فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com
چرا ما ایرانیان فقیریم؟!

 

چرا ما ایرانیان فقیریم؟!

 

نوع نگاه ماست که دنیای ما و سال جدید را میسازد.تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است!

 

به گزارش افکارنیوز، کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.

تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.

ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که ۸۰ درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می ‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی کشور سوئیس است.

کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.

سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده‌است (بانک‌های سوئیس).

افراد تحصیل ‌کرده‌ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می گیرند، در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد و فعال تبدیل می‌شوند.

 

پس تفاوت در چیست؟

تفاوت در رفتارهایی است که در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:

۱ .اخلاق به عنوان اصل پایه

۲.وحدت

۳.مسئولیت پذیری

۴.احترام به قانون و مقررات

۵.احترام به حقوق شهروندان دیگر

۶.عشق به کار

۷.تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده

۸.میل به ارائه کارهای برتر و فوق‌العاده

۹.نظم ‌پذیری

۱۰.دروغ کثیف‌ترین فعل غیر انسانی دنیا است

اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند.

 

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است

کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت

کسی که از وطنش حرف میزند توسط عده ایی مخالف مذهب شناخته میشود.

کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند

انسانهای منظم و منطقی افراد خشک وحوصله سر بر هستند

انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند.

 جوانان بسیار ساعی وکوشا، خرخوان نامیده میشوند.

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند.

و......... شما بگوئید...!!

باید از خودمان شروع کنیم و از همین لحظه،

ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا اینکه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده‌است.

ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان چنین سبب شده‌است.

ما برای آموختن و رعایت اصول فوق که (توسط کشورهای پیشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستیم.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۴ توسط احمد عاقلي
http://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/s480x480/e35/14659239_1349552508422823_5449050327267409920_n.jpg?ig_cache_key=MTM3Mzk1NjA5NDA0NDU5NTczMA%3D%3D.2

 

حماقت نوع بشر انتها ندارد

 

وقتی "سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد  یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش  به نشانه ی بردگی بریده بودند را بالای سر خودش می بیند , در ابتدا می ترسد , اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد , با او هم کلام می شود.

برده , از ستم هایی که طبقه اشراف مصر بر او روا داشته بودند می گوید , از فئودالیسم بسیار شدید حاکم بر آن روزهای مصر .

برده , از سینوهه خواهش می کند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و  معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود , جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم رانوشته اند برای او بخواند.

سینوهه از برده سئوال می کند که چرا می خواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید : سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم, همسر زیبا و دختر جوانی داشتم , مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود . روزی او با پرداخت رشوه به ماموران فرعون , زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مر برای کار اجباری به معدن فرستاد , سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم , اکنون از از معدن رها شده ام , شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...

سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند:

((او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود , او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است...))

در این هنگام , برده شروع به گریه می کند و می گوید (( آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش...))

سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده , باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟

و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : (( وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند , من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم ؟))

 
و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند , می نویسد :

(( آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد!))

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۴ توسط احمد عاقلي

http://media.mehrnews.com/old/Original/2013/01/925506.jpg 

 

در مغز مخالفین ایران چه می گذرد؟

 

هدف اصلی ذهنیت علیه ایران، اقتصاد ایران است تا رشد نکند، ضعیف بماند و فقیر شود.

دکتر محمود سریع القلم - استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

چگونه می‌توان قدری به حقیقت محاسباتی درون مغزهای مخالفین ایران نزدیک شد؟

تاریخ روابط بین الملل نشان می‌دهد که عنصر اعتماد در روابط میان کشورها به سختی بدست می‌آید. اگر اعتماد به منافع قفل نشود شاید اصلاً بدست نیاید. کشورهای اروپایی چون اقتصادشان را به هم وصل کردند توانستند تا حد مناسبی، قواعد اعتماد را میان خود برقرار کنند.

چین و آمریکا چون تبادل می‌کنند مجبورند قدری به هم اعتماد کنند تا منافع آن‌ها حفظ شود. آمریکا در سال ۲۰۱۵، ۴۸۲ میلیارد دلار از چین وارد و ۱۱۶ میلیارد دلار صادر کرد. اما روسیه و آمریکا چون به لحاظ اجتماعی و اقتصادی کاری با هم ندارند، روابط ملتهب سیاسی و تقابل دائمی امنیتی دارند.

حالا این قواعد را به ایران و خاورمیانه دلالت دهیم. از یک طرف، توان بالفعل فرهنگی، اجتماعی، علمی و فکری ایران و توان بالقوه نظامی و اقتصادی او در شاقول‌های ارزیابی، قابل مقایسه با هیچ کشور منطقه‌ای دیگری نیست. از طرف دیگر ایران با توان‌مندی‌های بالقوه‌ای که می‌تواند پیدا کند می‌خواهد راه رشد را تنها طی کند و در پی شریک نیست. از طرف سوم، نه ایران به لحاظ اقتصادی به همسایگان خودش قفل است و نه آن‌ها را قبول دارد و با ادبیات مختلف، عموم آن‌ها را نفی می‌کند.

در علم روابط بین‌الملل گفته می‌شود سخت ‌ترین کار تحلیلی، ورود در مغز طرف مقابل است. حال باید ببینیم طرف‌های ایران در منطقه، با ذهنیتی که از اهداف و رفتار ایران دارند، در مقابل چه ذهنیتی را درست کرده‌اند و چگونه نوعی قبضه شناختی (Cognitive Capture) در ذهن جهانیان نسبت به ایران ایجاد نموده‌اند.

حدسی پیرامون ذهن طرف مقابل: نه می‌شود ایران را حذف کرد و نه می‌توان به آن حمله کرد مگر اینکه خود ایران، محرکۀ تقابل باشد. اگر ایرانی‌ها رشد کنند و یک قدرت منطقه‌ای اقتصادی نظامی شوند ضمن اینکه ما اعراب را قبول ندارند، بقیه به حاشیه خواهند رفت. افزایش قدرت ایران یعنی اینکه تهران برای منطقه، دستور کار مشخص خواهد کرد.

کشورهای منطقه در مواضع رسمی و رسانه‌های خود، دهها مدرک و شاهد برای این ذهنیتی که از ایران پیدا کرده‌اند ارائه می‌دهند. آیا این ذهنیت دقیق است؟ صحت دارد؟ اگر علمی و منصفانه قضاوت کنیم، مجموعه خروجی‌های ایران ضد و نقیض است. هم مثبت فراوان است و هم منفی. ولی چون اعتماد نیست، گیرنده‌های منطقه‌ای فقط منفی‌ها را می‌گیرند و برای مخالفت با ایران، آن‌ها را چند برابر نشان می‌دهند. شبکه مخلوط مثبت و منفی در مجموع، اعتماد را از میان بر می‌دارد زیرا طبع بشر یک منفی را از صد مثبت بزرگتر می‌بیند. اعتماد مراقبت ثانیه‌ای می‌طلبد تا برقرار باشد.

چون طرف مقابل، ذهنیت منفی دارد، تمام سیگنال‌های مثبت را رد می‌کند و به ذهنیت نهادینه شده خود نمی‌تواند تردید کند (Cognitive Dissonance). در شرایط سخت فعلی نه تنها ذهنیت بسته شده بلکه برای تعمیم و جهانی کردن این ذهنیت، مداری بزرگتر از این ذهنیت برای عموم ترسیم شده است. در خاورمیانه فعلی، نوعی جنگ اطلاعات نادرست وجود دارد که البته شرکت‌های تولید کننده تسلیحات در شرق و غرب از این فضای ناامنی و بی‌ثباتی، بسیار بهره‌بردای می‌کنند.

کانون تحریم‌ها از داماتو در سال ۱۹۹۶ تا کنون، جلوگیری از قدرتمند شدن ایران بوده است. تحولات پس از برجام نیز بخوبی نشان می‌دهد این تئوری همچنان پابرجاست. تداوم یک ذهنیت نظامی-امنیتی- توسعه طلبانه از ایران در کنار تحریم‌های اقتصادی حرکت می‌کند. بی دلیل نیست که عمدۀ کار سخنگوی وزارت خارجه، "تکذیب" است.

چینی‌ها به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصاد و نظامی در تبلیغات گستردۀ جهانی مرتب به همه می‌گویند: افزایش قدرت چین به نفع صلح جهانی است. قدرت نرم چین (Ruan Shili): شامل ۵۰۰ مؤسسه کنفوسیوس شناسی در ۱۴۰ کشور و تدریس مکتب کنفوسیوس در هزار مؤسسه یا دانشگاه در دنیا، برگزاری سال نو چینی در ۲۰۰۰ شهر در ۱۴۰ کشور، تأسیس خبرگزاری در ۱۶۲ شهر جهان، خرید ۳۲ رادیو در ۱۴ کشور و بهره‌برداری گسترده از تبلیغات بیلبورد در اقصی نقاط جهان می‌شود. چین حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال برای چهره‌سازی خود در جهان هزینه ‌می‌کند. این در شرایطی است که دیپلماسی عمومی آمریکا حدود ۶۷۰ میلیون دلار هزینه دربر دارد.

اگر از علم معنا و واژه‌ها (Semantics) بهره گیریم، خواهیم دید واژۀ ایران عموماً با واژگان منفی مانند توسعه طلب، جنگ‌طلب، جنگجو، معترض و امثالهم مترادف قرار داده می‌شود. با توجه به محدودیت‌های رسانه‌ای ایران، طرف‌های مقابل در مقیاس بین‌المللی فعالیت می‌کنند و ذهنیت می‌سازند. این ذهنیت نه تنها، سیاست خارجی را دچار اختلال و بحران‌های روزمره می‌کند بلکه در حوزۀ اقتصادی نیز مانع از ورود جدی و پایدار سرمایه‌گذارن و شرکت‌ها می‌شود. این دقیقاً هدفی است که مخالفین دنبال می‌کنند که ایران را کشوری ناامن، غیر قابل اتکا و نظامی جلوه دهند.

بی دلیل نیست که قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه برای مخالفت با ایران خیلی سراغ وزارت خارجه یا دفاع آمریکا نمی‌روند بلکه کانون فعالیت‌های ‌آن‌ها در وزارت خزانه‌داری است تا مانع از معاملات دلاری ایران شوند. شاید نزدیک به ۹۰ درصد از مخالفت با ایران در خود منطقه باشد. آمریکا محل عملیاتی کردن این مخالفت است. کانون تئوریک ذهن مخالفین ایران، جلوگیری از توان مالی و سرمایه‌گذاری است. این باعث می‌شود تا ساختار عمرانی، بهداشت، آموزش، حمل و نقل، اشتغال و کارآفرینی در حدّ ۱۰ درصدی و بلکه بقا ادامه پیدا کند.

هدف اصلی ذهنیت علیه ایران، اقتصاد ایران است تا رشد نکند، ضعیف بماند و فقیر شود. وقایع منفی به مراتب بیشتر از کلمات منفی در حافظه انسان‌ها دوام دارد. تغییر این ذهنیت منفی منطقه‌ای تابع ارزیابی‌هایی خواهد بود که ما از آینده اقتصاد ایران خواهیم داشت.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۴ توسط احمد عاقلي

   مراحل استاندارد يوگاي خنده


مراحل استاندارد يوگاي خنده

 

درهريك ازباشگاه‌هاي خنده، سبك و شيوه خاصي براي اجراي مراحل گوناگون يوگاي خنده و خنده‌درماني گروهي عرضه مي‌گردد كه چگونگي آن به موقعيت منطقه‌اي كه باشگاه در آن واقع است، و نيز به سليقه‌هاي گردانندگان باشگاه‌ها بستگي دارد. اما شكل استانداردي هم براي اجراي تمرينات يوگاي خنده وجود دارد كه مراحل آن به ترتيب زير است (حداكثر زمان لازم براي اجراي مراحل زير بيست دقيقه است):


گام‌ اول – تمرين تنفس: اعضاي باشگاه، صبح زود در محل از قبل تعيين شده گردهم مي‌آيند و تحت فرمان‌هاي رهبر گروه، به تمرين مي‌پردازند. جلسه با تمرين تنفس عميق، شروع مي‌شود‎؛ به اين ترتيب كه افراد گروه در حالي‌كه دست‌هاي‌شان را به‌صورت كاملاً صاف و عمودي به آسمان بلند مي‌كنند با فرمان رهبر گروه، پنج بار نفس عميق مي‌كشند. در هر تنفس، اعضاي گروه پس از حبس نفس در سينه و منبسط كردن بدن‌شان به آرامي، نفس‌شان را از سينه خارج كرده، در همان حال كمي به سمت پايين خم مي‌شوند. اين تمرين، شبيه پراناياما يا تالاسانا در يوگاست.


گام دوم – تمرين هوهو هاها: همه اعضا، در حالي‌كه هم‌چنان دست‌هاي‌شان رو به بالاست كمي دست‌هاي‌شان را از آرنج خم كرده، هم‌زمان با كف زدن با ريتم ٣ و ٢ و ١... ٢ و ١ شروع به هو‌هو... هاها كردن مي‌كنند. براي اجراي اين گام، منشأ صداهاي خنده بايد از قسمت ناف، و دهان در حالت نيمه‌باز باشد و فرد حركت بالا و پايين رفتن شكم را احساس كند. اين تمرين حداكثر ده تا پانزده مرتبه صورت مي‌گيرد.


گام سوم – نرمش: در اين مرحله با فرمان رهبر گروه، نرمش عضلات گردن و شانه‌ها همراه با برخي حركات كششي انجام مي‌گيرد (هر نرمش حداكثر پنج بار).


گام چهارم– خنده بزرگ يا خنده از ته دل: با صدور فرمان يك، دو، سه از طرف رهبر گروه، اعضا با بلند كردن هر دو دست‌شان به آسمان و نگاه كردن به چهره ديگر اعضا، در طرف راست و سپس برگشتن و نگاه كردن به چهره افرادي كه در سمت چپ‌شان قرار دارند، با به كار بردن كمترين زور و بيشترين هيجان از ته دل، شروع به خنده مي‌كنند. (از اين مرحله به بعد، در پايان هر گام تمرينات با سه‌بار كف زدن و دوبار نفس عميق كشيدن دنبال خواهد شد).


گام پنجم– خنده سلام هندي: اعضا كف دست‌هاي‌شان را در جلوي صورت‌شان روي هم قرار داده، حداقل به چهار نفر از هم گروه‌هاي خود با صداي متوسطي از خنده سلام مي‌كنند.


گام ششم– خنده بي‌صدا: در اين مرحله، اعضا تا آنجا كه ممكن است دهان خود را باز مي‌كنند و با نگاه كردن به چهره همديگر بدون ايجاد صدايي مي‌خندند و از همديگر مي‌پرسند و جواب مي‌دهند: چطوري؟... عالي‌ام... خيلي عالي.
توجه: به هنگام اجراي خنده بي‌صدا لازم است كه از فشار آوردن بيش از اندازه بر خود پرهيز كنيد.


گام هفتم – خنده با دهان بسته: در اين نوع خنده، اعضا در حالي‌كه دهان‌شان كاملاً بسته است، سعي مي‌كنند، بخندند و در حين خنديدن، اداهاي گوناگوني از خود درمي‌آورند. اجراي اين تمرين براي ريه‌ها، عضلات شكم، و نيز براي اعضا و احشا داخلي بدن فوق‌‌العاده مفيد و مؤثر است.


گام هشتم – خنده متوسط يا خنده نجيبانه: اين نوع خنده، بسيار آرام‌بخش و تمدد كننده اعصاب است و صداي آن، نه خيلي بلند است و نه خيلي آهسته. براي اجراي اين نوع خنده، اعضا در حالي‌كه دست‌هاي‌شان را در بالاي سر و زير سينه‌شان به هم مي‌كوبند و صداهايي از اين طريق توليد مي‌كنند، با زل زدن به چشمان، چهار يا پنج عضو ديگر خنده‌هاي متوسطي سر مي‌دهند.


گام نهم – خنده تاب: براي اجراي اين مرحله، اعضا با خنديدن به شكل آ اي (AE)... اُ اُ (OO)... اي اي (EE)... اوه اوه (Ooh, Ooh) به آرامي به زمين خم شده و برمي‌خيزند – چنان‌كه گويي گل‌هاي خنده را از روي زمين برمي‌دارند، آن را به سوي آسمان پرتاب مي‌كنند، و همراه با تكان دادن دست و گفتن باي‌باي آنها را بدرقه مي‌نمايند.


گام دهم– خنده يك متري:در اين مرحله اعضا، دست‌هاي خود را به طرفين خود باز كرده، با رعايت فاصله‌اي برابر با يك متر از هم، ضمن كش دادن دست‌هاي خود را به طرفين در سه كشش هه... هه... هه... هاهاها مي‌كنند.


گام يازدهم – خنده شير: اعضا، زبان‌شان را به صورت كامل از دهان‌شان بيرون مي‌آورند، چشم‌هاي‌شان را تا آنجا كه ممكن است باز مي‌كنند، دست‌هاي‌شان را مانند پنجه‌هاي شير در جلوي‌شان امتداد مي‌دهد، و با صدايي كه منشأ آن عضلات شكمي است، شروع به خنده مي‌كنند (به دليل اهميت خنده شير و تأثيرات فوق‌العاده آن، در سطور آينده اين نوع خنده، بيشتر سخن خواهيم گفت).


گام دوازدهم – خنده اُشو يا ايسكون: در اين مرحله كه، اجراي آن اختياري است، اعضا دستان خود را رو به بالا مي‌كنند و با پيچ و تاب دادن بدن‌شان مي‌خندند و صداهايي شاد و بامزه از خود درمي‌آورند.

آخرين گام:
 

در پايان مراحل، اجراي تمرين خنده اعضا هم‌صدا، با رهبر گروه فرياد برمي‌آورند:
من شادترين فرد روي زمين هستم ب... ع... ل... ه‍
من سالم‌ترين فرد روي زمين هستم ب... ع... ل... ه‍
من عضو باشگاه خنده هستم ب... ع... ل... ه‍
البته، در باشگاه‌هاي گوناگون انواع ديگري از خنده، نظير خنده رقصان (خنديدن همراه با جست و خيز كردن و به هوا پريدن نظير خنده‌هايي كه كودكان سر مي‌دهند)، خنده كوكتل يا مركب (خنده‌اي كه در آن اعضاي باشگاه‌هاي خنده، به پنج‌گونه متفاوت از هم‌، نظير هو‌هو، هاها، هي‌هي، اوه‌ اوه، هه هه مي‌خندند)، خنده گاربا، و چند نوع ديگر خنده را به عنوان يكي از مراحل يوگاي خنده، تمرين مي‌كنند.

 

خنده شير

خنده شير از آساناي سيمها مودراي يوگا (حركت شير) برگرفته شده است و از نقاط مشترك عمده بين تمرين‌هاي خنده‌درماني گروهي در باشگاه‌هاي خنده و تمرين يوگا به شمار مي‌رود. براي اجراي خنده شير، شركت‌كنندگان در جلسات خنده‌درماني گروهي با بيرون آوردن كامل زبان‌شان و با باز كردن چشم‌هاي‌شان تا حد ممكن، دست‌هاي‌شان را همچون پنجه‌هاي شير ژست مي‌دهند و با حفظ اين وضعيت، شروع به خنده مي‌كنند. اما در آسناي سيمها مودراي، كه بيشتر در حالت نشسته انجام مي‌گيرد، تمرين‌كنندگان پس از گرفتن وضعيت شير صدايي همچون غرش شير از گلوي‌شان خارج مي‌سازند.
خنده شير، همچون آسناي سيمها مودراي يوگا داراي منافع بي‌شماري است و براي پاك‌سازي و تجديد حيات اعضاي موجود در سر و صورت همچون بيني و چشم و به‌خصوص براي ماساژ دادن و تحريك گلو و لوزه‌ها كاملاً مفيد است.


همچنين از آنجا كه اجراي خنده شير، باعث جريان يافتن بيشتر خون به لوزه‌ها و دفع مواد سمي از آنها مي‌گردد، مناسب‌ترين شيوه، براي پيشگيري از ابتلا به بيماري تورم لوزه‌ها، گلودرد و ساير بيماري‌هاي گلو به شمار مي‌رود و با تمرين منظم، آن ديگر احتياجي به عمل جراحي و برداشتن لوزه‌ها وجود نخواهد داشت.

یوگای خنده چه مزایایی دارد؟

دشمن افسردگی: هنگام خندیدن ترشح هورمون‌های اندروفین و آنكفالین افزایش می‌یابد. با افزایش این دو هورمون که در واقع هورمون‌های سرخوش كننده هستند، حالتی به ما دست می‌دهد كه به آن حالت سرمستی و سرخوشی گفته می‌شود؛ این حالت دقیقا در تقابل با شرایط خلق پایین و افسردگی قرار می‌گیرد.

 

- ماساژ دستگاه گوارش: موضوع جالب دیگر در ارتباط با یوگای خنده این است كه چنین تمریناتی درواقع نوعی ماساژ گرفتن است كه خون مورد نیاز اعضای داخلی بدن را تامین می‌كند و اندام‌های داخلی را ماساژ می‌دهد. این موضوع از این لحاظ جالب است كه ما هرگز نمی‌توانیم اعضای داخلی دستگاه گوارش را از بیرون ماساژ دهیم. در حقیقت فقط با خندیدن است كه این امكان برای دستگاه گوارش فراهم می‌شود.

 

- تقویت كننده عضلات صورت: هنگام خنده با تمریناتی كه روی عضلات صورت، حنجره و فك انجام می‌دهیم، خوب و راحت خندیدن را یاد می‌گیریم. از طرفی خندیدن منجر به سفت شدن پوست صورت و جوان ماندن آن می‌شود.

 

- رفع كمرویی: یكی از مزایای دیگر یوگای خنده برطرف كردن برخی از مشكلات رفتاری مانند خجالتی بودن، یاس و ناامیدی است. برای افراد خجالتی انجام تمرینات یوگای خنده در جمع، كار دشواری است ولی به مرور زمان وقتی می‌بینند كه همه این كار را در كنار هم انجام می‌دهند، خندیدن برایشان راحت‌تر می‌شود. به خصوص وقتی در محیطی قرار بگیریم كه چند نفر در حال خندیدن هستند، این موضوع روی رفتار ما تاثیر گذاشته و منجر به خندیدن ما هم می‌شود.

 

- كاهش اضطراب: تمرینات یوگای خنده برای افراد مضطرب و نگران هم مفید است. خنده با كاهش غلظت هورمون‌های استرس مانند كورتیزول آثار استرس را برطرف می‌كند. فقط كافی است افراد مضطرب تاثیرات مثبت خنده را باور داشته باشند و تمرین كنند.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۳ توسط احمد عاقلي

http://www.atnanews.ir/wp-content/uploads/2016/06/taghavi-zad.jpg

مهدی تقوی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

بررسی وعده انتخاباتی پرداخت یارانه 250 هزار تومانی در پول نیوز

"احمدی نژاد به ازای هر 45500 تومان 200 هزار تومان از جیب مردم برداشت"

 

به گفته یک استاد دانشگاه؛ در زمان دولت احمدی نژاد به ازای هر 45 هزار و 500 تومان یارانه نقدی 200 هزار تومان از جیب مردم برداشته شد؛ شاهکار آقای روحانی این بود که مشکلات زمان احمدی نژاد را حل و فصل کرد.

همواره نزدیک شدن به فضای انتخابات همراه با مطرح شدن وعده های انتخاباتی است؛ وعده هایی که گاه شدنی است و گاه با فضای واقعی و اجرایی فاصله بسیاری دارد اما جذابیت ایجاد کرده و عوام را پاس صندوق های رای می کشاند؛ یکی از این وعده ها که مدتی است در فضای مجازی شنیده می شود افزایش یارانه نقدی به میزان 250 هزار تومان است.

این یک واقعیت است که پرداخت یارانه های نقدی به جمعیت حدود 80 میلیون نفری به بهای عقب ماندگی آبادانی کشورمان تمام شد. حالا عده ای بازهم با شعار افزایش میزان یارانه ها به دنبال افزایش رای و محبوییت در میان اقشار مختلف مردم هستند که کارشناسان اقتصادی می گویند این یک خطر جدی برای اقتصاد ایران محسوب می شود و می تواند پیامدهای منفی متعددی را به دنبال داشته باشد.

مهدی تقوی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که از منتقدان سر سخت پرداخت یارانه نقدی است در گفتگو با خبرنگار پول نیوز گفت: آنگونه که از گوشه و کنار خبرمی رسد اطرافیان محمود احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اعلام کاندیداتوری کرده اند که امیدواریم با بررسی سوابق آنها صلاحیتشان برای شرکت در انتخابت تایید نشود و اگر چنین اتفاقی رخ داد مردم با یادآوری شرایط اقتصادی در زمان زمامداری آنها، روی برگه های رای خود نام آنها را ننویسند.

تقوی خاطر نشان کرد: نباید فراموش کنیم که پرداخت یارانه نقدی مردم را بیچاره کرد؛ عامل تورم 40 درصدی شده و نرخ رشد اقتصادی را منفی کرد به همین جهت نباید اجازه داد این تفکر گسترش یابد.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برخی افراد می توانند وعده پرداخت 450 هزار تومان به جای 45500 هزار تومان را به مردم بدهند اما این مبلغ را از کجا می آورند؟ هزینه پروژه های عمرانی را کم می کنند یا بازی هایی می کنند تا مردم فقیر تر شده و تنها محل درآمد آنها همین یارانه نقدی باشد.

به گفته تقوی؛ در زمان دولت احمدی نژاد به ازای هر 45 هزار و 500 تومان 200 هزار تومان از جیب مردم برداشته شد؛ بیکاری فراگیر شده و آسیب های اجتماعی به بالاترین سطح خود رسید. شاهکار آقای روحانی این بود که مشکلات زمان احمدی نژاد را حل و فصل کرد.

این استاد دانشگاه یادآوری کرد: هدفمندی یارانه ها یا به عبارت بهتر سرهم بندی یارانه ها عاملی شد تا مشکلات اقتصادی مشکلات بیشماری در حوزه های اجتماعی نیز ایجاد کند به همین جهت رسالت سنگینی بر دوش رسانه ها قرار دارد، باید فاجعه احمدی نژاد و همفکران او را برای مردم روشن کرده و اجازه ندهند افراد نالایق وارد پاستور شوند.

 

   برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۲ توسط احمد عاقلي

http://behsargarme.ir/wp-content/uploads/2015/12/536704594-288x300.jpg

خندیدن برای شاد زیستن


لبخند شما یک ژست اجتماعی نیست، زبان احساس است؛ نشانی است که مکنونات قلبی را به اشخاص هدیه می‌کند.

اولین پاداشی که یک نوزاد چند هفته پس از تولد به پاس به  دست آوردن اطمینان از محبت و عشق نثار شما می‌کند، لبخند است.

لبخند یک مکانیسم امنیتی است که افراد به کمک آن می‌توانند سلامتی خود را حفظ و شادی را تجربه کنند. وقتی که ما می‌خندیم همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش می‌رود.

آندروفینی که در مغز تخلیه می‌شود، به ما احساس پرواز طبیعی می‌دهد و بازدهی سیستم تنفسی درست مانند زمانی است که به ورزش دو پرداخته‌ایم.

به عقیده دکتر هنری رابین اشتاین، خنده موجب کاهش میزان ضربان قلب می‌شود و اشتها را تحریک می‌کند. علاوه براین، به نظر می‌رسد خنده تعادل ظریف هورمونی بدن را بهبود می‌بخشد.

خنده سیستم بدن ما را از کلسترول زیاد و دیگر چربی‌های ناخواسته پالایش می‌دهد.باعث انبساط عروق شده و از بروز سکته‌های قلبی و مغزی و همچنین بیماری‌های زخم معده و اثنی‌عشر پیشگیری می‌کند.

هر زمان که بتوانیم بر مشکلی بخندیم، در واقع خود را از نگرانی حاصل از آن مشکل پالایش داده‌ایم و درنتیجه، بر اثر این پالایش و روشنی قادر خواهیم بود راه‌حل درست را بیابیم.

در یک جمله، خنده و شادی بهترین اکسیر جوانی است؛ دارویی است بدون هزینه و عوارض و بهترین دارو برای معالجه افسردگی خنده است.به عقیده انجمن شوخی درمانی، خوشحالی- چه در محل کار و چه در خانه- اسباب خنده است.

«نرمن کازنیز» به عنوان یک خبرنگار می‌گوید: خندیدن، نوعی نرم دویدن درونی است و انسان با خندیدن، همه اعضای داخلی بدن خود را ورزش می‌دهد. خنده نه تنها احساس خوبی در فرد ایجاد می‌کند بلکه برای سلامت و احساس تندرستی و نشاط هم ضروری است.

کازنیز برای این باور خود دلیل خوبی دارد. سال‌ها پس از تشخیص بیماری ناراحت‌کننده‌ای به نام جمود مفاصل و التهاب مهره‌ها، پزشکان به وی گفتند تا 2ماه بیشتر زنده بخواهد ماند.

او به جای گذراندن وقت با ارزش خود در بیمارستان اتاقی در هتل گرفت و تا می‌توانست به خواندن و نوشتن‌های فکاهی و خنده‌دار و تماشای فیلم‌های کمدی و گوش دادن به نوارهای صوتی با مزه‌ای که به دست می‌آورد می‌پرداخت.

او عملاً حسابی خود را به خنده واداشت. سال‌ها بعد کازنیز با سلامت جسمی و روحی فوق‌العاده‌ای که به دست آورده بود درمان شد و پزشکان معالجش نیز متقاعد شدند که تنها خنده می‌توانست باعث بهبودش شده باشد. خنده انبساط دهنده ماهیچه‌هاست.

در زمان استرس – که قاتل شماره یک ما انسان‌ها شناخته شده است-  اشکال مختلف انبساط که بهترین نوع آن خنده است به همگان توصیه می‌شود.

خنده در مقایسه با سایر عوامل انبساط مانند مراقبه تمرکز ، ورزش یا قرص، شیوه‌ای سریع‌تر و مطمئن‌تر و مؤثرتر برای تأمین انبساط جسمانی است.

هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه‌ترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست. ما می‌توانیم کودکان را سرمشق خود قرار دهیم.

کودک به طور طبیعی و بدون احساس خجالت تقریباً به همه چیز می‌خندد؛ گویی به وضوح می‌داند که یک خنده سیر، او را سالم و متوازن نگه می‌دارد.

جهان کودک، جهان حیرت شوق و رؤیاست. نگاه کودک نگاهی لطیف و معنی‌دار است. متاسفانه بعضی از بزرگسالان وقت فراوانی را صرف محدود کردن خنده‌های کودک می‌کنندو مدام به او تذکر می‌دهند.

به کودکان اجازه دهیم که از زندگی لذت ببرند و شاد باشند و با شاد بودن احساس بهتر و کارایی بیشتری خواهند داشت.صاحب‌نظران و روان‌شناسان مانند فروید، کانت و هربرت اسپنسر خنده را وسیله‌ای برای تخلیه تنش اضافی هیجان ذهنی می‌دانند.

آنها معتقدند که خنده تعادل طبیعی را حفظ می‌کند و در طولانی‌شدن عمر بسیار مؤثر است.یادمان باشد که در یک لحظه اضطراب‌آور و در موقعیتی حاد که نیاز داریم بخندیم، بخندیم. به جای اینکه گریه کنیم تا بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان، مشکل را حل کنیم.

منبع: همشهری- شیرین‌دخت نور امین

 

https://www.hammihan.com/users/status/thumbs/thumb_HM-2013576212596455681416911710.6337.jpg

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۱ توسط احمد عاقلي
 http://media.mehrnews.com/old/Original/1392/07/29/IMG09390117.jpg

 

 ایران چند نفر افسرده دارد؟

 

مردم باید توانایی شناخت اختلالات روانپزشکی را داشته باشند و باید بدانند که در صورت شناسایی چنین اختلالی باید چگونه و به کجا مراجعه کنند.
 مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: شش میلیون و 400 هزار نفر در کشور به بیماری افسردگی مبتلا هستند که حدود 12.7 درصد افراد 14 تا 64 سال محسوب می شوند و البته 2.2درصد این گروه سنی به افسردگی شدید دچار هستند.

به گزارش ایرنا، احمد حاجبی روز یکشنبه در مراسم روز جهانی بهداشت که با موضوع سلامت روان در وزارت بهداشت برگزار شد، افزود: به طور کلی 23.6 درصد افراد در گروه سنی 14 تا 64 سال به یکی از انواع اختلالات روانی مبتلا هستند که از این تعداد حدود 12.7 درصد افسرده هستند.

وی گفت: با افزایش تعداد کارشناسان سلامت در شبکه بهداشتی کشور، دسترسی مردم به خدمات سلامت افزایش یافته است و حدود 20 درصد افراد نیازمند به خدمات سلامت در یکسال گذشته با مراجعه به این مراکز از خدمات سلامت روان برخوردار شده اند.

حاجبی افزود: از نظر آگاهی و سواد سلامت روان در جامعه مشکل داریم و باید اطلاعات مردم در این زمینه با همکاری دستگاه های مختلف از جمله صدا و سیما افزایش یابد.

مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت افزود: مردم باید توانایی شناخت اختلالات روانپزشکی را داشته باشند و باید بدانند که در صورت شناسایی چنین اختلالی باید چگونه و به کجا مراجعه کنند.

حاجبی افزود: طرح تحول سلامت دستاوردهای بزرگی را برای حوزه سلامت روان داشته است، تا قبل از اجرای این طرح در بسیاری از شهرهای زیر مجموعه دانشگاه های علوم پزشکی حتی یک نفر کارشناس سلامت روان نداشتیم اما امروز بیش از هزار و 100 کارشناس سلامت روان در سیستم بهداشتی و درمانی کشور مستقر هستند، کافی و ایده آل نیست اما قدم بزرگی در این دولت برداشته شده است.

سازمان بهداشت جهانی شعار امسال روز جهانی سلامت (7 آوریل) را «بیایید درباره افسردگی صحبت کنیم» تعیین کرده است.
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۰ توسط احمد عاقلي
http://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/c0.60.480.480/14310780_187140218364438_799358632_n.jpg?ig_cache_key=MTMzNTY3Mzg4NTg3MDE4OTY0Nw%3D%3D.2.c

 

 کاش بدانیم بهشت همان قلبمان است!!

 

پيامبری از کنار خانه ی ما رد شد! باران گرفت!

مادرم گفت:چه بارانی می آيد. پدرم گفت:بهار است !

وما نمی دانستيم باران و بهار نام ديگر آن پيامبر است !

پيامبری از کنار خانه ی ما رد شد.

 لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانيد.

لباس ما از جنس ابريشم و نور شد و ما قلبمان را از زير لباسمان ديديم!

پيامبری از کنار خانه ی ما ردشد. آسمان حياط ما پر از عادت و دود بود.

پيامبر کنارشان زد. خورشيد را نشانمان داد

 و تکه ای از آن را توی دستهايمان گذاشت !

پيامبری از کنار خانه ی ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق

 از سر انگشتهای درخت کوچک باغچه روييدند

و هزار آوازی را که در گلويشان جا مانده بود ؛

 به ما بخشيدند !و ما به ياد آورديم که با درخت و پرنده نسبت داريم!

پيامبری از کنار خانه ی ما رد شد.

ما هزاران در ِ بسته داشتيم و هزار قفل بی کليد.

پيامبر کليدی برايمان آورد. اما نام او را که برديم ؛

 قفل ها بی رخصت کليد، باز شدند !

من به خدا گفتم : امروز پيامبری از کنار خانه ی ما رد شد.

امروز انگار اينجا بهشت است.

خدا گفت: کاش می دانستی هر روز پيامبری از کنار خانه تان می گذرد

و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست ! ...

 

منم گفتم . خدای مهربان .
انهم مال من است .

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ توسط احمد عاقلي
http://jamejamonline.ir/Media/images/1391/02/12/100810846089.jpg

 

هزار و یک دلیل برای خنده های بی دلیل

 

هنگامیکه دکتر «مادان کاتاریا» در سال ۱۹۹۵ موفق به ابداع یوگای خنده شد، نخستین انگیزه ای که برای برانگیختن خنده به نظرش رسید، تعریف لطیفه بود اما از آنجا که تعریف لطیفه بر قریحه ی شوخ طبعی افراد تکیه داشت، انگیزه ی خوبی برای خنداندن مردم به شمار نمی رفت. هیچکس شوخ طبع به دنیا نمی آید. کودکان توانایی تعریف لطیفه را ندارند و پیش از آن که لطیفه بهپایان برسد، می خندند. آنان به دلیل شوخ طبع بودن نمی خندند، بلکه چون طبیعتی شاد و خوش دارند، می خندند. شوخ طبعی همگام با رشد و رسیدن به دوران نوجوانی یعنی زمانی که خنده های بی قید و شرط به خنده های مشروط تبدیل می شود پدیدار می گردد.

دکتر «کاتاریا» پی برد برای این که بتوان تک تک ۳۶۵روز سال را خندید، باید به دنبال انگیزه ی مناسب تری گشت. او با آگاهی از این که راه های دیگری جز تعریف لطیفه و شوخی کردن هم وجود دارد، سرانجام موفق به کشف این انگیزه شد: ساختگی خندیدن. از آن جا که مغز قادر به تشخیص خنده ی واقعی و طبیعی از خنده ی ساختگی نیست، خنده های ساختگی همان آثار مثبت خنده های واقعی را برجای می گذارند.

در باشگاه های خنده، خندیدن با خنده های ساختگی شروع می شود و دیری نمی پاید که به کمک برخی تکنیک ها و ترفندها، به خنده های از ته دل واقعی تبدیل می گردد. یوگای خنده، تنها روشی ست که به افراد امکان می دهد تا بدون درگیر ساختن تفکر منطقی و عقل و خرد، از ته دل بخندند. درواقع، اعضای باشگاه های خنده بدون این که به دنبال دلیلی برای خندیدن باشند برخلاف آن چه همه در زندگی روزمره دنبال دلیلی محکم و قاطع برای خندیدن می گردند با آگاهی از سودمندی های بی شمار خنده، خودسرانه دست به انجام تمرین های گوناگون خنده می زنند تا از این سودمند ی ها بهر ه مند گردند. اگرچه خنده هایی که در باشگاه های خنده سر داده می شوند، به «خنده های بی دلیل» معروف اند اما خوب که بگردیم، می توانیم هزاران دلیل برای «خندیدن بی دلیل» پیدا کنیم. در زیر به برخی از این دلایل و انگیزه ها اشاره می کنیم:

خنده، بر هر درد بی درمان دواست.

خنده، بهترین و بی زیان ترین پزشک است.

خنده، دستگاه ایمنی بدن را تقویت می کند.

خنده، همه ی عضلات و اندام های بدن را تحریک می کند.

یک ساعت خندیدن، موجب سوختن ۲۰۰ کالری می شود.

یک دقیقه خندیدن برابر است با ۴۰بار تنفس عمیق.

خنده، نقش چشمگیری در مبارزه با انواع سرطان ها دارد.

خنده، اکسیر جوانی ست.

خنده، بهترین، ساده ترین، طبیعی ترین و ارزان ترین راه برای جذابیت و زیبایی چهره است.

خنده، در بهبود روابط انسانی بسیار مؤثر است.

خنده، فشار خون را تعدیل می کند.

خنده همیشه و در هر شرایطی در دسترس است.

خنده، دشمن استرس است.

خنده، محبوبیت و جذابیت ایجاد می کند.

خنده، چین و چروک چهره را از بین می برد.

خنده، از بیماری های گوارشی پیشگیری می کند.

خنده، بهترین درمان افسردگی ست.

خنده، هیچ هزینه ای ندارد.

خنده، موهبتی الهی ست.

خنده، راهی به سوی موفقیت است.

خنده، موجب تسکین انواع بیماری های دردناک می شود.

خنده، بهترین و ساده ترین روش برای پیش گیری از بیماری های قلبی ست.

خنده، موجب ماساژ دادن اندام های داخلی می شود.

خنده، ساده ترین ورزش است.

خنده، ذهن را از افکار منفی پاکسازی می کند.

خنده، آلودگی ها و ناپاکی ها را از قلب می زداید.

خنده، دل ها را به هم نزدیک می کند.

خنده، کلسترول و قند خون را کاهش می دهد.

خنده، روشی مؤثر برای کاهش وزن و مبارزه با چاقی ست.

خنده، با تحریک غدد اشکی، چشم ها را شست وشو می دهد.

خنده، هم چون گرفتن حمام اکسیژن است.

خنده، قدرت یادگیری را افزایش می دهد.

خنده، مشکلات زندگی را آسان تر می کند.

منبع:وب زنان توانمند

................................................................................

 

http://img1.tebyan.net/big/1387/12/23117752172191157105771992416650190138.jpg

 

   اولین باشگاه خنده جهان

 

 

در سال 1995 دکتر مادان کاتریا، پزشک هندی، مشغول نوشتن مقاله ای تحت عنوان »خنده بهترین پزشک است «بود.   وی در حین نوشتن این مقاله با پژوهش های متعددی درباره خنده مواجه شد و تحت تأثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت این یافته ها را در خود و اطرافیان آزمایش کند. لذا صبح سیزدهم مارس همان سال به نزدیکترین پارک منزلشان رفت و از افرادی که برای ورزش صبحگاهی به پارک آمده بودند، دعوت به اجرای خنده گروهی کرد و فقط چهار نفر دعوت او را پذیرفتند و اولین باشگاه خنده جهانی با پنج نفر شکل گرفت. ابتدا افراد به صورت دایره وار کنار هم می ایستادند و یک نفر در وسط قرار می گرفت و به تعریف جوک، ماجراهای خنده دار و طنز می پرداخت و حاضرین بیست دقیقه با هم می خندیدند و یک روز پرنشاط و شاداب را شروع می کردند. به زودی جوک ها و ماجراهای  خنده دار به پایان رسید و باشگاه خنده در معرض تعطیلی قرار گرفت اما چون کاتریا به کار خود ایمان داشت به فکر ابداع روشی افتاد تا افراد بتوانند بدون استفاده از گفتار بخندند، لذا وی تکنیک های یوگای خنده را ابداع کرد. یوگای خنده مشتمل بر سه گروه تکنیک یا حرکت تمرینی به شرح ذیل می باشد :

 

الف- تکنیکهای یوگای خنده:

 

این تکنیکها از حرکتهای متنوع یوگا گرفته شده اند که برای سلامتی بسیار مفیدند. از جمله می توان به خنده از ته دل، خنده با دهان بسته، خنده تدریجی و ...اشاره کرد.

 

ب- تکنیکهای خنده های نشاط بخش:

 

هدف این تکنیکها افزایش نشاط و شادابی اعضاست تا بتوانند احساس خودداری و کمرویی را کاهش دهند، برخی از تکنیکهای خنده های نشاط بخش عبارتند از: خنده یک متری، خنده بگو مگو، خنده گفتگوی تلفنی، خنده کمرویی و ... .

 

ج- تکنیک های خنده ارزشی:

 

این تکنیکها به گونه ای طراحی شد ه اند تا به وضعیتهایی که در حین خندیدن ایجاد
می شود معنایی ویژه ببخشند و ارزش هایشان را در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت کنند تا بتوانیم زندگی روزمره خود را به گونه ای مثبت تر سپری کنیم.  برخی از خنده های ارزشی عبارتند از: خنده سلام و احوالپرسی، خنده احترام و قدردانی، خنده پوزش خواهی و بخشش، خنده دست دادن، خنده در آغوش گرفتن و ... .

 

 

 

باشگاه خنده به سرعت مورد پذیرش و استقبال جهانی قرار گرفت و اکنون بیش از شش هزار باشگاه خنده در شصت کشور جهان فعال بوده و هر روز تعداد آنها در حال افزایش است.

 

مردم در سر تا سر جهان در باشگاه های خنده به طور منظم گرد هم می آیند و با هم
 می خندند و از آثار مثبت آن بهره مند می شوند.  خندیدن در جمع اولاً راحتتر و لذت بخش تر است، ثانیاً با هم خندیدن ارتباط و پیوندی عمیق بین اعضا بوجود می آورد و موجب اجتماعی شدن فرد می شود. کسانی که دارای روابط ضعیف اجتماعی هستند، کمرو و خجالتی بوده و دارای اعتماد به نفس پایینی هستند. شرکت در باشگاه خنده سبب افزایش اعتماد به نفس و اجتماعی شدن تدریجی آنها می شود.

 

در باشگاه خنده، خنده ها ابتدا ساختگی و مصنوعی است اما به سرعت تبدیل به خنده واقعی می شود. براساس یافته های دانش N.L.P )برنامه ریزی عصبی کلامی(، مغز توانایی تشخیص خنده ساختگی و خنده طبیعی را نداشته و در هر دو صورت اقدام به ترشح هورمو نهای ضداسترس و شادی بخش میکند. وقتی می خندیم پرده دیافراگم و ماهیچه های شکم به حرکت درمی آیند و موجب تحریک اعصاب پاراسمپاتیک می شود. اعصاب پاراسمپاتیک ضد اعصاب سمپاتیک می باشد-  که هورمون های استرس زا در بدن ترشح کرده و بر روحیه یاس و ناامیدی می افزاید و استرس را تشدید می کند.

 

در حالت عادی وقتی ما نفس می کشیم، حدود 25 درصد فضای شش ها درگیر می شود و هفتاد و پنج درصد هوای مرده همچنان در شش ها باقی می ماند، اما به هنگام خنده شدید وتنفس عمیق بیشتر هوای مرده از شش ها خارج شده و هوای تازه و  پر از اکسیژن وارد شش ودرنتیجه جریان گردش خون می شود که برای سوخت و ساز بدن ضروری است. خنده به دلایل فوق موجب تقویت دستگاه ایمنی بدن شده و از ابتلا به انواع بیماری ها پیشگیری کرده و بر سرعت بهبودی بیماری ها می افزاید.

 

خنده همچنین روحیه بازیگوشی کودکانه ایجاد می کند و قدرت یادگیری و حافظه فرد را افزایش می دهد. اگر خندیدن را نوعی ورزش به حساب آوریم، کمترین تاثیر آن تقویت عضله های چهره ماست. برای تقویت عضله های بدن انواع ورزش ها وجود دارد، اما کمترین ورزشی می توان یافت که عضله های صورت را درگیر سازد.

 

خنده های ارادی در باشگاه خنده موجب تقویت عضله های چهره شده و از چین و چروک زودهنگام جلوگیری کرده و چهره را شاداب و با طراوت می کند.

 

هرچه زمان  میگذرد نهضت جهانی خنده قدرتمندتر می شود و هر روز دلایل علمی جدید در تایید خنده درمانی و یوگای خنده کشف می شود.

 

به امید روزی که بتوانیم همه با هم راحت و بی دلیل بخندیم.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۱۴ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت