فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com

 

صلح همیشه زیباست...

 

ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند.

شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.

 

 

 

آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!
 
صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمیرفت. شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان میدادند! چند ساعت که گذشت باز هم پرچمهای سفید بالا رفت و پس از گفتگوی ۳ نماینده ارتشها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.
آنها آنقدر با هم رفیق میشوند که با هم عکس میگیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر میدهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند! کار به جایی میرسد که این ۳ ارتش به هم پناه میدهند و ...
 
تنها چیزی که باعث میشود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست!
 
این اتفاق تاریخی با نام     
 christmas truce
شناخته می شود. سالها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار میخرد (http://forums.milnet.ca/forums/index.php?topic=53053.0) پل مک کارتنی هم در ویدئوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال ۲۰۰۵ هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام "کریسمس مبارک" میسازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت
 
 
 
 
 
                                                                                        با تشکر از آقای شاهنازیان  http://hrstories.persianblog.ir/post/
ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

 هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

 

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز

به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم

که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز

جسور کس چو من و مهربان کسی چو تو نیست

که با همه بدی‌ام باز با تو گفتم راز

چه حکمتی است که در لحظه شروع گناه

تو می‌کنی کرم و عفو خویش را آغاز

هنوز باز نگشته، تو می‌گشایی در

هنوز توبه نکرده، مرا دهی آواز

اگر سؤال کنی من کی‌ام، تو کی؟ گویم

منم ذلیل گنه، تو عزیز بنده‌نواز

تو دست لطف گشودی و آشتی کردی

من از چه دست نکردم به جانب تو دراز

نخوانده‌ام به همه عمر، یک نماز درست

هم از خدا خجلم، هم ز خویش، هم ز نماز

با تشکر از خانم سقایی 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

 

خدایا


من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . . .

 

عکس اختصاصی از مکه مکرم در ۲۹ مهر ماه سال ۹۰

 

نمایی نزدیک ازبیت الله الحرام

 بیت الله الحرام در مورخ ۲۹ مهر ماه ۹۰

با یکی از مسلمانان هندوستان

 

طبقه آخر بیت الله الحرام

صحن بیرونی بیت الله الحرام

 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

تصاویر جدیدی از مکه مکرمه

 

 

 

 

 

 

 برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ توسط احمد عاقلي

 

اعجاز قرآن

به نوشته روزنامه الجزیره چاپ عربستان، اعضاى این گروه پژوهشى كه در زمینه فعل و انفعالات یك پروتئین در مغز فعالیت مى كردند، از دریافت نتیجه تحقیقات پزشك مسلمان دكتر ابراهیم خلیفه كه با استناد به قرآن تهیه شده بود، شگفت زده شدند و با اذعان به اعجاز قرآن در این زمینه، اسلام آوردند.

به نوشته روزنامه الجزیره، اعضاى این گروه پژوهشی، در مورد ماده «میثا لونیدز» نوعى پروتئین كه در مغز انسان و حیوان تولید مى شود - به دو محصول زیتون و انجیر رسیدند كه خداوند در قرآن به آنها قسم خورده است. این ماده براى انسان بسیار اهمیت دارد و توانایى كاهش كلسترول را دارد و تقویت قلب و اعتماد به نفس در انسان را عهده دار است.

براساس این گزارش، مغز انسان به تدریج ازسن 51 سالگى تا 53 سالگى تولید آن را آغاز مى كند و سپس تولید آن كم كم كاهش مى یابد و تا 06 سالگى متوقف مى شود و به این خاطر دستیابى به این ماده به سهولت میسر نیست. محققان در این زمینه تلاش خود را بر روى نباتات براى بدست آوردن آن متمركز كردند،

بنابر این یك گروه ژاپنی، این ماموریت را برعهده گرفت تا جست وجو در مورد این ماده شگفت انگیز را آغاز كند، چرا كه این ماده از نظر دانشمندان نقش بسزایى در از بین بردن عوارض پیرى در انسان به عهده دارد. این دانشمندان ژاپنى پس از تلاش هاى بسیار، دریافتند كه ماده اى كه به دنبال آن هستند فقط و فقط در «انجیر» و «زیتون» وجود دارد.

این در حالى است كه خداوند منان در كتاب آسمانى قرآن گفته :

« والتین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین، لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم »

دانشمندان ژاپنى در ادامه یافته هاى خود متوجه شدند، استخلاص این ماده از انجیر یا زیتون امكان پذیر است، اما بدون مخلوط كردن آن، چیزى را كه جست وجو مى كنند، امكان پذیر نیست.

به نوشته این روزنامه عربستانى آنها متوجه شدند كه باید ماده بدست آمده را به نسبت یك در هفت (یك انجیر در 7 زیتون) مخلوط كنند تا نتیجه بهتر را به دست آورند. كه در همین حال دكتر طه ابراهیم خلیفه كه قبلا در مورد انجیر و زیتون به پژوهش در قرآن پرداخته بود، نتایج تحقیقات خود را به این گروه ژاپنى ارسال كرد.

براساس پژوهش این پزشك مسلمان عربستانى در قرآن فقط یك بار از انجیر یاد شده است در حالى كه 7 بار از زیتون
(6 بار به صراحت و یك بار به طور ضمنی) نام برده شده است و این در واقع همان چیزى بود كه گروه پژوهشى ژاپنی از طریق علمى به آن دست یافته بودند، در حالى كه 1400 سال پیش در كلام الله مجید ذكر شده بود

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

 

حاضر جوابی

کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.»

رئیس پاسخ می دهد: «خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی.»

کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

افزایش عمر باتری گوشی های هوشمند



یکی از مایوس‌کننده‌ترین مشخصه‌های تلفن‌های همراه امروزی، مدت دوام باتری‌شان است که تقریبا همه ما را به شارژ آن‌ها در هر 24 ساعت وادار می‌کند. شاید این مدت خیلی هم بد نباشد اما اگر باتری گوشی شما کمتر از این مدت دوام بياورد، چه؟ آیا شما بیش از حد از گوشی‌تان استفاده می‌کنید؟ اگر اين‌طور نيست، به دانستن چند نکته براي افزایش مدت دوام باتری آن نیاز دارید. به نظر ما بهتر است از این به بعد کنترل مصرف انرژی گوشی‌تان را خود به دست بگیرید. در اینجا به چند نکته که به شما در این کار کمک خواهند کرد، اشاره می‌کنیم.



 

 کم کردن روشنایی صفحه‌نمایش


صفحه‌نمایش گوشی بیشترین مصرف باتری را دارد. هرچه روشنایی آن بیشتر باشد، به انرژی بیشتری برای تامین نور پس‌زمینه آن نیاز است. با محدود کردن حداکثر روشنایی صفحه‌نمایش، استفاده از باتری کاهش پیدا مي‌كند و در پایان روز مقدار بیشتری از شارژ باتری باقی خواهد ماند. اغلب گوشی‌های تلفن همراه امروزی به سنسور مجاورت مجهز هستند که با توجه به روشنایی محیط به تنظیم روشنایی صفحه‌نمایش می‌پردازند. این قابلیت در سینما یا شب‌های تاریک به کار می‌آید اما در برابر تابش مستقیم نور خورشيد روشنایی صفحه‌نمایش شما را در حداکثر ميزان خود قرار می‌دهد. بنابراین عمده انرژی باتری شما صرف تامین آن می‌شود. با این که محدود کردن حداکثر روشنایی شما را در خواندن متون دچار مشکل می‌کند، مصرف انرژی باتري را به شدت کاهش می‌دهد.



 

 مدیریت انرژی و اجتناب از  اجرای نرم‌افزارهای انرژی‌بر


چندوظیفه‌گی در گوشی‌های مبتنی بر آندروید و نيز iOS به شکل متفاوتی با سایر سیستم‌عامل‌ها اداره می‌شود. برای مثال، اين سيستم‌عامل نرم‌افزار‌ها را در پس‌زمینه به حالت معلق در می‌آورد در حالي كه iTunes در پس‌زمینه هم به دانلود محتویات ادامه می‌دهد. آندروید نيز رویه‌ای نسبتا مشابه iOS دارد که نسبت به آیفون انرژی بیشتري مصرف می‌کند.  برای مدیریت نرم‌افزارهای‌تان بهتر است از نرم‌افزارهایی چون Autorun Manager استفاده کنید که از اجرای خودکار نرم‌افزارهای تعیین شده جلوگیری می‌كند. از سوی دیگر، بهتر است از اجرای نرم‌افزارهایی که به منابع زیادی نياز دارند هم دوري کنید.



 

 غیرفعال کردن یادآورهای بی‌فایده


بسیاری از نرم‌افزارهای عرضه شده برای سیستم‌عامل‌های جدید در پس‌زمینه به دانلود به‌روزرسانی‌ها، اخبار، پیام‌ها و اطلاعات دیگر می‌پردازند. پس از این که نرم‌افزار به‌روزرسانی جدیدی می‌یابد، ممکن است صفحه‌نمایش شما را روشن كند و پیغامي ‌را به نمایش بگذارد يا LED نشانگر وضعیت را به صورت چشمک‌زن درآورد و یا هر دوی آن‌‌ها را انجام دهد. همه ‌این کارها به مصرف انرژی نیاز دارند. مسلما نیازی نیست که یادآورهایی چون پیام‌های کوتاه و تماس‌های از دست رفته را غیرفعال كنيد اما به بسیاری از یادآورهای این نرم‌افزارها هم نیازی نداريد. با راحت شدن از دست این مزاحم‌ها می‌توانید مدت بیشتری از باتری گوشی‌تان بهره ببريد. اگر پس از به کارگیری نکات بالا هنوز هم احساس می‌کنید باتری‌تان دوام چندانی ندارد، احتمالا جزو کسانی هستید که بیش از حد از گوشی خود کار می‌کشند. به شما پیشنهاد می‌کنيم که یک باتری یدک بخريد و همیشه آن را همراه‌تان داشته باشید!



 

 کوتاه کردن مدت زمان استندبای صفحه‌نمایش


در منوی تنظیمات گوشی‌تان گزینه‌ای شبیه به Screen Timeout مي‌یابید که مشخص می‌کند صفحه‌نمایش آن چه مدت پس از دریافت یک ورودی روشن بماند. بهتر است آن را در کمترین حد ممکن قرار دهید تا با روشن ماندن بی‌فایده صفحه‌نمایش‌، انرژی باتری هدر نرود.



 

 روت کردن آندروید و جیل برک کردن آیفون


روت کردن گوشی آندروید سبب می‌شود بتوانید به غیرفعال كردن بسیاری از ویژگی‌هایی بپردازيد که هیچ‌گاه از آن‌ها استفاده نمی‌کنید. جیل‌برک کردن آیفون هم اجازه نصب نرم‌افزارهایی چون SBSetting را به شما می‌دهد که امکان دسترسی سریع و آسان به بلوتوث، Wi-Fi و ...  را فراهم می‌آورند.



 

 غیرفعال کردن ویبره


حالت ویبره در گوشی شما انرژی بسیار بیشتری نسبت به یک هشدار ساده صوتی مصرف می‌کند بنابراین غیرفعال کردن آن می‌تواند به شما در صرفه‌جویی مصرف انرژی کمک كند.



 

 غیرفعال کردن GPS


از دیگر قابلیت‌های گوشی‌های امروزی که به شدت در مصرف انرژی سهم دارد، GPS است. درست است که استفاده از آن در برچسب‌گذاری جغرافیایی تصاویر یا افزودن مکان فعلی در سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی لذت خاصی دارد اما این قابلیت به شدت عمر باتری شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. علاوه بر این، بهتر است هنگام عدم نیاز به اجرای نرم‌افزارهایی که به اطلاعات GPS نیازمندند، از اين كار خودداری کنید.



 

 غیرفعال کردن Wi-Fi


متاسفانه از نظر مصرف انرژی، فناوری‌های بی‌سیم هنوز به‌صرفه نیستند. شاید چند سال دیگر به این نحوه مصرف انرژی بخندیم. اما در حال حاضر بهتر است که اگر با Wi-Fi كاري نداريد، آن را غیرفعال كنيد. برخی گوشی‌ها به هر شبکه بی‌سیم در دسترس متصل می‌شوند بنابراین ممکن است بدون آن که واقعا چیزی به دست آورید، انرژی باتری‌تان تلف شود.



 

 غیرفعال کردن بلوتوث


اگر به استفاده از بلوتوث در اتومبیل‌ یا به هدست‌های بی‌سیم‌ علاقه دارید، بايد بدانيد كه روشن ماندن آن‌ها سبب می‌شود به صورت مداوم به دنبال سیگنال‌ها بگردند. با خاموش کردن بلوتوث در مواقعی که از آن استفاده نمی‌کنید، می‌توانید حداقل ساعتی را به عمر باتری‌تان بیفزایید.



 

 بستن نرم‌افزارهای اضافی


همان‌طور که اشاره شد، گوشی‌های هوشمند امروزی از قابلیت‌های چندوظیفه‌گی فراوانی برخوردارند. بهتر است برای مدیریت سیستم‌عامل‌هایی چون آندروید و iOS از نرم‌افزارهایی همانند Advanced Task Killer استفاده کنید که امکان بستن خودکار نرم‌افزارها را در صورت وجود شرایط خاص فراهم مي‌آورند.

منبع: مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي
 

افتتاح پروژه های عمرانی و شهری مرند

 با حضور جناب دکتر بیگی استاندار

 

شهردار مرند خبر از حضور جناب دکتر بیگی استاندار محبوب به همراه هیات همراه جهت افتتاح پروژه های شهری و عمرانی در شهر مرند خبر داد .

هاشمی در این رابطه افزود : به شکر الهی و به پشتوانه دعای خیر مردم و همکاری شهروندان ، در این مدت از تصدی سمت شهردار مرند توانسته ایم با همت و همکاری پرسنل خدوم شهرداری و همچنین همکاریهای و راهنمایی های مردم عزیز و با بهره گیری از انتقادات پیشنهادات رسانه ها ، کمترین و حداقل ترین خدماتی را که در خور و شان و منزلت شهروندان عزیز و شهر مرند میباشد انجام دهیم و علیرغم انجام گسترده عملیات های عمرانی و اجرایی از قبیل آسفالت ریزی ، سنگفرش پیاده رو ها ، جدول گذاری ، ساماندهی میادین ؛ مبلمان شهری ؛ افزایش سرانه فضای سبز و کاشت گل و چمن در تمامی بلوار ها ، و ... به این فعالیتها بسنده نخواهیم کرد و این عملیات فعلا جزئی از توان اجرایی شهرداری مرند بوده و به مردم شریف شهرمرند قول میدهیم در آینده ای نه چندان دور مرندی متفاوت با سالهای قبل البته به حول و قوه الهی و عنایات ویژه حضرت ولی عصر (عج) داشته باشیم ... 


هاشمی در ادامه افزود : با توجه به اعلام دفتر هماهنگی استاندار محترم : قرار است چهارشنبه این هفته ( 27 مهر ماه ) جناب دکتر بیگی برای افتتاح پل غیر همسطح ولایت ، ساختمان منطقه 1 شهرداری و همچنین ایستگاه شماره 3 آتش نشانی مرند و سینما چهار بعدی و تعدادی از پروژه های کوچک و بزرگ محلات شهری ( در حدود 42 پروژه ) میهمان شهروندان فهیم مرندی باشند . 

.......................................................................................

برای همه عزیزانی که برای توسعه و آبادانی شهرمان تلاش نموده و مینمایند از این مکان مقدس(خانه خدا) آرزوی سلامتی و موفقیت دارم ....عاقلی

 

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي
 

تصاویر جدیدی از مکه مکرمه

میقات جحفه محل احرام حجاج

خانه خدا

به اتفاق همسفران در خانه خدا

 

 برای مشاهده تصاویر دیگر در اندازه واقعی،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي
 

ارزش واقعی انسان به چیست؟
 
 
این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است
 
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:
 
عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.
 
هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.
بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.
 
اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.
 
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.
 
وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».
 
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .
 
حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! 
اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.
 
با تشکر از حاج آقا  شیرزاد لطفی نیا
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي

 

ابتکار هواداران تراکتورسازی در آستانه بازی با سایپا

 

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي
 

همیشه به یاد خدا باشیم

- بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

- خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

- خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

- این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

- وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

- یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

- کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

- آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

- کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

- خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

- ما خلیفه ی خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

- آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

- خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

- بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

- روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

- برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

- شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

- به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

- چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

- امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

-اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

- وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

- آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشه ی من و تو.

- خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

- خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گرساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند

با تشکر از خانم حاجی شیخ زاده

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ توسط احمد عاقلي

 

دعایت می کنم امشب

 

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

 

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

 

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

 

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

 

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

 

بخوانی نغمه ای با مهر

 

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

 

خورشید مهری رخ بتاباند

 

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

 

بیاید راه چشمت را

 

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

 

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

 

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

 

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

 

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

 

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

 

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

 

دعایت می کنم، روزی بفهمی

 

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

 

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

 

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

 

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

 

بخوانی خالق خود را

 

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

 

ببوسی سجده گاه خالق خود را

 

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

 

پیدا شوی در او

 

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

 

با او بگویی:

 

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

 

دعایت می کنم، روزی

 

نسیمی خوشه اندیشه ات را

 

گرد و خاک غم بروباند

 

کلام گرم محبوبی

 

تو را عاشق کند بر نور

 

دعایت می کنم،  وقتی به دریا می رسی

 

با موج های آبی دریا به رقص آیی

 

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

 

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

 

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

 

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

 

دعایت می کنم، روزی بفهمی

 

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

 

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

 

برایت آرزو دارم

 

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

 

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

 

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

 

بگیرد آن زبانت

 

دست و پایت گم شود

 

رخساره ات گلگون شود

 

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

 

به هنگام سلام گرم محبوبت

 

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

 

ندانی کیستی

 

معشوق عاشق؟

 

عاشق معشوق؟

 

آری، بگویی هیچ کس

 

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

 

ببندی کوله بارت را

 

تو را در لحظه های روشن با او

 

دعایت می کنم ای مهربان همراه

 

تو هم ای خوب من

 

گاهی دعایم کن

  

 

تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن

........................................................

 

دوست عزیز عاشق و معشوق اینجا جمعند جای شما خالی

 

 

تصاویر اختصاصی تقدیم خوانندگان عزیز از مکه مکرمه 

 

 برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ توسط احمد عاقلي

 

مرا شکایتی نیست



مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از
بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را ( براي
كمك كردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت
كرد( زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان از
صاحب خر برخاست كه « تاوان بده
»!.

مرد به قصد فرار به كوچه‌اي دويد، بن بست
يافت. خود را به خانه‌اي درافگند. زني
آنجا كنار حوض خانه چيزي مي‌شست و بار
حمل داشت (حامله بود). از آن هياهو و آواز
در بترسيد، بار بگذاشت (سِقط كرد). خانه
خدا (صاحبِ خانه) نيز با صاحب خر هم آواز
شد
.

مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي
نيافت، از بام به كوچه‌اي فروجست كه در
آن طبيبي خانه داشت. مگر جواني پدر
بيمارش را به انتظار نوبت در سايۀ ديوار
خوابانده بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود
آمد، چنان كه بيمار در جاي بمُرد. «پدر
مُرده» نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست
!.

مَرد، همچنان گريزان، در سر پيچ كوچه با
يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش
افگند. پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش
كرد. او نيز نالان و خونريزان به جمع
متعاقبان پيوست
!.

مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود را
به خانۀ قاضي افگند كه
«دخيلم» (پناهم
ده)؛ مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه
خلوت كرده بود. چون رازش فاش ديد، چارۀ
رسوايي را در جانبداري از او يافت: و چون
از حال و حكايت او آگاه شد، مدعيان را به
درون خواند
.

نخست از يهودي پرسيد. گفت: اين مسلمان يك
چشم مرا نابينا كرده است. قصاص طلب ميكنم
.
قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه
بيش نيست. بايد آن چشم ديگرت را نيز
نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند
!
و چون يهودي سود خود را در انصراف از
شكايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محكومش
كرد
!.

جوانِ پدر مرده را پيش خواند. گفت: اين
مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد،
هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام
.
قاضي گفت: پدرت بيمار بوده است، و ارزش
حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است
.
حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير
همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي،
چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني!. و
جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود،
به تأديۀ سي دينار جريمۀ شكايت بي‌مورد
محكوم كرد
!.

چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت
بار افكنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامي
جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد
.
حالي مي‌توان آن زن را به حلال در فراش
(عقد ازدواج) اين مرد كرد تا كودكِ از دست
رفته را جبران كند. طلاق را آماده باش
!.
مردك فغان برآورد و با قاضي جدال
مي‌كرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به
جانب در دويد
.

قاضي آواز داد :هي! بايست كه اكنون نوبت
توست!. صاحب خر همچنان كه مي‌دوید فرياد
كرد: مرا شكايتي نيست. می روم مرداني بیاورم كه شهادت دهند خر، من از کره‌گي
دُم نداشت

با تشکر از آقای مهندس جمیری

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ توسط احمد عاقلي
 

دیــشـب دلـم گـرفـت و نـاچـار گــریـه کـردم..

 

دیــشـب دلـم گـرفـت و نـاچـار گــریـه کـردم

ازتــلـخــی تـــرانــه بــا تــار گــریـه کــردم



فــرسـنگ هـا دویــدم تـا بـردرش رســیــدم

دربـسـتـنـش چـو دیـدم، بـسیـار گریـه کردم



مــن بــودم وجـهـانـم دل بــود و داســتـانــم

تــب کـرده بـود جـانـم، تـبـدار گـریـه کـردم



پــای غـــزل فــتـادم رو بـا قـصــیـده کـردم

ســر را نـهــاده روی گــیـتـار گـریـه کـردم



دل را بــغــل گــرفــتـم تـا مـنـهـدم نـگــردد

شــب تـا سـحـر به پـشـت دیـوار گـریه کردم



صــد بـار اشـک فـرقــت بـهتر بود از آنکـه:

یــک بـار در حــضـور دلـــدار گـریـه کــردم



دیــدم بـه گــریــه هـایـم تـابــوت خـنـده هـایـم

بـی کـیـفـی ی صـدایــم یـکــبـار گـریـه کـردم

 

با  تشکر از خانم سبحانی


ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ توسط احمد عاقلي

 

نعمت کنار خانواده بودن در مناسک حج هدیه ای بود که خدای متعال نصیب حقیر نمود

آب زمزم در جای جای بیت الله الحرام برای مصرف زایرین در نظد گرقته شده است

در سفر معنوی حج خدا لطف نمود تا در کنار پدر. مادر. همسر و مادر همسر گرامیم همسفر باشم

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

داستان کوتاه بسیار آموزنده

 

پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک
را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان
شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد
این بچه برسید.بچه ماشین بهش زد و فرار کرد...
پرستار:این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو
پرداخت کنید.
پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو
هم نمی شناسم.خواهش می کنم عملش کنید
من پول و تا شب براتون میارم...
پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه
صحبت کنید.
...اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازد
گفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عمل
پرداخت بشه.
اما صبح روز بعد..
دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت...
و چه قدر زود دیر می شود

 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ توسط احمد عاقلي
 

 درس نابی که این عکس به من و تو می‌دهد

 
 
تصویری که روزگار ۱۷ اردیبهشت (۷ می) ۱۳۸۸ سرزمین سوخته‌ای را در استرالیا نشان می‌دهد که کمتر از سه ماه پیش (۹ فوریه ۲۰۰۹) اینچنین در آتش سوخت و با خود جان ۱۷۳ انسان را هم گرفت و بیش از دو هزار خانه را سوزاند … اما امروز دوباره دارد می‌روید و تو می‌توانی شوق رویش دوباره و برق آن رنگ سبز دوست‌داشتنی را باز هم بر خاکستر آن زمین نفرین شده ببینی و اوج بکشی … اگر که یادت باشد، زندگی همواره و در سخت‌ترین شرایط کوره‌راه‌هایی از امید دارد تا به آدم‌های مثبت‌اندیشش ارایه دهد!
 

این که هرگز گمان مبرید که به انتها رسیده‌اید؛ حتا اگر در تیره‌‌ترین یا کسل‌کننده‌ترین دوران زندگی‌تان قرار گرفته‌اید …

این که زندگی بسیار مهربان‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنید؛ به شرط آن که آن مهربانی را باور کنید …

این که همیشه می‌توان از دل سیاه‌ترین و سوزان‌ترین رخدادها، برترین احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …

این که مزه‌ی گس و استثنایی حیات را نمی‌توان و نباید با هیچ مزه‌ی دیگری برابر دانست …

این که رویش دوباره‌ی عشق می‌تواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر آتش سوزاندنی شکل بگیرد …


فقط کافی است نگاه‌مان را عادت ندهیم به بد دیدن!

و یادمان بماند که:
مردی که کوه را از میان برداشت، همان مردی بود که شروع به برداشتن سنگریزه‌ها کرده بود

 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ توسط احمد عاقلي

 

برای مشاهده شهر پاریس از روی برج ایفل بر روی آدرس ذیل کلیک نمایید

 

http://www.gillesvidal.com/blogpano/paris.htm

 

 

با تشکر از استاد عهدی اقدم

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۷/۱۵ توسط احمد عاقلي

 

ستون فقرات شما ٦ دشمن دارد


 

گروه اینترنتی الهه موفقيت


 
١) شکم بزرگ:
در اين حالت، چون تعادل انحناي کمري يا لوردوز به هم مي‌خورد ستون مهره‌ها ناچار است انحناي مهره‌هاي سينه‌اي يا کيفوز را بيشتر کند و همين امر به گودي زياد کمر، قوز پشتي و بر هم خوردن راستاي قرار گرفتن سر و انحناي گردني منجر مي‌شود و درد ايجاد مي‌شود.

 
٢) بد خوابيدن:
وقتي اصول صحيح خواب را رعايت نمي‌کنيد مي‌بينيد که صبح روز بعد از شدت درد قادر به بلند شدن نيستيد. بهتر است به پهلو بخوابيد و بالش شما فاصله شانه تا سر را پر کند. اگر به پشت بخوابيد، قوس گردني شما در صورت مناسب نبودن بالش به جاي تمايل به عقب، به جلو مي‌آيد و آرتروز گردني و درد ايجاد مي‌شود. بدون بالش خوابيدن يا بالش کوتاه همان‌قدر بد هستند که انتخاب بالش بلند. دمر هم نخوابيد و اگر مجبوريد يک بالش زير شکم و لگن خود بگذاريد تا گودي کمرتان زياد نشود و محل اتصال مهره آخر کمر به باسن دردناک نشود. تشک شما نبايد زيادي نرم يا زيادي سفت باشد.
 

 

٣) بغل کردن بچه‌ها:                                                  

بستن حامل‌هايي که بچه‌ها را در آن مي‌گذاريد به ستون مهره شما فشار مي‌آورد. اگر مي‌خواهيد فرزندتان را بغل کنيد او را به پهلو تکيه بدهيد، يعني يک پايش جلو و پاي ديگر بچه عقب باشد تا وزن او به پهلويتان وارد شود.


 
٤) نشستن چهار زانو يا دو زانو:
وقتي چهار زانو يا دو زانو مي‌نشينيد باعث تخريب غضروف خود مي‌شويد. روي صندلي استاندارد بنشينيد و زاويه ١٢٠ درجه را رعايت کنيد. قوز به جلو (زاويه کمتر از ٩٠) و يا عمود نشستن راستاها را به هم مي‌زند و بدن ما سعي مي‌کند به عضلات منطقه فشار بياورد تا در حد ممکن راستاهاي طبيعي را حفظ کنند و همين عامل، درد را به وجود مي‌آورد. پا، باسن، پشت و کتف شما بايد نقاط تماس هنگام نشستن صحيح باشند.
 

 
٥) ايستادن طولاني:
معمولا به دليل وجود شکم برآمده در چاق‌ها و يا عضلات ضعيف کمري در لاغرها و از همه بدتر عدم رعايت اصول صحيح ايستادن، به دنبال طولاني ايستادن دردها شروع مي‌شوند. وقتي مي‌ايستيد بايد يک پا جلوتر از ديگري باشد و پاي ديگر ١٥ سانتي‌متر بالاتر باشد تا فشار وزن‌تان عملا تقسيم شود. پاها را مرتب با حفظ همين ١٥ سانتي‌متر از زانو خم کنيد تا لوردوز کمري زياد نشود و درد و خستگي به وجود نيايد. در بعضي مشاغل، داشتن زيرپايي الزامي است.
 

 
٦) بلند کردن جسم سنگين:
رعايت اصول بلند کردن اجسام مهم است. جسم را با دست بگيريد. يک پا اهرم و پاي ديگر جلو باشد. دست‌ها به بدن چسبيده باشد و از راستاي دست‌ها نيرو بگيريد نه از کمرتان.
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ توسط احمد عاقلي
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۳ توسط احمد عاقلي

 

مدرسه عشق

 

در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست

 
مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست
 
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند
و نخوانند کسي را حيوان
و نگويند کسي را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند
 
و به جز از ايمانش
هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
که به جاي مغز ، دل ها را تسخير کند
از کتاب تاريخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسي حرف دلش را بزند
 
غير ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا ، کسي بعد از اين
باز همواره نگويد: "هرگز"
و به آساني هم رنگ جماعت نشود
زنگ نقاشي تکرار شود
رنگ را در پاييز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خلقت خلق
 
کار را در کندو
و طبيعت را در جنگل و دشت
مشق شب اين باشد
که شبي چندين بار
همه تکرار کنيم :
عدل
آزادي
قانون
شادي

امتحاني بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم
 
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعر تدريس کنند
و بگويند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
 
 
مجتبي کاشاني (سالک)
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ توسط احمد عاقلي

 

از گورخری پرسیدند:
 
 
از گورخری پرسیدند: تو سفیدی راه راه سیاه داری،
 
 یا اینکه سیاهی راه راه سفید داری؟!

گورخر به جای جواب دادن، پرسید:

تو بیداری فقط شب‌ها می‌خوابی، یا خوابی فقط

روزها بیدار میشی؟!

تو خوبی فقط عادت‌های بد داری، یا بدی و چندتا

عادت خوب داری؟!

همیشه نشستی گاهی راه میری، یا راه میری و

گاهی می‌نشینی؟!

ساکتی بعضی وقت‌ها حرف می‌زنی، یا حرف

می‌زنی و بعضی وقتها ساکت میشی؟!

ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا

افسرده‌ای و بعضی روزها خوشحالی؟!

و گورخر پرسید و پرسید و پرسید و پرسید و

پرسید، و بعد رفت!

 

نتیجه اخلاقی:

دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راه‌راه‌هاشون

چیزی نپرسید!

 
 
 
 با تشکر از آقای مهندس کاظمی
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ توسط احمد عاقلي
 

با سلام و عرض احترام

 

بدلیل ضعف اینترنت در هتل محل اقامت انشاالله از روز های آتی بیشتر در ارتباط خواهم بود

فقط دعایم کنید پیش خدا رو سفید باشم.

والسلام

 مسجد جحفه محل بستن احرام حجاج

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي

 


« لبیک اللهم لبیک

 لبیک لا شریک لک لبیک

ان الحمد و النعمة لک و الملک

لا شریک لک لبیک »


 

خدایا جز تو معبودی نیست... خدایا ببخش... خدایا کمک کن فقط برای رضای تو گام برداریم...

 

در این ایام مبارک که عازم سفر حج تمتع هستم از همه عزیزان طلب حلالیت نموده و  التماس دعا دارم....عاقلی

به محض شروع اعمال و در صورت مساعد بودن امکان ارتباط با اینترنت تلاش خواهم نمود ارتباطی معنوی با عزیزان برقرار نمایم

از دوستان و برادران بزرگواری که موفق به خداحافظی نشدم عذرخواهی نموده انشاالله اگر لایق باشیم نایب الزیاره همه عزیزان خواهم بود

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي
 

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی      تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.
 

روز عرفه

 

مقدمه:

روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. چقدر ظلم كرديم! چقدر ناديده گرفتيم آن همه رحمت را! ولي باز هم مي‌خوانندمان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم. آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.

شيطان را در اين روز در غل و زنجير مي‌كشد و باز هم زمينه پيروزي انسان را بر نفس فراهم مي‌كند. امام صادق (ع) فرموده‌اند: اگر شخص گناه‌كاري نتواند در شب‌هاي قدر خود از قدر و منزلت خود به نحو احسنت استفاده كند و بهره گيرد، مي‌تواند در اين روز از امتيازات برخورداري از رحمت الهي برخوردار شود.1

وجه تسميه روز عرفه:

1. آورده‌اند كه: زماني‌كه جبرييل مناسك حج ابراهيمي را به ابراهيم خليل‌الله مي‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: (عرفت) و او پاسخ بلي را داد - لذا به اين نام خوانده شد.

2.  همچنين آورده‌اند كه: مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي‌كنند و بعضي آن را از جهت تحمل و صبر و رنجي مي‌دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شوند، چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي است.2

3.  همچنين در روايتي آمده كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكي در اين سرزمين يكديگر را يافتند و به همين دليل عرفات و اين روز عرفه نام گرفته است.3

پيشينه‌ وقوف در عرفات:

عرفات جمع عرفه به معناي شناخت است و از آنجا كه آن‌جا وادي شناخت و معرفت خدا و نفس و خود است، عرفات نام گرفته.

الف) حضرت آدم و عرفات:

«فتلقي آدم من و به كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم»

-  آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خدا توبه‌ او را پذيرفت؛ چرا كه او توبه پذير است. طبق روايت اما صادق (ع)، آدم پس از خروج از جوار خدا و فرود به دنيا چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرييل برآدم فرود آمد پرسيد: چرا گريه مي‌كني؟ گفت: چرا گريه نكنم در حالي كه خداوند مرا از جوار و بارگاهش بيرون راند و در دنيا فرود آورد.

جبرييل گفت: اي آدم، به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد آدم گفت چگونه توبه كنم؟ جبرييل او را در روز 8 ذي‌حجه به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرييل به عرفات رفت. پس از نماز عصر آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد. بگو اي آدم:

سبحانك اللهم و بحمدك لااله‌الاانت عملت سوء و ظلمت نفسي و اعترفت بذنوبي اغفرلي انك انت الغغور الرحيم.

آدم تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي‌ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد، همراه جبرييل روانه مشعر شد و شب در آنجا وقوف كرد و صبح‌گاهان با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خدا توبه كرد و خدا توبه او را پذيرفت چرا كه او توبه‌پذير است.

همين مطلب را شيخ صدوق در كتاب «امالي» در روايتي از امام حسن (ع) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرموده است: شخصي يهودي خدمت رسول خدا آمد، او از افراد داناي يهود بود از پيامبر سؤالاتي نمود، يكي از سؤالاتش به اين قرار بود، چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعدازظهر در صحراي عرفات وقوف نماينده پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت مرتكب معصيت (گناه اولي) شد و خداوند بر امت من واجب نمود تا در بهترين مكان‌ها وقوف نمايند و نزد او تضرع و دعا نمايند تا بهشت را مجدداً در اختيار آنها نهد و آن ساعتي كه مردم از عرفه مي‌روند يعني مغرب،‌ ساعتي است كه حضرت آدم (ع) در آن ساعت از خداوند خويش سخناني را فرا گرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه را پذيرفت (چرا كه توبه‌پذير و مهربان) است.

و ايشان فرمودند: به خدا قسم كه براي آسمان‌ها دري است از رحمت و توبه و حاجات، احسان و كرم و بخشش و تمام كساني كه در عرفات اجتماع مي‌كنند شايسته‌ اين صفات هستند.

زماني‌ كه آنها مي‌خواهند از صحراي عرفه خارج شوند خداوند ملائكه‌اش را گواه مي‌گيرد كه همه آنان را از آتش جهنم نجات دادم و بهشت را بر آنان واجب گرداندم.

ب) حضرت ابراهيم در عرفات:

در صحراي عرفات جبرييل پيك وحي الهي، مناسك حج را به ابراهيم(ع) آموخت و ابراهيم(ع) هر يك از مراحل آن را با خلوص و عابدانه برپا داشت و نداي عرفت را در آن سرزمين سر داد.

ج) صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي سرور شهيدان عالم حسين‌بن علي (ع):

امام حسين (ع) در بعدازظهر روز عرفه همراه با فرزندان و ياران خود در صحراي عرفات وقوف كرد. وي در آنجا بزرگترين همايش خودسازي و شناخت را در قالب ژرف‌ترين كلمات به ظهور رسانيد.

سخناني كه از اعماق وجودش نشأت مي‌گرفت آن‌چنان والاست كه آدمي را به تفكر وا مي‌دارد، برخي از موضوعات آن به شرح زير است:

1- ايشان دعاي خود را با ستايش خداوند آغاز مي‌كند، ستايشي زيبا و يكتا.

«ستايش خداوندي را سزاست كه چيزي قضايش را دور نمي‌سازد و از اعطا و بخشش او جلوگيري نمي‌كند و هيچ آفريننده‌اي آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندي بي‌انتهاست»

2- بيان گوشه‌اي از نعمت‌هاي بي‌پايان خداوند كه انسان را درتمام مراحل رشد تكامل دربر گرفته و ياد از مهر مادر و مواظبت و پرستاري آنان را از الطاف خداوند مي‌‌شمرد.

3- به شكر نعمت‌هاي الهي اشاره مي‌كند و خود را از اداي يك شكر نيز عاجز مي‌داند.

4- استغفار و انابه عاجزانه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از بارگاه حق تعالي.

هر فرازي از اين دعا دريچه‌اي از عشق و نور و محبت و توحيد را در دل انسان مي‌گشايد. ايشان با اين دعا در صدد است انسان و خدا را بشناساند و نزديكي آن دو را به هم نمايان كند. اين نيايش منطقي‌ترين رابطه خدا با انسان را توضيح مي‌دهد. ايشان با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستي و نفوذ علم و قدرت و حيات او را به تك‌تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مي‌نمايد و آن چه را مي‌بيند بر زبان مي‌راند.

5- فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا

6- شناخت و درخواست بهترين مسألت‌ها.

7- تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.

و...

حال به شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي مي‌پردازيم:

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

اي خدا مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!

تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.

تو اين قدر دلسوز مني!

خدايا!

تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند

كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد

بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود

و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!

خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب!يارب

پي‌نوشت‌ها:

1. كافي، ج 2، صفحه 66

2. فرهنگ دهخدا، ج 10، ص 15818

3. رسول جعفريان، آثار اسلامي مكه و مدينه، نشر مشعر

4. مفاتيح الجنان

 


عيد قربان

راضيه فرهي

عيد قربان يكي از اعياد بزرگ مسلمين است در روز دهم ذي‌الحجه كه آن را اضحي نيز مي‌گويند.

در اين روز حاجيان بيت‌الله الحرام گوسفند يا شتري را ذبح مي‌كنند و آن در غير حج مستحب مؤكد است، چنانكه از حضرت رسول (ص) رسيده:

اينكه خداوند روز اضحي را عيد قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد.

اميرالمومنين (ع)  فرموده‌اند: اگر مردم مي‌دانستند كه قرباني در روز عيد اضحي چه اجري دارد وام مي‌گرفتند و قرباني مي‌كردند، چرا كه با اولين قطره خون آن صاحب قرباني آمرزيده گردد.1

قرباني و عيد قربان در اسلام

اين روز سالروز دستور قرباني اسماعيل است به ابراهيم خليل‌الله. خداوند كه اسماعيل را پس از سال‌هاي طولاني به ابراهيم هديه كرده بود اكنون او را در معرض آزمايشي بسيار سخت قرار داده و خواهان قرباني اسماعيل است.

از او خواسته شده كه اسماعيل را كه اكنون نهالي برومند شده، جواني جان ابراهيم و تنها ثمره زندگي‌اش است را قرباني كند.

در اين لحظه بت‌شكن تاريخ خود در هم مي‌شكند، از تصور پيام مي‌شكند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهيم بايد انتخاب كند.

در پايان يك قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يك عمر نبوت و امامت مردم و جهاد عليه شرك و پايه‌گذاري توحيد و شكستن بت و نابودي جهل و از همه جبهه‌ها پيروز بيرون آمدن و از همه مسئوليت‌ها موفق بيرون آمدن، هيچ جا به خاطر خود درنگ نكردن و از راه گامي در پي خويش منحرف نشدن هميشه و همه‌جا خوب امتحان دادن... حال مي‌بايست انتخاب سختي مي‌كرد، وسوسه‌هاي شيطان كار را دو چندان سخت مي‌كرد.

به هر حال ابراهيم آن بنده مخلص خدا به پيام حق تسليم شد، او اين پيام را با هزاران رقت به اسماعيل منتقل كرد؛ شرمگين و خسته، اما اسماعيل با آرامشي قلبي به او اعلام كرد تسليم امر خدا باش و خواهي ديد من از صابران خواهم بود.

ابراهيم شگفت‌زده بود. شروع به قرباني كرد، در كمال انسانيت به اوج رسيده بود، او غريزه فرزند دوستي را زير پا گذاشته و به صعود به عشق حقيقي عينيت مي‌بخشيد، حال كه از آزمايش الهي سربلند شده، معبود او گوسفندي را براي ذبح مي‌فرستد. چقدر زيباست حس آزادگي از تعلقات و چقدر زيباتر حس عاشقانه‌ عابد و معبود. و حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم مي‌آيند. ابراهيم‌گونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنيايي و غيرخدايي دارد  را مي‌بايست قرباني كنند.

اسماعيل در وادي كيست؟ ثروت و مال، موقعيت و مقام، كسب‌ و كار، زن و فرزند و... هر آنچه تو را از انسان بودنت دور خواهد كرد.

آري در اين روز بزرگ بايد آنچنان به يقين قلبي دست يافته باشي كه تمام نفسانيات را قرباني كرده، در خود زمينه رشد تقوا را ايجاد كني تا پله پله به قرب معبود ازلي نزديك و نزديك‌تر شوي.

و خوشا آنان كه از اين فرصت به خوبي استفاده مي‌كنند و ابراهيم‌وار از اين آزمايش سربلند بيرون مي‌آيند.

ريشه قرباني در اديان و ملل گوناگون

قرباني چيست؟2

پيشكش آوردن است، چيزي كه در قرباني مهم است بيش‌تر آن چيز بايد مظهر ارزش يا خلوص باشد نه استفاده اتفاقي از يك جنس مازاد.

آن قدر فرد قرباني كننده به آن چيز تعلق داشته باشد كه براي نتيجه‌ بخش بودن اين عمل در حين اجراي عمل قرباني حالت از دست دادن چيزي با ارزش در او ديده شود.

پيشكش يك شيء در بسياري از زمينه‌هاي ديني متداول است. پيشكش ممكن است جاندار يا بي‌جان باشد.

جاندار، حيواني يا در حالت افراطي انساني نيز بوده است و چيز بي‌جان مثل غلات، برنج و شير را پيشكش مي‌كردند

كه هدف اين نوع قرباني‌ها، خشنود كردن خدايان مربوطه، طلب نعمت يا كسب نتايج مطلوبي چون موفقيت در جنگ يا دوركردن مريضي يا شكرگ‍زاري باشد.

در هر حال امر قرباني از آغاز تاريخ بشر وجود داشته و در پاره‌اي از موارد به علت افراط در آن در برخي اديان و ملل منسوخ گشته، مثلاً در ايران آريايي‌هاي مقيم اين فلات آنچنان در امر قرباني افراط ورزيدند، حتي در مسأله‌ قرباني انساني نيز حد اعتدال را به طور وحشتناكي ردكردند كه زرتشت با آن مبارزه سختي كرد و قرباني را از آيين خود كمرنگ و حذف نمود.3

منشأ تشريع قرباني4

اين مطلب را با طرح يك سؤال آغاز مي‌كنيم، آيا خداوند بندگان را مأمور كرده حيواني را ذبح كنند بدون هيچ فايده و نتيجه‌اي؟

آنچه مسلم و عقلاني است اين است كه مقصود خالق حكيم از ذبح حيوان به مصرف رساندن و احسان مستمندان و قانع آبرومند است كه اين معني منصوص و صريح كتاب مجيد است. بنابراين ذبح حيوان به هدف تأمين ارزاق و كثيري از حوايج ديگر انسان‌هاي نيازمند است.

( يذكروا اسم الله في‌ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير) سوره حج-28،29

نام خدا را در روزهاي معلوم ياد نماييد بر آنچه ايشان را از چهارپايان روزي كرده. پس از گوشت‌ آنها بخوريد و سختي كشيده فقير را از آن اطعام نماييد.

بعد از 7 آيه مجدداً مي‌فرمايد:

والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فيها خيراً ، فاذكروا  اسم‌الله عليها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)

و شتران تنومند را براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در اين شتران براي شما خير است،‌ پس هنگامي كه آنها براي نحر رديف شدند نام  خدا را بر آنها ذكر كنيد، پس چون پهلوي آنها فرود افتاد از آنها بخوريد و به درماندگان آبرومند و فقيراني كه در معرضند بخورانيد، ما اين شتران را براي شما رام و سخر گردانيديم تا تشكر ايزد تعالي را بجا آوريد.

پس منشأ قرباني بر طبق آيات قرآني چيزي نيست جز ياري رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوي ديگر ريختن خون حيوان اگر بدون دليل و استفاده خاصي باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پيامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند يا شتري را مگر براي خوردن.

يا در جاي ديگر فرمودند:

كسي كه گنجشكي را بيهوده به قتل رساند، روز قيامت در پيشگاه خداوند فرياد مي‌زند و مي‌گويد:

پروردگارا، فلان كس مرا بيهوده كشت نه براي بهره گرفتن.

منظور از بيان اين دو روايت طرح هدفمند بودن آيين قرباني در اسلام است.

موضوع وجود حق فقرا در قرباني به حدي اهميت دارد كه غير از هدي تمتع و قران، خوردن گوشت ساير قرباني‌هاي كفارات حج بنابر مشهور بر صاحبش حرام است.

حتي در برخي روايات به مسلمين توصيه شده كه براي قرباني بهترين و فربه‌ترين حيوان‌ها را انتخاب كنند تا گوشت كافي به اهل استحقاق برسد.

اگر اين مسائل به خوبي رعايت مي‌شد عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه مسلمين برقرار مي‌شد و فقرا به حق تعبيه شده خودشان در اموال ثروتمندان مي‌رسيدند و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه اسلامي مشاهده نمي‌شد.

هدف باطني قرباني

قرباني يكي از شعائر الهي است كه اجراي آن ايجاد تقوا مي‌كند:

«و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب»

كسي كه شعائر خدا  را بزرگ شمارد، و بر وفق آنها رفتار نمايد تقوي در قلبش راسخ مي‌گردد و تا اجل مسمي يعني تا آخر عمر از عمل به آن شعائر منتفع مي‌شود، چرا كه احكام الهي كه شعائر الهي مي‌باشند به منظور احراز منافع و مصالح دنيا و آخرت مردم وضع شده‌اند و اين آيه افاده مي‌كند كه اعمال حج و از آن جمله قرباني  از آغاز تا انجام رو به سوي او داشتن و سير به سوي خداوند است.

پس در نتيجه يكي ديگر از اهداف دنبال شده در قرباني قرب به خداوند و نزديك شدن به حريم امن الهي است. اين شعائر كه قرباني از جمله آنها مي‌باشد هدفش ايجاد تقوا در قلب‌هاست.

چنانكه خداوند مي‌فرمايد: لن ينال الله لحومها ولادماؤها و لكن يناله التقوي منكم.

گوشت‌هاي قرباني و خون‌هايي كه در آن هنگام ريخته مي‌شود هرگز به خدا نمي‌رسد، ولي آنچه به او مي‌رسد تقواي شماست.

يعني قرباني‌كنندگان تنها با انجام عمل ظاهري قرباني به رضاي حق و مقام قرب نايل نمي‌شوند،  مگر اين عمل با خلوص نيت و موافق شرايط تقوي و دوري از منكرات و مناهي، پس در صورتي كه اين حقايق را كه مقصد اعلي حج و ساير عبادات است را به دست نياوري، قرباني كردن هر چند زياد باشد و قرباني فربه براي آنان سودي نخواهد داشت.

و از اسرار حج همين است كه حجاج در كنار اين اعمال ظاهري بايد صاحب تقوي شوند، يعني با خلوص نيت و ايمان شديد قلبي آنها را بجا آورند تا حج مقبولي داشته باشند.

يك نكته جالب در امر قرباني جايگزيني روزه است كه البته مشروط به 2 شرط است:

1- حيوان براي قرباني نباشد     2- فرد استطاعت قرباني را نداشته باشد.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:

كسي كه عمره را به حج رسانيد پس آنچه از قرباني كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نيابد سه روز در ايام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

نتيجه‌گيري و خلاصه‌‌اي از اسرار و فلسفه قرباني

1- فداكردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله حكمت‌هاي قرباني است.

2- امر قرباني ظاهر و باطني دارد، ظاهر آن ذبح حيوان است به هدف دستگيري از گرسنگان، باطن آن كشتن نفس اماره است.

انسان كه در عرفه به شناخت و در مشعر به شعور و آگاهي رسيد، امروز با كسب اطلاعات كافي درمورد خويش و خداي خويش بايد حيوان نفس را قرباني كند تا از اين طريق به اوج كمال خود نايل شود.

3- در برخي روايات قرباني را سبب آمرزش گناهان نيز دانسته‌اند و گفته شده، با ريختن اولين قطره‌ خون قرباني گناهان صاحبش بخشيده مي‌شود (البته شرط اخلاص را نبايد فراموش كرد).

4- سير كردن گرسنگان، همانطور كه گفتيم قرآن فرموده: فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر، از گوشت‌هاي قرباني هم خودتان ميل كنيد هم به قانع و فقير دهيد.

5- هدف عالي قرباني «تقوا» است.

قرباني بايد از روي خلوص نيت انجام پذيرد تا سبب شكوفايي روح ايثار، نشان دادن ميزان عشق و قرب به خدا باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ايجاد شود


 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ توسط احمد عاقلي
 

شما مرغابي هستيد يا عقاب؟ 

 

 ماجرای یک راننده تاکسی نیویورکی

 

وقتي شما به شهر نيويورك سفر كنيد، جالب ترين بخش سفر شما هنگامي است كه پس از خروج از هواپيما و فرودگاه، قصد گرفتن يك تاكسي را داشته باشيد. اگر يك تاكسي براي ورود به شهر و رسيدن به مقصد بيابيد شانس به شما روي آورده است. اگر راننده ي تاكسي شهر را بشناسد و از نشاني شما سر در آورد با اقبال ديگري روبرو شده ايد. اگر زبان راننده را بدانيد و بتوانيد با او سخن بگوييد بخت يارتان است و اگر راننده عصباني نباشد، با حسن اتفاق ديگري مواجه هستيد. خلاصه براي رسيدن به مقصد بايد از موانع متعددي بگذريد.

هاروي مك كي مي گويد: «روزي پس از خروج از هواپيما، در محوطه اي به انتظار تاكسي ايستاده بودم كه ناگهان راننده اي با پيراهن سفيد و تميز و پاپيون سياه از اتومبيلش بيرون پريد، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفي خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذاريد.»

سپس كارت كوچكي را به من داد و گفت: «لطفا به عبارتي كه رسالت مرا تعريف مي كند توجه كنيد.»
بر روي كارت نوشته شده بود: «در كوتاه ترين مدت، با كمترين هزينه، مطمئن ترين راه ممكن و در محيطي دوستانه شما را به مقصد مي رسانم.»

من چنان شگفت زده شدم كه گفتم نكند هواپيما به جاي نيويورك در كره اي ديگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبيل بسيار آراسته اي شدم. پس از آنكه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من كرد و گفت: «پيش از حركت، قهوه ميل داريد؟ در اينجا يك فلاسك قهوه معمولي و فلاسك ديگري از قهوه مخصوص براي كسانيكه رژيم تغذيه دارند، هست.»

گفتم: «خير، قهوه ميل ندارم، اما با نوشابه موافقم».
راننده پرسيد: «در يخدان هم نوشابه دارم و هم آب ميوه.»

سپس با دادن يك بطري نوشابه، حركت كرد و گفت: «اگر ميل به مطالعه داريد مجلات تايم، ورزش و تصوير و آمريكاي امروز در اختيار شما است.»

آنگاه، بار ديگر كارت كوچك ديگري در اختيارم گذاشت و گفت: «اين فهرست ايستگاههاي راديويي است كه مي توانيد از آنها استفاده كنيد. ضمنا من مي توانم درباره بناهاي ديدني و تاريخي و اخبار محلي شهر نيويورك اطلاعاتي به شما بدهم و اگر تمايلي نداشته باشيد مي توانم سكوت كنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.»

از او پرسيدم: «چند سال است كه به اين شيوه كار مي كنيد؟»
پاسخ داد: « دو سال.»
پرسيدم: «چند سال است كه به اين كار مشغوليد؟»
جواب داد: «هفت سال.»
پرسيدم: «پنج سال اول را چگونه كار مي كردي؟»

گفت: «از همه چيز و همه كس،از اتوبوسها و تاكسي هاي زيادي كه هميشه راه را بند مي آورند، و از دستمزدي كه نويد زندگي بهتري را به همراه نداشت مي ناليدم.

 روزي در اتومبيلم نشسته بودم و به راديو گوش مي دادم كه وين داير شروع به سخنراني كرد. مضمون حرفش اين بود كه مانند مرغابيها كه مدام واك واك مي كنند، غرغر نكنيد، به خود آييد و چون عقابها اوج گيريد. پس از شنيدن آن گفتار راديويي، به پيرامون خود نگريستم و صحنه هايي را ديدم كه تا آن زمان گويي چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاكسيهاي كثيفي كه رانندگانش مدام غرولند مي كردند، هيچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبي نداشتند. سخنان وين داير، بر من چنان تاثيري گذاشت كه تصميم گرفتم تجديد نظري كلي در ديدگاهها و باورهايم به وجود آورم.»

پرسيدم: « چه تفاوتي در زندگي تو حاصل شد؟»
گفت: «سال اول، درآمدم دوبرابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسيد. نكته اي كه مرا به تعجب واداشت اين بود كه در يكي دو سال گذشته، اين داستان را حداقل با سي راننده تاكسي در ميان گذاشتم اما فقط دو نفر از آنها به شنيدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال كردند. بقيه چون مرغابيها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوي خود را متقاعد كردند كه چنين شيوه اي را نمي توانند برگزينند.»

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۷/۰۸ توسط احمد عاقلي

 

  امیدوارم هیچوقت نسوزی ،مطلب زیر حتماً بخوانید
 
 
 
مرد جوانی  مزرعه ش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پائین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و در عین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". او تخم مرغها رو شکست وسفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولین کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و مامورین به اون زن تبریک گفتن. " شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.
 
 
درمان معجزه آمیز سوختگی
 
 

Beschreibung: Beschreibung: cid:2.838817722@web161508.mail.bf1.yahoo.com 

 
در ذهن داشته باشین که این روش درمان شامل آموزشهای مامورین آتشنشانی هم هست. کمک ها اولیه شامل پاشیدن آب سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه حرارت برای جلوگیری از سوختگن لایه های زیرین پوسته. بعد سفیده تخم مرغ رو روی اون نقطه پخش کنید.
زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب جوش سوزانده بود، با وجود درد زیاد، آب سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم دردناکه. من کشیدم می دونم) دوتا تخم مرغ رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد، کمی اونها رو هم زد، و دستش رو در سفیده فرو برد. سفیده روی دستش خشکید و لایه ای روی دستش کشیده شد. بعداً یاد گرفت که سفیده تخم مرغ یک کولاژن طبیعیه و در تمام بعد از ظهر هر یک ساعت لایه دیگری بر لایه های فبلی افزود. در بعد از ظهر دیگه دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی میشد اثری از سوختگی دید. 10 روز بعد، هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی شو بدست آورده بود. نواحی سوخته شده به لطف کولاژن موجود در سفیده تخم مرغ که پر از ویتامینه کاملاً ترمیم شده بود.
 
این اطلاعات ممکنه به درد هر کسی بخوره. پس لطفاً برای دیگران بفرمایید
 
 
با تشکر از آقای وحید اصغری
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ توسط احمد عاقلي

 

 

شاد بودن تنها انتقامی­است که می­توان از زندگی گرفت


 

ارنستو چه­گوارا

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ توسط احمد عاقلي

 

این دیگه آخرشه

 

ایشون ۳ بار قهرمان پارالمپیک شدن!!!  (البته به شوخی) ولی از انعطاف پذیری بی نظیر خود جهت

گدایی استفاده میکرده که توسط برادران نیروی انتظامی کشف شده !

نیگا کنین ! فوق العاده است ! ۱۹۰ درجه پاهاش باز میشه

.
.
.
.
.

funny-pics-radsms21 (Copy)

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ توسط احمد عاقلي
 

مطلبی از لابلای اینترنت...

قول برخی تبلیغات را نخورید 

دوستان اینو براتون می نویسم که این کلاه سر شما نره .

در تاریخ 28/1/1390 یک جفت کفش پ*****.ا****** خریدم به قیمت 118000 تومان . نه اینکه فکر کنید باور کردم که کفش آدمو لاغر میکنه .نه . فقط برای اینکه کفی طبی داره و پا توش راحته و شاید واقعا با کمک این کفی وزن درست در کف و مچ پا و زانو تقسیم بشه . هرکسی هم ازم می پرسید که واقعا آدمو لاغر میکنه ، میگفتم مگه کفش هم آدمو لاغر میکنه ؟ باید باهاش پیاده روی کنی .فقط راحته. بماند که وقتی تلفن میزنی چقدر تبلیغ الکی میکنن ولی از همه مهمتر اینکه بدون استثناء میگن یک سال ضمانت داره . حالا اینکه میگن آلمانیه ولی موقع تحویل چینی تحت لیسانس آلمان !!!!!!!!!!!!! ( کدوم لیسانس ) تحویل میدن . برگه ی ضمانت هم که خواستم گفتن همون فاکتور ضمانته و از تاریخ فاکتور یک سال ضمانته . اواسط مرداد که داشتم تمیزش میکردم دیدم بغل کفش داره پاره میشه . با خیال راحت زنگ زدم به مرکز توزیع که تو بلوار ف. تو خیابون الف . گفتم کفشم داره پاره میشه میخوام از تضمینش استفاده کنم . گفت ما فقط توزیع کننده هستیم ولی کفش که گارانتی نداره . گفتم خودتون گفتید که از تاریخ فاکتور...گفت خوب تو فاکتور تو ستون گارانتی که چیزی ننوشتیم . زنگ زدم به شماره ی تبلیغات ماهواره گفتم کفشم پاره شده شما گفتید ضمانت داره .گفت نه نداره مگه میشه کفش سه ماهه پاره بشه ! فردا زنگ بزن با مسئول خدمات پس از فروش صحبت کن . شب دوباره زنگ زدم گفتم کفش میخوام دوباره همون دروغهارو تحویل دادن و گفتن یک سال ضمانت داره و... آخرش که مسئول فروش هم گفت نه نداره .اصلا کدوم اوپراتور به شما گفته اسمشو بگو .
 
 
 
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۶ توسط احمد عاقلي

 

تصاویر زیبا و رویایی از فصل پاییز

 






 

برای مشاهده دیگر تصاویر،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید





ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۶ توسط احمد عاقلي
 

خرافات معروف دنیا
 
 

 
قانون - این روزها بحث خرافه و خرافاتی‌ها، همه جا سر زبان‌هاست. اعتقاد به اموراتی که در ذات خود اتفاقات معمولی زندگی محسوب می‌شوند برای بعضی آدم‌ها آن‌چنان راسخ است که برای هرکدام، آداب و آیین خاص خودشان را دارند. آنچه در زیر آمده، مهم‌ترین خرافه‌های معمول در بین مردم دنیا است. شر و خیرشان هم گردن کسانی که باورشان دارند!


1-جمعه، سیزدهم ماه:
حضور یک جمعه در تقویم که تاریخ سیزدهم را داشته باشد برای بسیاری نشانه شومی است. ریشه این خرافه را در این می‌دانند که «یهودا» حوّاری که به مسیح خیانت کرد سیزدهمین مهمان «شام آخر» بوده و روز به صلیب کشیده شدن مسیح نیز جمعه بوده است.


2-خارش کف دست:
بسیاری از افراد وقتی کف دستشان می‌خارد آن را نشانه‌ای نیک از به دست آوردن پول در آینده‌ای نزدیک می‌دانند.


3-راه رفتن از بین نردبان:
راه رفتن از بین دو پایه نردبانی که باز است برای بسیاری از اروپایی‌ها علامت گرفتار شدن به مصیبتی خواهد بود. چرا که شکل مثلث‌گونه نردبانِ باز را تعبیری از گیر افتادن زندگی در یک مخمصه می‌دانند.


4-شکستن آیینه:
آیینه را انعکاس وجود می‌دانند و شکستن آن را آسیبِ جان! برای دور ماندن از آسیب این بدیُمنی باید تکه‌های آیینه شکسته را در زیر نور ماه دفن کرد!

منبع: گروه اینترنتی ایران پایا

 

برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۴ توسط احمد عاقلي
 

کارآفرینی و خلاقیت!!!!

 

سبزیجات غول پیکر!
 
 
همزمان با برگزاری یکصدمین نمایشگاه پاییزه گل و گیاه "هاروگیت" در شمال انگلستان، از چندین محصول کشاورزی غول پیکر از جمله پیاز و گوجه فرنگی رونمایی شد.


 

بزرگترین پیاز جهان به وزن 8.150 کیلوگرم



 کلم غول پیکر
 

منبع: گروه اینترنتی ایران پایا

برای مشاهده دیگر تصاویر،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۴ توسط احمد عاقلي

 

لطفا اگر دلخورید بیان کنید

حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید

 

همانطور که از خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز می­کنید از جذب کردن و بلعیدن حرف­های مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرف­هایی که به نظر خودتان صحیح نمی­آید و چرند است، ذهن­تان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید.

اگر دلخورید بیان کنید. اگر می­ترسید ترس­تان را به زبان بیاورید. گریه دارید؟ گریه کنید. ناراحتی ها را باید ابراز کرد

 و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگی­ نفس، خارشِ ­تن. می شود دسیسه­ چینی و بهانه ­جویی. ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.

ن
گذارید کسی اعتماد به نفس شما را خدشه دار کند. با نگاه، با لبخند معنی ­دار، با کنایه،
با حرف و طعنه. سعی کنید به خودتان ایمان بیاورید. با خودتان صلح کنید.
خودتان را همانطور که هستید دوست داشته باشید. چهره ­تان را، اندام­تان را. آشتی با خود
آغاز زندگی­ ست

از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می ­نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی­کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.

 از خودتان به اندازه­ی توانایی­ تان انتظار داشته باشید. سعی کنید حد توانایی ­تان را بشناسید.
بیشتر ما حد توانایی خود را نمی­شناسیم و به همین خاطر همیشه از حد توانایی خود فراتر می­رویم. ممکن هم هست در کاری موفق بشویم اما چون از توان خود بیشتر مایه گذاشته­ ایم، زود دچار خستگی و دلزدگی می­شویم. 

  آدم گاهی می­رود توی نقش­هایی که نقش واقعی­ خودش نیستند و از من واقعی­ اش خیلی فاصله گرفته­ اند. بهتر است دیگران شما را نپسندند تا اینکه هر روز به جای خود در آینه چهره­ ی کسی را ببینید که از شما سوال می­کند:
اگر دوست دارید ورزش کنید، ورزش کنید. اگر هم از ورزش بیزارید، ورزش نکنید. اتفاقی نمی­افتد. عشق ورزیدن را در زندگی فراموش نکنید.


هرچه هست و می­ماند عشق است و دیگرهیچ.

منبع: وبلاگ بازایران 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

نتيجه يك تحقيق در انگلستان 
 
داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوانده شدن کملات در مغز
 
 اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و
 
اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خواند. به هيمن دليل است
 
 که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آنرا بخاونيد

حالا اگه برگردی میبینی که نمی تونی بخونیش چون ذهنت فهمید و عکس
 
 العمل نشون میده.
 
عجب ذهن..... داریم
 
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۳ توسط احمد عاقلي

 

فرهنگ ژاپنی

 

 بعد از آن که خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودن سر جایشان برگرداندن و به آرامی از فروشگاهها خارج شدن ، چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه رو جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده می کنن و معذرت می خوان بخاطر اینکه ببخشید سونامی شد و ما نتونستیم بهتر از این بهتون سرویس بدیم.

 

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودن و به صورت کلاسهای مجزا با حداکثر 15 دانش آموز در آورده بودن . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی 32 اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششون هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزا رو تازه رو زیر حداقل می دونه! محاسبه کنین حداکثر رو.

چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی برای اینکه از قافله عقب نمونن یه سپاه مهندسین پیر تشکیل دادن و داوطلب شدن که برن فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنن تا جوونترها در معرض تشعشعات نیروگاه قرار نگیرن. چرا؟ چون نسبت به جوونها کمتر از عمرشون باقی مونده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشون باقی خواهد موند و خودشون هم زمان کمتری رنج و دردش رو تحمل خواهند کرد. همینقدر منطقی و بشر دوستانه

 

حالا هم که این خبر پایین در اومده که بفرمایید و بخونید. 

================

بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی

به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماه‌های گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از 45 میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین 5700 گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل می دهند و تا کنون 96 درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم 20 هزار کشته و هزاران نفر بی خانمان بر جا گذاشت

 

با تشکر از مهندس پیمان قربانی 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ توسط احمد عاقلي

 

پس انداز

 

امروز یک مسئله در حد بچه های راهنمایی براتون در نظر گرفتم امیدوارم ازش لذت ببرید

سوال: اگر شخصی از زمان هخامنشیان تا بحال یعنی طی 2500 سال هر ماه مبلغ یکصد میلیون تومان پس انداز کرده باشد در حال حاضر چقدر پس انداز دارد ؟

جواب :

برای اینکه تعداد ماه ها رو بدست بیاریم اول تعداد سال را در 12 ضرب می کنیم:

2500×12= 30000

حالا کافیه که عدد بدست آمده رو در یکصد میلیون ضرب کنیم

30000×100000000=3000000000000

جواب : شخص مذکور بعد از 2500 سال پس انداز مستمربه مبلغ ماهیانه یکصد میلیون تومان موفق شده است مبلغ
 
سه هزار میلیارد تومن
 
 پس انداز کند!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ توسط احمد عاقلي

 

روش محاسبه ارزش واقعی سکه بهار آزادی

 

در محاسبه ارزش واقعی قیمت سکه عواملی مانند قیمت جهانی طلا ، نسبت عیار و وزن سکه موثر می باشد که در ذیل به تفکیک به هر کدام از موارد فوق و در نهایت فرمول محاسباتی اشاره شده است

 

تعیین نسبت عیار: عیار طلا در سکه بهار آزادی ۲۱.۶ به نسبت عیار ۲۴ یعنی ۹۰۰ از ۱۰۰۰ می باشد که این نسبت را به  قیمت طلا در بازار جهانی ضرب نمود تا رقم مربوط به طلا ی به کار رفته در سکه بدست بیاید.

 

تعیین نسبت واحد وزنی: قیمت بازار جهانی طلا معمولا به صورت تروی اونس اعلام می شود. هر تروی اونس طلا معادل 31.1 گرم می باشد.

 

وزن سکه های مختلف: در ایران سکه در ۳ سایز ربع، نیم و تمام عرضه می شود که وزن هر کدام به ترتیب 2.032 ، 4.066 و 8.133  گرم می باشد.

 

خارج از موارد فوق قیمت دلار در بازار آزاد و هزینه ضرب سکه را نیز باید در فرمول محاسبه ارزش واقعی سکه لحاظ نمود. قیمت دلار که روزانه در بازار متفاوت می باشد و هزینه ضرب سکه حدود ۵ هزار تومان لحاظ می شود.

 

در نهایت روش محاسبه ارزش واقعی سکه را می توان به شرح ذیل اعلام نمود:

 

([ 31.1 ÷(قیمت اونس جهانی طلا × نرخ دلار آزاد) ]×۱۶ 0.9×وزن سکه) + حق ضرب

 

البته به مقدار فوق ۲ تا ۶ درصد به عنوان عوارض ورود طلا و درصد ارزش افزوده باید اضافه گردد

 

بر اساس اين فرمول كه به تائيد كارشناسان و اقتصاددانان مربوطه نيز رسيده است، براي محاسبه قيمت سكه بهار آزادي قيمت اونس جهاني طلا در نرخ آزاد دلار ضرب و حاصل آن تقسيم بر وزن هر اونس كه معادل 31،1 گرم مي‌شود. سپس اين رقم ضرب در كسر عيار اونس جهاني طلا و سكه بهار آزادي مي‌شود كه عدد 0،916 است.

بر اساس اين گزارش عيار طلاي معامله شده در بازارهاي جهاني يا اونس 24 و عيار سكه بهار آزادي 22 است و با تقسيم عدد 22 بر 24 عدد 0،916 به دست مي‌آيد و پس از ضرب عدد حاصل در وزن انواع سكه يعني تمام بهار آزادي، نيم و يا ربع بهار آزادي قيمت واقعي آنها به دست مي‌آيد.

منبع:سایت ارانیکو

 

در محاسبه قیمت سکه بر اساس طلای جهانی راه دیگری نیز وجود دارد  که همان فرمول معروف رییس کل بانک مرکزی است. بهمنی بارها گفته است که قیمت هر اونس طلا برابر با قیمت ۴ سکه است. از این‌رو قیمت ۱۶۵۷ ارزی طلا را اگر تقسیم بر ۴ شود قیمت ارزی هر سکه به دست می‌آید. ۴۱۴/۲۵ دلار قیمت ارزی هر سکه است. این میزان را اگر در قیمت ۱۲۷۰ تومانی دلار در بازار آزاد (نه دلار مرجع ۱۰۷۸ تومانی دیروز) ضرب شود، به رقم ۵۲۶ هزار و ۹۷ تومان برای هر سکه به دست می‌آید

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

سالمندترين زن كوهنورد جهان


كي لوكلر، 61 ساله سالمندترين خانمي است كه توانسته تاكنون 7 قله را فتح كند و وقتي از تجربيات شگفت‌انگيزش صحبت مي‌كند انگار از ساده‌ترين كارهاي روزمره سخن مي‌گويد. «از سر اشتياق كوهنوردي مي‌كنم نه به قصد هدفي خاص حتي نمي‌دانستم پيرترين زن كوهنوردم.»

7 قله‌ از بلندترين قله‌هاي جهان كه اين خانم موفق به فتح آنها شده قله كليمانجارو در تانزانيا، دنالي در آلاسكا، البروز در روسيه، آكونكاگوا در آرژانتين، هرم كارستتر در اندونزي، اورست در نپال و ونيسون در آنتراكتيك است. 23 مي سال 2009 كي لوكلر اورست را فتح كرد. اين خانم 61ساله پس از فتح 7 قله دومين زني است كه در اين رده سني موفق شده به ارتفاع 29035 متري صعود كند. «وقتي به قله رسيديم، ابرها اطرافمان را احاطه كرده بودند و قادر به ديدن هيچ چيز نبوديم. فقط زمين ديده مي‌شد. حس كردم روي سقف جهان ايستاده‌ام. به قدري جادويي بود كه نمي‌توانم آن را توصيف كنم.» نكته جالب اينجاست كه اين خانم كه همراه با همسرش در واشنگتن زندگي مي‌كند تا 51 سالگي هرگز كوهنوردي نكرده بود. ماجرا از جايي شروع مي‌شود كه او داستان فتح كوه Rainier توسط پسرش كه 14 هزار متر ارتفاع دارد را براي يكي از دوستان تعريف مي‌كند و دوست او وقتي اشتياق او را مي‌بيند از خانم لوكلر مي‌خواهد در مدرسه كوهنوردي spokano اسم‌نويسي كند. كي لوكلر به پيشنهاد اين دوست عمل مي‌كند و تكنيك‌هاي كوهنوردي را مي‌آموزد و نكته جالب اينكه در همين كلاس‌هاست كه بر ترس خود از بلندي و ارتفاع غلبه مي‌كند. «حتي فكرش را هم نمي‌كردم بعد از 50 سالگي بخواهم از يك تپه بالا بروم چه برسد به كوه. هميشه از ارتفاع ترس داشتم. اول براي غلبه بر ترسم از كوه بالا رفتم اما حالا منافع بسياري از كوهنوردي عايدم شده است.» در سال 2001 كي لوكلر همراه همسر و پسرش به آفريقا سفر كرده و قلبه كليمانجارو را فتح كرد

 

برای مطالعه کامل مطلب،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت