
برگزاری یک عروسی متعارف چقدر خرج برمیدارد؟
حالا عروسیها دیگر از قالب یک میهمانی صرف خارج شده اند، عروسی نمادی است برای نشان دادن وقعیت اجتماعی و اقتصادی خانوار با هزاران پیش درامد و پس درامد.
مراسم عروسی دیگر دورهمی ساده فامیل ها نیست، برای نشان دادن خوشحالی از پیوند یک زوج؛ امروز خانواده ها چنان درگیر و دار برگزاری مراسم عروسی میشوند که گویا قرار است تصویری جهانی از مراسم عروسی خود به نمایش بگذارند.
هر چند ظهور شبکه های اجتماعی و انتشار تصاویر از مراسم های لاکچری عجیب و غریب در تغییر این سبک زندگی بیتاثیر نیست اما این شیوه از زندگی سبب شده است مراسم عروسی حالا "ته" نداشته باشد.
حالا فیلمبرداری عروسی به جزئی لاینفک از مراسم تبدیل شده است، تصویر برداری پیش از برگزاری مراسم عروسی، آتلیه قبل از عروسی و در این مسیر برخی عروس و دامادها هزینه تصویربرداری های انچنانی را در کویر و دریا و ... به جان می خرند تا تصویری ماندگار از جشن عروسی خود در اختیار داشته باشند.
تصویربرداری هایی با ملزوماتی در حد و اندازه یک فیلم سینمایی.خرید دسته گل، گل زدن ماشین عروس، تالار، میهمانی پایان شب در تالاری جداگانه، تصویربرداری مراسم عروسی، موزیک و البته لباس و حلقه... و البته آرایشگاه عروس و به تازگی آرایشگاه داماد؛ همگی هزینه ها را بی انتها کرده اند اما واقعیت داستان چیست؟
اولین گام، آرایشگاه
با اهمیت یافتن فیلمبرداری در مراسم های عروسی، آن هم به دفعات، آرایشگاه نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. اگر تا پیش از این تنها عروس بود که هزینه آرایشگاه را می پرداخت، امروزه دامادها نیز با هر بار، برنامه فیلمبرداری سری به آزایشگاه ها می زنند و کار و بار آرایشگران دامادها نیز به اندازه ارایشگران عروس سکه است. بررسی ها نشان میدهد حداقل هزینه ارایش عروس در ارایشگاه هایی که برند معروفی نیستند، یک میلیون تومان آب می خورد اما آرایشگاه های برند تا چندین برابر این مبلغ را دریافت میکنند. متعارف این مبلغ ۴ میلیون تومان عنوان شده است که در حال حاضر اغلب خانواده های تهرانی دو بار این هزینه را پرداخت می کنند، یک بار برای فیلمبرداری فیک و یک بار برای عروسی.
در مقابل هزینه آرایش داماد از حدود ۲۰۰ هزار تومان آغاز می شود و تا دو میلیون تومان نیز به طور متعارف افزایش می یابد. پاکسازی صورت، ترمیم مو، ترمیم ابرو و مواردی از این دست در پکیج آرایش دامادها جایگاه ویژه ای را داراست.
اجاره خودرو در مواقع خاص
اجاره خودرو در مواقع خاصی برای برخی خانوارها صورت می گیرد. خودروای بسیار لاکچری، حتی تا شبی ۱۰ میلیون تومان با راننده در این بازار مشتری دارند. برخی خودروهای انتیک و قدیمی نیز در این بازار موقعیت خاصی را از ان خود می کنند. گل زدن به خودرو بر عهده صاحب مجلس عروسی است. هزینه گل زدن در گفت و گو با گل فروشی ها بین ۵۰۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان اعلام شده است اما متعارف هزینه در این بخش ۸۰۰ تا یک میلیون تومان است. دسته گل عروس نیز بین دویست تا ۵۰۰ هزار تومان هزینه بر میدارد.
«خانه» داریم تا خانه
هیچ ازدواجی بدون محل سکونت کامل نمی شود. این در حالی است که ظرف یک سال گذشته قیمت واحدهای مسکونی در تهران به طور میانگین بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافتند. طبق آمارهای رسمی میانگین هر متر واحد مسکونی در خرداد ماه امسال در تهران به حدود ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می رسد یعنی خرید یک واحد مسکونی ۱۰۰ متری در یک محله مرکزی شهر، مثلا خیابان آزادی برای یک زوج جوان حدودا یک میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان آب می خورد.
در محله های جنوبی تر تهران مانند خیابان کمیل نیز قیمت هر متر واحد نوساز ۱۰ میلیون تومان و واحدهای قدیمی تر به هشت میلیون تومان بالغ می شوند. درنتیجه اگر خرید خانه در محله کمیل هم مدنظر زوج ها باشد برای آن هم حدود یک میلیارد تومان هزینه را باید کنار بگذارند. در حالی که اگر عروس و داماد قصد کرده باشند پس از ازدواج در واحدی از برجهای مشهور تهران یا یکی از پنت هاوس های نزدیک به سعادت آباد هم ساکن شوند، باید به هزینه ۲۵ میلیارد تومانی بیاندیشند. از سوی دیگر احتمالا برخی از نو عروسان و نودامادها ترجیح دهند برای اینکه خانه دار شوند به حاشیه تهران مانند هشتگرد، اسلامشهر، پردیس و پرند بروند که طبیعتا هزینه واحدها در این مناطق به نسبت تهران به مراتب کمتر است.
این میان برای رهن یک واحد ۸۰ متری در مرکز شهر نیز باید در حدود ۱۰۰ میلیون تومان کنار گذاشت و طبعا در این بخش نیز واحدهای لوکس قیمتهای کهکشانی دارند.
و اما لباس
لباس عروس خانم ها اگر کرایه نباشد غالبا از یک میلیون تومان به بالا هزینه دارد. کت و شلوار دامادی نیز از این وضعیت مستثنی نیست و حداقل قیمت برای یک کت و شلوار کمتر از پانصد هزار تومان نیست. هر چند در برخی موارد لباس عروس از سوی خانواده با هزینه ای حداقل سیصد زهار تومانی کرایه می شود اما لباس داماد باید حتما خریداری شود.
هزینه طلا چقدر است؟
با وجودی که افزایش شدید قیمت طلا سبب شده است بسیاری از خانوارها خرید سرویس و ... را فاکتور بگیرند اما حلقه عروسی قابل چشم پوشی نیست. طلا در حال حاضر گرمی ۴۱۲ هزار تومان قیمت دارد و یک گرم طلای ساخته شده از ۴۵۰ هزار تومان به بالا قیمت دارد. خرید حلقه ای با سه گرم طلا نیز هزینه ای حداقل یک یملیون و پانصد هزار تومانی را برای یک از زوجین و حداقل سه میلیونی را برای هر دو در بر دارد.
فاصله ۱۰۰ برابری
خسرو ابراهیمی نیا، رییس اتحادیه تالارداران تهران، در گفتگو با خبرانلاین می گوید سقف هزینه تالارها روشن نیست، اما کف هزینه ها مشخص است. بدون تردید می توانم بگویم با نفری ۳۰ هزار تومان، به صرف یک مدل غذا و نوشیدنی می توان در تهران یک عروسی برگزار کرد، این یعنی ۲۰۰ میهمان، ۶ میلیون تومان هزینه روی دست صاحب مجلس می گذارد و از این دست عروسی ها نیز کم نداریم اما خود وی نیز می گوید این پایان داستان نیست. اغلب خانواده ها تقاضای سرو چندین نوع غذا دارند، به همراه بستنی و نوشیدنی و میوه ها و شیرینی های متعدد و ... ملزوماتی که هزینه برگزاری برخی مراسم ها را تا صد برابر نیز افزایش میدهد.
حالا نه فقط رییس اتحادیه تالارداران که سایر فعالان این صنف نیز از تغییر سبک زندگی و کاهش تعداد عروسی ها و مراسم هایی از این دست در تالارها گله مندند. البته دلیل اصلی را موقعیت نامساعد اقتصادی نمی دانند بلکه معتقدند باغ - تالارهای اطراف تهران که برخی نیز بدون مجوز فعالیت می کنند، در این امر دخیلند، باغ - تالارهایی که بعضا تا پاسی از شب باز هستند و سرویس دهی به میهمانان در ان ها امکان پذیر است در حالی که تالارهای درون شهری با محدودیت ساعت کاری در ساعات پایانی شب مواجه هستند.
در عین حال شکل گل آرایی و شیوه برگزاری مراسم و ... در این تالارها به ذهنیت امروز جامعه شهری، خصوصا در شهرهای بزرگ نزدیکتر است، ارکسترهای پرسر و صدا، سرو انواع غذاهای ایرانی و فرنگی در محیط باغ و ... مراسم هایی که هزینه برگزاری انها سقف ندارد.
از عروسی ۶ میلیون تومانی تا ۶۰۰ میلیونی
مدیر یکی از باغ های حوالی غرب تهران در گفتگو با خبرانلاین درباره هزینه متعارف برگزاری یک مراسم عروسی در باغ- تالارها گفت: حداقل و حداکثر هزینه ورودی به باغ، ارقام بین ۵ میلیون تا ۶۰ میلیون تومان در نوسان بودند و هر چه باغ معروف تر باشد، ورودی نیز افزایش می یابد. جالب اینکه رقم فوق تنها یک دستگرمی برای هزینه های تمام نشدنی شب وصال است!
این مدیر داخلی تالار، در رابطه با هزینه های غذا و پذیرایی مهمانان، گفت: بسته به توان طرف مقابل و منویی که برای مراسم انتخاب کنند، قیمت ها متغیر است ولی در باغی متعارف، منوی حداقلی برای هر نفر ۲۵۰ هزار تومان و منوی حداکثری دو میلیون تومان است. با تفاوت که در منوی ارزان ۱۲ مدل غذا، پنج نوع میوه و پنج نوشیدنی برای هر نفر وجود دارد اما در منوی دو میلیونی ۶۰ نوع غذا اعم از ایرانی و فرنگی، دریایی و گیاهی در کنار ۱۲ نوع میوه و انواع نوشیدنی ها قرار دارد. در نتیجه بسته به انتخاب مشتری برای منوی افراد قیمتها تغییر می کنند.
هنگامی که با او از قیمت حداقلی رییس اتحادیه تالار داران صحبت کردیم، وی پاسخ داد: البته ایشان با شما بسیار ارزان حساب کردند ولی برای یک نوع غذا قیمت بسیار کم می شود. به هر حال هزینه غذا و نوشیدنی، یا بستنی و مخلفات دیگر هر کدام بر هزینه منو می افزاید. گرچه به نظر من آقای ابراهیمی نیا دوست داشتند شما مشتری او شوید و در این رابطه حسابی هم تخفیف دادند!
او در رابطه با هزینه موزیک زنده و خواننده هم تصریح کرد: در این بخش هم قیمتها متفاوت است، در مدت فعالیت من در این باغ، ارزان ترین مراسم حداقل پنج میلیون تومان برای یک شب هزینه در پی داشته ولی اگر تمایل به انتخاب خوانندگان و دی جی های مشهور تر باشد این هزینه تا ۳۰ میلیون تومان نیز افزایش خواهد یافت.
همچنین در رابطه با ماشین عروس گل زده نیز ارقامی بین یک میلیون تا پنج میلیون تومان اعلام شده که البته باید توجه داشت، خودرویی که برای یک شب عروسی پنج میلیون تومان هزینه در پی دارد، مازراتی است که البته باید به همراه راننده مخصوص خود در مراسم شرکت کند.
وی در ادامه افزود: به نظر من باید توجه داشته باشید که باغ ها شرایط کاری سختتری دارند و از هشت صبح کار در آن آغاز می شود و مهمانان نیز اغلب تا یک بامداد می مانند. در حالیکه تالارهای درون شهر این مشکلات را ندارند. گرچه شایعاتی هم وجود دارد که باغهای حاشیه تهران اجازه مصرف نوشیدنی های غیر مجاز را می دهند که به نظر من خبر درست نیست، زیرا اماکن به این مسائل به شدت سخت گیر است!
چنانچه تعداد مهمانان را ۲۰۰ نفر مفروض داشته باشیم، در مراسمی که این باغ برگزار می کند، عروس و داماد یا بهتر است گفته شود خانواده این زوج برای عروسی حداقل ۶۰ میلیون تومان باید هزینه کنند. چنانچه خانواده ها دست به نقدتر باشند و بخواهند با حداکثر هزینه ها زوج های خود را به خانه بخت رهسپار کند، این هزینه به حدود ۶۰۰ میلیون تومان خواهد بود؛ البته مدنظر داشته باشید که هزینه های جهیزیه، آرایشگاه و... محاسبه نشده اند.
به این ترتیب با احتساب متوسط ۶ تا ۶۰ میلیون نفر هزینه برگزاری مراسم در تالاری متعارف در تهران با دویست میهمان و هزینه یک تا ۴ میلیونی آرایشگاه عروس و دویست هزار تومانی تا یک میلیون تومانی آرایشگاه داماد؛ به همراه هزینه ۴ تا ۱۵ میلیونی تصویربرداری از مراسم به همراه ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومانی دسته گل و ۵۰۰ هزار تا چهار میلیونی گل آرایی ماشین عروس و هزینه حداقل سه میلیونی حلقه عروسی و کف قیمت یک میلیونی برای لباس عروس و داماد می توان نتیجه گرفت یک مراسم ساده عروسی بدون محاسبه قیمت مسکن و جهیزیه بین ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان به شکل متعارف هزینه روی دست خانوارها می گذارد. این بها برای متعارف ترین و ساده ترین شکل عروسی محاسبه شده است. لازم به تضویح است تنها مراسم عروسی در برخی موارد برای دویست میهمان حدود ۶۰۰ میلیون تومان آب می خورد. خبرآنلاین
لیست پارک ها و اماکن تفریحی شهر تبریز
| ردیف | نام مکان | نشانی |
| ۱ | بام و تله کابین عون بن علی(عینالی) | تبریز- بزرگراه پاسداران- کوهستان شمالی شهر تبریز- پارک جنگلی عون بن علی با رستوان در بالای کوه و تله کابین |
| ۲ | ائل گلی تبریز | جنوب شرقی تبریز -۷ کیلومتری مرکز شهر |
| ۳ | باغلارباغی | تبریز- بلوار شهریار- جنب مجتمع پتروشیمی تبریز |
| ۴ | پارک ولیعصر | تبریز-بلوار ولیعصر-روبروی دادگستری |
| ۵ | سورتمه تبریز | بزرگترین و نخستین مجموعه سورتمه سواری شمال غرب کشور در میان پارک ائل گلی تبریز، |
| ۶ | پارک طوبی (مفاخر) | تبریز-خیابان آزادی-آبرسان-خیابان آذادی -جنب مسجد طوبی |
| ۷ | پارک خاقانی | تبریز-نرسیده به میدان ساعت -جنب مسجد کبود وموزه آذربایجان |
| ۸ | پارک مینیاتور | تبریز-بلوار استاد شهریار، خیابان گلکار |
| ۹ | باغ و پارک شمس تبریزی | تبریز- چایکنار- نرسیده به پل سنگی -خیابان مولانا |
| ۱۰ | پارک بزرگ تبریز | تبریز- میدان آذربایجان- سه راهی مرند |
| ۱۱ | پارک مشروطه | تبریز- بلوار مشروطه |
| ۱۲ | پارک شمیم پایداری | تبریز-بلوار ملکی تبریزی |
| ۱۳ | پارک حکیم نظامی تبریز | تبریز- تبریز کنار میدان فهمیده |
| ۱۴ | پارک کوچه باغ | تبریز- محله کوچه باغ |
| ۱۵ | پارک جنگلی صائب تبریزی | تبریز-بزرگراه کسایی(کنارگذر جنوبی)-خروجی دکتر حسابی |
| ۱۶ | نگین پارک تبریز | تبریز- ولیعصر |
| ۱۷ | پارک ساحلی تبریز | تبریز-خیابان ائل گولی |
| ۱۸ | پارک جنگلی باغمیشه | تبریز-کنار میدان فهمیده |
| ۱۹ | پارک آبی | تبریز-یاغچیان-خیابان توحید |
| ۲۰ | پارک مسافر تبریز | تبریز- چایکنار- بلوار شهریار |
| ۲۱ | بوستان اعتصامی تبریز | تبریز- ولیعصر- خیابان پروین اعتصامی |
| ۲۲ | بوستان آنا تبریز | تبریز- خیابان قطران |
| ۲۳ | باغ گلستان تبریز | تبریز- میدان باغ گلستان |
| ۲۴ | قائم مقام تبریز | تبریز- چایکنار- پل قاری |
| ۲۵ | پارک منظریه تبریز | تبریز- کوی منظریه- روبروی تالار طلائیه |
| ۲۶ | پارک زیتون | تبریز- ولیعصر- خیابان تختی |
| ۲۷ | تفرجگاه جنگلی عباس میرزا | تبریز- ضلع جنوبی اتوبان شهید کسائی |
| ۲۸ | ائل باغی | تبریز- اتوبان شهید کسایی- نرسیده به ائل گلی |
| ۲۹ | بوستان یاس تبریز | تبریز- انتهای بلوار آذربایجان |
| ۳۰ | بوستان رشدیه تبریز | تبریز- میدان فهمیده- داخل شهرک رشدیه |
| ۳۱ | پارک آزادگان تبریز | تبریز- خیابان مفتح- روبروی مخابرات شهید قاضی طباطبایی |
| ۳۲ | بوستان بهار تبریز | تبریز- خیابان بهار |
| ۳۳ | بوستان ساحل تبریز | تبریز- خیابان بهار- کوی شهدا |
| ۳۴ | بوستان پرواز تبریز | تبریز- کوی پرواز |
| ۳۵ | بوستان لاله تبریز | تبریز- جاده سنتو – جنب پمپ بنزین |
| ۳۶ | پارک چشم انداز تبریز | تبریز- خیابان عباسی- ایستگاه حاجی هاشم |
| ۳۷ | بوستان هیئت علمی تبریز | تبریز- آخر مارالان |
| ۳۸ | بوستان معلم تبریز | تبریز- انتهای خیابان طالقانی- روبروی تربیت معلم |
| ۳۹ | بوستان آخونی تبریز | تبریز- آخر خیابان آخونی- جنب امیر کبیر |
| ۴۰ | بوستان امام (ره) تبریز | تبریز- شهرک امام – خیابان رضوان |
| ۴۱ | بوستان حجاج تبریز | تبریز- بلوار خلبان غربی- ضلع شمالی |
| ۴۲ | بوستان شادی تبریز | تبریز- خ. قطران شمالی منبع : تبریز مدرن |
لیست موزه ها و اماکن تاریخی و فرهنگی شهر تبریز
| ردیف | نام مکان | نشانی | تلفن | ساعت بازدید |
| ۱ | موزه آذربایجان | خ امام خمینی (ره)- جنب مسجد کبود | ۳۵۲۵۶۱۶۹۶ | ۹-۲۰ |
| ۲ | موزه قاجار | خ ششگان- جنب اداره صنایع و معادن | ۳۵۲۳۶۵۶۸ | ۹-۲۰ |
| ۳ | موزه مشروطه | خ شهید مطهری- روبروی مسجد جامع | ۳۵۲۵۶۳۲۳ | ۹-۲۰ |
| ۴ | مسجد کبود | خ امام خمینی (ره)- جنب پارک خاقانی | ۳۵۲۵۶۱۶۹۶ | ۹-۲۰ |
| ۵ | کلیسای سنت استپانوس | جلفا-۱۶ کیلومتری غرب شهر جلفا | ۰۹۱۴۳۹۱۵۵۰۳ | ۹-۲۰ |
| ۶ | موزه سنجش | میدان شهرداری- خ مقصودیه- بن بست سلماسی | ۳۵۵۴۲۴۵۹ | ۹-۱۵ |
| ۷ | سایت موزه عصر آهن | چهارراه بهشتی- جنب مسجد کریم خان- انتهای خیابان کهنه | ۳۵۲۵۷۴۶۹ | ۹-۱۵ |
| ۸ | موزه محرم | آخر خ شهید مطهری(راسته کوچه) کوچه شهید گوگانی | ۳۵۲۳۴۷۳۸ | ۹-۱۵ |
| ۹ | موزه قرآن و کتابت | خیابان دارایی- بنای صاحب الامر | ۳۵۲۵۲۷۳۳ | ۹-۱۵ |
| ۱۰ | موزه صدا | میدان شهرداری پیاده راه تربیت | ۰۹۱۴۱۰۴۴۸۱۹ | ۹-۱۹ |
| ۱۱ | خانه ایرانی | میدان شهرداری پیاده راه تربیت | ۷٫۳۰-۱۴٫۳۰ | |
| ۱۲ | موزه شهر و شهرداری | میدان ساعت- ساختمان عمارت شهرداری | ۳۵۵۳۹۱۹۸ | ۹-۱۹ |
| ۱۳ | خانه استاد شهریار | خیابان ارتش-محله مقصودیه- خانه استاد شهریار | ۳۵۵۵۸۸۴۷ | ۹-۱۹ |
| ۱۴ | خانه موزه علی مسیو | خیابان ارتش جنوبی- انتهای کوچه حاج رضا- بن بست کربلایی علی مسیو | ۳۵۵۶۸۸۳۴ | ۹-۱۹ |
| ۱۵ | موزه فوتبال | شهرک امام- پارک رضوان | ۳۲۸۹۹۹۴۰ | ۹-۱۹ |
| ۱۶ | موزه بازار و مشاغل | انتهای بازار- نقطه اتصالی بازار به مهرانه رود- جنب یخچال صادقیه | ۳۵۲۶۷۳۸۸ | ۹-۱۹ |
| ۱۷ | خانه نیکدل | خ امام- پیاده راه مقصودیه | ۳۵۵۳۹۱۹۸ | ۹-۱۹ |
| ۱۸ | موزه خودروهای کلاسیک تبریز | سه راهی اهر به طرف جاده تهران- جنب کافی شاپ وحید | ۳۶۳۷۷۵۷۹ | جمعه ۱۰-۲۱ |
| ۱۹ | موزه کبریت تبریز | سه راهی اهر- به طرف اهر- کارخانه کبریت ممتاز | ۳۶۳۷۲۷۵۵ | جمعه ها تعطیل |
| ۲۰ | موزه استاد بهتونی | باغ فجر- روبروی هنرستان وحدت | ۳۲۸۴۰۰۵۰ | جمعه ها تعطیل |
| ۲۱ | نمایشگاه صنایع دستی-کارخانه تاریخی چرم سازی | خ آزادی- زیرگذر حکیم نظامی به طرف چهارراه طالقانی- دانشگاه هنر اسلامی تبریز منبع: تبریز مدرن | ۰۹۱۴۵۸۲۰۱۰۷ |

بزرگترین اقتصادهای جهان در سال 2019
اندازه گیری حجم تولیدات ناخالص داخلی کشورهای بر حسب تولیدات اسمی نشان میدهد که آمریکا هنوز هم بزرگ ترین اقتصاد جهان است. در ادامه با 10 اقتصاد بزرگ جهان در سال 2019 اشنا میشوید.
آمریکا جایگاه خود را به عنوان بزرگ ترین اقتصاد جهان حفظ خواهد کرد.
به گزارش ایسنا به نقل از بیزینس اینسایدر، اندازه گیری حجم تولیدات ناخالص داخلی کشورهای بر حسب تولیدات اسمی نشان میدهد که آمریکا هنوز هم بزرگ ترین اقتصاد جهان است. در ادامه با ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۱۹ اشنا میشوید:
۱- آمریکا: حجم تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۱۹ معادل ۲۱ تریلیون دلار برآورد میشود. آمریکا اکنون یک پنجم کل اقتصاد جهانی را در اختیار دارد و هنوز به نسبت چین در جایگاه بهتری قرار دارد. اقتصاد آمریکا به لطف فناوری بالا دارای بهره وری بالایی است و بخش خدمات ۸۰ درصد کل تولیدات ناخالص داخلی این کشور را شامل میشود.
۲- چین: حجم تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۱۹ معادل ۹.۲ تریلیون دلار برآورد میشود و جدود ۱۰ درصد اقتصاد جهانی در اختیار این کشور است.
۳- ژاپن: بین سال های دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ رشد اقتاصدی ژاپن بسیار سریع بود با این حال به تدریج این کشور جای خود را به چین داد. حجم تولید ناخالص داخلی ژاپن در سال ۲۰۱۹ معادل ۵.۲ تریلیون دلار برآورد میشود.
۴- آلمان: حجم تولید ناخالص داخلی آلمان در سال ۲۰۱۹ معادل ۴.۲ تریلیون دلار برآورد میشود. آلمان از زمان رکود بزرگ سال ۲۰۰۸ با کاهش رشد اقتصادی خود مواجه شده است اما هنوز هم بزرگ ترین اقتصاد در منطقه یورو و قاره اروپا به شمار میرود.
۵- انگلیس: حجم تولید ناخالص داخلی انگلیس در سال ۲۰۱۹ معادل ۳.۲ تریلیون دلار برآورد میشود. سالهای طلایی انگلیس مربوط به سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۸ بود که رشد اقتصادی این کشور در هر سال به طور متوسط به ۲.۸ درصد رسیده بود.
۶- هند: حجم تولید ناخالص داخلی هند در سال ۲۰۱۹ معادل ۲.۹ تریلیون دلار برآورد میشود. این کشور یکی از سریع ترین نرخهای رشد اقتصادی جهان را دارد و پیش بینی می شود به زودی این کشور تبدیل به سومین اقتصاد بزرگ جهان شود.
۷- فرانسه: حجم تولید ناخالص داخلی فرانسه در سال ۲۰۱۹ معادل ۲.۸ تریلیون دلار برآورد میشود. بخش خدمات ۷۰ درصد اقتصاد فرانسه را تشکیل میدهد.
۸- ایتالیا: حجم تولید ناخالص داخلی ایتالیا در سال ۲۰۱۹ معادل ۱.۸۶ تریلیون دلار برآورد میشود. ایتالیا چهارمین اقتصاد بزرگ اروپا است.
۹- برزیل: حجم تولید ناخالص داخلی برزیل در سال ۲۰۱۹ معادل ۱.۸ تریلیون دلار برآورد میشود. انتظار میروداین کشور به زودی به اقتصادی ۲ تریلیون دلاری تبدیل شود.
۱۰- کانادا: با وجود کاهش قیمت نفت و افت معاملات مسکن،حجم تولید ناخالص داخلی کانادا در سال ۲۰۱۹ معادل ۱.۸ تریلیون دلار برآورد میشود.
آخرین پیشبینی از وضعیت بازار مسکن
نائب رئیس اتحادیه مشاوران املاک با اشاره به اُفت ۷۸ درصدی معاملات مسکن گفت: با تداوم ثبات در بازارهای موازی همچون طلا، ارز و حاملهای انرژی شاهد ثبات و کاهش قیمت در بازار مسکن خواهیم بود.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از میزان، حسام عقبایی با اشاره به اینکه بازار مسکن طی یکی دو ماه اخیر دچار رکود شده است، بیان کرد: بازار مسکن به واسطه کاهش تقاضا با رکود مواجه شده و این امر در صورت تداوم موجب کاهش قیمتها در بازار میشود.
وی در ادامه افزود: معاملات مسکن در سال جاری تا ۷۸ درصد اُفت کرده که این آمار حتی در سالهای ۹۲ تا ۹۶ نیز قابل رویت نبوده به همین دلیل شاهد کسادی در بازار مسکن، اُفت معاملات و طبع کاهش قیمتها خواهیم بود.
نائب رئیس اتحادیه مشاوران املاک با بیان اینکه شرایط بازار مسکن تا زمان ثبات بازارهای موازی همچون ارز و طلا تغییر نخواهد کرد، گفت: در صورت تداوم ثبات در بازار ارز، طلا و حاملهای انرژی شاهد اُفت و یا کنترل قیمتها در بازار مسکن خواهیم بود و با توجه به کاهش سرمایه گذاری در خرید بازار به دست مصرف کنندگان واقعی خواهد بود و قیمتها به تعادل میرسد.
عقبایی یادآور شد: رشد قیمت مسکن باعث کاهش قدرت خرید متقاضیان شد و نباید با این عنوان که بازار مسکن با ورود به رکود افت قیمت را تجربه خواهد کرد خوشحال شد چرا که بخش مسکن با ۱۳۰۰ شغل وابسته است.
وی در خصوص پیش بینی بازار مسکن طی ماههای آتی اظهار کرد: پیش بینی میشود تا پایان شهریور ماه قیمت واحدهای بالای ۱۵۰ متر حداقل ۳۰ درصد اُفت کند و واحدهای با متراژ پایینتر نیز به ثبات قیمتی برسند.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

سوئیفت
سوئیفت چیست؟
* در سوئیفت پیام هاي بانکی استاندارد هستند و براي هر نـوع امـور بـانکی یـک پیام مشخص و تعریف شده است و کلیه بانک هاي عـضو سوئیفت ملزم هستند براي مخابره پیام از فرمت خاص استفاده کنند.
* سوئیفت ادعا میکند که در حـدود 99/99 درصـد قابـل اطمینان اسـت . علت وجودي این ادعا مفقود نشدن یک پیام سوئیفتی از اول تأسیس در ایـن شبکه است. بنابراین با حجم زیاد پیام ها قابلیت اطمینان به سیستم نزدیک بـه صـد درصد است.
* مقررات سوئیفت اعلام می دارد هر عضو شبکه سوئیفت باید حداقل در روزهاي کاري هشت ساعت آمادگی دریافت پیام را داشته باشد و اگر از مقررات عدول کرد، باید به سوئیفت پاسخگو باشد.
* پس به طور کلی سوئیفت در کلیه 365 روز سـال و کل یـه 24 ساعت شبانه روز قابل دسترسی و مبادله پیام امکان پذیر است.
* به استناد ماده 14 اساسنامه سوئیفت، اعضاي 25 نفري هیأت مدیره سوئیفت را بانک هاي عضو انتخاب می کنند و هر بانکی کـه بیش از 5/1 درصد از سهام سوئیفت را در اختیار داشته باشد، می تواند یک عضو هیأت مدیره را معرف کند.
مقدمه
عصر حاضر زمان پیشرفت کلیه علوم و فنون است و صنعت بانکداري از این قاعده مستثنی نیست. تحولاتی شگرف در صنعت بانکداري با به کارگیري فن آوري مخابراتی و رایانه اي، به وقوع پیوسته است که بسیاري از آنان در گذشته دور ازذهن بودند. حرکتی که در راستاي توسعه علوم وفنون بانکداري ایجاد شده، پایان نیافته است وبه نظر نمی رسد با توقف مواجه باشد و آنانی که با توجه به مقتضیات با این حرکت هم سو و آینده نگر نباشند، بالطبع مشکلات عدیده اي در پیش روي خواهند داشت و از آنجا که تجارت بین المللی روز به روز در حال گسترش است و یکی از ابزارهاي درگیر در این امر، بانک ها هستند که همواره باید بـراي ارایـه خدمات و تسهیلات بهتر بـه تجار و سرعت بخـشیدن بـه انجـام مبادلات تجاري چاره اندیشی و از تجهیزات جدید و پیشرفته استفاده کنند، لذا به منظور پاسخ به نیاز شبکه بانکی، سوئیفت به عنوان یک ابزار مفید و پاسخگو در قیاس بـا سایر ابزارهاي مخابراتی تأسیس شد.
سوئیفت چیست؟
سوئیفت (swift) انجمن ارتباط مالی بین بانکی بین المللی است کـه از حـروف اول عبارت
The Society For Worldwide Interbank Financial Telecopmmunication مشتق شده است و مرکز آن در کشور بلژیک است و به صورت مؤسسه و بـه شکل تعاونی فعالیت می کند. بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم، به ویژه در اواخردهه 1950، تجارت جهانی به سرعت شروع به رشد و شکوفایی کرد و به موازات آن حجم عملیات بین المللی بین بانکی گسترش یافت، لیکن رعایت نکردن استاندارد هاي بین المللی در محاورات بین بانکی باعث آشفتگی در پرداخت هاي بین المللی و افزایش هزینه هاي بانکی شده بود. از این رو در اوایل دهه 1960 حدود 60 بانک بزرگ اروپایی و آمریکایی به این فکر افتادند که چگونه می توان پیام هاي بین بانکی را به نحوي طرح ریزي و استاندارد کرد که اتوماسیون سیستم بانکی بین المللی را به همراه داشته باشد. در دسامبر سال 1967 هفت بانک طراز اول کشورهاي آمریکا، اتریش، انگلستان، دانمارك، سـوئیس، فرانسه وهلند مطالعه را شروع و در سال 1971، 73 بانک از این کشورها هزینه مطالعه را تقبل کردند . این مطالعه به همت گروهی از متخصصان و به مدت یـک سـال طـول کشید و نتایج آن در سال 1972 ارایه شد. در نهایت در ماه می 1973 سوئیفت با عضویت 239 بانک از 15 کشور در شهر La Hulpe در نزدیکی بروکسل پایتخت کشور بلژیک تأسیس شد.
چهار سال طول کشید تا مراحل قانونی تأسیس سوئیفت، خرید تجهیزات و نصب و راه انـدازي انجـام بگیرد که در نهایت سوئیفت در نهم ماه می سال 1977 با عضویت 518 بانک از 23 کشور با ارسال پنج هزار پیام در اولین روز راه اندازي شد. در شروع راه اندازي پیش بینی می شد حداکثر روزانه 300 هزار پیام ازطریق این شبکه ارسال شـود (هـر 325 کاراکتر یک پیام سوئیفت را تشکیل می دهد)، ولی امروز بعد از گذشت چند دهه می بینیم که تعدد پیام ها بـا سرعت بالایی در حال افزایش است.
مزایاي سوئیفت
رشد چشمگیر سوئیفت مرهون دارا بودن مزایاي فـراوان این سیستم براي بهره گیران در تسویه معاملات بین المللی است که مهم ترین آنها به شرح زیر است:
1- استاندارد : سیستم به نحوي طرح ریزي شده است که با ارسال پیام از طریـق شبکه سوئیفت امکان برقراري ارتباط بین رایانه هاي دو بانک و انجام کلیه مراحل حسابداري از قبیل عملیات بستانکاري و بدهکار کـردن حـساب هاي زیربط ، تهیه صورتحساب و صورت مغایرت بدون دخالت نیروي انسانی امکان پذیر بوده و روز کاري بعد کلیه اقلام باز حساب هاي ارزي مشخص و امکان رفع مغایرت ها بـه طـورسریع فراهم خواهد بود . انجام این گونه عملیات به صورت (سنتی دستی) با چند ماه تأخیر استخراج می شود . از طرفی در سوئیفت پیام هاي بانکی استاندارد هستند و براي هر نوع امور بانکی یک پیام مشخص و تعریف شده است و کلیه بانک هاي عضو سوئیفت ملزم هستند براي مخابره پیام از فرمت خاص استفاده کنند. همچنین کلیه ارزها در سیستم سوئیفت استاندارد و بین المللی هستند.
پس می توان گفت مزایاي استاندارد بودن عبارتند از:
الف - جلوگیري از سلیقه اي عمل کردن افراد در تنظیم متون پیام هاي بانکی.
ب - شناسایی سریع پیام ها.
ج - جلوگیري از اتلاف وقت در تنظیم متن پیام هاي بانکی.
د - سرعت بخشیدن به تنظیم متن پیام هاي بانکی.
در استاندارد سازي پیام هاي بین بانکی براي سهولت کار و ایجاد نشدن استانداردهاي جدید، سوئیفت استانداردهایی را که مؤسسات بین المللی از قبیل ISITC , ISDA , ICC , ISO ، ابداع کرده بودند، پـذیرفت و براي مـواردي کـه استانداردي وجود نداشت، استاندارد هاي جدید تهیه کرده است.
2- قابلیت اطمینان : طراحی سیستم سوئیفت به نحوي بوده که درصد اشتباه درآن بسیار اندك است و در صورتی که مشخـصه پیـام بـه طـور صحیح و مطـابق بـا استانداردها تنظیم نشود، سیستم از قبول آن خودداري می کند . سوئیفت ادعا می کند که در حدود 99/99 درصد قابل اطمینان است. علـت وجـودي ایـن ادعـا مفقود نشدن یک پیام سوئیفتی از اول تأسیس در این شبکه اسـت . بنـابرا ین بـا حجم زیاد پیام ها قابلیت اطمینان به سیستم نزدیک به صد در صد است.
3- امنیت: پیام هاي مبادله شده به صورت خودکار مخابره می شوند و متن پیام ها تا رسیدن به مقصد پراکنده و نامفهوم است و دسترسی به پیام هـا توسـط افـرادغیرمجاز میسر نیست. از نظر امنیتی در مقایسه با تلکس مزایاي زیـر را مـی تـوان برشمرد:
الف - در سیستم رمزدهی تلکس چهار یا پنج عامل از قبیل بانک دریافت کننـده، تاریخ ارسال پیام، شماره ردیف پیام، مبلغ و نوع ارز در محاسبه رمز به کـار بـرده می شود. از این رو زمانی که پیام رمزداري در اختیار مشتري قرار می گیرد، رمز را محو می کند تا مشتري نتواند رمز را کشف کند، زیرا اگر کسی تا حـدود ي بـه علـم ریاضی آشنا باشد، با در دست داشتن چندین پیـام رمـزدار مبادلـه شـده بـین دو بانک قادر به کشف رمز خواهد بود، ولی در سوئیفت ابتدا باید کلید رمز سوئیفت بــین دو کــارگزار رد و بــدل شــده باشــد و رمــز بــا بــه کــارگیري یــک الگــوریتم (Algorithm) پیچیده ریاضی که کلیه حروف پیام از آغاز تا پایان در محاسبه رمـز به کار گرفته می شوند، محاسبه و به پیام اضافه می کند و در مقصد سیـستم رمـزرا کنترل و در صورت صحت تأیید می کند. به عبارتی عمل رمزدهـی و کـشف رمـزبه صورت خودکار به وسیله سیستم انجام می گیرد. علاوه بر رمـز یـاد شـده، رمـز دیگري نیز به وسیله سوئیفت به پیام اضافه می شود و نشان دهنده ي این اسـت که پیام تحویل شده کاملاً مطابق با پیام دریافتی بوده است.
ب - با استفاده از دستگاهی به نامEncriptor در سایت سوئیفت مبـدأ پیـام بـه هم ر یخته و از حالت خوانا بودن آن خارج می شود و در شبکه مخابراتی بین المللی قرار می گیرد و هیچ کس حتی اگر بتواند به پیام سوئیفتی دسترسی داشته باشد ،قادر به خواندن یا تغییر در پیام نخواهـد بـود و فقـط در سـایت سـوئیفت مقـصدپیام به وسیله دستگاه دیگري بـه نـامDecriptor بـه طـور مـنظم اولیـه کـه قابـل خواندن به وسیله ترمینال باشـد، در مـی آیـد ، در صـورتی کـه در تلکـس بـه ایـن صورت نبوده و اگر منبعی به خطوط مخابراتی دسترسی یابد، پیام قابل خوانـدن وتغییر دادن است. سیستم فقط توسط افراد مجاز در حدود اختیارات تعیین شـده قابل بهره برداري اسـت. بـه عبـارتی ورود بـه سیـستم و تقـسیم وظـایف کـاربران توسط دو مسئول بانک که کلید اصلی توسط سوئیفت در اختیارشـان قـرار گرفتـه است، اجازه ورود به سیستم و تعیین یک قسمت از دو قسمت کلید رمز کاربران را دارند . کاربران با دریافت هـر دو قـسمت کلیـد رمـز (Password) منحـصر بـه فرد از این مسئولان و قرار دادن آن در کنار هم اجازه ورود به شبکه سوئیفت و کار با آن را در حد اختیارات تعیین شده خواهند داشت. کلید رمـز کـاربر هماننـد امضاي او است. به منظور جلوگیري از سوء استفاده هاي احتمالی اگـر رمـز کـاربري غلط وارد شود، سیستم براي آن کاربر قفل می شود و حداقل هر سه مـاه یـک بـارکاربران اجبار به تغییر رمز خود دارند.
4- سرعت: سرعت انتقال پیام در سیستم سوئیفت بسیار بالا است. ارسال پیام چند ثانیه بیشتر طول نمی کشد و به محـض ارسـال آن از طریـق شـبکه سـوئیفت توسط آخرین امضاي مجاز، بلافاصله پیام تحو یل سوئیفت می شود، ولی در تلکـس این امر به سادگی ممکن نیست و در مواقعی که خط اشغال باشد، شا ید ساعت هـا طول بکشد . سوئیفت با دریافت پ یـام مـسئولیت تحو یـل فـور ي پیـام بـه در یافـت کننده را به عهده دارد و در صورتی که در ساعات کاري دریافت کننده پیام، بنا به علل خارج از کنترل سوئیفت، امکان تحویل پیام با یازده مراجعه به دریافت کننده در عرض 5/1 ساعت فـراهم نباشـد پیـام را بـه ارسـال کننـده عـودت مـی دهـد . مقررات سوئیفت اعلام می دارد هر عضو شبکه سوئیفت با ید حداقل در روزهـاي کاري هشت ساعت آمادگی در یافت پیام را داشته باشد و اگـر از مقـررات عـدول کرد، باید به سوئیفت پاسخگو باشد.
5- هزینه مخابره پیام: هزینه مخابره پیام از طریق سیستم سوئیفت در مقایسه با سایر سیستم ها کمتر است و به صورت کاراکتري مورد محاسبه قرار مـی گیـرد .
هر چه تعداد پیام ارسال ی استفاده کنندگان بیشتر شود، هزینه هر پیـام ارزان تـر می شود. در ضمن کارمزد دریافتی کـارگزاران بـراي اجـراي پیـام هـاي سـوئیفتی و تلکس متفاوت است و تقر یباً کارمزد اجراي یک پیام سوئیفتی با توجه به ایـن کـه نیاز به نیروي انسانی ندارد و توسط رایانه خوانده و اجرا می شود، بین یک دوم تا یک سوم کارمزد اجراي یک پیام تلکسی که نیروي انسانی می باید آن را اجرا کند ،است.
6- قابلیت دست یابی: سیستم سوئیفت به صـورت شـبانه روزي و بـدون تعطیلـی خدمات ارا یه می دهد. به این معنی که در هر زمان و مقطعی تنظیم پیام و ارسـال آن برا ي کارگزار امکان پذیر است . پس بـه طـور کلـی سـوئیفت در کلیـه 365 روز سال و کلیه 24 ساعت شبانه روز قابل دسترسی و مبادله پیام امکان پذیر است.
سازمان سوئیفت
سوئیفت یک مؤسسه تعاونی یا به عبارت ی دیگر یک مؤسسه غیرانتفاعی است کـه به بانک هاي عضو تعلق دارد و از سوي اعضا کنترل می شود و براي تـأم ین اهـداف مشترك آنها طرح ریزي شده است، بالطبع از طرف اعضا با پرداخت حـق عـضویت و هزینه تعداد پیام ارسال تأمین مالی می شود و مدیریت آن را هم به عهـده اعـضا است. بـه اسـتناد مـاده 14 اساسـنامه سـوئیفت، اعـضا ي 25 نفـري هیـأت مـدیره سوئیفت را بانک هاي عضو انتخاب میکنند و هر بانکی که بیش از 5/1 درصـد ازسهام سوئیفت را در اختیار داشته باشد، می تواند یک عضو هیأت مدیره را معرف کند. (میزان سهام اختصاصی هر عضو هـر سـه سـال یـک بـار بـا توجـه بـه میـزان پیامهاي ارسال ی عـضو از طریـق شـبکه تعیـین مـی شـود ). اگـر عـضوي بـیش از 6 درصد سهم سوئیفت را در اختیار داشته باشد، می تواند حـداکثر دو عـضو هیـأت مدیره مع رف کند و کشورهایی که کمتر از 5/1 درصد سهام را دارند، مـی تواننـد به طور مشترك به شرطی که تعداد سهام آنها بیش از 5/1 درصد شود ،یک عـضو هیأت مدیره معرفی کنند . سود عملیاتی این مؤسسه تعاونی بالطبع به اعضا تعلـق دارد و میباید بین اعضا تقسیم شود، ولی سوئیفت این عمل را انجام نمی دهـد و سود حاصله را برا ي سرمایه گذاري مجدد و کاهش هزینه پیام سـوئیفتی در سـال بعد استفاده می کند.
استفاده کنندگان از سوئیفت
1- اعضا: ادارات مرکزي بانک ها به عنوان اعضا شناخته می شوند که سـهام داران سوئیفت هستند . مثل اداره مرکزي بانک صادرات یا بانک ملی در تهـران کـه یـک عضو و سهام دار هستند.
2- اعضاي فرعی: شعب خارج از کشور اعضا یا شرکت هاي فرعی که بـیش از 90 درصد سهام آن متعلق به عضو باشد به عنوان اعضاي فرعی پذیرفتـه مـی شـوند . مثلاً شعب خارج از کشور بانک هاي ایرانی، که عضویت آن ها بعد از پذیرفته شدن بانک هاي ایرانی به عنوان عضو، تحت عنوان عضو فرعی پذیرفته شدند.
3- شرکت کنندگان: اعضاي غیر بانکی که در یکی از رشته هاي عملیات بانکی فعال هستند، مثل دلال هاي بورس که در رشته هـای مختلـف از قبیـل خریـد و فـروش ارز، سهام و امثالهم فعالیت دارند . اعضا و اعضاي فرعی می توانند از کلیه خدمات سوئیفت بهره مند شوند . ولی شرکت کنندگان فقط می توانند یک نوع پیام خاص را با توجه به تخصصی که دارند، ارسال و دریافت دارند . به عبارتی اعـضا و اعـضاي فرعی می توانند از کلیه امکانات سوئیفت بهره مند شوند، ولی شـرکت کننـدگان ازامکانات محدود با توجه به رشته تخصصی خود می توانند استفاده کنند.
شرایط پذیرش عضویت یک کشور در سوئیفت
قبل از اینکه پذ یرش یک کشور در سوئیفت از سوي هیأت مدیره مورد بررسـی قرار گیرد، می باید پذیرش سه شرط زیر توسط کشور متقاضی به سـوئیفت اعـلام شود:
1- تأسیس سایت سـوئیفت (S.A.P) (Swift access point ) : مـی بایـد در صـورت نیـاز بـه راه انـدازي سایت در کشور متقاضی محلی به سوئیفت اجاره داده شود تا با هزینـه خـود یـک سایت سوئیفت در آنجا راه اندازي کند.
2- معافیت مالیاتی: در ارایه گواهی مبنی بر معافیت از پرداخت مالیات ، چـون نرخ مالیاتی در کشورهاي مختلف متفاوت است ،در صورت رعایت آن، با همه اعضا رفتار یکسان می شود.
3- خط انتقال دیتا: یک خط انتقال دیتا بین المللی به منظور انتقال پیام ها از سایت سوئیفت به خارج از کشور حداقل براي اجاره پنج ساله به هزینه سوئیفت می باید در اختیارش قرار داد.
شبکه سوئیفت
اگر تعداد پیام هاي ارسالی یک کشور به حدي باشد که نیاز بـه راه انـداز ي سایت سوئیفت در کشور متقاضی عضویت باشد، سوئیفت یک سایت در آن کشور تأسیس می کند. در غیر این صورت پیام هاي کشور متقاضی را به سایت سـوئیفت کشور همسایه منتقل می کند . هـر سایت سـوئیفت ز یر چتر یکی از دو مرکزي عملیاتی سوئیفت که در هلنـد و آمریکـا مستقر هستند ، قـرار دارد. کشورها با توجه به وضعیت جغرافیایی خود زیر چتر حمایتی یکی از دو سایت آمر یکا یا هلند قرار دارند . مراکز عملیاتی هلند و آمریکا پشتیبان هـم نیـز هـستند . بـه عبارتی، اگر یکی از آنها از مدار به علت نقص فنی خارج شـود ، بلافاصـله دیگـري جایگزین می شود. استفاده کنندگان از سوئیفت مسئولیت دارند کـه پیام هاي خـود را به سایت سوئیفت رسانیده و تحویل دهند . از آن جا به بعد تا سایت سوئیفت کشورمقصد پیام، مسئولیت تحویل پیام به عهده سوئیفت است. انتقال پیام از سایت سوئیفت در کشور مبدأ از طر یق خطوط انتقال دیتا و یا خطوط تلفن معمولی با نصب مودم (Modem) امکان پذیر است و اعضا موظفند یک خط پشتیبانی نیز به سوئیفت معرفی کنند که در مواقع اضطراري که خط اصلی از مدار خارج است، سوئیفت بتواند پیام ها را تحویل دهد.
انواع پیام هاي سوئیفتی
به منظور سهولت در امر مخابره و دریافت پیام بین سـوئیفت و اعـضا با یکدیگر ، سوئیفت مبادرت به طبقه بندي پیام هاي مختلف در ده گروه صفر تا 9 به شرح زیر کرده است که گروه صفر پیام هاي سیستمی بین اعضاء و سوئیفت و گروه یک تا نه پیام هاي مالی بین اعضا هستند:
- پیام هاي گروه صفر: بین اعضا و سوئیفت.
- پیام هاي گروه یک: انتقال وجوه بین حساب مشتریان، اعلامیه چک، دستور عدم پرداخت چک و . . .
- پیام هاي گروه دو: انتقال وجوه بین بانک ها و بین حساب هاي مختلف یک بانک.
- پیام هاي گروه سه: تأییدیه معاملات ارزي.
- پیام هاي گروه چهار: وصولی ها.
- پیام هاي گروه پنج: سهام و اوراق قرضه.
- پیام هاي گروه شش: فلزات گران بها، وام هاي سندیکایی.
- پیام هاي گروه هفت: اعتبار اسنادي، ضمانت نامه.
- پیام هاي گروه هشت: تراولر چک.
- پیام هاي گروه نه: صورت حساب، اعلامیه بدهکار و بستانکار.
عضویت بانک هاي ایرانی در سوئیفت
سال 1364: کارشناسان بانک مرکزي بررسی هاي اول یه را براي عضویت بانک هاي ایرانی در سوئیفت انجام دادند. ارزیابی مطلوب و پیشنهاد عـضویت بانک ها ي ایرانی داده شده، ولی با توجه به وقوع جنگ تحمیلی و اولویت هاي اساسی تر به تعویق افتاد.
سال 1369: بانک مرکزي هیأتی را مأمور هماهنگی با بانکها ي تجاري به منظـورعضویت در سوئیفت کرد.
سال 1370: پس از هماهنگی هاي لازم با بانک هاي تجاري تقاضاي عضویت سیستم بانکی ایران توسط بانک مرکزي به سوئیفت ارایه شد.
سال 1371: پس از ارایه سه پیش شرط عضویت به سـوئیفت، بانـک مرکـزي بـه همراه پنج بانک تجاري صادرات، ملی، تجارت، ملت و سپه در آذرماه پذیرفته شد.
سال 1372: پس از راه اندازي سایت، خرید تجهیزات نرم افزاري و سخت افـزاري و نصب آن ها در چهاردهم آذرماه بانک ملی ایران به شبکه سوئیفت ملحق شد.
سال 1376: قبول عضویت و الحاق بانک توسعه صادرات.
سال 1377: قبول عضویت بانک صنعت و معـدن و تقاضـاي عـضویت بانک رفاه کارگران.
سال 1378: الحاق بانک صنعت و معدن و رفاه کارگران.
تحریم سوئیفت ایران در سال ۱۳۹۰
با بالا گرفتن اختلاف نظرهای بین المللی در خصوص مسائل هسته ای کشور، شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در پایان ساعت اداری رسمی کشور سیستم سوئیفت بانک مرکزی ایران همسو با تحریم های اروپایی قطع شد. هر چند تحریم ها مراودات بین المللی بانک های ایرانی را متوقف نکرد، اما با این وجود هزینه های زیادی بر عملیات ارزی و بانکی کل سیستم بانکی کشور تحمیل شد.
اگرچه برخی از بانک های محروم از خدمات سوئیفت توانستند با اجاره خطوط تلفن و فکس از همتایان خود در دوبی، ترکیه و چین به انتقال پول بپردازند یا طبق گزارش دادستانی ترکیه بانک های تحریم نشده ایرانی را واسطه انتقال قرار دهند، اما این کار با کندی و هزینه فراوان انجام می شد.
علاوه بر این، صدور حکم تحریم علیه بانک های ایرانی، بانک های غربی را وادار کرد که از انجام سایر کارهای بانکی با بانک های تحریم شده نیز خودداری کنند.
نتیجه گیري
در حال حاضر متأسفانه سیستم بانکی کـشور بـه رغـم رشـدي کـه در اسـتفاده ازسیستم پیام رسانی سوئیفت در سال هاي اخیر داشته است، استفاده بهینه از سوئیفت به عمل نمی آورد و تعداد پیام هاي ارسالی ا یران از طریـق این شبکه وبهره وري از مزایـاي جانبی آن در حـد مطلـوب نیـست . مـسلماً ایـران مـی توانـد بـا استفاده بهینه از سـوئیفت، پیـام هـاي بیـشتري از طریـق سـوئیفت ارسـال کنـد وسهام بیشتري به خود اختصاص دهد، ضمن این که ریسک، هزینـه ارسـال پیـام و کارمزد کارگزران در زمان استفاده از سوئیفت به مراتب از تلکـس کمتـر اسـت و یکـی از راه هـاي استفاده بهینـه از سوئیفت، اتـصال هـر چه زودتـر شعب ارزي بانک ها در تهران و شهرستان ها به سوئیفت و برنامه ریـزي بـه سـمت اتوماسـیون شبکه عملیاتی بین المللی بانک ها با استفاده از سوئیفت است.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
دو راهکار برای کاهش ۵۰ درصدی نرخ مسکن
نایب رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران با تاکید بر مشخص شدن وضعیت مسکن خانوارها از سوی دولت گفت: نرخ مسکن وقتی پایین میآید که عزم جدی در دولت و مجلس وجود داشته باشد.
ناصر چمنی اظهار کرد: زمانی اسم سوداگران که میآمد به مواد مخدر فکر میکردیم ولی امروز سوداگری به بخش مسکن رسیده و بسیاری از بازارها رفته رفته به این سمت حرکت میکنند.
وی ادامه داد: دولت اطلاعات همه خانوارها را در اختیار دارد و میتواند بدون واسطه وزارت کار و مسکن را مامور کند که برای ساخت مسکن کارگران اقدام کنند. این اطلاعات از طریق سامانههای جامع اطلاعاتی و سازمان تامین اجتماعی موجود است و به راحتی میتوان مشخص کرد چند درصد جامعه کارگری فاقد مسکن هستند و برایشان برنامهریزی کرد.
نایب رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران در ادامه دو راه را برای کاهش نرخ مسکن پیشنهاد کرد و گفت: با اجرای این دو راهکار نرخ مسکن ۵۰ درصد پایین میآید و امکان خانهدار شدن طبقات محروم و کم درآمد فراهم میشود.
دو راهکار برای کاهش ۵۰ درصدی نرخ مسکن
چمنی افزود: نخستین راه گرفتن مالیات از خانههای خالی است و اگر مجلس در این زمینه طرح یا لایحهای را تصویب و به سرانجام برساند نرخ مسکن اتوماتیک وار پایین میآید.
وی گفت: راه دوم ساختن واحدهای مسکونی برای کارگران است و یقین داشته باشید که فردای آغاز عملیات ساخت مسکن کارگران بازار به این مسئله واکنش نشان خواهد داد، چراکه بخش اعظمی از کسانی که در آشفته بازار مسکن به دنبال خانه میگردند جزو طبقات کم درآمد کارگری هستند و اگر دولت عزم و اراده جدی برای خانه دار شدن آنها داشته باشد موجب جمع شدن این عده از بازار پرتلاطم مسکن و ترکیدن حباب نرخ مسکن خواهد شد.
این مقام ارشد کارگری با بیان اینکه سیاستگذاریهای غلط موجب شده تا دلالان مسکن حاشیه امنی برای دلالان مسکن به وجود آوردند، گفت: نبود نظارت بر ساختوسازها و رها کردن بازار مسکن و عدم انجام تعهدات متولیان بخش مسکن باعث شده تا ظرف چند سال نرخ مسکن سر به فلک بکشد و یک عده دلال به دنبال منافع خود به مردم و گروههای کم درآمد و آسیب پذیر فشار وارد کنند.
دولت وضعیت مسکن خانوارها را مشخص کند
وی با تاکید بر مشخص شدن وضعیت مسکن هر خانوار ایرانی گفت: در بسیاری از کشورها سیاست دولتها به نحوی است که ابتدا وضعیت مسکن هر خانوار را مشخص میکنند و پس از اطلاع از تعداد افراد فاقد مسکن و بیخانمانها برایشان برنامهریزی میکنند لذا معتقدم ورود دولت به این موضوع میتواند به برنامهریزی بهتر برای بخش مسکن کمک کند و جلوی انحصار در بخش مسکن و افزایش قیمتها را بگیرد.
چمنی تاکید کرد: دولت کارخانههای سیمان و شن و ماسه و آجرپزی دارد و اگر مستقیم خودش به موضوع ساخت مسکن ورود کند و آن را بهدست انبوهسازان و دلالان ندهد خانهها بهدست محرومان میرسد.
به گفته وی درحالحاضر زمین، امکانات ساخت و کارگران ساختمانی بسیاری داریم که به شرط مدیریت و برنامهریزی صحیح از عهده به سرانجام رساندن پروژهها بر میآیند.
داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی در اصل ۳۱ قانون اساسی است و دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند. بر اساس آمارها بیش از ۶۰ درصد دریافتی کارگران صرف هزینههای مسکن و اجارهبها میشود.
منبع: ایسنا
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
زنوزی: فوتبال کشورمان ورشکسته است
مالک باشگاه تراکتور گفت: این کیفیت مدیریت، فوتبال کشورمان ورشکسته است؛ چرا که مدیران باشگاههای ما مدیران هزینه هستند نه درآمد. مدیری که از جیب خود هزینه نمیکند هیچ وقت دنبال درآمد نمیرود.
به گزارش ایسنا، منطقه آذربایجان شرقی، محمدرضا زنوزی در برنامه 4.4.2 رادیو جوان، ادامه داد: با این مدیریت دولتی فوتبال ما ورشکسته بوده و ما به عنوان باشگاه خصوصی در زمینه خرید بازیکن با افرادی که دنبال هیچگونه درآمد نیستند، رقابت میکنیم. این موضوع در کارخانجات نیز وجود داشته و به عنوان مثال یک کارخانه خصوصی فولاد با کارخانجات دولتی که هیچ هزینهای برایشان مهم نیست، رقابت میکنند.
زنوزی با بیان اینکه فوتبال ایران فقط هزینه است، گفت: مدیران فوتبالی در فکر یافتن راهکاری برای درآمدزایی نیستند و تنها برخی حرفهای کلیشهای همچون نداشتن حق پخش تلویزیونی، تبلیغات محیطی و حق کپی رایت را مطرح میکنند؛ این در حالیست که بسیاری از شرکتها از بازیهای 16 تیم لیگ برتری و 18 تیم دسته یکی سود میبرند و ما تنها نگاه میکنیم.
وی ادامه داد: بنده دو سال در تراکتور و چندین سال در گسترش فولاد به خاطر شهر و کشورم برخی هزینههای اجتماعی را انجام دادهام؛ اما شرایط تراکتور با گسترش فولاد بسیار متفاوت است. معتقدم در مقابل هزینه انجام شده باید منبع درآمدی هم وجود داشته باشد تا بعد از پنج سال از تیمداری خسته نشوم؛ از اینرو ضرورت داشته که محل درآمد پایدار برای تراکتور تعریف شود تا علاوه بر درآمدزایی برای سهامداران سوددهی هم داشته باشد.
زنوزی در خصوص درآمدزایی از نقل و انتقال بازیکن، بیان کرد: تیمهای بزرگ در دنیا به دنبال جذب ستاره هستند نه فروش آن؛ چرا که منبع درآمدشان از محل دیگری است. فروش بازیکن درآمد بسیار کم برای تیمهای بزرگ است، اما در سوی دیگر فروش بازیکن اصلیترین منبع درآمد برای تیمهای کوچک است.
وی ادامه داد: تیمهای بزرگ در صورت تبدیل یک استعداد به ستاره، ناچار به استفاده از آن هستند و در صورت فروش آن بازیکن از سوی هواداران تحت فشار قرار میگیرند.
مالک باشگاه تراکتور با بیان اینکه پس از خرید تراکتور تمامی قراردادهای تبلیغاتی آن را کنسل کردم، گفت: تمامی قراردادهای تبلیغاتی باشگاه یک طرفه بود و باشگاه سودی نمیبرد. کجای دنیا تبلیغ شونده به تبلیغ کننده پول میدهد؟ این موضوع اکنون در فوتبال ایران وجود دارد.
وی افزود:باشگاههای بزرگ ایرانی توسط واسطهها از هوادارانشان پول میگیرند و برخیها در این بین مقداری را هم برای خودشان بر میدارند. شرکتهایی در حاشیه فوتبال ایران ایجاد شده و بدون هیچ گونه زحمتی پول هنگفتی از آن به جیب میزنند.
زنوزی خاطرنشان کرد:باشگاهها میتوانند با راهاندازی نرم افزاری از هوادارانشان بخواهند که از طریق آن خریدهایشان را انجام دهند و سود حاصل بدون کم و کاست به حساب باشگاه واریز شود. ما از سال گذشته زیرساخت لازم برای این نرم افزار را ایجاد میکنیم و تا دو ماه آتی فاز اول آن راه میافتد و مالک آن باشگاه تراکتور خواهد بود.
وی با بیان اینکه 40 درصد اقتصاد کشور در صورت مدیریت صحیح دست چند باشگاه بزرگ ایران خواهد افتاد، گفت:
هواداران واقعی هیچ وقت تیمشان را عوض نمیکنند و حاضرند برای تیمشان هزینه کنند ولی معتقدم باید ساز و کاری برای سود دوطرف یعنی باشگاه و هوادار تعریف شود؛ ضرورت دارد سیستمی طراحی شود تا هوادار در کنار علاقه به تیم مورد نظرش، سود مالی هم داشته باشد.
مالک باشگاه تراکتور تأکید کرد: روش مدیریت در فوتبال ایران از فدراسیون گرفته تا پایین، درست نیست.
وی گفت: علاقه هواداران ایرانی به تیم محبوبشان قابل قیاس با هیچ کجای دنیا نبوده و به همین دلیل میتوان درآمدزایی کرد.
زنوزی تصریح کرد: حدود 80 درصد فوتبال ایران دولتی بوده و دولت برای سرپا نگه داشتن فوتبال هزینه میکند؛ اما به نظرم در کماست.
وی گفت: قیمت یک شرکت خدماتی در بورس چقدر است؟ یک باشگاه میتواند بسیاری از این خدمات را به صورت تجمیع شده در قالب یک نرم افزار به مردم ارایه دهد. شاید قیمت همین نرم افزار 10 میلیارد باشد و شرکتهای دیگر با چنین نرم افزارهایی هفت الی هشت هزار میلیارد قیمت داشته باشند.
زنوزی با بیان اینکه هواداران ولی نعمتهای ما هستند، گفت: دست در دست هواداران سال آتی را با موفقیت پیش خواهیم برد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
تغییرات ۱۰۰ سال آینده دنیا را ببینید
سال ۲۱۰۰ دنیا همانقدر دگرگون خواهد شد که این روزها نسبت به صد سال پیش دگرگون شده است.
۱۰۰ سال پیش را تصور کنید، چه کسی فکر میکرد دنیا امروز چنین شکلی داشته باشد؛ افراد با دستگاه کوچکی هر روز با هم تماس میگیرند، با اینترنت دنیایی غیرواقعی ساخته شده که میتوانید پاسخ همه سوالهایتان را در آن پیدا کنید، خودروها حرف اول را شهرها میزنند، روزانه هزاران هواپیما به پرواز در میآیند و ...
اما ۱۰۰ سال دیگر چطور؟ برای سال ۲۱۰۰ باید منتظر چه دنیایی باشیم؟ این سوالی است که در چند سال اخیر دانشمندان سعی کردند به آن پاسخ بدهند.
آنها در پیشبینیهایشان اکثرا آیندهای حیرتآور را توصیف کردهاند، آیندهای که نشان میدهد تغییرات به همان سرعت قبلی در حال انجام است؛ از زندگی در سیارهای دیگر تا جلوگیری از پیری!
برخی از پیشبینیهایی که کارشناسان و فیزیکدانان از سال ۲۱۰۰ انجام دادهاند را اینجا بخوانید:
اینترنت را در چشمهایتان پنهان کنید
تصور کنید که فقط با یک چشم بر هم زدن آنلاین میشوید، شاید تا پایان قرن همین موضوع به واقعیتی روزمره تبدیل شود. پیشبینیهای دانشمندان نشان میدهد که اینترنت در لنزهایی که روی چشم قرار دارند قرار میگیرد و شما هرجایی بخواهید به آن وصل شوید.حتی این لنزها قادر خواهند بود که صورت افراد دیگر را تشخیص بدهد و برای حرفهایشان زیرنویس قرار بدهد، به طوری که اگر کسی به زبان دیگری صحبت کند شما منظور آنها را بفهمید. همچنین با این لنزها میتوانید به زمان قدیم برگردید و به سادگی در ویرانههای امپراطوری رم پیادهروی کنید. ممکن است با استفاده از این تکنولوژی شما قند خون، فشار خون، ضربان قلب و فاکتورهای دیگر سلامتی خود را هم چک کنید.
انسان آب و هوا را کنترل میکند
انسان هم اکنون به برخی فناوریهای کنترل اقلیم دسترسی دارد، اما احتمالا این فناوریها تا پایان قرن با سرعت بیشتری پیشرفت میکنند، البته نه به شکلی که بشود از آن به سادگی استفاده کرد و احتمالا به علت قیمت زیاد آن دانشمندان فقط از آن در مواقع ضروری استفاده میکنند.
آدم فضاییها!
میچیو کاکو، فیزیکدان آمریکایی ژاپنی در رابطه با اینکه تا سال ۲۱۰۰ وضعیت پیدا کردن آدمفضاییها به کجا میرسد میگوید: «فکر کنم در همین قرن ما پیامی از یک تمدن هوشمند در فضا دریافت کنیم. اگرچه، نه به این معنی که این مکالمه ۲ طرفه خواهد بود. شاید آنها صدها سال نوری دورتر باشند به همین دلیل انجام این گفتگو صدها سال طول میکشد. اما وقتی این اتفاق رخ بدهد تمدن انسان به نقطه عطفی میرسد.»
جلوگیری از پیری
هزاران سال است که بشر به نوعی دنبال حیات ابدی است، ما هنوز هم به این رویا نرسیدهایم اما حالا با پیشرفت تکنولوژی شاید تا سال ۲۱۰۰ این اتفاق رخ بدهد. دانشمندان دیگر کشف کردهاند که فرایند پیر شدن دقیقا چیست و شاید بتوانند جلوی آن را بگیرند و یا حتی روند آن را معکوس کنند. در نهایت شاید مجموعهای از روشهای مختلف فرایند پیر شدن را از بین ببرند، شاید نوههای شما بخواهند بعد از ۳۰ سالگی دیگر سنشان زیاد نشود.
قرار دادن هوشیاری انسان در اشعه لیزر
میچیو کوکو پیشبینی عجیب دیگری هم وضعیت بشر در سال ۲۱۰۰ دارد، او در این رابطه گفت: «به نظر من تا پایان قرن پروژهای اجرا میشود که میتواند هوشیاری انسان را در اشعه لیزر قرار داده و آن را به سمت فضا بفرستد، در این صورت در ۱ ثانیه اشعه لیزر به ماه میرسد، در ۲۰دقیقه به مریخ و در ۴ ساعت به نزدیکترین ستاره.»
با خودروهایتان پرواز کنید
شاید شما هم وقوع این اتفاق را تصور کرده باشید، تا سال ۲۱۰۰ قطعا شما سوار ماشینهایی میشوید که نیازی به راننده ندارند و حتی قادرند با استفاده از قوانین مغناطیسی پرواز کنند. همچنین در آن زمان ترافیک به یک افسانهای باستانی تبدیل میشود چراکه جیپیاس خودروها با هم در ارتباط هستند و به شکلی تردد میکنند که در مسیری چه در زمین و چه در آسمان ترافیک به وجود نیاید.
سرطان همچنان درمان نمیشود!
بمبهای هوشمند مولکولی ایجاد میشوند که چند سال قبل از پخش سلولهای سرطانی در خون حرکت میکنند و آنها را از بین میبرند. شیمی درمانی به روشی سخت و آسیبزا قدیمی تبدیل میشود. اگرچه سرعت تکثیر برخی از انواع سرطان بسیار زیاد است و آنها هنوز غیرقابل درمان خواهند بود.
منبع: خبر آنلاین
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

دیپلماسی اقتصادی زنوزی در تاتارستان؛
هاب صادراتی ایران در کازان تشکیل می شود
محمدرضا زنوزی:ایجاد بازارچه اقتصادی تاتارستان گام مهمی در رونق صادراتی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت.
محمدرضا زنوزی مطلق، مالک گروه سرمایه گذاری دریک و باشگاه تراکتور آذربایجان که چند روزی در تاتارستان به سر می برد دیشب با حضور در مراسم روز خبرنگار آذربایجان شرقی که یه همت انجمن صنفی روزنامه نگاران استان برگزار شد به بیان برخی برنامه های سفرش به کازان پرداخت.
وی از تلاش هایش برای ایجاد بازارچه اقتصادی ایران در جمهوری تاتارستان خبر داد و گفت: این اقدام گام مهمی در رونق صادراتی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت.
زنوزی مطلق بیان کرد: هر اتفاق اقتصادی که در کشورهای آسیای میانه افتاده است، بازنده اصلی ایران بود. به طور مثال دلیل رشد اقتصادی ترکیه نفوذ اقتصادی آن در کشورهای آسیای میانه و کشورهای دیگر است؛ امروزه به هر کشوری بروید با رستورانهای ترک روبرو خواهید شد که گواهی بر این مدعاست.
وی با بیان اینکه شرکت رخش خودرو باعث شده با جمهوری تاتارستان مراوداتی داشته باشم، بیان کرد: در دیداری که با رییس جمهور تاتارستان داشتم مقدمات راه اندازی پرواز تهران- کازان را فراهم کردیم که نخستین گام در توسعه روابط اقتصادی خواهد بود.
وی به تلاش هایش جهت راه اندازی خط کشتیرانی ایران به روسیه نیز اشاره کرد و گفت: وجود این خط در دریای خزر و رود ولگا کمک بسیار مهمی به تسهیل حمل و نقل کالا و صادرات از کشور خواهد کرد که از جمله هدف گذاری های دریک در حوزه کشورهای CIS به شمار می رود.
زنوزی با اشاره بازار مصرف میوه، تره بار، مواد غذایی و کالا های مصرفی در روسیه و کشورهای آسیای میانه و تولید بر مازاد آن ها در کشورمان، کمک به اشتغال و ارز آوری به کشور را از جمله مزیت های طرح هایی عنوان کرد که در تاتارستان پیگیر است.
زنوزی در خصوص ایجاد ترمینال تجاری و صنعتی در روسیه، گفت: مذاکراتی در این راستا شروع کردیم؛ چرا که پیش از این تره بار از ایران به روسیه صادر نمیشد که با ایجاد ترمینال و مرکز میوه، بازار ۱۴۰ میلیون نفری این منطقه برای تجار کشورمان محیا خواهد شد.
مالک گروه سرمایه گذاری دریک تاکید کرد: امیدوارم مسولان حمایت لازم را انجام دهند؛ چراکه برای خروج از وابستگی نفت باید صادرات غیرنفتی را افزایش دهیم.
زنوزی با اشاره به روز خبرنگار و با بیان اینکه خبرنگاران باعث پیشرفت جامعه میشوند، اظهار کرد: خبرنگاران با اخبار خود باعث به سرانجام رسیدن پیشرفتها میشوند.البته گاها نقدهایی به برخی خبرنگارها دارم؛ چراکه معتقدم باید در کنار نقد، راهکارها و پیشنهادات را ارایه کنند.
وی در خصوص وضعیت تراکتور، گفت: با ورود دنیزلی و مهندس صادقیان کارهای بزرگی انجام گرفته است که باعث میشود تا با حمایت رسانهها، مسوولان و مردم به نتیجه مطلوب در آخر فصل برسیم.
منبع: انجمن آذربایجان
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
🌈شادترین ملتهای جهان و جایگاه بسیار نگران کننده ایران
💥سازمان ملل از سال 2012، روز 21 مارس مصادف با نوروز، را به عنوان "روز بین المللی شادی" international day of happiness نامگذاری کرده است .
به همین مناسبت زیر نظر سازمان ملل متحد هر ساله تحقیقی در مورد میزان شادی و غم در ملتهای جهان صورت می گیرد.
💥 ماه مارس امسال نیز گزارش World Happiest Report 2019 از وضعیت شادی در 156 کشور طی دو دوره 2016-2018 منتشر گردید.
👈شاخصهای مورد استفاده در ارزیابی سطح شادی ملتها ،عبارتند از :
💠 تولید ناخالص داخلی، حمایتهای اجتماعی، امید به زندگی سلامت در بدو تولید، ازادی در حق انتخابها برای زندگی، سخاوتمندی و احساس فساد.
👈طبق گزارش مزبور 10 ملت شاد جهان طی دو سال گذشته به ترتیب عبارتند از :
👈فنلاند ،👈دانمارک ،👈نروژ، 👈ایسلند ،👈هلند ،👈سوئیس ،👈سوئد، 👈نیوزلند ،👈کانادا ،👈اتریش،
♻️😄جایگاه برخی دیگر از ملتها در زمینه نشاط و شادی ،عبارتند از :
انگلستان ( رتبه 15 ) ، ایالات متحده ( رتبه 19 ) ، امارات متحده عربی ( رتبه 21 ) ، فرانسه ( رتبه 24 ) ، عربستان ( رتبه 28 ) ، کویت (رتبه 51 ) ، ژاپن (رتبه 58 ) ، ترکیه (رتبه 79 ) ، چین ( رتبه 93 ) ،
😩👈طبق همین گزارش، غمگین ترین ملتهای جهان طی دوره ارزیابی شده به ترتیب عبارتند از :
👈سودان جنوبی ،👈جمهوری آفریقای مرکزی ،👈افغانستان ،👈 تانزانیا ،👈رواندا ، 👈یمن ، 👈مالاوی ، 👈سوریه ،👈 بوتسوانا ، 👈هائیتی ،👈 زیمبابوه ،👈 بروندی
😩👈ملت ایران با رتبه 117 بین 156 ملت مورد ارزیابی، رتبه بسیار پائین از لحاظ شاد بودن را به خود اختصاص داده است. یعنی حتی غم انگیزتر از مردم ارمنستان و بورکینافاسو !
👈طبق گزارش سالهای قبل، رتبه ایران در جایگاه 108، سال پیش از ان در جایگاه 105 قرار داشت.
💥 روند دوری ملت ایران از شادی و نشاط طی چند سال اخیر، بسیار نگران کننده بوده که آثار بسیار زیانبار محسوس و نامحسوسی بدنبال داشته است.
👈باید از شادتر بودن 116 ملت جهان، از جمله برخی ملتهای همسایه مانند ترکیه، امارات، کویت و عربستان، غبطه خورد!
💥 ایجاد زمینه های شادی و نشاط عمومی می بایست یکی از دغدغه های اساسی متولیان کشور و برنامه ریزان توسعه کشور باشد.
باید در نحوه حکمرانی که موجبات افزایش غم و اندوه مردم گردیده ،بازنگری ضروری صورت گیرد.
💥 اجتناب از تنش بین المللی و داخلی، یکی از اقدامات اساسی برای آرامش روحی جامعه است که به تبع آن افزایش بهره وری، رونق اقتصادی و توسعه بدنبال خواهد داشت .
به موازات لزوم ایجاد زمینه های " امید واقعی " مردم به آینده، لازم است، فضای روانی جامعه نیز از افسردگی و غم، پرهیز داشته باشد.
💥بغیر از مناسبتهای رسمی گسترده برای سوگواری و عزاداری ! ( که هر سال به تعداد آنها افزوده شده و حتی برای برخی مناسبتها به پیشواز می روند !) ، رسانه ملی نیز در تشدید روحیه غم و افسردگی آحاد مردم نقش بسزایی داشته است.
👈 درصورتی که متولیان جوامع توسعه یافته، ایجاد محیط نشاط آور در محیط اجتماعی و حتی زندگی خصوصی از طریق رسانه ها اهتمام ویژه ای می ورزند.
👈با امید اینکه "بهترین حال " نصیب ملت ما گردد.
مطالب و کلیپهای پر از خنده و نشاط را درکانال یوگای خنده مشاهده کنید .
یوگای خنده👇👇
funyoga@
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
حذف صفرها چقدر طول میکشد؟
از سال 86 تاکنون هرازچند گاهی موضوع حذف چند صفر از پول ملی جدی می شود و به سرعت به فراموشی سپرده می شود.
یکی از ویژگیهای خاص سیاستگذاری در اقتصاد ایران و سیاست گذاری اطاله زیاد برنامهها و لوایح اقتصادی است و قطعا حذف صفرها از پول ملی هم یکی از این موارد است.
کاهش ارزش پول ملی در چند دهه اخیر موجب افزایش تعداد صفرها روی پول ملی شده و همین مساله کارکرد واحد پولی را از بین برده است چرا که در این قالب دیگر امکان با یک واحد پولی، مانند ریال، امکان خرید کالا یا خدمت از بین رفته است.از طرف دیگر آثار روانی ارزش پول ملی در برابر سایر ارزها و مشکلات محاسبات مالی و حسابداری زمینه ساز و نیز تجربه این سیاست در بیش از 70 کشور جهان، زمینه مطرح شدن سیاست حذف صفرها بود.
* تاریخچه 13 ساله حذف صفرها از پول ملی: از اولین پیشنهاد تا مصوبه اخیر دولت
این موضوع اولین بار در سال 86 و در قالب پیشنهاد حذف 3 یا 4 صفر از پول ملی از سوی غلامرضا مصباحی مقدم (عضو ناظر شورای پول و اعتبار در آن سال) مطرح شد که این پیشنهاد بحثهای بسیار زیادی درباره آن در محافل اقتصادی را در پی داشت و حتی دولت نهم ارزشگذاری پول ملی را یکی از محورهای طرح تحول اقتصادی اقتصادی قرار داد و کارگروهی برای تدوین طرح آن به وجود آمد و گزارش و برنامه پیشنهادی این کارگروه به دولت ارائه شد.
بانک مرکزی در آن زمان یک نظرسنجی درباره تغییر واحد پولی و حذف صفرها انجام داد. این نظرسنجی که در دو ماه اول سال از 47 هزار و 28 نفر انجام شد، نشان می داد 79 درصد افراد شرکت کننده در نظرسنجی با اصلاح پول ملی (حذف صفر از پول ملی) موافق بوده اند و طبق این نظرسنجی 43 درصد افراد با واحد پولی "تومان" و 45 درصد با واحد پولی "پارسی" موافق بودند.
اما این اقدامات منتج به تدوین لایحه ای و ارسال آن به دولت و مجلس نشد و دولت دهم هم به پایان عمر خود رسید. در دولت یازدهم، در مرداد ماه 96 و در حین بررسی لایحه قانون بانک مرکزی در دولت، پیشنهاد تغییر واحد پولی کشور از ریال به تومان به تصویب رسید و این مصوبه در همان روز رسانه ای شد. این مصوبه باز هم موضوع تغییر واحد پول ملی را داغ کرد و دوباره مصاحبه ها و یادداشت ها و اظهارنظرهای زیادی درباره بایدها و نبایدهای آن منتشر شد.
قرار بود لایحه قانون بانک مرکزی به مجلس ارسال شود و در حین بررسی این لایحه و در صورت موافقت مجلس، واحد پولی کشور از ریال به تومان تغییر می کرد. البته در نهایت دولت در 25 مرداد ماه سال 96 برشی از این لایحه را با عنوان اصلاح قانون پولی و بانکی کشور به مجلس فرستاد که در بند الف جزء 2 ماده یک این لایحه نوشته شده بود: واحد پول ایران تومان است. تومان برابر ده ریال است. البته این لایحه هنوز به صحن مجلس ارائه نشده است.
امروز هم مجددا با تصویب کلیات لایحه حذف 4 صفر از پول ملی در دولت که به گفته سخنگوی دولت براساس این لایحه واحد پولی کشور از ریال به تومان تغییر خواهد کرد و 4 صفر از پول ملی حذف خواهد شد.
* حذف 4 صفر و تغییر واحد پول ملی چه الزامی دارد؟
اولین الزام ظاهری و مشهود این اقدام، این است که 10،000 ریال، به 1 تومان، 20،000 ریال به 2 تومان، 50،000 ریال به 5 تومان، 10،000 ریال به 10 تومان و امثال آن تبدیل خواهد شد. در این شرایط نیاز به سکه و واحد پولی فرعی(خرد) به وجود خواهد آمد. درواقع همانند ساختار واحد پولی بسیاری کشورها، باید مسکوکی با نامی متفاوت از پول ملی ضرب شود. همانند سنت برای دلار و یورو.
بر همین اساس در لایحه پیشنهادی بانک مرکزی واحد پولی ملی جدید تحت عنوان تومان تعریف شده که هر "تومان" معادل ده هزار (۱۰۰۰۰) ریال فعلی و یکصد (۱۰۰) "ریال جدید" خواهد بود. بنابراین به نظر می رسد واحد پول فرعی(خرد)، ریال خواهد بود. به عنوان مثال 2300 تومان به 2 تومان و 30 ریال تبدیل می شود.
*هزینه حذف صفرها چقدر است؟
یکی از نکاتی که همواره بعد از طرح شدن موضوع حذف صفر و تغییر واحد پول ملی مطرح می شود هزینه اجرای آن است اما نگاهی به فرایند تولید، عرضه و امحای اسکناس در کشور و فرایند جایگزینی آن نشان میدهد رفرم پولی هزینه مادی بیشتری نسبت به هزینه هایی که در فرایند عادی انتشار و امحاء اسکناس انجام می شود، ندارد.
براساس اعلام مجید صنیعی رئیس اسبق سازمان تولید اسکناس و مسکوک بانک مرکزی در سال 92، متوسط عمر اسکناس در ایران 5.5 سال است و اساسا به دلیل انتقال 70 نوع بیماری از طریق جابه جایی و گردش پول و فرسودگی اسکناس، پس از یک دوره زمانی مشخص معمولا 5 تا 8 ساله، باید پول از چرخه مبادلات خارج و امحا شود، بنابراین هر سال معادل تقریبی 20 درصد از اسکناس در گردش کشور باید جمع آوری و امحا شود.
مطابق آنچه که عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده است، دوره گذار یا دوره در نظر گرفته شده برای جمع آوری اسکناس موجود و جایگزینی آن با اسکناس جدید در طرح حذف صفر و تغییر واحد پولی کشور حدود 5 سال خواهد بود. بنابراین بانک مرکزی در همان بازه زمانی سابق و معمول، هزینه بیشتری برای جایگزینی اسکناس های جدید انجام نخواهد داد و فقط به جای بازنشر اسکناس های با ارقام و واحد پولی فعلی، در جریان امحا و جایگزینی، اسکناس با ارقام و واحد پول جدید منتشر خواهد کرد.
در واقع در مدت 5 سال هر سال 20 درصد از اسکناس های موجود که در جریان گردش پول از رده خارج شده و اسکناس های جدید جایگزین آن خواهد شد و همزمان هر دو اسکناس و واحد پولی کاربرد خواهد داشت.
* کارشناسان درباره حذف صفرها چه میگویند؟
غلامرضا مصباحی مقدم کارشناس اقتصادی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم، هشتم و نهم، پیشتر به فارس گفته بود: این اقدام مناسب است و دهها سال است که در زبان ملت ایران تومان جریان دارد، خوب است آنچه که در زبان مردم جریان دارد به عنوان واحد پولی تعیین شود.
وی با اشاره به ضرورت حذف صفرها از پول ملی گفت: پول ملی باید با پول کشورهای دیگر بهخصوص کشورهایی که از نظر اقتصادی وضعیت مثبتی دارند، تناسب داشته باشد. پول ایران باید یک نسبت قابل قبولی با یورو، ریال عربستان، لیر ترکیه و درهم امارات داشته باشد. معنای این کار این است که واحد پولی ما که تومان خواهد شد معادل یک یورو میشود و اگر بخواهد این اتفاق باید سه صفر از واحد پولی حذف شود.
اما حسینی هاشمی کارشناس اقتصادی و مدیرعامل اسبق بانک صادرات ضمن مثبت ارزیابی کردن چنین کاری، تاکید دارد: اگر صفرها برداشته میشد، نگرانی از گرد شدن قیمتها به سمت بالا وجود داشت و باید قیمت ارقام و قیمتها اصلاح و یک دوره گذار برای تغییر واحد پولی و محاسبه قیمتها در نظر گرفته شود، اما با تغییر واحد پولی از ریال به تومان فقط یک صفر از جلوی واحد پولی و ارقامی که به ریال نوشته شده بود، برداشته میشود.
* صفرها زمانی حذف شود که احتمال بازگشت آن تا 5 سال آینده نباشد
وی ادامه میدهد: حذف صفرها در صورتی موفق خواهد بود که پیشبینی شود حداقل تا 5 سال آینده صفرها بازنمیگردند اما این پیشبینی وجود ندارد و قطعا با حذف صفرها، پس از چند سال دوباره باید صفرها در کنار ارقام پولی درج شود. هماکنون اقتصادی داریم که در تعادل نیست و به شرایط رونق و به همراه تورم تک رقمی نرسیده است، به همین دلیل چنین اقدامی توجیه اقتصادی ندارد. برخی کشورها مجبور شدند در شرایط تورمی بالا صفرها را حذف کنند اما پس از مدتی چند صفر بازگشت.
* راهکارهای رفع نگرانی مردم از حذف صفرها
به گزارش فارس، همانطور که اشاره شد یکی از دلایل موافقان مصوبه دولت، عدم شرایط مناسب برای حذف صفرها و احتمال بازگشت صفرهاست. مصباحی مقدم این نقد را اینگونه پاسخ میدهد: ممکن است مردم تصور کنند درآمدشان 1000 برابر کاهش یافته اما برای رفع این مشکل یک راهکار تجربه شده وجود دارد و آن این است که صفرهای پول ملی را پس از ممیز و با رنگی متفاوت و اندازهای کوچکتر درج شود.
وی افزود: مثلاً در حال حاضر که چک پول 50 هزار تومانی و 100 هزار تومانی منتشر میشود، بانک مرکزی میتواند بعد از عدد 50 یا 100، صفرهای باقیمانده را حذف کند که با این کار به زبان محاوره مردم برای شمارش واحد پول (بدون آنکه تصور کاهش ارزش پول کنند) نزدیک میشود.
* لزوم گردش موازی و همزمان پول ملی فعلی و پول ملی جدید برای دوره ای مشخص
محمد رضا فرزین هم با بیان اینکه طی سالهای 1351 تا 1393 شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی حدودا 700 برابر افزایش یافته و نرخ دلار نیز حدودا 550 برابر شده است، میگوید: این موضوع سال هاست که مشکلات زیادی را در مبادلات روزمره، هزینههای تولید اسکناس و مسکوک و حتی محاسبات مالی ایجاد کرده است.
وی با بیان اینکه حل معضلات به وجود آمده نیازمند تمهیدات متعدد است، اظهار داشت: اول اینکه باید یک دوره گردش موازی همزمان برای واحد جدید و واحد کنونی پول ایجاد کنیم و دوم، آییننامهای برای چگونگی عملیات حسابداری، مالی، مالیاتی و آماری تهیه شود که در آن تمامی صورتهای مالی و دادههای تاریخی، ثبت اطلاعات و گرد کردن اعداد مشمول این آییننامه باشد.
این اقتصاددان در مورد سومین پیشنیاز گفت: لازم است از ماهها قبل از دوره گردش موازی واحد پول جدید و قدیم، قیمت کلیه کالاها و خدمات به هر دو نوع پول در معرض دید همگان قرار گیرد. این اصلاح و تغییرات نیازمند برنامهریزی دو تا سه ساله است.
هیئت دولت در جلسه چهارشنبه 9 مرداد لایحه پیشنهادی بانک مرکزی مبنی بر تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رساند.
این لایحه باید به مجلس ارسال شود و پس از تصویب در مجلس مورد تایید شورای نگهبان قرار بگیرد.
به گفته مسئولان بانک مرکزی فرایند اجرای حذف صفر و تغییر واحد پول ملی 2 سال بعد از تصویب نهایی آن در مجلس شورای اسلامی است. بنابراین در صورت تصویب طرح در دولت و مجلس و تایید شورای نگهبان، بانک مرکزی از امسال تا سال 1400 مقدمات و زمینه های اجرای آن را در حوزه تولید اسکناس سایر بسترهای لازم آن انجام خواهد داد و از سال 1400 فرایند توزیع اسکناس های جدید آغاز خواهد شد.
در صورتی که طبق برنامه تعیین شده فرایند جایگزینی اسکناسهای موجود با اسکناس های جدید 5 سال باشد، در سال 1405، کل اسکناس های ثبت شده با واحد پولی ریال از چرخه مبادلات خارج خواهد شد.
منبع: فارس

گفتوگوی خبرآنلاین با مسعود نیلی درباره دوراهی سرنوشتساز اقتصاد کشور
نیلی: تنها کشوری در دنیا هستیم که همه مسئولان آن منتقد شرایط هستند
مسعود نیلی معتقد است «آنچه امروز میتواند به بهبود وضعیت کشور کمک کند یا به کمتر آسیبدیدن اقتصاد کشور کمک خواهد کرد، ارتقای کیفیت تصمیمگیری است.»
دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف، جایی است که این روزها میتوان مسعود نیلی را ملاقات کرد. او مدتی است که از تمام سمتهای دولتی کنارهگیری کرده و ترجیح داده به کار تحقیقاتی و تدریس در دانشگاه بپردازد. این در حالی است که تا پیش از این و در دولت روحانی در سمتهایی چون مشاور اقتصادی رییسجمهور، دستیار ویژه اقتصادی رییسجمهور و دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی دولت فعالیت میکرده است. او دلیل استعفای خود را تا حدی در مصاحبه با خبرگزاری خبرآنلاین مطرح میکند و در پاسخ به این پرسش که چرا از دولت بیرون آمدید، آن هم در دورهای که شاید نیاز به حضور و مشاورهتان بوده است، به یک جمله بسنده میکند: «بخش زیادی از مطالبی را که گفتم (منظور مصاحبه است) پاسخ همین سوال بود.» نیلی در شرایط کنونی معتقد است که اقتصاد کشور ما هماکنون در دوراهی تعیینکنندهای قرار گرفته است؛ اینکه «یا به سمت فقر گسترده برویم یا اینکه اصلاحات اقتصادی صورت گیرد و لازمه اصلاح این است که قبول کنیم یک جاهایی اشتباه رفتهایم.» بر این اساس، وی با اشاره به افت کیفیت سیاستگذاری اقتصادی، تاکید میکند: «طرح مساله با مردم و پرداختن به این موضوع که چرا به اینجا رسیدهایم، باید تبدیل به سوال اصلی شود. ما اگر سر همه چیز اختلافنظر داشته باشیم، اما سر این موضوع اتفاقنظر داریم که وضع موجود، وضعی نبود که میخواستیم.»
در حال حاضر در شرایطی قرار داریم که اقتصاد تبدیل به بحران شماره یک کشور شده است و مردم حس میکنند که از نظر اقتصادی در شرایط مناسبی قرار ندارند. در عین حال، چشمانداز اقتصادی کشور نیز آنچنان روشن نیست. با توجه به این وضعیت، توضیح دهید تصمیم جمهوری اسلامی ایران در ۴۰ سال گذشته در مورد اقتصاد چه بود و چه شد که در چنین وضعیتی قرار گرفتیم؟
طرح سوالی که شما داشتید، یک مقداری پاسخ را در درون خود دارد. شما اشاره کردید که در مورد این موضوع که اقتصاد مساله مهمی است و باید مورد توجه قرار گیرد، در حال حاضر اتفاقنظر حاصل شده است و این اتفاق را به عنوان پدیده متفاوتی نسبت به گذشته ارزیابی میکنید. در واقع جایگاه موضوعات اقتصادی را اینطور به تصویر میکشید که در گذشته اینگونه نبوده است. این در حالی است که اگر بخواهید فضای تصمیمگیری و سیاستگذاری هر کشور دیگری را مورد بررسی قرار دهید، اعم از کشورهایی که در سطح خیلی خوبی به لحاظ استاندارد زندگی به سر میبرند و از ثبات اقتصاد کلان برخوردار هستند تا کشورهایی که دچار مشکلات بزرگ اقتصادی هستند، میبینید که در نظام تصمیمگیری، اقتصاد و حل مسایل آن، با فاصله بسیار زیاد نسبت به موضوعات دیگر قرار دارد. به عبارتی، رسالت دیگری برای سیستم تصمیمگیری وجود ندارد بهجز اینکه سطح رفاه مردم را در حوزههایی که به سیاستگذاری مربوط میشود، ارتقا دهد. در واقع یک منطقی وجود دارد که بقیه مسایل را خود مردم حل و فصل میکنند و کاری که نظام حکمرانی قاعدتا باید به آن بپردازد، این است که موانعی که بر سر راه بهبود وضع زندگی مردم میتواند وجود داشته باشد، یا وجود دارد، بردارد.
همانطور که گفتم، برای اقتصادهایی که در شرایط خیلی خوبی به سر میبرند نیز اینگونه است. نگاه کنید و ببینید در هر کشوری وقتی که انتخابات برگزار میشود، حرفهایی که زده میشود، حول چه مسایلی است و اصلا چه موضوعات دیگری به جز مساله اقتصادی مطرح میشود. متاسفانه در مورد کشور ما اینطور نبوده است. در کشورهای مختلف دنیا سیاست عبارت است از تسهیل اقتصاد. در واقع سیاست، موانع غیراقتصادی بر سر راه اقتصاد را برمیدارد، بنابراین اقتصاد از سیاست سرویس میگیرد و سیاست، تسهیلکننده و اقتصاد، فراهمکننده امکانات برای مردم است. این در حالی است که در ایران اینگونه نیست. البته این نکته را هم اشاره کنم که وقتی گفته میشود اقتصاد مهم است و گفته نمیشود که مهمترین است اطلاع مفیدی مبنی بر اینکه اقتصاد چه جایگاهی نسبت به موضوعات رقیب، بهخصوص سیاست دارد، هنوز داده نشده است.
تاکنون عنوان میشد که مشکل فعلی اقتصاد ما این است که اقتصاد و سیاست در کنار یکدیگر قرار گرفته است.
خیر، در کشور ما اقتصاد و سیاست از یکدیگر کاملا جدا هستند و هرکدام ساز خود را میزنند. در واقع سیاست در کشور ما تعریف خاص خودش را دارد.
اما اقتصادمان سیاستزده است.
سیاستمداران در کشورهای مختلف دنیا، با هر رویکردی، از واژگان و ادبیاتی استفاده میکنند که چهکار میشود انجام داد که وضع مردم بهبود پیدا کند. به عبارتی، مولفه سیاسی تصمیمات اقتصادی را سیاستمداران نمایندگی و دنبال میکنند. کارآفرین نیز با اتکا به رویکردی که سیاستمداران دارند، نقش و جایگاه خود را پیدا میکند و میتواند پیشبینی داشته باشد. اما در کشور ما، اقتصاد و سیاست از یکدیگر جدا هستند و سیاست، خود اهداف مستقلی را دنبال میکند که نهتنها کمک به اقتصاد نمیکند، بلکه در غالب موارد برای آن هزینهزا است. این در حالی است که از اقتصاد خواسته میشود که مستقل از هر شرایطی از نظر وضعیت سیاسی، رفاه مردم را افزایش دهد!
هماکنون از هر کارآفرینی سوال کنید که برنامهات چیست، میگوید شما اول جواب سوالهای من را بدهید. کارآفرین که پاسخ سوالهایی را که مطرح میکند خودش ندارد، پاسخ را باید بخش سیاسی بدهد. شما هر کدام از تصمیمات مهم اقتصادی کشور را مدنظر قرار دهید، مثل تصمیم درباره اصلاح قیمت حاملهای انرژی، خیلی مهم است که این تصمیم در چه ظرف سیاسیای گرفته شود. اصلاح بازار انرژی در دوحالت التهاب زیاد شرایط سیاسی کشور و آرامش و پیشبینیپذیری بالای فضای عمومی، مسلما دو نتیجه کاملا متفاوت به بار خواهد آورد. اگر قرار است تغییری در مولفه مهمی از زندگی مردم صورت گیرد، باید بدانید مولفههای دیگر مرتبط با زندگی مردم در کنار آن چگونه قرار میگیرد. تحت این شرایط است که در عرصه تصمیمگیری اقتصادی دچار افت کیفیت و عدم تصمیمگیری شدهایم. در واقع اقتصاد دیگر نمیداند که سیاست برایش چه برنامهای دارد. اینها مشکلاتی است که قابل برطرف شدن هست، ولی باید ما سوال کنیم که چطور این اتفاقات رخ داده است.
شما فکر میکنید از چه زمانی دچار افت کیفیت در تصمیمگیری شدهایم؟ از سال ۸۴ یا افت کیفیت یک روندی بوده که از ابتدا وجود داشته است؟
هرچند سال ۸۴ شروع مقطع خاصی از نظر کیفیت سیاستگذاری است، اما اصولا زمانی که خودمان را با بسیاری از کشورها مقایسه میکنیم، میبینیم کیفیت سیاستگذاری در کشور ما یا رشد نمیکند یا رشد غیرمحسوس دارد؛ در حالی که قاعدتا باید این اتفاق میافتاد. انتظار ما این است که بخشی از رشد سیاستگذاری در نتیجه انباشت تجربه باشد و بخشی نیز در نتیجه انباشت دانش. آنچه به تجربه برمیگردد، اگر در ظرف تئوریک و نظری مبتنی بر علم روز دنیا قرار نگیرد، تجربیاتی خواهد بود که به یکدیگر وصل نشده است.
شما اگر امروز روی موضوعات چالشی تصمیمگیری اقتصادی متمرکز شوید و ۳۰ سال پیش را هم نگاه کنید، متوجه میشوید که هرچند فرهنگ کارشناسی و رسانهای در حوزه اقتصاد خیلی رشد کرده، اما در حوزه تصمیمگیری خیلی فرقی نکرده و دوباره همان موضوعات با همان رویکردها مطرح میشود.
یک زمانی نرخ ارز رسمی ۷ تومان و نرخ ارز بازار آزاد ۱۴۰ تومان بود. بعد شد دلار ۱۷۵ تومان و دلار بازار آزاد حدود ۸۰۰ تومان. در فاز بعدی شد دلار ۱۲۰۰ تومان و دلار بازار آزاد ۳۰۰۰ تومان و بیشتر حالا هم که شده است ارز ۴۲۰۰ تومانی و دلار بازار آزاد هم ۱۳ هزار تومان شده است. فقط عدد تغییر کرده، ولی کیفیت بحثها همان است.
چرا ما به یک همگرایی و جمعبندی در عرصه تصمیمگیری نمیرسیم؟ شما یک مورد را به من معرفی کنید که در طول ۴۰ سال گذشته گفته باشیم اشتباه است و دیگر آن کار را انجام نخواهیم داد.
یعنی ادبیات واحدی مرتبا تکرار میشود. این روند عجیب است؛ زمانی که برای مثال راجع به ارز و انرژی و خصوصیسازی صحبت میشود، یک سری بحثهای کلیشهای موافق و مخالف در میگیرد و این بحثها با گذر زمان هیچ تحولی را دنبال نمیکند.
من یکبار گفتم بعضیها هستند که ساعتشان در سال ۱۳۶۸ یخ زده و هر بحثی بخواهند بکنند، میروند از آن سال شروع میکنند انگار فرقی نمیکند در چه سالی زندگی میکنند. این در حالی است که مقولاتی مانند خصوصیسازی در یک مقطعی و از اوایل دهه ۹۰ میلادی، موجی بود که در دنیا راه افتاد و الان هم دیگر تمام شده، اما ما همچنان درگیر مباحث پایهای خصوصیسازی هستیم و پیشرفتی اتفاق نمیافتد.
همینطور است موضوع تعامل با دنیا. در گذشته، برخی کشورها با دنیا کار نمیکردند و در مقابل، کشورهایی هم وجود داشتند که با دیگر کشورها تعامل فعال داشتد. نوع تعامل هم گونههای مختلف داشت که با هم تفاوتهای بنیادی داشتند. اما امروز شرایط دیگر اینگونه نیست و نوعی همگرایی عمومی شکل گرفته و اینطور نیست که به بحثهای کلامی بپردازیم که با دنیا تعامل داشته باشیم یا خیر!؟ مشکل اصلی ما این است که همچنان روی مفاهیم کلیدی ماندهایم و درجا میزنیم و تصمیمی هم نمیتوان گرفت.
اینکه ما میگوییم افت کیفیت در سیاستگذاری اقتصادی داریم، در اینجا خود را نشان میدهد که برای مثال، شما به یک کارشناس اقتصادی بگویید گزارشی درباره افزایش صادرات تهیه کن. کارشناس سوال میکند افزایش صادرات به کدام کشور؟ آیا ما کشوری در دنیا سراغ داریم که بدون اینکه عضو پیمان تجاری مشخصی باشد، صادرات انجام دهد و یا اینکه خود کارآفرین باید بازار پیدا کند؟ درست مثل این میماند که شما یک خودرو خریدهاید، اما برای حرکت خودرو باید جاده یا خیابانی وجود داشته باشد شما که نمیتوانید با خودرویتان داخل پارکینگ دور بزنید! کارشناس در بخش سیاستگذاری سوالاتی مثل کارآفرین دارد. در حوزه صادرات میپرسد که ما قرار است «صادراتگرا» باشیم یا فقط «صادرکننده موردی»؟ کسی متاسفانه برای این سوال پاسخی ندارد. این کارشناس باز هم میپرسد اگر قرار است ما صادرکننده باشیم، نظام ارزیمان چگونه خواهد بود؟ خلاصه اینکه کارشناس فهرستی از سوالات را مطرح میکند که هیچکس را پیدا نمیکند پاسخی به آنها بدهد. البته ممکن است کسی به آن پاسخ دهد، اما پاسخ مدیری خواهد بود که فردا عوض میشود و مدیر دیگری به جای آن قرار میگیرد با رویکردی کاملا متفاوت. در نتیجه کارشناس، سرخورده و تبدیل به فردی میشود که میتواند گزارشهای موردی و بدون اینکه کاربردی و راهبردی باشد، تهیه کند. بر این اساس، همانطور که کارآفرین مبتکر وقتی پاسخ سوالات را نداشته باشد، نمیتواند رشد کند، کارشناس قوی هم نمیتواند مسیر را ادامه دهد؛ در نتیجه یا میماند و تبدیل به فردی ناکارآمد و منفعل میشود یا اینکه نمیماند و از دستگاه کارشناسی بیرون میآید.
اینکه ما با افت کیفیت سیاستگذاری اقتصادی مواجه هستیم، روند بلندمدت است و محدود به یک بازه مشخص لزوما نیست. پیشفرضهای اصلی به کارشناس و کارآفرین داده نشده تا بتوانند آیندهنگری موثر انجام دهد. به عنوان راهحلی برای این مشکل، از کارشناس خواسته میشود برای پاسخهای فرضی به سوالاتش، سناریوهای مختلف طراحی کند که این فقط مشغول کردن کارشناس است!
میخواهم نتیجه بگیرم که هرچند ما الان گرفتار فشار سنگین خارجی هستیم که برای اقتصاد کشور مشکل ایجاد کرده، اما مشکل اصلی ما، بیرونی نیست. مساله، خودمان هستیم. اصل مساله ما با خودمان است که نمیتوانیم تناقضات بین خواستههای متعالی و واقعیتهای روی زمین را کنار هم جمع کنیم. در حال حاضر سوال میشود که مصالحه یا مقابله؟ اصل مصالحه یا مقابله، داخلی است. در شرایط کنونی ابتدا باید خودمان بتوانیم با یکدیگر صحبت کنیم تا ببینیم به چه مدلی از ارتباط بیرونی یا اداره اقتصاد در داخل باید برسیم. ما که مسئولان نظام سیاسی کشورهای دیگر را انتخاب نمیکنیم، مردم خود آن کشورها آنها را انتخاب میکنند. ما هم باید خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم و یک روالی بگذاریم که اینقدر از تحولات سیاسی بیرونی تاثیر نپذیریم. بنابراین باید تکلیفمان را در رابطه با موضوعات و مسایل کلیدی روشن کنیم. زمانی که این اتفاق نیفتد، موضوع حکمرانی به سطح به فروش نفت و توزیع درآمدهای آن تنزل پیدا میکند.
در واقع دچار روزمرگی میشویم.
بله، حاصلش میشود عملکرد بلندمدت گذشته اقتصاد با یک رشد اقتصادی ۲ تا ۳ درصد و تورم حدود ۲۰ درصد.
با توجه به اینکه شما عنوان کردید روی مسایل اساسی اقتصاد به یک تصمیم واحد نرسیدیم، میتوان اینگونه برداشت کرد که تصمیم ایران در حوزه اقتصاد از ابتدا چندان روشن نبوده، چون تکلیف مفاهیم کلیدی هیچگاه روشن نشده است؟
بله، مواردی زیادی بوده که تکلیف را روشن نکردهایم و همینطور مثل استخوان لای زخم باقی مانده، موارد دیگری اگر بوده که تکلیف را مشخص کردهایم، به نفع اقتصاد نبوده است. در یک مقطعی در ۱۰ سال اول پیروزی انقلاب پاسخ خیلی از این سوالات روشن و مشخص بوده و همه هم به ضرر اقتصاد بوده است. فرض کنید سوال میشد بنگاهداری در اقتصاد چگونه باید باشد؟ میگفتیم دولتی باید باشد. تجارت خارجی چگونه باید باشد؟ میگفتیم دولتی باید باشد. سوال میشد قیمت محصول تولید شده توسط بنگاه اقتصادی را چه کسی تعیین میکند، میگفتیم دولت به عنوان تنها نهادی که مصلحت مصرفکننده را لحاظ میکند. درباره نحوه تعامل با دنیا میگفتیم قرار نیست تعاملی در کار باشد و ما باید همه نیازهای کشور را خودمان تولید کنیم. پس در یک مقطعی پاسخ این سوالات روشن اما مضر بوده است. از یک زمانی به بعد رشد منفی اقتصاد، سرمایهگذاری پایین، تورم بالا و شرایط نابهسامان اقتصادی را شاهد بودیم. از آن زمان تاکنون همینطور در الفاظ کلی گرفتار شدهایم. از اینجا شاهد بودیم که سر هر مسالهای یک علامت سوال وجود دارد.
شما ببینید، در حال حاضر همه میگویند ارز ۴۲۰۰ تومانی اشکال داشت. امروز هر چند کسی نمیگوید ارز ۴۲۰۰ تومانی خوب است، اما در مورد اینکه بعد از این تجربه سنگین اتفاقنظری در مورد اینکه نظام ارزی درست در این شرایط خاص چیست و بهتر بود در فرودین سال گذشته به جای آن تصمیم چه تصمیمی گرفته میشد، هیچگونه یادگیری مشاهده نمیکنید. همه کلی و به اصطلاح گرد صحبت میکنند. ما که یک مقداری با صراحت درباره این قبیل موضوعات صحبت میکنیم، مقابل ما میایستند و یا میگویند پیرو مکتب خاصی در حوزه اقتصاد هستید.
کشورهایی در دنیا وجود دارند که در زمینه مسایل اقتصادی هیچ ابهامی ندارند و پاسخها نیز قطعی و روشن است. این در حالی است که بعضی از این کشورها حتی قانون اساسی هم ندارند چه رسد به حجم انبوه اسناد سیاستگذاری! اما آنها موفق شدهاند در حوزههای راهبردی یک اتفاق نظر بوجود آورند. در حالی که کشور ما با انباشت اسناد بالادستی سیاستگذاری مواجه است. به طور قطع در هیچکجای دنیا به اندازه ایران اسناد سیاستگذاری وجود ندارد و در هیچکجا هم به اندازه ایران ابهام و سردرگمی وجود ندارد. پس یک جای کار اشکال دارد. یعنی یا اسناد ما پاسخ سوالات را ندادهاند یا در نگاشت اسناد با خودمان و دیگران تعارف داشته ایم.
من مثالی برای شما بزنم. دولتها همواره تمایل دارند که دستشان روی قیمتگذاری باز باشد تا اگر کالایی گران شد، بتوانند بدون محدودیت به سراغش بروند و برخورد کنند. در سالهای ۷۶ و ۷۷، من میگفتم لیست بلندبالایی از کالا و خدمات وجود دارد که مردم در زندگیشان استفاده میکنند و بنگاههایی هم این کالاها را تولید میکنند. شما بیایید بگویید مثلا این ۲۰ قلم کالا یا هر تعداد معینی را قیمتگذاری میکنیم و اعلام کنید که با بقیه کاری نداریم. این در واقع به معنی آن است که به اصطلاح عفو عمومی برای تعدادی از بنگاههای اقتصادی اعلام کنید و بگویید خودتان مسئول کار خودتان هستید. اگر بد کار کردید، ورشکست میشوید، اگر هم خوب کار کردید، ثروتمند میشوید. تا به امروز ما چنین لیستی را نتوانستهایم داشته باشیم و اینکه یک دولتی بگوید در فلان کالاها آزادی عمل وجود دارد؛ مگر اینکه انحصار وجود داشته باشد همچنان بلاتکلیف است. پس ما هیچ صراحتی در دادن پاسخ به سوالات کلیدی و مهم در زمینه اقتصاد نداشتهایم؛ تنها مورد اسثنا پاسخهایی بوده که به ضرر اقتصاد بوده است. پاسخ سوالات را من به عنوان کارشناس بدهم، یک مکتب اقتصادی میشود، اما پاسخ سوالات را سیاستمدار که بدهد، تصمیم کشور میشود.
همانطور که در ابتدای صحبت گفتم، سیاستمدار در همه جای دنیا پاسخ سوالات را میدهد. نه اینکه سخنرانی کند، بلکه تکلیف را روشن میکند. اما ما همه چیز را گرد میکنیم. برای مثال میگوییم نظام ارزی کشور شناور مدیریت شده است. هر زمان که قیمتها رها شده و از دست در میرود، میگوییم الان شناور است. هر زمان که میخواهیم وارد فرآیند کنترل و قیمتگذاریهای اداری شویم، میگوییم الان داریم مدیریت میکنیم! یعنی واژهها را بهگونهای استفاده کردهایم که همه شرایطی را بتواند توجیه کند. یعنی دست خودمان را باز نگه میداریم.
سیستم تصمیمگیری کشور، عرض و طول بسیاری دارد؛ به نحوی که تمام نظرات داخل آن قرار دارد. در سیستم تصمیمگیری ما، هم افراد موثری هستند که قایل به تعامل خیلی زیاد با دنیا هستند و هم افراد بسیار موثری حضور دارند که میگویند کار کردن با دنیا سم است. این دو گروه با یکدیگر و درکنار هم قرار است چه مسالهای را حل کنند!؟ یا اینکه برای مثال، در مورد یارانهها یک گروه میگوید رقمی که میدهیم، کم است. یک گروه هم میگوید پرداخت یارانهها را باید بسیار محدود کنیم. در نهایت چه میشود!؟ وجود این تعارضات با این میزان فاصله از یکدیگر، به معنی آن است که ما برای موضوعات مهم پاسخ نداریم و بعد یک سوپرمارکت از افکار مختلف در زمینههای راهبردی وجود دارد. توجه داشته باشید که یک وقتی این تنوع و تضاد دیدگاه در سطح کوچه و خیابان و جامعه وجود دارد که ممکن است بگوییم تا اندازهای طبیعی است، اما ما اینجا داریم راجع به تصمیمگیرندگان صحبت میکنیم.
با این طیف گسترده نظرات چگونه میشود یک سیاست مشخص بلندمدت اقتصادی را در کشور پیاده کرد؟
معلوم است که نمیشود. در هیچ کجای دنیا مسئولان کشورها تا این حد سخنرانی نمیکنند. جای مسئولان پشت میز تصمیمگیری و دادن پاسخهای مشخص و تفسیرناپذیر به سوالات راهبردی است. پاسخ سوالات که داده شد، تازه میشود سراغ حل مشکل رفت. شما فرض کنید یک عدهای روی کار بیایند و روی بخش خصوصی و تعامل با دنیا تاکید داشته باشند. در این صورت حتما تعداد موثر دیگری هستند که اینها را مهار کنند و نگذارند به نتیجه برسند. اگر عدهای هم روی کار بیایند که قایل به سیستم دولتی و بگیر و ببند باشند، باز هم عدهای دیگر در نظام تصمیمگیری هستند که اینها را کنترل کنند. نتیجه این میشود که هر گروهی معتقد است که خواستههایش امکان تحقق پیدا نمیکند.
من همیشه گفتهام که ما یک کشور استثنایی در دنیا هستیم که تمام مقامات آن منتقد شرایط هستند و با هر کس که صحبت میکنید، یک عالمه دردل دارد از اینکه چیزهایی که اجرا میشود غیر آنی است که باید باشد!
بر این اساس است که میگویم واژگان و ادبیات سیاستگذاری در کشور تغییر نمیکند.
ما به دورههای مختلف سیاستگذاری انتقادهای کارشناسی بسیاری داشتهایم، اما جمعبندی رسمی از عملکرد سیاستگذاری وجود ندارد. در حالی که مهم جمعبندی رسمی است. مثلا ما یک دورهای داشتهایم که وفور درآمدهای نفتی بوده، همه را خرج کردهایم، اما تاثیر خرج کردن این همه منابع خدادای، اشتغال صفر بوده است. آیا از این پدیده شما یک یادگیری جمعبندی شده در نظام تصمیمگیری مشاهده کردهاید که محکم بگوییم مردم اگر این بار قیمت نفت جهش کرد و دوباره همان وفور نفتی اتفاق افتاد، ما مطمئنا آن سیاستها را دنبال نخواهیم کرد؟ من که چنین سندی را مشاهده نکردهام. در بقیه مسایل نیز اینگونه هستیم. در کشور ما همه گزینههای تصمیمگیری راهبردی اقتصادی متعارض، همیشه روی میز است. یعنی ما درسآموزی رسمی نداریم و به همین دلیل یک شاگرد شیطان مدرسه میشویم.
با توجه به چنین شرایطی، به نظر میرسد ما دچار یک جنگ خودساختهای در حوزه داخلی اقتصاد شدهایم. تصور میکنید با توجه به چنین شرایطی، امکان مواجهه با جنگ اقتصادی دنیا وجود دارد؟
ببینید، ما همیشه باید نگاهمان این باشد که چه پیشنهادها و فرصتهایی را میتوانیم معرفی کنیم تا برای کشور راهگشا باشد. به نظر من، با وجود اینکه در شرایط سختی قرار گرفتهایم، اما تازه دو سه سال است که رسما گفته میشود که اقتصاد مهم است. اینکه اقتصاد مهم است، یک تذکر است، ولی نکته اینجاست که چه چیزی در اقتصاد مهم است.
اگر ۴۰ سال گذشته را نگاه کنید، به قیمتهای امروز تقریبا هر سال حدود ۷۵ میلیارد دلار درآمد ارزی داشتهایم که حدود ۵۵ میلیارد دلار آن بهطور مستقیم مربوط به درآمدهای نفتی و حدود ۲۰ میلیارد دلار نیز باز هم به طور غیرمستقیم مربوط به نفت بوده است. در واقع ما نفتی داشتیم که استخراج و صادر میکردیم و با درآمد آن کشور اداره میشده است. من همیشه میگویم حدود ۷۵ میلیارد دلار درآمد ارزی به کشور میآمده و مثل آبی بوده که به سر مزرعه میرفته و گیاهان رشد میکردند. آنچه امروز اتفاق افتاده، این است که این درآمد ۷۵ میلیارد دلاری کم شده و به عددهای خیلی پایینی رسیده است. در این وضعیت، یا ما در جایی قرار گرفتهایم که این شرایط را همینطور به زندگی مردم منتقل میکنیم که نتیجه آن در نهایت فقر گسترده میشود یا اینکه شروع به درسآموزی رسمی میکنیم. یعنی اشتباههای گذشته را پیدا میکنیم.
سیگنالها به شما چه نشان میدهد؟
الان چنین سیاقی نداریم و من هم انتظار ندارم که خیلی زود این اتفاق بیفتد.
اما درسآموزی دیر هم اتفاق بیفتد، فرصتی است که از دست میرود.
بله، ما نمیدانیم چقدر باید هزینه دهیم تا اینکه این شرایط پیش آید یا خیر. من یک زمانی میگفتم اگر ما نفت نداشتیم، نمیدانم افغانستان میشدیم یا ترکیه. این دو کشور هردو نفت ندارند. هم وظیفه ما به عنوان کارشناس و هم وظیفه شما به عنوان رسانه است که چنین موضوعی را امروز مطرح کند. به نظر من طرح مساله با مردم و پرداختن به این موضوع که «چرا به اینجا رسیدهایم» باید تبدیل به سوال اصلی شود. چرا الان کسی نیست که از وضع موجود دفاع کند؟ ما اگر سر همه چیز اختلافنظر داشته باشیم، اما سر این موضوع اتفاقنظر داریم که وضع موجود، وضعی نبود که میخواستیم.
البته یک کلید واژههایی وجود دارد که همینطور مانده است. منظور من این است که یک گفتوگوی کارشناسی باید به راه بیفتد که ما قرار نبود چنین وضعیت اقتصادی داشته باشیم. چرا این اتفاق افتاده و کجا اشتباه کردهایم؟ چقدر از اشکالات در حوزه سیاست و چقدر در حوزه سیاستگذاری است؟ اشکالات حوزه سیاست و سیاستگذاری چیست؟ و از کجا باید برای اصلاح شروع کنیم؟
به نظر نمیرسد در شرایط کنونی در یک بازه زمانی کوتاه، تحول عمدهای در منابع داشته باشیم، بنابراین آنچه امروز میتواند به بهبود وضعیت کشور کمک کند یا به کمتر آسیبدیدن اقتصاد کشور کمک خواهد کرد، ارتقای کیفیت تصمیمگیری است. قبلا این بوده که نفت فروخته میشده و درآمد آن خرج میشده و به موازات آن، جلسات تصمیمگیری هم تشکیل میشده است. اما این درآمد نفت دیگر وجود ندارد یا خیلی کم شده است. بنابراین عملکرد اقتصاد کشور مهم است که یا به سمت فقر گسترده برویم یا اینکه اصلاحاتی صورت گیرد. فرض کنید، در یک جادهای رانندگی میکنید و متوجه میشوید راه را اشتباه رفتهاید. طبیعتا باید مسیر اشتباه را برگردید تا به مسیر درست جاده برسید. اصلاح یعنی اینکه برمیگردید و به جاده درست میروید. بنابراین لازمه اصلاح این است که قبول کنیم یک جاهایی اشتباه رفتهایم.
نکتهای که من میخواهم بگویم، این است که عملکرد اقتصاد ما قابل دفاع نیست. ۱۰، ۲۰ سال پیش هم چنین بوده است، اما این سوال، امروز مخاطب پیدا میکند، زیرا آن زمان پول نفت وجود داشته است، اما الان کفگیر به ته دیگ خورده است. ما طی چند مرحله باید به این سوال برسیم. سوال مقدماتی این است که با توجه به واقعیتهایی که با آن مواجه هستیم، چه سناریوهایی پیش پای اقتصاد ما قرار دارد؟ ما احتمالا در چه شرایط و موقعیتی قرار خواهیم گرفت و در چه موقعیت و شرایط دیگری غیر از آن میتوانیم قرار گیریم؟ الان لنگر اصلی ساختن تصویر چند سال آینده خیلی روی دوش تصمیمگیرندگان است. قبلا با نفت این لنگر بالا و پایین میشده، اما هماکنون به دلیل اینکه نفت دیگر نمیتواند حداقل موقتا نقش ایفا کند، سیستم تصمیمگیری در تصویر چند سال آینده نقش بسیار مهمی دارد. بنابراین ما باید بتوانیم تبیین کنیم که تصمیمگیرنده خودش به تنهایی و بدون نفت چه انتخابهایی میتواند داشته باشد و اگر انتخاب سیستم تصمیمگیری، همین شکل موجود باشد، چه اتفاقی میافتد.
به نظر میرسد در حال حاضر در یک دوراهی تعیینکنندهای قرار گرفتهایم که یک سر آن، فقر خیلی زیاد است. این فقر گسترده را مردم به راحتی هضم نمیکنند، چون همیشه مردم از یک سطحی از رفاه برخوردار بوده اند. فضای مجازی نیز در کشور قوی است. عاملی که مسیر کاهش سریع سطح رفاه را از مسیر رو به بهبود آن متمایز میکند تنها بوسیله نحوه تنظیم مناسبات خارجی تعیین نمیشود بلکه عمدتا به نحوه تنظیم مناسبات داخلی و میان خودمان از نظر رویکردهای کارشناسی و مدیریتی مربوط میشود.
شاید بد نباشد که بگوییم همه منتقد وضع موجود هستیم، اما باید راجع به ۵ سال دیگر صحبت کنیم و مسئولیت ۵ سال دیگر را برعهده بگیریم و اینکه چه مسیر کارشناسیای وجود دارد. علم به اندازه کافی ابزار در اختیار ما قرار داده که بگوییم برای مثال در ۵ سال آینده وضع اقتصاد کشور حدودا چه خواهد شد. در حال حاضر به راحتی این ابزارها با استحکام علمی مناسب و به اندازه کافی بومی، در دسترس است. اگر آن تصویر دلچسب نیست و نابسامانیهایی وجود دارد، نقطه مثبت ما میتواند این باشد که آن شرایط هنوز اتفاق نیفتاده است. یعنی باید اصلاحات صورت گیرد. اینکه از تصمیم سخت و تصمیم بد صحبت میکنم، بین این دو باید یکی را انتخاب کنیم. تصمیم بد، یک تصمیم شیرین است و تصمیم سخت، یک تصمیم تلخ. بنابراین وقتی بر سر این دو راهی قرار میگیریم، فرمان تصمیمگیرنده به طور طبیعی به سمت تصمیم بد میرود و این مشکل اصلی است.
به نوعی رفتارهای پوپولیستی ما را به اینجا میرساند.
بله، به دلیل اینکه میخواهیم مردم راضی باشند. ما وقتی بخواهیم با مردم صحبت کنیم، باید از یک اعتمادی برخوردار باشیم که درباره تصمیم سخت صحبت کنیم.
چه شد که از دولت بیرون آمدید؟ به هرحال در دورهای که شاید نیاز به حضور و مشاورهتان بوده است.
بخش زیادی از مطالبی را که گفتم پاسخ همین سوال بود.

مرحوم ریال هم پر کشید
پس از کش و قوسهای فراوان، بالاخره هیئت دولت، لایحه پیشنهادی بانک مرکزی درباره تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را تصویب کرد.
به گزارش ثریا پس از کش و قوسهای فراوان، بالاخره هیئت دولت، لایحه پیشنهادی بانک مرکزی درباره تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را تصویب کرد. موضوعی که سوژه انتشار کارتونی از شهاب جعفرنژاد در صفحه اینستاگرامیاش شد.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
حذف ۴ صفر حتی هزینه چاپ اسکناس را هم کاهش نمیدهد
یک کارشناس اقتصادی با بیان این که برخی می گویند حذف ۴ صفر از پول ملی هزینه چاپ اسکناس را کاهش می دهد گفت: این درست نیست، چون صفرها که هزینهای در چاپ اسکناس ندارد.
ابوالقاسم حکیمیپور اقتصاددان در برنامه تیتر امشب گفت:حذف 4 صفر از دیرباز مطرح بوده است و جدیدا از طرف بانک مرکزی به دولت ارائه شد و در حال حاضر تورم لجام گسیخته در کشور وجود دارد و باید دید آیا این کار در تورم تاثیر خواهد گذاشت یا خیر؟ چون در کشور ما نرخ اقلام سوختی بین 3 تا 4 و نیم درصد در سال بر افزایش تورم تاثیر گذار است همچنین نوسانات شدید نرخ ارز در تورم اثر گذار است بنابراین حذف 4 صفر از پول ملی اولویتی برای اقتصادی کشور مانیست.
وی افزود: اولویت اقتصادی کشور ما در شرایط فعلی تورم و تولید ملی است و همه اولویتها باید به تولید ملی اختصاص داشته باشد بنابراین در این شرایط اقتصادی و تحریم تعجب آور است که اولویت را بر حذف 4 صفر قرار داده اند.
وی تصریح کرد: اگر 10 هزار ریال را یک تومان در نظر بگیریم شاید از نظر حسابداری سیستم بانکی فقط هزینههای چاپ اسکناس را کم خواهد کرد، ولی آیا این هزینهها جزء اولویتهای اقتصاد اول کشور است؟
حکیمی پور افزود: تمرکز 84 کشور توسعه یافته بر نظام مالیاتی و نرخ سود بانکی بوده که بسیار در تحولات کشورشان تاثیر گذار بوده است و اگر مشکل اقتصادی نداشتیم، رکود و تورم نبود میتوانستیم حذف 4 صفر را در اولویت قرار دهیم، اما در شرایط فعلی این کار در آداب و رسوم متداول و فرهنگ اقتصادی فعلی مردم تاثیر زیادی خواهد گذاشت و از نظر فرهنگ سازی نیز زمان بر خواهد بود.
وی گفت: این کار موجب سردرگمی و بدبینی مردم جامعه خواهد شد بنابراین برای برنامههای اقتصادی نیاز به اعتماد عمومی مردم نیز هست.
حکیمی پور افزود: جای تاسف دارد که بانک مرکزی و وزارت اقتصادی که طرح را ارائه داده اند از این طرح دفاعی نکرده اند.
وی تصریح کرد: در هر اقتصادی وقتی چالشهایی ایجاد میشود باید اولویتهایی قرار داد بنابراین در شرایط فعلی اعضای کمیسیون اقتصادی به شرایط جامعه و اولویتهای اقتصادی نیز توجه داشته باشند.
حکیمی پور افزود: توقع ما از مجلس این است که همراه با دولت ابتدا مشکلات اصلی مردم از جمله اشتغال و معیشت را در اولویت قرار دهند.
وی گفت: تجربه ترکیه در این باره به دلیل متفاوت بودن ساختار سیاسی و نظام حکومتی با ما فرق میکند.
حکیمی پور افزود: اصلاح ساختار نظام بانکی نیز سالهاست مطرح است و تنها کاری که انجام شده فقط تغییر رئیس کل بانک مرکزی بوده است.
حسین درودیان کارشناس مسائل اقتصادی دیگر مهمان برنامه درباره حذف 4 صفر از پول ملی گفت: فارغ از اولویت در ابتدا باید به هدف و آورده این کار توجه کنیم.
وی افزود: فلسفه اصلی حذف صفر در سهولت و آسانی محاسبه است. یکی از فواید نیز صرفه جویی در چاپ اسکناس است، ولی این درست نیست، چون صفرها که هزینهای در چاپ اسکناس ندارد.
درودیان تصریح کرد: در کشورهای دیگر وقتی تورم کم میشود یا دورههای تورمی به پایان میرسد حذف صفر از پول ملی انجام میشود، اما در کشور ما که تورم هنوز وجود دارد نمیتوان با یک عامل روانی تورم را از بین برد.
وی افزود: این کار تغییر و گشایشی در اقتصاد کشور ایجاد نخواهد کرد و سیاست اقتصادی هم نیست در حقیقت این کار درحد و اندازه لایحه هم نیست.
درودیان گفت: طراحان این امر نیز میدانند این مسئله (حذف 4 صفر) از جمله مسائل کلیدی کشور نیست و در شرایط تورم فعلی کشور باید فشاری که به اقشار ضعیف جامعه وارد میشود را در نظر بگیریم.
وی افزود: تدابیر دوره گذار با تدابیر دوره تثبیت متفاوت است و در شرایط فعلی حتی طراحیهایی که برای دوره تثبیت میتواند خوب باشد بدین معنی است که تدابیری که اولویت نیست جای بایستهها و اولویت دار را خواهد گرفت.
درودیان گفت: در هیچ جای دنیا هیچ تحولی و تغییرات مهم با جبر قانون بوجود نیامده است بنابراین اگر دولت اراده کاری را نداشته باشد با الزام قانونی نمیتوان او را وادرا به کاری کرد.
وی افزود: در کشور ما مواجه با فقر حرکتی هستیم بنابراین حذف 4 صفر زاییده اینچنین ذغدغه هاست.
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
قیمت اجناس بعد از حذف چهار صفر از پول ملی
در این حالت قیمت کالاهایی همچون نان و بنزین به یک تومان تغییر میکند و برای خرید یک کیلوگرم گوشت قرمز باید ۱۰۰ تومان پرداخت کرد.
در صورت اجرایی شدن مصوبه اخیر هیات دولت مبنی حذف چهار صفر از پول ملی، قیمت انواع کالا و خدمات براساس واحد پولی جدید محاسبه خواهد شد. در این حالت قیمت کالاهایی همچون نان و بنزین به یک تومان تغییر میکند و برای خرید یک کیلوگرم گوشت قرمز باید ۱۰۰ تومان پرداخت کرد.
به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، روز گذشته (چهارشنبه) علی ربیعی - سخنگوی دولت - از تصویب کلیات لایحه حذف چهار صفر از پول ملی در جلسه چهارشنبه هیات دولت خبر داد و گفت: جزئیات این لایحه در جلسات آتی دولت بررسی میشود و سعی میکنیم لایحه را با دوفوریت به مجلس ارسال کنیم.
در صورت تصویب نهایی و اجرایی شدن این مصوبه و در نتیجه حذف چهار صفر از پول ملی، قیمت انواع کالا و خدمات با واحد پولی جدید محاسبه خواهد شد.
در جدول زیر به صورت فرضی قیمت فعلی برخی کالاها و خدمات اساسی در حالت حذف چهار صفر از پول ملی؛ محاسبه شده است:
در این حالت قیمت کالاهایی همچون نان و بنزین به یک تومان تغییر میکند و برای خرید یک کیلوگرم گوشت قرمز باید ۱۰۰ تومان پرداخت کرد.
با اجرایی شدن این مصوبه، حداقل حقوق کارگران ۱۵۰۰ تومان و حداقل حقوق کارمندان نیز ۱۷۰۰ تومان خواهد بود.

برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
بعد از حذف چهار صفر از پول ملی
باید منتظر چه آثاری باشیم؟
حذف چهار صفر از واحد پول ملی (نه صرفا در ایران بلکه در هر اقتصاد مشابه) به هیچ وجه در شرایط تورمی به تغییر پارامترهای کلان اقتصادی منجر نخواهد شد. در حقیقت در این مقطع زمانی که سرعت تورم فزاینده کشور کنترل نشده و انتظارات تورمی آتی نیز کاهش نیافته است پیشنهاد دهندگان این طرح صرفا مایلند با استفاده از این بازی ریاضی، بر فضای ذهنی عموم جامعه در کوتاه مدت مسلط شوند تا بخشی از نارضایتی های اقتصادی موجود به دلیل کاهش قدرت مقایسه برای توده ی مردم به سطح کمتری تقلیل یابد.
مزایای استفاده از این تکنیک در شرایطی که پارامترهای کلان اقتصادی حامی اجرای این طرح باشند عبارت است از:
▪️کاهش حجم اسکناس
▪️نقل و انتقال ساده تر پول
▪️کاهش هزینه ی چاپ (Issuing & Destroying) پول
▪️ساده سازی محاسبات تجاری و مالی
▪️تقویت پول ملی در مقابل سایر ارزهای خارجی
▪️تاثیر مثبت روانی بر فضای ذهنی آحاد مردم
▪️احتمال داشتن سکه های جدید ارزشمند تر
معایب حذف صفر از پول ملی خصوصا در شرایط نا به هنگام و مدیریت نشده به قرار زیر مرتب می شوند:
🔸 حذف صفر منجر به تشدید رفتار تورمی در قیمت هایی خواهد شد که بعد از اعمال این روش دیگر معنا دار نخواهند بود به طور مثال در داد و ستد های روزانه بسیاری از پول های خرد کنونی دیگر معنادار نخواهند بود که در نتیجه میل رند شدن رو به بالا خواهند یافت یا در مثالی دیگر ارزش سهامی که در بازار بورس اوراق بهادار تهران در حال حاضر زیر 10 هزار ریال ارزش دارند به جهت میل به نزدیک ترین واحد پول رسمی جدید کشور دچار تَورّش خواهند شد.
🔸تاثیر روانی منفی بر کاهش ریاضی دستمزد ها
🔸باعث بالا رفتن احتمال خروج سرمایه های بیشتر از کشور و انتظار سرمایه گذاران برای سپری شدن حالت گذارای (Transient State) ناشی از دستور حذف صفر می گردد به طوری که بیشتر ایشان مایل به انتخاب پوزیشن Wait & See خواهند بود.
🔸زمانی که شرایط اجرای این تصمیم فراهم نباشد احتمال بازگشت صفرهای حذف شده کاملا وجود خواهد داشت.
🔸هزینه ی چاپ و نشر انواع اسکناس و سکه های جدید افزایش خواهد یافت
🔸در کوتاه مدت مشکل درک قیمت های جدید و گیجی عمومی در مواجهه با قیمت ها وجود خواهد داشت
🔸احتمال کاهش صادرات ناشی از تقویت (حتی ظاهری) ارزش پول ملی افزایش خواهد یافت
به طور خلاصه هرگاه دستور حذف چند صفر از واحد پول ملی بدون حمایتِ زیر ساخت های اقتصادی و به صورت ناگهانی صادر شود، تاثیر بسیار ناخوشایندی بر قدرت خرید مردم (People's Power Purchase) خواهد گذاشت.
برای مطالعه مطالب اقتصادی ما را در کانال تلگرامی همراهی فرمایید :
#تحلیلهای اقتصادی : #احمدعاقلی👇👇
agheliahmad@
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
تاریخچه حذف صفر از پول در جهان
از سال ۱۹۶۰ تاکنون، در ۷۱ مورد دولت های در حال توسعه، مجبور به حذف چندین صفر از پول ملی خود شدهاند. طی این مدت ۱۹ کشور یک بار اقدام به حذف صفر کرده و ۱۰ کشور نیز ۲ بار این سیاست را اجرا کردهاند. آرژانتین، یوگسلاویِ سابق و برزیل نیز هر کدام به ترتیب با 4، 5 و 6 بار اجرای سیاست حذف صفر، رکوردی ماندگار برجای گذاشتند.
برزیل از حیث تعداد دفعات حذف صفر در جهان رتبه نخست را داراست. از سال ۱۹۳۰ تاکنون طی ۶ مرحله ۱۸ صفر از پول ملی برزیل حذف شده است و ۸ بار نیز نام واحد پولی این کشور تغییر پیدا کرده که از این حیث رکوددار تغیرات پول ملی در دنیا است.
حذف صفر از واحد پولی کشورها، نخستین بار در آلمان و پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، این کشور زیر فشار اقتصادی ناشی از جنگ جهانی دوم و خسارت های برجای مانده از آن، دچار تورمی شدید شد که سیاستگذاران اقتصادی آلمان را وادار به حذف صفرها از مارک کرد.
تجربه ترکیه که یک کشور اروپایی با بستری جهان سومی است اینگونه رقم خورد که به یکباره 6 صفر از پول این کشور در سال ۲۰۰۵ میلادی حذف شد. تورم در ترکیه از ابتدای دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و با شتاب به پیش رفت. هر دلار آمریکا در سال ۱۹۸۸ هزار و 422 لیر قدیم ترکیه بود که در سال ۲۰۰۳ به بیش از 5.1 میلیون لیر قدیم رسید.
طبق گزارشهای موجود در سال های آغازین قرن بیست و یکم میلادی مردم ترکیه برای خرید یک قرص نان باید چند میلیون لیر ترکیه هزینه میکردند. نهایتا در ژانویه 2005 با حذف 6 صفر از پول ملی، لیر جدید جایگزین لیر قدیم شد.
چگونه ترکیه در حذف 6 صفر از پول ملی موفق عمل کرد؟
کارشناسان اقتصادی صندوق بین الملل پول، دلیل تاثیرگذار بودن سیاست حذف صفر از واحد پولی ترکیه را اصلاح اقتصاد این کشور در مهار تورم میدانند. در گزارش این صندوق آمده است، پیش از اینکه صفرها از پول ترکیه حذف شود این کشور موفق شده بود تورم را به کلی مهار کند و نرخ آن را به ارقام یک رقمی تقلیل دهد. در این شرایط اصلاح بازار پول نیز به کمک اقتصاد آمد تا زمینه ساز رشد اقتصاد شود.
در ماه جولای سال 2005 نیز رومانی با حذف چهار صفر، واحد پول جدید خود موسوم به "لیو" را معرفی کرد. آخرین نمونه در این زمینه به زیمبابوه مربوط می شود که طی آن دولت این کشور ۱۰ صفر را از پول ملی این کشور حذف کرد و به همین خاطر رکوددار تعداد صفرهای حذف شده از پول ملی در سطح بین المللی است.
هلند نیز نمونه موفق دیگری از تجربه حذف صفر از پول ملی بود. بیماری هلندی اکنون واژهای آشنا در ادبیات اقتصادی این کشور است. ورود منابع درآمدی غیر منتظره از محل استخراج گاز، اقتصاد هلند را با تورمی پیش بینی نشده در دهه ۶۰ میلادی روبرو کرد که از مرز 100 درصد گذشت. با این اتفاقات بلافاصله دولت با اعمال سیاست شدید انقباضی در دیپلماسی پولی توانست حجم پول را کنترل کرده و به همراه آن چهار صفر از اسکناسهای این کشور حذف شد.
سابقه پیشنهاد حذف صفر از پول ایران
اگر چه تا به امروز حذف صفر از پول ملی هیچوقت اجرایی نشده است لیکن سابقه ایده حذف صفر از پول ملی کشور یعنی ریال به دهه 70 بر میگردد. موضوع حذف صفر از پول ملی، در سال ۷۲ در دستور کار اداره بررسی های اقتصادی بانک مرکزی قرار گرفت اما برخی مسئولان با این اقدام موافق نبودند و بررسی های لازم متوقف شد.
دلیل مطرح شدن حذف صفر در این دوره، تورم بالایی بود که به دلیل برنامه آزاد سازی اقتصادی و شوک های نفتی حاصل از پایان جنگ و سرازیر شدن دلارهای نفتی به اقتصاد ایران در دولت پنجم و ششم ایجاد شده بود.
پس از مسکوت ماندن طرح حذف صفر از پول ملی در دولت هفتم و هشتم، این طرح مجددا در دولت نهم و دهم جدی تر پیگیری شد. در این دولت، حذف چهار صفر از پول ملی با توجه به کاهش شدید ارزش ریال در مقابل ارزهای دیگر پس از بررسیهای کارشناسی صندوق بینالمللی پول و مشورت با برخی از کشورها مانند ترکیه که تجربه حذف 6 صفر را داشتند به تصویب هیئت وزیران رسید، اما بنا بر دلایلی غیر شفاف هیچگاه این لایحه برای اعلام نظر مجلس، از پاستور به بهارستان نرفت./ معیار
برای مطالعه مطالب اقتصادی ما را در کانال تلگرامی همراهی فرمایید :
#تحلیلهای اقتصادی : #احمدعاقلی👇👇
agheliahmad@
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی

حمایت اروپاییها از نابغه آذربایجانی در غیاب توجه فدراسیون فوتبال ایران!
طرح علمی جوان خوش فکر تبریزی «سیروس پالدی» که به اسم لیزر پالدی Paledi system نامگذاری شده است نقاط دقیق خطا و سایر موارد مربوط به بازی های فوتبال را با لیزر روی چمن نشان می دهد.
این جوان نابغه آذربایجانی علیرغم دعوت فدراسیون فوتبال کشور، به خاطر تعصبش به شهر تبریز این سیستم را با حضور ورزشکاران آذربایجانی اجرا و تست کرد تا اولین بار این اختراع به اسم شهر تبریز ثبت گردد.
سیروس پالدی مخترع جوان تبریزی در گفت وگو با «تبریزمن» از جدیدترین اختراع خود که در زمینه برگزاری مسابقات ورزشی است سخن به میان آورد و گفت: بازی فوتبال بین تیم های نفت تهران و تراکتور سازی تبریز در سال های گذشته و حاشیه های داوری که در این بازی به وقوع پیوست انگیزه اولیه برای ایجاد «سیستم هوشمند داوری مسابقات ورزشی» با نام اختصاری «پالدی سیستم» را به من داد لذا برای بهبود کیفیت داوری مسابقات ورزشی مخصوصا فوتبال، این سیستم مکانیزمی دارد که با مشخص کردن خطاها توسط لیزر به یاری داوران این رشته مهیج ورزشی خواهد آمد.
جالب اینکه «باکسل آرنا» جزو اولین استادیوم هایی خواهد بود که «پالدی سیستم» در آن نصب و اجرا خواهد شد، اما متاسفانه فدراسیون فوتبال ایران همچنان در گیر و پیچ های تاسف بار خود کلنجار می رود!
این جوان آذربایجانی با فدراسیون های فوتبال آمریکا، ترکیه، قطر، استرالیا، مکزیک، آلمان و آذربایجان در حال مذاکره است اما صدافسوس که هیچگونه توجهی از سوی مسئولان کشورمان به عمل نمی آید!
پالدی ادامه داد: همانطور که می دانید از ایده تا اجرای یک تخیل خاص، کار بسیار سختی است آن هم با شرایط و امکانات ایران… نقشه کشی، نوشتن توضیحات تخیل، توجیه متخصصین، نمونه سازی ها، تست ها، رفع اشکالات، معرفی، تجاری سازی و… همگی کارهای زمانبر، طاقت فرسا و هزینه بری هستند… اما با کمک یک شرکت معتبر در کشور آلمان تمام این مسیرها را طی کردیم و بعد از اجرای موفقیت آمیز در استادیوم ۷۰هزار نفری تبریز، موضوع را به مجامع بین المللی اجرایی رساندیم، البته با هزینه های شخصی و بدون کمکی از فدراسیون های ورزشی ایران !!
او افزود: موضوع برای کمیته داوران فیفا جالب توجه بوده و به گفته خودشان فوتبال جهان جز قبول این سیستم چاره دیگری ندارد، اما همانطور که می دانید قوانین فوتبال از بدو تشکیل به شکل امروزی در کمیته ای تخصصی با نام اختصاری IFAB با دخالت مستقیم کشورهای انگلیس، اسکاتلند، ولز و فیفا تدوین و به صورت مرتب اجرا و نظارت می شود و پالدی سیستم امروز به مرحله قانونگذاری رسیده است که در حال طی مراحل آن می باشد.
وی با ذکر این نکته که وزارت ورزش از جیب همه ما ایرانی ها هزینه های میلیاردی برای تیم هایی می کند که باعث سرخوردگی مردم و نفرت در جامعه می شود، اضافه کرد: اما ما که با حداقل امکانات در سطح اول مسابقات جهانی برای کشورمان مدال طلا کسب می کنیم یا همین که پای مذاکره و تثبیت اختراع ایرانی در چندین مرجع ورزشی مهم و بین المللی دنیا می نشینیم، هیچگونه حمایتی صورت نمی گیرد!
پالدی در خصوص استفاده از این سیستم در رقابت های بین المللی نیز توضیح داد: در جام جهانی قطر در سال ۲۰۲۲ و شاید هم زودتر شاهد اجرای پالدی سیستم در مسابقات فوتبال خواهیم بود زیرا بسیاری از کشورها با ما صحبت هایی داشته اند، اما تاکید ما بر معرفی سیستم از تبریز و ایران به دنیاست و اگر این امر در کشورمان اتفاق نیفتد اولویت بعدی ما کشورهای آذربایجان و ترکیه می باشد، به طوری که تاکنون کشورهای آمریکا، اتریش، جمهوری چک، قزاقستان و مکزیک به صورت مستقیم و در سطح روسای فدراسیون های خود مذاکره کرده اند!
شایان ذکر است به گفته این جوان نابغه، مقدمات نصب و به کارگیری از سیستم پیشرفته «پالدی» در استادیوم شهر باکو فراهم شده و به احتمال زیاد، استفاده از آن برای نخستین بار در پایتخت آذربایجان مهیا خواهد شد که آن هم به دلیل تعلق پدر وی به این کشور است در حالی که مسئولان ورزشی کشورمان به خواب تابستانی فرو رفته اند!
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
روحانی دستور پیگیری تخلف یک میلیارد یورویی را صادر کرد
سند رسمی انحراف ۴۲۰۰
تصویر نامه رئیسکل بانک مرکزی به رئیسجمهور درخصوص تخلفات ارزی برخی دستگاهها منتشر شد. این تصویر نشان میدهد که سرنوشت حدود یک میلیارد یورو ارز یارانهای که برای واردات کالاهای اساسی و دارو در نظر گرفته شده بود، مشخص نیست و بهرغم تامین ارز و انقضای مهلت قانونی، بهصورت «رفع تعهد نشده» باقی مانده است. پیش از این هم رسانهها از گم شدن یک میلیارد یورو ارز دولتی صحبت کرده بودند که مسوولان دولتی اعلام کردند این ارزها تنها تعیین تکلیف نشده است. بررسیها نشان میدهد که میزان ارزهای تعیین تکلیف نشده در مورد دارو در حدود ۱۳۰ میلیون یورو و برای کالاهای اساسی در حدود ۸۵۰ میلیون یورو بوده است. فارغ از این اعداد، تصویر نامه اخیر، به منزله یک سند رسمی از انحراف دلار ۴۲۰۰ تومانی است. تاکنون تمرکز دولتمردان بر هدفگیری قیمتی و نحوه تخصیص ارز ارزان بوده، اما مستندات جدید نشان میدهند که در منشأ نیز انحراف جدی وجود دارد. حسن روحانی در پاسخ به نامه عبدالناصر همتی، از دستگاههای مسوول خواسته که فورا پاسخ دهند چرا تخلف شده و کمیتهای نیز برای بررسی موضوع تشکیل شده است. گرچه بسیاری از صاحبنظران معتقدند تا هنگامی که این شکاف قیمتی بین ارز ارزان و نرخ بازار، وجود داشته باشد، باید منتظر تکرار چنین انحرافاتی باشیم.
انحراف دلار ۴۲۰۰ تومانی مستند شد. براساس نامهای که رئیسکل بانک مرکزی به رئیسجمهور ارسال کرده، شرکتهای دولتیای وجود دارند که ارز ارزان دریافت کرده، اما تعهدات ارزیشان را بهطور کامل انجام ندادهاند. مستند ارائه شده حاکی است برخی شرکتهای حوزه دارویی و حوزه کالاهای اساسی، نزدیک به یک میلیارد یورو تعهد ارزی رفعنشده دارند. مابهالتفاوت این میزان ارز دولتی با نرخ بازار نیما، حدود ۶/ ۴ هزار میلیارد تومان رانت ایجاد میکند؛ عددی که خود میتواند انگیزه انحراف دلار ۴۲۰۰ تومان را توضیح دهد.
مستندات جدید
دیروز نامهای از سوی خبرگزاری مهر منتشر شد که حاوی اطلاعات قابلتاملی بود. عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی با ارسال نامهای به حسن روحانی، رئیسجمهوری، اسامی افراد و مجموعههایی که با تایید دستگاههای دولتی اقدام به ثبتسفارش و دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی از بانک مرکزی کردهاند اما هنوز کالای مورد نظر را به کشور وارد نکردهاند را اعلام کرد. در بخشی از نامه همتی به رئیسجمهور آمده است: «حال بهرغم تمام تلاشهای به عمل آمده و تخصیص و تامین ارز برای واردکنندگان مورد تایید دارای ثبتسفارش دستگاههای یاد شده متأسفانه حسب اطلاعات سامانه رفع تعهد ارزی این بانک، به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از تعهدات ارزی مربوط به ورود کالا به کشور، بهرغم تامین ارز و انقضای مهلت قانونی بهصورت رفع تعهد نشده، بوده و اسناد و مدارک سالانه مبتنیبر ورود و ترخیص قطعی کالاهای مورد اشاره در سامانه به ثبت نرسیده است.» منظور از دستگاههای یادشده در متن نامه وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. رئیسجمهور نیز با ارسال این نامه و لیست دستگاهها و شرکتهای متخلف به دستگاههای مسوول، نوشته است: «دستگاههای دولتی و شرکتهای دولتی فورا پاسخ دهند که چرا چنین تخلفی رخ داده است؟» فارغ از اینکه پیگیریها به چه نتیجهای ختم شود، این نامه، گواهی بر انحراف دلار ۴۲۰۰ تومان است که از سوی عالیترین مقامات کشور ارائه شده است. نامه مذکور، حاوی دو جدول است که تعهدات ارزی ایفا نشده ۲۰ شرکت را نشان میدهد. از این ۲۰ شرکت، ۱۰ شرکت در حوزه دارویی فعال بودهاند و ۱۰ شرکت نیز در حوزه کالاهای اساسی. مجموع تعهدات شرکتهای فهرست شده، در سال گذشته بالغبر ۵/ ۳ میلیارد یورو بوده که بیش از یکچهارم این مقدار رفع تعهد نشده است. یعنی وضعیت ۹۸۰ میلیون یورو مبهم است؛ عدد بهدست آمده، نزدیک به یک میلیارد یورویی است که اخیرا در رسانهها بهعنوان ارز گمشده دولتی نشر داده شده بود. البته پس از انتشار گزارشهایی درباره مشخص نبودن وضعیت یک میلیارد یورو ارز دولتی، سخنگوی دولت خبر داد که با دستور رئیسجمهوری کمیتهای ویژه برای پیگیری این موضوع تشکیل شده است. علی ربیعی در عین حال گفت: «هیچ ارزی گم نشده و مشخص است که ارز کجاست؛ دولت پیگیر بحث شفافیت است؛ اما بعضا فرآیند واردات زمانبر است.» اما این میزان ارز دولتی، بهصورت بالقوه چه میزان رانت در خودش نهفته دارد؟ سال گذشته میانگین نرخ دولتی یورو حدود ۴۸۲۴ تومان بوده، درحالیکه میانگین نرخ یورو در سامانه نیما حدود حداقل ۹۵۰۰ تومان و میانگین این نرخ در بازار آزاد بیش از ۱۲ هزار تومان بوده است. پس یک شکاف ۴۷۰۰ تا ۷۱۰۰ تومانی موجود بود که میتوانست موجب رانت شود. اگر این شکاف را در حجم ارز مجهول (۹۸۰ میلیون یورو) ضرب کنیم، میزان رانت حداقل ۶/ ۴ هزار میلیارد تومان خواهد شد. جداول ارائه شده نشان میدهد که وضعیت در شرکتهای حوزه کالاهای اساسی وخیمتر است. در این شرکتها، نزدیک به یکسوم از تعهدات ارزی ایفا نشده و مقصد ارزهایش نامعلوم است. مثلا در یک شرکت دولتی بیش از نیمی از تعهدات، رفع نشده است که حجم آن به بیش از ۳۲۰ میلیون یورو رسیده است.
خطا در هدفزنی دلار ۴۲۰۰
تاکنون بحثهای زیادی درخصوص کارآیی تخصیص دلار ۴۲۰۰ تومانی مطرح شده است. ارزیابیهای نهادهای مختلف نشان میداد که این سیاست در هدفزنی دچار خطای فاحشی بوده است. مثلا ارزیابی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی حاکی از این بود که رشد قیمت کالاهای اساسی مشمول ارز ترجیحی از اواخر آبان سال گذشته شدت گرفت و کالاهای ذیل شاخص قیمت مصرفکننده از اسفند ۹۶ تا بهمن ۹۷، معادل ۵۳ درصد رشد قیمت را ثبت کردهاند. در عوض کالاهای غیرمشمول دلار ۴۲۰۰ تومانی در بازه زمانی مشابه، رشد ۸۵ درصدی را برای مصرفکنندگان به همراه داشتند. در واقع تخصیص دلار ۴۲۰۰ تومان، توانسته بود ۳۲ درصد از تورم کالاهای مشمول بکاهد. این در حالی بود که در سال گذشته حدود ۵/ ۱۷ میلیارد دلار(به گفته معاون سازمان برنامه و بودجه) دلار ۴۲۰۰ تومانی تزریق شد. اگر اختلاف این نرخ با سامانه نیما را حدود ۴ هزار تومان در نظر گیریم، میزان یارانه ارزی تخصیصی حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان خواهد شد. در نتیجه دولت برای هر یک درصد تورم کمتر کالاهای اساسی، معادل ۱/ ۲ هزار میلیارد تومان هزینه کرد. این محاسبه از مابهالتفاوت نرخ نیما انجام شده و اگر با نرخ آزاد در سال گذشته انجام شود، میزان یارانه ارزی از مرز ۱۰۰ هزار میلیارد تومان تجاوز خواهد کرد. حتی گزارشی که رئیسکل بانک مرکزی از وضعیت تورمی کالاهای مشمول و غیرمشمول ارز ترجیحی داد نیز حاکی از هزینه زیاد دولت برای دستیابی به درصد تورم کمتر بود. بانک مرکزی نیز در یک گزارش رسمی در سال گذشته تایید کرد که از آذرماه، قیمت کالاهای مشمول دلار ۴۲۰۰ تومان دچار انحراف شده است. اما با همه اینها، استدلال تصمیمگیران بر تداوم این سیاست رای میداد. در کنار هدف قیمتی، شائبههای رانتی در مورد دلار ۴۲۰۰ تومان نیز کم شنیده نشد. این سیاست دارای ظرفیتهای بالقوه فساد بود که بارها از طرف کارشناسان، رسانهها و صاحبنظران در این مورد تذکر داده شد. اما پاسخ سیاستگذار همواره به اینجا ختم میشد که با نظارت دقیق و سختگیرانه، اجازه فساد را نخواهد داد. پیش از این، بیشتر دغدغهها درخصوص اصابت دلار ۴۲۰۰ تومان به گروههای هدف بود، اما اکنون سند اخیر نشان میدهد که انحراف تنها در حلقه آخر رخ نداده و سرمنشا هم دچار مشکل است. بیشتر دولتمردان تاکنون درخصوص نحوه توزیع کالاهای اساسی و تنظیم قیمت آنها مانور میدادند، درحالیکه نامه رئیسکل بانک مرکزی نشان میدهد که شیرفلکه اصلی دچار خرابی بوده است.
در مورد سیاست دلار ۴۲۰۰، تمام انرژی دولت معطوف به تخصیص و تامین ارز بوده است، آن هم در شرایطی که درآمدهای ارزی به دلیل تحریم نفتی در انقباض کامل قرار گرفته بود. اما اکنون مشخص شده که در یکسری حوزههای اساسی، ارز از بانک مرکزی تامین شده اما کالایی وارد نشده است. مصداق نامه همتی، صحبتهای مسوولان فعلی و پیشین در زمان تحریم است. اخیرا سعید نمکی، وزیر بهداشت گفته است که افرادی در این وزارتخانه، با ارز دولتی که برای واردات دارو و لوازم پزشکی اختصاص یافته بود، اقلام دیگری از جمله کابل برق وارد کردهاند. پیش از آن، علیرضا رئیسی معاون وزارت بهداشت خبر داده بود که مافیای دخانیات، با ارز دولتی در حدود ۱۶ میلیون دلار کاغذ سیگار وارد کردهاند. در زمان تحریم قبلی، یعنی در سال ۹۱ نیز مرضیه وحیددستجردی، وزیر وقت بهداشت گفته بود: «به جای اینکه ارز خارجی به تجهیزات پزشکی اختصاص یابد متاسفانه در حد کارخانجات ماشینهای کشاورزی و زین اسب اعتبار میدهند.» در همان سال، احمد شیبانی رئیس سازمان غذا و داروی وقت نیز اعلام کرد که برای واردات غذای سگ، زین اسب و دسته بیل ارز مرجع اختصاص دادهاند. تمامی این صحبتها نشان میدهد که سیاست تزریق دلار با نرخ ترجیحی، چند عارضه را به شکل همزمان سبب شده است. بهواسطه رانت بالقوه و وسوسهانگیزی که در این سیاست نهفته است، عدهای ثبتسفارش کالای اساسی میکنند، اما پس از دریافت ارز، آن را در محل دیگری مصرف میکنند. در حالت دوم ممکن است عدهای ارز را از بانک مرکزی دریافت کنند، اما تعهدات خود را انجام ندهند یا حداقل بهطور کامل انجام ندهند و بخشی از ارز دریافتی را صرف واردات کالای دیگری کنند. حالت دیگر این است که کالای وارداتی را با قیمت بازار آزاد تنظیم کنند. در نتیجه کمنمایی در واردات یا عرضه، پررنگ است.
پیام هشدارآمیز
بخش زیادی از کارشناسان معتقدند دولت حمایتهای اجتماعی را از مسیرهای اقتصادی جدا کند و اجازه دهد، مسیرهای اقتصادی در ریل خودشان حرکت کنند. اما معمولا سیاستگذاران چنین گزارههایی را نمیپذیرند. حتی اگر هدف قیمتی سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی را در نظر نگیریم، همین که دولتمردان همواره حذف ارز ترجیحی را به عنوان یک گزینه روی میز دارند، نشان میدهد که عملکرد با انتظارات فاصله دارد. رئیسکل بانک مرکزی در آخرین حضورش در تلویزیون در ماه گذشته اعلام کرد که با توجه به حذف چهار قلم از لیست کالاهای اساسی و مستثنی کردن دارو، تنها ۳ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی تا پایان سال باقی میماند. اما سند جدید ارائه شده از سوی خود رئیسکل بانک مرکزی نشان میدهد که تخصیص دلار ۴۲۰۰ حتی به میزان ۳ میلیارد دلار، نه به نفع اقتصاد است و نه به نفع مردم. شاید بهتر باشد خود رئیسکل بانک مرکزی نیز این گزاره را بازنگری کند که «رقم ۳ میلیارد دلار، ارزش ورود یک شوک تورمی به اقتصاد را ندارد و بحث بر سر حذف دلار ۴۲۰۰ تومان، آن هم برای تنها ۳ میلیارد دلار بیفایده است.»سند جدید حاوی یک پیام واضح برای طرفداران کوپن نیز بوده است. عدهای تصور میکنند اگر دستگاههای بوروکراتیک، تخصیص منابع را بهعهده گیرند، میتوانند با نظارت بیشتر سیاست کوپنی را به نتیجه برسانند. درحالیکه نامه اخیر رئیسکل بانک مرکزی و پاسخ رئیسجمهور نشان میدهد که با وجود تمامی دستگاههای نظارتی، بهواسطه حاشیه رانت و آربیتراژی که در دل این سیاست وجود دارد، بسیاری از شرکتهای دولتی اقدامی برای رفع تعهدات خود انجام ندادهاند و انحراف دلار ۴۲۰۰ تومان را به اثبات رساندهاند.
دنیای اقتصاد
برچسبها: فراسوی اقتصاد, اقتصاد مرند, مطالب اقتصادی, احمد عاقلی
روز پزشک بر پزشکان پاک نیت مبارک![]()
آهای مردم و دکترهای باوجدان
این مطلب تقدیم شما
بسیار جالب،آموزنده و تامل برانگیز لطفا با حوصله و دقت مطالعه شود
دکتر شیخ
مردی که ماموریت زندگیاش را یافته بود
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود میانداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد.
محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد!!!؟؟؟
او گفت:دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابههای تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابههای تمیز را آخر شب در اطراف مطب میریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
خاطراتی دیگر از دکتر شیخ
- نقل از یک سبزی فروش : ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب بازکرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد ، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟ وی گفت : خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم .
- از دکتر حسین خدیو جم نقل است :
روزی در مطب دکتر بودم و او برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. از ایشان پرسیدم چرا بجای سوپ جوجه ، آب پاچه تجویز می کنید ؟ ایشان گفتند : چون برای جبران ضعف بدن بیمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنکه پاچه گوسفند ارزان است
روزی در اواخر عمر که دکتر در بستر بیماری بود و همانجا هم بیمار می دید، یکی از فرزندان وی به ایشان پیشنهاد کرد حداقل ویزیت را 5 تومان کنید ، دکتر در جواب گفت : عزیزم من یا دیوانه ام یا پیغمبرم ، اگر دیوانه ام که با دیوانه کاری نمی توانید بکنید و اگر پیغمبرم بیخود می کنید به پیغمبر خدا دستور می دهید
- روزی مردی از دکتر سئوال می کند: شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار از موتور سیکلت استفاده می کنید؟ دکتر در جواب می گوید :منزل مریضهایی که من به عیادتشان می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی از آن نمی تواند عبور کند، بنابراین مجبورم با موتور به عیادتشان بروم
آری این اوج عزت انسانی است ، طوری زندگی کند که حتی نام خود را هم به فراموشی بسپارد و بحدی در خدمت مردم و البته برای رضای خالق غرق باشد و پس از مرگ احسان و عظمت کارش آشکار گردد.
دکتر شیخ بیش از اینکه دکتر باشد معلمی بود که اخلاق همراه با مهربانی و صفا را به شاگردان و مریدان مکتبش آموزش داد.
دکتر مرتضی شیخ 69 سال با عزت تمام در میان مردم زیست و با مردم خندید و با آنها بیشتر از آنها گریست. دررنجها التیامی به دردها بود و دست پر عطوفتش همیشه یاری بخش افتادگان بود.
وی روحی عظیم و متواضع داشت. در مقابل مریضهایش با فروتنی رفتار میکرد، گویی چون یکی از آنهاست. به حق عاشق مردم بود و به تمامی آنان که عاشق مردم بودند عشق می ورزید و در مقابل آنان که وابستگی شدیدی به مسایل مادی داشتند شدیدا جبهه میگرفت و اعتقاد راسخ داشت که مفهوم زندگی واقعی خدمت به مردم محروم است.
خدمت به افراد ثروتمند چندان برایش ارزشی نداشت، چرا که معتقد بود برای خدمت به این افراد پزشکان زیادی حاضرند.
برخورد ایشان با اختلاف سن و روحیه بیماران فرق میکرد. او با جوانان آنگونه برخورد میکرد که گویی همسن آنان است و اینگونه بود که به راحتی با اقشار مختلف رابطه برقرار میکرد و در یک کلام عاشق مردم بود
دکتر شیخ یک پزشک مردمی بود البته معصوم نبود و بی شک همانند همه ما خطاهایی هم داشته است اما آنچه را که من می ستایم خوبیها و صفات منحصر به فرد اوست.
پزشکی که طبابت را فراتر از تجارت می دید.
و نمی دانم که اگر در این روزگار بود و زیرمیزی گرفتن پزشکان را می دید چه می گفت؟ او شخصیت خود را انچنان بالا و والا می دید که ابایی نداشت به جای ماشین آخرین مدل با موتور! در کوچه پس کوچه های شهر به عیادت بیماران بی بضاعت برود!
در چند جای شهر مطب می زند اما نه برای کسب درآمد بیشتر و شهرت فزون تر! بلکه برای راحتی بیماران کمبضاعت و دسترسی راحت تر به او.
با داروخانه قرار داد می بندد اما نه برای گرفتن پورسانت و درصد! بلکه برای پرداخت هزینه داروی بیماران بیبضاعت و کم درآمد. از کسبه قیمت کالاها را می پرسد اما نه برای خرید بهترین آنها بلکه برای انتخاب مناسب ترین و ارزان ترین آنها برای بیماران فقیر.
در مقابل همکارانش که به او برای گران کردن ویزیت ها فشار میآورند می ایستد و نهیب میزند که پس سوگندتان چه می شود و انصافتان کجا رفته است!
در سال 1352 دکتر به علت بیماری سخت بستری میگردد و مردم به طور خودجوش برای وی مراسم دعا بر پا میکردند و پس از فوت ایشان آنچنان مراسم تشییع با شکوهی برای وی به عمل آوردند که تاکنون شهر مشهد چنین مراسمی در خود ندیده بود.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
زندگی نامه دکتر شیخ:
دکتر مرتضی شیخ در سال 1286 خورشیدی در تهران به دنیا آمد
وی کودکی و همچنین تحصیلات خود را تا سطح مدرسه عالی طب در تهران ادامه داد و با درجه دکترای پزشکی فارغ التحصیل شد.
پدر وی زرگر بود و پس از آنکه به دلایلی دچار مشکل مالی شد، مرتضی شیخ ضمن تحصیل به پدر نیز کمک میکرد. وی از همین زمان بود که با مشکلات محرومان آشنا شد و گویی با خود عهد بست تا تمامی توان خود را صرف این قشر نماید.
دکتر مرتضی شیخ چون برادری دلسوز، متعهدانه از سه خواهر و برادرش نیز نگهداری کرد تا هر یک با تحصیلات مناسب به مشاغل شریفی چون آموزگاری و خدمت در پرورشگاهها و خدمات انسانی دیگر اشتغال یافتند.
وی پس از اخذ مدرک دکترا به خدمت سربازی رفت. سپس به ماکو و مراغه رفت و آنگاه در عزیمت به سیستان و بلوچستان و خدمت در آن منطقه موفق به تأسیس بیمارستان دولتی گردید تا مردم مستضعف آن دیار بتوانند از خدمات رایگان بهره ببرند.
دکتر شیخ پس از ازدواج از طریق ادراه تابعه (بهداری) به مشهد منتقل و در قالب همان دایره در کارخانه قند مشغول به خدمت شد.
وی پزشکی انسان دوست بود، به طوری که کسی از مردم مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته یا نشنیده باشد.
روحش شاد
مزایای خنده
*ما بهشت را برای کسانیکه دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم.(حدیث قدسی)
* نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است.(رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
* بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیهالسلام)
* خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیهالسلام)
* خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزشتر است. (امام صادق علیهالسلام)
* نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیهالسلام)
* هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد میکند. (امام جواد علیهالسلام)
*هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمیکند.(امام حسن عسگری علیهالسلام)
* خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
* خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
* خنده فشار خون را تعدیل میکند.
* خنده سن افراد را کمتر نشان میدهد.
* خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
* خنده هیچ هزینهای ندارد.
* خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
* خنده ، خنده میآورد و مسری است.
* خنده در هیچ حیوانی دیده نمیشود و مختص آدمی است.
* خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستانهای امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
* خنده انبساط عروقی ایجاد میکند که در سلامتی موثر است.
* خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
* خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
* خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
* خنده با بازدم انجام میشود و این کار باعث میگردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
* خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد میکند.
* خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد میکند.
* خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد مینماید.
* خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی موثر است.
* خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف میکند.
* خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد میکند.
* خنده شادی میآورد، همای طور که شادی خنده میآورد.
* خنده قدرت یادگیری را افزایش میدهد. نقش خنده در کلاسهای درسی و آموزشی فوق العاده است.
* خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
* خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها میسازد.
* خنده آنقدر مهم است که عکاسان میگویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...
* خنده بهدلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل مینماید.
* خنده از بیماریهای زخممعده و اثنی عشر جلوگیری میکند.
* خنده کلسترول خون را کاهش میدهد.
* خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
* خنده «دویدن بیحرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر میکند.
* خنده باعث میشود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
* خنده سبب میشود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
* خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمیکند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم میشود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش میدهد.
* خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین میبرد ولی اخم چین و چروک را زیاد میکند.
* خنده باعث افزایش اندرفین مغز میشود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی میشود.
* خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر میسازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد میشود.
* خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
* خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر میخندیم.
* خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکردهتر میشوند. کمتر و دیرتر میخندند.
* خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
* خنده در بروز ایدههای نو و خلاق موثر است.
* خنده گرفتگیها و کرامپهای عضلانی را برطرف میسازد.
* خنده باعث رفع خستگی میشود.
* خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
* خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمیتوان شناسایی کرد.
* بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
* بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
* خنده و تبسم صورت را زیبا میسازد.
* اخم کردن کار اهریمنان است.
* چهره خندان بیشتر در حافظه میماند.
* برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
* خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
* خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس میشود، بدون استفاده از لغات کمک میکند.
* خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف میکند پس میتواند سلاح هم باشد.
* خنده خیلی زیاد و بیمورد دل را میمیراند. (حضرت علی علیهالسلام)
* از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)
* خنده خون سالم تولید میکند. (ایتالیایی)
* تبسم عمیق از شمشیر برندهتر است.(اسپانیولی)
* دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو میخندند. (انگلیسی)
* خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
* انسان خندهرو موفقتر است. (ژاپنی)
* اگر از کسی چیزی میخواهید اول او را بخندانید.
* انسان خندهرو از دنیا راضیتر است مثل من.
* خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز میباشد.
* خنده بر هر درد بیدرمان دواست. (ایرانی)
* یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
* جدیترین آدمها کسانی هستند که میخندند و میتوانند بخندانند. (فرانسوی)
* تبسم دشمن را دوست میکند. (جرج نیکلا)
مؤمن میبایست عبوس و گرفته نباشد و گشادهرو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
* از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.
همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید
برای استفاده از مطالب نشاط بخش و پر انرژی و کاهش افسردگی ، به کانال یوگای خنده بپیوندید
یوگای خنده ...funyoga@



