ايران، هنوز فقير و نابرابر
توجه به رفاه اقشار مختلف جامعه از طريق مطالعه توزيع درآمد، ثروت و متغير هاي ديگر، از مباحث كانوني حوزه اقتصاد در دو قرن اخير بوده است، چرا كه يكي از اهداف مهم هر نوع سياست گذاري اقتصادي، بهبود رفاه عمومي به ويژه افزايش رفاه اقشار كمتر بهره مند جوامع مي باشد . عدالت اجتماعي همواره به عنوان يكي از مهم ترين اهداف و آرمان هاي نظام هاي تصميم گيري سياسي و اقتصادي برشمرده مي شود، به طوري كه در بسياري از جوامع، توان فكري و منابع مالي قابل توجهي مصروف نيل به اين آرمان اجتماعي گرديده است.
عدالت اجتماعي، به معناي اخص آن در بُعد اجتماعي، الزام به عدالت در مناسبات اجتماعي و رفع تبعيض در بين گروه هاي اجتماعي، بين زنان و مردان، بين اقوام و نژاد ها و بين مناطق مختلف را ايجاب مي كند. در بعد اقتصادي، عدالت به رابطه بين فعاليت اقتصادي آحاد جامعه و عايدي اين فعاليت ها مربوط مي شود؛ به اين معنا كه تلاش هر فرد و بازده اقتصادي تلاش وي، چه رابطه اي با درآمد حاصل از تلاش مزبور دارد. عملكرد اقتصاد كشور در بعد تحقق عدالت اجتماعي مي تواند از طريق مطالعه تحولات توزيع درآمد، فقر، رفاه اجتماعي و يارانه ها، به صورت شاخص هاي كمّي بررسي گردد.
رفتار مهمترين شاخص هاي ياد شده طي دوره 1376 تا 1383 توسط واحد تحقيقات ماهنامه <اقتصاد ايران > در جدول همراه گزارش شده است.
شاخص هاي توزيع درآمد
يكي از شاخص هاي تحليل توزيع درآمد كه شرايط كلي توزيع (شامل گروه هاي مياني) را نشان مي دهد، ضريب جيني است كه هر چه به يك نزديك تر باشد، نشان دهنده عدم تساوي بيشتر و هرچه به صفر نزديك تر باشد، نشان دهنده توزيع بهتر درآمد است. اين شاخص در جامعه شهري و روستايي كشورمان به ترتيب از 39/0 و 42/0 در سال 1376 به 40/0 و 427/0 در سال 1379 و 40/0 و 415/0 در سال 1383 تغيير يافته است. در مجموع، اين شاخص طي دوره 1376 تا 1383، از يك روند با ثبات ولي كاهشي برخوردار بوده است.
از جمله شاخص هاي سنجش توزيع درآمد، نسبت هزينه دهك بالا (ثروتمندترين) به دهك پايين (فقيرترين) مي باشد كه هر چه اين نسبت بالاتر باشد، نشان دهنده نابرابري بيشتر است. اين نسبت در سال هاي قبل از انقلاب به دليل توزيع نامتعادل درآمد و ثروت، بالا بوده است. براي مثال، نسبت هزينه دهك بالا به دهك پايين در سال هاي 1356 و1357 به ترتيب معادل 9/31 و 5/31 بوده است. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي به دليل توجه بيشتر دولت به مسأله عدالت اجتماعي و رسيدگي به محرومين و اقشار آسيب پذير، اين شاخص از رقم 6/ 28 در سال 1358 به 2/22 در سال 1367 كاهش يافته است. البته طي برنامه اول توسعه، اين شاخص كاهش محسوسي نداشته و تقريباً ثابت مانده است. اما در برنامه دوم از 5/20 در سال 1374 به 4/ 19 در سال 1378 بهبود يافته و در طي برنامه سوم از رقم 1/20 در سال 1379 به 17 در سال 1383 كاهش يافته است. آنچه مسلم است، اين شاخص طي سه برنامه توسعه بعد از انقلاب و همچنين طي دوره 1376 تا 1383 رو به بهبودي بوده و طي دوره ياد شده سالانه به طور متوسط 3 درصد بهبود يافته است. ولي عليرغم روند رو به رشد، اين شاخص در مقايسه بين المللي، از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. كه در ادامه اين گزارش بررسي خواهد شد . به علا وه ، ناگفته نماند كه متوسط درآمد سرانه بعد از انقلا ب به خاطر جنگ و ساير پديده ها كاهش مي يابد.
از ديگر شاخص هاي سنجش رفاه يك جامعه، شاخص رفاه اجتماعي آمارتيا سن(Amartya Sen) است. شاخص رفاه اجتماعي در ايران از رقم 77 در سال 1376 به رقم 80 در سال 1379 و رقم 100 در سال 1382 بهبود يافته است.
همچنين پيش بيني مي شود اين شاخص در سال 1383 با رشدي معادل 8 درصد به رقم 108 افزايش يابد. در مجموع، طي دوره 1376 تا 1383 به استثناي سال 1377 به دليل بحران قيمت نفت، شاخص رفاه اجتماعي به دليل افزايش درآمد سرانه و ثبات نسبي توزيع كلي درآمد، بهبود يافته است، به طوري كه اين شاخص طي دوره ياد شده سالانه 5 درصد رشد داشته است.
مقايسه ارقام هزينه ناخالص خانوار هاي شهري و روستايي نشان مي دهد كه در دوره 1376 تا 1383، متوسط رشد هزينه سالانه خانوار شهري به قيمت هاي جاري معادل 3/21 درصد و براي خانوار روستايي معادل 7/21 درصد بوده است، در حالي كه متوسط رشد هزينه سالانه به قيمت ثابت 1382 براي خانوار شهري معادل 5 درصد و براي خانوار روستايي معادل 3/5 درصد بوده است.
در واقع، اگر مصرف خانوار را تابعي از درآمد او فرض كنيم، طي دوره ياد شده درآمد خانوار ها بيش از تورم افزايش يافته است. همچنين بررسي ارقام متوسط هزينه ناخالص خانوار هاي شهري و روستايي نشان مي دهد كه در مناطق روستايي، سطح زندگي همواره پايين تر از مناطق شهري و در حدود 65 درصد آن بوده است ؛ به اين معني كه اگر خانوار شهري و روستايي با هزينه خود بخواهند يك سبد استاندارد كالا - كه به وسيله شاخص ضمني مصرف مشخص مي شود - را خريداري كنند، آنگاه خانوار روستايي در مقايسه با خانوار شهري فقط مي تواند 65 درصد آن سبد را خريداري كند. اين اختلاف بين هزينه ها كه به نوعي اختلاف درآمد ها را نيز منعكس مي كند، نشان دهنده “اختلاف پايا در شرايط اقتصادي شهر و روستا” است كه مي تواند يكي از دلايل عمده مهاجرت به شهر ها و عدم تعادل هاي منطقه اي محسوب شود.
برای مطالعه ادامه مقاله (ادامه مطلب) را کلیک کنید
ادامه مطلب...
نويسنده: عليرضا تاجريان توصيه اول: جريان اطلاعات را خون زندگي بخش بدانيد توصيه دوم: بازرگاني اينترنت را بشناسيد و به كار گيريد توصيه سوم: دانش و آگاهي را به خدمت انديشه هاي راهبردي درآوريد توصيه چهارم: به عمليات سازمان بينش بيفزاييد توصيه پنجم: در انتظار غير منتظره ها باشيد
اشاره: بيل گيتس ثروتمندترين مرد جهان است که 11 سال متوالي برنده اين عنوان بوده و دارايي او در حدود 51 ميليارد دلار تخمين زده مي شود. گيتس در سن 43 سالگي ثروتمندترين مرد جهان بود. او از سن 20 سالگي تاکنون رئيس شرکت مايکروسافت بوده است که ارزش آن چيزي در حدود 50 بيليون دلار است. گيتس با دگرگوني مايكروسافت و تبديل آن به يك بازيگر مهم در صنعت كامپيوتر و استفاده از جايگاه برتر جديد براي ايجاد بستري جهت رشد خيلي زياد در برنامههاي كاربردي فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گيتس از همان ابتدا و خيلي زود دريافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتيجه برساند، لازم و ضروري است كه يك استاندارد صنعتي ايجاد شود. او همچنين ميدانست كه اگر هركسي زودتر و قبل از همه به آنجا برسد فرصت و شانس مهمتري براي داشتن قدرت در صنعت كامپيوتر خواهد داشت.
ثروت گيتس به اندازه اي است که خارج از درک ما است و اين خود هم مايه رشک ما است و هم کنجکاوي ما را بر مي انگيزاند. اما آنچه مهم مي نمايد شيوه کسب و کار گيتس است که در آن گيتس به مديران هشدار مي دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار مي دهم که حتي اگر تاکنون در صنعت خود بي رقيب هستيد، ممکن است به زودي مورد هجوم بازيگران داد و ستد اينترنتي قرار بگيريد!»
در واقع گيتس پديده قرن بيستم يعني بزرگترين غول کامپيوتري است که طلوع برق آساي وي همراه با شهرت و اقبالش، مويد ظهور يک نظم تجارت جهاني جديد است. گيتس در شيوه كسب و كار خود به مديران توصيه مي كند كه با «الگوي زندگي اينترنتي» آشنا شوند؛ « دستهاي خود را بكار اندازيد! بايستي با پست الكترونيك و ديگر ابزار ديجيتالي كار كنيد و با روش كار آنها خوب آشنا شويد. بايد به چشم ببينيد كه «سايت» اينترنتي رقيبان چگونه است. بايستي خود از كاربران اينترنت گرديد؛ چندين كتاب در اين زمينه بخوانيد و سفر با شبكه جهاني را آغاز كنيد!»
در اين نوشتار برآنيم تا به توصيههاي بيل گيتس براي موفقيت در كسب و كار اشاره کنيم تا با شيوه كسب و كار و رازهاي موفقيت اين غول كامپيوتري آشنا گرديم.
ادامه مطلب...
| |
|
|
سعی کنید مسواک خود را در فاصله زمانی هر مرتبه مصرف، خشک نگه دارید. از درپوش مسواک بهتر است استفاده نکنید زیرا رطوبت مسواک را حفظ می کند و محیط را هر چه بیشتر مستعد رشد باکتری ها می کند. سلامت نیوز: مسواک شما کثیف تر از آن چیزی است که تصور می کنید.آیا تاکنون فکر کرده اید که در مسواک شما چه چیزهایی کمین کرده است. مسواک ها سرشار از انواع میکرب ها هستند. تحقیقات نشان می دهد که یک مسواک بدون درپوش می تواند بیش از 100 میلیون باکتری را در خود جای دهد. اما نگران نباشید. به هر حال دهان ما نیز چندان استریل و عاری از میکرب نیست. صدها میکروارگانیسم در دهان ما هر روز وجود دارد و این مشکل چندان بزرگی نیست. در واقع می توان گفت که مشکل زمانی جدی می شود که تعادل این باکتری ها در دهان به هم می خورد. بهتر است بدانیم که پلاک ها یا همان جرم های روی دندان، باکتری ها هستند و بنابر این با هر مرتبه مسواک زدن این باکتری ها به مسواک منتقل می شود. سوالی که در این رابطه مطرح می شود این است که آیا ممکن است در نتیجه مسواک های آلوده بیمار شد؟ پاسخ چندان روشن نیست، فارغ از این حقیقت که چه تعداد باکتری در دهان ما زندگی می کنند و یا از طریق دهان به مسواک منتقل می شوند باید گفت که دفاع بدن در مقابل این باکتری ها به قدری هست که دچار عفونت ناشی از میکرب های روی مسواک نشوید. خوشبختانه باید گفت که بدن به طور خودکار علیه این باکتری ها مبارزه می کند ، بدون آنکه علامتی از ناراحتی مشخص شود. به همین دلیل ما به درستی خبر از شواهد میکربی روی مسواکی که در دستشویی یا هر جای دیگر قرار می دهیم نیستیم . با این حال بهتر است نکات زیر را رعایت کنید تا از بروز همان مشکلات نادر که در نتیجه آلودگی مسواک است نیز مصون بمانیم. 1- مسواک را دور از محل توالت قرار دهید . در بسیاری از خانه ها دستشویی و توالت در کنار هم تعبیه شده و به عبارتی بسیار نزدیک به هم هستند و در اغلب موارد نیز مسواک در لیوانی کنار کاسه دستشویی قرار می گیرد. هر توالتی گازهای آلوده در هوا پراکنده می کند و این جای تعجب است که چرا مسواک را آن نزدیکی ها قرار می دهید. با این توصیفات تاکید می شود که تا آنجا که امکان دارد مسواک را جایی دور تر از توالت قرار دهید.نکته بعد اینکه بعد از توالت کردن و قبل از مسواک زدن حتما دستان خود را با آب و صابون بشویید. 2- مسواک خود را بعد از هر بار مصرف به دقت شستشو دهید. 3- مسواک خود را خشک نگه دارید . همان طور که می دانید باکتری ها تمایل زیادی به محیط های مرطوب دارند. بنابر این سعی کنید مسواک خود را در فاصله زمانی هر مرتبه مصرف، خشک نگه دارید. از درپوش مسواک بهتر است استفاده نکنید زیرا رطوبت مسواک را حفظ می کند و محیط را هر چه بیشتر مستعد رشد باکتری ها می کند. 4- مسواک خود را مستقیم نگه دارید. قرار دادن مسواک در جایی که مستقیم باشد بهتر است از حالت افتاده آن روی هر سطح . 5- هرگز از مسواک دیگران استفاده نکنید و چنین اجازه ای نیز به دیگران ندهید که بخواهند از مسواک شما استفاده کنند. حتی توصیه می شود که مسواک خود را در مجاورت مسواک دیگری قرار ندهید ، زیرا باکتری ها از یکی به دیگری منتقل می شود. هم اکنون محصولات مختلفی در بازار وجود دارد که مدعی است می تواند مسواک را عاری از باکتری کند . روش هایی که این محصولات دارند به کمک گرما ، اشعه یا اسپری های باکتری کش است و بعضی از مسواک ها نیز گفته می شود که حاوی فرچه ضد رشد باکتری است. شواهد نشان می دهد که بعضی از این راهکارها مفید است و منجر به از بین رفتن باکتری می شود. بنابر این اگر تصمیم گرفته اید که از این محصولات استفاده کنید تاییدیه سازمان غذا و دارو را در این زمینه در نظر بگیرید. همچنین به خاطر داشته باشید که حتی بهترین محصولات نیز به قادر از بین بردن تمام باکتری ها نیستند. بعضی از وب سایت ها پیشنهاد می کنند که مثلا مسواک را در مکروویو قرار دهید تا باکتری ها از بین برود، اما همین عمل ممکن است کاراریی مسواک را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی به ساختمان مسواک آسیب وارد کند. بهترین راهکار ممکن در این رابطه این است که مسواک خود را بعد از مدتی استفاده دور بیاندازید. زمان پیشنهادی در این رابطه هر سه تا چهار ماه یکبار است. و نهایت این که به خاطر داشته باشید که این باکتری ها هستند که موجب بد بویی دهان، پوسیدگی دندان و بیماری های لثه می شوند . بنابر این مسواک زدن و نخ کشیدن به دندان ها را هرگز فراموش نکنید . همچنین شستشوی دهان با مواد شوینده ضد باکتری قبل از مسواک زدن از انتقال باکتری به مسواک ممانعت می کند. گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی فرستاده شده توسط مسعود ترابی نهاد |
یك اتفاق جالب! حتماً این کار را انجام دهید نتیجه جالبی می گیرید:
ابتدا نرم افزار word را باز کنید، سپس شماره هواپیمایی که روز 11 سپتامبر با برج های دو قلوی نیویورک برخورد کرد یعنی Q33NY را وارد کنید . حالا بعد از های لایت کردن، فونت آن را به Wingdings تغییر دهید. چه می بینید؟!؟!
منبع :http://arazsesi.blogfa.com/
گردشگری پردرآمد ترین صنعت جهان
صنعت گردشگری تا پایان دهه آینده در صدر جدول صنایع پردرآمد جهان قرار می گیرد و انتظار می رود بیش از ۴۰ درصد اشتغال جهان را به خود اختصاص دهد. این صنعت با بخش های مختلف اقتصاد به طور مستقیم و غیر مستقیم در تعامل قرار دارد و با داشتن اثرات مثبت عمیق و متقابل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از بخش های حائز اهمیت و مهم به شمار می رود. اگرچه ایران جزو ۱۰ كشور نخست جهان به لحاظ جاذبه های گردشگری است، اما سهم ناچیزی را در جذب گردشگر به خود اختصاص داده است، در حالی كه گزارش های ارائه شده ازسوی سازمان تجارت جهانی (WTO) گویای آن است كه سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی بهترین دوران برای گردشگری بین المللی طی ۲۰ سال گذشته بوده و حل این مسئله از سوی دست اندركاران گردشگری ایران نادیده گرفته شده است.جدای از بحث علل و موانع جذب گردشگران خارجی، نهادینه شدن فرهنگ ایرانگردی میان مردم و مسافران داخلی از جمله دلایل نبود رشد و بالندگی در صنعت گردشگری و هتلداری ایران محسوب می شود.كشورهای پیشرو در این صنعت، علاوه بر اتخاذ راهكارهایی برای رونق صنعت گردشگری در ایام ركود و كاهش مسافرت ها، تدابیری را برای جبران این نقیصه اندیشیده اند كه برگزاری جشن ها و فستیوال های گوناگون، جاذبه های زمستانی، تخفیف های فصلی و ... از جمله این راهكارهاست،
ادامه مطلب...
سرمایه گذاری خارجی وتاثیر آن بر اقتصاد
مقدمه
توسعة اقتصادي نيازمند سرمايه گذاري در بخش ها وفعاليتهاي مختلف اقتصادي است.
بدون سرمايه گذاري در پروژه هاي زير بنايي و روبنايي نمي توان انتظار گسترش اشتغال ، توليد ورفاه اقتصادي را داشت .بنابراين در كنار نيروي انساني فراوان و منابع طبيعي سرشار ، سرمايه نيز لازم است تا با تركيب با ديگر عوامل چرخ توليد را به راه اندازد .
يكي ازمهمترين روشهاي تأمين منابع لازم براي سرمايه گذاري ، پس انداز ملي است.
پس انداز مي تواند از طريق سيستم بانكي يا بازارهاي مالي وارد جريان كار و توليد شود و به صورت فزاينده در آمد ملي را افزايش دهد .
در واقع پس اندازملي بهترين منبع سرمايه گذاري به حساب مي آيد چرا كه بازده آن براي اقتصاد ملي در بالاترين سطح درآمدها ، حجم پس انداز ملي بسيار ناچيز است و پس اندازي هم اگر صورت مي گيرد غالبا به صورت غير اقتصادي است وبه تشكيل سرمايه نمي انجامد . به همين دليل اين كشورها با كمبود منابع مالي براي سرمايه گذاري مواجه هستند .
بسياري از اين كشور ها براي جبران كمبود سرمايه و منابع مالي مورد نياز ، به جلب سرمايه هاي خارجي و مشاركت خارجيان در فعاليتهاي توليدي و صنعتي خود روي آورده اند.
برای مطالعه ادامه مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب...
پادشاه ومرگ
زمانهایی دور پادشاهی در اواخر عمرش پول کلانی دراختیار یکی ازنویسندگان و مورخان معروف کشورش گذاشت که تحقیق کند، هدف اززندگی این مردم چیست و این همه آدم که در طی سالیان دراز آمده اند و رفته اند، در طول زندگی چه چیز به دست آورده اند؟ این مورخ سالها تحقیق کرد و چندین کتاب قطور در این مورد نوشت وتقدیم پادشاه کرد، پادشاه که وقت و حوصله خواندن این همه کتاب را نداشت، دستور داد که کتابها را خلاصه کند.وی 20 جلد کتاب را به 10 جلد کاهش داد. که این هم چندین سال طول کشید، پادشاه هم که پیرتر و کم حوصله تر شده بود گفت که باز هم زیاد است. این مورخ آن را به 5 جلد رساند، بازهم پادشاه حوصله خواندن آن را نداشت و گفت که خلاصه تر کن. بالاخره این نویسنده آن را در یک جلد جمع آوری کرد و زمانی آن تهیه شد که پادشاه در بستر بیماری بود ولحظات آخر عمر خود رامی گذراند.
وقتی که کتاب را دید خطاب به وی گفت که من دیگر دارم ازاین دنیا میروم و نمیتوانم حتی این یک جلد را هم بخوانم، در یک جمله به من بگو که خلاصه آن چیست و مردم چه دستاوردی داشتند؟ نویسنده در پاسخ گفت: اگر بخواهم نتیجه زندگی مردم در طول تاریخ را در یک جمله خلاصه کنم اینکه: مردم آمده اند و رنج کشیده اند و رفته اند.
پادشاه بعدازشنیدن این جمله که سالها در انتظارش بود چشم از جهان فرو بست.
اشتباه فرشتگان
درويشي با اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود، پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: "جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند."و حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:
"با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي، خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند."
آنسوی پنجره
در بيمارستاني، دومرد بيمار در يك اتاق بستري بودند. يكي از بيماران اجازه داشت هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود. اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. آنها ساعتي با يكديگر صحبت مي کردند، از همسر، خانواده، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند.هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي نشست و تمام چيزهايي که بيرون از پنجره مي ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي کرد. بيمار ديگر در اين ساعت با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون، روحي تازه مي گرفت. اين پنجره، رو به پارك بود که درياچه زيبايي داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي کردند و کودکان با قايقهاي تفريحي شان در آب سرگرم بودند. درختهاي کهن، به منظره بيرون، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دوردست ديده مي شد. همان طور که مرد کنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي کرد، هم اتاقيش چشمانش را مي بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي کرد.
روزها و هفته ها سپري شد. يك روز صبح، پرستاري که براي حمام کردن آنها آب آورده بود، جسم بي جان مرد کنار پنجره را ديد که در خواب و با آرامش از دنيا رفته بود. پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد ديگر تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را با رضايت انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد، اتاق را ترك کرد. آن مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد. بالاخره او مي توانست اين دنيا را با چشمان خودش ببيند.
در کمال تعجب، او با يك ديوار مواجه شد. مرد ، پرستار را صدا زد و پرسيد که :"چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي کرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف کند؟". پرستار پاسخ داد : "شايد او خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلاً نابينا بود و حتي نمي توانست ديوار را ببيند".
دروغ وحقیقت
روزي دروغ به حقيقت گفت: "ميل داري باهم به دريا برويم و شنا کنيم؟" حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد.آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند، حقيقت لباسهايش را در آورد تا شنا کند. دروغ حيله گر لباسهاي او راپوشيد و رفت.
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود...
خدای لیلی
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد.
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: "هي!!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟"
مجنون به خود آمد و گفت: "من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم، تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟
با تشکر از آقای مرتضی رحیمی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مرند
لابد می خواهيد بدانيد چرا نام اتومبيل هارا اينطوری انتخاب کرده اند.
خوب دقت کنيد...
TOYOTA : The One You Only Trust Always
HYUNDAI
OPEL : Old People Enjoying Life
FIAT : Failure in Italian Automotive Technology
PORSCHE: Proof Of Rich Spoiled Children Having Everything
KIA : Killed In Accidents
FORD : Fix Or Repair Daily
HONDA : Hanged Over Now Driving Away
BMW : Brings Me Women
VOLVO : Very Old Looking Vehicular Object
Volkswagen GOLF : Girls Only Love Fun -
AUDI : Another Ugly Deutsche Invention
SAAB : Svenska Aeroplan Aktie Bolaget - Swedish Aeroplan Stock Company
PONTIAC : Poor Old Nigger Thinks It`s Cadillac
BUICK : Big Ugly Indestuctible Car Killer
DODGE : Dead Old Dog Going East
SUBARU : Screwed Up Beyond All Repair Usually
LOTUS : Lots Of Trouble Usually Serious
GM (General Motors) : Greatest Mistake
با تشکر از آقای دکتر طموسا
ماتریس مدیریت زمان
شکل زیر ماتریس مدیریت زمان است (برای مشاهده تصویر بزرگ روی عکس کلیک کنید):
- بخش یک: تمام فعالیتهایی که در زمان مشخص باید انجام شوند در این قسمت قرار می گیرند.
- بخش دو:
فعالیتهای مهمی که انجامشان الزامیست اما در زمان کوتاه انجام نمی شوند و بیشتر زمانبندی بلندتری دارند.
-
بخش سه:
فعالیتهایی که خیلی اهمیتی ندارند اما شما نقشی در بوجود آمدنشان ندارید و باید بتوانید مدیریتشان کنید در غیر اینصورت تبدیل به دامی برای از بین بردن زمان شما خواهند شد.
-
بخش چهار:
فعالیتهای بیهوده ایست که خود فرد خودش را درگیر آنها می کند و زمانش را از بین می برد. بخشی از عادات منفی می تواند در این قسمت قرار گیرد
-
منبع: سایت آسان دانلود
نقشه ذهنی اهداف خود را ترسیم کنید!

من همیشه یک دفتر کنار دستم هست و هر آنچه که در روز مربوط به کارم باشد را در آن یادداشت می کنم. این دفتر کمک می کند تا بتوانم هر از چند وقتی تمام خط خطیهایم را مرور کنم و گاهی چیزهایی که فراموش کرده ام را دوباره در آن پیدا کنم. امروز که دفترم را باز کردم بیشتر به کشیدن یک نقشه فکر کردم. نقشه ای از موضوعات مهم برای خودم. این موضوع را هم در ذهنم داشتم که چرا هربار ما اهدافمان را تعریف می کنیم و باز آنها را فراموش می کنیم. همانطور که چیزهایی در دفترم می نوشتم، نقشه ذهنی که اولین روز سال ۸۸ درست کرده بودم را روی لپ تاپم باز کردم و شروع کردم به مرور آن. جالب بود که بسیاری از مواردی را که در آن ترسیم کرده بودم اکنون در حال انجامشان بودم. البته باید اعتراف کنم در بعضی از موارد هم بر عکس آنچه که انتظار داشتم کند پیش رفته و تنبلی کرده بودم. دیدن این اهداف و نوشتن مطالبی در دفترم مرا به نتایجی رساند که آنها با شما به اشتراک می گذارم. این نکات به شما در تعیین اهداف و ایجاد یک نقشه عملیاتی برای دستیابی به آنها کمک خواهد کرد.
نکته یک
مکتوب کردن اهداف یک پیش شرط بی چون و چرا است. تا وقتی اهدافتان یا خواسته هایتان مکتوب نشود سراغ باقی قضایا نروید. مکتوب کردن اهداف می تواند نوشتن آنها در یک دفتر، سررسید، نوشتن روی یک برگ کاغذ و گذاشتنش در کیف پول یا قرار دادن چند تصویر کنار هم و درست کردن تابلویی از خواسته ها (Vision Board) باشد.
حتی ایجاد یک نقشه ذهنی به این موضوع کمک می کند. در هر صورت به هر شکلی که بیشتر باب میل خودتان است اهدافتان را مکتوب کنید.
نکته دو
بعد از نوشتن اهداف مرور مداوم آنها و انجام دادن کارهای مربوط به هر کدام بسیار مهم است. اما باید توجه داشته باشید که این کار برای بار اول همانطور که می خواهید انجام نمی شود. یعنی بار اول که اهدافتان را نوشتید از این موضوع بسیار احساس رضایت خواهید کرد اما بعد از چند روز همه چیز فراموش می شود. مسئله این است که نوشتن اهداف را فراموش نکنید. خود را به این موضوع عادت دهید. حتی اگر اهدافی که بار اول نوشتید را لازم شد با شکلی جدید و مطلوب بازنویسی کنید. برنامه ریزی مثل دارو نیست که تا آن را خوردید اثر کند. برنامه ریزی مثل آموختن یک رشته فنی است که با پیشرفت تجربه و دانش شما، مهارتتان در این موضوع افزایش پیدا می کند. از امروز تا پایان عمر طولانیتان شما درحال کشف راه های جدید برنامه ریزی خواهید بود. پس با یکبار عمل نکردن به برنامه ها نا امید نشوید و نوشتن اهداف را ادامه دهید.
اما چطور یک نقشه ذهنی برای اهدافمان ایجاد کنیم؟ ابتدا مطلب من درباره نقشه ذهنی و کاربردهای آن را مطالعه نمایید سپس نکات زیر را اجرا کنید:
۱٫ مسئله اول این است که در محلی قرار داشته باشید که در آن احساس آرامش می کنید. اتاقتان، دفتر کارتان، کافی شاپ، پارک و یا هرجای دیگر. بعضی ها هستند که در میان شلوغی تمرکز بهتری دارند. اگر از این دسته هستید خودتان را به یک نقطه شلوغ برسانید.
۲٫ نور، دمای هوای، میز و صندلی مناسب بسیار به شما کمک خواهند کرد. پس بهترین شرایط را برای خود ایجاد کنید. می توانید از یک موسیقی بسیار ملایم هم استفاده کنید. به آرامش شما بسیار کمک خواهد کرد.
۳٫ به موضوعات اصلی درباره خودتان فکر کنید. زندگی ما دارای یک بعد نیست. همه ما در طول زندگی خود ابعاد مختلفی را تجربه می کنیم. وقتی به این موضوع فکر می کنید سرفصل های اصلی را در نظر بگیرید. بعنوان مثال این موارد می توانند سرفصلهای اصلی باشند: فعالیتهای هنری، پیشرفت در کار، پیشرفت تحصیلی، خانواده و دوستان و …
۴٫ بعد از تعیین سرفصلهای اصلی هر کدام از این شاخه ها را گسترش دهید و دقیقا بنویسید که در هر شاخه به چه مواردی می خواهید دست پیدا کنید. ممکن است هرکدام از مواردی که می نویسید برای موارد دیگر لازم و ملزوم باشند. ایرادی ندارد موارد تکراری را زیر شاخه های مختلف بنویسید. اینطور متوجه خواهید شد که با یک تیر ممکن است چند نشان بزنید. شاخه ها را تا آنجا که ممکن است ادامه دهید تا به جزییات فعالیتها برسید. مثلا در سرفصل هنر علاقه شما موسیقی است. می خواهید ستار بزنید. برای نواختن ستار باید ساز بخرید. هفته ای یک روز در کلاس شرکت کنید و زمان تمرین آزاد کنید. برای موارد دیگر نیز هرآنچه لازم است بنویسید.
۵٫ بعد از تکمیل نقشه، برای هر سرفصل و موضوع یک جدول با چهار بخش ایجاد کنید. این چهار بخش باید شامل لیست تواناییها، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها باشد. سپس خوب فکر کنید و این چهار بخش را پر کنید. چطور می توانید در کاری موفق شوید بدون اینکه از تواناییها و نقاط ضعف خود آگاه باشید و یا موقعیتها و تهدیدها را نشناسید. شما در حالت عادی هیچگاه چشم بسته از خیابان رد نمی شوید. این جدول برای برنامه ریزی رسیدن به اهداف، به شما کمک می کند. این نوع تحلیل را تحلیل SWOT که سرنام (Strengths, Weaknesses, Opportunities, Threats) است می نامند. جدول زیر یک نمونه از تحلیل SWOT است.

اکنون شما دارای یک نقشه کامل از اهدافتان هستنید. می توانید این نقشه را به هر شکل که دلتان می خواد دربیاورید و هرکجا که دوست دارید آن را قرار دهید. مکتوب کردن آنچه که می خواهید به همراه تحلیل SWOT برای اهداف مختلف به شما این امکان را می دهد تا با دانش کامل در مورد اهدافتان اقدام کنید. در بسیاری از موارد ما می دانیم چه می خواهیم اما نمی دانیم که چطور باید اقدام کنیم. تحلیل SWOT در تصمیم گیری و تعیین نقطه شروع به شما کمک بزرگی خواهد کرد.
از موارد مهم دیگر زمانبندی اهداف است. شما باید بدانید که به چه هدفی تا چه زمانی می خواهید دست پیدا کنید. باز گذاشتن اهداف معنی این جمله را می دهد: “حالا وقت هست انجامش می دم.” و شما هیچگاه کار مورد نظر را انجام نخواهید داد. اما باید این نکته را در نظر بگیرید که زمانبندی مشکل ترین کار این قسمت است. برای اینکه بتوانید زمانبندی کنید ابتدا زمان را برای سرفصلها و اهداف اصلی و با توجه به اولویت مد نظرتان تعیین کنید. این زمانبندی می تواند دستیابی به یک هدف تا مثلا پنج سال آینده باشد. سپس با توجه به تحلیل SWOT یک نقشه حرکتی و با در نظر گرفتن اولویت ایجاد کنید و هرکدام از کارهای مربوط به هدف اصلی را طوری زمانبندی کنید که مدتش از هدف اصلی بیشتر نشود. بدون شک این زمانبندی بهترین و دقیق ترین نخواهد بود و شما با پیشرفت کارها باید مدام آن را مرور و اصلاح نمایید.
برای انجام تمام این کارها می توانید از ابزارها و نرم افزارهای مختلف استفاده کنید. با اینکه کامپیوتر حرفه من است اما خودم در چنین مواردی با خودکار و کاغد و همان دفترم احساس راحتی بیشتری می کنم.
در صورتیکه می خواهید درباره Vision Board بیشتر بدانید مطلب چشم انداز زندگی، آینه اهداف را در سایت پورعلی.نت بخوانید.
منبع: سایت آسان دانلود
۷ نکته کاربردی در مدیریت زمان
۱- فعالیتهایتان را ثبت کنید
در تمام راهکارهای مدیریت زمان ثبت کردن فعالیتها اولین کاری است که باید انجام داد. این ثبت کردن می تونه به هر شکلی و با استفاده از هر ابزاری باشه. شما می تونید فعالیتهایتان را در یک دفتر ثبت کنید و یا در نرم افزارهایی مثل Outlook، Google Tasks و یا ابزارهای مشابه کارهایتان را ثبت کنید. اما نوشتن فعالیتهاو گذاشتنشان جلوی چشمتان باعث می شود که بدانید دقیقا چه کاری باید انجام دهید و کاری را فراموش نخواهید کرد.
۲- اولویتها را تعیین کنید
تعیین اولویتها یکی دیگر از موارد مهمی است که در بیشتر راهکارهای مدیریت زمان به آن اشاره شده. تعیین اولویتها به شما یک نظم کاری خواهد داد. درباره تعیین اولویتها در مطلب بعدی یک راهکار عملی معرفی خواهم کرد.
۳- زمانهای موثر خود را بشناسید
منظورم دقیقا از زمان موثر چیست؟ برای هر کسی اتفاق می افته که در ساعاتی از روز پرانرژی تر و با انگیزه تر از دیگر ساعات روز باشد. بعنوان مثال بعضی ها صبح تا قبل از ظهر موثر تر هستند و بعضی ها بعد از ظهر ها. شناختن این زمان به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید بهتر تشخیص دهید که زمان مناسب چه فعالیتی چه موقعی خواهد بود.
۴- میزان زمان هر فعالیت را تخمین بزنید
برآورد زمانی برای هر فعالیت می تواند کمک کند تا تخمین بزنید فعالیتهایتان چع میزان از ساعات روز را به خود اختصاص خواهد داد. این کار می تواند در مدیریت کارهای برنامه ریزی نشده نیز به شما کمک کند. فعالیتها برنامه ریزی نشده بخشی از اتفاقات روز هستند که آگاهی از میزان زمانی که روزانه در اختیار دارید می تواند به برنامه ریزی بهتر برای آنها نیز کمک کند.
۵- فعالیتهای برنامه ریزی نشده را مدیریت کنید
وقتی اتفاق پیش بینی نشده ای رخ می دهد اول درجه اهمیت آن را بررسی کنید. سعی کنید به راه حلها فکر کنید. گاهی باید به چنین کارهایی “نه” گفت و گاهی می توان این کارها را به شخص دیگری واگذار کرد و از کمک دیگران استفاده کرد.
۶- با خودتان ملاقات کنید
در طول روز از طریق ایمیل، تلفن، جلسات حضوری با افراد مختلف برخورد می کنیم. بهتر است زمانی را برای خودتان کنار بگذارید. خودتان از از دنیای آنلاین و برخوردها را جدا کنید و فعالیتهایتان را بازنگری کنید.
۷- توان تمرکز خود را بالا ببرید
مهارت در کنترل تمرکز می تواند نقش مهمی در مدیریت فعالیتهایتان داشته باشد. برای کنترل تمرکز باید عواملی را که باعث از دست رفتن تمرکز می شود شناخت.
منبع:سایت آسان دانلود
|
رئیس کل بانک مرکزی با گذشت شش ماه از خبر قطعی شدن حذف سه صفر از پول ملی آنرا منتفی اعلام کرد. اما گویا مسئولان دولت باردیگربا هم به تفاهم نرسیده و با انتشار اخباری متفاوت بر سر یک موضوع واحد تفاوت دیدگاه های خود را رسانه ای کردند. آقای دکتر شمس الدین حسینی، وزیر اقتصاد و دارایی روز گذشته در حاشیه نشست هیات دولت در جمع خبرنگاران در شرایطی که رئیس کل بانک مرکزی در همان جمع از منتفی شدن حذف صفرهای پول ملی خبر داده بود. درباره آخرین تصمیمات گرفته شده در این خصوص گفت: با توجه به اینکه ساختار شاخص قیمتها طی سالهای گذشته چند برابر افزایش یافته و واحد پولی اصلاح نشده است لذا این موضوع همچنان در دستور کار کارگروه پولی و بانکی طرح تحول اقتصادی قراردارد.اصلاح واحد پولی یکی از پروژههای این کارگروه است اما اینکه سه صفر یا چهار صفر حذف شود تصمیم قطعی گرفته نشده و حذف تعداد صفر بستگی به جمع بندی کارگروه دارد. وزیر اقتصاد تاکید کرد: با این حال تصمیم دولت بر این است که زمانی سه صفر از واحد پول ملی حذف شود که آرامش در شاخصها بوجود آمده باشد. این در حالی است که پیش از این رئیس کل بانک مرکزی در نشست خبری اخیر خود نیز از اختلاف نظر خود با وزیر اقتصاد سخنگوی دوم دولت (سخنگوی اقتصادی دولت ) در حواشی گفته های خود سخنانی ایراد کرده بود. وقتی که یکی از خبرنگاران از تفاوت تورم اعلامی بهمنی با آنچه که از سوی وزیر اقتصاد اعلام شده بودپرسید، رئیس کل با تکذیب هر آنچه غیر از بانک مرکزی در خصوص مسائل پولی منتشر شده است، استارت رسانه ای شدن تفاوت دیدگاهها را زد. حذف صفرهای پول ملی بار دیگر ناکام ماند
|
هر شب یک دعا !!!
زن کشاورزی بیمار شد، کشاورز به سراغ یک راهب بودایی رفت و از او خواست برای همسرش دعا کند. راهب دست به دعا بر داشت و از خدا خواست همه بیماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت :
" صبر کنید! از شما خواستم برای همسرم دعا کنید و شما دارید برای همه بیماران دعا می کنید! "
راهب گفت : "من دارم برای همسرت دعا می کنم."
کشاورز گفت:
" اما برای همه دعا کردید، با این دعا، ممکن است حال همسایه ام که مریض است، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمی آید. "
راهب گفت :
" تو چیزی از درمان نمی دانی، وقتی برای همه دعا می کنم دعاهای خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند، متحد می کنم، وقتی این دعاها با هم متحد شوند، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود.
دعا های جدا جدا و منفرد، نیروی چندانی ندارد و به جایی نمی رسد
گران ترین غذاهای جهان
سبک زندگی افراد پولدار و مشهور همیشه برای مردم جالب توجه بوده است. اما آیا با گران ترین مواد غذایی جهان که این افراد نوش جان می کنند آشنایی دارید؟
1. زعفران یکی از گران ترین اقلام غذایی جهان است. برای تهیه نیم کیلو زعفران باید از 50 تا 70 هزار گل زعفران استفاده کرد، یعنی حدوداً یک زمین فوتبال گل! قیمت خرده فروشی زعفران در جهان بسته به نوع از 1100 تا 11000 دلار به ازاء هر کیلوگرم متغیر است. زعفران در ایران هم قیمت بالایی دارد. سایت زعفران را ببینید. قیمت هر کیلو زعفران از دو میلیون تومان تجاوز می کند.
2. گران ترین خاویار جهان نوع سیاه نیست، بلکه خاویار الماس ایرانی است! خاویار بلوگا از ماهی های صد ساله گرفته می شود و ترکیبات و ماهیت آن عملاً 120 میلیون سال است که تغییری نداشته است. برای خرید این خاویار اشرافی باید 5000 دلار یا بیشتر برای هر کیلو پرداخت کنید.
3. گران ترین قارچ دنیا ترافل سفید است. این قارچ که در اصل متعلق به مناطق شمالی ایتالیاست به 12 سانتی متر قطر و نیم کیلو وزن می رسد. قیمت ترافل سفید به 4500 دلار به ازاء هر کیلوگرم می رسد.
4. گران ترین سیب زمینی جهان “لا بانت” فرانسوی است. هر سال فقط 100 تن از این سیب زمینی در یکی از جزایر فرانسه برداشت می شود. برای کشت این سیب زمینی فقط از کودی مخصوص که از خزه دریایی تهیه شده استفاده می شود. قیمت هر کیلوگرم این سیب زمینی به 1000 دلار می رسد.
5. گران ترین گوشت جهان از گاوهای نژاد واگیو گرفته می شود. برای تغذیه این گاوهای ژاپنی از بهترین علف ها استفاده می شود. یک تکه فیله دویست گرمی بیش از 100 دلار قیمت دارد.
6. گران ترین ساندویچ جهان در کلوب اسن یا اسن پرمیوم کلوب سرو می شود. این ساندویچ سه طبقه از بهترین گوشت مرغ، ژامبون، تخم بلدرچین و ترافل سفید تهیه می شود. قیمت هر عدد این ساندویچ 200 دلار است.
7. گران ترین پیتزای جهان در ایتالیا به قیمت 8300 یورو فروخته می شود. در آن از خاویار و لابستر استفاده شده و قطر پیتزا 20 سانتی متر است.
8. گران ترین املت جهان در رستوران لو پارکر مریدین شهر نیویورک سرو می شود. این املت 1000 دلاری از 10 اونس خاویار سورگا، یک لابستر کامل و شش تخم مرغ تشکیل شده است.
9. گران ترین دسر جهان که در رستوران سرندیپیتی 3 مانهتن سرو می شود 1000 دلار قیمت دارد. پنج اسکوب بستنی وانیلی، وانیل ماداگاسکار، آمدی پروسلینا (یکی از گران ترین شکلات های جهان) و طلا، بله طلای خوراکی در آن وجود دارد.
10. گران ترین و خوشمزه ترین شکلات جهان شوکوپولیه نام دارد. 2600 دلار باید برای هر نیم کیلوی آن پرداخت کنید.
11. بهترین و گران ترین قهوه جهان کوپی لواک نام دارد. این قهوه در جزیره سوماترا (اندونزی) تهیه می شود و نرخ تولید سالیانه آن تنها 500 دانه قهوه است. قیمت هر نیم کیلوی آن از 300 دلار تجاوز می کند.
12. گران ترین چای حال حاضر دنیا یک نوع چای بسیار نادر چینی به نام تیگوانین است که هر کیلوگرم آن 3000 دلار به فروش می رسد (یعنی حدود 15 دلار برای هر فنجان).
13. گران ترین چای کیسه ای جهان توسط شرکت پی جی تهیه می شود. این شرکت برای بزرگداشت 75 امین سال تاسیس خود یک کیسه چای را با 280 الماس تزیین کرد. در نتیجه قیمت یک فنجان این چای از 7500 پوند انگلیس فراتر می رود.
با تشکر فراوان از آقای مهندس کاظمی از موسسه آموزش عالی الغدیر
نو بهار آمد و گل سرزده ، چون عارض یار
ای گل تازه ، مبارک به تو این تازه بهار

با نگاری چو گل تازه ، روان شو به چمن
که چمن شد ز گل تازه ، چو رخسار نگار

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر
کز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزار
زلف سنبل ، شده از باد بهاری درهم
چشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار

چمن از لالهٔ نو رسته بود، چون رخ دوست
گلبن از غنچهٔ سیراب بود ،چون لب یار

روز عید آمد و هنگام بهار است امروز
بوسه دهای گل نورسته، که عید است و بهار

گل من ، سر مکش از عاشقی و بوس و کنار

گر دل خلق بود خوش ، که بهار آمد و گل
نو بهار منی ای لاله رخ گل رخسار

خلق گیرند ز هم عیدی اگر موقع عید
جای عیدی، تو به من بوسه دهای لاله عذار

به امید بهاری زیبا و شاد

در کنار دوستان واقعی

سرسبزترين بهار تقديم تو باد
آواز خوش هزار تقديم تو باد
گويند که لحظه ايست روئيدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد
شخصيت خود را محك بزنید
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید..
حاضرید؟
پس شروع کنید:
1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف- صبح،
ب - عصر و غروب،
ج - شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج - آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د - آهسته و سربه زیر،
ه - خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب - چهارزانو،
ج - پاى صاف و دراز به بیرون،
د - یک پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب - خنده، اما نه بلند،
ج - با پوزخند کوچک،
د - لبخند بزرگ،
ه - لبخند کوچک
۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف- از جایى مى افتید.
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه - اصلاً خواب نمى بینید.
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید
امتیازات
سؤال اول:
الف(۲)، ب (۴)، ج (۶)
سؤال دوم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱)
سؤال سوم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶)
سؤال چهارم:
الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱)
سؤال پنجم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم:
الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)
سؤال هفتم:
الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)
سؤال هشتم:
الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)
سؤال نهم:
الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)
سؤال دهم:
الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)
خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.
نتیجه گیرى
اگر شما بالاى ۶۰ است:
دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید:
بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:
به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.
اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد:
بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
از ۲۱ تا ۳۰ :
در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.
و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:
دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
الفبای زندگی ...
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزكیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش كارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شكست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداكاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك
ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
یاد من باشد ...
یاد من باشد که فــردا دم صبح
به نسیم از سر مهــر سلامی بدهم
و به انگشــت نخی خواهم بست
که فراموش نگردد فــــــردا
با همه تلخی و نـــاکامی ها
زنـــدگی شیرین است!
و به شکرانه دیدار نسیم هر صبح
زنــدگی باید کرد ...
برچسبها: تازه های اقتصادی, اقتصادی, علمی اجنماعی فرهنگی و ورزشی در اقتصاد مرند, احمد عاقلی مرند
.jpg)
از همین الان افکار منفی رو دور بریزیم
.jpg)
مثبت اندیشی به ما كمك می كند كه بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار،
گفتار، كار و زندگی خود ایجاد كنیم
چیزی كه نحوه زندگی انسانها را مشخص میكند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.
سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما میآید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است كه او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی میبرد. هر اتفاقی كه در زندگی ما پیش میآید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند.پس هرامری میتواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناكامیو ناراحتی ما شود.
مثبت اندیشی به ما كمك میكند كه بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، كار و زندگی خود ایجاد كنیم .
كلمات نیز تأثیر بسیاری بر افكار و احساسات ما میگذارند. كلمات میتواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال كند. پس دقت كنید كلماتتان را در جهت مثبت و زیبا كردن افكار و احساساتتان به كار ببرید.
به كاربردن واژه ها و عبارات تأكیدی مثبت در زیباتر شدن افكار و اعمال ما و بهبود كیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی میشود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم میرسم.»
هیچگاه مشكلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نكنید. این فكر كه دنیا سرشار از مشكل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به كار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب میشود.
نحوه اظهار نظر كردن در مورد دیگران و كارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی كنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نكنید. ابتدا در مورد آن فكر كنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح كنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.
در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند كه با افكار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی كنید تا حد امكان با چنین افرادی همنشین نشوید.
بسیاری از مردم افكار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها میدهند.حتی در صحبتهایشان با یكدیگر مدام از سختیهای كارشان، كم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله میكنند و همین امر تأثیر منفی بر فكر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان میشود.
مطمئن باشید كه اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند.سعی كنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و كارتان برای دیگران صحبت كنید.زیرا شنیدن آنها میتواند برای دیگران هم جالب باشد.
به نظر شما بهتر نیست كه ما به جای اینكه فقط به مشكلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیكاری و هزاران فكر منفی دیگر تمركز كنیم، به اینكه در زندگیمان بسیاری از اوقات كارها درست و خوب پیش میروند فكر كنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شكایت از زندگی و كار، هر جا كه هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت كنیم؟
ممكن است شما در آخرین سفرتان از اینكه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همكارانتان تعریف كنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف كرده اید؟
وقتی از شما میپرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی میدهید؟ آیا جواب میدهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا میگویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شكر همه چیز بر وفق مراد بود.»
اگر به تمام لحظات زندگیمان فكر كرده و آنها را مروركنیم،میبینیم كه در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است.پس چرا به جای فكر كردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فكر كنیم؟
فراموش نكنید كه افكار منفی میتواند یك روز سفید را خاكستری نشان دهد و افكار مثبت حتی یك روز خاكستری را زیبا و سفید میكند.
به طوركلی مثبت اندیشی و افكار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت میكند. شما میبایست سعی كنید به جای اینكه اجازه دهید افكار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف كند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افكار مثبت را به دیگران منتقل كنید و به آنها بیاموزید كه افكار منفی شان را كنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش كنند. با این كار شما میتوانید هم به اطرافیان خود كمك كرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت كنید.
هرگاه حادثه ناراحت كننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینكه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیك گرفته و به این فكر كنید كه قطعا" راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و میبایست آن راه را بیابید.
سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان میكند:
«خدا گر به حكمت ببندد دری
به رحمت گشاید در دیگری»
به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد میكنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست كه شما باید وارد كار جدید و بهتری شوید و فراموش نكنید كه در هر امری حتی به ظاهر ناراحت كننده، جایی برای خوشحالی و موفقیت وجود دارد.
نوع نگرش و تفكرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او میباشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.
خوش بینی نیز میبایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد كوركورانه به هر كسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلا" در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در كنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما كمك میكند كه جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در كاری سرمایه گذاری كنید بهتر است، 70% با دید خوشبینانه و 30% با دید نقادانه جلو بروید و در مورد آن كار تفكر و بررسی كرده و سپس تصمیم گرفته و اقدام كنید
هر سال که میگذرد
يک سال به عمرم اضافه می شود
يا يک سال از عمرم کم می شود!
گاندی
با تشکر از آقای پیمان قربانی
اقتصاد دولت احمدی نژاد زیگزاگ زیادی دارد
مطهره شفیعی
قرار بود گفت وگو با یکی از معدود اعضای کارگزاران که اکنون به دور از تنش ها و جنجال های سیاسی روزگار می گذراند باشد که با توجه به سابقه فعالیت های اقتصادی اسحاق جهانگیری، این مصاحبه به سمت گفت وگو در باب شرایط اقتصادی ایران با توجه به تاثیر آن در سیاست رفت. البته او در نیمه دوم مصاحبه به سوالات سیاسی هم پاسخ داد اما کوتاه و با رعایت جوانب احتیاط.
---
- از لحاظ اقتصادی انتقادات زیادی به سیاست های دولت نهم و ده ماهه دولت دهم وارد دانسته می شود. تحلیل شما به عنوان فردی که در این عرصه حضور دارید، از شرایط اقتصادی جامعه در این دوران به ویژه در دولت نهم چیست؟
من فکر می کنم مهم ترین ضعف دولت اول احمدی نژاد این بود که برنامه مدون و مشخصی را که با پشتوانه مجالس ششم و هفتم تصویب شد با پیش فرض ناصحیحی مبنی بر اینکه برنامه مذکور حاصل تفکر غرب گرایانه است، کنار گذاشت. این در حالی بود که هیچ برنامه جایگزینی هم برای آن پیش بینی نشده بود. اینکه اقتصاد کشور در حال حاضر به چه سمتی می رود و چه هدفی را نشانه گرفته، نامشخص است؛ زمانی که اقتصاد نداند به کجا قرار است برود، همانند کشتی ای می ماند که ناخدای آن نمی داند مقصدش کجاست و در میان توفان ها و بادها این کشتی به صورت سرگردان به هر طرفی می رود لذا ممکن است از مقصد اصلی فرسنگ ها دور شود. بنده در سال 76 و زمانی که تعبیر می شد دولت بسیار پرکار است گفتم که پرکار و زحمت کش بودن دولت صحیح است و این دولت برای امور کشور وقت زیادی صرف می کند اما آن را به دونده ای تشبیه کردم که بسیار باانرژی می دود ولی به سمت دیگری در حرکت است یعنی همه می بینند که دونده با توان و تلاش می دود و سرعت می گیرد اما نه به سمتی که باید برود، در حرکت است بلکه به سمت دیگری می رود. در اقتصاد ایران هم همین اتفاق رخ داده است. عدم وجود رویکرد مشخص در اقتصاد ایران شرایطی را پدید آورد که حتی برخی اصولگرایان تعبیر بدون قطب نما بودن اقتصاد ایران را به کار بردند.
- علت اصلی پدید آمدن این شرایط در سال های اخیر را چه می دانید؟ یک شخص مقصر است یا مجموع سیاست های اتخاذ شده؟
نداشتن متولی در اقتصاد و نداشتن رویکرد مشخص به این دلیل بود که رئیس دولت تصور می کرد می تواند با منابع عظیمی که در اختیار دارد، تصمیمات بزرگ بگیرد و معضلات جدی در نظام را مرتفع گرداند و همچنین جایگاه جمهوری اسلامی و دولت را در بین مردم تقویت کند اما نتیجه آن شد که با تصمیم گیری های شتابزده و غیرکارشناسی در اقتصاد مواجه شدیم. به عنوان مثال در برنامه گفته شده بود که در سال های 84 و 85 نباید بیش از 15 میلیارد دلار بیشتر از درآمد نفتی هزینه شود و بقیه آن باید به حساب ذخیره ارزی ریخته شود اما در شش ماهه دوم که دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار آمد، چهار متمم یا اصلاحیه برای بودجه برده شد و اجازه خواست که بیش از 12 میلیارد دلار از منابع نفتی هزینه کند و در سال 85 هم این گام را بلندتر برداشتند. نتیجه این موارد سبب شد دولت در سال 86 با تورم و واردات جدی روبه رو شود، تولید کشور با مشکل مواجه و اشتغال در ایران به بحران نزدیک شد. مهم ترین اشکالی که در این عرصه به آقای احمدی نژاد در دولت نهم وارد است را می توان اینگونه خلاصه کرد که متاسفانه مشخص نبود به کجا می خواهند بروند لذا تصمیم گیری ها به صورت مقطعی، شتابزده و... بود که بعضاً همدیگر را خنثی می کردند.
- برخی معتقدند سیاست های دولت نهم هم راست گرایانه و هم چپ گرایانه بود. تا چه حد به این مساله اعتقاد دارید. از سویی تا چه حد به آزادسازی اقتصاد در دولت آقای احمدی نژاد قائل هستید؟
زیگ زاگ های زیادی را در اقتصاد دولت آقای احمدی نژاد می توان مشاهده کرد. به عنوان مثال مجلس هفتم تصویب می کند که قیمت گازوئیل از لیتری 16 تومان به لیتری 30 تومان برسد چرا که با توجه به قیمت بالای گازوئیل در بازار جهانی، این 16 تومان حتی به قیمت حمل گازوئیل به پمپ بنزین ها هم نمی رسید لذا مجلس قبول کرد در شرایطی که دولت حاضر به این افزایش نیست، از خود هزینه و افزایش قیمت گازوئیل را تصویب کند اما عکس العمل آقای احمدی نژاد چه بود؟ ایشان بلافاصله به تلویزیون رفت و در باب مخالفت با این تصمیم دولت صحبت کرد و لایحه دوفوریتی به مجلس برد تا قیمت گازوئیل
به 16 تومان برگردد. مجلس در مورد دیگری نرخ بنزین 80 تومانی را 100 تومان کرد اما باز هم آقای احمدی نژاد به تلویزیون رفت و از مجلس اصولگرای هفتم که حامی دولت بود برای چنین تصمیمی ایراد گرفت. اکنون همین شخص پس از گذشت چهار سال می گوید یارانه تمام کالاها باید حذف شود و به قیمت بین المللی برسیم. بحث دیگر بر سر گازوئیل 16 تومانی نیست و اکنون این 16 تومان باید به حدود 600 تومان برسد و بنزین را با نرخ 600 تا 700 تومان خریداری کنیم. نان هم دارای رقم نجومی دیگری می شود.
- به هر حال آقای احمدی نژاد موافق سیاست های آزاد است اما در دولت های آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی نتوانستند آزادسازی را به مرحله اجرا دربیاورند.
باید بپذیریم که اقتصاد زمان جنگ یک اقتصاد کنترل شده دولتی بود حتی در کشورهای غربی هم الگوی اقتصاد در زمان جنگ، به همین منوال است و اقتصاد بر مبنای نیازهای جنگ طراحی می شود. پس از جنگ، حرکت های دولت از برنامه اول به سمت آزاد سازی اقتصاد رفت. زمانی که آقای هاشمی در سال 68 رئیس جمهور شد، دولت در تمام ابعاد اقتصادی و تولیدی حرف اول را می زد. آن زمان از کارخانه تولید دستمال کاغذی تا کارخانه تولید فولاد در کشور داشتیم؛ از ارز هفت تومانی تا ارز 140 تومانی در کشور وجود داشت. این حرکت آزادسازی از آن زمان شروع شد. در زمان دولت آقای هاشمی مقرر شد کارخانه هایی که مغایرتی با قانون اساسی ندارند را واگذار کند و تا جایی پیش رفت که مهم ترین جراحی که باید انجام می گرفت نزدیک شدن قیمت ارز به قیمت واقعی بود که دولت در این زمینه موفق عمل کرد. یارانه انرژی بدان معناست که بنزین یک قیمت واقعی دارد
و یک قیمت که ما آن را می فروشیم. تفاوت میان این دو قیمت را یارانه انرژی می گویند. این جراحی ها در دوره های گذشته انجام شد. هنوز اقتصاددانان کشور معتقدند انرژی مزیت اقتصادی ایران است که نباید از ما گرفته شود. اگر قرار باشد این مزیت از اقتصاد ایران گرفته شود، معلوم نیست سرمایه گذار، ایران را انتخاب کند. زمانی ایران را انتخاب می کند که بگوید در آنجا انرژی ارزان تر از ترکیه است. فکر می کنم اینکه گفته می شود دولت های گذشته نتوانستند اقتصاد آزاد را اجرا کنند یک شوخی است لذا دلیلی ندارد که دولت های قبلی بخواهند به این شوخی پاسخ دهند. ما امیدواریم این دولت بتواند آن را اجرا کند زیرا موضوعی ملی است و همه باید در اجرای آن تلاش کنند. هرکس که دلسوز کشور است، وقتی می بیند که کسی می خواهد کار مهمی را انجام دهد و برای اجرای این کار مهم به دنبال همراه کردن افراد زیادی با خود است و برای رسیدن به این هدف به ضربه زدن به قدیمی ها می پردازد، مشکلی وجود ندارد. اگر نتیجه این حرف که دولت های قبلی نتوانستند کاری کنند یا توانستند و نکردند، این باشد که دولت فعلی در اجرای این کار مهم، افراد زیادی را با خود همراه می کند، کسی نباید ناراحت شود و به دنبال پاسخ دادن باشد اما اگر نتیجه گفتن این حرف ها این باشد که همه محسنات گذشته از بین برود، اگر اکنون هم جوابی به آنها داده نشود، در آینده پاسخ این اظهارات خود را خواهند گرفت.
- به نظر می رسد حذف یارانه ها در آینده دولت را با چالش مواجه خواهد کرد که اقتصاددانانی مانند راغفر هم به آن تاکید داشتند. شما هم با این موضوع که حذف یارانه ها شکاف عمیقی در جامعه پدید می آورد، موافق هستید؟
از سویی برخی نسبت به انرژی حساسیت دارند و همین حساسیت سبب شد این فاصله قیمتی
به ویژه پس از بالا رفتن قیمت نفت، تبدیل به شکاف عمیقی شود. زمانی نفت 20 دلار و بنزین 80 تومان بود. تفاوت نرخ بنزین آزاد با قیمت هایی که افزایش داده بودیم زیاد نبود اما اکنون قیمت بین المللی بنزین 700 تومان است. فاصله بین 80 تومان با 600 یا 700 تومان بسیار زیاد است. این شکاف عمیق می تواند به دره عمیقی تبدیل شود که اگر به موقع پر نشود، می تواند مشکل ساز شود اما اگر مدیریت شود، می تواند مشکلات کشور را حل کند لذا در دوره های گذشته هر سال شاهد یک افزایش قیمت معناداری در حامل های انرژی بودیم اما مجلس هفتم اشتباه تاریخی بزرگی را مرتکب شد و با کار سیاسی این روند را متوقف کرد. اگر این مجلس اجازه می داد که برنامه چهارم اجرا شود، این دعواها نبود.
- یعنی شما با اصل کار آزاد سازی و هدفمند کردن یارانه ها موافق هستید؟
نه تنها موافقم بلکه مطمئن هستم که دیگر امکان عدم اجرا وجود ندارد. یکسری عدم تعادل هایی وجود دارد که به نقطه پیک خود رسیده است. اکنون میزان تولید انرژی به میزان مصرف در حال تبدیل شدن به شکاف عمیقی است. این میزان مصرف انرژی قابل دوام نیست. دیگری عدم تعادل در بودجه دولت است. تنها منبع بودجه دولت نفت است. هر چه مصرف انرژی در کشور زیاد شود، از منابع درآمدی دولت کسر خواهد شد که نتیجه آن کسری بودجه و شکاف های دیگر است. اکنون به دلیل عدم تعادل هایی که در انرژی، تراز پرداخته های کشور و بودجه به وجود آمده است الزاماً هدفمند کردن یارانه ها باید اجرا شود.
- شما به عنوان فردی که این نگرانی ها را دارید و از نخبگان کشور هم محسوب می شوید، چطور می خواهید بر ضعف ارتباط با توده غلبه و استدلالات خود را به مردم منتقل کنید؟
در کشوری مانند ایران که انتخابات مساله مهم و تعیین کننده است باید به این سمت برویم که برای نهادینه کردن موضوع انتخابات و وجود دموکراسی در کشور کارهای جدی صورت گیرد. راه نهادینه کردن دموکراسی هم تقویت احزاب است. زمانی که افراد بدون اتکا به احزاب و با موج سازی در انتخابات پیروز می شوند، مشکلات جدی برای اداره کشور پیش خواهد آمد زیرا هیچ کس پاسخگو نیست. اما احزاب نمی توانند از حرف هایی که می زنند فرار کنند زیرا هر حزب دارای چارچوب های خود است و اگر به تعهدات و وعده هایش عمل نکند، مردم در دور بعدی انتخابات نگاه دیگری به آن حزب خواهند داشت. اکنون فردی با افتخار به اینکه عضو هیچ حزبی نیست، با شعارهایی که می دهد، در انتخابات پیروز می شود که این شعارها یا اجرا نمی شود یا شکست می خورد و در دور بعد هم فردی از همان گروه با شعارهای دیگر به عرصه انتخابات وارد می شود اما هیچ کس پاسخگو نیست. فرض کنیم مردم روی مفاسد حساس می شوند لذا می دانند به عنوان شعار باید مبارزه با مفاسد را مطرح کنند اما بعد از چهار سال که از آنها پرسیده می شود با مفاسد چه کردید برگ دیگری را رو می کنند. لذا تا زمانی که احزاب تقویت نشوند و موقعیت خود را در جامعه جا نیندازند، کشور با مشکلاتی مواجه خواهد شد.
- اما اکنون در احزاب اصلاح طلب یا پلمب شده یا تمایلی به فعالیت ندارند.
برخی احزاب اصلاح طلب به دلیل هزینه سنگین کار سیاسی فعال نیستند چرا که امروز ورود به احزاب اصلاح طلب پرهزینه است و برخی نمی خواهند این هزینه را پرداخت کنند لذا ترجیح می دهند حزبشان فعال نباشد، حزب جدید تاسیس نکنند و اگر عضو حزبی هستند، علنی نکنند. در این شرایط مدیریت کشور باید فضا را اصلاح کند تا افراد و نیروهای جوان احساس نکنند کار سیاسی کار پرهزینه ای است.
- وظیفه اصلاح طلبان در این مقطع که اکثر احزاب آنها فعال نیستند، چیست؟
آنها باید به آسیب شناسی جدی از حرکات خود بپردازند. در آسیب شناسی زمانی که بر سر کار بودند به دنبال اشکالات خود بگردند و ببینند که چرا ارتباط شان با توده مردم کم بود. اصلاح طلبان باید به آسیب شناسی دوره ای هم بپردازند که کنار بودند. آنها در این دوره فرصت طلایی داشتند و هنوز هم می توانند ارزیابی های خوبی انجام دهند و به تربیت نیرو و کادر سازی بپردازند و در نهایت برنامه های خوبی برای آینده تدوین کنند.
- اگر بخواهیم جریان اصلاح طلبی را پس از انتخابات آسیب شناسی کنیم، بزرگ ترین اشکالات وارده در سال گذشته به این جریان را جه می دانید؟
مسائل پس از انتخابات رسانه ای نیست زیرا پیچیده است لذا باید در محیط سربسته و به دور از جنجال های رسانه ای بحث شود و هر گروه اشکالات طرف مقابل را بگوید تا نهایتاً مشخص شود در کجا اشکالات بیشتر بوده است. از دل این بحث ها باید آنچه به مصلحت نظام و کشور است بیرون بیاید زیرا انتخابات ریاست جمهوری، آخرین انتخابات کشور نیست. اگر واقعاً برخی اشکالات نشان دهد که سیستم انتخابات کشور مشکل دارد، باید این سیستم را اصلاح کرد.
- ظاهراً اکنون مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول همین کار است و سیاست های کلی انتخابات در حال تدوین است.
من در جریان این بحث نیستم اما اگر در مجمع به این نتیجه برسند که اشکالات انتخابات ها را برطرف کنند، راهکار خوبی است. سیستم انتخابات ما مشکل جدی دارد و دلیلش هم این است که هر انتخاباتی که برگزار شده، یک اصلاحیه به قانون انتخابات زده شده است. اگر قانون قوی و منسجم داشتیم دیگر نیازی به این اصلاحیه ها نبود. از سوی دیگر انتخابات دستاورد بشری است و مساله آسمانی نیست که بگوییم نباید دست بخورد. لذا باید به تجارب کشورهای دیگر توجه شود و اگر مجمع این کار را بکند، واقعاً کار بزرگی کرده است.
منبع: روزنامه بهار شماره ۷۲ سال
|
دوغ در یخچال نگهداری شود |
|
دوغ به عنوان یکی از فرآورده های جانبی ماست، یک نوشیدنی ارزشمند است. لابد می دانید که برای تهیه ی ماست، شیر باید حتما جوشانده شود.
pH ماست اسیدی است و اسید لاکتیک بالایی دارد و به همین دلیل، اجازه ی رشد به خیلی از میکروب ها را نمی دهد. مساله ای که با دوغ داریم این است که دوغ های سنتی از نظر آب و مواد معطر مثل سبزیجات و عرقیاتی که به آن اضافه می شود از نظر بهداشتی مشکوک هستند و موارد متعددی از آلودگی های میکروبی در این نوع از نوشیدنی ها در آزمایشگاه ها به اثبات رسیده است. در مورد دوغ های صنعتی نیز اگر وقتی دوغ تولید می شود، زنجیره ی حمل و نقل اش، در شرایط سرمایی مناسبی باشد، یعنی از کامیون های یخچال دار با دمای معمولا بین 4 تا 8 درجه سانتی گراد بالای صفر استفاده شود، اغلب مشکل خاصی ایجاد نمی شود؛ البته به شرطی که در مغازه هم در یخچال نگهداری شود. متاسفانه برخی مغازه داران، دوغ را در بیرون از یخچال می گذارند. این مساله به ویژه در فصل گرما باعث می شود که هم گاز زیادی در دوغ تولید شود و هم مزه اش بیش از حد ترش شود و حتی به تلخی بزند. ![]() یعنی آنزیم های تجزیه کننده پروتئین فعال شده و در نهایت مزه نامناسبی ایجاد کنند و تاریخ انقضا سریع تر از آن چه روی بطری نوشته شده است، فرا برسد؛ زیرا تاریخ انقضای درج شده را به شرط نگهداری دوغ در یخچال تخمین زده اند. برخی خانم های خانه دار، ماست را خارج از یخچال نگهداری می کنند تا ترش شود و بعدش، از آن دوغ می گیرند یا به شیر نجوشیده ماست می زنند تا تبدیل به دوغ شود. با این که ترش شدن ماست به معنی فساد آن نیست؛ زیرا میزان ترشی آن بستگی به میزان اسید لاکتیک دارد که خود از بین برنده میکروب ها است و حتی ماست خوب ماستی است که کمی ترش باشد زیرا جذب کلسیم اش بیشتر است. اما توصیه می شود خانم ها ماست را در پایین یخچال قرار دهند تا به تدریج ترش شود. به علاوه، اضافه کردن ماست به شیر نجوشیده هم برای تهیه دوغ اصلا توصیه نمی شود.
دکتر آراسب دباغ مقدم - متخصص صنایع غذای |
|
خواص عرقیات |
|
عرق اسطوخودوس
خواص دارويي:
نوع گياه مورد استفاده جهت تقطير: |
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.
زندگی درد است آن را تحمل کن.
زندگی برد و باخت نیست، بردن در عین باختن است.
زندگی الهام است برای آنان که جهت زیستن برانگیخته شده اند.
زندگی بازاری است که متاعش عمر آدمی است.
زندگی ترکیبی از تنوع است، پس متنوع اش ساز.
زندگی شهد گلی است که زنبور زمانه آن را می مکد.
زندگی تئاتری است در حد واقعیت و ما بازیگران واقعی این تئاتر هستیم.
زندگی راه است، ایمان و اندیشه راهنمای آن.
زندگی تكثیر ثروتی است كه نامش محبت است.
و چه زیبا :
مفهوم زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...
و در آخر:
زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است ...
با تشکر از آقای میر کائلی
|
آرامش پادشاهي جايزه بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. |
اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.
تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.
اين تابلو هيچ هماهنگي با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند، نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم ، جوجه پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکي ، آرام نشسته بود. پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.
آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، آرامش واقعي چيزي است كه در شرايط سخت، در قلب ما حفظ شود
با تشکر از آقای شاه حسینلو
توت فرنگی با شکلی جدید این هم کارآفرینی

پارسینه
رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی
تمامی آنچه به منظور خوشحالی و خوشبختی واقعی بدان نیاز داریم، در درون ماست.
راز دوم:
تصویر ذهنی درست از خود، ما را به حقیقت زندگی هدایت میکند. هر انسانی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که من کیستم و چه میتوانم انجام دهم. تصویر ذهنی هر انسانی، پایهی اصلی شخصیت و رفتارهای اوست. بهعبارت دیگر، تصویر ذهنی ما از خود، نشانهای از احساس فضیلت و بزرگی ماست و نشانمیدهد که چه کارهایی از ما ساخته است و چه کارهایی از ما ساخته نیست. انسانها حقیقت زندگی را با تصویرهای ذهنی خود میسازند. آری تصویر ذهنی زیبا از خود، موفقیتها را میسازد و موفقیتها، باعث بهتر شدن تصویر ذهنی انسان از خود میگردد. تصویر ذهنی ما از خودمان، نمادی از مجموعهی باورهای ما در فضای زندگی است.
راز سوم:
هدف زندگانی، آن است که تمام تواناییهای بالقوهی خود را بهعنوان یک انسان خودشکوفا بشناسیم و آنها را شکوفا کنیم و بهترین خویشتن خویش را از خود ظاهر کنیم و به بیشترین رشد و شکوفایی برسیم.
راز چهارم:
تغییر در وجود، نهتنها ممکن و میسر است بلکه اجتنابناپذیر است زیرا تا ما تغییر نکنیم، زندگیمان تغییر نمیکند. انسانهای سعادتمند، مرتباً میشوند و میروند زیرا تا نشوی، نمیشود و تا نروی، نمیرسی.
راز پنجم:
تمام مشکلات، موانع و مصائب زندگی، درواقع درسهایی هستند که به انسان میآموزند و انسان را میسازند. آنها فرصتهایی در لباس مبدلاند. حتی گاهی مشکلات، الطاف خفیهی خداوند هستند که باعث رشد و شکوفایی انسان میشوند. پس آنها را گرامی بداریم و از آنها بیاموزیم.
راز ششم:
تلقی ما از واقعیت، ساخته و پرداختهی فکر و ذهن ماست. پس واقعیتهای زندگی ما میتوانند با اندیشههای ما تغییر کنند. بنابراین مراقب اندیشههای خود باشیم تا واقعیت زندگیمان را زیباتر کنیم.
راز هفتم:
ترس و تردید، سرزندگی و نشاط را از انسان میرباید. با باورهای عالی و توکل بر خداوند، هرگونه ترس و تردید را از فضای فکر خود دور کنیم و در وادی یقین و عشق، محکم و استوار به جلو برویم و زندگی پرحاصلی را در محضر خدا و کائنات خلق کنیم.
راز هشتم:
مادامی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان عشق نورزیم، نمیتوانیم به کسی عشق بورزیم و از عشق دیگران نسبت به خود بهرهای ببریم. پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقدیم کنیم تا بتوانیم مظهر عشقورزی برای دیگران باشیم.
راز نهم:
تمامی ارتباطات ما با کائنات و دیگران، آیینههایی هستند که خود ما را نشان میدهند و تمامی مردم، آموزگاران ما بهحساب میآیند. پس با خودباوری و اعتمادبهنفس، زیباترین رابطهها را برقرارکنیم و از کلید طلایی ارتباطات، برای باز کردن هر درِ بستهای در زندگی استفاده کنیم و موفق شویم.
راز دهم:
سعادت واقعی در زندگی، در نحوهی عکسالعمل ما در مقابل رخدادها و حوادث زندگی است نه در بخت و اقبال. بنابراین خود را مسؤول زندگی خود بدانیم و تقصیر را به عهدهی دیگران نیندازیم تا بتوانیم با عکسالعملهای مناسب، حقیقت زیبای زندگی را به واقعیت قابل قبول تبدیل کنیم و به خوشبختی و سعادت برسیم.
راز یازدهم:
حقیقت زندگی، بر مبنای عشق الهی استوار است. انسانهای موفق و کامیاب، وجود خود را با عشق الهی، جذاب و منور میکنند و با تقدیم عشق به انسانهای دیگر و به کل کائنات، به زندگی سعادتمندانهای میرسند.
راز دوازدهم:
از آنجایی که انسانها در مسیر زندگی گاهی از اجرای درست قانونمندیهای زندگی غافل میشوند و با اندیشههای غلط و القائات منفی دیگران، از مسیر درست زندگی به بیراهه میروند، بنابراین ارزیابی مستمر کیفیت زندگی و اصلاح لحظهبهلحظهی خود، میتواند انسان را در مسیر درست و رسیدن به حقیقت زندگی هدایت کند. زیباترین معیار ارزیابی کیفیت زندگی، این است که در پایان هر روز، از خود سؤال کنیم که آیا من روز پرحاصلی داشتم و از لحظههای زندگی خود لذت بردم؟
با اجرای درست رازهای حقیقت زندگی، به این نتیجه میرسیم که:
تمامی آنچه که برای خوشحالی و خوشبختی واقعی در زندگی به آن احتیاج داریم، هماکنون ازآنِ ما و در اختیار ماست و ما باید بهعنوان بندگان شایسته و شکرگزار در هر لحظه، هوشیارانه قانونمندیهای رسیدن به حقیقت زندگی را اجرا کنیم تا بتوانیم از مواهب الهی استفاده کنیم و از لحظههای زندگی در مسیر کمال لذت ببریم
10 قدم برای جذب انسانها، ایده ها و فرصتهای عالی
1) حقیقت را بگویید
منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمتتان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس.
2) خودتان باشید
منطقی باشید. خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط به خاطر انتخاب هایی بوده که در زندگیمان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعاً هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.
3) در زمان حال زندگی کنید
اگر در زمان حال زندگی کنید، می توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان و به شما می گذرد، باشید. در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.
4) نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید
اگر امکانات برایتان فراهم باشد، همه کار می توانید انجام دهید. اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن به سراغتان نمی آید، پس خود را آماده کنید.
5) بر پیروزی فائق شوید
اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود، ما باخته ایم. این درست نیست. سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را داشته باشند.
6) بخشیدن، گرفتن است
کاملاً صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهداء کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارتهای جدید یاد بگیرید. وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایایتان را به دیگران اهداء کنید، جذاب تر می شوید.
7) خودخواه باشید
بسیار از خود مراقبت کنید. تلاش کنید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولاً وقتی به چیزی نیاز دارید، از شما فراری می شود. اما شما دست از تلاش برندارید. تا می توانید پول، عشق، شانس، دوست و...برای خود ذخیره کنید. با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب کنید.
8) هوشیاری خود را بالا ببرید
جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانیکه نتوانسته اید هوشیاریتان را درمورد خودتان، اطرافیانتان و طرز تفکرتان بالا ببرید، قادر نخواهد بود آن را به دست آورید.
9) مسئولیت پذیر باشید
ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم، که آمادگیش را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین ها آماده کنید. مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست، اما مطئن باشید که نتیجه ی خوبی عایدتان خواهد شد.
10) از انجام دادن به بودن تغییر کنید
با دقت به آنچه انجامش می دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید. از چه رو اینکار را انجام می دهید، عشق یا ترس؟ چطور می توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.
حال، سوال این است...
برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای به دست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملاً مغایر باشد؟
حکایت زندگی از نگاه اسکندرمقدونی
مورخان مینویسند: اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله میکند، با کمال تعجب مشاهده میکند که دروازه آن شهر باز میباشد و با این که خبر آمدن او به شهر پیچیده بود مردم زندگی عادی خود را ادامه میدادند. باعث حیرت اسکندر بود زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش میرسید عدهای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش میشدند و بقیه به خانهها و دکانها پناه میبردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت. اسکندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را کشیده و زیر گردن یکی از مردان شهر میگذارد و می گوید: من اسکندر هستم.
مرد با خونسردی جواب میدهد: من هم ابن عباس هستم.
اسکندر با خشم فریاد میزند: من اسکندر مقدونی هستم، کسی که شهرها را به آتش کشیده، چرا از من نمیترسی؟
مرد جواب میدهد: من فقط از یکی میترسم و او هم خداوند است.
اسکندر به ناچار از مرد میپرسد: پادشاه شما کیست؟
مرد میگوید: ما پادشاه نداریم.
اسکندر با خشم میپرسد: رهبرتان، بزرگتان!؟
مرد میگوید: ما فقط یک ریش سفید داریم و او در آن طرف شهر زندگی میکند.
اسکندر با گروهی از سران لشکر خود به طرف جایی که مرد نشانی داده بود، حرکت میکنند در میانه راه با حیرت به چالههایی مینگرد که مانند یک قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود.
لحظاتی بعد به قبرستان میرسند، اسکندر با تعجب نگاه میکند و میبیند روی هر سنگ قبر نوشته شده: ابن عباس یک ساعت زندگی کرد و مرد. ابن علی یک روز زندگی کرد و مرد ابن یوسف ده دقیقه زندگی کرد و مرد!
اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر بدنش مینشیند، با خود فکر میکند این مردم حقیقیاند یا اشباح هستند؟ سپس به جایگاه ریش سفیده ده میرسد و میبیند پیر مردی موی سفید و لاغر در چادری نشسته و عدهای به دور او جمع هستند.
اسکندر جلو میرود و میگوید: تو بزرگ و ریش سفید این مردمی؟
پیر مرد میگوید: آری، من خدمتگزار این مردم هستم!
اسکندر میگوید: اگر بخواهم تو را بکشم، چه میکنی؟
پیرمرد آرام و خونسرد به او نگاه کرده میگوید: خب بکش! خواست خداوند بر این است که به دست تو کشته شوم!
اسکندر میگوید: و اگر نکشم؟
پیرمرد میگوید: باز هم خواست خداست که بمانم و بار گناهم در این دنیا افزون گردد.
اسکندر سر در گم و متحیّر میگوید: ای پیرمرد من تو را نمیکشم، ولی شرط دارم.
پیرمرد میگوید: اگر میخواهی مرا بکش، ولی شرط تو را نمیپذیرم.
اسکندر ناچار و کلافه میگوید: خیلی خوب، دو سوال دارم، جواب مرا بده و من از اینجا میروم.
پیرمرد می گوید: بپرس!
اسکندر میپرسد: چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر است؟ علت آن چیست؟
پیرمرد میگوید: علتش آن است که هر صبح وقتی هر یک از ما که از خانه بیرون میآییم، به خود میگوییم: فلانی! عاقبت جای تو در زیر خاک خواهد بود، مراقب باش! مال مردم را نخوری و به ناموس مردم تعدی نکنی و این درس بزرگی برای هر روز ما میباشد!
اسکندر میپرسد: چرا روی هر سنگ قبر نوشته ده دقیقه، فلانی یک ساعت، یک ماه، زندگی کرد و مرد؟!
پیرمرد جواب میدهد: وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا میرسد، به کنار بستر او میرویم و خوب میدانیم که در واپسین دم حیات، پردههایی از جلوی چشم انسان برداشته میشود و او دیگر در شرایط دروغ گفتن و امثال آن نیست!
از او چند سوال میکنیم:
چه علمی آموختی؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجامید؟
چه هنری آموختی؟ و چه قدر برای آن عمر صرف کردی؟
برای بهبود معاش و زندگی مردم چه قدر تلاش کردی؟ و چقدر وقت برای آن گذاشتی؟
او که در حال احتضار قرار گرفته است، مثلا" میگوید: در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم، یا برای یادگیری هنر یک هفته هر روز یک ساعت تلاش کردم. یا اگر خیر و خوبی کردم، همه در جمع مردم بود و از سر ریا و خودنمایی! ولی یک شبی مقداری نان خریدم و برای همسایهام که میدانستم گرسنه است، پنهانی به در خانهاش رفتم و خورجین نان را پشت در نهادم و برگشتم!
بعد از آن که آن شخص میمیرد، مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته، محاسبه کرده، و روی سنگ قبرش حک میکنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد!
یا مدت زمانی را که برای آموختن هنر صرف کرده محاسبه، و روی سنگ قبرش حک میکنیم: ابن علی هفت ساعت زندگی کرد و مرد و یا برای بهبود زندگی مردم تلاشی را که به انجام رسانده، زمان آن را حساب کرده و حک میکنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد. یعنی، عمر مفید ابن یوسف یک ساعت بود!
بدینسان، زندگی ما زمانی نام حقیقی بر خود میگیرد که بر سه بستر، علم، هنر، مردم، مصرف شده باشد که باقی همه خسران و ضرر است و نام زندگی آن بر نتوان نهاد!
اسکندر با حیرت و شگفتی شمشیر در نیام میکند و به لشکر خود دستور میدهد: هیچگونه تعدی به مردم نکند. و به پیرمرد احترام میگذارد و شرمناک و متحیر از آن شهر بیرون میرود!
فکر میکنید: اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟
لحظاتی فکر کنیم... بعد عمر مفید خود را محاسبه کنیم
آقای دکتر طموسا تشکرلر
سه چیز در زندگی پایدار نیستند.
-Dreams
رویاها
-Success
موفقیت ها
-Fortune
شانس
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.
-Time
زمان
-Words
کلمات
- Opportunity
موقعیت
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.
-Alcohol
الکل
-Pride
غرور
-Anger
عصبانیت
سه چیز انسانها رو می سازند.
-Hard work
کار سخت
-Sincerity
صدق و صفا
-Commitment
تعهد
سه چیز در زندگی خیلی با ارزش هستند.
-Love
عشق
-Self-confidence
اعتماد به نفس
-Friends
دوستان
سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.
-Peace
آرامش
-Hope
امید
-Honesty
صداقت
راهی که بتوان تجربه کرد حقیقی نیست،
جهانی که بتوان ساخت حقیقی نیست.
راه آشکار می سازد ، همه آنچه که اتفاق میافتد و شاید اتفاق بیافتد .
جهان ، خود نمایان می کند ، همه آنچه که هست و می شود وجود داشته باشد .
تجربه بدون قصد، درک دنیاست،
تجربه با قصد پیش بینی کردن دنیاست.
این دو تجربه غیر قابل تمایز از یکدیگراند،
ساختار آنان متفاوت ولی اثرشان یکی است.
راهی جاری است فراسوی دروازه تجربه
لائوتزه Lao Tze
برگردان از : راماجی و غزال
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سالبگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید..
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید..
37- حتی بهترین هم میآید.
38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
آخرین اما نه کماهمیتترین:
40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید
.............................................................
هیچ کدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم
اطرافیان ما هم همین طورند
پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به
خاطر نقص هامون خرد نکنیم
بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو
دیوار شیشه ای
یه روز یه دانشمند یک آزمایش جالب انجام داد . اون یه آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد. تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .
ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد.
بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد. اون باور کرده بود که رفتن به اون طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه. دانشمند شیشه ی وسط رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد، اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت دیگر آکواریوم نگذاشت. می دونین چرا؟
اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود. یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود. اون دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت.
ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند.
"هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید.
نورمن وینست پیل
نگاه معلم( مدرسه عشق )
شاعر : زنده یاد مهندس مجتبی کاشانی ( سالک)
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست.
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خود می خواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد- به گمانم
کوچک و بعید
در پی سودا نیست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پرنشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند
که به جای مغز، دلها را تسخیر کند.
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشاء
هر کسی حرف دلش را بزند
«غیرممکن» را از خاطره ها محو کنند
تا، کسی بعد از این
باز همواره نگوید: «هرگز»
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن
از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل و دشت.
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم:
عدل
آزادی
قانون
شادی...
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ایم
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.
با تشکراز خانم الهام جعفری- دانشگاه الغدیر
|
دو گدا |
دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود.. مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.
یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟
* گلدشتین یه اسم فامیل معروف یهودیه
توضيح: گلدشتين ثروتمند ترين خاندان يهودي در جهان است. Sincerely yours
با تشکر از آقای پیمان قربانی بابت ارسال این مطالب
| |
|
| ||
پنجاه و چهار سخن زیبا
1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همهی انسانها برابرند. (مارتین لوترکینگ)
2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی. (رودی)
3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)
4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
۵- عمر آنقدر کوتاه است که نمیارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)
6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)
8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم میکند چه بسا که توانای کاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگیرو می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)
10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)
11- دوست داشتن انسانها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)
12- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)
13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیمودهایم میتوانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)
14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)
15- هنر کلید فهم زندگی است. (اسکار وایله)
16- تغییر دهنرگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا میکنند. (والترنیس)
17- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)
18- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)
19- در جستجوی نور باش، نور را مییابی. (آرنت)
20- برای آنکه کاری امکانپذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)
21- شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)
22- آدمی ساختهی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز میاندیشیده است. (مترلینگ)
23- اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه چیز را همان گونه که هست میدید:بیانتها. (بلیک)
24- برده یک ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادی که به او کمک میکنند. (بردیر فرانسوی)
25- هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است. (فرانکلین)
26- نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)
27- هر قدر به طبیعت نزدیک شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا میکنی. (نیما یوشیج)
28- اگر زمانی دراز به اعماق نگاه کنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر میاندازند. (نیچه)
29- زیبائی در فرا رفتن از روزمرهگیهاست. (ورنر هفته)
30- برای کسی که شگفتزدهی خود نیست معجزهای وجود ندارد. (اشنباخ)
31- تفکر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفکر دربارهی پرسشهایی که بنیاد هستی ما را دگرگون میکند. (ادگارمون)
32- «عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمیکند که «یکی» در «چند» است و «چند» در «یکی». (ادگارمون)
33- آرامش،زن دلانگیزی است که در نزدیکی دانایی منزل دارد. (اپیکارموس)
34- هیچ چیزدر زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخمن)
35- تنها آرامش و سکوت سرچشمهی نیروی لایزال است. (داستایوفسکی)
36- با عشق،زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.
37- علت هر شکستی،عمل کردن بدون فکر است. (الکسمکنزی)
38- من تنها یک چیز میدانم و آن اینکه هیچ نمیدانم. (سقراط)
39- دانستن کافی نیست،باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)
40- تپهای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد! (ضربالمثل ولزی)
41- خداوند،روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم مینویسد. (برزیلی)
42- تو ارباب سخنانی هستی که نگفتهای،ولی حرفهایی که زدهای ارباب تو هستند. (ضربالمثل تازی)
43- تا زمانیکه امروز مبدل به فردا شود انسانها از سعادتی که در این دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضربالمثل چینی)
44- بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)
45- اگر میبینی کسی به روی تو لبند نمیزند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل کارنگی)
46- شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست میارزد. (سقراط)
48- ضعیفالاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار آلنپو)
40- به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن. (ضربالمثل چینی)
50- برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. (ضربالمثل هندی)
51- برای اینکه پیش روی قاضی نایستی، پشت سر قانون راه برو. (ضربالمثل انگلیسی)
52- به کارهای زشت عادت مکن زیرا ترک آن دشوار است. (ضربالمثل فارسی)
53- مانند علما بنویس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضربالمثل هندی)
54- بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بیوفاست.(حضرت علی علیهالسلام)
خوشش آمد و گفت: «بادنجان طعامی خوش است.»
نوکرش درباره خواص و خواص و خوبی بادنجان خیلی تعریف کرد.
روزی دیگر برای سلطان دلمه بادنجان آوردند. سلطان را درد دل شدید عارض شد و گفت: «بادنجان عجب چیز بدی است.»
نوکر باز از مضرات بادنجان سخن ها گفت.
سلطان گفت: «ای مردک قبلا راجع به بادنجان تعریف می کردی.»
نوکر گفت: «من نوکر توام، نه نوکر بادنجان!»
مرند را بهتر بشناسیم:
اطلاعات کلی
نام رسمی: مرند
استان: آذربایجان شرقی
شهرستان: مرند
بخش: مرکزی
نامهای قدیمی: ماریانا، مانداگارا، مروند
جمعیت ۱۱۴٬۱۶۵ نفر
رشد جمعیت: ۱٫۹ درصد
زبانهای گفتاری: ترکی آذربایجانی
مذهب: شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۲۰ کیلومتر مربع
مرند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با ۱۱۴٬۱۶۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب میگردد. شهر مرند با مساحتی بیش از ۲۰ کیلومتر مربع، در ۶۵ کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شدهاست.
تقسیمات کشوری
بخش مرکزی شهرستان مرند
دهستان بناب
دهستان دولت آباد
دهستان زنوزاق
دهستان کشکسرای
دهستان میشاب شمالی
دهستان هرزندات شرقی
دهستان هرزندات غربی.گلین قیه
شهرها:مرند .زنوز. کشکسرای . بناب جدید . یامچی
بخش یامچی
دهستان ذوالبین
روستاها
ابرغان (اورجان) . اردکلو • ارسی • ارلان • اسداغی • النجق • انامق • اویندین • ایستگاه هرزند • ایلات یالقوزآغاج • بابره سفلی • بابره علیا • بهرام • پیام • پیراسحق • پیربالا • جامعه بزرگ • جواش • چایکسن • چراگاه امیر • چرچر • خانهسر • خلخال • دارانداش • درق • درویشمحمد • دوگیجان • دیدهبان • دیزج حسینبیگ • دیزج علیا • دیزج قربان • زال • زرغان • زمهریر • زنجیره • زنوزق • سرخه • سگبان • سیدلو • شوردرق • عریانتپه • عیشآباد • قاپولوخ • قراجه فیضاله • قراجه محمد • قرخلار • قرمزیقشلاق • قرهبلاغ • قرهتپه • قینر • کراب • کندلج • کوهکمر • گزافر • گلجار • گلینقیه • گوشهدرق • مجیدآباد • محبوبآباد • ملایوسف • مولو • میاب • میزاب • نوجهدهدرق • نورآباد • هاویستین • هرزند جدید • هرزند عتیق • هریس • وانلوجق • یالقوزآغاج • ینگجه سادات
درباره نام مرند
دیدگاه اول
دیدگاه دوم:
مرند برگرفته از “مه ره ک” تورکی است که به معنی پشته و توده است.
دیدگاه سوم:
در گذشته دور در محلی که از نظر جغرافیایی منطبق با مرند امروزی بوده و به نام های موروندا (این محل همان مورو داغی می باشد)و مانداگارانا معروف بوده است.
تاریخچه
پیش از اسلام
بر اساس اسناد اورارتویی، سابقهٔ شهرنشینی در مرند تا اواسط هزارهٔ سوم قبل از میلاد میرسد، در حالی که در تپههای باستانی «گرگر»، ظروف سفالی و ابزارهایی از هزارهٔ پنجم قبل از میلاد دیده شدهاست. همچنین در تپهٔ خاکستری (قلعهٔ مرند) نیز آثاری از هزارهٔ چهارم قبل از میلاد به دست آمدهاست. «ولادیمیر مینورسکی» با استفاده از نظر باستانشناسان، این قلعهٔ خاکی فروریخته را از سلسله قلاع خاکی اورارتویی میداند.
آنچه از مدارک و نظرات باستانشناسان و مورخین به دست میآید، این است که شهر مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق بسیاری برخوردار بوده و به دلیل اهمیت خاصی که در ایالت آتورپاتکان داشته، همواره مورد توجه حکومت مرکزی بودهاست. همچنین در دایرةالمعارف اسلامی آمدهاست که مرند مرکز حکومت اقوامی مهم در دورهٔ «کلده» و «آشور» بودهاست.
پس از اسلام
آنچه که از مدارک تاریخی بر میآید، فتح آذربایجان به دست اعراب در سالهای ۱۸ تا ۲۲ هجری قمری صورت گرفتهاست، اما مورخین اسلامی از مرند برای نخستین بار در سال ۱۶۰ هجری نام بردهاند. بنا به نوشتهٔ بلاذری، مرند در هنگام فتح آذربایجان، قریهٔ کوچکی بود که «ابوالبیعت حلبس» به آبادی آنجا همت گماشت و پس از او پسرش محمد در سال ۲۰۰ هجری، حاکم مرند شد و برای توسعهٔ شهر کوشش بسیار کرد. این مرد فرهنگ دوست، دلیر و شجاع بود و بنا به نوشتهٔ طبری، او شعرهایی به زبان فارسی آذری داشته که در آذربایجان معروف بودهاست.
در روزگار قیام بابک خرمدین به سال ۲۰۱ هجری، شهر مرند سالها یکی از مناطق تحت نفوذ وی بودهاست. چند سلسلهٔ مهم و محلی در این زمان بر مرند حکومت میراندهاند که از جملهٔ آنها «سالاریان»، «روادیان» و «شدادیان» را میتوان نام برد. در اواخر قرن چهارم هجری، در کتابهای «حدودالعالم» و «صورةالارض»، از مرند به عنوان شهری آباد یاد شدهاست و ابوعبدالله مقدسی نیز مرند را شهری مستحکم نامیده و حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشتهاست: «مرند شهر بزرگی است که دور بارویش ۸۰۰ گام است و باغهای پرمیوه دارد. بالاخره شاردن، سیاح فرانسوی مینویسد: «مرند شهر خوبی است و دارای ۲۵۰۰ باب خانه و باغچه میباشد و بوستانهایش بیشتر از عمارت و آبادی است». همچنین بسیاری از مورخین اسلامی از جمله ابن حوقل بغدادی، یاقوت حموی، حمدالله مستوفی قزوینی، ابراهیم اصطخری، الفداء قزوینی، ناصر خسرو قبادیانی، ابن واضح یعقوبی، یحیی بلاذری و ابن خرداذیه، همگی در کتب خود از مرند یاد کرده و آن را توصیف کردهاند.
در سال ۶۰۲ هجری قمری، مرند در یک یورش سهمگین توسط گرجیان به ویرانی کشیده شد و در سال ۶۲۲، «سلطان جلالالدین خوارزمشاه» در مرند استقرار یافت.
در دورهٔ ایلخانان بر رونق و آبادی مرند افزوده شد. به طوری که بنای کاروانسرای آیراندیبی و قلعهٔ هلاکو در شمال مرند نیز از بناهای اواخر دورهٔ ایلخانی، یعنی زمان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۱ است که کتیبهٔ محراب مسجد جامع مرند نیز شاهد این مدعاست.
مرند در زمان حکومت امرای محلی قراقویونلوها، محل پیکارهای مختلفی واقع گردید. در سال ۸۰۷ هجری، مرند به دست سپاهیان «میرزا ابوبکر گورکان» غارت گردید. قرایوسف در سال ۸۰۹، پس از جنگ با ابوبکر در مرند، زمستان را اتراق کرد. در سال ۸۳۷، شهر مرند پس از نبردی طولانی بین آققویونلوها و تیموریان به دست آق قویونلوها فتح گردید. جهانشاه میرزا قرایوسف، هنگام جنگ با برادر خود -اسکندر میرزا- در مرند اقامت گزید. در دورهٔ صفویه، هنگام جنگ بین شاه تهماسب صفوی با عثمانیان، مرند مرکز فرماندهی سپاه ایران بود. در سال ۱۰۱۱ هجری، شاه عباس صفوی حکومت مرند را به «جمشید سلطان دمبلی» سپرد. در سال ۱۰۱۴ تا ۱۰۱۶ در هنگام جنگ بین صفویه و عثمانیان، شاه عباس مدتی در مرند مستقر شد. در بین سالهای ۱۰۴۵ و ۱۱۳۵ هجری، شهر مرند در جنگهای بین ایران و عثمانی مورد تعرض و قتل و غارت قرار گرفت. در زمان ضعف دولت صفویه و حکومت نادرشاه افشار، شهر مرند به دست حکام خاندان دنبلی اداره میشد. در دورهٔ زندیه، کریم خان زند در سال ۱۲۰۵ هجری توانست آذربایجان، از جمله مرند را از دست حکام محلی درآورد. در دورهٔ قاجاریه نیز حسین خان دنبلی حاکم مرند و خوی از فتحعلی شاه قاجار پذیرائی کرد. در زمان عقد معاهدهٔ ترکمانچای به سال ۱۲۴۳، نمایندهٔ عباس میرزا با «پاسکویچ»، فرماندهٔ روسی در مرند ملاقات کرد. در دورهٔ مشروطیت، سردار ملی سالها در مرند با «میرزا حسین خان یکانی» و «رضاقلی سرتیپ یکانی» فرزند «زال خان» روابط نزدیک داشتهاست. از دیگر مجاهدین آزادی خواه دورهٔ مشروطیت در مرند از اشخاص زیر میتوان نام برد: «میرزا عیسی حکیمزاده»، «اسماعیل یکانی»، «نورالله یکانی»، «حبیبالله شاملوی مرندی»، «حاج ابراهیم ذوالفقارزاده»، محمدولی صراف»، «حاج حسین صراف»، میرزا محمود»، برادران «میرزا صابر مرندی» معروف به مکافات، صاحب روزنامهٔ مکافات به سال ۱۳۲۷ هجری در خوی، «حاج جلال مرندی»، «محسن خان»، «مصطفی خان اسفندیاری»، «حاج ملاعباس واعظ قرهآغاجی»، «حاج علیاکبر صدیقی»، «میرزا کریمزاده» و «میرزا نصیر رئیسالسادات» و پسرش «میرزا احمد رئیسالسادات». جغرافیا
شهر مرند در ناحیهٔ شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالیترین منطقهٔ ایران واقع شدهاست که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شدهاست. این شهر در ۴۵ درجه و ۴۶ دقیقهٔ طول شرقی و ۳۸ درجه و ۲۶ دقیقهٔ عرض شمالی قرار گرفتهاست و حدود ۲۰ کیلومتر مربع وسعت دارد.
مردم
اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن میگویند.
شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر میتوان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.
شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبهٔ تجارتی دارد. بهطوریکه بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت میباشد.
جمعیت شهر مرند در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۱۴٬۱۶۵ نفر بودهاست که از این میان ۵۷٬۱۵۱ نفر مرد و ۵۷٬۰۱۴ نفر زن بودهاند که در قالب ۲۹٬۷۵۵ خانوار، ساکن این شهر بودهاند.
وجه تسمیه
بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد میزیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ میخواند. در روایات باستانی ارامنه آمدهاست که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمهٔ مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافتهاست.
ولی ارامنهٔ امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده است.
مطابق نوشتههای تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است. برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» میدانند و بنای اولیهٔ مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی میشمارند که وی بنا کردهاست و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر میدانند.
قالیبافی
شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقهٔ آذربایجان، یکی از کانونهای مهم قالیبافی در سطح کشور محسوب میشود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومهٔ آن، کارگاههای بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرنهاست که در این منطقه رواج داشته و همواره یکی از منابع عمدهٔ درآمد مردم محسوب میشدهاست. قالیها و قالیچههای نفیس بافت مرند و روستاهای حومهاش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالیبافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تکبافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار میرود و محصولات آنها در طرحها و نقشهای متنوع و بافتهای گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه میشود.
سبدبافی
از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقهٔ گندم است که به نوبهٔ خود از شهرت زیادی برخوردار است.
فانوسکابافی
روستای هوجقان، یکی از مناطقی است که سالهای سال، مردم آنجا در بافتن فتیلههای چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه میکردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعتگر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول میباشد.
سفالگری و سرامیکسازی
محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید میشود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده میکنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر مینمایند. علاوه بر کارگاههای سرامیکسازی، کارگاههای سفالگری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.
کتابخانهها
در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانهٔ پارک شهر مرند»، بزرگترین کتابخانهٔ این شهر و جزء کتابخانههای درجه یک کشور است که در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، در محوطهٔ پارک شهر مرند با مساحت ۱۲۰۰ متر مربع و زیربنای ۹۵۶ مترمربع، افتتاح گردیده و دارای ۱ سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتابهای این کتابخانه به حدود ۲۵۰۰۰ جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن ۳٬۷۰۰ نفر بوده و کلیهٔ خدمات فنی به روش رایانهای صورت میگیرد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح، آمادهٔ ارائهٔ خدمات میباشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانشآموزان و دانشجویان تشکیل میدهند.
«کتابخانهٔ عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال ۱۳۳۰ با زیربنای حدود ۲۰۰ متر مربع تأسیس گردیدهاست. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت ۱۲۰ نفر است که مجموعهٔ کتابهای آن به حدود ۱۳۰۰۰ جلد میرسد و تعداد اعضای آن ۲٬۷۰۰ نفر میباشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود ۱۵۰ نفر مراجعه کننده دارد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح لغایت ۸ و نیم شب، آمادهٔ ارائهٔ خدمات به مراجعین میباشد. کلیهٔ خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانهای صورت میگیرد.
اماکن تاریخی و دیدنی
از اماکن تاریخی و باستانی این شهر میتوان به قلعه مانداگارانا، مسجد جامع مرند، تپه سیوان و بازار کوزهچیلر اشاره کرد. در تپه سیوان، یک تهستون ترکان اورارتو و سفالینههای ترکان پارتی یافته شدهاست.
از مناطق بسیار زیبا و تفریحی مرند نیز میتوان به گردنه پیام، روستاهای ملایوسف و کندلج در ۵ کیلومتری شمال مرند و چشمهٔ باش کهریز و قنات بزرگ و بسیار معروف بَی گوزی (=چشمه داماد) در شمال روستای دیزج علیا که از دل کوه میشو بیرون میآید اشاره کرد.

آب و هوا
از آنجایی که مرند در منطقهای کوهستانی واقع شدهاست، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهرهمند گشتهاست. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا میگیرد که تا اواخر بهار در قلل کوهها باقی میماند.
کارخانجات
در سالهای اخیر با توجه به پیشرفتهایی که شهر مرند داشتهاست، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شدهاند که از این میان، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کاشی تبریزکف
خاکچینی
آناکنسرو
آبمیوه تکدانه
پارس پروفیل
رب سانیا
پلاستوفوم فخر مرند
ترشی کام مرند
پیام شیمی
ثمین شیر
رب تکدانه
سرامیک سازی
شرکت سامرند
کارخانه آذرت مرند
کارخانه سرم سازی
بناب مرند شهر زعفران خیز
یامچی مرند شهر پسته
زنوز مرند شهر سیب
کشکسرای شهر زردآلو و قیسی
روستای زنوزق مرند ماسوله ی اذربایجان
شهرستان مرند
خصوصیات جغرافیایی
موقعیت، وسعت، قلمرو شهرستان، طول و عرض جغرافیای، شهرستانها و استانهای همجوار
شهرستان مرند یکی از شهرستانهای شمالی آذربایجان شرقی بوده که در شمال شرقی دریاچه ارومیه و شمال غربی تبریز و بر سر راه آهن تبریز – جلفا قرار گرفته و فاصله آن از شهر تبریز ۷۵ کیلومتر می باشد. از طرف شمال به شهرستان مرزی جلفا، از جنوب به شهرستان شبستر، از شرق به شهرستان اهر و از غرب به شهرستان خوی و ماکو محدود می گردد و فقط از قسمت غربی به استان آذربایجان غربی محدود و با سایر استانهای کشور مرز مشترکی ندارد.

این شهرستان بین ۳۸ درجه و ۷ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۵۶ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۴۵ درجع و ۵۰ دقیقه طول شرق جغرافیایی واقع شده است. وسعت منطقه ۸/۳۳۰۸ (بخش مرکزی ۶/۲۴۶۵ و بخش یامچی ۲/۸۴۳) کیلومتر مربع بوده که ۲/۳۸ درصد آن را اراضی کشاورزی ، ۴۰ درصد آن را اراضی مرتعی و ۸/۲۱ درصد بقیه را اراضی بایر و پستی و بلندیها و کوهها و نقاط مسکونی روستائی و شهری تشکیل می دهد. بعبارت دیگر حدود یک سوم مساحت این شهرستان را اراضی مسطح و جلگه ای و دو سوم آنرا اراضی ناهموار شامل می گردد.
چگونگی پستی و بلندی کوهها و ارتفاعات مهم
نظر به اینکه شهرستان مرند در منطقه کوهستانی قرارگرفته و بیش از دوسوم مساحت آن اراضی ناهموار تشکیل می دهد. بنابراین ارتفاع اراضی جلگه ای از سطح دریا بین ۹۰۰ تا ۱۵۰۰ متر متغیر بوده که ارتفاع پستترین نقطه در دشت یکانات از سطح دریا ۹۰۰ متر و در مرتفع ترین نقطه یعنی قله میشاب (میشو) بالغ بر ۳۱۲۵ متر می گردد. از دیگر ارتفاعات مهم این منطقه می توان به کوه سنگبران (سمبوران) ۱۷۲۷ متر، کوه علی علمدار ۳۱۵۵ متر، کوه گچی قلعه سی ۱۶۴۹، بوغداداغ ۲۳۸۵ متر و دیوان داغ ۲۳۴۴ متر اشاره کرد.
وضعیت آب و هوایی و میزان بارندگی
با اینکه مرند جزء شهرهای بزرگ استان محسوب می شود متاسفانه تاکنون اقدام موثر و عملی در جهت راه انداری ایستگاه هواشناسی صورت نگرفته است (انشاء ا… در آیندهای نزدیک این پروژه تکمیل و افتتاح خواهد شد) بنابراین بررسی و پیش بینی وضعیت آب و هوائی شهرستان، مسئولین و مردم منطقه را با مشکل مواجه نموده است. با اینهمه موقعیت آب و هوائی مرند را می توان چنین توصیف نمود که : میزان متوسط بارندگی در مناطق مختلف شهرستان متفاوت بوده و بین ۲۲۰ میلی متر در منطقه هرزندات و یکانات و ۳۷۳ میلی متر بارندگی در حومه مرند و پیام در سال با پراکنشهای متوسط در نوسان می باشد. میزان بارندگی در سال ۱۳۷۳، ۴/۳۸۰ میلی متر و در سال ۱۳۷۴ حدود ۷/۲۳۴ میلی متر بوده است که ۳۰ درصد آن در فصل بهار، ۵/۱۰ درصد در فصل تابستان ۳۷ درصد در فصل پائیز و ۵/۲۲ درصد آن در فصل زمستان نازل گردیده است. در چند سال اخیر این شهرستان به جهت عدم بارندگی نزولات آسمانی دچار خشکسالی شده و خسارات فراوانی را متحمل گشته است.
جریانهای هوائی مختلف بر روی اقلیم این شهرستان تاثیرات متفاوت و متغیری را می گذراند که در نگاه اصلی در فصل گرم (از اوایل اردیبهشت تا اوائل مهر) و سرد (از اوائل مهر تا اواخر فروردین) زیانزد مردم محروم و زحمتکش منطقه می باشد. بطور کلی در این شهرستان حداقل درجه حرارت مطلق ۲۲-درجه سانتیگراد و حداکثر آن ۳۷ درجه سانتیگراد بوده و تعداد روزهای یخبندان از ۱۰۹ روز تجاوز نمی کند.
وجود آب و هوای معتدل سرد و همچنین نامناسب بودن بارش سبب گردیده که پوشش گیاهی از آب و هوای مرند تابعیت نماید. بدین معنی که اگر بارش و میزان نزولات هوا متناسب باشد پوشش گیاهی بهتر رشد کرده و در غیر این صورت وضع پوشش گیاهی مطلوب نخواهدبود. پوشش گیاهی این منطقه از نوع استپ بوده و در بهار رویش گیاهی به مدت ۱۱ روز تمام مناطق کوهستانی میشاب و سایر مناطق را می پوشاند ارتفاع گیاهان تا ۶۰ سانتیمتر نیز می رسند.
وضعیت پوشش گیاهی ،جنگل و مرتع
پوشش گیاهی خاص منطقه استپی مرند انواع گونها و خارها می باشد ولی عمده ترین پوشش گیاهی، علوفه هایی هستند که اغنام و احشام از آنها استفاده می نمایند باید گفت در میان این پوشش گیاهی، گیاهان داروئی نظیر کاکوتی، پونه، اوغلان اوتی، ختمی کوهی، قازایاقی، پنیرک، قال قان، اوشقون(ریواس) پیاز کوهی و دهها گیاه دارودی دیگر که همه از نظر طبی حائز اهمیت می باشند.
طبق اطلاعات موجود، مساحت کل مراتع استحفاظی شهرستان مرند که اقدامات اجرائی ماده ۵۶ در آنها اجرا گردیده به میزان ۸۳/۱۴۰۵۸۷ هکتار بوده که از ایت میزان حدود ۲۰۰۰۰ هکتار آن جز مراتع خوب و ۹۰۰۰۰ هکتار آن جزء مراتع متوسط و بقیه یعنی ۸۳/۳۰۵۸۷ هکتار جزء مراتع فقیر می باشد که از مراتع خوب می توان به ییلاق قرهچی یا پیربالا، ارلان، باغلار، عیش آباد، محبوب آباد، مهار، دارانداش، کوه کمر، پیام، کندلج اشاره کرد.
منابع آب شهرستان :
آبهای سطح الارضی – رودها ، چشمه ها و قنوات ، آبهای تحت الارضی
وجود آب های سطح الارضی، رودها، چشمه ها و قنوات، آب های تحت الارضی به کشاورزی جایگاه خاصی بخشیده ولی با این ویژگی هنوز دشت های مرند، هرزندات با مشکل کم آبی مواجه هستند عمده مصرف آب در شهرستان مرند در بخش کشاورزی متمرکز گردیده است که حدود ۹۰ درصد این مصرف از آب های زیرزمینی با حدود ۷۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق تامین می گردد. حجم آب مصرفی شهرستان در قسمت آب های زیرزمینی حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب تخمین زده می شود رودخانه های مهم شهرستان عبارتند از: زیلبرچای، زنوزچای، قره چای ( کشکسرای) شیخ چای.
بررسی وضعیت تقسیمات کشوری و سوابق آن
به منظور تسلط و اداره مناطق دور دست توسط حکومت های قدیم نایب الحکومههایی در شهرستان ها گمارده می شد تا امورات مناطق را مطابق با سیاست و نظر حاکمان اجرا نمایند، با توسعه مناطق مذکور و نرخ رشد جمعیت حکام زمان بر آن شدند که قوانینی را تدوین نمایند تا مردمان تحت الحکومه آنان امورات خود را با توجه به قوانین مدون حکومت ها پیگیری نمایند.
شیوه های حکومتی و کشورداری توسط حکام متفاوت بوده و هر کدام با روش خاص حاکمیت خود را به مردم اعمال می نمودند. در نهایت با توجه به مشکلات فوق به موجب قانون ایالات و ولایات مصوبه ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۵ قمری کشور ایران از لحاظ تقسیمات کشوری به چهار ایالت ( استان) و ۱۲ ولایت تقسیم شد و برای اداره هر یک از دهات کدخدا انتخاب گردید و بر اساس این تقسیمات در ایران ۴ ایالت و ۳۸ حکومت مستقل ( فرمانداری) و ۱۳۷ نائب الحکومه ( بخشداری) وجود داشت.
خصوصیات جمعیتی و انسانی
بر اساس سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۷۵، شهرستان مرند دارای ۲۲۴۳۴۴ نفر جمعیت بوده که از ۱۰۷۰۸۷ در مناطق شهری (مرند ۹۶۳۹۶ نفر، زنوز ۳۵۰۰ نفر، کشکسرای ۷۱۹۱ نفر) و تعداد ۱۱۷۲۵۷ نفر در مناطق روستایی و تعداد ۱۵۹۵ نفر (طبق آمار سال ۱۳۷۵) در مناطق عشایر نشین سکونت دارند در حالیکه جمعیت واقعی عشایر مرند بر ۲۴۰۰ نفر بالغ می گردد ( توضیح اینکه جمعیت عشایری جزء جمعیت روستایی نیز محسوب شده است).
وضعیت اشتغال
نرخ بیکاری در شهرستان مرند با توجه به جمعیت فعال استان ۳/۹% می باشد که از این لحاظ این شهرستان از نظر داشتن تعداد افراد بیکار رتبه سوم را به خود اختصاص داده است و افراد شاغل اکثراً در حرف ذیل فعالیت دارند:
قالیبافی، کشاورزی، دامپروری و دامداری، صنایع مواد غذایی، ساختمان، فروش و نگهداری و تعمیر وسائل نقلیه، هتلداری، اداره امور عمومی و تامین اجتماعی، آموزش و پرورش، بهداشت و مددکاری اجتماعی، شرکتها و کارخانجات، ادارات دولتی، خصوصی و تعاونیها و …
درصد بالای جمعیت بیکار این شهرستان نسبت به جمعیت فعال استان نشان می دهد که ۲/۱۱% جمعیت شهری و ۶/۷% جمعیت روستایی و عشایری بیکار هستند و در کل شهرستان نرخ بیکاری بر ۳/۹% بالغ می گردد در حالیکه همین نرخ در سطه استان ۲/۶% (۴/۷% شهری و ۶/۴% روستائی) می باشد بنابراین شهرستان مرند از حیث داشتن افراد شاغل در ردیف دوازدهم بین چهارده شهرستان استان قرار گرفته است.
این امر بیانگر آن است که در خصوص بخشهای اقتصادی و کشاورزی سه گانه (دولتی، خصوصی، تعاونی) که می توانستند در جذب نیروی انسانی بسیار مؤثر واقع شوند توجه لازم و کافی معمول نشده است.
وضعیت آموزش
در دانشگاه ها و دانشکده فنی رشته های ذیل تدریس می شوند: رشته های کارشناسی: حسابداری، پرستاری، زیست شناسی، دبیری ریاضی، زبان انگلیسی، جغرافیا، آموزش ابتدایی ناپیوسته، ادبیات فارسی پیوسته، زبان انگلیسی ناپیوسته، الهیات و معارف اسلامی، مدیریت دولتی، علوم تربیتی، علوم اجتماعی، روانشناسی و رشته های کاردانی: نقشه برداری، ساختمانهای بتنی، حسابداری، مامایی، علوم آزمایشگاهی، ادبیات و علوم تجربی، کل دانشجویان این شهرستان ( مشغول به تحصیل در شهرستان) بر ۵۴۸۸ نفر بالغ می گردد. و از آن تعداد حدود ۶۰% غیربومی و بقیه بومی هستند. از مدارس علوم دینی: فقط یک واحد مدرسه دینی شیعه به صورت برادران و خواهران مجزا از هم در مرند فعال است و تعداد ۲۶ نفر برادر و ۴۵ نفر خواهر طلبه شیعه در آن به تحصیل اشتغال دارند.
در شهرستان مرند روزنامه محلی منتشر نمی شود فقط یک صفحه از روزنامه مهد آزادی استان هر چهارشنبه به مرند اختصاص دارد. تعداد تیراژ و توزیع روزنامه ها و مجلات اکثراً در حد مطلوبی قرار دارند فقط روزنامه های ایران، همشهری، جمهوری اسلامی و … از نظر تیراز توزیعی در حد پایینی بوده و برای هواداران و خوانندگان خود مشکلاتی را به بار آورده است در کل شهرستان مرند روزانه ۵۱۱۲ نسخه از ۱۳۲ نوع نشریه توزیع می گردد. که تعداد ۱۲۳۵ نسخه از آنها روزنامه بوده که در دکه های شش گانه شهر مرند توزیع می گردند.
عموماً وضع کتابخانه های موجود رضایت بخش می باشد ولی کمیت آنها بسیار پایین می باشد به طوری که در شهر مرند با حدود ۹۷۰۰۰ نفر جمعیت ( آمار ۷۵) فقط یک واحد کتابخانه عمومی وجود دارد.
وضعیت اقتصادی
مسجد بازار که در مدخل شهر واقع شده حدود ۳۰۰ متر مربع مساحت دارد بر روی چهار ستون سنگی استوانه ای قرار گرفته است بنا به اظهار مهمترین محلی در روزگاران قدیم دیری بوده که بعداً به علت انتساب به مادر حضرت نوح تبدیل به یک مسجد گردیده است در شهر مرند همچنین چند بنای باستانی وجود دارد که به اندازة کافی مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در حالیکه اگر چنین می شد احتمالاً گوشة تاریکی از تاریخ فرهنگ گذشته این شهر روشن می شد از جمله این بناها دو امامزاده به نامهای امامزاده احمد در قسمت غربی شهر و در کوه امامزاده ابراهیم واقع در کوی یالدور مرند و نیز تاع و مقابر مربوط به اصحاب علم و عرفان بنامهای پیر اسمعیل در محلة یالدور، پیر اسحق در محلة گلعذاریها و پیر خموش در کوچة صمصامی می باشد.
آثار بسیار باارزش دیگری هم از دیدگاه باستان شناسی در شهرستان مرند وجود دارند که نیازمند مطالعه دقیق تری می باشند از این آثار می توان قلعه باروج ( هزاره اول و دوم) قلعه مرند، قلعه دیزه و زنوزق در زنوز، مسجد پیربالا، پل های قدیمی روی رودخانه زیبلر، قلعه یالدور، هلال تپه بعد از راه آهن، باغ مزار، کل تپه سمت چپ جاده کوره های آجرپزی که قدیمی ترین آثار باستانی است و به هزاره سوم قبل از میلاد تعلق دارد. قبرستان هزاره اول اول انامق تپه باستانی کندلج ( اوایل اسلام) سنگ های تاریخی الینجق در روستای دیزج علیا که به دوران حکومت ایل های قره قوبونلو تعلق دارند. سنگ های تاریخی زرغان، تپه باستانی چراگاه امیر ( هزاره اول) قلعه باستانی هرزند جدید ( هزاره اول و دوم) قبرستان هرزند جدید ( هزاره اول) گوهر سینه و قلعه الکی، قلعه گل اندوز و هرزند عتیق، تپه های باستانی چاخماخلی زال (هزاره اول) قبرستان اطراف جاده قدیمی گلی قیه و زال ( هزاره اول) ، شاه عباس الکی که قدمت آن به دوران شاه عباس دوم بر می گردد.
شکل مکعبی مسجد جامع و نبود مناره در آن از خصوصیات خاص ساختمان سازی قدیمی ایران حکایت دارد. سبک معماری مسجد جامع مرند سبک معماری دوره سلاجقه میباشد در بر قدیمی آن سنگی بود ولی حالا به جای سنگ دربی آهنی نصب شده است عموماً ر ساخت مسجد از آجر و گچ استفاده شده است مسجد بازار مرند با ۶ قطعه شاه نشین و یک صحن داخلی یک ایوان بنا شده است عرض و طول مسجد ۲۸ * ۳۰ متر بوده که تمام بنا روی ۴ ستون سنگی بسیار ظریف قرار دارد یک گنبد اصلی در وسط دارد در ساخت این مسجد نیز آجر و گچ به کار رفته است دیگر بناهای تاریخی مرند به کلی از بین رفته اند و آثاری از آنها به جاری نمانده است.
صنعت، تجارت، خدمات، شیوه و الگوهای معیشت مردم:
اقتصاد مرند عمدتاً بر پایه کشاورزی است اکثر مناطق شهرستان بنا به شرایط طبیعی، برای دامداری، کشاورزی و باغداری مناسب می باشد. محصولات مهم مرند غلات ( گندم و جو) (که شاید بالاترین تولید را در میان شهرهای آذربایجان شرقی دارد) و حبوبات، سبزیجات و صیفی جات است که بسیار معروف می باشند باغداری بسیار رایج و محصولات مهم آن زردآلو و سیب و انگور است که علاوه بر مصرف داخلی، مقداری به عنوان خشکبار صادر می گردد که وجود کارخانه های متعدد سنتی برگه زردآلو دلیل بر این امر است سیب و زردآلوی مرند و همچنین سیب زنوز بسیار خوب بوده و معروفیت خاصی دارد. صنعت مهم مرند، قالی بافی است دیگر صنایع آن فتیله بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، سبدبافی،تولید آجر، مصالح ساختمانی (آهک و …) کاشی سازی، سرامیک سازی، چینی سازی، کمپوت، رب سازی، خیارشورسایز، موتورسازی، تولید وسایل نسوز، تولید انواع خاک های صنعتی شیمیایی و … که در قالب شرکت های خصوصی فعالیت دارند. همچنین وجود کارخانه کائولن شویی که خاک چینی تولید می نماید بر صنعت مرند از نظر اقتصادی و اشتغال افزوده است. مردم منطقه مرند اکثراً از طریق قالی بافی و کشاورزی و دامداری و داد و ستد امرار معاش می نمایند عموماً مردم منطقه به طور ساده و بی آلایش زندگی می نمایند. نظر به این که درآمد اکثریت مردم پایین بوده با این حال به الگوهای غربی کمتر روی آورده اند بعضی مردم منطقه نیز از طریق سبدبافی، گله داری و… به درآمدی دست می یازند و با آن زندگی می نمایند. قتیله بافی، سرامیک سازی برگه سازی و کارخانه های ریز و دشت تعدادی را در خود جای داده و از طریق اشتغال در آن واحدها امرار معاش می نمایند، بیشتر مردم مرند از طریق داد و ستد و تجارت زندگی می گذرانند.
از ۷۲ واحد صنفی صنعتی مستقر در مرند در حال حاضر حدود۲۶ واحد از آنها فعال میباشند در اینجا مجالی برای شمردن یکایک آنها نیست ولی عمدتاً وجود کارگاه های متعدد قالی بافی، چرم سازی، برگه سازی زردآلو، کمپوت سازی، آجر سازی و … کارخانه های چینندگان، کائولن سازی، سرامیک سازی، جوراب بافی و کارگاه های جوشکاری، آهنگری، تراشکاری، خرمنکوب سازی، تانکرسازی و … رونق خاصی بر بخش صنعت مرند داده اند.
جاذبه های تاریخی و دیدنی مرند
این قلعه در قسمت شرقی شهر مرند واقع شـده و آثار بجای مانده از آن نشان میدهد که این قلعـه در هزاره چهارم قبل از میلاد یعنی ۶۰۰۰ سال پیش بنا گردیده است و لادیمیرمینورسکی این قلعه را ازنوع قلعه های خشتی او را رکویی میداند که در حمله سارگون دوم پادشاه آشور تخریب شده است. ویلیاطرجکسون امریکائی نیز قلعه مرند راباقیمانده یکی از آتشکدههای دوره ساسانی می شمارد و می گوید که مرند روزگاری در عهد ساسانیان پایتخت شهرستان ( واسپورگان ) بوده است. واژه گول تپه که به این قلعه اطلاق می شود شکل پهلوی و آذری گل فارسی است که معنای آتش وافگر آتش و شعله آتش دارد و کول در ترکی به معنی خاکستر و در کردی به معنی آتش است.
محراب مسجد جامع
مسجد جامع مرند یک بنای تاریخی و ارزشمند است که ماجراهای زیادی در دل خود دارد. در روزگار ساسانی آتشکده معروفی بوده که با سکونت ارامنه در این منطقه کلیسا شده و در قرن سوم هجری قمری با گرویدن مردم به دین اسلام آتشکده و کلیسا به مسجد تبدیل شده است.
احداث کلیسا در شهر مرند با توجه به فرار ترسایان و نسطوریان در قرن پنجم میلادی از ستم امپراتوری روم شرقی و کشیشان متعصب مسیحی به این منطقه، باورکردنی است
.
بر بالای محراب بسیار زیبای مسجد سنگنوشتهای با این کلمهها قرار دارد: «السلطان الاعظم مالک الرقاب الامم ابوسعید خلدالله ملکه ۷۳۱ ه.ق» عرض محراب ۷۵/۲ و ارتفاع آن ۶ متر است که با آیات قرآنی به خط کوفی و گچبریهای بدیع زینت یافته است. مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده است. طبق کتیبهٔ محراب مسجد، این بنا در سال ۷۳۱ هـ.ق در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان از محل خیرات مردم مرند و جزیهاى که در آن زمان از غیر مسلم مىگرفتند به تولیت حسین بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شد
.
امروزه کف مسجد به اندازه سه پله از سطح کوچه مجاور پایینتر است و دالانى به طول ۱۲ متر با سه طاق گنبدی، ورودى را به شبستانها مربوط مىسازد. در سمت چپ این دالان، شبستان جنوبى با گنبدى کم خیز واقع شده که بر فراز آن کتیبهاى از سنگ به چشم مىخورد. چنین به نظر مىرسد که در سال ۷۴۰ هـ.ق در حالى که بیش از ۹ سال از عمر این مسجد نمىگذشت توسط تاج خواجه مرمت شد و توسعه یافت. محوطه اصلى مسجد با سقفى مشتمل بر شش گنبد، فضاى اصلى مجموعه را تشکیل مىدهد
.
محراب به عرض ۷۵/۲ و ارتفاع ۶ متر در جنوب مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنى به خط کوفى و گچبرىهاى زیبا و بدیع است. کتیبه تاریخى محراب در قوس بزرگ بالاى آن دیده مىشود. در فاصله دو ستون تزیینى و گچبرى کنار محراب، نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: عمل عبدالفقیر نظام بندگیر تبریزی در داخل هلال و در پایین دو کتیبه مزبور، کتیبهٔ گچبرى دیگرى به خط رقاع وجود دارد
.
مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده که مطابق کتیبه محراب مسجد، این بنا در سال ۷۳۱ هجری قمری در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان ساخته شدهاست. محراب در قسمت جنوبی مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط کوفی و گچبریهای بدیع میباشد.
نکته قابل توجه اینکه قبر همسر حضرت نوح در این مسجد واقع است
طاق و قلعه هلاکو
از مرند به طرف جلفا در ۲۷ کیلومتری مرند، بقایای یک بنای آجری عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر می کند. این بنای تاریخی که نزد اهالی محل به «کاخ هلاکو» معروف است، در دشت بسیار وسیعی به نام «دشت هلاکو» یا «الاکی» واقع است. آنچه از ساختمان مغولی باقی مانده پی های سنگی و دیوار های قطوری است که مبین محوطه ساختمانی سی متر در سی متر می باشد و بدنه ای از یک طاق مدخل و سر بنا باقی مانده از یک دهم طاق اصلی به علاوه پایه های سنگی چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبی که ویران شده است. بدنه طاق به سبک دیگر بناهای آجری عهد ایلخانی مغول و بر روی پایه سنگی بنا شده است. آن چه فعلا موجود می باشد در حدود ۶ متر ارتفاع دارد. در حاشیه آن اثری از کتیبه کوفی مزین با آجر و کاشی فیروزه ای رنگ دیده می شود که دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اینک مقدار محدود و کمی از کتیبه و تزیینات آن باقی مانده است. قطر بدنه طاق نیم متر در یک متر است و در جبهه خاوری آن قسمتی از بقایای دیوار ساختمان از آجر هنوز باقی است. درست روبه روی این بنا در سمت جنوبی جاده بر روی یک تپه صخره ای نسبتا مرتفع، بقایای دیواره سنگی یک قلعه مخروبه وجود دارد که نزد اهالی محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالی به آن «قلعه هلاکو» نیز می گویند. قلعه حصاری بسیار محکم و عریض می باشد که تا ۵/۳ متر داشته است. تعدادی تکه سفال پارتی نیز در حوالی بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها می توان تاریخ احداث قلعه را به ابتدای هزاره اول قبل از میلاد منسوب نمود
.
قلعه سن سارود
این قلعه در ۲۶ کیلومتری شمال مرند واقع در روستای هرزند بر روی تپهای سنگی و مرتفع قرار دارد. در بخش شرقی قلعه تخته سنگهای بزرگی وجود دارند که قدمت آنها معلوم نیست ولی آثار باقیمانده از جمله قسمتهائی از حصارهای دفاعی قلعه و برجهای نیم استوانهای پیش آمدة آن بنای قلعه را در قرون هفتم و هشتم نشان میدهد. این قلعه میتواند یکی از قلعههای دفاعی منطقه باشد زیرا تقریباً در مرز شرقی ایران و ارمنستان واقع شده است. در جنوب قلعه نیز گورستانی از ادوار اسلامی وجود دارد.
کاروان سرای عباسی یام
این کاروانسرا که به جهت واقع شدن در نزدیکی مرند به این نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام دیگری داشته است کاروانسرای مذکور در ۲۳ کیلومتری مرند و در سر راه جلفا و در دشت الکی واقع شده است تاریخ بنای این کاروانسرا (به سال ۷۳۱ هجری قمری و عهد ابوسعید بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلی خاک آثاری از آن باقی نمانده است این کاروانسرا (یکی از باشکوهترین بناهای زمان خود بوده و شاید هم قلعه یا مقر حکومتی شخص با نفوذی بوده است گروهی به جهت نزدیکی نام محل به نام هلاکوه ایلخان مغول ساختمان این بنا را به هلاکو نسبت می دهند چرا که الکی گاهاً هلاکو خوانده می شود. تا چندین سال پیش سردر کاروانسرا که طاق روی آن خراب شده بود نمایان بود که ارتفاع آن به ۹ متر می رسید. صفحة خارجی آن از نیم ستون زاویه کتیبه ای به عرض ۲۵ سانتی متر شروع می شده که به حروف کوفی نوشته شده بود این حروف از سفال بدون لعاب در زمینة کاشی آبی روشن نوشته شده بود.
یام در زبان تورکی به معنی ایستگاه و مرکز چاپار است.
امامزاده ها و زیارتگاه های مرند
امامزاده احمد
در قسمت غربى شهر و در گورستان کوه امامزاده مرند در ارتفاع ۱۴۰۰ مترى از سطح دریا واقع شده. در جوار این امامزاده آرامگاه دو تن از علماى فاضل و پرهیزگار که مورد احترام خاص اهالى منطقه بودند به نامهاى عارف ربانى مرحوم آیت الله آقاى میرزا على اکبر مرندى و مرحوم عالم ربانى حاج سید جلال آقاى حسینى نیز قرار دارند.
امامزاده ابراهیم
مقبره این امامزاده نیز در داخل شهر انتهاى خیابان ۷ تیر کوى یالدور واقع شده است
گورستان تاریخى باغ مزار
در این باغ سنگ قبرهاى حجارى شده خارائى و مرمرین بسیارى در اشکال مختلف وجود داشت که با انواع خطوط نسخ و نستعلیق و ثلث و طرحهاى دل انگیز تزیین یافته بود و میل هاى خوش تراش سر قبور که عالبا به قرون هشتم و نهم و دهم هجرى تعلق داشتند که متاسفانه در حال حاضر تعداد کمى از آنها بر جاى مانده است.
زندگی نامه ی حضرت آیت الله میرزا علی اکبر مرندی رحمت الله علیه
ولادت
آیت الله میرزا علی اکبر مرندی در سال ۱۳۱۴ هـ . ق. در خانوادهای بسیار متدین و متقی، در شهرستان مرند چشم به جهان گشود.
پدرش، ملاعلی مقدس از علمای وارسته و برجستة آذربایجان بود و به صدق و صفا وعلم و تقوا، معروف بود و به خاطر تقدّس زیادی که در رعایت امور شرعی و حقوق مردم، حتی در مسائل بسیار جزئی داشت، به «مقدس» شهرت یافته بود. مردم با احترام و تجلیل به این بزرگوار مینگریستند و برای رفع مشکلات مادی و معنوی خود، به ایشان مراجعه میکردند و از او رهنمود میطلبیدند. وی حدود سال ۱۳۲۰ هـ . ق. رحلت کرد؛ ولی از خود یادگاری بس ارزنده به جا گذاشت که مورد نظر پروردگار قرار گرفت. این یادگار کسی جز حضرت آیت الله آقا میرزا علی اکبر مرندی نبود.
تحصیلات
او پس از رحلت پدر، دروس مرسوم آن عصر را نزد آقا شیخ محمد حسین رفیعیان و حاج شیخ باقر مجتهدی مرندی، به بهترین وجه آموخت و برای ادامة تحصیلات و طی مراحل عالی حوزوی، به حوزة علمیة تبریز عزیمت کرد و با جدّیت و پشتکار تمام و علاقة وصف ناپذیر، به کسب علم پرداخت و محضر علمای نامی آن عصر را درک کرد؛ از جمله آیت الله العظمی حاج میرزا ابوالحسن انگجی (متوفا: ۱۳۱۷ هـ . ق) که آیت الله مرندی عمدة تحصیلاتشان در تبریز محضر ایشان بود.
زنوزق ماسوله آذربایجان
یکی از منحصربه فردترین روستاهای تاریخی و طبیعی ایران روستای زنوزق است. این روستا در کنار شهر زنوز و در ۳۰ کیلومتری شمال غربی شهرستان مرند استان آذربایجان شرقی واقع شده است. شهری که سومین دارالفنون ایران در آنجا تاسیس شده و به همین دلیل سطح تحصیلات عمومی مردم این شهر و روستاهای اطراف بالاست. زنوز متعلق به دوره صفویه روستایی است پلکانی مانند ماسوله، غرق در رنگ مانند ابیانه و احاطه شده در میان کوه های بلند مانند پالنگان
.
روستای زنوزق
روستاهای ماسوله، ابیانه و پالنگان از زیباترین روستاهای ایران هستند. روستاهایی که نام و آوازه آنها به تمام جهان رسیده است. اما زنوزق باوجود این که تمام ویژگیهای این روستاها را یکجا در اختیار دارد هنوز ناشناخته و گمنام است. روستایی پلکانی مانند ماسوله، سنتی، مهربان و غرق در رنگ مانند ابیانه و محصور در بین کوههای بلند مانند پالنگان.
زنوزق تاریخیترین روستای پلکانی ایران است که در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستایی با ۴ هزار جمعیت.با این که روستای زنوزق به گواه کارشناسان دولتی و خصوصی از بالاترین پتانسیل بالقوه در مباحث گردشگری برخوردار است اما گمنامی این روستا به واسطه عدم معرفی مناسب از سوی کارشناسان دولتی باعث شده است فعالیتهای متمرکز برای ارتقا وضعیت این روستا در مباحث گردشگری بسیار کم رنگ و کم اثر باشد.به طوری که این روستا علاوه بر میزبانی گردشگری نامتمرکز حتی به جز موارد نادر مورد بازدید جدی مسئولان دولتی قرار نگرفته است.
«اکبر تقی زاده» رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان آذربایجان شرقی در بازدیدی که از این روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاکید بر این که این روستا و آثار تاریخی موجود در آن مورد توجه کارشناسان میراث و گردشگری قرار گرفته جشنواره سیب را عامل مهمی در معرفی هرچه بهتر این روستا عنوان کرد. در بازدید دیگری که مهندس «محبعلی» رئیس پژوهشکده بافت و ابنیه سازمان میراث فرهنگی کشور از شهر زنوز و نقاط پیرامون آن داشت معماری ویژه قیزیل کرپی( پل طلایی) و بافتهای دیگر تاریخی این شهر و روستا را جز منحصر به فردترین بافتهای موجود در روستاهای کشور اعلام کرد.
قیزل کرپی
خیابان اصلی زنوز را به سمت شرق که طی کنید دورنمای یکی از زیباترین روستاهای ایران با حفظ تمام سنتها و آیین های خود متجلی میشود. روستایی پلکانی که در تمام حیاط و پشت بامهای آن طبقهای برگه زردآلو دیده میشود.
روستایی که به درختان عظیم سپیدار ختم شده و به وسیله همین پوشش سبز و بلند از دیگر جاذبههای منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم این روستا مانند روستاهای زمهریر و درق تولیدات محصولات سردرختی مانند سیب، زردآلو و گردو است. رمههای گوسفند نیز در گوشه کنار دشتهای اطراف روستا دیده میشوند که برای مردم این روستا به منزله ثروتی عظیم محسوب میشوند.
از اولین کوچه سربالایی روستا به داخل می رویم. کوچهها و خانههای این روستا به طرز عجیبی هویت تاریخی خود را حفظ کردهاند. شاید اگرهر گردشگری تنها چند قدم در این کوچهها بردارد و چهره سوخته زنان و کودکان را کنار دیوارهای کاهگلی ببیتد زمان و تاریخ را فراموش کند.
آبی، سبز، نارنجی و گاه قرمز عمدهترین رنگی است که در لباس زنان این روستا به چشم میخورد. زنانی سختکوش و خندان. کمتر چهرهای در این روستا را بدون خنده میتوان دید. با این که از لحاظ اقتصادی مردمان مرفهی نیستند اما طبیعت و زلالی آن، چنان صفایی به مردمان روستا داده است که در قرن ۲۱ کمی غیرعادی به نظر میرسد.
زنوزق بیشک یکی از منحصربهفردترین روستاهای تاریخی و طبیعی ایران است . در این روستا خانههایی دیده میشوند که مربوط به دوره های صفوی است. گورستان این روستا نیز حکایتهای زیادی دارد. سنگ نوشتههایی در این گورستان وجود دارد که با استناد به خورشیدهای حک شدهاش میتوان آنها را به دورههای میترائیسم نسبت داد
.
زنوزق روستایی است که مجموعه عوامل طبیعی و تاریخی آن، میتواند آن را به یکی از ممتازترین روستاها در مباحث فرهنگی و گردشگری تبدیل کند. امری که تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهای مختلف که در صدر آنها گروه مشاورین «پرآسمون» دیده میشود تلاشهای گستردهای را برای معرفی و رساندن این روستا به جایگاه واقعی خویش آغاز کردهاند.
«حسن خلیلی زنوز» مدیر طرح توسعه کالبدی شهر زنوز و حومه یکی از این اشخاص است. او که مدیریت گروه مشاورین پرآسمون را در اختیار دارد مطالعات گسترده ای را در مورد شهر زنوز و روستاهای آن آغاز کرده است.
خلیلی میگوید:«در بعضی جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربایجان نام برده میشود که این قیاس اصلا صحیح نیست. با این که ماسوله یکی از زیباترین روستاهای کشور است اما مجموعه عواملی که در زنوزق گردهم آمدهاند در هیچ روستایی حتی ماسوله وجود ندارد.» شاید اغراق نباشد اگر حق را به این گروه مشاور و همفکرانشان داد. مجموعه جاذبههای طبیعی و تاریخی که در این روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد یکی از نادرترین پتانسیلهای گردشگری ایران است.
از سیب و زردآلو و عسل که هرکدام به عنوان یک شاخصه برای این روستا محسوب میشود بگذریم کوهها و تفرجگاههای مستعد فراوانی در حاشیه این روستا وجود دارد که هر کدام به تنهایی در ایام مختلفی از سال پذیرای گردشگران خارجی و داخلی است. کوههای سلدرم، سد زنوز و توپوگرافی اطرافش، باغ زیبای امینی، چشمه های آب معدنی فراوان و دشتهایی در ارتفاع ۲ هزار متری از سطح دریا که اردیبهشت آنها همانند تکهای جدا شده از بهشت است.
با این که این روستا طی ماههای اخیر مورد توجه کارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتی در مورد بافت تاریخی و روستایی آن رعایت میشود اما تا چندی قبل ارگانهای مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هویت تاریخی این روستا اقداماتی را در جهت ایجاد رفاه مردم انجام دادهاند که آسیب جدی به این روستا وارد کرده است.اقداماتی مانند جدولکشی و آسفالت که در صورت مطالعه بیشتر میتوانست به شکل بهتری همگون با بافت طبیعی روستا انجام شود.
شاید به همین دلیل است که مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداری و گروه مشاورین پرآسمون در تلاشند تا زمینه ثبت این روستا در فهرست میراث فرهنگی را به وجود آورند تا حساسیت نگهداری از این روستا برای تمام ارگانهای منطقه محرز شود. امری که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان فرهنگی بسیار پیشتر از این باید انجام میگرفت.
با این که بسیاری از کارشناسان معتقدند ثبت این روستا در فهرست یونسکو سالهاست به تاخیر افتاده اما شاید این تاخیر به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر کمتر روستایی در ایران وجود دارد که تمام بافتها، سنتها و پوششهای قدیمی خود را حفظ کرده باشد.
به باور برخی کارشناسان روستای زنوزق متعلق به دوره ایلخانان است اما بنظر میرسد تارخ روستا به دورا ن پبشتر از آن میرسد و ابراز کنند گان نظر یه مزبور به برخی از سنگ قبور موجود در قبرستان این روستا توجه نموده و ازبرسی بیشتر کوتا هی کرده اند
بنا بر برخی از نظرات درخصوص نام روستا که به نظرصحیح میرسد بدلیل قرارگیری در ارتفاعات شهر زنوز ابتدا نام آن زنوز داغ بوده که به جهت تکثر استفاده در ترکی آذربایجانی به زونزاغ تبدیل گردیده است و در زبان فارسی به زنوزق اشتهار یافته است
قلعه زنوزق در ارتفاع و روستا در شیب تند قرار دارد و مامن مناسبی جهت روسنا ئیان در مقابل حمله دشمنان بوده است . به اظهار برخی از روستائیان این قلعه بصورت دژمستحکم ساخته شده بود
.
شهرستان جلفا
جلفا
شهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادیشهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیهرود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قرهضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شدهاست.
شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شدهاست. این شهر بهدلیل مرزیبودن، اهیت ویژهای پیدا کردهاست و از اینرو بازارچههای متعددی در آن ایجاد شدهاند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرمتر و ملایمتر است و تابستانهایی نسبتاً گرم و زمستانهایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.
اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن میگویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته بهدلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عدهای نیز بهکار در اینگونه مراکز مشغول شدهاند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بودهاست که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بودهاند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بودهاست.
در زمان حکومت شاه عباس به دلیل وقوع جنگهای ایران با روسیه و عقبنشینی نیروهای ایرانی، جلفا به دلیل اینکه جایگاهی برای تجدید قوای نیروهای روس نباشد، بهطور کلی نابود شده و ساکنان اصلی آن به اصفهان منتقل شدند. امروزه در این شهر محلهای به نام جلفا وجود دارد که اهالی این محله از ساکنان اصلی جلفای آذربایجان هستند.
رودخانه همیشه خروشان ارس
اَرَس نام رودخانهای نسبتاً پرآب و خروشان است که از منطقه مین گوئل در آناتولیترکیه سرچشمه گرفته، از مرز ترکیهنخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می پیوندد و با آن به دریای خزر میریزد
رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.
این رود میان مردم منطقه آراز نامیده میشود.
آسیاب خرابه
آسیاب خرابه (خارابا دییرمان) یکی از جایهای دیدنی و توریستی استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان جلفا و در چندکیلومتری مرز ایران با جمهوری آذربایجان واقع شدهاست. آسیاب خرابه، آسیابی آبی است که سالها پیش مورد استفادهٔ مردم منطقه بودهاست؛ ولی اکنون بهدلیل تخریب قسمتهای عمدهٔ آن کاربردی ندارد و بههمین دلیل به «آسیاب خرابه» شهرت یافتهاست. ارتفاع آسیاب ۱۰ متر و مساحت محوطهٔ پایینی آن ۲۰۰ متر مربع میباشد. در آسیاب خرابه آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری پدید آمدهاند که از بالای آسیاب بهسمت پایین سرازیر میشوند. آب این آبشارها از چشمههای متعدد موجود در بالای آسیاب که از کوه کیامکی سرچشمه میگیرند، تأمین میگردد
کلیسا خرابه
کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه)
یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّه ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.
نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد
منبع:http://maranddailynews.ir/?page_id=37
روزگاري مريد ومرشدي خردمند در سفر بودند. در يکي از سفر هايشان در بياباني گم شدند وتا آمدند راهي پيدا کنند شب فرا رسيد. نا گهان از دور نوري ديدند وبا شتاب سمت آن رفتند. ديدند زني در چادر محقري با چند فرزند خود زندگي مي کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نيز از شير تنها بزي که داشت به آن ها داد تا گرسنگي راه بدر کنند. پندها:
روز بعد مريد و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسير، مريد همواره در فکرآن زن بود و اين که چگونه فقط با يک بز زندگي مي گذرانند و اي کاش قادر بودند به آن زن کمک مي کردند،تا اين که به مرشد خود قضيه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکي تامل پاسخ داد:"اگر واقعا مي خواهي به آن ها کمک کني برگرد و بزشان را بکش!".
مريد ابتدا بسيار متعجب شد ولي از آن جا که به مرشد خود ايمان داشت چيزي نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاريکي کشت واز آن جا دور شد....
سال هاي سال گذشت و مريد همواره در اين فکر بود که بر سر آن زن و بجه هايش چه آمد.
روزي از روزها مريد ومرشد قصه ما وارد شهري زيبا شدند که از نظر تجاري نگين آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصري در داخل شهر راهنمايي کردند.صاحب قصر زني بود با لباس هاي بسيار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمي از مسافرين استقبال و پذيرايي کرد، و دستور داد به آن ها لباس جديد داده و اسباب راحتي و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهاي موفقيت وي جويا شوند. زن نيز چون آن ها را مريد و مرشدي فرزانه يافت، پذيرفت و شرح حال خود اين گونه بيان نمود:
سال هاي بسيار پيش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزي که داشتيم زندگي سپري مي کرديم. يک روز صبح ديديم که بزمان مرده و ديگر هيچ نداريم. ابتدا بسيار اندوهگين شديم ولي پس از مدتي مجبور شديم براي گذران زندگي با فرزندانم هر کدام به کاري روي آوريم.ابتدا بسيار سخت بود ولي کم کم هر کدام از فرزندانم موفقيت هايي در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمين زراعي مستعدي در آن نزديکي يافت. فرزند ديگرم معدني از فلزات گرانبها پيدا کرد وديگري با قبايل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتي با آن ثروت شهري را بنا نهاديم و حال در کنار هم زندگي مي کنيم.
مريد که پي به راز مسئله برده بود از خوشحالي اشک در چشمانش حلقه زده بود.
هر يک از ما بزي داريم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و بايد براي رسيدن به موفقيت و موقعيت بهتر آن را فدا کنيم.
هم به نعل، هم به ميخ
هر چند موضع جسورانه تركيه در قبال ايران، برخي غربي ها را ترسانده است، اما آيا اين اعلام استقلال جديد، نمايشي است يا واقعي؟
اظهار نظر نخست وزير تركيه در نشست سران عرب كه در ليبي برگزار شد و انتقاد تند اردوغان از اقدامات اسراييل در بيت المقدس، تحسين گسترده محافل عربي را براي تركيه به همراه داشت.
اما بايد گفت جسارت نوظهور آنكارا در خاورميانه تنها به سخنراني هاي تند مقامات اين كشور محدود نمي شود. در دو سال گذشته، ترکيه تلاش هاي واسطه گرايانه اي را ميان سوريه و اسراييل آغاز كرده، سنّي هاي عراق را به مشاركت در عرصه سياسي تشويق نموده و تلاش كرده است اختلافات فرقه اي را در لبنان كاهش دهد.
بدون شك رهبران تركيه و به ويژه احمد داود اوغلو، وزير امور خارجه اين كشور، ديدگاه جديدي براي نقش بين المللي كشورشان در نظر گرفته اند، اما مشخص نيست كه آيا مي توانند از پس عملي كردن بلندپروازي هاي بزرگ خود برآيند؟ در عين حال، برخي معتقدند كه نفوذ منطقه اي تركيه كمي بيشتر از حد صحبت است و مخالفت سرسختانه اين كشور در مقابل تحريم هاي ايران مي تواند آزمايش تعيين كننده اي بر آمادگي تركيه براي عملي كردن اين صحبت ها باشد.
استقلالي كه تركيه جديداً به دست آورده، كمي بيش از حد معمول در آمريكا و اروپا هراس ايجاد كرده است، چرا كه آنها به صورت نوستالژيك همچنان به ياد وفاداري اين كشور به بلوك غرب در دوران جنگ سرد هستند. ديدار اخير صدر اعظم آلمان از تركيه به دليل اختلافات فراواني كه در حوزه هاي گوناگون - از مسأله پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا كه آنگلا مركل تلاش مي كند از آن جلوگيري كند گرفته تا مخالفت تركيه با اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران - وجود داشت به نتيجه اي نرسيد. در اين زمينه اردوغان در مصاحبه اي اعلام كرده كه به دنبال يافتن راه حلي ديپلماتيك است. اظهارات اوباما در مورد جمع آوري آرا براي اعمال تحريم ها، تركيه را در وضعيتي قرار داده كه بايد هر چه زودتر طرف خود را انتخاب كند.
تركيه به علت در دست داشتن تركيب بي نظيري از ابزارهاي اقتصادي و سياسي، احتمالاً توانايي واسطه گري و يافتن راه حل ديپلماتيك براي مشكل هسته اي ايران را در خود مي بيند. اين كشور مشاركت اقتصادي محكمي با جمهوري اسلامي ايران دارد كه شامل 10 ميليارد دلار مبادلات تجاري سالانه است. همچنين مقامات دو كشور روابط دوستانه اي با يكديگر دارند. از طرفي تركيه از يك كرسي در شوراي امنيت سازمان ملل برخوردار است كه يك رأي مستقل بالقوه براي هر گونه قطعنامه تحريم به حساب مي آيد.
رييس جمهور تركيه در ديدار با برخي مقامات آمريكايي، روابط دوستانه تركيه را با ايران، شكلي از يك واقع گرايي سياسي دانسته اند كه به علت مجاورت جغرافيايي دو كشور ضروري به نظر مي رسد. به گفته عبدالله گُل، افزايش نفوذ ايران در منطقه حقيقتي است كه تركيه از آن تقدير مي كند. گُل مانع اوليه توافق با ايران را نبود عدالت در تلاش هاي بين المللي دانسته كه به منظور تحت فشار قرار دادن ايران صورت مي گيرد. به عقيده وي، تصور جمهوري اسلامي ايران اين است كه نه به دليل نقض اصول كاربردي جهاني، بلكه به دليل توطئه اي از پيش طراحي شده جهت تضعيف نظام، مورد هدف قرار گرفته و اين عقيده است كه رهبران ايران را به سوي بيانيه هاي ضد آمريكايي سوق مي دهد.
رييس جمهور تركيه حذف كليه سلاح هاي هسته اي را از خاورميانه، راه ديگري براي كنار آمدن با ايران مي داند.
اظهارات تركيه گرچه ممكن است كساني را که خواهان انزواي اين کشور هستند نااميد كند، اما دولت تركيه چندان هم مصالحه ناپذير به نظر نمي رسد. از طرف ديگر، مقامات تركيه هم از ريسك هاي ايران مجهز به سلاح هسته اي آگاهند و با توجه به همسايگي با ايران، پيشرفت هاي اقتصادي و ديپلماتيك با ارزشي را كه طي سال ها به دست آمده، در خطر مي بينند، اما آنكارا اميدوار است با تصميم قاطعي كه اتخاذ كرده، از رسيدن قطعنامه تحريم به شوراي امنيت جلوگيري كند؛ هر چند اگر آمريكا بتواند از وتوي روسيه و چين رهايي يابد، ديگر جايي براي مقاومت تركيه باقي نمي ماند! مخالفت با آمريكا و اروپا بر سر چنين مسأله مهمي، شكافي عظيم ميان تركيه و متحدان غربي آن کشور به وجود مي آورد؛ مسأله اي كه به نظر نمي رسد تركيه تمايل داشته باشد به سوي آن گام بردارد. بنابراين ، تركيه نمي تواند مدعي استقلال در خاورميانه باشد، بلكه بيشتر قدرتي در حال توسعه است كه ميان دو قدرت ديگر قرار گرفته است.
تلاش هاي ديپلماتيك تركيه، هدف كوتاه مدت اين كشور را مبني بر داشتن روابط خوب با همه كشورها محقق كرده است، اما هدف بلند مدت كاهش تنش ها بين ايران و غرب به نتيجه نرسيده است. البته بايد گفت برنامه تركيه براي حل و فصل مسأله ايران، در جهت تلاش بين المللي براي ترغيب و تحت فشار گذاشتن ايران است تا اين كشور بپذيرد استفاده صلح آميز از برنامه هسته اي خود را به تأييد جهاني برساند.
منبع : مجله اقتصاد ایران










