فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com
 

30 ویژگی کره جنوبی از نظر سریع القلم

 

محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران 30 ویژگی کشور کره جنوبی را به رشته تحریر درآورده است.

به گزارش  عصر ایران این سی ویژگی که در صفحه فیسبوک سریع القلم منتشر شده به این شرح است:

۱-با ۵۱ میلیون جمعیت، اقتصاد دوازدهم جهان و ۱/۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی؛

۲-شهروندان ۲۲۰۰ ساعت در سال کار می‌کنند؛

۳-بالای ۳۰٫۰۰۰ دلار درآمد سرانه (۶۰ دلار در سال ۱۹۶۰)؛

۴-حمایت پایدار و همه جانبه هیأت حاکمه از تولیدکنندگان و شرکت‌های خصوصی؛

۵-بی کاری ۳/۲ درصد و تورم ۱/۳ درصد؛

۶-در هزینه کردن برای تحقیق و توسعه (R&D) از آمریکای شمالی و اروپای غربی بالاتر؛

۷-حداقل ۵ درصد رشد اقتصادی در ۴۵ سال گذشته؛

۸-شروع یک فعالیت اقتصادی: در سه مرحله و ۴ روز طول می‌کشد؛

۹-مبارزه با فقر و تحقیر تاریخی از طریق تولید ثروت؛

۱۰-پس‌انداز بالا و مصرف کم به عنوان فرهنگ فردی و سازمانی؛

۱۱-اول در جهان در دولت الکترونیک؛

۱۲-هشتم در جهان در استانداردهای بهداشت؛

۱۳-کره جنوبی یک کشور توسعه یافته محسوب می‌شود؛

۱۴-نیروی کار بسیار با انگیزه، پرکار و با انضباط؛

۱۵-در صدر تولیدکنندگان: کشتی قاره‌پیما، موبایل؛ صفحه LCD و تراشۀ حافظه؛

۱۶-اجماع فکری و استراتژی مشترک همه جریان‌های سیاسی و امنیتی درون حاکمیت نسبت به کره و آیندۀ آن؛

۱۷-رقیب سی‌لی‌کان‌ولی در نوآوری و فن‌آوری؛

۱۸-رقابت جدی با محصولات ژاپنی و چینی؛

۱۹-فرهنگ عمومی: اعتماد، راستگویی، تحمل بالا، تعامل، یادگیری و پرهیز از بدگویی؛

۲۰-نظام آموزشی فوق‌العاده کارآمد، حرفه‌ای و رقابتی؛

۲۱-نوآوری در فن‌آوری: مهم‌ترین بنیان رشد و توسعه اقتصادی؛

۲۲-شایسته سالاری نهادینه شده در بنگاه‌ها و دولت؛

۲۳-ده شرکت بزرگ خصوصی یک چهارم نیروی کار را استخدام کرده‌اند؛

۲۴-هیأت حاکمه به ندرت در رسانه‌ها حاضر می‌شود؛

۶۲-۲۵ درصد از زنان، شاغل هستند؛

۲۶-ارتباطات گسترده بین‌المللی و به ویژه آسیایی؛

۲۷-یادگیری، بهتر شدن و تغییر: کانون فرهنگ فردی و اجتماعی؛

۲۸-حداقل دخالت دولت در فعالیت‌های بخش خصوصی؛

۲۹-تشکل‌های مؤثر بخش خصوصی، کارگران و نویسندگان برای اثر گذاری بر سیاست‌های دولت؛

۳۰-اولویت جایگاه و آینده کره جنوبی بر هر موضوع دیگری چه در حاکمیت، چه در میان بنگاه‌ها و چه در میان شهروندان.

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۹ توسط احمد عاقلي

http://express.pk/wp-content/uploads/2013/01/76854-newplanet-1357981258-625-640x480.jpg

کائنات

 

کائنات شما را

مجازات نمی کند
برکت هم نمی بخشد
کنترل هم نمی کند
فقط عملت به تو برگردانده می شود
کائنات به ارتعاشى که از جانب شما ارسال می شود پاسخ می دهد.
شاد بیاندیشى, شادمانى نصیبت می شود، منفى بیاندیشى, آنچه نصیبت می شود منفی است
این جهان کوه است و فعل ما ندا...
سوى ما آید نداها را صدا...
رنج نباید تو را غمگین کند،
این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه می کنند...
رنج قرار است تو را هوشیار تر کند، چون انسانها زمانی هوشیارتر می شوند که زخمی شوند،
رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تنها تحمل نکن،
رنجت را درک کن،
این فرصتی است براى بیداری، وقتی آگاه شوی بیچارگی ات تمام میشود... اگر که به جاى محبتی که به کسی کردید از او بی مهری دیده اید،
مأیوس نشوید،
چون برگشت آن محبت را از شخص دیگری،
در زمان دیگری،
در رابطه با موضوع دیگری
خواهید گرفت.
زندگی فقط به این دنیا ختم نمیشود، ما در عوالم زیادی حضور پیدا خواهیم کرد، دنیا یک گذرگاه است، زیاد نیکی کنید، خوبیهایتان را ذخیره کنید تا در باقی سفر بی توشه نمانید.
شک نکنید!
این قانون کائنات است!
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

اگر کسی بخواهد پی چیزی برود که به‌خاطر آن ساخته شده،

باید چهار کار انجام دهد:



١) اول این که ارزش داوری‌های دیگران برای او بی‌اعتبار شود؛ زیرا در اکثر مواقع آنچه باعث می‌شود به‌دنبال آنچه واقعاً مایلیم نرویم، داوری‌های دیگران است. اگر کسی نه از ستایش دیگران خشنود شود و نه از نکوهش‌شان بدحال شود، به‌جرأت می‌گویم که 80 تا 90 درصد راه درست زندگی کردن را طی کرده‌است. ما باید وظیفه اخلاقی‌مان را نسبت به دیگران انجام بدهیم، اما این‌که دیگران در مورد انجام وظیفه اخلاقی ما چه برداشتی می‌کنند، نباید در تصمیم ما تأثیری بگذارد.

٢) دومین مرحله این است که باید ترس از فقر را در وجود خود بسوزاند. به اعتقاد من یکی از روان‌شناختی‌ترین آیه‌های قرآن، این آیه است: «الشیطان یعدکم الفقر» به‌محض این‌که شیطان شما را از فقر ترساند، باقی کار به‌راحتی توسط خود شما انجام می‌شود. وقتی شما از فقیرشدن بترسید، برای دورشدن از فقر، به‌کاری که به آن علاقه‌ای ندارید، روی می‌آورید.

٣) سومین کار این است که با سکوت فراوان به ندای درون خود گوش دهد که این هم در میان ما خیلی کم اتفاق می‌افتد. به سکوت اعتنایی نداریم و طبعاً از احوال خودمان بی‌خبر می‌مانیم. ما بیشتر اوقات بیداریمان را حرف می‌زنیم، هرکس زیاد حرف بزند، نمی‌تواند حرف دل خودش را بشنود. راه پی‌بردن به درون خود، تنها سکوت است. ما اکثراً از احوال دیگران بیشتر از احوال خودمان خبر داریم. سکوتی که در تصوف و سایر شاخه‌‌های عرفان توصیه شده، به‌خاطر خبرگرفتن از حال درون است. گفت‌وگو یعنی روکردن به طرف مقابل و پشت کردن به خود.

٤) کار چهارم این است که با انواع واقسام درون‌بینی‌ها آشنا بشویم؛ راه‌هایی که فرد توسط آن‌ها به درون خودش نقب بزند. البته این چهار مرحله شرط لازم است، ولی کافی نیست.

 

استادِ عزیز من نیز همیشه بر تأمل، تعمق و سکوت درونی تأکید می کنند. وقتی ازشون پرسیدم توصیۀ شما برای شبهای قدر -که البته می تونه هر شب باشه-، چیه؟ گفتند:

 

تأمل

سکوت

دعای در دل

مراقبه

مراقبه

مراقبه در سکوت، تاریکی و خلوت

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ توسط احمد عاقلي

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2015/11/11/9/236x294_1447221894829225.jpg 

بیخودی خندیدیم

 

 

بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم ؟

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۱۵ توسط احمد عاقلي
 

 اهمیت تغییرتعطیلات پایان هفته درموفقیت درتجارت بین‌الملل

 

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری میزان، ولی اله افخمی راد با اشاره به اهمیت تغییر تعطیلات پایان هفته گفت: اگر تعطیلی آخر هفته ادامه یابد، شاید نتوانیم متناسب با ظرفیت کشور در تجارت بین الملل موفق باشیم.
 
وی ادامه داد: اگر به جای پنجشنبه ها، شنبه را تعطیل کنیم، می توانیم به مدار تناسب تعطیلات با کشورهای دیگر باز گردیم که باعث کسب موفقیت های بیشتری در تجارت جهانی می شود و حتی با همسایگان شرایط بهتری خواهیم داشت.
 
افخمی راد با اذعان به این نکته که کار کردن در روز تعطیل نیز مقدس است، افزود: مسئولان باید به این مسئله توجه کنند؛ لذا استنباط نمی کنم که این کار باید در کوتاه مدت انجام شود و باید عزمی ملی در این حوزه پدید آید.
 
افخمی راد همچنین تاکید کرد که این پیشنهاد را دنبال می کنیم تا بدست وزیر و به سرانجام برسد.
 
همچنین لاهوتی رئیس کنفدراسیون صادرات اظهار کرد: سال هاست که درباره این موضوع اخباری در کشور مطرح می شود ولی به نتیجه نمی رسد؛ یکسال گذشته نیز در اتاق بازرگانی بررسی و پشنهاداتی به دولت ارائه شد و خوشبختانه وزارت صنعت نیز این طرح را به هیئت وزیران ارائه داده است.
 
وی ادامه داد: در حال حاضر 4 روز کاری را بطور مشخص و بطور خاص یک روز را بدلیل عدم تطبیق ساعات با کشورها، از دست می دهیم و بنظر می رسد حساسیت ها بیشتر روی روز جمعه باشد.
 
لاهوتی گفت: اگر ما نیز تعطیلی جمعه و شنبه را اعلام کنیم، حداقل یک روز تا یک روز و نیم در هفته در مراودات افزایش خواهیم داشت و می توانیم زمان را ذخیره و تاثیر آن را در اقتصاد شاهد باشیم.
 
وی خاطرنشان کرد: اقتصاد قرار است به سمت شکوفایی حرکت کند؛ از منظر فرهنگی نیز رسانه ها و صداوسیما به راحتی می توانند این موضوع را تبیین نمایند.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۴ توسط احمد عاقلي

http://cdn1.bipfa.net/i/attachments/1/1306069118565419_large.jpg

ارتباط با خداوند

 

رسیدن به خداوند ، با او بودن در تمامی ابعاد زندگی است ،
 
نه فقط در شرایط ممتازی همچون لحظات ارتباط با خدا  یا نیایش . 
 
همواره باید خداوند را تجربه کرد ؛
 
به هنگام قدم زدن در جاده ، 
 
تنفس هوای آلوده ، 
 
به هنگام شادی ، 
 
نوشیدن یک لیوان آب خنک ، 
 
به هنگام تلاش برای فهمیدن متنی که در حال مطالعه اش هستیم . 
 
خداوند آمیختۀ همۀ این هاست ؛ و هر موقعیتی برای درک او
 
و گفتن این که : خدا با ماست ، مناسب است .
 
کلید عرفان ، تلاش برای دیدن آن چیزی است که در پس هر چیز نهفته است ، 
 
که پایداری و مقاومت است ؛ 
 
باز نایستادن در سطح ، 
 
و هر چیز را یک نماد ، یک نشانه ، یک آیین ، یک نگاره دانستن است .
 
برای کسی که خداوند را تجربه می کند ، 
 
جهان یک پیام عظیم است ..
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۲ توسط احمد عاقلي
http://ara-photos.net/wp-content/uploads/2012/04/Photo_Iran_Qom_Dusty_soccer_field-3.jpg
 
زمین‌های خاکی اقتصاد ايران و سونامی تعطيلی تولید داخلی
 
 
فرض کنید کشوری تصميم به ارتقای ورزش فوتبال در سطح ملی بگیرد. در همين راستا در سطح کشور دست به استعدادیابی بزند و برای آموزش استعدادهای منتخب، مربيانی بگمارد و لیگ نوجوانان و جوانان برگزار کند. اين جریان پراستعداد به آرامی قوام بگيرد و رشد کند. اما اين کشور در کمال تعجب، هيچکدام از نوجوانان و جوانان برگزیده و آموزش دیده را به زمين‌های چمن اصلی و دارای سکوی تماشاچی راه ندهد. در عوض برای مشغول نگاه داشتن آنها، مدام دست به ساختن زمين‌های خاکی در اطراف شهرها و روستاها بزند. از سوی ديگر، نسلی که از سه دهه پيش در زمين‌های چمن اصلی بازی می‌کرده الان پا به سن گذاشته‌ اما کماکان از مسابقات قهرمانی کنار نکشد و با همان تاکتیک‌های کهنه قبلی به بازی ادامه ‌دهد. در نتيجه، تيم منتخب فوتبال آن کشور در مسابقات بين‌المللی پی‌درپی شکست می‌خورد. در ابتدا فقط از تيم‌های مطرح جهانی شکست می‌خورد، اما به آرامی کار به جايي می‌کشد که در تمام مسابقات فراملی سرانجامی جز شکست ندارد. اما آن کشور همچنان به استعداديابی و استعدادپروری در سراسر کشور در رده‌های نوجوانان و جوانان و ساخت زمين‌های خاکی بدون تماشاچی ادامه می‌دهد! 
 
مردم آن کشور به تدريج از شکست‌های پی‌درپی تيم ملی و باشگاهی در رقابت‌هاب فراملی خسته می‌شوند و با فوتبال قهر می‌کنند. به عبارت ديگر، فوتبال ملی در آن کشور سقوط می‌کند. وقتی از مديران فوتبال آن کشور می‌پرسند که چرا شما برای رشد فوتبال در سطح ملی تدبيری نمی‌کنید؟ آنها مدام آمار می‌دهند که هر سال چند نوجوان و جوان مستعد يافته‌اند، چند کلاس آموزشی برای آنها برگزار کرده‌اند، چند مسابقه در ليگ نوجوانان و جوانان برگزار کرده‌اند و چند زمين خاکی جديد ساخته‌اند. جالب اين که اين اعداد سال به سال هم بزرگ‌تر می‌شوند. در کمال ناباوری کسی از مديران فوتبال ملی در آن کشور نمی‌پرسد که چرا به استعدادهای جوان و برگزيده، مجال بازی در زمين‌های چمن اصلی را نمی‌دهند و بر استفاده از بازيکنان ساخورده بعد از چند دهه اصرار دارند!!! کسی نمی‌پرسد که چرا با وجود تغيير قوانین بين‌المللی فوتبال در گذر زمان، آنها همچنان بر استناد به قوانین و تاکتيک‌های پوسیده در زمين‌های چمن اصرار دارند! 
 
البته مراد من از نقل اين داستان، تحليل وضعيت ورزش فوتبال در سطح ملی نيست. اين داستان اشاره به يکی از دلايل اصلی ناکامی فزاينده کشور در حوزه صنعت و تجارت در سطح بين‌المللی دارد. سال‌هاست که ماهيت صنعت و تجارت در سطح بين‌المللی دستخوش تحولی بنيادين شده و آنچه اصطلاحاً اقتصاد دانش‌بنيان ناميده می‌شود با قواعد و تاکتيک‌های کاملاً جديد سربرآورده است. اقتصادی که در آن، خلق و تجاری‌سازی دانش و فناوری‌های نوين با سرعت زیاد و ‌هزينه کم، کليد اصلی رقابت‌پذيری و کسب قدرت است. اما در همين شرايط، بيشتر سکان‌داران صنعت و تجارت ايران کسانی هستند که نوع نگاه و تاکتيک‌های آنها غبار زمان و زنگار کهنگی به خود گرفته است. مدل ذهنی برخی از اين مديران مربوط به زمانی است که هنوز اينترنت اختراع نشده بود! هنوز به دنبال خرید ليسانس فناوری از اروپايي‌ها و واردات تجهيزات خط توليد برای تبدیل منابع طبیعی داخلی به فرآورده‌های قابل فروش هستند!! اين مديران، پرورش و رشد يافته در اقتصاد منبع‌پايه و نفتی هستند و اگر کارنامه موفقی هم دارند (که دارند)، همگی مرهون همان اقتصاد نفتی در دهه‌های گذشته بوده است. اين مديران تاکنون در عمل حاضر نشده‌اند که بازيگران و تاکتيک‌های نوين را به بدنه اصلی اقتصاد کشور (همان زمين‌های چمن و دارای سکوی تماشاگران) راه بدهند. البته به موازات، نهادهايي همچون معاونت علمی و فناوری رياست‌ جمهوری، وزارت علوم‌تحقيقات و فناوری و وزارت بهداشت مشغول استعداديابی، استعدادپروری و برگزاری رويدادهای گوناگون در حوزه اقتصاد دانش‌بنيان هستند. هر روز هم در گوشه‌ و کنار کشور، بر تعداد مراکز پژوهشی، مراکز رشد فناوری، پارک‌های علم و قناوری، شتابدهنده‌ها و ... افزوده می‌شود. 
 
جالب اینجاست که وقتی قرار است عملکرد دولت در حوزه علم و فناوری مورد بررسی و تحلیل قرار بگیرد، همه نگاه‌ها به معاونت علمی و فناوری رياست جمهوری، وزارت علوم، تحقيقات و فناوری و وزارت بهداشت دوخته می‌شود. آنها هم تلاش فراوان و قابل تقدیری دارند و حاصل کارشان را در قالب آمار و ارقام فزاينده ارائه می‌کنند. اما کسی نمی‌پرسد که چرا بازيگران اقتصاد مبتنی بر دانش و فناوری، راهی به جريان اصلی صنعت و تجارت ايران ندارند؟ کسی نمی‌پرسد چرا نگاه مديرانِ نفتی، همچنان بر صنعت و تجارت کشور حکمران است؟ کسی نمی‌پرسد چرا علم سياستگذاری و مديريت فناوری و نوآوری، کم‌ترين نفوذ را در زيرمجموعه‌ی وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت و وزارت اقتصاد داشته است؟ 
 
آشکار است که ادامه روند کنونی، باخت‌های پياپی ملی در حوزه صنعت و تجارت را در پی خواهد داشت. این باخت‌‌ها مدتی است که در قالب تعطيلیِ توليد داخلی نمايان شده و امواج کوبنده آن در حال قدرت گرفتن است. ادامه همين مسير می‌تواند به سونامی تعطيلی توليد داخلی بيانجامد. 
 
بايد به سرعت تدبيری کرد. کاری کرد که رقابت‌پذيری بر مبنای آفرينش و تجاری‌سازیِ علم و فناوری نوين به جريان اصلی اقتصاد کشور وارد شود. اما لطفا نپرسيد چرا تعداد شرکت‌های دانش‌بنيان و حمايت‌های اختصاص يافته به آنها کم است! در عوض بپرسيد چرا استعدادهایِ آشنا با تکتيک‌های رقابت فناوری‌بنيان، به زمين‌های خاکیِ اقتصاد ايران محدود مانده‌اند؟ بپرسيد چرا زمين‌های چمن و دارای سکوی تماشاگران، همچنان در انحصارِ نگاهِ مديريت نفتی و منبع‌پايه باقی مانده است؟
 
منبع:روزنامه شرق
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۱ توسط احمد عاقلي

https://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/s320x320/e35/12446177_215473398796914_75373493_n.jpg

علت ها

 

کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،
بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج می‌نهد.

کسانی که در محلّ کار، بیشتر از همه مسئولیت پذیرند ؛
نه بدان علّت است که احمقند
بلکه چون مفهوم مسئولیت را ، نیک می‌دانند!

کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،
زبان به پوزش باز می‌کنند
نه بدان علّت است که خود را مدیون شما می‌دانند؛
بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود می‌دانند.

کسانی که برای شما متنی را به اشتراک میگذارند ،
نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!

یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!

دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
خاطرات خویش را به یاد خواهیم آورد.

روزها و ماه‌ها و سالها از پی هم خواهد گذشت

تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
یک روز فرزندان ما نگاهی به عکس‌های ما خواهند انداخت و خواهند پرسید:

"اینها چه کسانند؟"
و ما با اشکی پنهان در چشم
لبخندی خواهیم زد

زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر می‌سازد؛ پس خواهیم گفت:
"اینها همان کسانند که من بهترین روزهای زندگی‌ام را با آنها گذرانده‌ام."

شخصی می گفت:
«من سی سال دارم.»

بزرگی به او خرده گرفت و گفت:
«نباید بگویی سی سال دارم، باید بگویی آن سی سال را دیگر ندارم.»

راستی شما به جای سال هایی که دیگر ندارید، چه دارید؟
جز محبت و نیکی چیزی باقی نمی ماند !

"فلورانس نایتینگل"

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ توسط احمد عاقلي

http://www.qomefarda.ir/media/photo/5177694fb5b5b.jpg

گور بابای چرچیل!

چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر بی بی سی برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت:

آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت:

نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم.

چرچیل از علاقه‌ این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت:

گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر می‌مانم!


(به تاییدات دیگران مغرور نشوید بسیاری از ارادت ها به همین سادگی قابل تغییرند.) 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۹ توسط احمد عاقلي

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/6/3/2540464_806.jpg

 

توکل

 

توکل ,,روش همراهى و هنر قدم زدن با خداوند است. 

تو در توکل با خداوند قدم مى زنى و نگاه مى کنى که خداوند کجا تو را مى برد ...

 

 وقتى انسان توکل مى کند:

 - با ایمانى زنده در راه خواسته اش حرکت مى کند.

 ایمان زنده یعنى ایمانى که تو را جلو مى برد، نه ایمانى که تو را در جاى خود نگه دارد و تو را به آن وادارد که حرکت نکنى و فکر کنى توکل کرده اى. 

نه، تو حرکت خود را انجام مى دهى اما با قلبى باز به سوى خدا و نگاهى هشیار که تو را به کجا مى برد.

 - در راه توکل با هر قدمى که بر مى دارى، چون خواست خود را به خواست خدا پیوند زده اى، صبر مى کنى تا خدا برایت راه درست و مناسب تو را پیش پایت گذارد. صبر یعنى خواست خودت را تحمیل نمى کنى و فرصت مى دهى تا خواستى که نزد خدا فرستادى به چه شکل پائین مى آید و این الزاماً آنچه تو مى پندارى نیست. 

وقتى تو صبر مى کنى,, اصرار و منیت خودت را با حضور الهى جایگزین مى کنى ... و این قربانى است.

 - و در توکل پذیراى آن باش که آنچه خواست و مشیت خداست پیش آید و نه آنچه اصرار توست. بر اساس خواست او ممکن است هر چیزى پیش آید اما بدان براى تو و روح تو بهترین است.

 توکل هنر کهکشان پیمایى است ,,...

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۰۸ توسط احمد عاقلي

 https://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/s320x320/e35/12960062_229253357431125_1942512956_n.jpg?ig_cache_key=MTIzMjcxMDYyMDk5MzUwNDQxMQ%3D%3D.2.l

موجود نازنینی به نام بابا

 

در داستانهای هزار و یک شب آمده است که "مردی بود عبدالله نام که از راه صید

ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.


روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است

اما وقتی دام رابه ساحل آوردو باز کرد مردی را دیدبه شکل و شمایل خویش که

از دام بیرون آمد.

پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای گفت من جفت

و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است.


من عبدالله دریایی و تو عبدالله زمینی، به دیدن تو آمده ام و سبدی از جواهرات

جانانه و شاهانه برایت هدیه آورده ام.


عبدالله گفت قدمت مبارک، خوش آمدی و چه خوشتر که چندی میهمان ما باشی.

او را به خانه برد و آنچه رسم مهمان دوستی بود بجا آورد

تا زمانی که عبدالله دریایی یاد وطن کرد و نزد یاران دریایی بازگشت.

یاران دور او را گرفتند که از عجایب و غرایب روی زمین بر ما حکایت کن

گفت عجایب بسیار دیدم اما از همه عجیبتر موجودی بود که او را "بابا" میگفتند

این مرد مظلوم و محجوب هر روز صبح از خانه بیرون می رفت

تا شام کار می کرد و به هر زحمتی تن می داد وآنچه خانوده اش نیاز داشت برای

آنها می آورد و تازه خرده می گرفتند که این چیست و آن چیست،بهتر از این میباید

و باز فردا مرد عازم کار می شد و وعده می داد که همه خواستها را چنانکه پسند

آنها است برآورد.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۷ توسط احمد عاقلي
http://www.iranstyle.ir/wp-content/uploads/2011/10/7.jpg

 

آیا میدانستید: کلمه “مات” در شطرنج ، واژه ای فارسی است ، به معنی “شاه مرده ”

آیا میدانستید: کوچکترین استخوان در بدن انسان در گوش او قرار دارد .

آیا میدانستید: کتاب رکودهای گینس ، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد.

آیا میدانستید: هر فرد در سوئیس ، در طی یک سال ۱۰ کیلو شکلات استفاده میکنید .

آیا میدانستید: رعد و برق میتواند حرارتی معادل ۳۰,۰۰۰ درجه سانتی گراد تولید کند .

آیا میدانستید: گربه ها میتوانند بیش از ۱۰۰ صدا تولید کنند ، در حالی که سگ ها تنها در حدود ۱۰ صدا.

آیا میدانستید: کانادا یک کلمه هندی به معنی “روستای بزرگ” است.

آیا میدانستید: حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم.

 

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ توسط احمد عاقلي
http://www.padida.ir/UserFile/198512_2834.jpg

پیشگویی های جالب ادیسون

 

دانشمندان بی‌شماری آمدند و رفتند اما نام «توماس آلوا ادیسون» به عنوان بزرگ‌ترین مخترع قرن بیستم در تاریخ ثبت شده است. درست ۱۰۰ سال پیش در سال ۱۹۱۱، توماس ادیسون در مصاحبه با روزنامه «میامی متروپولیس» در مورد یک قرن بعد پیش‌بینی‌هایی انجام داده بود. شاید خواندن پیش بینی‌های این کاشف الکتریسیته برای سال ۲۰۱۱ خالی از لطف نباشد.
 
ادیسون پیش بینی کرده بود قطارهای بخار به کلی منسوخ شده و الکتریسیته به عنوان نیروی محرک اصلی قطارهای قرن ۲۱ جایگزین شود. این مخترع بزرگ مسافرت هوایی را یکی از راه‌های رایج سفر در سال ۲۰۱۱ اعلام کرده بود: «وسایل نقلیه‌ای که سرعت شان در آسمان به بیش از ۲۰۰ مایل در ساعت خواهد رسید به انسان‌ها امکان می‌دهد صبحانه را در لندن بخورند در پاریس قرارداد تجاریشان را امضا کنند و شام در خانه شان باشند.»
 
ادیسون در عصری به دنیا آمد که اصلی‌تری مصالح ساخت و ساز خانه‌ها چوب بود. او پیشگویی کرده بود که فولاد به شدت ارزان و فراوان می‌شود و به شکل گسترده در عملیات عمرانی مورد  استفاده قرار می‌گیرد:«‌آهن و فولاد به مصالحی قابل حمل و سبک تبدیل می‌شوند.
 
کودکان قرن۲۱ در گهواره‌هایی فولادی می‌خوابند و پدران‌شان روی صندلی‌های فولادی می‌نشینند و مادران‌شان از تزئیناتی که از آهن ساخته شده‌اند اما شباهت بسیاری به چوب ماهون یا فندق دارند لذت می‌برند.» البته درست نیست که بخواهیم صحبت‌های یک دانشمند بزرگ را جور دیگری نشان بدهیم
 
اما عین کلمات ادیسون درباره کتاب‌های آینده این بود:«کتاب‌هایی به قطر چهار سانتی متر شامل هزاران صفحه هستند که معادل صدها جلد کتاب می‌شود».
 
شاید با کمی اغراق بتوان گفت ادیسون اختراع کتابخوان‌های الکترونیکی امروزی و رایانه‌های لوحی مثل «آی- پد» را پیش‌بینی می‌کرد اما جالب ترین پیشگویی مخترع لامپ و گرامافون در مورد طلا بود.
 
او باور داشت طلا هرگز ارزش و اعتبارش را از دست نمی‌دهد:« طلا سالیان سال به زندگی تجملی‌اش ادامه می‌دهد. اما روزی می‌رسد که شمش‌های طلا مثل همین سکه‌های کم ارزش در دسترس همگان باشد.» پیش از اینکه به فراوانی شمش‌های‌طلا اعتراض کنید باید بدانید که سالهاست دستگاه‌های خودپردازی وجود دارند که به جای پول نقد به مشتریان شمش طلا می‌دهند.
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ توسط احمد عاقلي

 

«دلفیناریوم باغلارباغی»

 

مرکز تفریحی و سیاحتی دلفیناریوم باغلارباغی با سالن نمایش ۵۰۰ نفری در باغلار باغی تبریز احداث شده است.

به گزارش تبریزمدرن به نقل از تبریزمن ، «دلفیناریوم باغلارباغی» ابتکاری ارزشمند و زیرساخت گردشگری مناسب برای تبریز ۲۰۱۸ به شمار می رود.

 

 

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ توسط احمد عاقلي
http://jootix.ir/wp-content/uploads/2015/08/jootix.ir--3494633082.jpg

 

باوَر کُن ......!

باوَر کُن میشَود گریه کَرد بدون اینکه کَسی بفَهمَد .......!

میشوَد دل شکَست بدون اینکه صدایی بیایَد ....!

مَیشود خَندید ، وَقتی دَر غَمگین تَرین لحَظاتی .....!

میشَود عاشق شُد ، حَتی وَقتی بچه ای بیش نیستی .....!

وَ میشَود فَریاد زَد .....!

حَتی وَقتی سُکوت کرده ای ......!

سـُکـــوت

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ توسط احمد عاقلي

دانلود تصاویر زیبا از طبیعت برای دسکتاپ

 

رقصی به سوی خداوند

 

جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است
تا نسیم شعر که بید مجنون دل را پریشان می کند
همه جا نشانی از آن زیباست که نامش اوست
که نامش هوست
همه کائنات سرود خوان که هو، هو
و آدمیان فاخته سان که کو، کو
زیبایی حقیقت است
و حقیقت زیبایی است
و هر دو عین وجودند
و هر سه عین عشقند
و هرچهار همان شادی مطلق اند
و هر پنج دل آدمی است که چون پنجه آفتاب
جامی از شراب نور به دست جهانیان می دهد
دل آدمی ،
اگر چون دهکده عالم جایگاه آب و ملک و دام و دد نباشد
خانه عشق است
و آنجا چون اتاق هزار آئینه زلیخا
به هر سو بنگرد،
جز جمال یوسف و یوسف جمال چیزی نمی بیند.

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ توسط احمد عاقلي

http://s1.picofile.com/file/7321661391/shiraz_8.jpg 

  حکایت (دو برادر):

مشقت کار یا ذلت خدمت

 

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.

به دست آهن تفته کردن خمیر

به از دست بر سینه پیش امیر

 

عمر گرانمایه در این صرف شد

تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

 

ای شکم خیره به تایی بساز

تا نکنی پشت به خدمت دو تا

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت