فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com

۵ نکته برای جیب‌های خالی

 

مسایل مالی یکی از اختلاف‌های رایج بین زن و شوهرهاست. هر زوجی، از هر طبقه اجتماعی تا حدی دارای مشکلات مالی است. در اینجا ۵ نکته مهم اقتصادی را که در طول زندگی مشترک می‌تواند بارها رخ دهد، برای شما بازگو می‌کنیم. به یاد داشته باشید که بهترین کار هنگام بحران‌های مالی خانواده‌ها، داشتن صداقت و همکاری در حل بحران است...

۱.داشتن مشکلات شغلی

بسیاری از همسران مسایل شغلی و مشکل‌های محل کار را برای شریک زندگی‌شان بازگو نمی‌کنند و در بحران‌های شغلی، فقط خودخوری می‌کنند. اگر یک روز از محل کار اخراج شوید، چه می‌کنید. بسیاری از مردان دوست ندارند زنانشان درباره امنیت شغلی از آنها سوال کنند. حتی خیلی از همسران، حقوق خود را از یکدیگر پنهان می‌کنند. بهترین راه این است که احتمال‌های شغلی آینده را به همسرتان بگویید و با هم درباره راه‌حل‌ها بحث کنید.

۲.مشکلات مالی والدین

گاهی ممکن است والدین شما که سالمند شده‌اند، برای درمان یا هزینه‌های روزمره زندگی خود، به شما احتیاج داشته باشند. شما فرزند آنها هستید و نمی‌توانید تنهایشان بگذارید اما در بسیاری از اوقات، کمک کردن به والدین شما را با محدودیت‌های مالی مواجه می‌کند و ممکن است همسرتان به این محدودیت‌ها اعتراض کند. در کمک به والدین منطقی باشید و از مدت‌ها پیش، درباره آن با همسرتان صحبت کنید. این بحث‌ها را نگذارید برای وقتی که پدر و مادر شما به کمک فوری احتیاج دارند.

۳.تصمیم‌های اقتصادی

زندگی مشترک بر پایه تصمیم‌های اقتصادی‌ای می‌چرخد که همسران با یاری هم باید آنها را اتخاذ کنند. در بسیاری از خانواده‌ها، مردها تصمیم‌های اقتصادی را می‌گیرند. در این صورت، اگر مشکلی پیش بیاید مردها مقصر شناخته می‌شوند و از دست زن‌ها نیز کاری برنمی‌آید، اما اگر مردان و زنان به صورت تیمی کار کنند، مسوولیت برابری نیز دارند و در زمان بروز مشکل نمی‌توانند از زیر بار سختی‌ها شانه خالی کنند.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

سروده افشین علاء به مناسبت موفقیت برجام در «اطلاعات» 

 

روزنامه اطلاعات در شماره امروز (‌سه شنبه 29 دی 1394) سروده «‌افشین علاء» درباره موفقیت برجام را با عنوان «کشور گل به لب ساحل آرام رسید» به چاپ رسانده که خواندن آن خالی از لطف نیست:

بوسه برجام بزن نوبت”برجام”رسید

شکر حق غصه ایام به فرجام رسید


عاقبت با مدد ساقی تدبیر و امید

به لب خشک چمن باده گل‌فام رسید


دی، چو نوروز گل افشان شد و شیرینی و شور

در دل خلق، پس ازتلخی ایام رسید


سور و سات و سر و سامان و سر‌افرازی و سعد

هفت سینی شد و بر سفره اسلام رسید


زار شد کار حریف از هنر یار ظریف

کار زاری که درآن فایده بر عام رسید


دور شد سایه جنگ ازسر ایران وفرنگ

سر بدخواه به سنگ از طمع خام رسید


نام ایران شرری زد به تل آویو و ریاض

باز بر دشمن دون لرزه ازین نام رسید


شب دکان زدن ازفتنه و تحریم و فریب

رفت و خورشید ظفر بر سر این بام رسید


باغبان! چشم تو روشن که در این کشتی امن

کشور گل به لب ساحل آرام رسید


آخرین گام، رهاکردن مرغ از قفس است!

همتی کن که دگر نوبت این گام رسید!

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۳۰ توسط احمد عاقلي
 
 جملات کوتاه 
 
 
تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سازد و عوام فریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد . علی شریعتی


اگر به جای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می رفتیم ، همۀ دشمنان نابود می شدند .     بیسمارک


آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است . فردریش نیچه


سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . اُرد بزرگ


تجربه را بر روی رختخواب نرم معطر و متکای پر قو نمی توان بدست آورد . اوری پید
 
 
 
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۲ توسط احمد عاقلي

 

دو برج تبریز در جمع 10 آسمان خراش ایران

 

گزارشی از مرتفعترین برج های ایران

 

به گزارش پایگاه خبری/شهری تبریزمدرن این روزها یکی از معیارهای مدرنیته  شهرها  ،بلند مرتبه سازی و داشتن برج هایی با معماری زیبا و منحصربفرد میباشدبطوری که برج های بلند و زیبای شهر ها کم کم به نماد آن شهر  در تبلیغات  رسانه ای  وتصاویر  تورهای گردشگری تبدیل میشود .

لذا این امر ما را بر آن داشت تا در وبسایت تبریزمدرن ،گزارشی از ده برج بلند ایران به نمایش بگذاریم که به قرار زیر است :

شایان ذکر است در این گزارش تنها به برج هایی که تکمیل شده و یا در آستانه تکمیل میباشند پرداخته شده است

  • بلندترین برج کشور برج میلاد تهران میباشد که این برج مخابراتی بوده و به عنوان نماد تهران مطرح میشود که ۴۳۵ متر ارتفاع دارد

 

  • برج تجارت جهانی تبریز دومین برج بلند ایران  میباشد که در ۳۷ طبقه  احداث شده است و دارای ارتفاع ۱۹۲ متر میباشد

IMG_6380

 

  • سومین برج بلند ایران مربوط به برج بین المللی تهران میباشد که ارتفاع ۱۶۲ متری داشته و در ۵۵ طبقه احداث شده است

  • چهارمین برج بلند ایران مربوط به پروژه متل قو مازندران میباشد که در ۳۵ طبقه و با ارتفاع ۱۵۰ متر احداث شده است

  • پنجمین برج بلند کشور مربوط به برج آسمان فرمانیه  تهران میباشد که در        ۳۵ طبقه و با ارتفاع  ۱۲۰ متر احداث شده است

  • ششمین برج بلند کشور برج سپهر تهران میباشد که در  ۳۲ طبقه و ارتفاع  ۱۱۵ متر احداث شده است

  • هفتمین برج بلند کشور برج باران ۲  مشهد میباشد که در     ۲۷ طبقه و با ارتفاع     ۱۱۰ متر اجرا شده است

باران ۲ مشهد

 

  • هشتمین برج بلند کشور هتل چمران شیراز میباشد که در ۳۰ طبقه و با ارتفاع ۱۰۹ متر احداث شده است

هتل چمران شیراز

 

  • نهمین برج بلند کشور  برج شهران تبریز میباشد که در ۳۰ طبقه و با ارتفاع ۱۰۰ متر احداث شده است

IMG_5914

 

 

  • دهمین برج بلند کشور برج دو قلوی الهیه تهران میباشد که در سی طبقه و ۹۸ متر ارتفاع احداث شده است

 
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ توسط احمد عاقلي
http://s3.picofile.com/file/8191067634/8lu5ltbh14ne1g7nsg8o.jpg

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ توسط احمد عاقلي

اصلاح‌طلبی در گذار سوم 

 محسن رنانی

 

درآمد

در سال ۱۳۸۱ از دو نفر از چهره‌های برجسته اصلاح طلب مجلس ششم (آقایان دکتر محمدرضا خاتمی و دکتر محسن میردامادی) وقت گرفتم و به طور جداگانه با آنان درباره برخی دغدغه‌های خود در باب مسیر اصلاح‌طلبی در کشور صحبت کردم. چکیده سخن من این بود که اصلاح طلبان به سرعت باید در شیوه سیاست‌ورزی خود تجدید نظر کنند. گفتم که سرنوشت کشور اکنون به شیوه سیاست‌ورزی اصلاح طلبان گره خورده است. یادآوری کردم که رویکرد اقتدارگرایان در همیشه تاریخ مشخص بوده است: آنان اقتدار طلبند و تاریخ گواه است که محاسبه «هزینه‌-فایده» در فرهنگ اقتدارگرایان نیست. آنان یک هدف دارند و به هر قیمتی می‌خواهند به آن هدف دست‌ یابند. بنابراین هیچ انتظاری از آنان برای تغییر روش سیاست‌ورزی‌شان نیست. اقتدارگرایی، اقتدارگرایی است و ماهیت آن اقتضا می‌کند که تحت هر شرایطی و به هر هزینه‌ای بکوشد تا خود را و قدرت خود را و منافع خود را استحکام بخشد. اما اصلاح طلبی معنی دیگری دارد. اصلاح طلبی یعنی ارائه یک بازی ماهرانه و حساس روی طناب سیاست به‌گونه ای که در پایان در مسیر اصلاح امور و تامین منافع بلندمدت جامعه، گامی به پیش رفته باشیم. فرق اقتدارگرایی با اصلاح‌طلبی در این است که اقتدارگرایی فقط «بُـرد» می‌خواهد حتی اگر عملکرد او به زیان منافع جامعه باشد، و اصلاح طلبی در پی تامین مصالح و منافع بلند‌مدت جامعه است حتی اگر «ببازد» و آبرویش برود و قدرت را واگذارد و زندانی شود و به تبعید برود. مثال دو مادری را زدم که بر سر کودکی اختلاف داشتند و برای داوری پیش امیر مومنان (ع) رفتند. هر یک از آن دو مدعی بود که آن کودک، فرزند اوست. حضرت نیز پس از آن که با گفت‌وگو مساله را حل شدنی نیافتند دستور دادند که کودک دو نیم شود و هر نیمه ای به یکی از مدعیان مادری تحویل شود. در این لحظه بود که یکی از زنان مدعی گفت که از ادعای خود می گذرد و موافق است که کودک را به زن دیگر بسپارند. و چنین شد که حضرت فرمودند همین زن که از حق خود گذشت مادر واقعی آن کودک است و کودک را به او سپردند. چرا که تنها مادر واقعی است که وقتی می بیند کودکش در خطر است حاضر است برای سلامت فرزندش از هر منفعتی چشم بپوشد.
اکنون باید گفت اصلاح‌طلب واقعی کسی است که مانند آن مادر حقیقی عمل کند. این جا، کودک،‌ همان منافع ملی، و مصالح بلندمدت جامعه است. اصلاح طلب واقعی کسی است که هرگاه دید که حضور فعال او در سیاست یا تلاش او برای کسب قدرت ممکن است منجر به رفتارهایی از سوی رقیب شود که به منافع بلندمدت جامعه لطمه بزند، عطای قدرت را به لقایش ببخشد و کناره بگیرد. یعنی همان کاری که اصلاح‌طلبان باید در مجلس ششم می‌کردند و نکردند و همان کاری که باید در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ می‌کردند و نکردند و البته این همان کاری بود که در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ کردند و امید می رود که در آینده نیز هر جا لازم باشد چنین کنند.
در همان دیدارها به آن دو چهره اصلاح‌طلب گفتم که «نظریه خروج از حاکمیت» یک نظریه غیراصلاح طلبانه است. این نظریه پیام غیر دوستانه ای به رقیب می‌دهد. شما سخن از «خروج از حاکمیت» می‌گویید اما آنان این نظریه را «خروج بر حاکمیت» تلقی می‌کنند و این می‌تواند آغازی بر یک بازی حذفی در فضای سیاسی ایران باشد که حتی اگر به خشونت نکشد ممکن است سال‌های درازی به طول بینجامد و خسارت‌ها بیافریند. صرف نظر از آن که چه کسی آغازگر است، شروع یک بازی حذفی در فضای سیاسی ایران بسیار آسیبناک است و نهایتا دودش به چشم مردم ایران خواهد رفت. بویژه آن که تجربه تاریخی این دیار نشان می‌دهد که در تمام دوران پس از مشروطیت، اقتدارگرایان معمولا وقتی وارد بازیهای حذفی می‌شوند نه ملاحظات عقلانی را رعایت می‌کنند و نه ملاحظات اخلاقی را، و این می‌تواند بسیار خسارتبار باشد.
گفتم که در سالهای پس از جنگ تحمیلی، نظام تدبیر وارد مسیری پر هزینه شده بود؛ قانون اساسی که می‌رفت تا بعد از جنگ به عنوان میثاق ملی جان بگیرد با تفاسیری خاص روبه‌رو شد و از جایگاه فصل الخطاب فرود آمد؛ کشور مانند جاده ای شده بود که رانندگان در آن بی هیچ ضابطه‌ای می‌راندند و حرکت جمعی ما بسیار پر هزینه شده بود. اصلاح طلبی با این داعیه مطرح شد که روند امور کشور در همه حوزه‌ها به مدار قانون و ضابطه‌مندی بازگردد و تردد مردم ما در حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، سامانمند و پیش بینی پذیر شود. اما امروز جامعه ما مثال چهارراهی شده است که در آن خودروها به هم گره خورده‌اند و روند امور کشور متوقف شده است. یعنی این جاده نه تنها دیگر همان ترددها و حرکت‌های بی ضابطه قبلی را ندارد بلکه سیاست‌مداران ما به مثابه رانندگان خودروهایی که در وسط یک چهارراه گره خورده اند، از خودروهای خود پیاده شده‌اند و هر طرف دیگری را متهم به بستن راه می‌کند و به دیگری نهیب می زند که راه را باز کند.
گفتم به گمان من اصلاح طلب واقعی کسی است که صرف نظر از این که چه کسی چهارراه را بسته است، دنده عقب بگیرد و بگذارد راه باز شود و چهارراه سیاست اندکی تخلیه شود و هیاهو و ازدحام کاهش یابد تا دوباره بشود حرکتی قاعده‌مند را سامان داد. بی‌گمان اقتدارگرایان عقب نخواهد رفت و راه را باز نخواهند کرد و در چنین حالتی آن که زیان خواهد دید جامعه است. پس این اصلاح طلبانند که باید گامی به عقب روند و بهانه را از رقیب بستانند تا بازی سیاست دوباره به مسیر عادی خود بازگردد و راه سیاست‌ورزی عقلانی در این دیار مسدود نشود. بر همین اساس «نظریه مهاجرت به درون» را مطرح کردم. گفتم نظریه مهاجرت به درون می گوید برای آن که چهارراه سیاست در ایران اندکی آرام بگیرد و بازی سیاست به مسیر عقلانی خود بازگردد، اصلاح طلبان باید آگاهانه و به انتخاب خود، برای مدتی از صحنه سیاست، دوری کنند. دستکم آن است که آن چهره‌هایی از اصلاح طلبان که رقیب در مورد آنها «حساسیت» دارد و مواضع آنان را خصمانه ارزیابی می کند اندکی آرام گیرند و به بهانه های مختلف (مانند تمارض، ادامه تحصیل، بازنشستگی، مشکل اقتصادی و ...) فعالیت سیاسی خود را کاهش دهند و مطبوعات اصلاح طلب نیز به آرامی فعالیت خود را کاهش دهند یا کم رنگ کنند تا این وحشتی که در دل رقیب به وجود آمده است آرام گیرد. که اگر رقیب گمان کند اصلاح طلبان مترصند که وارد فاز حذف رقیب شوند، او زودتر دست به کار می شود و یک بازی حذفی دو طرفه در می‌گیرد که اگر چنین شود برای سالها آتشی به جان این ملت خواهد افتاد. «مهاجرت به درون» یعنی اندکی کاهش برونگرایی و بازگشت به خویش و کاهش هیاهوی خویش و سرکردن در گریبان خویش و اندیشیدن در رفتار خویش و به رقیب نشان دادنِ خویشیِ خویش را و به او اطمینان دادن که من نیامده ام که تو را حذف کنم بلکه من آمده ام تا بی‌قاعدگی‌های رفتاری و سیاسی در نظام تدبیر را سامانمند کنم اما اگر این اقدام من بخواهد درهم ریختگی را و بی‌ثباتی را و تنش را بیشتر کند، من نیستم. خط قرمز من «منافع ملی» است و هیچ بی‌ثباتی و تنش بلندمدت و تهاجم و رفتار حذفی، متضمن منافع ملی نیست. 
گرچه آن روز هر دو چهره اصلاح طلب سخن مرا تایید کردند و خود نیز از روند موجود اظهار نگرانی کردند و از من خواستند تا این نکات را در نشستی در جمع بزرگتری از اصلاح‌طلبان مجلس ششم بیان کنم، اما نه آن نشست چهره بست و نه مجلس ششم حوصله شنیدن سخنان مرا داشت. تشتت و هیجان و خشم و غرور، و سرعت وقایع در هر دو سوی عالم سیاست بیش از آن بود که ندای نحیف عقلانیت شنیده شود و سرانجام رقیب نیز با رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس ششم در انتخابات مجلس هفتم، ورود خود به یک بازی حذفی را آشکارا اعلام کرد و مجلسیان نیز با استعفای دسته جمعی خود بر آتش این بازی حذفی دمیدند و نبردی آغاز شد که کشور ما را، از دیدگاه علم مدیریت، وارد مرحله «تله بنیانگذار» کرد، و به مسیری در افتادیم که همچنان امروز – پس از ده سال – ادامه دارد و آتش بر جان منافع ملی ما افکنده است و مردم خسته ما را اکنون حتی از دوران جنگ تحمیلی نیز درمانده‌تر کرده است و چنان شده است که پیدا نیست افقی که از آن نور امیدی جوشیدن گیرد.
من بعدها ایده خود را در مورد خطرناک بودن روند موجود، نوشتم و آن را به تحلیلی از علم مدیریت در مورد مراحل عمر نظام‌ها مزین کردم و برای چاپ به برخی نشریات سپردم که البته اوضاع دگرگون شده بود و استقبالی نشد و سرانجام پس از حذف و تعدیل فراوان در مجله «فرهنگ اندیشه» منتشر شد. تحلیل من از اوضاع سیاسی کشور، امروز نیز همچنان همان است که در آن مقاله آورده‌ام. و همچنان معتقدم اقتدارگرایان، بنابر ویژگی ذاتی اقتدارگرایی، توانایی لازم برای خارج کردن کشور از بن بست سیاسی موجود را ندارند و فروبستگی کنونی سپهر سیاسی کشور را نشانه پیروزی خویش انگاشته اند و در صدد تحکیم آنند و همچنان متوجه مسیر خطرناکی که کشور در آن قرار گرفته است - و آمدن دولت یازدهم نیز نتوانست در آن فتوری در افکند - نیستند و همچنان بر این باورم که این رسالت تاریخی اصلاح طلبان است که از خود هزینه کنند و بن بست کنونی را بشکنند و در این میان نقش کسانی مانند آقای خاتمی،‌ یگانه است. به گمان من اکنون نوبت آن است که آقای خاتمی، به عنوان برجسته ترین سرمایه نمادین اصلاح طلبی امروز ایران، و به عنوان یگانه چهره‌ای در میان رهبران اصلاح طلبی که همواره به اقتضای اصلاح طلبی عمل کرده است، گامی پیش نهد و دوباره از خویش هزینه کند و وظیفه خود را به عنوان یکی از شخصیت‌های مرجع جامعه مدنی، به موقع و به خوبی به انجام رساند.
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید / هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
و اکنون که برخی از دوستان از من خواسته اند تا در مورد وظایف اصلاح‌طلبی در زمان حاضر چیزی بنویسم، سخنی بیش از آنچه ده سال پیش نوشته ام ندارم. بنابراین عین متن مقاله‌ای که با عنوان «گذار از گذار سوم» در پاییز ۱۳۸۵ در شماره ۱۹ مجله «فرهنگ اندیشه» منتشر شده است را (بدون کلمه‌ای تغییر) در زیر باز نشر می‌دهم.

  

http://renani.ir/index.php/texts/essay/non-eco-articles/217-renani-article2-151

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ توسط احمد عاقلي
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/02/13900902010535_PhotoL.jpg
آمار تولید زعفران در ایران
 
مدیر باغبانی سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان‌شرقی از تولید سالانه 17 تن زعفران در کشور خبر داد و گفت: ایران به عنوان بزرگ‌ترین تولید کننده زعفران خریداران این محصول به 43 کشور رسیده است.
سعدالله  اسکندری پیش از ظهر امروز در حاشیه دومین جشنواره زعفران در شهرستان مرند اظهار کرد: در دهه اخیر، تعداد کشورهای خواستار زعفران ایران افزایش یافته و خریداران آن به 43 کشور افزایش یافته است.

وی با بیان اینکه سرزمین پهناور ایران به طور یقین، بزرگ‌ترین تولید کننده زعفران جهان است و به دلیل دارا بودن تنوع آب و هوایی، بسیاری از محصولات باغی و زراعی از جمله زعفران آن، دارای بالاترین درجه کیفیت است، افزود: در 10 سال اخیر میزان تولید زعفران ایران رشد قابل توجهی داشته است که بخش گسترده‌ای از این تولیدات صادر می‌شود.

مدیر باغبانی سازمان جهادکشاورزی آذربایجان‌شرقی گفت: ایران با سطح زیر کشت 41 هزار و 325 هکتار و تولید سالیانه 150 تا 170 تن زعفران، بزرگ‌ترین تولید کننده زعفران از نظر کمیت و کیفیت در سطح جهان است که بخش عمده زعفران تولیدی ایران به کشورهای مختلف جهان صادر می‌شود.

اسکندری همچنین از کشت این محصول ارزشمند برای نخستین بار در سال 1371در آذربایجان‌شرقی خبر داد و گفت: کشت زعفران با یک هکتار از اراضی زراعی شهرستان مرند آغاز که هم اکنون با حمایت‌های سازمان سطوح زیر کشت آن در استان به 135 هکتار افزایش یافته است که 90 هکتار از این اراضی در شهرستان مرند قرار دارد.

مدیر باغبانی سازمان جهادکشاورزی استان، با اشاره به اینکه کشت الگویی آن از سال 85 در شهرستان‌ها نیز آغاز شده است، افزود: با توجه به موفقیت این طرح در 18 شهرستان آذربایجان‌شرقی، به جز شهرستان‌های سراب و بستان‌آباد، توسعه آن در این شهرستان‌ها با حمایت سازمان جهادکشاورزی استان تداوم یافته و سطح زیرکشت آن به 45 هکتار رسیده است.

وی در ادامه با اشاره به اینکه در حال حاضر، آذربایجان‌شرقی امسال با تولید 400 کیلوگرم زعفران علاوه بر افزایش درآمد برای تولیدکنندگان و همچنین ایجاد اشتغال مولد برای 300 نفر در استان گفت: پیش‌بینی می‌شود در سال‌جاری با فروش این محصول ارزشمند، بیش از 15 میلیارد ریال عاید تولیدکنندگان استان شود.

اسکندری با بیان اینکه آذربایجان‌شرقی به لحاظ شرایط آب و هوایی و استعداد منطقه و همچنین نیاز کم آبی ، محل مناسبی برای زراعت زعفران است گفت: در سال‌جاری 17 هکتار به سطح زیر کشت این محصول در استان افزایش یافته که از 50 تن پیاز زعفران مورد نیاز برای توسعه سطح زیرکشت، عمده آن از مزارع زعفران شهرستان مرند تامین شده است و مابقی نیز از استان خراسان وارد شده است.

وی با اشاره به اینکه زعفران جنبه تجاری و ارزآوری زیادی برای کشور دارد، افزود: زعفران گیاهی است چند ساله و کم توقع به آب بعد از کاشت، حدود 12- 10سال در زمین کاشته شده و به رشد و نمو خود ادامه داده و محصول مطلوبی تولید کند و همچنین بهره‌وری مصرف آب به ازای درآمدحاصله با مصرف هرمتر مکعب آب در این محصول بیش از 10 برابر اکثر محصولات زراعی است متوسط محصول زعفران از مزارع 3سال به بالا سه تا پنج کیلوگرم در هکتار است.
 
منبع: فارس
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۳ توسط احمد عاقلي

آشنايي با مفاهيم پولي و بانكي

 

آن چه كه در پي مي‌آيد، ويرايش نخست اولين بخش از مقاله‌ي « آشنايي با مفاهيم پولي و بانكي» ؛ از مجموعه‌ي متون آشنايي با «مفاهيم علم اقتصاد» است ، كه به توضيح درباره‌ي مفاهيم پايه و اوليه‌ي اقتصاد پول و بانكداري مي‌پردازد.

 

سرويس مسائل راهبردي ايران، آشنايي با مفاهيم تخصصي و فني در هر حوزه را مقدمه‌ي ايجاد يك عرصه‌ عمومي براي گفت وگوي دانشگاهيان و حرفه‌مندان با مديران و سياست‌گذاران درباره‌ي سياست‌ها و استراتژي‌ها و برنامه‌ها در آن حوزه مي‌داند و اظهار اميدواري مي‌كند تحقق اين هدف، ضمن مستند سازي تاريخ فرآيند سياست‌گذاري عمومي و افزايش نظارت عمومي بر اين فرآيند، موجب طرح ديد‌گاه‌هاي جديد و ارتقاي كيفيت آن در حوزه‌هاي مختلف شود.

 

واژگان:

 

  • اقتصاد خرد و كلان:

 

علم اقتصاد در دو بعد خرد و كلان در جهت رفع نيازهاي بشر به كار گرفته مي شود. در ديدگاه خرد، به مطالعه‌ و تعيين قيمت در يك بنگاه اقتصادي يا يك صنعت، چگونگي رفتار مصرف كننده و توليد كننده و ساز و كار بازار پرداخته مي‌شود.

 

در ديدگاه كلان اقتصادي، مسايلي چون درآمد و مخارج كل كالاها و خدمات، ميزان تورم و بيكاري، رشد اقتصادي، رابطه مبادله ارز، سياست‌هاي دولت اعم از پولي و مالي و نرخ بهره و سرمايه‌گذاري، مصرف و پس انداز وغيره مطرح است.

 

  •  قانون تقاضا: 

 

رابطه معكوس بين قيمت و مقدار را در اقتصاد قانون تقاضا مي‌گويند ، يعني هر گاه قيمت افزايش ( كاهش ) مي‌يابد مقدار تقاضا كاهش ( افزايش ) مي‌يابد.

 

  • تغيير در مقدار تقاضا:

 

در صورتي كه قيمت يك كالا تغيير كند طبق قانون تقاضا، مقدار تقاضا در جهت عكس تغيير مي‌يابد و به اين تغيير در اصطلاح تغيير در مقدار تقاضا گويند.

 

  • تغيير در تقاضا:

 

در اقتصاد زماني كه بر اثر عواملي كه بر تقاضا موثراند، منحني تقاضا جابه جا شود كه به معناي افزايش يا كاهش تقاضاي كالاي مربوطه مي‌باشد، در اصطلاح تغيير در تقاضا گفته مي‌شود.

 

شايان ذكر است تغيير در تقاضا با تغيير در مقدار تقاضا متفاوت است. در تغيير تقاضا، قيمت و مقدار ثابت هستند و عوامل ديگري مثل درآمد، سليقه،‌ تبليغات و غيره باعث تغيير در تقاضا مي‌شود.

 

  • تعادل پايدار:

 

زماني كه در بازار، تقاضاكننده و عرضه كننده در قيمت و مقدار يكساني به رضايت برسند و هر دو از قيمت و مقدار كالا جهت انجام مبادله، رضايت داشته باشند، به گونه‌اي كه هيچ اضافه عرضه و اضافه تقاضايي در بازار آن كالا وجود نداشته باشد، تعادل حاصل شده را تعادل پايدار گويند.

 

به عنوان مثال، در صورتيكه در بازار، يكي از فروشندگان قيمت بالاتري را پيشنهاد دهد، متقاضيان تقاضاي خود از آن كالا را به سمت عرضه كننده ديگري سوق مي‌دهند، درنتيجه عرضه كننده مجبور به كاهش قيمت خود به سمت قيمت تعادلي مي‌شود. بنابراين تعادل در بازار به حالت اوليه بازمي‌گردد. به همين دليل به آن تعادل پايدار مي‌گويند.

 

  • هزينه فرصت:

 

ارزش استفاده از فرصت‌هاي ديگر كه از آن صرف نظر مي‌كنيم را هزينه فرصت مي‌گويند. زماني كه يك عامل توليد كمياب است، تخصيص آن در يك فعاليت توليدي به معني صرف نظر كردن از فرصت براي استفاده از آن در زمينه‌هاي ديگر است.

 

هزينه فرصت تشريح كننده اين واقعيت است كه اگر انتخاب اوليه صورت نمي‌گرفت،‌ انتخابهاي ديگري با ارزشهاي متفاوت وجود مي‌داشت كه مي‌توانست صورت بگيرد.

 

  • توليد ناخالص داخلي(GDP):

 

ارزش پولي كالا و خدمات نهايي كه در مدت معين ( معمولاً 1 سال ) در اقتصاد داخلي كشور توليد مي‌شود را توليد ناخالص داخلي مي‌گويند. شايان ذكر است كه توليد ناخالص داخلي محدود به مرز جغرافيايي يك كشور است و ارزش پولي و توليدات نهايي اتباع خارجي كه در داخل كشور به فعاليت اقتصادي مي‌پردازند را نيز شامل مي‌شود. در صورت كسر استهلاك توليد خالص به دست مي‌آيد.

 

  • توليد ناخالص ملي (GNP):

 

ارزش پولي كالا و خدمات نهايي كه در مدت معين ( معمولاً 1 سال ) در اقتصاد توليد مي‌شود را توليد ناخالص ملي مي‌گويند. بايد توجه داشت كه توليد ناخالص ملي صرفاً محدود به مرزهاي جغرافيايي يك نمي‌باشد بلكه ارزش پولي اتباع يك كشور كه در خارج از آن كشور فعاليت مي‌كنند نيز شامل مي‌شود.

 

لازم به ذكر است كه در توليد ناخالص ملي و داخلي خريد و فروش كالهاي نامشروع و غير قانوني به عنوان فعاليت اقتصادي لحاظ نمي‌گردد.

 

  • درآمد ملي و درآمد سرانه:

 

توليد خالص ملي را در اصطلاح درآمد ملي كشور مي‌گويند. با تقسيم درآمد ملي به جمعيت كشور درآمد سرانه به دست مي‌آيد.

 

  • ضريب فزاينده (ضريب تكاثر):

 

هرگاه يكي از اجزاء مستقل موثر بر تقاضاي كل، مانند سرمايه‌گذاري،‌ مخارج دولت، مصرف و... تغيير يابد درآمد ملي به ميزان چند برابر آن افزايش مي‌يابد.

 

زيرا زماني كه سرمايه‌گذاري افزايش پيدا مي‌كند توليد افزايش پيدا كرده، تقاضا افزايش مي‌يابد، مصرف افزايش مي‌يابد و مجدداً تقاضا و توليد افزايش مي‌يابد و اين روند باعث افزايش چندين برابر توليد و در نهايت درآمد ملي كشور مي‌شود. به اين ضريب افزايشي، ضريب فزاينده ( تكاثري‌) گويند.

 

  • ارزش خالص فعلي:

 

ارزش خالص فعلي جهت بررسي پروژه‌ها و توجيه‌پذيري آنها به لحاظ اقتصادي به كار مي‌رود. ارزش فعلي سرمايه‌گذاري، ارزش كنوني تنزيل شده‌ي درآمدهاي آتي ناشي از سرمايه‌گذاري است. بنابراين پروژه‌ها و طرح‌هاي اقتصادي زماني مقرون به صرفه‌اند كه درآمد طرح بيشتر از جبران هزينه‌اي باشد كه دراثر استفاده از كالاهاي سرمايه‌اي در مدت عمر آن ايجاد مي‌شود.

 

  • اشتغال كامل:

 

اشتغال كامل به وضعيتي اطلاق مي‌شود كه بيكاري در آن جامعه بسيار اندك ( كمتر از 5 درصد) باشد و تقريباً تمامي آحاد جامعه دراشتغال ‌باشند.

 

  • تعادل اشتغال كامل:

 

اگردر حالت اشتغال كامل  تقاضاي كل با عرضه كل برابر باشد، درآمد ملي در اشتغال كامل در تعادل است و در نتيجه تعادل اشتغال كامل بدون تورم و بيكاري در اقتصاد برقرار خواهد بود.

 

  • تعادل ركودي:

 

در وضعيت اشتغال كامل هر كشور به سطح مشخصي از توليد دست پيدا مي‌كند. در صورتي كه سطح تقاضاي كل و عرضه كل كالا و خدمات توليد شده در جامعه در سطحي كمتر از سطح توليد در وضعيت اشتغال كامل باشد، به علت آن‌كه تقاضاي كل از عرضه كل توليد اشتغال كامل كمتر است، شكاف ركودي به ميزان كمبود تقاضاي موثر به وجود مي‌آيد كه سبب بروز بيكاري در جامعه مي‌گردد. در نتيجه تعادل عرضه و تقاضاي جامعه در وضعيت ركودي رخ مي‌دهد.

 

  • سپرده ديداري:

 

به حساب‌هاي جاري بدون بهره در بانكهاي تجاري به استثناء سپرده ساير بانكها، دولت و دولتهاي خارجي سپرده ديداري گويند.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ توسط احمد عاقلي

http://www.otaghnews.com/wp-content/uploads/2012/09/2431.jpg

تولید سالانه زعفران ایران

 

ايران با توليد سالانه بيش از 250 تن زعفران به ارزش بالغ بر 625 ميليارد تومان مقام اول توليد و تجارت اين محصول در جهان را به خود اختصاص داده و زعفران ايراني به 46 كشور دنيا صادر مي‌شود. 

به گزارش خبرنگار كشاورزي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بيش از 95 درصد از زعفران جهان در ايران توليد مي‌شود اما ارزش افزوده اين محصول نصيب کشورهايي نظير اسپانيا (بزرگترين واردکننده زعفران ايران) مي‌شود در صورتي كه بيشترين زحمت براي طلاي سرخ در ايران کشيده مي‌شود چرا كه براي به دست آوردن يک کيلوگرم زعفران خشک بايد کشاورزان ساعت‌هاي متمادي 170 هزار دانه گل را از کلاله جدا کنند و با حساسيت بالايي خشک كنند.
به گفته منوچهري ـ دبير شوراي ملي زعفران ـ اين درحالي است كه اسپانيا به عنوان عمده‌ترين واردکننده زعفران ايراني بزرگترين صادرکننده اين محصول در جهان به شمار مي‌رود.
وي افزود: در صورتي كه ايران زعفران را كيلويي 2000 دلار مي‌فروشد اسپانيا اين محصول را پس از بسته‌بندي با برند خود كيلويي 4000 تا 5000 دلار در بازارهاي جهاني مي‌فروشد.
طي سه ماهه امسال نيز صادرات زعفران ايران با رشد 323 درصدي به حدود 70 ميليون دلار رسيد كه در اين ميان اسپانيا با بيش از 10 ميليون دلار صادرات، بزرگترين بازار صادراتي زعفران ايران بوده است و پس از آن چین، امارات، ایتالیا، عربستان و هند از ديگر بازارهاي اصلي زعفران ايران بوده‌اند.

75 هزار هكتار مزرعه كشت زعفران در استان‌هاي خراسان رضوي و جنوبي وجود دارد كه سال گذشته بيش از 240 تن محصول از اين سطح استحصال شد و با توجه به اينكه در پي استقبال و تقاضاي خريد اين محصول در بازارهاي جهاني هر ساله بر ميزان سطح زير كشت افزوده مي‌شود پيش‌بيني مي‌شود امسال توليد زعفران به بيش از 250 تن برسد.

براي توليد 250 تن زعفران 25 ميليون تن گل زعفران در فاصله‌اي كوتاه بايستي از مزارع جمع‌آوري شود و طي شرايط خاصي كلاله‌هاي قرمز زعفران از آن جداسازي و در نهايت با دقت خشك شوند تا كيفيت و ويژگي‌هاي زعفران خوب را داشته باشد.
جمع‌آوري به موقع و نقل و انتقال صحيح، بهداشت محيط و و افراد و رعايت اصول در جداسازي و خشكاندن در شرايط مناسب مواردي هستند كه در توليد محصولي سالم و با كيفيت اهميت بسزايي دارند اما به گفته نايب رييس انجمن توليد‌كنندگان و صادر‌كنندگان زعفران خراسان جنوبي به دليل نبود نيروي كار در روستاها گل زعفران به موقع از زمين برداشت نمي‌شود و پس از برداشت هم براي فرآوري و جداسازي كلاله گل كيلومترها از روستا به حاسيه شهرها مي‌آيد تا توسط نيروي كار موجود در شهرها فرآوري شود كه در ايسن شرايط نامطلوب و جابه‌جايي در مواردي تا يك سوم محصول به ضايعات تبديل مي‌شود.
علي حسيني به ايسنا گفت: با وجود افزايش سطح مزارع زعفران كشور ميانگين برداشت اين محصول يك كيلوگرم نسبت به دو دهه گذشته كاهش يافته و درحالي كه در دو دهه قبل از هر هكتار مزرعه زعفران پنج كيلوگرم محصول برداشت مي‌شد اما اكنون ميزان برداشت به چهار كيلوگرم افت كرده است كه در اين ميان آموزش و ترويج كشاورزان براي افزايش بهره‌وري بسيار ضروري است.

اما يكي از آفت‌هاي اين محصول ارزشمند و صادراتي كشور اين است كه پياز زعفران ايراني به كشورهاي همسايه قاچاق مي‌شود و افغانستان يكي از كشورهاي خريدار پياز زعفران ايران است و در توليد اين محصول پيشرفت‌هايي داشته است و هرچند كه اين كشور نمي‌تواند رقيب ايران باشد اما به هر حال رقباي توليد را هر چند كوچك نبايد ناديده گرفت و مهم‌تر از همه اينكه پياز زعفران ايراني ثروت بخش كشاورزي و كشاورزان است كه جلوگيري از خروج اين محصول را بر مسئولان امر ضروري مي‌سازد.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ توسط احمد عاقلي

 سخن ارزشمند از پائولو کوئيلو

 

انسان‌ها به شيوه هنديان بر سطح زمين راه مى‌روند.

با يک سبد در جلو و يک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نيک خود را مى‌گذاريم.

در سبد پشتي, عيب‌هاى خود را نگه مى‌داريم.

به همين دليل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نيک خودمان را مى‌بيند

و عيوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند.

بدين گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنيم،

غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همين شيوه درباره ما مى‌انديشد.

پائولو کوئيلو

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ توسط احمد عاقلي

آينده را دگرگون کنيد

پيشنهادهايى براى كسب اعتماد به نفس

 

درباره ي اعتماد به نفس و اهمّيت آن در زندگى فردى و اجتماعى ، بسيار خوانده و بسيار شنيده ايم . اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است از همه زندگى گذشته او .

اعتماد به نفس ، چيزى نيست جز مجموعه شكست ها و موفّقيت هاى فرد و ارزيابى آنها . در نتيجه ، اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است كه او از خود دارد ، تصويرى كه در يک شب حاصل نشده است و لذا در يک شب نيز نمى توان آن را دگرگون كرد.

در اين جا نمى خواهيم درباره ي اهمّيت اعتماد به نفس و نحوه ي شكل گيرى آن سخن بگوييم ، بلكه مى خواهيم راهى براى بهبود و افزايش آن ارائه كنيم و پيشنهادهايى براى پديد آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماييم . امّا قبل از بيان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكيد كنيم

- با خودتان روبه رو شويد !

اوّلين شرط افزايش اعتماد به نفس ، آن است كه دقيقاً با خودتان روبه روى شويد و ببنيد كه خودتان را چگونه ارزيابى مى كنيد ، چه نمره اى به خودتان مى دهيد و كدام جنبه ويژگى خود را بيشتر يا كمتر مى پسنديد . بدون چنين ارزيابى اى از خود و مواجهه با خويشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.

 - نيازمند زمان و كوشش هستيد

دومين نكته آن است كه اعتماد به نفس يا تصويرى كه از خودتان داريد ، محصول ساليان گذشته زندگى شماست و به تدريج ، به چنين صورتى درآمده است . تغيير و اصلاح آن نيز نيازمند زمان و كوشش است . اين سخن ، به معناى نااميد ساختن افراد نيست ، بلكه بدين معناست كه شناخت واقعيت ، در اين جا بسيار ضرورى است . مهم آن است كه واقعيّت را آن گونه كه هست ، بشناسيم و سپس در پىِ اصلاح آن برآييم . سفرهاى طولانى نيز با گام هاى نخستين آغاز مى شوند.

 - هر حركت موثر است

سومين نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنيد كه هنوز شخصيّت آرمانى و فردايى شما آفريده نشده است ، چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانيم الگوهاى شخصيّتى خود را دگرگون كنيم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب كنيم.

حال با توجّه به اين چند نكته ، به توصيه هايى اشاره مي كنيم كه مى تواند به شما كمك كند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد و تصوير مطلوب خود را بيافرينيد . در اين مقاله به دو مورد از آنها اشاره مي كنيم و در مقاله ي بعد 4 توصيه ي مهم و كاربردي ديگر را مورد بررسي قرار خواهيم داد :

 آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

 

1 . گذشته را بپذيريد ، آينده را دگرگون كنيد

گذشته را به هيچ وجه نمى توان تغيير داد ، امّا آينده هنوز آفريده نشده است . در حقيقتْ آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

نخستين گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذيرش همين واقعيّت ساده است .

از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هيچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نبايد چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نيست (چرا كه اين كار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خويشتن)، بلكه مقصودْ آن است كه در بندِ گذشته نباشيم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنيم كه ما را از ديدن آينده باز دارد .

به جاى اين نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزيابى آن ، بر آينده متمركز بود و وقت خويش را صرف چيزى كرد كه توان آفريدن و دگرگون ساختن آن را داريم .

ما غالباً وقت و انديشه خود را صرف گذشته مى كنيم و در همان فضا زندگى مى كنيم و در نتيجه ، آينده خويش را نيز براساس همان گذشته اى كه از آن گريزان هستيم ، مى آفرينيم ، در صورتى كه بايد اين نگرش را تغيير داد و با نگاهى تازه  به خود و تجربيات گذشته ي خويش و قابليت هاى خود نگريست .

اين كار در آغاز، دشوار مى نمايد امّا با كمى تمرين مى آموزيم كه صادقانه با خطاهاى خود رو به رو شويم و حتى اگر لازم شد ، فيلسوفانه بر خويشتن بخنديم ، بى آن كه خود را تحقير كرده باشيم.

 

2 . محدوديت هاى خود را بشناسيد

لازم نيست كه هر يك از ما در همه ي زمينه ها سرآمد ديگران و به اصطلاح ، در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد . اين كمال طلبى افراطى و اين گونه انتظار داشتن از خويشتن ، ريشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكّه بى اعتمادى است.

كسى كه خود را در آينه واقعيّت ديده است ، توانايى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذيرفته است و به همين دليل ، اعتماد به نفس پيشرفته اى دارد .

براى مثال ، چنين كسى ممكن است خود را در رياضيات فوق العاده ، در ادبيات متوسط و در ورزش ضعيف بداند . او با دانستن اين سه واقعيّت ، ديگر نه خود را مى فريبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند كه در كجا سرمايه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد.

پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

امّا اگر شخصى بى آن كه ارزيابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شك در همه ي عرصه ها عقب خواهد افتاد .

يكى از كسانى كه نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر اين خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پيروز شود ، مى گويد :

من دلْ مشغول كيفيت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم ، امّا نمى خواهم كه در هر زمينه اى چنان سخت كار كنم كه هيچ كارى خوب از آب در نيايد و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.

بنابراين ، پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

با ضعف هاى خويش نيز چون قاضىِ عادلْ رفتار كنيد ، يا به تعبير بهتر ، همچون پزشكى باشيد كه مى خواهد بيمارى را درمان كند .

لازم نيست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشيد و به سبب آن ضعف ، خود را تحقير كنيد . كافى است بخواهيد كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمّيت دارند ، ببينيد و به تدريج آنها را برطرف سازيد.

 

 اعتماد به نفس  در هر كس ، تصویرى است كه  از خود دارد . تصویرى كه در یک شب حاصل نشده است و لذا در یک شب نیز نمى توان آن را دگرگون كرد.در این جا نمى خواهیم درباره ی اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه ی شكل گیرى آن سخن بگوییم ، بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم . در مقاله ی قبل به دو مورد از آنها شد : " گذشته را بپذیرید، آینده را دگرگون كنید" و " محدودیت هاى خود را بشناسید"

1- نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنید.

آرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیّتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسّم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید .

مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست بلكه هدفْ آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدفْ متمركز كنید .

فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصور بوده اند . این برخورد تصویرى با همه آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یارى تان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید .

 نویسنده كتاب تجسّم خلّاق مى گوید:

تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسّم خلّاق ، تخیّل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .

بسیارى از انسان ها ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید كه چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید.

این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شرّ خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصوّر كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیال پردازى بى خاصیت نیست ، بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى كسان ، یارى رسانده است.

 

2-  درباره ی اهدافتان با خود گفتگو كنید.

 اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخّص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این « به خود گویى» باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود و گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخّص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتّب براى خودش تكرار كند.

این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معیّنى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدّت و كوتاه مدّت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسّم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول كنید .

این اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

 كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند . این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدّت و حتى ساعتى باشد .

اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید ، امّا اهداف بلند مدّت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفّقیت در اهداف كوتاه مدّت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدّت تر تشویق مى كند و انگیزه ی تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیّت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقّق این اهداف ، شرطى مى سازید .

هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجّه داشته باشید:

الف) جملات را در قالب اوّل شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...

ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم ، من احساس مى كنم و ...

ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .

 

3-  تصمیم گرفتن را تمرین كنید

اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

روانشناسان ، نشان داده اند كه كودكانى كه در سال هاى اوّلیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیّت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.

زندگى سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

 مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم. مهم ، تمرین تصمیم گیرى است . یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادُرست .

بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم شما خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.

 4- در برخى زمینه ها متخصّص شوید.

آگاهى عمومى ، لازمه ی زندگى فردى و اجتماعى است ، امّا كافى نیست .

براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصّص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجّه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصّص پیش بروید .

همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد .

هر تخصّصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملّى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصّصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند . موقعیّت سنّى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصّص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصّص خویش است .

باید «آموزش مداوم» را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار « آموزش در همه مراحل زندگى » را دستورالعمل خود سازیم.

منبع : بخشی از كتاب " روابط انسانی: اصول و تمرینات " – نویسنده :  بارى ریس و روندا برانت

ترجمه : سید حسن اسلامى

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۹ توسط احمد عاقلي

هفت اصل بيل گيتس . رئیس مایکروسافت

 

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند».

او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است:

اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

 

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۸ توسط احمد عاقلي

 سپاسگذار هستی باشیم

قانون افزایش (سپاس بیشتر = جذب بیشتر)

 

قانون افزایش یا Law of Increase همانند قانون جذب یکی از قوانین جاری بر هستی ماست که شاید بعضی اوقات از قلم افتاده و یا به آن کم توجهی شود در صورتیکه نقشی اساسی در زندگی هر شخصی دارد.

قانون افزایش می گوید : در صورتیکه نسبت به هر آنچه مثبت که داریم سپاسگذار بوده و شکرگذار هستی باشیم، و همچنین همواره هر آنچه مثبت را که داریم بزرگ شمرده و بر زبانمان و دلمان جاری نماییم، آن داشته زیاد شده و روز بروز به نوعی بهتر در زندگیمان تجلی پیدا می کند. در واقع با به زبان و به دل جاری کردن داشته ها، باعث تشدید وجود آنها می شویم.

این زیاد شدن به دلیل این است که طبق قانون جذب، پدیده بر ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده و باعث می شود که ذهن داشتن این داشته را بصورت عملی در زندگی نیاز بداند. پس ما به زودی باعث جذب هر چه بیشتر آن داشته می شویم.

در قرآن داریم :  لَئن شَکَرتُم لازیدَنَکُم به این معنا که شکر نعمت نعمتت افزون کند… . در تفسیر این آیه : اگر نعمتهایی را که به شما دادم به یاد بیاورید به آنها می افزایم. پس می بینیم که خداوند متعال خود بر روی این مساله تاکید داشته که همانا سپاسگذاری و به یادآوری داشته باعث ازدیاد و افزایش آنها میگردد.

وقتی شخصی مال بسیار دارد و همواره از مال خود تعریف می کند و سپاسگذار هستی می باشد، هستی خودبخود هر آنچه که دارد را به سمت این شخص می بارد. حتما دیده اید.

همچنین است در مورد کسی که مثلا به بیماری ای مبتلاست. یکسره از بیماری خود می گوید و هرکجا که می رسد از دردها و تحمل هایش می گوید و روز بروز حال او وخیم تر می شود. چه بسا اگر این فرد بیماری خود را کتمان می نمود و گویی که چنین بیماری وجود نداشت شاید خیلی زودتر از آن خلاص می شد. دقیقا بیماری ترس مرضی به همین صورت است.

در کل قانون افزایش می گوید :

از هر آنچه که داریم صحبت کنیم و فکر کنیم، افزایش می یابد.

 

منبع : برداشت آزاد از استاد حورایی

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۵ توسط احمد عاقلي

یوزانس

یوزانس نوعی از اعتبارات اسنادی است که در آن فروشنده ی کالا به خریدار مهلتی می دهد تا بتواند در این فاصله وجه اعتبار را بپردازد. در مواردی که فروشنده حاضر به قبول معامله یوزانس نمی گردد غالبا یک موسسه مالی یا بانک‌های تجاری ثالثی وارد جریان داد و ستد شده و وجه اعتبار را به فروشنده می پردازند تا در سر رسید بهره و اصل یوزانس را از خریدار اخذ نمایند.

اعتبارات اسنادی یوزانس «نسیه» از جهت شرایط، کاملا با اعتبارات اسنادی با پرداخت موخر یکسانند با این تفاوت عمده که برخلاف اعتبارات با پرداخت موخر در یوزانس کشیدن برات از سوی ذینفع برعهده ی بانک تامین کننده ی مالی و یا بانک گشاینده ی اعتبار الزامی است. بنابراین اگر به خاطر هزینه تمبر و کارمزد قبولی، شرط صدور برات از معامله حذف گردد، بایستی از اعتبار اسنادی با پرداخت موخر استفاده کرد.

معمولا یوزانس به صورت اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت تایید شده، صادر می شود تا تضمینی برای فروشنده کالا وجود داشته باشد. موسسه مالی یا بانک تجاری مذکور بهره مبلغ اعتبار را تا سررسید موعد آن از متقاضی اخذ خواهد کرد . نرخ بهره ای که شرکت‌های مالی می توانند اخذ نمایند حداکثر می تواند معادل نرخ بهره یوزانس اعلام شده توسط بانک مرکزی در روز گشایش اعتبار اسنادی باشد.

آنچه سبب می شود فروشندگان به گشایش اعتبارات یوزانس رغبت یابند تعهد پرداخت وجهی است که بانک گشاینده اعتبار در سررسید اعتبار بر عهده می گیرد. این میان تایید یک بانک دیگر هم ممکن است به تایید بانک گشاینده افزوده شود.

طبق آخرین دستور العمل بانک مرکزی در حال حاضر اعتبارات اسنادی یوزانس حداکثر ظرف مدت ۱۸۰ روز تا یکسال قابل گشایشند.

شایان ذکر است که نوع کالای خریداری شده در پذیرش گشایش یوزانس از سوی بانک‌ها تاثیر دارد و اعتبارات اسنادی یوزانس به هیچ وجه تمدیدپذیر نمی باشد.

یوزانس و انواع آن

 در اعتبار اسنادی یوزانس، خریدار کالا یا خدمات مبلغ پرداختی را به صورت نسیه به فروشنده کالا پرداخت می‌کند. هنگامی که فروشنده کالا (ذینفع اعتبار اسنادی) نسبت به حمل کالا اقدام و اسناد را بدون مغایرت به بانک ذیربط ارائه مینماید از تاریخ ارائه سند و پس از خاتمه یوزانس مبلغ کالای خودرا از بانک مربوطه اخذ خواهد کرد. در اعتبار اسنادی یوزانس اصل مبلغ کالا را فروشنده توافق می کند در موعد خاصی بعد از تحویل کالا دریافت نماید .

 فاینانس و ریفاینانس و یوزانس چیست؟

ریفاینانس (اعتبار اسنادی کوتاه مدت):
استفاده از تسهیلات کوتاه مدت بین بانکی ( معمولا یکساله ) را ریفاینانس گویند . نوعی گشایش اعتبار اسنادی می باشد که فوشنده/ذینفع در زمان معامله اسناد طبق شرایط اعتبار وجه اسناد را به صورت نقد از بانک کارگزار دریافت می نماید و خریدار با توجه به قرارداد منعقده با بانک در زمان تعیین شده در قرارداد اقدام به پرداخت وجه اسناد می نماید. حداکثر مهلت خریدار برای پرداخت وجه اسناد یک سال می باشد. برای روشن شدن بحث به قراردادی که بین بانک و متقاضی این نوع اعتبار بسته می شود در اینجا نگاهی بیندازید. شاید بهتر باشد برای روشن شدن مفهوم ریفاینانس آن را با اعتبار خریدار مقایسه کنیم.


اعتبار خریدار (Buyer’s Credit):
اعطای تسهیلات به خریداران یا کارفرمایان خارجی جهت خرید کالا و خدمات ایرانی در چارچوب قرارداد تأمین مالی را اعتبار خریدار می نامند.
این نوع تسهیلات با هدف فراهم نمودن امکان فروش مدت دار کالا و خدمات اعطاء می گردد. خریدار/ کارفرمای خارجی تمایل دارد وجه کالا یا خدمات دریافتی را به صورت مدت دار بپردازد در حالیکه فروشنده پیمانکار ایرانی ترجیح می دهد وجه مربوطه را بصورت نقدی دریافت کند. در اینجا بانک می تواند بصورت واسطه مالی ایفای نقش نماید. وجه مربوط را به فروشنده/ پیمانکار ایرانی بصورت نقدی پرداخت و در سررسید (های) مقرر از خریدار/ کارفرمای خارجی و یا بانک ایشان دریافت می کند.

این تسهیلات به خریداران خارجی کالا و خدمات ایرانی که حداقل 60٪ ارزش آن کالا ساخت ایران و یا 60٪ ارزش آن خدمات توسط متخصصان ایرانی قابل ارائه باشند، پرداخت می شود به این ترتیب که پس از صدور کالا یا خدمات مورد نظر بانک از جانب خریدار خارجی یا بانک وی حداکثر 85٪ ارزش سیاهه تجاری را به صادرکننده ایرانی پرداخت می نماید و خریدار خارجی یا بانک وی وجه مربوطه را علاوه بر سود متعلقه در سررسیدهای مقرر به بانک بازپرداخت می نماید. (فروش مدت دار)

ریفاینانس:
به موجب بخشنامه بانک مرکزی استفاده از خطوط اعتباری کوتاه مدت بین بانکی حداکثر یکساله جهت گشایش اعتبارات اسنادی بابت واردات کالا را اصطلاحا" ریفاینانس گویند.

کلیه وارد کنندگان کالا و خدمات می توانند اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی نمایند. وارد کننده ایرانی می تواند نسبت به خرید کالا به صورت مدت دار اقدام نماید و وجه کالای وارداتی را بصورت اقساطی پرداخت نماید. در حالیکه فروشنده، وجه کالای خود را به صورت نقدی در زمان ارائه اسناد حمل دریافت می نماید.

تفاوت:
در اعتبار خریدار، خریدار خارجی تأمین مالی می گردد و در ریفاینانس خریدار ایرانی تأمین مالی می گردد. در اعتبار خریدار کالا یا خدمات توسط فروشنده ایرانی صادر می گردد. در ریفاینانس کالا توسط خریدار ایرانی وارد می گردد.

دراعتبار اسنادی یوزانس, بهره متعلق به سازنده(فروشنده) کالا میباشد. به این صورت که فروشنده درصد مشخصی راکه موردتائیدخریدار است به مبلغ فروش کالا اضافه میکند و اصل و فرع مبلغ را هنگام سررسید مطالبه میکند .می توانیم برای ثبت بهره در حسابها از سرفصل هزینه بهره غیر بانکی استفاده کنیم.
اما در اعتبار اسنادی به شکل ریفاینانس بانک تقبل میکند که درموعد مقرر, معادل قیمت کالا را از طرف خریدار پرداخت نماید و بعدا اصل و فرع آن را از خریدار دریافت نماید. درچنین شرایطی بهره ,متعلق به بانک است.در اینجا نیز می توانیم برای ثبت بهره در حسابها از سرفصل هزینه بهره بانکی استفاده کنیم.
در هر دو صورت بهره ها نباید به حساب قیمت تمام شده کالای خریداری شده لحاظ گردد بلکه باید در حساب هزینه بهره ( زیر مجموعه هزینه های مالی) ثبت گردد.

اعتبارات اسنادی 1100
هزینه بهره بانکی 20
نقد و بانک 120
تسهیلات دریافتی ریفاینانس 1000


اعتبارات اسنادی 1100
هزینه بهره غیر بانکی 20
نقد و بانک 120
حسابهای دریافتنی/ یوزانس

ü      در راستای تحقق آرمانهای شرکت سهامی بیمه ایران بعنوان تنها شرکت بیمه دولتی و در اجرای بند7 فرمان 10 ماده ای ریاست جمهوری مبنی بر حمایت از تولید کنندگان و سرمایه گذاران از راه ارائه پوششهای بیمه ای مناسب و نیز جهت افزایش امنیت مالی سرمایه گذاران و نیز دریافت کنندگان تسهیلات ارزی کشور و احتمال افزایش غیر قابل پیش بینی نرخ ارز و بروز مشکلات برای تولید کنندگان، شرکت سهامی بیمه ایران برای اولین بار در کشور با مجوز بیمه مرکزی ایران اقدام به بیمه نمودن نوسانات نرخ ارز نموده است که استقبال قابل توجهی از آن به عمل آمده است.

درتوضیحی  دیگر از یوزانس:

اعتبار اسنادی نسیه یا مدت دار(یوزانس): Usance L/C اعتباری است که وجه اعتبار بلافاصله پس ز ارایه اسناد از سوی ذینفع ، پرداخت نمیشود بلکه پرداخت وجه آن، بعد از مدت تعیین شده صورت میگیرد.در واقع فروشنده به خریدار مهلت میدهد که بهای کالا را پس از دریافت و فروش آن بپردازد. معامله یوزانس معمولا در کشورهایی انجام میگیرد که کمبود ارز دارند. اینکوترمز ( هدف و قلمرو ): هدف از اینکوترمز ارائه مجموعه‌ ای از مقررات بین المللی برای تفسیر متداولترین اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجی است. و بدین ترتیب از چندگانگی تفسیر این اصطلاحات در کشورهای مختلف پرهیز می شود یا حداقل تا میزان ملاحضه ‌ای کاهش می‌یابد. اغلب طرفین قرارداد از روشهای تجاری مختلف کشور مقابل بی اطلاع هستند. این موضوع می‌تواند موجب سوء تفاهم اختلاف و دعوی حقوقی و اتلاف وقت و پول ناشی از آنها شود. و به منظور رفع چنین مشکلاتی اتاق بازرگانی بین المللی اولین بار در سال 1936 مجموعه‌ای از مقررات بین المللی را برای تفسیر اصطلاحات تجاری منتشر کرد که به «اینکوترمز 1936» موسوم شد. بعداً در سالهای 1953، 1967، 1976، 1980، 1990 و اکنون در سال 2000 به منظور انطباق با روشهای معمول تجارت بین المللی جاری اصلاحات و اضافاتی در آن صورت گرفته است. تاکید می‌شود که قلمرو اینکوترمز به موضوعاتی که مربوط به حقوق و وظایف طرفین قرار داد فروش با توجه به تحویل کالای فروخته شده محدود می‌گردد. گشایش اعتبار اسنادی با استفاده از تسهیلات اعتباری خارجی ( فاینانس ). استفاده از خطوط اعتباری کوتاه مدت بین بانکی حداکثر یکساله برای واردکنندگان( ریفاینانس ). در اعتبارات بصورت فاینانس و ریفاینانس فروشنده با ارائه اسناد و مدارک حمل کالا مبلغ معامله را بطور کامل اخذ مینماید تنها خریدار است که از تسهیلات مذکور استفاده میکند.



 

اعتبار اسنادى نقدى و یا دیدارى (At Sight L/C)

اعتبارى است که پرداخت وجه معامله بلافاصله بعد از رؤیت اسناد و در صورت عدم مغایرت آن به فروشنده (ذى‌نفع اعتبار) تحقق مى‌یابد.

 
 

اعتبار اسنادى با پرداخت مؤخّر (مدت‌دار) (Defered Payment L/C)

در این گونه اعتبارات ذى‌نفع اعتبار پس از ارائه اسناد به بانک تعیین شده در صورت عدم مغایرت در موعد تعیین شده در آینده وجه معامله را دریافت خواهد نمود. مثلاً اگر توافق شده باشد مبلغ اعتبار با پرداخت مدت‌دار ۱۲۰ روزه پرداخت شود، در موعد تعیین شده بانک وجه اعتبار را به ذى‌نفع اعتبار پرداخت مى‌کند.

 

تذکر: در این نوع اعتبارات براى پرداخت مدت‌دار براتى صادر نمى‌گردد تا ذى‌نفع اعتبار این امکان را داشته باشد تا در صورت احتیاج با تنزیل برات و وجه معامله را دریافت کند. به همین خاطر از نظر فروشنده یا ذى‌نفع این اعتبار یکى از نامناسب‌ترین روش‌هاى دریافت مجه کالا است، در حالى‌که براى متقاضى اعتبار یا خریدار چون هزینه ابطال تمبر و تهیه برات را ندارد و مناسب‌ترین روش به شمار مى‌آید.

 
 
 
 

یوزانس داخلى Refinance

در مواقعى که فروشندگان خارجى از فروش کالا به‌صورت یوزانس خوددارى مى‌نماید و یا بهره بالائى را مطالبه مى‌کنند، بانک مرکزى از طریق خطوط اعتبارى Credit Lines که بانک‌هاى خارجى در اختیار وى قرار مى‌دهند، اقدام به تأمین مالى خرید و واردات کالا مى‌کند. در این حالت فروشنده کالا یا ذى‌نفع اعتبار پس از ارائه اسناد معامله وجه کالا را از بانک معامله‌کننده اسناد دریافت مى‌کند و بانک خارجى که در اینجا نقش فاینانسر را دارد در سررسید اصل و بهره وجه خود را مطابق قرارداد منعقده از بانک مرکزى ایران دریافت مى‌کند. این‌گونه معاملات را یوزانس داخلى مى‌نامند. و بانک مرکزى درصدى از قیمت کالا را به‌عنوان بهره یوزانس داخلى از واردکنندگان اخذ مى‌کند.

 
 
فایناس Finance

در مواقعى که فروشنده کالا حاضر به قبول اعتبار اسنادى یوزانس نمى‌گردد و خریدار یا به خاطر فقدان نقدینگى و یا به خاطر شرایط ارزى کشور قادر به افتتاح اعتبار اسنادى دیدارى نمى‌باشد، معمولاً خریدار از یک شرکت مالى (عمدتاً مؤسسات مالى یا بانک‌هاى تجاری) درخواست مى‌کند که وار معامله شده و وجه معامله را به فروشنده نقداً پرداخت کند و در سررسید یوزانس اصل و بهره یوزانس را از خریدار کالا اخذ و یا اعتبار یوزانس گشایش شده را به نفع خود خریدارى نماید. باید توجه داشت که بهره یوزانس را ریسک کشور خریدار در بازار جهانى ارز تعیین مى‌کند.

 

این مؤسسات را Financer (تأمین کننده مالى یا سرمایه‌گذار) مى‌گویند.

 اعتباراسنادینقدیانسیه     دیدارییایوزانس

در حال حاضر در سیستم بانکی کشورمان اعتبارات اسنادی را از لحاظ زمان پرداخت ارز به دو دسته زیر می‌توان تقسیم کرد: 

     اعتبارت اسنادی نقدی  دیداری Sight LC
      اعتبارت اسنادی نسیه  یوزانس  Usance LC

در اعتبار اسنادی گشایش شده به صورت دیداری (نقدی) هنگامی که ذینفع اعتبار اسنادی نسبت به حمل کالا اقدام و سپس اسناد حمل بدون مغایرت مطابق با شرایط در متن اعتبار اسنادی را به بانک ذیربط (بانک گشاینده اعتبار) ارائه می دهد بانک مزبور موظف است پس از رسیدگی اسناد نسبت به پرداخت اعتبار اسنادی مطابق آنچه در متن اعتبار اسنادی قید شده عمل نماید. 

در اعتبارات اسنادی گشایش شده به صورت یوزانس، هنگامی که ذینفع اعتبار اسنادی نسبت به حمل کالا اقدام و اسناد بدون مغایرت را به بانک ذیربط ارائه می دهد. از تاریخ ارائه اسناد و پس از خاتمه دورة یوزانس مبلغ اعتبار را از بانک مربوطه اخذ خواهد نمود. مثلاً چنانچه اعتبار اسنادی به صورت یوزانس یک ساله به  نفع شرکت نمونه گشایش شده باشد و شرکت نمونه در تاریخ 1/10/84 اسناد حمل مطابق با شرایط اعتبار و بدون مغایرت به بانک معامله کننده ارائه داده باشد. مبلغ اعتبار در تاریخ 1/10/85 به شرکت نمونه پرداخت خواهد شد. عموماً ذینفع اعتبار با توجه به نوع کالا از قبول اعتبار اسنادی گشایش شده به صورت یوزانس امتناع می‌ورزد و خواستار اعتبار اسنادی دیداری می گردد. در واقع چنان چه کالای موضوع اعتبار دارای بازار (تقاضا) خوبی باشد، فروشنده راساً از قبول اعتبار اسنادی یوزانس خودداری می‌کند و از متقاضی اعتبار درخواست می‌نماید که نسبت به یافتن شرکت های معتبر (مانند بانک‌های تجاری) برای تأمین مالی اعتبار (Finance) اقدام نماید. در صورت قبول شرکت مالی موردنظر ذینفع اعتبار در روز معامله اسناد مبلغ اعتبار را از شرکت مزبور دریافت می‌دارد و این شرکت مبلغ اعتبار به علاوه بهره یوزانس را در سررسید (پایان دوره یوزانس) از بانک ذیربط اخذ می‌نماید. 

در مواقعی که کشورها به کالاهای خاصی احتیاج مبرمی پیدا نماید و فروشندگان خارجی که بازار را در اختیار دارند و از فروش به صورت یوزانس خودداری می‌کنند بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با برخی از بانک‌های خارجی مانند بانک استاندارد چارتر یا بانک صادرات ایران در دبی یا آی.ان.جی بانک و غیره اقدام به انعقاد قرارداد می‌نماید تا بانک مذبور در روز معامله اسناد نسبت به پرداخت وجه اسناد به ذینفع اعتبارات اسنادی گشایش شده توسط بانک‌های ایرانی اقدام نمایند. 

بانک‌های فوق الذکر براساس قرارداد در سررسید (پایان دوره یوزانس) مبلغ اعتبار پرداختی به علاوه بهره یوزانس را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران دریافت می ‌دارند. به این نوع یوزانس اصطلاحاً یوزانس داخلی (Refinance) گفته می شود. 

تفاوت یوزانس داخلی با یوزانس در این است که در یوزانس داخلی بانک مرکزی فاینانسر را انتخاب و با آن قرارداد منعقد نموده است یا به عبارت مصطلح از خطوط اعتباری که بانک‌های خارجی در اختیار بانک مرکزی گذاشته‌اند برای تأمین مالی خرید و واردات کالا استفاده می‌شود

روش تامین مالی پروژه های زیربنایی

 نحوه تامین مالی و تهیه بودجه اجرایی لازم برای انجام پروژه های زیربنایی و بهره برداری از محصولات و خدمات حاصل از آنها در حال حاضر به عنوان یکی از مهمترین چالش های پیش روی کشورهای در حال توسعه مطرح می باشد.

با توجه به وضعیت خاص کشورهای در حال توسعه و بحران های مالی در این کشورها امکان تامین سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه های بزرگ به راحتی فراهم نمی شود ، لذا استفاده از راه دیگر ، یعنی جذب سرمایه های خارجی در این کشورها مورد توجه قرار می گیرد 
به نقل از سایت :.sanaye-en.blogfa
استفاده از منابع داخلی و خارجی در تأمین مالی پروژه ها

در صورت استفاده از منابع داخلی
1- تخصیص بخشی از درآمد کل کشور
2- تخصیص بخشی از درآمد حاصل از صادرات

در صورت استفاده از سرمایه های خارجی
1- روش های قرضی(استقراضی)
2- روش های غیر قرضی (سرمایه گذاری)


روش های قرضی(استقراضی)
در این گونه از روش ها کشور سرمایه پذیر وامی را از کشور یا موسسه وام دهنده دریافت میکند و موظف است در سررسید های مقرر اقساط بازپرداخت آن را به وام دهنده بپردازد. در این نوع روشها کشور یا بانک وام دهنده هیچ گونه ریسکی را نمی پذیرد و تمام ریسک ها متوجه کشور وام گیرنده است .

این دسته از روشهای تامین مالی پروژه ها خود دارای دو شکل است :
1- کشور یا موسسه وام دهنده هیچ گونه شرطی را برای نحوه ی مصرف وام پرداختی قرار نمیدهد و در واقع فاز تأمین مالی از فاز اجرایی آن کاملا جدا است.
2- کشور یا موسسه وام علاوه بر اعطای وام ، به نحوه هزینه شدن آن نیز نظارت کامل داشته و نوع مصرف را از ابتدا با وام گیرنده شرط می کند .
روش های قرضی (استقراضی
فاینانس : فاینانس در لغت به معنی « مالیه » یا تامین مالی می باشد و در بحث سرمایه گذاری به تامین مالی از طریق استفاده از منابع داخلی و یا دریافت و استفاده از وام ارزی اطلاق می گردد .
یوزانسیوزانس در لغت به معنی «فرجه» ، «مهلت» و «وعده پرداخت» آمده است و در اصطلاح سرمایه گذاری به معنی توافق بر پرداخت قیمت فناوری و تجهیزات دریافت شده در قبال ارایه برات مدت دار میباشد .  معامله یوزانس معمولا در کشورهایی انجام میگیرد که کمبود 
ارز دارند.
خطوط اعتباریدر این حالت دریافت کننده خط اعتباری بدون پرداخت هیچ گونه پولی اجازه می یابد به اندازه معینی از تولیدات یا خدمات اعطا کننده خط اعتباری استفاده کرده و مطابق توافقات قبلی اقدام به بازپرداخت آن نماید .
وام های بین المللیاین روش به برقراری مشروط و مشخص برای استفاده از وام و اعمال کنترل موسسه وام دهنده بر نحوه هزینه شدن وام در زمان اجرای پروژه بر میگردد . در این گونه موارد می بایست مطالعات امکان سنجی الزام شده توسط وام دهنده به انجام رسیده و توجیه فنی و اقتصادی پروژه مورد قبول وی قرار گیرد .
تفاوت روش فاینانس با روش یوزانس :
در روش فاینانس تنها بحث تامین مالی و دریافت پول به صورت وام مطرح است ، در حالی که در روش یوزانس بحث کالا ، خدمات و یا دانش فنی نیز وارد شده و در واقع این فناوری ها از کشور یا موسسه خارجی خریداری می گردد . با توجه به نرخ بهره و تنظیم نرخ محصول توسط وام دهنده این روش بسیار پرهزینه است.

تفاوت روش فاینانس با روش وام های بین المللی :
وام های دریافتی در این روش با روش فاینانس یک تفاوت عمده دارد و آن هم به برقراری مشروط و مشخص برای استفاده از وام و اعمال کنترل موسسه وام دهنده بر نحوه هزینه شدن وام در زمان اجرای پروژه بر میگردد 
روشهای غیر قرضی (سرمایه گذاری)
در روش سرمایه گذاری تامین کننده ی منابع مالی (سرمایه گذار) با قبول ریسک ناشی از به کار گیری منابع مالی در فعالیت یا طرح مورد نظر ، برگشت اصل و سود منابع سرمایه گذاری شده را از عملکرد اقتصادی طرح انتظار دارد . 

استفاده از روش های سرمایه گذاری به دو صورت زیر انجام می گیرد
1- سرمایه گذاری مستقیم خارجی
2-سرمایه گذاری غیر مستقیم خارجی
3-معاملات جبرانی

سرمایه گذاری مستقیم خارجی :

منظور از سرمایه گذاری مستقیم خارجی، مشارکت یک یا چند سرمایه گذار خارجی در سهام ثبت شده یک موسسه داخلی است که حق و حقوقی را برای سرمایهگذار ایجاد می کند.
این نوع از سرمایه گذاری دارای مزایا و معایب مختلفی است . از جمله مزایای این روش برای دریافت کننده سرمایه عبارت است از : انتقال دانش فنی ، افزایش توانمندی نیروی انسانی ، مشارکت در سود و زیان ، اشتغال زایی ، عدم نیاز به سپردن تعهد مالی ، کسب تجربه های مدیریتی و ... .در عین حال با توجه به این که معمولا کشورهای سرمایه گذاربه انحای مختلف سعی در بالابردن سود خود و صرف کمترین هزینه و انتقال کمترین دانش ممکن را دارند، کشور سرمایه پذیر باید در تمام مراحل بسیار با دقت عمل نماید .

انواع روشهای سرمایه گذاری مستقیم خارجی :

* تملک یا خرید
* ایجاد شعبه فرعی از شرکت 
* سرمایه گذاری مشترک 
* مشارکت در تولید 
*مشارکت در سود 
* مشارکت زمانی 
* مشارکت در سود 

سرمایه گذاری غیرمستقیم خارجی :

در این نوع از سرمایه گذاری، کشور یا موسسه خارجی از طریق اوراق بهاداری نظیر سهام، اوراق قرضه بلندمدت، اوراق مشارکت بین المللی و ... در تامین مالی پروژه مشارکت می نماید . 
تفاوت این روش با سرمایه گذاری مستقیم در این است که در اینجا سرمایه گذار در روند اجرای پروژه دخیل نشده و نظارتی ندارد و از نظر مالی تیز تعهداتی نمی سپارد؛ تنها در صورت سود یا زیان پروژه، بر اساس سهم الشراکه داده شده، سود دریافت می کند 

معاملات جبرانی :

در این نوع از سرمایه گذاری که به آن معاملات متقابل نیز می گویند، کشور یا موسسه سرمایه گذار در قبال فراهم سازی منابع نقدی (سرمایه لازم برای خرید تجهیزات و نیروهای تولید) و غیر نقدی (تجهیزات، تکنولوژی، دانش فنی و ...) مورد نیاز برای اجرای پروژه، اصل سرمایه (مالی و غیر مالی) خود را به همراه سود انتظاری از محل محصولات یا خدمات تولیدی همان پروژه یا طرح های داخلی دیگر و یا در برخی موارد به صورت معادل ارزی می نماید 
• مهمترین روش های معاملات جبرانی :

* معاملات تهاتری
* خرید متقابل
* افست
* بیع متقابل
* روش های تأمین مالی، طراحی و ساخت
* تأمین مالی پروژه ها
* بیع متقابل :

معامله بیع متقابل یکی از شیوه های تجارت متقابل است که نسبت به دیگر شیوه های آن و همچنین نسبت به خرید عادی تسهیلات از شکل پیچیده تری برخوردار است.
در حالت کلی در این قرارداد، ابتدا تسهیلات و تجهیزات تولیدی توسط فروشنده اولیه به خریدار اولیه فروخته می شود و پس از تولید محصولات، خریدار اولیه محصوللات تولید شده توسط تجهیزات فروشنده اولیه را به او خواهد فروخت

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۱ توسط احمد عاقلي

 

تحلیل رنانی از بحرانهای حال حاضر ایران

 

نوشتار زیر متن کوتاه شده مقاله دکتر محسن رنانی، نویسنده کتاب «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» است که با عنوان «تحلیل اقتصاد ایران بعد از انتخابات یازدهم» در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن اصفهان ایراد شده است. بخش هایی از  این مطلب بویژه مثالهای مربوط به چالش های سخت و  نرم  و نیز بحث اقتضائات مربوط به تداوم آثار مثبت انتخابات بسیار مفصل بود و امکان درج همه آن در این نوشتار نبود،. بنابراین با کسب اجازه ایشان، بخش هایی از مقاله را حذف کرده ایم. امید که در آینده بتوانیم متن کامل را منتشر کنیم.

مقدمه

پرسش این جلسه این است که انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و نتایج حاصل از آن چه تأثیری بر آینده اقتصاد ایران خواهد داشت. منظور از آینده، یکی دوسال بعد است. یعنی آیا انتخاب پیش بینی نشده آقای روحانی منجر به تحولی در اوضاع اقتصاد ایران خواهد شد و چه شرایطی برای تداوم تاثیر مثبت این انتخابات بر اقتصاد لازم است.  در دوره پیش از انتخابات پیش­بینی من این بود که اقتصاد ایران را بیش از یک ماه نمی­توان پیش­بینی کرد و در همایش مدیران سندیکای صنعت برق در اسفند ۱۳۹۱ نیز مطرح کردم که اقتصاد ایران وارد مرحله تکینگی (بخوانید تـَـکینه گی) شده، یعنی به وضعیتی مانند یک سیاهچاله دچار شده است و به همین علت دیگر کنترل پذیر و پیش­بینی­پذیر نیست. و البته در همان بحث اشاره کردم که وقتی یک سیستم وارد مرحله تکینگی یا سیاهچاله می شود، یا آنقدر در سیاهچاله می ماند تا انرژی خود را از دست بدهد و مضمحل شود و یا با یک شوک بزرگ می توان آن را از آن وضعیت خارج کرد.

 اما اکنون با دلایلی که مطرح خواهم کرد می خواهم بگویم با شوکی انتخابات اخیر ایجاد کرد اقتصاد ایران آماده شده است که از وضعیت سیاهچاله به در آید و همین الان هم اندکی پیش­بینی ­پذیری آن بیشتر شده است اما تحولات تکمیلی لازم است تا این شوک سیاسی حاصل از انتخابات وارد اقتصاد شود و به یک شوک اقتصادی تمام عیار تبدیل شود و اقتصاد ایران را به طور کامل از سیاهچاله خارج کند. پس سوال این است که: با توجه به نتایج انتخابات، در رفتار اقتصاد ایران چه تغییراتی حاصل خواهد شد و پاسخ این است که تغییر رفتار اقتصاد ایران بستگی به این دارد که حکومت چه تحولات تکمیلی پشت بند آن ایجاد کند و در یک کلام بسته به واکنش حکومت به نتایج انتخابات و رفتاری که جامعه می کند خواهد داشت.

بحران های سه گانه در ایران

می توان با شاخص های معینی نشان داد که در حال حاضر مجموعه نظام سیاسی ما در سه بحران به سر می­برد. دقت کنیم که همه ما نیز جزیی از نظام سیاسی هستیم. ما یک دولت یا قوه مجریه  به معنی Government داریم و یک حکومت به معنی State که متشکل از همه قوای سیاسی  قانونی داخل حکومت است و یک نظام سیاسی هم داریم که متشکل از حکومت بعلاوه کلیه آحاد ملت می­ باشد. پس هر کس که در این نظام سیاسی پذیرفته است که در چارچوب قوانین موجود،  دانشگاه برود، فعالیت اقتصادی کند و مالیات بدهد، حق بیمه بدهد، رانندگی کند، ازدواج کند و نظایر این ها، به معنای این است که آن فرد ساختار سیاسی موجود و قانون اساسی حاکم را پذیرفته است و جز نظام سیاسی محسوب می­شود. پس نظام سیاسی یعنی قوای حاکم به اضافه مردمی که پذیرفته­اند در این ساختار سیاسی به صورت قانونی مشی اجتماعی و اقتصادی داشته باشند. با این توضیح، اکنون می توان گفت نظام سیاسی در حال فرورفتن در سه بحران بزرگ است و حتی می­توان گفت تا حدودی در این سه بحران فرو رفته است و البته این هنرمندی نظام سیاسی ما است که بحران­ها را یا می­پوشاند و یا به تعویق می­اندازد اما ضعف آن در این است که نمی کوشد بحرانها را به طور ریشه ای حل و فصل کند و با اصلاح ساختارهای معیوب بحران آفرین، زمینه بحران را از بین ببرد. به همین علت آن­چه ما امروز با آن رو به رو هستیم، سی سال بحران انباشته ­شده است. بحران در مدیریت روزمره و موقت، بحران در نظام برنامه­ریزی، بحران در نظام مالی و بودجه ای، بحران در نظام بانکی، بحران در دستگاه قضایی و زندان ها، بحران در نظام آموزش، بحران در نظام تولید، بحران در نظام درمان و نظایر این ها در واقع مشکلات یا بحران های کوچک انباشت شده ای هستند که به موقع چاره اندیشی نشده و امروز سرباز کرده است.

در یک تقسیم بندی بسیار کلان می توان گفت ما اکنون همزمان با سه بحران روبه­ رو هستیم که به صورت زنجیره­ای به یکدیگر متصل هستند و اگر یکی از آن­ها سرباز کند و به مرحله ظهور برسد و تبدیل به حرکت اجتماعی شود مثل زنجیره­ دومینو یکدیگر را تقویت و تکثیر می­کنند و ممکن است به جایی برسد که دیگر نتوان آن را مدیریت کرد. این سه بحران شامل بحران در حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. در حوزه سیاسی، چند پاره بودن تقسیم قدرت و تعدد رهبری سیاسی و مراکز قدرت سیاسی و در واقع فقدان یک مدیریت واحد سیاسی، نظام سیاسی را وارد بحران کرده است. مدیریت­های موازی، اهداف متعدد و متنافر و فقدان یک ساخت سیاسی یکپارچه که اصطلاحاً به آن «حکومت نفوذهای ناهمگن» گفته می­شود یعنی گروه­ها و جناح­های سیاسی ناهمگون بخش­هایی از قدرت را برای خود قبضه کرده­اند و مستقل از یکدیگر کار می­کنند، اکنون که انرژی و ذخایر داخلی سیستم به انتها رسیده است، نظام را دچار بحران کرده است. یعنی تا زمانی که درآمد نفت وجود دارد و با آن می توان خرابی ها و هزینه های این تعدد مراکز تصمیم گیر رقیب را جبران کرد، بحران سرباز نمی­کنند. اما زمانی که درآمد نفت نباشد معلوم می­شود که دیگر نمی­توان همزمان برای این همه اهداف متضاد پول خرج کرد و همزمان نمی توان با این همه اهداف متنافر، کشور را مدیریت کرد. در حوزه اقتصادی نیز این بحران ملموس است و اصلا نیازی به توضیح نیست. ظرفیت تولید داریم، اما همه امکان تولید نداریم، نیروی انسانی داریم اما ظرفیت جذب نداریم، نقدینگی عظیمی وارد اقتصاد شده است اما معلوم نیست کجاست و به تولید نرفته است، ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفت داشته ایم اما رشد اقتصادی مان نزدیک صفر بوده است، دلار جهش کرده است اما صادرات نمی تواند بالا برود، درآمد کلی کشور بالا رفته است اما فقر بیشتر شده است و دهها شاخص دیگر که به عنوان نشانه های بحران اقتصادی می توان برشمرد.

 در حوزه اجتماعی نیز مساله خیلی روشن است. نیازی نیست که دوباره از بحران در حوزه درمان، انباشت ۱۶ میلیون پرونده در دادگستری، رشد سریع طلاق، گسترش فساد از هر نوعش، گسترش اعتیاد و نظایر این ها یاد شود. فقط یک شاخص می توان عمق بحران را به ما نشان دهد. ما اکنون حدود پنج میلیون  بیکار داریم (البته  آمارهای رسمی کمتر از این را می گوید ولی دلایل کافی وجود دارد که آن آمارها واقعی نیستند). در پنج سال آینده هم پنج میلیون فارغ­التحصیل دانشگاهی خواهیم داشت پس ما در طول پنج سال آینده با 10 میلیون متقاضی کار روبه­رو هستیم. همین یک ظرفیت کافی است تا امواج بحرانهای اجتماعی را به دنبال خود بیاید که به سرعت و راحتی می تواند به یک بحران سیاسی بزرگ تبدیل شود.

 اکنون تنها کاری که انتخابات ریاست جمهوری یازدهم انجام داده این است که یکی از بحران­ها، یعنی بحران در حوزه سیاست را برای مدتی به تعویق انداخته است. یعنی فروبستگی و اضطراب فضای سیاسی را گشوده وکاهش داده و یک فضای نشاط و امیدی نسبت به تحولات سیاسی به وجود آورده است. این که نتیجه نهایی چه باشد بستگی دارد به برخورد حکومت با این تحول. اگر از این فرصت استفاده شود و به خوبی مدیریت شود و امید ایجاد شده به کمک چند تحول دیگر تقویت شود و تداوم یابد، در این صورت آن امید از اذهان بیرون آمده و به حرکت و عمل اجتماعی تبدیل می شود و کمک می کند تا بحران­های دیگر را بتوانیم به تعویق بیندازیم و حتی حل کنیم. اما اگر این تحول را پاس نداریم و حکومت با رفتارش موجب سرخوردگی سریع جامعه شود، تحول انتخابات می تواند خودش به منشاء بحران تبدیل شود. بنابراین لازم است چندین تحول دیگر رخ دهد و کمک کند تا این بیمار که در آستانه تشنج قرار گرفته است بتواند خود را جمع و جور کند و به وضعیت طبیعی بازگردد. پس نقش انتخابات در کمک به اوضاع کشور مثل بیماریست که به اغما رفته یا دچار نارسایی قلبی شده است و به وسیله یک شوک برای دقایقی هوشیار و ضربان قلبش به حالت عادی باز می گردد ولی اگر از این فرصت استفاده نشود و انباشت سموم موجود در بدن او درمان نشود، دوباره بیمار به اغما می­رود یا دچار مشکل قلبی جدی تری می شود. فعلا انتخابات مثل تزریق یک سرم قوی عمل کرده است که بیمار را برای مدتی سرپا می­کند اما بیماری از بین نرفته است و اگر چاره­اندیشی نشود و درمانهای تکمیلی اجرا نشود بیمار دوباره به حالت اول بر­می­گردد.

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۱ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت