای ......!
سـُکـــوت

رقصی به سوی خداوند
جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است
تا نسیم شعر که بید مجنون دل را پریشان می کند
همه جا نشانی از آن زیباست که نامش اوست
که نامش هوست
همه کائنات سرود خوان که هو، هو
و آدمیان فاخته سان که کو، کو
زیبایی حقیقت است
و حقیقت زیبایی است
و هر دو عین وجودند
و هر سه عین عشقند
و هرچهار همان شادی مطلق اند
و هر پنج دل آدمی است که چون پنجه آفتاب
جامی از شراب نور به دست جهانیان می دهد
دل آدمی ،
اگر چون دهکده عالم جایگاه آب و ملک و دام و دد نباشد
خانه عشق است
و آنجا چون اتاق هزار آئینه زلیخا
به هر سو بنگرد،
جز جمال یوسف و یوسف جمال چیزی نمی بیند.
حکایت (دو برادر):
مشقت کار یا ذلت خدمت
دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفتهاند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.
به دست آهن تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیش امیر
عمر گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
ای شکم خیره به تایی بساز
تا نکنی پشت به خدمت دو تا
