
اقتصاد هند چگونه به مسیر رشد بازمیگردد؟
افزایش نگرانیها از چشمانداز اقتصادی هند بهعنوان دومین کشور پرجمعیت جهان باعث شده است که اقتصاددانان بیش از هر زمان دیگری به دنبال یافتن راهکارهایی برای بازگردان اقتصاد این کشور به مسیر رشد باشند.
بیش از یکششم جمعیت جهان در هند زندگی میکنند و به همین دلیل هر اتفاقی که در این کشور رخ میدهد، بیش از آنچه فکرش را بکنیم، برای بشریت حائز اهمیت است.
مدتها بود که در هند اتفاقات خوبی میافتاد؛ اصلاحات اقتصادی به نفع کسبوکارها که در دهه 1980 میلادی صورت گرفت در دو دهه بعدی با کاهش چشمگیر مقررات دست و پاگیر همراه شد و در پایان یک دوره طولانی از رونق، درآمد سرانه شهروندان هندی به پنج برابر درآمد آنها در سال 1980 افزایش یافت.
اگرچه عواید این رشد اقتصادی چشمگیر بیشتر به بخش کوچکی از جمعیت رسیده است، اما این کشور در زمینه کاهش فقر نیز دستاوردهای خوبی داشته است. هند امروز دیگر از لحاظ تعداد افراد زیر خط فقر مطلق در رتبه نخست جهان نیست و این جایگاه بد را به نیجریه واگذار کرده است. توسعه اقتصادی هند به معنای فراهم شدن غذا، سرپناه و بهداشت برای صدها میلیون نفر از جمعیت این کشور بوده است.
اما این خبرهای خوب امروز دیگر قدیمی شده و نرخ رشد اقتصادی هند مدتی است که در حال کاهش است. روند نزولی نرخ رشد اقتصادی هند در سال 2019 برای سومین سال متوالی ادامه یافت و اقتصاد هند پایینترین نرخ رشد خود پس از بحران جهانی 2008 را به ثبت رساند. حتی شاید این کاهش نرخ رشد اقتصادی نیز نتواند تصویر کاملی از رکود اقتصادی هند ارائه دهد. شاخص تولید صنعتی و همچنین تولید کالاهای سرمایهای در این کشور طی ماههای اخیر بهطور محسوسی افت کرده و کاهش متوالی نرخ بهره پایه از سوی بانک مرکزی هند (موسوم به رزرو بانک) نیز نتوانسته است این روند نزولی را متوقف کند.
در حال حاضر نرخ بهره حقیقی در هند منفی 2.2 درصد است که این رقم از نرخ بهره حقیقی در تمامی کشورهای درحالتوسعه آسیایی کمتر است. بدین ترتیب باید گفت که سیاست پولی در شرایط فعلی برای هند کارساز نخواهد بود. دولت نارندرا مودی از تابستان گذشته اصلاحات ساختاری در قالب کاهش نرخ مالیاتها، باز کردن درهای کشور به روی سرمایهگذاران خارجی و همچنین خصوصیسازی صنایع را آغاز کرده است. اگرچه این اصلاحات ممکن است در بلندمدت به اقتصاد هند کمک کنند، اما هنوز نتوانستهاند در مهار موج رکودی کنونی نقش مؤثری داشته باشند.
تشخیص علت بحران فعلی در اقتصاد هند کار دشواری است. اخیراً «آرویند سوبرامانیان» و «جاش فلمن» از اساتید دانشگاه هاروارد در مطالعات خود که در قالب یک مقاله علمی منتشر شده، به این نتیجه رسیدهاند که ریشه مشکلات اخیر اقتصاد هند نه به کمبود تقاضای کل مربوط میشود و نه حتی به برخی سیاستهای دولت نارندرا مودی از جمله کاهش پول در گردش. این دو اقتصاددان میگویند عدم توازن در الگوی رشد هند منجر به رشد داراییهای بد در نظام مالی این کشور شده است.
سوبرامانیان و فلمن در مقاله خود به این نکته اشاره میکنند که تا پیش از بحران جهانی 2008، صادرات هند بهسرعت در حال رشد بوده است، اما در سالهای 2011 و 2012 روند رشد صادرات این کشور به دلیل تأثیرات ناشی از بحران جهانی بر اقتصاد کشورها واردکننده کالا از هند، کُند شده و در نتیجه سرمایهگذاری کاهش یافته، سود شرکتها افت کرده و وامها به سمت معوق شدن پیش رفتهاند. افزایش وامهای مشکلدار در ترازنامه بانکها میتوانست در همان سالها اقتصاد هند را به رکود بکشاند، اما ترکیبی از عواملی همچون سقوط قیمت نفت، شکوفایی بانکداری سایه و محرکهای اقتصادی دولت باعث نجات اقتصاد هند شد. این عوامل از طریق تحریک تقاضا و افزایش مصرف در هند به رشد اقتصاد این کشور کمک کردند، اما در عین حال به ایجاد یک حباب در بخش مسکن هند نیز منجر شده و آسیبپذیری بانکهای هندی در برابر نوسانات بخش مسکن را به اوج رساندند.
اکنون به گفته سوبرامانیان و فلمن، با افزایش واحدهای مسکونی فروش نرفته و آغاز روند کاهش قیمتها، حباب قیمت مسکن در هند ترکیده است. ترکیدن حباب قیمت مسکن در هند نهتنها به افزایش وامها معوق در ترازنامه بانکهای هندی منجر شده، بلکه حتی نظام بانکداری سایه این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. سوبرامانیان و فلمن این فعلوانفعالات را عامل اصلی سقوط ناگهانی میزان وامهای اعطایی بانکهای هندی در سال 2019 میدانند.
بنابراین برای اینکه اقتصاد هند دوباره به مسیر رشد بازگردد، ترازنامه بانکها باید از وامهای بد پاکسازی شود. دولت نارندرا مودی اخیراً کار ادغام بانکهای دولتی را آغاز کرده است، اما کارهای بسیار زیاد دیگری را نیز میتوان انجام داد. مشابه همان کاری که فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) پس از بحران 2008 انجام داد، رزرو بانک هند نیز باید اجرای سیاست «تسهیل کمی» را بهمنظور خرید وامهای معوق از بانکهای عادی و بانکهای سایه در دستور کار قرار دهد. این سیاست شاید به افزایش تورم در هند منجر شود –اتفاقی که در آمریکا پس از سال 2008 رخ نداد- اما میتواند کمک کند تا وامهای بانکی بار دیگر در اقتصاد هند به جریان بیفتند. دولت هند نیز میتواند با تأسیس یک بانک بد (bad bank) که وظیفهاش جمعآوری وامهای مشکلدار و معوق از بازار است، به بهبود اوضاع کمک کند.
البته در عین حال هند نباید از ضرورت پیگیری اصلاحات ساختاری بلندمدت نیز غافل شود. پاکسازی ترازنامه بانکها شاید رکود فعلی را درمان کند، اما تا زمانی که وامدهندگان مجموعهای از فرصتهای جدید را پیش روی خود نبینند، اقتصاد هند به رشد سریع گذشته باز نخواهد گشت.
برای دانستن اینکه این «مجموعهای از فرصتهای جدید» چه مواردی را در بر میگیرد، شاید بتوان به مقاله خوان پابلو چاوین و همکاران (2016) بهعنوان یک سرنخ نگاه کرد. بر اساس مطالعات چاوین و همکاران، در اغلب کشورها از جمله کشورهای درحالتوسعه مانند چین و برزیل، تعداد و اندازه شهرهای بزرگ از طریق رابطه آماری موسوم به «قانون زیف» مدیریت میشود؛ بدین صورت که دومین شهر بزرگ یک کشور نصف بزرگترین شهر آن جمعیت دارد، جمعیت سومین شهر بزرگ نصف جمعیت دومین شهر بزرگ است و این روال به همین ترتیب ادامه پیدا میکند. اما قانون زیف در هند برقرار نیست و این نشان میدهد که هند از لحاظ شهرنشینی هنوز به وضعیت مطلوب نرسیده است. حدود دوسوم جمعیت هند هنوز در روستاها زندگی میکنند.
شهرنشینی جزو محرکهای رشد اقتصادی بلندمدت است. جابجایی جمعیت از مزارع به شهرها به ارتقای بهرهوری پایین بخش کشاورزی هند کمک میکند، زیرا این اتفاق باعث میشود که هر مزرعه توسط کشاورزان کمتری مورد بهرهبرداری قرار گیرد. اگر ساکنان جدید شهرها در صنایع تولیدی کاربر (صنایعی که نیاز به نیروی کار زیاد دارند) مشغول کار شوند، درآمدها بهسرعت افزایش خواهد یافت. هند میتواند رشد شهرنشینی خود را با جذب برخی از شغلهای تولیدی که به دلایل مختلف در حال خروج از چین هستند، ترکیب و تکمیل کند. البته حتی اگر ساکنان جدید شهرها در بخش خدمات نیز مشغول کار شوند، باز هم بهتر از آن است که در مزارع با بهرهوری پایین مشغول کار باشند.
دولت هند میتواند با توسعه زیرساختهای شهری، ارائه خدمات شهری بهتر در شهرهای متوسط (از لحاظ جمعیت) و حتی ارائه مشوقهای مالی برای ترغیب افراد به جابجایی از روستاها به شهرها، به رشد شهرهای متوسط کمک کند. احیای بازار مسکن که بر اثر افزایش مهاجرت به شهرها رخ میدهد از یک سو و وفور نیروی کار ارزان برای تولید کالاهای کمهزینه، فرصتهای بیشتری را برای بانکهایی که اخیراً سرمایه خود را نیز افزایش دادهاند، فراهم میکند. این تحولات میتواند یک الگوی رشد مبتنی بر بخش تولید شبیه به الگویی که در بنگلادش و ویتنام وجود دارد را در هند برقرار کرده و به رشد بخش خدمات این کشور نیز کمک کند.
با توجه به آنچه گفته شد، پرواضح است که برای نجات اقتصاد این از این رکود پیچیده و ناامیدکننده، لازم است که ترکیبی از سیاستهای خرد و کلان در دستور کار قرار گیرد.
منبع: پایگاه خبری اتاق ایران
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی چیست؟
در تعاریف عام، به تغییر کمی هر متغیّر طی یک دوره معین زمانی، رشد گفته میشود. رشد، افزایش بلندمدت ظرفیت تولید بهمنظور افزایش عرضه کل جهت تأمین نیازهای جمعیت است. رشد اقتصادی، دلالت بر افزایش تولید یا درآمد سرانه ملی دارد. اگر تولید کالاها یا خدمات به هر وسیله ممکن در یک کشور افزایش پیدا کند، میتوان گفت که در آن کشور، رشد اقتصادی اتفاق افتاده است.
رشد اقتصادی به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید یک کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال مورد بحث به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب میشود.
علت اینکه برای محاسبه رشد اقتصادی، از قیمتهای سال پایه استفاده میشود آن است که افزایش محاسبه شده در تولید ناخالص ملی، ناشی از افزایش میزان تولیدات باشد و تأثیر افزایش قیمتها (تورم) حذف شود. اگر تولید ملی در این کشور افزایش یابد میتوان گفت که در آن کشور رشد اقتصادی اتفاق افتاده است.
همواره از کشورهای در حال توسعه و جهان سومی به دلیل وجود ظرفیتهای اقتصادی بالا (نیروی کار غیر فعال و زمینهای بدون استفاده) انتظار نرخ رشد اقتصادی بالاتری میرود.
منابع رشد اقتصادی
افزایش نهادههای تولید (افزایش سرمایه یا نیروی کار)
افزایش بهرهوری عوامل تولید
بهکارگیری ظرفیتهای احتمالی خالی در اقتصاد
توسعه اقتصادی
توسعه اقتصادی عبارتست از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیتهای تولیدی اعم از ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.
باید ببن دو مفهوم ”رشد اقتصادی“ و ”توسعه اقتصادی“ تمایز قایل شد. رشد اقتصادی, مفهومی کمی است در حالی که توسعه اقتصادی، مفهومی کیفی است.
میتوان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهادهها نیز در فرآیند تولید تغییر میکند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمیتواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیدهای محسوب میشود.
پیامدهای توسعه اقتصادی
افزایش سهم صنعت و کاهش سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی.
افزایش شمار شهرنشینان و کاهش جمعیت روستایی
افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه
افزایش اشتغال
شاخصهای توسعه اقتصادی
از جمله شاخصهای توسعه اقتصادی یا سطح توسعهیافتگی میتوان این موارد را برشمرد:
شاخص درآمد سرانه
از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه بهدست میآید. این شاخص ساده و قابلارزیابی در کشورهای مختلف، معمولاً با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه میشود.
شاخص برابری قدرت خرید
یکی از روشها متداول برای مقایسه ساختار اقتصادی کشورهای مختلف، استفاده از شاخص برابری قدرت خرید است. در این روش، مجموعهای از قیمتهای حاکم در یک کشور در نظر گرفته میشود و از آن برای ارزیابی قیمت تمام کالاهای تولید شده در سایر کشورها استفاده میشود.
شاخص درآمد پایدار
در این روش، هزینههای زیستمحیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد میشود نیز در حسابهای ملی منظور میشوند. چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست.

آینده "بورس"
در گفتگو با کارشناسان بورس
میر معینی کارشناس بورس با اشاره به اینکه دولت به دنبال آن است که جذابیت بورس حفظ شود، گفت: با توجه به اینکه نقدینگی موجود در بورس، هوشمند و سیال است، اگر بازار سهام جذابیت لازم برای حفظ این نقدینگی را نداشته باشد، این پول به بازارهای موازی از جمله طلا، ارز، سکه، مسکن و خودرو خواهد رفت که این امر به افزایش تورم در سال بعد دامن خواهد زد، البته باید به این نکته توجه کرد که برخی از سهمها به اصطلاح خطرناک شدهاند و قیمت امروز آنها بیش از ارزش ذاتی آنها است.
شاخص کل بازار سهام در روزهای دوشنبه و سه شنبه با افت بیش از ۳۵ هزار واحدی روبرو بود، دلایلی نظیر شیوع کرونا، کاهش قیمت نفت و تصمیمات اخیر سازمان بورس در این افت بورس تاثیرگذار بودند، اما به نظر میرسد با برگزاری جلسه شورای عالی بورس و حمایت رئیس جمهور از بازار سهام و حفظ دامنه نوسان ۵ درصدی، بازار سهام دوباره به روند صعودی خود بازگردد.
به گزارش فرارو، فرهاد دژپسند وزیر امور اقتصادی و دارایی در پایان جلسه شورای عالی بورس گفت: با اجماع نظر حاضرین در جلسه شورای عالی بورس قرار شد دامنه نوسان ۵ درصد باقی بماند. همچنین اِعمال حجم مبنا بر اساس مصوبه اخیر سازمان بورس ادامه یابد.
وی در خصوص نحوه اجرای عرضه اولیهها افزود: قرار شد عرضههای اولیه در روزهای باقی مانده از سال و در ابتدای سال جدید با شتاب بیشتری صورت گیرد.
وزیر اقتصاد با تاکید بر حمایت دولت از توسعه بازار سرمایه گفت: دولت و شخص رئیس جمهور همواره از عرضه سهام دولتی در بورس حمایت میکند. بر این اساس تصویب آئین نامههایی که در اجرای بودجه سال ۹۹ ضروری است را در اولین فرصت در دولت مطرح میکنیم و ساز و کار عرضه سهام دولت در اولین جلسه شورای عالی بورس مطرح خواهد شد.
وی این اقدام را «فرصتی طلایی» خواند و خاطرنشان کرد: عرضه سهام دولتی و عرضههای اولیه متعلق به نهادهای عمومی غیر دولتی مانند سازمان تامین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشوری و لشکری در دستور کار است و تلاش ما بر این است تا از طریق افزایش عرضههای اولیه، به مطالبات گسترده و صحیح مردم پاسخگو باشیم.
قیمت سهام برخی شرکتها به حباب نزدیک شده است
حمید میرمعینی کارشناس بازار سهام در گفتگو با فرارو با اشاره به تصمیم شورای عالی بورس در رابطه با حفظ دامنه نوسان ۵ درصدی قیمت سهام، اظهار داشت: این یک حمایتی است که برای حفظ نقدینگی در بورس انجام شده، از سوی دیگر حمایت رئیس جمهور از رونق بازار سرمایه میتوان روند صعودی را به بازار برگرداند، از سوی دیگر قوانین و مقرراتی که در رابطه با حمایت از بورس از سوی متولیان بازار سرمایه صادر میشود، میتواند گامی موثر در راستای حمایت از سهامداران باشد.
وی با اشاره به اینکه دولت به دنبال آن است که جذابیت بورس حفظ شود، گفت: با توجه به اینکه نقدینگی موجود در بورس، هوشمند و سیال است، اگر بازار سهام جذابیت لازم برای حفظ این نقدینگی را نداشته باشد، این پول به بازارهای موازی از جمله طلا، ارز، سکه، مسکن و خودرو خواهد رفت که این امر به افزایش تورم در سال بعد دامن خواهد زد، البته باید به این نکته توجه کرد که برخی از سهمها به اصطلاح خطرناک شدهاند و قیمت امروز آنها بیش از ارزش ذاتی آنها است.
میرمعینی افزود: اگر روند افزایش قیمت این سهمها ادامه داشته باشد، ممکن است سهامداران آنها با ضرر و زیان روبرو شوند، بنابراین باید افراد توجه کنند که در چه جایی سرمایهگذاری میکنند، بنابراین باید جریان افزایش قیمت سهام این شرکتها کنترل شود، تا بازار دچار مخاطره نشود، در این گونه از سهامها طی چند وقت گذشته فشار تقاضا زیاده بوده و با توجه به نبودن عرضه آنچنانی قیمت سهمها با افزایش فزایندهای روبرو بوده است.
این کارشناس بازار سهام با تاکید بر اینکه بازار سهام ظرفیت این همه نقدینگی را ندارد، بیان داشت: با توجه به این که ظرفیتسازی مناسبی برای بورس تهران انجام نشده، طبیعتا این حجم از نقدینگی از گنجایش بازار سهام خارج است، اما میتوان با اقداماتی نظیر افزایش عرضههای اولیه، افزایش سرمایه شرکتهای بورسی و فعال شدن سازمان خصوصیسازی برای عرضه سهام شرکتهای دولتی عمق بازار سرمایه افزایش خواهد یافت.
وی اضافه کرد: با توجه به افزایش قیمتی که برخی از سهامهای بورسی و فرابورسی آن را تجربه کردند، قیمت این سهمها به حباب نزدیک شده و این امر برای بازار بسیار خطرناک است، بر این اساس باید با فرهنگ سازی تازهواردان بورسی را به سمت سهمهای بنیادی و ارزنده سوق داد، چرا که هنوز برخی از سهمها جا برای رشد دارند و رشد آتی بازار سهام میتواند به ممد این نمادها باشد.
سه عامل تاثیرگذار در آینده بورس
علیرضا کدیور کارشناس بازار سهام در گفتگو با فرارو با اشاره به اینکه افت اخیر شاخص کل بورس به دو دلیل اتفاق افتاده است، اظهار داشت: اول به دلیل اینکه قیمت نفت کاهش حدود ۳۰ درصدی را تجربه کرده و دوم هم به این خاطر که طی یک هفته اخیر مصوبات سازمان بورس از جمله کاهش دامنه نوسان که البته لغو شد، موجبات آن را فراهم آورد تا بازار با افت روبرو شود، این در حالیست که با کاهش قیمت نفت قیمت کالاها در بازارهای مختلف را با افت مواجه میکند و این امر سودآوری شرکتهای بورس را که اکثر کالا محور هستند را به خطر میاندازد.
وی افزود: به اعتقاد بنده مسئولان سازمان بورس خیلی دیر به فکر وضعیت بازار افتادند، در حال حاضر قیمت سهامها با رشد بسیار زیادی روبرو بود، در حالیکه این امر به هیچ عنوان منطقی نیست و باید در این زمینه هشدارهای لازم داده شود تا اتفاقفاجعهباری رخ ندهد، در حال حاضر بسیاری از افراد مبتدی وارد بورس شدهاند و بدون توجه به منطق بازار به طور هیجانی و احساسی اقدام به خرید و فروش سهام میکنند، عملکرد این افراد باعث شده تا قیمت سهام شرکتهای به اصطلاح بنجل با افزایش روبرو شود و این رشد خیلی بیشتر و بالاتر از ارزش ذاتی این شرکتها است.
کدیور با اشاره به اینکه سهام شرکتهای بنجل با ریسک بسیار زیادی همراه است، گفت: تمامی این شرکتها زیانده هستند و قیمت سهام آنها تنها به واسطه سفته بازی افزایش پیدا کرده است، حال در این رابطه سازمان بورس و متولیان امر باید جریان ورود نقدینگی به این سهمها را کنترل کنند، در صورتیکه این امر محقق نشود، در آینده نزدیک ورق بازی در این نمادهای بر خواهد گشت و کسانی که بدون هیچ مطالعه و منطقی این سهامها را خریداری کردهاند، با ضرر و زیان زیادی روبرو خواهند شد.
این کارشناس بازار سهام با اشاره به اینکه سه عامل میتواند جریان حرکتی بورس را تا پایان سال مشخص کند، گفت: با توجه به وضعیتی که بورس دارد باید سه متغیر را در نظر گرفت، اول روند قیمت نفت است، اگر بهای طلای سیاه در همین محدوده باقی بماند، این امر برای بازار امتیاری منفی حساب میشود، چون قیمت اصلی نفت بالاتر از این نرخها است، از سویی افزایش تقاضا نیز در رشد بهای نفت میتواند بسیار موثر باشد.
وی اضافه کرد: عامل دوم تاثیر گذار در آینده حرکتی بورس، وضعیت شیوع و گسترش ویروس کرونا است، اگر این وضعیت وخیمتر شود و واحدها و بنگاههای تولیدی نیز تعطیل شوند، این امر به ضرر بورس تمام خواهد شد و وضعیت اقتصادی رابه صورت کلی پیچیدهتر میکند، دست آخر نیز تصمیمات و بخشنامههایی است که سازمان بورس در رابطه با وضعیت بازار صادر میکند، همچنین نحوه حمایت دولت از بورس میتواند در آینده بازار سرمایه بسیار موثر باشد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
سوئیفت چیست؟

سوئیفت یک انجمن تعاونی غیرانتفاعی است که در ماه مه ۱۹۷۳میلادی توسط ۲۳۹بانک از پانزده کشور اروپایی وآمریکای شمالی راه اندازی گردید و هدف از آن جایگزینی روش های ارتباطی غیر استانداردکاغذی و یا از طریقTelex در سطح بینالمللی با یک روش استاندارد شده جهانی بود. درحال حاضر بیش از ۷۰۰۰مؤسسه در ۱۹۷کشور جهان عضو آن انجمن میباشند.
لازم به ذکر است که در سال ۲۰۰۱بیش از ۵/۱بیلیون پیام از طریق سیستم سوئیفت در سطح جهان مبادله گردیده است.
مرکز اصلی شبکه سوئیفت در کشوربلژیک بوده و طبق قوانین آن کشور عمل مینماید و کشورهای آمریکا،هلند،انگلیس وهنگ کنگ به عنوان مراکز پشتیبان اعضا فعالیت دارند. سوئیفت در هر کشوری داری یک SAP یعنی نقطه دسترسی به سوئیفت میباشد که توسط مؤسسه سوئیفت کنترل میشود. (در ایرانSAP در بانک مرکزی واقع گردیده است.)
سیستم سوئیفت جهت ارسال و دریافت هرگونه پیام ارزی در بین واحدهای ارزی بانک های داخل کشور و بانک های خارج از کشور مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر تمام بانک های داخلی ایران از طریق خطوطLeased و یا ماهواره به یک مرکز به نام SAP در بانک مرکزی متصل گردیده و از طریق سیستم ماهوارهای پیام ها را برای بانک های مورد نظر ارسال مینمایند. این سیستم جهت سرعت بخشیدن به انجام معاملات ارز و جلب رضایت مشتریان و همچنین هماهنگی تمام عملیات ارزی در سطح جهانی با استفاده از یک نرمافزاراستاندارد مورد مورد توجه واقع گردیده است.
تاریخچه
سوئیفت مؤسسه ای بین المللی است که در سال 1973 تحت قوانین داخلی کشور بلژیک تأسیس شد. این مؤسسه در سال 1977 با 239 عضو از 15 کشور فعالیت عملی خود را آغاز کرد. مؤسسه سوئیفت در پایان سال 1995 با حدود 5229 عضو (عضو اصلی Member، عضو فرعی submember، اعضای غیر بانکی (Participant) در 134 کشور (تقریباً 27 برابر رشد نسبت به سال 1977) به فعالیت خود ادامه داد. موسسه سوئیفت در سال 2007 شامل 8332 عضو در 208 کشور بود.
مرکز سوئیفت کجاست
مرکز اداری سوئیفت منطقه ای به نام Lahulpeنزدیک بروکسل واقع شده است. غیر از این مرکز اداری، سوئیفت دارای مراکز اداری منطقه ای در دیگر شهرها از جمله لندن، نیویورک، هنگ کنگ و توکیو و شعبه هایی (Branch offices) در شهرهای فرانکفورت، میلان، بحرین، سنگاپور و دفاتر نمایندگی در شهرهای مسکو، توکیو، سئول، بمبئی و سیدنی می باشد.
سوئیفت دارای دو مرکز فنی و تمام رایانه ای یکی در هلند و دیگری در ایالت ویرجینیا می باشد. این دو محل از مراکز رایانه ای اصلی سوئیفت می باشند و کار کنترل و سازماندهی کل شبکه را به عهده دارند. هریک از این مـراکز در مـواقع اضطـراری و ایجـاد نقص فنی پشتیبان یکدیگر می باشند، به گونه ای که اختلالات احتمالی یکی از دو سیستم در روند کار مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
نام موسسه از سر واژه های چه کلماتی تشکیل شده است.
نام مؤسسه( (Society for worldwide interbank financial telecommunicationبه اختصار S.W.I.F.Tنامیده می شود.
سوئیفت مؤسسه ای است که به شکل تعاونی (Cooperative) اداره می شود و از نظر حقوقی «با مسئولیت محدود» است. موضوع و وظیفه مؤسسه سوئیفت مطالعه ، ایجاد و به کارگیری همه امور لازم برای ایجاد ارتباط بین موسسه های مالی و مبادله پیام های محرمانه مؤسسه های مالی در سطح جهان با سرعت و اطمینان بالا است.
کلمات تشکیل دهنده سوئیفت را چنین می توان توضیح داد:
S مخفف Society، اداره به شکل تعاونی و با نظر اعضا
Wمخفف Worldwide، شبکه ای در سطح جهانی
Iمخفف Interbank، ایجاد ارتباط بین مؤسسه های مالی و بانکی
Fمخفف Financial، مبادله پیام های مالی
Tمخفف Telecommunication، استفاده از تکنولوژی پیشرفته برای ایجاد ارتباط در تمام نقاط جهان
فواید سوئیفت
از آن جا که تعداد زیادی از بانک ها و مؤسسه های مالی عضو مؤسسه سوئیفت هستند، شبکه سوئیفت امکان ارتباط و مبادله پیام بین مؤسسه های زیادی را فراهم می نماید. پیام ها از طریق خطوط مخابراتی و اطلاعاتی با سرعت بسیار بالا بین مؤسسه های مالی مبادله می شود.
مزایای سوئیفت نسبت به سایر شیوه های مبادله پیام را به شرح زیر می توان عنوان نمود:
1ـ سرعت بالا
زمان ارسال پیام از طریق شبکه سوئیفت در صورت باز بودن بانک طرف مقابل حدود چند ثانیه است. اگر بانک مقابل باز نباشد، پیام ها در مرکز رایانه ای Swiftباقی می ماند و بانک گیرنده پس از باز کردن سیستم خود پیام ها را دریافت می کند.
2ـ مکانیزاسیون
سیستم Swiftسیستمی کاملاً اتوماتیک با استفاده از تکنولوژی پیشرفته رایانه ای است.
3ـ قابلیت دسترسی
Swiftدر تمام روزهای هفته و در تمام 24 ساعت قابل دسترسی است و مبادله پیام با کلیه مؤسسه های مالی عضو شبکه در دنیا را امکان پذیر می سازد.
4ـ ضریب اطمینان بالا
اطمینان بالا از دیگر مزایای این شبکه (Swift) است.
1ـ4ـ پیام ها از طریق خطوط مخابراتی و اطلاعاتی به شبکه ارتباطی Swiftمنتقل می شود. متن پیام ها در مسیر ارسال به کاراکترهای غیر قابل خواندن تبدیل می شود و فقط در مقصد دوباره به کاراکترهای قابل خواندن تبدیل می شود.
2ـ4ـ سیستم برای همه اشخاص قابل دسترسی نمی باشد. فقط افرادی که به سیستم معرفی شده باشند آن هم در حد اختیارات تعریف شده توسط افسران امنیتی به سیستم دسترسی دارند. افسران امنیتی حدود اختیارات هر کاربر را از نظر نوع پیام، ورود پیام، تایید پیام در حد امضای درجه دو (Verify) و امضای درجه یک (Approve)، مشخص می کنند.
5ـ استاندارد بودن
سوئیفت شکل و زبان استاندارد برای تنظیم پیام معرفی می کند. این شکل استاندارد همان فرم های مختلف برای ارسال هر پیام خاص است و لزومی به کارگیری جمله های طولانی و بعضاً نامفهوم در متن پیام را از بین می برد.
6ـ اطمینان از دریافت پیام
ارسال پیام از طریق شبکه Swiftبه فرستنده اطمینان می دهد که پیام حتماً به گیرنده خواهد رسید. یعنی هر پیامی که دارای تائیدیه (Acknowledgement) مؤسسه سوئیفت باشد، حتماً توسط گیرنده آن دریافت خواهد شد و هیچ بانکی نمی تواند ادعا کند که پیامی را دریافت نکرده است، مگر این که اشکال فنی در سیستم داخلی اش به وجود آمده باشد.
هم چنین ، هیچ پیام مخابره شده ای از طریق Swiftبه صورت ناخوانا (Garbele) به گیرنده نخواهد رسید و مسئله ای از جهت تماس برای ارسال مجدد پیام پیش نخواهد آمد.
قابلیت های دیگر سیستم
فعالیت اصلی در سیستم Swiftمبادله پیام بین بانک ها و مؤسسه های مالی است. اما این کار تنها قابلیت سیستم نیست، برخی از دیگر قابلیت های سیستم را می توان به شرح زیر نام برد:
1ـ سیستم دارای حافظه ای با حجم زیاد می باشد، این فایل حافظه به اعضا امکان می دهد که بنا به برنامه کاری خود اطلاعات مربوط به پیام های ارسالی و دریافتی چندماه قبل را در سیستم نگهداری کنند تا در موقع لزوم به آن دسترسی داشته باشند.
2ـ چنانچه هر عضو بخواهد موضوع خاصی را به کلیه بانک های دنیا اعلام کند می تواند با ارسال فقط یک پیام 094(Broadcast، اطلاعیه عمومی) آن را به اطلاع کلیه بانک های عضو شبکه سوئیفت در دنیا برساند، یا با یک پیام گروهی موضوعی خاص را به تعداد معینی بانک اعلام کند.
3ـ سیستم سوئیفت قابلیت الحاق به سیستم رایانه مرکزی بانک را دارا می باشد. چنانچه بانکی دارای Maine Frameباشد و سیستم سوئیفت به آن متصل شود، با استفاده از برنامه های جانبی مبالغ بدهکار/ بستانکار به طور اتوماتیک در مانده حساب عمل می شود و احتیاجی به عملیات دستی نیست.
اعضا (USER)
اعضای Swift، مؤسسه ها و بانک هایی هستند که با عضویت در این مؤسسه، مجاز به استفاده از خدمات Swiftمی باشند. اعضای Swiftبه سه گروه تقسیم می شوند:
1ـ اعضای اصلی (Member) : که شامل بانک ها هستند، مثل بانک ملی
2ـ اعضای فرعی (sub member) : مؤسسه هایی که 90% به طور مستقیم یا 100% به طور غیر مستقیم تحت مالکیت اعضای اصلی هستند و از طریق آن ها به عضویت Swiftدر می آیند. 3ـ اعضای غیربانکی (Participant) : مؤسسه هایی که در سطح بین المللی مبادلات سهام انجام می دهند، صادر کنندگان چک های مسافرتی، معامله گران در بازارهای ارز و ...
به هر عضو شناسه ای (براساس استانداردهای ISO) تعلق می گیرد که به عنوان نشانی آن بانک می باشد. در حال حاضر کلیه بانک های کشورمان ایران به شبکه Swiftملحق شده اند.
کدهای سوئیفت
مؤسسه سوئیفت،برای سهولت در امر اتوماسیون و به کارگیری روشی یکسان در پیام ها از کدهایی که ISOبرای نام بانک، کشورها، شهرها و ارزها پیش بینی کرده است، استفاده می کند.
ضروری است در پیام های سوئیفت حتماً از کدهای اختصاص یافته به بانک ها استفاده شود، در غیر این صورت پیام قابل ارسال نیست.
کد بانک (BIC)
کد بانک (BIC) مخفف کلمه های Bank Identifier codeو شامل کدهایی است که برای اختصاص نامی استاندارد به بانک ها و مؤسسه های مالی دنیا در نظر گرفته شده است. هر کد اختصاص داده شده برای بانک ها شامل هشت یا یازده کاراکتر (حرف/ عدد) می باشد.
مبادله کلید رمز
بانک های عضو شبکه سوئیفت از ابتدای عضویت می توانند برای یکدیگر پیام بدون رمز (MT999) ارسال نمایند. اما چنانچه این بانک ها بخواهند پیام رمز دار ارسال/دریافت کنند، لازم است با یکدیگر کلید رمز مبادله نمایند. مبادله کلید رمز در سوئیفت روشی اتوماتیک، کاملاً مطمئن و مبتنی بر جدیدترین شیوه های مبادله رمز می باشد.
در حال حاضر از فرایند نوینی به نام Relationship management) = RMA) برای مبادله کلید رمز استفاده می شود. این فرایند جایگزین (BKE= bilateral key exchange) شده است که لایه های امنیتی بیشتری را در رمزهای سویفتی ایجاد می نماید.
این فرایند اعضا را قادر می سازد ارتباط کارگزاری خود را با بانک های دیگر کنترل نمایند. لازم به ذکر است در فرایند BKEبا ایجاد رمز سوئیفتی بین دو بانک، طرفین قادر بودند هر نوع پیام رمزدار مربوط به کلیه فعالیت های ارزی را برای یکدیگر ارسال نمایند. اما با پیاده سازی فرایند RMHاین امکان وجود خواهد داشت که بانک ها روابط کارگزاری خود را با سایر بانک ها بر اساس نوع فعالیت ارزی مورد نظر خود محدود نمایند. بدین نحو که بانک ها می توانند تعیین نمایند از کدام بانک پیـام های سویفتی مربـوط به اعتبـار اسنـادی را دریافت/ ارسـال نمـایند و یا با کدام بانک تنها پیام های حواله رد و بدل شود.
منابع اطلاعاتی سوئیفت
منابع اطلاعاتی که سوئیفت از استانداردهای جهانی آن ها برای تهیه و تدوین راهنمای کاربران استفاده می نماید عبارتند از:
-ISo International orgization for standardization
- ICC International chamber of commerce.
- ISDA International swap dealers association.
- ISITC Industry standardization for institutional trade communication
انواع پیام ها در سوئیفت
انواع پیام های قابل ارسال در شبکه سوئیفت را به سه گروه می توان تقسیم کرد:
1ـ پیام های ارسالی از یک عضو به عضو دیگر User to user
2ـ پیام های ارسالی از یک عضو به مؤسسه سوئیفت User to system
3ـ پیام های ارسالی از Swiftبه اعضا System to user
پیام های نوع دوم و سوم ، عموماً، توسط اداره مرکزی ارسال/دریافت می شود.
با توجه به کاربرد پیام های گروه اول، مختصری توضیح داده می شود. همان طور که ذکر شد، در صورتی می توان برای یک بانک از طریق شبکه Swiftپیام فرستاد که آن بانک عضو شبکه باشد (با مراجه به Bic Directory) برای سهولت در امر تنظیم پیام، مؤسسه Swiftمبادرت به طبقه بندی پیام های مختلف نموده است.
بر اساس این طبقه بندی پیام های اعضا به یکدیگر در 10 گروه دسته بندی شده است.
پیام های گروه ا ، انتقال وجوه بین حساب های مشتریان ،چک ها و ...
پیام های گروه 2، انتقال وجوه بین بانک ها
پیام های گروه3، خرید و فروش ارز، وام ، سپرده گذاری
پیام های گروه 4، وصولی
پیام های گروه 5، سهام، اوراق بهادار
پیام های گروه 6، فلزات گرانبها، وام های سندیکایی
پیام های گروه 7، اعتبارات اسنادی، ضمانت نامه ها
پیام های گروه 8، چک مسافرتی
پیام های گروه 9، مدیریت وجوه، صورت حساب
پیام های گروه n، پیام های مشترک در همه گروه ها
برای هر یک از گروه پیام های فوق راهنمایی با نام همان گروه وجود دارد. که در بانک ها موجود و توسط کاربران حسب مورد، قابل مراجعه خواهد بود.
بانکداران و کارشناسان محترم برای کسب اطلاعات بیشتر به پایگاه اینترنتی سوئیفت http://www.swift.com مراجعه فرمایند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

مدیرعامل سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز :
فضای سبز تبریز فقیر است
700 باغ شناسنامه دار تبریز را احیا می کنیم
هر شهروند یک درخت بکارد
به گزارش نصر، "مسعود برزگر جلالی" با حضور در تحریریه نصر در روند فعالیت های نخستین رسانه دیجیتال شمال غرب کشور قرار گرفت و به سوالات خبرنگار آن مجموعه پاسخ داد.
وی گفت: در فضای وانفسایی رسانه ای کشور که نبود برخی از رسانه ها برای برخی ها راضی کننده تر است، کار کردن در فضای رسانه ای نوعی ایثار محسوب می شود. بی تردید کار کردن در فضای رسانه ای عشق می خواهد. نصر آبروی فضای رسانه ای استان است و با پوشش صحیح و به موقع اخبار توانسته اعتماد مخاطب را به خود جلب کند.
وی با بیان اینکه محیط زیست و فضای سبز در استان از اولویت شهرداری خارج شده است، اظهار کرد: با توجه به اینکه فضای سبز اصول و پایه حفظ محیط زیست است، سعی داریم تا فضای سبز را به الویت های اول و جایگاه اول برگردانیم چرا که داشتن هوای پاک، مستلزم تداوم یک زندگی است؛ در این راستا با استاندار و اعضای شورای شهر تبریز مراوداتی در خصوص حفظ فضای سبز انجام داده ایم.
سال 99، سال فضای سبز تبریز
وی با اشاره به اینکه سال 99 به عنوان سال فضای سبز در شورای شهر تبریز به تصویب رسیده است، افزود: یکی از دلایلی که سال 99 را سال فضای سبز اعلام کردیم، لزوم توجه همگانی به اهمیت فضای سبز و جلب مشارکت مردمی جهت حفظ فضای سبز موجود بود. اگر حاکمیت به این مقوله اهمیت قائل شود، مردم نیز به مراتب در این راستا پا پیش گذاشته و با ما همکار می کنند.
برزگر جلالی عنوان کرد: سرانه فضای سبز هرکدام از استان تبریز 16 متر مربع است. دلیل اینکه تفاوت زیادی بین فضای سبز تبریز با سایر استان ها دیده می شود، نبود کیفیت فضای سبز در شهر تبریز است. اگر به همان میزانی که در تبریز فضای سبز وجود دارد، مجددا به همان میزان فضای سبز ایجاد کنیم، هیچ تغییری در افزایش مساحت سرانه فضای سبز ایجاد نخواهد شد چراکه متراژی که برای فضای سبز اختصاص یافته، همان را در سرانه فضای سبز اعلام می کنند. متاسفانه از همین فضای سبز اندکی که داریم هم نمی توانیم به خوبی دفاع کنیم.
یک درخت برای دو نفر در تبریز!
مدیرعامل سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز با اشاره به اینکه در تبریز زیر یک میلیون درخت وجود دارد، اظهار کرد: این در حالی است که باید به صورت مطلوب در شهر تبریز 6 میلیون درخت وجود داشته باشد. چرا که هر 4 درخت سالم تنها می تواند اکسیژن یک انسان را تامین کند. اما متاسفانه در باغ شهر تبریز، برای دو نفر، تنها یک درخت وجود دارد آن هم اگر سالم و تاج دار باشد.
جلالی به برنامه های سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز اشاره کرد و گفت: یکی از برنامه های مهم این سازمان، جلوگیری از نابودی باقی مانده باغات تبریز است. زمانی تبریز مشهور به باغ شهر بود و ما انسان ها این باغ شهر را از بین برده و آن را به شهر بتنی تبدیل کرده ایم.
وی با اشاره به اعتباری به ارزش 500 میلیارد تومان صرف تملک باغات باقی مانده شهر خواهد شد، ادامه داد:
خوشبختانه با موافقت شورای شهر تبریز با این طرح، قرار است باقیمانده باغات تبریز را به تملک این سازمان درآورده تا هم مانع نابودی آن ها شده و هم آن ها را تبدیل به تفرجگاه بکنیم.
700 باغ شناسنامه دار داریم
وی ابراز کرد: در شهر تبریز 700 باغ شناسنامه دار داریم که برخی از آن ها دیگر کاربری باغ را ندارند؛ از این بین 56 باغ در مناطق ارزشمند 1 و 2 شهرداری تبریز شناسایی کرده ایم که شناسنامه آن ها توسط دادستانی در دفترخانه ثبت شده و به اتمام رسیده و قرار است آن ها را به تملک شهرداری در بیاوریم.
جلالی گفت: در این طرح یا مالکین باغ ها مجاب به نگهداری و حفظ آن ها هستند تا از مرگ آن ها جلوگیری شود و یا شهرداری طبق مقررات به آن ها رسیدگی کرده و هزینه رسیدگی را از مالکین باغ می گیرد و یا اینکه تهاتر می کنیم تا باغ به فضای سبز شهری اضافه شود.
لزوم هویت بخشی به پارک های تبریز
مدیرعامل سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز به لزوم هویت بخشی به پارک های تبریز اشاره کرد و گفت: از دیگر برنامه های این سازمان، هویت بخشی به پارک ها است. متاسفانه پارک های تبریز بجز ائل گولی هویت ندارند. کسانی که به پارک می آیند باید برداشتی از هویت پارک داشته باشند چراکه هویت بخشیدن به پارک ها که برگرفته از تاریخ است می تواند با مردم رابطه خوبی برقرار کند.
جلالی به کاشت یک میلیون درخت و نهال طی 2 ماه اشاره کرد و گفت: در فاز اول یک میلیون درخت متناسب با شرایط اقلیمی منطقه و یک میلیون درختچه های گلدار برای کاشت در نظرگرفته و برنامه ریزی کرده ایم. قرار است از هر سه متر یک درخت کاشته و وسط آنها سه درختچه بکاریم. به مرور زمان این یک میلیون درختچه دید به ارتفاع یک متر شهروندان را پوشش خواهد داد و 1میلیون درخت افق پنج متر را همانند نوار سبز در سطح شهر پوشش خواهند داد.
وی افزود: بعد از اتمام خرید دو میلیون درخت و درختچه، نسبت به گونه تعیین شده آن ها را بین مناطق شهرداری ها تقسیم خواهیم کرد کاشت و نگهداری آن ها را برعهده خواهد داشت.
هر شهروند یک درخت بکارد
وی به مشارکت همگانی هدفدار در راستای کاشت و حفظ درختان در سطح شهر تاکید کرد و گفت: ما می خواهیم که هر فرد در طیف های مختلف اجتماعی برای خود یک درخت داشته باشد و به نوعی نسبت به درخت خود احساس مالکیت داشته باشد چرا که احساس مالکیت عرقه ایجاد می کند. تمام درختانی که توسط همشهری ها کاشته می شود دارای شناسنامه خواهند بود.
جلالی تاکید کرد: برای حفظ و نگهداری درخت و درختچه های کاشته شده باید یک پایگاه اجتماعی ایجاد کنیم.
مدیرعامل سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز اذعان کرد: با افزایش 50 درصد تعداد پیمانکاران نیز در سال 99، نزدیک به 134 پیمانکار با این سازمان همکاری خواهند کرد. این افزایش پیمانکاران هم منجر به ایجا اشتغال برای فارغ التحصیلان کشاورزی شده و هم منجر به افزایش کنترل بین پیمانکاران شده است. یکی از علت های نابودی فضای سبز در شهر تبریز، تغییر تحول پیمانکاران در فصل مهم برای کاشت و حفظ درختان کاشته شده بود و فضای سبز در بهترین زمان به دست غفلت سپرده می شد لذا در این راستا تغییر تحول پیمانکاران را از فصل اردیبهشت ماه به فصل بهمن ماه موکول کرده ایم.
افزایش 50 درصدی اعتبارات فضای سبز
جلالی با بیان اینکه 50 درصد اعتبارات فضای سبز را افزایش داده ایم، تصریح کرد:
اعتبارات فضای سبز را در سال 99 از 100میلیارد تومان به 150 میلیارد تومان افزایش داده ایم.
وی به توسعه شبکه آب خام تبریز تاکید کرد و گفت: عمده دلیل بیماری و خشکی درختان تبریز، نرسیدن آب کافی است. این سازمان در نظر دارد طی یک برنامه ریزی سه ساله تمام تانکرهای آب رسانی را حذف کند چرا که تانکرها برای شهر تبریز، مایه آبروریزی هستند. این در حالی است که اگر آبرسانی به نحو احسن به پای درختانمان برسد، درختان ما سالم خواهند بود.
وی ابراز کرد:
کمربند سبز که در اتوبان پاسدارن و کسایی سال های سال مطرح است و دولت چندین بار اعتبار داد اما استان نتوانست آن اعتبارها را جذب کند. طی برنامه سه ساله این طرح را به اتمام خواهیم رساند.
وی به زیباسازی گلکاری ها اشاره کرد و افزود: به تازگی یکی از دستگاه جدید را به تبریز آورده ایم. شاخه های زاید درختانی که هرس می شوند بسیار با ارزش هستند لذا تمامی درختان هرس شده را جمع کرده و بعد از ضدغفونی آن ها را توسط دستگاه تازه خریداری شده تبدیل به تراشه های دو یا سه سانتی چوب می شوند و در کف گلکاری ها استفاده می شوند؛ این تراشه ها می توانند رطوبت خاک را حفظ کنند و در نهایت در مصرف آب صرفه جویی خواهد شد.
در حوزه زیباسازی برای قدم اول در ایام نوروز نزدیک به 40 المان و آثار حجمی آماده کرده ایم هنرمندان در حال کار کردن هستند.
جلالی ادامه داد: یکی دیگر از برنامه های این سازمان، ساماندهی نام این سازمان است؛ لذا لازم است تا بنیه ی این سازمان باید محکم تر شکل بگیرد. باتوجه به اینکه عنصر حیات بخش این کار عشق است، باید این عشق را بین کارکنان این سازمان تجلی ببخشیم. کارمندان این سازمان باید مسئولیت کار را با عشق برعهده بگیرند.
وی در پایان تاکید کرد: در این روزهای کرونایی، تمامی امکانات شهرداری زیباسازی در اختیار آتش نشانی و بهداشت است و پیمانکاران زیباسازی آماده ارائه خدمت جهت کمک به ضدغفونی کردن شهر هستند؛ همچنین تمامی سرویس های بهداشتی در سطح شهر تبریز و دستگاه های ورزشی به صورت روزانه ضدعفونی می شوند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

بازار بورس؛ رشد شگفتانگیز و اختلاف میان مدیران ارشد
ماجرا از آنجا آغاز شد که روز چهارشنبه پس از پایان معاملات هفته سازمان بورس در اوج ورود نقدینگی به بازار سرمایه و رونق معاملات سهام در تصمیم ناگهانی دامنه نوسان بورس را از ۵درصد به ۲ درصد کاهش داد. این اتفاق در حالی رخ داد که هیچ نشانهای برای این تصمیم وجود نداشت.
در یک بازه زمانی کوتاه اتفاقات مهمی در بازار بورس رخ داد. یک تصمیم مهم به صورت رسمی اعلام شد، سپس آن تصمیم به صورت غیررسمی و در رسانههای زیر سوال رفت و نهایتا با دستور وزیر اقتصاد لغو گردید. در این گیرودار شایعاتی مبنی بر استعفای رییس سازمان بورس نیز منتشر شد.
ماجرا از آنجا آغاز شد که روز چهارشنبه پس از پایان معاملات هفته سازمان بورس در اوج ورود نقدینگی به بازار سرمایه و رونق معاملات سهام در تصمیم ناگهانی دامنه نوسان بورس را از ۵ درصد به ۲ درصد کاهش داد. این اتفاق در حالی رخ داد که هیچ نشانهای برای این تصمیم وجود نداشت.
این تصمیم به منزله آب سردی بر روی سهامداران در روزهای پایانی سال بود. سازمان بورس اعلام کرد که تصمیم مذکور را در حمایت از منافع سرمایهگذاران، اتخاذ کرده است. سازمان بورس تاکید کرد که "تابلو قرمز بازار پایه فرابورس ایران کماکان دارای دامنه نوسان یک درصد است و تغییرات دامنه نوسان در مقاطع زمانی سه ماهه از زمان اجرا قابل بازنگری خواهد بود."
تصمیم سازمان بورس از همان ابتدا از سوی فعالان بازار به عنوان عملی غیرمنطقی و عجیب ارزیابی شد. برخی تحلیلگران معتقد بودند این اقدام در کاهش ورود نقدینگی به بازار بورس موثر خواهد بود.
در هفتههای اخیر بازار سهام رشد بی محابایی داشته و رکوردها را یکی پس از دیگری شکسته است. بازدهی بورس تهران در بهترین سال تاریخ بازار سرمایه به رقم خارقالعاده ۲۱۱ درصد رسیده است.
دلیل این رشد نیز سرازیر شدن نقدینگی به بازار بورس اعلام شده است. هجوم پولهای جدید و تب داغ بازار بورس در جامعه باعث شده است که تحولات کلیدی اقتصادی در این بازار تحت تاثیر نقدینگی بالا قرار گیرد و تاثیری در بازار نداشته باشد.
به همین دلیل عدهای معتقدند تصمیم سازمان بورس برای کنترل رشد غیرواقعی بازار بوده و از آن دفاع میکنند. برخی دیگر هم میگویند سازمان بورس از ریزش ناگهانی بازار هراس دارد. در این رابطه سیامک قاسمی تحلیلگر اقتصادی در توئیتی نوشت: «تغییر دامنه نوسانات بورس از ٥ درصد به ٢ درصد به نظرم بیشتر از اینکه با هدف حبس نقدینگى یا سیگنال خروج نقدینگى از بازار باشد، براى جلوگیرى از ریزش هاى بزرگ و ترس از چرخش بازار است. وقتى رفتار گلهای بازار با هیچ تحلیل فاندامنتالی همسو نیست، خطر چرخش بازار به سمت ریزش بالا است.»
سازمان بورس پیشتر با تصمیمات دیگری نشان داده بود که به دنبال تعدیل بازار است. از جمله این تصمیمات این بود که از این به بعد نهتنها شرکتهای بورسی، بلکه شرکتهای فرابورسی هم مشمول حجم مبنا شده و اگر حجم معاملات روزانه آنها به حد نصاب نرسد، تغییرات قیمت به طور کامل در نظر گرفته نخواهد شد.
اما تصمیم جدید سازمان به سرعت از سوی مقامات بالاتر وتو شد. ابتدا عبدالناصر همتی رییس کل بانک مرکزی و از اعضای شورای عالی بورس کمتر از دو روز پس از بخشنامه سازمان بورس در پستی اینستاگرامی از این تصمیم انتقاد کرد.
همتی گفت: «ارجح این است که اینگونه تصمیمات مهم در شورای عالی بورس نیز طرح و با بررسی همه ابعاد آن و در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور اتخاذ شود.»
او در ادامه راهکار تازهای به بازار بورس برای رفع دغدغه هجوم نقدینگی به بازار پیشنهاد داد و نوشت: «یکی از راهکارهای مدیریت روند بازار سرمایه، استفاده دولت از فرصت عرضه اولیه سهام و نیز برنامهریزی برای افزایش درصد سهام شناور شرکتهای مهم است. اقبال به بازار سرمایه را نیک پنداریم و با افزایش عرضه سهام عمق بیشتری به آن بدهیم.»
در همین حال بحثهایی مطرح شده است که رییس کل بانک مرکزی به دلیل نگرانی از احتمال هجوم نقدینگی به بازار ارز و متلاطم شدن آن بازار با تصمیم سازمان بورس مخالفت کرده است که البته همتی این مسئله را رد کرده و می گوید "بازار ارز با حضور و مدیریت بانک مرکزی همچنان ریسک بالایی برای سرمایه گذاری دارد."
پس از اظهار نظر صریح رییس کل بانک مرکزی درباره تغییر دامنه نوسان بورس، زمزمهها درباره احتمال لغو این تصمیم بالا گرفت تا اینکه نهایتا با نظر فرهاد دژپسند وزیر اقتصاد، تصمیم سازمان بورس لغو شد.
فرهاد دژپسند در نامهای خطاب به شاپور محمدی - رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار - نوشت که نظر به شرایط جاری کشور با استناد به جمعبندی شورای عالی بورس که اتخاذ تصمیم در شرایط حساس و فوری را در اختیار وزیر امور اقتصادی و دارایی به عنوان نظر شورا قرار داده است و با توجه به مشورت صورت گرفته با اکثریت اعضای شورای عالی بورس، باتوجه به حساسیتهای موجود در شرایط کنونی اقتصاد و لزوم مدیریت و تعادل بازارهای مالی و حوزههای اقتصادی کشور، ضروری است مصوبه هیات مدیره آن سازمان در خصوص کاهش دامنه نوسان به دو درصد، فعلا منتفی شود و از روز شنبه (۱۷ اسفند)، دامنه نوسان در بورس و فرابورس به روال عادی بازگردد.
سازمان بورس نیز این موضوع را پذیرفت، اما از موضع خود دفاع کرد. دفاع سازمان از این منظر بود که رشد شاخص فرابورس هیجانی است و با عوامل بنیادی اقتصادی همخوانی ندارد.
البته این دیدگاه سازمان بورس از سوی بسیاری تحلیلگران اقتصادی پیشتر مطرح شده بود.
شایعه استعفای رییس سازمان بورس
پس از این تحولات جمعه شب شایعهای قوی در شبکههای اجتماعی و در میان فعالان بازار بورس مطرح شد که شاپور محمدی رییس سازمان بورس از سمت خود استعفا داده است.
حتی گفته میشد که جانشین او نیز تعیین شده و بهروز خدارحمی به عنوان رییس سازمان معرفی خواهد شد. البته روز شنبه این شایعه به صورت غیر رسمی تکذیب شد.
یک مقام آگاه در این باره گفت که شاپور محمدی "بابت دستور دیروز وزیر اقتصاد، گلایه ایی ندارد و آن را پذیرفته، اما از برخی فعالان بازار که نگران رشد بی دلیل شاخص و قیمتها بودند و از تصمیمات اتخاذ شده سازمان بورس حمایت کرده بودند، اما در عمل، رویکرد متضادی را به نمایش گذاشتند، گلایهمند است."
این مقام آگاه افزود: «بازار سرمایه برای رئیس سازمان بورس دارای اهمیت ویژه ایی بوده و طی سالهای اخیر هم اقدامات متعددی و توسعه ایی را انجام داده و دارای سابقه حضور در وزارت اقتصاد است و با تصمیمات این چنینی از مسئولیت شانه خالی نمیکند.»
بااین حال این تکذیبیه آنچنان قوی به نظر نمیرسد و احتمالا اختلاف نظر رییس سازمان بورس با برخی مدیران ارشد دولت جدی است. باید دید در ادامه تحولات سریع بازار بورس ایران و رشد بازار باعث کناره گیری رییس سازمان بورس میشود؟ / فرارو
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

بررسی وضعیت کنونی و پیشبینی آینده کرونا در ایران
کرونا در ایران؛ چه خواهد شد و چه باید کنیم؟
مزدک دانشور در گفتگو با فرارو می گوید: در پزشکی مدرن، بیماری حاصل هیچ نحوست یا بلایی نیست، بلکه محصول رعایت بهداشت فردی و اجتماعی در تمامی جنبههایش است. در تصور پزشکی مدرن اگر فردی بیمار میشود یا بیماری سختی میگیرد نه به خاطر گناهانی که انجام داده بلکه به خاطر محیط زیست، تغذیه و بهداشت اوست. به همین ترتیب بیماری کرونا باید از تمامی جنبههای رازآمیزش، افسونزدایی و انگزدایی شود. نباید از کلمات نظامی برای مقابله با آن استفاده کرد که مبادا مردم چنان از بیماری و بیمار، نفرت پیدا کنند که خود برای رهایی از بیمار و بیماری آتش به اختیار شوند.
«با توجه به اینکه سرعت و گستره پخش ویروس در ایران بسیار بالاست و ما باید سناریوهای بدبینانه را پیش چشم داشته باشیم. یعنی برای مدت بیش از یک ماه از نظر روانی و اجتماعی خودمان را آماده مقابله با ویروس کنیم و اینکه با رعایت بهداشت و کمتر کردن تردد و معاشرت سرعت ابتلا به ویروس را پایین بیاوریم تا فشار بر ساختارهای درمانی کمتر شود و نظام درمانی ضعیف ما فرصت احیا و بازسازی خودش را داشته باشد.»
این روزها شیوع بیماری کرونا در کشور موجب طرح پرسشهای جدی درباره دامنه گستردگی و شیوع این بیماری شده است. این پرسشها را با مزدک دانشور پزشک و متخصص انسانشناسی و محقق در میان گذاشتیم که در پی میآید.
بیماریهای مسری پیش از کروناویروس چه مسیری را طی کردند؟ آیا پیشرفت علوم پزشکی بر ترس از همهگیری غلبه میکند؟
بیماریهای مسری در تاریخ بشری بسیار تأثیرگذار بودهاند. چنانکه «جرد دایموند» در کتاب معروف «اسلحه فولاد میکروب» (ترجمه شده به فارسی) نشان میدهد، حتی حذف برخی تمدنها (مثل تمدن بومیان آمریکای شمالی) در اثر بیماریهای واگیردار (چون آبله) بوده است. تا پیش از پزشکی مدرن، انسانها مقهور بیماریهای واگیردار بودند و این بیماریها، چون داسی سرد بر فراز سر مردمان میگشتند و قربانی میگرفتند.
پزشکی مدرن در دو راستا به کمک مردم آمد. اول در سایه شناخت علت بیماری (یعنی باکتری ویروس و حتی پرایونهای عامل جنون گاوی) راههای انتقال آن به مردم نشان داده و تلاش شد با رعایت بهداشت عمومی از انتقال و گسترش این بیماریها جلوگیری شود (مثلا استانداردهای تولید مواد غذایی، توزیع و ساخت توالتهای بهداشتی، انجام اعمالی، چون شستن دست و مسواک زدن). مرحله دوم مداخله اجتماعی پزشکی بود. داروهایی که برای کشتن باکتریها و ویروسها به میدان آمد و انجام واکسیناسیون و همچنین تأسیس بیمارستانها باعث شد که به خصوص از جنگ جهانی دوم به بعد بیماریهای عفونی، دیگر به نگرانی چندانی برای جوامع بدل نشوند، بلکه بیماریهای سبک زندگی، چون بیماریهای قلبی و عروقی، دیابت و ... به معضل اصلی تبدیل شوند.
با این همه، با بروز و شیوع ویروس HIV عامل بیماری سندرم کاهش ایمنی حاد، بیماریهای عفونی قابل انتقال دوباره به مسئله بدل شدند. شیوه انتقال ویروس HIV و درمانناپذیری موارد اولیه باعث شد که استعارههایی از جنس انگ و تبعیض حول این بیماری شکل بگیرد که بازهم پزشکی مدرن راه حلی برای آن نداشت. با هر چه جهانیتر شدن ارتباطات و دستاندازی انسانها به زوایای طبیعت، بیماریهای واگیر جدیدتری به جوامع انسانی راه باز کردند و به واسطه گسترش ارتباطات جهانی این ویروسها (به خصوص از سال ۲۰۰۰) همه گیریهای جهانی یا حداقل ترس از آن را باعث شدند. در اواخر سال ۲۰۱۹ یکی از انواع ویروسهای کرونا (که عامل ۱۵% سرماخوردگیهای زمستانی است) با یک جهش خطرناک بدل به ویرسی به شدت مسری و با مرگ و میری بالاتر از آنفولانزا شد.بروز و شیوع کروناویروس در چین، چنان سرعتی یافت که دولت چین با همه تدابیر ممکن هنوز نتوانسته در برابر آن بایستد و آن را به طور کامل مهار کند.
نحوه مواجهه دولت با کرونا را چگونه ارزیابی میکنید؟
دیگر کشورها با توجه به تجربه چین و قدرت واگیر ویروس جدید میبایست پیشبینیهای لازم را میکردند. در اصل، دولت مدرن در معنای سازمانیاش، نهادی برای پیشبینی و راهبری جامعه محسوب میشود. همین که دولتها برنامه توسعه مینویسند یا بودجه سال آینده را تنظیم میکنند، در حقیقت نشان از این وظیفه دارد. حال آنکه دولت ما در آغاز این واقعه کلا در خواب بود. مهران مدیری به طنز این وضعیت دولت را به سخره گرفته بود که هر چه میشود، از سیل و زلزله و ملخ، مسئولان غافلگیر میشوند.
خوب سوال اصلی اینجاست که دولتمردان که گسترش ویروس Covid-۱۹ و قدرت ویرانگرش را در چین دیده بودند، چرا تمهیدات لازم را برای پیشگیری، کنترل و درمان آن تدارک ندیدند؟ چرا با کمک گرفتن از راهکارهایی که چین اجرا کرده بود، در حد بضاعت و قدرت ایران این راهکارها را تقلید نکردند؟ وقتی معاون کل وزارت بهداشت قرنطینه را یک کنش از مد افتاده میخواند، چرا به هیچ یک از دستاوردهای چین در رابطه با قرنطینه موفق ووهان چین نظری نمیافکند؟ چرا ذخیرهسازی ماسک، لوازم محافظتی و مواد ضدعفونی انجام نشد؟ درست است که قرنطینه نمیتوانست جلوی گسترش ویروس را بگیرد، ولی سرعت گسترش آن را کنترل میکرد و به بیمارستانها فرصت ارائه خدمات بهتر به بیماران بستری را میداد. نجات زیرساختهای درمانی و کاربران درمان از فرسودگی، کنترل وحشت عمومی و کاستن از فاصله دولت-ملت هم از دیگر فواید آن بود.
اگر بخواهیم شیوع کرونا ویروس در ایران را در متن جامعه ایران روایت کنیم شیوع و مواجهه با این ویروس در چه زمینهای صورت گرفت؟
بیایید به همهگیری ویروس کرونا در بستر ۵ ماهه اخیر بنگریم. در آبان ماه با افزایش سه برابری قیمت بنزین لایههای فرودست و حاشیهنشین در اعتراض به وضعیت معیشت و همچنین فقدان افق بهبود اوضاع به خیابان آمدند. دولت به صورت یکپارچه از این تصمیم دفاع کرد و آن را در راستای سیاستهای نئولیبرال خود دانست. بهای این تقابل هنوز مشخص نیست و دولت و پزشکی قانونی اعلام تعداد کشتهشدگان این ماه را هنوز به همدیگر پاس! میدهند. کمی بعدتر سقوط هواپیمای اوکراینی پیش آمد و بعد از سه روز فشارهای داخلی و بیشتر خارجی مشخص شد که نیروهای مسلح خودمان به این هواپیما شلیک کردند. این فاصله زمانی، انکار اولیه و سپس پذیرش مسئولیت، طبقه متوسط را به شدت عصبانی کرد و به ناآرامیهای چندی در تهران منجر شد. حذف داوطلبان اصلاحطلب در انتخابات مجلس هم تیر خلاصی بود که به اعتماد عمومی شلیک شد. با این عمل مشخص شد که حاکمیت قصد شریک تراشیدن را ندارد و به مشروعیت مردمی فکر نمیکند، بلکه دوای گذر از وضعیتهای بحرانی را یکدست بودن حاکمیت میداند. میزان مشارکت مردم تهران و ایران در انتخابات مشخص کرد که حاکمیت و مردم به حداکثر فاصله رسیدهاند.
در این متن، همهگیری کرونا به ایران رسید و گسستهای پیشن را فعالتر کرد. اولین مشکل بیاعتمادی مردم به مسئولین بود. هر حرف، هشدار و آماری که از سوی مسئولین ارائه میشد با تردید مردم روبهرو و سناریوهای آخرالزمانی در شبکههای مجازی دست به دست و وحشت به سرعت همهگیر میشد. مردم هم به جای گوش فرادادن به توصیههای مسئولان بهداشتی، سناریوهای فردی را دنبال میکردند.
از آن سو مسئولین نیز به مردم اعتماد نداشتند و حاضر نبودند (و نیستند) که آمار واقعی را با مردم در میان بگذارند و سناریوهای بدبینانه را به مردم منتقل کنند. آنها میدانند که به علت سرمایه اجتماعی پایین سخنانشان با روی خوش مردم روبهرو نخواهد شد و ای بسا که وحشت عمومی در سایه این بیاعتمادی به حرکتهای تخریبی و کور دامن بزند.

غیر از شکاف دولت- ملت و بیاعتمادی؛ در این شرایط نابرابری در توزیع و تخصیص امکانات نیز آشکار است که شاید ویژگی دولت رانتیر ایران باشد؛ این بیعدالتی در مواجهه با کرونا را چطور میبینید و چه سرانجامی دارد؟
نابرابری و احساس فقدان عدالت، مسئله دیگری است که در این شرایط خودنمایی میکند. مردم در حالیکه در صفهای طولانی یا در جستجوی ماسک و مواد ضدعفونی از داروخانهای به داروخانه دیگر میروند، عدهای ماسک احتکار کردهاند و از شبکه دولتی ماسک را پنهان میکنند تا آنجا که فریاد وزیر را درآوردهاند. به راستی کدام مافیا این میزان قدرت دارد تا دولت را این چنین بازی دهد؟ از آن سو داشتن ماسک خوب و مواد ضدعفونی کننده بدل به مایه تفاخر و تمایز شده است و برخی از بچه پولدارهای تازه به دوران رسیده تعداد ماسکهای فیلتردارشان را به رخ بینندگان میکشند. در حالیکه بسیاری از فرودستان و زحمتکشان برای قوت روزانهشان باید قرنطینه را بشکنند و با شرایط بسیار بد کار را ادامه دهند، ثروتمندان میتوانند از ویلاهایشان در شمال storyهای جذاب بگذارند.
این تفاخر و تمایز حتی به استفاده از کیتهای تشخیص کرونا رسیده است و برخی از هیأت حاکمه و یا آقازادگان در فیلمهایی از فضای قرنطینه و با حالی خوش، اعلام میکنند که کرونایی شدهاند! با توجه به کمبود کیتهای تشخیصی و دستورالعملهای روشن وزارت بهداشت، به نظر میرسد هیچ یک از این افراد ضرورتی برای استفاده از تستهای خاص و کمیاب نداشتند و فقط به نوعی تمایزشان را به رخ کشیدند.
به نظر میرسد که دولت برای باز کردن گره کور کرونا، در ابتدا نیاز دارد تا اعتماد عمومی را به خود بازگردانده و یا حداقل با کم کردن مشکلات خارجی امید را به اقتصاد نیمه جان ایران که با همهگیری کرونا به وضعیت احتضار رسیده، برگرداند. به خصوص که با نابرابری و حس فقدان عدالت مردم نیز روبه روست که امکان آشوبهای اجتماعی را بیشتر کرده است.
در شرایط کنونی وضعیت فرودستان و زحمتکشان لایههای خدماتی چه میشود؟ آیا با نابرابری موجود تنها توصیههای وزارت بهداشت برای اقشار پایین کفایت میکند؟ در واقعیت این فرایند مقابله با چه موانعی مواجه است؟
هر آن چیزی که در زندگی روزمره گسست ایجاد کند، باعث میشود که لایههایی که تا به حال از چشم ما پنهان بوده خود را نشان دهد. بیماری کرونا نیز از همین جنس است. ما خیلی راحت از ضرورت قرنطینه و یا ماندن در خانه و رعایت بهداشت صحبت میکنیم. گویی فرض اساسی ما یا دولت محترم این است که افراد به صورت خودانگیخته و بدون هیچ آموزش نظاممند میتوانند تمامی نکات ارائه شده را به خوبی رعایت کنند. بدون یک نظام بهداشتی و مراقبتی جامع و فراگیر (همچون طب ملی و پزشک خانواده)، وزارت بهداشت فقط میتواند بر درمان تأکید یا آگهیهای تلویزیونی تولید کند. اثربخشی این آگهیهای تلویزیونی چندان مشخص نیست و حتی نظامی اجتماعی برای تضمین اثربخشی و نفوذ این پیامهای بهداشتی تدوین نشده است.
از طرف دیگر بسیاری از این پیامهای بهداشتی و تقاضا برای رعایت فردی، در فضای اجتماعی با واقعیتهای سخت برخورد میکند. اولین سد و مانع معیشت خانوادههاست. در بسیاری از خانوادههای فرودست، اگر نانآور خانواده از خانه بیرون نیاید و به سرکار خود نرود، آن خانوار محتاج نان شب خواهد ماند. این کارگر باید از حمل و نقل عمومی استفاده کند، در محیطهای شلوغ و با حداقل استانداردها کار کند، پول خرید مواد ضدعفونی کننده، دستکش و ماسک از بازار آزاد، میوه، سبزیجات تازه و مواد پروتئینی حیوانی و زمان کافی برای استراحت را ندارد. او به عنوان یک زحمتکش در پایینترین لایههای اجتماعی قرار دارد و نابرابری و بیعدالتی بر ترشح هورمونهای استرس او تأثیرگذارتر است. این کارگر به واسطه تغذیه ناکافی و ناسالم در طی سالیان گذشته بیشتر در مخاطره است، به واسطه رکود بازار بیشتر در معرض اخراج و بیکار شدن قرار دارد، او در محاصره قسط و اجاره خانه است که هر ماه سررسید میشود و به همهگیری کرونا بیاعتناست!
اینجاست که انگارههای طبقه متوسط متولیان بهداشت و سلامت، آشکار میشود و گاه با همدستی و تلخاندیشی اعضای این طبقه نیز همراه است. حتی بدون درک شرایط اجتماعی و اقتصادی، فرهنگ طبقه زحمتکش و کارگر را عامل گسترش بیماری میدانند. این مسئولان در حقیقت در انگارههای نئولیبرالیستی خود گرفتارند که فرد را مقصر وضعیت خود میداند. شعار وزارت بهداشت برای ترک سیگار هم حتی در همین راستاست: ترک سیگار با خودمراقبتی! معنای ضمنی این شعار این است که دولت به فکر شما نخواهد بود! خودتان باید برای خودتان کاری بکنید. دولت قرار نیست طرح مصوب پزشک خانواده را اجرا کند، دولت قرار نیست به روز رسانی و ارتقای خانههای بهداشت را در دستور کار بگذارد، دولت قرار نیست طرحهای اجتماعی سلامت دهان و دندان را به سرانجام برساند و حداکثر خدمات درمانی را ارائه کند و همه اینها در بستر یک نظام درمانی فرسوده، نابرابر و ناکارآمد است.
این نکات در مورد زندگی زحمتکشان بود، اما بدون اشاره به فرودستان یعنی زندانیان، سربازان، کارگران خدمات عمومی شهر (چون کارگران ساختمانی، رانندگان و رفتگران) و از همه دردناکتر کودکان کار، زنان تنفروش و معتادان این روایت، ناکامل است. گویی کسی به این افراد نگاهی نمیاندازد و برای آنان برنامهای ندارد؛ برای زندانیانی که اگر در محیطهای شلوغ و بی امکانات زندان گرفتار این بیماری شوند، راهی به رهایی ندارند؛ برای سربازانی که عموما درگیر کاهش وزن و استرس بالا هستند؛ برای رانندگانی که در معرض ارتباط با هزاران نفر در روز هستند؛ برای کارگران ساختمانی که در گرانترین محلههای این شهر کار میکنند و شب را در کانکسی جمعی به صبح میرسانند؛ برای کودکان کار و خیابان که سر در ظرفهای آشغال فروبردهاند و ضایعات انسانی طبقات بالاتر را به سودای یافتن لقمه نانی میجورند؛ برای زنانی که با تن فروشی امرار معاش میکنند و با توجه به وضعیت بازار به صورت مداوم باید به قیمتهای پایینتر و شرایط بدتر تن بدهند؛ برای معتادانی که با بدنهای نحیف در معرض یکی از مسریترین ویروسهای این قرن قرار گرفتهاند. برای اینهایی که برشمردم و بسیارانی که برنشمردم چه برنامهای وجود دارد؟

به نظر شما، پیامدهای طرح تحول سلامت بر این شرایط اثر گذاشته است؟ آیا نابرابری موجود در توزیع منابع در میان نیروهای تخصصی نیز به چشم میخورد و میتوان از گسستهای درون بیمارستانی به عنوان یک معضل نام برد؟
من در تحقیقاتی که درباره طرح تحول سلامت داشتم و مصاحبهای هم که در سال ۱۳۹۳ با سایت فرارو دراین باره داشتم، نشان دادم چگونه این طرح، نظام درمانی ایران را فشل کرده است و رضایت چند ماهه مراجعهکنندگان به اثرات منفی و بلند مدت آن نمیارزد. پرداختن به همه ابعاد این طرح در اینجا میسر نیست، اما نکته مهمی که در اجرای این طرح وجود داشت، مربوط به شرایط جدید است.
در این طرح با افزایش دریافتی پزشکان و اساتید پزشکی، نابرابری بسیار بزرگی در بیمارستانها شکل گرفت. اولا در میان خود پزشکان، جراحان برنده اصلی این طرح بودند و پزشکان داخلی و بیهوشی کمترین بهره را بردند. متأسفانه این توزیع نابرابر منابع، به گرایش دانشجویان پزشکی به تخصصهای خاصی منجر شده است.
ثانیا، دستیاران تخصصی، انترنها، پرستاران، بیماریاران و دیگر نیروهای خدماتی بیمارستان بزرگترین بازندگان این طرح بودند. آنها شاهد افزایش دریافت چند ده میلیونی اساتید (به خصوص در بخشهای جراحی) بودند، حال آنکه ۹۰% از کارهای بیمار بر دوش آنها قرار داشت. یک دستیار تخصصی با بیشترین تعداد شیفت شبانه زیر خط فقر دریافتی داشته و دارد در حالیکه سقف دریافتی اتندها با تعدیلات بسیار به ۶۰ میلیون تومان رسیده است. البته من از دریافتی سالهای ۹۳ و ۹۴ سخن نمیگویم.
این نابرابری دردناک در سطح یک نهاد خدماتی، باعث ناکارآمدی و فشل شدن آن میشود. نهادی که نابرابری قدرت و ثروت در آن نهادینه و با طرح تحول سلامت تقویت میشود، نمیتواند در برابر چالشهای اساسی، چون همهگیری کرونا به آسانی مقاومت کند. انگیزه کافی (چه مادی و چه معنوی) در نیروهای خدماتی بیمارستان وجود ندارد و فداکاری و دلسوزی که دو عنصر اساسی برای کار در چنین شرایط خطرناکی است، کمتر میشود. برای این نابرابری و توزیع نامتناسب قدرت در بیمارستان باید در کوتاه مدت و میان مدت برنامههای لازم را تدارک دید و فقط به تبلیغات تلویزیونی بسنده نکرد.
انسانشناسی پزشکی مدرن و سنتی به شرایط موجود چگونه مینگرند؟ چه تمایزی بین طب سنتی و طب مدرن وجود دارد و تبعات هر کدام چیست؟
در باورهای سنتی و پیشامدرن، بدن انسان و جهان اطراف در یک پیوند ناگسستنی قرار دارند. به این معنا که بدن جزئی از جهان اطراف است و اعمال و حالات انسان میتواند در جهان اطراف و اتفاقات آن مؤثر باشد. به عنوان مثال در افسانههای انگلیسی میخوانیم که با ناتوانی جنسی پادشاه، برکت از زمین میرود و بارآوری احشام مخدوش میشود و یا به علت گناه مردمان، طاعون و وبا در ملکی همهگیر یا زلزله واقع میشود.
در شاهنامه آمده است که فریدون از آنرو ضحاک را کشت، که بنا به تذکار سروش ایزدی، در زمین موجودات پلشت گسترده نشوند. در فرانسه قرون وسطی، زنانی که در دوره قاعدگی بودند از لگد کردن انگور به منظور تهیه شراب بازداشته میشدند تا عمل آمدن شراب دچار اختلال نشود، زیرا این زنان در مرحله باروری نبودند!
در این باور سنتی، بیماری نوعی بختک و نفرین است. عقوبت گناه یا ظلمی است که انجام دادهایم و اکنون با زجر بیماری تقاص آن را پس میدهیم. این باور در افواه عامه قابل رصد کردن است که نوع مرگ، شدت بیماری و یا سختی آن را با کارهایی که فرد در دوران زندگی انجام داده است، پیوند میدهند. بسیاری از ما برای در امان ماندن از چشم زخم، به صدقه و اطعام روی میآوریم. گویی آنچه ما به جهان اطراف میبخشیم به سوی ما برمیگردد و در بیماری و سلامت و حتی در شدت و سختی آن مؤثر است.

حال آنکه پزشکی مدرن یک گسست شناختشناسانه ایجاد کرده است. در پزشکی مدرن، بیماری حاصل هیچ نحوست یا بلایی نیست، بلکه محصول رعایت بهداشت فردی و اجتماعی در تمامی جنبههایش است. در تصور پزشکی مدرن اگر فردی بیمار میشود یا بیماری سختی میگیرد نه به خاطر گناهانی که انجام داده بلکه به خاطر محیط زیست، تغذیه و بهداشت اوست. به همین ترتیب بیماری کرونا باید از تمامی جنبههای رازآمیزش، افسونزدایی و انگزدایی شود. نباید از کلمات نظامی برای مقابله با آن استفاده کرد که مبادا مردم چنان از بیماری و بیمار، نفرت پیدا کنند که خود برای رهایی از بیمار و بیماری آتش به اختیار شوند.
در این شرایط چه باید کرد؟ پیشبینی شما از آینده این بیماری در ایران چیست و تاکی باید نگران بود؟
از زبان فیلسوفی قرن نوزدهمی تکرار میکنم آنچه گفتیم نه به کار تفسیر وضعیت که در اختیار تغییر وضع است. به این معنا که اگر لایههای اجتماعی و فرهنگی بیماری را نشناختیم، چگونه میتوانیم از گسترش و هزینههای اجتماعی آن جلوگیری کنیم و مدیریت بهتری داشته باشیم.
با توجه به عدم قرنطینه قم و کمبود زیرساختهای بهداشتی، سرعت و گستره پخش ویروس در ایران بسیار بالاست و ما باید سناریوهای بدبینانه را پیش چشم داشته باشیم. یعنی برای مدت بیش از یک ماه از نظر روانی و اجتماعی خودمان را آماده مقابله با ویروس کنیم و اینکه با رعایت بهداشت و کمتر کردن تردد و معاشرت سرعت ابتلا به ویروس را پایین بیاوریم تا فشار بر ساختارهای درمانی کمتر شود و نظام درمانی ضعیف ما فرصت احیا و بازسازی خودش را داشته باشد.
دوم اینکه کل حاکمیت به یک آشتی ملی تن بدهد و سعی کند گسست دولت-ملت را کم کند. با این میزان فاصله، اگر همهگیری ویروس از حدی خارج شده و مرگ و میر بسیار بالا برود، اول اینکه نمیتوان آن را مخفی کرد و دوم؛ امکان ناآرامیهای اجتماعی بسیار بالا میرود و حتی پس از پایان همهگیری و آشکار شدن تبعات اقتصادی این همهگیری نیز باید منتظر شورشهای اجتماعی باشیم.
سوم اینکه تغییرات اساسی در نظام سلامت ایران ضروری است. طرح پزشک خانواده و طب ملی باید به روی میز برگردد تا از وضعیت سلامت و بیماری مردم یک منطقه اطلاعات دقیقی وجود داشته باشد و به واسطه ارتباط نزدیک کادر درمانی و مردم آن ناحیه توصیههای بهداشتی و درمانی بیشتر پذیرا شود. این طرح به خصوص برای حاشیههای شهرهای بزرگ بسیار ضروری است.
چهارم اینکه همدیگر را فراموش نکنیم. ما کشوری تاریخی هستیم که مصیبتهای بسیاری را تاب آوردهایم و هنوز زندهایم! این روند تاریخی به ما نشان میدهد که در شرایط سخت افرادی به میدان میآیند که سرنوشت جمعی را از سرنوشت فردی خود مهمتر میدانند. ارزشهایی، چون یاری، فداکاری و همبستگی باید در این شرایط تقویت شود و فرودستان، حاشیه نشینان، سالمندان و زحمتکشان نباید فراموش شوند. کسانی که به خرید روزانه خارج از خانه نیازمند هستند، ولی به علت سالمندی جرأت خارج شدن را ندارند. زندانیان، معتادان، خیابانخوابها بسیار در معرض خطر هستند و باید حمایت از آنها متوقف نشود. کودکان کار به خصوص آنهایی که در کار بازیافت زبالهاند، باید به دیده گرفته شوند. در خبرها آمده بود که اهدای خون در این روزها کاهش پیدا کرده است، میتوان نتیجه گرفت که بیماران تالاسمی، هموفیلی و مجروحانی که خون زیادی از دست دادهاند در معرض آسیب باشند، به یاری آنها نیز بشتابیم.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
درآمد میلیون دلاری از زهر عقرب
یک کشاورز در ولایت هلمند افغانستان از زهر عقرب درآمد بسیار بالایی کسب میکند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، پیرمحمد در کار پرورش عقرب است و در اتاقهای کوچک و کم نور بر روی کارتن تخم مرغ این حشرات سمی را پرورش میدهد. او مشتریان بین المللی دارد و پول خوبی از آنان دریافت میکند. این کشاورز ۴۶ ساله یکی از اولین پرورش دهندگان عقرب است و در کشور افغانستان که درآمد پایدار با مشکلات زیادی روبرو است از این موجودات کوچک و سمی درآمد خوبی کسب میکند. هم اکنون پیرمحمد ۱۶ هزار عقرب دارد. محققان پزشکی برای هر کیلو زهر عقرب یک میلیون دلار به او پرداخت میکنند. زهر عقرب خواص ضد سرطانی دارد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

ارزش واقعی سکه چطور محاسبه میشود؟
یک اتفاق عجیب در بازار سکه
سکه تمام طرح جدید پنج میلیون و ۹۰۰ هزار و سکه تمام طرح قدیم پنج میلیون و ۸۲۰ هزار تومان قیمت دارد. با این حساب قیمت سکه نهتنها حباب ندارد، بلکه از ارزش واقعی آن پایینتر است. این مورد زمانی اتفاق میافتد که قیمت دلار در بازار آزاد غیرمنطقی باشد و با قیمت سکه و طلا همخوانی نداشته باشد
بازار سکه شرایط عجیبی و غریبی دارد. از طرفی قیمتها نسبت به یک ماه گذشته به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر بررسیها نشان میدهد قیمت سکه در حال حاضر اصلا بالا نیست. چراکه ارزش طلای به کار رفته در ضرب سکه بر اساس اونس جهانی طلا و نرخ روز دلار در بازار آزاد، پنج میلیون و ۹۶۰ هزار تومان محاسبه میشود و بالاتر از قیمت سکه در بازار است. در لحظه نگارش این متن سکه تمام طرح جدید پنج میلیون و ۹۰۰ و سکه تمام طرح قدیم پنج میلیون و ۸۲۰ هزار تومان قیمت دارد. با این حساب قیمت سکه نه تنها حباب ندارد، بلکه از ارزش واقعی آن پایینتر است. این مورد زمانی اتفاق میافتد که قیمت دلار در بازار آزاد غیرمنطقی باشد و با قیمت سکه و طلا همخوانی نداشته باشد.
قیمت سکه در بازار چقدر است؟
امروز هر سکه تمام در بازار حدود پنج میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمت دارد. سکه طرح قدیم هم حدود پنج میلیون و ۸۲۰ هزار تومان قیمتگذاری میشود. در یکی دو هفته اخیر بعد از انتشار اخبار مربوط به کرونا و قرار گرفتن نام ایران در لیست سیاه FATF بازار سکه همگام با بازار ارز روند صعودی عجیبی به خود گرفت و باعث شد سکه تا شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان افزایش قیمت پیدا کند و حالا روی نرخ پنج میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قرار گرفته است. شاید احساس کنید قیمت سکه خیلی بالاست و اصلا با منطق جور در نمیآید، اما با توجه به افزایش قیمتی که طلا و دلار داشتند، در حال حاضر سکه روی منطقیترین نرخ ممکن است. دیگر خبری از حبابهای چند ۱۰۰ هزار تومانی که سال پیش شاهدشان بودیم نیست و اتفاقا بررسیها نشان میدهد ارزش واقعی سکه کمی بالاتر از قیمت فروش آن در بازار است.
با توجه به اینکه ارزش واقعی طلای به کار رفته در ضرب سکه بر اساس اونس جهانی و قیمت روز دلار در بازار ارز، حدود پنج میلیون و ۹۶۰ هزار تومان محاسبه میشود، میتوان گفت: در حال حاضر ارزش طلای سکه بالاتر از قیمت آن است. تازه اگر کارمزد ضرب سکه را هم در نظر بگیریم، قیمت تمام شده سکه حدود شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان خواهد بود. عقبماندن قیمت سکه از ارزش واقعی آن، زمانی اتفاق میافتد که سکه به اندازه دلار افزایش قیمت پیدا نکند، یا در طرف مقابل دلار قیمت بالا و غیرمنطقی به خود گرفته باشد که حالت دوم به واقعیت نزدیکتر است.
ارزش واقعی سکه چطور محاسبه میشود؟
دو راه برای به دست آوردن ارزش واقعی سکه وجود دارد. راه اول استفاده از نرخ روز هر گرم طلای ۱۸ گرم در بازار است. در حال حاضر طلافروشیها قیمت هر گرم طلا را ۵۹۶ هزار تومان در نظر میگیرند. توجه داشته باشید که این نرخ مربوط به طلای ۱۸ عیار با درجه خلوص ۷۵۰ است. سکه از طلای خالصتری ضرب شده و عیار ۲۱.۴ دارد و درجه خلوص آن ۹۰۰ است. با این حساب برای به دست آوردن قیمت هر گرم طلای به کار رفته در ضرب سکه، باید قیمت طلای ۱۸ عیار را بر ۷۵۰ تقسیم و در ۹۰۰ ضرب کنیم. با این حساب ارزش هر گرم طلای سکه تمام میشود رقمی حدود ۷۱۵ هزار تومان. هر سکه تمام بهار آزادی ۸.۱۳ گرم وزن دارد. این یعنی ارزش طلای به کار رفته برای ضرب سکه در مجموع پنج میلیون و ۸۱۵ هزار تومان خواهد بود.
این رقم در حال حاضر به عنوان قیمت سکه غیربانکی شناخته میشود. سکههای غیربانکی همان سکههایی هستند که در کارگاه ضرب شدهاند و ربطی به بانک مرکزی ندارند. ارزش سکههای بانکی بالاتر از طلای به کار رفته در ضرب آنهاست. چراکه ضرب سکه توسط بانک مرکزی حدود پنج درصد مالیات، کارمزد و عوارض واردات طلا را هم شامل میشود. برای همین عموما برای به دست آوردن ارزش واقعی سکه، پنج درصد به قیمت طلای به کار رفته در آن اضافه میکنند که در این صورت ارزش نهایی سکه رقمی حدود شش میلیون و ۱۰۰ هزار تومان خواهد بود. توجه داشته باشید که در این روش قیمت دلار تاثیری روی تعیین نرخ سکه نداشت.
روش دوم محاسبه ارزش واقعی سکه، نرخ اونس جهانی و قیمت روز دلار در بازار ارز را شامل میشود. هر اونس طلا در لحظه نگارش این متن در بازارهای جهانی با قیمت هزار و ۶۳۵ دلار فروخته میشود. از آنجا که امروز دلار در بازار آزاد حدود ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان قیمت دارد، نرخ اونس جهانی به پول ما میشود رقمی حدود ۲۵ میلیون و ۳۴۲ هزار تومان. باید توجه داشته باشید که هر اونس معادل ۳۱.۱۰۳ گرم است و این یعنی هر گرم طلا در بازارهای جهانی ۸۱۴ هزار تومان قیمت دارد. شاید از اختلاف این نرخ با قیمت طلا در بازار ایران تعجب کنید؛ دلیل این اختلاف در عیار طلاهاست. اونس جهانی بر اساس طلای ۲۴ عیار با خلوص ۹۹۹ تعیین میشود و طلا در بازار ایران عموما ۱۸ عیار با خلوص ۷۵۰ است.
با یک نسبت و تناسب قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار بر اساس اونس و دلار حدود ۶۱۱ هزار تومان خواهد بود که کمی بالاتر از قیمت روز طلا در بازار ایران است. چراکه این روزها در بازار طلا به خاطر شیوع ویروس کرونا تقاضا به شدت پایین آمده و باعث کاهش نرخ مظنه در بازار داخلی شده است.
اگر هر گرم طلای ۱۸ عیار را ۶۱۱ تومان در نظر بگیریم، ارزش طلای ۲۱.۴ عیار به کار رفته برای سکه ۸.۱۳ گرمی رقمی حدود پنج میلیون و ۹۶۰ هزار تومان محاسبه میشود که حتی بدون احتساب کارمزد و مالیات ضرب سکه هم از قیمت روز بازار پایینتر است. اگر پنج درصد کارمزد ضرب را هم به ارزش طلای به کار رفته در سکه اضافه کنیم، ارزش واقعی آن بر اساس نرخ روز دلار و اونس جهانی، حدود شش میلیون و ۲۲۶ هزار تومان محاسبه میشود.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

احتمالا همه مبتلا میشویم
سرانجام "کرونا" چه خواهد شد؟
لیپسیچ پیش بینی میکند که در سال آینده، بین ۴۰ تا ۷۰ درصد مردم سراسر جهان به ویروس کووید-۱۹ مبتلا خواهند شد. اما او در عین حال به طور موکد میگوید که این بدین معنا نیست که همه مردم بیماری شدید خواهند داشت. وی گفت: «احتمالا بسیاری از مردم بیماری خفیفی خواهند داشت یا اینکه هیچ علایمی نخواهند داشت.» مانند آنفولانزا، که زمانی برای کسانی که شرایط جسمی مزمنی دارند و مسن هستند، مرگبار بود، اغلب مبتلایان به کرونا هم بدون مراقب پزشکی بهبود خواهند یافت. (به طور کلی، تقریبا ۱۴ درصد مردم مبتلا به آنفولانزا هیچ علایمی ندارند.)
ویروس جدید کرونا که در بسیاری از کشورهای جهان شیوع پیدا کرده است، درصد پایینی از مبتلایان را میکشد و همین امر، مهار آن را به یک چالش تاریخی تبدیل میکند.
به گزارش فرارو به نقل از مجله آتلانتیک، در ماه مه ۱۹۹۷، یک پسر سه ساله، مرضی گرفت که در وهله اول یک سرماخوردگی معمولی به نظر میرسید. وقتی که علایم بیماری وی – سرفه، تب و گلو درد – برای شش روز ادامه پیدا کرد، به بیمارستان ملکه الیزابت در هنگ کنگ منتقل شد. آنجا، سرفه او شدیدتر و نفس او تنگ شد و در نهایت به رغم مراقبت ویژه درگذشت.
پزشکان که از وخیم شدن سریع حال پسر شگفت زده شده بودند، نمونهای از خلط سینه وی را به وزارت بهداشت چین ارسال کردند. اما آزمایشات رسمی و استاندارد نتوانست ویروسی که موجب مرگ شد را تشخیص دهد. ویروس شناس اصلی، تصمیم گرفت بخشی از نمونه را به همکارانش در سایر کشورها ارسال کند.
خلط سینه پسر، برای یک ماه در مرکز پیشگیری و کنترل بیماری آمریکا در آتلانتا باقی ماند تا نوبت بررسی آن برسد. سرانجام، نتایج بررسی تایید کرد که پسر به نوعی آنفولانزا مبتلا شده است. همان ویروسی که بیش از هر ویروس دیگری در تاریخ، قربانی گرفته است. اما این نوع ویروس، قبلا هرگز در انسانها مشاهده نشده بود. این ویروس، «اچ ۵ ان ۱» (H۵N۱) یا آنفولانزای پرندگان نام داشت که دو دهه قبل کشف شده بود، اما تا آن زمان اعتقاد بر این بود که این آنفولانزا فقط پرندگان را بیمار میکند.
این بحثها تا ماه آگوست طول کشید. دانشمندان به سراسر جهان هشدار دادند. دولت چین سریعا ۱.۵ میلیون جوجه را (به رغم اعتراض مرغداران) کشت. بیماران به سرعت رصد و قرنطینه شدند. تا پایان سال، ۱۸ مورد بیمار شناسایی شدند. شش فرد مردند. این به عنوان واکنش موفقیت آمیز جهانی قلمداد شد. ویروس تا سالها دیگر دیده نشد. مهار بیماری تاحدودی به این دلیل ممکن بود، چون بیماری بسیار شدید بود. آنهایی که به آن مبتلا میشدند به طرز آشکار و شدیدی مریض میشدند. میزان تلفات ویروس H۵N۱ تقریبا ۶۰ درصد بود. اگر به آن مبتلا میشدید احتمالا میمردید. اما از سال ۲۰۰۳ تا کنون، این ویروس فقط ۴۵۵ نفر را کشت. در مقابل، ویروسهای آنفولانزای بسیار ملایم تر، کمتر از ۰.۱ درصد مبتلایان را میکشند. اما هر سال، جان صدها هزار نفر را میگیرند.
بیماری شدید ناشی از ویروسهایی نظیر H۵N۱ به این معناست که میتوان افراد مبتلا را شناسایی و قرنطینه کرد، در غیر این صورت به سرعت میمیرند. اینگونه نیست که آنها کمی احساس بیماری کرده و در اماکن عمومی ویروس را منتشر میکنند. ویروس جدید کرونا که در جهان در حال انتشار است، ممکن است موجب بیماری تنفسی شود و این بیماری میتواند حاد باشد. ظاهرا میزان تلفات این بیماری (معروف به کووید-۱۹) کمتر از دو درصد است که این میزان بسیار پایینتر از اغلب بیماریهای مسری و خبرساز است. با این حال، کرونا زنگ هشدار را به صدا درآورده است، نه به خاطر نرخ پایین مرگ و میر آن، بلکه به خاطر خودش.
چهار نوع ویروس کرونا، معمولا انسان را تحت تاثیر قرار میدهند و باعث سرماخوردگی میشوند. اعتقاد بر این است که این ویروسها در انسان تکامل یافته تا انتشارشان را حداکثری کنند. امری که به معنای بیمار شدن مردم است، اما نه کشتن آنها. در مقابل، دو نوع ویروس کرونای قبلی (سارس و مرس) از حیوانات به انسان منتقل شده اند، دقیقا مانند H۵N۱. اینها برای انسان به شدت کشنده بودند. اگر مواردی ملایم یا فاقد علایم داشتند، به شدت کم بودند. اگر موارد ملایم فاقد علایم داشتند، بیماری به شدت شیوع پیدا میکرد. در نهایت، سارس و مرس هر کدام کمتر از ۱۰۰۰ نفر کشتند.
کرونا (کووید -۱۹) هم اکنون دو برابر این رقم، آدم کشته است. این ویروس با مشخصات متناقض و قوی خود، برخلاف بسیاری از ویروس هاست که توجه عمومی را جلب میکنند. این ویروس کشنده است، اما کشندگی آن خیلی زیاد نیست. مردم را بیمار میکند، اما نه به شکل قابل پیش بینی و قابل شناسایی. هفته گذشته تست کرونای ۱۴ آمریکایی در یک کشتی تفریحی در ژاپن به رغم اینکه حال خوبی داشتند، مثبت از آب درآمد. این ویروس جدید میتواند خطرناکترین باشد، چون ظاهرا گاهی وقتها هیچ علایمی ندارد.
جهان با سرعت بی سابقهای به کرونا واکنش نشان داده و منابع خود را بسیج کرده است. به سرعت، ویروس جدید شناسایی شد و مشخصات آن با سرعت بی سابقهای با دیگر کشورها به اشتراک گذاشته شد. کار برای ساخت واکسن آن در جریان است. دولت چین اقدامات سریعی برای مهار ویروس کرونا انجام داده و سازمان بهداشت جهانی وضعیت اورژانس نگرانی بین المللی اعلام کرده است. با این حال، شیوع کرونا هنوز ادامه دارد.
مارک لیپسیچ، استاد اپیدمولوژی دانشگاه هاروارد، گفت: «فکر میکنم نتیجه احتمالی این است که این (ویروس کرونا) در نهایت مهارشدنی نیست.»
مهار، اولین گام واکنش به هر بیماری مسری است. در مورد کووید-۱۹، امکان پیشگیری از یک پاندمی (هر چقدر هم که نامحتمل باشد) ظرف چند روز مشخص شد. چین از ماه ژانویه مناطق وسیعی در حوالی شهر ووهان را قرنطینه کرد و حدود ۱۰۰ میلیون نفر را محدود کرد. مردم از ترک منزل منع شدند و اگر خارج از خانه دیده شوند، پهپادها به آنها دستوراتی میدادند. با این همه، ویروس کرونا اکنون در ۲۴ کشور کشف شده است. به رغم ناکارامدی اینگونه اقدامات، اقدامات محدودکننده همچنان در حال شدت گرفتن است. دولت چین که برای متوقف کردن ویروس تحت فشار سیاسی قرار گرفته، پنج شنبه گذشته اعلام کرد که مقامات استان هوبئی به تک تک منازل مراجعه خواهند کرد تا تب مردم و سایر علایم بیماری را معاینه کنند. سپس همه مبتلایان احتمالی را به کمپهای قرنطینه اعزام خواهد کرد. اما با وجود این مهار ایده آل، شیوع ویروس چه بسا اجتناب ناپذیر بوده است. معاینه کردن و آزمایش گرفتن از افرادی که شدیدا بیمار هستند استراتژی ناقصی است وقتی که مردم میتوانند بدون اینکه احساس بیماری کنند، ویروس را منتشر کنند. اگر مردم به اندازه کافی احساس بیماری کنند، به محل کار نمیروند و در خانه میمانند.
لیپسیچ پیش بینی میکند که در سال آینده، بین ۴۰ تا ۷۰ درصد مردم سراسر جهان به ویروس کووید-۱۹ مبتلا خواهند شد. اما او در عین حال به طور موکد میگوید که این بدین معنا نیست که همه مردم بیماری شدید خواهند داشت. وی گفت: «احتمالا بسیاری از مردم بیماری خفیفی خواهند داشت یا اینکه هیچ علایمی نخواهند داشت.» مانند آنفولانزا، که زمانی برای کسانی که شرایط جسمی مزمنی دارند و مسن هستند، مرگبار بود، اغلب مبتلایان به کرونا هم بدون مراقب پزشکی بهبود خواهند یافت. (به طور کلی، تقریبا ۱۴ درصد مردم مبتلا به آنفولانزا هیچ علایمی ندارند.)
لیپسیچ در این دیدگاهش مبنی بر اینکه کرونا همچنان به طور گسترده شیوع پیدا خواهد کرد، تنها نیست. میان اپیدمولوژیستها اجماعی در حال شکل گیری است مبنی بر اینکه محتملترین نتیجه شیوع کرونا این است که یک بیماری فصلی جدیدی شکل خواهد گرفت. به عبارت دیگر، کرونا ویروس جدید، پنجمین کرونا ویروس شایع خواهد بود. مردم در برابر چهار ویروس کرونای دیگر، مصونیت بلندمدت ندارند. اگر این ویروس هم همینطور باشد و اگر این بیماری مانند حال حاضر شدید باقی بماند، «فصل سرماخوردگی و آنفولانزا» ممکن است به «فصل سرماخوردگی، آنفولانزا و کووید-۱۹» تبدیل شود.
اگر چه شرکتهایی مانند «اینوویو»، «مادرنا»، «کیور واک» و «نوا واکس» تلاشهایی برای ساخت واکسن کرونا انجام میدهند، اما به گفته مجله آتلانتیک، ساخت واکسن ویروس جدید کرونا، ممکن است بیش از یک سال طول بکشد. چرا که ساخت واکسن بسیار دشوار و پرهزینه و پرخطر است.
در دهه ۱۹۸۰ وقتی که برخی افراد از شرکتها به دلیل عوارض واکسن شکایت کردند، برخی شرکتهای داروسازی در آمریکا، ساخت واکسن را رها کردند. اگر چه دولت آمریکا، قانونی برای پرداخت غرامت به کسانی که از واکسنها آسیب دیده اند، وضع کرده، اما باز هم بیشتر شرکتها ترجیح میدهند در داروهایی سرمایه گذاری کنند که استفاده روزانه دارند و بیماریهای مزمن را درمان میکنند.
البته برخی نهادها، مانند «ائتلاف برای آمادگی جهت اپیدمی» (CEPI) برای توسعه واکسن کرونا تلاش میکنند. این ائتلاف که در سال ۲۰۱۷ در نروژ ایجاد شد، توسعه واکسنهای جدید را تامین مالی میکند. موسسان این ائتلاف، دولتهای نروژ و هند، موسسه خیریه «ولکام تراست» و بنیاد «بیل و ملیندا گیتس» هستند. پولهای این ائتلاف به شرکتهایی مانند اینوویو و سایر استارتاپهای بیوتکنولوژیک میرود تا آنها را به ورود به تجارت پرخطر توسعه واکسنها تشویق کند. ریچارد هاچت، مدیر عامل این ائتلاف، گفته است که اگر همه چیز خوب پیش برود، بعد از ۱۲ تا ۱۸ ماه واکسن اولیه میتواند امن و موثر فرض شود.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

نامه تراکتور به صداوسیما؛ دوربینها را راه نمیدهیم!
رییس هیات مدیره باشگاه تراکتور طی نامه ای به رییس سازمان صداوسیما خواهان تذکر به برخی گزارشگران شد.
به گزارش "ورزش سه"، در نامه ای که عباس الیاسی رییس هیات مدیره تراکتور به علی عسگری رییس سازمان صداوسیما نوشته تاکید شده بازی های تراکتور با توجه به حضور پرتعداد هواداران و وجود علاقه مندان باید از شبکه سوم سیما روی آنتن برود. همچنین رییس هیات مدیره تراکتور به صحبت هایی که برخی گزارشگران در حین برگزاری مسابقات علیه تراکتور و هواداران این تیم انجام می دهند واکنش نشان داده و از رییس صداوسیما خواسته تذکرات لازم را به آنها بدهد.
در پایان این نامه رییس هیات مدیره تراکتور تاکید کرده که تا زمان رفع مشکلات توسط صداوسیما مانع از ورود دوربین های تلویزیونی به ورزشگاه یادگار امام می شود. اتفاقی که اگر محقق شود یک بحران جدید در فوتبال خواهد بود.
باید دید واکنش مسئولان صداوسیما به این نامه و تصمیم باشگاه تراکتور چه خواهد بود.



برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

شاخص بورس در آستانه ورود به کانال ۵۰۰ هزار واحد
«دلار» بازار سهام را به هم ریخت
رکوردهای پی در پی شاخص بورس ادامه دارد؛ براساس آخرین گزارشها، شاخص بورس در آستانه ۵۰۰ هزار واحدی شدن قرار دارد؛ به طوری که با رشد کمتر از ۲ هزار واحد به ۵۰۰ هزار واحد میرسد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، به نظر میرسد بورس تهران گذری زودهنگام از ویروس کرونا و ورود به لیست سیاه افایتیاف را تجربه کرده است؛ اما به هرحال در ۱۱ ماه نخست سال بهصورت قاطع در کسب بازدهی نسبت به بازارهای رقیب پیشتاز بوده است.
برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند بازار سرمایه ظرفیت جذب نقدینگی را در بورس دارد و اکنون بهجای ورود سرمایهها به بازار ارز، طلا یا مسکن که تنها گرانی به دنبال دارد، به حوزه بورس و بازار تولید وارد شده که بسیار مثبت است.
کارشناسان معتقدند هماکنون در عین حال که قیمت ارز در بازار روندی افزایشی به خود گرفته است، وضعیت بازار بورس نیز نوعی خودتاییدشوندگی این بازار را نشان میدهد. به عبارتی، پولهایی که امسال و بهخصوص در ماههای گذشته توانستند بود از خرید سهام سود کند، انگیزه تازهای برای ورود به بازار سهام پیدا کرده است.
این در شرایطی است که در ابتدای هفته به دنبال ورود ایران به لیست سیاه افایتیاف و در عین حال، خبر شیوع کرونا در کشور، فعالان بازار سهام بهشدت نگران تاثیر منفی این دو مساله روی بازار سهام بودند. اما نمودار و دادهها نشان میدهد که بازار سهام با وجود اینکه در لحظه اول تاثیر منفی از این مسایل گرفت، اما پس از آن تغییر جهت داد و رشد کرد؛ تا جایی که در آستانه ورود به کانال ۵۰۰ هزار واحدی قرار گرفت.
بیاثری افایتیاف و کرونا
کارشناسان و تحلیلگران بازار سرمایه معتقدند که در واقعیت ماجرا باید بازار سهام از دو مقوله افایتیاف و ویروس کرونا تاثیر منفی میگرفت، اما به نظر میرسد مسایلی همچون رشد نرخ دلار و نقدینگی بالای در اقتصاد، همچنان دو جریانی هستند که قدرت بیشتری برای اثرگذاری روی بازارها دارند.
بازار ارز در روزهای گذشته بهشدت تحتتاثیر مسایل سیاسی نوسان پیدا کرد؛ تا جایی که گاها در بازار با قیمت ۱۶ هزار تومان هم دیده شد؛ اگرچه به سرعت در کانال ۱۵ هزار تومان جا خوش کرد. در حال حاضر قیمت دلار در بازار ۱۴ هزار و ۷۵۵ تومان است. از سوی دیگر، بنا به گزارشها حجم نقدینگی کشور به بیش از ۲ هزار هزار میلیارد تومان رسیده است و این یعنی، ورود حتی حجم اندکی از این نقدینگی، بازار سهام را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
برآوردها حاکی از آن است که با وجود اینکه موقعیت فعلی بازار سرمایه با ریسکهای تازهای روبهرو است، اما با این وجود بازار سهام در محدوده پیشبینیناپذیری حرکت میکند و چشمانداز قطعیای از آینده آن وجود ندارد؛ به طوری که هر برآوردی، میتواند سهامداران را وادار به اقدامهای هیجانی کند.
دو اتفاق در اقتصاد کشور
آنطور که از تحلیلها برمیآید، در حال حاضر دو اتفاق در کشور رخ داده است؛ اول اینکه سالی بین ۲۷ تا ۲۸ درصد حجم پول در اقتصاد افزایش مییابد و از سوی دیگر بین ۵ تا ۱۰ درصد نیز از حجم کیک اقتصادی کم میشود. به عبارتی، همواره پول بیشتری برای مصرف کالا و خدمات کمتری وجود دارد که منجر به تورم میشود.
اتفاق دوم، نرخ بهره واقعی است که از تفاوت نرخ بهره اسمی و تورم به دست میآید. براساس پیشبینیها در سال آینده، نرخ تورم نقطه به نقطه بین ۲۵ تا ۳۰ درصد و نرخ بهره اسمی نیز با اهتمامی که بانک مرکزی تاکنون به خرج داده بین ۱۵ تا ۲۰ درصد خواهد بود. بنابراین حداقل نرخ بهره واقعی منفی ۲۰ درصد خواهد بود.
در این میان، نرخ بهره منفی ۲۰ درصد به معنای بیارزش شدن پول به اندازه ۲۰ درصد است که این مساله موجب میشود افراد به سمت داراییهایی بروند که فکر میکنند میتوانند ارزش پولشان را حفظ کنند. این در شرایطی است که کاهش ارزش پول در هفتههای اخیر به حدی بوده که عملا این مسیر را در بازار سرمایه ایجاد کرده است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

مصاحبه سایت ورزش سه با مهندس زنوزی مالک تراکتور
پرسپولیس نام یونانی است؛ استفاده نکنید
استوکس ساعت اشکان دژاگه را دزدید!
کیروش را انداختند بیرون چون حرف حق میزد. او شخصا به من گفت که تا این دو تیم دردانه هستند و این شکلی مدیریت میشوند، فوتبال ایران پیشرفت نمیکند.
به گزارش "ورزش سه"، کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران در جدیدترین تصمیم خود، مسعود شجاعی را به علت اعتراض به داور، سه جلسه محروم کرد. این تصمیم که باعث خشم هواداران تراکتور شد، حالا با واکنشی تند از سوی مالک تی تی ها نیز همراه شده است.
محمدرضا زنوزی که بازی اخیر تراکتور را هم تماشا کرده بود، در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به محرومیت کاپیتان تیمش، به اتفاقات اخیر پرداخته و حرفهایی تند و جنجالی را علیه نهادهای تصمیم گیرنده فوتبال ایران به زبان آورده است.
* مسعود را اذیت میکنند چون به تهران نرفت
زنوزی در ابتدای صحبت هایش در خصوص محرومیت شجاعی گفت: همه تصمیمهای این فوتبال بوی گند می دهد. این ها هم با تراکتور مشکل دارند و مسعود هم چون به دردانه های پایتخت نرفته و به تراکتور آمده، او را اذیت میکنند. من یک بار هم گفتم در تیم ملی مگر مسعود مقصر بود؟ مقصر اول ویلموتس بود و به مسعود چه ربطی دارد که او را تخریب میکردند. این ها دارند عقده خود را خالی میکنند چون مسعود به آن دو تیم نرفت. آقا مسعود خوشش نمیآید که آنجا برود، چرا اذیتش میکنید؟

مالک تراکتور درخصوص این موضوع و همچنین تصمیم داوران عنوان کرد: مگر مسعود چه کار کرده؟ داوران هرکاری دوست دارند ما حرفی نزنیم؟ من نمیدانم عدالت چرا رعایت نمیشود! در آن صحنه که کمک داور آفساید گرفت، اصلا بروید ببینید چه چیزی را آفساید گرفت؟ نمیگویم داوران ناسالم هستند اما با ذهنیت استقلال و پرسپولیس میآیند وناخودآگاه به سود این تیمها داوری میکنند.
* چرا با شجاع و بیرانوند برخورد نمی کنید؟
آدمی که قدرشناس نباشد، به هیچ دردی نمیخورد.مسعود شجاعی به جز خدمت به تیم ملی کاری کرده است؟ آقایان بیایند بگویند که چه کسی بیشتر از من و مسعود شجاعی به تیم ملی خدمت کرده اند؟ مسعود یک استوری در اینستاگرامش منتشر کرده که به نظر من توهین آمیز هم نیست چون داور بعد از بازی پرسپولیس تراکتور سه جلسه محروم شد.اگر مسعود اشتباه می گوید چرا این اتفاق افتاد؟ شجاعی یک مدیریت دارد که الان 15-16 سال است که به تیم ملی کمک کرده. چرا نمیفهمیم؟ مسعود شجاعی در سه جام جهانی حضور داشته و بیشترین تجربه اروپایی را دارد و اگر هم اعتراضی داشته، به حق است. اگر هم اعتراض اشتباه کرده، چرا با اعتراض بیرانوند و شجاع و سید جلال حسینی که مرتب با داورها بحث می کنند تابحال برخورد نشده؟ ایا این بازیکن ها با هم فرق دارند؟ شما در صندلی ای نشستید که امیرالمومنین نشسته بود، آیا قضاوت شما نسبت به همه تیم ها یکسان است؟ اگر یکسان نیست، من شما را به مولاعلی و خداوند میسپارم.

*اکبریان حالا برای استقلال سوت می زند
زنوزی در ادامه گفت : داور بازی پرسپولیس - تراکتور آقای اکبریان را سه جلسه محروم کردند اما وقتی محرومیتش تمام شد، داور بازی استقلال - گلگهر شده و برای آن یکی تیم پرطرفدار سوت میزند. این تصمیم کمیته داوران عجیب نیست؟ ما در این فوتبال زحمت میکشیم، آن ها تیم دولتی هستند اما ما از جیبمان هزینه میکنیم. آن ها مالیات نمیدهند ما مالیات هم میدهیم. آن ها از مردم پول میگیرند اما ما از جیبمان هزینه میکنیم. چقدر ناعدالتی؟
* حضور من را در تلویزیون لغو کردند
از مالک باشگاه تراکتور درمورد غیبت سئوال برانگیزش در یک برنامه تلویزیونی پرسیدیم که او در پاسخ گفت: من را به برنامه فرمول یک علی ضیا دعوت کردند، یک هفته مانده به بازی با پرسپولیس برنامه من را کنسل کردند. اما دو روز مانده به بازی، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس را به برنامه بردند. این چه معنی میدهد؟ همان برنامه ای که آقای انصاریفرد تلفنی قرارداد استوکس را نهایی کردند.این خنده دار است. در کل به نظر من رسانه ها هم یا از ترس یا علاقه به تیم های تهرانی، حق تیم های شهرستانی را پایمال میکنند. در رسانه ملی هم همینطور است، به جای رسانه ملی، رسانه مجری داریم. آدم هایی که بعضی میگویند تیم ما امروز بازی دارد و این گرایش باعث تضییع حقوق تیم هایی مثل تراکتورو بقیه شهرستانی ها میشود.
* استوکس ساعت اشکان را دزدید
زنوزی درخصوص استوکس اضافه کرد: اگر استوکس خوب بود من او را نگه میداشتم! با ما 4 سال قرارداد داشت و اصلا به آقایان نمیرسید اما برای یک نیم فصل 450 هزار دلار به او دادهاند تا برود در دبی عشقش را کند. آن ها یک امتیاز بازی با استقلال را با استوکس گرفتند و برای این 450 هزار دلار پرداختند! درحالیکه من درباره این بازیکن قبلا تذکر داده بودم . استوکس ساعت اشکان را برداشته بود و به او پس نمی داد. ما ساعت را در دوبلین پیدا کردیم وبه زحمت و مشقت گرفتیم. اشکان یک نفر را فرستاد و اصلا یک مشکل اساسی درباره همین ساعت به وجود آمد. ایشان ساعت را برداشته بود و نمیداد و اشکان هم بسیارعصبانی شده بود.

* باشگاه ترکیهای از پرسپولیس خسارت میخواهد
او با اشاره به شکایت تراکتور از آدانا دمیراسپور عنوان کرد: ما از باشگاه ترکیهای شکایت کردیم و آن ها فهمیدند این را در دادگاه فیفا خواهند باخت . اما بعد استوکس به پرسپولیس آمد و به نظر من خسارتی که ما از باشگاه ترکیه ای میخواهیم را اینها میخواهند از پرسپولیس بگیرند چون ادعایشان این است که این بازیکن با ما قرارداد داشته. من به آقایان گفتم استوکس را نخرید و این به گردن شما میافتد اما فکر کردند که من دوست ندارم استوکس به پرسپولیس برود.
* پرسپولیس نام یونانی است؛ استفاده نکنید!
مالک تراکتور در پاسخ به این سوال که چرا نام باشگاه پرسپولیس را به اشتباه پیروزی میگوید، گفت: پرسپولیس نام کجایی است؟ یونانی است. یعنی پرسپولیس یونان؟ ما مگر ایرانی نیستیم، چرا باید تیممان اسم یونانی داشته باشد؟ ما نباید از اسم پرسپولیس استفاده کنیم چون یونانی است، فرهنگستان باید این را اصلاح کند، چون طرفدار هم زیاد دارد و همه باید تابع قانون باشیم. از نظر قانونی تیم ما نباید اسم اروپایی داشته باشد.اگر بگویند اسم تیم تخت جمشید است همه قبول می کنیم.
وقتی از او درباره ریشه اسم تراکتور پرسیدیم هم زنوزی گفت:تراکتور فارسی و ترکی و لاتین ندارد و اسم است.
* زور پرسپولیس از تیم ملی هم بیشتر است
زنوزی با اشاره به حضور گل محمدی در تیم پرسپولیس گفت: موضوع تیم ملی و پرسپولیس هم جالب است. آقایان یحیی گل محمدی را که نامزد تیم ملی بود، بعد از قطعی شدن جدایی مربی قبلی شان سریع به پرسپولیس آوردند تا مبادا باتوجه به این که او احتمال حضورش در تیم ملی میرفت، بی سرمربی نمانند. جالب است که این ها زورشان از تیم ملی هم بیشتر است.
* بازی سپاهان - پرسپولیس بالاتر از مهندسی است
زنوزی درخصوص بازی پرسپولیس - سپاهان نیز گفت: من یک موقعی گفته بودم که سه تیم اول مشخص هستند و بقیه برای رده چهارم به بعد تلاش میکنند و دیدید که حرف من حقیقت داشت.بوی گند فوتبال ما را برداشته و نمونه اش بازی سپاهان - پرسپولیس است که عدم برگزاری اش به دیگر تیم ها لطمه میزند و تنها معطوف به این دو باشگاه نیست. این که کمیته انضباطی تصمیمی بگیرد قطعا یک تیم از این ماجرا سود میبرد و بقیه تیم ها ضرر میکنند . این بالاتر از مهندسی و یک ناعدالتی بزرگ است.
* دولت فقط مشکل دردانه های پایتخت را حل میکند
او همچنین عنوان کرد: هرروز که رسانه های ورزشی را میخواهیم، می بینیم آقایان دولت، سفرا، معاونان در حال حل مشکلات دردانه های تهرانی هستند در حالی که تمام این افراد نماینده همه مردمند.اگر مربی خارجی تیمی شکایت می کند یا بازیکنی میخواهد جلوی فعالیت این تیمها را بگیرد همه در حال کمک کردن هستند. سوال من این است که چرا وقتی مشکلی برای دیگر تیم ها هست، کسی پیش قدم نمیشود اما برای استقلال و پرسپولیس تمام سیستم به کار میافتد که مشکل را حل کند؟ البته من نیازی به آدمهای سیاسی ندارم و مشکلاتم را شخصا حل می کنم اما بقیه تیم ها مثل پارس جنوبی یا نفت یا هر تیم دیگری که مشکلی برایش پیش می آید چه گناهی کرده اند؟ آن موقع حتی یک نفر هست که رفع مشکل کند؟
* کیروش گفت تا این دو تیم هستند به جایی نمی رسیم
محمدرضا زنوزی در بخش دیگری از این گفتگو گفت: این آقایان که وابسته یک تیم خاص هستند باعث شدند کیروش برود. این همه برای یک مربی درجه سوم و چهارم هزینه کردند و باعث شدند مردم سرخورده شوند و بروند دو بازی را ببازند و مردم ناراحت شوند. اگر کیروش میماند مردم این استرس را داشتند که تیم ملی به جام جهانی میرود یا نمیرود؟ این آقایان با طرفداری از یک تیم خاص باعث شدند کی روش برود چون آن تیم خاص نمیخواست کیروش بماند. کیروش را انداختند بیرون چون حرف حق میزد،او شخصا به من گفت که تا این دو تیم دردانه هستند و این شکلی مدیریت میشوند، فوتبال ایران پیشرفت نمیکند. این ها به خاطر این که کیروش حرف حق میزد، او را در فشار گذاشتند.
بعضی مجری ها باید جواب پس بدهند. الان آن مجری ها کجا هستند که میگفتند کی روش به شخصیت ما توهین کرده؟ به مردم ما توهین کرده؟ کی روش به مردم ما توهین نکرد، فوتبال ما را در آسیا شماره یک کرد و به بالاتر از آسیا نشان داد. اما ما به خاطر یک سری مسائل همه چیزرا برعکس نشان دادیم. آن مجری ها کجا هستند؟ آن مسئولان که علیه کی روش صحبت میکردند کجا هستند؟
* جان مردم اهمیت بیشتری دارد
مالک تراکتور سازی که خود به دلیل داشتن یک ایرلاین درگیر موضوع بیماری کروناست، راجع به شیوع این ویروس و تاثیر آن در برنامه های آینده فوتبال ایران گفت: متخصصین باید درباره ویروس کرونا نظر بدهند. ما در هواپیما هم داریم خدمات میدهیم و در خدمت مردم هستیم. اگر متخصصان بگویند فوتبال تعطیل شود چه ایرادی دارد؟ جان مردم بیشتر اهمیت دارد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

موافقان درباره کلیات لایحه بودجه چه گفتند؟
کف حقوق کارمندان در سال آینده اعلام شد
بررسی گزارش کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی در خصوص بودجه سال ۱۳۹۹ در صحن علنی مجلس آغاز شد.
به گزارش خبرآنلاین ، نمایندگان موافق در مجلس شورای اسلامی دلایل موافقت خود را با مفاد پیش بینی شده در لایحه بودجه سال آینده اعلام کردند.
هادی قوامی، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه مجلس گفت: لایحه بودجه ۹۹ مبتنی بر اصلاحات ساختاری تدوین شده که از جمله این اصلاحات شفافیت و بودجهریزی مبتنی بر عملکرد است.
هادی قوامی ضمن ارائه گزارش کمیسیون تلفیق بودجه سال ۹۹ ادامه داد: کمیسیون تلفیق ۳۳ جلسه رسمی را برای بررسی لایحه بودجه ۹۹ برگزار کرد و مهمترین برنامه کمیسیون تلفیق این بود که لایحه از قانون برنامه ششم توسعه تبعیت کمی و کیفی داشته باشد.
نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: بر اساس مصوبات تلفیق رقم کل منابع بودجه ۲۱۷۶۰۰۰ میلیارد تومان رسیده که شامل بودجه عمومی شرکتهای دولتی، موسسات انتفاعی وابسته به دولت، بانکها، درآمد اختصاصی وزارتخانهها و موسسات دولتی میشود.
وی افزود: درآمد اختصاصی وزارتخانهها بالغ بر ۷۹۷۰۰ میلیارد تومان در کمیسیون تلفیق بودجه سال ۹۹ به تصویب رسید. بودجه شرکتهای دولتی، بانکها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت بالغ بر ۱۰۳۵۰۰۰ میلیارد تومان به تصویب رسیده است.
سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه مجلس شورای اسلامی گفت: همچنان سهم بالایی از بودجه کل کشور به بودجه شرکتهای دولتی، بانکها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت اختصاص یافته است.
قوامی ادامه داد: بر اساس آنچه در کمیسیون تلفیق به تصویب رسیده درآمدهایی که در کمیسیون مصوب کردیم به نسبت آنچه در لایحه پیشبینی شده بود ۱۰.۶ درصد رشد دارد و واگذاری داراییهای سرمایهای که عمدتاً فروش نفت است ۷.۱ درصد، واگذاری داراییهای مالی ۳۳.۴ درصد رشد کرده است. سرجمع منابع عمومی دولت ۱۵.۸ درصد رشد دارد و نسبت به پیشبینی دولت در سال ۹۹ شرایط خاصی برای اقتصاد کشور حاکم است.
این نماینده مردم در مجلس دهم افزود: برای بودجه سال ۹۹ وابستگی بودجه کل کشور به نفت کاهش پیدا کرده اما منابع دیگری دیده شده که یکی از آنها واگذاری اموال دولت با زیرساختهایی است که ایجاد کرده همچنین کاهش درآمدهای نفتی از این محل تأمین میشود.
نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی گفت: راهحل دیگر واگذاری اوراق و اسناد است تا بتوانیم بودجه کل کشور را تأمین کنیم. کمیسیون بودجه تمام تلاش خود را میکند تا درآمدهای مالیاتی را مورد توجه قرار دهد به همین جهت مالیات بر خانهها و خودروهای لوکس را دیده است.
وی افزود: راههای جدیدی نیز پیشبینی شد که به این وسیله امکاناتی فراهم شود تا اگر عواملی میتواند نفت را به فروش برساند این کار انجام شود تا بدهیهای دولت به آنها تسویه شود. در تبصره ۱ پیشبینی شده تا نفت به این صورت فروخته شود و از محل آن بدهی دولت به طلبکاران تسویه شود.
سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: بر اساس قانون سهم درآمد ورودی نفت به صندوق توسعه ملی ۳۶ درصد است اما اکنون این سهم ۲۰ درصد است و ۱۶ درصد فاصله را با مصوبه کمیسیون تلفیق دولت میتواند در قالب وام در صورت وفور درآمد نفتی بدهی خود را به صندوق توسعه ملی تسویه کند.
قوامی تصریح کرد: دو میلیارد و ۷۹۵ میلیون یورو از محل تسهیلات ارزی با تضمین دولت اجازه برداشت داده شده تا دولت بتواند از محل منابع تبصره ۱۴ برداشت کند.
نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی گفت: برخی اصلاحات ساختاری در بودجه سال ۹۹ دیده شده که از جمله آنها میتوان به برنامهمحوری بودجه، مبادله موافقتنامهها قبل از ابلاغ بودجه اشاره کرد. همچنین در بودجه سال ۹۹ ساختار فروش و مولدسازی داراییها برای جایگزین کاهش درآمدهای نفتی دیده شده است.
وی افزود: اصلاح نظام روابط مالی، توسعه میادین نفتی، شفافیت یارانههای آشکار، تکمیل بودجهریزی مبتنی بر عملکرد از جمله اصلاحات ساختاری لایحه بودجه ۹۹ است. همچنین کمیتهای برای بازبینی هزینهها و ساماندهی موسسات پژوهشی کشور ایجاد شده است.
بودجه سال آینده منجر به مهار تورم می شود
ولی ملکی،عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس معتقد است در بودجه سال آینده از منابع بانک مرکزی استفاده نشده، بنابراین اقدامات لازم برای جلوگیری از تورم پیش بینی شده است.
وی در جریان بررسی کلیات لایحه بودجه سال ۹۹ کل کشور در موافقت با کلیات این لایحه، گفت: بودجه سال آینده با توجه به شرایط بحرانی تنظیم شده است، زیرا در حال حاضر کشور از نظر سیاسی و اقتصادی در شرایط خاصی به سر می برد.
وی مهار تورم را یکی از ویژگی های بودجه سال آینده برشمرد و اظهار کرد: اگر منابع درآمدی از طریق تولید افزایش یابد، تورم کاهش پیدا می کند، اما حال که کشور با محدودیت منابع روبرو است، نمی توان انتظار داشت همه چیز عادی باشد، در بودجه سال آینده از منابع بانک مرکزی استفاده نشده، بنابراین اقدامات لازم برای جلوگیری از تورم پیش بینی شده است.
این نماینده مردم در مجلس دهم اضافه کرد: توجه به اشتغال نیز یکی دیگر از ویژگی های مثبت لایحه بودجه سال ۹۹ است؛ در تبصره ۱۸ این لایحه ایجاد یک میلیون شغل پیش بینی شده است که این امر نه تنها به اشتغالزایی کمک میکند، بلکه موجب رونق تولید خواهد شد.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی توجه به اتمام پروژه های عمرانی در سال آینده را یکی دیگر از مزیت های بودجه سال ۹۹ توصیف کرد و یادآور شد: در سال های گذشته پروژه های عمرانی مختلفی در نقاط مختلف تعریف شده که با کمال تاسف هیچیک از آنها به بهره برداری نرسیده است، اما در سال آینده اعتبار لازم برای اتمام این پروژه های پیش بینی شده است.
ملکی ادامه داد: براساس لایحه بودجه ۹۹ اختیارات استان ها افزایش یافته و تصمیم گیری به استاندارها واگذار شده است که این امر می تواند در بهبود شرایط استان ها موثر باشد.
وی با اشاره به افزایش پایه حقوق ها تصریح کرد:
افزایش پایه حقوق از یک ملیون و ۵۰۰ هزار تومان به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان می تواند تاثیر بسزایی دربهبود معیشت مردم داشته باشد، چرا که با اجرای شدن این تصمیم، کف حقوق ها حدود ۸۰ درصد افزایش می یابد.
این نماینده مردم در مجلس دهم تامین کالای اساسی در سال آینده را یکی از ویژگی های مثبت لایحه بودجه سال ۹۹ خواند و اضافه کرد: به زعم وزیر صنعت، معدن و تجارت و متولیان امر در حال حاضر انبارهای کشور در بهترین شرایط از نظر تامین کالا به سر می برند و علت این امر نیز پیش بینی بودجه مورد نیاز برای تامین کالاهای اساسی در سال ۹۸ است.
۱۸ هزار میلیارد تومان بودجه برای کاهش فقر اختصاص یافت
نماینده مردم تهران، در موافقت با کلیات بودجه گفت: با توجه به اینکه ۵۰ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر هستند، ۱۸ هزار میلیارد تومان برای کمک به فقرا در بودجه سال ۹۹ اختصاص یافته است.
سیده فاطمه ذوالقدر گفت: دولت در قانون برنامه ششم مکلف شده بود تا اعتبارات جاری همه دستگاه ها را مبتنی بر عملکرد پیش بینی کند که این تکلیف در بودجه سال ۹۹ به صورت کامل انجام شده است.
وی با بیان اینکه وام ازدواج به ۵۰ میلیون افزایش یافته است، بیان کرد: در قانون برنامه ششم بانک مرکزی مکلف شده است از طریق بانک های عامل ۷۰ هزار میلیارد ریال به سازمان بهزیستی با اولویت زنان سرپرست خانوار به صورت قرض الحسنه بدهند که امیدواریم این موضوع در سال ۹۹ نیز به اشتغال مددجویان کمک کند.
ذوالقدر با بیان اینکه تقویت صندوق محیط زیست در لایحه بودجه ما دیده شده است، گفت: فراکسیون ورزش نیز پیشنهادات خوبی ارائه کرد که منجر به این شد مبلغ پرداختی ورزشکاران برای خروج از کشور با همان مبلغ ابتدایی انجام شود.
وی با بیان اینکه از محل پخش مسابقات ورزشی به وزارت ورزش مبالغی ارائه خواهد شد، گفت: از محل ۲۷ صدم درصد از ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده که یکی از اقدامات خوب مجلس دهم می باشد برای تکمیل پروژه های استان ها از آن استفاده می شود.
بودجه ۹۹ اختیارات فرمانداران و استانداران را افزایش داده است
نماینده مردم لنگرود در مجلس در موافقت با کلیات بودجه گفت: واگذاری ۶۰۰ طرح ملی در لایحه بودجه سال ۹۹ به استانها، اختیارات استانداران و فرمانداران را افزایش داده است.
مهرداد بائوج لاهوتی در جلسه علنی امروز (دوشنبه ۵ اسفند) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی کلیات لایحه بودجه سال ۹۹ کل کشور در موافقت با کلیات این لایحه، گفت: پیشنهاد بودجه سه دوازدهمی چه اتفاقی در کشور شکل می دهد؟ اگر لایحه بودجه فعلی اشکالاتی دارد، آن را برطرف کنیم. بودجه سه دوازدهمی مشکلاتی را برای کشور رقم می زند، اختیار ۶۰۰ طرح ملی به استان ها داده شده که اختیار استانداران را افزایش می دهد.
نماینده مردم لنگرود در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه منابع درآمدی دولت کاملا مشخص است، ادامه داد: بودجه سال ۹۹ براساس واقعیت بسته شده است، با شرایط کنونی امکان فروش نفت بیش از یک میلیون بشکه در روز را نداریم و قیمت هر بشکه ۵۰ دلار تعیین شده است.
وی با تاکید بر اینکه دولت اعلام کرده که ۵۰ هزار میلیارد تومان از اموال غیرضروری خود را در جریان بودجه سال ۹۹ واگذار می کند، عنوان کرد: میزان دریافت مالیات ۱۷۵ هزار میلیارد تومان پیش بینی شده، با توجه به شرایط اقتصادی، تورمی و تحریمی، علم اقتصاد می گوید شرایط وصول مالیات باید سهل تر شود و امکان افزایش اخذ مالیات بیش از ۱۷۵ هزار میلیارد تومان وجود ندارد.
لاهوتی تصریح کرد: نسبت به دولت مدعی بودیم که مالیات بر خانه های خالی را اجرا نمی کنیم که در بودجه ۷۰۰ هزار میلیارد تومان در این خصوص برای دولت تعهد ایجاد شد و برای خانه ها و خودروهای لوکس نیز رقمی پیش بینی شده است، بنابراین نگاه به وصول مالیات در بودجه سال آینده افزایش دارد.
این نماینده مردم در مجلس دهم با اشاره به اینکه درست است که دولت اعلام کرده ۸۰ هزار میلیارد تومان اوراق صادر می کند، اما ۵۳هزار میلیارد تومان از آن اوراقی است که باید برگشت دهد، گفت: امسال با توجه به تحریم ها سهم صندوق توسعه ملی ۳۶ درصد بود که دولت سهم صندوق را ۲۰ درصد کاهش داد و ۱۶ درصد باقی مانده به عنوان استقراض دولت است و دولت ۱۶ درصد بدهکار صندوق توسعه ملی است.
وی با بیان اینکه ۲ میلیارد و ۷۹۵ میلیون دلار برای اجرای سیستم های آبیاری تحت فشار غیر از ۸۰ هزار میلیارد تومان پروژه های عمرانی در نظر گرفته شده، این رقم می تواند تحول بزرگی در کشور ایجاد نماید، گفت: در سالی که تحریم هستیم، دولت دقت کرده بودجه خود را به بانک ها تحمیل نکند، زیرا باعث ایجاد تورم می شود.
بودجه سال ۹۹ تحریم محور است
علیرضا رحیمی در جریان رسیدگی به لایحه بودجه ۹۹ به عنوان نماینده موافق، ضمن قدردانی از زحمات اعضای کمیسیون تلفیق بودجه، گفت: اصلاح ساختار بودجه با توجه به واقعیت ها و منابع و مصارف موجود محقق شد کما اینکه چیزی دولت ارائه داد با آنچه در کمیسیون تلفیق بودجه ۹۹ مصوب شد مغایرت داشت و این امر باعث شد اصلاحات ساختار بودجه برای اولین بار در سال ۹۹ مورد توجه قرار گیرد.
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اصلاحات صورت گرفته، ادامه داد: برنامه محور کردن بودجه یکی از مواردی بود که مورد توجه قرار گرفت و این در حالی است که این موضوع در سال های قبل مورد توجه نبود، مولدسازی دارایی های دولت بدون تعیین تکلیف در بودجه به عنوان اصل قرار گرفت که گامی رو به جلو در اصلاح ساختار بودجه است همچنین تفکیک یارانه های آشکار و پنهان که پیش از این برنامه ریزان و مدیران را در بودجه ریزی با مشکل مواجه می ساخت چرا که آمارهای ارائه شده واقعی نبودند.
این نماینده مردم در مجلس دهم تاکید کرد: بودجه زمانی به صحن آمد که FATF ایران را به عنوان کشور غیرهمکار در لیست سیاه قرار داد که درآمد دولت نیز متاثر از آن خواهد بود بنابراین اگر بودجه به کمیسیون تلفیق برگردد به طور قطع میزان درآمد پیش بینی شده برای دولت باز هم جای واقع نگری دارد.
وی افزود: برای اولین بار در تاریخ بودجه ریزی کشور ۲ درصد از هزینه های شرکت های دولتی سودده به موارد مهمی همچون هزینه آموزش و پرورش، محرومیت زدایی از مناطق دورافتاده، همسان سازی حقوق بازنشستگان، پرداخت حقوق و معوقات کارگران و هزینه حوادث طبیعی و غیرمترقبه همچون زلزله، سیل و موضوعاتی همچون کرونا که هزینه های غیرقابل پیش بینی را به کشور تحمیل می کند تخصیص یافته است.
رحیمی ضمن قدردانی از کمیسیون تلفیق بودجه ۹۹ برای تعیین میزان بودجه دفاعی کشور، خاطرنشان کرد: این کمیسیون بسیار هوشمندانه پیشنهادات وزارت دفاع و نمایندگان را مورد توجه قرار داد و هیچ کسری در این بخش وجود ندارد، ضمن اینکه برای رتبه بندی معلمان مبلغ ۳ هزار میلیارد تومان پیش بینی کرده که از جمله وعده دولت و وزیر آموزش و پرورش بود همچنین از منابع اسناد خزانه برای مدرسه سازی و مقاوم سازی مبلغ ۲ هزار میلیارد تومان پیش بینی شده است.
وی با یادآوری اینکه بودجه ریزی امسال مبتنی بر عملکرد بوده است، اظهار کرد: مجلس دهم در قانون برنامه ششم توسعه تکلیف کرد که در ۵ سال آینده بودجه ریزی دولت بر مبنای عملکرد باشد و این موضوع برای اولین بار در مجلس رعایت شد کما اینکه جدولی که ارائه شده تغییرات منابع بودجه دولت را به گونه ای نشان می دهد که مبالغی که دولت در لایحه آورده و کمیسیون تلفیق نیز در مصوبه خود به آن اشاره کرده است رشد قابل توجهی را نشان می دهد.
عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به جزئیات مواردی که در بودجه ۹۹ رشد قابل توجهی داشته است، افزود: کل درآمدها ۱۰ درصد، واگذاری دارایی های سرمایه ای ۷ درصد، جمع منابع عمومی دولت ۱۵ درصد رشد داشته به این معنا که ۴ هزار میلیون ریال به ۵ هزار و ۶۰۰ میلیون ریال تبدیل شده است همچنین درآمد اختصاصی دولت ۷ دهم درصد و منابع بودجه عمومی دولت ۱۳ درصد رشد پیدا کرده است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

علت نوسانات اخیر بازار ارز چیست؟
تحلیلگر بازار ارز، علت اصلی نوسانات اخیر بازار ارز را کندی تجارت چین در پی شیوع کرونا و اشکال در تبدیل ذخایر یوآن ایران به دلار دانست و گفت: این نوسان مقطعی بوده و ربطی به تصمیم FATF ندارد.
به گزارش مهر مجید شاکری تحلیلگر مسائل ارزی با اشاره به تلاطماتی که طی روزهای گذشته در بازار ارز کشور به چشم میخورد، گفت: دسترسی ایران به ارزهای جهانروا از طرق مختلفی انجام میشود که یکی از اصلیترین آنها، استفاده از ذخایری است که شکل یوآن دارند و به همین دلیل، با توجه به محدودیتهایی که در داخل چین به خاطر شیوع ویروس کرونا پیش آمده، تجارت خارجی این کشور کند شده و فرآیند تبدیل ذخایر یوانی به اشکال دیگر ارز، با کندی مواجه شده است.
تحلیلگر مسائل ارزی افزود: همزمان با این رویداد، برخی از لایههای نظارتی نیز باعث شده که کندی در تبدیل ذخایر ارزی یوآن به سایر اشکال ارز صورت گیرد که این موضوع خود را به صورت وقوع برخی تلاطمات در بازار ارز نشان داده است؛ به این معنا که وقتی نرخ یوآن بالا میرود، نرخ درهم را هم با خود بالا برده و پس از آن، قیمت دلار در بازار را نیز، افزایش داده است؛ بنابراین اگر قیمت نسبی این ارزها با هم مقایسه شوند، یوان نسبت به دلار، رشد ارزشگذاری شده قابل توجهی دارد و نسبت به دلار تهران، نسبتاً بالاتر قیمتگذاری شده است.
وی تصریح کرد: این مقایسه کاملاً این موضوع را اثبات میکند که مساله افزایش قیمت یوآن منجر به افزایش نرخ دلار شده و این مساله اندکی زماندار بوده و تا زمانی که سرعت تجارت خارجی در چین بالاتر رود، تا حد زیادی بازار به همین روند ادامه خواهد داد؛ که اکنون سیگنالها از کنترل بیماری کرونا در چین و شروع مجدد تجارت خارجی این کشور با دنیا حکایت دارد؛ پس مشکل بازار ارز ایران هم به زودی حل خواهد شد.
به گفته شاکری، همین حقیقت به ما نشان داد که تاثیرپذیری بازار ارز ایران از تصمیمگیری گروه ویژه اقدام مالی( fatf) جدی نیست؛ در غیر این صورت باید اتفاق تنشی در بازار ارز را از سمت درهم یا دلار مشاهده میکردیم؛ ضمن اینکه نگرانی از بابت سفته بازان به شکل فزاینده نداریم و بر این اساس، تصور من بر این است که فهم نوسانات بازار ارز ایران طی روزهای گذشته، مربوط به کندی تجارت داخلی چین است و اگر برطرف شود، قیمت در بازار ریزش میکند.
وی افزود: هم اکنون بررسیها نشان میدهد که پنجره بیماری کرونا رو به بسته شدن است و کنترل کامل آن نباید خیلی به طول بیانجامد و این دادهها شرایط را رو به بهبود نشان میدهد.
شاکری در پاسخ به این سوال که آیا تلاشهای سفته بازانه نقش پررنگی در شکلگیری نوسانات اخیر بازار ارز داشته، خاطرنشان کرد: واقعیت این است که روی هر اتفاق واقعی مثل همین فاکتوری که در مورد کندی حرکت اقتصاد چین به آن اشاره شد، به طور طبیعی اخبار و حرکات سفته بازانه سوار میشوند که ما هم باید آن را جدی بگیریم؛ اما این تحرکات سفتهبازانه دلیل نوسانات بازار ارز نیست؛ اگرچه تلاش جدی برای حرکتدهی نرخ دلار به سمت بالا از سوی دلالان وجود دارد ولی بخش اصلی عامل نوسانات نرخ ارز این تلاشها نیستند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا بانک مرکزی نقش بازارسازی و دخالت خود در بازار ارز را طی روزهای گذشته به خوبی ایفا کرده است، اظهار داشت: بانک مرکزی کاری که انجام میدهد، بازارسازی است که بر این اساس طی روزهای انتهایی هفته نیز نرخ صرافیهای بانکی را بالا برد؛ پس به طور طبیعی بخش مهمی از کار بانک مرکزی این است که نرخ صرافی بانکی را بالا برده و به سمت نرخ بازار برساند؛ ضمن اینکه در تهران دلار ترزیق کند؛ پس در این دور هم تلاش دارد که مانع از خارج شدن نرخ ارز از کانالهای غیرقابل کنترل شود تا علت اصلی این تغییرات نرخ برطرف شود.
شاکری در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه بانک مرکزی همواره معتقد است که بدون تزریق ارز، بازار را کنترل میکند، گفت: طی زمان، خالص تزریق بانک مرکزی صفر است و سر به سر میشود؛ به این معنا که همان میزانی که در بازار تزریق میشود، به همان میزان نیز بانک مرکزی ارز از بازار جمع میکند؛ این در حالی است که بانک مرکزی از ابزارهای ریالی نیز استفاده کرده است و در سمت ریالی این موضوع را هدایت میکند و راه تقاضای سفته بازانه را میبندد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
