ضرب المثلهای چینی
آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .
هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .
مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
«عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند.
«برنج سرد را میتوان خورد، چای سرد را میتوان نوشید، اما نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد.»
«تمام ظلمت جهان نمیتواند روشنایی یک شمع را خاموش کند.»
«شکارچی پرندهای را که بیشتر صدا میکند اول میزند.»
«نادان از اشتباهات خود میآموزد، دانا از خطای دیگران.»
«وقتی کمتر سزاوارم، به من عشق بورز، که آنزمان نیازمندترم.»
منابع:دانشنامه آزاد ویکی پدیا
یادداشت سریعالقلم برای سال 1396
دکتر محمود سریعالقلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در یادداشت خود که در پایگاه اطلاعرسانیاش منتشر شده است، نوشت:
از لحظه تحویل سال ۱۳۹۶ با خود عهد میکنم:
که بسیار تمرین کنم تا بر خود مسلط باشم. مسلط بر کلام و رفتار. چه دوستیها که با یک واژه، یا یک عبارت کوتاه و نسنجیده از بین رفتهاند. چه منافعی از کشور به خاطر جملات یا رفتارهای فکر نکرده تباه شدهاند. با خود عهد میبندم، در هر جملهای که میگویم و در هر رفتاری که میکنم، پیآمد سنج باشم.
مسلط بودن بر خود، یعنی فکر کردن و همه جانبه سنجیدن قبل از گفتار و رفتار. یعنی جلوتر بودن فکر از احساس و عصبانیت.
با خود عهد میکنم که در انتقاد، فکر و روش را نقد کنم و نه فرد را.
با خود عهد میکنم که در موضوعاتی که اطلاع ندارم، جملهای و رفتاری ناشایست از خود بجا نگذارم.
وقتی بر خود مسلط باشم، کمتر حرف میزنم و کمتر واکنش نشان میدهم. بخش اعظم زندگی هر فردی تحت تأثیر کلماتی است که استفاده میکند.
۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوستداشتنی میکند
زبان بدن یک ارتباط غیرکلامی است که ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از آن استفاده میکنیم. این ارتباط غیرکلامی شامل ارسال و دریافت سیگنالهای بدون کلام میشود.
گفته میشود که ارتباطات خوب پایه و اساس رابطههای موفق است، بنابراین توانایی شناخت و استفاده درست از رابطهی غیرکلامی یا همان زبان بدن ابزار قدرتمندی است که به شما این امکان را میدهد که منظور واقعیتان را به فرد مقابل برسانید و تعامل با دیگران را به یک تجربهی آسان و لذتبخش تبدیل کنید. در این نوشته با ۲۳ ترفند زبان بدن آشنا میشوید که شما را دوستداشتنی میکند.
شما در طول روز سیگنالهایی را به مردم ارسال میکنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوهای که چشمانتان را حرکت میدهید و نحوهای که با کسی دست میدهید نمونههای این سیگنالها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنالهای ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را به واسطهی دریافت آن سیگنالها، اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که دربارهی این مهارتها صحبت میکنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیلهی زبان بدن (ترفندهای روانی) احساس راحتی نمیکنند.
فریبندگی، همیشه هم بد نیست
- «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است.
- «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است.
شاید وقتی واژهی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغتان بیاید، اما دست نگه دارید.
فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است، نیتهای بد انسانها است.

نمونهی ۱: فرد موذیِ فریبنده
انسان بد، بد است و انسان بدی که فریبکاری میکند واقعا مشکلساز است. برای نمونه:
- دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوستداشتنیاش را پایین بیاورد.
- او به همکلاسیهایش میگوید که این دختر دوستداشتنی کار بدی کرده است.
- در نتیجه کل کلاس دختر دوستداشتنی را کمتر دوست خواهند داشت.
- و حالا دختر دوستداشتنی غمگین میشود.
نمونهی ۲: فریبندگی دوستانه
فریبندگی میتواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند.
- آدم خوشگذران یک فریبندهی باتجربه است.
- او تصادفا به شخصی تنه میزند.
- او به نحو آرامشبخشی لبخند زده و عذرخواهی میکند، حتی اگر خودش مقصر نباشد.
- به این ترتیب آدم خوشگذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری میکند و شبِ خوشی را میگذراند.
همانطور که در این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونهی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت بد و دروغ او بود.
درخواست من: نیتهای خوب داشته باشید
فرض را بر این میگذارم که شما از این ترفندها با نیتهای خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید.
بخش ۱: نگرش و زبان بدن
ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت میکنیم:
- آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
- آیا این فرد جذّاب است؟
- آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایدهای دارد؟
به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوههایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.
این بخش منحصرا دربارهی زبان بدن نیست، بلکه این نگرشها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.
احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید
این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقالهی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمیتوانید ۱۰۰٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. بهعلاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوستداشتنی بودن را میدهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.
دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:
– سعی کنید مسائل ناراحتکننده را برطرف کنید:
- برای من پوست بد یک مسئله بود که آن را برطرف کردم.
- مسئلهی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.
– به خودتان احساس امنیت را یاد بدهید:
- من از کتابهای صوتی خودآموزی که دانلود کردم چیزهای زیادی آموختم.
- هیکل متناسب داشتن کمک زیادی به من کرد. کتاب «بدن چهار ساعته» (The 4 Hour Body) یا خلاصهاش را بخوانید.
همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود

چرا پیش از آنکه اصلا پلی ساخته باشید، دست به تخریب آن بزنید؟ اصلا منطقی به نظر نمیرسد:
- شما میتوانید همه چیز را به دست آورید
- شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید
به زودی خواهید فهمید که آیا فرد جدیدی که وارد زندگیتان شده، میخواهد یا میتواند یک دوست خوب باشد یا نه.
همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود
در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست میآورید یا اصلا چیزی را از دست نمیدهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کماهمیت بودن داشته باشند.
همه را دوست بدارید، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند
غریبهها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیتشان را بدهید. در دنیای ما هر کس میتواند چیزی باشد که در ظاهر نیست. من انسانهای نفرتانگیزی را دیدهام که در ظاهر، مهربان به نظر میرسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجانزده رفتار میکردند. به قول یک ضربالمثل قدیمی: «به جلد یک کتاب دقت کنید، اما پیش از قضاوت کردن حتما چند ورق از آن را بخوانید.»
فرد نفرتانگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق میدهد.
همیشه به این فکر کنید که چه کاری میتوانید برای دیگران انجام دهید
وقتی با کسی برخورد میکنید، فکر نکنید که «او چه کاری میتواند برای من انجام دهد؟»، بلکه به این بیندیشید که «من چه کاری میتوانم برای او انجام دهم؟» کمک کردن به دیگران بهترین راهی است که آنها را به کمک کردن به خود شما ترغیب میکند و این وضعیتی است که همه در آن برنده خواهند بود.
توجه کنید که نمیگویم نصیحت بیجا کنید تا خودتان را باهوش جلوه دهید. تنها زمانی به مردم کمک کنید که واقعا باور دارید زندگی آنها با آگاهی، کمک یا تماسی که شما به آنها پیشنهاد میکنید، بهتر خواهد شد.
پیشنهاد کمک بدهید، اما اصرار نکنید. مختصر و مفید سخن بگویید و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که پیشنهاد کمک شما را بپذیرند یا نه.
بخش ۲: حالت بدن
بدن شما دائما در حال فرستادن سیگنال به افرادی است که با آنها برخورد میکنید. حالت بدن بر قضاوتهای عجولانهی افراد دربارهی شما، همینطور بر تصور شما از خودتان اثر میگذارد. افزون بر این، حالت درست بدن برای کمر شما هم خوب است، پس چه چیز بهتر از این؟
صاف اما راحت بایستید
برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:
۱. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض لگنتان باز کنید.
۲. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.
۳. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانههایتان را شل کنید.
۴. گردنتان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.
چند توصیه:
- هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
- باد به سینهتان نیاندازید. قفسه سینه باید صاف باشد، درست مانند وقتی که روی زمین دراز کشیدهاید.
- شانههایتان را کمی به عقب بکشید.
صاف بنشینید، اما خشک نباشید
وقتی شروع به صاف نشستن کنید، خواهید دید که جثهی اغلب افراد، با صاف ننشستن کوچک میشود. وقتی با این حالت صاف پشت میز مینشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشتتان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید.
همیشه در بخش میانی بدنتان کمی کشش داشته باشید
ماهیچههای شکم، کمر و ناحیهی مرکزی بدنتان هرگز نباید هنگام ایستادن یا نشستن شل باشند. به طور کلی ماهیچههای شکم و مرکز بدنتان را تحت کمی فشار قرار دهید. این امر نه تنها بر حالت بدن شما اثر خوبی میگذارد، بلکه با وقار راه رفتن را برای شما آسان میکند.
پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید
طرز قرار گرفتن پاها چیزهای زیادی را دربارهی شما فاش میکند. این یک علم دقیق نیست، اما معمولا نزدیک هم بودن پاها حاکی از ناامنی است، در حالیکه فاصله داشتن آنها از هم نشاندهندهی اعتماد به نفس است.
نزدیک بودن و دور بودن بیش از اندازهی پاها از هم، میتواند بازتاب بدی روی شما داشته باشد. سعی کنید پاهایتان به اندازهی عرض لگن یا کمی بیشتر از هم فاصله داشته باشند، نه بیشتر.
بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق
لحظهای که وارد یک اتاق میشوید لحظهای است که خودتان را در معرض قضاوت افرادی که در اتاق هستند قرار میدهید. حتما از این فرصت استفاده کنید.
شاید بعضی از افراد، تکنیکهای افراطی مثل خرامیدن را توصیه کنند، اما این توصیه در همهی موقعیتها نتیجه نمیدهد.
طوری لبخند بزنید که خوشحالیتان را از بودن در آن جمع نشان دهد
صرف نظر از اینکه واقعا خوشحال هستید یا نه، هنگام ورود به یک اتاق لبخند بزنید. طوری لبخند بزنید که انگار واقعا از آنچه میبینید لذت میبرید. در این کار افراط نکنید. با صدای بلند نخندید. لبخندتان به گونهای باشد که انگار پس از چند روز بارانی به بیرون قدم گذاشتهاید و متوجه درخشش زیبای آفتاب شدهاید.
با حاضران سلام و احوالپرسی کنید
منحصرا با یک شخص خاص سلام و احوالپرسی نکنید. با صدای بلند یا به تکتک افراد سلام نکنید، مگر اینکه این نوع رفتار مورد پسند آنها باشد. در غیر این صورت، هنگام نگاه کردن به افراد حاضر در اتاق، لحظهای بیحرکت بمانید یا به آهستگی قدم بردارید.
- ارتباط چشمی برقرار کنید

به جماعت حاضر در اتاق چنان سریع نگاه نکنید که انگار به اشیاء نگاه کردهاید. در چشم افراد نگاه کنید و اگر کسی چشم در چشم شما دوخت، به او لبخند بزنید. کاری کنید که دیگران احساس کنند یک فرد مثبت وارد اتاق شده است.
- حوصله به خرج دهید
این کار نه تنها نشاندهندهی اعتماد به نفس شماست، بلکه حاکی از یک نگرش باز و پذیرا نیز میباشد.
برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید

انسانها به طور ذاتی افرادی را که دوستان زیاد دارند، دوست داشته یا به آنها احترام میگذارند. وقتی پا به اتاقی میگذارید و روال عادی «سلام و احوالپرسی» را انجام میدهید، به دنبال آن برای دوستانتان دست تکان دهید و مثلا بگویید: «الان میام پیشت!»
مسئله این است که نباید برای دست تکان دادن برای دوستان فرضی، استرس داشته باشید. من در مناسبتهای بزرگ همیشه این کار را میکنم. یادتان باشد که آدم پشت سرش را نمیبیند. اگر برای فردی که وجود خارجی ندارد و فرضا پشت سر فرد روبهروی شما است دست تکان دهید، فرد روبهرو نمیداند که شما در اصل برای هوا دست تکان دادهاید.
این کار نتایج جالبی دارد:
- مردم تصور میکنند شما افراد حاضر را میشناسید
- شما زمان بیشتری دارید تا با آرامش به اطراف نگاه کنید
- شما احساس اعتماد به نفس بیشتری میکنید
نکته اینجاست که با ترس دست تکان ندهید. این کار را با اطمینان کامل انجام دهید. جوری دست تکان دهید که انگار بهترین دوستتان آن طرف اتاق است و شما تلاش میکنید به او بگویید فورا خود را به او میرسانید.
بخش ۴: دست دادن

محکم و در عین حال آرام دست دهید
مردها به ویژه به نحوهی دست دادن حساس هستند. دست دادن ضعیف یا مثل «ماهی مرده» فورا درجهی دوستداشتنی بودن شما را پایین میآورد.
- فقط شما دستتان را جلو نیاورید. دست دادن یک کار گروهی است.
- فشار دستتان طوری باشد که انگار دستهی یک ماهیتابهی سنگین را گرفتهاید.
- اگر کسی مثل «ماهی مرده» دستش را به سمت شما آورد، دستش را سخت فشار ندهید.
هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه بار منفی به همراه میآورد:
- شما برای فردی که با او دست می دهید احترام قائل نیستید یا حواستان به او نیست.
- شما چیزی برای مخفی کردن دارید.
به اندازهای به چشمان فرد مقابل نگاه کنید که رنگ چشمان او را بخاطر بسپارید. زل نزنید و فقط لحظهای به چشمان او بنگرید.
طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است
هنگام نگاه کردن به چشمان فردی که با او دست میدهید طوری لبخند بزنید که گویی چیزی در چشمان او میبینید که شما را خوشحال میکند.
با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بزنید.
بخش ۵: موضعگیری بدنی
اینکه موقعیت و موضع بدن خود را چگونه و کجا تعیین کنید در چگونگی برداشت دیگران از شما اثر میگذارد. موضعگیری بدنی به همراه حالت بدن ابزارهای قدرتمندی هستند.
موضع گیری باز داشته باشید
وقتی با فردی صحبت میکنید، حالت بدنتان را طوری نشان دهید که به روی آن فرد باز و پذیرا باشد. به عبارت دیگر، موقعیت بدنتان ترجیحا «در معرض» باشد، برای نمونه قفسه سینهتان را با دستهایتان نپوشانید و قوز نکنید. با رعایت این نکات اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نشان میدهید.
زاویه بدن خود را به سمت فردی که با او صحبت میکنید تنظیم کنید
این یک تغییر نامحسوس است، اما اطمینان از اینکه بدن شما به همصحبت شما «اشاره میکند»، مهم است. اگر زاویه بدنتان دور از فرد مقابل باشد، حاکی از ترس، عدمامنیت و بدگمانی است.
به اشیاء تکیه ندهید
تکیه دادن به یک شئ (برای نمونه دیوار) حاکی از بیاعتنایی و احتمالا احساس ناامنی است. هر زمان که امکانش را دارید با یک حالت بدن خوب بایستید. با استفاده از نکات بخش حالت بدن سعی کنید یک «حالت بدن خنثی» و البته راحت را به خود بگیرید.
وقتی به چیزی تکیه میدهید، حالت بدن را فراموش نکنید
اگر بنا به هر دلیلی مجبور به تکیه دادن به چیزی میشوید، حالت بدن خوبتان را حفظ کنید. قوز نکنید.
بخش ۶: صورت

صورت شما ناحیهای با سیگنالهای بسیار است. در حقیقت، در زمینهی حرکات ریز صورت که افراد به طور ناخودآگاه از خود بروز میدهند، تحقیقات بسیاری انجام شده است. انسانها بدون اینکه بدانند اطلاعات زیادی را از این طریق منتقل میکنند. شما میتوانید با استفاده از صورتتان، اطلاعات زیادی دربارهی خودتان به مردم بدهید.
از صورت خُنثای خود چهرهای شاد را به نمایش بگذارید
تا به حال از «سندروم صورت خونسرد» چیزی شنیدهاید؟ برخی افراد ادعا میکنند که صورت خونسردشان ناراحت یا عصبانی به نظر میرسد و این حالت سبب میشود دیگران آنها را به عنوان یک خطر اجتماعی تلقی کنند. شما طبیعتا تمایل نخواهید داشت با فردی که این نوع حالت صورت را دارد، صحبت کنید. گرچه، این حالت اصلا تهدیدی برای دیگران نیست، مگر برای روابط اجتماعی خود فرد.
حتما سعی کنید صورت عادی شما (برای نمونه وقتی با لپتاپ کار میکنید) اگر هم شاد نیست، لااقل راحت به نظر برسد. یک ترفند آسان این است که حالتی به خودتان بگیرید که انگار چیز سرگرمکنندهای را یافتهاید.
تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید
مردم عادت دارند اگر با کسی چشم در چشم شدند، چشم از آن فرد برداشته و به جای دیگری نگاه کنند. سعی کنید این کار را نکنید. تماس چشمی را حفظ کنید و لبخند بزنید. مردم اغلب خودشان نگاهشان را بر میگردانند، گرچه برخی هم چشم از شما بر نخواهند داشت.
تماس چشمی فوائد متعددی دارد:
- مردم شما را فردی بیآلایش در نظر میگیرند.
- شما اعتماد به نفس بیشتری احساس خواهید کرد.
لطفا توجه کنید که وقتی به تماس چشمی فردی با تماس چشمی خودتان پاسخ میگویید، حتما لبخند بزنید. نگاه بیتفاوت میتواند بسیار ناخوشایند باشد.
چگونه لبخند بزنیم
یک ترفند آسان برای لبخند زدن وجود دارد: تصور کنید در حال تماشای چیزی هستید که واقعا دوست دارید.
لبخند زدن به معنی حرکت دادن اجزای صورت به یک شیوهی خاص نیست، بلکه به معنی حس کردن شادی و اجازهی ابراز آن توسط صورت است.
بخش ۷: تکنیکها و عادات
در اینجا به برخی نکات خواهیم پرداخت که انجام دادن آنها مستلزم به کارگیری اطلاعات محاورهای و ارتباطی شما است.
کارهای طرف مقابل را قرینه کنید
یک تکنیک قدرتمند که بسیار درباره آن تحقیق شده، قرینه کردن است، گویی شما آینه فرد مقابل هستید و کارهای او را تقلید میکنید. مردم هنگامی در کنار شما احساس راحتی بیشتری میکنند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت که شبیه آنها رفتار کنید. برای نمونه:
- آنها دست به سینه هستند؟ شما هم دست به سینه باشید.
- آنها به پای راستشان تکیه دادند؟ شما هم به پای راستتان تکیه دهید.
- آنها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست بگیرید.
نکته اینجا است که نباید لو بروید. لحظهای که فرد مورد نظر متوجه رفتار تقلیدآمیز شما شود، این تکنیک قدرت خود را از دست میدهد.
حرکات قرینهای
همانند مورد بالا، در اینجا هم نباید لو بروید. گاهی، نکات ظریف اثرات بزرگی به جا میگذارند:
- با او در حال نوشیدن قهوه هستید. او فنجان را برمیدارد که قهوه بنوشد؟ شما هم این کار را انجام دهید.
- او لبخند میزند؟ شما هم لبخند بزنید (این کار آسانی است).
- او اندکی به شما نزدیکتر میشود. شما هم این کار را انجام دهید.
بار دیگر تکرار میکنم که لو نروید و مصنوعی رفتار نکنید. از این تکنیک باید مرتبا و بدون جلب توجه استفاده کنید.
منبع:اتحاد خبر

چطور یک کار پردرآمد با سرمایه کم داشته باشیم؟
کار پردرآمد رویای همهی انسانهای زمین است. به عنوان فردی بالغ در جامعه چه از جانب والدینتان ارثیه و ثروت زیادی کسب کرده باشید چه نه باز باید برای خودتان شغلی پیدا کنید که در طول زندگی به آن اشتغال داشته باشید.
حال اگر جزو آن عدهی معدودی که از والدینشان ارثی گرفتهاند نباشید یافتن یک کار پردرآمد دغدغهی همیشگی شما میشود. اگر مهارت خاصی داشته باشید که با آن بتوانید به درامد خوبی برسید که عموما جای نگرانی نیست.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، اما عدهی بسیاری از افراد دلشان میخواهد در کنار مهارتی که دارند و کاری که انجام میدهند یک شغل پردرآمد با سرمایه کم پیدا کنند و به شغل های زود بازده که برایشان درآمد خوبی به همراه دارد روی بیاورند. در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۴ راه را بشناسید که به یک کار پردرآمد و زود بازده برسید.
۱)به سراغ شغل هایی بروید که نیاز روز جامعه است و میزان تقاضا برای آن خیلی زیاد است.
موسسه کریر بیلدر سال گذشته فهرستی از مشاغلی را معرفی کرد که به دلیل میزان بالای تقاضا در جامعه در زمره کارهای پردرآمد بودند. این مشاغل که عموما در حوزه فناوری اطلاعات، پزشکی و فروش و بازاریابی هستند عبارتند از:مسئول بازاریابی،توسعهدهنده نرمافزار و اپلیکیشن،پرستار رسمی،مهندسی صنعتی،مدیر شبکه و سیستمهای کامپیوتری،توسعه دهنده وب،مدیر خدمات درمانی و پزشکی،فیزیوتراپ،مدیر فروش.
شاید بتوان گفت این فهرست تا حدی به نیاز روز جامعه ایرانی نیز نزدیک است. میتوان به عنوان یک شغل پردرآمد در ایران به مشاغل با تخصص کامپیوتر اشاره کرد. در حال حاضر همهی کسب و کارها حتی سوپرمارکتهای کوچک هم نیاز به کامپیوتر و نرم افزارهای مربوط به شغل شان دارند. در این رابطه هر نوع تخصصی که داشته باشید میتواند شما را به یک کار پردرآمد با سرمایه کم سوق دهد. از شغل های پردرآمد دیگر در ایران میتوانب ه جراح زیبایی، مربی و بازیکن فوتبال، وکیل و مشاور خانواده، و بازیگر سینما و تلویزیون اشاره کرد.
۲) به سراغ شغل هایی با سرمایه کم بروید که هم به زودی بتوانید کسب و کار خود را راه بیندازید و هم نیاز به تامین سرمایه اولیه نداشته باشید.
اگر از دنیای کارمندی خسته شدهاید و دلتان میخواهد برای خودتان کار کنید و از طرفی یک کار پردرآمد هم داشته باشید خوب است به یک کارافرینی جمع و جور و یک شغل با سرمایه کم فکر کنید. این روزها اجاره کردن یک مغازه یا کارگاه کوچک ممکن است کمی سخت باشد اما به امتحانش میارزد و میتوانید یک توزیع و فروش محصول خاصی را راه بیندازید. یا برای یک برند محبوب و پرفروش بازاریابی کنید و درصد سود خود را وصول کنید. حتی اگر قوم و خویشی در حاشیه شهر محل زندگیتان دارید میتوانید به پرورش ماهی و بوقلمون هم فکر کنید و با مشارکت مالی و کاری چند نفر از دوستان تان یک حوضچه پرورش ماهی راه بیندازید. اگر هم تخصص و فن مورد نیاز را داشتید میتوانید در حوزه انواع مشاغل تعمیرکاری و خدماتی و … مثل تعمیرکار، برقکار، بنا و گچکار خوش بدرخشید. جامعه در حال پیشرفت است و هر نوع خدماتی را پذیراست.
۳) به یک شغل پردرآمد خانگی و کار در منزل روی بیاورید.
همیشه اینطور نیست که فقط خانم ها به دنبال مشاغل خانگی باشند. امروزه مشاغل خانگی پردرآمد برای آقایان از محبوبیت بیشتری برخوردارند. اگر نگاهی به فهرست شغل های خانگی داشته باشید میبینید که بسیاری از آنان را میتوانید به راحتی و با آموزش خیلی کوتاهی و نیز با کمترین سرمایه و درآمد در منزل خود انجام دهید و یک کار پردرآمد در منزل داشته باشید. کارهایی نظیر وبلاگ نویسی ، بازاریابی تلفنی ، فروش کالا بصورت مزایده و حراج ، ترجمه ، تدریس خصوصی ، پرورش گیاهان خانگی ، طراحی و دوخت لباس ، ساخت جعبه کادویی و عروسک سازی ، فعالیت در صنعت خوراکی و غذای خانگی میتوانند گزینههای خوبی برای شروع یک کار پردرآمد در منزل باشند.
۴) در فکر پیدا کردن یک شغل دوم یا یک شغل آزاد باشید.
اگر که شما هم شغلی دارید که هر ماه حقوقی میگیرید اما کفاف زندگی تان را نمیدهد و در فکر کار پردرآمد دیگری هستید نیاز نیست حتما از شغل خود خارج شوید و به دنبال کار جدید باشید. میتوانید برخی کارها را به عنوان شغل دوم خود انتخاب کنید. در فهرست شغل های آزاد پردرآمد در ایران میتوان به نویسندگی ، مترجمی، عکاسی، فعالیت بازاریابی در فضای مجازی و مشاغل مربوط به توسعه و بهبود موتورهای جستجو اشاره کرد.

گزارش پول نیوز از زیر و بم یک کاسبی:
با 20 میلیون تومان گلفروشی راه بیندازید
گلفروش ها چقدر درآمد دارند؟
گل فروش باسابقه این کار را در شروع به صرفه نمی داند و می گوید: برای شروع کار 7 تا 20 میلیون تومان سرمایه نیاز است و درواقع سرمایه چندانی نمی خواهد.
طبق پژوهش های انجام شده، خریدن و یا کاشتن گل و گیاه و حتی نگاه کردن به آن ها، سبب ایجاد حس شادی، آرامش، سرزندگی و مثبت اندیشی در انسان می شود. برهمین اساس گل در فرهنگ، ادبیات و اعتقادات مذهبی ما ایرانیان جایگاه پررنگی دارد و این جایگاه را می توان در این بیت به درستی درک کرد: گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت؛ تا مردم کریم تر شوند اندر نعیم گل.
به گزارش پول نیوز،ایران به دلیل تنوع اقلیمی و آب و هوایی از شرایط خوبی جهت پرورش گل و گیاه برخوردار است و همین مزیت، کشور ما را به یکی از مراکز عمده و مهم تولید گل و گیاه در دنیا بدل کرده است. طبق آمارهای موجود، در حال حاضر روزانه به طور میانگین 3 میلیون گل شاخه بریده و بیش از 300 هزار تن گیاهان فضای سبز و ریشه ای در کشور ما تولید می شود.
هرچند ایران در تولید گل و گیاه در بین سایر کشورهای دنیا، دارای رتبه هفدهم است؛ اما جایگاه آن در صادرات خوب نیست و در مقام 107 جهان قرار دارد. از جمله دلایل این امر، حضور واسطه گران و دلالان در بازار اعلام شده است که به تدریج عنان بازار را به دست گرفته اند.
در حال حاضر بازار گل به دلیل وجود دلالان به سمت گرانی و کسادی پیش رفته است، به طوری که بنا به گفته برخی گلفروشان، تعداد زیادی از همکاران آن ها مجبور به تعطیلی کسب و کار خود شده اند. به عقیده آن ها ناپختگی و بی تجربگی برخی افراد باعث شده که بعضا در یک خیایان شاهد راه اندازی 2 تا 3 گلفروشی باشیم؛ در حالی که ورود به این کار را برای تازه واردان به هیچ وجه منطقی و عاقلانه نمی دانند.

مردم گل نمی خرند
کسادی است؛ مردم نمی خرند. این مطلب را سعیدی، کارگر یک گلفروشی واقع در خیابان شریعتی می گوید. او با اشاره به کسادی بازار گفت: در حال حاضر، در حدود 20 گلفروشی از تجریش تا سید خندان تعطیل شده اند.
وی ادامه می دهد: نمی توان روی این شغل حساب باز کرد. یک روز 5 سبد گل می فروشید و روزی دیگر به جای سبد گل، فقط چند شاخه گل فروش می رود. البته روز مادر به نسبت روزهای دیگر پر رونق تر است. البته روز ولنتاین هم خریداران ویژه خود را دارد، هرچند به پای روز مادر نمی رسد.
سعیدی با اشاره به گرانی گل می گوید: گلی که به قیمت 10 تا 12 هزار تومان از بازار می خریم را به مبلغ 13 تا 14 هزار تومان می فروشیم که با در نظر گرفتن شکستگی و خرابی برخی گل ها، پول آن برنمی گردد. در حدود 10 تا 12 میلیون تومان برای خرید گل در بازار هزینه می کنیم و برای برگرداندن این پول، مجبور به فروش شاخه ای هستیم؛ اما باز هم چیزی دستمان را نمی گیرد. به همین دلیل هر روز شاهد جمع شدن گلفروشی ها در سطح شهر هستیم.
این کارگر گلفروشی درمورد هزینه های جانبی مغازه گفت: بستگی دارد که چگونه مصرف کنید.
وی ادامه می دهد: برای تهیه مواد اولیه، مجبور نیستیم که هر روز به بازار رفت و امد کنیم؛ بلکه ممکن است تنها یک بار در هفته به بازار بروی؛ چون الان هوا سرد است و گل خراب نمی شود. البته برخی همکاران ما، شاید هفته ای یک روز هم به بازار نروند.
سعیدی افزود: چند روز قبل تا مبلغ 12 میلیون تومان گل خریدم؛ اما الان یک سوم آن هم به فروش نرفته است. البته اگر جشن و یا مراسم خاصی باشد، تعداد مشتریان ما بیشتر شده و در یک روز شاید فروش خوبی داشته باشیم. هرچند در کشورهای دیگر، در زمان جشن و یا مراسم، جنس ارزان و مغازه ها پر از مشتری می شود. اما در کشور ما کاملا وضع فرق دارد. در این مواقع، تا اندازه ای قیمت ها را بالا می برند که هم خریدار پشیمان می شود، و هم مشتریان تمایلی به خرید ندارند.

به گفته وی؛ قبلا گل ارزان بود و مردم برای خانه های خود حداقل یک دسته گل میخک می خریدند؛ اما الان تا حدی گران است که مردم تنها به فکر تامین خوراک خود هستند. مشتری، گرانی گل را از چشم ما می بیند، در حالی که همه چیز دست دلال است. دلال اوضاع را خراب می کند. حتی الان چون قیمت گل ثابت نیست و روزانه تغییر می کند، فاکتوری جهت خرید به ما نمی دهند.
البته سعیدی از فضای موجود در گل فروشی بسیار راضی است. او بر این باور است که گلفروشی باعث شادابی و جوانی می شود. او می گوید: سر و کار ما با گل است نه با ترازو. هر چند که زمان زیادی در طول روز مجبور به ایستادن هستیم؛ خستگی های این شغل شیرین است.

کاسبی، برای دلال است
سری به گلفروشی واقع در مرکز شهر می زنم؛ پیرمرد صاحب مغازه تا می فهمد خبرنگار هستم؛ شروع به گلایه کردن از اوضاع بد بازار می کند. «خدا برکت دهد به این مالیات!!! مالیات سرسام آور است. حقوق کارگر، خراب شدن گل ها هزینه آب، برق و .. همه این ها هست»
این گلفروش ادامه می دهد: یکدفعه هشت ماه از سال کارمان کساد می شود. البته روز مادر و روز ولنتاین اوضاع خوب است. هرچند گلی هم که در روز ولنتاین فروخته می شود، تنها 2 هزار تومان سود برای ما دارد.
وی با اشاره به روزهای پایانی سال گفت: گلفروشی در این روزها به نوعی تعطیل است. در ماه اسفند هم که همه دنبال خرید لباس عید، شیرینی و آجیل هستند، کسی گل نمی خرد، مگر اینکه مراسمی باشد. ایام فاطمیه، ماه محرم، ماه رمضان و تعطبلات نوروز هم که کار ما تعطیل است و درآمد خوبی نداریم.
پیرمرد گلفروش معتقد است؛ که آدم های بی تجربه و نپخته به سراغ گلفروشی می روند. این کار پول دور ریختن است. برای مثال فرض کنید روز ولنتاین، دلال بیست روز جلوتر، گل را می خرد و در سردخانه می گذارد. دیگر چیزی در بازار نمی ماند. و در نهایت دلال گل را به قیمتی دو تا سه برابر بالاتر می فروشد. دلالان نمی گذارند خیال ما راحت باشد. الان کاسبی برای دلال است و مغازه دار تنها هزینه می کند.
او در پاسخ به این سوال که آیا درآمد اول هفته شما با پایان هفته فرق دارد یا خیر؛ بر کسادی تاکید می کند و می گوید: تنها 2 تا سه روز در سال درآمد خوبی کسب می کنیم که البته اگر دلالان بگذارند. یک روز گل می فروشیم، فردا نمی فروشیم. البته نه اینکه در آخر چیزی گیرمان نیاید؛ اما به نسبت زحمت و کاری که می کشبم؛ هزینه بیشتری پرداخت می کنیم.
گل فروش باسابقه دیگری این کار را در شروع به صرفه نمی داند و معتقد است؛ ورود این حرفه برای تازه کارها، عاقلانه نیست. او که صاحب یک گلفروشی در خیابان جردن است؛ علاقه ای به توضیح جزئیات کار خود ندارد و تنها به چند جمله اکتفا می کند. او می گوید: برای شروع کار 7 تا 20 میلیون تومان سرمایه نیاز است و درواقع سرمایه چندانی نمی خواهد.
این گلفروش افزود: ما مواد اولیه را روزانه تهیه می کنیم و از آنجایی که تولید به مصرف هستیم، هزینه زیادی برای ما ندارد.

براساس گزارش میدانی پول نیوز خرید گل و مواد اولیه عمدتا هفتگی انجام می شود و یک و نیم تا 2 میلیون تومان خرج برمی دارد. عمدتا حقوق یک کارگر یک میلیون و پانصد هزار تومان در ماه است و هزینه های جانبی مانند برق، آب بستگی به مصرف هر مغازه دارد؛ اما به طور تقریبی حداقل ماهیانه یک میلیون تومان می شود. در حال حاضر گل رز بیشترین تقاضا را در بازار دارد و شاخه ای 8 تا 12 هزار تومان به فروش می رسد. پردرآمدترین و شلوغ ترین روزهای کاری گلفروشان مربوط به روز مادر و ولنتاین است. ساعت کاری آن ها از 7ونیم صبح آغاز و تا یازده شب ادامه دارد.
منبع: پول نیوز

چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهيم؟
"فروشنده" اصغر فرهادی برنده جایزه بهترین فیلم خارجی هشتاد و نهمین جشنواره
جوایز سینمایی اسکار شد.

نمایندگان فرهادی روی صحنه اسکار و هنگام دریافت جایزه فیلم فروشنده
انوشه انصاری(فضانورد ایرانی) و فیروز نادری(یکی از مدیران ایرانی ناسا)
دو نماینده اصغر فرهادی برای دریافت جایزه فیلم فروشنده به روی صحنه رفتند.

اصغر فرهادی - و دیگر عوامل اصلی تولید فیلم "فروشنده" - به دلیل اعتراض به سیاست های ضد مهاجرتی و فرمان اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور جدید آمریکا در این باره به آمریکا سفر نکرد، در این مراسم دو نماینده ایرانی تبار ساکن آمریکا به آکادمی اسکار به عنوان نماینده خود معرفی کرده بود.
اعطای دومین جایزه اسکار به "اصغر فرهادی" کارگردان ایرانی
بابت فیلم "فروشنده"را به هموطنان تبریک عرض میکنم.
رونمایی از طرح جدید اسکناس 10 هزار ریالی
رئیس جمهوری صبح امروز در پنجاه و ششمین مجمع عمومی سالیانه بانک مرکزی حضور یافت و قرار است در حاشیه این مجمع علاوه بر سامانه «نسیم» از اسکناس ۱۰ هزار ریالی جدید نیز رونمایی شود.
..........................
سوال از مسئولین استانی
همواره سوالی که در ذهنم وجود داشته و دارد این است که آیا در استان اذربایجان شرقی با این همه قدمت چرا یک طرح از آثار باستانی و تاریخ و تمدن این منطقه در اسکناس منتشره چاپ نمیشود.
امیدوارم مسئولین محترم استانی از خواب غفلت بیدار شوند و مسئولین محترم وزارت ارتباطات را مجاب به چاپ اثری از استان عزیزمان مانند مسجد کبود ،ارک علیشاه ، مقبره الشعرا ، ساختمان شهرداری و... روی اسکناسها نمایند.
۸ نکته طلایی از پیتر دراکر برای تغییر دنیای شما
نکته اول: انجام کارهای درست خیلی مهمتره از اینکه کارها به درستی انجام بشه.
نکته دوم: اگه به دنبال یک چیز جدید هستید باید انجام چیز قبلی رو متوقف کنید.
نکته سوم: هیچ چیز غیرمفیدتر از این نیست که اساسا” کاری رو که نباید انجام بدین به بهترین نحو انجام بدین.
نکته چهارم: چیزی بهبود پیدا می کنه که اندازه گیری بشه.
نکته پنجم: نتایج از تشخیص و عملیاتی کردن فرصت ها بدست می آیند نه از حل و فصل مشکلات
نکته ششم: بسیاری از اوقات چیزی که مدیریت نامیده میشه فقط شامل مشکل کردن انجام کارهاست.
نکته هفتم:کسانیکه ریسک نمی کنند، معمولا در طی یکسال تقریبا” مرتکب دو اشتباه بزرگ می شوند و کسانی هم که ریسک می کنند معمولا در هر سال تقریبا” مرتکب دو اشتباه بزرگ می شن.
نکته هشتم: مدیریت یعنی انجام کارها به درستی در حالیکه رهبری یعنی انجام کارهای درست.
منبع:www.spbc.ir
حکایت های آموزنده
روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسانها از ترس ظاهر خوفناک من میمیرند نه به خاطر نیش زدنم.»
اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را میگزم و مخفی میشوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»
مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای زنبور لعنتی» و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چند روز بهبودی یافت.
مدتی بعد که باز چوپان در همان حالت بود، مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند. این بار زنبور نیش میزد و مار خودنمایی میکرد. این کار را کردند و چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادی هم استفاده نکرد. چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد.
برخی بیماریها و کارها نیز همین گونه هستند. فقط به خاطر ترس از آنها، افراد نابود میشوند یا شکست میخورند. بیماری سرطان از جمله بیماریهایی است که دلیل عمده مرگ و میر بیمارانش باخت و تضعیف روحیه آنان است.
منبع:yekibood.ir
چگونه پولدار شويم؟
جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲-اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایهگذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است که در حال حاضر در سنگاپور زندگی میکند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (quantum fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت میپردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رساندهاند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد میداند.
– آیا هیچ وقت فکر میکردید که روزی به جایی کهامروز هستید خواهید رسید
خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافتهاند، غافلگیر شدهام. من مطمئنا میخواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه میخواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمیکردم که این اتفاق قبل از چهل سالگیام به وقوع بپیوندد.
– وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آوردهاید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟
به روشنی روزی را که ارزش خالص داراییام به یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر ۱۹۷۷٫ آن موقع ۳۵ سال داشتم، و میدانستم که برای انجام کاری که میخواستم در ۳۷ سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم.به بیشتر از اینها نیاز دارم.
– رمز موفقیت شما در چیست؟
من اصلا باهوشتر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزهام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه یک جور فکر کنند باز هم دلیل نمیشود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه میکنند، به راحتی میتوانید مقدار زیادی پول درآورید.
پولدار شدن,راه های پولدار شدن,کسب موفقیت
– استراتژی سرمایهگذاری شما چیست؟
ارزان میخرم و گران میفروشم. من سعی میکنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش میکنم که قانع شوم درست فکر میکردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه میکنم به این دلیل است که بهاندازه کافی بررسی و مطالعه نکردهام.هیچ وقت ارزش «انجام مسوولیت» را دست کم نگیرید. در دهه ۱۹۶۰، جنرال موتورز موفقترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنیها دارند میآیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایهگذارانی که مطالعه و بررسیهای خودشان را درست و دقیق انجام میدادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند.
– بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟
کوانتوم فاند. وقتی در سال ۱۹۷۰ شرکت را تاسیس کردیم، من تنها ۶۰۰دلار ته جیبم داشتم. بعد از ۱۰ سال دارایی ما ۴۲۰۰ برابر شده بود.
– آیا میخواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟
خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار میکنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و میخواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.هر دو دختر ما دایهای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت میکنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهمترین زبانها خواهند بود.
– آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟
من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من داراییهایم را جمع کردهام و با استفاده از آنها زندگی میکنم.
– آیا اهل ولخرجی و افراط هستید؟
من دوبار به دور دنیا سفر کردهام. بار اول سال ۱۹۹۰ حرکت کردم و با موتور سیکلت در۲۲ ماه ۶ قاره را در نوردیدم. بار دوم که در سال ۱۹۹۹ شروع شد، من و همسرم در ۳ سال، به ۱۱۶ کشور دنیا سفر کردیم.
– آیا میخواهید ثروتتان را به بچههایتان انتقال دهید؟
اگر شما خیلی به بچههایتان پول بدهید، آنها را لوس میکنید. من وصیت نامهام را طوری تنظیم کردهام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.من به دانشگاههایی چون ییل و آکسفورد رفتهام و تعداد زیادی از بچههای افراد ثروتمند را دیدهام که هیچوقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشتهاند. من میخواهم که بچههایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند.تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد.
– در هنگام رکود مردم با پولهایشان باید چه کار کنند؟
روی چیزهایی سرمایهگذاری کنید که از آنها سر در میآورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب میشوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامههای تلویزیونی سرمایهگذاری میکنند.بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایهگذاری کنند. این شیوهای است که آدم را ثروتمند میکند.شما با سرمایهگذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمیدانید، هیچ سودی نخواهید کرد.
بعد از خواندن مصاحبه این مرد سرمایه دار بهتر است قدری هم در مورد چگونگی پس انداز کردن بیاموزید.
پس انداز چیست؟
معمولا اولین چیزی که با شنیدن واژه پس انداز به ذهن اکثر ما ایرانی ها می رسد، بانک است. از نظر ما ایرانی ها، پس انداز یعنی پول هایی که در بانک می گذاریم تا در روز مبادا از آن استفاده کنیم.اما پس انداز یا همان saving در واقع ” درآمد خرج نشده یا مصرف معوق است.” یعنی میزانی از درآمد که ما آن را خرج نمی کنیم یا اموالی که برای مصرف بعد از این کنار می گذاریم.پس می توان نتیجه گرفت که پس انداز فقط نقدی نیست، بدین معنا که هر نوع صرفه جویی ما در هزینه ها هم می تواند پس انداز باشد و چه بسا این نوع پس انداز بتواند گره های بیشتری از زندگی ما را باز کند.
کسب موفقیت,پولدار شدن,راه های پولدار شدن
اما، می توان پا را از این هم می توان فراتر گذاشت، به این معنا که پس انداز فقط برای روز مبادا نباشد و حتی از این راه هم بتوان پولدار شد. احتمالا در نگاه اول محال و غیرممکن به نظر می رسد، اما کمی که فکر کنیم می بینیم شدنی است.
رعایت نکاتی که روزانه در زندگی با آن سرو کار داریم و خیلی راحت از کنارشان می گذریم، می تواند در این راه به ما کمک کند.
۱٫ولخرجی نکنید
ولخرجی یعنی هزینه های اضافی که خودمان به خودمان تحمیل می کنیم. خرید کردن هایی که مازاد میزان مصرف شما هستند، نمونه ای بارز از ولخرجی های بی موردی است که نتیجه اش فقط به باد دادن پولتان است. پس نگذارید پول هایتان را باد با خود ببرد.
۲٫سقف خرید تعیین کنید
فروشگاه های بزرگ معمولا بهترین جا برای خرید کردن هستند. می توانید با تنها یکبار مراجعه به این نوع فروشگاه ها همه خریدهایتان را انجام دهید. اما خطر هم شما را یا بهتر بگوییم پولتان را تهدید می کند. برای اینکه وسوسه به سراغتان نیاید، حتما یا لیستی از خریدهایتان تهیه کنید یا سقفی برای پولی که می خواهید خرج کنید، تخمین بزنید.
۳٫فروش فوق العاده و حراج را از دست ندهید
یکی از بهترین مسیرهای پس انداز است. حراج های فصلی و فروش های فوق العاده برای شما فرصتی است که هم جنس خوب بخرید و هم پول زیادی نپردازید و این یعنی پس انداز.
۴٫در برابر غذاهای بیرون خویشتن دار باشید
یکی از بزرگترین تفریحات ایرانی ها بیرون غذا خوردن است. غذای بیرون خوردن تفریح خوبی است به شرطی که به این دو نکته توجه کنید. اول اینکه غذاهایی را که می توانید در خانه آماده و نوش جان کنید از رستوران نگیرید. دوم اینکه سعی نکنید به زور همه غذایتان را میل کنید. می توانید اضافه غذای خود را به خانه ببرید و یک وعده دیگر هم از آن استفاده کنید.به این ترتیب هم از خوردن غذای بیرون لذت می برید و هم پول پس انداز می کنید.
۵٫خرج و مخارجتان را یادداشت کنید
افرادی را می شناسم که با نوشتن تمام هزینه های خود از کوچکترین خرید های روزانه گرفته تا بزرگترین خرج های عمده، هزینه هایشان را کنترل و مدیریت می کنند.اگر به دنبال کنترل هزینه هایتان هستید، از همین امروز دفترچه ای را به این کار اختصاص دهید و همه خرج هایتان را بنویسید. مقایسه ماهیانه این هزینه ها شما را در کنترل هزینه ها موفق تر خواهد کرد.
۶٫دنبال پاسخ چراها باشید
اگر روزی با دیدن قبوض خدماتی یامسائلی از این دست برق از سرتان پرید و متوجه شدید، بیشتر از حد مجاز خرج روی دستتان گذاشته، دنبال دلیلش باشید تا دیگر شوکه نشوید و اوضاع دوباره برایتان عادی شود.
رعایت همین نکات بسیار ساده می تواند صفرهای پول های خارج از بانک شما را از صفرهای پول هایی که در بانک دارید بیشتر کند، یا به عبارت دیگر با پس انداز پولدار شوید. امتحان کنید، امتحانش ضرری ندارد.
منبع: وبhttp://spbc.ir/

جهان آینده و چالش فرهیختگان
جهانی شدن،پیدایش جهان شبکه ای،پیشرفت های شتابان و بی ترحم فناوری و ظهور شبکه های اجتماعی از جمله عواملی هستند که شیوه های سنتی نقد وتحلیل محیط را به شدت دستخوش تحول کرده اند.
فرهیختگان و برگزیدگان جامعه اما همچنان در مسیر نقد،تحلیل و پیش بینی سنتی محیط هستند.
- اتوماسیون کسب و کارهاو بهره گیری از روبات ها موجب بیکاری طبقه متوسط وضعیف شده است.
- - در بسیاری از کشورهای فقیر دسترسی مردم به اینترنت و شبکه های اجتماعی بیش از دسترسی آنها به آب آشامیدنی است.
- مردم جوامع فقیربا دیدن دنیای پر زرق و برق غرب گرایش بیشتری به مهاجرت پیدا میکنند،استانداردهای دوگانه جوامع،مردم را ناراضی ساخته یا وادار به مهاجرت می سازد.
- کیفیت زندگی در بسیاری از جوامع بهبود یافته است اما برای این بهبود،بهای گزافی پرداخته اند:
فروپاشی کانون خانواده،
شکاف نسلی،
تغییر سبک زندگی و ایجاد تقابل با فرهنگ های سنتی،
نابودی فرهنگ های کوچکتر
و از بین رفتن سنت های بومی و ملی از جمله پیامدهای ناخوشایند این تحول است.
- در بسیاری از جوامع،از جمله کشور ما،قشر متوسط در حال نابودی است.جامعه به دو بخش بسیار غنی و بسیار فقیر تقسیم شده است.این مساله موجب افزایش تضاد طبقاتی و گسترش نارضایتی از سیاست های دولت است و به نظرنمی رسد این روند در کوتاه مدت متوقف شود.
نکته ی مهم تر،واکنش توده های مردم به سیاست های فرهیختگان و دولتمردان و پیامدهای ناخوشایند این سیاست ها و رضایت آنان است.
- انتخابات برای جدا شدن انگلیس از اتحادیه اروپا و نتایج آن تمامی روشنفکران را شگفت زده کرد.
- اندیشمندان و سیاسیون مردم را به فقدان شعور سیاسی و اجتماعی محکوم کردند و رویدادی خلاف چشمداشت شکل گرفت.
- در ایالات متحده تمامی اندیشه ورزان و روشنفکران به پیروزی هیلاری کلینتون اطمینان داشتند،آن ها معتقد بودند مردم با شعور والا و بالای خود،دست رد به سینه ی ترامپ خواهند زد،نتیجه مصیبت بار بود. ترامپ پوپولیست به کاخ سفید راه یافت.
آیا مردم فاقد شعور و اندیشه هستند؟
نگاهی به مقوله ی خرد جمعی برای بررسی این رویکرد تازه، خالی از لطف نیست.
- اندیشمندی به نام گالتون از شمارزیادی از مردم خواست با نگاه کردن وزن گاوی را تشخیص دهند،اظهار نظرها بسیار متفاوت بود . او در ادامه تمام ارقام را جمع کرده و سپس معدل گرفت.نتایج شگفت اور بود ،آن ها در مجموع با اختلافی اندک،وزن گاو را درست تشخیص داده بودند.
- به موردی دیگر اشاره کنیم:شخصی ظرف بزرگی از آب نبات را به همکاران خود نشان داد و از انها خواست تعداد آب نبات ها را حدس بزنند. با وجود اختلاف شدید حدس افراد با یکدیگر،جمع بندی و معدل گیری نشان داد که خرد جمعی به طرز شگفتی تعداد آب نبات ها رادرست حدس زده است.
- شاید در فیلم های مستند دیده باشید که ماهی های کوچک به شکل توده ای بزرگ در زیر اب حرکت میکنند، علت چیست؟
خرد جمعی دریافته است که ماهی های بزرگ هنگام حمله به شکار اندازه طعمه را اندازه می گیرند.این رفتار ماهی های کوچک موجب خطای محاسباتیماهی شکارچی می شود.
- هیچ یک از ماهی های کوچک نمی دانند که این رفتار(حرکت در قالب یک توده بزرگ)چه معنایی دارد،اما خرد جمعی دلیل این حرکت را می داند.
- رفتارهای مشابهی در مورچگان و ملخ ها وجود دارد.ما در مجموع این رفتار را خرد جمعی می نامیم،رفتاری که در جوامع بشری نیزمصادیقی دارد.
خرد جمعی در جوامع بشری نیز مصادیق فراوانی دارد.”نه” گفتن به نخبگان در موضوع جدایی انگلیس از اتحادیه اروپاو انتخابات ریاست جمهوری امریکا،نمونه هایی از خرد جمعی و نوعی رفتار اجتماعی است که در آینده می تواند در جامعه ما هم متجلی شود.
این رفتارها موجب شگفت زدگی روشنفکران خواهد شد.
در حقیقت پیروزی ترامپ،به معنای محبوبیت او نیست،بلکه به معنای” نه” گفتن به هیلاری کلینتون است.
اینک مساله مهم واکنش اندیشمندان جوامع گوناگون به انتخاب مردم جامعه است.
ما برای درک تحولات سیاسی،اجتماعی خودمان باید انگیزه ها و انگیخته های مردمرا بهتر بشناسیم.
خبرگان جامعه برای پیش بینی تحولات آینده نیازمند شناخت شناسی و مردم شناسی نوین هستند.
🔸اندیشمندان برج عاج نشین نخواهند توانست رفتارهای آتی جامعه را با کاربست فرمول های گذشته،تشخیص دهند.شبکه های اجتماعی بیش از گذشته در مهندسی افکار نقش دارند،البته به این مجموعه باید رسانه های نسل گذشته را نیز افزود.
برای مثال رسانه های رسمی ما در ماه های اخیر در انتقاد از عملکرد دستگاه های اجرایی کشور مشابهت های فراوانی با “وی او ای” و” بی بی سی” دارند.
بر این قیاس تردید نباید داشت که هدف از این موج تبلیغاتی،تاثیر گذاری بر جریان انتخابات پیش رو است.
این در حالی است که ما بیش از همیشه نیازمند همکاری و تعامل در جامعه هستیم.
پیدایش جامعه ای دوپاره منافع هیچ کس را تضمین نخواهد کرد.در پی این قبیل تبلیغات مردم از راه خرد جمعی ،معیارهای دوگانه در برخورد با مشکلات جامعه درک خواهند کرد.
سکوت در برابر برخی از نابسامانی ها و بزرگنمایی هایی برخی دیگر،مردم را_ ولو با شعور سیاسی به ظاهر اندک _حساس خواهد کرد.
جامعه ما باید به جای ایجاد موانع بیشتر و گروه گرایی ،به اهداف ملی مشترک بیندیشد….
دانی که چرا دار مکافات شدیم؟
ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟
کشتیم خرد؛ دار زدیم دانش را،
دربند و اسیر صد خرافات شدیم!
مولانا

