رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام میدهید خوردن قورباغه خودتان باشد.
خوشبختانه میتوانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهمترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.
در اینجا خلاصهای از بیست و یک روش فوقالعاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصلهای کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عملتان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آیندهتان تضمین شود:
سفره را بچینید
دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدفها و تصمیمهایتان را بنویسید.
برای هر روز از قبل برنامهریزی کنید
برنامههایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقهای که صرف برنامهریزی میکنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفهجویی خواهید کرد.
قانون 20/80 را در همه امور بهکار بگیرید
80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.
پیامد کارها را در نظر داشته باشید
مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.
روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید
قبل از شروع لیستی از کارهایتان تهیه کنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولویتبندی کنید تا مطمئن شوید که همیشه در حال انجام مهمترین کارهایتان هستید.
روی اهداف اصلی تمرکز کنید
نتایجی را که باید قطعاً از کارتان بهدست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمدهاید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.
به قانون تخشیص ضرورت عمل کنید
هیچوقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد اما همشیه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست.
پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید
آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف میشود.
همیشه یک شاگرد باقی بمانید
هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهمتان دانش بیشتری بهدست آورید، میتوانید سریعتر شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.
استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
دقیقاً مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام میدهید یا در آینده میتوانید خیلی خوب انجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن بهکار گیرید.
محدودیتهای اصلی خود را مشخص کنید
محدودیتها و یا عوامل بازدارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید، عواملی که سرعت شما را در دستیابی به مهمترین هدفهایتان تعیین میکنند. سپس تمرکزتان را به از بین بردن این محدودیتها معطوف کنید.
هر بار یک بشکه جلو بروید
اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، میتوانید بزرگترین و پیچیدهترین کارها را به انجام برسانید.
خودتان را تحت فشار بگذارید
تصور کنید که یک ماه دیگر باید شهر را ترک کنید. طوری کار کنید که گویا مجبور هستید قبل از ترک شهر تمام کارهای اصلیتان را به اتمام برسانید.
قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهمترین و ضروریترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.
خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
خودتان مشوق خودتان باشید. در هر شرایط یا موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راهحل بگردید. همواره فردی خوشبین و سازنده باشید.
روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
هیچکس نمیتواند همه کارها را انجام دهد. بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی از کارهایی که از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار هستند تنبلی کنید. با این کار خواهید توانست وقت کافی برای معدود کارهایی که واقعاً مهم هستند ایجاد کنید.
اول سختترین کار را انجام دهید
روزتان را با سختترین کار آغاز کنید، کاری که میتواند بزرگترین تأثیر را بر خودتان و حرفهتان بگذارد، و تا وقتی که آن را تمام نکردهاید دست از کار نکشید.
کار را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید
کارهای بزرگ و پیچیده را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.
وقت بیشتری ایجاد کنید
برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانیمدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.
سرعت انجام کار را افزایش دهید
عادت کنید که کارهای اصلی خود را سریعتر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را سریع و دقیق انجام میدهد مشهور شوید.
هر بار یک کار مهم انجام دهید
کارهای ضروریتان را دقیقاً مشخص کنید. سریعاً کار را شروع کنید و بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پیش بروید. این رمز واقعی افزایش کارایی و بهرهوری فردی است.
اراده کنید که هر روز این اصول را تمرین کنید تا جزئی از عادتهای شما شوند. با ایجاد این عادتهای مدیریت فردی و تبدیل آنها به بخشی از ویژگیهای شخصیت خود آیندهتان را تضمین کنید.
فقط کافی است این کار را بکنید:
قورباغه را قورت بدهید!
تا می توانی در تاریکی شمعی روشن کن

شروع کار باید چند نکته را رعایت و به ترتیب انجام دهیم که این روش قبلا تجربه شده :
1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .
2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند , اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .
3- ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است . از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید
4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید . این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .
5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .
اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .
اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .
6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .
۷- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .
8- زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .
9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .
۱۰-از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .
سرمایه |
|
| جامعه و علوم اجتماعی > علوم اجتماعي > اقتصاد > بازرگاني جامعه و علوم اجتماعی > علوم اجتماعي > اقتصاد > بانکداری |
(cached) |
- تعریف سرمایه
- افزایش سرمایه
- سرمایه در گردش
- بازار سرمایه
- سرمایه ثابت
- سرمایه مستقر
- سرمایه متغیر
- سرمایه ربایی
- سرمایه سهمی
- همچنین ببینید
تعریف سرمایه
سرمایه از مهم ترین عوامل تجارت بوده و بزرگ ترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجه ای از عملیات خود که تجارت است برده و منتفع شود. اهمیت شرکت های تجارتی را از سرمایه آنها می توان درک کرد.برای سرمایه حداکثری تعیین نشده و شرکاء به هر مقدار بتوانند ممکن است سرمایه را افزایش دهند. در بعضی از ممالک اروپا حداقلی جهت سرمایه شرکت های سهامی معلوم شده، و در کشور ما هم به موجب ماده 5 اصلاحی اسفند 1347 مقرر گردیده در موقع تأسیس، سرمایه شرکت های سهامی عام از پنج میلیون ریال و سرمایه شرکت های سهامی خاص، از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد مسلم است هیچ موقع سرمایه شرکت های سهامی عام یا خاص از این مبالغ نباید کمتر باشد و اگر کمتر شد به شرحی که گذشت در صورتی که شرکاء تا یک سال جبران ننمایند یا شرکت را به نوع دیگر تبدیل نکنند حکم به انحلال شرکت داده خواهد شد.
سرمایه شرکت سهامی عبارتست از جمع قیمت اسمی سهام آن شرکت. بنابراین سرمایه به سهام متساوی قسمت شده و هر یک از شرکاء یک یا چند سهم آن را خواهند داشت.
پرداخت سرمایه
قانون اجازه داده است که در موقع تشکیل شرکت های سهامی دارندگان سهام اقلاً سی و پنج درصد از مورد تعهد خود را پرداخت و بقیه را فقط تعهد نمایند. البته مدت تعهد باقی مانده از پنج سال تجاوز نخواهد کرد.ولی هرگاه آورده های شرکاء غیر نقدی باشد باید تمام آن تأدیه شده باشد.
ارفاقی که درباره شرکت های سهامی به عمل آمده بسیار به جا و با بصیرت کامل بوده است. زیرا اغلب شرکت های سهامی که برای امور مهم تشکیل می شوند تمام سرمایه را در موقع تشکیل احتیاج ندارند بلکه در عمل و پس از مدتی ممکن است به قسمتی از آن احتیاج پیدا کنند. مثلاً شرکتی که با سرمایه نهصد میلیون ریال برای ایجاد راه آهن از شهری به شهر دیگر تأسیس می شود مسلم است تمام سرمایه را در ابتدای عمل به کار نخواهد انداخت و از این جهت لزومی ندارد شرکاء تمامی آن را پرداخته وجه را بلا استفاده در صندوق شرکت بگذارند. البته به تدریج که احتیاج به آن پیدا شد اغلب به چند قسط اخذ می شود.
بنا به شرح فوق سرمایه شرکت های سهامی ممکن است به دو قسم تجزیه شود:
- سرمایه پرداخت شده .
- سرمایه تعهد شده.
به این طریق میزان سرمایه در دسترس مراجعین و معامله کنندگان بوده و همیشه از آن مطلع خواهند شد.
سرمایه نقدی و غیر نقدی
سرمایه ممکن است نقدی باشد یا غیر نقدی. سرمایه نقدی که اکثر شرکت های سهامی دارند وجه نقد است. سرمایه غیر نقدی مال یا امتیاز یا عملی است که شرکاء در ازاء قیمت سهام خریداری شده می پردازند. مثلاً ممکن است در شرکتی که موضوع آن تجارت پنبه است شخصی یک کارخانه پنبه پاک کنی به ارزش یک میلیون ریال تسلیم در مقابل، صد سهم ده هزار ریالی قبول کند. و یا در شرکتی که به استخراج سرب مشغول است در ازاء امتیاز استخراج معدن سرب که متعلق به یکی از شرکاء می باشد و کارشناس رسمی آن را به دویست هزار ریال تقویم نموده است بیست سهم ده هزار ریالی به نام برده داده شود. بنابراین مال یا امتیاز دارای ارزش و جزء سرمایه شرکت است و این معنی در تبصره 6 مواد الحاقی قانون تجارت تصریح شده است.سرمایه احتیاطی یا اندوخته قانونی
از لحاظ این که ممکن است زیانی به شرکت وارد شود که در سرمایه نکثی حاصل و باعث دلسردی شرکاء گردد. در مواد اصلاحی قانون تجارت ضمن ماده 140 سرمایه دیگری به نام اندوخته قانونی پیش بینی شده و هیئت مدیره شرکت را قانون ملزم نموده که صدی پنج از سود خالص شرکت را برای انداخته قانونی موضوع نماید که در خود شرکت به حساب مخصوصی نگه داری شود. الزام هیئت مدیره تا موقعی است که این اندوخته مساوی با یک دهم سرمایه اصلی شرکت گردد و اضافه بر آن را قانون به اختیار شرکت گذاشته است.اندوخته قانونی از موارد لازم و مورد احتیاج شرکت است زیرا در صورتی که زیانی حاصل شود که برای جبران آن احتیاج به پولی باشد ممکن است از آن استفاده شود.
در ممالک اروپایی به اندوخته قانونی ( سرمایه احتیاطی ) اهمیت خاصی می دهند و چند قسم سرمایه اضافی از منافع تشکیل می دهند به نام سرمایه احتیاطی و سرمایه ذخیره و غیره.
افزایش سرمایه
گاهی اتفاق می افتد که شرکت به کارهای مهم تری دست زده و یا موفقیت هایی به دست آورده و احتیاج به افزایش سرمایه دارد، بنابراین می تواند به سرمایه خود اضافه کند. در این حال ناچار است سهام جدیدی بفروشد. در صورتی که در اساسنامه پیش بینی شده باشد می توان با رعایت آن اقدام به ازدیاد سرمایه و فروش سهم نمود. افزایش سرمایه موقعی مقدور است که سرمایه شرکت تماماً تأدیه شده باشد و الا زمانی که شرکاء هنوز تعهد خود را کاملاً انجام نداده و مبلغی از سرمایه را هنوز نپرداخته اند، شرکت حق افزایش سرمایه را تحت هیچ عنوان نخواهد داشت.گاهی در عمل مشاهده می شود که شرکت سود سرشاری داشته و ارزش سهام آن در بازار بیش از قیمت اسمی سهام یعنی پولی است که دارندگان سهام روز اول پرداخته اند. و خریداران سهام جدید که به همان قیمت اسمی بهای سهام منتشره را می پردازند، نفع بی تناسبی ممکن است ببرند زیرا اگر سهم یک هزار ریالی را در بازار می خریدند بایستی دو هزار ریال بپردازند و فعلاً هزار ریال بیشتر نمی دهند. به این جهت اغلب برای سهام بدوی مجمع عمومی نفع مخصوصی معین کرده و آن را سهام ممتاز قرار می دهند.
ماده 160 اصلاحی قانون تجارت طریق دیگری در این مورد ارائه کرده و اجازه داده است به این شرح که شرکت می تواند سهام جدید را برابر مبلغ اسمی بفروشد و یا این که مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم، به عنوان اضافه ارزش سهم از خریداران دریافت کند. هم چنین شرکت می تواند عواید حاصله از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد یا نقداً بین صاحبان سهام سابق تقسیم کند یا در ازاء آن سهام جدید به سهام بدهد.
سرمایه در گردش
آن مقدار دارایی جاری که از محل منابع مالی بلند مدت تامین شده باشد را سرمایه در گردش می نامند. سرمایه در گردش ناخالص به صورت کل دارایی های جاری و سرمایه در گردش خالص به صورت مازاد دارایی جاری بر بدهی جاری تعریف می شود. میزان سرمایه در گردش شاخصی است برای تشخیص درجه نقدینگی و عدم اعسار یک شرکت، به ویژه اگر در مقایسه با دیگر شاخص ها و نسبت های مالی به کار گرفته شود.بازار سرمایه
بازار وجوه آماده برای وام دادن در زمانی بلند مدت تر از زمان بازار پول که در آن وجوه کوتاه مدت وام داده می شود را بازار سرمایه می نامند. اگر چه مرز مشخصی این دو بازار را از یکدیگر جدا نمی کند ولی در اصل، وام های بازار سرمایه برای سرمایه گذاری های ثابت در صنعت و تجارت به کار می رود. بازار سرمایه هر زمان بین المللی تر می شود، و در هر کشور صرفاً شامل یک نهاد نمی شود، بلکه نهادهایی مانند بورس، بانک ها و شرکت های بیمه را در بر می گیرد که عرضه و تقاضای سرمایه بلند مدت را نظم می بخشند.قابلیت خرید و فروش اوراق بهادار یکی از عوامل مهم در کارآیی بازار سرمایه است، زیرا هرگاه مطالبات سرمایه گذاران به آسانی قابل وصول نباشد آنها رغبت چندانی برای وام دادن به صنایع پیدا نخواهند کرد. در کشورهای پیشرفته صنعتی، بازارهای سرمایه کاملاً توسعه یافته اند، ولی در کشورهای در حال توسعه فقدان بازار سرمایه به دلیل کمبود پس انداز، سدی در راه بسط سرمایه گذاری هاست، و لذا دولت ها و صاحبان صنایع این کشورها ناگزیرند برای کسب سرمایه به بازارهای بین المللی روی آورند.
سرمایه ثابت
در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه که به صورت وسایل تولید، ابزار کار و مواد خام نمود می یابد را سرمایه ثابت می نامند.این سرمایه، ثابت خوانده می شود، چون نمی تواند بیش از ارزش خود به ارزش محصول بیفزاید. البته در اینجا، ارزش به صورت زمان کاراجتماعاً لازم تعریف می شود. سرمایه ثابت به دو قسمت سرمایه سیار و سرمایه مستقر تقسیم می شود.
سرمایه مستقر
وسایل سرمایه ای که به نسبت دارای عمر طولانی باشند و در فرآیند تولید نقش معین و پایداری بازی کنند را سرمایه مستقر می نامند. هزینه سرمایه مستقر معمولاً به تناسب عمر و دوام آن جبران می شود. ساختمان، ماشین آلات و تاسیسات از انواع بارز سرمایه مستقرند.در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه ثابت را سرمایه مستقر گویند که در فرآیند تولید به صورت ابزار کار مورد استفاده قرار می گیرند (مانند ماشین آلات و ساختمان)، در حالی که بخش دیگر سرمایه ثابت را سرمایه سیار می نامند که در فرآیند تولید به مثابه موضوع کار وارد می شوند. مواد اولیه و واسطه ای و نیز مواد سوختی که یک بار در جریان تولید وارد و پس از تبلور یافتن در محصول تولید شده از آن خارج می شوند، در شمار انواع سرمایه سیار هستند.
سرمایه متغیر
در اقتصاد مارکسیستی به آن بخش از سرمایه که به صورت نیروی کار در فرآیند تولید (و گاهی توزیع) کالا با سرمایه ثابت ترکیب می شود سرمایه متغیر اطلاق می شود. از نظر مارکس، سرمایه متغیر سرچشمه ارزش اضافی است، زیرا فقط نیروی کار می تواند ارزشی بیش از ارزش خود خلق کند.سرمایه ربایی
سرمایه ربایی در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه است که صرفاً در حوزه گردش پول، و بدون هیچگونه فعالیتی در فرآیندهای تولید و توزیع کالا، جریان یابد. در این جریان پول اولیه (
) به مقدار پول بیشتر (
) تبدیل می شود، که گردش آن را می توان به صورت زیر نشان داد:
مقدار فزونی
بر (
) در حقیقت بخشی از ارزش اضافی است که در نظام سرمایه داری به صاحب سرمایه ربایی (ربا دهنده) اختصاص می یابد. سرمایه ربایی، که در دوران پیش سرمایه داری نیز وجود داشته، تضعیف کننده بنیه اقتصادی تولید کنندگان (به ویژه تولید کنندگان خرد) به شمار می رفته است. سرمایه سهمی
کل سرمایه گذاری صاحبان یک واحد اقتصادی از راه خرید (سلاماللهعلیهم) را سرمایه سهمی می نامند. سرمایه گذاران هنگامی به سرمایه سهمی یک شرکت سهامی می افزایند که اقدام به خرید سهام جدیدالانتشار آن کرده باشند. نرخ سود تثبیت شده ای به آنان وعده داده نمی شود بلکه فقط در سود شرکت سهیم اند. بنگاه ها می توانند با قبول مقدار بیشتری سرمایه سهمی و استقبال از سهامداران جدیدی که تمایل به این قبیل سرمایه گذاری دارند، پول بیشتری جمع آوری کنند. سرمایه سهمی معمولاً با پیدایش یک فعالیت جدید اقتصادی یا گرایش فعالیت های اقتصادی موجود همراه است.همچنین ببینید
- بازار پول
- بازار طلا
- سرمایه انسانی
- سرمایه بر
- سرمایه داری
- سرمایه در گردش
- سرمایه سیار
- سرمایه گذاری
- سرمایه مالی
- نظریه سرمایه
- کاهش سرمایه
- ربا
- تفاوت بهره بانکی و ربا
- رباخواری
- ربا در فقه
- جایگاه و تعریف ربا در بانکداری بدون ربای ایران
- عملیات بانکی بدون ربا
- قانون عملیات بانکی بدون ربا
|
| فرهنگ > گردشگری > صنعت گردشگری |
(cached) |
توریسم به طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می شود. هر چند که در سال های اخیر شامل هرگونه مسافرتی می شود که شخص به واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج شود.
در بعضی از منابع ذکر شده که توریست ها کسانی هستند که سفرشان کمتر از 24 ساعت و بیشتر از 1 سال نباشد
کلمه توریست از زمانی پدید آمد که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه اشراف پیوستند. از زمانی که مردم جامعه داراتر شده و عمرشان طولانی تر شد ، این امر ممکن و بدیهی شد که مردم طبقات پائین و متوسط جامعه که شغل ثابتی داشتند در سلامت و با اندوخته ای (پس اندازی) کافی بازنشسته شوند.
اغلب توریست ها بیش از هر چیز به آب و هوا ، فرهنگ با طبیعت مقصد خود علاقمند هستند. ثروتمندان همیشه به مناطق دوردست سفر کرده اند، البته نه به صورت اتفاقی ، بلکه در نهایت به یک منظور خاص : برای دیدن ساختمان های معروف و آثار هنری دیگر. آموختن زبان های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت .
توریسم سازمان یافته در حال حاضر یک بخش سه گانه / صنعت بسیار مهم در تمام جهان است. قسمت عمده اقتصاد ملی به شدت به توریسم وابسته است.
گاهی اوقات واژه توریسم به صورت کنایه آمیز استفاده می شود. برای نشان دادن علاقه ای سطحی به جوامع و شگفتیهای طبیعی که توریست ها از آن دیدن می کنند.
تاریخچه
کلمات توریست و توریسم اولین بار به صورت رسمی در سال 1937 توسط اتحادیه ملل استفاده شدند ولی صنعت توریسم بسیار قدیمی تر از آن است. این کلمه زمانی استفاده می شد که فردی به مدت 24 ساعت از شهر خود به خارج از کشور مسافرت می نمود. این کلمه همچنین شامل مسافرت های داخل کشور می شود و حتی می توان معنی آن را به سفرهای روزانه نیز بسط داد.جرج سوم پادشاه بریتانیای کبیر به عنوان اولین توریست شناخته می شود ، که هرگاه بیمار می شد تعطیلات اش را در سواحل شهر ویموث می گذراند.
توریسم نیز ، مانند دیگر فعالیتهای اقتصادی زمانی پدید می آید که عناصر ضروری در کنار هم قرار گیرند و آن را پدید بیاورند. در اینجا سه عنصر وجود دارد:
- درآمد متغیر یعنی پولی که صرف خرید لوازم غیر ضروری می شود.
- وقت که صرف خرید شود.
- سازمان دهی در غالب مسکن و تسهیلات و وسائل نقلیه
در واقع سلامت جسمانی نیز شرط است. و همچنین تمایل به سفر کردن به علاوه در بعضی کشورها محدودیت هایی در سفر کردن وجود داشته و یا دارد . به خصوص در سفر به خارج از کشور.
کلمه تور درقرن هجدهم به وسیله همگان پذیرفته شد .هنگامی که گرند تور اروپا بخشی از تربیت اشرافزاده تحصیل کرده و ثروتمند انگلیسی یا مردان با فرهنگ شد. تورهای بزرگ را به ویژه جوانانی که قصد تکمیل تحصیلاتشان را داشتند برگزار می شد. آنها به سرتاسر اروپا مسافرت کردند، بخصوص به مکان های فرهنگی و شهرهای زیبایی مثل رم ، توسکانی و آلپ .
اکثر هنرمندان شناخته شده انگلیسی قرن هجدهم در تور بزرگ شرکت کردند. همچنین معاصرین بزرگ اروپایی این هنرمندان همانند کلود لورین . معماری ، هنر و ادبیات کلاسیک همیشه تماشاچیانی را به رم ، ناپل ، فلورانس جذب کرده.
جنبش رمانتیک (مکتب رمانتیسم) (که شعرای انگلیسی ویلیام بلیک و لرد بایرون بیش از دیگران، الهام بخش آن بودند) ، مردم را به شهرهای حومه که به سبک گوتیک ساخته شده بودند، رشته کوه های آلپ ، رودخانه های خروشان تا تنگه های کوهستانی و غیره کشاند.
اشراف زادگان انگلیسی بیش از دیگران راغب به انجام تور بزرگ بودند و از هر فرصتی برای جمع آوری گنجینه های هنری از سراسر اورپا استفاده می کردند تا آنها را به مجموعه های خود اضافه کنند. تعداد گنجینه های هنری که بدین ترتیب از اروپا به انگلیس منتقل شدند غیر قابل مقایسه با سایر نقاط اروپا است و همین دلیلی است بر ثروتمند شدن مجموعه داران عمومی و خصوصی فعلی . با این وجود در آن زمان هر چند توریسم بیشتر در طبقات بالای اجتماع و مردم تحصیل کرده دیده می شد، با این وجود در اصل حرکتی فرهنگی محسوب می شد. توریست های اولیه با وجود اینکه در تو بزرگ شرکت می کردند، بیشتر مسافر بودند تا توریست.
توریسم به معنی کنونی آن تا قرن نوزدهم پیشرفتی نداشت. بیشتر سفرهای تفریحی بود که امروز شاخه وسیعی از صنعت توریسم را تشکیل می دهد.
در واقع سفر تفریحی به دلایل اجتماعی ساخته و پرداخته انگلیسی ها بود. انگلستان اولین کشور اروپایی بود که صنعتی شد. و جامعه صنعتی اولین جامعه ای بود که زمانی برای تفریح را به جمعیت در حال افزایشش عرضه کرد . نه فقط به طبقه کارگر بلکه به دارندگان دستگاه های تولیدی ، حکومت معدودی از اغنیاء و ثروتمندان، کارخانه دارها ، بازرگانان و طبقه متوسط جدید.
سفر تفریحی به عنوان شاخه ای از توریسم فرهنگی و بخشی از توریسم مرتبط با تندرستی گسترش یافت. بعضی از مسافران انگلیسی پس از مسافرت به مناطق گرم جنوب اروپا تصمیم گرفتند یا در طی فصول سرد و یا برای تمام عمر در آنجا بمانند. ولی این تنها یک پیشرفت کوچک بود.
تا قرن نوزدهم توریسم تفریحی به راستی توسعه نیافت. تا هنگامی که مردم کم کم شروع به گذراندن زمستان در آب و هوای گرم تر کردند. یا از مکان هایی مانند چشمه های آب معدنی بازدید کردند که برای سلامتی مفید هستند.مردم برای درمان بیماریهایی از نقرس گرفته تا ناراحتی های کبدی و برونشیت به این چشمه ها می رفتند.
ریشه انگلیسی این صنعت نوین در نام بسیاری از این مکان ها دیده می شود. نیس یکی از اولین و خوش ساخت ترین مناطق برای گذراندن تعطیلات است که در ریوا در فرانسه واقع شده ، گردشگاه وسیعی در امتداد خط ساحلی که تا به امروز به عنوان تفرج گاه فرشتگان شناخته شده و یا در مناطق تاریخی در قاره اروپا ، هتل های کاخ مانند خوش ساخت با این اسامی شناخته می شوند. هتل بریستون ، هتل کارلتون یا هتل مجستیک که نشانی از تسلط و نفوذ مشتریان انگلیسی است به نواحی که در سالهای اولیه ساخته شده اند. حتی ورزشهای زمستانی در واقع به عنوان ورزش تفریحی و نه روشی برای جا به جابب توسط طبقات خوش گذرات انگلیسی ابداع شدند.
این توریست های انگلیسی بودند که ورزشهای زمستانی را در روستای زرمات « والاس در سوئیس ) ابداع کردند.
تا قبل از اینکه اولین توریست ها وارد دهکده زرمات شوند، روستائیان دیدگاهشان نسبت به زمستان زمانی بود که بهترین کار ماندن در خانه و ساختن ساعت های دیوار کوب یا اشیاء مکانیکی دیگر بود! .
وزرش سازمان دهی شده بیش از راه یافتن به کشورهای دیگر در انگلستان به تکامل دست یافته بود. واژگان ورزشی شاهد این امر است : راگبی ، فوتبال و بوکس همه ورزشهای انگلیسی هستند. و حتی تنیس را در واقع یک ورزش فرانسوی است توسط یک انگلیسی تدوین شد و به صورت رسمی به اجراء در آمد. و اولین مسابقه قهرمانی تنیس را نیز انگلیسی ها در قرن 19 در ویمبلدون برگذار کردند. ورزش های زمستانی پاسخی طبیعی به طبقه خواستار تفریح بود که به دنبال سرگرمی برای سردترین فصل سال بودند.
توریسم جمعی تا زمانی که دو چیز پدید نیامده بودند توسعه نیافت.
1 . آموختن زبان هاب مختلف که به حمل و نقل تعداد زیادی مسافر در زمان کوتاه به تفرج گاه ها کمک کرد.
2. پیشرفت وضع اقتصادی که به طبع آن تعداد بیشتری از مردم از مزایای زمان تفریح و استراحت خود برخوردار شدند.
بزرگترین تحول اختراع راه آهن بود که در پنجم جولای 1841 اولین تور گروهی در تاریخ را هماهنگ کرد. بدین ترتیب یک ترن را برای گروهی از پیروان اصل منع استعمال مشروبات الکلی به صورت در بست کرایه کرد (بصورت چارتر) که از لستر به رالی (راهپیمایی) در شهر راف برو می رفتند که 20 مایل با آنجا فاصله داشت. کوک بلافاصله پتانسیل تجاری پنهان در این بخش را متوجه شد و تبدیل به اولین برگزار کننده تور شد.
بزودی دیگران نیز از وی پیروی کردند و نتیجه این شد که صنعت توریسم به سرعت در اوائل دوران سلطنت ملکه ویکتوریا توسعه یافت. در ابتدا این حرکت توسط طیقه متوسط در حال رسد حمایت شد که میتوانستند مرخصی کاری بگیرند و استطاعت مالی مسافرت رفتن را داشتند و حتی می توانستند مدت زمانی در پانسیون ها بمانند.
در هر صورت ، اعلامیه بانک تعطیلات در سال 1871 برای اولین بار حق قانونی کارگران برای رفتن به تعطیلات را تصویب کرد. حتی اگر در این زمان به آنها پولی پرداخت نمی شد.
ترکیب مسافرتهای کوتاه مدت ، تسهیلات سفری و مسافرت به این مفهوم بود که اولین تفرج گاه هایی که در انگلستان پدید آمدند شهرهای کوچک ساحلی بودند که تا سرحد امکان به شهرهای مهم و مرکزی و صنعتی در حال رشد نزدیک بودند.
مردمی که در شهرهای صنتعی شمالی زندگی می کردند می توانستند به بلک پول در لنک شایر
، و اسکاربرو در « یورک شایر ) بروند. ساکنین مریلندز به وسترن – سوپر – مردر سامرست و اسکنیس در لینکولن شایر می رفتند. و ساکنین لندن نیز به ساوت اند آن-سی ، براود استرز ، برایتون ، ایست بورن و عده ای هم به مکان های کمتر شناخته شده می رفتند. ولی به مدت 1 قرن ، توریسم به صورت صنعت ملی باقی ماند. تعداد کمی از تفرج گاه ها مانند بس و هروگیت در داخل جزیره بوجود آمدند . روندی که به کمک شرکت هلندی سنتر پارکس سرعت بخشیده شد.
روند مشابهی در کشورهای دیگر نیز مشاهده شد. هر چند با سرعتی کمتر که نشان می داد انگلستان قرن نوزدهم در امر صنعتی سازی از کشورهای دیگر پیشی گرفته است. بیلی بوتلن کمپهای تعطیلات ارزان قیمتی به سبکه کلبه با تسهیلات مقرون به صرفه و آذوقه کافی ساخت که در نزدیک ساحل های زیبا قرار داشتند. شرکت های دیگر مانند پونتینس این کار را تقلید کردند ولی با افزایش تعداد تورهای دسته جمعی و رفاهی که مسافران در خانه به آن عادت کرده بودند محبوبیت آنها کاهش یافت.در آمریکا ، اولین تفرج گاه ساحلی بزرگ به سبکه اروپائی آتلانتیک سیتی،نیوجرسی بود.
در قاره اروپا، اولین تفرج گاه ها شامل اوستند ( که ساکنین بروکسل به آن جا می رفتند ) و بولونیه – سور – مر ( پا – د – کلر ) و دوویی « کالوادوس ) ( که پاریسی ها به آنجا می رفتند .
به هر صورت ، افزایش سرعت خط راه آهن به مفهوم پیشرفت صنعت آرام صنعت توریسم حتی به طور بین المللی بود. تا سال 1901 تعداد کسانی که از طریق کانال انگلیس از انگلیس به فرانسه و بلژیک می رفتند از نیم میلیون نفر در سال بود.
پدیده دیگری که به پیشرفت صنعت توریسم کمک کرد تعطیلات از پیش پرداخت شده بود . تا سال 1925 کارفرمایان بابت تعطیلات 108 میلیون کارگری که کار یدی انجام می دادند ، پول پرداخت می کردند. تا سال 1939 11 میلیون نفر به تعطیلات از پیش پرداخت شده رفتند ( 30% خانواده ها از این موقعیت استفاده کردند) .
از سال 1963 آنچه که خط راه آهن برای توریسم داخلی انجام داده بود خطوط هوایی و تورهای دسته جمعی برای توریسم بین المللی انجام دادند. امروزه ساکنین لندن به همان سادگی که 100 سال پیش به برایتون می رفتند میتوانند به بریندلی بروند.
توریسم تبدیل به صنعتی بسیار پول ساز شده ، و به سرعت در حال افزایش در کشورهای پیشرفته با سرعتی بیشتر از رشد سالیانه است. توریسم پذیری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با سرعت بسیاری در حال افزایش است که اغلب در این کشورها این شاخه توریسم مهم ترین فعالیت اقتصادی در GDP محلی است.
توریسم جمعی در سالهای اخیر رو به زوال و کسادی گذاشته است . کوستادل سول و بالیئارس که در دهه 1980 و 1990 میلیونها توریست را به خود جذب کرده بودند و حتی تفرج گاه های دیگر که تعداد کمتری توریست جذب کرده بودند روی به کسادی هستند. مقل کن کان .اکثریت معتقدند که این تفرج گاه ها کثیف و زشت شده اند و با وجود محبوبیتشان در گذشته دیگر از آن جلال و شکوه قدیم خبری نیست . اقتصاد توریسم جمعی در سالهای اخیر به شدت ضربه خورده است و نمونه های آن حملات تاریخچه نظر دهید
|
ميان مؤثر بودن (انجام كار درست) و كارآيي (انجام درست كار) تفاوت وجود دارد. |
پيتر دراكر |
|
بهرهوري، انجام كار درست به روش درست است. |
پيتر دراكر |
|
يك راه براي افزايش بهرهوري، انجام سريعتر كاريست كه به آن مشغوليم، راه ديگري كه وجود داد اين است كه ماهيت كاري را كه انجام ميدهيم را تغيير دهيم. |
گروو |
|
مشكلات بهرهوري، ناشي از عملكرد بد كاركنان نيست بلكه ناشي از عملكرد بد مديريت است. |
دمينگ |
|
افزايش بهرهوري، وظيفه كارگر نيست بلكه وظيفه مديران است. |
شرير |
|
بهرهوري، يعني انجام كارهايي كه تا كنون قادر به انجام آن نبودهايم. |
مانزي |
|
بيشتر داشتن، مهم نيست؛ چگونه استفاده كردن مهم است. |
مجله بهرهوري |
|
يك راه افزايش بهرهوري، آموزش مديران است. |
وودساير |
|
تنها عامل بقا در دنياي بيترحم رقابت، افزايش بهرهوري است. |
مجله بهرهوري |
|
شركت «ميتاگ» از طريق استقرار نظام پيشنهادات، توانسته 20% بهبود بهرهوري داشته باشد. |
مجله تدبير |
|
تا زماني كه بهتر شدن بهترين است، براي كمتر از آن برنامهريزي نكنيد. |
گاري ريچارد |
|
براي ثروتمند شدن، تنها دانستن راه درآمد كافي نيست، بايد راه خرج كردن را هم به خوبي دانست. |
فرانكلين |
|
توليد سالانه هر ملتي، تنها با افزايش تعداد كاركنان بهرهور و با ارتقاي بهرهوری كاركنان موجود، افزايش مييابد. |
آدام اسميت |
|
ولخرج امروز، گداي فرداست. |
ابوالعلا |
|
در همه حال بايد عينك بهرهوري را به چشم و متر بهرهوري را در دست داشته باشيم. |
عسگري |
|
منابع طبيعي ارزشمند، مزيت رقابتي خود ا از دست دادهاند. |
لستر تارو |
|
فراگيري را از بهترينها آغاز كنيد. |
ناشناس |
|
اگر بچه ما بهتر از ما نباشد، هم ما و هم بچه ما بازندهايم. |
ضربالمثل چيني |
|
زياد كار كردن مهم نيست، درست كار كردن مهم است. |
پارهتو |
|
«تجربه» يك معلم سختگير است: اول امتحان ميكند، بعد درس ميدهد. |
ورنون لاو |
|
هرگز روشهاي سادهتر را اگر مؤثرند به روشهاي پيچيده تبدیل نكنيد. |
كارلمنهايم |
جملات كوتاه و الهام بخش در رابطه با زمان پروردگارا ... پروردگارا ، در خانه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری ، که من چون تویی دارم تو چون خودی نداری بخشی از دعای عرفه امام حسین (ع) خدايا چنانم ترسان خودت کن که گويا مى بينمت و به پرهيزکارى از خويش خوشبختم گردان و به واسطه نافرمانيت بدبختم مكن و در سرنوشت خود خير برايم مقدر کن و مقدراتت را برايم مبارك گردان تا چنان نباشم که تعجيل آنچه را تو پس انداخته اى بخواهم و نه تاخير آنچه را تو پيش انداخته اى خدايا قرار ده بى نيازى در نفس من و يقين در دلم و اخلاص در کردارم و روشنى در ديده ام و بينايى در دينم و مرا از اعضا و جوارحم بهره مند کن و گوش و چشم مرا وارث من گردان و ياريم ده بر آنكس که به من ستم کرده و انتقام گيرى مرا و آرزويم را درباره اش به من بنمايان و ديده ام را در اين باره روشن کن خدايا محنتم را برطرف کن و زشتيهايم بپوشان و خطايم بيامرز و شيطان و اهريمنم را از من بران و ذمه ام را از گِرو برَهان و قرار ده خدايا براى من درجه والا در آخرت و در دنيا خدايا حمد تو را است که مرا آفريدى و شنوا و بينا قرارم دادى و ستايش تو را است که مرا آفريدى و از روى مهرى که به من داشتى خلقتم را نيكو آراستى در صورتيكه تو از خلقت من بى نياز بودى پروردگارا به آنطور که مرا پديدآوردى و در خلقتم اعتدال بكار بردى پروردگارا به آنطور که بوجودم آوردى و صورتم را نيكو کردى پروردگارا به آنطور که به من احسان کردى و عافيتم دادى پروردگارا آنچنانكه مرا محافظت کردى و موفقم داشتى پروردگارا آنچنانكه بر من انعام کرده و هدايتم فرمودى پروردگارا چنانچه مرا مورد احسان قرار داده و از هر خيرى به من عطا کردى پروردگارا آنچنانكه مرا خوراندى و نوشاندى پروردگارا آنچنانكه بى نيازم کردى و سرمايه ام دادى پروردگارا آنچنانكه کمكم دادى و عزتم بخشيدى پروردگارا آنچنانكه مرا از خلعت باصفايت پوشاندى و از مصنوعاتت به حد کافى در اختيارم گذاردى درود فرست بر محمد و آل محمد و کمكم ده بر پيش آمدهاى ناگوار روزگار و کشمكشهاى شبها و روزها و از هراسهاى دنيا و اندوههاى آخرت نجاتم ده و از شر آنچه ستمگران در زمين انجام دهند مرا کفايت فرما خدايا از آنچه مى ترسم کفايتم کن و از آنچه برحذرم، نگاهم دار و خودم و دينم را حفظ کن و در سفر محافظتم کن و در خانواده و مالم جانشين من باش و در آنچه روزيم کرده اى برکت ده و مرا در پيش خودم خوار کن و در چشم مردم بزرگم کن و از شر جن و انس بسلامتم بدار و به گناهان رسوايم مكن و به انديشه هاى باطنم سرافكنده ام مكن و به کردارم دچارم مساز و نعمتهايت را از من مگير و بجز خودت به ديگرى واگذارم مكن. گلچین زندگی 1 ( ) Express an affirmative attitude toward others and ourselves. دیدگاه مثبتی نسبت به دیگران و خودمان داشته باشیم. . Complement people if they do well كار خوب دیگران را با خوشرویی بپذیریم. Be polite, honest, and considerate. مودب ، صادق و با ملاحظه باشیم. Focus on the best in individuals, not their faults or shortcomings. روی بهترین صفات و ویژگیهای افراد تمركز كنیم ، نه روی اشتباهات و كاستیهای آنها. Applaud people's achievements. Appreciate their creativity. پیروزیها و موفقیتهای افراد را تحسین كنیم. از ابتكارات و خلاقیتهای آنها قدردانی كنیم. Respect their uniqueness. به یگانگی و فردیت آنها احترام بگذاریم. Learn to forgive and forget. یاد بگیریم ( اشتباهات افراد را ) ببخشیم و فراموش كنیم. Learn to heal and respect. بیاموزیم ( درگرفتاريهای دیگران ) التیامبخش باشیم و به آنها احترام بگذاریم. Learn to modify and improve. بیاموزیم ( چیزها را ) اصلاح كنیم و بهبود ببخشیم. Do not return evil act for evil act. كار بد ( دیگران ) را با كار بد پاسخ ندهیم. Do not be vengeful, vindictive, or spiteful. انتقام جو ، تلافیكننده و كینهتوز نباشیم. Learn to make exceptions, be flexible. یاد بگیریم استثناء قایل شویم و انعطاف پذیر باشیم. Be willing to change your mind and to admit when you are wrong. در صورت نیاز در افكار و تصمیماتمان تجدید نظركنیم واشتباهاتمان را بپذیریم. Try to help others if you can. Be pleased if they succeed. بكوشیم تا میتوانیم به دیگران كمك كنیم. با موفقیت آنها خوشحال شویم. Abandon jealousy, hatred, cynicism, revenge, or greed. حسادت، تنفر، بدگمانی ،كینه توزی، یا طمع جویی را ترك كنیم. یادتون نره که همیشه یک جمله مثبت رو با خودتون تکرار کنید . مثلا در طور روز هر وقت یادتون بود با خودتون بگید . زندگی یک انتخاب است و من شادی و خوشبختی را انتخاب می کنم . بادتون باشه مهم نیست چقدر مشکلات یا نیروهای مخالف در زندگی شما وارد بشن . مهم اینه که شما چه واکنشی به اونها نشون می دید . خوشبختی و شادی در نداشتن مشکلات نیست خوشبختی در حرکت کردن ماست حتی در طوفان . تنها زمانی احساس زنده بودن می کنید که به سمت هدفتان در پیش باشید . هفت پند مولانا ۱- در بخشيدن خطای ديگران مانند شب باش ۲- در فروتنی مانند زمين باش ۳- در مهر و دوستی مانند خورشيد باش ۴- هنگام خشم و غضب مانند کوه باش ۵- در سخاوت و کمک به ديگران مانند رود باش ۶- در هماهنگی و کنارآمدن با ديگران مانند دريا باش ۷- خودت باش همانگونه که مينمايی گفتاری از کنفسیوس مراقب افکارت باش ، چون افکارت ، گفتارت را می سازد.
مراقب گفتارت باش ، چون گفتارت ، اعمالت را می سازد. مراقب اعمالت باش ، چون اعمالت ، عادتهایت را می سازد. مراقب عادتهایت باش ، چون عادتهایت ، شخصیتت را می سازد. مراقب شخصیتت باش ، چون شخصیتت ، سرنوشتت را می سازد استاد می گوید: دوخدا وجود دارد. خدای که استادان دانشگاه درباره او به ما می آموزند , و خدایی که خود به ما می آموزد . خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند, و خدایی که خود با ما سخن می گوید . خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم , و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید . دو خدا وجود دارد. خدایی که در بلنداست , و خدایی که در زندگی روزمرِه ما حضور دارد. خدایی که از ما می طلبد, و خدایی که قرض های ما را می بخشد . خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند , و خدایی که بهترین راه را به ما نشان می دهد . دو خدا وجود دارد. خدایی که ما را زیر بار گناهان خرد می کند, و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد. مکتوب اثر پائلو کوئلیو صد سخن از کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم . 1 هر چه فرزند آدم پیرتر میشود ، دو صفت در او جوانتر میگردد : حرص و آرزو . . 2 دو گروه از امت من هستند که اگر صلاح یابند ، امت من صلاح مییابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد میشود : علما و حکام . . 3 شما همه شبان و مسؤول نگاهبانی یکدیگرید . . 4 نمیتوان همه را به مال راضی کرد اما به حسن خلق ، میتوان . . 5 ناداری بلاست ، از آن بدتر ، بیماری تن ، و از بیماری تن دشوارتر ، بیماری دل . . 6 مؤمن ، همواره در جستجوی حکمت است . . 7 از نشر دانش نمیتوان جلو گرفت . . 8 دل انسانی همچو پری است که در بیابان به شاخه درختی آویزان باشد ، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زیر و رو میشود . . 9 مسلمان آن است که مسلمانان از دست و زبان او در آسایش باشند . . 10 رهنمای به کار نیک ، خود کننده آن کار است . . 11 هر دل سوختهای را عاقبت پاداشی است . . 12 بهشت زیر قدمهای مادران است . . 13 در رفتار با زنان ، از خدا بترسید و آنچه درباره آنان شاید ، از نیکی دریغ ننمائید . . 14 پروردگار همه یکی است و پدر همه یکی . همه فرزند آدمید و آدم از خاک است . گرامیترین شما نزد خداوند ، پرهیزکارترین شماست . . 15 از لجاج بپرهیزید که انگیزه آن ، نادانی و حاصل آن ، پشیمانی است . . 16 بدترین مردم کسی است که گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و باز از او بدتر کسی است که مردم از گزند او در امان و به نیکی او امیدوار نباشند . . 17 خشم مگیر و اگر گرفتی ، لختی در قدرت کردگار بیندیش . . 18 چون تو را ستایش کنند ، بگو ای خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمیدانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه میگویند قرار مده . . 19 به صورت متملقین ، خاک بپاشید . . 20 اگر خدا خیر بندهای را اراده کند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار میدهد . . 21 صبح و شامی بر مؤمن نمیگذرد مگر آنکه بر خود گمان خطا ببرد . . 22 سختترین دشمن تو ، همانا نفس اماره است که در میان دو پهلوی تو جا دارد . . 23 دلاورترین مردم آن است که بر هوای نفس ، غالب آید . . 24 با هوای نفس خود نبرد کنید تا مالک وجود خود گردید . . 25 خوشا به حال کسی که توجه به عیوب خود ، او را از توجه به عیوب دیگران باز دارد . . 26 راستی به دل آرامش میبخشد و از دروغ ، شک و پریشانی میزاید . . 27 مؤمن آسان انس میگیرد و مأنوس دیگران میشود . . 28 مؤمنین همچو اجزاء یک بنا ، همدیگر را نگاه میدارند . . 29 مثل مؤمنین در دوستی و علقه به یکدیگر ، مثل پیکری است که چون عضوی از آن به درد بیاید ، باقی اعضا به تب و بی خوابی دچار میشوند . . 30 مردم مانند دندانههای شانه ، با هم برابرند . . 31 دانش جوئی بر هر مسلمانی واجب است . . 32 فقری سختتر از نادانی و ثروتی بالاتر از خردمندی و عبادتی والاتر از تفکر نیست . . 33 از گهواره تا به گور ، دانشجو باشید . . 34 دانش بجوئید گرچه به چین باشد . . 35 شرافت مؤمن در شب زندهداری و عزت او در بی نیازی از دیگران است . . 36 دانشمندان ، تشنه آموختناند . . 37 دلباختگی ، کر و کور میکند . . 38 دست خدا با جماعت است . . 39 پرهیزکاری ، جان و تن را آسایش میبخشد . . 40 هر کس چهل روز به خاطر خدا زندگی کند ، چشمه حکمت از دلش به زبان جاری خواهد شد . . 41 با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسندیدهتر است . . 42 بهترین دوست شما آن است که معایب شما را به شما بنماید . . 43 دانش را به بند نوشتن در آورید . . 44 تا دل درست نشود ، ایمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود . . 45 تا عقل کسی را نیازمودهاید ، به اسلام آوردن او واقعی نگذارید . . 46 تنها به عقل میتوان به نیکیها رسید . آنکه عقل ندارد از این تهی است . . 47 زیان نادانان ، بیش از ضرری است که تبهکاران به دین میرسانند . . 48 هر صاحب خردی از امت مرا چهار چیز ضروری است : گوش دادن به علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل کردن . . 49 مؤمن از یک سوراخ ، دوبار گزیده نمیشود . . 50 من برای امت خود ، از بی تدبیری بیم دارم نه از فقر . دیگران است . . 36 دانشمندان ، تشنه آموختناند . . 37 دلباختگی ، کر و کور میکند . . 38 دست خدا با جماعت است . . 39 پرهیزکاری ، جان و تن را آسایش میبخشد . . 40 هر کس چهل روز به خاطر خدا زندگی کند ، چشمه حکمت از دلش به زبان جاری خواهد شد . . 41 با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسندیدهتر است . . 42 بهترین دوست شما آن است که معایب شما را به شما بنماید . . 43 دانش را به بند نوشتن در آورید . . 44 تا دل درست نشود ، ایمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود . . 45 تا عقل کسی را نیازمودهاید ، به اسلام آوردن او واقعی نگذارید . . 46 تنها به عقل میتوان به نیکیها رسید . آنکه عقل ندارد از این تهی است . . 47 زیان نادانان ، بیش از ضرری است که تبهکاران به دین میرسانند . . 48 هر صاحب خردی از امت مرا چهار چیز ضروری است : گوش دادن به علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل کردن . . 49 مؤمن از یک سوراخ ، دوبار گزیده نمیشود . . 50 من برای امت خود ، از بی تدبیری بیم دارم نه از فقر . . 53 تملق ، خوی مؤمن نیست . . 54 نیرومندی به زور بازو نیست ، نیرومند کسی است که بر خشم خود غالب آید . . 55 بهترین مردم ، سودمندترین آنان به حال دیگرانند . . 56 بهترین خانه شما آن است که یتیمی در آن به عزت زندگی کند . . 57 چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نیک . . 58 رشته عمل ، از مرگ بریده میشود مگر به سه وسیله : خیراتی که مستمر باشد ، علمی که همواره منفعت برساند ، فرزند صالحی که برای والدین دعای خیر کند . . 59 پرستش کنندگان خدا سه گروهند : یکی آنان که از ترس ، عبادت میکنند و این عبادت بردگان است ، دیگر آنان که به طمع پاداش ، عبادت میکنند و این عبادت مزدوران است ، گروه سوم آنان که به خاطر عشق و محبت ، عبادت میکنند و این عبادت آزادگان است . . 60 سه چیز نشانه ایمان است : دستگیری با وجود تنگدستی ، از حق خود به نفع دیگری گذاشتن ، به دانشجو علم آموختن . . 61 دوستی خود را به دوست ظاهر کن تا رشته محبت محکمتر شود . . 62 آفت دین سه چیز است : فقیه بدکار ، پیشوای ظالم ، مقدس نادان . . 63 مردم را از دوستانشان بشناسید ، چه ، انسان همخوی خود را به دوستی میگیرد . . 64 گناه پنهان ، به صاحب گناه زیان میرساند ، گناه آشکار ، به جامعه . . 65 در بهبودی کار دنیا بکوشید اما در کار آخرت چنان کنید که گوئی فردا رفتنی باشید . . 66 روزی را در قعر زمین بجوئید . . 67 چه بسا که از خودستائی ، از قدر خود میکاهند و از فروتنی ، بر مقام خود میافزایند . . 68 خدایا ! فراخترین روزی مرا در پیری و پایان زندگی کرامت فرما . . 69 از جمله حقوق فرزند بر پدر این است که نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و چون بالغ شد ، او را همسر انتخاب کند . . 70 صاحب قدرت ، آن را به نفع خود به کار میبرد . . 71 سنگینترین چیزی که در ترازوی اعمال گذارده میشود ، خوشخوئی است . . 72 سه امر ، شایسته توجه خردمند است : بهبودی زندگانی ، توشه آخرت ، عیش حلال . . 73 خوشا کسی که زیادی مال را به دیگران ببخشد و زیادی سخن را برای خود نگاهدارد . . 74 مرگ ، ما را از هر ناصحی بینیاز میکند . . 75 اینهمه حرص حکومت و ریاست و اینهمه رنج و پشیمانی در عاقبت ! . 76 عالم فاسد ، بدترین مردم است . . 77 هر جا که بدکاران حکمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند ، باید منتظر بلائی بود . . 78 نفرین باد بر کسی که بار خود را به دوش دیگران بگذارد . . 79 زیبائی شخص ، در گفتار اوست . . 80 عبادت ، هفت گونه است که از همه والاتر ، طلب روزی حلال است . . 81 نشانه خوشنودی خدا از مردمی ، ارزانی قیمتها و عدالت حکومت آنهاست . . 82 هر قومی شایسته حکومتی است که دارد . . 83 از ناسزا گفتن ، بجز کینه مردم ، سودی نمیبری . . 84 پس از بت پرستیدن ، آنچه به من نهی کردهاند ، در افتادن با مردم است . . 85 کاری که نسنجیده انجام شود ، بسا که احتمال زیان دارد . . 86 آنکه از نعمت سازش با مردم محروم است ، از نیکیها یکسره محروم خواهد بود . . 87 از دیگران چیزی نخواهید گرچه یک چوب مسواک باشد . . 88 خداوند دوست ندارد که بندهای را بین یارانش ، با امتیاز مخصوص ببیند . . 89 مؤمن ، خندهرو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناک . . 90 اگر فال بد زدی ، به کار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردی ، فراموش کن و اگر حسود شدی ، خوددار باش . . 91 دست یکدیگر را به دوستی بفشارید که کینه را از دل میبرد . . 92 هر که صبح کند و به فکر اصلاح کار مسلمانان نباشد ، مسلمان نیست . . 93 خوشروئی کینه را از دل میبرد . . 94 مبادا که ترس از مردم ، شما را از گفتن حقیقت باز دارد ! . . 95 خردمندترین مردم ، کسی است که با دیگران بهتر بسازد . . 96 در یک سطح زندگی کنید تا دلهای شما در یک سطح قرار بگیرد . با یکدیگر در تماس باشید تا بهم مهربان شوید . . 97 هنگام مرگ ، مردمان میپرسند از ثروت چه باقی گذاشته ؟ فرشتگان میپرسند از عمل نیک چه پیش فرستاده ؟ . . 98 منفورترین حلالها نزد خداوند ، طلاق است . . 99 بهترین کار خیر ، اصلاح بین مردم است . . 100 خدایا مرا به دانش ، توانگر ساز و به بردباری ، زینت بخش . یادتون نره !!!!!! تا می توانی در تاریکی شمعی روشن کن هر دم از عمـــر مي رود نفسي چون نگه ميكنم نمانده بسي اي كه پنجاه رفت و در خوابي مگـــر اين پنج روزه دريابی وقت شما عمر شماست. باد هميشه در سمتي كه ما مي خواهيم نمي وزد، اما بايد بدانيم كه چگونه قايق زمانمان را به هر جا كه بخواهيم رهسپار كنيم. رئيس وقت خودتان باشيد. برنامه ريزي يعني ذخيره سازي زمان . دانه از آن پرنده ايست كه زود برميخيزد. بزرگترين حادثهها، در شلوغ ترين لحظههاي ما اتفاق نمي افتد، بلكه در آرامترين آنها رخ ميدهند. كسي كه زمان خود را در گير كارهاي جزيي كرده است ، ديد كلان را از دست ميدهد . هرروز وقتي را براي فكر كردن اختصاص دهيد تا صرفه جويي در زمان داشته باشيد. اگر بخواهيد وقت خود را صرف پاسخگويي به انتقادات ديگران نماييد، ديگر فرصتي براي انجام كار نداريد. هر كسي كه دو روزش مساوي باشد مغبون است. در تاخيرآفاتي نهفته است. فرصتها دير به دست ميآيند و زود از دست ميروند. از آهسته رفتن مترس و از ايستادن بترس. هرگزكاري كه امروز قادر هستيد آن را انجام دهيد به فردا مگذاريد زيرا، امروز همان فردايي است كه منتظرش هستيد. دم غنيمت دان كه دنيا يك دم است. هر كه با دم همدم است او آدم است. كسي را كه براي پول كار مي كند استخدام نكنيد.كساني را استخدام كنيد كه در صورت لزوم به ساعتشان نگاه نكنند . كساني كه در انتظار زمان نشسته اند آن را از دست خواهند داد. اگر خودتان را براي آينده آماده نسازيد، به زودي متوجه خواهيد شدكه مديري متعلق به گذشته هستيد. ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند. مردان شجاع فرصت مي آفرينند و ترسوها و ضعيفان منتظر فرصت مي نشينند. شانس و اقبال به معناي استفادهي به جا از فرصتهاي پيش آمده است. كاميابي و موفقيت امروز نتيجهي تلاش و كوشش ديروز است. كسي كه به اميد شانس نشسته باشد سالها پيش مرده است. تنها سرمايهي ما وقت است كه اگر رفت بر نميگردد. كساني كه نميتوانند فرصت كافي براي تفريح بيابند دير يا زود وقت خود را صرف معالجه ميكنند. . بهترين راه آماده شدن براي فردا اين است كه كار امروز را عالي انجام دهيم. ياد بگيريم كمتر صحبت كنيم تا زودتر به مقصد برسيم. يك روز زندگي در روشنايي، بهتر است از صد سال عمر در تاريك. آن هايي كه كار امروز را به فرد ا مي اندازند مطمئناً كار فردا را به روز بعد موكول خواهند كرد . براي شب پيري در روز جواني بايد چراغي تهيه كرد. اگر دربارهي آينده نيانديشيد يقيناً آيندهاي هم نخواهيد داشت. بدترين روزگار، روزگاري است كه نادانان ياوه ببافند و دانايان خاموش نشينند. اگر آن چه از گذشته تجربه گرفته ايم درآينده به كار بريم، مثل اين است كه دوباره عمر كرده ايم. كساني كه در انتظار زمان بنشينند آن را از دست خواهند داد. موفقيت در كار يعني استفادهي مطلوب از زمان . زمان را نه ميتوان خريد، نه ميتوان ذخيره كرد و نه ميتوان متوقف ساخت. نه قهرمان وقت باشيد و نه قرباني وقت. وقت عزيز است آن را جز به عزيزترين چيز مشغول نكنيد. وقت همان است كه تو در آني. چه ما را غفلت بشد روزگار تو باري دمي چند فرصت شمار زمان همانند يك تير از كمان رها شده است كه هرگز بازنميگردد. جملات الهام بخش 1- از امر كردن به مردم در چگونگی انجام كارها دست بردار و به جاي آن ، آنچرا كه لازم است انجام شود يارآوري كن . چه بسا كه از راه حلهاي خلاقانه آنها حيران شوي .2- تقليد مكن ، مبتكر باش.3-هميشه تمیز و مرتب باش. 4-به هیچ سياستمداري اعتماد نكن .5-از آن حد كه لازم است مهربانتر باش. 6- هر بهار گل بكار .7-با هدف زندگي كن . ۸-چند جوك سالم و مؤدبانه در ذهن داشته باش9- موقع دعوا اگر چاره اي نداشتي ، اول بزن و محكم بزن.10-در هر حيطه اي كه میتوانی تدریس كن. 11- د ر هر زمينه اي كه میتوانی بیاموز.12-همانگونه كه دوست داری با تو رفتار شود با ديگران رفتاركن . 13- موسیقی بزرگان را بشناس.1۴- هیچ وقت هدیه دوستان را رد نكن 15-هيچ وقت جلوی هیچ کس سر فرود نیاور و گردن کج نکن.16-به استادانت احترام بگذار .17-- زباله ها را بدون آنکه به تو گفته شود بیرون ببر.18-سر پوش خمیردندان را همیشه ببند .19- تقصیرها را به گردن دیگران نینداز و مسئولیت هر گوشه از زندگیت را بپذیر.20- عزیزانت را با هدایای کوچک و دور از انتظار غافلگیرکن. 21- راز نگهدار باش .22-بهترین امکانات را از بدترین شرایط بساز.23-بعد از آنکه فرزندت را ادب کردی , او را در آغوش بگیر.24-بیاموز با دستان خودت چیزهای زیبا بیافرینی.25-بهترین چیزها را بخواه و برای پرداخت بهای آن مشتاق باش. 26-دست ديگران را به گرمی و محكم بفشار. 27- حداقل يكبار در سال به تماشای طلوع خورشید بنشين .28-هر سال روز تولدت يك درخت بكار .29- پایتخت همه کشورها را بدان.30- هميشه يك چراغ قوه و چند باطّری اضافه در زیر تختخواب و يا دانشور اتومبیل خود داشته باش.30- در بازی با کودکان اجازه بده آنها برنده باشند.31- در حين رانندگی ا ز کمربند ایمنی استفاده كن .32- هميشه میز و محل كارت را تمیز و مرتب نگهدار. 33- به مناسبت عید نوروز کارتهای بسیاری برای فامیلان وآشنایان بفرست 34- از سه دین غير از دین خودت ، اطلاعات كلي داشته باش.35- همیشه انتظار نداشته باش ديگران به پند و اندرزهايت گوش دهند. 36- در حین رانندگی همیشه فاصله ایمنی را با اتومبیل جلويي رعایت كن .37-امروز و فردا نكن وقتی لازم است كاري را انجام دهي ، پس آنرا به انجام برسان38- براي فرزندانت کتاب بخوان.39- براي فرزندانت شعر و آواز بخوان.40- به حرف فرزندانت گوش بده.41- از هر كسي " به قدر كافي خوب است " را به عنوان كفايت در خوب بودن قبول نكن . 42- صاحب نظر باش و اجازه نده دیگران نظرات خود را به تو تحمیل کنند. 43- هر هفته لااقل یک بعد از ظهر را فقط با همسرت بگذران . 44- وفادار باش. 45- هیچ گاه به عزیزانت هدیه ای نده که نشان از اصلاح آنان داشته باشد. 46- بدان که شادی بر اساس موقعیت ، مقام و یا قدرت نیست ، بلکه بر پایه روابط با افرادی است که آنها را دوست میداریم و برایشان احترام قائلیم . 47- از کوچکترین تغییر در هر شخص که در جهت مثبت است، تعریف و تمجید کن. 48- همیشه در کیفیت تمبر داشته باش. هر لحظه ممکن است کارتی را ببینی که برای دوستی یا عزیزی مناسب باشد. 49- زمانی که نوازندگان دوره گرد را میبینی کمی تامل کن و گوش فرا بده، سپس کمک کوچکی به آنها بکن و بگذر. 50- از قانون حقوق مساوی برای کار مساوی حمایت کن. 51- درشراکت، در پرداخت آنچه که واقعاً سهم توست، تاخیر نکن. 52- کار با کامپیوتر را بیاموز. 53- چنانچه خطری بطور جدی سلامتی ات را تهدید کرد ، لااقل به سه پزشک مراجعه کن. 54- از کلوپهای شبانه پرهیز کن. 55- د ر روزهای تعطیل به دیدن و سیاحت از مناطق دیدنی شهر خود بپرداز. 56- در جلسات سعی کن، کمترین فاصله را با سخنران داشته باشی. 57- هر چند وقت یکبار در طبیعت گردش کن. 58- هر روز را با موسیقی مورد علاقه ات آغاز کن. 59- با پزشکان و پرستاران بد رفتاری نکن بخصوص زمانی که در بیمارستان بستری هستی. 60- صورتحصاب بیمارستان را به دقت بخوان . طبق گزارشات در 89 درصد این صورتحسابها به نفع بیمارستان اشتباهی رخ داده است . 61- هیچ گاه پس از جر و بحث و نزاع با همسرت خانه را ترک نکن. 62- قیمت بالاتر به معنای کیفیت بهتر نیست. 63- در مورد مبلمان و پرده خانه ات چنانچه فکر میکنی بیش از 5 سال از آنها استفاده میکنی ، بهترین چیزها را که در توانت هست بخر. 64- همواره به عزیزانت عشق بورز و حتی کوچکترین فرصت ها را برای ابراز عشق و محبت خود از دست نده. 65- یک دیکشنری ( فرهنگ لغت دو زبانه ) خوب داشته باش. ۶۶- یک فرهنگ لغت ( فرهنگ لغت یک زبانه ) خوب در خانه ات داشته باش. 67- همیشه سه اصل مهم را در خرید خانه در نظر داشته باش محله خوب، محله خوب ، محله خوب 68- بدان چه موقع باید حرف بزنی. 69- بدان چه موقع باید سکوت کنی. 70- همیشه و در همه حال حتی با کوچکترین چیزها در صدد بهبود و استحکام زندگی زناشویی خود باش. 71- همیشه و در همه حال حتی با توسل به چیزهای جزیی درصدد بهبود و استحکام وضعیت شغلی خود باش. 72- با کسانی که به داد و ستد با تو می پردازند کار کن. ۷۳- به مشتریان خود بهترین و جذابترین چیزها را ارائه بده. ۷۴- وقتی در حضور دیگران از فرزندانت تعریف و تمجید میکنی ، صدای خود را طوری تنظیم کن که آنها هم بشنوند. ۷۵- هیچ گاه در جمع یا در حضور مهمانان نگو که رژیم دارم. ۷۶- همیشه دستی را که از روی دوستی به طرفت دراز شده، بفشار. ۷۷- چنان زندگی کن که وقتی فرزندانت در مورد عدالت،توجه و راستی فکر میکنند به یاد تو بیفتند . ۷۸- هنگامی که به خارج از شهر می روی از یک نفر خواهش کن روزنامه ها و نشریات روزانه ای را که برایت میرسد جمع آوری کند. زیرا اینها اولین چیزهایی هستند که توجه سارقین را به خود جلب میکنند ۷۹- شوخی کن و لطیفه بگو اما برای سرگرمی و تفریح،نه برای آزار و اذیت دیگران. ۸۰- عکاسی را بیاموز. ۸۱- در هنگام ترافیک راه را برای سایر اتومبیلها برای گردش به چپ یا راست باز بگذار. ۸۲- شجاع باش و حتی اگر شجاع نیستی به آن تظاهر کن. هیچ کس نمیتواند تفاوتی بین آنها قایل شود. ۸۳- سوت بزن. ۸۴- همه لباسهایی را که در طول سه سال گذشته نپوشیده ای به مستمندان ببخش 85- در حد توان مالی و زمانی خود از یک موسسه خیریه حمایت کن. 86- فکر نکن سلامتی امری مسلم و همیشگی است. 87- هنگامی که کاری به تو پیشنهاد میشود در مصاحبه اش شرکت کن، حتی اگر کوچکترین علاقه ای به آن نداشته باشی. 88- هیچ گاه سالگرد ازدواجت را فراموش نکن. 89- هیچ گاه طرف مواد مخدر نرو، و از آنهایی هم که به هر نحوی در این کار هستند دوری کن. 90- از بکار بردن عبارتهای طعنه آمیز خودداری کن. 91- هیچ گاه به کسی اجازه نده به تو بد نگاه کند. 92- شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن زیرا 90 د صد خوشبختی تو به این تصمیم بستگی دارد. 93- هر از گاهی به فرزندانت بگو که چقدر انسانهای خوب و درستی هستند. 94- به فرزندانت نشان بده که به آنان اعتماد داری. 95- از کارت اعتباریت فقط به منظور راحتی و آسایش استفاده کن ، نه برای فخر فروشی. 96- هیچ گاه به مقدسات بی حرمتی نکن. 97- در مقابل هوا و هوسهای نفسانی خود ایستادگی کن. 98- گوش دادن را بیاموز گاهی اوقات فرصتها بسیار آهسته در میزنند. 99- به خلوت فرزندان خود احترام بگذار و قبل از ورود به اتاقشان در بزن. 100- خودت را به مدیر بانکی که در آن حساب سپرده داری معرفی کن. اینکه او شخصاً تو را بشناسد حائز اهمیت است. 101- در نمایشگاه های هنری مدرسه شرکت کن. 102- به علائم محدودیت سرعت توجه کن. 103- همواره در حال اصلاح خویش باش. 104- اجازه نده تلفن در لحظات مهم زندگیت خللی ایجاد کند. اگر تلفنی وجود دارد فقط برای آسایش و راحتی توست. 105- زمان را با غصه خوردن به خاطر اشتباهات گذشته به هدر نده . بلکه از آنها پند بگیر و در جاده زندگی به راهت ادامه بده. 106- در پاسخ به تعارف و تمجیدها یک " تشکر " صمیمانه کافیست. 107- هیچ گاه در آسانسور در مورد کار صحبت نکن چون ممکن است دیگران سخنان تو را به طور اتفاقی بشنوند که البته هیچ گاه به آن پی نخواهی برد. 108- برنده و بازنده خوبی باش. 109- زمان کمتری را برای آنکه بفهمی " حق با که بود " صرف کن ، زمان بیشتری اختصاص بده تا کارهای درست را تشخیص دهی. 110- از کاه کوه نساز . 111- پیش ا ز آنکه دوستی را از رازی مطلع سازی بسیار تامل کن. 112- در خلوت انتقاد کن. 113- هنگامی که خستگی و افسردگی را در صورت کسی میبینی هرگز آنرا به زبان نیاور. 114- بر روی مسائل فرعی کلید نکن. 115- از نصیحت کردن در مورد ازدواج،امور مالی، یا مدل موی افراد دست بردار. 116- با خوبان همنشین شو. 117- به قولت پایبند باش. 118- برای پیروزی در جنگ اصلی، شکست در نبردهای کوچک را مشتاقانه بپذیر. 119- هیچ گاه تحت تاثیر نخستین برخورد خام نشو. 120- به سنتها احترام بگزار. 121- در قرض دادن پول به دوستان احتیاط کن زیرا ممکن است هر دو را از دست بدهی . 122- هیچ فرصتی را برای تعریف و تمجید از کارمندان خوبت از دست نده و ارزش وجود آنها را در شرکت همواره گوشزد کن. 123- یک ظرف مخصوص غذای پرندگان بخر و آنرا در جایی نصب کن تا بتوانی هر روز از پنجره آشپزخانه ات دانه برچیدن آنها را تماشا کنی. 124- هیچ گاه آنچرا که میتواند متحد باشد ، تفکیک نکن. 125- برای بچه ها در سرویس مدرسه دست تکان بده. 126- افراد باهوش تر از خودت را استخدام کن. 127- وقتی با کسی کاری داری برای جلب توجه او بشکن نزن ، از ادب به دور است. 128- همیشه د رهمان بار نخست کار خود را درست و به نحو احسن انجام بده. 129- همیشه بخند . داشتن احساس خوب درونی ، درمان همه درد هاست. 130- هیچ گاه قدرت مهربانی چه در عمل و چه در گفتار را دست کم نگیر. 131- هیچ گاه بخاطر غذای بد از انعام گارسون کم نگذار، زیرا او این غذا را نپخته است. 132- اقدامات لازم در هنگام آتش سوزی را به اعضای خانواده ات آموزش بده و مطمئن شو همه آنچرا که باید بدانند فرا گرفته اند. 133- از گفتن جمله " نمیدانم " ترسی به دل راه نده . از اقرار به اشتباهات نترس و با شجاعت بگو " اشتباه کردم " . 134- در هنگام نیاز از " کمک گرفتن " ابائی نداشته باش. 135- اظهار ندامت و " معذرت خواهی" تو را کوچک نمیکند پس در موقع لزوم راحت عذرخواهی کن. 136- به کسانی که برای گذران زندگی کار میکنند و زحمت می کشند، هر چقدر هم که کارشان جزئی و کوچک باشد، احترام بگذار. 137- اول برای عزیزانت گل بفرست سپس به دنبال دلیلش باش. 138- در بازی ها و مسابقات ورزشی فرزندانت و هنگام اعلام نتایج آنها حضور داشته باش. 139- برای بدست آوردن دل دیگران خودت را هزار تکه نکن. 140- بیاموز که مودبانه و صریح با گفتن یک " نه " جواب رد بدهی . 141- هیچ گاه قدرت اراده ات را برای ایجاد تغییر درخودت ، دست کم نگیر. 142- در تنشها و موقعیتهای استرس زا خونسردی خودت را حفظ کن. 143- بدان که تا مبلغ چک به حساب بانکی ات واریز نشده ، هنوز معامله پایان نپذیرفته است. 144- هیچ گاه حلقه یا انگشتر خود را د ر دستشویی نگذار. ۱۴۵-گاهي سكوت بيش از تمام حرف ها مقصود را بيان مي كند.(منتسكيو) 146- سر مردم را با مشکلات خودت درد نیاور. وقتی کسی جویای احوالت میشود بگو " از این بهتر نمیشود " . وقتی از اوضاع کار سوال میکنند در پاسخ بگو:" عالی، و روز به روز هم بهتر میشود ". 147- یاد بگیر عدم موفقیت خود را به راحتی ابراز کنی ، بدون اینکه خود را در نظر مردم آدمی ناسازگار و مخالف جلوه دهی. 148- حضور ذهن داشته باش. 149- عمداً با هیچ کس دشمنی نکن. 150- در دعوا و مجادله هیچ گاه پیش از آنکه سخنان هر دو طرف را بشنوی قضاوت نکن. 151- نسبت به همه مودب باش. 152- از کمبود وقت گله و شکایت نکن. چرا که دقیقاً از همان تعداد ساعاتی که هلن کلر پاستور ، میکل آنژ ، ماد رترزا، لئوناردو داوینچی، توماس جفرسون برخوردار بودند برخورداری. 153- وقتی ایده خوبی به ذهنت میرسد در انجام آن تاخیر نکن. ممکن است درآن واحد دیگران د ر حال فکر کردن به آن ایده خوب باشند، اما موفقیت نصیب کسی میشود که زودتر از همه اقدام کرده است. 154- مواظب افرادی که از درستی و صداقت دم میزنند، باش. 155- به خاطر داشته باش که برندگان چیزی را انجام میدهند که بازندگان مایل به انجام آن نیستند. 156- کلمه " دفعه دیگر " را جایگزین کلمه" اگر فقط " کن. 157- در مسافرتها نام، شماره تلفن منزل،شماره تلفن یک دوست یا فامیل نزدیک،اطلاعات پزشکی مهم، و شماره تلفن هتل یا محل اقامت خود را روی کارتی یادداشت کن و در کیفت بگذار. 158- کتاب مورد علاقه ات را دوباره بخوان. 159- چنان زندگی کن که در کارنامه اعمالت نوشته شود: " بدون حسرت و پشیمانی " 160- پزشک خوبی در رده سنی خودت انتخاب کن تا با یکدیگر پا به سنین سالخوردگی بگذارید. 161- همیشه با خودت یک دفترچه یادداشت و یک خودکار داشته باش. 162- هر چند وقت یکبار روغن و فیلتر اتومبیلت را تعویض کن. 163- هنگامی که کسی تو را در آغوش می گیرد اجازه بده که خود او تو را رها کند. هرگز خود را از آغوشش بیرون نکش. 164- منشی معصومانه داشته باش. 165- هیچ گاه قبل از اتمام کار بهای آنرا نپرداز. 166- در مورد ارزش پول با فرزندانت صحبت کن و به آنها یاد بده که پس انداز کنند. 167- نکات خوب و مثبت انسانها را ببین. 168- خاطرات والدین خود را از چگونگی ملاقات و نخستین سالهای ازدواجشان ثبت کن. 169- برای وقت دیگران ارزش قایل شو ، چنانچه با کسی بیش از 10 دقیقه کار داری حتماً از پیش قرار بگذار. 170- هیچ گاه در راه رسیدن به آرمان هایت تسلیم نشو . انسانی که رویاهای بزرگ در سر دارد بسیار قدرتمندتر از کسی است که به حقیقتها چسبیده است. 171- همیشه یک شانس دومی برای دیگران قائل شو اما نه بیشتر. 172- وقتی عصبانی هستی دست به هیچ عملی نزن. 173- نخست چیزهای بی اهمیت را تشخیص بده سپس آنها را نا دیده بگیر. 174- برای همسرت بهترین دوست باش. 175- هر جا تبعیض و تعصب نابجا دیدی با آن مبارزه کن. 176- از کار و تلاش فرتوت و فرسوده شدن ، هزار بار بهتر از سکون و سستی و در جای خود زنگ زدن است. 177- با احساس باش. 178- بگذار مردم بدانند که خواهان چه هستی و چه چیزهایی در نظرت بی اهمیت است. 179- تا زمانی که کار جدی پیدا نکردی ، شغل خود را ترک نکن. 180- هیچ گاه از شخصی که چک های حقوقی تو را امضاء می کند انتقاد نکن. اگر از کارت نا راضی هستی استعفا بده. 181- مثبت ترین و سر زنده ترین فردی باش که می شناسی 182- تعمیر نشتی شیر آب را یاد بگیر. 183- ظاهر خوبی داشته باش و به هر مکانی هدفمند و مطمئن وارد شو. 184- نگران نباش که نمی توانی بهترین چیزها را برای فرزندانت تهیه کنی . بهترین هایی را که در توانت هست به آنها بده.
كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم ، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد.
KAI + ZEN = KAIZEN
بهبود مستمر و تدريجي با بهره گيري از مشاركت كاركنان
در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد :
1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند (Muda ) بايد حذف شوند .
2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام مي شوند ( Muri ) با يكديگر تلفيق شوند.
3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند (Mura ) به فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت MU3 اساس اقدامات كارگاه آموزشي گمبا كايزن ( كايزن عملي ) را تشكيل مي دهد.
مراحل اجراي كايزن عملي
1- ناحيه نمونه را انتخاب كنيد .
2- گروه بهبود ( تيم كايزن ) را ايجاد و سازمان دهي كنيد .
3- داده هاي آماري مورد نياز را در ناحيه نمونه با كمك اعضاي گروه گرد آوري كنيد .
4- اعضاي شركت كننده را در كارگاه آموزشي با مفاهيم و ابزارهاي بهبود آشنا كنيد .
5- نظام آراستگي ( 5 ت ) را آغاز كنيد .
6- مودا ( اتلاف ) ها را شناسايي و فهرستي از آنها تهيه كنيد .
7- تحليل علل رويداد اتلاف را در ناحيه نمونه انجام دهيد و راه حلهايي را با استفاده از كار گروهي بیابید.
8- راه حل هايي را كه عملي ترند انتخاب كنيد .
9- هر نوع تغيير فيزيكي در آرايش ناحيه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهيد .
10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآوريد .
11- موفقيت حاصله را به اطلاع ساير همكارانتان برسانيد .
12- نتايج به دست آمده را ارزيابي كنيد تا در مراحل بعدي مورد استفاده قرار گيرند .
13- به سراغ مشكل بعدي برويد .
اصول بيست گانه مديريت در كايزن
1- نگوييد چرا اين كار انجام نمي شود. فكر كنيد چگونه مي توانيد آن را انجام دهيد.
2- در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد.
3- از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد.
4- اگر مرتكب اشتباه شديد ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد.
5- براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد.اگر60%از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد.
6- براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟
7- گمبا محل واقعي رويداد خطاست . سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد.
8- هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد.
9- براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي رسد، آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد.
10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات در نكات ريز است.
11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور ملموس داشته باشد.
12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد.
13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد.
14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است.
15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده تر ميكند. مديريت ارشد بايد با لايه هاي پايين تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
16- انسانها توانايي هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني سازي شغلي براي شكوفا شدن آنها استفاده كنيد.
17- تنها فعاليت هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند.
18- فراموش نكنيد كه 5 ت ، پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است.
19- بر اساس الگوهاي كار گروهي ، مسائل محيط كارتان را حل كنيد.
20- حذف مودا ( اتلاف) فرآيندي پايان ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
كلمات قصار![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۱- ايثار محبت به ديگران نشانه بزرگواري است ۰ (علي ع)
۲-انديشيدن آدمي را به نيكويي ونيكوكاري وا ميدا رد (امام صادق ع)
۳-بايد زياد مطالعه كنيم تا بدانيم هيچ نمدانيم . (مونتسكيو)
بهره وريِ يك تبسم
تبسم خرجي ندارد ولي چيزهاي بسياري را مي آفريند.
تبسم بدون اينكه دهنده اش را فقيركند ، گيرنده اش را غني مي سازد.
تبسم بيش از لحظه اي پايدار نيست ولي خاطره اش گاهي تا ابد باقي است.
تبسم در خانه ، خوشبختي ايجاد مي كند و در تجارت ، حسن نيت ، زيرا تبسم نشانه دوستي و رفاقت است.
تبسم اشعه آفتاب است براي افسردگي و بهترين پادزهر طبيعي است براي ناراحتي.
ادامه دارد............
ما عادت كردهايم با اگرهايمان زندگي كنيم، اگر بزرگ شدم، اگر در كنكور قبول شدم، اگر به دانشگاه رفتم، اگر فارغالتحصيل شدم، اگر ازدواج كردم، اگر بچهدار شدم، اگر خانه خريدم، اگر ماشين خريدم، اگر بچهها بزرگ شدند، اگر بازنشسته شدم و ... همه ما اگرهاي خيلي زيادي را ميشناسيم كه روزانه بكار ميبريم، اگرها بهانههاي آشنايي هستند كه در متن زندگي ما زندگي ميكنند.
بهانههايي كه دست به دست هم ميدهندتا شاد زندگي كردن و احساس خوشبخت بودن را به تأخير بياندازيم، غافل از اينكه زندگي ما در ميان همين اگرها اتفاق ميافتد. هيچ وقتي براي شاد زيستن و شاد بودن بهتر از همين لحظه نيست. درست در همان لحظههايي كه براي تحقق اگرهايمان نقشه ميكشيم و در خستگي اين زندگي غرق ميشويم، بچههايمان بزرگ ميشوند، خودمان پير ميشويم، دوستانمان فراموش ميشوندو......
به اگرهايمان هر روز افزوده ميشود وقتي يكي از اگرهايمان تحقق پيدا ميكند اگرهاي متعدد و متنوع ديگري تجلي پيدا ميكنند اگر منتظر تحقق اگرها بمانيم لذت شادزندگي كردن فراموشمان ميشود. زندگي بدون اگرها امكانپذير نيست مهم اين است كه با دست خودمان بهانه ايجاد نكنيم تا شاديهايمان به فردا موكول نشود. وقتي كه نوبت فردا شد بهانهاي تازه پيدا شده تا خشنودي و شاد بودمان را به روز بعد و روزهاي بعدش موكول كند.
بسياري از ما منتظريم تا اگرهايمان به پايان برسد و موانع يكي پس از ديگري از بين بروند غافل از اينكه اگرها و موانع همان زندگي است. شادي و خوشبختي در مقصد اتفاق نميافتد. بلكه بيشتر در مسير راه اتفاق ميافتد. شادي يافتني نيست بلكه ساختني است بايد هواسمان باشد كه كليد شادماني خود را در جيب اگرها قرار ندهيم خوشبختي يك نوع احساس است كه ميتواند در همه حال اتفاق بيافتد . يكي از رمزهاي شاد بودن، شاد كردن ديگران است. منتظر مرگ عزيزي نباشيد كه بعد از فوتش تاج گلي را به مزارش ببريد.در زمان حياتش يك شاخه گلي را تقديمش كنيد. كسي را كه دوست داريد بعد از مرگش ابرازمحبت نكنيد، در زمان حياتش لبخند كوچكي، قطره اشكي نثارش كنيد لازم نيست بعد از مرگش سيل اشك راه بياندازيد.
خانم باربارد آنجلس در كتاب لحظههاي ناب زندگي جمله جالبي به شرح ذيل بيان ميكند :
اول دلم لك زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم. بعد داشتم ميمردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعد دلم لك زده بود كه ازدواج كنم و بچهدار شوم. بعد هميشه منتظر بودم كه بچههايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم. بعد آرزو داشتم كه بازنشسته شوم و حالا دارم ميميرم كه يك دفعه متوجه شدم « اصلاً يادم رفته بود زندگي كنم » شاد بودن و احساس خوشبختي را به اگرهايمان مربوط نكنيم زيرا اگرها پايان ناپذيرند و بياد داشته باشيم زندگي يك سفر است و هدف نيست.
يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
بعد از تحقيقات گسترده ، تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، 1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !
......
...........
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !! راز نو
اصول مديريت زمان
• چشم اندازها و رويا های ما، بيانيه ماموريت شخصی
• هدف گذاری
• تعيين اولويت
• رعايت اولويت
عمر ما چگونه می گذرد؟
• بيست و پنج سال صرف خوابيدن مي شود.
• هشت سال براي درس خواندن سپري مي شود.
• شش سال دراستراحت كردن مي گذرد.
• هفت سال صرف تعطيلات وتفريح مي شود.
• پنج سال با حرف زدن و مذاكره با ديگران مي گذرد.
• چهارسال براي صرف غذا وقت مي گذرد.
• سه سال به رفت وآمد كردن مي گذرد.
•
به نظر شما ارزش زمان چقدر است؟
• برای دانستن ارزش یک سال ، از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال از درسی نمره نیاورده است بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ماه ، از مادری که نوزادی نارس به دنیا آورده است بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک هفته ، از سردبیر یک هفته نامه بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ساعت ، از عشاقی ! که در انتظار دیدن یکدیگر هستند بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک دقیقه ، از کسی که از قطار جا مانده ا ست بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک ثانیه ، از کسی که درست در لحظه آخر از خطر یک تصادف جان سالم به در می برد بپرسید.
• برای دانستن ارزش یک میلی ثانیه ، از کسی که در مسابقات المپیک به مدال نقره دست یافته است بپرسید.
•
دزدان زمان كدامند؟
• تلفن زدن
• مراجعات شخصی (منظور اربابرجوع نيست بلكه دوستان و همكاران)
• جلسات
• كارهايی كه میبايست به ديگران محول شوند.
• طفرهرفتن و ترديد در تصميمگيری Procrastination and Indecision ) )
• شروع كار آنهم وقتی اطلاعات شما دربارهی آن ناقص است.
• بحران زدگی Fire Fighting) )
• ارتباطات مبهم
• اطلاعات تكنيكی ناقص
• اهداف و اولويتهای مبهم
• فقدان برنامهريزی
• استرس و خستگی
• ناتوانی در گفتن واژهی "نه"
• عدم وجود نظم و ترتيب
عوامل اتلاف وقت كدامند؟
• تلاش بیش از حد در یک کار
• تعلل کردن و پشت گوش انداختن
• وقفه ایجاد کردن در میان یک کار
• گوش ندادن
• ناتوان بودن در گفتن "نه"
• ناتوان بودن در نتظیم اولویتها
• همه را در یک کار سهیم کردن
• زیاد از حد به جزئیات توجه کردن
• کم توجهی به مطالب اصلی
• بی برنامگی
• کم توجهی به کل کار و اهداف آن
• انجام دادن یک کار جزء جزء شده
• کم توجهی به استراحت و آرامش که سبب ایجاد اشتباه و خستگی مفرط میشود
• اطلاعات (فقدان، ناکافی، نا واضح)
• مطالب خواندنی بسیار زیاد
• جلسات (خیلی زیاد، خیلی طولانی)
• تلفن (ناتوانی در برقراری ارتباط موقع نیاز (مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد!)، مزاحمهایی که میان تلفن شما وارد میشوند، زیاد صحیت کردن با تلفن)
• کمبود نیروی حمایتی
• سیستمهای فایل بندی و طبقه بندی (ضعیف، پیچیده)
• نقصهای فنی (ماشین، کامپیوتر، آسانسور)
• افراد دیگر (تنبل، غایب، متاخر)


