فراسوی اقتصاد
ایمیل مدیر وبلاگ جهت ارتباط  agheli88@yahoo.com
 

تعدادی از اسامی شرکت ها و علت نامگذاری آنها:

Adobe :

اسم رودخانه ای که از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناک، عبور می‌کند.

Apple :

میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل، سیب بود و بنابراین اسم شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب)گذاشت.

Cisco :

مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو (San Francisco) است که یکی از بزرگترین شهرهای امریکا است.

Google :

گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌کنند که این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

HP :

شرکت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاکارد تأسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر ـ خط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب در آمد.

Intel :

از آنجایی که این شرکت از بدو تأسیس با تأکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد نام آن را INTegrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند.

Oracle :

مؤسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شرکت روی پروژه‌ای برای CIA کار می‌کردند . این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال‌های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است. این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تأسیس کرده و آن را به همین اسم نامگذاری کردند.

Hotmail :

این سایت یکی از سرویس دهندگان پست الکترونیکی به وسیله صفحات وب است. هنگامی که مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب کند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الکترونیک به mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأکید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب کرد. در کلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته‌اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می‌نویسند.

Red Hat :

مؤسس شرکت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد . زمانی که اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای کاربری « درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده » بود.

Sony :

Sony از کلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.

Lotus :

میچ کاپور مؤسس شرکت که هندی الاصل بود از حالت لوتوس که یک اصطلاح مدیتیشن متعالی (T.M.) می باشد برای نامگذاری شرکتش استفاده کرد.

Mirosoft :

نام شرکت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس مؤسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میکروکامپیوتر ها تأسیس کرد.

Motorola :

شرکت موتورولا با هدف درست کردن بی سیم و رادیوی خودرو کار خود را آغاز کرد. از آنجاییکه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شرکت Victrola بود مؤسس این شرکت یعنی آقای پال کالوین نیز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی کلمه موتور نیز به نوعی در اسم شرکتش وجود داشته باشد.

SUN :

این شرکت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network می‌باشد.

Xerox :

کلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشک است و این برای تکنولوژی کپی کردن خشک در زمانی که اکترا کپی کردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می‌گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود.

Yahoo:

این کلمه برای اولین بار در کتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فکر می کردند خودشان هم Yahoo هستند

 

با تشکر از خانم الهام جعفری
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰ توسط احمد عاقلي

 

جديدترين خدمات هواپيمايي

 

مي‌توان حدس زد كه با شنيدن واژه «پرواز» فوراً چه چيزي در ذهن شما تصوير مي‌شود: ساعاتي خسته كننده و طاقت‌فرسا! به ويژه اگر در پروازي بين قاره‌اي باشيد كه گاهي بيش از 12 ساعت طول مي‌كشد.

به تازگي شركت هواپيماسازي فرانسوي «ايرباس» نمونه‌اي را روانه بازار كرده كه ميزان خدمات پرواز را تا حد يك هتل 5 ستاره رسانده است. در واقع هنگامي كه به مقصد

 پاياني مي‌رسيد به هيچ وجه مايل به خروج از هواپيما نيستيد!

در اين هواپيما مسافران معمولي و بيزنس كلاس از ورودي‌هاي جداگانه وارد هواپيما شده و در دو طبقه جداگانه جا مي‌گيرند. ميزان امكانات اين مدل هواپيما براي مسافران معمولي به اندازه مسافران فرست كلاس ساير مدل‌ها است.

در اين هواپيما به تمامي مسافران جوراب‌هاي راحتي، ماسك خواب و برچسب اعلام وضعيّت (بيداري يا خواب به منظور آگاه‌سازي خدمه و راحتي شما) داده مي‌شود. تك‌تك صندلي‌ها مي‌تواند به يك تخت‌خواب تمام قد تبديل شود!

تك‌تك مسافران يك صفحه نمايش لمسي، يك پريز برق، دو درگاه يو اس بي، يك تلفن ماهواره‌اي، اينترنت پر سرعت، ريموت كنترل ماساژ (چرا كه تك‌تك صندلي‌ها علاوه بر تخت، صندلي ماساژ نيز هست)، تنظيمات صندلي (گرما، سرما، ارتفاع، ….) در اختيار دارند. و صد البته اين‌ها تنها امكانات مسافران معمولي است!

براي مسافران بيزينس كلاس امكانات ديگري نيز تدارك ديده شده كه از آن جمله مي‌توان به دو حمام (به هر مسافر وسايل استحمام ويژه خودش را مي‌دهند)، دو بار، 10 اتاق استراحت (با شرايط هوايي مطبوع براي رفع خستگي و كسالت) و منوي ويژه‌ از انواع غذاها اشاره كرد.

شركت هواپيمايي امارت چند نمونه از اين مدل را در خطوط هوايي خود گذاشته است

 

http://up.warningtm.info/images/957_untitled2.jpg

http://up.warningtm.info/images/976_untitled4.jpg

http://up.warningtm.info/images/981_untitled7.jpg

http://up.warningtm.info/images/542_untitled13.jpg

http://up.warningtm.info/images/389_untitled14.jpg

http://up.warningtm.info/images/790_untitled16.jpg

http://up.warningtm.info/images/980_untitled22.jpg

http://up.warningtm.info/images/635_untitled23.jpg

http://up.warningtm.info/images/645_untitled25.jpg

http://up.warningtm.info/images/685_untitled211.jpg

 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰ توسط احمد عاقلي
 

برندگان جایزه نوبل اقتصاد عصر امروز معرفی شدند. که این افراد عبارتند از  پیتر دیاموند ، دال مورتنسن و کریستوفر پیزاریدیس قبرسی هرچند امسال این افراد برای دریافت نوبل با حریفان دیگری رقابت کردند (برای مشاهده سایر نامزدهای دریافت جایزه نوبل مراجعه کنید به این لینک ) و قبل از آنکه نتایج نهایی اعلام شود دیاموند تنها با احتمال ۲/۴٪ برد، در رده پنجم قرار داشت و بیشتر افراد احتمال برد رابرت بارو، را با احتمال ۳/۱۰٪ می دادند (این لینک  را هم ببینید) اما در انتها جایزه به دلیل کارهایی که این دیاموند، موتنسن و پیزاریدیس  در اقتصاد انجام دادند به آنان رسید. برای مشاهده تمامی برنگان جایزه نوبل تا به امروز می توانید مراجعه کنید به این لینک . متاسفانه فرصت نشد بیشتر در این باره توضیح دهم. در روزهای آتی سعی می کنم شاکله کاری که به خاطر آن نوبل به این افراد اعطا شد را معرفی کنم.

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰ توسط احمد عاقلي
 

تصاویر قدیمی از شهر اولین ها

 

چرا به تبریز شهر اولینها می گویند؟

چون

اولین بلدیه  و شهرداری ایران متعلق به تبریز است(سال۱۲۸۷)

 

اولین اتاق بازرگانی کشور در سال ۱۲۸۵ در تبریز احداث شد

اولین چاپخانه در سال 1227 توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و 12 سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید

برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،

اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد

اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال 1312 در تبریز تاسیس شد.

 

اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید

اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال 1261 شکل گرفت.

اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد

درزمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرهنگ نخستین کتابهای پزشکی - نخستین آبلهکوبی - نخستین دانشکده پرستاری مامائی - نخستین دندانهای مصنوعی - اولینعمل قلب باز - پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه توسط دکترجواد هیات در سال 1347 در تبریز به انجام رسید

 

اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود

اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد

اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد

اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود

اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود(نخستین پول کاغذی کشور)

اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود

 

اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید

 

اولین نظمیه پلیس مردمی کشور در تبریز

اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یکمیسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.و اولین مدرسه به سبک نوین توسط میرزا حسن رشدیه در تبریز احداث شد

اولین ساختمان آتش نشانی کشور در تبریز احداث شد

 

اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد

اولین تزاموای ریلی کشور در تبریز احداث شد

اولین شهر در استفادهٔ اتوبوس‌های شهری از «کارت‌های هوشمند بدون تماس» به‌جای بلیت‌های کاغذی

اولین دانشگاه کشور و به گفته برخی مورخین اولین دانشگاه جهان۷۰۰ سال قبل در ربع رشیدی تبریز ساخته شد


تصویری از بافت تاریخی کنونی مرکز شهر تبریز

منبع :وبلاگ تبریز شهر آرزوها

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۳۰ توسط احمد عاقلي
 

نمایی زیبا از کعبه

 

 گوناگون

با تشکر از آقای نقدی
ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ توسط احمد عاقلي

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ توسط احمد عاقلي
 

دلیل ناراضی بودن از زندگی!

 

 دو روانشناس آمریکایی در تحقیقات خود کشف کردند که انسانها نزدیک به 47 درصد از زمان بیداری خود را به چیزی غیر از آن کاری که در حال انجام آن هستند فکر می‌کنند.
آموزه های فلسفه سنتی و مذهبی نشان می‌دهد که خوشبختی می‌تواند با زندگی کردن در لحظه پیدا شود به طوریکه بسیاری از بزرگان دین اسلام نیز تاکید کرده اند که "فرزند زمان حال خود باشید" و یا "در زمان حال زندگی کنید".
اکنون دو روانشناس دانشگاه هاروارد به نامهای "متیو کیلینگزورث" و "دنیل تی. گیلبرت" در تحقیقاتی نشان دادند که حق با این فلسفه سنتی است.
درحقیقت این محققان دریافتند که انسانها 9/46 درصد از زمان بیداری خود را به چیزی متفاوت از کاری که انجام می‌دهند فکر می‌کنند و به دلیل این "پرسه زنی ذهن" افراد به شدت احساس نارضایتی می‌کنند.

این دو روانشناس اظهار داشتند: "ذهن انسان سرگردان است و یک ذهن سرگردان، بدبخت است."

برخلاف حیوانات، انسانها می‌توانند زمان بسیاری را به فکر کردن درباره چیزی بگذرانند که در اطراف آنها وجود ندارد.
این فکر کردن می‌تواند درمورد حوادثی باشد که در گذشته رخ داده اند و یا حوادثی که می‌توانند در آینده اتفاق بیفتند و یا هرگز رخ ندهند حتی در برخی از این افراد، پرسی زنی ذهن آنچنان توسعه یافته است که به نظر می‌رسد یک حالت پیش فرض در مغز آنها باشد.
این دانشمندان به منظور ردیابی این رفتار، برای تلفن همراه "آی- فن" یک نرم افراز را توسعه دادند که به صورت تصادفی با دو هزار و 250 داوطلب تماس می‌گرفت و از آنها می‌پرسید که در آن لحظه چقدر احساس خوشبختی می‌کنند، مشغول انجام چه کاری هستند، آیا مشغول فکر کردن به کاری هستند که در آن لحظه انجام می‌دهند و یا به یک چیز مورد علاقه، یا ناخوشایند یا خنثی فکر می‌کنند.

داوطلبان می‌توانستند بین 22 فعالیت با ویژگیهای کلی مثل راه رفتن، خوردن، خرید کردن، تماشای تلویزیون و ... یکی را انتخاب کنند.
نتایج این بررسیها نشان داد که ذهن مصاحبه شوندگان به طور متوسط 9/46 درصد از دفعات تماس نرم افزار را مشغول پرسه زنی در افکار متفاوت بود و این پرسه زنی ذهن هرگز به زیر 30 درصد نرسید.
براساس گزارش ساینس، این محققان در این خصوص توضیح دادند: "پرسه زنی ذهن در طول تمام فعالیتها موجب می‌شود زندگی ما بسیار ناخوشایند باشد."
این تحقیقات همچنین نشان داد افراد زمانی احساس خوشبختی می‌کنند که مشغول انجام تمرینات فیزیکی و یا گفتگو هستند درحالیکه زمانی که استراحت می‌کنند، در زمان کار و زمانی که در خانه از رایانه استفاده می‌کنند بسیار ناراضی و ناخرسند هستند.

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ توسط احمد عاقلي
 

چین را بهتر بشناسیم

 

در طول جنگ جهانی دوم کمونیست‌ها و ملی‌گراهای چین با هم متحد شدند اما بعد از آن در

یک نبرد داخلی کمونیست‌ها به پیروزی رسیدند. حالاچین مانده است و دنیایی که تولید در آن

وابسته به چین است. این کشور با بهر‌ه کشی از شهروندان پرتعداد خود رشد کرده است و

یکی از تهدیدهای بزرگ جهان مولد به شمار می آید. چینی‌ها به کمونیسم  به شیوه دولتی آن

پایبند مانده‌اند ودر عین حال بهترین روابط بین آن‌ها و نظام‌های سرمایه داری وجوددارد

Description: www.talab.ir

 

چین با ۱ میلیارد و ۳۳۸ میلیون نفر، پرجمعیت‌ترین کشور جهان است و بعد از آن هند با

جمعیتی بالغ بر ۱ میلیارد و ۱۵۶ میلیون نفر قرار دارد. آمریکا در رتبه سوم قرار گرفته و در

سال ۲۰۰۹ در حدود ۳۰۷ میلیون نفر جمعیت داشت.چین با نزدیک به هشتصد میلیون نفر

 نیروی کار یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است.

 

میزان تولید نیروی کار این کشور در سال ۲۰۰۹ شامل موارد زیر است:

۶۷ میلیون و ۶۵۳ هزار تلویزیون LCD

59 میلیون ۳۰۵ هزار یخچال

۲۲٫۳ تریلیارد نخ سیگار

۶۱۹ میلیون و ۲۴۵ هزار گوشی موبایل

۱۳ میلیون و ۲۱۲ هزار تن شکر

۱۳ میلیون و ۷۹۵ هزار موتورسیکلت

 

میزان صادرات چین فوق‌العاده بالا است:

۵۸ میلیارد دلار ارزش صادرات کفش

۳۹ میلیاردو ۶۰۰ میلیون دلار ارزش صادرات گوشی موبایل

۱۰۷ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار ارزش صادرات پوشاک

آمریکا به عنوان دومین واردکننده محصولات چینی سالانه ۲۲۰ میلیارد دلار برای کالاهای چینی پرداخت می‌کند.

میزان واردات اتحادیه اروپا از چین سالانه ۲۳۶ میلیارد دلار است.

غذا در چین:

بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در چین کشاورزی می‌کنند.

۲۶ درصد از کل برنج جهان از چین می‌آید.

میزان تولید کشاورزان چینی سالانه حدود ۱۹۳ میلیون تن محصول است و در سال ۲۰۰۸ از این مقدار تولید، ۱۳۰ میلیون و ۷۷۸ هزار تن آن در چین خورده شده است.

برنج ۲۶ درصد از کالری مورد نیاز روزانه چینی‌ها را تامین می‌کند در حالی که سهم برنج در تامین کالری آمریکایی‌ها تنها ۲ درصد است.

سالانه در چین ۳۰۰ میلیون لاک‌پشت برای استفاده در غذا فروخته می‌شود.

 

ارتش در چین:

ارتش آزادی‌بخش چین بزرگ‌ترین نیروی نظامی فعال در جهان است که ۳٫۴ میلیون نیروی آماده و ۱٫۲ میلیون نیروی ذخیره دارد.

بودجه نظامی چین ۸۰٫۶۴ میلیارد دلار و بودجه نظامی آمریکا ۶۰۷ میلیارد دلار است. فرانسه با ۶۵٫۷ میلیارد دلار سومین کشور از نظر مقدار بودجه درنظر گرفته شده برای ارتش است.

چین بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ بمب هسته‌ای دارد.

تعداد جنگنده‌های چین ۲۰۲۴ فروند هواپیما است. این مقدار در آمریکا ۵۵۵۰ جنگنده و در روسیه ۲۸۳۲ جنگنده است.

نیروی زمینی چین دارای ۷۵۰۰ تانک است و آمریکا ۶۰۰۰ تانک برای نبرد‌های زمینی دارد.

 

تعداد اعدامی‌ها در چین از مقدار اعدام در سراسر جهان بیشتر است.

 

در قانون چین ۶۸ جرم منجر به اعدام می‌شود که برخی از آن‌ها عبارتنداز:

ایجاد آتش‌سوزی عمدی

جعل اسناد

اختلاس

قاچاق مواد مخدر

فرار مالیاتی

فروش غذا یا داروهای آلوده

رشوه‌خواری و فساد دولتی

در حدود ۵۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۹ اعدام شدند.

رسانه‌های چینی اعلام کردند از بین هر ۱۰ اعدام یک مورد مربوط به جرایم اقتصادی کوچک است

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ توسط احمد عاقلي
 

چشم خدا" را در فضا ببینید




عکسی که مشاهده مینمایید مربوط به عکسی است که ناسا توسط تلسکوپ هابل (Hubble Space Telescope) در سال 2003 از سحاب مارپیچ (Helix Nebula) گرفته است و در بیشتر وب سایتها و مجلات معتبر دنیا به خاطر شکل ویژه ای که دارد از آن با نام چشم خدا (The Eye of God ) نام برده شده است.
توضیح ستاره شناسان در باره این فعل و انفعال : "تونل تریلیون مایلی از گازهای درخشان" که در مرکز آن ستاره در حال مرگی است که توده خارج شده از گرد و غبار و گاز را به شکل رشته های موی حساس جانور مانند تولید مینماید.
همچنین در این زمینه فیلم کوتاهی به مدت 4 دقیقه در سایت ناسا منتشر شده است که میتواند از این لینک آنرا دانلود نمایید.

برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید
 


منبع:یک پارس

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

داستان جالب تاسيس دومين دانشگاه برتر جهان

دانشگاه استنفورد(stanford university) كه همواره در رنكينگ برترين دانشگاههاي جهان رتبه دوم را پس از هاروارد كسب مي كند داستان تاسيس آن حكايت جالبي است:
 
 
 
 

خانمي با لباس کتاني راه راه و شوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهي وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: مايل هستيم رييس را ببينيم
منشي با بي حوصلگي گفت: ايشان امروز گرفتارند
خانم جواب داد: ما منتظر خواهيم شدمنشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که ديد زوج روستايي پي کارشان نمي روند سرانجام تصميم گرفت براي ملاقات با رييس از او اجازه بگيرد و رييس نيز بالاجبار پذيرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضايت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اين که اشخاصي با لباس کتاني و راه راه، و کت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده اند خوشش نمي آمدخانم به او گفت: ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم
رييس با غيظ گفت: خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شودخانم به سرعت توضيح داد: آه... نه.... نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم
رييس لباس کتاني راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: يک ساختمان! مي دانيد هزينه يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمانهاي موجود در هاروارد هفت-هشت ميليون دلار است
خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است، پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم
شوهرش سري تکان داد. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ "ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد**دانشگاه استنفورد از بزرگترين دانشگاههاي جهان، يادبود پسري است که هاروارد به او اهميت نداد...

__________________

هر آنچه قدر ما براي آرزوهامون و براي خداوند وقت بگذاريم او همان ميزان براي برآوردن آرزوهاي ما وقت خواهد گذاشت.
ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

آموخته ام که ...


آموخته ام که ...
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید
ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

چارلی چاپلین
ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ توسط احمد عاقلي

 

لپ‌ تاپ را روی پای خود نگذارید

     

بعضی‌ها عادت دارند وقتی با لپ ‌تاپ کار می‌ کنند آن را روی پای خود بگذارند. اگر شما هم جزو همین افراد باشید حتما می ‌دانید که پس از مدتی حرارت پایین کامپیوتر به پوست شما می ‌رسد و گرمای آن را احساس می ‌کنید. اخیرا دانشمندان آمریکایی بیماری ‌ای را معرفی کرده ‌اند که به دلیل همین انتقال حرارت اتفاق می ‌افتد. این بیماری "نشانگان پوست کبابی" نام گرفته است...

لپ‌ تاپ

در این بیماری پس از این که پوست ران پا مدتی تقریبا طولانی در معرض حرارت قرار می ‌گیرد خال‌ هایی روی آن ظاهر می ‌شود و ظاهری غیرطبیعی به پوست می‌ دهد. به‌ عنوان نمونه یکی از بیماران مبتلا به این نشانگان پسربچه 12 ساله ‌ای بود که عادت داشت روزانه چند ساعت با لپ‌ تاپ بازی کامپیوتری انجام دهد. پس از چند ماه پوست ران پای این پسر شکلی اسفنجی پیدا کرد. علاوه بر آن لکه‌های پوستی بی ‌رنگی هم در ران چپ او به وجود آمد. مورد دیگر یک دانشجوی حقوق بود که او هم دچار خال‌ های بی ‌رنگ روی پوست ران شد. این دانشجو هر روز حدود 6 ساعت لپ ‌تاپی را روی پاهایش می ‌گذاشت و با آن کار می ‌کرد. در 6 سال گذشته، 10 مورد ابتلا به این بیماری در مجله ‌های پزشکی دنیا گزارش شده است.

نشانگان پوست کبابی

دانشمندان معتقدند وقتی پوست بدن در معرض حرارت مزمن قرار بگیرد علاوه بر ایجاد این نشانگان احتمال بروز سرطان ‌های پوستی هم وجود دارد. البته تاکنون ایجاد سرطان در اثر گذاشتن لپ ‌تاپ روی پا گزارش نشده است. اما بروز چنین حادثه‌ ای کاملا منطقی به ‌نظر می ‌رسد چون التهاب مزمن ناشی از حرارت می ‌تواند سرطان پوستی ایجاد کند. دکتر سالکی، متخصص پوست در دانشگاه ویرجینیا می ‌گوید: "وقتی پوست مبتلایان به نشانگان پوست کبابی زیر میکروسکوپ بررسی می ‌شود همان تغییراتی قابل مشاهده است که در آسیب ‌های پوستی ناشی از تابش طولانی اشعه ‌های خورشیدی به وجود می‌ آید."

"نشانگان پوست کبابی" قبل از رواج پیدا کردن استفاده از لپ‌ تاپ هم وجود داشت. این نشانگان در افرادی که شغل آن ها ایجاب می‌ کرد همیشه نزدیک به حرارت زیاد کار کنند، ایجاد می‌ شد. به‌ عنوان نمونه کارگران نانوایی یا شیشه‌ گری. اما در حال حاضر این بیماری در قشر تحصیل ‌کرده و به دلیل استفاده نادرست از لپ ‌تاپ رو به افزایش است.

منبع: AP                                                                                            

ترجمه: پروین رحمانی                                                                              

هفته نامه سلامت                                                                                  


ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

  عصای طلا و مرد فریبکار


 


دو پیرمرد که یکی از آنها قدبلند و قوی هیکل و دیگری قدخمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.

اولی گفت : به مقدار 10 قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر می اندازد و اینک می گوید گمان می کنم طلب تو را داده ام. حضرت قاضی! از شما تقاضا دارم وی را سوگند بده که آیا بدهکاری خودش را داده است، یا خیر. چنانچه قسم یاد کرد که من دیگر حرفی ندارم.

دومی گفت: من اقرار می کنم که ده قطعه طلا از وی قرض نموده ام ولی بدهکاری را ادا کردم و برای قسم یاد کردن، آماده هستم.

قاضی: دست راست خود را بلند کن و قسم یاد کن.

پیرمرد: یک دست که سهل است، هر دو دست را بلند می کنم.

سپس عصا را به مرد مدعی داد و هر دو دستش را بلند کرد و گفت: به خدا قسم که من قطعات طلا را به این شخص دادم و اگر بار دیگر از من مطالبه کند، از روی فراموشکاری و ناآگاهی است.

قاضی به طلبکار گفت: اکنون چه می گویی؟ او در جواب گفت: من می دانم که این شخص قسم دروغ یاد نمی کند، شاید من فراموش کرده باشم، امیدوارم حقیقت آشکار شود.

قاضی به آن دو نفر اجازه مرخصی داد، پیرمرد عصای خود را از دیگری گرفت. در این موقع قاضی به فکر فرو رفت و بی درنگ هر دوی آنها را صدا زد. قاضی عصا را گرفت و با کنجکاوی دیواره آن را نگاه کرد و دیواره اش را تراشید، ناگاه دید که ده قطعه طلا در میان عصا جاسازی شده است. به طلبکار گفت: بدهکار وقتی که عصا را به دست تو داد، حیله کرد که قسم دروغ نخورد ولی من از او زیرک تر بودم. 
 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ توسط احمد عاقلي
 

طراحی زیبا لب تاپ های Dell با صفحه ها محرک!





ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي
 

معنای سیزده جمله كلیدی پزشكان

 

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایش هاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می‌گیرم!

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله علمی می نویسم و می خواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم! 

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه‌های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!


ابن بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتاب های پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیست ها نفرت دارم نرخ‌های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه‌های درمانتون رو باهاش قسمت کنم

با تشکر از آقای مهندس کاظمی                                                                                                 

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ توسط احمد عاقلي
 

نوشیدنی موثر برای رشد سریعتر و جلوگیری از ریزش مو

     

برای رشد سریع تر مو، جلوگیری از ریزش مو، این نوشیدنی را میل کنید.

یک متخصص تغذیه گفت: ماءالشعیر حاوی ویتامین‌های گروه B است که مصرف آن برای رشد مو و جلوگیری از ریزش آن مفید است.

 

دلستر



مرتضی صفوی افزود: ماءالشعیر دارای چند نوع ترکیب مختلف از جمله ساکارز، گلوکز، مالتوز و ویتامین C، ویتامین‌های گروه B، اسیدهای آلی، انواع آمینواسیدها، املاح، اسید نوکلئیک و آب گازدار است.

وی گفت: ته مزه تلخ ماءالشعیر مربوط به ماده رازک است، با خاصیت آنتی‌بیوتیکی که به پایداری ماءالشعیر کمک می‌کند و عصاره رازک خواص طبی زیادی دارد از جمله موجب دفع سنگ کلیه می‌شود، مدر و ضد‌عفونی‌کننده دستگاه گوارش و دستگاه تنفس است.

این متخصص تغذیه افزود: ویتامین‌های گروه B و آمینواسیدهای موجود در ماءالشعیر برای پوست و مو بسیار مفید هستند و برای رشد مو و جلوگیری از ریزش آن می‌تواند ‌ مفید باشد.

صفوی گفت: ویتامین‌های گروه B محلول در آب هستند و براحتی وارد فاز آبی ماءالشعیر در حین جوشش می‌شوند که در سنتز میانجی‌های عصبی نقش مهمی دارند، باعث رفع استرس و بسیاری از اختلالات عصبی دیگر می‌شوند.

 منبع : آخرین نیوز

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ توسط احمد عاقلي
 

چای بنوشید تا جوان باشید
 
افراد با نوشیدن چای می توانند جوانتر از سن واقعی خود به نظر برسند.
 محققان چینی می گویند: با نوشیدن بیش از سه فنجان چای در روز ، افراد از نظر بیولوژیکی جوانتر به نظر خواهند رسید.
علت این امر وجود ماده شیمیایی بنام پالیفینو در چای است که از سلولها در برابر آسیب هایی که منجر به پیری می شوند مراقبت می کند.
تحقیقات نشان داد، پالیفینو می تواند انسان را در برابر ویروس ها محافظت کند و از احتمال بروز سکته قلبی و حتی ابتلا به برخی سرطان ها بکاهد.
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ توسط احمد عاقلي
 

پاییز در ارسباران

منطقه كوهستانى ارسباران واقع در شمال آذربايحان شرقى است، رود ارس نوار مرزى است كه سرتاسر ارسباران را مى پيمايد، اين منطقه جنگلى و حفاظت شده از شهر كليبر تا جلفا داراى مكان هاى گردشى و زيارتى است.

تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com


تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com


تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com



تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com



تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com


تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com



تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com



تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com


تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com


تصاویر: پاییز در ارسباران www.TAFRIHI.com

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ توسط احمد عاقلي
 

راه صحیح میوه خوردن
 
همه ما فکر می‌کنیم که خوردن میوه یعنی خرید میوه، پوست کندنش و فقط گذاشتنش توی دهان، اما به این سادگی که فکر می‌کنید نیست بسیار مهم است که بدانیم چگونه و چه وقت باید میوه بخوریم؟ راه صحیح خوردن میوه‌ها چیست؟ این است که میوه‌ها را بعد از مصرف غذا نخورید. میوه‌ها باید زمانی خورده شوند که معده خالی است اگر میوه‌ها را به آن صورت بخورید، نقش مهمی در مسموم کردن سیستم بدنتان خواهند داشت؛ بدنتان را با مقدار زیادی انرژی تامین می‌کنند که

این انرژی به جای مفید بودن باعث از دست دادن وزن و کاهش قدرت برای انجام دیگر فعالیتهای زندگی می‌شود. میوه مهم‌ترین خوراکهاست برای مثال درنظر بگیرید که دو تکه نان و یک تکه میوه خورده‌اید؛ تکه میوه آماده است که مستقیما وارد معده‌تان و روده‌تان شود، اما به دلیل آن دو تکه نان، از ورود سریع آن به معده جلوگیری می‌شود در این بین همه غذا فاسد شده، تخمیر می‌شود و به اسید تبدیل می‌شود، به محض اینکه درون معده، میوه با غذا و آنزیمهای گوارشی تماس پیدا می‌کند، همه حجم غذا شروع به ازبین رفتن و فاسد شدن می‌کند پس لطفا میوه‌های خود را زمانی مصرف کنید که معده‌تان خالی است و یا قبل از خوردن وعده‌های غذایی‌تان میل کنید شما بارها شنیده‌اید که بسیاری شکایت می‌کنند که زمانی که هندوانه می‌خورم، غذا بالا می‌آید و یا هر زمان که میوه درخت قهوه سودانی را می‌خورم معده‌ام نفخ می‌کند، زمانی که موز می‌خورم همش حس اینکه باید فورا به دستشویی بروم را دارم و غیره... در حقیقیت همه اینها اتفاق نخواهند افتاد اگر میوه را زمانی بخورید که معده‌تان خالی است.

میوه‌ها با غذای فاسد شده ترکیب می‌شوند و گاز تولید می‌کنند و درنتیجه شما بالا می‌آورید.

سفیدی مو، تاس شدن، عصبانیت و گودی‌های سیاه زیر چشم، همه شان اتفاق نخواهند افتاد اگر بامعده خالی میوه میل کنید. با توجه به تحقیقات دکتر هربرت شلتون، باید بدانیم که چنین موضوعی صحیح نیست که بعضی از میوه‌ها مانند پرتقال، نارنج و لیمو خودشان اسیدی هستند.

چرا که همه میوه‌ها در بدن قلیایی می‌شوند اگر شما روش صحیح میوه خوردن را کاملا بیاموزید به راز زیبایی، عمر طولانی، سلامت، انرژی، شادابی و وزن طبیعی دست پیدا خواهید کرد، زمانی که نیاز دارید که آب میوه بنوشید- فقط آب میوه تازه بنوشید نه آب میوه کنسروها. حتی آب میوه‌هایی که بسیار سفت هستند را ننوشید میوه‌های پخته شده را نخورید چرا که هرگز ماده مغذی میوه‌ها را دریافت نخواهید کرد تنها مزه‌شان را دریافت می‌کنید. پختن، تمام ویتامین‌ها را از بین می‌برد اما به هرحال خوردن میوه کامل بهتر از نوشیدن آب آن است اگر باید آب میوه بنوشید طوری بنوشید که دهانتان پر شود و آن را آرام آرام غورت دهید، چرا که باید اجازه دهید که آب میوه با بزاق دهانتان قبل از غورت دادن آن کاملا ترکیب شود، می‌توانید برای پاکسازی بدنتان 3 روز روزه میوه بگیرید.

به مدت 3 روز فقط میوه بخورید، و در آخر متعجب می‌شوید از اینکه دوستانتان به شما می‌گویند که چقدر پوستتان درخشان و صاف شده است.

کیوی: میوه کوچک اما بسیار مقوی. این میوه منبع خوبی از پتاسیم، منیزیم، ویتامین‌ای و فیبر است. حجم ویتامین سی این میوه دوبرابر حجم ویتامین سی پرتقال است.

سیب: روزانه خوردن یک سیب، دکتر را از شما دور می‌کند اگرچه سیب مقدار کمی ویتامین سی دارد، اما دارای آنتی اکسیدانها و فلاونهاست (ماده شیمیایی بیرنگ و متبلور) که هر دوی اینها فعالیت ویتامین سی در بدن را زیاد کرده و تسهیل می‌بخشند و درنتیجه ریسک مبتلا شدن به سرطان روده، حملات قلبی و سکته کاهش پیدا می‌کند.

توت فرنگی: میوه محافظ توت فرنگی بالاترین قدرت اکسیدانها را در میان اکثر میوه‌ها دارد و از بدن در برابر ابتلا به سرطان، گرفتگی رگها و رادیکالهای آزاد محافظت می‌کند.

پرتقال: دارویی شیرین. مصرف روزانه 2 تا 4 عدد پرتقال جلوی سرماخوردگی را می‌گیرد، کلسترول را کم می‌کند، از ایجاد سنگ در بدن جلوگیری کرده و یا سنگهای موجود در بدن را از بین می‌برد و همچنین ریسک ابتلا به سرطان روده را کاهش می‌دهد.

هندوانه: بهترین تسکین‌دهنده تشنگی. از 92% آب تشکیل شده است همچنین حاوی بالاترین دوز گلاتاتیون است که به بالارفتن سیستم دفاعی بدن کمک می‌کند همچنین آنها اصلی‌ترین منبع لیکوپین هستند که اکسیدانی برای مبارزه با سرطان است، دیگر مواد مغذی موجود در هندوانه ویتامین سی و پتاسیم هستند.

انبه: نشان بالاترین برای ویتامین سی. آنها بهترین برندگان برای داشتن بالاترین میزان ویتامین سی هستند این میوه سرشار از کاروتین است که حاوی ویتامین آ بوده و برای چشم‌ها مفید می‌باشند.

نوشیدن آب سرد بعد از غذا = سرطان
 
می‌توانید باور کنید؟ شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده‌اید را سفت می‌کند، روند هضم غذا را کند می‌کند، زمانی که این رسوبها با اسید واکنش نشان می‌دهند و شکسته می‌شوند و سریعتر از غذاهای جامد، توسط روده جذب می‌شوند. بسیار سریع این امر موجب چاقی و سپس سرطان می‌شود. بهتر این است که بعد از غذا، سوپ گرم و یا آب ولرم مصرف کنید.
 
 
 
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ توسط احمد عاقلي
 

عکس: ماشین لباسشویی در جالباسی!

 

این دستگاه که به وسیله قلاب به کمد آویزان میشود دارای پنل هایی مشبک است که در هر پنل پیراهن را قرار داده و سپس با زدن دکمه آن بوسیله رطوبت ، یونیزاسیون و فشار هوا برای از بین بردن باکتری ها و شستشو استفاده می کند .

عکس: ماشین لباسشویی در جالباسی!
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ توسط احمد عاقلي
 

چلوکباب را با سماق بخورید!
 
نقش گیاهان معطر

گیاهانی که دارای رایحه و اسانس هستند، زیاد همراه غذاها استفاده می‌شوند و به هضم غذا كمك می‌كنند. این گیاهان مانند نعناع، گشنیز، شوید، كاری، آویشن و.... به صورت ادویه، خشک یا تازه مورد استفاده قرار می‌گیرند. در نتیجه، نقش آنها در کاهش نفخ و گازهای ایجادشده و دل‌درد بسیار موثر است و باعث هضم و جذب بهتر غذا می‌شود. اما نكته قابل توجه این است كه میزان اثر آنها با هم متفاوت است. برخی گیاهان از اثر بیشتر، برخی متوسط و برخی دیگر از اثر ضعیفی برخور دارند. نكته بعدی این است كه هر كدام از این گیاهان عطری متفاوت دارند و به همین دلیل افزودن این گیاهان در هر غذایی مناسب نیست.
خاصیت نعناع و گشنیز
هر گیاه معطری در چندین اثر، از جمله خواص ضددرد، ضداسپاسم، ضدمیکروب، ضدنفخ و تقویت معده دخالت دارد. یكی از پرمصرف‌ترین گیاهانی كه به عنوان گیاه دارویی و مصلح غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، نعناع است که یکی از خواص مهمش ضدنفخ بودن است و به همین دلیل مصرف آن به همه سنین توصیه می‌شود. گیاه بعدی گشنیز است که برگ و دانه این گیاه به شکل‌های متفاوتی به غذا افزوده می‌شوند. از خواص گشنیز می‌توان به ضدنفخ و ضددردبودن آن اشاره كرد. این گیاه را می‌توان هم به غذا اضافه كرد و هم در كنار غذا از آن بهره برد.
30 خاصیت كاری
یكی از پرمصرف‌ترین ادویه‌های شرق و غرب، كاری است. کاری از حدود 20 گیاه اسانس‌دار تشکیل شده که قسمت اعظم آن را زردچوبه تشكیل می‌دهد. براساس تحقیقات صورت‌گرفته، ثابت شده است که اسانس این ادویه دارای بیش از 30 خاصیت (هضم‌كننده، مسكن، آنتی‌اكسیدان، صفراآور، محافظ كبد و ...) است. ادویه كاری به غیر از اینكه به غذا طعم و عطر خوبی می‌بخشد، برخی از سموم کبد را نیز خنثی می‏کند و اثر موادی را که باعث ایجاد سرطان می‌شوند، از بین می‌برد. همچنین عضلاتی را كه دچار اسپاسم یا گرفتگی شده‌اند، شل می‌کند و درد را تسکین می‌دهد.
به چلوکباب‌تان سماق بزنید‍!
از گذشته‌های دور در ایران همراه چلوکباب و برخی از غذاها، سماق استفاده می‌شده است. امروزه مقالات متعددی حاكی از آن است كه این ماده خاصیتی چندکاره دارد و مواد موجود در آن خواص ضدمیکروبی بسیار قوی دارند. به عنوان نمونه، از آنجا كه گوشت مورد استفاده برای طبخ كباب چرب است، سماق موحب كاهش كلسترول و جذب چربی موجود در آن می‌شود. همچنین سماق آلودگی موجود در گوشت را از بین می‌برد و از طرفی خاصیتی قابض دارد؛ یعنی اگر التهابات یا زخم‌هایی در مسیر لوله گوارش باشد تا حدودی موجب بهبود آنها شده و محافظ خوبی برای كبد است.
گلپر، مصلح باقلا
گیاه گلپر از خانواده جعفری است و دانه (میوه‌های) آن دارای اسانس است. این گیاه فقط در ایران می‌روید و از قدیم برای معطركردن و طعم بخشیدن به غذا مورد استفاده بوده است. برای استفاده از گلپر باید دانه‌های آن را پودر كرد و سپس به‌صورت مستقیم یا مخلوط با گیاهان دیگر - به خصوص به شكل ادویه‌جات ایرانی - مورد استفاده قرار داد. گلپر گذشته از اینكه هضم‌کننده خوبی است؛ مقوی معده، ضدمیکروب و ضداسپاسم است و خاصیت ضدنفخ قوی دارد. به همین دلیل، معمولا آن را به باقلا كه نفاخ است، می‌افزایند.
خاصیت فلفل سیاه
فلفل سیاه پودر حاصل از دانه‌های درختی است که موطن آن هندوستان و برخی کشورهای شرقی است. جالب است بدانید كه درخت فلفل در ایران نمی‌روید و از اقلام گیاهی وارداتی است. فلفل سیاه علاوه بر تندکردن غذا، دارای خاصیت ضدنفخ و ضداسپاسم بوده و محرک خوبی برای معده است. در ضمن فلفل سیاه هضم‌کننده مناسبی برای غذا به شمار می‌رود و خاصیت معرق دارد و باعث گرم‌کردن بدن می‌شود و مصرف آن در سرماخوردگی مفید است. فلفل سیاه با فلفل سبز و قرمز کاملا متفاوت است و از نظر خواص هم اینها ارتباطی به هم ندارند.
فایده آویشن
آویشن یکی از گیاهان معطری است که از قدیم به عنوان یک گیاه دارویی - غذایی كاربرد داشته است. اکثر خواص آن مربوط به اسانس برگ‌های آن است که بویی بسیار نافذ و قوی‌ دارد. این اسانس، خاصیت ضدمیکروب و ضدقارچ نیز دارد. همچنین برای هضم غذا بسیار مفید بوده و به عملكرد بهتر معده كمك می‌كند. به همین دلیل، در غذاهای متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
آویشن گذشته از اثرات ضددرد، ضدنفخ و ضداسپاسمی که دارد، دارای خواص ضدحساسیت و ضدسرفه و ضداحتقان (گرفتگی بینی) و خلط ‌آوری نیز هست و توصیه می‌شود كه همراه با غذا مصرف شود.
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي
 

این خوراکی بدن شما را از عفونت پاک می کند!
 
 
عسل جایگزینی طبیعی‌تر و سالم‌تر برای شكر است كه سالهای زیادی در بسیاری از نقاط دنیا در آشپزی و طبخ غذاها مورد استفاده قرار گرفته است.
عسل منبع فوق العاده‌ای از انرژی است و بعنوان خوردنی كاهش دهنده علائم خستگی هم شناخته شده است.
متخصصان تغذیه می‌گویند: عسل برای تقویت سطح ایمنی بدن فوق العاده مفید است. این خوردنی درمانگر و معجزه آسا همچنین دارای خواص آنتی اكسیدانی و ضد باكتریال قابل توجهی است كه برای حفاظت از سیستم گوارشی مفید هستند. بعلاوه می‌توان از عسل برای درمان مشكلات و بیماریهای معمول مثل سرماخوردگی و گلودرد استفاده كرد. از سوی دیگر با وجودی كه عسل قادر به درمان سرطان نیست اما دارای خواص ضد تومور است و سطح آنتی اكسیدان بین سلولی را افزایش می‌دهد.
شبكه خبری تورنتونیوز در مقاله جدیدی منتشر كرد: عسل حاوی قندهای گلوكز و فروكتوز است و همچنین مقدار منیزیم، پتاسیم، كلسیم، آهن و فسفات را در بدن افزایش می‌دهد. عسل سرشار از ویتامین B و C است.
متخصصان تاكید می‌كنند كه از خواص ضدباكتریایی عسل هم نباید غافل شد. عسل نه تنها گلودرد را تسكین می‌دهد بلكه هم چنین می‌تواند باكتری‌های خاصی را كه سبب ایجاد عفونت می‌شوند نابود سازد. در واقع اكثر موسیقی دانان و خوانندگان از تركیب عسل با آب ولرم برای نرم كردن گلو پیش از شروع برنامه‌های خود استفاده می‌كنند.
عسل همچنین برای افرادی كه قصد كاهش وزن دارند، با ارزش و مفید است. مصرف آب لیمو در تركیب با عسل به هنگام صبح مخلوطی كامل برای تقویت میزان متابولیسم بدن است.
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي
 

آیا میدانید ؟!؟!؟

 

http://up.warningtm.info/images/835_ayamidanid.jpg

 

آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟

آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک  هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟

آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟

آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟

آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورددار است ؟

آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه وسعت کره مشتری نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟

آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟

آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است ؟

آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که جنین انسان بعد از ۱۷ هفته می تواند خواب هم ببیند ؟

آیا میدانستید که گربه و سگ ۵ نوع گروه خون دارند در حالیکه انسان ۴ نوع گروه خون دارد ؟

آیا میدانستید که ۱۳۰۰ تا از کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد ؟

آیا میدانستید که در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده ؟

آیا میدانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی اند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را می بینند ؟

آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست ؟

آیا میدانستید که شبکه چشم انسان ۱۳۵ میلیون سلول دارد که مسئولیت تشخیص رنگها را بر عهده دارند ؟

آیا میدانستید که بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟

آیا میدانستید که تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟

آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ۱۰ میلیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید ؟

آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟

آیا میدانستیدکه شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟

آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند ؟

آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟

آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند ؟

آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند ؟

آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟

آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می‌کنند ؟

آیا میدانستید که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ كیلومتر در ساعت بدود ؟

آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟

آیا میدانستید که شكلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شكلات میتوان یك سگ را کشت ؟

آیا میدانستید که یک قطره لیكور عقرب را دیوانه می‌كند و عقرب خودش را نیش می‌زند و می‌كشد ؟

آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می‌توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد ؟

آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی‌دهد ؟

آیا میدانستید که نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟

آیا میدانستید که طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است ؟

آیا میدانستید که خورشید کوچکترین ستاره دنیا است ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است ؟

آیا میدانستید که گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است ؟

آیا میدانستید که گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است ؟

آیا میدانستید که گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد ؟

آیا میدانستید که گرانترین ساعت دنیا سوئیسی بوده و ۱ میلیارد تومان است ؟

آیا میدانستید که گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است ؟

آیا میدانستید که فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است ؟

آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟

آیا میدانستید که قطر شاهرگ گردن ۶ میلیمتر میباشد ؟

آیا میدانستید که ناخن انگشت میانی سریعتر از دیگر انگشتها رشد میکند ؟

آیا میدانستید که نروژ سومین کشور صادر کننده نفت میباشد ؟

آیا میدانستید که با برداشتن تخمدانها عمر بیمار بطور متوسط ۸ سال کمتر میشود ؟

آیا میدانستید که اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است ؟

آیا میدانستید که۱۰۰سال پیش پزشکان آمریکایی میگفتند زنانی که باهوش هستند باردار نمی شوند؟

آیا میدانستید که ستاره دریایی فاقد مغز میباشد ؟

آیا میدانستید که سالانه ۵۰۰۰ کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند ؟

آیا میدانستید که مروارید درون سركه ذوب میگردد ؟

آیا میدانستید که ارزش مادی تمام عناصر بدن انسان کمتر از ۱۰۰۰ تومان است ؟

آیا میدانستید که ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند ؟

آیا میدانستید که بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان میدهد ؟

آیا میدانستید که ما مغزمان را کنترل میکنیم یا مغزمان ما را ؟

آیا میدانستید که ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است؟

آیا میدانستید که یک قطره آب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که ۸۰٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند ؟

آیا میدانستید که تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است ؟

آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری می بیند ؟

آیا میدانستید که گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد ؟

آیا میدانستید که یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي
 

  عکسهایی از سواحل و ساختمانهای طرح نخل در دبی

 


    

 

 

 با تشکر ازآقای مهندس اللهیاری

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي
 

روش جالب حمل آب توسط زنبور عس


با تشکر از آقای محمدی
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ توسط احمد عاقلي
 


گردوغبار ناشی از آتشفشان مراپی اندونزی به بسیاری از شهرهای جاوه اندونزی سرایت کرده است





 

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۳ توسط احمد عاقلي
 

نیایش شبانه یک حاجی در کوه نور مکه



ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۳ توسط احمد عاقلي
 

خاطرات زیبای انشتین 

 

برخي از خاطره هاي جالب و آشكار از زندگي آلبرت انيشتين كه اخيرا توسط مجله تايم به عنوان مرد قرن مفتخر شده بود:...

يك روز در هنگام تور سخنراني ، راننده آلبرت انيشتين ، كه اغلب در طول سخنراني او در انتهاي سالن مي نشست ، بيان كرد كه او احتمالا مي تواند سخنراني انشتين را ارائه دهد. زيرا چندين مرتبه آنرا شنيده است. براي اطمينان بيشتر ، در توقف بعدي در اين سفر، انيشتين و راننده جاي خود را عوض كردند و انشتين با لباس راننده در انتهاي سالن نشست.

پس از ارائه سخنراني بي عيب و نقص ، توسط يك عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواري شده بود. راننده انشتين خيلي معمولي جواب داد: “خب ، پاسخ به اين سوال كاملا ساده است. من شرط مي بندم راننده من ، (اشاره به انشتين) كه در انتهاي سالن وجود دارد ، مي تواند پاسخ اين سوال را بدهد.”

همسر آلبرت انيشتين غالبا اصرار داشت كه او در هنگام كار بايد لباسهاي مناسبتري استفاده كند. انشتين همواره ميگفت: “چرا بايد اينكار را بكنم هر كسي اينجا مي داند من كه هستم.” هنگامي كه انيشتين براي شركت در اولين كنفرانس بزرگ خود شركت كرد نيز همسرش از او خواست كه لباس مناسبتري بپوشد، انشتين گفت: “چرا بايد اينكار را بكنم هيچ كسي اينجا مر نمي شناسد.”


از آلبرت اينشتين معمولا براي توضيح نظريه عمومي نسبيت سوال ميشد و او يكبار اينگونه پاسخ داده بود: ” دست خود را بر روي اجاق گاز داغ براي يك دقيقه قرار دهيد ، و اين عمل مانند يك ساعت يك به نظر مي رسد ، حال با يك دختر خوشگل يك ساعت بنشينيد ، و اين عمل مانند يك دقيقه به نظر مي رسد. اين نسبيت است.!”

هنگامي كه آلبرت انيشتين شاغل در دانشگاه پرينستون بود ، يك روز قرار بود به خانه برود ولي او آدرس خانه اش را فراموش كرده بود. راننده تاكسي او را نمي شناخت. انيشتين از راننده پرسيد آيا او مي داند خانه اينشتين كجاست. راننده گفت : “چه كسي آدرس اينشتين را نمي داند؟ هر كسي در پرينستون ادرس خانه انشتين را ميداند. آيا مي خواهيد به ملاقات او برويد؟” . اينشتين پاسخ داد :” من اينشتين هستم . من آدرس منزل خود را فراموش كرده ام ، مي توانيد شما مرا به آنجا ببريد؟ ” . راننده او را به خانه اش رساند و از او هيچ كرايه اي نيز نگرفت.

يكبار اينشتين از پرينستون با قطار در سفر بود كه مسئول كنترل بليط به كوپه او آمد. وقتي او به اينشتين رسيد ، انيشتين بدنبال بليط جيب جليقه اشرا جستجو كرد ولي نتوانست آنرا پيدا كند. سپس در جيب شلوار خود جستجو كرد ولي باز هم بليط را پيدا نكرد. سپس در كيف خود را نگاه كرد ولي بازهم نتوانست آنرا پيدا كند.بعد از آن او صندلي كنار خودش را جستجو كرد ولي بازهم بليطش را پيدا نكرد.

مسئول بليط گفت : دكتر اينشتين ، من مي دانم كه شما كه هستيد . همه ما به خوبي شما را ميشناسيم و من مطمئن هستم كه شما بليط خريده ايد، نگران نباشيد. و سپس رفت. در حال خارج شدن متوجه شد كه فيزيكدان بزرگ دست خود را به پايين صندلي برده و هنوز در حال جستجوست.

مسئول قطار با عجله برگشت و گفت : ” دكتر انيشتين ، دكتر انشتين ، نگران نباش ، من مي دانم كه شما بليط داشته ايد، مسئله اي نيست. شما بليط نياز نداريد. من مطمئن هستم كه شما يك بليط خريده ايد.”

اينشتين به او نگاه كرد و گفت : مرد جوان ، من هم مي دانم كه چه كسي هستم. چيزي كه من نمي دانم اين است كه من كجا مي روم.

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۳ توسط احمد عاقلي
 

بهترین لحظات زندگی از دیدگاه چارلی 

 

 

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"

زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

چارلی‌ چاپلین ...

قدرشون روبدونیم

 .Let us learn to cherish them

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند....

 These are the best moments of life

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

...... remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh

یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره.

 To have somebody tell you that he/she loves you

عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی.

 To take an evening walk along the beach

یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده.

 See an old friend again and to feel that the things have not changed

کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

 To see people that you like, feeling happy

لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی.

 To pass time with your best friends

وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

 To feel butterflies! In the stomach every time that you

 see that person

دوستای جدید پیدا کنی.

To make new friends

از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی.

 To watch the sunset from the hill top

عضو یک تیم باشی.

 To be part of a team

آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره.

 To hear a song that makes you remember a special person

از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی!

 To wake up and realize it is still

 possible to sleep for a couple of hours

بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه.

To accidentally hear somebody say something good about you

بدون دلیل بخندی.

To laugh without a reason

تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه.

 Calls at midnight that last for hours

برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی!!!

To laugh at yourself looking at mirror, making faces

توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی.

 To find money in a pant that you haven""t used since last year

کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه.

 To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to

آخرین امتحانت رو پاس کنی.

 To clear your last exam

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه

To leave the Shower and find that the towel is warm

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی.

 To go to bed and to listen while it rains outside

به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی.

To listen to your favorite song in the radio

...

برای مسافرت به یک جای خوشگل بری.

To go for a vacation to some pretty place

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری.

 To find mails by the thousands when you return from a vacation

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To laugh until it hurts your stomach

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۳ توسط احمد عاقلي
 

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

عکس پول کشور های مختلف

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۲ توسط احمد عاقلي
 

اولین تاکسی در ایران

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي
 

داستانی بسیار زیبا و آموزنده

 

عابد و ابلیس

 

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!

        عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...

        ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت : ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!

        عابد گفت : نه، بریدن درخت اولویت دارد...

        مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند، عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.

        ابلیس در این میان گفت : دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است ...

        عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم ، و برگشت...

        بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت ، روز دوم دو دینار دید و برگرفت ، روز سوم هیچ پولی نبود!

        خشمگین شد و تبر برگرفت و به سوی درخت شتافت ...

        باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟!

        عابد گفت: می روم تا آن درخت را برکنم !

        ابلیس گفت : زهی خیال باطل ، به خدا هرگز نتوانی کند !!!

        باز ابلیس و عابد درگیر شدند و این بار ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!

        عابد گفت : دست بدار تا برگردم ! اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟!!

        ابلیس گفت : آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی ...

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي

۱۲ جمله زیبا و آموزنده

۱.یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!


 2.  روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده‌دارترین لطیفه دنیا است.


 3. وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد اسمش را ورزش می‌گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.


4. عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر می‌کنند. من با یکی - دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم.


5.  مرد خردمند سعی می‌کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد.


 6. ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.


7. اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.


8.  اگر در موزه ملی آتش سوزی شود، کدام نقاشی را نجات خواهم داد؟ البته آن را که به در خروجي نزدیک‌تر است.


9. تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.


10.  در زندگی دو تراژدی وجود دارد: اینکه به آنچه قلبت می‌خواهد نرسی و اینکه برسی!


11.  انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!!


12.  وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي
 

چطور بفهمیم ایمیلی که فرستاده‌ایم توسط گیرنده باز شده است یا نه؟

 

حتماً براي شما هم پيش آمده است كه ايميلي را براي كسي فرستاده‌ايد و گيرنده، به هر دليلي، اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند و مي‌گويد ايميلي از شما دريافت نكرده يا اينكه آن را باز نكرده و متن آن  را نخوانده است و شما هم نمي‌توانيد مطمئن باشيد كه او راست مي‌گويد يا خير. اما آيا ابزاري براي اطمينان شما وجود دارد يا خير؟ بله! وجود دارد. اگر از كاربران Microsoft Outlook و Exchange Server باشيد مي‌توانيد به راحتي در هنگام فرستادن ايميل، بخواهيد كه رسيدي در هنگام باز شدن آن ايميل براي اطلاع شما فرستاده شود. اما از آنجا كه اكثر ما اين روزها از ايميل‌هاي تحت‌وب مثل Yahoo، Gmail، Hotmail و امثال آن استفاده مي‌كنيم و اين سرويس‌ها ويژگي فوق (مانند Microsoft Outlook) را ندارند، امروز مي‌خواهيم روشي رايگان و ساده معرفي كنيم كه كاربران ايميل‌هاي تحت‌وب هم بتوانند «رسيد» باز شدن ايميل توسط گيرنده را به محض خوانده شدن ايميل دريافت نمايند. اين روش رايگان بوده و با تمامي سرويس‌هاي ايميل نيز سازگار است.

سرويسي كه اينكار را براي شما امكان‌پذير مي‌كند spybig  نام دارد. اين سرويس به محض اينكه ايميل شما را گيرنده‌ي آن باز كرده و بخواند، پيغامي براي آگاهي شما مي‌فرستد. اين پيغام حاوي اطلاعات ديگري مانند IP گيرنده‌ي ايميل و تعداد دقيق دفعاتي كه او متن ايميل شما را باز كرده و خوانده است نيز مي‌باشد. استفاده از SpyPig بسيار آسان است. كافي است به اين سايت مراجعه كرده و كارهاي زير را انجام دهيد:

  • قدم اول: ايميل خود را در جعبه متني مربوطه وارد كنيد (ايميلي كه مي‌خواهيد پيغام‌هاي مربوط به خوانده‌شدن ايميل‌هاي ارسالي‌تان را در آن دريافت كنيد).

  • قدم دوم: عنواني براي پيغام‌هايي كه از اين سرويس دريافت خواهيد كرد انتخاب كنيد و در جعبه متني مربوطه وارد نماييد (مثلاً بنويسيد: «رسيد دريافت ايميل توسط آقاي فلاني»)

  • قدم سوم: يك تصوير به دلخواه از بين تصاوير انتخاب كنيد (پيشنهاد مي‌شود تصوير خالي سفيد را اتنخاب كنيد تا گيرنده ايميل شما، متوجه نشود كه شما داريد از اين سرويس استفاده مي‌كنيد)

  • قدم چهارم: حداكثر تعداد پيام‌هاي دريافتي را مشخص كنيد (يعني حداكثر چند دفعه مي‌خواهيد وقتي كه ايميل شما را گيرنده‌ي آن باز كرد براي شما پيغام فرستاده شود)

  • قدم پنجم: دكمه‌ي Click to Activate My SpyPig را بزنيد.

  • قدم ششم: بعد از كليك كردن، كمي صبر كنيد تا شماره‌انداز شروع به شمارش معكوس كند. قبل از رسيدن آن به صفر، اين تصوير را با drag & drop در صفحه متن ايميل خود (كه در پنجره‌اي ديگر در حال نوشتن آن هستيد) بياندازيد.

  • قدم هفتم: ايميل خود را به روش معمول خود ارسال كنيد.

 

تمام شد. حالا به محض باز شدن ايميل توسط گيرنده، پيغامي براي شما فرستاده مي‌شود و مي‌گويد كه چند بار ايميل مربوطه باز شده است و IP گيرنده چه بوده است. دفعه بعد كه بخواهيد از اين سرويس استفاده بكنيد هم باز بايد همين قدم‌ها را تكرار كنيد.
فقط به ياد داشته باشيد كه حتماً ايميلي كه مي‌فرستيد بايد HTML باشد (و نه متن ساده) و دريافت‌كننده نيز بايد HTML فعال داشته باشد (كه معمولاً همين‌طور هم هست).

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي
 

تزیین کدوتنبل ها به شکل های جالب در جشن هالوین














ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي

جملات الهام بخش

-خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست
- دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است
- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد
- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد
- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد
- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی
- يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها
- دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
- هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد
- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد
- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني
- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد
- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

با سپاس..لطیفی

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۲۱ توسط احمد عاقلي
 

بررسی علمی سال 2012 توسط ناسا

 

هرگونه سرنوشت مرگبار برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی دروغ و بی اساس می باشد

بعد از این همه گمانه زنی و بحث در مورد سال 2012 حالا ناسا هم تصمیم گرفته تا با این دروغ و ادعای پوچ بجنگند.

 آقای دون یومانس مدیر دفتر اجرام مجاور زمین ناسا یک فلم ویدیویی و یک مقاله ارایه نموده
 که حاوی واقعیت های علمی در مورد اتفاقات آسمانی سال 2012 می باشد.
آقای یومانس با این کار خود توضیح میدهد که در سال 2012 هیچ اتفاقی نمی افتد.
 حالا ما هم خوشحالیم که این مقاله را جزو مطالب علمی برای رد پیش گویی های شوم سال 2012 برای شما ارایه میدهیم.

آقای دون یومانس پژوهشگر ارشد علمی ناسا



ماه و زمین از نظر سفینه فضایی گالیله در 16 دسمبر 1992، یعنی 8 روز بعد از رویارویی این سفینه با زمان.
 در آن زمان سفینه فضایی گالیله از فاصله حدود 6.2 میلیون کیلومتر به عقب نگاه کرد تا این تصویر زیبا را از ماه در مدار زمین بگیرد.
 تصویر از ناسا.
ظاهرأ در پایان سال 2012 علاقمندی خاصی به اجرام آسمانی، موقعیت و مدار آنها وجود دارد.
 من هم مثل شما علاقمند کتاب یا فلم خوبی در مورد اتفاقات فضایی اما فلم یا برنامه های تلویزیونی در مورد سال 2012 اساس علمی ندارد.
 حتی خبر های تقلبی و دروغ به نقل از ناسا نشر شده که گویا در سال 2012 یک اتفاق فضایی رخ میدهد و این اتفاق واقعیت علمی دارد.



 
نیبیرو نام یک سیاره تخیلی است که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد، اما به سادگی می گویم که چنین چیزی اصلأ وجود ندارد. هیچ شواهد معتبری بخصوص هیچگاه تلسکوپی یا دیگر ابزار نجومی وجود چنین جسمی را ندیده و وجود آن را رد می کند. حتی هیچ شواهدی دال بر اثرات گرانشی یا جاذبه ایی این جسم بر هیچ یک از اعضای منظومه شمسی ما دیده نشده.
بناء هیچ پیشگویی معتبری برای اتفاقات نجومی در سال 2012 میلادی وجود ندارد. فعالیت خورشید همیشه بصورت یک دوره 11 ساله بوده که دوره بعدی اوج فعالیت های خورشیدی بین سالهای 2010 تا 2012 می باشد. اما زمین بطور منظم این دوره های افزایش فعالیت خورشیدی را بدون هیچگونه اثرات قابل نگرانی تجربه نموده. میدان مغناطیسی زمین به مثابه یک سپر خوب ذرات شارژ دار خورشید را همیشه دفع میکند. اما بر اساس یک دوره زمانی حدود 400 هزار ساله این قطب ها جابجا می شوند. ولی هیچ شواهدی بر تکرار این گونه جابجایی در سال 2012 وجود ندارد. حتی اگر قرار باشد این جابجایی چند صد هزار ساله میدان های قطبی آغاز شود، هیچگاه بر گردش زمین و یا بر جهت گردش محور زمین تأثیر نمی گذارد و چنین تغییر و جابجایی فقط در توان رستم دستان یا همان سوپر من فلم های تخیلی است که زمین را از جا می کند.
یگانه کشش گرانشی یا جاذبه ایی مهمی را که زمین تا هنوز تجربه کرده و همیشه تحت تأثیر آن قرار دارد، نیروی جذر و مد میان زمین و ماه است. در چند دهه آینده هم هیچگونه هم خط شدن میان سیارات پیش بینی نشده و زمین هم در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور نمی کند. در ضمن حتی اگر این گونه هم خط شدن اتفاق بی افتد، اثرات آن بر زمین بسیار کم و قابل چشم پوشی است. هر ماه دسمبر زمین و خورشید تقریبأ با مرکز کهکشان راه شیری هم خط میشوند، اما این یک اتفاق سالانه است و هیچ پیامدی هم به دنبال ندارد.
بنابرین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی همه دروغ و بی اساس می باشد. در قرن های گذشته هم بار ها سرنوشت شومی برای زمین پیش بینی شده بود. خوانندگان این مقاله کاش همه فلم های دانشمند مهم نجومی آقای کارل ساگان را دیده بودند. اما برای کسانی که با کار های آقای سگان آشنا نیستند  می گویم که آقای ساگان چندین سال قبل گفته بود " ادعا های بزرگ و خارق العاده نیازمند شواهد خارق العاده اند" و باور چنین سرنوشت شوم برای زمین در سه سال بعد دور از تصور است. از سوی دیگر اگر قرار باشد چنین اتفاقی بی افتد چرا جهانیان بی تفاوت نشسته اند.
کسانی که ادعای چنین اتفاقات شوم و جدی را برای 21 دسمبر 2012 می کنند، باید ثبوت ادعای خود را هم برای مردم پیش کش کنند. کجاست شواهد این اشخاص؟ دانش این افراد برای این ادعا بر مبنای چیست؟
در واقع این افراد هیچ ثبوتی در دست ندارند و تمام ادعا ها، پیش بینی یا هر گونه اسراری که در قالب کتب، فلم های مستند و یا مقالات انترنتی در این مورد نمی تواند هیچ واقعیتی را تغییر دهد. در اخیر می گویم که هیچ ثبوت معتبری برای این ادعا ها وجود ندارد و نمی تواند هیچگونه اتفاق غیر طبیعی را برای دسمبر 2012 را ثابت بسازد
 
با تشکر از آقای دکتر طموسا
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 


این داستان به قرن 15 بر می‌گردد.

 
            دست ها
 

در یك دهكده كوچك نزدیك نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می كردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می‌بایستی 18 ساعت در روز به هر كار سختی كه در آن حوالی پیدا می‌شد تن می‌داد. 

در همان وضعیت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رویایی را در سر می‌پروراندند. هر دوشان آرزو می‌كردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب می‌دانستند كه پدرشان هرگز نمی‌تواند آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.

 

 

یك شب پس از مدت زمان درازی بحث در رختخواب، دو برادر تصمیمی گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده می‌بایست برای كار در معدن به جنوب می‌رفت و برادر دیگرش را حمایت مالی می‌كرد تا در آكادمی به فراگیری هنر بپردازد، و پس از آن برادری كه تحصیلش تمام شد باید در چهار سال بعد برادرش را از طریق فروختن نقاشی هایش حمایت مالی می‌كرد تا او هم به تحصیل در دانشگاه ادامه دهد... 

  

آن ها در صبح روز یك شنبه در یك كلیسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن های خطرناك جنوب رفت و برای 4 سال به طور شبانه روزی كار كرد تا برادرش را كه در آكادمی تحصیل می‌كرد و جزء بهترین هنرجویان بود حمایت كند. نقاشی های آلبرشت حتی بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصیلی او درآمد زیادی از نقاشی های حرفه ای خودش به دست آورده بود. 

  

وقتی هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر برای موفقیت های آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال یك ضیافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ایستاد و یك نوشیدنی به برادر دوست داشتنی اش برای قدردانی از سال هایی كه او را حمایت مالی كرده بود تا آرزویش برآورده شود، تعارف كرد و چنین گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا می‌توانی به نورنبرگ بروی و آرزویت را تحقق بخشی و من از تو حمایت میكنم

  

تمام سرها به انتهای میز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازیر شد. سرش را پایین انداخت و به آرامی گفت: نه! از جا برخاست و در حالی كه اشك هایش را پاك می‌كرد به انتهای میز و به چهره هایی كه دوستشان داشت، خیره شد و به آرامی گفت: نه برادر، من نمی‌توانم به نورنبرگ بروم، دیگر خیلی دیر شده، ‌ببین چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندین بار شكسته و در دست راستم درد شدیدی را حس می‌كنم، به طوری كه حتی نمی‌توانم یك لیوان را در دستم نگه دارم. من نمی‌توانم با مداد یا قلم مو كار كنم، نه برادر، برای من دیگر خیلی دیر شده...

بیش از 450 سال از آن قضیه می‌گذرد. هم اكنون صدها نقاشی ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاری ها و آبرنگ ها و كنده كاری های چوبی او در هر موزه بزرگی در سراسر جهان نگهداری میشود.

یك روز آلبرشت دورر برای قدردانی از همه سختی هایی كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پینه بسته برادرش را كه به هم چسبیده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصویر كشید. او نقاشی استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاری كرد اما جهانیان احساساتش را متوجه این شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" نامیدند. 

 این اثر خارق العاده را مشاهده كنید.

 

 

اندیشه كنید و به خاطر بسپارید كه مسلما رویاهای ما با حمایت دیگران تحقق می‌یابند.

 

با تشکر از آقای مهندس اللهیاری                                                             

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

"جاده وجود"

کوله پشتی اش را برداشت و راه افتاد . رفت که دنبال خدا بگردد ، و گفت :
تا کوله ام از خدا پر نشود بر نخواهم گشت .
نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود .
مسافر با خنده ای رو به درخت گفت :
چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن ،
و درخت زیر لب گفت :
ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی .
کاش می دانستی آن چه در جست و جوی آنی ، همین جاست .
مسافر رفت و گفت :
یک درخت از راه چه می داند .
پاهایش در گل است ، او هیچ گاه لذت جست و جو را نخواهد یافت .
و نشنید که درخت گفت :
اما من جست و جو را از خود آغاز کرده ام و سفرم را کسی نخواهد دید ،
جز آنکه باید .
مسافر رفت و کوله اش سنگین بود .
هزار سال گذشت . هزار سال پر خم و پیچ ، هزار سال بالا و پست .
مسافر برگشت .
رنجور و ناامید .
خدا رو نیافته بود ، اما غرورش را گم کرده بود .
به ابتدای جاده رسید ، جاده ای که روزی از آن آغاز کرده بود .
درختی هزار ساله ، بالا بلند و سبز کنار جاده بود .
زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید .
مسافر ، درخت را به یاد نیاورد ، اما درخت او را می شناخت .
درخت گفت :
سلام مسافر ، در کوله ات چه داری ؟ مرا هم میهمان کن .
مسافر گفت :
بالا بلند تنومندم ، شرمنده ام کوله ام خالی است و هیچ چیز ندارم .
درخت گفت :
چه خوب ، وقتی هیچ چیز نداری ، همه چیز داری ،
اما آن روز که می رفتی ، در کوله ات همه چیز داشتی ،
غرور کمترینش بود ،
جاده آن را از تو گرفت .
حالا در کوله ات جا برای خدا هست ،
و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت .
دست های مسافر از اشراق پر شد و چشم هایش از حیرت درخشید ،
و گفت : هزار سال رفتم و پیدا نکردم ، و تو نرفته ای ، این همه یافتی !
درخت گفت :
زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ،
و پیمودن خود ،
دشوارتر از پیمودن جاده هاست .

 

 

"دوست داشتن وسایل یا انسانها"

 

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در دستش داشت، این کار را کرد!

در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد.
وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: «کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟!»

مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

«دوستت دارم بابایی»

روز بعد آن مرد خودکشی کرد!

نتیجه اخلاقی:

عصبانیت و دوست داشتن هیچ حد و حدودی ندارند. دومی را انتخاب کنید تا یک زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید که:

وسایل برای استفاده کردن هستند و انسانها برای دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز این است که انسانها مورد استفاده واقع می شوند و به وسایل عشق ورزیده می شود.

 

با سپاس از خانم الهام جعفری_دانشگاه الغدیر                      

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

آدمها و آدم ها

 

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

 

با تشکر از آقای مهندس رضا اللهیاری                                       

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

نوشته‎ای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما

 

 این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای
سال 2008 تنظیم کرده است. بخوانید و سرخوش گردید.
 خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش
تر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. این پیام را وانگذارید.

 متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی
نباشید و به این حرفها بی اعتقاد باشید باز هم انرا تکثیر نمایید.

 

تبشیر خوبی ها شادی افرین است


1-  به خاطر داشته باش که
 عشق
های سترگ ودستاوردهای عظیم، به
خطر کردن
ها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.

2-
  وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3- این سه میم را از همواره دنبال کن:

* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را

* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای

4- به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه می
جویی، گاه اقبالی بزرگ است.

5- اگر می
خواهی قواعد بازی
 را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

6-
به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک،
 ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7-  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده
ای، گامهایی را پیاپی برای جبران
 آن خطا بردار.

8-  بخشی از ساعات هر روز خود را به
 تنهایی بگذران.

9-  چشمان خود را نسبت به
 تغییرات بگشا، اما ارزش
های خود را
به
سادگی در برابر آنها فرومگذار.

10-  به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11-  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش
تر عمر کردی، با یادآوری
 زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12-  زیرساخت زندگی شما، وجود
جوی از محبت و عشق در محیط خانه و
خانواده است.

13-  در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می
کنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

14-   دانش خود را با دیگران در
میان بگذار. این تنها راه جاودانگی
است.

15-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16-  سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته
ای.

17
-  بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما
به هم سبقت گیرد.


18-  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست داده
ای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.

19-  در عشق و آشپزی، جسورانه
دل را به دریا بزن.

 
اگر میخواهی زندگیات عوض شود، این
 نوشتار را به دست
کم 5 نفر برسان.

تا 4 نفر: زندگیات به مرور بهتر خواهد شد.

5 تا 9 نفر: زندگی
ات آنسان که وفق مراد توست، خواهد گشت.

10 تا 14 نفر:  شما دست
کم سه خبر خوش نامنتظر در سه هفتهی آینده خواهید شنید.

15 نفر و بیش
تر: زندگی شما به نحوی چشمگیر و بیرون از انتظار

 دگرگون خواهد شد و کارها همه آنسان که دوست میداری، خواهد شد.

با تشکر از آقای دکتر طموسا                                                                             

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

  فقط کافي است به آخرين دستاوردهاي متخصصين مرکز ملي هدايت (ارتقاء)سلامت و رفتار شناسي توکيو توجه کنيم!


 آنها ميگويند:


1.  هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ، نيمه آخر آن را هيچ وجه نکشيد.


2. در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.


3.  هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به
برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.


4. چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.


5.  هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره
ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.


6.  غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن
درصورت عدم استفاده دور بريزيد.


7.  با حيوانات خانگي تعامل مثبت داشته باشيد. آنها ممکن است از خيلي از
انسانها سالمتر و تميزتر باشند. عوامل مشترک زياد آنها با انسانها
ميتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.

8.  هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و
بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد.

9.  هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد
وارد مجاري تنفسي نگردد.

10. لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد.
سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از
لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.

11. موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد.مراقب ورود شوره
سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.

12. هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و
خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد.

13. توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت
خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز
متناسب با آن ميباشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد.

14. اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد
ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد.

15. هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها
از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.

16. ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست.سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد.

17. توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني ميگردد.

18. معجزه جواهر آلات براي خانمها را فراموش نکنيد. حتي اگر صرفا به ديدن
آنها باشد.

19. هيچگاه به پهلو نخوابيد. سعي کنيد در جهت عمود بر محور مغناطيسي زمين بخوابيد.

با تشکر از آقای دکتر طموسا

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ توسط احمد عاقلي
 

میتوان تغییر کرد

 

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد.. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد.. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.

بد نيست بدانيد که تئودور استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است

با تشکر از آقای مهندس کاظمی

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

مبلی که از سکه درست شده است


"جانی سوینگ" سازنده لوازم خانگی دست ساز، اسم این اثر خود را "نشستن روی پول" نامیده

است.لوازمی که وی می‌سازد در عین عجیب بودن چون از سکه ساخته می‌شوند به همان اندازه گران هم

هستند. تک تک سکه‌ها در این مبل به یک قاب فولادی جوش داده شده‌اند.

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011081606284215.jpg

 

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011081606284516.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011081606283383.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011081606281014.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011081606283197.jpg


با تشکر از آقای محمدی

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۸ توسط احمد عاقلي
 

تقدیم به تمام آنهایی که دوستشان داریم!
 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دکتر وین والتر دایر (Wayne Walter Dyer) در ۱۰ می ۱۹۴۰ در شهر دیترویت از توابع ایالت میشیگان در ایالات متحده امریکا در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد.

او یک نویسنده و سخنران است. یک عنوان از کتاب های او بنام "قلمرو اشتباهات شما" در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزء یکی از بالاترین رکوردار فروش کتاب‌ها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد.

دایر هم اکنون در مائوی، هاوایی زندگی می‌کند. در اینجا گزیده هایی از افکار، تحلیل ها و پندهای آموزنده اش را نسبت به آنچه که ما آنرا زندگی می نامیم، مرور می کنیم.
 



دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..."
دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد،
به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایت انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: خدمتی برایتان انجام دهم؟ چه ؟ ..."




هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید،
چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.



درستكارترین مردم جهان بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند،
حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.




تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است برای آغاز هر تحول در خود،
ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید،
اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.




اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید،
مهربانی را انتخاب كنید.




انتخاب با توست، میتوانی بگوئی: صبح به خیر خدا جان،
یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید احساس محبت نمایید
هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید. عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


عشقم نثار کسی است که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد.
به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم.
بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم.
در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشش عشق است
و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم،
بلکه با اعمالم سعی می‌کنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود در این زمینه،
خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.

گروه پرسیس
 -
 جذاب ترین گروه ایــــران


اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید،
پس وقتی كار نمی‌كنید فاقد شخصیت هستید.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه ایــــران


دروغ انفجاری مهلک است در اعتماد به نفس تو و آینده ای که برای خود خواهی ساخت.

گروه پرسیس - جذاب ترین گروه

 ایــــران


الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم.
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم
و در بخشیدن است که بخشیده می شویم، و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

 

با تشکر از استاد بزرگوار دکتر طموسا                                                                               

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ توسط احمد عاقلي
 

خاطرات یک جانباز جنگ تحمیلی

يكي از جانبازان جنگ تحميلي، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم بستري شده بود.

 

از قضا چند روزي بعد از بستري شدن اين جانباز جنگ تحميلي متوجه مي شود خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش مالديني است. اين جانباز ابتدا تصور مي كند تشابه اسمي است، اما در نهايت نمي تواند جلوي كنجكاوي اش را بگيرد و از خانم پرستار مي پرسد: آيا با پائولو مالديني ستاره شهر تيم آ.ث. ميلان نسبتي داري؟ و خانم پرستار در پاسخ مي گويد: پائولو برادر من است! جانباز ايراني در حالي كه بسيار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي به يادگار بياورد و خانم پرستار هم قول مي دهد تا برايش تهيه كند، اما جالب ترين بخش داستان صبح روز بعد اتفاق مي افتد. هنگامي كه جانباز هموطن ما از خواب بيدار مي شود، كنار تخت بيمارستان خود پائولو مالديني بزرگ را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدن او نشسته است و ... باقي اش را ديگر حدس بزنيد!


 

 

راستي هيچ مي دانيد پائولو مالديني اسطوره ميلان از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا، به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدود ششصد كيلومتر دارد رفت، تا از يك جانباز جنگي ايراني را كه خواستار عكس يادگاري اوست، عيادت كند؟ آيا فوتباليست ايراني را سراغ داريد كه چنين مسافتي را براي به دست آوردن دل يك جانباز، معلول، بچه يتيم، بيمار و ... بپيمايد؟

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي
 

در تصویر اول سایه های روی سد چه هستند؟ !

ایه های روی سد چه هستند؟ !

تصاویر زیباترین پل های دنیا

.

.

.

 

بز کوهی هستند؟

تصاویر زیباترین پل های دنیا


ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي
 

 جمله زیبا برای لحظه ای فکرکردن

 


 

با تشکر ازمطالب خوب وزیبای مستمرآقای مهندس کاظمی
ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي

سخنی از شکسپیر


Shakespeare said :

 

I always feel happy, You know why? Because I don't expect anything from anyone, Expectations always hurt.. Life is short.. So love your life.. Be happy.. And Keep smiling.. Just Live for yourself and


Before you speak »Listen
Before you write »Think
Before you spend »Earn
Before you pray »Forgive  
Before you hurt »Feel
Before you hate »Love
Before you quit »Try
Before you die »Live


That's Life...Feel it, Live it & Enjoy it.

با تشکر از دوست بزرگوار آقای وقاری

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي

 

  یادمان باشد که .............

 

 

یادمان باشد که ...

لحظه‌هاست که آدمی را هیچ و پوچ می‌کند.

لحظه‌هاست که انسان را فرسوده و خسته از زندگانی می‌کند.

لحظه‌هاست که عمر ما را به پایان می‌رسانند.

و لحظه‌هاست که انسان را فریب می‌دهند.

بیایید از پس لحظه‌ها بگریزیم.

به امید لحظه بعدی زندگی نکنیم.

این‌گونه بیندیشیم که انگار لحظه بعدی راه ما نیست.

و از همین لحظه لذت ببریم... نه به امید لحظه بعدی...

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي

 


سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون

مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا


هیچ وقت از ریسک کردن نهراسیم، چرا که به ما این فرصت  را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم.

 

فرض کنید  زندگی همچون یک بازی است .
قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند
. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،
اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند
.

او در ادامه میگوید :


آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح  خودتان


و توپ لاستیکی همان کارتان است.

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي

قورباغه و کرم

انجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند.

آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند...

...و عاشق هم شدند.

 

کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد،

و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم..

بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»

کرم گفت:« من هم عاشق سرتا پای تو هستم.قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی..»

بچه قورباغه گفت :«قول می دهم.»

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل هوا که تغییر می کند.

دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.

کرم گفت:«تو زیر قولت زدی»

بچه قورباغه التماس کرد:« من را ببخش دست خودم نبود...من این پا ها را نمی خواهم...

...من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت:« من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم.

قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.»

بچه قورباغه گفت قول می دهم.

ولی مثل عوض شدن فصل ها،

دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود.

کرم گریه کرد :«این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی.»

بچه قورباغه التماس کرد:«من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم...

من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت:« و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را...

این دفعه ی آخر است که می بخشمت.»

  ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل دنیا که تغییر می کند.

دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

او دم نداشت.

  کرم گفت:«تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.»

 بچه قورباغه گفت:« ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.»

  «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.»

 کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد.

  یک شب گرم و مهتابی،

کرم از خواب بیدار شد..

آسمان عوض شده بود،

درخت ها عوض شده بودند

همه چیز عوض شده بود...

اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود.با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش.

 بال هایش را خشک کرد.

بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.

آنجا که درخت بید به آب می رسد،

یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود.

 پروانه گفت:«بخشید شما مرواریدٍ...»

  ولی قبل ازینکه بتواند بگوید :«...سیاه و درخشانم را ندیدید؟»

قورباغه جهید بالا و او را بلعید ،

و درسته قورتش داد.

     و حالا قورباغه آنجا منتظر است...

...با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند....

...نمی داند که کجا رفته.

 

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

 

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ توسط احمد عاقلي

 

زیباترین طلوع خورشید در زمین

 

مردم فنلاند صبح دیروز شاهد یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های زندگی خود بودند. طلوع آفتاب در برابر ابرهای زمستانی افق شرقی و بازی نور با بلورهای یخ، 13 اثر اپتیکی متفاوت را در اطراف خورشید پدید آورد.
ابرهایی که صبح دیروز برفراز فنلاند تشکیل شده بود، حاوی بلورهای شش‌ضلعی بلندی از یخ (شبیه به مدادی بلند) بودند که در جهت‌های مختلفی پراکنده شده بودند. زاویه تابش خورشید نسبت به این بلورها طوری بود که از بعضی از آنها بازتاب می‌شد و در بعضی دیگر دچار شکست یا پراش شده و تجزیه می‌شد.
بدین‌ترتیب، 13 تجمع مختلف از پرتوهای خورشید (چه طیف رنگین‌کمانی و چه تمرکز نور) ایجاد شده که در فاصله‌های مختلف از خورشید قرار گرفته‌اند. برای تشکیل چنین پدیده‌ای، دما و رطوبت هوا باید مقدار خاصی باشد تا این بلورهای شش‌ضلعی شکل بگیرند.
چنین شرایطی در مناطق قطبی فراوان‌تر از دیگر نقاط زمین اتفاق می‌افتد؛ اما حتی در عرض‌های میانی مانند کشور خودمان هم می‌توان چنین منظره‌هایی را (البته نه به این شلوغی) مشاهده کرد. کافی است در روزهای ابری نگاهی به دور و بر خورشید و حتی ماه بیاندازید تا این چشم‌اندازهای زیبا را از دست ندهید.
شایان ذکر است که به دلیل ارتفاع بسیار پایین خورشید، این بازی‌های اپتیکی به‌صورت نصفه به نمایش درآمده‌اند و اگر ارتفاع خورشید به‌اندازه کافی بالا باشد، این کمان‌ها به‌شکل حلقه‌ای کامل در اطراف خورشید دیده خواهند شد.

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۳ توسط احمد عاقلي

 

بزرگ ترین کشتی دنیا

 

http://up.warningtm.info/images/789_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/417_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/483_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/529_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/569_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/381_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/391_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/173_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/502_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/261_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/679_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/407_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/193_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/548_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/484_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/372_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/183_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/692_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

http://up.warningtm.info/images/171_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

 

http://up.warningtm.info/images/225_Bozorgtarin_kashtie_du.jpg

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۳ توسط احمد عاقلي
 

چند داستان کوتاه جالب و عبرت آموز

 

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!

 


یکی از بستگان خدا


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد...

-آهای، آقا پسر!پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟

-نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
-آهان، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 

اشتباه فرشتگان


درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود.  پس از اندك زماني دادِ شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!
-از روزي كه اين آدم به جهنم آمده، مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است.
سخن درويش اين چنين بود:

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي، شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******
 

نخستين درس مهم - زن نظافتچى

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سؤال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سؤال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سؤال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

دومين درس مهم - کمک در زير باران
 

يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد؛ بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آنجا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.
 

زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:
«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هايم، که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آنکه شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم.»

ارادتمند؛ خانم ....


 

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

سومين درس مهم - هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد


 

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 

پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ 

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اينکه تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت: ٣٥ سنت

پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت: براى من يک بستنى بياوريد.


خدمتکار يک بستنى آورد و صورتحساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت...

پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت.

هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود!
 

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد، امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!

   

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

چهارمين درس مهم - مانعى در مسير


 

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

هر مانعى = فرصتی


******* ******* ******* ******* ******* ******* *******

******* ******* ******* ******* *******

******* ******* *******

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۳ توسط احمد عاقلي

 

زمان برداشت یارانه ها از حساب بانکی

اجازه زمان برداشت یارانه ها از حساب بانکی

.

یک مقام آگاه در وزارت امور اقتصادی و دارایی گفت: پیش بینی ها برای اجازه برداشت مردم از حسابهای یارانه در فاصله زمانی بین دهم تا بیستم هر ماه است…



با تاکید بر اینکه هنوز هیچ مجوزی برای برداشت از یارانه‌ها صادر نشده است، اظهار داشت: بررسی اوج مراجعات به بانکها حکایت از این مسأله دارد که این اوج مراجعه مربوط به بیستم تا پنجم هر ماه است.

وی افزود: بررسی این ترافیک زمانی، سبب شده تا زمانی در اواسط ماه همچون ۱۰ تا ۲۰ هر ماه برای برداشت از حسابهای یارانه در نظر گرفته شود تا ضمن جلوگیری از افزایش تراکم کاری در انتها و ابتدای هر ماه، امکان خدمات رسانی مطلوب تر از طریق شعب و سیستمهای خودپرداز فراهم شود.

این مقام آگاه با بیان اینکه مبالغ یارانه در نوبت اول به صورت علی الحساب خواهد بود گفت: یارانه اختصاص یافته مربوط به دو ماه است.



ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ توسط احمد عاقلي
 

عكس ها از باران و شبنم و بهار  www.taknaz.ir

عكس ها از باران و شبنم و بهار  www.taknaz.ir

عكس ها از باران و شبنم و بهار  www.taknaz.ir

عكس ها از باران و شبنم و بهار  www.taknaz.ir

عكس ها از باران و شبنم و بهار  www.taknaz.ir

با تشکر از خانم حاجی شیخ زاده                                                                                     

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ توسط احمد عاقلي

 

ميخ هايي بر روي ديوار

 

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت. پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.

روز اول، پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد. طي چند هفته ي بعد، همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسانتر از كوبيدن ميخ ها بر ديوار است...

به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر روز كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند، يكي از ميخ ها را از ديوار بيرون آورد.

روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخ ها را از ديوار بيرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت: «پسرم! تو كار خوبي انجام دادي. اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن. ديوار ديگر هرگز مثل گذشته اش نمي شود. وقتي تو در هنگام عصبانيت،حرف هايي مي زني، آن حرف ها هم چنين آثاري به جاي ميگذارد. تو مي تواني چاقويي در دل انسان فرو كني و آن را بيرون آوري اما هزاران بار عذرخواهي هم فايده ندارد؛ آن زخم سر جايش است. زخم زبان هم به اندازه ي زخم چاقو دردناك است. »

 با تشکر از خانم شكوفه خواجه نصيري -موسسه آموزش عالی دانشوران تبريز

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ توسط احمد عاقلي

 

زنگ استراحت

 

اگه میخواهید شیشه مانیتورتون در عرض چند ثانیه تمیز بشه
اینجا رو کلیک کنید !!!...

حتما امتحان کنید و كمي هم شكيبا باشيد 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ توسط احمد عاقلي


جدی بگیرید

Answer the phone by LEFT ear


برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن

Do not drink coffee TWICE a day


روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.

 

Do not take pills with COOL water


قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.

Do not have HUGE meals after 5pm


بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذا
ی چرب خوداری کنید.

Reduce the amount of TEA you consume

مصرف چای روزانه را کم کنید

Reduce the amount of OILY food you consume

از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید

Drink more WATER in the morning, less at night

در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.

Keep your distance from hand phone CHARGERS

از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید.

Do not use headphones/earphone for LONG period of time


از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.

Best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning


بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است

Do not lie down immediately after taking medicine before sleeping


بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.

When battery is down to the LAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times


زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

 

 

Forward this to those whom you CARE about

لطفا" اين نامه را به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد

با تشکر از آقای دکتر طموسا- استاد دانشگاه
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ توسط احمد عاقلي
 

زندگی.....

 

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد.
فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید
کارهای ساده‌ای انجام دهید.
در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن
زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود
در این سال لذت ببرید
.

 

سلامتی:

 

      1- آب فراوان بنوشید.
      2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یکشاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
      3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

      4- بااین 3 تا
E زندگی کنید: Energy(انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)،
      
Empathy
(دلسوزی و همدلی).
      5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
      6- بیشتر بازی کنید.
      7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
      8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
      9- 7 ساعت بخوابید.
      10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

شخصیت:

 

      11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید:شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
      12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
      13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
      14- خیلی خود را جدی نگیرید.
      15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
      16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
      17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
      18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید.
      این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
      19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.
      نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

      20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
      21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
      22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید.
      مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر می‌باشند.
      23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
      24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید.زمانی هم مخالفت وجود دارد.

 

جامعه:

 

        25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
      26- هر روز یک چیز خوب به دیگرانببخشید.
      27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزیببخشید.
      28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سالبگذرانید.
      29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
      30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
      31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما،
       به شما مدد می‌رسانند پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

 

      32- کارهای مثبت انجام دهید..
      33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشیدوری بجویید.
      34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
      35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
      36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید،
      لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید..
      37- حتی بهترین هم می‌آید.
      38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید،باید از خداوند تشکر کنید.
      39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

با تشکر از مهندس کاظمی

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۹ توسط احمد عاقلي
 

تحولی شگرف و حیرت آور در دنیای IT

استفاده ازفناوری هولوگرافیک توسط ژاپنی ها در جام جهانی۲۰۲۲

 

باور کردن این تصمیم ژاپنی ها کمی مشکل است. آنها تصمیم دارند که جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ را به صورت هولوگرافیک در استادیوم های دیگر کشورها نشان دهند. آنها برای عملی کردن این کار ۶ میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته اند و قرار است که هر بازی در استادیوم با ۲۰۰ دوربین فیلم برداری HD ضبط شود. سپس این تصاویر به صورت همزمان به ۴۰۰ ورزشگاه در دیگر نقاط جهان فرستاده می شود. حالا شما می توانید در یک استادیوم در کشور خودتان بنشینید و فینال جام جهانی را در ورزشگاه مقابل خودتان ببینید. چرا که فناوری هولوگرافیک مانند چیزی است که در فیلم های جنگ ستارگان دیده اید. شما بازیکنان را در وسط زمین فوتبال مقابل تان می بینید.

در این پروژه حتی میکروفن هایی هم در سراسر زمین فوتبال نصب خواهد شد تا صداهای بازیکنان، شوت زدن و ... را به بقیه استادیوم ها منتقل کند. آقای کیو مدیر اجرایی این پروژه می گوید که شما ممکن است فناوری لازم برای اجرای این پروژه را مانند رویا ببینید. اما خواهید دید که طی ۱۲ سال آینده چقدر تکنولوژی تغییر خواهد کرد و ما تصور می کنیم که تا سال ۲۰۱۶ فناوری های لازم برای این کار را در اختیار داشته باشیم.

به گفته ژاپنی ها اجرایی شدن این طرح سبب می شود که تماشاگران مسابقات جام جهانی فوتبال در استادیوم ها ده ها برابر شود و این بخشی از برنامه آنها برای به دست آوردن میزبانی این مسابقات برای سال ۲۰۲۲ است. البته این طرح آنقدر جالب به نظر می رسد که باعث می شود هر کسی از میزبانی ژاپن در صورت موفقیت این طرح پشتیبانی کند چرا که در این صورت می توانیم مسابقات بزرگ فوتبال دنیا را در استادیوم های شهر خودمان ببینیم.

 با تشکر از مهندس اللهیاری                                                                                                

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ توسط احمد عاقلي
 

فوق العاده زيباست  
     
                                           
              حتي اگر تكراري باشد  
           
          به دوباره و چندين باره خواندش مي‌ارزد        
                                                                            
 
كلامي از شيخ بهايي:
 
همه روز روزه رفتن،‌ همه شب نماز كردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن
 
ز مدينه تا به مكه، به برهنه پاي رفتن
دو لب از براي لبيك به وظيفه باز كردن
 
به معابد و مساجد، همه اعتكاف جستن
ز مناهي و ملاهي، همه احتراز كردن
 
شب جمعه ها نخفتن، به خداي راز گفتن
ز وجود بي نيازش، طلب نياز كردن
 
به خدا قسم كه آن را، ثمر آن قدر نباشد
كه به روي نااميدي، در بسته باز كردن
 
 
با تشکر از استاد حاجی خیاط                                                                                       
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ توسط احمد عاقلي

قدرت و صلابت یك مرد

The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders
It is seen in the width of his arms that encircle you
قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست
بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه

The strength of a man isn't in the deep tone of his voice
It is in the gentle words he whispers
قدرت و صلابت یه مرد این نیست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
بلکه در اینه که چه جملات ملایمی رو میتونه تو گوشات زمزمه کنه


The strength of a man isn't how many buddies he has
It is how good a buddy he is with his kids
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا رفیق داره
بلکه در این هست که چقدر با فرزندان خودش رفیق هست


The strength of a man isn't in how respected he is at work
It is in how respected he is at home
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه قدر در محیط کار قابل احترام هست
بلکه در این هست که چقدر در منزل مورد احترام هست


The strength of a man isn't in how hard he hits
It is in how tender he touches
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چقدر دست بزن داره
بلکه به این هست که چه دست نوازشگری میتونه داشته باشه


The strength of a man isn't how many women he's Loved by
It is in can he be true to one woman
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا زن عاشقشن
بلکه به این هست تنها عشق واقعی یه زن باشه


The strength of a man isn't in the weight he can lift
It is in the burdens he can understand and overcome
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه وزنه سنگینی رو میتونه بلند کنه
بلکه بستگی به مسائل و مشکلاتی داره که از پس حل اونا بر بیاد
 

Beauty of a Woman
زیبایی یك زن

The beauty of a woman Is not in the clothes she wears... The figure she carries
Or the way she combs her hair
زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده... ژستی که گرفته
و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست


The beauty of a woman must be seen from her eyes
Because that is the doorway to her heart, The place where love resides
زیبایی یه زن باید از چشماش دیده بشه
به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه


The beauty of a woman Is not in a facial mole
But true beauty in a woman is reflected in her soul
زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست
بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره


It is the caring that she lovingly gives
The passion that she shows
The beauty of a woman
With passing years-only grows
محبت و توجهی که عاشقانه ابراز میکنه
هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز میده
زیبایی یک زن هست
چیزی که با گذشت سالیان متمادی افزایش پیدا میکنه

 

 با تشکر از آقای مهندس کاظمی                                                                                                                               

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ توسط احمد عاقلي
 

حقه هاي عجيبي که آدم به بدنش ميتونه بزنه؟!!!

 

مي دانيم که درد جسماني علامت و نشانه ايجاد مشکل و ناهنجاري در بدن است و عوامل مختلفي باعث درد و ناراحتي جسماني مي شوند. بعضي از اين عوامل موقتي و برخي نيز طولاني مدت و نيازمند دارو و درمان هستند.
در اينجا ما ترفند هايي را بيان مي کنيم که شما با دانستن و بکار بستن آنها، بعضي از درد ها را مي توانيد موقتا کاهش بدهيد.


خارش گلو
وقتي کودک بوديد، قلقلک دادن زير بغل شما يک سرگرمي جالب بود. حالا در بزرگسالان هم مي توان از اين ترفند براي رهايي از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتي که سلول هاي عصبي گوش تحريک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتيجه شما را از شر خارش گلو راحت مي کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو مي گردد!



صداهاي فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوايي را تجربه کنيد
اگر در محلي شلوغ و پر سر و صدا هستيد، بطرف راست خم شويد و سعي کنيد با گوش راست بشنويد! گوش راست براي شنيدن حرفهاي تند و سريع مناسب تر است. گوش چپ براي تميز و تشخيص دادن تن هاي موسيقي، قوي تر است.



بر درد آمپول غلبه کنيد
به راحتي با سرفه کردن در حين تزريقات، مي توانيد درد آمپول را کاهش دهيد. سرفه کردن در اصل يک ترفندي است که باعث افزايش سريع و موقتي فشار در قفسه سينه شده و مسيرهاي عصبي درد را مسدود مي کند.



از شر جرم هاي بيني راحت شويد
فين کردن شديد را فراموش کنيد. در اينجا يک ترفند بسيار سريع و آسان براي راحت شدن از جرم ها وجود دارد: بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه بزنيد، سپس با يک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهيد. اين کار باعث مي شود که تيغه بيني، عقب و جلو رفته و پس از ۲۰ ثانيه، جرم هاي متراکم شده و آماده تخليه مي شوند!



از شر رفلاکس مري راحت شويد
کساني که دچار رفلاکس مري هستند، اگر به پهلوي چپ بخوابند، کمتر به اين مشکل دچار مي شوند! مري و معده تحت يک زاويه اي بهم وصل هستند، وقتي به پهلوي راست بخوابيد، سطح معده بالاتر از مري قرار مي گيرد، در نتيجه غذا و اسيد به مري بر مي گردد.



درد دندان، آخ نگو
با يک تکه يخ، قسمت v شکل بين انگشتان اشاره و شست را بماليد، بسادگي درد دندان را کاهش مي دهيد.



نوک انگشت تان را سوزانده ايد؟
اگر در اثر تماس ناگهاني با اجاق گاز يا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده ايد، به سرعت قسمت آسيب ديده را تميز کنيد و با يک تکه يخ ماساژ بدهيد. اگر يخ نبود، از آب سرد نيز مي توانيد استفاده کنيد.



سرتان گيج مي رود و به دوران افتاده است
کافي است فقط يک دست تان را روي يک نقطه ثابت قرار دهيد، بسرعت دوران سرتان خوب مي شود. قسمتي از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل يک مايع شناور مي باشد، هر گاه اين مايع جابه جا بشود، تعادل شما بهم مي خورد، بکمک يک مرجع ثابت بيروني، مغز سريع تعادل خود را به دست مي آورد.



درد پهلو
گاهي به هنگام دويدن، پهلوي آدم درد مي گيرد. اين بخاطر آن است که بازدم شما با وقتي که پاي راست شما به زمين مي خورد، همزمان است. در نتيجه به ديافراگم شما فشار وارد مي شود، براي رهايي از اين درد کافي است، بازدم خود را با وقتي که پاي چپ شما به زمين مي خورد، همزمان کنيد.



جلوي خونريزي را با يک انگشت بگيريد
گرفتن بيني و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگيري از خونريزي بيني است، اما شما اگر مقداري پنبه را درست زير گردي لب بالايي، روي لثه بگذاريد و با يک انگشت آن را فشار دهيد، خونريزي قطع مي شود.



از تپش قلب در هنگام عصبانيت جلوگيري کنيد
به انگشت شست خود، فوت کنيد! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل مي کند، بکمک نفس کشيدن، آرام مي گيرد.



مغز خود را گرم نگه داريد
بسيار چيز هاي کم اهميتي هستند که مغز را سرد و فلج مي سازند. در اين حالت، زبان خود را به سقف دهانتان فشار دهيد، بطوريکه بيشترين مقدار از سقف را بپوشاند، در اين صورت سر درد بر طرف مي شود! اين سردرد مي تواند ناشي از يک بستني يخي باشد.



از نزديک بيني پيشگيري کنيد
نزديک بيني به ندرت ريشه ژنتيکي دارد، بلکه بيشتر از خيره شدن چشم به يک نقطه در فاصله کم ناشي مي شود. بنابراين بهتر است که هر از چندي، چشم هاي خود را ببنديد، به بدنتان کش و قوسي بدهيد، و نفس عميقي بکشيد و پس از چند ثانيه به آرامي نفس تان را رها کنيد، اين کار باعث استراحت عضلات غير ارادي هم مي شوند. در نتيجه چشم ها هم استراحت مي کنند.



خواب رفتگي
اگر دست شما موقع رانندگي يا نشستن، در اثر يک وضعيت نادرست بخواب رفته باشد، به آرامي حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از يک دقيقه مي تواند اين مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزني شدن دست راحت شويد.



زير آب نفس بکشيد
وقتي در زير آب هستيد، اين نبود اکسيژن نيست که شما را بي چاره مي کند، بلکه دي اکسيد کربن است که باعث اسيدي شدن خون و استيصال مي گردد. بنابراين کافي است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سريع بکشيد تا ميزان اسيدي بودن خون پايين بيايد. با اين ترفند مغز شما مي پندارد که اکسيژن بيشتري در اختيار دارد! به اين ترتيب ده ثانيه زمان مي خريد.



خوب حفظ کنيد
هميشه سعي کنيد کار هاي خود را قبل از خواب، پيش خود مرور کنيد و يا درباره مسئله اي که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنيد، در اين صورت وقتي بيدار مي شويد، حافظه شما بهتر و سريعتر به شما کمک خواهد کرد. هر چيزي را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنيد، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط مي شود.

با تشکر از آقای دکتر طموسا
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ توسط احمد عاقلي
 

چند خبر از هدفمند کردن یارانه ها

 

حذف تدريجي سهميه‌بندي بنزين با اجراي هدفمندي يارانه‌ها
 
 
فارس: عضو كميسيون صنايع مجلس گفت: سهميه‌بندي بنزين با اجرايي شدن قانون هدفمند كردن يارانه‌ها به تدريج كاهش مي‌يابد و احتمالاً تا پايان برنامه پنجم به صفر مي‌رسد.
حميدرضا فولادگر چهارشنبه شب در جمع دانشجويان اصفهان با بيان اينكه طرح تحول اقتصادي پس از چانه‌زني‌هاي بسيار در نهايت در دولت نهم مطرح و در مجلس هشتم و همزمان با آغاز به كار دولت دهم به تصويب رسيد، افزود: در اين قانون هفت محور اساسي براي تحول وضعيت اقتصادي كشور درنظر گرفته شده است.
وي ادامه داد: اصلاح نظام بهره‌وري، مالياتي، اصلاح نظام بانكي، نظام توزيع، گمرك، تقويت پايه پولي كشور و در نهايت هدفمند كردن يارانه‌ها هفت محور اساسي اين طرح به شمار مي‌رود كه در حال حاضر تنها اصلاح نظام توزيع يارانه‌ها در دستور كار قرار گرفته است.
رئيس كميسيون اصل 44 قانون اساسي مجلس با بيان اينكه سياست‌هاي كلي نظام كه از سوي رهبر معظم انقلاب در سند چشم‌انداز در سال 1384 ابلاغ شد بايد به عنوان يك قانون بالا دستي در اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها قرار داده شود، گفت: اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها حاصل كار نيروهاي مختلف و سليقه‌ جمعي مسئولان كشور بود
 
  
آب گران مي‌شود
 
معاون وزير نيرو با تاكيد بر اين كه قيمت آب امسال قطعا افزايش خواهد يافت، اين افزايش قيمت را تدريجي و زمان آن را با اندكي تاخير نسبت به ديگر حامل‌هاي انرژي اعلام كرد.
به گزارش ايسنا، محمدرضا عطارزاده امروز در نشستي با تاكيد بر اين‌كه بسته پيشنهادي قيمت آب به كارگروه تخصصي تحويل داده شده است، افزود: تا دو هفته آينده بررسي‌ها به پايان مي‌رسد و با تصويب اين كارگروه، تكليف قيمت آب مشخص خواهد شد.
* * تاخير در افزايش قيمت آب ضرر سنگيني به كشور وارد مي‌كند
وي با اشاره به اين‌كه برنامه‌ريزي به اين صورت است كه افزايش قيمت آب به صورت پلكاني و طي پنج‌سال نهايي شود، افزود: تلاش مي‌كنيم كه قيمت آب نيز در زمان اجراي قانون هدفمندسازي يارانه‌ها همزمان با ديگر حامل‌هاي انرژي افزايش يابد، ولي ممكمن است اين افزايش قيمت آب با كمي تاخير نسبت به ديگر حامل‌هاي انرژي افزايش يابد.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا پيشتر اعلام شده بود قيمت آب امسال افزايش نخواهد يافت؟ تصريح كرد: براساس قانون و جلسات مختلفي كه با رييس جمهور داشتيم و هماهنگي‌هايي كه انجام شده است، قيمت آب امسال افزايش خواهد يافت، چراكه تاخير در اجراي هدفمندي يارانه‌ها در حوزه آب ضرر سنگيني به كشور وارد مي‌كند.
 
قیمت جدید برق لو رفت
 
کارگروه طرح تحول اقتصادی قیمت برق برای هر کیلووات ساعت در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را 430 ریال تعیین کرد.

به گزارش مهر، بعد از آنکه روز گذشته مسئولان وزارت نیرو از افزایش 4 هزار تومانی قیمت برق در هر ماه برای 70 درصد از مشترکان کشور خبر دادند، مهر کسب اطلاع کرد که قیمت برق به ازای هر کیلووات ساعت برای مشترکان، حدود 430 ریال تعیین شده که البته این رقم، با احتساب قیمت سوخت نهایی شده است.

البته گفته می شود از این رقم حدود 30 تومان به وزارت نیرو و حدود 13 تومان به صندوق هدفمندی یارانه ها واریز شود.

بعد از اعلام رقم افزایش، شاید با یک محاسبه سرانگشتی هم به راحتی بتوان قیمت هر کیلووات ساعت برق را محاسبه کرد؛ چراکه بنا بر اعلام وزارت نیرو، قرار بر این است که قیمت برق 70 درصد از مشترکان شبکه برق کشور که الگو را رعایت می کنند، حدود 4 هزار تومان افزایش یابد.

بنابراین اگر الگوی مصرف در نیمه دوم سال که 200 کیلووات ساعت در هر ماه است را ملاک محاسبه قرار دهیم، مشخص می شود که افزایش قیمت هر کیلووات ساعت برق در فرمول جدید، حدود 200 ریال است، بدین ترتیب هم اکنون که قیمت یارانه ای برق 162 ریال به ازای هر کیلووات ساعت است، بنابراین بدون احتساب افزایش قیمت سوخت نیروگاهها، می توان قیمت را 362 ریال محاسبه کرد.

بر این اساس، قبض برق مشترکانی که زیر الگو مصرف دارند و قبل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها حدود 3240 تومان محاسبه می شد، بعد از اجرای این قانون به حدود 7240 تومان افزایش می یابد، البته باید به این ارقام، هزینه های جانبی قبوض که شامل آبونمان و غیره است را نیز اضافه کرد.

بنا به گفته مسئولان وزارت نیرو، اگر مشترکان شبکه برق کشور بتوانند تنها 10 تا 15 درصد از مصارف خود را کاهش دهند، مشمول تخفیف بیشتری خواهند شد و افزایش قیمت برق آنها به زیر 3 هزار تومان هم می رسد؛ این درحالی است که صورتحسابهای جدید هر چند به صورت تبعیضی- پلکانی محاسبه می شود؛اما هر چه صرفه جویی بیشتری در مصرف انجام شود، نرخ میانگین صورتحساب کاهش خواهد یافت.

البته مشترکان به راحتی می توانند این کاهش 10 تا 15 درصدی را در مصارف خود بدون اینکه خللی در رفاه آنها ایجاد شود، انجام دهند؛ چراکه قرار بر این است که با نصب کنتورهای هوشمند و سه تعرفه ای در منازل، قیمت برق به صورت ثابت برای تمامی مقاطع شبانه روز محاسبه نشود، بلکه قیمت در ساعات کم باری در پایین ترین حد خود، در ساعات میان باری متوسط و در ساعات اوج بار در بالاترین در حد محاسبه شود، بنابراین اگر خانوارها استفاده از تجهیزات برقی خود از جمله اطو، لوازم الکتریکی غیرضرور را به ساعات غیر از پیک منتقل کنند، به طور قطع هزینه کمتری را هم بابت برق خواهند پرداخت.

براساس اعلام وزارت نیرو ساعات کم باری از 11 تا 6 صبح، ساعات میان باری از 6 صبح تا 6 عصر و ساعات اوج بار در زمستان از 6 عصر تا 11 شب است. بنابر این اگر مشترکان شبکه برق کشور تنها یک ساعت را از مصارف اوج بار کم کرده و به ساعات میان باری یا کم باری انتقال دهند، منفعت بسیاری در پرداخت قیمت برق خواهند برد.

به هرحال، مجید نامجو وزیر نیرو هم گفته است: افزایش قیمت برق کمتر از حد انتظار بسیاری از مردم خواهد بود.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ توسط احمد عاقلي
 

دلیل آرایش های عجیب و غلیظ دختران چیست؟
 
به گزارش آخرین نیوز، جهان نوشت: حسین‌شاهی مدرس دانشگاه در مورد علت گرایش بیش از حد زنان به لوازم آرایش گفت: سیرت و ‌اخلاق خوب و مورد تأیید اسلام در خانواده‌ها کمتر مورد توجه قرار دارد؛ این امر خود به خود موجب می‌شود تا زیبایی‌های ظاهری در درجه اول اهمیت قرار گیرد در نتیجه فرزندان مخصوصاً دختران در سنین جوانی به دلیل اینکه علاقه دارند تا مورد توجه قرار گیرند، تلاش می‌کنند از طریق آرایش خود را نزد دیگران محبوب نشان دهند.
این مدرس دانشگاه از دیگر عوامل گرایش زنان و دختران به آرایش را تبلیغات زیاد رسانه‌ها و مطبوعات در این زمینه دانست و افزود: رسانه‌ها به خصوص رسانه‌های غربی با معرفی لوازم آرایشی در تبلیغات خود، این نکته را به زنان تلقین مِی‌کنند که با استفاده از این لوازم زیباتر به نظر می‌رسند؛ به همین دلیل افرادی که بیشتر به زیبایی ظاهری توجه دارند فریب این تبلیغات را می‌خوردند.
کارشناسان معتقدند استفاده زیاد از لوازم آرایش نشانه دو ناهنجاری خودنمایشی و بدشکل‌پنداری است. در این نوع ناهنجاری، فرد با پوشیدن لباس‌های عجیب و استفاده غیر‌طبیعی از لوازم آرایش تلاش می‌کند تا توجه دیگران و بویژه جنس مخالف را به خود جلب کند؛ چنین افرادی باید تحت مشاوره و رفتاردرمانی قرار بگیرند.
ناهنجاری بدشکل‌پنداری، دومین نوع ناهنجاری روانی است؛ این ناهنجاری برای زنان و دخترانی مطرح می‌شود که آرایش غلیظ دارند؛ این افراد تصور می‌کنند زشت‌تر از دیگران هستند و در این مقایسه غیر منطقی برای نجات خود از آرایش‌های غلیظ و خارج از اندازه استفاده می‌کنند.
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ توسط احمد عاقلي
 

            چارلی چاپلین : آموخته ام که ...

 

 آموخته ام که: بیایم برای یکبار هم که شده این جملاتو توی زندگیمون به کار ببریم و فقط نخونیم


آموخته ام که :با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

با تشکر از خانم فریدثانی

ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ توسط احمد عاقلي
 

نسل جدید لاستیک ها
 

نسل جدید لاستیک های بدون هوا و شفاف توسط شرکت میشلین امریکا

ساخته شده و در نمایشگاه اتومبیل فیلادلفیا به نمایش درآمد.
 

 

ارتباط بین بخش خارجی (محیطی) تایر با مرکز آن توسط اسپوک هایی که در شکل می بینید تامین شده است.


در تصویر بعدی یک اتومبیل در حال حرکت نمایش داده شده است:
...

 

فکر می کنید سواری با این اتومبیل چه احساسی خواهد داشت؟
...

 

 

این تایرهای بدون هوا به زودی وارد بازار خواهند شد. خبر بد برای پلیس آن است که میخ هایی برای متوقف کردن اتومبیل مجرمان در سطح جاده پهن می شوند روی این لاستیک ها بی اثر هستند.

به تاثیر این طراحی روی تکنولوژی موجود فکر کنید:
به زودی باد کردن چرخ ها و پنچری تایر و جک و لاستیک زاپاس بی معنا خواهد بود.

پس از کمی تحقیق در این باره، مشخص شد که این تایرها واقعا تولید شده اند ولی جدید نبوده و محصول سال 2005 می باشند.


ضمنا شرکت میشلین قصد ندارد به زودی آنها را وارد بازار کند. ضمنا هدف اصلی از تولید این تایرها استفاده در ماشین آلات سنگین راهسازی است. پس تا زمان استفاده از این تایرها در اتومبیل های معمولی حداقل چند سالی فاصله است.

 

با تشکر از  آقای مهندس رضا اللهیاری                                                                                                                     

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي

 

HOW FRIENDSHIP BREAK
 


 
چطور یه دوستی خراب میشه؟

 
Both Friends Will Think The Other Is Busy

 


 
هر دو دوست فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره

 
And Will Not Contact, Thinking It May Be Disturbing

 


 
و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن


 
As Time Passes




 
وقتی زمان گذشت

 
Both Will Think Let The OTher Contact

 


 
هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره

 
?After That each Will Think Why I Should Contact First
 

 


 
بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟


 
Here Your Love Will Be Converted To Hate



 
اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت

 
Finally Without Contact The Memory Becomes Weak

 


 
نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن

 
.They Forget Each Other

 


 
وهمدیگر و فراموش میکنن

 
...So Keep In Touch With All And Pass This TO All Your Friends

 


 
پس تماستون رو با هم حفظ کنید و این داستان رو برایهمه بفرستید

 
.I Don`t Want To One Of This Kind

 


 
نمیخوام شما یکی از این دو نفر باشید

 
So Here I Am sending Mail To Every One

 


 
پس حالا این ایمیل رو برای همه میفرستم


 
To Say

 

 
که بگم


 


 
سلام عزیزم

 
I Am Fine Here

 

 
من خوبم

 
Please keep in touch with me

 


 
لطفا با من در تماس باش
 
با تشکر از مهندس رضا اللهیاری- استاد دانشگاه
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

اگر دوستدار قلبتان هستيد، بلند شويد

طبق مطالعه دانشمندان فنلادي، پياده‌روي تا محل كار يا پدال زدن دوچرخه تا محل كار مي‌تواند به ميزان قابل توجهي به سلامت قلب افراد كمك كند. و اگر كار شما طوري باشد كه مجبور به تحرك بيشتر باشيد چه بهتر حمله قلبي به مدت چند سال از شما دور خواهد بود.

به نوشته خبرگزاري رويترز، نه تنها فعاليت جسماني يك جز بسيار مهم يك زندگي سالم است بلكه يك شغل پرتحرك و پياده‌روي قلبي دانشمندان نشان مي‌داد آثار حمايتي فعاليت جسماني منظم هم در بيماري‌هاي عروق كرونر قلب است و هم از سكته مغزي جلوگيري مي‌كند. محققان فنلاندي با مطالعه روي 60 هزار زن و مرد آنها را به مدت 18 سال تحت پيگيري قرار دارند. كه از اين ميان 3500 هزار نفرشان به نارسايي قلبي مبتلا بودند. جاي تعجب نيست كه فعاليت جسماني به طور قابل‌توجهي خطر حمله قلبي و نارسايي قلب را در ميان زنان و مردان كاهش داد. مرداني كه به طور حداقل 3 بار در هفته ورزش مي‌كردند بسيار بيشتر از مزاياي تحرك بهره‌مند شده بودند و خطر نارسايي قلبي نسبت به مردان بي‌تحركي 47 درصد كاهش داشت. بعد از در نظر گرفتن عواملي چون سن محققان دريافتند مرداني كه شغل پرتحرك دارند مثلا بايد از پله بالا و پايين بروند يا پياده‌روي كنند يا كار ؟ دست انجام مي‌دهند در حدود يك چهارم كمتر در معرض خطر نارسايي قلبي هستند. در زنان اين خطر تا 13 تا 33 درصد كاهش داشت.

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

پنیر را با گردو بخورید

 مصرف لبنیات همراه با خشکبار مانند گردو و بادام باعث می شود تا فسفر موجود در آن به جذب بیشتر کلسیم کمک کند.

مرتضی مشایخ در گفت وگو با فارس افزود: نیاز افراد بزرگسال و افرادی که بیشتر از ۷۰ سال دارند، این است که حداقل ۴ وعده از مواد لبنی در روز استفاده کنند.

وی گفت: بهتر است سالمندان شیر مصرف کنند، زیرا مانع بروز یبوست در این گروه سنی می شود. یک وعده شیر معادل با یک لیوان ماست، ۲ لیوان دوغ و حدود یک قوطی کبریت یا ۴۵ تا ۶۰ گرم پنیر است.

استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی افزود: هر یک وعده لبنیات، ۲۵ درصد پروتئین و ۳۰ درصد از کلسیم مورد نیاز بدن را تامین می کنند بنابراین برای پیشگیری از کاهش میزان جذب لازم است لبنیات بدون هرگونه افزودنی و با فاصله زمانی از وعده غذایی استفاده شود.

وی محصولات تخمیرشده مانند ماست را مفیدتر از شیر دانست و افزود: به دلیل آن که پروتئین موجود در ماست به اسیدهای آمینه کوچک تری تبدیل شده است، راحت تر و سریع تر هضم می شود.

استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مقدار محتوای کلسیم و پروتئین شیر و ماست را یکسان اعلام کرد و افزود: میکروارگانیسم های زنده موجود در ماست مانع از فعالیت باکتری های زنده می شوند و به حفظ سلامت بدن کمک می کنند.

مشایخ اضافه کرد: از سوی دیگر اسیدی بودن ماست باعث می شود تا کلسیم به شکل محلول تبدیل شود و جذب بهتر و کامل تری داشته باشد. پروتئین موجود در ماست نیز بیشتر از شیر قابل جذب است.

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

جنگل و درخت، استرس شما را کم می کند

 

محققان می گویند، سپری کردن لحظاتی در فضای سبز و جنگل ، درخت می تواند سبب آرامش شما شود و استرس و تنش هایتان را کاهش دهد.

محققان در یک کنگره بین المللی که در سئول برگزار شد، ادعا کرده اند که بغل کردن یک درخت به بهبود و تسکین برخی از استرس های انسان کمک می کند؛ چون سرسبزی و طبیعت، اثرات شفابخش شگفت انگیزی روی سلامت جسم و ذهن انسان دارد.

گردش مکرر در جنگل ها و فضاهای سبز، استرس را از بین می برد، خلق وخو را بهبود می بخشد و موجب کاهش خشم و عصبانیت شده و به طور کلی شادمانی و سرخوشی را در انسان افزایش می دهد.

فضای سبز و درختان همچنین اثر مثبتی روی سیستم ایمنی بدن دارد چون برخی از فعالیت های سلول های قاتل طبیعی را دستکاری کرده و در نتیجه سلول های سرطانی را نابود می سازد.

محققان معتقدند که بهبود فرد در محیط های طبیعی در مقایسه با فضاهای شهری بهتر و سریع تر صورت می گیرد و فضاهای سرسبز ،فشارخون، ضربان قلب، تنش های ماهیچه ای و حتی سطح هورمون های استرس زا را کاهش می دهد

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي

 

10 درس طلایی از آلبرت انیشتن !

 

 


1. كنجكاوی را دنبال كنید:
"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق كنجكاوی هستم"
چگونه كنجكاوی خودتان را تحریك می كنید؟
من كنجكاو هستم، مثلا برای پیدا كردن علت اینكه چگونه یك شخص موفق است و شخص دیگری شكست می خورد.
به همین دلیل است كه من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت كرده ام.
شما بیشتر در چه مورد كنجكاو هستید؟
پیگیری كنجكاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


2. پشتكار گرانبها است:
"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشكلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی كه آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای كه شروع كرده اید را به پایان برسانید.
با پشتكار می توانید بهتر به مقصد برسید.

3. تمركز بر حال:
"مردی كه بتواند در حالی كه غذا مي خورد، با ایمنی رانندگی كند، از لذت  غذا خوردن  آنطور كه سزاوار آن هست بهره نمی برد"
پدرم به من می گفت نمی توانی در یك زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید كه در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به كاری كه در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمركز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شكست است.

4. تخیل قدرتمند است:
"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می كنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سكون دربیایند.

5. اشتباه كردن:
"كسی كه هیچ وقت اشتباه نمی كند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه كردن نترسید چون اشتباه شكست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرك تر و سریع تر می كنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب كنید.
قدرتی كه منجر به اشتباه می شود را كشف كنید.
من این را قبل گفته ام، و اكنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی كه مرتكب می شوید را ۳ برابر كنید.

6. زندگی در لحظه:
"من هیچ موقع در مورد آینده فكر نمی كنم، خودش بزودی خواهد آمد"
تنها راه درست آینده شما این است كه در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض كنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است كه شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است كه اهمیت دارد، این تنها زمانی است كه وجود دارد.

7. خلق ارزش:
"سعی نكنید موفق شوید، بلكه سعی كنید با ارزش شوید"
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلكه وقت خود را صرف ایجاد ارزش كنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می كنید.
استعدادها و موهبت هایی كه دارید را كشف كنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده كنید كه برای دیگران مفید باشد.
تلاش كنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد كرد.

8. انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید:
"دیوانگی یعنی انجام كاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن"
شما نمی توانید كاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه كار یكسانی (كارهای روزمره) را انجام دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینكه زندگی تان تغییر كند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افكار و اعمالتان متفاوت كنید، كه متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد كرد.

9. دانش از تجربه می آید:
"اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است"
دانش از تجربه می آید. شما می توانید درباره انجام یك كار بحث كنید، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این كار به شما می دهد.
شما باید این كار را تجربه كنید تا از آن آگاهی پیدا كنید.
تكلیف چیست؟ دنبال كسب تجربه باشید!
وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نكنید. دست بكار شوید و دنبال كسب تجربه باشید.

10. اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی كنید:
"اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر كس دیگر بهتر بازی خواهید كرد"
دو گام هست كه شما باید انجام بدهید:
اولین گام اینكه شما باید قوانین بازی كه می كنید را یاد بگیرید، این یك امر حیاتی است.
گام دوم هم اینكه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید.
اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شماست.

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

«تست خودشناسی » بـه كار فكـر می‌كنیـد یـا بـه تفریـح؟

 

http://up.warningtm.info/images/577_Revolutionary_POSTER_L.jpg

در هزاره سوم و زندگی ماشینی امروز و هزینه‌های بالا، خیلی از شماها برای گذران زندگی، زیاد كار می‌كنید، تا جایی كه حتی ممكن است چند شیفت كار كنید و همین امر باعث می‌شود تا از زندگی عادی خود غافل بمانید و نتوانید آن طور كه شاید و باید به تفریح بپردازید، پرسش ما از شما این است، كه شما بیشتر به كار می‌پردازید یا تفریح؟
یا آنكه حد وسط را دنبال می‌كنید و بین كارتان تعادل برقرار می‌كنید. برای این كه متوجه شویم، شما به كار بیشتر فكر می‌كنید یا تفریح، به این پرسش‌ها، خیلی سریع باید پاسخ بدهید، چون اگر بخوانید، سپس گزینه‌ها را انتخاب كنید، آنگاه است كه از روی احساستان به آنان پاسخ نمی‌دهید و نمی‌توانید ارزیابی درستی از گزینه‌ها داشته باشید.
 
1- پنجشنبه، جمعه پیش را چگونه گذراندید؟
الف – مثل تمام هفته‌ها سركار بودم
ب – همراه خانواده و دوستان استراحت كردیم
ج – استراحت كردم، اما مجبور شدم بخشی از كارم را در خانه انجام دهم.
 
2- آخرین باری كه به مسافرت رفتید. چه زمانی بوده؟
الف – سال گذشته ب – شش ماه قبل ج – هفته گذشته

 
3- بیشتر وقت خود را با چه كسانی می‌گذرانید؟
الف – همكاران ب – دوستان ج – پدر و مادر و همسر

 
4- هنگام مرخصی بیشتر چه كار می‌كنید؟
الف – شماره همراهتان را به همكارتان می‌دهید ب – به فكر برنامه‌های كاریتان هستید
ج – پاسخ مكالمات كاری را نمی‌دهید؟

 
5- كدام یك از موارد زیر بیشتر برای شما اتفاق می‌افتد؟
الف – نگران فردا صبح و قرارهای كاریتان هستید ب – به خاطر ازدحام كاری مسائل دیگر را فراموش می‌كنید ج – تا نیمه‌های شب برای تفریح بیدار می‌مانید!

 
6- چند ساعت در هفته كار می‌كنید؟
الف – 48 ساعت و بیشتر ب- 17 تا 35 ساعت ج – 16 ساعت

 
7- آخرین بار كه برای خودتان خرید انجام داده‌اید؟
الف – آنقدر مشغول بوده‌اید كه همسرتان برایتان خرید انجام داده ب – تلفنی اجناس‌تان را خرید كرده‌اید ج – هنگامی كه با دوستانتان بیرون بوده‌اید، خرید انجام داده‌اید!

 
8- وقتی با دوستان و اقوامتان هستید، بیشتر در چه موردی صحبت می‌كنید؟
الف – مسائل كاری ب – مسائل شخصی ج – درباره تفریح
 
9- اگر پول زیاد در بانك دارید باز هم كار می‌كردید؟
الف – آری ب – شاید ج – خیر
10- اگر صاحبخانه بودید، باز هم دوشیفت كار می‌كردید؟
الف – آری ب – شاید ج – خیر
 
ارزیـابـی تـست

اگر از 10 پرسش بالا، به بیشتر از شش پرسش، گزینه «الف» را انتخاب كرده‌اید، باید اشاره داشت كه فعالیت كاری شما بیش از حدمعمول است و برای شما كار كردن، اهمیت خاصی دارد، شما انرژی زیادی برای كارتان صرف می‌كنید، حتی در زمانی كه به تفریح می‌پردازید، حتما ذهن شما به كار فكر می‌كند، حتی زمانی كه حضور فیزیكی در محل كارتان ندارید، باز هم ذهن شما در محل كارتان قرار دارد؟

 اگر به شش پرسش، گزینه (ب) را پاسخ داده‌اید، به این معنا است كه نگرش حال حاضر شما نسبت به كار و استراحت یك نگرش متعادل است. شما روشی آگاهانه و متعادل درباره كار و تفریح دارید و این مهم یكی از مسائل اساسی برای رسیدن به موفقیت در زندگیتان می‌باشد.

 اگر به شش پرسش، گزینه (ج) را پاسخ داده‌اید، به نظر می‌رسد جزو آن گروه از افرادی باشید كه كار كردن بیهوده و بی‌فایده است. به نظر شما كار كردن بیهوده و بی‌فایده است و زندگی بیش از آن ارزش دارد كه لحظاتش را با كار كردن هدر دهید، مهم این است كه لحظاتی فراموش‌نشدنی داشته باشید. اما یادتان باشد كه كار كردن جوهر انسان است و ما برای داشتن فرداهایی بهتر مجبور هستیم كه فعالیتی هدفمند داشته باشیم كه بی‌شك آرامش و آسایش ما حاصل این فعالیت می‌باشد.
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

عکسهای زیبا و رویایی از طبیعت

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

دلیل دیدن کابوس چیست ؟

 

 

محقق دانشگاه هاروارد معتقد است با کمک فناوریهای جدید امکان مطالعه دقیق بر روی دلایل خواب دیدن و حتی مفاهیم مختلف آن وجود دارد.

در فیلم جدید “کریستوفر نولان” با نام “آغاز” که در دسته فیلمهای تخیلی گروه بندی می شود شخصیتهای فیلم می توانند به رویاهای دیگر افراد وارد شده و در آن تغییراتی ایجاد کنند. شاید امروز دانشمندان واقعی نتوانند چنین کاری انجام دهند اما می توانند با استفاده از فناوریهای جدید تصویربرداری مغزی به راحتی فعالیتهای مغز را مشخص کرده و بگویند که آیا فرد در حال حساب کردن، حرف زدن، خواندن و یا ترسیدن از یک کابوس است.

“دیردرا برت” روانشناس دانشگاه هاروارد می گوید با اینکه فناوریهای تصویربرداری روز به روز در حال دقیق تر شدن هستند اما وی در امکان عملی شدن آنچه در فیلم “آغاز” به نمایش گذاشته می شود تردید دارد.

اما دانشمندان در حال حاضر می توانند با استفاده از فناوریهای برق نگاری مغزی یا EEG، قلب نگاری الکتریکی یا EKG و فناوری حرکت چشم یا REMT طی دوره های مختلف خواب دریابند کدامیک از بخشهای مغز فعال است تا به این شکل امواج مغزی فرد خواب را ضبط کرده و در برخی از مواقع رویای فرد را از طریق این امواج مغزی ترجمه کنند.

نگاهی مخفیانه به رویاهای انسان

در یکی از آزمایشها، محققان داوطلبی که به خواب رفته بود را از طریق کابلهایی به روباتی وصل کردند تا روبات بتواند آنچه فرد در رویا می بیند را بازی کند. در این آزمایش روبات از اطلاعات به دست آمده از حرکات چشم فرد برای یافتن جهتی که باید به آن نگاه کند استفاده می کرد.

به گفته “برت” امواج مغزی را می توان به عمل ترجمه کرد. برای مثال فناوری تصویربرداری مغزی می تواند تعیین کند فرد در خواب کابوس می بیند و یا در حال پرواز کردن است.

ذهن انسان از فرصت خواب برای فعال سازی مجدد خود و حل مشکلات استفاده می کند. “برت” برای اثبات این فرضیه از تعدادی از دانشجویان خواست قبل از به خواب رفتن بر روی مشکلات و مسئله های تکالیف کلاسی خود تمرکز کنند. در پایان این آزمایش نیمی از دانشجویان اعلام کردند خوابی درباره مسئله مورد نظرشان دیده اند و در حدود یک چهارم از آنها نیز پاسخ مسئله خود را در خواب یافته بودند.

به گفته “برت” این نشان می دهد مغز انسان مانند زمانی که در بیداری برای حل مشکلی فعالیت می کند در هنگام خواب دیدن نیز فعالیت خواهد داشت. دانشمندان در حال حاضر فواید خواب مناسب در شب را به اثبات رسانده اند اما فواید روانی رویاها و مفاهیم آنها همچنان ناشناخته باقی مانده اند.

بیشتر رویاها در مرحله REM، دوره ای که با حرکات متوالی چشم همراه است ظاهر می شوند که طی این مرحله بخشهایی از مغز استراحت کرده و عوامل شیمیایی مغز از جمله انتقال دهده های نورونی تجدید نیرو می کنند. با این همه گاه رویاها در دیگر مراحل خواب انسان نیز رخ می دهند. به ویژه در افرادی که به اختلال فشار روانی پس آسیبی و دیگر مشکلات مختل کننده خواب مبتلا باشند.

به گفته “برت” خوابهای عجیب می توانند مهم و تشبیهی باشند. بسیاری از رویاها در صورتی که فرد درباره مفهوم آنها فکر کرده و به ریشه نمادین آن پی ببرد می توانند در زندگی فرد تاثیرگذار باشند.

کابوس دیدن لازم است

به گزارش مهر، در این صورت اگر رویاها شیوه ای طبیعی برای یافتن راه حلی خلاقانه برای مشکلات به شمار می رود، شاید این سئوال پیش آید که هدف از کابوس دیدن چیست؟

“برت” می گوید کابوسها می توانند برای هشیاری ما از وجود خطرهای ممکن به وجود آیند. کابوسهای پس آسیبی که تنها می توانند آسیبی دوباره به فرد وارد کنند، شاید در دوران اجداد و نیاکان انسان مفید بوده اند و در زمان حمله موجودی وحشی یا نزدیک شدن یک خطر، آنها را از خواب بیدار می کرده اند.

اما این زنگ هشدار تکاملی در زندگی امروز چندان کاربردی نیست زیرا کمتر پیش می آید خطرهایی که در زندگی مدرن در کمین انسانها قرار دارد. در فواصل زمانی کوتاه برای قربانیان مشابهی تکرار شود، با این حال برخی از کابوسها می توانند توجه فرد را نسبت به امری نگران کننده و یا موضوعی که برای فرد از اهمیت برخوردار است جلب کرده و واکنش وی را نسبت به آن موضوع تغییر دهد.

همچنین مطالعات “برت” نشان می دهند بسیاری از رویاها مفاهیم پنهانی دارند و پیامهای آن برای راهنمایی فرد در زندگی بیرون از سرزمین رویاها است، همچنین گاه رویاهای عجیب و غریب هیچ مفهومی ندارند

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي

عکسی زیبا از طبیعت وحشی



ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

رعدوبرق در لاس وگاس آمریکا


ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

عاقبت منفی نگری و ناامیدی 

نگذارید مشکلات زندگی شما را ضعیف نماید 

 

همیشه شاد و خنده رو باشید

 

بر خدا توکل کنید و دعا را فراموش نکنید 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

 

تصاویری زیبا از پدیده خورشید گرفتگی که از سوی تلسکوپ ناسا گرفته شده است







ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي

 

بگوییم / نگوییم

 

 

 

کلمات ، فقط ترجمه ندارند ، بار معنایی و روانشناختی هم دارند.

 



بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم.
نگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم.


 
بگوييم : در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود.
نگوييم : گرفتارم.
 


بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
نگوييم : دروغ نگو.
 


بگوييم : خدا سلامتي بده.
نگوييم : خدا بد نده.
 


بگوييم : هديه براي شما.
نگوييم : قابل ندارد.
 


بگوييم: قشنگ نيست.
نگوييم : زشت است.
 


بگوييم: خوبم.
نگوييم: بد نيستم.
 


بگوييم : مناسب من نيست.
نگوييم : به درد من نمي خورد.
 


بگوييم : شاد باشيد.
نگوييم : خسته نباشيد.
 


بگوييم: دوست ندارم.
نگوييم: متنفرم.
 


بگوييم: آسان نيست.
نگوييم: دشوار است.
 


بگوييم : بفرماييد.
نگوييم : در خدمت هستم.
 


بگوييم : خيلي راحت نبود.

نگوييم : جانم به لبم رسيد.
 


بگوييم : مسئله را خودم حل مي كنم.

نگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ توسط احمد عاقلي
 

ثروتمندترین ایرانی جهان

 

 

پیر امیدیار بنیانگذار و رییس ایرانی-آمریکایی سایت حراج ای‌بی است و با ثروت 2/5 میلیارد دلار صد و چهل و هشتمین میلیاردر جهان است.

وی این شرکت را در سال 1995 تاسیس کرد. پیر مراد امیدیار در 21 ژوئن سال 1967 در پاریس متولد شد. پدر و مادر او ایرانیانی بودند که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بودند.

مادر او الهه میرجلالی امیدیار مدرک دکترای زبانشناسی خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده بود و پدرش یک جراح بود. خانواده پیر زمانی که او 6 ساله بود به آمریکا مهاجرت کردند و پیر در واشنگتن بزرگ شد. وی در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانه‌ای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت.

امیدیار به دبیرستان سنت اندرو در مریلند رفت و در سال 1984 فارغ‌التحصیل شد. وی سپس به دانشگاه تافتز رفت و در سال 1988 با مدرک علوم کامپیوتر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. امیدیار کمی ‌بعد برای کار به شرکت کلاریس، یکی از شرکت‌های زیرمجموعه شرکت اپل رفت. او در این شرکت برای نوشتن برنامه مک همکاری می‌کرد. وی در سال 1991 یکی از افرادی بود که شرکت توسعه اینک، یک شرکت نرم‌افزاری، را تاسیس کردند. این شرکت بعدها تبدیل به یک شرکت تجارت الکترونیک شد و به ای‌شاپ تغییر نام پیدا کرد.

پیر امیدیار زمانی که 28 ساله بود در یکی از تعطیلات خود یک برنامه کامپیوتری نوشت که نهایتا تبدیل به یک سوپربرند اینترنتی به نام سایت حراج ای‌بی شد. او كه در زمینه برنامه‌نویسی کامپیوتری تخصص داشت در اتاق‌نشیمن خانه‌اش چند سایت اینترنتى را تحت یك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره می‌كرد.

امیدیار در یکی از تعطیلاتش تصمیم گرفت جایى را براى برگزارى حراج در اینترنت شكل دهد. وى این كار را انجام داد و آن را «حراج شبكه» نامید. براى آنكه كارآیى سایت خود را امتحان كند یك دستگاه سوراخ كن لیزرى را كه ایراد فنى هم داشت به حراج گذاشت. دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. به این ترتیب اولین كالا در این سایت حراج شد و رسما سایت مذكور آغاز به كار كرد.

این سایت تا مدتى با همان نام «حراج شبكه» فعالیت می‌كرد اما در سال 1997 به ای‌بی تغییر نام پیدا کرد. ایده تشكیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلى ساده و البته ایده‌آلیستى بود: «از طریق اینترنت می‌توان بازارى كامل و جامع ایجاد كرد كه در آن وضعیت عرضه و تقاضا براى همگان شفاف و روشن باشد».

در ابتدا خدمات این سایت رایگان بود، اما برای پوشش هزینه‌های تامین خدمات اینترنتی شروع به دریافت وجه کرد. در مدتى کوتاه افراد بسیارى فروشنده و خریدار براى اقلام لیست شده روی سایت پیدا شدند. به تدریج تعداد کاربران این سایت زیاد شدند و معاملات بسیارى از طریق آن صورت گرفت.

امیدیار برای شرکت افراد در حراج مبلغ بسیار کمی‌ بین 25 سنت تا 2 دلار دریافت می‌کرد و همچنین درصدی از هر معامله به او می‌رسید. به این شکل ای‌بی تعامل فروشندگان و خریداران را بسیار ساده‌تر کرد. امیدیار پس از 9 ماه از شروع کار ای‌بی شغل خود را در شرکت جنرال مجیک رها کرد تا به شکل تمام وقت روی ای‌بی کار کند.

در حال حاضر ای‌بی در حدود 15500 کارمند دارد. درآمد آن در سال 2009 درآمدی بیش از 72/8 میلیارد دلار و درآمد خالصی در حدود 39/2 میلیارد دلار برآورد شده بود. ای‌بی در سال 2009 بیش از 84 میلیون کاربر داشت.

پیر امیدیار و همسرش همانند بیل گیتس و همسرش اعلام كرده‌اند كه قصد دارند طى سال‌هاى آینده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها اعلام کرده‌اند تا بیست سال آینده به جز یك درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج می‌كنند. امیدیار در حال حاضر 3 فرزند دارد و ساکن هونولولو در‌هاوایی است

با تشکر از آقای محمدی

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي
              
                      آیا میدانید؟
 

آیا میدانید : شن خیس از شن خشک سبک تر است.

آیا میدانید : حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

آیا میدانید : بهترین زمان خواب از ساعت ۱۰ شب تا اذان صبح است.

آیا میدانید : عقاب معمولاً هنگام پرواز، مستقیم به خورشید می نگرد.

آیا میدانید : کهکشان راه شیری تقریبا صد میلیارد ستاره دارد.

آیا میدانید : ۸۵ درصد گیاهان در اقیانوس ها رشد می کند.

آیا میدانید : به اعدادی که بیش از نه رقم دارند، اعداد نجومی گویند.

آیا میدانید : نور خورشید تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می کند.

آیا میدانید : کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند.

آیا میدانید : اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند.

آیا میدانید : پرواز با کایت یک ورزش حرفه ای در تایلند است.

آیا میدانید :ایران برای اولین بار در جهان از ضایعات نخل خرما چوب مصنوعی می سازد.

آیا میدانید : ایران دومین تولیدکنندهٔ انجیر جهان است.

آیا میدانید : زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند .

آیا میدانید : که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می ایستد حدود سه متر است .

آیا میدانید : یک میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.

آیا میدانید : بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد .

آیا میدانید : اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود .

آیا میدانید : قلب میگوها در سر آنها قرار دارد .

آیا میدانید : که کانگوروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند .

آیا میدانید : که هر هکتار جنگل قادر است بیش از پنج تن گوگرد و غبار هوا را جذب کند.

آیا میدانید : آقایان روزانه ۴۰ تار مو وخانم ها ۷۰ تا موی خود را از دست می دهند.

آیا میدانید : اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند .

آیا میدانید : نعناع سسکه و تنگی نفس را شفا میدهد .

آیا میدانید : جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است.

آیا میدانید : نور میتواند در یک ثانیه ۷.۵ دور دور زمین بچرخد .

آیا می دانستید پرهزینه ترین شوخی دنیا توسط یک پلیس در سال۱۸۸۰م، در شهر

«راکی» انجام شده است. او ناگهان خبر فعال شدن آتشفشان «پیکسویک» در

نزدیکی شهر را به اطلاع مردم رساند و به علت فرار مردم حدود ۶۰میلیون دلار جریمه

شد.

اما باز مطالب جدید:

1- عمومی ترین نام در جهان محمد است
2- اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد. 
3- مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است. 

4- کلمه «ماشین تحریر» (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.
5- چشمک زدن زنان ، تقریباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمی توانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید.
7- محال است که آرنج تان را بلیسید.
8- وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.
9- خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند.
10- وقتی که به شدت عطسه می کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
11- جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است.
13- کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
14- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
15- تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه جویی کند.
17- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
18- فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.
19- در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می ترسند که نمی توانند آن ها را بکشند.
21- مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می کند.
22- قلب انسان فشاری کافی ایجاد میکند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند.
23- موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند ، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
24- صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می دهد.
26- فندک قبل از کبریت اختراع شد.
27- نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.
28- یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن به هوش میماند.
29- عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است شما به طور متوسط 15000 بار در روز چشمک میزنید.
30- قلب شما روزی 101000 بار می تپد.
31- ناخن های دست 4 برابر سریعتر از ناخن های پا رشد می کنند.
32- جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز، مانع از اشک ریزی شما می شود!
33- هیچکس نمی داند چرا صدای اردک ها اکو نمی شود!
34- لئو ناردو داوینچی می توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!
35- یک سوسک حمام می تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
36- وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می دهد، یعنی «باشه».
37- یکی از شگفتی های ریاضی این است که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
38- دکمه # (فون) که روی کیبرد می باشد، «اُکتُسرپ» خوانده می شود.
39- ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می کند.
40- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
41- اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.
42- کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که می سوزاند فقط 1.5 متر حرکت می کند.
43- فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می کند.
44- روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.
45- ستاره دریایی مغز ندارد.
46- هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی شود.

با تشکر از آقای سامی

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

کشف علت آرامش در نماز توسط دانشمند آمریکایی

 

http://www.dl.persianlords.ir/pic/uploads/1305021323.jpg

«رامشاندرن» در تحقیقی که در مورد وضعیت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعه‏ای از پژوهشگران آمریکایی انجام داد، به فعالیت بیشتر مغز انسان و آرامش روحی هنگام نماز آگاه شد…

در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از ۵۰ ثانیه از آغاز نماز آشکار می‏شود.

در این تحقیق آمده است: میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترک در حین نماز بین۲۰ الی ۳۰ درصد کاهش می‏یابد و همچنین پوست بدن مقاومت بیشتری پیدا می‏کند

همچنین در عکس‏هایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالت‏های عادی افزایش پیدا می‏کند و نورون‏های عصبی به صورت نورانی در اشعه‏های دریافتی از مغز به نمایش در می‏آید.

روزنامه “واشنگتن‏پست” در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز انسان را روشن می‏کند. روزنامه “ساینس” نیز در شماره گذشته خود با تقدیر از اینگونه تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد

با تشکر از آقای فتاحی

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي

 

لحظه ها در زندگی

   

There are moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real


گاهی در زندگی دلتان به قدری برای كسی تنگ می شود
كه می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید



When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one which has been opened for us

وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم


Don't go for looks; they can deceive
Don't go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile

به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال كسی باش كه به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یك لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی كند
كسی را پیدا كن كه دلت را بخنداند


Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do

هر چه میخواهی آرزو كن
هر جایی كه میخواهی برو
هر آنچه كه میخواهی باش
چون فقط یك بار زندگی می كنی
و فقط یك شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی


May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy


خوب است كه آنقدر شادی داشته باشی كه دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش كنی كه نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشی


The happiest of people don't necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way

شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلكه بهترین استفاده را می كنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد


The brightest future will always be based on a forgotten past
You can't go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches

همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت كنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نكنی


When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying

وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش كه در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می كنند


Please send this message to those people
(Who mean something to you (I JUST DID
To those who have touched your life in one way or another
To those who make you smile when you really need it
To those who make you see the
Brighter side of things when you are really down
To those whose friendship you appreciate
To those who are so meaningful in your life


لطفاً این پیام را به كسانی بفرست
كه برایت ارزشی دارند (همان طور كه من این كار را كردم)
به كسانی كه به طرق مختلف در زندگیت تأثیر داشته اند
به كسانی كه وقتی نیاز داشتی لبخند به لبانت نشاندند
به آنهایی كه وقتی واقعاً ناامید بودی
دریچه های نور را نشانت دادند
به كسانی كه به دوستی با آنها ارج می گذاری
و به آنهایی كه در زندگیت بسیار پرمعنا هستند


Don't count the years, count the memories

سالها را نشمار، خاطرات را بشمار

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

 اشتباهات بزرگ والدین در تربیت فرزندان

 

همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است
 


 

۱) لوس کردن فرزند:
همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادر های زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی رسند. این باعث می شود که بچه ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتبا تقاضای بیشتری کنند .
 
۲) تربیت نامناسب:
زمانی که شما اینقدر تنبلی به خرج می دهید که فرزندان خود را به طور صحیح تربیت کنید ، در نتیجه این وظیفه خطیر را به عهده اطرافیان فرزندتان قرار می دهید. هرگز به فرزند خود اجازه ندهید که در خانه طوری رفتار کند که انگار به سیاره شیطنت و بازیگوشی پا گذاشته است.زیرا همین رفتار را در خانه دیگر هم خواهد داشت و این اصلا خوشایند نیست .در حالیکه باید در خانه دیگران مو دب تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانید آنها را به طور صحیح تربیت کنید دیگران اقدام می کنند.
 
۳) عدم مشارکت در مدرسه فرزندان:
بعد از خانه ، مدرسه محلی است که بچه ها در آن بیشترین ساعت را حضور دارند و بنابر این معلمان و همسن و سالان نقش مهمی در زندگی آنها دارند. بنابراین تعجب انگیز است که شما رغبت به این محل ندارید و سعی می کنید از مدرسه فرزندتان فاصله بگیرید و خود را درگیر مسائل مربوط به آنها نکنید.مهم نیست که کدامیک از – پدر یا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور یکی از شما است. شما حتی باید از طریق ایمیل با معلم فرزندتان د رتماس باشید. این نشان دهنده حساسیت شما بر روی تربیت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به تربیت فرزندتان می کند.
 

۴) عدم اعتدال در تشویق فرزندان:
زمانیکه فرزند خود را تشویق می کنیم ، باعث افزایش عزت نفس آنها می شویم ، اما باید مراقب بود که در این مورد حد اعتدال را رعایت کنیم. اجازه بدهید که تشویق در وقت مناسب و تنها زمانی که کار فرزندتان واقعا لایق تشویق است این کار انجام شود. اگر به طور غلوناکی آنها را به خاطر کار معمولی که انجام داده اند تشویق و قدردانی کنید باعث می شود که آنها نسبت به ارزش واقعی دست آورد خود دچار انحراف فکری شوند .

 
 
۵) عدم اعطای مسئولیت به فرزندان :
فرزند شما نباید به خاطر انجام کارهای عادی و روتین چیزی دریافت کنند. چون آنها عضوی از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هرکس که در خانه زندگی می کند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگیری و ......
دادن پول اضافی روش فوق العاده ای برای تشویق است اما در عوض انجام کارهای فوق العاده نه کارهایی که وظیفه روتین هر عضو خانواده است.بچه باید بخشی از مسئولیت زندگی مشترک با خانواده را به دوش بگیرند. آنها برده شما نیستند اما مطمئنا در تعطیلات و مرخصی دائم هم به سر نمی برند.
 
 
۶) عدم رفتار صحیح با همسر:
هر طور که با همسر خود رفتار کنید، به عنوان الگو برای آینده آنها خواهید بود. یعنی آنها نیز دقیقا همین طور به همسر خود رفتار خواهند کرد. اگر به صورت غیر صحیح با همسر خود رفتار کنید و مرتبا در حال مشاجره باشید آنها نیز به همین سبک رفتار می کنند. بچه ها بیشتر از آنچه شما به عنوان نصحیت به آنها گوشزد می کنید ، از رفتار شما پیروی می کنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار کنید، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان میدهید و بعلاوه آنها از داشتن یک پناهگاه امن در این دنیای وحشی بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي
 

 داستان کوتاه

 

کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت...

دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست ؟!

کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.

دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.

کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم !

دم جنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای این که دم جنبانک را بترسانی، به جای این که لگدش کنی، به جای این که دهن گنده ات را باز کنی و آن را بخوری، داری با او حرف می زنی...

کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟! یعنی این که می تواند دوست داشته باشد، می تواند عاشق بشود.

کرگدن گفت: اینها که می گویی یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی ... بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم، بگذار...

کرگدن چیزی نگفت. یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت. فکر کرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید. اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند.

داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را با نوک ظریفش برمی داشت. کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید... اما نمی دانست دقیقاً از چی خوشش می آید ؟!

کرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟ اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت: نه اسم این نیاز است، من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت برطرف می شود احساس خوبی داری، یعنی احساس رضایت می کنی. اما دوست داشتن از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید اما فکر کرد لابد درست می گوید.

روزها گذشت، روزها، هفته ها و ماه ها، و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست، هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک را از لای پوست کلفتش بر می‌داشت و می خورد، و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های پوستش را می خورد احساس خوبی دارد، برای یک کرگدن کافی است؟

دم جنبانک گفت: نه، کافی نیست.

کرگدن گفت : بله، کافی نیست. چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم هست که من احساس خوبی نسبت به آنها داشته باشم. راستش من می خواهم تو را تماشا کنم.

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد، چرخی زد و آواز خواند، جلوی چشم های کرگدن. کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد... اما سیر نشد.

کرگدن می خواست همین طور تماشا کند. کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگ ترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک قشنگ ترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین. وقتی که کرگدن به اینجا رسید، احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت: دم جنبانک، دم جنبانک عزیزم، من قلبم را دیدم، همان قلب نازکم را که می گفتی. اما قلبم از چشمم افتاد، حالا چکار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید. آمد و روی سر او نشست و گفت : غصه نخور دوست عزیز، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت: اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و وقتی تماشایش می کند، قلبش از چشمش می افتد یعنی چی؟!!

دم جنبانک چرخي زد و گفت: یعنی این که کرگدن ها هم عاشق می شوند.

کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکد. کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند، باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتد ...

کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد، یک روز حتماً قلبش تمام می شود. آن وقت لبخندی زد و با خودش گفت:

من که اصلاً قلب نداشتم! حالا که دم جنبانک به من قلب داد، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم برای او بریزد ...!

   


  خدا دوستدار آشناست. عارف وعاشق می خواهد نه مشتری بهشت.

دکتر شریعتی

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ توسط احمد عاقلي

 

عکس:ساخت یک برج استثنایی در دوبی

با تشکر از آقای محمدی

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ توسط احمد عاقلي

 لطفا این مطلب را با دقت و حوصله بخوانید

 

                                 موز فروشي كه كشورش را متحول كرد!!! 
                                    

دركشوري با مساحت 320000 كيلومتر مربع وجمعيتي بالغ بر 27 ميليون نفر واقع در جنوب غرب آسياكه شغل اكثر مردمانش كشاورزي در مزارع موز، اناناس وكائوچو ويا صيد ماهي بوده وتا قبل از سال 1981 اكثرا" در روستاها وجنگلها ودر پائينترين سطح امكانات زندگي ميكردند و درآمدسرانه هر نفر كمتر از 100 دلار بود ومناقشات وجنگهاي مذهبي ناشي از وجود 18 دين ومذهب ونژاد كشوررا بشدت نا امن نموده بود خداوند شخصي را بعنوان هديه برايشان فرستاد كه كسي نبود به جزء mahadir bin mohamat ,يا همان مهاتير محمد كه تمام دنيا اورا با اين نام ميشناسند وبه او احترام ميگذارند .

مهاتير كوچكترين عضو خانواده 11 نفره اي بود كه شغل معلمي پدرش تكافوي برآوردن آرزوي پسرش مهاتير جهت خريدن دوچرخه براي رفت وآمد به دبيرستان را نميكرد بنابراين مهاتير جهت برآورده نمودن آرزويش شروع به فروختن موز در خيابان بعد از اتمام اوقات مدرسه نمود. مهاتير پس ازاتمام دبيرستان وارد دانشگاه پزشكي كشور همسايه سنگاپور شده وهمزمان مسئوليت اتحاديه دانشجويان مسلمان آن دانشگاه را برعهده گرفت . سال 1953 پس از فرغ التحصيلي به كشورش بازگشت وبعنوان پزشك جراح به استخدام نيروهاي انگليسي كه كشورش را اشغال كرده بودند درآمد ، پس از خروج نيروهاي انگليسي ودر سال 1957 با افتتاح مطبي شروع به طبابت نموده ونيمي از وقتش را صرف معالجه رايگان افراد فقير نمود

. در سال 1964 به مدت 5 سال بعنوان نماينده در مجلس ملي فعاليت نمود ودر سال 1970 كتاب معروف خود بنام"" آينده اقتصادي مالزي "" را به رشته تحرير درآورد كه همين كتاب بعدها پايه واساس تفكرات آن مرد جهت تحول اقتصادي كشورش گرديد . بهرحال مهاتير در سال 1974 بعنوان سناتور وارد مجلس سناودر سال 1975 بعنوان وزير آموزش وپرورش وسپس نيابت نخست وزير وبالاخره در سال 1981 به سمت نخست وزيري نائل گرديد. تكرار ميكنم سال 1981 يعني سال شروع انقلاب اقتصادي يك جراح در مالزي!!

ولي پرسش اساسي اين است كه آن جراح ماليزيايي چه كاري انجام داد ؟!!!

نخست : نقشه آينده مالزي را ترسيم نمود و اولويتها ، اهداف ونتايجي را كه ميبايست در طي مدت 10 سال وبعد 20 سال ونهايتا تا سال 2020 به آنها دست يابند را مشخص نمود .

دوم : تصميم گرفت كه آموزش همگاني وتحقيقات علمي اولين اولويت ودرراس برنامه ها قرار گيرند ، بنحوي كه بيشترين ميزان بودجه واعتبار رابراي آموزش همگاني وكسب مهارتهاي فني- ريشه كني بي سوادي واز همه مهمتر آموزش زبان انگليسي وتحقيقات علمي اختصاص داد. مهاتير در همان سالها هزاران نفر از دانشجويان را با پرداخت بورسيه به بهترين دانشگاههاي جهان اعزام نمود.

سوم : استراتژي وبرنامه هاي خودرا بصورت كاملا شفاف و با صداقت با مردم كشورش در ميان گذاشت ،آنان را بانظام مالياتي جديد كه مسيركشور را بسوي انقلاب اقتصادي هموار ميكرد آشنا نمود واز همه مهمتر از مردم دست ياري طلبيد . مردم نيز چون اورا صادق ديدند باورش كردند وهمراه ودنباله رو گرديدند بنابراين در اولين سال اقدام به كاشت يك ميليون اصله درخت روغني نمودند كه همين امر طي تنها دو سال مالزي را بعنوان بزرگترين و اولين كشور توليد كننده وصادر كننده روغن درختي به دنيا معرفي نمود .

مهاتير تصميم گرفت صنعت جهانگردي مالزي را طي 10 سال به درآمد 20 ميليارد دلاري در عوض درآمد 900 ميليوني سال 81 برساند اين درحاليست كه درآمد حال وحاضر مالزي از صنعت جهانگردي 34 ميليارد ميباشد وي براي رسيدن به اين هدف پادگا نهاي نظامي ژاپني را كه از سالهاي جنگ جهاني دوم در كشور مالزي باقي مانده بودند را به مناطق جهانگردي شامل انواع بازيهاي تفريحي ، ورزشي و فرهنگي تبديل نمود تا مالزي مركزي جهاني براي برگزاري مسابقات بين المللي اتومبيل راني ، اسب سواري و بازيهاي آبي تبديل گردد او همچنين كولالامپور را مقر اصلي كنفدراسيون فوتبال آسيا قرارداد .مالزي در سال 1996 با رشدي معادل 46% نسبت به سالهاي قبل از آن در زمينه صنعت برق والكترونيك خودرا بعنوان يكي از صادر كنندگان لوازم برقي والكترونيكي به دنيا معرفي نمايد.مهاتير محمد با وضع قوانين شفاف و ضوابط مشخص درهاي اقتصادي كشور را بسوي سرمايه گزاران خارجي گشود وبا تاسيس شركت عظيم پتروناس در برجهاي دوقلوي كولالامپوربازار بورسي با يك ميليون دلار معامله در روز پايه ريزي نمود.

تاسيس بزرگترين دانشگاه اسلامي دنيا گامي ديگر جهت جذب نخبگان علمي داخلي وخارجي از تمام نقاط دنيا علي الخصوص كشورهاي اسلامي بود وي توانست با تاسيس پايتخت اداري جديد بنام پاتوراجايا با دو ميليون نفر جمعيت در كنار پايتخت تجاري ( كولالامپور ) هم از نظر سياحتي و هم تقسيم كار و با تاسيس دو فرودگاه جديد ومدرن ودهها جاده واتوبان سريع السير رفت وآمد جهانگردان وسرمايه گزاراني كه از كشورهاي چين- هند وحاشيه خليج فارس وباقي نقاط دنيا با آن كشور سفر ميكردند را تسهيل بخشيد.

بطور خلاصه بايد گفت حاج مهاتير محمد طي مدت 21 سال يعني از سال 1981 تا 2003 موفق گرديد كشوري فقير با درآمد سرانه 100 دلار را به كشوري توسعه يافته با درآمد سرانه 1600 دلار در سال و ميزان سرمايه گذاري را از 3 ميليارد به 98 ميليارد دلار وميزان صادرات رابه رقم قابل توجه 200 ميليارد دلار برساند . مهاتير محمد در سال 2003 با اراده شخصي تصميم به كناره گيري از قدرت وسپردن زمام امور كشور به نيروهاي جوان وتازه نفس گرفت . عليرغم درخواست مردم كشورش مبني بر ماندن بر مسند قدرت ،او تصميم خودرا گرفته بودوبدون اينكه بخواهدفردي از افراد خانواده اش را به قدرت برساند ويا حكومت را موروثي كند بطور كلي از دنياي سياست كناره گيري نمود تا جانشينان او بتوانند آرزوي طراحي شده او بنام مالزي بيست.... بيست .... يا مالزي در 2020 را كه در آن مالزي بعنوان چهارمين قدرت اقتصادي آسيا پس از ژاپن – چين – وكره تبديل گردد را به واقعيت تبديل نمايند .مهاتير در نهضت اقتصادي خويش هيچگاه منتظر كمكهاي آمريكا وكشورهاي اروپائي نماند بلكه توكل او ابتدا بر قدرت لايزال الهي سپس بر اراده وپشتكار خود واز همه مهمتر عزم واراده وحمايت مردم كشورش قرار داشت .

اينچنين بود كه يك موز فروش ويا بعبارتي پزشك جراح توانست با مهارت وعشق عميق به كشور ومردمش وپشتكار عالي مالزي را از يك موش به يك ببر آسيائي تبديل نمايد

ولي سوالي كه وجوددارد اين است كه آيا ديگر جراحان كشورهاي اسلامي نيز ميتوانند همان كار ومعجزه جراح ماليزيائي را تكرار كنند و یا .....؟!!!!

 

با تشکر از آقای مهندس کاظمی

ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ توسط احمد عاقلي
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت